جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷ / Friday, 20 July, 2018

پژوهشی درباره نام، سن و کیفیّت شهادت طفل شیرخوار امام حسین«ع»


پژوهشی درباره نام، سن و کیفیّت شهادت طفل شیرخوار امام حسین«ع»
نوشتار حاضر، ابتدا به پژوهش درباره نام طفل شیرخوار امام حسین(ع) پرداخته و سپس به بررسی سن وی و نقد دیدگاه برخی منابع معاصر در این باره می پردازد. در ادامه به کیفیت شهادت این طفل و در پایان، به معرفی و نقد دیدگاه یکی از محققان معاصر درباره دو نفر بودن علی اصغر و عبدالله پرداخته است.
● مقدمه
از مصائب بزرگ روز عاشورا و حوادث مسلم این روز، شهادت طفل شیرخوار امام حسین(علیه السلام) است که توسط سپاه عمر سعد با کمال بی رحمی و در آغوش امام(علیه السلام) به شهادت رسید. در برخی منابع کهن، از نام این طفل، سخنی به میان نیامده، اما در برخی دیگر با نام عبدالله بن الحسین یا عبدالله رضیع از او یاد شده است. هم چنین بسیاری از منابع، در باره سن او سکوت کرده اند. از طرف دیگر، برخی مورخان و مقتل نگاران، اصل تیر خوردن و شهادت او را به اختصار بیان کرده و بعضی دیگر گفته اند که در کنار خیمه در آغوش امام(علیه السلام) هدف تیر قرار گرفت. گروه سوم، گزارش کرده اند که امام(علیه السلام) او را در برابر سپاه کوفه گرفت و تشنگی او را مطرح کرد و در این هنگام روی دست امام(علیه السلام) با تیر دشمنان به شهادت رسید.
اینک ابتدا نام و سن این طفل و سپس کیّفیت شهادت او را با استناد به منابع قدیمی (که برخی، از برخی دیگر گرفته اند یا یک گزارش را یکی به اختصار و دیگری به تفصیل آورده است) بررسی می کنیم و در پایان به نقد تحلیل یکی از محققان معاصر در این باره می پردازیم.
● نـام کودک
منابع تاریخی، نام این طفل را گوناگون نوشته اند؛ در برخی منابع از او (بدون ذکر نام) تعبیر به «صبی» شده،۲ چنان که در روایتی، امام باقر(علیه السلام) نیز از این طفل، تعبیر به «صبی» کرده است.۳ دسته ای از منابع نیز با عنوان «صغیر»۴ از او یاد کرده اند. فضیل بن زبیر (از اصحاب امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام)) هم به صراحت نام او را عبدالله ضبط کرده است.۵ ابومخنف در خبری که از حُمَید بن مسلم نقل کرده، به نقل از برخی، نام او را عبدالله دانسته است،۶ اما در جای دیگر، به صراحت نام او را می آورد.۷ مورخان و رجال شناسان بعدی، همانند محمد بن حبیب بغدادی۸ (م ۲۴۵ ق)، بلاذری۹ (م ۲۷۹ ق)، ابونصر بخاری۱۰(زنده تا ۳۴۱ ق)، ابوالفرج اصفهانی۱۱ (م ۳۵۶ ق) طبرانی۱۲ (م ۳۶۰ ق)، قاضی نعمان مصری۱۳ (م ۳۶۳ ق)، بلعمی۱۴ (م ۳۶۳ ق)، شیخ مفید۱۵ (که بیشترین گزارش عاشورا را از ابومخنف نقل کرده است) و به پیروی او، طبرسی۱۶ و شیخ طوسی۱۷ به صراحت نام او را عبدالله نوشته اند. بسیاری از منابع متأخر نیز با همین نام از او یاد کرده اند.۱۸
ابن اعثم (م ۳۱۴ق) نخستین مورخی است که از طفل شیرخوار با نام «علی» یاد کرده و از او با نام «علیٌ فی الرضاع» تعبیر کرده است.۱۹ خوارزمی (م ۵۶۸ ق) نیز (که بسیاری از مطالب مقتل خود را از ابن اعثم گرفته) از او به «علیٌ الطفل» (بدون ذکر اصغر) تعبیر کرده است.۲۰
اما تا جایی که بررسی ها نشان می دهد، اولین کسی که نام یکی از فرزندان امام(علیه السلام) را (افزون بر علی اکبر و امام چهارم(علیه السلام) و عبدالله) «علی اصغر» دانسته است، طبری شیعی۲۱ (از علمای قرن چهارم) است. پس از او ابن خشاب بغدادی۲۲(م۲ ۵۶۷ ق) و ابن شهرآشوب۲۳ (م ۵۸۸ ق) نام این طفل را «علی اصغر» نگاشته اند. و از آن پس، این اسم به برخی از منابع متأخرتر، راه یافته است.۲۴
● سن کودک
درباره سن او باید گفت که بسیاری از منابع تاریخی چنان که در گزارش های آن ها ملاحظه خواهد شد سخنی از سن وی به میان نیاورده و تنها به عناوینی، همانند صبی، صغیر، طفل و رضیع (شیرخوار) اکتفا کرده اند. البته برخی مورخان و مقتل نویسان، همانند فضیل بن زبیر رسان (زنده تا عصر امام صادق(علیه السلام)) و یعقوبی (م ۲۸۴ ق) بر این باورند که این طفل در روز عاشورا به دنیا آمده است.۲۵
اما گزارش های قابل اعتنا که در آن ها به سن این طفل اشاره شده، گزارش های ذیل است که البته سن وی را متفاوت نوشته اند، از این رو باید اذعان کرد که هیچ وجه جمعی برای این گزارش ها وجود ندارد.
نخستین گزارش به ترتیب قدمت آن ها گزارش محمد بن سعد (م ۲۳۰ ق) است که از پسری سه ساله برای امام حسین(علیه السلام) سخن به میان آورده که عقبة بن بشر اسدی، او را با تیری شهید کرد.۲۶
بلعمی، از مورخان قرن چهارم، ذیل گزارش چگونگی شهادت طفل شیرخوار، او را یک ساله دانسته است.۲۷ و بالأخره در بیتی به جای مانده از کسائی مروزی، شاعر قرن چهارم از طفلی پنج ماهه، یاد شده است:
آن پنج ماهه کودک، باری چه کرد ویحک *** کز پای تا به تارک، مجروح شد مفاجا؟۲۸چنان که ملاحظه می شود، هیچ وجه جمعی بین سه قول یاد شده وجود ندارد، اگرچه شاید بتوان گفته بلعمی را به دلایلی ترجیح داد، زیرا برخی منابع به شیرخواره بودن این طفل اشاره کرده اند که طبیعتاً با قول ابن سعد سازگاری ندارد و برخی دیگر چنان که خواهد آمد گفته اند که امام(علیه السلام) او را در دامانش نشاند که این امر با پنج ماهه بودن کودک (گفته کسائی مروزی) ناسازگار است، زیرا این کودک طبیعتاً بایستی به سنی از رشد رسیده باشد که نشستن او در دامان پدر ممکن باشد، از این رو این دو ویژگی یاد شده با هم، با یک ساله بودن کودک سازگار است. اگرچه به این نکته نیز باید اذعان کرد که گفته بلعمی مرسل و بدون استناد به گفته راویانی است که او از آن ها نقل کرده است.
● نقد و بررسی دیدگاهی مشهور
اما در برابر گزارش منابع کهن در باره سن طفل شیرخوار، دیدگاهی است که سن اینطفل را شش ماهه دانسته و چنان روی این دیدگاه در یکی دو قرن اخیر، تبلیغ شده است که امروزه در منابر و محافل روضه خوانی، شهرت خاصی دارد و حتی در سال های اخیر، برخی برای او جشن تولد گرفته و تولّد وی را با محاسبه برگشت به شش ماه پیش از عاشورای سال ۶۱ق در ده رجب سال ۶۰ق می دانند! بلکه این امر تا آن جا پیش رفته است که این تاریخ، در برخی از تقویم های مذهبی به عنوان سالروز ولادت وی ثبت شده است، در حالی که این گفته هیچ مدرک معتبری ندارد و تنها مأخذ آن، گزارشی است که در کتاب محرّف و منسوب به ابومخنف آمده۲۹ و به تدریج به مآخذ معاصران راه یافته است.
● چگونگی شهادت طفل شیرخوار
امّا درباره چگونگی شهادت طفل شیرخوار نیز، منابع کهن، نوعاً شهادت او را در آغوش یا در دامان امام(علیه السلام) در کنار خیمه ها نوشته اند. فضیل بن زبیر در این باره نوشته است: عبدالله بن حسین(علیه السلام) مادرش رباب، دختر امرؤالقیس۳۰ است که حرملة بن کاهل اسدی والبی او را کشت. عبدالله در (روز عاشورا) زمان جنگ به دنیا آمد و در حالی که حسین(علیه السلام)نشسته بود، نزد وی آورده شد. حسین(علیه السلام) او را در دامان خود قرار داد و با آب دهان خود، کام او را برداشت و او را عبدالله نامید. ناگاه حرملة بن کاهل تیری۳۱ به او زد و او راکشت، پس حسین(علیه السلام) خون او را گرفت و جمع کرد و به آسمان پرتاب کرد و قطره ای از آن بر زمین نریخت. امام باقر(علیه السلام) فرمود: اگر قطره ای از آن خون بر زمین می ریخت، عذاب نازل می شد.۳۲
یعقوبی نیز نگاشته است: حسین(علیه السلام) بر اسبش سوار بود که نوزادی که در همان لحظه به دنیا آمده بود، نزد وی آورده شد، پس در گوش وی اذان گفت و کام او را برداشت، ناگاه تیری در حلق کودک نشست و او را کشت، حسین(علیه السلام)تیر را از گلویش خارج کرد و او را به خونش آغشته کرده، فرمود: به خدا سوگند، تو گرامی تر از ناقه ]صالح(علیه السلام)[ نزد خدا هستی. و محمد ( نزد خدا از صالح( گرامی تر و عزیزتر است. سپس حسین(علیه السلام) آمد و او را کنار ]جنازه[ فرزندان و برادرزادگانش گذاشت.۳۳
طبری نیز می نویسد: چون حسین(علیه السلام) (جلوی خیمه گاه) نشست، کودکی را که عبدالله بن حسین(علیه السلام) دانسته اند، نزدش آوردند، پس او را در دامانش نشاند. ابومخنف از قول عقبة بن بشیر (بشر) اسدی گوید : ابوجعفر محمد بن علی (امام باقر(علیه السلام)) به من گفت: ای بنی اسد، خونی از ما پیش شما هست. گفتم: ای ابوجعفر، خدا رحمتت کند، گناه من در آن چیست و چگونه است؟ فرمود: کودکی نزد حسین(علیه السلام) آورده شد و او در دامان حسین(علیه السلام) بود که یکی از شما بنی اسد، تیری به سوی او انداخت و او را کشت. پس حسین(علیه السلام) خون او را گرفت و چون دستش پر شد، بر زمین ریخت و گفت: پروردگارا، اگر یاری رسانی از آسمان را از ما بازداشته ای، آن را در چیزی که برای ما بهتر است، قرار ده و انتقام ما را از این ستم گران بگیر.۳۴
در خبر دیگری که عمّار دُهْنی از امام باقر(علیه السلام) نقل کرده، آمده است که چون پسر حسین(علیه السلام) در دامانش هدف تیر قرار گرفت، گفت: خدایا خود بین ما و قومی که ما را دعوت کردند، تا یاری مان کنند، اما ما را کشتند، حکم کن.۳۵
بلعمی هم می نگارد:
و حسین(علیه السلام) را پسری بود یک ساله شیرخواره، نامش عبدالله، آواز از او بشنید، دلش بسوخت و او را بخواست و در کنار نهاد و همی گریست، و مردی ازبنی اسد، تیری بینداخت و به گوش آن کودک فرو شد و همان گاه بمرد. حسین آن کودک از کنار بنهاد و گفت: انّا لله و انّا الیه راجعون. یا ربّ، مرا بدین مصیبت ها شکیبایی ده.۳۶
شیخ مفید و به پیروی او طبرسی، می نویسند: سپس حسین(علیه السلام) جلوی خیمه نشست و پسرش عبدالله بن حسین که طفلی بیش نبود نزدش آورده شد، پس او را در دامانش نشانید. آن گاه مردی از بنی اسد تیری به سوی عبدالله انداخت و او را کشت، پس حسین(علیه السلام) خون این طفل را گرفت و چون دستش پر شد، بر زمین ریخت و گفت: پروردگارا، اگر یاری رسانی از آسمان را از ما بازداشته ای، آن را در چیزی که برای ما بهتر است، قرار ده و انتقام ما را از این قوم ستم گر بگیر، سپس او را برداشت و کنار شهدای دیگر اهل بیت(علیهم السلام) قرار داد.۳۷
ابوالفرج اصفهانی (م ۳۵۶ ق) و ابن شهرآشوب نوشته اند که حسین(علیه السلام)خون های گلوی این کودک را گرفته و به سوی آسمان (نه به زمین) پرتاب می کرد و چیزی از آن بازنگشت و گفت: خدایا (کشتن) این طفل نزد تو آسان تر از (کشتن) ناقه صالح (پیامبر(صلی الله علیه وآله)) نیست.۳۸
اما ابن اعثم، خوارزمی و طبرسی در این باره می نویسند: چون تمام یاران و خویشان حسین(علیه السلام) شهید شدند، امام حسین(علیه السلام) تنها ماند و با او جز دو نفر باقی نماند، یکی فرزندش علی زین العابدین(علیه السلام) و دیگری پسری شیرخوار که نامش عبدالله۳۹ (یا علی)۴۰ بود. پس حسین(علیه السلام)(برای وداع با اهل بیت خود) به درِ خیمه آمد و فرمود: آن طفل را بیاورید تا با او وداع کنم، پس کودک را به وی دادند. امام(علیه السلام)او را می بوسید و می فرمود : ای پسرکم، وای بر این مردم اگر دشمن آنان جدّت محمد(صلی الله علیه وآله) باشد. پس در همان حال که کودک در دامان حضرت بود، حرملة بن کاهل اسدی۴۱ تیری به آن کودک زد و او را در دامن پدر به شهادت رساند. حسین(علیه السلام)با دست خود خون ها را گرفت تا دستش پر شد و سپس به طرف آسمان پاشید و گفت: بارالها! اگر امروز فتح و نصرت خویش را از ما بازداشته ای، آن را در چیزی که برای ما بهتر است، قرار ده.۴۲ آن گاه حسین(علیه السلام)از اسب فرود آمد و با غلاف شمشیر خود، قبری برای او حفر کرده و پیکر خون آلود او را در پارچه ای پیچیده و بر او نماز خواند۴۳ و او را دفن کرد.۴۴ البته چنان که گذشت برخی نوشته اند که حسین(علیه السلام) بدن این طفل را آورد و کنار بدن دیگر شهدا قرار داد.۴۵
سید ابن طاووس در این باره می نویسد: چون حسین(علیه السلام) مرگ جوانان و یاران و عزیزان خود را دید، تصمیم گرفت تا قوم (سپاه دشمن) را با خون خویش ملاقات کند از این رو فریاد زد: آیا حمایت کننده ای هست که از حرم رسول خدا حمایت کند؟ آیا یگانه پرستی هست که در باره ما از خدا بترسد؟ آیا فریاد رسی هست که امید به فریاد رسی ما داشته باشد؟ آیا یاری کننده ای هست که در یاری ما به آن چه نزد خداست، امیدوار باشد؟ در این هنگام صدای زنان به فریاد بلند شد، حسین(علیه السلام)به درِ خیمه آمد و به زینب(علیها السلام) فرمود: فرزند کوچکم را به من بده تا با او وداع کنم. پس او را گرفت و خواست او را ببوسد که حرملة بن کاهل تیری به سوی این کودک زد. تیر در گلوی کودک نشست و او را کشت. حسین(علیه السلام) به زینب(علیها السلام) فرمود: این کودک را بگیر. سپس خون این کودک را با دو دستش گرفت تا پر شد و به سوی آسمان پاشید و فرمود: آن چه برای من پیش آمده است، آسان است، چون خدا آن را می بیند. امام باقر(علیه السلام) فرمود: حتی یک قطره از آن بر زمین نیفتاد.۴۶
سبط ابن جوزی به نقل از هشام بن محمد کلبی (شاگرد ابومخنف و راوی مقتل وی) در این باره، گزارش دیگری نقل کرده که قابل توجّه است: حسین(علیه السلام) متوجّه کودکی شد که از تشنگی می گریست، حضرت او را ]در برابر سپاه [روی دست، بلند کرد و فرمود: ای قوم، اگر بر من رحم نمی کنید، بر این طفل رحم کنید،۴۷ پس مردی از لشکر عمر سعد تیری به سوی این کودک انداخت و او را کشت. پس حسین(علیه السلام) گریه کرد و گفت: خدایا، بین ما و قومی که ما را دعوت کردند تا یاری مان کنند، اما ما را کشتند، حکم کن. آن گاه ندایی از آسمان بلند شد که ای حسین، او را رها کن، چرا که برای او شیر دهنده ای در بهشت است.۴۸
در برخی منابع آمده است که امام(علیه السلام) پس از شهادت طفل شیرخوار، ایستاد و فرمود:
۱) این قوم کافر شدند و از دیر باز از (ایمان به) پاداش خدا، پروردگار جن و انس، رو برتافتند.
۲) در گذشته، علی و فرزندش، حسنِ نیک سیرت را که از سوی پدر و مادر نسبتی با کرامت دارد کشتند،
۳) به سبب کینه ای که از خاندان پیامبر(صلی الله علیه وآله) به دل داشتند، گفتند: اینک گرد هم آیید تا همگی حسین را بکشیم.
۴) آه از دست مردم فرومایه که جماعت را برای ]کشتن ساکنان [دو حرم (مکه و مدینه) گرد آوردند.
۵) سپس رفتند و یکدیگر را سفارش کردند که به سبب خشنودی ملحدان، مرا نابود کنند.
۶) در ریختن خون من برای عبیدالله، زاده کافران، از خدا نترسیدند.
۷) و پسر سعد و سپاهیانش با زور، باران تیر را بر سر من ریختند.
۸) از من هیچ گناهی پیش از آن سرنزده بود، جز این که به نور دو ستاره افتخار می کردم.
۹) (یعنی) به علی نیکوخصال پس از پیامبر و پیامبری که پدر و مادرش از قریش بودند.
۱۰) پدر و مادرم هر دو از برگزیدگان خدا بودند، بنابراین من فرزند دو برگزیده هستم.
۱۱) نقره ای که از طلا برآمده، پس من آن نقره و زاده دو طلا هستم.
۱۲) در مردم کیست که جدّی مانند جدّ من یا پدری چون پدرم داشته باشد؟ پس من فرزند دو ماه هستم.
۱۳) فاطمه زهرا(علیها السلام) مادر من است و پدرم درهم کوبنده کفر در بدر و حنین است.
۱۴) دست گیره دین ، علی مرتضی، نابودکننده سپاه ]کفر [و کسی که به دو قبله نماز گزارده است؛
۱۵) جنگ او در روز احد، سینه ها را با پراکنده ساختن دو سپاه ]کفر و شرک [ از کینه شفا بخشید.
۱۶) سپس در روز احزاب و فتح مکه، اعضای دو سپاه انبوه ]کفر و شرک[ نابود شدند.
۱۷) امّت بد ، در راه خدا با هر دو عترت چه کردند.
۱۸) عترتِ مصطفای نیک و پرهیزکار و علی، آقا و سرور، در روز دو سپاه بزرگ،
۱۹) او در جوانی خداوند را می پرستید، در حالی که قریش دو بت (لات و عزّی)را می پرستید؛
۲۰) او از ]پرستش [دو بت بی زاری جسته و هرگز حتی یک چشم به هم زدن، همراه قریش بر آن ها سجده نکرد.
۲۱) هنگامی که قهرمانان در جنگ های بدر، تبوک و حنین ]در برابرش [نمایان شدند، او آنان را نابود کرد.۴۹● آیا علی اصغر غیر از عبدالله شیرخوار است؟
محقق شهید قاضی طباطبایی با ملاحظه گزارش های مختلف تاریخی در باره چگونگی شهادت طفل شیرخوار، به این نتیجه رسیده است که امام حسین(علیه السلام) سه طفل خردسال داشته است: یکی، نوزادی که در روز عاشورا به دنیا آمده و یعقوبی از آن خبر داده است، دیگری عبدالله که شش ماهه و شیرخوار بوده و سومی علی اصغر که شش سال داشته است. اما مورخان در ضبط و ثبت گزارش شهادت این سه نفر، دقت لازم را نکرده و جریان شهادت هر یک را با دیگری خلط کرده و هر یک را به جای دیگری نوشته و به مرور زمان، این سه کودک، یک نفر به حساب آمده اند که منابع کهن او را عبدالله رضیع و منابع متأخر، او را علی خوانده اند. وی در ادامه نوشتار خود قراین و شواهدی برای مدعای خود می آورد که به اختصار و اضافاتی چنین است:
۱) شهادت عبدالله رضیع این گونه است که امام برای وداع این طفل، جلوی خیمه آمده و بر زمین نشسته و طفل شیرخوار را در آغوش می گیرد و آن طفل در دامان امام(علیه السلام) هدف تیر قرار گرفته، شهید می شود. این امر، حاکی از آن است که عبدالله غیر از علی اصغر بوده است، زیرا شهادت علی در حالی رخ داد که امام(علیه السلام)سوار بر اسب بود و در میدان جنگ مقابل لشکر دشمن ایستاده بود و بنابر گزارش سبط بن جوزی، از آنان برای این کودک تشنه، آب طلب کرد، اما چون آن طفل، هدف تیر قرار گرفته و شهید شد، حضرت از اسب پیاده شده و ... .
۲) در جریان شهادت علی اصغر، حضرت بر او نماز می گذارد که طبق نظر فقها، خواندن نماز میت بر کم تر از شش سال واجب نیست و استحباب آن نیز معلوم نیست و بنابر تحقیق، مورد اشکال است، در حالی که در جریان شهادت عبدالله، چنین اتفاقی رخ نداده است. از این رو نماز خواندن امام(علیه السلام) بر طفلی که دست کم شش سال دارد با شیرخواره بودن طفل، سازگاری ندارد و نمی شود این دو نفر، یک نفر باشند.
۳) پس از شهادت طفل شیرخوار، امام(علیه السلام) او را کنار شهدای دیگر قرار می دهد، در حالی که در باره علی اصغر نقل شده است که حضرت پس از خواندن نماز بر او، او را دفن کرد. پس معلوم می شود که عبداللّه رضیع غیر از علی اصغر بوده که دست کم شش سال داشته است.
۴ سبط بن جوزی در باره همین طفل شش ساله نوشته است که چون از تشنگی گریه می کرد، امام(علیه السلام) او را در برابر لشکر عمر سعد قرار داد و از آنان برای او آب طلب کرد، اما در باره طفل شیرخوار چنین گزارشی نشده و تنها جریان وداع آن حضرت با آن طفل، آن هم جلوی خیمه گاه (نه در میدان نبرد) گزارش شده است.۵۰
● نقد و بررسی
اگرچه قراین و شواهدی که محقق قاضی طباطبایی برای اثبات مدعای خود آورده در ابتدا و ظاهر امر، درخور توجه است و حتی چنان که گذشت گزارش طبری امامی و ابن خشاب در باره تعداد فرزندان امام(علیه السلام) حاکی از این بود که عبدالله غیر از علی اصغر است، اما با اندکی تأمّل و دقّت، این پرسش مطرح می شود که اگر علی اصغر غیر از عبدالله رضیع بوده است، چرا منابع متقدم سخنی از او به میان نیاورده اند و افرادی همانند ابومخنف که معتبرترین گزارش های تاریخ عاشورا را با یک یا دو واسطه بیان کرده و شیخ مفید نیز این گزارش ها را پذیرفته است، نامی از علی اصغر نبرده اند و تنها از قرن چهارم به بعد چنین مطلبی آن هم به اجمال، مطرح شده است؟ چرا وجود کودکی شش ساله که امام(علیه السلام)بر او نماز خوانده است، تنها در گزارش ابن اعثم که کتاب خود را بیش از دو قرن و نیم بعد از حادثه عاشورا نگاشته است و این خبر را بدون ذکر سند نقل کرده، منعکس شده و در منابع متقدم، از او با نام «علی» و چگونگی شهادتش، یادی نشده است؟
اما درباره اختلاف روایات کیفیت شهادت طفل شیرخوار که این محقق به آن استدلال کرده، باید گفت که برخی منابع، کیفیت شهادت او را به گونه ای نوشته اند که هم با گزارش ابومخنف و شیخ مفید و هم با نقل ابن اعثم و خوارزمی، هم سو و موافق است، چنان که طبرسی (م ۵۶۰ ق)، هم آمدن امام حسین(علیه السلام) را به درِ خیمه گاه نوشته و هم این که حضرت بر اسب سوار بوده و پس از شهادت طفل شیرخوار از اسب پیاده شده و پس از حفر قبر، او را دفن کرده است. البته او چون بر این باور بوده که این طفل، شیرخوار بوده، در گزارش خود سخنی از نماز خواندن امام(علیه السلام)بر این طفل به میان نیاورده است.۵۱ همین طور اگر آغاز گزارش سبط بن جوزی به ادعای این محقق، حاکی از شش ساله بودن این کودک باشد، اما پایان گزارش وی، یعنی بلند شدن ندای آسمانی که حسین این طفل را رها کن که برای او شیردهنده ای در بهشت است، شیرخواره بودن طفل را اثبات می کند. به تعبیر دیگر، در گزارش یاد شده، هم از به میدان آوردن و در برابر لشکر قرار دادن این طفل توسط امام(علیه السلام) سخن به میان آمده است و هم از شیرخواره بودن این طفل، بنابراین، از اختلاف برخی گزارش ها در باره چگونگی شهادت طفل شیرخوار، به سهولت نمی توان ادعا کرد که عبدالله و علی اصغر دو نفر بودند که اولی شیرخوار و دومی، کودکی دست کم شش ساله بوده است.۵۲
نکته دیگری که باید به آن توجه داشت آن است که بسیاری از مورخان متقدّم و متأخّر، از امام سجّاد(علیه السلام) با نام «علی اصغر» یاد کرده اند۵۳ که این نکته، حاکی از آن است که از دیدگاه آنان، «اصغر» صفت برای امام زین العابدین(علیه السلام) (نه برای طفل شیرخوار) بوده است، چنان که برخی دیگر، بر علی اکبر (جوان شهید شده) علی اصغر اطلاق کرده اند،۵۴ حتی به تصریح مُحَلّی، عقیقی۵۵ و بسیاری از طالبی ها، به امام سجاد(علیه السلام)، علی اکبر و به علی اکبر شهید، علی اصغر گویند و بسیاری از اهل نسب، از جمله کلبی و مصعب زبیری، امام سجّاد(علیه السلام) را علی اصغر، و علی اکبر شهید را علی اکبر خوانند.۵۶ بنابراین، هیچ یک از این دو گروه یاد شده، طفل شیرخوار را علی اصغر ندانسته اند.افزون براین، مورخان، تعبیر «اصغر» را به عنوان لقب، در مقابل علی اکبر، برای توصیف سن امام علی بن الحسین(علیه السلام)به کار برده اند، چنان که ابوحنیفه دینوری می نویسد: یکی از نجات یافتگان علی اصغر بود که بالغ شده بود.۵۷
● نتیجه
آن چه می توان در این باره با اطمینان گفت، آن است که در کربلا، کودک و طفلی از حضرت شهید شده است که منابع دسته اول او را «عبدالله» خوانند. در این میان، فضیل بن زبیر و یعقوبی بر این باورند که او در همان روز عاشورا به دنیا آمده و به گفته ابن زبیر، نامش عبدالله بوده است، اما در گزارش ابومخنف که طبری، ابوالفرج اصفهانی و شیخ مفید و برخی دیگر، آن را آورده اند، سخنی از تولّد او در روز عاشورا به میان نیامده است. با آن که سخن امام حسین(علیه السلام) درباره شهادت این طفل، در گزارش ابوالفرج اصفهانی و ابن شهرآشوب با گزارش یعقوبی مشابهت دارد، اما چنان که گذشت هیچ کدام از دو منبع یاد شده نگفته اند که تولد طفل شیرخوار، روز عاشورا بوده است. بنابراین، تنها از قرن چهارم به بعد، برخی منابع، از او با نام علی یاد کرده اند و با توجه به نماز خواندن امام(علیه السلام)بر او (که در برخی منابع این دسته آمده)، چنین برداشت شده که وی دست کم شش سال داشته است.

نویسنده: محسن رنجبر
کتاب نامه
۱. ابن ابی الغنائم عمری، علی بن محمدبن علی، المجدی فی انساب الطالبیین، تحقیق احمد مهدوی دامغانی، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق.
۲. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، تحقیق مکتب التراث، بیروت، دار احیاء التراث، ۱۴۰۸ق.
۳. ابن ادریس حلی، محمدبن منصور، السرائر، تحقیق لجنة التحقیق، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
۴. ابن اعثم کوفی، ابومحمداحمد، کتاب الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۱ق.
۵. ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمان بن علی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، بیروت، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۱۲ق.
۶. ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمان بن علی، صفة الصفوه، حلب، دارالوعی، ۱۳۸۹ق.
۷. ابن حبیب بغدادی، محمد، کتاب المحبر، تصحیح ایلزه لیختن شتیتر، بیروت، دارالآفاق الجدیده، ]بی تا[.
۸. ابن خشاب بغدادی، عبدالله بن نصر، تاریخ موالید الأئمة و وفیاتهم، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۶ق.
۹. ابن خیاط، ابوعمرو خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، تحقیق سهیل بن زکار، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق.
۱۰. ابن داود حلی، تقی الدین، رجال ابن داود، نجف المطبعة الحیدریه، ۱۳۹۲ق.
۱۱. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر، ]بی تا[.
۱۲. ابن سعد، محمد، «ترجمة الحسین و مقتله»، فصلنامه تراثنا، سال سوم، ش ۱۰، ۱۴۰۸ق.
۱۳. ابن شهرآشوب مازندرانی، ابوجعفر محمدبن علی، مناقب آل ابی طالب، تحقیق یوسف بقاعی، قم، انتشارات ذوی القربی (افست دارالاضواء)، ۱۳۷۹.
۱۴. ابن صباغ مالکی، علی بن محمد بن احمد، الفصول المهمه، تهران، مؤسسة الاعلمی، ]بی تا[.
۱۵. ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، قم، الأنوار الهدی، ۱۴۱۷ق.
۱۶. ابن طقطقی، محمدبن علی بن طباطبا، الاصیلی فی أنساب الطالبیین، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۱۸ق.
۱۷. ابن طلحه شافعی، کمال الدین محمد، مطالب السؤول فی مناقب الرسول، تحقیق ماجد بن احمد عطیه، چاپ اول: بیروت، مؤسسة ام القری، ۱۴۲۰ق.
۱۸. ابن فتال نیشابوری، محمد، روضة الواعظین، قم، منشورات الشریف الرضی، ]بی تا[.
۱۹. ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایه، تحقیق علی شیری، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.
۲۰. ابن مُحَلّی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الأئمة الزیدیّه، تحقیق مرتضی بن زید محطوری حسنی، چاپ اول: صنعاء، مکتبة بدر، ۱۴۲۳ق.
۲۱. ابن مطهر حلی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال فی معرفة الاقوال، قم، مؤسسة نشر الفقاهه، ۱۴۱۷ق.
۲۲. ابن نما حلی، نجم الدین جعفر بن محمد، مثیرالأحزان، نجف، منشورات المطبعة الحیدریه، ۱۳۶۹ ق.
۲۳. اربلی، علی بن حسین، کشف الغمة فی معرفة الأئمه(علیهم السلام)، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ق.
۲۴. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، با مقدمه کاظم مظفر، قم، مؤسسة دارالکتاب، ۱۳۸۵ق.
۲۵. باعونی، محمدبن احمد، جواهر المطالب فی مناقب الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، تحقیق محمدباقر محمودی، قم، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیه، ۱۴۱۵ق.
۲۶. بخاری، ابونصر سهل بن عبدالله، سر السلسلة العلویه، تعلیق سید محمدصادق بحرالعلوم، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۳۷۱.
۲۷. بلاذری، احمدبن یحیی بن جابر، انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۰ق.
۲۸. بلخی، ابوزید احمد بن سهل، البدء و التاریخ، چاپ اول: بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق.
۲۹. بلعمی، ابوعلی محمد، تاریخنامه طبری، تصحیح محمد روشن، چاپ اول: تهران، سروش، ۱۳۷۷.
۳۰. تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، تحقیق سیدمحمد حسینی جلالی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ]بی تا[.
۳۱. خراسانی قائنی بیرجندی، محمدباقر، کبریت احمر فی شرائط المنبر، تهران، اسلامیه، ۱۳۷۶.
۳۲. خوارزمی، ابوالمؤید موفق بن احمد، مقتل الحسین(علیه السلام)، تحقیق محمد سماوی، قم، دارانوار الهدی، ۱۴۱۸ق.
۳۳. دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، الأخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر ]بی جا[، داراحیاء الکتب العربیه، ۱۹۶۰م.
۳۴. ذهبی، شمس الدین محمدبن احمد، تاریخ الإسلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمُری، چاپ دوم: بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۸ق.
۳۵. ذهبی، شمس الدین محمدبن احمد، سیر أعلام النبلاء، بیروت، مؤسسة الرساله، ۱۴۱۳ق.
۳۶. سبط بن جوزی، یوسف بن عبدالرحمن قز أوغلی، تذکرة الخواص، با مقدمه سید صادق بحرالعلوم، تهران، مکتبة نینوی الحدیثه، ]بی تا[.
۳۷. سپهر، میرزا محمدتقی، ناسخ التواریخ، (حضرت سید الشهداء(علیه السلام)) قم، انتشارات کتابفروشی محمدی، ]بی تا[.
۳۸. سید ابن طاووس، الإقبال بالأعمال الحسنة فیما یعمل مرة فی السنه، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۴ ق.
۳۹. شیخ صدوق، الأمالی، قم، مؤسسة البعثه، ۱۴۱۷ ق.
۴۰. شیخ طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، قم، تحقیق مؤسسة آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.
۴۱. شیخ طوسی، رجال الطوسی، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۵ق.
۴۲. شیخ مفید، الاختصاص، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، منشورات الجماعة المدرسین، ]بی تا[.
۴۳. شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، تحقیق مؤسسة آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، ۱۴۱۳ ق.
۴۴. صاحبکاری، ذبیح الله، سیری در مرثیه عاشورایی، چاپ اول: مشهد، عاشورا، ۱۳۷۹.
۴۵. صفدی، صلاح الدین خلیل بن ابیک، الوافی بالوفیات، بیروت، المعهد الألمانی.
۴۶. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفی، چاپ دوم: قاهره، مکتبة ابن تیمیه، ۱۴۰۵ق.
۴۷. طبرسی، ابومنصور احمدبن علی، الاحتجاج، تعلیق سید محمدباقر خرسان، نجف، دارالنعمان، ۱۳۸۶ق.
۴۸. طبری، محب الدین، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، قاهره، مکتبة القدسی، ۱۳۵۶ق.
۴۹. طبری، محمدبن جریر، المنتخب من ذیل المذیل من تاریخ الصحابة و التابعین، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۸ق.
۵۰. طبری، محمدبن جریربن رستم، دلائل الامامه، چاپ اول: قم، مؤسسة البعثه، ۱۴۱۳ق.
۵۱. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الأمم والملوک، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.
۵۲. فاضل دربندی، آغا بن عابد شیروانی حائری، اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات، تحقیق محمد جمعه بادی و عباس ملاعطیه الجمری، چاپ اول: بحرین، شرکة المصطفی للخدمات الثقافیه، ۱۴۱۵ق.
۵۳. قاضی طباطبایی، سید محمدعلی، تحقیق درباره اول اربعین حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)، چاپ سوم: قم، بنیاد علمی و فرهنگی شهید آیت الله قاضی طباطبایی، ۱۳۶۸.
۵۴. قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده لذوی القربی، تحقیق سید علی جمال اشرف حسینی، ]بی جا[، دارالاسوه، ۱۴۱۶ق.
۵۵. کوفی اسدی، فضیل بن زبیر بن عمر بن درهم، «تسمیة من قتل مع الحسین (علیه السلام)»، تحقیق سید محمدرضا حسینی جلالی، فصلنامه تراثنا، شماره ۲، ۱۴۰۶ق.
۵۶. مازندرانی، محمدمهدی، معالی السبطَیْن، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۳۶۳.
۵۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
۵۸. محدث قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ترجمه و حاشیه از ابوالحسن شعرانی، چاپ اول: قم، هجرت، ۱۳۸۱.
۵۹. مزی، جمال الدین حجاج یوسف، تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، بیروت، مؤسسة الرساله، ۱۴۱۳ق.
۶۰. مستوفی، محمد بن احمد، ترجمه الفتوح ابن اعثم، تصحیح غلام رضا طباطبایی مجد، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲.
۶۱. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بورسعید، مکتبة الثقافه، ]بی تا[.
۶۲. موصلی شافعی، عمر بن شجاع الدین، النعیم المقیم لعترة النبأ العظیم، تحقیق سامی غریری، قم، دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۲۳ ق.
۶۳. میرخواند، میرمحمد بن سید برهان الدین، روضة الصفا فی سیرة الانبیاء و الملوک و الخلفاء، تصحیح جمشید کیان فر، چاپ اول: تهران، اساطیر، ۱۳۸۰.
۶۴. نویری، احمدن عبدالوهاب، نهایة الإرب فی فنون الأدب، تحقیق عبدالمجید ترحینی و عماد علی حمزه، چاپ اول: بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۴ق.
۶۵. واعظ کاشفی، ملاحسین، روضة الشهداء، تصحیح عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، قم، انتشارات نوید اسلام، ۱۳۸۱.
۶۶. وقعة الطف، تحقیق محمدهادی یوسفی غروی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ق.
۶۷. یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب بن واضح، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، ]بی تا[.
--------------------------------------------------------------------------------
۱ دانشجوی دکتری تاریخ اسلام.
۲. ابن سعد، «ترجمة الحسین و مقتله»، فصلنامه تراثنا، ش ۱۰، سال سوم، ۱۴۰۸ ق، ص ۱۸۲. البته وی در بحث بیان فرزندان امام(علیه السلام) از پسری به نام عبداللّه که کشته شد، یاد می کند (همان، ص ۱۲۸).
۳. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج ۴، ص ۳۴۲.
۴. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص ۵۹؛ کمال الدین محمد بن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب الرسول، ج۲، ص ۶۶ و ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ص ۶۹.
۵. فضیل بن زبیر بن عمر بن درهم کوفی اسدی، «تسمیة من قتل مع الحسین(علیه السلام)»، فصلنامه تراثنا، ش ۲، ۱۴۰۶ق، تحقیق سید محمد رضا حسینی جلالی، ص ۱۵۰.
۶. طبری، همان، ج ۴، ص ۳۴۲.
۷. همان، ص ۳۵۹.
۸. محمدبن حبیب بغدادی، المحبر، ص ۴۹۱.
۹. احمد بن یحیی بن جابر بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص ۴۰۷.
۱۰. ابونصر سهل بن عبدالله بخاری، سر السلسلة العلویه، ص ۳۰.
۱۱. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص ۵۹.
۱۲. سلیمان بن احمد طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص ۱۰۳.
۱۳. قاضی نعمان مصری، شرح الاخبار، ج۳، ص ۱۷۸.
۱۴. ابوعلی بلعمی، تاریخنامه طبری، ج ۴، ص ۷۱۰.
۱۵. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص ۱۰۸ و ۱۳۵ و همو، الاختصاص، ص ۸۳.
۱۶. طبرسی، اِعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص ۴۶۶.
۱۷. رجال الطوسی، ص ۱۰۲.
۱۸. محمد بن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص ۱۸۸. البته در نسخه موجود این کتاب، به اشتباه، عبدالله، فرزند امام حسن(علیه السلام) ذکر شده است (ابومنصور احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص ۳۰۰ـ۳۰۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۷۰؛ سیّد بن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنة فیما یعمل مرة فی السنه، ج۳، ص ۷۴؛ سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ص ۲۵۴؛ حمیدبن احمد بن مُحَلَّی، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیّه، ج۱، ص ۲۰۱ و ۲۰۸؛ ابن نما حلی، مثیرالأحزان، ص ۵۲؛ احمد بن عبدالوهاب نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲۰، ص ۲۸۶ و ۲۸۹؛ شمس الدین ذهبی، تاریخ الاسلام، ج ۵، ص ۲۱؛ ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایه، ج ۸ ، ص ۲۰۳ و ۲۰۶؛ ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ص ۱۹۷؛ محمد بن احمد باعونی، جواهرالمطالب فی مناقب الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، ج۲، ۲۸۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۶۶. اما در تاریخ خلیفة بن خیاط به اشتباه، نام او عبیدالله بیان شده است (تاریخ خلیفة بن خیاط، ص ۱۷۹).
۱۹. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج ۵، ص ۱۱۵.
۲۰. خوارزمی، مقتل الحسین(علیه السلام)، ج۲، ص ۳۷.
۲۱. طبری، دلائل الامامه، ص ۱۸۱.
۲۲. عبدالله بن نصر بن خشاب بغدادی، تاریخ موالید الائمه و وفیاتهم، ص ۲۱. وی شش پسر و سه دختر برای امام(علیه السلام) نام می برد که با علی اصغر نام شش پسر کامل می شود.
۲۳. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص ۱۱۸. البته وی در جای دیگر می نویسد که عبدالله در دامان امام(علیه السلام) شهید شد (همان، ج۴، ص ۱۲۲).
۲۴. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفی هروی، ص ۹۰۸؛ ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ج۲، ص ۶۹؛ سید ابن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنة فیما یعمل مرة فی السنه، ج۳، ص ۷۱؛ علی بن حسین اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص ۲۴۸ ۲۴۹؛ محب الدین طبری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، ص ۱۵۱؛ ابن طقطقی، الاصیلی فی أنساب الطالبیین، ص ۱۴۳؛ ملاحسین واعظ کاشفی، روضة الشهداء، ص ۴۲۶ و مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص ۳۳۱ و ج ۹۸، ص ۳۱۴. اربلی، ابتدا گزارش عبدالعزیز جنابذی را که تنها اشاره به نام های علی اصغر و علی اکبر کرده و علی اصغر را امام سجاد(علیه السلام) دانسته، آورده است و سپس این گفته را نادرست دانسته و می گوید: صحیح آن است که امام(علیه السلام)، سه فرزند به نام علی داشته است و امام زین العابدین(علیه السلام) علی اوسط بوده است، چنان که کمال الدین محمد بن طلحه شافعی نیز چنین گفته است.
۲۵. کوفی اسدی، تسمیة من قتل مع الحسین(علیه السلام)، ص ۱۵۰ و تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص ۲۴۵.
۲۶. محمدبن سعد، «ترجمة الحسین و مقتله»، ص ۱۸۲؛ ذهبی نیز از شهادت طفلی سه ساله یاد کرده است (شمس الدین ذهبی، سیرأعلام النبلاء، ج۳، ص۳۰۲).
۲۷. ابوعلی محمد بلعمی، تاریخنامه طبری، ج ۴، ص ۷۱۰. نکته حائز اهمیت در گزارش بلعمی آن است که اگرچه وی سندی برای گفته خود ارائه نکرده، اما به نظر می رسد این گفته در قرن چهارم، دست کم در میان ایرانیان، شهرتی خاص داشته است. میرخواند (م ۹۰۳ ق) نیز به یک ساله بودن طفل شیرخوار، اشاره کرده است (روضة الصفا فی سیرة الانبیاء و الملوک و الخلفاء، ج ۵، ص ۲۲۵۶).
۲۸. ذبیح الله صاحبکاری، سیری در مرثیه عاشورایی، ص ۱۶۹. کسائی مروزی (م ۳۹۴ ق) از شعرای عهد سامانی و غزنوی و نخستین شاعر پارسی گوی اشعار مذهبی است. او این بیت را ضمن سوگ نامه ای که برای شهدای کربلا سروده، آورده است.
۲۹. گزارش چنین است: «ثم أقبل امّ کلثوم و قال لها : یا اختاه، اوصیک بولدی الأصغر خیرا، فانّه طفلٌ صغیر و له من العمر سته أشهر» (ص ۸۳). چنان که اشاره شد، این گزارش به برخی از مقاتل غیرمعتبر معاصر راه یافته و به تدریج با طرح در محافل و مجالس روضه خوانی، چنان شهرتی پیدا کرده که در روزگار کنونی مخالفت با آن، مشکل است (برای نمونه ر.ک: فاضل دربندی، اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات، ج ۲، ص ۷۶۳؛ قندوزی حنفی، ینابیع الموده لذوی القربی، ج ۳، ص ۷۹؛ میرزا محمدتقی سپهر، ناسخ التواریخ، ج ۲، ص ۳۶۳؛ محمدمهدی مازندرانی، معالی السبطین، ج ۱، ص ۴۲۴

منبع : خبرگزاری فارس

مطالب مرتبط

مبارزات سیاسی امام‏حسین(ع) در زمان معاویه

مبارزات سیاسی امام‏حسین(ع) در زمان معاویه
امام حسن(ع)در اثر توطئه‏ای شوم که از سوی معاویه تدارک دیده‏شد به شهادت رسید و جلوه‏های شکوهمند امامت در دیگر یادگار فاطمه و علی علیهماالسلام متجلی گشت. استبداد اموی جهت هدم امامت راستین و یاران دلباخته آن عزم ‏را دو چندان کرد و با تهدید و ارعاب و ترفندهای عوامفریبانه به نابودی مکتب و راه امام علی و فرزندانش علیهم السلام همت‏گماشت. بدین جهت، رهبری و هدایت امت‏شرایط دشوار و طاقت فرسایی‏یافت. دوران دهساله امامت ابی‏عبدالله(ع) بیانگر مواضع وبرنامه‏های آن حضرت در مقابل این تحولات است که پیامها و درسهای‏ارزشمندی را فرا راه عاشقانش قرار می‏دهد و از سوی دیگر، سیره‏اخلاقی تربیتی آن بزرگوار را ازذخائر ازرشمند جهان اسلام و ازبایسته‏های پژوهشی است که بخش مهمی از آن ظهور و درخشش همین‏دوران مبارک است. نوشته حاضر نگاهی است اجمالی به یکی از مواضع‏و ابعاد زندگی سیاسی آن حضرت با عنوان «مبارزات امام‏حسین(ع)در دوران معاویه که محورهای زیر بیانگر جوانب آن‏می‏باشد.
● اعلام منشور ولایت در سرزمین منا
شیعیان امام علی(ع)روزهای سختی را در حکومت معاویه سپری‏می‏کردند. تعداد زیادی از آنان توسط معاویه به شهادت رسیده وبسیاری دیگر فراری یا منزوی و در اضطراب و نگرانی به سرمی‏بردند. در منابر و اجتماعات اهانت‏به امام علی(ع) به صورت‏رسمی رواج یافته بود و دلهای عاشقان و دوستداران امیرمومنان راسخت جریحه دار کرده بود. اکنون دیدگان به سوی امام حسین(ع)دوخته شده و منتظر رهنمودهاو دستورهای آن حضرت است تا این سکوت مرگبار را بشکند و راهی به‏سوی افقهای حقیقت‏بگشاید. امام حسین(ع)همراه عبدالله ابن عباس‏و عبدالله ابن جعفر حج می‏گذارد. در سرزمین منی فرصتی دست می‏دهدتا امام(ع)از اصحاب پیامبرو شیعیان و نیک مردان انصار دعوت کندو حقایق را برای آنان بازگو کند. بیش از هفتصد تن گرد امام‏اجتماع می‏کنند که دویست نفر آنان از اصحاب پیامبرند. حضرت بپاخاست و پس از حمد وثنای الهی، فرمود: «این تجاوزگر(معاویه)برما و شیعیان ما سختیها و ناملایماتی‏روا داشته است که خود دانسته و دیده‏اید یا به شما رسیده است. می‏خواهم از شما درباره حقیقتی جویا شوم. اگر راست گفتم، آن را تصدیق کنید و در صورتی که خلاف گفتم،مرا تکذیب کنید. سخنم را بشنوید و گفتارم را بنویسید. سپس‏هنگامی که به سوی شهرها و قبایل خویش بازگشتید، هر آن کس را که‏مورد وثوق و اطمینان دانستید به آنچه از حقوق ما می‏دانید، دعوت‏کنید. من از آن می‏ترسم که حق ولایت از بین رود و مغلوب گردد،اگرچه خدا نور خویش را به رغم خواست کافران، غالب خواهدگردانید.»
سپس آنچه از قرآن و سنت پیامبر(ص)درباره پدر و مادرش واهل‏بیت(علیهم السلام )بود، برای آنان قرائت کرد. همگی گفتند:
«اللهم نعم قد سمعنا و شهدنا» ; همین طور است ما خود شنیدیم‏و افراد مورد اعتماد برای ما آنچه فرمودید، نقل کردند.
سپس حضرت فرمود:
«شما را به خدا سوگند می‏دهم آیا می‏دانید که‏پیامبر(ص) علی(ع)را در غدیر خم به امامت منصوب کرد و مردم رابه‏ولایت او فرا خواند و دستور داد که این پیام را حاضران به‏غایبان برسانند؟» همگی گفتند: «بلی ما شنیدیم.» (۱)
بدین ترتیب، امام(ع)در آن اجتماع بر حقیقت امامت تاکیدورزیده و رسالت و مسوولیت‏خواص را برای ترویج مکتب‏اهل‏بیت(علیهم السلام)و مبارزه با استبداد اموی ترسیم کرد. سخنرانی حضرت در مسجد پیامبر(ص)نیز در همین راستا است. مرحوم‏مجلسی می‏نویسد: به معاویه گفتند: دیدگان به سوی حسین(ع)است. کاری کن که اومنبر رود و خطابه ایراد کند; از چشم مردم خواهد افتاد; زیراتوانایی خطابه ندارد. معاویه گفت: این را درباره برادرش حسن‏ابن علی تجربه کردم، به رسوایی مامنجر شد.
سر انجام اصرار زیاد مردم باعث‏شد از امام‏حسین(ع)بخواهد به‏منبر رود و با مردم سخن بگوید. حضرت سخنرانی خود را با حمدوثنای الهی آغاز کرد. دراین حال مردی گفت: کیست که خطابه‏می‏کند؟ حضرت فرمود:
ماییم حزب پیروز الهی و عترت رسول خدا که نزدیکترین فرد به‏او هستند و اهل‏بیت پاکیزه او ویکی از دو چیز گرانبها که عدل‏قرآن قرار داده شده، همان کتاب که باطلی از پیش رو و پشت‏سر اوراه نمی‏یابد، آگاه به تاویل قرآن و روشنگر حقایق آن هستیم. مارا اطاعت کنید که اطاعت ما واجب است; زیرااطاعت ما مقرون به‏اطاعت‏خدا و رسول او گشته است. خداوند متعال می‏فرماید: «اطاعت‏کنید خدا و رسول او و صاحب فرمان از خودتان را و هرگاه در چیزی‏نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید. اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این برای شما بهتر وعاقبت و پایانش نیکوتر است.» (۲)
و فرموده:
«هنگامی که خبری از پیروزی یا شکست‏به آنها برسد،آن را شایع می‏سازند در حالی که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان‏که قدرت تشخیص کافی دارند. بازگردانند از ریشه‏های مسایل‏آگاه خواهند شد و اگر فضل و رحمت‏خدا برشما نبود، جز عده کمی‏همگی از شیطان پیروی می‏کردید.» (۳)
شما را برحذر می‏دارم ازاین که به ندای شیطان گوش فرادهید; زیرا شیطان دشمن آشکار شما است. و در آن صورت از دوستان شیطان‏خواهید شد. دوستانی که شیطان به آنان می‏گوید: امروز هیچ کس ازمردم بر شما پیروز نمی‏گردد و من همسایه شما هستم اما هنگامی که‏دوگروه(کافران و مومنان مورد حمایت فرشتگان در جنگ بدر)دربرابر یکدیگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: من از شما بیزارم. (۴) که در این صورت «مثل کافران جنگ بدر»مورد ضربه شمشیرها و نیزه‏ها «از سوی ملائکه‏» قرار خواهید گرفت‏و در آن هنگام ایمان فردی که از پیش ایمان نیاورده است‏یاکارنیکی را انجام نداده است نفعی به او نخواهد رساند.
در این موقع، معاویه گفت: «حسبک یا اباعبدالله فقد ابلغت‏»; کافی است ای اباعبدالله، حق سخن را ادا کردی. (۵)
● اعتراض به ولایت‌عهدی یزید
معاویه تصمیم به ولایتعهدی یزید گرفت. راهی حج‏شد; به مدینه آمد و از مردم برای او بیعت گرفت. سپس‏منبر رفت و یزید را این چنین ستود: یزید دانا به سنت و قرآن‏شناس است و حلم و بردباری‏اش برسنگهای سخت افزون است. امام‏حسین(ع)برخاست و پس از ستایش خدا و درود بر پیامبر(ص)فرمود: هرگز سخنوری هرچند سخن به تفصیل گوید نتوانسته است‏حق اندکی ازصفات ممتاز پیامبر(ص)را ادا کند. ای معاویه! از واقعیت دورمانده‏ای، سپیده صبح تاریکی شب را رسوا ساخته و نور خورشید پرتوروشنایی چراغ را بی‏فروغ ساخته است. در برتری برخی سخن به زیاده‏گفتی و در گزینش عده‏ای حق دیگران را ضایع کردی و از بیان فضیلت‏صاحبان آن بخل ورزیدی و بیش از حد ستم رواداشتی. نشد که اندکی از فضیلت صاحبان حق را بپردازی و در همان حال‏شیطان بهره فراوان و نصیب کامل خویش را برنگیرد. دانستم آنچه‏درباره یزید از سیاستمداری و کمالش گفتی، می‏خواهی مردم را بااین سخنان به اشتباه اندازی. گمان می‏کنی انسانی ناشناس و دوراز چشم مردم را تعریف می‏کنی و از آنچه فقط خودت به آن دست‏یافته‏ای، خبر می‏دهی. «فخذ لیزید فیما اخذبه من استقرائه الکلاب المتهادشته‏عندالتحادش و الحمام السبق لاترابهن و القیناث ذوات المعازف وضروب الملاهی تجده ناصرا» ; وهمین کارهایی که یزید کرده، بگیر; همین که سگان را به حال پارس و گلاویزی می‏خواند و کبوتران‏بازی‏را به سوی همقطارانش و نیز کنیزکان آوازه خوان و انواع بیهوده‏گری و هوس بازی‏هایش کافی است که تو را در وصف خویش یاری کرده‏باشد.
سپس فرمود: قصدی را که برای ولایتعهدی یزید داری فروگذار ورهاکن، چه نیازی داری که افزون برهمه کارهای بدی که کرده‏ای بااین گناه نیز خدا را ملاقات کنی. (۶)
● افشای جنایات معاویه
جهت دیگری که بیانگر مبارزات آن حضرت است نامه‏ای است که درآن جنایات معاویه و ستمگری‏هایش شمارش کرده، حکومت معاویه رافتنه‏ای سهمگین بر امت قلمداد می‏کند. قسمتی از آن چنین است: مگرتو نبودی که حجر و یاران عابد و خاشع حق را کشتی، همانان که ازبدعت‏ها نگران و بی‏تاب می‏گشتند و امر به معروف و نهی از منکرمی‏کردند؟ آنان را پس از تعهدات محکم و تضمین‏های مطمئن به طرزظالمانه و تجاوزکارانه کشتی، در برابر خدا گستاخی ورزیدی و عهدو پیمان الهی را سبک شمردی. مگر تو قاتل عمرو ابن الحمق نیستی،همان که از زیادی عبادت صورت و پیشانی‏اش پینه بسته بود؟ او راپس از تعهدات و تضمین‏هایی کشتی که اگر به حفاظت‏شدگان درکوهساران داده می‏شد، از قله‏های آن فرود می‏آمدند. مگر تونیستی‏که زیاد را در دوره اسلام به خویشتن منسوب گردانیدی و او را پسرابی‏سفیان قلمداد کردی، با این که رسول خدا(ص)حکم کرده که فرزندمتعلق به بستر(پدر و مادر)است و پاداش مرد زناکار را سنگ است.
آنگاه او را برمسلمانان مسلط ساختی تا آنان را بکشد و دست وپایشان را قطع کند و بر تنه درخت‏به دارشان آویزاد؟ پناه‏برخدا، ای معاویه! گویا تو از این امت نیستی و ایشان از تونیستند. مگر تو آن خضرمی را نکشتی که ابن زیاد درباره او به توگزارش داده بود دارای دین علی(ع)است; و دین علی(ع) همان دینی‏است که پسر عمویش(ص)برآن بود; همان دینی که تو به نامش به این‏مقام نشسته‏ای; و اگر دین او نبود، بالاترین افتخارات تو واجدادت کوچهای تابستانی و زمستانی آنان بود و خدا به واسطه مابرای این که نعمتی گران ببخشد، سختیهای آن را از دوشتان‏برداشت. به من گفته‏ای که این امت را به فتنه مینداز. من فتنه‏ای‏سهمگین‏تر از حکومتت‏برامت نمی‏یابم; و نیز گفته‏ای: به مصلحت‏خویش و دین و امت محمد(ص)بیندیش. به خدا قسم، کاری بهتر ازجهاد علیه تو نمی‏شناسم. بنابراین، هرگاه به انجام آن اقدام کنم، مایه تقرب به‏پروردگار من است و در صورتی که به انجامش نپردازم، از خدا برای‏حفظ دینم آمرزش می‏طلبم و از او توفیق انجام آنچه او دوست‏می‏دارد و می‏پسندد، خواستارم.
سپس حضرت در ادامه می‏فرماید: بدان که خدا را دیوانی است که‏هرکار کوچک و بزرگ به حساب می‏کشد و شمارش می‏کند. بدان که خدافراموش نمی‏کند که تو به مجرد گمان افراد را می‏کشی و به محض‏وارد آمدن اتهامی دستگیر می‏سازی و پسری را به حکومت نشانده‏ای‏که باده می‏نوشد و سگبازی می‏کند، تو را می‏بینم که خویشتن به‏گناه و عذاب در انداخته‏ای و دینت را تباه کرده‏ای و رعیت راضایع‏ساخته‏ای. (۷)
● یادآوری رسالت‏ها
استبداد اموی جامعه اسلامی را دچار فسردگی و رکود کرده، زمینه‏تجاوز و ستمگریهای بیشتر آنان گشته بود. هشدار به جامعه ویادآوری رسالتها و مسوولیتهای سنگین آنان از ضرورت‏های فوری آن‏بود; و چه فردی شایسته‏تر از ابی‏عبدالله الحسین(ع)و چه موقعیتی‏والاتر از حج.
براین اساس، حضرت در اجتماع شکوهمند مردم در سرزمین منی به‏سخنرانی پرداخت و وظیفه امر به معروف ونهی از منکر را به مردم‏و دانشمندان یادآور شد. حضرت در آغاز درباره اهتمام به امر به‏معروف و نهی از منکر فرمود: ای مردم! از آنچه خدا بدان اولیای خود را پند داده، پندگیرید مانند بدگفتن او از دانشمندان یهود، آنجا که می‏فرماید: چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود آنان را از گفتار گناه‏آمیز وخوردن مال حرام نهی نمی‏کنند؟ چه زشت است عملی که انجام‏می‏دادند. (۸) و نیز فرموده است: کافران بنی اسرائیل بر زبان داود وعیسی ابن مریم، لعن و نفرین شدند. این به خاطر آن بود که گناه‏وتجاوز می‏کردند. تا آنجا که فرمود: چه بدکاری انجام می‏دادند. (۹)
خداوند آنها را بدین خاطر نکوهش کرده که از ستمکارانی که‏میان آنها بودند، کار زشت و فساد می‏دیدند و آنها را نهی‏نمی‏کردند; زیرا در مال آنان طمع داشته و از قدرت آنان‏می‏ترسیدند با این که خداوند می‏فرماید: از مردم نترسید و از من‏بترسید. (۱۰)
سپس عالمان را مورد خطاب قرار داده، می‏فرماید: شما ای جماعت‏که معروف به دانش و نامور به خوبی و معروف به خیرخواهی هستید وبه وسیله خدا در دل مردم مهابتی دارید; شرافتمند از شما حساب‏می‏برد و ناتوان شما را گرامی می‏دارد...
من می‏ترسم عذابی از عذابهای الهی برشما فرودآید; زیرا شماهااز کرامت‏خدا به منزلتی رسیدید که بردیگران برتری یافته‏اید. بندگان مؤمن به خدا، گرامی داشته نمی‏شوند ولی شما به خاطر خدادر میان بندگان الهی ارجمندید. این در حالی است که می‏بینید که‏پیمانهای خدا شکسته شده و هیچ عکس العمل و هراسی به خود راه‏نمی‏دهید. برای یک نقض تعهد پدران خویش بی‏تابی می‏کنید با این که تعهدرسول خدا خوار و بی‏مقدار شده، کورها و لالها و زمین‏گیرها در همه‏شهرها بی‏سرپرست مانده و برآن‏ها ترحم نمی‏شود، شما به اندازه‏مقام و در خور مسوولیت‏خویش کار نمی‏کنید و در مقابل کسی که‏اقدام می‏کند خضوع نمی‏کنید. برعکس به سازش و مسامحه با ظالمان خود را آسوده خاطر می‏داریدبا این که خداوند شما را فرمان داده که از کار خلاف باز ایستیدو دیگران را نیز نهی کنید; اما شما غافلید. مصیبت‏شما از همه‏مردم بزرگتر است; زیرا در حفظ مقام علما و دانشمندان ناتوان‏شدید. کاش کوشش می‏کردید. علت این ناتوانی این است که جریان امور و احکام به دست‏دانشمندان الهی است که امین برحلال و حرام اویند; ولی این مقام‏از شما گرفته شده است. بدین جهت، که شما ازحق متفرق شدید و درباره روش پیغمبر باوجود دلیل روشن دچار اختلاف شدید. اگر براذیت و آزارها شکیبابودید و در راه خدا مشکلات را متحمل می‏شدید، زمام امور الهی به‏شما برمی‏گشت و از طرف شما دستور آن صادر می‏گشت و به سوی شماباز می‏گشت; اما برعکس شما خودتان ستمگران را به جای خویش جای‏دادید و امور الهی را به آنها واگذاشتید تا به شبهه کارکنند وبه شهوت‏ها و میلهای نفسانی خویش حرکت کنند. علت‏سلطه ستمگران‏گریز شما از مرگ و خوش بودنتان به زندگی دنیا است که از شماجدا خواهد شد. (۱۱)
اما متاسفانه این فریادها و خروشهای الهی برجان و قلب‏های‏غافل کارگر نیفتاد و دوباره هرکس به اندیشه دنیایی خویش مشغول‏وکارهای روزمره خویش را استمرار بخشید و چنان شد که بنی‏امیه‏احکام الهی را تعطیل کردند; نیکمردان تنها مانده میدان را به‏شهادت رساندند و تاریخ را برای همیشه سوگمند از بین رفتن حق وعدالت و حاکمیت امامت راستین ساختند.
● تاکید براستمرار برائت
معاویه به مروان که ازکارگزاران حکومتی او بود، نامه نوشت واز او خواست دختر عبدالله بن جعفر را برای یزید خواستگاری کند. عبدالله تصمیم درباره این موضوع را به دائی فرزند خویش امام‏حسین(ع)واگذار کرد. امام فرمود: از خداوند خواستارم که موردپسندی از آل محمد را برای دختر عبدالله برگزیند. همگی در مسجداجتماع کردند. مروان در حضور مردم گفت: امیر مومنان معاویه به‏من دستور داده که هرقدر از مهر را که پدرش بگوید، قبول کنم وتمامی بدهکاری پدرش را بپردازم. افزون آن که صلح بین دو فامیل‏نیز برقرار خواهد شد. امام حسین(ع)پس از حمد و ثنای الهی وبیان فضایل اهل‏بیت(علیهم السلام)پاسخ داد: این که گفتی مهرش هرقدر باشد، معاویه قبول کرده، سوگند به جان خود که در صورت‏تصمیم، ما برمهر السنه چیزی اضافه نمی‏کنیم. و این سخن که‏بدهکاری پدرش هرچه باشد، پرداخت می‏کند، هیچ گاه زنان مابدهکاریهای ما را نپرداخته‏اند; و اما مصالحه و سازش، ما افرادی‏هستیم که به خاطر خدا با شما دشمنی کردیم و برای دنیا با شماصلح نخواهیم کرد. خویش نسبی نتوانسته است مانع از این کار شودتا چه رسد به ازدواج و خویشی سببی.
سپس حضرت دختر عبدالله را به عقد قاسم ابن محمد بن جعفر درآورد و باغی که خود در مدینه و به نقلی در سرزمین عقیق‏داشت. به دختر خواهر خویش بخشید. (۱۲)

وبگردی
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج - دو چهره مشهور تلویزیون نیز از مواهب موسسه ثامن الحجج بی نصیب نبوده‌اند. مؤسسه ثامن‌الحجج دو مبلغ ۱۸۰ میلیون‌تومانی و ۴۰۰ میلیون‌تومانی را به حساب «م.م» مجری یک برنامه تلویزیونی واریز می‌کند و عنوانی که روبه‌روی این اعداد در توضیح دلیل وجه ذکر شده، یک کلمه است؛ هدیه. اما رقم هدیه‌ای که آقای «م.م» به‌عنوان هدیه دریافت کرده، در مقابل تسهیلات دریافتی او از ثامن‌الحجج تقریبا ناچیز است.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی - آقای مطهری بازیکنان آفریقایی تیم فرانسه را دیده ولی دورگه‌های تیم ملی خودمان را ندیده!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
مائده‌ها و دلارهای رانتی
مائده‌ها و دلارهای رانتی - اشارت‌هایی که برخی نکات جالب توجهی دیگری در خصوص آن بیان می‌کنند، مثل مطرح شدن مساله مانتو‌های جلوباز و اشکالی که برخی مسئولان به آن وارد می‌دانند. موضوعی که موجب شد تا بعد از مدت‌های مدید و در شرایطی که بسیاری بر این باورند که شناسایی و مقابله با اخلال گران بازار می‌بایست در اولویت همه امور باشد، گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها باز گردند.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند