شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ / Saturday, 17 November, 2018

مخفیگاه کاپا


مخفیگاه کاپا
عده کمی از متخصصان عکاسی از وجود "چمدان مکزیکی" آگاه بودند و آن هم مانند بسیاری از گنجینه‌های فرهنگی گم شده مدرن در میان افسانه‌ها و داستان‌ها پنهان شده بود؛ درست مثل دست‌نویس آثار اولیه همینگوی که در سال ۱۹۲۲ در ایستگاه قطار گم شد.
در این چمدان هزاران نگاتیو از عکس‌های رابرت کاپا، یکی‌از پیشگامان عکاسی جنگ مدرن، وجود داشت، او آنها را از جنگ داخلی اسپانیا گرفته بود. کاپا فکر می‌کرد که آنها در زمان حمله نازی‌ها گم شده‌اند و تا زمان مرگش در ویتنام هنوز همین تصور را داشت.
اما بعد‌ها جهانیان پی بردند که این نگاتیو‌ها به شکلی نجات پیدا کرده‌اند و نزد یک ژنرال و دیپلمات مکزیکی هستند. آنها بیش از نیم قرن در مکزیکوسیتی مخفی بودند تا یک ماه قبل که احتمالا در آخرین سفرشان به مرکز عکاسی منهتن- که برادر کاپا بنیانگذار آن بود منتقل شدند.
بعد از سال‌ها مذاکره خاموش و نامنظم با نوادگان ژنرال از جمله فیلمساز مکزیکی، آنها به محل مناسب نگهداری‌شان در بنیاد کاپا منتقل شدند. این فیلمساز اولین دفعه که عکس‌ها را در دهه ۱۹۹۰ دید به سرعت به اهمیت تاریخی آنها پی برد.
برایان وایس متصدی اصلی مرکز می‌گوید: "این واقعا جام مقدس کار‌های کاپاست." وایس علاوه بر نگاتیو‌های کاپا، چند جعبه عکس خاک گرفته‌ از جنگ ویتنام از گروا تارو، همکار و نامزد کاپا و دیوید سیمور معروف به چیم که همراه کاپا آژانس عکس مگنوم را بنیان گذاشت، پیدا کرد.
این کشف ابهامات زیادی در عالم عکاسی به وجود آورد و انتظار می‌رود که بتواند به تمام پرسش‌ها در مورد میراث مدفون کاپا پاسخ بگوید. آیا عکسی که یکی از معروف‌ترین کار‌های او و احتمالا یکی از معروف‌ترین عکس‌های جنگ جهان است فقط یک صحنه‌سازی است؟
"سرباز در حال افتادن" یک سرباز جمهوری‌خواه اسپانیایی را نشان می‌دهد که در اثر اصابت گلوله به سر یا سینه‌اش در حال پرت شدن به عقب است، زمانی که این عکس برای اولین بار در مجله فرانسوی "وو" چاپ شده، شور و هیجان زیادی به وجود آورد و به شکل‌گیری حمایت‌های گسترده‌ از جمهوری‌خواهان کمک کرد. ‌
هر چند ریچارد ویلن نویسنده زندگینامه کاپا، با دلایل متقاعدکننده‌ای احتمال جعلی بودن اثر را رد می‌کند، اما هنوز ابهامات به قوت خود باقی هستند. قسمتی از این شک به موضع سیاسی کاپا و تارو برمی‌گردد؛ آنها هیچگاه اعلام بی‌طرفی نکردند و از پارتیزان‌های کمونیست‌وفادار بودند و چیزی معروف به عکاسی صحنه‌های مائور یکی از تمرین‌های رایج آن زمان بوده است.
نگاتیو این عکس‌هیچگاه پیدا نشد. (مدت‌هاست که این عکس‌را از روی پرینت اولیه‌اش چاپ می‌کنند.) کشف حلقه عکسی که در آن عکس‌های قبل و بعد از این صحنه هم باشند، می‌تواند این بحث را برای همیشه تمام کند.
امــا اهـمـیــت ایـن کـشـف خـیـلـی بـیـش از یـافـتـن "دلایـل محکمه‌پسند" است. اینها آثار تکوینی عکاسی است که نقش محوری در نمایاندن چهره واقعی جنگ به ما داشت؛ ترس جنگ در آثار او به خوبی دیده شد. کاپا دائما این جمله را تکرار می‌کرد: "اگر عکس‌هایتان به اندازه کافی خوب نیستند، پس به اندازه کافی به سوژه نزدیک نشده‌اید." چهره کاپا معمولا شبیه به عکاسان جنگ جهانگرد بود؛ با سیگاری در گوشه لب و دوربین‌هایی که به لباس خود آویزان می‌کرد.
شجاعت او حتی سربازان را که سوژه‌‌هایش بودند، تحت‌تاثیر قرار می‌داد. در زمان جنگ داخلی او با همینگوی و اشتنبک زندگی می‌کرد. به همه چیز با اعتماد به نفس خاصی می‌نگریست. ویلیام سادویان در مورد کاپا می‌گوید: "فکر می‌کردم پوکر بازی است که عکس هم می‌گیرد." او هم مثل وارهول برای جلب توجه معاصرانش خیلی از مسائل زندگی‌اش را از خود درآورد.
"آندره فرید من" در مجارستان به دنیا آمد. او و تارو همدیگر را در پاریس دیدند و شخصی به نام "رابرت کاپا" عکاس معروف آمریکایی را خلق کردند. او به آنها در ماموریت گرفتن کمک کرد و به این رویا واقعیت بخشید. (تارو، عکاس آلمانی و نام اصلی او گرتا پوهریل است که در سال ۱۹۳۷ در اثر برخورد با تانک هنگام عکاسی کشته‌شد.) متصدیان مرکز بین‌المللی عکس‌می‌گویند شاید هیچ‌وقت داستان کامل این ۳۵۰۰ نگاتیو به مکزیک رفته، معلوم نـشـود.
در ۱۹۵۵ درسـت در زمـان بـرگـزاری نمایشگاهی از عکس‌های جنگ داخلی اسپانیا، جرالد گرین پروفسور کالج کویلیز که پشتیبانی این نمایشگاه را به عهده داشت، از یک فیلمساز مکزیکی نامه‌ای دریافت کرد. او نوشته بود که اخیرا صاحب آرشیو نگاتیو‌هایی شده است که عمه‌اش بارن از پدر خود به ارث برده بود. فرانسیکو آگیلار کونزالز ژنرالی بود که در اواخر دهه ۱۹۳۰ به عنوان دیپلمات در مارسی کار می‌کرد. در آنجا نیز نیرو‌های مکزیکی، هواداران جمهوریخوا‌هان، به پناهندگان ضدفاشیست‌کمک می‌کردند که از اسپانیا به مکزیک مهاجرت کنند.
تحقیقات ویلن و اطلاعاتی که متخصصان از منابع مختلف به دست آوردند، این احتمال را تقویت می‌کند که کاپا از ایمره ویز، دوست عکاس و متصدی لابراتوار مجارستانی‌اش خواست نگاتیو‌ها را نگه دارد. در آن زمان او در نیویورک بود ولی ترسید نگاتیو‌ها از بین بروند.
اعتقاد بر این است که ویز آنها را در چمدان گذاشته تا با خود به مارسی ببرد، اما در میان راه دستگیر و به زندانی در الجزیره منتقل شد. به طریقی این عکس‌ها به ژنرال آگیلار کونزالز رسید و او آنها را به مکزیک برد و در سال ۱۹۶۷ همانجا درگذشت. معلوم نیست که ژنرال صاحب عکس‌ها را می‌شناخته و محتوای آنها را تشخیص داده باشد؛ اما اگر هم می‌شناخت برای پیدا کردن کاپا و ویز هیچ تلاشی نکرد. اتفاقا ویز به طور کاملا تصادفی سر از مکزیکوسیتی درآورده بود و آنجا با نقاش سوررئالیست لئونارا کارتینگتن ازدواج کرد. (ویز اخیرا در دهه ۹۰ عمر خود درگذشت. نگاتیوهای کاپا سال‌ها مفقود بوده است تا اینکه نهایتا در سپتامبر سال گذشته در جریان برپایی نمایشگاهی از او در مکزیکو کشف شده است و از مخفیگاه کاپا بیرون آمده است.


منبع : روزنامه آفتاب یزد

مطالب مرتبط

معرفی ولف گانگ تیلمانس

معرفی ولف گانگ تیلمانس
مجموعه عكس‌های ولف گانگ تیلمانس باعث می‌شود تا واقعیت یك گذشته بازسازی شده را احساس كنید. هر تصویر به تنهایی به لحظه خاصی كه نشانه آن است اشاره می‌كند، در حالی كه تعداد زیادی از این تصاویر در كنار هم، نقاط اشتراك متعدد عكاس و دیگران را نشان می‌دهد. در موزه هنر یوكوهامای ژاپن تنها اینستالیشن تیلمانس با موضوع نمایشگاه - چشم انداز قطعی: بین توهم و واقعیت - هماهنگ بود. عكس‌های الكس و لوتس كه روی شاخه‌های درخت نشسته‌اند یا در ساحل شنی به آغوش هم پناه برده‌اند، در كنار تصاویری از میوه، لباس و نمایی هوایی از مردابی كه از آشغال‌های صنعتی پدید آمده، تجربه‌ای تمام عیار را نشان می‌دهد. این خود حاكی از ذهنیتی است كه اجزای ظاهراً بی‌ربط را در كلیتی منسجم به هم پیوند می‌دهد. با این حال چیدمان عكس‌ها اجازه می‌دهد تا بتوان روابط متعددی بین عكس‌ها برقرار كرد. این تنش بین جبر و آزادی شما را مشتاق می‌كند تا در جستجوی چشم‌انداز كامل خود عكسی را برای شروع انتخاب كنید.
با این همه یك چشم انداز كامل چیست؟ من فكر می‌كنم چنین چشم‌اندازی باید مفهوم ویژه‌ای را در بر داشته باشد. بهتر است اهمیت تاریخی نداشته و با استانداردهای مرسوم، خوش منظره نشده باشد. می‌تواند تصویری باشد كه اتفاقی توجه شما را جلب می‌كند و شما را وادار می‌كند كه بایستید و به دنیا جور دیگری نگاه كنید. این تصویر كه در ارتباط با زمان، مكان و اشخاص، به خاطر سپرده شده، تبدیل به تصویری می‌شود كه نگاه شما به اشیا را تغییر می‌دهد. حتی می‌شود گفت كه مجموعه‌ای از این تصاویر ممكن است هویت یك نفر را شكل دهند. عكس‌های تیلمانس تصاویری را نشان می‌دهند كه هویت آدم‌ها را بسته به این‌كه چگونه در چشم‌انداز جای گرفته‌اند، آشكار می‌كند.
مدل‌هایش كه زیبایی خاصی از آن‌ها می‌تراود در ساحل، جنگل یا شب هنگام در خیابان دیده می‌شوند. زیبایی كه به نظر می‌رسد از زمان و مكان آن تصویر جدا نشدنی است. تیلمانس برای ایجاد فضای خاصی كه مدل را احاطه می‌كند، خود را در اختیار نور، رطوبت و حتی دمای هوا قرار می‌دهد تا از آن لحظه تصویری تمام عیار شكل دهد.
روش او ذاتاً با سنت رایج عكاسی مْد در صحنه آرایی، بت‌سازی از بدن و ادا و اطوارهای مدل‌ها برای ایجاد توهم متمایز بودن متفاوت است. عكس‌های او در آدم احساس دیدن جایی آشنا یا گذراندن لحظات صمیمانه مشابهی با دوستان را پدید می‌آورد و این وامدار این واقعیت است كه با استفاده به جا از فاصله، حضور او در عكس‌هایش همیشه حس می‌شود اما نه مثل كسی كه یواشكی دید می‌زند بلكه با احساس همدلی شدیدی نسبت به كسانی كه از آنها عكس می‌گیرد. در كرِگ (‌۱۹۹۲) نور ملایمی كه ملاحت صورت پسر را مشخص می‌كند، حاكی از رابطه دوستانه او با عكاس است در حالی‌كه درbournemouth ، نرده‌ای كه در پیش زمینه فاصله بین عكاس و پسرهایی را كه بازی‌گوشانه در ساحل كشتی می‌گیرند، مشخص می‌كند بیانگر شناخت مالیخولیایی او از فاصله است كه ناگزیر آن‌ها را از خود جدا می‌كند تا اشتیاق خود را برای رسیدن به آنها نشان دهد.
به نظر بعضی از نظریه پردازان، درك فاصله - تمایز - اولین آسیب بازنمایی عكاسانه است. رولان بارت در اتاق روشن می‌گوید صحت تصویر- شباهت ظاهری آن به سوژه عكاسی شده - بازیافتن حقیقت سوژه را غیر ممكن می‌سازد چرا كه عكاسی تصویری تخت را جایگزین وجود پیچیده شخص می‌كند. تنها هاله فرد كه تصادفاً عكاسی بی‌تكلف آن را در لحظه از خود رها‌شدگی معصومانه سوژه ثبت كرده است، جوهره معنوی او را احیا می‌كند.
اما برای بارت حتی «هاله» جزء سركش هویت است كه بر تفاوت علاج ناپذیر تصویر با زندگی دلالت می‌كند. بارت محدودیت موقتی عكاسی را ناشی از «سكون» آن می‌داند و عكاسی و فیلم را یك دوگانه آشتی ناپذیر تشخیص می‌پندارد. او استدلال می‌كند در حالی‌كه یك عكس زمان را در تختی محدود كننده‌اش منجمد می‌كند - هیچ فضایی، مطلقاً هیچ، نمی‌تواند به آن اضافه شود - دم و دستگاه فیلم استقلال تصویر را با قرار دادن آن در جریانی كه آن را بی‌وقفه به چشم اندازهایی دیگر سوق می‌دهد، نابود می‌كند. با از دست دادن این «میل»، عكاسی «بدون آینده» است كه نه تنها «هرگز از جنس خاطره نیست» كه حتی «راه را بر آن می‌بندد.»
تیلمانس آشكارا با درك تاخیر یا فاصله، بازنمایی‌اش را تكمیل می‌كند و همه ادعاهای بارت را درباره محدودیت عكاسی به چالش می‌طلبد. به لحاظ فنی، فاصله و تأخیر، با محو كردن عمدی جزئیات و تركیب بندی (Low - angle) در عكس‌های منظره‌اش نشان داده شده است. اما مالیخولیای جدایی اغلب در تأثیر كلی یا «هاله‌»ی صحنه نمایش داده می‌شود. نمایش مدل‌هایش به عنوان جز ضروری یك چشم‌انداز نه تنها سبب می‌شود یك تجربه به طور كامل به بیننده منتقل شود كه دلبستگی عكاس به لحظه‌ای كه در آن سهیم شده را نیز بیان می‌كند. به عبارت دیگر« تصویر» او اگرچه به خودی خود جذاب است، با این وجود اشاره به فقدانی دارد كه برای اتمام معنا نیازمند توضیح بیشتری است.
بیان فاصله در عكس‌های تیلمانس یادآور فیلم‌های جاده‌ای اولیه ویم وِندرس و ژاك ریوت است كه با حركت دوربین و شیوه تدوینشان كه تغییر فاصله را به اختصار نشان می‌دهد، حس حركت را به طور فیزیكی منتقل می‌كنند.
غالباً با بازی با تصاویر محو و واضح و گاه با گنجاندن جزئیاتی در پس زمینه كه توجه را جلب می‌كند، عكس‌های تیلمانس راهكار ریوت را به كار می‌گیرند كه با جای دادن اشیائی با رنگ روشن یا متحرك (و در نتیجه محو) در پس زمینه بیننده را وادار می‌كند تا اتفاقی بودن حركت قهرمان در پیش زمینه را بپذیرد. در كار هر دو، گذرا بودن زمان حال و بی ثباتی وضعیت فردی كه در تصویر حضور دارد، احساس می‌شود.
نمایش این عكس‌ها در كنار هم، حس‌گذار را كه در تك عكس‌های او هم كاملاً احساس می‌شود، تشدید می‌كند. چاپ bubble-jet این تأثیر را بیشتر هم می‌كند. محو شدن‌ها، رنگ‌های بی حال و بافت‌های درشت كه ویژگی این نوع چاپ است، شبیه ظاهر شدن و محو شدن یك تصویر است كه سبب می‌شود بیشتر بخواهید آن را درك كنید و به آن دست یابید.
نازكی و شكنندگی كاغذهایی كه تصاویر روی آنها چاپ شده است، در برابر ایده عكس به مثابه‌ی شیئ، مقاومت می‌كند. بنابراین با تصاویر در عكس‌های تیلمانس مثل كارهای تمام شده برخورد نمی‌شود بلكه آنها دریچه‌ای هستند به جایی كه در آن گذشته و آینده‌ی بیننده با هم رودررو می‌شوند. پشت سرهم دیدن این تصاویر تأثیرگذار كه انگار ما را از ورای كاغذ نازك به پستوی خاطره می‌كشاند، مثل جلو و عقب رفتن در زمان است. شما با تخلیه شدید انرژی عاطفی، درگیر ودار تعقیب زمان احساس می‌كنید كه وجودتان دوباره زنده شده است. به این ترتیب عكاسی تیلمانس با قدرت تجدید خاطره كه مرجع، خود را فراتر از یك بازنمایی صرف وسعت می‌بخشد بر محدودیت یك تصویر عكاسانه غلبه می‌كند.
چه چیزی خلق چنین ماشین خاطره‌ای را ممكن می‌كند؟ به نظر می‌رسد كه عزم تیلمانس برای حفظ خصوصیات زندگی فردی از مضمحل شدن در گذر زمان، با وارد كردن عناصر ناپایدار آنها به عكاسی‌اش پاسخ این سؤال باشد. او حتی وقتی از یك شیئ خاص هم عكاسی می‌كند، شیوه خود را تغییر نمی‌دهد. در حقیقت او در عكس‌های كنكورد كه در یك كتاب منتشر شد، هم‌چنان شیوه بی‌پیرایه اگرچه هیجان‌انگیز خود را حفظ می‌كند.
كتاب با گرفتن رد پرواز هواپیمای مشهور كنكورد مثل یك سكانس سینمایی، در آسمانی كه رنگ‌های متغیرش گذشت زمان را نشان می‌دهد، با بازنمایی زمان به شیوه‌ای مونه وار و دنبال كردن تغییر وضعیت یك شیئ منفرد به پایان می‌رسد. مهم‌تر از همه هیئت كوچك كنكورد - كه گاهی با توده طلایی دود تعقیب می شود و در پهنه وسیع آسمان یا بالای نوك درختان و ساختمان‌ها تشخیص داده می‌شود، خاطره یك نظر دیدن هواپیما یا پرنده‌ای در دوران كودكی را زنده می‌كند كه با هیجان كشف و غم و حسرت گم كردن آن در فراسوی افق كامل می‌شود. كنكورد در عین حال كه تصاویر قابل ملاحظه‌ای را از سوژه‌اش ارائه می‌كند، در تحقق رسالت تیلمانسی پیوند اكنون و گذشته بیننده نیز موفق است.
بارت می‌گوید كه تشخیص واقع نمایی - شباهت - در عكسی از مادر محبوبش، بیش از پی بردن به این‌كه تصویر‌های عكاسی به او شباهت ندارند، او را آزار می‌دهد. برای او نگاه كردن به عكاسی در جستجوی تمامیت (هویت) یك نفر، تكرار بی پایان انتظار و ناامیدی است.

وبگردی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی - با اینکه عوامل اطلاعاتی عربستان، پیش از آغاز عملیات بازداشت و قتل خاشقجی، دوربین‌های امنیتی را از کار انداختند، اما روز گذشته تصاویر زیر در شبکه‌های اجتماعی و همچنین برخی سایت‌های عربی مخالف رژیم سعودی منتشر شده است. هنوز مشخص نیست که این تصاویر، واقعاً مربوط به این جنایت است، یا اینکه آن را شبیه‌سازی و صحنه‌سازی کرده‌اند. و همینطور هیچ مرجع رسمی این تصاویر را تایید نکرده است.
ظریف چه گفت؟ / پولشویی در کشور چگونه انجام میشود؟
ظریف چه گفت؟ / پولشویی در کشور چگونه انجام میشود؟ - داستان دلواپسانی که منافع جناحی را بر مصالح مردم و نظام ترجیح می دهند را ببینید.
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا!
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا! - پس از دیدار پرسپولیس و کاشیما، در اولین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی تغییرات محسوس و عجیبی نسبت به دیدار فینال آسیا دیده می‌شود.
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.