پنج شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ / Thursday, 20 September, 2018

انقلابی تنها


انقلابی تنها
محمد مصدق گویی تقدیر محتوم داریوش و پروانه فروهر را پیش‌بینی کرده بود؛ آنگاهی که گفت: «آن دو، دروتخته‌ای هستند که خوب به هم جوش خورده‌اند.» چه آنکه آن دو نه در زندگی که در مرگ نیز همراه یکدیگر بودند. داریوش فروهر ۷۰ ساله بود که زندگی را وداع گفت، در حالی که پیش از مرگ به عنوان «رهبر حزب ملت ایران»، برای سال‌ها، حاشیه‌نشینی را تجربه می‌کرد و پس از خروجش از کابینه مهدی بازرگان و رها کردن پست وزارت کار و وزارت مشاور، راهی به قدرت نیافته بود. او از پوزیسیون به اپوزیسیون قدرت، نقل مکان کرده بود و با این حال، سابقه انقلابی‌اش آنچنان مورد توجه بود که گهگاه مورد توجه و حمایت آیت‌الله خمینی نیز قرار می‌گرفت. آنچنانکه این امام‌خمینی بود که او را برای تصدی پست وزارت در دولت موقت، به مهدی بازرگان معرفی کرده و در برابر مخالفت بازرگان نیز، اصرارهای رهبر انقلاب بود که نخست‌وزیر را به عقب‌نشینی واداشته بود. پاییز سال ۶۰ نیز اگرچه داریوش فروهر رهسپار زندان اوین شد و پنج ماه را به زندگی در زندان گذراند اما به روایتی، آزادی او نیز به دستور رهبر انقلاب میسر شده بود. توجه ویژه امام خمینی به داریوش فروهر را به‌رغم اختلاف‌نظرهای فراوان، در روایت‌های دیگری نیز سراغ می‌توان گرفت؛ آنگاهی که به‌رغم فاصله‌گیری فروهر از حکومت مستقر و در سال‌های میانی دهه ۶۰، آیت‌الله، روزی به یکباره عطیتی را به رسم هدیت به اطرافیان خود می‌سپارد تا به دست فروهر برسانند؛ اقدامی که تعجب یاران امام را برمی‌انگیزد و آنها را از توجه ویژه امام به فروهر متحیر و البته آگاه می‌سازد. فروهر در کنار تمام سوابقش اما چه بسا به سببی خاص نیز مورد توجه آیت‌الله خمینی بود؛ به سبب دورانی که او و مصطفی خمینی ـ فرزند آیت‌الله ـ در زندان قزل‌قلعه، هم‌بند با یکدیگر بودند و در نزدیکی و دوستی، هم‌غذا نیز شده بودند. فروهر آنچنان که بعدها روایت کرد، به واسطه دوستی با مصطفی خمینی در زندان، علاقه‌مند به شخصیت و اندیشه آیت‌الله خمینی نیز شده و این علاقه‌مندی تا بدانجا بود که در آن ایام اختلاف‌نظر میان او و دوستانش به واسطه تغییر نگاهش نسبت به آیت‌الله را نیز سبب شده بود. بدین ترتیب گویی میان فروهر خارج از حکومت و امام خمینی در مقام رهبری حکومت، به رغم اختلافات سیاسی بسیار،‌ همواره پیوندی نیز برقرار بوده است. آنچنانکه در آستانه انقلاب و پس از آزادی از زندان، در ۲۶ دی‌ماه ۵۷ نیز داریوش فروهر راهی پاریس شد تا به دیدار رهبر انقلاب برسد و ۱۶ روز پس از آن نیز او از جمله مردانی بود که به همراه آیت‌الله با پرواز انقلاب به تهران آمد.
□□□
فروهر در سال‌های پس از انقلاب اگرچه منتقدان بسیاری داشت ـ چه در حکومت و چه در خارج از حکومت ـ اما مورد احترام بود و این احترام را مدیون مبارزات انقلابی خود بود که به هر حال او پیش از انقلاب، بیش از ۱۰ بار راهی زندان شده و ۱۵ سال زندگی در عسرت و زندان را تجربه کرده بود. تجربه‌ای که در نتیجه آن، برخی دوستان فروهر، زندان را «خانه دوم»اش می‌نامیدند. فروهر با تشکیل «حزب ملت ایران» در آبان‌ماه ۱۳۳۰ به عضویت در کمیته موقت رهبری آن درآمد و در هفدهم دی‌ماه همان سال، ۲۳ ساله بود که به دبیری حزب ملت ایران انتخاب شد و آنقدر شر و شور سیاست داشت که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، برای دستگیری زنده‌اش و یا تحویل جنازه‌اش، جایزه معین شد. آنگاهی نیز که در زندان، ارتشبد هدایت، حامل پیامی از سوی شاه، به او توصیه کرد تا ایران را ترک بگوید و آزادی خویش را مهیا سازد، فروهر پاسخش چنین بود که «زندان را به آزادی دور از وطن ترجیح می‌دهم».
□□□
فروهر یک مصدق تمام‌عیار بود و آنچنان دشمن دشمنان مصدق بود که در مواجهه با توده‌ای‌ها و مخالفان رهبر ملی ایران، از برخورد فیزیکی و نزاع و درگیری نیز ابایی نداشت. فروهر از حماسه‌آفرینان سی‌ام تیرماه ۱۳۳۱ بود و از حامیان جدی مصدق. در سال ۱۳۳۹ و با تشکیل جبهه ملی دوم نیز او اگرچه در زندان بود اما به عضویت در شورای مرکزی این جبهه انتخاب شد. نزدیکی او به چهره‌هایی همچون سنجابی و بختیار در جبهه ملی در سال‌های منتهی به انقلاب اما به فاصله او از احزابی همچون نهضت آزادی و چهره‌هایی به مانند مهدی بازرگان دامن زد و نقطه این جدایی در انتشار نامه سرگشاده‌ای خطاب به شاه، هویدا شد که امضای سنجابی و بختیار و فروهر را در پای خود داشت و بازرگان از امضای آن خودداری کرده بود. چه آنکه گویی بازرگان به تکثر و افزایش امضاها می‌اندیشید و سنجابی اما مخالف راهیابی چهره‌های متعدد در بازی بزرگان بود. بدین ترتیب انتشار نامه سه‌امضایی موید اختلاف و افتراق در میان چهره‌های ملی شد اگرچه پس از آن با نخست‌وزیری بختیار، زمینه جدایی میان فروهر و بختیار نیز فراهم آمد و فروهر بیش از پیش جدا از یاران ماند.
□□□
فروهر از حکومت فاصله گرفت اما ملی‌گرا باقی ماند و بدین‌ترتیب اگرچه در طول جنگ ایران و عراق چندان به دفاع از حکومت سخن نگفت و برنخاست اما به هنگام صلح آخر، در لباس منتقد ظاهر شد که گویی چنان صلحی را همراستا با ملی‌گرایی خویش نمی‌دید. داریوش فروهر بدین ترتیب یک مبارز سیاسی و ملی بود، حتی اگر او را یک سیاستمدار ندانیم و کاندیداتوری‌اش در انتخابات ریاست جمهوری اول و رأی ۱۳۳ هزارتایی‌اش در برابر رأی ۱۰ میلیون و ۷۰۰ هزارتایی کاندیدای برگزیده را یک اشتباه سیاسی و محصول فرصت ناشناسی او بخوانیم.
● شنبه سیاه
اواخر آبان ۱۳۷۷، شایعه‌ای در محافل سیاسی حکایت از ارسال بیانیه‌ای با فاکس برای برخی نشریات داشت. در آن بیانیه با طرح نام ۳۵ چهره سیاسی و ادبی از آنان به عنوان افراد معاند نام برده و تاکید شده بود که به زودی به سزای اعمال‌شان خواهند رسید. چندی بعد، این خبر دیگر نمی‌توانست صرفاً یک شایعه باشد وقتی یکشنبه یکم آذرماه، ساعت پنج بعدازظهر خبر قتل داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری به مثابه بمبی در فضای خبری کشور منفجر شد. داریوش فروهر با ۲۶ ضربه چاقو در طبقه پایین خانه شخصی‌اش به قتل رسیده بود، در حالی که آن روزها از درد پا نیز رنج می‌برد و به تازگی یک عمل جراحی را پشت سر گذاشته بود. پروانه اسکندری نیز با ۲۵ ضربه چاقو و به شیوه‌ای مشابه در طبقه بالای همان ساختمان به قتل رسیده بود، در حالی که آن روزها بشدت اسیر بیماری آنفلوآنزا بود. ماجرا نیز آنگاهی فاش شد که دو دوست نزدیک فروهر، روز بعد از ماجرا ـ یکشنبه ـ در مراجعه به منزل او، در را به روی خود گشوده ندیدند و برای رفع نگرانی، یکی را از بالای در به داخل خانه فرستادند. رفع نگرانی‌ای اما در کار نبود که فروهر و همسرش هر دو به قتل رسیده بودند. قتل‌های پاییزی در بهار اصلاحات اتفاق افتاده بود.
□□□
محمدجواد حجتی کرمانی در مقاله‌ای درباره قتل فروهرها از تشابه این اتفاق با قتل کاظم سامی سخن گفت که یک دهه پیشتر و در چنین روزهایی ـ آذر ۱۳۶۸ ـ رخ داده بود. سیدمحمد خاتمی با انتشار بیانیه‌ای، ماجرا را جنایتی نفرت‌انگیز توصیف کرد و حتی صادق خلخالی نیز با انتشار بیانیه از سوابق فروهر گفت. یک ماهی از این اتفاق نگذشته بود که وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعیه‌ای مسئولیت این قتل‌ها را متوجه نیروهایی خودسر در این وزارتخانه اعلام کرد و دری‌نجف‌آبادی نیز صندلی وزارت را به استعفا، وداع گفت. یک سال گذشت و در دادگاه متهمان قتل‌های زنجیره‌ای، مصطفی کاظمی و مهرداد عالیخانی به اتهام امریت در قتل فروهرها و مختاری و پوینده محکوم به چهار بار حبس ابد و محمود جعفرزاده و علی محسنی نیز به اتهام زدن ضربات کارد بر بدن فروهرها، محکوم به قصاص نفس شدند.
محکومان، روایت نهایی خود را از چگونگی قتل فروهرها اعلام کردند. مطابق این روایت، ساعت نه و پنج دقیقه شنبه شب ۳۰ آبان ۱۳۷۷، زنگ خانه داریوش فروهر به صدا درمی‌آید. ابوالفضل مسلمی و مهرداد عالیخانی با عنوان دروغین افسران نیروی انتظامی به فروهر می‌گویند که براساس گزارش‌های دریافتی، با اتومبیل رنوی او سرقتی صورت گرفته است. برای بازدید وارد خانه می‌شوند و در نیمه‌باز، امکان ورود متناوب دیگران را نیز فراهم می‌کند. پس از گذاشته شدن گاز آغشته به مواد بیهوشی بر دهان و بینی فروهرها و از هوش رفتن آنها، ضربات چاقو قتل آنها را رقم می‌زند.
قاضی پرونده احکام خویش را قرائت کرد و دادگاه قتل‌های زنجیره‌ای پایان یافت و پرونده ماجرا بسته شد اگرچه وکیل کاظمی و عالیخانی، نسبت به اتهام «آمریت» موکلان خود معترض بود.

رضا خجسته‌رحیمی

منبع : شهروند امروز

مطالب مرتبط

هایزر؛تلاش تا آخرین لحظه برای حفظ شاه

هایزر؛تلاش تا آخرین لحظه برای حفظ شاه
برای‌ مهار بحران‌ هر کس‌ پیشنهادی‌ را ارایه‌ داد. چارلز دانکن‌ قائم‌ مقام‌ وزیر دفاع‌ پیشنهاد کرد ژنرال‌ هایزر، معاون‌ فرمانده‌ یگان‌ ناتو در اروپا به‌ ایران‌ فرستاده‌ شود «تا به‌ برقراری‌تماس‌ با رهبران‌ نظامی‌ ایران‌ بپردازد.» استدلال‌ شد که‌ این‌ اقدام‌ موجب‌ می‌شود که‌حمایت‌ ایالات‌ متحده‌ از رژیم‌ شاه‌ نیز مورد تأکید قرار گیرد. کارتر برای‌ اطمینان‌ بیشتراز چنین‌ تصمیمی‌ با ژنرال‌ دیوید جونز رئیس‌ ستاد مشترک‌ نیروهای‌ مسلح‌ آمریکا،هارولد براون‌ وزیر دفاع‌، ونس‌ وزیر امور خارجه‌ مشورت‌ کرد و سپس‌ تصمیم‌ گرفت‌هایزر را «برای‌ همکاری‌ مستقیم‌ با رهبران‌ نظامی‌ ایران‌ به‌ تهران‌ بفرستد. کار این‌ مأمورنظامی‌ در تهران‌ اقداماتی‌ به‌ منظور حصول‌ اطمینان‌ از وحدت‌ نیروهای‌ مسلح‌، حمایت‌ ازدولت‌ قانونی‌ و آماده‌ ساختن‌ آنها برای‌ جلوگیری‌ از سقوط‌ و از هم‌ پاشیدگی‌ کامل‌ کشورایران‌» بود.
آمریکاییان‌ با همه‌ی‌ اختلافات‌ درونی‌ و تحلیل‌های‌ غلط‌ بر سریک‌ موضوع‌ اجماع‌ داشتند و آن‌ این‌ که‌ با سقوط‌ شاه‌ و پیروزی‌ امام‌ خمینی‌ منافع‌ آمریکا در معرض‌ خطر قرار خواهد گرفت‌. از این‌ جهت‌ تمام‌ راه‌های‌ ممکن‌ را برای‌ حفظ‌ منافع‌ خود در ایران‌ بررسی‌ و اقدامات‌ لازم‌ را اجرا می‌کردند.
با اوج‌گیری‌ انقلاب‌ و سقوط‌ دولت‌ نظامی‌ ازهاری‌، کارتر دستور داد تا «شورای‌ امنیت‌ ملی‌» «در ظهر روز سوم‌ ژانویه‌(۱۳دی‌)» تشکیل‌ گردد تا به‌ بررسی‌ اوضاع‌ ایران‌ بپردازند. جلسه‌ تشکیل‌ گردید و بحث‌و بررسی‌ آغاز شد. «تمامی‌ شرکت‌کنندگان‌ در این‌ نشست‌ اتّفاِق نظر داشتند که‌ دیگر امیدی‌ به‌ بقای‌ سلطنت‌ شاه‌ وجود ندارد. در عین‌ حال‌ هیچ‌ یک‌ از آنها تمایلی‌ به‌ کنار زدن ‌وی‌ از صحنه‌ی‌ قدرت‌ نداشتند. آنها احساس‌ می‌کردند چنین‌ عملی‌ از یک‌ سو موجب‌ بی‌اعتمادی‌ در میان‌ دیگر دولت‌های‌ منطقه‌ نسبت‌ به‌ ایالات‌ متحده‌ می‌شود و از سوی‌ دیگر مخالفان‌ شاه‌ چنین‌ عملی‌ را به‌ معنای‌ خروج‌ ایالات‌ متحده‌ از خیل‌ حامیان‌ شاه‌ تلقی‌ می‌کنند و در نتیجه‌ ایران‌ به‌ صحنه‌ی‌ جنگ‌ داخلی‌ تبدیل‌ می‌شود.» برای‌ مهاربحران‌ هر کس‌ پیشنهادی‌ را ارایه‌ داد. چارلز دانکن‌ قائم‌ مقام‌ وزیر دفاع‌ پیشنهاد کردژنرال‌ هایزر، معاون‌ فرمانده‌ یگان‌ ناتو در اروپا به‌ ایران‌ فرستاده‌ شود «تا به‌ برقراری‌تماس‌ با رهبران‌ نظامی‌ ایران‌ بپردازد.» استدلال‌ شد که‌ این‌ اقدام‌ موجب‌ می‌شود که‌حمایت‌ ایالات‌ متحده‌ از رژیم‌ شاه‌ نیز مورد تأکید قرار گیرد. کارتر برای‌ اطمینان‌ بیشتراز چنین‌ تصمیمی‌ با ژنرال‌ دیوید جونز رئیس‌ ستاد مشترک‌ نیروهای‌ مسلح‌ آمریکا،هارولد براون‌ وزیر دفاع‌، ونس‌ وزیر امور خارجه‌ مشورت‌ کرد و سپس‌ تصمیم‌ گرفت‌هایزر را «برای‌ همکاری‌ مستقیم‌ با رهبران‌ نظامی‌ ایران‌ به‌ تهران‌ بفرستد. کار این‌ مأمورنظامی‌ در تهران‌ اقداماتی‌ به‌ منظور حصول‌ اطمینان‌ از وحدت‌ نیروهای‌ مسلح‌، حمایت‌ ازدولت‌ قانونی‌ و آماده‌ ساختن‌ آنها برای‌ جلوگیری‌ از سقوط‌ و از هم‌ پاشیدگی‌ کامل‌ کشورایران‌» بود.
دانکن‌ متن‌ پیام‌ به‌ هایزر را تهیه‌ کرد و برژینسکی‌ اصلاحاتی‌ بر آن‌ افزود. در این‌ پیام‌«حمایت‌ آمریکا از رهبران‌ نظامی‌ ایران‌ و لزوم‌ حفظ‌ وحدت‌ آنها و ارتباط‌ نزدیک‌ باآمریکا» تأکید شده‌ بود و از آنان‌ خواسته‌ شده‌ بود که‌ «ضامن‌ ثبات‌ و قدرت‌ دولتی‌ باشندکه‌ روابط‌ نزدیکی‌ با آمریکا خواهد داشت‌». پیام‌ برای‌ هایزر فرستاده‌ شد، امّا ژنرال‌ هیگ‌فرمانده‌ ناتو از این‌ مأموریت‌ سخت‌ عصبانی‌ شد. هیگ‌ معتقد بود آمریکا باید با قاطعیت‌بیشتری‌ با بحران‌ ایران‌ روبه‌رو شود و «یک‌ نیروی‌ ویژه‌ با ناو هواپیمابر در اقیانوس‌ هندمستقر کند و تعدادی‌ هواپیمای‌ جنگی‌ به‌ عربستان‌ سعودی‌ بفرستد تا اراده‌ی‌ قاطع‌ خودرا برای‌ حفظ‌ منافعش‌ در این‌ منطقه‌ نشان‌ دهد.»
از طرف‌ دیگر معاون‌ وزارت‌ دفاع‌ با ژنرال‌ الکساندر هیگ‌ تماس‌ گرفت‌ و ضمن‌تشریح‌ اوضاع‌ ایران‌ به‌ وی‌ اعلام‌ کرد هایزر معاون‌ وی‌ باید برای‌ مأموریت‌ به‌ تهران‌ برود.هیگ‌ خود در مقدمه‌ کتاب‌ هایزر می‌نویسد: «من‌ با مأموریت‌ هایزر مخالفت‌ کردم‌، زیرااهداف‌ آن‌ مبهم‌ بود و عمدتاً یک‌ مأموریت‌ سیاسی‌ بود، نه‌ نظامی‌»؛ امّا بعداً کارتر و کارولد براوان‌ به‌ وی‌ گفتند که‌ با این‌ مأموریت‌ مخالفت‌ نکند. وی‌ «در مذاکرات‌ بعدی‌ بامقام‌های‌ کاخ‌ سفید» به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ هدف‌ اصلی‌ یک‌ مأموریت‌ نظامی‌ است‌ و آن‌«به‌ راه‌ انداختن‌ یک‌ کودتا در ایران‌ است‌.»
نیوسام‌ معاون‌ وزارت‌ خارجه‌ خبر مأموریت‌ هایزر را تلفنی‌ به‌ اطلاع‌ سولیوان‌ رساندو از وی‌ خواست‌ با مأموریت‌ وی‌ مخالفت‌ نکند. سولیوان‌ در ضمن‌ اعلام‌ موافقت‌ گفت‌:«بهتر است‌ در شرایط‌ بحرانی‌ فعلی‌ مسافرت‌ او به‌ تهران‌ بی‌سروصدا و به‌ طور ناشناس‌باشد.»
نیوسام‌ این‌ نظر را مورد تأیید قرار داد و قول‌ داد رعایت‌ شود. هایزر در چهارم‌ژانویه‌ (۱۴ دی‌ ماه‌) به‌ صورت‌ سرّی‌ با یک‌ هواپیمای‌ نظامی‌ آمریکایی‌ وارد تهران‌ شد ومورد استقبال‌ چندین‌ نظامی‌ آمریکایی‌ قرار گرفت‌. آمریکاییان‌ بدون‌ اجازه‌ی‌ ایرانیان‌وارد و خارج‌ می‌شدند.
حتی‌&#۰۳۹; شاه‌ نیز از ورود هایزر مطلع‌ نشد. شاه‌ بعداً در خاطراتش‌نوشت‌: «رفت‌ و آمدهای‌ ژنرال‌ هایزر همیشه‌ از پیش‌ برنامه‌ریزی‌ می‌شد؛ امّا این‌ سفر درهاله‌ای‌ از ابهام‌ کامل‌ فرو رفته‌ بود. ورودش‌ را خیلی‌ مستور نگاه‌ داشته‌ بودند. البته‌نظامیان‌ آمریکایی‌ با هواپیماهای‌ خودشان‌ سفر می‌کردند و خیلی‌ طبیعی‌ بود که‌ بتوانند هنگام‌ ورود به‌ پایگاه‌های‌ نظامی‌اشان‌ در ایران‌ تشریفات‌ اداری‌ معمول‌ را نادیده‌بگیرند.» وی‌ مدعی‌ است‌: «در اوایل‌ ژانویه‌ با تعجب‌ خبر شدم‌ که‌ چند روز است‌ ژنرال‌هایزر در تهران‌ بسر می‌برد... ژنرال‌ هایزر شخصیت‌ کوچکی‌ نبود، در مقام‌ معاون‌فرماندهی‌ ناتو چند نوبت‌ به‌ تهران‌ سفر کرده‌ بود و همیشه‌ هم‌ قبلاً تقاضای‌ شرفیابی‌می‌کرد.» هایزر روز پنجم‌ ژانویه‌ (۱۵ دی‌ ماه‌) با سولیوان‌ ملاقات‌ کرد و در موردمأموریت‌ خود به‌ او توضیح‌ داد. سولیوان‌ به‌ وی‌ گفت‌:ارتش‌ ایران‌ به‌ جایی‌ رسیده‌ که‌توان‌ انجام‌ هیچ‌ کاری‌ را ندارد. کار شاه‌ تمام‌ شده‌ و باید هر چه‌ زودتر ایران‌ را ترک‌ کند وبختیار هم‌ نمی‌تواند دولت‌ با ثباتی‌ را روی‌ کار آورد. گرچه‌ سخنان‌ سولیوان‌ برای‌ ژنرال‌مأیوس‌ کننده‌ بود؛ امّا او یک‌ نظامی‌ بود و می‌بایست‌ مأموریت‌ خود را آغاز کند؛ ولی‌سردرگمی‌ کاخ‌ سفید در مقابل‌ امواج‌ قدرت‌مند انقلاب‌ اسلامی‌ این‌ نظامی‌ کهنه‌کار را نیزدر سردرگمی‌ فرو برد. در همان‌ حال‌ پیامی‌ از سایروس‌ ونس‌ رسید: «همه‌ی‌ دستورهای‌قبلی‌ را نادیده‌ بگیرید.»
ژنرال‌ نمی‌توانست‌ آن‌ همه‌ تأکید کاخ‌ سفید بر فوریت‌ مأموریت‌ را با این‌ پیام‌ چگونه‌تحلیل‌ کند. او ترجیح‌ داد به‌ استراحت‌ بپردازد.
سولیوان‌ فردا، ۶ ژانویه‌ به‌ سفارت‌ رفت‌ که‌ مجدداً از طرف‌ وزیر خارجه‌ این‌ پیام‌ آمده‌بود: «طبق‌ دستور قبلی‌ عمل‌ کن‌.»
مأموریت‌ هایزر در حفظ‌ ارتش‌ـ آمریکاییان‌ ارتش‌ ایران‌ را دست‌آموز خود برای‌حفظ‌ منافع‌ آمریکا می‌دانستند. از این‌ جهت‌ حفظ‌ انسجام‌ ارتش‌ با حضور شاه‌ یابی‌حضور وی‌ در اولویت‌ قرار داشت‌. آمریکاییان‌ به‌ محض‌ این‌ که‌ مطلع‌ شدند شاه‌درصدد کودتای‌ نظامی‌ بعد از شکست‌ ازهاری‌ است‌، وی‌ را از این‌ کار پرهیز دادند؛ زیرامعتقد بودند یک‌ اقدام‌ بی‌موقع‌ موجب‌ متلاشی‌ شدن‌ ارتش‌ می‌شود. سایروس‌ ونس‌خود چنین‌ نقل‌ می‌کند که‌ «من‌ می‌خواستم‌ عدم‌ حمایت‌ آمریکا از چنین‌ اشتباهی‌بی‌درنگ‌ اعلام‌ شود. ما می‌بایست‌ از مشارکت‌ در چنین‌ کاری‌ که‌ محکوم‌ به‌ شکست‌ بودخودداری‌ کنیم‌ و شاه‌ را متقاعد سازیم‌ که‌ نباید به‌ خاطر حفظ‌ تاج‌ و تخت‌ خود ارتش‌ایران‌ را نابود سازد.» به‌ همین‌ جهت‌ «حفظ‌ وحدت‌ و یک‌پارچگی‌ نیروهای‌ نظامی‌ایران‌ برای‌ ما به‌ صورت‌ یک‌ مسئله‌ی‌ حیاتی‌ درآمده‌ بود.» علت‌ واقعی‌ این‌ بود که‌آمریکاییان‌ می‌پنداشتند تلاش‌ مستشاران‌ آنها ساختار ارتش‌ شاهنشاهی‌ را برمبنای‌مبارزه‌ با کمونیسم‌ و در رأس‌ آن‌ شوری‌ شکل‌ داده‌ است‌. به‌ همین‌ جهت‌ حفظ‌ ارتش‌برای‌ آنها اهمیت‌ داشت‌. علت‌ نگرانی‌ آنها نیز این‌ بود که‌ آنها معتقد بودند چون‌ ارتش‌کاملاً به‌ شخص‌ شاه‌ متکی‌ است‌ با رفتن‌ وی‌ ارتش‌ انسجام‌ خود را از دست‌ خواهد داد.به‌ گزارش‌ برژینسکی‌: «استراتژی‌ واشنگتن‌ بر این‌ استوار بود که‌ هم‌ زمان‌ با خروج‌ شاه‌ ازایران‌ ارتش‌ دست‌ نخورده‌ باقی‌ بماند. ترس‌ ما از این‌ بود که‌ به‌ مقامات‌ فرماندهی‌ ارتش‌که‌ از طرف‌ شاه‌ و براساس‌ وفاداری‌ نسبت‌ به‌ شخص‌ شاه‌ انتخاب‌ شده‌ بودند پس‌ ازخروج‌ شاه‌ از ایران‌ دچار تفرقه‌ شوند و از هم‌ پاشیدگی‌ ارتش‌ یا به‌ یک‌ جنگ‌ داخلی‌ویران‌ کننده‌ بیانجامد که‌ شوروی‌ها از آن‌ بهره‌ برداری‌ خواهد کرد و یا به‌ هرج‌ و مرجی‌بینجامد که‌ سرانجام‌ به‌ قبضه‌ کردن‌ قدرت‌ از سوی‌ آیت‌الله خمینی‌ منجر خواهد شد.»علاوه‌ نقشه‌ی‌ آمریکاییان‌ این‌ بود که‌ با عبور از بحران‌ متلاشی‌ شدن‌ ارتش‌ بعد از رفتن‌شاه‌ می‌شود ارتش‌ را در صورت‌ شکست‌ بختیار برای‌ یک‌ کودتا در مقابل‌ امام‌ خمینی‌آماده‌ ساخت‌. به‌ همین‌ جهت‌ مهم‌ترین‌ بخش‌ مأموریت‌ هایزر حفظ‌ یک‌پارچگی‌ و آماده‌کردن‌ ارتش‌ برای‌ یک‌ کودتا بود.
هایزر در ابتدای‌ ورود به‌ ایران‌ تصمیم‌ گرفت‌ با چهار افسر عالی‌رتبه‌ و تأثیرگذار ارتش‌ملاقات‌ کند. این‌ چهار نفر عبارت‌ بودند از سپهبد امیرحسین‌ ربیعی‌ فرمانده‌ نیروی‌هوایی‌، دریادار کمال‌الدین‌ حبیب‌اللهی‌ فرمانده‌ نیروی‌ دریایی‌، ارتشبد طوفانیان‌ معاون‌قدرت‌مند وزارت‌ دفاع‌ و مسئول‌ خریدهای‌ تسلیحات‌ خارجی‌، ارتشبد عباس‌ قره‌باغی‌رئیس‌ ستاد مشترک‌ ارتش‌. هایزر ملاقات‌های‌ خود را به‌ صورت‌ جداگانه‌ از همان‌ ۱۶دی‌ ماه‌ آغاز کرد؛ امّا آنها را سخت‌ مرعوب‌ قدرت‌ انقلاب‌ یافت‌. «طوفانیان‌ از امنیت‌خودش‌ به‌ وضوح‌ نگران‌ بود و می‌گفت‌ اگر شاه‌ از ایران‌ برود او هم‌ خواهد رفت‌ والا کشته‌ خواهد شد.» او در ادامه‌ی‌ صحبت‌ پرسید: «آمریکای‌ بزرگ‌ چه‌ وقت‌ ]آیت‌الله[خمینی‌ را ساکت‌ خواهد کرد؟» ربیعی‌ نیز با عصبانیت‌ پرسید: «چرا سفیر آمریکا شاه‌را وادار به‌ رفتن‌ کرده‌ است‌؟ چرا درباره‌ی‌ ]آیت‌الله[ خمینی‌ کاری‌ نمی‌کنید؟» حبیب‌اللهی‌ نیز انقلاب‌ ایران‌ را به‌ خارجی‌ها نسبت‌ داد و استدلال‌ کرد: «آنچه‌ در حال‌رخ‌ دادن‌ است‌ پیچیده‌تر از آن‌ است‌ که‌ تراوش‌ مغز ایرانی‌ باشد.» قره‌باغی‌ به‌ ژنرال‌گفت‌: «فوراً به‌ رئیس‌جمهور آمریکا اطلاع‌ دهید که‌ با شاه‌ تماس‌ بگیرد و از او بخواهد که‌در کشور بماند. اگر شاه‌ برود او نمی‌تواند انسجام‌ ارتش‌ را حفظ‌ کند.» وی‌ هم‌چنین‌افزود: «آمریکا باید فوراً ]آیت‌الله[ خمینی‌ را وادار به‌ همکاری‌ کند. هیچ‌ راهی‌ نمانده‌ است‌ که‌ ایران‌ بتواند انجام‌ دهد. در ایران‌ این‌ فشار قابل‌ اعمال‌ نیست‌؛ زیرا او رهبر مذهبی‌ است‌ و تحت‌ حمایت‌ قانون‌ شرع‌ اسلام‌ قرار دارد.»
ژنرال‌ آمریکایی‌ مأموریت‌ داشت‌ تا فرماندهان‌ نظامی‌ را که‌ این‌ گونه‌ از رفتن‌ شاه‌ به‌وحشت‌ افتاده‌ بودند و این‌ گونه‌ دست‌ به‌ دامان‌ آمریکا می‌شدند تا رهبر انقلاب‌ ایران‌ راساکت‌ کند، منسجم‌ و آماده‌ی‌ کودتا نماید. هایزر مرد پرکار و امیدواری‌ بود، شب‌ و روزبرای‌ مأموریت‌ خود برنامه‌ریزی‌ می‌کرد، با فرماندهان‌ صحبت‌ می‌کرد و به‌ آنها امیدمی‌داد. هایزر پس‌ از این‌ ملاقات‌ها چهار برنامه‌ را برای‌ فرماندهان‌ نظامی‌ طراحی‌ کرد:۱) جلوگیری‌ از فرار فرماندهان‌ بعد از رفتن‌ شاه‌ و حفظ‌ انسجام‌ آن‌ها. ۲) تغییر انقیادفرماندهان‌ از شاه‌ به‌ بختیار. ۳) طرح‌ به‌ حرکت‌ درآوردن‌ اقتصاد در جهت‌ حمایت‌ ازدولت‌ بختیار توسط‌ ارتش‌. ۴) مقابله‌ با جنگ‌ روانی‌ امام‌ خمینی‌.
هایزر با مشورت‌ ژنرال‌ گاست‌ رئیس‌ مستشاری‌ آمریکا در ایران‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدکه‌ باید برای‌ ایجاد حس‌ مسئولیت‌ و انسجام‌ بین‌ فرماندهان‌ نظامی‌ یک‌ کمیته‌ بحران‌ ازفرماندهان‌ نظامی‌ به‌ وجود آورد. هایزر ابتدا این‌ طرح‌ را با ربیعی‌ در میان‌ گذاشت‌. ربیعی‌این‌ مأموریت‌ را پذیرفت‌ و بعد از ظهر به‌ هایزر خبر داد که‌ «فرماندهان‌ چهارگانه‌ در اتاِریاست‌ ستاد مشترک‌ اجتماع‌ کرده‌اند و گفته‌اند شما هم‌ به‌ آنها بپیوندید.» هایزر با گاست‌خود را به‌ جلسه‌ رساندند. هایزر برای‌ اولین‌ بار موفق‌ شده‌ بود فرماندهان‌ نظامی‌ ایران‌ رادور هم‌ جمع‌ کند و در مورد مسائل‌ ایران‌ به‌ بحث‌ و مذاکره‌ بکشاند و این‌ خود پیروزی‌بزرگی‌ بود؛ زیرا شاه‌ تا آن‌ زمان‌ نه‌ چنین‌ اقدامی‌ کرده‌ بود و نه‌ اجازه‌ی‌ چنین‌ اقدامی‌ راداده‌ بود. هایزر در آن‌ جلسه‌ نتیجه‌ی‌ مذاکرات‌ مستقل‌ خود را با فرماندهان‌ که‌ همگی‌ برآنها اشتراک‌ نظر داشتند در سه‌ محور خلاصه‌ کرد: «شاه‌ در ایران‌ بماند، در آیت‌اللهخمینی‌ نفوذ شود و جلو رسیدن‌ اخبار تحولات‌ مملکتی‌ به‌ مردم‌ گرفته‌ شود.» هایزر درمورد مسئله‌ی‌ رفتن‌ شاه‌ گفت‌: «مهم‌ این‌ است‌ که‌ روح‌ ایشان‌ در کشور خواهد ماند.اعلیحضرت‌ به‌ کشوری‌ احتیاج‌ دارند که‌ بعد از مرخصی‌ به‌ آن‌ باز گردند.» فرماندهان‌مجدداً مسئله‌ی‌ نفوذ روی‌ امام‌ خمینی‌ را مطرح‌ کردند و هر کدام‌ از مشکلات‌ داخلی‌مربوط‌ به‌ خودشان‌ کمبود لباس‌ و سوخت‌ سخن‌ گفتند؛ امّا مهم‌ترین‌ مسئله‌ برای‌ هایزرحمایت‌ از بختیار بود. وی‌ گفت‌: «باید از بختیار حمایت‌ کنید تا بداند که‌ می‌تواند روی‌شما حساب‌ کند. شما باید به‌ هر میزان‌ که‌ می‌توانید نیروی‌ خودتان‌ را صرف‌ حمایت‌ ازاو کنید.» موضوع‌ مهم‌ دیگر برای‌ هایزر طرح‌ کودتا برای‌ مقابله‌ با امام‌ خمینی‌ بود. وی‌افزود: «باید طرح‌ عملیات‌ نظامی‌ روز موعود را بریزید. باید برنامه‌ریزی‌ از پیش‌ آغازکنید. باید راهی‌ برای‌ مقابله‌ با جنگ‌ روانی‌ آیت‌الله پیدا کنید. بدیهی‌ است‌ که‌ آیت‌اللهمی‌خواهد بدون‌ شلیک‌ یک‌ تیر کشور را در دست‌ بگیرد. ما تمامی‌ یک‌ ماشین‌ نظامی‌ رادر اختیار داریم‌؛ امّا ماه‌هاست‌ که‌ از آن‌ استفاده‌ نکرده‌ایم‌.» هایزر بعد از بحث‌های‌فراوان‌ فرماندهان‌ ارتش‌ را متقاعد کرد که‌ «کار طراحی‌ را شروع‌ کنند» و این‌ گونه‌ کارکمیته‌ بحران‌ آغاز شد.
هایزر دو روز بعد ۱۱ ژانویه‌ (۲۱ دی‌ ماه‌) به‌ ملاقات‌ شاه‌ رفت‌، مأموریت‌ خود ودستورات‌ کارتر را تشریح‌ کرد و سپس‌ تشکیل‌ کمیته‌ بحران‌ و آخرین‌ تحولات‌ آن‌ را به‌اطلاع‌ شاه‌ رساند. شاه‌ «بسیار علاقه‌مند به‌ نظر می‌رسید و قبول‌ کرد که‌ به‌ علت‌ این‌ که‌اصولاً برنامه‌ریزی‌ وجود نداشته‌ است‌، این‌ کار لازم‌ بوده‌ است‌.»
شاه‌ همان‌ روز به‌ قره‌باغی‌ دستور داد تا به‌ حرف‌ هایزر گوش‌ کنند و به‌ وی‌ اطمینان‌داشته‌ باشند.
حضور هایزر در رأس‌ ارتش‌ شاهنشاهی‌ هم‌ امنیت‌ خاطری‌ بود برای‌ فرماندهانی‌ که‌ به‌ وجود شاه‌ عادت‌ کرده‌ بودند و هم‌ مدیریت‌ وی‌ در هماهنگی‌ و انسجام‌ ارتش‌ درابتدای‌ کار بسیار کارساز بود.

وبگردی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
اولین تصاویر و جزئیات از تصادف مرگبار در جاده تهران-کرمان
اولین تصاویر و جزئیات از تصادف مرگبار در جاده تهران-کرمان - اتوبوس تهران -کرمان در کیلومتر ۴۰ آزاد راه کاشان به نطنز، ورودی بادرود براثر بی احتیاطی و احتمالا خواب آلودگی راننده پس از برخورد با پشت کامیون حامل سوخت واژگون شده و در لاین مخالف دچار آتش سوزی شد...
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال - در این فیلم درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقات هندبال بازی‌های آسیایی جاکارتا را می بینید که این بازی در نهایت منجر به پیروزی ایران و کسب مقام پنجمی کشورمان شد.
فیلم | روایت یک روحانی از هایده و ترانه «علی ای همای رحمت»
فیلم | روایت یک روحانی از هایده و ترانه «علی ای همای رحمت» - فیلم - روایت یک روحانی از هایده و ماجرای خواندن ترانه «علی ای همای رحمت» را در ویدئوی زیر ببینید.