چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

مخفیگاه کاپا


مخفیگاه کاپا
عده کمی از متخصصان عکاسی از وجود "چمدان مکزیکی" آگاه بودند و آن هم مانند بسیاری از گنجینه‌های فرهنگی گم شده مدرن در میان افسانه‌ها و داستان‌ها پنهان شده بود؛ درست مثل دست‌نویس آثار اولیه همینگوی که در سال ۱۹۲۲ در ایستگاه قطار گم شد.
در این چمدان هزاران نگاتیو از عکس‌های رابرت کاپا، یکی‌از پیشگامان عکاسی جنگ مدرن، وجود داشت، او آنها را از جنگ داخلی اسپانیا گرفته بود. کاپا فکر می‌کرد که آنها در زمان حمله نازی‌ها گم شده‌اند و تا زمان مرگش در ویتنام هنوز همین تصور را داشت.
اما بعد‌ها جهانیان پی بردند که این نگاتیو‌ها به شکلی نجات پیدا کرده‌اند و نزد یک ژنرال و دیپلمات مکزیکی هستند. آنها بیش از نیم قرن در مکزیکوسیتی مخفی بودند تا یک ماه قبل که احتمالا در آخرین سفرشان به مرکز عکاسی منهتن- که برادر کاپا بنیانگذار آن بود منتقل شدند.
بعد از سال‌ها مذاکره خاموش و نامنظم با نوادگان ژنرال از جمله فیلمساز مکزیکی، آنها به محل مناسب نگهداری‌شان در بنیاد کاپا منتقل شدند. این فیلمساز اولین دفعه که عکس‌ها را در دهه ۱۹۹۰ دید به سرعت به اهمیت تاریخی آنها پی برد.
برایان وایس متصدی اصلی مرکز می‌گوید: "این واقعا جام مقدس کار‌های کاپاست." وایس علاوه بر نگاتیو‌های کاپا، چند جعبه عکس خاک گرفته‌ از جنگ ویتنام از گروا تارو، همکار و نامزد کاپا و دیوید سیمور معروف به چیم که همراه کاپا آژانس عکس مگنوم را بنیان گذاشت، پیدا کرد.
این کشف ابهامات زیادی در عالم عکاسی به وجود آورد و انتظار می‌رود که بتواند به تمام پرسش‌ها در مورد میراث مدفون کاپا پاسخ بگوید. آیا عکسی که یکی از معروف‌ترین کار‌های او و احتمالا یکی از معروف‌ترین عکس‌های جنگ جهان است فقط یک صحنه‌سازی است؟
"سرباز در حال افتادن" یک سرباز جمهوری‌خواه اسپانیایی را نشان می‌دهد که در اثر اصابت گلوله به سر یا سینه‌اش در حال پرت شدن به عقب است، زمانی که این عکس برای اولین بار در مجله فرانسوی "وو" چاپ شده، شور و هیجان زیادی به وجود آورد و به شکل‌گیری حمایت‌های گسترده‌ از جمهوری‌خواهان کمک کرد. ‌
هر چند ریچارد ویلن نویسنده زندگینامه کاپا، با دلایل متقاعدکننده‌ای احتمال جعلی بودن اثر را رد می‌کند، اما هنوز ابهامات به قوت خود باقی هستند. قسمتی از این شک به موضع سیاسی کاپا و تارو برمی‌گردد؛ آنها هیچگاه اعلام بی‌طرفی نکردند و از پارتیزان‌های کمونیست‌وفادار بودند و چیزی معروف به عکاسی صحنه‌های مائور یکی از تمرین‌های رایج آن زمان بوده است.
نگاتیو این عکس‌هیچگاه پیدا نشد. (مدت‌هاست که این عکس‌را از روی پرینت اولیه‌اش چاپ می‌کنند.) کشف حلقه عکسی که در آن عکس‌های قبل و بعد از این صحنه هم باشند، می‌تواند این بحث را برای همیشه تمام کند.
امــا اهـمـیــت ایـن کـشـف خـیـلـی بـیـش از یـافـتـن "دلایـل محکمه‌پسند" است. اینها آثار تکوینی عکاسی است که نقش محوری در نمایاندن چهره واقعی جنگ به ما داشت؛ ترس جنگ در آثار او به خوبی دیده شد. کاپا دائما این جمله را تکرار می‌کرد: "اگر عکس‌هایتان به اندازه کافی خوب نیستند، پس به اندازه کافی به سوژه نزدیک نشده‌اید." چهره کاپا معمولا شبیه به عکاسان جنگ جهانگرد بود؛ با سیگاری در گوشه لب و دوربین‌هایی که به لباس خود آویزان می‌کرد.
شجاعت او حتی سربازان را که سوژه‌‌هایش بودند، تحت‌تاثیر قرار می‌داد. در زمان جنگ داخلی او با همینگوی و اشتنبک زندگی می‌کرد. به همه چیز با اعتماد به نفس خاصی می‌نگریست. ویلیام سادویان در مورد کاپا می‌گوید: "فکر می‌کردم پوکر بازی است که عکس هم می‌گیرد." او هم مثل وارهول برای جلب توجه معاصرانش خیلی از مسائل زندگی‌اش را از خود درآورد.
"آندره فرید من" در مجارستان به دنیا آمد. او و تارو همدیگر را در پاریس دیدند و شخصی به نام "رابرت کاپا" عکاس معروف آمریکایی را خلق کردند. او به آنها در ماموریت گرفتن کمک کرد و به این رویا واقعیت بخشید. (تارو، عکاس آلمانی و نام اصلی او گرتا پوهریل است که در سال ۱۹۳۷ در اثر برخورد با تانک هنگام عکاسی کشته‌شد.) متصدیان مرکز بین‌المللی عکس‌می‌گویند شاید هیچ‌وقت داستان کامل این ۳۵۰۰ نگاتیو به مکزیک رفته، معلوم نـشـود.
در ۱۹۵۵ درسـت در زمـان بـرگـزاری نمایشگاهی از عکس‌های جنگ داخلی اسپانیا، جرالد گرین پروفسور کالج کویلیز که پشتیبانی این نمایشگاه را به عهده داشت، از یک فیلمساز مکزیکی نامه‌ای دریافت کرد. او نوشته بود که اخیرا صاحب آرشیو نگاتیو‌هایی شده است که عمه‌اش بارن از پدر خود به ارث برده بود. فرانسیکو آگیلار کونزالز ژنرالی بود که در اواخر دهه ۱۹۳۰ به عنوان دیپلمات در مارسی کار می‌کرد. در آنجا نیز نیرو‌های مکزیکی، هواداران جمهوریخوا‌هان، به پناهندگان ضدفاشیست‌کمک می‌کردند که از اسپانیا به مکزیک مهاجرت کنند.
تحقیقات ویلن و اطلاعاتی که متخصصان از منابع مختلف به دست آوردند، این احتمال را تقویت می‌کند که کاپا از ایمره ویز، دوست عکاس و متصدی لابراتوار مجارستانی‌اش خواست نگاتیو‌ها را نگه دارد. در آن زمان او در نیویورک بود ولی ترسید نگاتیو‌ها از بین بروند.
اعتقاد بر این است که ویز آنها را در چمدان گذاشته تا با خود به مارسی ببرد، اما در میان راه دستگیر و به زندانی در الجزیره منتقل شد. به طریقی این عکس‌ها به ژنرال آگیلار کونزالز رسید و او آنها را به مکزیک برد و در سال ۱۹۶۷ همانجا درگذشت. معلوم نیست که ژنرال صاحب عکس‌ها را می‌شناخته و محتوای آنها را تشخیص داده باشد؛ اما اگر هم می‌شناخت برای پیدا کردن کاپا و ویز هیچ تلاشی نکرد. اتفاقا ویز به طور کاملا تصادفی سر از مکزیکوسیتی درآورده بود و آنجا با نقاش سوررئالیست لئونارا کارتینگتن ازدواج کرد. (ویز اخیرا در دهه ۹۰ عمر خود درگذشت. نگاتیوهای کاپا سال‌ها مفقود بوده است تا اینکه نهایتا در سپتامبر سال گذشته در جریان برپایی نمایشگاهی از او در مکزیکو کشف شده است و از مخفیگاه کاپا بیرون آمده است.


منبع : روزنامه آفتاب یزد

مطالب مرتبط

تصویر گر زندگی امروز...


تصویر گر زندگی امروز...
عكاسی كه از لندن به ایران می آید تا از سوژه «عمل جراحی بینی» عكس تهیه كند، باید فتوژورنالیست تیزبین و جالبی باشد. این عكاس بسیاری از نقاط جهان را در پی سوژه هایی بسیار ویژه و بومی زیر پا گذاشته و شم شگفت انگیزی در یافتن موضوعات خاص برای تهیه مقالات تصویری دارد. مقاله تصویری زد نلسون فتوژورنالیست انگلیسی را درباره عمل جراحی بینی در ایران در مجله Geo دیدم و طی تماسی با او از وی خواستم از آنجا كه قصد تهیه مقاله ای درباره او و كارهایش را دارم به سئوالاتم پاسخ دهد و اطلاعاتی را در اختیارم قرار دهد. زد نلسون در لندن زندگی می كند، او با آژانس عكس IPG همكاری عمده ای دارد و بیشتر عكس هایش را به این آژانس می فروشد. كارهای او كه شامل تك عكس، مجموعه عكس و مقالات تصویری با موضوعات گوناگون می شود به طور وسیعی در بریتانیا و سراسر جهان منتشر شده است. از جنگ در سیرالئون تا گروه موسیقی رولینگ ستونز همه موضوعات و سوژه های متنوعی هستند كه در آثار نلسون به آنها پرداخته شده است اما مردم و دنیایی كه ما برای خودمان می سازیم اغلب موضوع اصلی عكس ها و نگرانی های او را تشكیل می دهد. عكس های نلسون را می توان «تصویر زندگی امروز» دانست. نلسون همان طور كه به ایران می آید تا از سوژه ای كه حتی در ایران هم بسیار خاص محسوب می شود، عكس بگیرد به آمریكا نیز سفر می كند و در مجموعه عكسی به نام «ملت تفنگ» درگیری بسیاری از مردم این سرزمین را با سلاح های گرم به تصویر می كشد.
این مجموعه عكس آنقدر با استقبال روبه رو شد كه نلسون را به فكر انتشار كتابی درباره آن انداخت. او طی سه سال عكاسی مستند از فرهنگ اسلحه در آمریكا به جای آنكه به موضوعات كلیشه ای مثل گروه ها و دسته های تبهكاران بپردازد به داخل اتاق نشیمن خانه ها، حیاط مدارس و اورژانس بیمارستان ها رفت تا ببیند مردم درباره اسلحه و استفاده از آن چه می گویند. نلسون در این باره می گوید: «می خواستم نشان دهم، تفنگ ها چطور تمام جامعه را تحت تاثیر قرار می دهند.» تصاویر این مجموعه این پارادوكس را حل می كنند كه چرا قوی ترین سمبل آزادی آمریكا در عین حال یكی از بزرگ ترین قاتلان نیز هست. در آمریكا سالانه بیش از ۳۰ هزار نفر از شهروندان به قتل می رسند. كتاب «ملت تفنگ» توسط انتشارات وست زون و با ۱۱۰ عكس از زد نلسون منتشر شده است. این كتاب در ۱۲ كشور توزیع شده و جایزه اول رقابت های ورلد پرس فتو سال ۱۹۹۸ را نیز نصیب نلسون كرد. جوایز دیگری كه به این مجموعه عكس تعلق گرفت عبارتند از جایزه Visa dشOr فرانسه ۱۹۹۸ و جایزه آلفرد آیزنشتات آمریكا ۱۹۹۹. شبكه ها و برنامه های تلویزیونی مختلف نظیر بی بی سی و اسكای نیوز انگلیس و گود مورنینگ آمریكا و چارلی رُز شو نیز با دعوت از نلسون به مجموعه عكس ها و كتاب «ملت تفنگ» پرداختند. نلسون در سال ۱۹۹۹ جایزه اول نیكون بریتانیا را هم از آن خود كرد.كارهای او تاكنون در مجلات مختلفی از جمله UK ساندی تایمز، آبزرورلایف، اسكوایر، مجله آمریكا تایم، مجله لایف (USA)، میك جگر، مجله اشترن،(USA)(Germany). به چاپ رسیده و منتشر شده اند. بحران های سیاسی - اجتماعی سومالی و قحطی در این كشور كه در سال ۱۹۹۲ جزو اخبار مهم در بریتانیا به شمار می رفت توسط زد نلسون به طور ویژه پوشش داده شد. در این سال ها او به كشورها و نقاط دیگری نیز سفر كرده و عكس و مقاله تهیه كرد، جنگ فراموش شده افغانستان،جنگ انتخابات در السالوادور، گسترش عمل جراحی بینی در ایران، لژیون خارجی فرانسه، ملت چاق، تگزاس سمی، عواقب نیویورك و خشكسالی اكلاهما از جمله مهم ترین عناوین ماموریت ها و مجموعه عكس های او در سال های اخیر هستند. در افغانستان و هنگامی كه سرگرم عكاسی بود از شلیك گلوله تعدادی از مبارزان جان سالم به در برد، اما همكار و مترجم او هر دو مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. نلسون به عكاسی پرتره نیز علاقه مند است و از مردم عادی و شخصیت های مختلف از جمله فیدل كاسترو، مارگارت تاچر و میك جگر از اعضای گروه موسیقی رولینگ ستونز پرتره های زیادی تهیه كرده است. او در دانشگاه ها و كالج های متعددی در بریتانیا و آمریكا به تدریس و ارائه دوره ها و دروس عكاسی و فتوژورنالیسم می پردازد و آثارش بر دیوار گالری ملی پرتره بریتانیا، موزه ویكتوریا و آلبرت، تالار فستیوال سلطنتی،موزه نیویورك، Oksnehallen كپنهاگ، گالری Westzone لندن و گالری انجمن لندن در معرض دید بازدیدكنندگان قرار گرفته است. نلسون در یكی از عكس های كتاب «ملت تفنگ» پدری را نشان می دهد كه با شلوار «لجنی» مخصوص نظامیان پسر كوچكش را در یك دست و هفت تیری را در دست دیگر گرفته و مصمم و خشمگین به دوربین نگاه می كند، در كنار عكسی كه در كتاب به چاپ رسیده از قول «مایك» پدر و صاحب هفت تیر نوشته شده «این حق قانونی من است كه برای محافظت از خانواده ام اسلحه داشته باشم» اما زیركی نلسون در تركیب بندی و انتخاب كادر موجب شده تا مخاطب تصور كند پدر هفت تیر را به سوی پسر كوچك خودش نشانه رفته است! انتخاب هوشمندانه كادرهایی كه نشان از حضور موثر عكاس در صحنه های مختلف دارند یكی از مشخصه های آثار زد نلسون به شمار می رود. در عكسی دیگر از همین مجموعه نلسون خانواده ای اهل لاس وگاس را نشان می دهد كه سرگرم امتحان و خرید یك اسلحه نیمه خودكار برای حفاظت از خود هستند، برادر بزرگ تر اما خردسال خانواده تحت نظر پدر مشغول امتحان اسلحه است و برادر كوچك تر با نگاهی مضطرب و نگران او را نگاه می كند، همه سرگرم كار خود هستند و حواس هیچكس به نلسون كه با دوربینش مدام در حال شلیك است، نیست! نلسون با حضور در اورژانس، تصاویر تكان دهنده ای از مجروحان و قربانیان خشونت و استفاده از سلاح در آمریكا را به ثبت رسانده كه هر بیننده ای را تحت تاثیر قرار می دهد. در مجموعه عكس دیگری به نام «لژیونرهای فرانسه» نلسون پا به پای لژیونرهایی كه تحت شرایط سخت و تمرینات طاقت فرسا قراردارند حركت می كند و از آنها و زندگی و تمرینات سختشان عكسبرداری می كند.لژیون خارجی فرانسه به خاطر تمرینات سخت و وحشیانه سربازان و پذیرش سربازان، فراریان و تبعیدی های سایر كشورها شهرت بدی دارد. این ارتش از مردانی كه چیزی برای از دست دادن ندارند تشكیل شده. در حال حاضر لژیون فرانسه به عنوان یك نیروی ویژه واكنش سریع در ارتش فرانسه شناخته می شود. مردانی كه وارد لژیون می شوند باید حداقل به مدت ۵ سال تحت شرایط سخت تمرینات طاقت فرسایی را پشت سر بگذارند. در بدو ورود پاسپورت آنها توقیف و نام جدیدی برای آنها انتخاب می شود و باید با زندگی گذشته شان خداحافظی كنند. در یكی از عكس های این مجموعه نلسون سربازانی را نشان می دهد كه در رودی در جنگل های مرزی برزیل و از زیر سیم های خاردار مشغول عبور از آب هستند. در این منطقه انواع خطر ها در كمین این كماندوها است، مارهای سمی، كروكودیل ها، مالاریا، زالوهای ۱۵ سانتی متری كه پوست را سوراخ و خون می مكند از جمله این خطرات به شمار می آیند. نلسون در این سفر همراه این سربازان و در كنار آنها بوده است. در عكس دیگری او سربازی را به تصویر كشیده كه در دل جنگل، ماری را به دست گرفته است. در مجموعه خشكسالی اكلاهما او دختربچه ۱۴ ساله ای را نشان داده كه رنج و اندوه در دستان زمخت و صورت آفتاب خورده اش آشكار است.نلسون در قلب آمریكا هم سوژه خودش را پیدا كرده است. نلسون برای عكاسی از ایران موضوع منحصر به فردی را انتخاب می كند.او به جای پرداختن به موضوعات و سوژه های سیاسی و اجتماعی كلیشه ای و نخ نمایی كه بسیاری از عكاسان ایرانی و خارجی در عكاسی از ایران تنها به آنها می پردازند موضوع خاص و رو به گسترش این سال ها را در جامعه ما انتخاب می كند و با نگاه تیزبین و دقیق خود به آن می پردازد. رضا دقتی عكاس بزرگ ایرانی در جاهای مختلفی این نكته را یادآوری كرده كه اكثر عكاسان ایرانی و خارجی كه ایران را موضوع كار خود قرار می دهند اكثراً كارهایی تكراری و كلیشه ای انجام می دهند و در این باره با مثالی می گوید: «اینها دوباره از چند خانم چادری كه از جلوی تابلو یا مكانی رد می شوند عكس گرفته اند!» البته زد نلسون هم از این قاعده مستثنی نیست و جمله «رضا» عكاس بزرگ جهان در مورد او هم صدق می كند! زد نلسون در مجموعه عكس هایش از ایران دقیقاً دو عكس طبق تعریف «رضا» گرفته است، اما موضوع اصلی او را در عكاسی از ایران یك سوژه ناب و تازه تشكیل می دهد: عمل جراحی پلاستیك بینی. نلسون در این مجموعه عكس هم بسیار نكته بین و دقیق بوده است. او به كافی شاپ ها، آرایشگاه ها و اماكن مختلفی در سطح شهر تهران رفته و ضمن اینكه در این باره با جوانان صحبت كرده، از آنها عكس هم گرفته است. نلسون حتی به اتاق عمل هم رفته و از مراحل مختلف عمل جراحی زیبایی بینی نیز عكس گرفته است. در یك عكس او جراحی را نشان می دهد كه با یك چكش كوچك مشغول ضربه زدن به قسمتی از بینی بیمار است . در عكس دیگری او تصویر دختر جوانی را نشان می دهد كه پس از عمل جراحی صورت و بینی خود را در آینه دستی كوچكی نگاه می كند و در حالی كه جراح با دماغ پهن خود مشغول خنده است او هم لبخند رضایت آمیزی از تصویر خود در آینه بر لب دارد! عكس دیگری از این مجموعه زن جوانی را نشان می دهد كه از طبقه متوسط جامعه است و پس از عمل در حالی كه همسرش دست او را گرفته و پدر و مادر مسنش او را همراهی می كنند در حال حركت است. در عكس دیگری همین زن جوان را در حالی كه قسمت زیادی از صورتش با چسب و باند پوشیده شده در روبه روی خود می بینیم، آیا واقعاً ارزشش را داشت؟
نلسون با هیچ یك از عكاسان ایرانی مقیم داخل و خارج ایران آشنایی ندارد و درباره علت و چگونگی انتخاب موضوع «عمل جراحی بینی در ایران» برای یكی از مقالات تصویری خود می گوید: مقاله ای را در این مورد در نیویورك تایمز خوانده بودم كه توجه مرا به خودش جلب كرد، ابتدا آن را به طور كامل باور نكردم اما فكر كردم اگر واقعیت داشته باشد داستان جالبی برای یك مقاله تصویری خواهد بود. آن موقع روابط بین آمریكا و خاورمیانه به شدت ضعیف شده بود و من احساس كردم تهیه چنین مقاله ای، نادرستی برخی اظهارنظر های غرب را در مورد كشور های اسلامی آشكار می كند و نشان می دهد چقدر فرهنگ و رفتار مردمان كشور های اسلامی و غربی شبیه هم است. زد نلسون هم مانند بسیاری از خارجیانی كه از ایران بازدید می كنند از برخورد گرم و دوستانه مردم شگفت زده شده و اقامت خود را در ایران لذت بخش و راحت توصیف می كند. او علاقه زیادی به بازگشت مجدد به ایران و بازدید از نقاط مختلف آن دارد، اما هنوز طرح و برنامه تعریف شده ای برای این سفر تهیه نكرده است. نلسون وضعیت سیاسی ایران را پیچیده ارزیابی می كند و درباره بازتاب مقاله تصویری عمل جراحی بینی در غرب می گوید: بسیار جالب و خوب بود، چون این مقاله نگاه كلیشه ای غرب را به ایران و مردمش نداشت و من فكر می كنم مردم با دیدن این تصاویر بیشتر متوجه شباهت های فرهنگی موجود میان خود و مردم ایران می شدند تا تفاوت ها، كه در این اوضاع و شرایط سیاسی بسیار خوب و ضروری است. نلسون هنوز از دوربین دیجیتال استفاده نمی كند و معتقد است: دوربین دیجیتال یك ابزار مفید و غیرقابل اجتناب است، اما من هم چنان در مقابل استفاده از آن مقاومت می كنم. به نظر من جایی كه سرعت و هزینه یك نیاز جدی و مطرح است «دیجیتال» به آرامی در حال پیشی گرفتن است. روزنامه ها و عكاسان ورزشی به طور عمده از این دوربین ها استفاده می كنند اما فتوژورنالیست هایی كه سوژه هایشان عمر طولانی تری دارند و كیفیت برای آنها عامل حیاتی به شمار می آید هنوز نیازی به عكاسی دیجیتال ندارند. اما واقعاً مزیت بزرگ ارسال فایل های دیجیتال و كپی كردن آنها را بدون افت كیفیت نمی توان نادیده گرفت. شخصاً ترجیح می دهم دوربین دیجیتال را برای تجربه و پیاده كردن ایده های ذهنی خودم خریداری و استفاده كنم. نلسون در پاسخ به پرسش ام در مورد وضعیت عكاسی خبری در انگلستان می گوید: بودجه ها پایین هستند و مجلات مایل به صرف پول زیاد برای تهیه مقالات گران قیمت به ویژه مقالات بین المللی نیستند. اینجا عكاس ها با جدیت كار می كنند و پول زیادی از فتوژورنالیسم عاید آنها نمی شود. در انگلستان شما به عنوان یك عكاس خبری باید تعهد بدهید، ایده های خوب ارائه كنید و از دیگر راه های عكاسی تجاری درآمدتان را سروسامان دهید. «ملت چاق» یكی دیگر از مجموعه عكس هایی است كه زد نلسون درباره انسان ها و زندگی آنها تهیه كرده است. انجمن ملی مساعدت در پذیرش چاق های آمریكا مراسم سالانه خود را برگزار می كرد و زد نلسون از فرصت استفاده كرد تا گوشه ای از زندگی و روابط این مردان و زنان بسیار بسیار چاق را به تصویر بكشد. نلسون از تمرینات، تفریحات و روابط این انسان های غول پیكر اما مهربان و خنده رو عكس های جالبی تهیه كرده است. نلسون به نگرانی های زیست محیطی و مسائلی كه محیط زیست بشر را تهدید می كند نیز پرداخته است. او در مجموعه مقالات تصویری «تگزاس سمی: میراث جورج دبلیو بوش» نشان می دهد كه چگونه سیاست های مالیاتی و صنعتی دولت بوش مناطق وسیعی از تگزاس را به نابودی كشانده است. او در این مقالات گوشه هایی از تاثیرات مواد آلاینده و شیمیایی سمی را بر زندگی و محیط زیست ساكنان این منطقه نشان داده است. مردم این منطقه در صحبت هایشان با نلسون اظهار عقیده كرده اند، تگزاس مدلی از آینده آمریكاست. در یكی از عكس های این مجموعه پسر بچه ۹ ساله ای نشان داده شده كه با استفاده از ماسك اكسیژن در حال تنفس است. نلسون از مادر این پسر بچه نقل قول كرده است «دلیل مشكل این پسر بچه و بسیاری از كودكان این منطقه «سوپ سمین است كه كارخانجات شیمیایی تگزاس در محیط رها می كنند» ارتباط با همه افراد و اعضای خانواده هایی كه سوژه عكاسی نلسون را تشكیل می دهند از دیگر شگرد ها و مشخصه های عكاسی اوست. در سال ۱۹۹۲ سومالی یكی از كانون های بحرانی بود كه در مركز توجه مردم و رسانه ها قرار داشت. در آن زمان زد نلسون از نزدیك عمق فجایع در حال اتفاق در سومالی را به تصویر می كشید. عكس های او از خشكسالی و بحران های سیاسی - اجتماعی سومالی در این دوره در جلب توجه و كمك مردم اروپا تاثیر شایانی داشت.

منصور نصیری


وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    غذاهاي «من درآوردي»
    غذای من‌درآوردی حاصل روزهای خستگی و بی‌حوصلگی است.البته نه همیشه. بعضی وقت ها هم از دیدن غذاهای باقی‌مانده روز گذشته حس ترکیب به وجود می‌آید.