دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

پیامدهای تخریب چهره پیامبر(ص) از نگاه قرآن


پیامدهای تخریب چهره پیامبر(ص) از نگاه قرآن
دشمنان همیشه برای تخریب چهره نبوی و رهبران آسمانی از شیوه های گوناگون بهره می گیرند و ترور شخصیت آن بزرگان را در برنامه دارند. این کوردلان به پیامبر بزرگوار اسلام اتهام هایی همچون جنون، ساحری، شاعری، کاهن بودن، خوش باوری، گمراهی و. . . وارد آوردند، این مقاله تنها به موضوع تمسخر و استهزای این سیاهدلان از پیشوای بزرگ پرداخته است که اکنون از سوی صهیونیسم و وابستگان آن، همین شیوه دنبال می شود.
رهبری، ستون اصلی جامعه اسلامی است و هرگونه آسیب رساندن به آن پیامدهای خطرناکی برای تمام ارکان دین و جامعه دارد. دشمنان اسلام با درک همین تاثیرگذاری، همواره کوشیده اند رهبری جامعه اسلامی را از هر راه ممکن، تضعیف و ناکارآمد سازند. اقدامات خصمانه، گاه در قالب قتل، زندان، تهدید و ترور جای می گیرندو زمانی در چهره اقدامات فرهنگی و تخریب شخصیتی ظاهر می شوند. این گزارش به نقل از ایکنا حاکی است، تمسخر شخصیت رسول خدا (ص)، طی سال های اخیر، از غوغای کتاب آیات شیطانی، آثار نویسنده زن بنگلادشی، روشنفکرنمای ترکیه ای، تا کاریکاتورهای دانمارکی و. . . جملگی در مقابل نگاه های ناباورانه مسلمانان رخ داده و بهت و حیرت آنان را در پی داشته است. اما مطالعه قرآن کریم و تاریخ اسلام، گویای این واقعیت است که این اقدامات، بی سابقه نیست و دشمنان از آغاز بعثت تا رحلت پیامبر اکرم(ص) از این ابزار به عنوان وسیله تخریب شخصیت آن حضرت سود برده اند. آیات فراوانی از قرآن کریم ناظر به اقدامات خصمانه فرهنگی و به اصطلاح براندازی نظام و رهبری از طریق تضعیف و تخریب چهره رهبری اسلامی، یعنی شخص رسول الله(ص) است، اقداماتی که در هر عصر، از جمله دوره ما نیز برای تخریب چهره رهبران دینی به کار می رود. دفاع قرآن از ساحت پیامبر در برابر تخریب شخصیتی نیز گویای وظیفه جامعه اسلامی در حمایت همه جانبه از رهبری اسلامی و خنثی سازی اقدامات تخریب کننده است. شاید فلسفه فضیلت صلوات همیشگی بر پیامبر اعظم و اهل بیت، وجود تهاجم همیشگی دشمنان بر آن بزرگواران باشد.
● تمسخر رسول اعظم صلی الله علیه و آله
الف) گونه های تمسخر
حربه تمسخر، گاه علیه مومنان ، زمانی علیه آیات خدا و گاه علیه رسولان الهی به کار رفته است. قرآن کریم تاکید دارد که همه رسولان مورد استهزای دشمنان قرار گرفته اند، گویی سیره همیشگی دشمنان تمام انبیاء، در تمام دوران ها چنین بوده است، روشی که هرگز کارایی خود را از دست نداده است و دشمنان از آن قطع امید نکرده اند. این نکته زمانی برای ما بیشتر نمایان می شود که به لحن صریح آیات قرآن مراجعه می کنیم: ۱) و ما یاتیهم من رسول الا کانوا به یستهزئون، و هیچ فرستاده ای به سراغ آنان نمی آمد، مگر اینکه همواره او را ریشخند می کردند.
۲) ولقد استهزیء برسل من قبلک فحاق بالذین سخروا منهم ما کانوا به یستهزئون، و به یقین پیش از تو فرستادگانی ریشخند شدند و آن چه که همواره آن را ریشخند می کردند، آنان را فرو گرفت. در قرآن علاوه بر این آیات به طور مشخص از تمسخر شدن برخی پیامبران مانند حضرت نوح و موسی یاد شده است.
۳) و اذا رءاک الذین کفروا ان یتخذوک الا هزوا اهذا الذی یذکر آلهتکم و هم بذکر الرحمان هم الکافرون، و کسانی که کفر ورزیدند، هنگامی که تو را می بینند، جز به ریشخندت نمی گیرند (و می گویند) آیا این کسی است که معبودهای شما را (به بدی) یاد می کند ! در حالی که آنان خود یاد (خدای) گسترده مهر را منکرند.
شدت این تمسخرها به گونه ای بود که گاه رسول اکرم را دچار تنگی سینه می کرد، ولی خداوند وعده می داد که در برابر تمسخر و استهزاها، از رسول خدا محافظت خواهد کرد: فاصدع بما تومر و اعرض عن المشرکین، انا کفیناک المستهزءین، الذین یجعلون مع الله الها آخر فسوف یعلمون. و لقد نعلم انک یضیق صدرک بما یقولون. . . و آن چه را که فرمان داده شده ای، آشکار کن و از مشرکان روی برتاب که ما تو را از مسخره کنندگان کفایت می کنیم، کسانی که معبود دیگری با خدا قرار می دهند و به زودی خواهند دانست و به یقین می دانیم که تو به خاطر آن چه می گویند، سینه ات تنگ می شود.
علامه طباطبایی در این رابطه می نویسد: معنای آیه چنین است: وقتی تو هشدار دهنده در مورد عذاب ما هستی، آن چه را که به آن امر شده ای، آشکار کن و دعوت را علنی و حق را اظهار کن و از مشرکان روی برگردان، زیرا ما با فرستادن عذاب، مسخره کنندگان را کفایت می کنیم و این سخن خدا که می فرماید و لقد نعلم انک یضیق صدرک. . . ، بازگشت دوباره به اندوه رسول خدا و تنگی سینه اش از استهزایشان است تا موجب بیشتر به تسلیت و رحیب نفس و تقویت روح پیامبر شود.
در ادامه، خداوند به پیامبر دستور می دهد از تسبیح و حمد خدا و سجده بر او برای نابودی غم و اندوه حاصل از استهزا یاری بگیرد.
ب) عوامل تمسخر
از نگاه قرآن کریم، خداوند به دشمنان مهلت داده است و آنان بی آنکه بفهمند، فریب مهلت چند روزه دنیا را می خورند و سرانجام هم مجازات می شوند.
دلیل اصلی این امر هم عدم فهم دقیق است که در پی اصلاح ناپذیری شان، دامن آن ها را می گیرد. خداوند این حقیقت را چنین بازگو می کند: انا جعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه و فی اذانهم وقرا و ان تدعهم الی الهدی فلن یهتدوا اذا ابدا، در حقیقت ما بر دل های آنان پرده هایی افکندیم تا آن را به طور عمیق نفهمند و در گوش های آنان سنگینی (قرار دادیم) و اگر آنان را به سوی هدایت فراخوانی، پس در آن هنگام هرگز رهنمون نمی شوند. سومین راهکار قرآنی، تسبیح و حمد خدا، سجده ، عبادت و صبر است که ظرفیت لازم را برای تحمل آثار تمسخر در رسول خدا صلی الله علیه و آله ایجاد می کند.
ج) پیامدهای تمسخر برای مسخره کنندگان
قرآن کریم در موارد متعدد، به آثار و پیامدهای سخت تمسخر آیات، رسول و مومنان اشاره می کند و از آنجا که آن ها قصد تحقیر و توهین آیات الهی را دارند، خداوند فرموده: عذاب خوار کننده برای آن ها آماده شده است، فرا روی آنان جهنم است و. . . برایشان عذاب بزرگی است و مهم تر این که همان چیزهایی که مورد تمسخر بودند، روزی بر خود آنها مسلط خواهند شد.
د) راهکار مبارزه با تمسخر
قرآن کریم، آنجا که مومنان مورد تمسخر قرار می گیرند، دستور به دفع دستاویز مسخره کنندگان
می دهدو به پیامبر دستور می دهد برای مبارزه، از مسخره کنندگان روی برگرداند و نیز حضور در جمع آنان را ترک کند، مگر این که از موضوع مورد تمسخر دست بردارند و به موضوعی دیگر بپردازند.
در ذیل آیه اذا رایت الذین یخوضون فی ایاتنا فاعرض عنهم. . . ، در تفسیر مجمع البیان از امام باقر (ع) نقل شده است که وقتی آیه نازل شد، مسلمان ها از همنشینی با کفار و استهزا کنندگان منع شدند. جمعی از مسلمان ها گفتند: اگر بخواهیم همه جا چنین کنیم، باید هرگز به مسجد الحرام نرویم و طواف نکنیم، آیه نازل شد که در این مواقع آن ها را نصیحت کنید.
سومین راهکار قرآنی، تسبیح و حمد خدا، سجده ، عبادت و صبر است که ظرفیت لازم را برای تحمل آثار تمسخر در رسول خدا صلی الله علیه و آله ایجاد می کند. نکته پایانی اینکه تمسخر رسول خدا امروزه ابعاد گسترده تری یافته است، نوشتن رمان های بی اساس و تخریب شخصیت معصومانه او، طراحی کاریکاتورها، نوشتن نمایشنامه ها، پخش فیلم های مضحک، خلق لطیفه های تمسخر آمیز نوشتاری، اینترنتی و. . . همگی از مصادیق تمسخر رسول الله به شمار می رود که بر اساس راهکارهای قرآنی موظف هستیم تا حد مقدور، دستاویزی به دست مخالفان ندهیم، از آنان اعراض کنیم و امکان جولان برای آنان فراهم نیاوریم، البته حکم فقهی ساب النبی و مسخره کنندگان آن بزرگوار، با قاطعیت باید اجرا شود.


منبع : روزنامه جوان

مطالب مرتبط

قرآن و فرهنگ زمانه

قرآن و فرهنگ زمانه
هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله.
مسئله تاثیر پذیری قرآن از فرهنگ زمان خودش در حقیقت جفایی است بر قرآن كریم و اساسا قرآن آمد تا فرهنگی نو به جهان عرضه كند و با فرهنگ‌های پوشالی مبارزه كند (جاء القرآن و لیؤثر لا لیتاثر) قرآن آمد تا تأثیر گذار باشد نه تأثیر پذیر. دلیل حقانیت قرآن در مقام بزرگ‌ترین معجزه اسلام این بود كه عظمت خودش را بر همه تاریخ ثابت كرد. اساسا، یك تحولی نو در جهان به وجود آورد و مسیر تاریخ را، نه تنها در جزیره العرب، بلكه در جهان بشری دگرگون كرد. رهبری جهان را به دست گرفت و فرهنگی آورد تا فرهنگ‌های گذشته را در هم بكوبد و یك فرهنگ پاك و منزه توحیدی به بشر عرضه كرد و توان انجام این كار، خود دلیل حقانیت اسلام است. بسیاری از مكاتب، ظهور كردند اما به سرعت از بین رفتند. اسلام از روزی كه ظهور كرد با كمال بود و زمان هر چه گذشت، اسلام شكوفا‌تر شد و این شكوفایی هم چنان ادامه دارد. مكتبی كه توانست خودش را بر همه جهان عرضه كند. نمی‌گوییم كه تحمیل شد. چرا تحمیل نمی گوییم؟
چون تحمیل وقتی است كه با اقتضاء و زمینه مخالفت داشته باشد. فرهنگی كه اسلام عرضه كرد؛ با فطرت بشری دمساز بود؛ از این رو اسلام یك مكتبی است كه بشر در انتظارش بود. پس آن را پذیرفت و اسلام توانست خودش را بر جهانیان عرضه كند و بر همه ادیان چیره شود. پایه‌های خودش را استوار ساخت، نه تحمیل. جفا نیست كه بگوییم یك مكتب با این قدرت؛ یك مكتب با این عظمت؛ از فرهنگ پست جاهلیت عرب، متاثر بوده است؟! اساسا شما به تاریخ آن زمان نگاه كنید و ببینید اصلا جامعه عربی در آن روزگار جایگاهی در جهان داشت؟ اصلا كسی آنان را به حساب می‌آورد؟ اصلا فرهنگی داشتند؟ چه داشتند كه قرآن از آنان بگیرند؟ قرآن بر همه فرهنگ‌های بشر در جهان چیره شد. اگر مكتبی بخواهد از دشمن متاثر باشد، از روز اول محكوم است.
«هو الذی ارسل رسوله‌ بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله». این بزرگ‌ترین دلیل اعجاز قرآن است. بنابراین باید ببینیم، كسانی كه این گزاف گویی را می‌گفتند، دلیلشان چیست و روی كدام یك از تعابیر قرآن انگشت گذاشته‌اند؟ بنده در سخنرانی‌هایم در دانشگاه تهران كه دانشجویان در خوابگاهشان جمع می‌شوند، این گونه بحث می‌كنم؛ مثلا، دانشجویان می‌گویند: «امروز، قلان آقا در كلاس این چنین گفت. دیگری می‌گوید: «این چنین گفت» و...» كه من هم در جوابشان گفتم: شما خودتان مقصر هستید؛ شما فرصت می‌دهید تا او هر چه دلش خواست بگوید. و در آن جلسه از من پرسیدند: جواب اشكال آن استادان چیست؟ گفتم: شما بی‌عرضه هستید. چرا یكی از شما بلند نشد بگوید، جناب استاد! با كمال احترام؛ شما برای این فرمایشی كه می‌فرمایید، یك مثال بزنید. من، تنها همین را به بچه‌ها در دانشگاه یاد دادم. گفتم: زمانی كه این بنده خدا می‌آید و سخنرانی می‌كند؛ این كلیات ابوالبقا را پشت سر هم می‌بافد؛ چند شعر مثنوی و مثل این‌ها را هم می‌آورد، بگویید، آقا! یك مثال بزنید. اگر آن وقت توانست مثال بزند؟! ولی شما حتی این جرئت را هم ندارید كه بگویید.
زیرا اگر بگویید مثال بزنید، او درمی‌یابد، كه شما به یك چیزهایی پی‌ می‌برید و گفته‌های بدون دلیل را هیچ گاه نمی‌پذیرید. پس شما هستید، كه برای او زمینه می‌كنید؛ از این رو وقتی رفتیم به جنگ درخواست كردیم؛ یعنی در كتابهایشان و در نوشته‌هایشان به دنبال این بودیم تا ببینیم روی كدام یك از این مسائل انگشت گذاشته‌اند، كه قرآن را متاثر از فرهنگ جاهلی عرب نشان داده‌اند؟ بنابراین ما در كتاب «شبهات و ردود» همه این مواردی را كه این آقایان شاهد آورده‌اند، معترض شدیم و در واقع این را بگویم و این را نیز یاد بگیرید كه اشكال و اعتراضی كه این آقایان به قرآن دارند، در واقع اشكال به برداشت خودشان است؛ نه اشكال به قرآن. یعنی یك برداشت غلط از قرآن دارند و بر اثر آن برداشت غلط است كه اعتراض می‌كنند. ما در این كتاب، ثابت كردیم كه همه این اعتراضات از آنها است، كه اینان به حق مطلب پی نبرد‌ه‌ان؛ یعنی قرآن را نفهمیده‌اند و آیه را آن طور كه هست نتوانستد معنا كنند و از این آیه در نزد خودش، تصوری كرده است و با داشتن این تصور، اشكال كرده است. با بیان مثال، مطلب روشن می‌شود و مثال در این زمینه فراوان است.
یكی از مواردی كه این آقایان روی آن انگشت گذاشته‌اند و آن را شاهد آورده‌اند، مسئله جن و شیطان است. هم چنین مسئله‌ای كه گفته شد، مسئله سحر است. مسئله عین است . از این موارد زیاد است و عمده شواهد این‌ها همین مسئله و مسائل دیگر است. من در این كتاب بررسی دقیق كرده‌ام، شما به طور كامل ببینید. به اصل مسئله جن كه قرآن این را از عرب گرفته باشد، اعتراض نمی تواند كرد. خب، ملك را از كجا گرفته‌ است؟ روح را از كجا گرفته؟ یك مسائلی از منطق دینی وحیانی است كه در همه ادیان، این‌ها جزو اصول ثابت ان ادیان است و ما نمی توانیم بگوییم كه جن و ملك جزو خرافه و عقاید جاهلی است. پس تو می‌گویی، نمی‌دانم جن چیست. خب، روح را هم نمی‌دانی كه چیست! پس چرا جن را مطرح می‌كنی؟ مگر نشنیده‌اید كه خداوند می‌فرماید: « و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»‌ پس در اصل جن، بحث نیست. بلكه بحث ما در «مس الجن» است. یعنی در واقع می‌گوید، آن چیزی كه جزو خراقه است، مسئله مسن الجن است. یعنی این كه جن، بتواند بر انسان تاثیر بگذارد و انسان را آزار و اذیت بدهد یا غیر از اینها و برخی در این باره می‌گویند: «قرآن این مطلب را از عرب گرفته است؛ چون عرب بر این باور بود: كسانی كه مقداری اعصابشان به هم می‌ریزد؛ جن به آنان نزدیك شده است و آنان را لمس كرده است. در صورتی كه این یك نوع بیماری عصبی است كه از اعصاب نشات می‌گیرد و این گونه در حواس شخص، اختلال پدید می‌آید. مثلا، عرب‌ها باور داشتند كه شیاطین شكل، صورت و شمایل دارند. «كانها روش الشیاطین». این طبق باور عرب است، كه در قرآن هم منعكس شده است و برای تفسیر این مواردی كه عرض كردم، می‌توانید به خود كتاب رجوع بكنید.
من برای مثال یكی دو تا از آن موارد را مطرح می‌كنم و بقیه را خودتان باید بروید و مطالعه كنید. خداوند متعال در این آیه شریفه می‌فرماید: الذین یاكلون الربا لایقومون الا كما یقوم الذین یتخبطه الشیطان من المس...» كسانی كه ربا می‌خورند، (در قیامت) بر نمی‌خیزند مگر مانند كسی كه بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده باشد و نمی تواند تعادل خود را حفظ كند، گاهی زمین می خورد، گاهی به پا می خیزد تخبط همان معنای تخبل را دارد و تخبل؛ یعنی، دیوانه شد. تخبط؛ یعنی اعصابش به هم ریخت. یكی از ویژگی‌ رباخواران سردرگمی آنان است. چون همیشه سفته‌ها و چك‌هایشان برگشت می‌خورد. یا مثلا آن كسانی كه مجنون هستند؛ قرضشان را به موقع نمی‌دهند و همیشه درگیر هستند و رباخواران در جامعه زیاد هستند. بعضی از این افرادی را كه می‌بیند، در یك مغازه خشك و خالی نشسته‌اند، در گذشته ما فكر می‌كردیم خب، این بنده خدا با این وضعش، چگونه روزی‌اش را به دست می‌آورد؟ بعدها متوجه شدیم این تنها، دكه‌اش است. و به چشمانش كه نگاه می‌كنی واقعا می‌بینی كه مانند انسان‌های دیوانه است كه هیچ هوش و حواسی ندارد. چون همیشه هم با افراد گوناگونی درگیر بوده است و همیشه هم در راهرو دادگستری در حال رفت و آمد است.
و همیشه یك حالت حیرت و نگرانی بر این افراد حاكم است. «لایقومون» یعنی در زندگی روزمزه هیچ قدرت ایستادگی روی پای خودش را ندارد. «الا كما یقوم الذی یتخبطه الشیطان؛ مگر مانند كسی كه شیطان او را به تخبط دیوانه كرده باشد. و تخبط، یعنی به هم ریختن. عرض كردم كه، نوعی از تخبل دیوانگی است. یعنی اعصاب این شخص من المس بر اثر تماس با شیطان، به هم ریخته است. در این جا قرآن دقیقا مسئله تماس با شیطان را طبق باور عرب مطرح كرده است. از این رو من عرض می‌كنم كه نه جن و نه شیطان ( كه نوعی از جن است) قطعا هیچ كدام قدرت آزار رساندن به انسان (به طور فیزیكی) را ندارد. اصلا چنین چیزی امكان ندارد. و این باور از اصول مكتب ما است. یعنی، هیچ یك از افراد جن (كه شرورشان شیطان نام دارد) اینان، نمی‌توانند به طور فیزیكی به انسان آزار برسانند. یعنی شما كنار پله ایستاده باشید، و آنان بتوانند شما را سرنگون كنند. یا غذایی كه می‌خواهید بخورید، بتوانند آن را بریزند و این كه در جایی بتوانند مستقیما دخالت بكنند. طبق مكتب ما این محال است. مكتب ما چه مكتبی است؟ تشیع است.تشیع روی چه پایه‌ای استوار است؟ بر پایه حكمت استوار است؛ بنابراین حكمت الهی اجازه نمی دهد كه یك جسم نامرئی بر جسم دیگری تسلط یابد. در حالی كه آن جسم، قدرت دفاع كردن از خودش را نداشته باشد. پس اگر ما شیعه هستیم و مكتب تشیع را پذیرفته‌ایم، مكتب تشیع بر اساس حكمت الهی است و حكمت خداوند به هیچ وجه اقتضا نمی‌كند كه انسان با آزار كسی مواجه بشود، چیزی را كه نمی‌بیند و قدرت دفاع كردن از خودش را نیز در مقابل آن نداشته باشد؛ این خلاف حكمت است؛ از این رو در روز قیامت هم وقتی همه انسان‌ها می‌گویند: «شیطان! شیطان! شیطان!» خداوند می‌فرماید: «خب، این شیطان را بیاورید تا ببینیم چرا انسان‌ها همه گناهان خود را گردن او انداخته‌اند؟! شیطان را می‌آورند؛ انسان‌ها می‌گویند: « مرگ بر تو! مرگ بر تو ای شیطان! تو ما را گمراه كردی!» و همهمه می‌كنند شیطان می‌گوید: «آرام ! آرام ! آرام باشید!» سپس می‌گوید: «و ما كان لی علیكم من سلطان الا ان دعوتكم فاستجبتم لی ...» من بر شما تسلطی نداشتم، جز این كه دعوتتان كردم و شما دعوت من را پذیرفتید. در ادامه می‌گوید: «ببینید، خداوند این همه پیغمبران فرستاد (مشافهتا ، محاجتا) و برای من و شما این همه برهان آورد. ولی شما دنبال آن نرفتید و همین كه من به شما یك اشاره‌ای كردم، به طرف من دویدید. بنابراین، شما خودتان مفصر هستید. و اینك بیان معنای «من المس» : از آیات دیگر روشن می‌شود كه مقصود از «من المس» در این جا، این است كه شیطان بر این شخص رباخوار، چنان سیطره یافته است كه وسوسه‌هایش كارگر شده است و این شخص از خودش دیگر هیچگونه تصمیم و اراده‌ای ندارد.
این افسون‌هایی كه شیطان بر گوشش خوانده است، موجب شده‌ است كه یك تطوری در اعصابش پدید آید. اگر یك خبر ناراحت كننده به شما بدهند، آن وقت شما در اعصابتان یك تطوری پدید می‌آید كه دیگر قدرت تصمیم گیری از شما سلب می‌شود و شیطان به مغز این گونه افراد آن قدر افكار ضد و نقیض تلقین می‌كند، كه یك تطوری در اعصابشان پدید می‌آید. و این افراد حیرت‌زده می‌شوند و نمی توانند روی پای خود بایستند: بر زمین راه را گم كرده است و سرگردان است. و آیه‌ای دیگر: «استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذكرالله اولئك حزب الشیطان الا ان حزب الشیطان هم الخاسرون». و آیه‌ای دیگر درباره حضرت ایوب: اذنای ربه انی مسنی الشیطان بنصب و عذاب ...» بنده ما ایوب را، هنگامی كه پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شیطان مرا به رنج و عذاب افكنده است.
حضرت ایوب علیه السلام به خداوند عرض می‌كند. خداوند! مسنی الشیطان بنصب. «نصب»؛ یك نوع ناراحتی سخت و دشواری است. خب، مگر شیطان چه كار می‌كرده است؟ شیطان كه نمی‌آید مثلا یك چاقویی به حضرت بزند، یا این كه یك چوبی بردارد و حضرت را بزند! یا مثلا، به حضرت فشار فیزیكی وارد كند. كسانی را كه می‌خواستند به حضرت خدمتی بكنند شیطان در گوش آنان این چنین می‌خواند: این مرضش واگیر دارد: نزد او نروید. و اگر كسی می‌خواست خدمت حضرت برسد؛ شیطان می‌رفت تا شاید از دور بتواند یك توطئه‌هایی بكند، و حضرت ایوب علیه السلام در دشواری قرار بگیرد. بنابراین همین آیه، به گونه‌ای دیگر تكرار شده است كه زبان حال حضرت ایوب علیه السلام است: «اذنادی ربه انی مسنی الضر...» و هنگامی كه پروردگارش را خواند و عرضه داشت: «بدحالی و مشكلات به من روی آورده است و...» در آنجا فرمود: «مسنی الشیطان بنصب» و در این جا می‌فرماید: «مسنی الضر»؛ یعنی این ناگواری و این ناراحتی، بر اثر دسیسه‌های شیطان است. نه این كه شیطان بتواند به طور مستقیم تاثیر بگذارد. بلكه غیر مستقیم بر حضرت اثر گذارد بود. پس مقصود از «مس الشیطان»؛ «مس ذریته علی اثر دسائس الخبیث للابرار، مباشره » بوده است و یك آیه دیگر كه خداوند در توصیف جهنم می‌فرماید: «اذلك خیر نزلا ام شجره الزقوم انا جعلنا فتنه للظالمین انها شجره تخرج فی اصل الجحیم طلعها كانه روس الشیاطین فانهم لاكلون منها فمالون منها البطون».
«طلع»؛ یعنی میوه‌ها و خوشه‌ها. قاعدتا عرب از شیطان یك تصویر زشتی داشته است كه او را به صورت جسم تصور می‌كرد و قرآن هم، همین باور عرب را آورده است. «كانه رؤس الشیاطی»؛ یعنی، همان تصور عرب‌ها كه برای شیطان صورت زشتی قائل بودند.
این اشكال بود. اما پاسخ: «رؤس الشیاطین» مقصود از شیاطین در این جا، آن شیطانی كه از جنس جن باشد، نیست. بلكه یك نوع مار است كه درصحرا زندگی می‌كند؛ روی برخی از درخت‌ها می‌رودو بر روی آنها می‌نشینند. این مارها، سربسیار زشتی دارند كه اسم خود این مارها شیطان است. عرب‌ها با دیدن این مارها بسیار ناراحت می‌شوند؛ چون بسیار ترسناك‌اند. و این مار روی یك درخت معروفی می‌نشیند. عرب‌ها وقتی كه به این نوع درخت نزدیك می‌شوند، ماری را می‌بینند كه شبیه به میوه‌‌های این درخت است، و سخت از آن متنفر می‌شوند. پس این تشبیه، تشبیه كردن به یك امر عینی و خارجی است كه نوعی از مار باشد. حالا من معنای این شیطان را می خوانم تا مسئله برایتان روشن بشود: الشیطان، اسم للحیه لها عرف، و هی لحمه مستطیله فوق راسها، شبه عرف دیك مانند، تاج خروس. قال الزجاج: «تسمی العرب، بعض الحیات شیطانا؛ هو حیه لها عرف قبیح المنظر و انشد». یكی دیگر از شعرای عرب كه زنش بدزبان و بدمنظر هم بود در مذمت زنش می‌گوید: «انجرد تخلف حین احلص كمثل شیطان از آن بالا می‌رود و روی آن می‌نشیند و سرش را مثل میوه درخت آویزان می‌كند. انجرد؛ پیرزال را گویند.
شاعر دیگری می‌گوید: «تلاعب مسنا حضر می‌ كانه تعج تعمج الشیطان بزیخر و ان قصری». پس شیطان در این دو بیت همان الحیه المهیبه یتنفر منها معرفی شده است؛ و كانه روس الشیاطین كنایه از این مار قبیح المنظر است كه از درختان بیابان بالا می‌رود و روی شاخه‌های آن درختان بیابان بالا می‌رود و روی شاخه‌های آن درختان می نشیند. و این گونه، در بیننده حالت تنفر ایجاد می‌كند. پس این تشبیه، تشبیه به شیطانی نیست كه از جنس جن می‌باشد، بلكه برداشت غلطی است كه از قرآن شده است. و این بی‌اطلاعی آنان از لغت عربی را نشان می‌دهد.
آیا امضای قرآن بر بعضی از فرهنگ عرب خود نشانه تاثیر پذیری از فرهنگ عرب نیست؟
حج، كه حج ابراهیمی است و عرب‌ها آن را از ابراهیم گرفته بودند؛ پس چطور می‌شود كه قرآن، حج را از عرب‌ها گرفته باشد! تجارت هم یك مسئله جهانی است؛ پس جرا تجارت از عرب گرفته شده باشد؟
اگر قرآن، امروز در ایران نازل می‌شد، آیا از فرهنگ ایرانی در زمینه تشبیهات، تمثیلات، كنایات و ضرب المثل‌ها استفاده می‌كرد؟
ببینید! وقتی خداوند در قرآن می‌فرماید: « ما من رسول الا بلسان قومه...» لسان؛ یعنی، زبان خب، این زبان، تشبیه، كنایه ، ضرب المثل، استعاره و مجاز دارد؛ بنابراین از همان لغت استفاده می‌كنند و اگر قرآن به زبان فارسی نازل می‌شد، بی‌شك از تشبیه و استعاره فارسی استفاده می‌كرد و این زبان گفتار است؛ بنابراین معنای آن، «تاثیرپذیر» نمی‌تواند باشد.

كیهان
آیت الله محمد هادی معرفت

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!