دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ / Monday, 19 November, 2018

جست وجوی پیروزی در شکست جنگی که هرگز نباید اتفاق می افتاد


جست وجوی پیروزی در شکست جنگی که هرگز نباید اتفاق می افتاد
«هر فردی که جانشین (جرج) بوش رئیس جمهور (آمریکا) شود، احتمالا چالش اصلی وی، عراق خواهد بود، و این فرد مجبور است خسارات گسترده ای را برطرف سازد که بوش با جنگی که هرگز نمی بایست رخ می داد، به وجود آورد...» (سرمقاله نیویورک تایمز).
حال که لحظه موعود پس از هفت سال فرا رسید، روزنامه «نیویورک تایمز» به گناه خودش و نقشی که در تحریک رئیس جمهور به جنگ داشت، اعتراف نمی کند، نیویورک تایمز که در صفحه نخست خود و در گزارشی به قلم «جودی میلر»، صدام را تهدید همیشگی برای آمریکا می دانست، بالاخره می پذیرد که این جنگ «هرگز نمی بایست رخ می داد» و مسئولیت «جبران» خرابی ها را متوجه رئیس جمهوری می کند که جانشین بوش خواهد شد. چه صداقتی! چطور تنها گفته می شود... «جبران خسارات گسترده ای که او به وجود آورده است.»
این رئیس جمهور جدید دقیقا چگونه می تواند جان های از دست رفته ۴۰۰۰ سرباز آمریکایی و اثرات ویرانگری که مرگ آنها بر مادرانشان، پدرانشان، همسرانشان، شوهرانشان و فرزندانشان داشته است، را «جبران» کند؟ چطور می توان بدن های درهم شکسته و ذهن های آسیب دیده «مجروحان» جنگی که هرگز نمی بایست رخ می داد را «بهبود» بخشید؟
عراقی هایی که بالغ بر یک میلیون کشته داده اند، میلیون ها نفرشان از منازل و کشور خود رانده شده اند، صدها هزار نفر از آنها مجروح شده اند، زادگاهشان ویران شده است، زندگی خود را با ترس بی پایان سپری می کنند و برای سال ها، آمال و آرزوهای خود را از دست رفته می بینند، این رهبر (رئیس جمهور) جدید ما چطور می تواند (همه این خسارت ها را) «جبران» کند؟ این فردی که یک روز پس از بازگشتن مقصر ویرانی ها (جرج بوش) به مزرعه خود در تگزاس، به قدرت می رسد، چطور می تواند آبروی (از دست رفته) آمریکا را در خاورمیانه «ترمیم کند»؟ آمریکا چگونه می تواند دوباره به ارزش های بنیادینش که این مرد (بوش) آنها را به تمسخر گرفته و در نگاه جهانیان بی اعتبار ساخته است، برگردد؟ در کشوری با این همه پیچیدگی ها که زمانی ما آزادی مطبوعات آن را فریاد می زنیم، یک شخص کم طرفدار، با ریاکاری و دسیسه، به قدرت می رسد. رئیس جمهور جدید به خاطر یورش آمریکا به عراق، چطور عذرخواهی خواهد کرد؟ چطور او می تواند کشورهای خاورمیانه را متقاعد کند که ما دیگر از اقدامات جنایتکارانه مشابه آنچه که علیه اعراب (و مسلمانان) در افغانستان، سودان، سومالی و فلسطین صورت گرفت، حمایت نمی کنیم؟
مردمی که با ارزش های دیگری زندگی می کنند، خدایانی را می پرستند که ما آنها را به رسمیت نمی شناسیم، به دنبال اهدافی هستند که ما نمی فهمیم، لباس های دیگری می پوشند، به زبان های دیگر سخن می گویند و براساس فلسفه هایی زندگی می کنند که ما آنها را درک نمی کنیم، احترام گذاشتن به آنها، اکنون دیگر خیلی دیرشده است.
آیا رئیس جمهور جدید می تواند کشور را از مسیر تقدیرگرایی انجیلی بوش رها سازد، رئیس جمهوری که آمریکا را به سمت برداشتی که خود از «مشیت الهی» داشت، سوق داد و معتقد بود که بر آمریکا مقدر است سیستم پولی و شکل دموکراسی سرمایه دارانه خود را بر هر ملتی در این سیاره تحمیل کند، به جای آنکه برای آنهایی که متفاوت از ما هستند، مهربان باشیم و بردباری حقیقی به خرج دهیم.
آمریکا چطور باید چیزی را «جبران» کند که هرگز نمی بایست اتفاق می افتاد؟ دراین میان، آیا کسی «نیویورک تایمز» را به خاطر «خسارات گسترده ای که او (بوش) به وجود آورد» مسئول می داند؟ آیا آنها (گردانندگان نیویورک تایمز) در «سرمقاله» خود نوشته اند، آنهایی که مسئول این جنگ هستند، جنگی که «هرگز نمی بایست اتفاق می افتاد» واقعاً لازم است که مورد بازخواست قرار بگیرند؟ آیا آنها خود را مسئول دانسته اند؟ آیا آنها در مقابل مردم آمریکا به خاطر تقصیرشان و به تلافی تأثیر بسیار مخربی که این روزنامه داشته است، خالصانه ابراز ندامت کرده اند؟ آیا آنها انجام یک گزارش تحقیقی را برعهده گرفته اند که چگونگی قالب کردن این جنگ بر مردم آمریکا را تحلیل کند و مشخص سازند که دراین میان، چه کسی مسئول است و دستاورد چنین خدعه ای به کی می رسد، چه چیزی به عنوان منافع آمریکا جعل شد و به شکل خدعه آمیزی برای شروع «جنگی که هرگز نمی بایست اتفاق می افتاد» مورد استفاده قرار گرفت، و آیا در گزارش تحقیقی (مفروض) برای مقابله با خیانت های آتی رهبران منتخب ما، تمهیداتی اندیشیده می شود؟ آیا آنها (مسئولان روزنامه نیویورک تایمز) جملات «آلن گرین اسپن»، وزیر امور مالیه ما را مورد ملاحظه قرار دادند که گفت، «جنگ» به خاطر «نفت» بود و سربازان ما برای شرکت های نفتی فراملیتی ایجاد اطمینان کرده اند و برای آنها که مجبور بودند تولیدات را در یک بازار آزاد «بخرند» و به خاطر سود اندکشان در مضیقه بودند، ایجاد «آسایش» و التیام کرده اند؟
این رئیس جمهور جدید چطور می تواند در «جنگی» که «هرگز نمی بایست اتفاق می افتاد» پیروز شود؟ آیا این پیروزی برای آنانی است که «هرگز نمی بایست می مرده اند»، برای آنانی که بقیه عمر خود را باید بدون دست وپا و فکر سالم زندگی کنند، برای کودکان عراقی که تاروپود زندگی شان با صداهای شوم وحشتناک، غرش موشک ها و لرزش های صوتی درآمیخته است، برای سرزمین عراق که اکنون ویران شده و به بنای یادبودی از ویرانه ها تبدیل شده است، ویرانه ای که نشانه حضور ما در سرزمینی است که «هرگز نمی بایست در آنجا حضور می یافتیم»؟
در «جنگی» که خود عمل «جنگیدن»، یک فریب است و عقیده راسخ بدان از پایه غلط بوده است، دیگر پیروزی چه معنی می دهد؟ زمانی که سربازان ما به وطن بازمی گردند، چه پرچم هایی در گود «وال استریت» پیروزی مان را جار می زنند؟ اگر حقیقت این است که این ملت (آمریکا) از پیامدهای دروغ رئیس جمهور، کنگره و محافل فکری همدست آنها که جنگ شان را قانونی کردند، رنج بردند، دروغی که به کشتار و قرض منجر شد، آنها (در وال استریت) چه حقیقت دیگری را می توانند جار بزنند؟
اکنون دیگر وقت آن است که «نیویورک تایمز» و همه آنهایی که این ملت را وارد جنگی کرده اند که «هرگز نمی بایست رخ می داد»، مسئولیت جنایاتی که مرتکب شده اند را برعهده بگیرند و درعوض، درصدد تقویت آشتی و صلح برآیند و هم به مردم عراق و هم مردم آمریکا احترام بگذارند. همین مردم قربانیان این جنگ بوده اند، نه کسانی که دست به حیله زدند و خرابی و رنج به بار آوردند.
ما نمی توانیم در شرایط شکستی که نتیجه خدعه است، پیروزی را جست وجو کنیم؛ اما می توانیم مجازات کسانی را بخواهیم که مسئول (این واقعه) هستند و از این پس، با مردم عراق در ایجادعراقی تازه، با احترام برخورد کنیم، کشوری که پیروزی در آن، باوقار و دوستی تعریف خواهد شد.


منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

تباهی نسل دیگر

تباهی نسل دیگر
نویسنده مقاله که خود از نیروهای شرکت کننده در جنگ ویتنام بوده است، معتقد است که دولت آمریکا باید هر چه سریعتر بابت جنگ بی حاصل عراق از مردم عذر خواهی کرده و نیروهای خود را از آمریکا فرا بخواند.
دولتمردان آمریکایی در جنگ ویتنام با توسل به ادعاهایی خود ساخته، نسلی را درگیر جنگی نمودند که هم‌اکنون به پدر و مادران نسلی جوان تبدیل شده‌اند که فرزندانشان رهسپار جنگی باطل در عراق شده‌اند. شکل دادن به افسانه‌هایی دروغین در قبال حکومت عراق و ادعای ایجاد دموکراسی در این کشور، بهانه‌ای شد تا دولتمردان غربی بار دیگر نسلی دیگر را در جنگی گرفتار نمایند که چیزی جز شکست و تباهی برای مردم آمریکا و به ویژه نسل جوان آن ندارد.
نویسنده مقاله که خود از نیروهای شرکت کننده در جنگ ویتنام بوده است، معتقد است که دولت آمریکا باید هر چه سریعتر بابت جنگ بی حاصل عراق از مردم عذر خواهی کرده و نیروهای خود را از آمریکا فرا بخواند.
پیش از اعزام به مأموریت در اوایل سال ۱۹۶۷، چند روزی به ملاقات خانواده‌ام در نیویورک رفتم. هنگام رفتن به فرودگاه، با آنها درباره همه‌چیز صحبت کردم، جز موضوع مأموریتم یعنی سفر به ویتنام. بالاخره هنگامی که مسافران برای سوار شدن فراخوانده شدند، آنها به من گفتند که باید از من پوزش بخواهند. آنها پدر و مادری خوب و دلسوز بودند. با خود فکر کردم که به راستی آنها باید از چه چیزی عذرخواهی کنند؟
آنها گفتند که به رغم تجربه دلخراش جنگ جهانی دوم، نسل‌شان نتوانسته از بروز جنگی دیگر ممانعت به عمل آورد. کمتر از ده سال از جنگ پیشین می‌گذشت که با قلب‌هایی شکسته شاهد عزیمت فرزندشان به ویتنام بودند تا در جنگی حاضر شود که برخلاف جنگ جهانی دوم، غیرضروری و اجتناب‌ناپذیر می‌نمود.
در اواخر سال ۱۹۶۸، گیج و آشفته به کشور بازگشتم. اگرچه جان سالم به در بردم، اما بی‌شک پیروز این میدان نبودیم. پس از بازگشت دریافتم که این نظر اکثر مردم کشورمان هم می‌باشد. نسل آن روز در مقابل این بی‌توجهی دولت که تنها بر پایه افسانه‌ای خود ساخته دست به این جنگ زد، واکنش نشان دادند و منطق سیاسی دولتمردان را به زیر سؤال بردند. در آن زمان شاهد بودیم که مردم با مخالفت‌های مدنی، رهبران خود را به وادار کردند که سیاست داخلی خود را تغییر دهند و همین مخالفت‌ها به پایان ریاست جمهوری رئیس‌جمهور وقت انجامید.
آری، در این زمان نیز با اشتباه خود، نسلی دیگر از سربازان آمریکایی را قربانی افسانه‌ای جعلی یعنی تسلیحات کشتار جمعی و منطق باطل یعنی شکل‌دادن به دموکراسی غربی با توسل به اسلحه نموده‌ایم. به راستی تا کجا باید خود را فریب دهیم تا در این جنگ مأیوس کننده شرکت جوییم؟
اساساً پاسخی برای این پرسش ندارم و حتی از فکر کردن درباره آن هم متنفرم و تنها باید شاهد حماقت بوش در شکل دادن فضایی برای حرکت به سوی جنگی باشیم که در آن پسران و دختران دیگران گرفتار می‌شوند.
بی‌شک آسیب ناشی از حادثه یازدهم سپتامبر عاملی برای ناتوانی ما در مقابله با این جنگ بود، چرا که فضایی شکل گرفت که جامعه به سرعت پذیرای گفته‌های دولتمردان خود شد. شاید هم بخشی از این مسأله ناشی از بی‌توجهی ما به مسایل سیاسی باشد؛ بی‌توجهی‌ای که ناشی از اعتقاد به حاکمیت منافع خاص، اجتناب‌ناپذیر بودن رسوایی‌ها و عادی بودن عدم صلاحیت‌ها و ناتوانی‌هاست.
این بی‌توجهی ما به هر دلیلی که باشد، ما به عنوان نسل جنگ ویتنام باید به این واقعیت توجه نماییم که در حال از دست دادن فرزندانمان هستیم. چرا که به آنها اجازه داده‌ایم تا به جنگی فرستاده شوند که هیچ پیروزی‌ای برای آن متصور نیست.
در روز سرباز یعنی روز یادمان پایان جنگ‌های جهانی اول و دوم، معمولاً به گذشته باز می‌گردیم وبه تجلیل از خدمات و فداکاری‌های گذشتگان می‌پردازیم. پس بیاییم با عذرخواهی از نسل جنگ عراق شروع کنیم و به آنها بگوییم که ما شما را از دست داده‌ایم و برای شما متأسفیم و وظیفه کنونی ما آن است که شما را به خانه بازگردانیم.

وبگردی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی - با اینکه عوامل اطلاعاتی عربستان، پیش از آغاز عملیات بازداشت و قتل خاشقجی، دوربین‌های امنیتی را از کار انداختند، اما روز گذشته تصاویر زیر در شبکه‌های اجتماعی و همچنین برخی سایت‌های عربی مخالف رژیم سعودی منتشر شده است. هنوز مشخص نیست که این تصاویر، واقعاً مربوط به این جنایت است، یا اینکه آن را شبیه‌سازی و صحنه‌سازی کرده‌اند. و همینطور هیچ مرجع رسمی این تصاویر را تایید نکرده است.
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا!
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا! - پس از دیدار پرسپولیس و کاشیما، در اولین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی تغییرات محسوس و عجیبی نسبت به دیدار فینال آسیا دیده می‌شود.
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.