شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ / Saturday, 24 February, 2018

جست وجوی پیروزی در شکست جنگی که هرگز نباید اتفاق می افتاد


جست وجوی پیروزی در شکست جنگی که هرگز نباید اتفاق می افتاد
«هر فردی که جانشین (جرج) بوش رئیس جمهور (آمریکا) شود، احتمالا چالش اصلی وی، عراق خواهد بود، و این فرد مجبور است خسارات گسترده ای را برطرف سازد که بوش با جنگی که هرگز نمی بایست رخ می داد، به وجود آورد...» (سرمقاله نیویورک تایمز).
حال که لحظه موعود پس از هفت سال فرا رسید، روزنامه «نیویورک تایمز» به گناه خودش و نقشی که در تحریک رئیس جمهور به جنگ داشت، اعتراف نمی کند، نیویورک تایمز که در صفحه نخست خود و در گزارشی به قلم «جودی میلر»، صدام را تهدید همیشگی برای آمریکا می دانست، بالاخره می پذیرد که این جنگ «هرگز نمی بایست رخ می داد» و مسئولیت «جبران» خرابی ها را متوجه رئیس جمهوری می کند که جانشین بوش خواهد شد. چه صداقتی! چطور تنها گفته می شود... «جبران خسارات گسترده ای که او به وجود آورده است.»
این رئیس جمهور جدید دقیقا چگونه می تواند جان های از دست رفته ۴۰۰۰ سرباز آمریکایی و اثرات ویرانگری که مرگ آنها بر مادرانشان، پدرانشان، همسرانشان، شوهرانشان و فرزندانشان داشته است، را «جبران» کند؟ چطور می توان بدن های درهم شکسته و ذهن های آسیب دیده «مجروحان» جنگی که هرگز نمی بایست رخ می داد را «بهبود» بخشید؟
عراقی هایی که بالغ بر یک میلیون کشته داده اند، میلیون ها نفرشان از منازل و کشور خود رانده شده اند، صدها هزار نفر از آنها مجروح شده اند، زادگاهشان ویران شده است، زندگی خود را با ترس بی پایان سپری می کنند و برای سال ها، آمال و آرزوهای خود را از دست رفته می بینند، این رهبر (رئیس جمهور) جدید ما چطور می تواند (همه این خسارت ها را) «جبران» کند؟ این فردی که یک روز پس از بازگشتن مقصر ویرانی ها (جرج بوش) به مزرعه خود در تگزاس، به قدرت می رسد، چطور می تواند آبروی (از دست رفته) آمریکا را در خاورمیانه «ترمیم کند»؟ آمریکا چگونه می تواند دوباره به ارزش های بنیادینش که این مرد (بوش) آنها را به تمسخر گرفته و در نگاه جهانیان بی اعتبار ساخته است، برگردد؟ در کشوری با این همه پیچیدگی ها که زمانی ما آزادی مطبوعات آن را فریاد می زنیم، یک شخص کم طرفدار، با ریاکاری و دسیسه، به قدرت می رسد. رئیس جمهور جدید به خاطر یورش آمریکا به عراق، چطور عذرخواهی خواهد کرد؟ چطور او می تواند کشورهای خاورمیانه را متقاعد کند که ما دیگر از اقدامات جنایتکارانه مشابه آنچه که علیه اعراب (و مسلمانان) در افغانستان، سودان، سومالی و فلسطین صورت گرفت، حمایت نمی کنیم؟
مردمی که با ارزش های دیگری زندگی می کنند، خدایانی را می پرستند که ما آنها را به رسمیت نمی شناسیم، به دنبال اهدافی هستند که ما نمی فهمیم، لباس های دیگری می پوشند، به زبان های دیگر سخن می گویند و براساس فلسفه هایی زندگی می کنند که ما آنها را درک نمی کنیم، احترام گذاشتن به آنها، اکنون دیگر خیلی دیرشده است.
آیا رئیس جمهور جدید می تواند کشور را از مسیر تقدیرگرایی انجیلی بوش رها سازد، رئیس جمهوری که آمریکا را به سمت برداشتی که خود از «مشیت الهی» داشت، سوق داد و معتقد بود که بر آمریکا مقدر است سیستم پولی و شکل دموکراسی سرمایه دارانه خود را بر هر ملتی در این سیاره تحمیل کند، به جای آنکه برای آنهایی که متفاوت از ما هستند، مهربان باشیم و بردباری حقیقی به خرج دهیم.
آمریکا چطور باید چیزی را «جبران» کند که هرگز نمی بایست اتفاق می افتاد؟ دراین میان، آیا کسی «نیویورک تایمز» را به خاطر «خسارات گسترده ای که او (بوش) به وجود آورد» مسئول می داند؟ آیا آنها (گردانندگان نیویورک تایمز) در «سرمقاله» خود نوشته اند، آنهایی که مسئول این جنگ هستند، جنگی که «هرگز نمی بایست اتفاق می افتاد» واقعاً لازم است که مورد بازخواست قرار بگیرند؟ آیا آنها خود را مسئول دانسته اند؟ آیا آنها در مقابل مردم آمریکا به خاطر تقصیرشان و به تلافی تأثیر بسیار مخربی که این روزنامه داشته است، خالصانه ابراز ندامت کرده اند؟ آیا آنها انجام یک گزارش تحقیقی را برعهده گرفته اند که چگونگی قالب کردن این جنگ بر مردم آمریکا را تحلیل کند و مشخص سازند که دراین میان، چه کسی مسئول است و دستاورد چنین خدعه ای به کی می رسد، چه چیزی به عنوان منافع آمریکا جعل شد و به شکل خدعه آمیزی برای شروع «جنگی که هرگز نمی بایست اتفاق می افتاد» مورد استفاده قرار گرفت، و آیا در گزارش تحقیقی (مفروض) برای مقابله با خیانت های آتی رهبران منتخب ما، تمهیداتی اندیشیده می شود؟ آیا آنها (مسئولان روزنامه نیویورک تایمز) جملات «آلن گرین اسپن»، وزیر امور مالیه ما را مورد ملاحظه قرار دادند که گفت، «جنگ» به خاطر «نفت» بود و سربازان ما برای شرکت های نفتی فراملیتی ایجاد اطمینان کرده اند و برای آنها که مجبور بودند تولیدات را در یک بازار آزاد «بخرند» و به خاطر سود اندکشان در مضیقه بودند، ایجاد «آسایش» و التیام کرده اند؟
این رئیس جمهور جدید چطور می تواند در «جنگی» که «هرگز نمی بایست اتفاق می افتاد» پیروز شود؟ آیا این پیروزی برای آنانی است که «هرگز نمی بایست می مرده اند»، برای آنانی که بقیه عمر خود را باید بدون دست وپا و فکر سالم زندگی کنند، برای کودکان عراقی که تاروپود زندگی شان با صداهای شوم وحشتناک، غرش موشک ها و لرزش های صوتی درآمیخته است، برای سرزمین عراق که اکنون ویران شده و به بنای یادبودی از ویرانه ها تبدیل شده است، ویرانه ای که نشانه حضور ما در سرزمینی است که «هرگز نمی بایست در آنجا حضور می یافتیم»؟
در «جنگی» که خود عمل «جنگیدن»، یک فریب است و عقیده راسخ بدان از پایه غلط بوده است، دیگر پیروزی چه معنی می دهد؟ زمانی که سربازان ما به وطن بازمی گردند، چه پرچم هایی در گود «وال استریت» پیروزی مان را جار می زنند؟ اگر حقیقت این است که این ملت (آمریکا) از پیامدهای دروغ رئیس جمهور، کنگره و محافل فکری همدست آنها که جنگ شان را قانونی کردند، رنج بردند، دروغی که به کشتار و قرض منجر شد، آنها (در وال استریت) چه حقیقت دیگری را می توانند جار بزنند؟
اکنون دیگر وقت آن است که «نیویورک تایمز» و همه آنهایی که این ملت را وارد جنگی کرده اند که «هرگز نمی بایست رخ می داد»، مسئولیت جنایاتی که مرتکب شده اند را برعهده بگیرند و درعوض، درصدد تقویت آشتی و صلح برآیند و هم به مردم عراق و هم مردم آمریکا احترام بگذارند. همین مردم قربانیان این جنگ بوده اند، نه کسانی که دست به حیله زدند و خرابی و رنج به بار آوردند.
ما نمی توانیم در شرایط شکستی که نتیجه خدعه است، پیروزی را جست وجو کنیم؛ اما می توانیم مجازات کسانی را بخواهیم که مسئول (این واقعه) هستند و از این پس، با مردم عراق در ایجادعراقی تازه، با احترام برخورد کنیم، کشوری که پیروزی در آن، باوقار و دوستی تعریف خواهد شد.


منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

کوبیدن بر طبل جنگ


کوبیدن بر طبل جنگ
تشکیلات وضعیت اضطراری ملی اسرائیل، برای اداره و کنترل اسرائیل و جبهه های داخلی، بر اساس سناریوی «تلفات گسترده» ناشی از یک جنگ عمده، ایجاد شده است. تشکیلات وضعیت اضطراری ملی اسرائیل در سال ۲۰۰۷ بعد از حمله سال ۲۰۰۶ اسرائیل به لبنان و حملات متقابل موشکی به اسرائیل از سوی لبنان تشکیل شد. ایجاد تشکیلات وضعیت اضطراری ملی بخش مکمل آمادگی جنگی اسرائیل است.
لوانت شاید نقطه آغاز نبرد بین المللی گسترده با تبعات و پیامدهای جهانی باشد که می تواند به سرعت از کنترل خارج شود. در چنین نبردی حتی استفاده از سلاح های هسته ای از سوی آمریکا یا اسرائیل علیه ایران و سوریه نیز چندان دور از انتظار نیست. سوریه اعلام کرد علی رغم این حقیقت که احتمال چنین جنگی در سال ۲۰۰۸ کاهش یافته است آماده جنگ اجتناب ناپذیر با اسرائیل می باشد.
در سناریوی جنگ علیه ایران، واکنش سوریه محوری و اساسی است. دمشق یک نقش مرکزی را بازی می کند، و این که چگونه کنش و واکنش نشان می دهد اثر بی چون و چرایی بر راهبرد اسرائیل در قبال ایران خواهد داشت.
در این راستا است که اسرائیل، ایالات متحده و اتحادیه اروپا با کمک عربستان سعودی و اردن در تلاش برای تضعیف و در نهایت از بین بردن اتحاد میان سوریه و ایران هستند.
این بخشی از یک گام استراتژیک برای سلب امکان ایجاد یک جبهه جنگ مدیترانه ای می باشد که ممکن است در لوانت به عنوان نتیجه حمله به ایران حادث شود.
بهانه جنگ برای حمله اسرائیل، یا حمله مشترک آمریکا – اسرائیل، که احتمالاً شامل مشارکت ناتو نیز خواهد بود، علیه سوریه یا علیه سوریه و ایران، می تواند هر شکلی از مقابله به مثل حزب الله علیه اسرائیل به خاطر ترور عماد مغنیه - یکی از رهبران خود - باشد.
حزب الله نیز به این گفته ی مقامات ایرانی ملحق شده و اظهار داشته است که ارتش آمریکا قادر به آغاز جنگ دیگری در خاورمیانه یا آغاز حمله علیه ایران و سوریه نیست.(۱)
مقامات اسرائیلی مجدداً درخواست خود را برای صلح با اظهارات آشکار در این رابطه که تل آویو راغب به بازگرداندن بلندی های جولان به سوریه است مطرح ساخته اند. این در حالی است که جاروجنجال های سیاسی شدید علیه این حرکتِ اسرائیل وجود دارد.(۲)
تل آویو ادعا می کند سوریه برنامه سلاح های هسته ای مخفی دارد که با کمک کره شمالی ایجاد شده است. تلاش های استراتژیک، همسو با آمادگی های جنگی نیرومند، با هدف آوردن آرامش موقت به سرزمین های فلسطین، به عنوان بخشی از همان روند حوادث، در لوانت نیز آغاز شده است.
● ترسیم مجدد منازعه اعراب- اسرائیل به عنوان یک نزاع ایرانی – اسرائیلی برای توجیه جنگ
حرکت لازم علیه ایران با فهرستی از اتهامات علیه تهران ایجاد شده است. ایران به عنوان تهدید اصلی علیه اسرائیل به تصویر کشیده شده است. ایران همچنین متهم به دخالت در عراق اشغال شده و افغانستان است. در این راستا، تمام طرح های جنگی آمریکا – اسرائیل در لوانت به ایران و همچنین سوریه ارتباط پیدا می کند. سیمور هرش، روزنامه نگار جستجوگر و برنده جایزه پولیتزر، در سال ۲۰۰۶ گزارش داده بود که جنگ اسرائیل علیه لبنان بخشی از نقشه راه نظامی اسرائیل – آمریکا برای هدف نهایی یعنی ایران بود.
این اتهامات علیه تهران و دمشق بخشی از تلاش های حساب شده برای توجیه حملات علیه ایران و سوریه به عنوان تنها راه دستیابی به صلح در لوانت بین اعراب و اسرائیل است. آنها همچنین توجیهی برای تضمین امنیت و موفقیت نیروهای اشغالگر برای نیروهای انگلو- آمریکا و ناتو به ترتیب در عراق و افغانستان به شمار می روند.
در این راستا، نوار غزه، همسو با لبنان، از سوی تل آویو به عنوان پایگاه ایران علیه اسرائیل توصیف می شود. اسرائیل هر چه بیشتر و بیشتر انگشت خود را به سوی تهران به عنوان منبع مشکلاتش نشانه گرفته است.
این استدلال جعلی است. این امر با تاریخ منازعه فلسطین در تناقض آشکار است. دلایل پنهانی و تاریخی منازعه اعراب و اسرائیل اکنون به شکلی مضحک نادیده گرفته شده است. منازعه اعراب و اسرائیل به عنوان یک منازعه صرفاً موجود میان اسرائیل و برخی سازمان های عرب نامعقول و خشن که توسط تهران کنترل می شوند، بازتعریف شده است. همه بازیگران دولتی یا غیر دولتی، منافع و انگیزه های معقولی دارند. همه اقدامات بر پایه این منافع و انگیزه ها قرار دارد.
برخی تحلیل گران بدون ذکر این منافع در پی شانه خالی کردن از زیر بار این حقایق روشن هستند. آنها با به تصویر کشیدن اعراب به عنوان مردمانی ذاتاً خشن، بدون توضیح عقلانیت و منطق کامل حمله آنان به اسرائیل، از حقیقت طفره می روند.
این نادیده گرفتن و کنار گذاشتن انگیزه ها، بخشی از عملیات ارائه اطلاعات نادرست است که برای دگرگون جلوه دادن حقیقت مورد استفاده قرار می گیرد. حقایق تاریخی جنگ اعراب – اسرائیل با معرفی تهران به عنوان منبع منازعه اعراب – اسرائیل مجدداً به تصویر کشیده شده است.
انگیزه های این دستور کار، توجیه آغاز جنگ با ایران است. منازعه اعراب –اسرائیل به عنوان منازعه ایران – اسرائیل که اعراب به عنوان سربازان پیاده ایران علیه اسرائیل به تصویر کشیده شده اند، تغییر کرده است.
● بازگشت موج منازعه اعراب- اسرائیل: ارسال سلاح های ایران به لوانت
گرچه گزارش هایی از ارسال سلاح های ایران به فلسطین و لبنان، از زمان حکومت پادشاهی ایران مطرح بود اما این گزارش ها بعد از سال ۲۰۰۱ ارزش و اهمیت جدیدی یافته اند.
نخستین دسته از این گزارش ها که مورد توجه قرار گرفت در سوم ژانویه ۲۰۰۲ بود که کشتی کارین-ای در دریای سیاه توسط کماندوهای دریایی اسرائیل مورد کنترل و بازرسی قرار گرفت. این سوال مطرح شد که چگونه یک کشتی حامل اسلحه توانست از میان آب های دریای سیاه که تحت گشت زنی شدید آمریکا و ناتو قرار دارد، عبور کند. توقیف این کشتی توسط اسرائیل در سال ۲۰۰۲ تیتر درشت بین المللی شد زیرا اسرائیلی ها افشا کردند که این کشتی حامل مقادیر عظیمی سلاح برای نوار غزه بود.
رشته ای از اتهامات در خصوص ارتباط میان کشتی، سازمان آزادیبخش، دولت خودگران و ایران مطرح شد. اسرائیلی ها تاکید کردند که این کشتی باری از یک بندر ایرانی واقع در خلیج فارس آمده است. این حادثه نه تنها برای هدایت توجهات به سوی ایران به عنوان یک مشکل در لوانت مورد استفاده قرار گرفته است بلکه تل آویو نیز از آن به عنوان بخشی از تلاش های جاری برای به تصویر کشیدن یاسر عرفات به عنوان فردی که برای صلح، شریک صادقی نیست، استفاده کرد.
اسرائیل جدا از آنچه که در اختیار و تملک خود دارد نمی تواند سرزمین های عربی بیشتری را به خود ضمیمه سازد. اسرائیل نمی تواند خود را بیش از آنچه که قبلاً انجام داد، به تصویر بکشد. این یک مشکل عمده برای استقرار یک نظم جدید منطقه ای است. ارسال تسلیحات و کمک های نظامی از سوی ایران، منافع استراتژیک انگلو-آمریکا و اسرائیل را در خاورمیانه متاثر ساخته است. احتمالا، همین امر دخالت بیشتر نظامی آمریکا و انگلیس در خاورمیانه را الزامی کرده است.
بعد از سال ۲۰۰۵ ادعاهای اسرائیل درباره تامین و ارسال تسلیحات به فلسطین افزایش یافت و حتی ایجاد یک دولت تحت رهبری حماس با کمک ایران در سرزمین های فلسطینی نیز مطرح شد.
بعد از سال ۲۰۰۶، گزارش های مربوط به ارسال تسلیحات ایرانی به حزب الله احساس اضطرار را ایجاد کرد که قبل از آن مطرح نبود.
بهینه سازی و روزآمد شدن ارتش سوریه به عنوان یک اقدام محرک و نامناسب تشخیص داده شد؛ هر چند که اسرائیل بیش از سوریه زرادخانه های نظامی خود را روز آمد و مدرن کرده بود.
در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، اسرائیلی ها گزارش دادند که ایران ارسال سلاح خود را به فلسطین افزایش داده است. جروزالم پست در ۱۷ آوریل ۲۰۰۸ چنین ادعایی را مطرح ساخت: «طی ماه های اخیر، نیروهای دفاعی اسرائیل متوجه افزایش ارسال سلاح های ساخت ایران به نوار غزه شده اند که شامل راکت ها و خمپاره اندازها می شوند. گروه های تروریستی (منظور مقاومت فلسطین) در غزه اخیراً با دو نوع متفاوت از گلوله های خمپاره انداز ساخت ایران – یکی ۱۲۰ میلیمتری با برد ۱۰ کیلومتر مانند موشک قسام، و دیگری با برد ۶ کیلومتر- تجهیز شده اند.(۴)
همین گزارش می افزاید که هزاران خمپاره انداز ساخت ایران به نوار غزه وارد شده است که اسرائیل آنها را به عنوان «موجودیت خصمانه» تعریف می کند.(۵)
● تشکیلات وضعیت اضطراری ملی اسرائیل و آمادگی جنگی آن
تشکیلات وضعیت اضطراری ملی اسرائیل، برای اداره و کنترل اسرائیل و جبهه های داخلی، بر اساس سناریوی «تلفات گسترده» ناشی از یک جنگ عمده، ایجاد شده است. تشکیلات وضعیت اضطراری ملی اسرائیل در سال ۲۰۰۷ بعد از حمله سال ۲۰۰۶ اسرائیل به لبنان و حملات متقابل موشکی به اسرائیل از سوی لبنان تشکیل شد. ایجاد تشکیلات وضعیت اضطراری ملی بخش مکمل آمادگی جنگی اسرائیل است.
این سازمان جدید یک مانور ۵ روزه را ( از ۶- آوریل ۲۰۰۸) طرح ریزی کرد که با آمادگی ارتش و غیر نظامیان اسرائیل مرتبط بود. این مانورهای اضطراری از بزرگ ترین تمرین های نظامی در تاریخ اسرائیل به شمار می رود. از نظر استراتژیکی هدف اولیه از این مانورهای اضطراری، آماده ساختن اسرائیل برای مقابله با «ظهور دردهای یک خاورمیانه جدید» یا نظم منطقه ای جدید است.
این روند، طبق اظهارات تل آویو، برای اسرائیل دردناک خواهد بود. یک جنگ منطقه ای علیه ایران، سوریه و متحدان آنها، به عنوان پیش شرطی جهت آوردن نظم منطقه ای جدید و حتی بقای اسرائیل، به افکار عمومی اسرائیل ارائه شده است.
این مانور اسرائیل یک شبیه سازی برای عقب نشینی از مناطق آسیب دیده و انتقال حجم زیادی از بیماران از بیمارستان های شلوغ اسرائیل بود. (۶) در جریان این مانور، کنست، ذخایر دولتی، نیروگاه ها، پل ها، تاسیسات نظامی و ساختمان های دولتی که انتظار می رفتند مورد حمله، آسیب و انهدام قرار گیرند مورد استفاده واقع شدند. به این دلیل بود که موجودیت ها و هویت های خاص منطقه مانند کنست و ذخایر دولتی اسرائیل در این مانور شرکت داشتند.
این مانور، شامل آمادگی برای مقابله با سلاح های بیولوژیک و شیمیایی بود که به اجرا گذاشته شدند. اسرائیل همچنین اصرار کرده است که سوریه با کمک ایران سلاح های شیمیایی خود را روز آمد کرده است. گزارش مربوط به مشارکت مهندسان و کارشناسان نظامی ایران و سوریه به عنوان توجیهی توسط اسرائیل برای آمادگی علیه سلاح های بیولوژیک و شیمیایی سوریه طی این مانور مورد استفاده قرار گرفت.(۷)
بخش هایی از این مانور قبلاً انجام گرفته بود. در ۱۸ مارس ۲۰۰۸ بیمارستان بارزیلا، مانور اضطراری کاملی که شبیه برخورد موشک ها و راکت های مستقیم به این بیمارستان در شهر اشکلون بود را انجام داد.(۸)
شهر اشکلون که نزدیک نوار غزه است، یک بندر نظامی و تجاری مهم اسرائیل و مدخل تامین انرژی از حوزه های گاز طبیعی مصر در دریای مدیترانه است.
● تل آویو افکار عمومی را در ابهام نگه داشته است: حذف ایران از سناریوی جنگی
در سال ۲۰۰۷، عملیات تبلیغاتی رسانه ای برای نفوذ و تاثیرگذاری بر افکار عمومی بین المللی در آستانه جنگ اسرائیل علیه لبنان، سوریه و ایران آغاز شد. منابع اسرائیلی ادعا کردند که ایران نیز روزنامه نگاران خود را برای جنگ اسرائیل علیه لبنان و سوریه آماده کرده است.(۹) به نظر می رسید که سال ۲۰۰۸ بالاترین صحنه نمایش آمادگی جنگی اسرائیل باشد.
در سال ۲۰۰۷، آحارون زوی فرکاش، فرمانده سابق اطلاعات نظامی اسرائیل، نگرانی خود را از آغاز جنگ با ایران بوسیله متحد آمریکایی اسرائیل، قبل از آن که جبهه داخلی اسرائیل آماده جنگ باشد، ابراز کرد. در این راستا، اهداف مانور اضطراری اسرائیل، آماده سازی اسرائیلی ها برای چنین جنگی بود. تحت این سناریوی جنگی که توسط مقامات اسرائیلی اعلام شد، سراسر اسرائیل بخشی از یک جبهه نبرد ساختگی بود که موشک هایی از سوی سرزمین های فلسطین، لبنان و سوریه به سوی آنان پرتاب شد. بر اساس این سناریو انتظار می رفت که روزانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ موشک به سوی اسرائیل پرتاب شود.
یک جنبه مهم و کلیدی رزمایش وضع اضطراری، مستثنی کردن ایران در این سناریو بود. ایران با اطمینان تاکید کرد که قادر به پرتاب ۱۱ هزار موشک در یک دقیقه است. (۱۰)
در این راستا، یک رویکرد دو پهلو در رابطه با آمادگی اضطراری آنان توسط مقامات اسرائیلی مطرح گردید. آمادگی جنگی و طرح سناریو دو جنبه داشت: یکی برای افکار عمومی اسرائیل و دیگری مداقه و بررسی مقامات اسرائیلی بود که از طرح آن نزد افکار عمومی جلوگیری شد.
منطق و عقلانیت رویکرد دو پهلو توسط مقامات تل آویو پنهان کردن صحنه واقعی و اهمیت یک جنگ منطقه ای با اسرائیل و کاهش ترس، وحشت و هرگونه احساس ضد جنگ در میان اسرائیلی ها بود که اگر آنها بزرگی آسیب ها را در صورت آغاز یک جنگ با سوریه و ایران توسط دولت خود درک می کردند این نگرش توسعه می یافت.
افزون بر این، چند روز بعد از این رزمایش اضطراری گسترده، ارتش اسرائیل یک بدل از موشک بالستیک ایرانی را به طور جداگانه و دور از جمعیت اسرائیل آزمایش کرد. (۱۱) اگر ایران در مرکز نباشد اما به صراحت بخش مهم و واقعی از آمادگی جنگی تل آویو است.
● سناریوی جنگ اضطراری: یک اشتباه اسرائیلی در مورد طرح های جنگی
نخستین روز از رزمایش اضطراری با تشکیل سناریوی کابینه جنگ اسرائیل در پاسخ به حملات دشمن اصلی، شناخته شد (۱۲). این کابینه می تواند به دشمن پاسخ دهد. گرچه این نکته باید ذکر شود که همه پاسخ های اسرائیل محاسبه شده و از قبل در مورد آن تصمیم گرفته شده، و شامل استفاده از گزینه حمله هسته ای علیه ایران و سوریه می باشد.(۱۳) چنین اقدامی می تواند پیامدهای مصیبت باری برای خاورمیانه و جهان داشته باشد.
این سناریوی جنگی توسط طراحان اسرائیلی طی مانور وضع اضطراری ملی شبیه سازی شده بود و خسارات و تلفات گسترده از طریق حملات راکتی و موشکی بوسیله دشمنان عرب، مورد پیش بینی قرار گرفت. این سناریو زرادخانه های عظیم ایران را نادیده می گیرد. این محاسبه تنها برای شمار اندکی از موشک ها و راکت ها حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ موشک در روز صورت گرفته است.
با این وجود، این سناریوی اسرائیلی، مقدار بسیار کمی از حملات موشکی دشمنان عرب را در نخستین روز جنگ برآورد کرده است. به عبارت دیگر، شمار واقعی حملات علیه اسرائیل در نخستین روز از این سناریوی جنگی کم برآورد شده است و این امر سئولات زیادی را در رابطه با فرضیه تهاجم اعراب علیه اسرائیل ایجاد می کند. بر اساس اظهارات اسرائیل، حزب الله به تنهایی دارای ۱۳ هزار موشک است. افزون بر این، زرادخانه حزب الله قابل مقایسه با امکانات و حجم سوریه نیست. بر اساس سناریوی اسرائیل این فرضیه جنگی تنها برای یک هفته خواهد بود.
این شبیه سازی اسرائیل یک اشتباه در ارتباط با کسانی است که طرح آغاز جنگ را ریخته اند و کسانی که مقابله به مثل خواهند کرد. تحت این شرایط، «هلمی موسی» مقاله نویس السفیر، روزنامه مهم لبنانی، متذکر شد که این رزمایش اسرائیل در ابتدا پیامی به کسانی است که جنگ را آغاز و کسانی که مقابله به مثل می کنند.
اگر کشورهای عرب این جنگ را آغاز کنند، آن یک حمله موشکی گسترده در اولین روز همراه با هزاران موشکی که شلیک خواهد شد، می باشد. (و نه چند صد موشکی که استراتژیست های اسرائیلی آن را پیش بینی کرده اند.)
آنچه که برای افکار عمومی اسرائیل از این سناریوی شبیه سازی شده نامفهوم بود واکنش دشمنان عرب به حمله اسرائیل و درگیری احتمالی با یورش اسرائیل بود. این سناریو شمار کمی از حملات را پیش بینی و محاسبه کرده بود. اگر آنها یعنی بازیگران عرب ابتدا به اسرائیل حمله کنند این امر منصفانه بود که فرض کنیم که شمار شلیک موشک ها به اسرائیل در اولین روز از این سناریوی جنگی زیادتر باشد.
● رزمایش وضع اضطراری ملی سوریه: اقدام متقابل در برابر مانور اسرائیل
سوریه از سال ۲۰۰۷ کراراً تاکید کرده است که یک تصمیم استراتژیک را برای تعقیب صلح با اسرائیل اتخاذ کرده است. اما در عین حال آماده دفاع از خود در برابر حملات می باشد. (۱۴)
در آغاز آوریل سال ۲۰۰۸، فیصل مقداد، معاون وزیر امور خارجه سوریه در مصاحبه با روزنامه الثوره، روزنامه دولتی سوریه، اذعان کرد که دمشق آماده نبرد با تل آویو است.
وی به الثوره گفت که آمادگی جنگی اسرائیل استراتژیست های سوری را مجبور می کند که طرح های احتیاطی برای نبردی قبل از موعد مورد نظر تدوین کنند. اگر سوریه هدف است (منظور مانور وضع اضطراری اسرائیل است) ما مانورهای نظامی خود را پیگیری می کنیم و امکانات و طرح های خود را برای مقابله با اسرائیل توسعه می دهیم. (۱۵)
سوریه دو روز بعد از آغاز مانور اسرائیل اعلام کرد که دمشق نیز طرحی برای انجام مانورهای اضطراری ملی در دست دارد. الثوره گزارش داد که مانور گسترده سوریه طی نشست کابینه وزرای سوریه اعلام شد. ارتش، پلیس، نیروهای امنیتی و نهادهای مدنی همگی اعلام کردند در آنچه که از سوی دولت به اصطلاح بخشی از آمادگی عمومی برای مصیبت های طبیعی و بحران ها نامیده می شود، شرکت خواهند کرد.
در واقع، آمادگی اضطراری بخشی از آمادگی سوریه برای پاسخ به هرگونه حمله اسرائیل است که می تواند به طور مستقیم یا به عنوان نتیجه جنگ اسرائیل با لبنان به سوریه نیز کشیده شود.
آنچه در صحنه تحولات جنگ خاورمیانه دانستن آن ضروری می باشد این است که تحرکات صورت گرفته در سوریه و اسرائیل بی سابقه است. همسو با افزایش تهدیدات اسرائیل – آمریکا علیه ایران، از جمله حمایت اتحادیه اروپا و ناتو از اقدام نظامی، دلایل قابل قبولی برای نگرانی و تشویش وجود دارد.
● ۲۰۰۸: سال تهاجم اسرائیل به سوریه؟
مرز سوریه با اسرائیل برای مدت چند دهه آرام و توام با صلح بوده و یکی از آرام ترین مرزهای اسرائیل به شمار می رود. با این وجود، تنش ها افزایش یافته است. در سال ۲۰۰۶، اسرائیل یک رشته واحدهای نظامی را بویژه برای جنگ با سوریه ایجاد کرد که در میان آنها یگان پیاده نظام کفیر، بزرگترین واحد نظامی اسرائیل قرار دارد. علاوه بر این، اسرائیل در سال ۲۰۰۷ پیش بینی کرد که اگر تل آویو و دمشق به توافق نرسند جنگی میان اسرائیل و سوریه در خواهد گرفت.(۱۶)
از زمان شکست سال ۲۰۰۶ اسرائیل از لبنان، ارتش اسرائیل به طور مرتب حالت حمله اسرائیل به سوریه را بازی کرده است. یک نیروی انسانی عظیم اسرائیلی برای حمله به سوریه اختصاص داده شده است. سرلشکر ایال بن- روون در سال ۲۰۰۷ اعلام کرد که اسرائیل خود را برای یک «جنگ تمام عیار» آماده کرده است. (۱۷)
سرلشکر ایال بن- روون همچنین اظهار داشت که اسرائیل باید با نیروهای اسرائیلی به سوریه حمله کند. وی نخستین بار بیان داشت که ماموریت نیروهای دفاعی اسرائیل به منظور خنثی کردن تا حد ممکن سریع نواحی استراتژیکی که نقطه ضعف اسرائیل را تهدید می کنند، باید متمرکز و سریع باشد تا سوریه را از دست یافتن به اهداف خود بازدارد.
ایال بن روون تا حدودی شکل جنگ با سوریه را نیز تشریح کرد. وی اظهار داشت که به منظور آن که چنین ماموریتی با موفقیت همراه باشد یک عملیات زمینی گسترده نیاز است. منظور تهاجم زمینی به سوریه است که باید به سرعت دمشق و استان های جنوبی سوریه را هدف قرار دهند.
این هدف استراتژیک همچنین مانورهای تهاجمی اسرائیل از مدل روستاهای سوریه و مانور نظامی اسرائیل در بلندی های جولان را تشریح می کند. (۱۸) اسرائیل و آمریکا همچنین نشستی را برای تدوین مسیری که باید اقدامات نظامی علیه لبنان و علیه سوریه و ایران صورت گیرد، برگزار کردند. طبق گزارش الوطن، یکی از مقامات ارشد سوریه خاطر نشان کرده است که مانور وضع اضطراری اسرائیل مورد ارزیابی یک ژنرال آمریکایی قرار گرفت و شامل عملیات های نظامی در مرزهای سوریه بود.(۱۹)
● بسیج نیروهای سوریه در مرزهای لبنان به منظور آمادگی در برابر حملات اسرائیل
ایهود باراک در مقام وزیر دفاع اسرائیل در دوم آوریل ۲۰۰۸ تهدیدهای جنگی اسرائیل علیه حزب الله لبنان و سوریه را تکرار کرد. بر اساس اظهارات منابع اسرائیلی، سوری ها معتقدند که اسرائیل تهاجم نظامی دیگری را علیه لبنان به بهانه جلوگیری از جنگ پیشدستانه حزب الله آغاز خواهد کرد. در این راستا، از سال ۲۰۰۶ تل آویو، حزب الله را به عنوان «تهدید رو به رشد در لبنان» یا «تهدید رشدیافته در جبهه شمالی» خوانده است.
در سایه این مسئله، منابع اسرائیلی و سایر منابع خاورمیانه گزارش داده اند که سوریه تقویت نیروهای نظامی خود در مرز لبنان – سوریه را قبل از آغاز آوریل ۲۰۰۸ شروع کرده و نیروهای خود را در آماده باش کامل نگه داشته است.
سوریه همچنین گزارش داد که معتقد است بزرگراه بیروت – دمشق نسبت به تابستان ۲۰۰۶ بیشتر هدف حمله تل آویو قرار دارد و این کار به منظور جلوگیری از حمایت لجستیکی حزب الله و لبنان صورت می گیرد. منابع اسرائیلی همچنین تاکید کرده اند که سوریه نیروهای احتیاط خود را در مرز سوریه – لبنان بسیج کرده است. افزون بر این، گزارش شده است که سوریه سه لشکر زرهی، ۹ لشکر پیاده مکانیزه و واحدهای نیروی ویژه را در مقابل دره بقاع لبنان مستقر کرده است. (۲۰)
همسو با اظهارات این منابع اسرائیلی، گفته شده است که مبارزان فلسطینی به منظور کمک و همکاری با سوریه و حزب الله در دره بقاع جمع شده اند.
ساعاتی بعد از انتشار گزارش گردآمدن نیروهای نظامی سوریه توسط القدس العربی، روزنامه عربی زبان مستقر در لندن، یکی از مقامات ارشد نظامی اسرائیل در مقام پاسخگویی برآمد. سرلشکر دان هارل غیر مستقیم به دمشق پیام فرستاد. معاون رییس ستاد مشترک ارتش اسرائیل به خبرنگاران گفت: «هر کسی که بخواهد به اسرائیل آسیب برساند باید بداند که اسرائیل یک کشور قدرتمند در منطقه است و مقابله به مثل آن دردناک و شدید خواهد بود.» (۲۱)
چند روز بعد از این اظهارات که از ارتش اسرائیل نشات می گرفت، مقامات سوری پاسخ های مبهمی را درباره آمادگی جنگی سوریه دادند. سوریه این گزارش که نیروهای این کشور در مرز لبنان – سوریه گردآمده اند را تکذیب کرد. مقامات سوری اظهار داشتند علی رغم این که اسرائیلی ها آمادگی جنگی علیه سوریه را ایجاد کرده اند اما دمشق نیروهای خود را در مرز لبنان - سوریه افزایش نداده است.
محمد حبش، یکی از نمایندگان پارلمان سوریه طی مصاحبه با العربیه گزارش بسیج نیروهای احتیاط این کشور در مرز با لبنان برای مقابله با حمله اسرائیل را رد کرد. این نماینده که رییس کمیته پارلمانی ایران – سوریه است، انگشت خود را به سوی تل آویو به خاطر افزایش تنش در لوانت نشانه گرفت و گفت: «سوریه آماده دفاع از خویش است اما این به معنای یک تلاش جنگی نیست. این طرف اسرائیلی است که گام هایی را برای افزایش تنش بر می دارد.» (۲۲)
در همین شرایط که گزارش هایی مبنی بر تجمع نیروهای نظامی سوریه در مرز لبنان- سوریه مطرح بود، پرواز هواپیماهای نظامی اسرائیل نزدیک مرزهای لبنان و سوریه نیز افزایش یافت. ارتش اسرائیل همچنین اذعان کرد که هواپیماهای جنگی اسرائیل در وضعیت هشدار بالا در مرزهای شمالی اسرائیل به پرواز درآمدند.
● بین المللی کردن حزب الله به عنوان یک تهدید: بهانه برای ناتو جهت تجاوز به لبنان
در هشت آوریل ۲۰۰۸، برنارد کوشنر، دیپلمات ارشد فرانسه و وزیر امور خارجه این کشور، اظهار داشت که محمد ظهیر صدیق، فردی که شاهد ترور حریری و منبعی در خصوص دخالت سوریه در این حوادث بود، در حالی که تحت مراقبت فرانسه قرار داشت، ناپدید شد.
حتی مهم تر از آن، کوشنر ادعا کرد که حزب الله یک مسئله داخلی، برای لبنان نبود. این اظهارات حامل نکات مهمی بود.
موسیو کوشنر افزود: سلاح هایی که حزب الله تهیه کرده یک نگرانی جدی بین المللی است. این امر زمینه را برای دخالت فعال ناتو در لبنان فراهم می سازد. حزب الله به دلیل بین المللی کردن نگرانی ها از بابت سلاح هایش هدف قرار گرفت. آنچه که در پاریس به طور تلویحی بیان شد این بود که باید اقدام بین المللی علیه حزب الله صورت گیرد.
اظهارات نمایندگان نیروهای ائتلاف و آمریکا در عراق مانند ژنرال پترائوس در خصوص دخالت حزب الله در حمله علیه نیروهای ائتلاف و آمریکا و این ادعا که حزب الله شبه نظامیان عراقی را در ایران آموزش می دهد، این هدف را تامین می کند. (۲۳)
چند روز بعد از این اظهارات، فواد سینیوره، نخست وزیر مورد اختلاف لبنان با تاکید بر آمادگی جنگی اسرائیل و سوریه و فشار آمریکا بر ایران گفت: که زمان برای گفتگوهای داخلی در لبنان تمام شده است.
فواد سینیوره در حالی این اظهارات را بیان داشت که نبیه بری، سخنگوی پارلمان لبنان به عنوان بخشی از سفر دیپلماتیک به مراکز کشورهای عربی جهت جلب حمایت آنان برای گفتگوهای سیاسی داخلی لبنان، با مقامات سوری در دمشق سرگرم مذاکره بود.
سومین کنفرانس وزرای امور خارجه کشورهای همسایه عراق که در کویت برگزار گردید با موضوع لبنان مرتبط بود. این کنفرانس بین المللی که به میزبانی کویت در ۲۲ آوریل ۲۰۰۸ برگزار شد، شامل بازیگران بین المللی و نه فقط همسایگان عراق و حوزه این کنفرانس نیز مسائل مربوط به سراسر خاورمیانه بود.
آمریکا، عربستان سعودی، فرانسه، انگلیس و چند کشور عربی همگی بر بین المللی کردن بن بست سیاسی در لبنان و توصیف حزب الله به عنوان یک نگرانی بین المللی تاکید کردند. همسو با این تلاش ها برای بین المللی کردن حزب الله به عنوان یک مشکل جهانی، بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد گزارشی را منتشر و ادعا کرد که حزب الله یک مسئله بین المللی است.
همه این حوادث بخشی از مخاطره جویی برای بین المللی کردن حزب الله به عنوان یک تهدید و در نهایت توجیه مداخلات آمریکا و ناتو در لبنان است.
تلاش برای بین المللی کردن حزب الله به عنوان یک تهدید وارد مرحله جدیدی در لبنان شد. گروه موسوم به ۱۴ مارس به رهبری سعد حریری، که به نحو موثری دولت لبنان را شکل داد، اعلام کرد که به دلیل وجود شبکه دوربین های مراقبتی حزب الله در فرودگاه مهم لبنان و شبکه ارتباطی و مخابراتی امنیتی موازی که توسط حزب الله ایجاد شده است در ماه می ۲۰۰۸ علیه این گروه دست به اقدامات قانونی می زند. این تلاش های داخلی علیه حزب الله از طریق همکاری گروه ۱۴ مارس با آمریکا و دیپلمات های عربستان سعودی در بیروت اجرا شد.
● لبنان آماده حملات اسرائیل
برخلاف مرز سوریه – لبنان، مرز سوریه با اسرائیل به شدت تقویت شده است. به همین دلیل بود که ارتش اسرائیل قبل از آن که سوریه بتواند در سال ۲۰۰۶ آمادگی کامل را به دست آورد در تلاش بود تا رود لیتانی را تصرف کند. تهاجم زمینی سریع اسرائیل علیه دمشق که نزدیک مرز سوریه – لبنان است از طریق لبنان و نه از طریق بلندی های جولان یا مرز اسرائیل با سوریه امکانپذیر است. هرگونه حمله به سوریه از طریق مرز اسرائیل – سوریه در درجه دوم اهمیت قرار دارد. به همین دلیل از میان سایر عوامل، لبنان به طرح های جنگی اسرائیل علیه سوریه ارتباط دارد.
برای حمله به لبنان یک بهانه نیاز است و آن بهانه، حزب الله است. بعد از ترور عماد مغنیه، نیروی دریایی آمریکا در ۲۸ فوریه ۲۰۰۸، یک گروه از رزمناوهای جنگی را در مدیترانه شرقی و سواحل لبنان مستقر ساخت. کاخ سفید ادعا کرد که منطق استقرار این نیروها، ایجاد ثبات در لبنان و کمک به دموکراسی در این کشور است.
علی رغم این رویداد تلخ، استقرار این یگان دریایی اثرات معکوس داشت. این امر به افزایش تنش در بیروت و سراسر این کشور کمک کرده است. این اقدام آمریکا بدون اجازه صورت گرفت و دولت لبنان مجبور به انتقاد از آن شد. اکثریت شهروندان لبنانی، احساس تهدید کردند و از استقرار نیروهای آمریکایی در این آب ها خشمگین شدند. جدا از افکار عمومی لبنان، دولت لبنان و گروه موسوم به ۱۴ مارس هرگونه اطلاع قبلی درباره استقرار نیروی دریایی آمریکا در سواحل لبنان را رد کرد. در ارتباط با آرایش نیروی دریایی آمریکا، خبرها مملو از تبانی آمریکا علیه جنبش میهنی، بزرگترین حزب سیاسی مسیحی لبنان و شماری از مخالفان ملی لبنان بود.
میشل عون، فرمانده سابق ارتش لبنان و رهبر جنبش میهنی و رهبران مسیحی لبنان با منافع آمریکا، اسرائیل و فرانسه در لبنان به مخالفت برخاستند. در ۲ آگوست ۲۰۰۷ کاخ سفید قانونی را برای توقیف دارایی های همه افراد یا گروه هایی که تصور می کرد مخالف فواد سینیوره و گروه ۱۴ مارس هستند، تصویب نمود. اعتراضات گسترده شهروندان لبنانی علیه گروه ۱۴ مارس که آرام و دموکراتیک بودند، از سوی جرج بوش و کاخ سفید به عنوان اقدامات غیر دموکراتیک و بی ثبات ساز تلقی شد.
جد از دخالت آمریکا در امور داخلی و سیاسی لبنان، آنچه که مهم می باشد این است که مخالفت سیاسی با دولت لبنان تحت عنوان دموکراسی و حکومت هدف قرار گرفت.
از سال ۲۰۰۶، حرکت میهنی آزاد و چند حزب سیاسی مسیحی، متحد قوی سیاسی حزب الله بوده اند. آنها با آمریکا و فرانسه اختلاف داشته و از اینکه تسلیم فشارهای خارجی گردند، امتناع ورزیدند. آنها شدیداً مخالف اسرائیل بوده و علیه مداخله آمریکا و فرانسه در امور داخلی لبنان اعتراض کرده اند. حزب الله، جنبش میهنی آزاد و این احزاب سیاسی مسیحی با برخی احزاب سیاسی دیگر که نماینده دروزی ها، ارمنی ها و جامعه مسلمانان سنی هستند، متحد می باشند. برخی چهره های سیاسی در ائتلاف ۱۴ مارس مانند ولید جنبلاط و سمیر جعجع به طور نزدیکی با کاخ سفید و تل آویو علیه اتحاد سیاسی میان حرکت میهنی آزاد و حزب الله کار می کنند.
این افراد به طور مرتب با مقامات آمریکایی، سعودی و اسرائیلی نشست دارند. این نشست ها شامل دیدار با ایهود باراک نیز که حملات و تاکتیک های آن علیه حزب الله، حرکت میهنی آزاد، سوریه و ایران مورد بحث می باشد، بوده است. همسو با خانواده حریری، این شخصیت های لبنانی برای گشودن یک جبهه داخلی علیه حزب الله و متحدان سیاسی آن در لبنان مورد استفاده قرار گرفتند. بعد از شکست سال ۲۰۰۶ اسرائیل، این چهره های لبنانی و احزاب آنها به تدریج از سوی آمریکا، عربستان سعودی و سایر کشورها مسلح شدند.
محموله های تسلیحاتی پنتاگون که قرار بود برای نیروهای انگلو- آمریکایی در عراق مورد استفاده قرار گیرد، به طور پنهانی در دست این جناح های لبنانی قرار گرفت.
آمریکا با آنها برای ایجاد آمادگی در مرزهای سوریه –لبنان همکاری کرد و در تلاش است تا یک رشته فرماندهی موازی در ارتش لبنان ایجاد نماید که می تواند علیه حزب الله و مخالفان ملی لبنان به کار گرفته شود. چند روز قبل از آغاز مانور اضطراری اسرائیل، دولت سینیوره، به ارتش لبنان دستور داد که علیه «تهاجم اسرائیل» در آمادگی کامل به سر برند. در لبنان، ائتلاف ۱۴ مارس و حزب مخالف ملی این کشور همزمان احتمال درگیری را درک کردند. هر دو یعنی هم دولت لبنان و هم حزب الله این موضوع را روشن ساخته اند که مراقب نیروهای اسرائیلی بوده و آماده درگیری جدی دیگری میان لبنان و اسرائیل می باشند. (۲۴)
افزون بر این«دیوید ولش» مقام مسوول وزارت امور خارجه آمریکا برای روابط آمریکا و لبنان، گفت که اگر حزب مخالف ملی لبنان تسلیم نشود یک تابستان داغ در انتظار لبنان است.
بر اساس اظهارات منابع اسرائیلی که خبرگزاری فارس و روزنامه سوری الحقیقه آن را نقل کرده اند، حزب الله به اسرائیل هشدار داد که اگر این رژیم به حمله دیگری علیه لبنان مبادرت کند، حزب الله نیز علیه اسرائیل به جنگ اقدام خواهد نمود.
در اسرائیل این اطلاعات از سوی فراصیهونیست ها این گونه معنی و تعبیر شد که اعراب اسرائیلی (فلسطینی های همراه با شهروندان اسرائیلی که سرزمینشان را ترک نکرده اند) به طور مخفی به ایران و لبنان کمک می کنند. یکی از مقامات حزب الله که نامش فاش نشده است گفت که «در جنگ بعدی برای اولین بار از سال ۱۹۴۸ ما این جنگ را در داخل فلسطین اداره خواهیم کرد. آنها بیش از گذشته متعجب خواهند شد، زیرا می بینند که مبارزان ما نه تنها با آنها در لبنان می جنگند، همان گونه که این کار را تاکنون انجام می دادند، بلکه با آنها در خانه و شهرکهایشان مبارزه خواهند کرد.» (۲۵)
به نقل از همین مقام حزب الله گفته شده است که «اگر جنگ بعدی شروع شود، یک جنگ سخت و تهاجمی برای طرف ما خواهد بود. این بدان معنی نیست که ما جنگ را آغاز خواهیم کرد بلکه در هر جنگی که آغاز شود، ضد حمله ای برای طرف ما خواهد بود. آنها مبارزان ما را در پشت خطوط خود خواهند دید نه فقط در جبهه مقابل خود.» (۲۶)
ایندیپندنت، یکی از روزنامه های مشهور انگلیس، گزارش داد که حزب الله مربیانی را به ایران فرستاده است: «این یک حقیقت آشکار جنوب رودخانه لیتانی است که هزاران مرد جوان، روستاهای خود را به قصد آموزش نظامی در ایران ترک کرده اند. هرماه بیش از ۳۰۰ تن برای اعزام به تهران به بیروت فرستاده می شوند و این عملیات از نوامبر ۲۰۰۶ آغاز شده است. تاکنون ۴۵۰۰ عضو حزب الله برای آموزش چگونگی استفاده از مهمات و موشک ها جهت ایجاد یک هسته چریکی آموزش دیده در ایران برای جنگ آتی (حمله اسرائیل به لبنان) اعزام شده اند.» (۲۷)
آبزرور، یکی دیگر از منابع انگلیسی، همچنین درباره آمادگی های لبنان این چنین گزارش داده است: «یکی از ناظران آبزرور کشف کرده است که حزب الله به آرامی اما مداوم نیروهای از جنب و جوش افتاده خود را تعویض و تلاش های خود برای عضو گیری نیروهای جدید برای پیش بینی یک جنگ آتی که ممکن است شدید باشد تقویت می کند. حزب الله به قابلیت های جنگی عمده و گسترده ای دست یافته و اکنون نیز صدها و شاید هزاران تن از جوانان خود را برای اردوگاه های آموزشی فشرده در لبنان، سوریه و ایران به منظور آماده کردن خود جهت جنگ با اسرائیل اعزام کرده است.» (۲۸)
در سایه آمادگی لبنان برای حمله به اسرائیل، شمار نقض های حریم هوایی لبنان از مارس ۲۰۰۸ تا کنون افزایش یافته است. اسرائیل به طور آشکار حریم هوایی لبنان را نقض می کند و در ماه های آوریل و می ۲۰۰۸، هواپیماهای اسرائیلی پروازهای نظامی را بر فراز بیروت و سایر نقاط لبنان انجام دادند. در آوریل ۲۰۰۸ ارتش لبنان حتی اذعان کرد که هواپیماهای جنگی اسرائیل ماموریت شناسایی را بر فراز لبنان انجام دادند و این ماموریت ها به منزله آمادگی جنگی اسرائیل است. (۲۹)
روزنامه ایندیپندنت، حتی از این هم فراتر رفته و اظهار داشت که در جنگ آتی علیه لبنان تفوق هوایی اسرائیل به سبب تکنولوژی های نظامی و سخت افزارهای ایران توسط لبنان به چالش کشیده خواهد شد: «سید حسن نصرالله، رهبر حزب الله به اسرائیل هشدار داد که تشکیلاتش با سلاح جدید شگفت زده خواهد شد و تعداد کمی در لبنان وجود دارند که تردید ندارند که این یک موشک توسعه یافته جدید زمین به هوای ساخت ایران است. موشک هایی که ممکن است تفوق هوایی اسرائیل در لبنان را به چالش بکشانند.» (۳۰)
● دیدار برژینسکی و کارتر از دمشق
تل آویو و واشنگتن دی.سی از تلاش های خود برای جلوگیری از ظهور یک جبهه نبرد مدیترانه ای در صورت جنگ با ایران دست نکشیده اند. با افزایش تنش در خاورمیانه اعلام شد که جیمز ای کارتر رییس جمهور سابق آمریکا به منظور انجام ماموریت تحقیقی با رویکرد ارتقاء صلح به مصر و لوانت پرواز کرد. اعلام این موضوع مانند تنفس از هوای تازه بود. رییس جمهور سابق آمریکا با مقامات و رهبران مصر، اسرائیل، کرانه باختری و سوریه دیدار کرد.
این نکته باید ذکر شود که جیمی کارتر تنها چند ماه بعد از آن که زبیگنیو برژینسکی در راس هیات نمایندگی شرکت رند در ۱۲ فوریه ۲۰۰۸ به دمشق سفر کرده بود، با بشار اسد رییس جمهور سوریه دیدار کرد.(۳۱)
تسلسل این دیدارها اتفاقی و تصادفی نبود. برژینسکی مشاور امنیت ملی آمریکا در دوره زمامداری کارتر بود. آنچه سفر خاورمیانه ای کارتر را برجسته می سازد ملاقات وی با خالد مشعل رهبر تبعیدی حماس در دمشق در روزهای ۱۸ و ۱۹ آوریل ۲۰۰۸ بود. (۳۲)
نتیجه اختلاف نظر در پشت دیدار با نمایندگان حماس این بود که آنها به عنوان تابوی دیپلماتیک در تلاش برای منزوی کردن سازمان فلسطین در خاورمیانه و جهان به تصویر کشیده شدند. قبل از دیدار در دمشق، کارتر نشستی با نمایندگان حماس در قاهره داشت. (۳۳)
از آغاز مذاکرات بین نمایندگان حماس با کارتر، رسانه ها گزارش دادند که اسرائیل و آمریکا کاملاً با این دیدار مخالفند (۳۴). در واقع دولت بوش و اسرائیل حامی این دیدارها بودند.
● متعهد کردن حماس: تلاش برای جلوگیری از گشودن یک جبهه فلسطینی؟
علیرغم ادعاهای کاندولیزا رایس، مرکز کارتر بیانیه ای را از مقر خود واقع در آتلانتا منتشر کرد که در آن آمده است وزارت امور خارجه آمریکا هیچ اعتراضی به دیدار کارتر با مقامات حماس و سوری نکرده است. در گذشته، کاخ سفید به طور محرمانه از نانسی پلوسی که در رأس هیاتی مرکب از نمایندگان هر دو حزب آمریکا در سال ۲۰۰۷ از دمشق دیدار کرده بود، حمایت نمود.
این درست همان زمانی بود که نانسی پلوسی به عنوان یکی از مقامات دولت بوش برای مذاکره درباره پناهندگان عراقی، وارد دمشق شده بود. کاندولیزا رایس برای مذاکره با وزیر امور خارجه سوریه به مصر رفته بود. در این راستا، سفر جیمی کارتر بخشی از تلاش های هماهنگ توسط دولت های آمریکا و اسرائیل برای جلوگیری از بروز جنگ میان فلسطینی ها و اسرائیلی ها در نوار غزه از طریق آتش بس به شمار می رفت.
در حالی که افکار عمومی به این سو هدایت شد که باور کنند اسرائیل مخالف مذاکرات کارتر – حماس است، اما درو اقع رییس جمهور سابق آمریکا به نمایندگی از مقامات اسرائیلی به طور مستقیم با حماس مذاکره کرد. در حالی که دولت اسرائیل مجدداً تاکید کرد که حماس نمی تواند یک شریک برای صلح باشد اما جیمی کارتر پیام دولت اسرائیل را به حماس و سوریه منتقل کرد. بر اساس اظهارات شخص کارتر، او در خاورمیانه به عنوان یک میانجی و عامل برقراری ارتباط میان طرف ها مطرح است. یک بررسی دقیق از آنچه میان حماس و کارتر اتفاق افتاد، ماهیت درست و اهداف ماموریت کارتر را نشان می دهد.
«الی یشایی» معاون نخست وزیر اسرائیل است که همچنین مسئولیت وزارت صنایع این رژیم را بر عهده دارد. دفتر «الی یشایی» در تاریخ ۱۸ آوریل ۲۰۰۸ تصدیق کرد که دومین مقام بلندپایه اسرائیل از جیمی کارتر درخواست کرد تا ملاقاتی میان حماس و الی یشایی ترتیب دهد. بهانه و توجیه برای این مذاکره تبادل زندانی به نام «گیلاد شالیت» - یک سرجوخه اسرائیلی که توسط حماس دستگیر شد - با سایر گروه های فلسطینی بود. (۳۵)
به طور رسمی، ادعا شد که الی یشایی، رهبر حزب شاس، با این تقاضا سیاست دولت اسرائیل را زیر پا گذاشت. در واقع اسرائیل با حماس در خصوص آتش بس مذاکره کرد.
اظهارات ایهود اولمرت در یدیعوت آحارنوت، یک روزنامه اسرائیلی، دلایل واقعی را در این خصوص که چرا کارتر حاضر نشد قبل از دیدارش از سوریه با رهبران اسرائیلی دیدار کند را شرح می دهد: «اگر جیمی کارتر با من ملاقات می کرد و دو روز بعد با خالد مشعل مذاکره می کرد این امر می توانست شکل یک گفتگو میان ما و حماس را به خود بگیرد. (۳۶)
انکار عمومی ایهود اولمرت برای دیدار با کارتر به معنای رد دیدار شخصی یوحنان پلسنر، یکی از اعضای کادیمای اولمرت، طی دیدار کارتر از بیت المقدس نبود. (۳۷) بدون تردید ملاقات میان کارتر و پلسنر بدون اجازه اولمرت اتفاق نمی افتاد. پیام ایهود اولمرت از طریق پلسنر به کارتر داده شد.
افزودن این نکته به ماموریت کارتر ضروری است. دیدار وی درست زمانی صورت گرفت که جنگ علیه لبنان و سوریه بلکه علیه ایران به طور آشکار مورد مذاکره و بحث قرار داشت. در ۲۰ آوریل ۲۰۰۸ رییس جمهور سوریه اعلام کرد که پیام هایی میان اسرائیل و سوریه از طریق شخص ثالثی برای یافتن راهی جهت از سرگیری مذاکرات صلح رد و بدل شده است. (۳۸) این اظهارات درست چند روز بعد از دیدار کارتر از دمشق مطرح گردید.
دو روز بعد، ۲۳ آوریل ۲۰۰۸، این موضوع به نحو گسترده ای گزارش شد که دولت اسرائیل از طریق رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه به عنوان شخص ثالث در تاریخ ۲۲ آوریل ۲۰۰۸، اعلام نمود که اسرائیل آماده پس دادن بلندی های جولان به سوریه است. (۳۹)
دولت ترکیه از سال ۲۰۰۶ وظیفه ردوبدل کردن پیام ها میان سوریه و اسرائیل را بعهده داشته است. دولت اسرائیل مجدداً تاکید کرد که سوریه می داند که شرایط مذاکره چیست: «قطع رابطه دمشق با ایران و بلوک مقاومت.» (۴۰)
نقش آمریکا در تماس های میان حماس و سوریه یک فاکتور مهم است. گزارش شد که سوریه خواستار مشارکت آمریکا در مذاکرات صلح با مقامات اسرائیلی است. در حقیقت چند روز بعد از پایان ماموریت کارتر و ارسال پیام اسرائیل به سوریه از طریق ترکیه، وزیر امور خارجه سوریه برای مذاکره در خصوص طرح های اسرائیل و آمریکا با مقامات ایرانی به تهران سفر کرد. این امر روشن است که سوریه اتحاد خود با ایران را قطع نخواهد کرد. در تهران وزیر امور خارجه سوریه اظهار داشت که اسرائیل نه فقط از بلندی های جولان، بلکه باید به مرزهای بین المللی ۱۹۶۷ عقب نشینی کند. (۴۱)
● جبهه متحد فلسطینی، سوری و ایرانی
۱۰ سازمان مختلف فلسطینی مخالف اسرائیل که «۱۰ فلسطینی دمشقی» نامیده شدند به میزبانی سوریه گردهم آمدند. این در حالی بود که مراکز سایر کشورهای عرب از میزبانی آنها سرباز زدند. در حالی که برخی از این سازمان های فلسطینی نماینده سوریه هستند، آنها به عنوان «ردکنندگان» تلقی می شوند، زیرا آنها مصرانه مخالف توافقات یکجانبه فلسطین - اسرائیل هستند که از سوی کاخ سفید دیکته شده و توسط سازمان آزادیبخش فلسطین پذیرفته شده است. در میان این «ردکنندگان» حماس، جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین، جهاد اسلامی فلسطین، جبهه خلق برای آزادی فلسطین و جبهه تلاش مردمی فلسطین نیز به چشم می خورند.
حماس و گروه های فلسطینی مستقر در دمشق با تهران و دمشق متحد هستند. این امر یعنی آن که روابط میان سوریه، فلسطین و ایران توسعه یافته است. اسماعیل هنیه، نخست وزیر فلسطین طی دیدار خود از تهران در سال ۲۰۰۶، ایران را به عنوان «عمق استراتژیک» مردم فلسطین در نبردشان علیه اسرائیل خواند. (۴۲)
مقامات سوری، لبنانی، لیبیایی، الجزایری و عراقی در میان سایر کشورهای عرب، ایران را به عنوان عمق استراتژیک اعراب علیه اسرائیل قلمداد می کنند. در ارتباط با این روابط، خالد مشعل، در سال ۲۰۰۵ طی دیدار سطح بالای خود از تهران اعلام کرد که حماس و فلسطین از متحد مهم خود یعنی ایران، در یک جنگ منطقه ای حمایت خواهد کرد. (۴۳)
این عامل اهمیت زیادی در جنگ احتمالی آمریکا – اسرائیل که علیه ایران و سوریه جهت گیری کرده است، دارد. همسو با حماس، اکثر این سازمانهای فلسطینی و حامیان آنها از جمله در مصر و اردن، این موضوع را از طریق اعلامیه های خود طی سال های ۲۰۰۵، ۲۰۰۶ و۲۰۰۷ روشن ساخته اند که به عنوان جبهه متحد در یک نبرد فراگیر در خاورمیانه از فلسطین حمایت خواهند کرد. این جنبه دیگری از جبهه نبرد مدیترانه ای است که در هر جنگی علیه ایران ظهور خواهد کرد.
پادشاهی هاشمی اردن در هر جنگ منطقه ای که شامل فلسطینی ها به عنوان متحدان سوریه و ایران شود، فرو خواهد رفت. بیش از عرب های اردنی، فلسطینی ها و عراقی ها در این کشور حضور دارند. اردن به طور همزمان ممکن است با جنگ داخلی و تغییر رژیم در امان مواجه شود و متعاقب آن یک دولت جمهوری که خودش را متحد ایران و سوریه بداند قدرت را بدست گیرد. این امر عواقب و پیامدهای مهمی برای آمریکا و اسرائیل در پی خواهد داشت. سایر رژیم های عرب نیز از این قضیه آسیب های جدی خواهند دید.
در این راستا، رهبران عرب در قاهره بر آتش بس میان اسرائیل و فلسطین در غزه تاکید کردند. عمر سلیمان، یکی از وزرای کابینه مصر که به عنوان رییس اطلاعات مصر فعالیت می کند برای کمک به اسرائیل جهت خنثی کردن یک جبهه بالقوه فلسطینی و ظهور یک سناریوی جنگی، از سوی دولت مصر به تل آویو اعزام شد.
از این رو، اگر یک جنگ منطقه ای آغاز شود، مبارزان فلسطینی با کمک ایران و سوریه با نیروهای اسرائیلی رویارو خواهند شد. در این وضعیت ویژه، گفتگو با حماس بخشی از تلاش برای از توان انداختن یا آرام کردن جبهه فلسطینی از طریق استقرار آتش بس میان حماس و اسرائیل، پیش از آغاز جنگ با ایران است.
● مارش جنگ در لوانت و ارتباط آن با جنگ گسترده تر با ایران
علی رغم مذاکرات صلح اسرائیل – سوریه، هر دو طرف برای جنگ آماده می شوند. زلمان شووال، یک سیاستمدار و دیپلمات سابق اسرائیلی شرایط را اینگونه تفسیر کرده است: «پیامی که من دو هفته قبل در واشنگتن دریافت کردم (آغاز آوریل ۲۰۰۸) روشن بود و سبب آزردگی و عصبانیت گردید. چرا شما در اسرائیل، مردم را با این تصورات بیهوده که شرایط برای صلح میان اسرائیل و سوریه ایجاد شده است، سرگرم می کنید.» (۴۴)
کسانی که دولت های اسرائیل و آمریکا را کنترل می کنند به این عبارت که «طرف پیروز که از قدرت بیشتری برخوردار است باید صلح را دیکته کند» معتقدند.
بر اساس گزارش فاکس نیوز، دولت بوش یک دستور مخفی بی سابقه و گسترده ای را در مارس ۲۰۰۸ برای هدف قرار دادن تهران، سوریه، حزب الله و کسانی در لبنان که مخالف دستور کار آمریکا برای ایجاد نظم منطقه ای جدید هستند، امضاء کرد.
لوانت در وضعیت جنگی جدی قرار دارد. همه بازیگران مهم در لوانت به طور مداوم درباره جنگ صحبت می کنند. رهبران اسرائیل تاکید کرده اند که به دنبال جنگ با سوریه نیستند. تل آویو تاکید کرده است که خواستار صلح با سوریه است. این موضوع را حتی در آستانه بزرگترین مانور وضع اضطراری تاریخ اسرائیل که شامل آمادگی جنگی آشکار توسط ارتش اسرائیل در مرزهای سوریه بود، اعلام داشت. این مانور شبیه سازی تهاجم اسرائیل به سوریه بود.
دولت اسرائیل اعلام کرد که این رژیم علی رغم این حقیقت که سناریوهای خود را برای یکسال اعلام کرده و سوریه، لبنان و سرزمین های فلسطینی را در این سناریو به عنوان دشمن تشخیص داده است، اما اسرائیل خود را برای جنگ با سوریه آماده نکرده است. (۴۵) با این وجود، مقامات اسرائیلی کراراً علیه هرگونه تلاش بر ضد اسرائیل به مقابله به مثل سنگین تهدید کرده اند.
الوطن، برملا کرده است که آمادگی های دفاعی توسط سوریه علیه حملات اسرائیل که انتظار می رود در ماه های تابستان ۲۰۰۸ با همکاری نزدیک طراحان نظامی آمریکا آغاز شود، انجام شده است. (۴۶)
انتظار می رود که ماه های می و ژوئن ۲۰۰۸ زمان احتمالی حمله اسرائیل علیه سوریه باشد. الوطن در سوم آوریل گزارش داد که دولت اسرائیل به خاطر پیش بینی احتمال استفاده از سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی، در سال ۲۰۰۹ ماسک های گاز را در میان شهروندان خود توزیع می کند. این گزارش نشان می دهد که جنگی در سال ۲۰۰۸ صورت نخواهد گرفت.
گزارش هایی که از خاورمیانه منتشر شده اند بیان می دارند که همه بازیگران درگیر در لوانت، آماده تحقق سناریویی هستند که بر اساس آن اسرائیل منتظر مقابله به مثل حزب الله به خاطر ترور عماد مغنیه است. سناریوی مقابله به مثل مورد نظر می تواند از سوی اسرائیل برای کشاندن سوریه به نبرد مورد استفاده قرار گیرد. این شرایط با مداخله نظامی ایران علیه اسرائیل برای حفظ متحدان خود وخیم تر خواهد شد. در مقابل، ایالات متحده و ناتو برای حفظ اسرائیل مداخله خواهند کرد.
از سوی دیگر، نظر سایر بازیگران این است که حملات اسرائیل- آمریکا علیه لبنان، سوریه و ایران تقریباً همزمان اجرا خواهد شد. هنوز بسیاری بر این باورند که ایران ابتدا مورد حمله قرار خواهد گرفت و سپس جبهه ای در لوانت گشوده خواهد شد.
گزارش های موجه دیگری نیز پیشنهاد داده اند که مذاکرات پنهانی میان همه طرف ها جاری است و از جنگ به علت ضعف نظامی آمریکا و یا ظهور منافع مشترک میان آنها که آمریکا را مجبور به مذاکره با ایران کرده است، اجتناب خواهد شد.
پیش بینی دیگر این است که تل آویو هیچ قصدی برای حمله به ایران که دارای امکانات و ظرفیت های نظامی پیشرفته برای مقابله علیه اسرائیل است را ندارد. اما اسرائیل هنوز قصد حمله به لبنان را دارد. علیرغم این سناریو، آمریکا و اسرائیل آمادگی مشترک خود را ایجاد کرده و قصد دارند که با همان بازیگران یعنی ایران، سوریه، حزب الله و حماس مقابله کنند.
ژنرال پترائوس و رایان سی کراکر مقام غیر نظامی ارشد آمریکا در عراق به سنای آمریکا گفته اند که سوریه و ایران از «استراتژی لبنانیزه کردن» در عراق استفاده می کنند. بر اساس اظهارات کراکر، لبنانیزه کردن عراق یک استراتژی سیاسی است که نیروهای محلی متعهد به اتحاد با سوریه و ایران می شوند.
این استراتژی به عنوان دلیلی در پشت شکست انگلو- آمریکا در عراق طراحی شده است. همان گونه که اخیراً اعلام شد، حزب الله و ایران همراه با سوریه برای مرگ نیروهای ائتلاف و آمریکایی در عراق مقصر شناخته شده اند.
از سال ۲۰۰۳، اسرائیل و آمریکا در پی یافتن راهی جهت وادار کردن سوریه به تسلیم یا مبادرت به جنگ علیه دمشق بدون مشارکت تهران بوده اند. پنجره زمان برای جنگ جداگانه با سوریه، بدون ایران بسته شده و هر جنگی علیه سوریه به نظر می رسد که در کنار جنگ با ایران طراحی شده است. افزون بر این، روسیه حضور دریایی خود در مدیترانه شرقی و حوالی سواحل سوریه، به منظور حفاظت از دمشق و به چالش کشیدن آمریکا و متحدان ناتوی آن را آغاز کرده است. (۴۷) روسیه و ایران هر دو سوریه را مسلح کرده و با یکدیگر همکاری می نمایند.
مارش جنگ در لوانت با حرکت به سوی نبرد با ایران مرتبط است. سوریه برای مدت طولانی است که هدف اسرائیل و آمریکا قرار دارد. در این راستا بهتر است به گزارش صریح ساندی تایمز در سال ۲۰۰۶ برگردیم: «یکی از منابع دفاعی اسرائیل گفت: چالش ایران و سوریه اکنون در راس دستور کار دفاعی اسرائیل بالاتر از فلسطین قرار دارد. اندکی قبل از جنگ در لبنان، سرلشکر الیزر شکدی فرمانده نیروی هوایی اسرائیل به سمت «جبهه ایران» که یک پست جدید در وزارت دفاع اسرائیل است، منصوب شد. وظیفه او دستور حمله آتی به ایران و سوریه خواهد بود. (۴۸)
این گزارش ساندی تایمز خاطر نشان می سازد که جنگ سال ۲۰۰۶ علیه لبنان بخشی از دستور کار جنگ گسترده تر در خاورمیانه بود. افزون بر این، یک پست فرماندهی جدید در اسرائیل علیه ایران قبل از ۲۰۰۶ ایجاد شد. این گزارش همچنین یک رابطه ظریف میان جنگ علیه ایران و طرح های جنگی علیه سوریه و لبنان را به تصویر کشید. جزئیات بیشتری در رابطه با آمادگی اسرائیل علیه سوریه در ۲۰۰۶ مطرح شد: «در گذشته ما آماده حمله نظامی احتمالی علیه تاسیسات هسته ای ایران بودیم اما افزایش اعتماد به نفس ایران بعد از جنگ لبنان به این معنی بود که ما باید برای جنگ تمام عیار آماده شویم که در آن سوریه یک بازیگر مهم خواهد بود.»
یک یگان پیاده جدید تحت عنوان کفیر (به زبان عبری یعنی بچه شیر) ایجاد شده که بزرگترین یگان ارتش اسرائیل است (و مسئول حمله به سوریه می باشد). این یک راه حل جزئی برای چالش یگان های کماندوی سوری است که به نظر می رسد بهتر (آموزش دیده و مجهزتر) از ( شبه نظامیان) حزب الله هستند. (۴۹)
اریک اس مارگولیس، یک مقاله نویس سرشناس کانادایی، آمادگی های جنگی علیه لبنان و سوریه را با یک سناریوی جنگی وسیع تر علیه ایران مرتبط دانست: «اسرائیل، که از سوی آمریکا حمایت می شود به طور مسلم از هویج های بازگرداندن بلندی های جولان به سوریه برای ترغیب این کشور جهت جدا شدن از ایران استفاده می کند. اما در عین حال یک چماق بزرگ هم وجود دارد: تهدیدات سنگین حمله به سوریه از سوی اسرائیل و آمریکا. حمله سال ۲۰۰۷ اسرائیل یک هشدار صریح در این خصوص بود. چنی و طرفداران نظامی گرای وی به شدت بر حمله به سوریه، لبنان و ایران قبل از آنکه بوش از قدرت کناره گیری کند، فشار وارد می سازند. نومحافظه کاران دور سناتور مک کین- علیرغم تعهد هیلاری کلینتون مبنی بر نابود کردن ایران در صورت حمله به اسرائیل با سلاح های هسته ای- حلقه زده اند. آنها معتقدند که حملات آمریکا به کشورهای عربی یا ایران پیروزی مک کین در نوامبر را تضمین می کند. حمله به سوریه می تواند نخستین گام از یک جنگ هوایی گسترده علیه لبنان و ایران باشد.» (۵۰)
در یک سناریوی جنگ منطقه ای، اسرائیل عمدتاً با سوریه و لبنان برخورد خواهد کرد و آمریکا و انگلیس با ایران. (۵۱) کمک ترکیه و ناتو به اسرائیل، آمریکا و انگلیس در چنین جنگی ضروری است. آنکارا و ناتو در هر دو جبهه درگیر خواهند شد. (۵۲)
ناتو حضور خود را در مرزهای غربی سوریه و لبنان و داخل افغانستان در مرزهای شرقی ایران با پایگاه های پیشرفته افزایش داده است. مقامات اسرائیلی مانند شائول موفاز همچنین اظهار داشته اند که اگر آنها حمله ای را علیه ایران آغاز کنند آمریکا و ناتو به کمک تل آویو خواهند آمد.
تنها زمان خواهد گفت که چه اتفاقی خواهد افتاد. به قول رابرت فیسک: «این که آیا چنین درگیری رخ خواهد داد یا نه تنها به رفتار بوش بستگی دارد. اگر آمریکا یا دست نشانده آن یعنی اسرائیل، ایران را بمباران کنند، واکنشها و پاسخ به آن احتمالا شدید خواهد بود.» (۵۳)

وبگردی
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    نقش بازاریابی دیجیتال در رشد کسب و کار
    برای ایجاد تغییر در دنیای کسب و کار آنلاین امروز، عوامل مختلفی باید دست به دست هم دهند. از این رو چندین روند بازاریابی دیجیتال در کنار هم کسب و کار را تقویت کرده و به رشد آن سرعت می‌بخشند.