دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

چشم The Eye


چشم    The Eye
▪ کارگردان: دیوید مورو، زاویر پالود.
▪ فیلمنامه: سباستین گونیه رز بر اساس فیلمنامه جو جو یئوت-چون هی، اوکسید و دنی پنگ.
▪ موسیقی: مارکو بلترامی.
▪ مدیر فیلمبرداری: جف جور.
▪ تدوین: پاتریک لوسیه.
▪ طراح صحنه: جیمز اچ. اسپنسر.
▪ بازیگران: جسیکا آلبا[سیدنی ولز]، آلساندرو نیوولا[دکتر پل فاکنر]، پارکر پوزی[هین ولز]، راده سربدژیا[سایمون مک کولاگ]، فرناندو رومرو[آنا کریستینا مارتینز]، ریچل تیکوتین[رزا مارتینز]، اوبا بابتونده[دکتر هاسکینز].
▪ ٩٧ دقیقه.
▪ محصول ٢٠٠٨ آمریکا.
▪ ژانر: درام، ترسناک، مهیج.
سیدنی ویولنیستی جوان و با استعداد که از کودکی نابینا شده، شانس آنها را می یابد تا پس از عمل پیوند قرنیه چشم برای اولین بار دنیای اطراف خود را ببیند. در آغاز همه چیز محو و شبح گونه است، اما دکترها به او قول می دهند به زودی قدرت بینایی یک فرد عادی را به دست خواهد آورد.
ولی سیدنی که تاکنون به حس شنوایی خود متکی بوده، ابتدا شروع به شنیدن صداهایی هراس آور و سپس دیدن اشباحی خوف انگیز در اطراف خود می کند.
به نظر می رسد که سیدنی به شکلی ناخواسته قادر به دیدن اشباح شده و همین امر سبب ترس روزافزون وی می شود.
دیدن اشباح در مجتمع مسکونی و کابوس های مکرر باعث می شود تا سیدنی همه این حوادث را ناشی از پیوند چشم ارزیابی کرده و به جست و جوی صاحب قبلی چشم ها برآید. سیدنی به همراه دکترش راهی مکزیک می شود.
در آنجا با رزا مارتینز مادر آنا کریستینای متوفی روبرو شده و درمی یابد که دختر متوفی به جادوگر بودن شهرت داشته است. دلیل این امر اطلاع آنا کریستینا از حوادثی مرگبار پیش از وقوع شان بوده است. سیدنی پس از رویارویی با شبح آنا کریستینا به سوی آمریکا به راه می افتد.
اما با رسیدن به گذرگاه مرزی می فهمد کابوس هایی که تاکنون دیده در حال تحقق یافتن است و باید برای نجات مردم بیگناهی که در خطر مرگ قرار دارند، کاری بکند. کاری که بار دیگر به قیمت از دست دادن چشم هایش تمام خواهد شد...
● چرا باید دید؟
بازسازی فیلم ترسناک اینک کلاسیک برادران پنگ که گویا برای افزودن شباهت بیشتر توسط دو نفر کارگردانی شده است. آقایان دیوید مورو و زاویر پالود که یکی از یکی ناشناس ترند و جست و جو در منابع مکتوب و دنیای مجازی نیز چیز زیادی در اختیارمان نمی گذارد.
تنها ردپای موجود فیلم ترسناک دیگران/آنان[٢٠٠٦] است که در حد و اندازه سینمای فرانسه اثری قابل اعتنا و دیدنی بود و همین!
چشم به عنوان دست گرمی و ابراز وجود حضرات در هالیوود فیلم بدی نیست و در هفته اول نمایش خود ١٢ میلیون دلاری هم به جیب تهیه کننده اش سرازیر کرده است.
تنها نقطه ضعف فیلم سعی در آمریکایی کردن هر چه بیشتر داستان است که سبب شده تا همذات پنداری با شخصیت ها اندکی دشوار شود[سکانس پایانی فیلم: انفجار نفتکشی عظیم و در نتیجه کوری مجدد سیدنی که برای نجات مردم بیگناه خود را به خطر افکنده، نمونه بارز آن است].
پذیرش جسیکا آلبا نیز در نقش دختری کور شاید ابتدا سخت به نظر بیاید، اما باور کنید از انتخاب اول تهیه کننده-رنه زلوگر بسیار پذیرفتنی تر است و تمامی تلاش خود را برای بازی درست انجام می دهد. استعداد به هدر رفته فیلم پارکر پوزی است که از سینمای هال هارتلی به میان یک فیلم تجاری صرف پرتاب شده است.
چشم به عنوان یک بازسازی کاری متوسط است، مخصوصاً برای کسانی که نسخه اصلی و واقعاً هراس انگیز آن را دیده باشند.
هرچند فیلمنامه نسخه فعلی بسیار کوشیده تا جوهره فیلم اصلی را حفظ کند، اما میان وفاداری و خوش ساخت بودن فاصله بسیار است.
بعد از دیدن نسخه اصلی تماشاگر دوست داشت چشم به روی دنیا ببندد و با گوش خود پیرامونش را بشنود، اما نسخه فرانسویان مهاجر از روی دست برادران آسیایی قادر به القای چنین حالتی نیست و تنها تاثیر آن ایجاد حالت راضی به رضای خدا نزد افراد معلول است تا با نقص جسمی خود ساخته و گور بابای علم و پیشرفت دانش پزشکی- دست به ترکیب خلقت خود نزنند!!! امیدوارم شما جزو این تماشاگران نباشید!!!

امیر عزتی

منبع : موج نو

مطالب مرتبط

خیال به جای حقیقت


خیال به جای حقیقت
● در باره فیلم «بابی»
در «بابی» كه در بیست و پنجمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر در تهران به نمایش در آمده، امیلیو استروز در مقام سناریست و كارگردان به تشریح زندگی و ترور رابرت اف كندی پرداخته اما راه هایی كه برای این امر برگزیده، غیر عادی است و فیلم او به جای نشان دادن برخی حقایق تلخ، گاه جریان سازی به سود این جناح و آن جناح سیاسی را در آمریكا نشان می دهد.
رابرت اف. كندی برادر جان اف كندی بود و مانند وی ترور و كشته شد، اگر «جان» در مقام رئیس جمهوری آمریكا در سال ۱۹۶۳ در جریان یك ترور در شهر دالاس و احتمالاً به دست كسانی كه مخالف با پایان زودهنگام جنگ ویتنام به قصد فروش هرچه بیشتر زراد خانه های خود بودند، از صحنه خارج شد، رابرت نیز توسط جریان هایی ترور شد كه او را صاحب ایده هایی مانند افكار برادرش می دانستند. حزب دموكرات آمریكا در این باره، پیاپی تحلیل هایی را در ۳۷ ، ۳۸ سال اخیر به دست داده اما هنوز این را روشن نساخته كه چرا جنگ قدرت در داخل آمریكا را بارها و به راحتی به جمهوری خواهان تندرو باخته و به چه سبب خاندان كندی هیچ گاه نتوانسته است همه قاطبه مردم را با خود همسو سازد.
در یك آمریكای بدون اصول اخلاقی و سرشار از نیرنگ های سیاسی و تزویر های حكومتی، دو ترور نسبتاً مشابه به فاصله ۵ سال نمی تواند تعجبی را برانگیزد و آن چه بیشتر حیرت آور است، ابزار و وسایلی است كه امیلیو استروز در مقام توصیف كننده ترور دوم (را برت اف كندی) در اختیار گرفته و به جای نشان دادن كجروی های خانواده كندی، سعی در تشریح محیط زندگی رابرت و ترسیم اطرافیان او داشته تا بدین گونه سال ۱۹۶۸ را، سالی كه ترور مورد بحث در آن واقع شد، برای بینندگان ترسیم كند و وی را تا حدی مبرا از خطاها جلوه دهد.
او می توانست یك بازیگر قوی و مشابه را برای ایفای رل كندی انتخاب كند و حركات سیاسی او و حتی آن لهجه تندی را كه متعلق به منطقه نیوانگلند بود، به ترسیم و به صحنه حیات بكشاند. اما او به جای آن ما را به هتل آمباسادور شهر لس آنجلس در روز ۴ ژوئن ،۱۹۶۸ یعنی روز وقوع ترور منتقل كرده و آن جا ۲۲ چهره خیالی و شخصیت غیر حقیقی را كه مثلاً مشتری ها و ساكنان هتل در روز وقوع آن اتفاق بوده اند خلق كرده و سعی داشته در حركات و صحبت های این شخصیت ها را برت كندی و ترور او را فراروی بیننده ها بگذارد و بدیهی است كه فیلم حاصله نه «كندی صرف» بلكه تصورات و برداشت های موجود از وی باشد كه در این میان تصورات و نوع دیدگاه اغلب مثبت خود استروز از رابرت كندی سهم و جای مهم و زیادی را به خود اختصاص می دهد.
این چنین است كه «بابی» به جای این كه ترسیم درست یك واقعه پر سر و صدا در تاریخ سیاسی سراسر مخدوش و پر ایراد و فریب آمریكا باشد، یك تریبون شخصی برای استروز جهت بیان دیدگاه ها یش و جایگاهی برای پرواز تصورات او پیرامون این موضوع است. تصوراتی كه لزوماً ارتباط مستمر و ملموس با حقایق زندگی مسأله دار خاندان كندی و وابستگان آنها ندارند.
را برت اف كندی در تاریخ مورد بحث به كالیفرنیا آمده بود، زیرا در انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری آمریكا در آن ایالت در جمع دموكرات ها به پیروزی رسیده بود.
او پشت میز خطابه اش در هتل آمباسا دور رفت تا نطق پیروزی اش را ادا كند و هوادارانش مطمئن بودند كه او سركرده حزب جمهوری خواه را هم در انتخابات نهایی شكست داده و مثل برادرش رئیس جمهوری خواهد شد. دقایقی بعد او ترور و آرزوهای فوق محو و ماجرا تمام و رابرت به همان جا واصل شد كه برادر بزرگترش ۵ سال پیش تر در شهر دالاس فرستاده شده بود و قدرت به دست جمهوری خواهان (ریچارد نیكسون) رسید.
استروز كه كارش را در سینما با بازیگری از اواخر دهه ۱۹۸۰ شروع كرد و در اوایل دهه ۱۹۹۰ با بازی در وسترن های ۳ گانه «تفنگداران جوان» مشهور شد و پسر مارتین شین و برادر چارلی شین بازیگران مطرح سینما است، كوشیده در «بابی» از طریق تلاقی و گفت وگوهای ۲۲ میهمان خیالی هتل آمباسادور در روز ترور كندی، وی را برای بینندگان ترسیم كند و ۳۹ سال پس از آن واقعه كه خاندان كندی را در صحنه سیاست آمریكا از همیشه ترسو تر و حاشیه نشین تر كرد، این ابزار كامل و رویكرد عاقلانه ای نشان نمی دهد و فاكتور «خیال» را آشكارا بر «حقیقت» چربش می دهد.
شاید هم استروز اجباراً و روی مصلحت جویی اش این كار را كرده باشد زیرا اگر به جای گذاشتن حرف خودش و ایده نظریه پردازان سیاسی آمریكا در دهان ۲۲ مسافر حاضر در هتل آمباسادور آنها را به صراحت و در قالب بیانیه های سیاسی تند و آتشین مطرح می كرد، برای خودش و دیگر سازندگان «بابی» تولید درد سر كرد و نخستین شاكی ماجرا، حزب جمهوری خواه بود كه هرگز نتوانسته و امروز هم نمی تواند خودش را از اتهام مشاركت در قتل كندی ها مصون و دور نگه دارد و اكنون نیز یكی از آنها (بوش) در كاخ به اصطلاح سفید مصدر قدرت است.
اگر این وجه سیاسی معیوب را از محاسبات خود در صدور رأی درباره میزان توفیق یا ناكامی «بابی» موقتاً خارج كنیم، باید متذكر شویم امیلیو استروز نسبت به سینما دوست و سینماگر اولیه ای كه ۱۷ ، ۱۸ سال پیش برای نخستین بار كشف و رؤیت شد، ترقی قابل ملاحظه ای داشته و پاگذاشتن به سن از او كسی را ساخته است كه اصول كار فیلمسازی و رؤیاسازی های (ولوكاذب) را نیك می شناسد. او در سال ۱۹۹۰ و در حالی كه هنوز بسیار جوان بود، فیلم «مردان مشغول كارند» را ساخت كه رؤیا ها و حیطه كوچكتری را هدف گرفت و هدفش در آن فیلم نشان دادن سامانه جمع آوری زباله در آمریكا بود!
۱۷ سال پس از آن تلاش عجیب نخستین، «بابی» او یك كوشش گسترده ولو ناخود آگاه برای پرده برداشتن از فساد فزاینده سیاسی در آمریكا است، شاید استروز روی احساسات كودكانه باقی مانده در وی، در این فیلم جهت گیری هایی هم به نفع یكی از جناح ها داشته باشد. اما نتوانسته است اصل ماجرا را به تصویر نكشد و آن اصل، آمیخته بودن دور و بر سیاستمداران آمریكا و تمام فلسفه وجودی شان با تزویر و عوام فریبی است.
استروز به ما می گوید اگر هم كسی بخواهد خلاف این جهت شنا كند، حذف خواهد شد اما جزئیات فیلم او كه مهمتر از ایده های شخصی وی هستند، می گویند كه رابرت كندی هم جزو عضوی از همان شناكنندگان و بخشی از همان جریان فاسد بوده است. تعدد شخصیت ها در «بابی» در نگاه نخست سبب جذاب تر شدن قصه اما در یك نگاه ثانوی واقع بینانه تر، باعث و بانی گنگ و مبهم شدن تصویر كلی ماجرا است و این مسأله به ضرر فیلم كار می كند. این همه شخصیت و حرف ها و خواست های متفاوت شان و لو در محیط یك هتل بزرگ نمی گنجد و حواس ها را پرت می كند و وقتی قرار نیست فیلم بیش از ۱۱۲ دقیقه باشد، معلوم است كه بها و قیمتی كه در برخی سكانس های خود برای این سیاست می پردازد، درجه دوم شدن واقعه اصلی (ترور كندی) است.
پیشتر هم گفتیم كه استروز هیچ بازیگری را برای ایفای رل رابرت اف كندی انتخاب نكرده و به جای آن در خلال فیلم و قصه مورد نظرش بارها فیلم های مستند و حقیقی موجود در باره وی را پخش می كند و ما او را پشت میز خطابه و یا ورود و خروج از این شهر و آن شهر و در اوج فعالیت های انتخاباتی و در ماه های پیش از مرگش می بینیم.
تعدد شخصیت ها و آدم های حاضر در هتل در روز ترور موجب می شود نتوانید هیچ برداشت و اطلاعات كاملی را در باره آنها كسب كنید و از این طریق بیشتر بر فیلم سوار شوید. مسافران در حال آمدن یا رفتن اند و یا اگر هم در هتل مانده اند، استروز وقت ندارد شما را در مقام بیننده به حد لازم با آنها همراه و همسو ما زد. وقتی هم كه تیر اندازی ها منجر به ترور كندی حادث می شود، در عمل برای بیننده مهم نیست كه آیا مسافران فوق زنده می مانند و یا زخمی به آنها هم وارد می شود.
از جمع بازیگران ایفا كننده نقش مسافران هتل می توان به لیندسی لوهان، الیجاوود، ویلیام اچ میسی، هلن هانت و البته مارتین شین پدر امیلیو استروز اشاره كرد و لری فیش برن سر آشپز هتل و دمی مور هنرمند و خواننده مستقر در هتل هستند. اگر استروز نیمی از این تعداد را حذف و هتل را قدری خلوت و ایده آل های سیاسی ناملموس خود را كنترل و سركوب می كرد، «بابی» بهتر از اینها می شد، زیرا اگر تنها دیدگاه سیاسی را مبنای رایزنی و صدور حكم در باره این فیلم قرار دهیم، «بابی» اثر صحیح و خوبی نیست و قصد راست گویی را هم ندارد و از یك واقعه سر راست سیاسی، یك اثر مبهم اجتماعی به جا گذاشته است.

از بزرگسالی استعفا می‌دهم می‌خواهم به نیروی لبخند و به باران ایمان بیاورم
▪ من می‌خواهم رسما از بزرگسالی استعفا ‌دهم و مسوولیت‌های یک کودک هشت ساله را قبول کنم ▪ می‌خواهم به یک ساندویچ‌فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است ▪ می‌خواهم …
وبگردی
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور !
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور ! - دولت - معاون رئیس‌جمهور با بیان اینکه نوسان قیمت ارز کلا آزار دهنده است، گفت: افزایش قیمت ارز به لحاظ محاسبه عددی هزینه تمام‌شده سفر به خارج از کشور را افزایش می‌دهد.
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه - برخی از خانواده‌های مسافران هواپیمای تهران - یاسوج که صبح یکشنبه (۲۹ بهمن) در ارتفاعات سقوط کرد، در حوالی مناطق احتمالی وقوع حادثه حضور یافته‌اند تا از نزدیک در جریان عملیات جست‌وجوی لاشه هواپیما قرار بگیرند. نیروهای حاضر در محل نیز برای آنها توضیح می‌دهند که چرا کار این عملیات با دشواری‌هایی مواجه است.
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید از اسنادی رونمایی کرد که نشان می دهد، فرودگاه یاسوج علیرغم تکذیب مسئولان، رادار و تجهیزات کافی برای فرود امن هواپیماها ندارد. گفته می شود یکی از دلایل دخیل در سقوط هواپیمای تهران - یاسوج فعال نبودن رادار فرودگاه یاسوج بوده است.
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی