یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷ / Sunday, 22 July, 2018

تبعید و مرگ رضا شاه


تبعید و مرگ رضا شاه
۲۵ شهریور ۱۳۲۰ که رضا شاه، سه هفته پس از اشغال ایران توسط متفقین، تبعید شد، روز پایان حیات سیاسی او و آغاز حیات سیاسی فرزندش محمدرضا پهلوی است.
استعفا و تبعید رضا شاه پس از آن صورت گرفت که دولتهای روسیه و انگلستان به دلیل مناسبات رو به گسترش رضا شاه با آلمان هیتلری، سه بار به وی هشدار دادند. در آن زمان اخبار و گزارشهای دریافتی از جبهه‌های جنگ دوم جهانی حاکی از پیشرفت روز افزون آلمان و شکست‌ها و عقب‌نشینی‌های متفقین بود. رضا شاه نیز که پیش‌بینی پیروزی آلمانی‌ها را در جنگ داشت نه برای حفظ استقلال کشور، بلکه برای حفظ موجودیت خود و رژیمش «بی‌طرفی در جنگ» اعلام کرده بود.
«فردوست» در این باره می‌نویسد:
«... در اوج قدرت نازی‌ها در آلمان به دستور رضا خان یک کابینه جوان به نخست‌وزیری متین دفتری روی کارآمد . وظیفه این کابینه نزدیک شدن به آلمان بود. عملاً نیز روابط تجاری و صنعتی بین ایران و آلمان توسعه یافت. با پیشرفت آلمانها در جنگ و نزدیک شدن آنها به کوههای قفقاز رضاخان هم به انگلیسی‌ها ناسزا می‌ گفت اما با شروع شکست آلمان رضاخان دستپاچه شد و منصورالملک را که از مهره‌های انگلیس به شمار می‌رفت نخست وزیر کرد...»۱
از دید رضا شاه اعلام بیطرفی، موضعی مناسب در برابر دو جبهه‌ای بود که یکی به عقیده وی در حال سقوط بود، اما در پشت مرزهای ایران کمین کرده بود، و دیگری در حال پیروزی بود اما با مرزهای ایران فاصله داشت.
در چنین شرایطی رضا شاه بنا داشت در برابر تهدیدات روسیه و انگلیس به سیاست وقت‌کشی روی آورد. او به ویژه تهدیدات روسها را در وضعیتی که اوکراین به اشغال نظامیان هیتلر درآمده و آلمانی‌ها به سوی مسکو در حرکت بودند، جدی نگرفته بود.
پنجم تیر ۱۳۲۰ـ ۴ روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشترکی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام کند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز که تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام کرد که ایران کشور بی طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به کارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.
۲۸ تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره ۲۵ مرداد، یادداشت مشترک انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور ۱۳۲۰ سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ کردند. همان روز تلگراف مفصلی به امضای رضا شاه به عنوان روزولت رئیس جمهور امریکا مخابره شد که سرآغاز دوران جدید روابط ایران و امریکا به شمار می‌‌آید. هر چند امریکایی‌ها در آن شرایط نمی‌توانستند یا نمی‌خواستند کاری برای جلوگیری از اشغال ایران انجام دهند، اما زمینه مداخلات بعدی خود را فراهم ساختند. روزولت روز ۱۱ شهریور در حالی که نیروهای روس و انگلیس در شمال و جنوب ایران مستقر شده بودند، به تلگراف رضا شاه پاسخ داد. رضا شاه زمانی پاسخ نامه را دریافت کرد که تمام شرایط انگلیس و روسیه را پذیرفته بود، اتباع آلمانی را از ایران اخراج کرده بود و راه‌آهن و جاده‌های شمالی و جنوبی کشور را در اختیار نیروهای اشغالگر قرار داده بود. با این همه انگلیسی‌ها و روس‌ها پیش از آن که رضا شاه بتواند روابط نزدیک‌تری با امریکا برقرار سازد، وی را برای استعفا از مقام سلطنت تحت فشار قرار دادند.
زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را در برگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها‌ مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد.
۲۴ شهریور، رضا شاه آخرین جلسه هیأت دولت را تشکیل داد و به وزیرانش گفت به زودی کشور را ترک خواهد کرد. آخرین جمله شاه به وزیران این بود که «راز موفقیت من این بوده که هرگز با هیچ کس مشورت نمی‌کردم و خود کارها را مطالعه می‌کردم! ۲»
وقتی در سپیده‌ دم ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به کاخ احضار کرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد تا آن را برای نمایندگان قرائت کند. با این همه، وی قبل از رسیدن به مجلس بدون اطلاع شاه راهی سفارت انگلیس شد و استعفا نامه را به «سر ریدربولارد» سفیر انگلیس نشان داد.
زمانی که متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود که قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.
در ساعت ۸ بامداد ۲۵ شهریور، تانکها و زره‌پوش‌های روسی اطراف فرودگاه مهرآباد مستقر شدند و ساعتی بعد نیروهای انگلیسی که از قم به طرف تهران به راه افتاده بودند، به راه‌آهن رسیدند. تهران هیچ شباهتی به یک شهر عادی نداشت. خیابانها کاملاً خلوت بود. هیچ مغازه‌ای باز نبود. مردم حتی اتومبیل‌های خود را نیز از ترس آن که به دست اشغالگران بیفتد پنهان کرده بودند.
روز ۲۶ شهریور در حالی که تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد کرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حرکت کرد. آنها سپس به کرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.
روز هشتم مهر رضاخان و گروه مسافرانش که ۲۰، نفر از جمله ۷ پیشخدمت و آشپز بودند، با کشتی انگلیسی «باندرا»، ایران را به سوی بمبئی ترک کردند. روز نهم مهر کشتی «باندرا» به بمبئی رسید. رضا شاه پس از توقف کشتی «سرکلرمونت اسکراین» کنسول سابق انگلیس در مشهد را مشاهده کرد که وارد اقامتگاه آنان شد و به آنان با زبان فارسی تأکید کرد حق خروج از کشتی را ندارند. آنها تنها این فرصت را داشتند که از کشتی باندرا به کشتی دیگری منتقل شوند.
کشتی «برمه» پس از ۹ روز دریانوردی به «پورت لوئی»ـ پایتخت جزیره موریس ـ رسید. در موریس با تقاضای رضاخان برای سفر به کانادا مخالفت شد. وی و همراهانش را به اقامتگاهشان انتقال دادند. ارسال نامه و یا دریافت نامه برای آنان ممنوع شد و تنها شنیدن اخبار و گزارشهای رادیو لندن آزاد بود. این محدودیتها پس از امضای پیمان سه جانبه میان ایران و انگلیس و شوروی (۹ بهمن ۱۳۲۰) برداشته شد. پس از چند هفته اغلب فرزندان رضا شاه با موافقت انگلیسی‌ها به تهران منتقل شدند و تنها او با تعدادی از همراهان و خدمتکاران باقی ماندند.
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندک همراهانش پورت لوئی را با کشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترک کردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری که آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حرکت کردند. رضاخان که از بیماری قلبی، کلیه و عفونت گوش رنج می‌برد، طی اقامت خود در آفریقای جنوبی دایماً با شعارهایی که وی را «دیکتاتور سرنگون شده» می‌خواندند و خواستار اخراج وی از این کشور شده بودند مواجه بود. بیماری و نفرت عمومی مردم از رضاخان سرانجام وی را از پای درآورد.
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت ۵ بامداد روز ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴ (۴ مرداد ۱۳۲۳) در شرایطی که جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یک حمله قلبی درگذشت.

پی‌نوشت:
۱ ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی؛ مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی؛ ج ۱؛ ص ۸۶.
۲ـ آخرین روزهای رضاشاه؛ ریچارد استوارت؛ نشر نو؛ ۱۳۷۰؛ ص ۳۳۷.

منبع : سازمان آموزش و پرورش استان خراسان

مطالب مرتبط

هایزر؛تلاش تا آخرین لحظه برای حفظ شاه

هایزر؛تلاش تا آخرین لحظه برای حفظ شاه
برای‌ مهار بحران‌ هر کس‌ پیشنهادی‌ را ارایه‌ داد. چارلز دانکن‌ قائم‌ مقام‌ وزیر دفاع‌ پیشنهاد کرد ژنرال‌ هایزر، معاون‌ فرمانده‌ یگان‌ ناتو در اروپا به‌ ایران‌ فرستاده‌ شود «تا به‌ برقراری‌تماس‌ با رهبران‌ نظامی‌ ایران‌ بپردازد.» استدلال‌ شد که‌ این‌ اقدام‌ موجب‌ می‌شود که‌حمایت‌ ایالات‌ متحده‌ از رژیم‌ شاه‌ نیز مورد تأکید قرار گیرد. کارتر برای‌ اطمینان‌ بیشتراز چنین‌ تصمیمی‌ با ژنرال‌ دیوید جونز رئیس‌ ستاد مشترک‌ نیروهای‌ مسلح‌ آمریکا،هارولد براون‌ وزیر دفاع‌، ونس‌ وزیر امور خارجه‌ مشورت‌ کرد و سپس‌ تصمیم‌ گرفت‌هایزر را «برای‌ همکاری‌ مستقیم‌ با رهبران‌ نظامی‌ ایران‌ به‌ تهران‌ بفرستد. کار این‌ مأمورنظامی‌ در تهران‌ اقداماتی‌ به‌ منظور حصول‌ اطمینان‌ از وحدت‌ نیروهای‌ مسلح‌، حمایت‌ ازدولت‌ قانونی‌ و آماده‌ ساختن‌ آنها برای‌ جلوگیری‌ از سقوط‌ و از هم‌ پاشیدگی‌ کامل‌ کشورایران‌» بود.
آمریکاییان‌ با همه‌ی‌ اختلافات‌ درونی‌ و تحلیل‌های‌ غلط‌ بر سریک‌ موضوع‌ اجماع‌ داشتند و آن‌ این‌ که‌ با سقوط‌ شاه‌ و پیروزی‌ امام‌ خمینی‌ منافع‌ آمریکا در معرض‌ خطر قرار خواهد گرفت‌. از این‌ جهت‌ تمام‌ راه‌های‌ ممکن‌ را برای‌ حفظ‌ منافع‌ خود در ایران‌ بررسی‌ و اقدامات‌ لازم‌ را اجرا می‌کردند.
با اوج‌گیری‌ انقلاب‌ و سقوط‌ دولت‌ نظامی‌ ازهاری‌، کارتر دستور داد تا «شورای‌ امنیت‌ ملی‌» «در ظهر روز سوم‌ ژانویه‌(۱۳دی‌)» تشکیل‌ گردد تا به‌ بررسی‌ اوضاع‌ ایران‌ بپردازند. جلسه‌ تشکیل‌ گردید و بحث‌و بررسی‌ آغاز شد. «تمامی‌ شرکت‌کنندگان‌ در این‌ نشست‌ اتّفاِق نظر داشتند که‌ دیگر امیدی‌ به‌ بقای‌ سلطنت‌ شاه‌ وجود ندارد. در عین‌ حال‌ هیچ‌ یک‌ از آنها تمایلی‌ به‌ کنار زدن ‌وی‌ از صحنه‌ی‌ قدرت‌ نداشتند. آنها احساس‌ می‌کردند چنین‌ عملی‌ از یک‌ سو موجب‌ بی‌اعتمادی‌ در میان‌ دیگر دولت‌های‌ منطقه‌ نسبت‌ به‌ ایالات‌ متحده‌ می‌شود و از سوی‌ دیگر مخالفان‌ شاه‌ چنین‌ عملی‌ را به‌ معنای‌ خروج‌ ایالات‌ متحده‌ از خیل‌ حامیان‌ شاه‌ تلقی‌ می‌کنند و در نتیجه‌ ایران‌ به‌ صحنه‌ی‌ جنگ‌ داخلی‌ تبدیل‌ می‌شود.» برای‌ مهاربحران‌ هر کس‌ پیشنهادی‌ را ارایه‌ داد. چارلز دانکن‌ قائم‌ مقام‌ وزیر دفاع‌ پیشنهاد کردژنرال‌ هایزر، معاون‌ فرمانده‌ یگان‌ ناتو در اروپا به‌ ایران‌ فرستاده‌ شود «تا به‌ برقراری‌تماس‌ با رهبران‌ نظامی‌ ایران‌ بپردازد.» استدلال‌ شد که‌ این‌ اقدام‌ موجب‌ می‌شود که‌حمایت‌ ایالات‌ متحده‌ از رژیم‌ شاه‌ نیز مورد تأکید قرار گیرد. کارتر برای‌ اطمینان‌ بیشتراز چنین‌ تصمیمی‌ با ژنرال‌ دیوید جونز رئیس‌ ستاد مشترک‌ نیروهای‌ مسلح‌ آمریکا،هارولد براون‌ وزیر دفاع‌، ونس‌ وزیر امور خارجه‌ مشورت‌ کرد و سپس‌ تصمیم‌ گرفت‌هایزر را «برای‌ همکاری‌ مستقیم‌ با رهبران‌ نظامی‌ ایران‌ به‌ تهران‌ بفرستد. کار این‌ مأمورنظامی‌ در تهران‌ اقداماتی‌ به‌ منظور حصول‌ اطمینان‌ از وحدت‌ نیروهای‌ مسلح‌، حمایت‌ ازدولت‌ قانونی‌ و آماده‌ ساختن‌ آنها برای‌ جلوگیری‌ از سقوط‌ و از هم‌ پاشیدگی‌ کامل‌ کشورایران‌» بود.
دانکن‌ متن‌ پیام‌ به‌ هایزر را تهیه‌ کرد و برژینسکی‌ اصلاحاتی‌ بر آن‌ افزود. در این‌ پیام‌«حمایت‌ آمریکا از رهبران‌ نظامی‌ ایران‌ و لزوم‌ حفظ‌ وحدت‌ آنها و ارتباط‌ نزدیک‌ باآمریکا» تأکید شده‌ بود و از آنان‌ خواسته‌ شده‌ بود که‌ «ضامن‌ ثبات‌ و قدرت‌ دولتی‌ باشندکه‌ روابط‌ نزدیکی‌ با آمریکا خواهد داشت‌». پیام‌ برای‌ هایزر فرستاده‌ شد، امّا ژنرال‌ هیگ‌فرمانده‌ ناتو از این‌ مأموریت‌ سخت‌ عصبانی‌ شد. هیگ‌ معتقد بود آمریکا باید با قاطعیت‌بیشتری‌ با بحران‌ ایران‌ روبه‌رو شود و «یک‌ نیروی‌ ویژه‌ با ناو هواپیمابر در اقیانوس‌ هندمستقر کند و تعدادی‌ هواپیمای‌ جنگی‌ به‌ عربستان‌ سعودی‌ بفرستد تا اراده‌ی‌ قاطع‌ خودرا برای‌ حفظ‌ منافعش‌ در این‌ منطقه‌ نشان‌ دهد.»
از طرف‌ دیگر معاون‌ وزارت‌ دفاع‌ با ژنرال‌ الکساندر هیگ‌ تماس‌ گرفت‌ و ضمن‌تشریح‌ اوضاع‌ ایران‌ به‌ وی‌ اعلام‌ کرد هایزر معاون‌ وی‌ باید برای‌ مأموریت‌ به‌ تهران‌ برود.هیگ‌ خود در مقدمه‌ کتاب‌ هایزر می‌نویسد: «من‌ با مأموریت‌ هایزر مخالفت‌ کردم‌، زیرااهداف‌ آن‌ مبهم‌ بود و عمدتاً یک‌ مأموریت‌ سیاسی‌ بود، نه‌ نظامی‌»؛ امّا بعداً کارتر و کارولد براوان‌ به‌ وی‌ گفتند که‌ با این‌ مأموریت‌ مخالفت‌ نکند. وی‌ «در مذاکرات‌ بعدی‌ بامقام‌های‌ کاخ‌ سفید» به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ هدف‌ اصلی‌ یک‌ مأموریت‌ نظامی‌ است‌ و آن‌«به‌ راه‌ انداختن‌ یک‌ کودتا در ایران‌ است‌.»
نیوسام‌ معاون‌ وزارت‌ خارجه‌ خبر مأموریت‌ هایزر را تلفنی‌ به‌ اطلاع‌ سولیوان‌ رساندو از وی‌ خواست‌ با مأموریت‌ وی‌ مخالفت‌ نکند. سولیوان‌ در ضمن‌ اعلام‌ موافقت‌ گفت‌:«بهتر است‌ در شرایط‌ بحرانی‌ فعلی‌ مسافرت‌ او به‌ تهران‌ بی‌سروصدا و به‌ طور ناشناس‌باشد.»
نیوسام‌ این‌ نظر را مورد تأیید قرار داد و قول‌ داد رعایت‌ شود. هایزر در چهارم‌ژانویه‌ (۱۴ دی‌ ماه‌) به‌ صورت‌ سرّی‌ با یک‌ هواپیمای‌ نظامی‌ آمریکایی‌ وارد تهران‌ شد ومورد استقبال‌ چندین‌ نظامی‌ آمریکایی‌ قرار گرفت‌. آمریکاییان‌ بدون‌ اجازه‌ی‌ ایرانیان‌وارد و خارج‌ می‌شدند.
حتی‌&#۰۳۹; شاه‌ نیز از ورود هایزر مطلع‌ نشد. شاه‌ بعداً در خاطراتش‌نوشت‌: «رفت‌ و آمدهای‌ ژنرال‌ هایزر همیشه‌ از پیش‌ برنامه‌ریزی‌ می‌شد؛ امّا این‌ سفر درهاله‌ای‌ از ابهام‌ کامل‌ فرو رفته‌ بود. ورودش‌ را خیلی‌ مستور نگاه‌ داشته‌ بودند. البته‌نظامیان‌ آمریکایی‌ با هواپیماهای‌ خودشان‌ سفر می‌کردند و خیلی‌ طبیعی‌ بود که‌ بتوانند هنگام‌ ورود به‌ پایگاه‌های‌ نظامی‌اشان‌ در ایران‌ تشریفات‌ اداری‌ معمول‌ را نادیده‌بگیرند.» وی‌ مدعی‌ است‌: «در اوایل‌ ژانویه‌ با تعجب‌ خبر شدم‌ که‌ چند روز است‌ ژنرال‌هایزر در تهران‌ بسر می‌برد... ژنرال‌ هایزر شخصیت‌ کوچکی‌ نبود، در مقام‌ معاون‌فرماندهی‌ ناتو چند نوبت‌ به‌ تهران‌ سفر کرده‌ بود و همیشه‌ هم‌ قبلاً تقاضای‌ شرفیابی‌می‌کرد.» هایزر روز پنجم‌ ژانویه‌ (۱۵ دی‌ ماه‌) با سولیوان‌ ملاقات‌ کرد و در موردمأموریت‌ خود به‌ او توضیح‌ داد. سولیوان‌ به‌ وی‌ گفت‌:ارتش‌ ایران‌ به‌ جایی‌ رسیده‌ که‌توان‌ انجام‌ هیچ‌ کاری‌ را ندارد. کار شاه‌ تمام‌ شده‌ و باید هر چه‌ زودتر ایران‌ را ترک‌ کند وبختیار هم‌ نمی‌تواند دولت‌ با ثباتی‌ را روی‌ کار آورد. گرچه‌ سخنان‌ سولیوان‌ برای‌ ژنرال‌مأیوس‌ کننده‌ بود؛ امّا او یک‌ نظامی‌ بود و می‌بایست‌ مأموریت‌ خود را آغاز کند؛ ولی‌سردرگمی‌ کاخ‌ سفید در مقابل‌ امواج‌ قدرت‌مند انقلاب‌ اسلامی‌ این‌ نظامی‌ کهنه‌کار را نیزدر سردرگمی‌ فرو برد. در همان‌ حال‌ پیامی‌ از سایروس‌ ونس‌ رسید: «همه‌ی‌ دستورهای‌قبلی‌ را نادیده‌ بگیرید.»
ژنرال‌ نمی‌توانست‌ آن‌ همه‌ تأکید کاخ‌ سفید بر فوریت‌ مأموریت‌ را با این‌ پیام‌ چگونه‌تحلیل‌ کند. او ترجیح‌ داد به‌ استراحت‌ بپردازد.
سولیوان‌ فردا، ۶ ژانویه‌ به‌ سفارت‌ رفت‌ که‌ مجدداً از طرف‌ وزیر خارجه‌ این‌ پیام‌ آمده‌بود: «طبق‌ دستور قبلی‌ عمل‌ کن‌.»
مأموریت‌ هایزر در حفظ‌ ارتش‌ـ آمریکاییان‌ ارتش‌ ایران‌ را دست‌آموز خود برای‌حفظ‌ منافع‌ آمریکا می‌دانستند. از این‌ جهت‌ حفظ‌ انسجام‌ ارتش‌ با حضور شاه‌ یابی‌حضور وی‌ در اولویت‌ قرار داشت‌. آمریکاییان‌ به‌ محض‌ این‌ که‌ مطلع‌ شدند شاه‌درصدد کودتای‌ نظامی‌ بعد از شکست‌ ازهاری‌ است‌، وی‌ را از این‌ کار پرهیز دادند؛ زیرامعتقد بودند یک‌ اقدام‌ بی‌موقع‌ موجب‌ متلاشی‌ شدن‌ ارتش‌ می‌شود. سایروس‌ ونس‌خود چنین‌ نقل‌ می‌کند که‌ «من‌ می‌خواستم‌ عدم‌ حمایت‌ آمریکا از چنین‌ اشتباهی‌بی‌درنگ‌ اعلام‌ شود. ما می‌بایست‌ از مشارکت‌ در چنین‌ کاری‌ که‌ محکوم‌ به‌ شکست‌ بودخودداری‌ کنیم‌ و شاه‌ را متقاعد سازیم‌ که‌ نباید به‌ خاطر حفظ‌ تاج‌ و تخت‌ خود ارتش‌ایران‌ را نابود سازد.» به‌ همین‌ جهت‌ «حفظ‌ وحدت‌ و یک‌پارچگی‌ نیروهای‌ نظامی‌ایران‌ برای‌ ما به‌ صورت‌ یک‌ مسئله‌ی‌ حیاتی‌ درآمده‌ بود.» علت‌ واقعی‌ این‌ بود که‌آمریکاییان‌ می‌پنداشتند تلاش‌ مستشاران‌ آنها ساختار ارتش‌ شاهنشاهی‌ را برمبنای‌مبارزه‌ با کمونیسم‌ و در رأس‌ آن‌ شوری‌ شکل‌ داده‌ است‌. به‌ همین‌ جهت‌ حفظ‌ ارتش‌برای‌ آنها اهمیت‌ داشت‌. علت‌ نگرانی‌ آنها نیز این‌ بود که‌ آنها معتقد بودند چون‌ ارتش‌کاملاً به‌ شخص‌ شاه‌ متکی‌ است‌ با رفتن‌ وی‌ ارتش‌ انسجام‌ خود را از دست‌ خواهد داد.به‌ گزارش‌ برژینسکی‌: «استراتژی‌ واشنگتن‌ بر این‌ استوار بود که‌ هم‌ زمان‌ با خروج‌ شاه‌ ازایران‌ ارتش‌ دست‌ نخورده‌ باقی‌ بماند. ترس‌ ما از این‌ بود که‌ به‌ مقامات‌ فرماندهی‌ ارتش‌که‌ از طرف‌ شاه‌ و براساس‌ وفاداری‌ نسبت‌ به‌ شخص‌ شاه‌ انتخاب‌ شده‌ بودند پس‌ ازخروج‌ شاه‌ از ایران‌ دچار تفرقه‌ شوند و از هم‌ پاشیدگی‌ ارتش‌ یا به‌ یک‌ جنگ‌ داخلی‌ویران‌ کننده‌ بیانجامد که‌ شوروی‌ها از آن‌ بهره‌ برداری‌ خواهد کرد و یا به‌ هرج‌ و مرجی‌بینجامد که‌ سرانجام‌ به‌ قبضه‌ کردن‌ قدرت‌ از سوی‌ آیت‌الله خمینی‌ منجر خواهد شد.»علاوه‌ نقشه‌ی‌ آمریکاییان‌ این‌ بود که‌ با عبور از بحران‌ متلاشی‌ شدن‌ ارتش‌ بعد از رفتن‌شاه‌ می‌شود ارتش‌ را در صورت‌ شکست‌ بختیار برای‌ یک‌ کودتا در مقابل‌ امام‌ خمینی‌آماده‌ ساخت‌. به‌ همین‌ جهت‌ مهم‌ترین‌ بخش‌ مأموریت‌ هایزر حفظ‌ یک‌پارچگی‌ و آماده‌کردن‌ ارتش‌ برای‌ یک‌ کودتا بود.
هایزر در ابتدای‌ ورود به‌ ایران‌ تصمیم‌ گرفت‌ با چهار افسر عالی‌رتبه‌ و تأثیرگذار ارتش‌ملاقات‌ کند. این‌ چهار نفر عبارت‌ بودند از سپهبد امیرحسین‌ ربیعی‌ فرمانده‌ نیروی‌هوایی‌، دریادار کمال‌الدین‌ حبیب‌اللهی‌ فرمانده‌ نیروی‌ دریایی‌، ارتشبد طوفانیان‌ معاون‌قدرت‌مند وزارت‌ دفاع‌ و مسئول‌ خریدهای‌ تسلیحات‌ خارجی‌، ارتشبد عباس‌ قره‌باغی‌رئیس‌ ستاد مشترک‌ ارتش‌. هایزر ملاقات‌های‌ خود را به‌ صورت‌ جداگانه‌ از همان‌ ۱۶دی‌ ماه‌ آغاز کرد؛ امّا آنها را سخت‌ مرعوب‌ قدرت‌ انقلاب‌ یافت‌. «طوفانیان‌ از امنیت‌خودش‌ به‌ وضوح‌ نگران‌ بود و می‌گفت‌ اگر شاه‌ از ایران‌ برود او هم‌ خواهد رفت‌ والا کشته‌ خواهد شد.» او در ادامه‌ی‌ صحبت‌ پرسید: «آمریکای‌ بزرگ‌ چه‌ وقت‌ ]آیت‌الله[خمینی‌ را ساکت‌ خواهد کرد؟» ربیعی‌ نیز با عصبانیت‌ پرسید: «چرا سفیر آمریکا شاه‌را وادار به‌ رفتن‌ کرده‌ است‌؟ چرا درباره‌ی‌ ]آیت‌الله[ خمینی‌ کاری‌ نمی‌کنید؟» حبیب‌اللهی‌ نیز انقلاب‌ ایران‌ را به‌ خارجی‌ها نسبت‌ داد و استدلال‌ کرد: «آنچه‌ در حال‌رخ‌ دادن‌ است‌ پیچیده‌تر از آن‌ است‌ که‌ تراوش‌ مغز ایرانی‌ باشد.» قره‌باغی‌ به‌ ژنرال‌گفت‌: «فوراً به‌ رئیس‌جمهور آمریکا اطلاع‌ دهید که‌ با شاه‌ تماس‌ بگیرد و از او بخواهد که‌در کشور بماند. اگر شاه‌ برود او نمی‌تواند انسجام‌ ارتش‌ را حفظ‌ کند.» وی‌ هم‌چنین‌افزود: «آمریکا باید فوراً ]آیت‌الله[ خمینی‌ را وادار به‌ همکاری‌ کند. هیچ‌ راهی‌ نمانده‌ است‌ که‌ ایران‌ بتواند انجام‌ دهد. در ایران‌ این‌ فشار قابل‌ اعمال‌ نیست‌؛ زیرا او رهبر مذهبی‌ است‌ و تحت‌ حمایت‌ قانون‌ شرع‌ اسلام‌ قرار دارد.»
ژنرال‌ آمریکایی‌ مأموریت‌ داشت‌ تا فرماندهان‌ نظامی‌ را که‌ این‌ گونه‌ از رفتن‌ شاه‌ به‌وحشت‌ افتاده‌ بودند و این‌ گونه‌ دست‌ به‌ دامان‌ آمریکا می‌شدند تا رهبر انقلاب‌ ایران‌ راساکت‌ کند، منسجم‌ و آماده‌ی‌ کودتا نماید. هایزر مرد پرکار و امیدواری‌ بود، شب‌ و روزبرای‌ مأموریت‌ خود برنامه‌ریزی‌ می‌کرد، با فرماندهان‌ صحبت‌ می‌کرد و به‌ آنها امیدمی‌داد. هایزر پس‌ از این‌ ملاقات‌ها چهار برنامه‌ را برای‌ فرماندهان‌ نظامی‌ طراحی‌ کرد:۱) جلوگیری‌ از فرار فرماندهان‌ بعد از رفتن‌ شاه‌ و حفظ‌ انسجام‌ آن‌ها. ۲) تغییر انقیادفرماندهان‌ از شاه‌ به‌ بختیار. ۳) طرح‌ به‌ حرکت‌ درآوردن‌ اقتصاد در جهت‌ حمایت‌ ازدولت‌ بختیار توسط‌ ارتش‌. ۴) مقابله‌ با جنگ‌ روانی‌ امام‌ خمینی‌.
هایزر با مشورت‌ ژنرال‌ گاست‌ رئیس‌ مستشاری‌ آمریکا در ایران‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدکه‌ باید برای‌ ایجاد حس‌ مسئولیت‌ و انسجام‌ بین‌ فرماندهان‌ نظامی‌ یک‌ کمیته‌ بحران‌ ازفرماندهان‌ نظامی‌ به‌ وجود آورد. هایزر ابتدا این‌ طرح‌ را با ربیعی‌ در میان‌ گذاشت‌. ربیعی‌این‌ مأموریت‌ را پذیرفت‌ و بعد از ظهر به‌ هایزر خبر داد که‌ «فرماندهان‌ چهارگانه‌ در اتاِریاست‌ ستاد مشترک‌ اجتماع‌ کرده‌اند و گفته‌اند شما هم‌ به‌ آنها بپیوندید.» هایزر با گاست‌خود را به‌ جلسه‌ رساندند. هایزر برای‌ اولین‌ بار موفق‌ شده‌ بود فرماندهان‌ نظامی‌ ایران‌ رادور هم‌ جمع‌ کند و در مورد مسائل‌ ایران‌ به‌ بحث‌ و مذاکره‌ بکشاند و این‌ خود پیروزی‌بزرگی‌ بود؛ زیرا شاه‌ تا آن‌ زمان‌ نه‌ چنین‌ اقدامی‌ کرده‌ بود و نه‌ اجازه‌ی‌ چنین‌ اقدامی‌ راداده‌ بود. هایزر در آن‌ جلسه‌ نتیجه‌ی‌ مذاکرات‌ مستقل‌ خود را با فرماندهان‌ که‌ همگی‌ برآنها اشتراک‌ نظر داشتند در سه‌ محور خلاصه‌ کرد: «شاه‌ در ایران‌ بماند، در آیت‌اللهخمینی‌ نفوذ شود و جلو رسیدن‌ اخبار تحولات‌ مملکتی‌ به‌ مردم‌ گرفته‌ شود.» هایزر درمورد مسئله‌ی‌ رفتن‌ شاه‌ گفت‌: «مهم‌ این‌ است‌ که‌ روح‌ ایشان‌ در کشور خواهد ماند.اعلیحضرت‌ به‌ کشوری‌ احتیاج‌ دارند که‌ بعد از مرخصی‌ به‌ آن‌ باز گردند.» فرماندهان‌مجدداً مسئله‌ی‌ نفوذ روی‌ امام‌ خمینی‌ را مطرح‌ کردند و هر کدام‌ از مشکلات‌ داخلی‌مربوط‌ به‌ خودشان‌ کمبود لباس‌ و سوخت‌ سخن‌ گفتند؛ امّا مهم‌ترین‌ مسئله‌ برای‌ هایزرحمایت‌ از بختیار بود. وی‌ گفت‌: «باید از بختیار حمایت‌ کنید تا بداند که‌ می‌تواند روی‌شما حساب‌ کند. شما باید به‌ هر میزان‌ که‌ می‌توانید نیروی‌ خودتان‌ را صرف‌ حمایت‌ ازاو کنید.» موضوع‌ مهم‌ دیگر برای‌ هایزر طرح‌ کودتا برای‌ مقابله‌ با امام‌ خمینی‌ بود. وی‌افزود: «باید طرح‌ عملیات‌ نظامی‌ روز موعود را بریزید. باید برنامه‌ریزی‌ از پیش‌ آغازکنید. باید راهی‌ برای‌ مقابله‌ با جنگ‌ روانی‌ آیت‌الله پیدا کنید. بدیهی‌ است‌ که‌ آیت‌اللهمی‌خواهد بدون‌ شلیک‌ یک‌ تیر کشور را در دست‌ بگیرد. ما تمامی‌ یک‌ ماشین‌ نظامی‌ رادر اختیار داریم‌؛ امّا ماه‌هاست‌ که‌ از آن‌ استفاده‌ نکرده‌ایم‌.» هایزر بعد از بحث‌های‌فراوان‌ فرماندهان‌ ارتش‌ را متقاعد کرد که‌ «کار طراحی‌ را شروع‌ کنند» و این‌ گونه‌ کارکمیته‌ بحران‌ آغاز شد.
هایزر دو روز بعد ۱۱ ژانویه‌ (۲۱ دی‌ ماه‌) به‌ ملاقات‌ شاه‌ رفت‌، مأموریت‌ خود ودستورات‌ کارتر را تشریح‌ کرد و سپس‌ تشکیل‌ کمیته‌ بحران‌ و آخرین‌ تحولات‌ آن‌ را به‌اطلاع‌ شاه‌ رساند. شاه‌ «بسیار علاقه‌مند به‌ نظر می‌رسید و قبول‌ کرد که‌ به‌ علت‌ این‌ که‌اصولاً برنامه‌ریزی‌ وجود نداشته‌ است‌، این‌ کار لازم‌ بوده‌ است‌.»
شاه‌ همان‌ روز به‌ قره‌باغی‌ دستور داد تا به‌ حرف‌ هایزر گوش‌ کنند و به‌ وی‌ اطمینان‌داشته‌ باشند.
حضور هایزر در رأس‌ ارتش‌ شاهنشاهی‌ هم‌ امنیت‌ خاطری‌ بود برای‌ فرماندهانی‌ که‌ به‌ وجود شاه‌ عادت‌ کرده‌ بودند و هم‌ مدیریت‌ وی‌ در هماهنگی‌ و انسجام‌ ارتش‌ درابتدای‌ کار بسیار کارساز بود.

وبگردی
جنجال جدیدِ تلویزیون؛ پریدن از پنجره برای فرار از دست دختران!
جنجال جدیدِ تلویزیون؛ پریدن از پنجره برای فرار از دست دختران! - دخترها پسرجوان را دوره کرده‌اند و پسرجوان خود را از پنجره به بیرون پرتاب می‌کند. باورتان نمی‌شود که نشود، اما این صحنه را در سریال تلویزیونی پدر دیدیم که حالا دوباره این موضوع تلویزیون و دست‌اندرکاران سریال را وارد حاشیه‌های اینستاگرامی کرده است. منبع
بحران غارت سازمان یافته / در همین دو ماه اخیر ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار پول دزدیده شده
بحران غارت سازمان یافته / در همین دو ماه اخیر ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار پول دزدیده شده - بحران موجود، مشروعیت است. بحران مشروعیت ناشی از خیانتی است که به صداقت و آرمانگرایی و از خودگذشتگی ملت ایران انجام شده.
فیلم | علت فساد در حکومت اسلامی چیست؟
فیلم | علت فساد در حکومت اسلامی چیست؟ - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از سخنرانی قدیمی شهید بهشتی در مجمع عمومی اتحادیه دانشجویان مسلمان در اروپا را درباره فساد در حکومت اسلامی و دلایل آن می شنوید.
ماجرای سفر مخفیانه حسن روحانی به انگلیس
ماجرای سفر مخفیانه حسن روحانی به انگلیس - کامران غضنفری با کتاب «راز قطعنامه» شناخته شد؛ هر چند بیش از آن هم دستی بر آتش نوشتن و پژوهش داشت. غضنفری بعد از این تجربه های موفق دست به انتشار کتاب یا به قول خودش مقاله مفصل در مورد پیشنه، زندگی و عملکرد حسن روحانی در فضای مجازی زده است.
ماجرای احسان علیخانی و  ثامن الحجج
ماجرای احسان علیخانی و ثامن الحجج - پنج ماه بعد از اعلام رسمی غیرقانونی بودنِ موسسه ثامن الحجج در آبان 1393، برنامه تحویل سال 1394 شبکه سوم سیما تحت عنوان «بهارنارنج» با تهیه کنندگی و به مدت هشت ساعت پخش شد و این بار به جای تبلیغ مستقیم ثامن الحجج، باشگاه فرهنگی و ورزشی ثامن الحجج تبلیغ شد! در این برنامه بارها از ابوالفضل میرعلی مدیرعامل موسسه ثامن الحجج با عنوان دکتر تقدیر به عمل آمد؛ دکتری که اکنون مشخص شده یک دیپلمه با سوابق مالی…
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
مائده‌ها و دلارهای رانتی
مائده‌ها و دلارهای رانتی - اشارت‌هایی که برخی نکات جالب توجهی دیگری در خصوص آن بیان می‌کنند، مثل مطرح شدن مساله مانتو‌های جلوباز و اشکالی که برخی مسئولان به آن وارد می‌دانند. موضوعی که موجب شد تا بعد از مدت‌های مدید و در شرایطی که بسیاری بر این باورند که شناسایی و مقابله با اخلال گران بازار می‌بایست در اولویت همه امور باشد، گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها باز گردند.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند