دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

یاداشتی بر وردی که بره ها می خوانند


یاداشتی بر  وردی که بره ها می خوانند
« ادواردِ دست قیچی »
نگاهی به : وردی که بره ها می خوانند
رضا قاسمی
انتشارات خاوران پاریس
« من در خاک انگلیس به دنیا آمدم؛ در بیمارستان مسیحی‌ها. حالا اسمش شده است «عیسی‌بن مریم». نافِ مرا انگلیسی‌ها بریده‌اند. این نخستین تکه‌ای بود که از تنم جدا کردند من پیش از آنکه مسلمان بشوم مسیحی بودم. بعد، در یک صبح سرد دی ماه، پدر در گوش راست‌ام اذان گفت و اسم این گوش را گذاشت رضا. در گوش چپ‌ام اقامه گفت و اسم این گوش را گذاشت سیاوش تا من برای ابد سرگردان شوم میان سه رأس مثلث که یکی‌ش نافِ من است و دو رأسِ دیگرش گوش‌های راست و چپ‌ام. برای همین است که هی درونِ من آشوب می‌شود و گیج می‌خورم میان اصواتی که از سه سو می‌آیند و گردباد می‌شوند درست وسطِ سینه‌.۱۳»
فکر می کنم هم چیز با سئوال آغاز می شود همه چیز از تاریکی می آید . از نقطه صفر یا حد اقل از یک حیرت بی پایان .نوشته من هم با چنین چیزی آغاز می شود با یک سئوال کاملا شخصی و شیطنت آمیز . چطورمی شود از تن یک درخت توت قدیمی صدای هیز نوازنده کهنه کار ی که پی غزال گریزپا، بال بال می زند صدای «جیگرتو...» بیرون کشید ؟.« یک وقتی، از کنار هر درختی عبور می‌کردم، اگر توت بود، می‌گشتم پی صداهایی که زندانی‌اند توی درخت.۳۸»
سئوال سختی است شاید باید کمی از تفاوت های تعزیه و روحوضی دانست کمی هم به لرزش اروتیکی و خاصی که در آخر این جمله می پیچد توجه کرد و بعد هم از یک اقتصاد پیچیده و توضیح ناپذیری مثل بازار عشوه و غمزه گفت. آیا منطق قدرت در یک حرمسرا منطق سرراست و عادلانه ای است یا باید نقشه ها را رها کرد و دنبال روابط و الگو های زیرمیزی گشت. در نهایت این جا تنها چیزی که نیست حرف از منطق روراست و شفاف است . و طبیعی است که در این فضا همه راها از مسیر کج می گذرند.
« یک پای ام در علم بود و پای دیگرم در اسطوره. ۱۹»
فوکو درتولد زندان بعد از این که یک فصل تمام، تعذیب جزء به جزء و رعب آور یک محکوم به مرگ را شرح می دهد، می نویسد:«مرگ - تعذیب هنر نگهداری زندگی در درد است، آن هم از طریق تقسیم زندگی به «مرگ هزار باره» و رساندن به « شدیدترین جان کندن» پیش از آنکه زندگی به پایان رسد. ودر جای دیگر او اشاره به قانونی می کند که طبق آن تعذیب باید بر قربانی اش نشانه گذاری می کرد.»
این نشانه گذاری را می توان در جاهای دیگری هم جستجو کرد در ختنه پسران و یا سوراخ کردن گوش دختران هرس کردن یک نهال یا جایی مثل ارایشگاه .
همان طور که لوی استورس با بررسی نقشهای که قبایل بدوی بر چهره می کشیدند به حقیقت این اقدامات راه یافته بود و آن را دلالتی بر انسان بودن و به نوعی تزریق فرهنگ بر چهره خام جهان می پنداشت.
پس تجلی فرهنگ بر طبیعت همواره بر حذف یا تحریم استوار است که در پی ایجاد یک تغییر یا نشانه بر قامتی است که از نظر فرهنگی دچار نقص یا خروج از حدود شده است. این پیوند طبیعت با فر هنگ بهترین نمود خود را در آیین های دادرسی، جنسیت و پیدایش کلینیک باز می شناسد که فوکو با نگاهی عمیق به کشف پیوند های این امر یعنی امر فرهنگی و رابطه آن با قدر ت، در سه گانه معروف خود می پردازد.
می دانیم که در آیین دادرسی کلاسیک، شکنجه ابزار خطرناکی ست برای رسیدن به حقیقت و شناخت .تجلی این باور در واکاوی کالبد اعداد تبدیل می شود به عددی مثل ۴۰ که راوی رمان از طریق دیالکتیکی کاملا دورنی با آن همچون خطوطی که با تازیانه بر پیکرعریان می افتند یا خطوط روز شمار یک حبس جانکاه که لجوجانه بر دیواری نمور نقش می بندند قصد رسیدن به آن سه تار جادویی را در سر پرورانده است.
آیا تمهیدی در کار است ؟
« کل ادبیات نوعی پالایش است ، یعنی تلاشی است که نویسنده برای دور انداختن آنچه که بیگانه و «آلوده» به نظر می رسد انجام می دهد.کتاب مقدس که سرشار از رسوم تهذیب نفس است نمونه ای بارز از این مدعاست» اگر این سخن کریستوا را در راستای همان حقیقت درد آلود و کلاسیک که همواره از مجرای تنگ شکنجه می گذرد عبور دهیم و کمی حقیقت را به زیباشناسی برده و آنرا با کیفیت و عنصر مطلوب و صفت های تفضیلی مترادف کنیم به نتایج مشابهی از کشف یک مازوخیسم پنهان در نفس کنش نوشتن دست خواهیم یافت و به شکل پنهانی ادبیات را در سمتی خواهیم یافت که فرهنگ را با پیوندی پیچیده به طبیعت متصل می کند.
نیازی به آوردن مثالی از متن رمان نمی بینم تا این باور را که به گونه ای بر همان اعتقاد «گنج بدون رنج» استوار است چهره ای سخت کوشانه بدهم .
ولی چرا عنصر مطلوب همواره چیزی حذف و یا بهتر بگویم پیرایش شده است؟
آیا پیوند فن با بریدن ناف که توسط یک پزشک انگلیسی (دریکی از بیمارستانهای اصفهان ) صورت گرفته را می توان با این باور که تکنیک، همواره برای ما ایرانی ها چیزی وارداتی است پیوند داد؟ معجون عجیبی است این ایرانی که در گوش راستش چیزی از سنت و باور پدر خوانده شده و در گوش چپ از مفاهیم باستانی وطنش ، او یک محصول مختلط از دیالوگ آشکار و پنهان شکسپیر، فردوسی ، محمد و مسیح است که در پی نوشت ها بروز کرده اند.
کودکی راوی به شهر ی باز می گردد که می توان در آن نمونه ای مینیاتوریزه شده از کل جامعه ایرانی را دید. ماهشهر مورد توصیف هولگرام و یا بهتر است بگویم جهانی کوچک شده از آنچه در جامعه آن زمان دیده ایم در خود دارد. خشونت های تابع قانون جنگل، برخورد مدرنیسم وارداتی که از طریق کالا های شیک و فیلم های تنها سینمای موجود، همچون یک افیون موثر زیر پوست پر التهاب شهر تزریق می شوند و جدال همیشه گی طبقات که در فاصله گذاری دائمی لین های کارگری ، کارمندی و خارجی ها عینیت می یابند. در این میان فردیت که اصلی ترین مسئله رمان است بروز می کند. فردیت همان عنصری است که راوی را ازجمعه ،ش،‌س، دکتر پانتیه و تمام پیرامونش جدا کرده و با تاکید بر حذف ها تولید شده است.« پاریس هم شده بود قبرستان؛ نقشه‌ای که انگار یکی تیغ برداشته بود و همینطور تکه‌تکه از جغرافیایش بریده بود تا فقط همین تکه‌ای بماند که چاردیواری آپارتمانم بود. نقطه به نقطه‌ی شهر، هر جا که ردی از او بود، به من می‌گفت که او رفته است برای ابد؛ که این تکه‌ها برای ابد حذف شده‌اند از نقشه‌ی شهر.»
فانتزی رسیدن به آن سه تار جادویی هم از جمله مسائل اصلی در ارتباط با فردیت و خاص بودگی "وردی که بره ها می خوانند" است . می دانیم که در فانتزی همیشه با یک شرط سازنده مواجهیم و به گونه ای این قانون که می گوید : «تحقق خیال همواره منوط به یک شرط است» در این مورد یعنی بروز عددی مثل ۴۰ هم صادق است.سوق دادن رمان به سمت فردیت همواره از گذرگاه فانتزی های شخصی می گذرد که با کدهای مخصوص، یک قلمرو خاص راتولید می کنند که از گذر گاه ها و میمزی های زیادی می گذرد که تابوهای عمومی فقط بخشی از آن را تشکیل داده اند . بله. سخت است از دست دادن رویاها.
از این ها که بگذریم زبان قاسمی لحنی تلخ و سوگوار انه دارد که بر چیزی از دست رفته دلالت دارد می دانیم که افسردگی یک سوگواری برای ابژه ی درونی از دست رفته است، سوگواری که با تردید و خصومت نمود یافته است. صحنه هایی که مربوط به جمعه می شوند از این خصومت نا خود اگاه پرده بر می داردند.گویی راوی خود نیز به شکل نا خود آگاهی قصد انتقام گیری از خود را دارد . او که «ش» و «س» را از دست داده و تمام عمر از دست وظایف زناشویی به سمت یک چهار دیواری به اندازه یک حمام گریخته، بهترین چیز برای تراشیدن و دور ریختن را تنها همان چیزی که در دست دارد می یابد.« رنده را وارانه ببند توی گیره. چوب را به رنده بکش! ۱۲ »

فرهاد اکبرزاده

منبع : آتی بان

مطالب مرتبط

نمایش ها در صحنه کاغذی


نمایش ها در صحنه کاغذی
گرد آوری و استفاده از كتاب در ایران، عمری فراتر از یك هزاره دارد. گویی از زمانی كه ابوالفرج اصفهانی (۲۸۴-۳۵۶ه. ق) كتاب خود را در تیراژ ۲۰ نسخه منتشر كرد، همواره علاقه به استفاده از كتاب در منازل وتصور وجود كتابخانه در اذهان ایرانیان شكل گرفت.
یكی، دو دهه بعد از گردآوری چنین كتابی هم، شاعران بزرگی از جمله ابوالحسن شهید بلخی و رودكی سمرقندی ظهور كردند و طبع لطیف و سخنان زیبای آنان، ضرورت چاپ و ماندگاری اشعارشان را به وجود آورد. با این حال با ظهور شاعر مطرحی همچون فردوسی، چاپ و استفاده از كتاب وارد مرحله دیگری شد.
زیرا مردم به دلیل ساختار روایی و محتوای داستانی شاهنامه به حفظ و زمزمه این كتاب می پرداختند. شاید ناخودآگاه تاریخ مردم ایران در تعامل با پدیده كتاب ارتباط تنگاتنگی با ظهور فردوسی و شاهكار او (شاهنامه) دارد. با این حال قرن ها از آن تاریخ می گذرد و با بررسی تعداد كتاب های چاپ شده در دهه های اخیر، همواره بحث استفاده از كتاب قابل تأمل است. جهش چاپ كتاب در سال و رقم ۳۰ هزار عنوان در دهه ۸۰ نسبت به ۱۵ هزار عنوان در دهه ۷۰ جای بحث دارد. اما استفاده و خرید كتاب، بیش از هر چیزی به عواملی از جمله نیاز مخاطبان، كاربردی بودن كتاب ها و دلایلی فراتر از مطالعه صرف بستگی دارد. به تعبیری مخاطب كتاب امروز بادید كاربردی به كتاب نگاه می كند. برای نمونه یك دانشجو به علت نیاز درسی خود كتاب می خرد. زیرا از طریق كتاب، تحقیقات، داده ها و مطالب كمك درسی را كسب می كند و در نتیجه واحدهای درسی را راحت تر پاس خواهد كرد و برای مقاطع بالاتر خیز بر می دارد.
در این میان بحث كتاب های تئاتر با طرح این مسأله، ارتباطی زنده و ارگانیك دارد. زیرا از یك سو استادان و دانشجویان رشته های نمایشی از كمبود نمایشنامه ها، كتاب های منبع، آثار آموزشی و پژوهشی و كتاب های تئوریك گله دارند و از سوی دیگر كتاب هایی كه ناشران عرضه می كنند، از جانب دانشجویان خریداری شده و مورد استفاده درسی و كاری قرار می گیرد. در حالی كه اكثر ناشران ایران از چاپ كتاب های تئاتر رویگردان هستند. بنابراین، تعداد ناشرانی كه به چاپ آثار تئاتری می پردازند، انگشت شمار است.
البته چاپ نمایشنامه و تحقیقات دانشگاهی داخلی اهمیت خاصی دارد. اما بحث ما بیشتر به تولید كتاب های منبع و تئوریك بر می گردد، كتاب هایی كه در هنر تئاتر جنبه كاربردی دارند و سطح كیفی تئاتر را در ایران بالا می برند. این كتاب ها اغلب ترجمه هستند و داده ها و نظریه های علمی دانشگاه های جهانی را ارائه می دهند؛ توجه به چنین كتاب هایی هم بیش از دیگر ناشران، از سوی نشر قطره با برنامه ریزی دكتر قطب الدین صادقی، نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشكده های تئاتری در تهران انجام می شود. طوری كه ۱۰۰ جلد كتاب منبع در زمینه های كارگردانی، نمایشنامه نویسی، دكور، صحنه، نورپردازی، نمایش رادیویی، فن گریم و... به فارسی ترجمه و با استقبال دانشجویان و افراد حرفه ای تئاتر روبرو شد، اما به راستی با وجود ابراز نظرهای متفاوتی كه استادان و دانشجویان درباره فقر نشر در حوزه تئاتر دارند، چه عاملی باعث استقبال مخاطب از چنین كتاب هایی است.
گفتمان دانشجویان امروز با كتاب های كاربردی دانشجویان و دانش آموختگان امروزین تئاتر نسبت به كتاب های تئوریك و كاربردی دانشگاهی تئاتر واكنش های متفاوتی دارند. این واكنش ها در هر صورت نشانگر دغدغه فردی و حرفه ای آنها نسبت به هنر تئاتر و آینده هنری خودشان است.
مهرداد بهرام، دانشجوی سینما و تئاتر است. وی كه همزمان با تحصیل در دانشگاه دغدغه كار عملی نیز دارد، در سال ۸۴ نمایش «رضا موتوری» و نمایش «با خشم به گذشته بنگر» را در فرهنگسرای نیاوران به صحنه برده و در سال ۸۵ نیز نمایش «مرگ دانتون» را در فرهنگسرای هنر اجرا كرده است. این دانشجو و كارگردان جوان نسل نو درباره كتاب های مرجع و تئوریك دانشگاهی می گوید: تئاتر در واقع یك هنر وارداتی است و ما به ناچار برای شناخت عناصر مختلف آن احتیاج به منابع زیادی داریم. همچنین در سیستم دانشجویی باید بحث تئوری مطرح تر باشد تا پس از آن وارد عمل شویم. می توان این كتاب ها را منبع مناسبی برای فعالیت های تئاتر دانشجویی دانست، به شرط آن كه از این منابع در زمان احتیاج استفاده شود، نه اینكه آنها را فقط به عنوان یك دانش در ذهن مدفون كرد.
اما آنچه كمی آزاردهنده و شاید عجیب باشد، تیراژ این كتاب هاست كه به هزار و در نهایت به ۳ هزار نسخه می رسد، در صورتی كه در هر سال هشت هزار دانشجوی تئاتری، در سیستم دانشگاهی كشور پذیرفته می شوند، مثلاً تیراژ كتاب «من نمایشنامه خوانی» نوشته «دیوید بال» و ترجمه دكتر «محمود كریمی حكاك» كه در واقع یكی از منابع بسیار لازم برای دانشجویان جدیدالورود است، دو هزار نسخه بود. كاش بتوانیم این ایراد را از فرهنگمان حذف كنیم!!»
اصولاً تئوری به عنوان یك عامل فرامتنی در بسیاری از رشته های هنر و علوم، مطرح است. حتی بعضی از اندیشمندان، زبان شناسان و منتقدان درورای تكنیك، كتاب هایی درباره فلسفه هنرهای گوناگون تدوین كرده اند. این كتاب ها اگر چه برای دانشجویان و هنرجویان به لحاظ جنبه عملی چندان كارایی ندارد، اما بیشتر برای آمادگی ذهنی و بار فكری دانشجویان در تعامل با كار عملی سودمند است.
بعضی از دانشجویان ضرورت چاپ چنین كتاب هایی را در دوره معاصر چندان كاربردی نمی دانند.
مهرنوش دارا دانشجوی تئاتر كه همزمان با تحصیل به كار بازیگری می پردازد، در این باره می گوید: «تئاتر دانشجویی كارگاهی به كتاب هایی نیاز دارد كه كاربرد عملی آنها بیشتر است، نه كتاب هایی كه صرفاً تعاریف و تئوری هستند. ما درباره مكاتب هنری تعاریف زیادی شنیده ایم. بنابراین شاید بهتر است كه تولیدات كتاب كاربردی را بالا ببریم. به عنوان مثال كتابی مانند «كار هنرپیشه روی خود» نوشته استانیسلاوسكی هم وجود دارد كه هم موارد تئوری را معرفی می كند و هم كاربردهای عملی و فن هنرپیشگی را. شاید چنین كتاب هایی از نیازهای اساسی در تئاتر دانشجویی كارگاهی ما است.»
اما سعیده دلیریان، دانش آموخته تئاتر و گرافیك نظر دیگری دارد. او كه در حوزه تئاتر در دو شاخه بازیگری و گریم فعالیت می كند، درباره كتاب های تئاتری می گوید: «به نظر من كتاب های موجود در بازار، آثار مفید و مؤثری نیستند و از آثار قدیمی دنیا هستند. من بیشتر به دستاورد عملی اعتقاد دارم و كار عملی را سودمندتر از مطالعه كتاب ها می دانم. برای این گفته خود مثالی می آورم. برای نمونه، كتاب «تئاتر تجربی» با ترجمه گنگ و نامفهومی كه دارد، به جای آموزش، آدم را سردرگم می كند. اگر بخواهم به كتاب های كاربردی مفید و نقش آن در تجربه كاری ام اشاره كنم، كتاب «بازیگر و بدنش» را مثال می زنم. این كتاب با ترجمه «ناصر آقایی» به فارسی برگردانده شده است.»
ساسان پارسی، فارغ التحصیل كانون تئاتر سمندریان در سال ۱۳۷۶ نیز می گوید: «شما فرض كنید دانشجویی هستید كه در رشته تئاتر تحصیل می كنید و برای پژوهش، تحقیق، پایان نامه، فراگیری بهتر یا به هردلیل دیگری به كتاب های تئاتری نیازپیدا می كنید. كتاب های روز تئاتر جهان را در هیچ كجا نخواهید یافت. چه در بازار و چه در كتابخانه ها. این كتاب ها، به ندرت به فارسی برگردانده شده اند.
از سوی دیگر فرض كنید بازیگر، كارگردان یا ... هستید و برای پروژه ای خاص نیازمند پژوهش بیشتری هستید. باز هم همان مشكل. از كتاب های روز بگذریم. نمونه ای دیگر بیاوریم. تعداد ۴ اثر از آثار ایبسن، را چند سال است اصغر رستگار ترجمه كرده و در انتظار چاپ و نشر به سر می برد. این انتظار تا امروز سه یا چهار سال طول كشیده است!!
وی كه تئاترهای «قصه شهر سنگستان»، «غروب در دیاری غریب» و «گابریل بوركمن» را كارگردانی كرده و در تئاترهای «ریچارد سوم»، «دختر گلفروش»، «مونتسراو» به عنوان بازیگر حضور داشته می افزاید: «در زمینه های غیرترجمه نیز هرچند سال یكبار شاید شاهد چاپ و نشر كتابی شایسته هستیم. مگر چند كتاب قابل و كامل در زمینه نمایش های ایرانی وجود دارد؟
البته در این میان تلاش های مراكزی همچون نشر تجربه را نباید نادیده انگاشت. كتاب های ادبیات نمایشی و داستانی كه شاید از كیفیت بسیار بالایی برخوردار نبود، اما قیمت پایین آنها، قدرت خرید دانشجویان و حتی اهالی تئاتر را افزایش می داد. یا پروژه دیگری كه دكتر قطب الدین صادقی برای ترجمه یكصد جلد از كتاب های روز جهان آغاز كرده كه به یقین تأثیر بسزایی در آشنایی هنرمندان و هنرجویان ایرانی با هنر روز تئاتر جهان خواهد داشت.»
● پشت ویترین ناشران
متأسفانه به غیر از چهار، پنج ناشری كه ذكر شد، اغلب ناشران چندان روی خوشی به كتاب های تئاتری نشان نمی دهند. بسیاری از ناشران، هنوز، شاخه فعالیت های تئاتری را در مناسبات و سیاستگذاری های خود فعال نكرده اند. البته بعضی از آنها به سراغ چهره های مشهور حوزه نمایش در ایران و جهان می روند و با استقبال مردم روبرو می شوند. شاید چنین تعاملی هم به نوعی آشتی دادن مخاطب با كتاب های حوزه تئاتر است. كاوه كیاییان مدیر فروش نشر چشمه در این باره می گوید: «ما دو نمایشنامه از نویسندگان مشهوری از جمله «ناظم حكمت» و «فدریكو گارسیا لوركا» را چاپ كردیم، كه با استقبال بسیار خوب مخاطبان روبرو شد و حتی چاپ دوم نمایشنامه «لوركا» هم تمام شد.»
وی درباره پدید مخاطب و طیف استقبال كنندگان از كتاب ها می افزاید: «مخاطبان این كتاب ها فقط تئاتری ها نیستند، بلكه طیف گسترده ای از جامعه كتابخوان را دربر می گیرند. شاید نمایشنامه مشتری خاص خودش را داشته باشد، اما به نظر من كسانی كه مخاطب رمان های مشهور هستند، حتماً نمایشنامه های افراد معروفی از جمله «ناظم حكمت» یا «لوركا» را هم مطالعه می كنند.»
بروجردی، مدیر روابط عمومی و فروش نشر سحر نیز در این باره به افراد مشهور ایرانی اشاره می كند. او می گوید: «اگرچه تولیدات ترجمه، بیشتر فروش دارد اما آثار نمایشنامه نویسان مشهور ایرانی از جمله «اكبر رادی»، «بهرام بیضایی»، «منصور خلج» و ... از سوی مخاطبان با استقبال روبرو می شود. دركل ما باید توجه داشته باشیم كه تئاتر هم مثل بسیاری از هنرهای دیگر، پدیده خاصی است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۵ نفر به چنین مقوله هایی علاقه دارند.»
وی درباره مخاطبان كتاب های تئاتر می افزاید: «نباید مخاطبان كتاب های تئاتر را به دانشجویان و بازیگران محدود كرد. من با تقسیم بندی عام و خاصی در رابطه با كتاب های تئاتر موافق نیستم. شاید یك نفر در مدرسه و دوران دانش آموزی تئاتری را دیده و حالا با همین خاطره، كتاب تئاتر بخرد. بنابراین درباره مخاطبان كتاب های تئاتری اصطلاح «طبقه متوسط جامعه» را به كار می برم و آنان را از خریداران اصلی این آثار می دانم. با این حال بسیاری از ناشران به چاپ كتاب های تئاتری نمی پردازند، یا دوباره نشر تئاتر، ابراز تمایلی نمی كند. نشر تئاتر در كشورمان به دو صورت خصوصی و دولتی وجود دارد. این دو بخش هم دو رویكرد كاملاً متفاوت نسبت به چاپ آثار تئاتری دارند. «مهرداد رایانی مخصوص» مدیر انتشارات نمایشی است كه تنها نشر دولتی ایران در حوزه تئاتر به شمار می رود. وی تفاوت نشر خصوصی و دولتی را در «انگیزه» می داند و عامل «حمایت» را از ویژگی های نشردولتی و عامل «فروش» و «جذب مخاطب» را از خصوصیات نشر خصوصی ذكر می كند. رایانی مخصوص درباره عملكرد نشر نمایشی می گوید: «انتشارات نمایشی تاكنون ۲۴۴ كتاب در زمینه تئاتر چاپ كرده است. من حدود یك سال و نیم است كه به انتشارات نمایشی آمده ام و در این مدت سعی شده ۵ كتاب برای جشنواره عروسكی، ۲ كتاب به مناسبت جشنواره كودك، ۶ كتاب به انگیزه تئاتر رضوی و ۸ كتاب برای جشنواره فجر امسال چاپ و آماده انتشار شود.»
وی در ادامه به بحث مخاطب كتاب های تئاتر می پردازد و می افزاید: «حقیقت این است كه بچه های تئاتر، كمتر برای كتاب هزینه می كنند. چون دوست دارند كه كتاب به آنها هدیه شود. هدف انتشارات نمایشی هم همین است یعنی انگیزه اصلی ما از چاپ كتاب، جنبه حمایتی دارد. اصولاً نشر تئاتر چندان وضعیت خوبی ندارد و تیراژهای ۲ یا ۳ هزار نسخه به طور كامل فروش نمی رود. البته در این میان كتاب هایی هم وجود دارند كه از آنها استقبال می شود. مثلاً كتاب «نمایشی جهت» كه به چاپ سوم رسیده است یا این كه چاپ اول كتاب «كارگردان های تئاتر چه می گویند» به پایان رسیده است.اما هدف ما به فروش كتاب بر نمی گردد، شاید نخستین چیزی كه به ذهن ناشر خصوصی می رسد، فروش كتاب است. اما برای نمونه ما كتاب «تعزیه خوانی» اثر صادق همایونی را چاپ كرده ایم. شاید هر كسی توان خرید این كتاب را نداشته باشد.اما هدف ما این بوده كه یك یارانه بدهیم و چنین آثار ارزشمندی ثبت و ماندگار شوند.»
... شاید یك حركت؟وقتی بحث یك پروژه نشر مطرح می شود، خود به خود ذهن به سوی یك حركت فرهنگی می رود، شاید سخن گفتن از چاپ ۱۰۰جلد كتاب، آن هم در یك حوزه تخصصی از زوایای گوناگون جالب توجه باشد؛ آن هم كتاب هایی كه یا به چاپ دوم رسیده اند، یا این كه در آستانه تجدید چاپ قرار دارند. موضوع نشر تئاتر در ایران همواره پدیده ای ناشناخته است. با این حال حركت اخیر دكتر قطب الدین صادقی و سرپرستی و هدایت یك پروژه صدجلدی تئاتر كه از سوی نشر قطره چاپ شد، ناگفته های فراوانی را در حوزه نشر معاصر ایران به وجود می آورد؟ بیشتر این كتاب ها در شمارگان دو هزار، دو هزار و پانصد و سه هزار نسخه چاپ شده اند، حتی اگر پایین ترین تیراژ و تعداد دو هزار نسخه را هم میانگین این كتاب ها قرار دهیم، به رقم ۲۰۰ هزار نسخه كتاب برمی خوریم. این رقم همواره روی ذهن تأثیر عجیبی دارد. زیرا از یك سو، ما را با نوعی پویایی حوزه نشر مواجه می كند و از سوی دیگر بحث پدید مخاطب را همچون نیروی فعال و هدفمند به تصور درمی آورد. آیا به راحتی این رقم بالا نشانگر جامعه كتاب خوان ما و البته یك تیپ اجتماعی (اهالی تئاتر) است؟
در اصل در سطح كلان فرهنگی جامعه و در گرایش مردم به بعضی مسائل عمومی فرهنگی، اعداد و ارقام بالایی به چشم می خورد. برای نمونه ۱۰۰ هزار نفر برای دیدن یك مسابقه فوتبال به استادیوم می روند، اما این حركت و گرایش به نوعی با مقوله سرگرمی ارتباط دارد و در چنین حركتی اقشار عام جامعه تأثیر بسزایی دارند، اما مطرح كردن این نكته كه جامعه كتابخوان ما هم با ارقام ۱۰۰ هزار نفری ارتباط پیدا كنند، جای تأمل فراوان دارد. دكتر قطب الدین صادقی در بحث پدیده مخاطب و استفاده از كتاب های پروژه صدجلدی تئاتر به دانشگاه ها، محافل آكادمیك و انجمن های نمایشی در ایران اشاره می كند. به گفته صادقی در شهرهای ایران علاوه بر ۴۵۰ انجمن نمایشی، ۹۰ هزار نیروی بالقوه تئاتر نیز وجود دارد و مخاطبان این كتاب ها در واقع خود خانواده تئاتر هستند. وقتی با چنین ارقامی روبه رو می شویم، تا حدودی اصل باورپذیری ما درباره حوزه نشر تئاتر و حركت اخیر (نشر ۱۰۰ جلدی تئاتر) به یقین می گراید. اصولاً واژه نیروی بالقوه به كسی اطلاق می شود كه در آستانه نوعی حركت و پویایی است. به تعبیری ۹۰ هزار نیروی بالقوه نمایشی افرادی مشتاق در زمینه های نمایش نامه نویسی، بازیگری، كارگردانی و طراحی صحنه، لباس و نور را دربرمی گیرد. یعنی افرادی كه در آستانه نوعی تولید و در واقع ارائه هنر تئاتر هستند بنابراین باید جمع بسیاری از جمله منتقدان، دانشگاهیان، تماشاگران و... را نیز به این تعداد اضافه كرد. سوای این جمعیت ۹۰ هزار نفری كه افراد مشتاق تئاتر در شهرستان ها را دربرمی گیرد، باید به تهران نیز اشاره كرد؛ پایتختی كه بیشتر افراد هنرمند، سالن واجرا را نسبت به شهرستان ها در اختیار دارد. همچنین در كنار این مسائل به فارغ التحصیلان رشته های نمایشی نیز باید اشاره كرد. حدود ۱۰ هزار فارغ التحصیل كه همواره با كتاب و كار تولیدی تئاتر درگیر هستند و از افراد حرفه ای هنر نمایشی و در نتیجه مخاطبان كتاب های نمایشی به شمار می روند. این در حالی است كه هر ساله ۸۰۰ فارغ التحصیل رشته نمایشی به این رقم اضافه می شود.
انگیزه ها، جرقه ها و نخستین ایده های كار دكتر قطب الدین صادقی درباره نخستین جرقه های فكری این ایده به منابع دانشگاهی و دوران دانشجویی خود و كتابخانه پاریس اشاره می كند. او كمبود سفرهای خارجی هنرمندان، دسترسی نداشتن به اطلاعات و دانش روز هنر تئاتر و كتاب های مرجع را، دلایل دیگر این حركت فرهنگی در حوزه نشر می داند. صادقی همچنین در ادامه این كار بحث دیگری را نیز مطرح می كند. او می گوید: «در سفر اخیرم به فرانسه و ملاقات با رئیس جهانی iti (سازمان بین المللی تئاتر) به فكر تهیه ۱۰۰ جلد دیگر از كتاب های منبع تئاتری افتادم و بسیاری از آنها را تهیه كردم تا این مجموعه ۱۰۰ جلدی به ۲۰۰ جلد برسد».
صادقی درباره دلایل استقبال مخاطبان به این كتاب های تئاتری هم به نوع انتخاب افراد و مترجمان آثار اشاره می كند. به اعتقاد او یكی از دلایل ترجمه های خواندنی از این كتاب ها، نوعی تحمیل نشدن است. یعنی هیچ كتابی به كسی تحمیل نشده و هركسی بنا به علاقه درونی خود، كتاب موردنظر خود را ترجمه كرده است. او در این باره می گوید: هر كسی هر كتابی را دوست داشت و عاشق آن بود، ترجمه كرد، بنابراین ترجمه ها بیشتر ذوقی بودند و از عشق و علاقه مترجمان به محتوای كتاب خبر می دهد».
● آخرین اطلاعات دانشگاهی
بعضی از مترجمان در موفقیت و فروش این كتاب ها به زوایای خاصی از آن اشاره می كنند. برای نمونه دكتر عطاالله كوپال به همراه دو نفر از دانشجویان خود مجموعه سه جلدی آثار «پلوتوس» را ترجمه كرده كه به چاپ دوم نیز رسیده است. او درباره ویژگی های این كتاب می گوید: «این كتاب دربرگیرنده منابع و سرچشمه های پیدایش كمدی از عصر كهن، میانه تا دوره معاصر است و تمامی مطالب دانشگاهی را كه تا سال ۲۰۰۰ میلادی وجود دارد، دربرمی گیرد».
كوپال از دلایل استقبال مخاطب از چنین كتاب هایی به اطلاعات تازه و محتوای نو اشاره می كند و استقبال از چنین كتاب هایی را در عین تخصصی بودن به مقوله تازگی اطلاعات ربط می دهد. او متدولوژی ویژه را یكی از قوت های كتاب می خواند، اما با این حال پرداختن به زوایای گوناگون اهمیت كتاب را به دیگران واگذار می كند. او می گوید: «من نمی توانم از كتابی كه خودم ترجمه كرده ام تعریف كنم. بی شك باید دیگران درباره آن ابرازنظر كنند و خوب و بد بودن آن به رأی دیگران برمی گردد».
● آثاری برای همه، نه فقط تئاتری ها
بعضی از مترجمان در موفقیت این كتاب ها به جنبه علمی و كاربردی آن نه برای اهالی تئاتر بلكه برای هنرمندان ژانرهای دیگر از جمله سینما و تلویزیون اشاره می كنند. پرویز تأییدی مترجم كتاب «تئوری استانیسلاوسكی در پرورش هنرپیشه» یكی از این مترجمان است. وی در این باره می گوید: بعضی از كتاب ها در میان هنرها جنبه عمومی دارند و تنها به هنر تئاتر محدود نمی شوند. برای نمونه نظریه های استانیسلاوسكی هم تئاتر جهان و هم كل هنرپیشگی جهان را تحت تأثیر قرار داد و بسیاری از بازیگران سینمای اروپا و آمریكای شمالی، تحت تأثیر نظریه های او قرار گرفته اند. از این رو، نظریه های این تئوریسین برای یك دانشجو، یا هنرپیشه سینما و تلویزیون هم جنبه كاربردی و عملی دارد.»
وی درباره استقبال مخاطبان از چنین كتاب هایی از جمله «تئوری استانیسلاوسكی در پرورش هنرپیشه» به جنبه مرجعیت آن نیز اشاره می كند و در این باره می افزاید: «این كتاب نخستین بار با ترجمه بنده در سال ۱۳۴۷ از سوی نشر مادگرافیك چاپ شد. آن زمان در دانشگاه هنرهای دراماتیك تدریس می كردم و جای خالی كتابی مرجع را در زمینه بازیگری حس می كردم. بنابراین این كتاب را كه یك جزوه ۷۰ صفحه ای دانشجویان دانشگاه آلمان بود، با خودم به ایران آوردم. در همان سال ها هم آن را ترجمه كردم كه دیگر تجدید چاپ نشد، اما این بار این كتاب را كه جزو پروژه صدجلدی نشر قطره بود، به همراه ۱۰ نمایشنامه خواندنی از لوركا، ساموئل بكت، تنسی ویلیامز و ... ترجمه كردم، فكر می كنم كه این بار شكل و شمایل این اثر از حالت جزوه درسی درآمده است. یعنی هم تئوری های بازیگری را برای خوانندگان ارائه می كند و هم نمایشنامه های خواندنی را»
تأییدی در ادامه یكی از موارد چاپ های بعدی این كتاب را به منبع بودن آن ربط می دهد. به اعتقاد او این كتاب هم در كشور آلمان و هم در بسیاری از دانشگاه های اروپا و آمریكا، جزو واحدهای درسی است و به همین دلیل برای بازیگران و هنرمندان رشته های تئاتر، تلویزیون و سینما در ایران هم منبع درسی به شمار می رود. از این رو مخاطبان و خریداران این كتاب را دانشجویان و هنرجویان رشته های بازیگری می داند.
● كتابی برای درمان بیماران
چیستا یثربی مترجم كتاب «تئاتر درمانی» اثر «فیل جونز» به ناب بودن و در عین حال جنبه عمومی داشتن چنین كتاب هایی اشاره می كند. او می گوید: «قبلاً در زمینه تئاتر درمانی در ایران هیچ منبعی نداشتیم. در این زمینه فقط ۲ كتاب وجود داشت كه تألیفی بودند و دو روانپزشك نوشته بودند، اما كتاب تئاتر درمانی، اثری تازه، تخصصی و در عین حال عمومی است. برای نمونه در سمینار تئاتر درمانی كه از سوی بنیاد جانبازان برگزار شد، بسیاری از سخنرانی ها از روی این كتاب تنظیم شده بود. البته نویسنده كتاب هم چهره شاخصی است و كتاب او مرجع و منبع درسی دانشگاه كمبریج است. آقای جونز رشته تحصیلی اش تئاتر درمانی است. دانشی كه با تئاتر به درمان بیماران می پردازد. این كتاب به نوعی تئاتر را برای مردم عادی قابل استفاده می كند و هدف آن هم مداوای بیماران است.»
یثربی در كل دو عامل موفقیت پروژه صدجلدی كتاب را دقت و تنوع برمی شمارد و این عوامل را از مؤلفه های مخاطب آفرینی كتاب های گفته شده در بالا می داند.
● تنها مرجع نقد
دكتر فرشید ابراهیمیان، عضو كانون جهانی منتقدان تئاتر می گوید: «یك بار از رئیس كانون منتقدان جهانی تئاتر درباره مهمترین كتاب نقد تئاتر پرسیدم و او كتاب نقد تئاتر اثر اروینگ واردل را معرفی كرد.»
ابراهیمیان كه به همراه همسرش این كتاب را ترجمه كرده، هم اكنون شاهد چاپ دوم آن است. او درباره استقبال مخاطبان از این كتاب تخصصی به شهرت حرفه ای «اروینگ واردل» در روزنامه های جهان اشاره می كند و می گوید: «آقای اروینگ واردل نویسنده این كتاب یكی از بزرگترین و مشهورترین منتقدان تئاتر در جهان است كه بسیاری از استادان دانشگاه و اهالی تئاتر با نقدهای او در روزنامه های كانادا، استرالیا، تایمز لندن و ... آشنایی دارند.
یكی از ویژگی های نقدهای این منتقد، انتقاد از برجسته كردن تیتر است. به تعبیری او از منتقدانی كه یك تیتر را برجسته می كنند و از این طریق نان می خورند، بیزار است. در نتیجه نقدهای این نویسنده، به بالا رفتن بینش منتقد كمك می كند. همچنین بحث های تازه و شگرف او درباره متافیزیك نور، متافیزیك صدا و ... كه به نوعی نقد پست مدرنیستی اشاره می كند برای بسیاری از منتقدان، دانشجویان و اهالی تئاتر جنبه آموزش دارد.»
ابراهیمیان همچنین از دیگر مخاطبان این كتاب به دیگر تیپ های فرهنگی از جمله تحصیلكرده های ادبیات، فلسفه و ... اشاره می كند و نوع نوشتار فلسفی این نویسنده را برای آنان آموزشی و جالب قلمداد می كند.
● ارتباطی ۲۰۰ ساله
اما عباس شادروان، مترجم كتاب «دراماتورژی تئاتر و نمایش رادیویی» به مسأله گسست با اطلاعات و داده های دانشگاهی اشاره می كند. او می گوید: «ما برای ارتباط با بحث علمی و آكادمیك، ملزم به ارتباط با بحث های تئوریكی هستیم كه از ۲۰۰ سال پیش دردانشكده های اروپا تدوین شده است و حالا نشر قطره با انتشار این مجموعه كتاب ها ما را به این ارتباط ۲۰۰ ساله رسانده است.»

چرا موفق نیستیم؟
اگر شما واقعا می‌خواهید موفق باشید، پس باید درک محکمی از تصورات مشخصی که باعث محدود کردن پتانسیل شما می‌شوند و شما را ناموفق می‌سازند، داشته باشید افراد موفق جداً از این تصورات …
وبگردی
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.