سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ / Tuesday, 19 June, 2018

انقلابی تنها


انقلابی تنها
محمد مصدق گویی تقدیر محتوم داریوش و پروانه فروهر را پیش‌بینی کرده بود؛ آنگاهی که گفت: «آن دو، دروتخته‌ای هستند که خوب به هم جوش خورده‌اند.» چه آنکه آن دو نه در زندگی که در مرگ نیز همراه یکدیگر بودند. داریوش فروهر ۷۰ ساله بود که زندگی را وداع گفت، در حالی که پیش از مرگ به عنوان «رهبر حزب ملت ایران»، برای سال‌ها، حاشیه‌نشینی را تجربه می‌کرد و پس از خروجش از کابینه مهدی بازرگان و رها کردن پست وزارت کار و وزارت مشاور، راهی به قدرت نیافته بود. او از پوزیسیون به اپوزیسیون قدرت، نقل مکان کرده بود و با این حال، سابقه انقلابی‌اش آنچنان مورد توجه بود که گهگاه مورد توجه و حمایت آیت‌الله خمینی نیز قرار می‌گرفت. آنچنانکه این امام‌خمینی بود که او را برای تصدی پست وزارت در دولت موقت، به مهدی بازرگان معرفی کرده و در برابر مخالفت بازرگان نیز، اصرارهای رهبر انقلاب بود که نخست‌وزیر را به عقب‌نشینی واداشته بود. پاییز سال ۶۰ نیز اگرچه داریوش فروهر رهسپار زندان اوین شد و پنج ماه را به زندگی در زندان گذراند اما به روایتی، آزادی او نیز به دستور رهبر انقلاب میسر شده بود. توجه ویژه امام خمینی به داریوش فروهر را به‌رغم اختلاف‌نظرهای فراوان، در روایت‌های دیگری نیز سراغ می‌توان گرفت؛ آنگاهی که به‌رغم فاصله‌گیری فروهر از حکومت مستقر و در سال‌های میانی دهه ۶۰، آیت‌الله، روزی به یکباره عطیتی را به رسم هدیت به اطرافیان خود می‌سپارد تا به دست فروهر برسانند؛ اقدامی که تعجب یاران امام را برمی‌انگیزد و آنها را از توجه ویژه امام به فروهر متحیر و البته آگاه می‌سازد. فروهر در کنار تمام سوابقش اما چه بسا به سببی خاص نیز مورد توجه آیت‌الله خمینی بود؛ به سبب دورانی که او و مصطفی خمینی ـ فرزند آیت‌الله ـ در زندان قزل‌قلعه، هم‌بند با یکدیگر بودند و در نزدیکی و دوستی، هم‌غذا نیز شده بودند. فروهر آنچنان که بعدها روایت کرد، به واسطه دوستی با مصطفی خمینی در زندان، علاقه‌مند به شخصیت و اندیشه آیت‌الله خمینی نیز شده و این علاقه‌مندی تا بدانجا بود که در آن ایام اختلاف‌نظر میان او و دوستانش به واسطه تغییر نگاهش نسبت به آیت‌الله را نیز سبب شده بود. بدین ترتیب گویی میان فروهر خارج از حکومت و امام خمینی در مقام رهبری حکومت، به رغم اختلافات سیاسی بسیار،‌ همواره پیوندی نیز برقرار بوده است. آنچنانکه در آستانه انقلاب و پس از آزادی از زندان، در ۲۶ دی‌ماه ۵۷ نیز داریوش فروهر راهی پاریس شد تا به دیدار رهبر انقلاب برسد و ۱۶ روز پس از آن نیز او از جمله مردانی بود که به همراه آیت‌الله با پرواز انقلاب به تهران آمد.
□□□
فروهر در سال‌های پس از انقلاب اگرچه منتقدان بسیاری داشت ـ چه در حکومت و چه در خارج از حکومت ـ اما مورد احترام بود و این احترام را مدیون مبارزات انقلابی خود بود که به هر حال او پیش از انقلاب، بیش از ۱۰ بار راهی زندان شده و ۱۵ سال زندگی در عسرت و زندان را تجربه کرده بود. تجربه‌ای که در نتیجه آن، برخی دوستان فروهر، زندان را «خانه دوم»اش می‌نامیدند. فروهر با تشکیل «حزب ملت ایران» در آبان‌ماه ۱۳۳۰ به عضویت در کمیته موقت رهبری آن درآمد و در هفدهم دی‌ماه همان سال، ۲۳ ساله بود که به دبیری حزب ملت ایران انتخاب شد و آنقدر شر و شور سیاست داشت که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، برای دستگیری زنده‌اش و یا تحویل جنازه‌اش، جایزه معین شد. آنگاهی نیز که در زندان، ارتشبد هدایت، حامل پیامی از سوی شاه، به او توصیه کرد تا ایران را ترک بگوید و آزادی خویش را مهیا سازد، فروهر پاسخش چنین بود که «زندان را به آزادی دور از وطن ترجیح می‌دهم».
□□□
فروهر یک مصدق تمام‌عیار بود و آنچنان دشمن دشمنان مصدق بود که در مواجهه با توده‌ای‌ها و مخالفان رهبر ملی ایران، از برخورد فیزیکی و نزاع و درگیری نیز ابایی نداشت. فروهر از حماسه‌آفرینان سی‌ام تیرماه ۱۳۳۱ بود و از حامیان جدی مصدق. در سال ۱۳۳۹ و با تشکیل جبهه ملی دوم نیز او اگرچه در زندان بود اما به عضویت در شورای مرکزی این جبهه انتخاب شد. نزدیکی او به چهره‌هایی همچون سنجابی و بختیار در جبهه ملی در سال‌های منتهی به انقلاب اما به فاصله او از احزابی همچون نهضت آزادی و چهره‌هایی به مانند مهدی بازرگان دامن زد و نقطه این جدایی در انتشار نامه سرگشاده‌ای خطاب به شاه، هویدا شد که امضای سنجابی و بختیار و فروهر را در پای خود داشت و بازرگان از امضای آن خودداری کرده بود. چه آنکه گویی بازرگان به تکثر و افزایش امضاها می‌اندیشید و سنجابی اما مخالف راهیابی چهره‌های متعدد در بازی بزرگان بود. بدین ترتیب انتشار نامه سه‌امضایی موید اختلاف و افتراق در میان چهره‌های ملی شد اگرچه پس از آن با نخست‌وزیری بختیار، زمینه جدایی میان فروهر و بختیار نیز فراهم آمد و فروهر بیش از پیش جدا از یاران ماند.
□□□
فروهر از حکومت فاصله گرفت اما ملی‌گرا باقی ماند و بدین‌ترتیب اگرچه در طول جنگ ایران و عراق چندان به دفاع از حکومت سخن نگفت و برنخاست اما به هنگام صلح آخر، در لباس منتقد ظاهر شد که گویی چنان صلحی را همراستا با ملی‌گرایی خویش نمی‌دید. داریوش فروهر بدین ترتیب یک مبارز سیاسی و ملی بود، حتی اگر او را یک سیاستمدار ندانیم و کاندیداتوری‌اش در انتخابات ریاست جمهوری اول و رأی ۱۳۳ هزارتایی‌اش در برابر رأی ۱۰ میلیون و ۷۰۰ هزارتایی کاندیدای برگزیده را یک اشتباه سیاسی و محصول فرصت ناشناسی او بخوانیم.
● شنبه سیاه
اواخر آبان ۱۳۷۷، شایعه‌ای در محافل سیاسی حکایت از ارسال بیانیه‌ای با فاکس برای برخی نشریات داشت. در آن بیانیه با طرح نام ۳۵ چهره سیاسی و ادبی از آنان به عنوان افراد معاند نام برده و تاکید شده بود که به زودی به سزای اعمال‌شان خواهند رسید. چندی بعد، این خبر دیگر نمی‌توانست صرفاً یک شایعه باشد وقتی یکشنبه یکم آذرماه، ساعت پنج بعدازظهر خبر قتل داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری به مثابه بمبی در فضای خبری کشور منفجر شد. داریوش فروهر با ۲۶ ضربه چاقو در طبقه پایین خانه شخصی‌اش به قتل رسیده بود، در حالی که آن روزها از درد پا نیز رنج می‌برد و به تازگی یک عمل جراحی را پشت سر گذاشته بود. پروانه اسکندری نیز با ۲۵ ضربه چاقو و به شیوه‌ای مشابه در طبقه بالای همان ساختمان به قتل رسیده بود، در حالی که آن روزها بشدت اسیر بیماری آنفلوآنزا بود. ماجرا نیز آنگاهی فاش شد که دو دوست نزدیک فروهر، روز بعد از ماجرا ـ یکشنبه ـ در مراجعه به منزل او، در را به روی خود گشوده ندیدند و برای رفع نگرانی، یکی را از بالای در به داخل خانه فرستادند. رفع نگرانی‌ای اما در کار نبود که فروهر و همسرش هر دو به قتل رسیده بودند. قتل‌های پاییزی در بهار اصلاحات اتفاق افتاده بود.
□□□
محمدجواد حجتی کرمانی در مقاله‌ای درباره قتل فروهرها از تشابه این اتفاق با قتل کاظم سامی سخن گفت که یک دهه پیشتر و در چنین روزهایی ـ آذر ۱۳۶۸ ـ رخ داده بود. سیدمحمد خاتمی با انتشار بیانیه‌ای، ماجرا را جنایتی نفرت‌انگیز توصیف کرد و حتی صادق خلخالی نیز با انتشار بیانیه از سوابق فروهر گفت. یک ماهی از این اتفاق نگذشته بود که وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعیه‌ای مسئولیت این قتل‌ها را متوجه نیروهایی خودسر در این وزارتخانه اعلام کرد و دری‌نجف‌آبادی نیز صندلی وزارت را به استعفا، وداع گفت. یک سال گذشت و در دادگاه متهمان قتل‌های زنجیره‌ای، مصطفی کاظمی و مهرداد عالیخانی به اتهام امریت در قتل فروهرها و مختاری و پوینده محکوم به چهار بار حبس ابد و محمود جعفرزاده و علی محسنی نیز به اتهام زدن ضربات کارد بر بدن فروهرها، محکوم به قصاص نفس شدند.
محکومان، روایت نهایی خود را از چگونگی قتل فروهرها اعلام کردند. مطابق این روایت، ساعت نه و پنج دقیقه شنبه شب ۳۰ آبان ۱۳۷۷، زنگ خانه داریوش فروهر به صدا درمی‌آید. ابوالفضل مسلمی و مهرداد عالیخانی با عنوان دروغین افسران نیروی انتظامی به فروهر می‌گویند که براساس گزارش‌های دریافتی، با اتومبیل رنوی او سرقتی صورت گرفته است. برای بازدید وارد خانه می‌شوند و در نیمه‌باز، امکان ورود متناوب دیگران را نیز فراهم می‌کند. پس از گذاشته شدن گاز آغشته به مواد بیهوشی بر دهان و بینی فروهرها و از هوش رفتن آنها، ضربات چاقو قتل آنها را رقم می‌زند.
قاضی پرونده احکام خویش را قرائت کرد و دادگاه قتل‌های زنجیره‌ای پایان یافت و پرونده ماجرا بسته شد اگرچه وکیل کاظمی و عالیخانی، نسبت به اتهام «آمریت» موکلان خود معترض بود.

رضا خجسته‌رحیمی

منبع : شهروند امروز

مطالب مرتبط

حسنعلی منصور

حسنعلی منصور
حسنعلی منصور از نخست‌وزیران عصر پهلوی دوم، اردیبهشت ۱۳۰۲ در تهران متولد شد. پدرش، رجبعلی منصور ـ منصورالملك ـ از اعضای اولیه لژ «بیداری ایرانیان» بود كه در دوران رضاشاه سالیان مدیر در مشاغل حساس جای داشت و در آخرین ماههای سلطنت او به صدرات رسید.(۱)
ارتشبد فردوست می‌نویسد : علی منصور از مأموران انگلیسی بود. پسرش حسنعلی مانند پدر پرورش یافته انگلیسی‌ها بود. ولی از آن گروه بود كه به آمریكایی‌ها وصل شدند. او چه در «اصل چهار»(۲) و چه بعدها كه نخست‌وزیر شد از طرف آمریكاییها به شدت تقویت می‌شد.(۳)
حسنعلی منصور در ۱۳۲۴ از دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران لیسانس گرفت.
ساواك در ۱۹/۴/۱۳۳۷ كه حسنعلی منصور در دولت منوچهر اقبال معاونت نخست‌وزیر را عهده‌دار بود، بیوگرافی او را چنین ثبت نموده است:
«... پدرش بی‌اندازه متمول كه در حدود ۵۰ میلیون تومان ثروت دارد. نامبرده لیسانس حقوق از دانشكده حقوق تهران رشته سیاسی در سال ۲۴ بوده است. فرانسه خوب می‌داند و با انگلیسی به اندازه رفع احتیاج آشنایی دارد. وی تمام روزنامه و مجلات عادی و تا اندازه‌ای كتب اقتصادی را مطالعه می‌كند. به زن و مقام علاقه‌مند است. تحصیلات متوسطه را در دبیرستان ایرانشهر گذرانده. لیاقت و شایستگی ندارد و حتی به‌علت ترقی بی‌جهتی كه نموده و به‌علت نفوذ پدرش و اینكه دكتر اقبال نسبت به پدر او مدیون بود، او را به این سمت منصوب كرد كه مورد تنفر قاطبه جوانان قرار گرفت. ابتدا در وزارت امورخارجه در لندن بود، بعد منشی وزیرخارجه و سپس رئیس اداره چهارم سیاسی. به‌علت نفوذ پدر نشان تاج دریافت داشته. وی شخصیتی ندارد تا تمایلی داشته باشد، ولی پدرش از عمال درجه اول سیاست انگلیس است. عضو جمعیت یاران دبیرستانی (ایرانشهر) بوده، متواضع ولی بی شخصیت، افكار عالی به هیچ‌وجه ندارد و تمام ترقی او روی نفوذ پدرش می‌باشد. كم مغز، بی‌تجربه و عزیز بی‌جهت... (۴)»
رشد و ترقی حسنعلی منصور بیشتر به سبب نفوذ پدرش در دستگاه پهلوی بود. او پس از پایان تحصیلات به استخدام وزارت امورخارجه درآمد و ابتدا سفیر ایران در لندن شد و سپس ریاست اداره چهارم سیاسی وزارت خارجه را برعهده گرفت.
منصور در دولت منوچهر اقبال معاون نخست‌وزیر شد. فعالیت‌های سیاسی وی با تأسیس «كانون مترقی» به ریاست خودش و در ۱۳۴۰ آغاز شد. این كانون یك مجموعه سیاسی مورد حمایت امریكا با هدف كمك به اصلاحات ارضی و طرح‌های اقتصادی شاه بود كه با عضویت «نخبگان تحصیلكرده متمایل به غرب» تأسیس شد. (۵) این كانون در ۱۳۴۲ به «حزب ایران نوین» تغییر نام داد.
«كانون مترقی» تشكیلاتی بود كه توانست حمایت كندی ـ رئیس جمهور آمریكا ـ از دكتر علی امینی را سلب و وی را به حمایت از چهره‌هایی مانند حسنعلی منصور متقاعد سازد. در این باره در جلد دوم كتاب ظهور سقوط سلطنت پهلوی‌، می‌خوانیم :
[عاملی كه برای جان كندی و استراتژیست‌های «دمكرات» واشنگتن شناخته نبود، ترفندهای زیركانه و تودرتویی بود كه در ایران توسط شبكه صهیونیستی لردروچیلد ـ شاپور ریپورتر طراحی شد و به استحاله این طرح «ماجراجویانه» آمریكایی به یك طرح «تعدیل شده» آمریكایی ـ انگلیسی انجامید. حسنعلی‌ منصور تبلور و نماد این استحاله بود. به اعتقاد ما، تأسیس «كانون مترقی» و سپس «حزب ایران نوین»، و عَلَم كردن حسنعلی منصور به‌عنوان رهبر «نخبگان» و تحصیل‌كردگان غربگرای ایران، طرحی بود كه توسط شاپور ریپورتر و اسدالله علم و با همدستی گراتیان یاتسویچ، رئیس «سیا» در ایران، ریخته شد. امروزه اسناد و قرائن كافی در دسترس ما است تا چارچوب و حتی جزئیات این طرح را بازسازی كنیم. تصویری كه كندوكاو در انبوه اسناد این دوره به ما نشان می‌دهد به‌طور خلاصه چنین است:
۱ـ «كانون مترقی» با شركت عناصر تحصیل كرده وابسته به «خانوادهٔ اردشیر ریپورتر» تأسیس شد.
۲ـ «كانون مترقی» به‌عنوان سمبل یك جریان «آمریكایی» و به‌عنوان تشكلی از «نخبگان» هوادار «شیوه زندگی آمریكایی» (American Way Life) در محافل سیاسی و روشنفكری واشنگتن «لانسه» شد.
۳ـ این كانون توانست در چارچوب اعمال نفوذها و القائات لندن و روچیلدها و عناصر صاحب‌نظر «سیا»، چون ریچارد هلمز و گراتیان یاتسویچ ، ذهن كندی و «شورای امنیت ملی» او را به سوی خود جلب كند و خود را بهترین مجری طرح‌های كندی جلوه‌گر سازد.
۴ـ با تحریك و تشجیع جناح‌های مختلف سیاسی علیه امینی، ذهن كندی و «دمكرات»های «كاخ سفید» از دكتر علی امینی یا «جبهه ملی» منحرف گردید و با القاء این تحلیل كه بقاء امینی و دوام وضع فعلی سبب فروپاشی شیرازهٔ امور و توسعه كمونیسم در ایران خواهد شد، حسنعلی منصور و كانون او به‌عنوان بهترین و «عاقلانه‌ترین» جایگزین (آلترناتیو) در قبال امینی تثبیت شد.
۵ـ با بركناری امینی، اسدالله علم قدرت را به دست گرفت و به‌عنوان یك دولت «محلل» زمینه‌های صعود «نخبگان» محبوب كندی را به رأس دیوانسالاری ایران فراهم ساخت.
۶ـ بدین ترتیب، هم دولت كندی، هم لندن و روچیلدها و هم دربار پهلوی به اهداف خود دست یافتند و طرح اصلاحات روستو ـ كندی توسط نسلی كه در مكتب اینتلیجنس سرویس پرورش یافته و چهر‌های مطیع و «بی‌شخصیت» در برابر شاه محسوب می‌شدند، اجرا گردید و اساس سلطنت مطلقه او نه تنها تضعیف نشد، بلكه به اوج خود رسید.
برپایه این طرح است كه در دهه ۱۳۴۰ شاهد «استحاله» رجال كهنسال انگلوفیل و فرزندان آنها به سوی سیاست‌های امپریالیسم آمریكا هستیم و در واقع، «نخبگان» جدید حاكم بر ایران را از نظر وابستگی اجتماعی، ساخت فرهنگی و حتی پیوندهای خویشاوندی باید مولود «رجال» انگلوفیل نسل پیشین محسوب داریم.] (۶)
بدین ترتیب حسنعلی منصور در ۱۷ اسفند ۱۳۴۲ پس از امیراسدالله علم مأمور تشكیل كابینه شد.
مهمترین فراز سیاسی حكومت كوتاه مدت حسنعلی منصور ارایه طرح كاپیتولاسیون به مجلس شورای ملی و تصویب این طرح در ۱۳ مهر ۱۳۴۲ در مجلس بیست‌ویكم بود. در پی این مصوبه امام خمینی در سخنانی‌ ـ چهارم آبان ۱۳۴۳ ـ در ضمن محكوم كردن آن، به افشاء ابعاد لایحه پرداختند. امام فرمودند:
اناالله و اناالیه راجعون [گریه حضار]
من تأثرات قلبی خودم را نمی‌توانم اظهار كنم. قلب من در فشار است. از روزی كه مسایل اخیر ایران را شنیدم، خوابم كم شده [گریه حضار]، ناراحت هستم، قلبم در فشار است، من با ثأثرات قلبی روزشماری می‌كنم: چه وقت مرگ پیش بیاید [گریه شدید حضار].
ایران دیگر عید ندارد، عید ایران را عزا كردند [ادامه گریه حضار]، عزا كردند و چراغانی كردند، عزا كردند و دسته جمعی رقصیدند، ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، باز هم چراغانی كردند، پایكوبی كردند... عزت ما پای كوب شد، عظمت ایران از بین رفت [گریه حضار]، عظمت ارتش ایران را پای كوب كردند...
اگر نفوذ روحانیون باشد نمی‌گذارد این ملت یك روز اسیر انگلیس و روز دیگر اسیر آمریكا باشد.
اگر نفوذ روحانیون باشد نمی‌گذارد اسرائیل اقتصاد ایران را قبضه كند، نمی‌گذارد كالاهای اسرائیل ـ آن هم بدون گمرك ـ در ایران فروخته شود...
اگر نفوذ روحانیون باشد تو دهن این دولت می‌زند، تو دهن این مجلس می‌زند، وكلا را از مجلسین بیرون می‌ریزد.
اگر نفوذ روحانیون باشد نمی‌گذارد عده‌ای به اسم وكیل بر ملت تحمیل شده، بر سرنوشت مملكتی حكومت كنند.اگر نفوذ روحانیون باشد نمی‌گذارد یك دست‌نشاندهٔ آمریكایی این غلط‌ها را بكند، از ایران بیرونش می‌كنند.
نفوذ روحانی مضر به حال ملت است؟ نخیر مضر به حال شماست. مضر به حال شما خائن‌هاست، نه مضر به حال ملت...
آقایان! من اعلام خطر می‌كنم.
ای ارتش ایران ! من اعلام خطر می‌كنم.
ای سیاسیون ایران! من اعلام خطر می‌كنم.
ای‌ بازرگانان ایران! من اعلام خطر می‌كنم.
ای علمای ایران! ای مراجع اسلام! من اعلام خطر می‌كنم.
ای فضلا! ای طلاب! ای حوزه‌های علمیه! ای نجف! ای قم! ای مشهد! ای طهران! ای شیراز! من اعلام خطر می‌كنم...
والله گناهكار است كسی كه داد نزند، والله مرتكب كبیره است كسی كه فریاد نزند [احساسات شدید حضار]... (۷)
امام خمینی در پی این سخنان بازداشت و به تركیه تبعید شدند. سه ماه پس از تبعید امام، حسنعلی منصور در اول بهمن ۱۳۴۳ در مقابل مجلس شورای ملی هدف تیراندازی یكی از اعضای فداییان اسلام ـ محمد بخارایی ـ قرار گرفت(۸) و به بیمارستان منتقل شد. او سرانجام در ۶ بهمن درگذشت.
حسنعلی منصور دارای پرونده‌ای از مفاسد اخلاقی، اداری و مالی بود. (۹) او سه بار ازدواج كرد(۱۰)، كمتر از ۱۱ ماه نخست‌وزیر بود و هنگام مرگ ۴۱ سال داشت. پس از او هویدا صدارت ۱۳ سه بار خود را آغاز كرد.«بد

وبگردی
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان - به گزارش ورزش سه، هواداران تیم ملی ایران در جام جهانی روسیه برای حمایت از تیم کشورمان مقابل اسپانیا به شهر کازان رسیدند.
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!