دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 16 July, 2018

شکستی دیگر!


شکستی دیگر!
۱) «گلدا مایر» روزی که می شنید یک فلسطینی به دنیا آمده، دچار افسردگی می شد. «اسحاق رابین» آرزو می کرد روزی از خواب بیدار شود و بشنود که غزه را آب برده و از نقشه جهان محو شده است. روزگاری هم «شارون» به غزه قشون کشی کرد و مدعی شده بود، می آید تا کار غزه را برای همیشه یکسره کند. اما امروز غزه مقاوم، مرکز حاکمیت حماس و نماد مقاومت مردم فلسطین شده است. هر چند سرزمینی که روزگاری با دریا و پرتقال و باغ های زیتون عجین بود، به قول شاعر فلسطینی «... دیگر آن عروس دریایی نیست. غزه دیگر پرتقال هایش را نمی فروشد. امروز خون غزه جاری است...».
نوار غزه منطقه ای در جنوب غربی سرزمین های اشغالی فلسطین است. این منطقه که در پایان جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ توسط مصر اشغال شده بود، در جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷ به اشغال رژیم صهیونیستی درآمد و بالاخره در سپتامبر ۲۰۰۵ با عقب نشینی نیروهای اشغالگر قدس، تحت کنترل حکومت فلسطین قرار گرفت. غزه پس از ماجرای اختلاف و درگیری حماس و فتح، از ژوئن سال گذشته (خرداد ماه) تحت سیطره جنبش حماس قرار گرفت و از همان زمان حلقه محاصره اسرائیل غاصب پیرامون این باریکه روز به روز تنگ تر شد.
کمیته ملی مقابله با محاصره فلسطین گزارش کاملی را درباره هفت ماه محاصره غزه و بسته شدن گذرگاه های تجاری و غیرتجاری ارائه کرده که طی آن نشان می دهد در هر ماه ۴۵ میلیون دلار ضرر در بخش های صنعت، کشاورزی، تجارت و بازرگانی و تأسیسات به این منطقه وارد شده است. هم چنین نرخ بیکاری از مرز ۶۰ درصد گذشته و ۶ هزار شهروند فلسطینی بخاطر بسته ماندن گذرگاه ها، بلاتکلیف مانده اند. اینها همه، جدای از صدها شهید و زخمی شدن مردان، زنان و کودکان معصومی است که مردم غزه تقدیم آرمان مقدس مقاومت و آزادی فلسطین کرده اند.
۲) سابق بر این نیز محاصره و تحریم به عنوان یکی از اهرمهای فشار بر مردم مظلوم فلسطین، همواره در دست حاکمان غاصب بوده است، اما این بار درباره باریکه غزه، دلایل و نتیجه ای متفاوت از گذشته به همراه دارد.
دلایل یورش ناجوانمردانه صهیونیست ها و مجازات دسته جمعی ساکنان غزه و نقض آشکار حقوق بشر در این سرزمین، پیامد دو حادثه مهم و اثرگذار در منطقه است:
حادثه اول؛ سالیان زیادی رژیم صهیونیستی تلاش می کرد تا حماس را در افکار عمومی جهان یک جنبش تروریستی که پشتوانه مردمی چندانی ندارد، معرفی کند. واقعه مهمی که تمام محاسبات اسرائیلی ها را به هم ریخت، پیروزی حماس در انتخابات شورای قانونگذاری فلسطین و به دنبال آن در اختیار گرفتن دولت این کشور بود. انتخاب دموکراتیک جنبش حماس از طرف مردم فلسطین به معنای انتخاب گزینه مقاومت از سوی آنان به حساب می آمد. رژیم اشغالگر قدس که تاب تحمل و پذیرش این پیروزی را نداشت، از ابتدا به مخالفت برخاست و از همین جا پروژه مجازات دسته جمعی فلسطینیان به تلافی این انتخاب کلید خورد.
جنبش فتح نیز که متاثر از آمریکا بود، بنای مخالفت با دولت مردمی حماس گذاشت. هرچند حماس در راستای منافع مردم ستمدیده فلسطین و پرهیز از تنش و باز شدن فضا برای دخالت های ظالمانه صهیونیستها، تلاش بسیاری کرد تا با فتح کنار بیاید، اما محمود عباس علیرغم آنکه برخی از کرسی های کابینه به وی محول شده بود، پس از چندماه اختلاف و درگیری، دولت وحدت ملی را کنار زد و کابینه ای غیرقانونی تدارک دید. این سناریو، حاکی از جریان مدیریت شده ای بود که توسط آمریکا و به دست فتح به اجرا گذاشته شد.
قطع حقوق کارمندان غزه و تحریم هایی که در ابتدا از سوی تشکیلات خودگردان شروع شد، راه به جایی نبرد و اینگونه بود که نوار غزه به عنوان منطقه متخاصم اعلام و مجازات دسته جمعی مردم بی دفاع فلسطین در دستور کار قرار گرفت.
اما حادثه دومی که روند تحریم، محاصره و کشتار مردم غزه را افزایش داد، شکست اسراییل در جریان جنگ ۳۳روزه با حزب الله لبنان بود. «ایهود باراک» وزیرجنگ رژیم صهیونیستی، کشتار مردم مظلوم غزه را به تلافی جنگ لبنان می خواند و می گوید: «تعداد کسانی که ما در غزه کشته ایم، بیش از نظامیان اسراییلی است که در جنگ لبنان کشته شده اند»!
جامعه صهیونیستی صبح خود را زیرسایه چکمه و قدرت ارتش اسرائیل به شام می رساند. آنان طی جنگ ۳۳ روزه و شکست مفتضحانه رژیم اشغالگر، اعتماد خود را نسبت به سران ارتش و دولتمردان از دست دادند. ماجرایی که پیامد آن بسیاری از مقامات نظامی و سیاسی رژیم صهیونیستی از کار برکنار شدند. شاید کشتار مردم بی دفاع غزه به گونه ای درصدد است تا اسطوره پوشالی ارتش اسراییل را در افکار یهودیان شهرک نشین بازسازی کند؛ یهودیانی که هنوز جنازه فرزندانشان در خاک لبنان وزیر پای ظفرمند فرزندان حزب الله است.
۳) بدون تردید چراغ سبزی که بوش در سفر اخیر خود به خاورمیانه و فلسطین اشغالی به سران رژیم اسراییل نشان داد، بر شدت دامنه درگیری ها و تنگ شدن حلقه محاصره افزود، تا جایی که فاجعه انسانی درغزه شکل گرفت.
«بوش» در چارچوب برنامه های خود با هدف متوقف ساختن جنبش مقاومت و حذف آرمان فلسطین، اعلام کرد «اسراییل هرگز نمی پذیرد کشوری در همسایگی اش تشکیل شود که به عنوان پایگاه فعالیت های تروریستی به شمار می رود». به همین منظور از تشکیلات خودگردان نیز درخواست کرد تا برای مقابله با تروریسم(!) و متوقف کردن اقدامات خشونت آمیز(!) تلاش کند. محمود عباس هم که این روزها بیشتر نقش عروسک خیمه شب بازی آمریکا را ایفا می کند، بدون آن که تلاشی برای نجات مردم غزه نماید، اعلام کرد: «علی رغم محاصره اقتصادی غزه، مذاکرات صلح با اسرائیل را ادامه می دهم»!
در جریان سفر خاورمیانه ای بوش، بنیامین نتانیاهو، رهبر حزب لیکو د، پس از ملاقاتش با بوش در سرزمین های اشغالی بسیار راضی به نظر می رسید. چرا که بوش در این سفر شخصا اصرار کرده بود که اسراییل باید به مناطق فلسطینی حمله کند. رهبر حزب لیکود پس از این ملاقات گفت: «من خیالم با قول بوش درباره حمایت از هر نوع عملیات نظامی در غزه راحت شد. اگر مساله به بوش واگذار شود، او نمی گذارد حتی یک تروریست فلسطینی زنده بماند.»!
حقیقت آن است که غرب و برخی از کشورهای عربی منطقه در همراهی با طرح آمریکایی- اسرائیلی نابودی مقاومت فلسطین، طی چند ماه گذشته چشمان خود را بر روی جنایاتی که در نوار غزه می گذرد، بسته اند و در مقابل دستان رژیم صهیونیستی را برای بمباران پیاپی شهرهای این منطقه و دستگیری های گسترده فلسطینی ها باز گذاشته اند تا جایی که در شورای امنیت سازمان ملل، علی رغم آن که بخش های عمده ای از بیانیه خود علیه جنایات اسرائیل در غزه را حذف و عملا آن را به یک بیانیه خنثی و بی اثر تبدیل کرده تا نظر آمریکا را برای موافقت با آن جلب نماید، در عمل و هر بار توسط آمریکا که خود را صاحب و متولی امنیت دنیا می شمارد! وتو و جلوی تصویب آن گرفته شده است.
۴) با شکسته شدن دیوار گذرگاه رفح در مرز مصر، چندماه محاصره کامل نوار غزه پایان گرفت و اشغالگران قدس در عمل متحمل شکست دیگری شدند. سران رژیم صهیونیستی تصور می کردند که با قطع کامل ارتباط نوار غزه با جهان خارج و بروز فاجعه انسانی در این منطقه، مردم برای رهایی از شرایط مرگباری که پیش رو دارند، به حماس پشت کرده و به حمایت خود از جنبش مقاومت فلسطین پایان خواهند داد. حال آن که علیرغم همه توطئه ها و فشارهای نظامی و اقتصادی، نه تنها خللی در اراده مردم فلسطین در تداوم مقاومت به وجود نیامده، بلکه برای ادامه این مسیر تا نیل به آزادی فلسطین مصمم تر شدند.
بی جهت نیست که روزنامه صهیونیستی هاآرتص به شکست اسرائیل و پیروزی حماس اعتراف می کند؛ «در حالی که صدها هزار فلسطینی در حال هجوم به صحرای سینا به وسیله خودرو هستند و باعث تمسخر سیاست اسرائیل در غزه شده اند، نخست وزیر اسرائیل سخنانی را در کنفرانس هرتزلیا بیان کرد که بی ربط با واقعیت به نظر می رسید. در حالی که اسرائیل برای بحران دیپلماتیک و امنیتی در جنوب هیچ راه حلی ندارد، تعریف و تمجید از آرامش در مرزهای شمالی چندان منطقی به نظر نمی رسد.
شلیک راکت های قسام ادامه دارد، سیاست تحریم غزه شکست خورده و حماس به لحاظ سیاسی، نظامی و دیپلماتیک در حال قوی تر شدن است».
هرچند هنوز بحران غزه با ادامه محاصره آن ادامه دارد، اما مردم فلسطین تاکنون نشان داده اند با مقاومت و صبر و دست زدن به اقدامات خودجوش و مردمی، رژیم صهیونیستی را با وجود همه امکانات مادی و حمایت های سیاسی و نظامی آمریکا، همچنان ناکام خواهند گذاشت.
راستی این روزها سالگرد حادثه دروغین و خودساخته هولوکاست است. نام کشتار مردم مظلوم و بی دفاعی که ماه هاست در محاصره نظامی و اقتصادی به سر می برند، چیست؟!

حمید امیدی

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

صهیونیسم مسیحی

صهیونیسم مسیحی
هم اکنون صهیونیسم مسیحی یک نیروی مهیب وعاملی مهم در سیاست جهانی به شمار می‌آید . صهیونیسم مسیحی ابعاد گوناگونی دارد ولی درون مایه اصلی آن عبارت است از حمایت کامل‌،قاطع و سرسختانه از رژیم اسرائیل و نقشه‌های امپریالیستی صهیونیسم. هم اینک صهیونیست‌های مسیحی نفوذ فراوانی در دولت بوش دارند. از سوی دیگر با توجه به سیاست‌های جورج بوش در خاورمیانه و جاهای دیگر که در مطابقت کامل با برنامه‌های مسیحیان صهیونیست قرار دارد می‌توان از بعضی جهات جورج بوش را نیز یک مسیحی صهیونیست قلمداد نمود.
● راست مسیحی، نومحافظه‌کاری و صهیونیسم مسیحی
اگر چه گروه کوچکی از نومحافظه کاران متنفذ نقش عمده‌ای را در شکل دهی به سیاست خارجی امروزین حزب جمهوریخواه ایفا می‌کنند ولی باید دانست که این راست مسیحی است که برنامه‌های کلی این حزب را تنظیم می‌کند. در دوران زمامداری ریگان ( ۱۹۸۰ -۱۹۸۸) این دو جریان یعنی نومحافظه‌کاری و راستگرایی مسیحی در یک جنبش سیاسی و اجتماعی به یکدیگر نزدیک شدند ودورنمای خط مشی سیاسی جمهوریخواهان را شکل دادند.
نومحافظه کاری یک فلسفه سیاسی سکولار است که واکنش گروهی از لیبرال‌های سابق به آ‌نچه که آنان مماشات حزب دموکرات در مقابل اتحاد شوروی می‌نامیدند را در برداشت - بویژه نحوه برخورد شوروی با جمعیت یهودی‌اش و روابط آن با جهان عرب ، نومحافظه کاران گروهی اندک اما تاثیرگذار از نویسندگان ،‌ مفسران مطبوعاتی و مقامات دولتی را شامل می‌شدند.
در طی سال‌های ریاست جمهوری ریگان، این دو جریان سیاسی از نفوذ فوق‌العاده‌ای برخوردار شدند. نومحافظه کاران جهت گیری سیاست خارجی را از تمرکز بر حقوق بشر و دموکراسی ( در دولت کارتر) به سوی مقابله با ترور ومواجهه با “امپراتوری شیطانی” تغییر دادند . در آن سال‌ها این دو جریان سیاسی ،‌ اتخاد ضعیفی با گروه‌های سنتی جمهوریخواه همانند بین‌الملل گرایان تجارت محور و لیبرتاریان‌های حامی دولت حداقل و کاهش مالیات تشکیل دادند. گرچه این گروه‌های سنتی جمهوریخواه نیز تمایل محافظه‌کارانه‌ای داشتند ولی در مقایسه با دو جریان سیاسی مورد بحث عملگرا تر و میانه‌رو تر بودند. نومحافظه کاری و راست مسیحی را به خوبی می‌توان به‌عنوان جنبش‌هایی انعطاف ناپذیر توصیف کرد. هر دو جریان ایدئولوژیک ،‌ جزم گرا ،‌مبارزه طلب ، ستیزه جو و سازش ناپذیر هستند.
طبق اعتقادات راست گرایان مسیحی که نوعی انحراف از مسیحیت سنتی به شمار می‌آید( و اغلب کلیساهای بزرگ آ‌مریکا آن را محکوم کرده‌اند) مقدر شده است که پیشگویی‌های عهد عتیق در جهان نوین دوباره تکرار شوند و همان طور که در عهد جدید آمده به روز داوری و نبرد نهایی آرما گدون منجر شوند. بنا به گفته این فرقه گرد آمدن یهودیان در اسرائیل در سال ۱۹۴۸ بخشی از برنامه خداوند برای وقوع نبرد نهایی بود که در آن نیروهای خیر ( که طبق نظر بنیادگرایان مسیحی عبارتند از ایالات متحده و هم پیمانانش) با نیروهای شر(اتحاد شوروی و متحدین آن - اعراب و مسلمین) پیکار خواهند نمود. از آنجایی که یهودیان در نهایت باید به مسیحیت بگرایند پس می‌بایست به هر قیمتی که شده‌ از اسرائیل حمایت نمود از این‌رو راستگرایان مسیحی به شدت از اسرائیل پشتیبانی می‌کنند. گرچه نومحافظه کاران سکولارند و مسیحیان راستگرا ایدئولوژیک ولی این دو جریان اشتراکات عمده‌ای با یکدیگر دارند:
- هر دو جریان جهان را کاملا سیاه و سفید می‌بینند ،‌خیر یا شر
- هر دو معتقدند که ایالات متحده و اسرائیل ، رهبری نیروهای خیر را بر عهده دارند و مسلمانان و اعراب را جزء نیروهای شر می‌دانند( زمانی اتحاد شوروی به‌عنوان نیروی شر توصیف می‌شد و هم اکنون کشورهای محور شرارت که گفته می‌شود از ترور حمایت می‌کنند در این زمره‌اند.)
- هر دو جریان ،مبارزه جو و سازش ناپذیرند واعتقاد دارند که هیچ گونه سازگاری با نیروهای شر امکان ندارد و از این‌رو به جای مذاکره، تقابل و منازعه را به‌عنوان راه‌حل می‌بینند.
- هر دو جریان تمامیت خواه‌اند واز نظر ایدئولوژیک فقط با پیروزی کامل راضی می‌شوند.
گرچه کلیساهای مهم ایالات متحده این نوع ایدئولوژی را رد می‌کنند ولی شمار معدودی از راستگرایان مسیحی که با لابی یهودیان صهیونیست و با عناصر نظامی تندرو در طیف سیاسی اسرائیل مرتبطند به‌طور ستیزه جویانه‌ای این گونه ایدئولوژی را تبلیغ می‌کنند از لحاظ زمانی ائتلاف سیاسی صهیونیست‌ها با نومحافظه کاران و راستگرایان مسیحی در اواسط دهه ۱۹۸۰ یعنی دوران ریگان شکل گرفت.
ولی پیشینه ارتباط اسرائیل با بنیادگرایان مسیحی و مسیحیان صهیونیست آمریکایی به جنگ ۱۹۶۷ باز می‌گردد. در پی این جنگ عناصر افراطی اسرائیل،‌ جنبش اسرائیل بزرگ را شکل دادند. گوش امونیم سازمان افراط گرای شهرک نشینان در این برهه زمانی پدید آمد. در سال‌های پس از ۱۹۶۷ گوش امونیم به جریانی عمده در راست جدید اسرائیل تبدیل شد. سه عامل دیگر جنبش راست جدید را تکمیل می‌کردند. دستجاتی در حزب کارگر از جنبش اسرائیل بزرگ حمایت می‌کردند. عملگرایان ملی- مذهبی و دست راستی‌های ملی‌گرای محافظه کار . با این وجود در آن زمان دولت کارتر تلاش داشت تا علی‌رغم لابی داخلی قدرتمند صهیونیستی، خط مشی بی‌طرفانه‌ای را در خاورمیانه دنبال کند. از این‌رو فعالان صهیونیستی که سابقا با حزب دموکرات پیوند داشتند موضع جدیدی اتخاذ کردند .آنان به منظور نفوذگذاری در سیاست خارجی حزب جمهوریخواه خود را به‌عنوان نومحافظه کار، جا زدند و در پی پیروزی راست جدید درانتخاب ۱۹۸۰ قدرت و نفوذ زیادی در نظام سیاسی ایالات متحده به دست آوردند.
در اسرائیل نیز تمهیداتی توسط حزب لیکود اتخاذ شد تا روابط سیاسی با گروه‌های بنیادگرای مسیحی در ایالات متحده برقرار شود. این ائتلاف سیاسی نیز به نوبه خود توانست موقعیت نومحافظه ‌کاران یهودی رادر دولت جمهوریخواه واشنگتن مستحکم‌تر سازد. نومحافظه کاران و جنبش بنیادگرایی مسیحی که مسیحیان صهیونیست را نیز در کنار خود داشتند تا زمانی که در کاخ سفید حامی پر شوری را به دست نیاوردند از پا ننشستند. این جریانات سیاسی، جورج دبلیوبوش را قهرمان خود می‌دانند.
جرج بوش، پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ شمار زیادی از نومحافظه‌کاران راستگرایان مسیحی و مسیحیان صهیونیست را به مقامات مهمی در کاخ سفید، وزارت دفاع و دادگستری ایالات متحده منصوب نمود.
● جری فالول، پایه‌گذار صهیونیسم مسیحی
جری فالول یکی از مبلغان بنیادگرای مسیحی را پدر صهیونیسم مسیحی می‌دانند. وی همچنین تاثیر زیادی بر سیاست خارجی ایالات متحده در طول ۳ دهه گذشته داشته است و یکی از بنیانگذاران صهیونیسم مسیحی، به شمار می‌آید. وی معتقد بود که دولت کنونی اسرائیل، تحقق وعده کتاب مقدس است و از این‌رو استحقاق حمایت کامل مذهبی، اقتصادی و سیاسی را دارد.
جری فالول به خاطر چندین اقدام خود بسیار مشهور است:‌حمایت کامل از رونالد ریگان در مورد فعالیت‌های کنترا در آمریکای مرکزی و آفریقا که به کشتار ده‌ها هزار نفر منجر شد؛ فحاشی علیه نلسون ماندلا و کنگره آفریقای جنوبی و پشتیبانی از رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی. از این‌رو فالول، یکی از نمادهای بارز ارتجاع حزب جمهوریخواه قلمداد می‌شود.
در دهه ۱۹۸۰ که حزب لیکود روابط خود را با جناح راست ایالات متحده نزدیک‌تر می‌کرد، فالول یکی از شخصیت‌های کلیدی در مورد بسیج آرای مسیحیان محافظه‌کار بود. وی همواره از طریق برنامه‌های تلویزیونی و سفرهای مکرر به اسرائیل، نقش مهمی را در جلب توجه پروتستان‌های انجیلی به مسائل خاورمیانه و حمایت از اسرائیل انجام می داد.
در سال ۱۹۷۹ دولت اسرائیل یک هواپیمای جت شخصی را به فالول هدیه داد. دو سال بعد، وی به خاطر حمایت از اسرائیل، جایزه دیگری را دریافت کرد. پس از اینکه اسرائیل در سال ۱۹۸۱ راکتور اتمی عراق را بمباران کرد، مناخیم بگین، نخست وزیر اسرائیل، طی تماس تلفنی از فالول خواست که دلایل بمباران راکتور عراق را به مردم مسیحی توضیح دهد.
فالول همچنین به‌عنوان عضوی از هیئت مشاوران ائتلاف آمریکایی یهودیان و مسیحیان، فعالیت داشته است. در اواخر دهه ۱۹۷۰ وی به‌عنوان چهره‌ای خبرساز، همواره در برنامه‌های تلویزیونی حضور می‌یافت. وی در سال ۱۹۷۹ سازمان بنیادگرای “اکثریت اخلاقی” را پایه‌گذاری نمود. وی علاوه براین، در تاسیس سازمان مسیحیان صهیونیست متحد اسرائیل، سازمان یهودی به سوی سنت، جمعیت ارزش‌های آمریکایی و چندین گروه لابی‌گر دیگر، مشارکت داشته است. نفوذ سیاسی فالول، تا هنگام مرگ وی در می ۲۰۰۷ در سن ۷۳ سالگی همچنان ادامه داشت.
● ترور به نام عیسی(ع)
به نظر می‌رسد که مسیحیان صهیونیست، تصوری قبیله‌ای از خداوند در ذهن دارند. قرائت قبیله‌ای یهود از خداوند که اینها ارائه می‌دهند کاملا ناعادلانه و استبدادی به نظر می‌آید. از این رهگذر خداوند به صورت خدای فقط قوم یهود ظاهر می‌شود و نه خداوند تمام مردمان، چرا که وی از فتح اراضی دشمنان به دست یهودیان، خشنود می‌شود. از این‌رو، مسیحیان صهیونیست به نقل از کتاب مقدسی که به دست یهودیان نوشته شده است، مدعی‌اند که خداوند، سرزمین اسرائیل بزرگ از مصر تا عراق را تا ابد به یهودیان، ‌بخشیده است. طبق این آموزه‌ها میلیون‌ها نفر از مردمی که در این سرزمین‌ها زندگی می‌کنند،‌اعم از اعراب، مسلمانان و مسیحیان حق ندارند که در آنجا ساکن شوند و بنابراین باید سلطه یهود را پذیرا شوند. حتی بعضی از مسیحیان صهیونیست معتقدند افرادی که از پذیرش سلطه یهودی سرباز می‌زنند باید یا کشته و یا تبعید شوند. در واقع، صهیونیسم مسیحی در سنت جنگ‌های صلیبی و تاریخ دیرین فتوحات کلیسا ریشه دارد و دستورالعملی برای جنگ جهانگیر و امپریالیسم مسیحی است. از این گذشته، آموزه مذکور، فقدان کامل معنویت ناب را نیز بازتاب می‌دهد و تلاش دارد تا مفهوم خداوند را به یک دیکتاتور تنگ‌نظر، بلهوس و نژادپرست،‌تقلیل دهد که به منظور محافظت از طرح‌های توسعه‌طلبانه به اصطلاح بندگان برگزیده خود، مشتاقانه دستور کشتار بیگانگان را صادر می‌کند. پیام اصلی صهیونیسم مسیحی را به‌طور خلاصه می‌توان این گونه بیان کرد: هر اقدامی که توسط اسرائیل صورت می‌گیرد، توسط خداوند تنظیم شده است و از این‌رو باید مورد اغماض قرار گرفته، حمایت شده و حتی توسط دیگران، مورد تحسین واقع شود. مسیحیان صهیونیست می‌گویند: “هر کاری که اسرائیل انجام می‌دهد، اشکالی ندارد. خداوند می‌خواهد که آن‌گونه شود”. این تساهل، اقدامات زیر را نیز شامل می‌شود: حمله اسرائیل به لبنان که حدود ۱۰۰ هزار لبنانی و فلسطینی بی‌گناه را کشته یا مجروح ساخت؛ بمباران کشورهای مستقل همچون عراق، آزار و اذیت عمدی و سازماندهی شده فلسطینیان- شکستن استخوان‌هایشان، شلیک به سوی کودکان و انهدام خانه‌هایشان؛ و اخراج مسلمانان و مسیحیان از سرزمینی که ۲۰۰۰ سال در آن می‌زیسته‌اند. در حقیقت، حمایت مسیحیان صهیونیست، اسرائیل‌های ستیزه‌جو را قادر می‌سازد که خانه‌های فلسطینیان را تصاحب کرده و به منظور تخریب اماکن مقدس اسلامی، مسجدالاقصی را به محاصره درآورند.صهیونیسم مسیحی، تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی
جنگ، جهانگشایی و استیلای امپریالیستی بر مبنای پافشاری متعصبانه بر حقانیت کامل مسیحیت و برتری نژادی قوم یهود، در کانون اندیشه‌های صهیونیسم مسیحی قرار دارد. مسیحیان صهیونیست معتقدند که یهودیان، بندگان برگزیده خداوند هستند و خدا به یهودیان، حقی مطلق برای سلطه کامل بر نه فقط فلسطین بلکه در واقع به بخش اعظمی از منطقه از مصر تا عراق یعنی به اصطلاح اسرائیل بزرگ را عطا نموده است. از این‌رو آنان اصرار دارند افرادی که با برنامه‌های امپریالیستی اسرائیل بزرگ یا اشغال فلسطین به دست صهیونیست‌ها مخالفت کنند، دشمنان خداوندند و بنابراین مستحق‌اند تا به هر وسیله ممکن از جمله جنگ تمام عیار یا قتل عام، نابود گردند.
البته باید گفت که حمایت از اسرائیل به این معنا نیست که مسیحیان صهیونیست، یهودیت را به عنوان شیوه صحیح رستگاری می‌دانند. و نیز نباید به عنوان محبت واقعی نسبت به یهودیان تعبیر شود که انحرافی از آموزه‌های سنتی کلیساست که برای قرن‌های متمادی، یهودیان را قاتلان عیسی (ع) می‌دانست. از آنجایی که مسیحیان صهیونیست معتقدند که مسیحیت تنها راه رستگاری و دین قابل قبول نزد خداوند است، آنان اصرار دارند که یهودیان، رستگار نخواهند شد مگر اینکه به مسیحیت بگروند. از آنجایی که مسیحیان صهیونیست، مدافعین پر شور دولت اسرائیل و دشمنان سرسخت اعراب و مسلمانان هستند، پس توانسته‌اند پیوند نزدیکی با گروه‌های یهودی دست راستی و رژیم اسرائیل برقرار سازند و امروزه بخش جدایی ناپذیری از محور اسرائیل- آمریکا محسوب می‌شوند.
در عمل، صهیونیسم مسیحی، دعوتی به سوی یک جنگ جهانگیر است. مسیحیان صهیونیست اعتقاد دارند که فقط مسیحیت، بر حق است و تمامی ادیان دیگر، شیطانی یا نادر هستند؛ یهودیان نیز باید همگی در فلسطین جمع شوند تا به اصطلاح پیش‌گویی‌های کتاب مقدس، تحقق یابد و اینکه بزودی جنگ جهانی بزرگی که به کشتار صدها میلیون نفر منجر شده و طلایه‌دار رجعت دوباره مسیح است، به وقوع خواهد پیوست و به دنبال آن، عیسی (ع) پادشاهی مسیحی را در سرتاسر جهان، بنیان خواهد نهاد. این آموزه‌ها، به صراحت برنامه توسعه طلبانه و مبتنی بر نفرت صهیونیسم مسیحی را نشان می‌دهد.
مسیحیان صهیونیست، سیاست‌های جنگ طلبانه اسرائیل و ایالات متحده را کوششی برای محافظت از سرزمین فلسطین در راستای آماده سازی برای ظهور “ ارض موعود” قلمداد می‌کنند. از این‌رو به عنوان بخشی از این راهبرد، اشغال عراق توسط ایالات متحده، کاملا ضروری به نظر می‌رسید. صهیونیسم مسیحی به طور کامل از واقعیات روگردانده و عملکرد عادی روند سیاسی را تضعیف می‌کند. کشتار مردم در سرزمین مقدس فلسطین یکی از آثار عملی این ایدئولوژی است. بنابراین با توجه به نفوذ زیادی که حامیان مسیحی، صهیونیسم و بویژه ایالات متحده دارند، این ایدئولوژی تهدیدی بسیار هولناک برای صلح و امنیت جهانی محسوب می‌شود و نباید آن را صرفا یاوه‌گویی‌های یک اقلیت تندرو به شمار آورد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است

وبگردی
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند