جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Friday, 27 April, 2018

رابطه مهجوریت قرآن و مهجوریت اهل بیت(ع)


رابطه مهجوریت قرآن و مهجوریت اهل بیت(ع)
● پیوند قرآن و عترت
حدیث ثقلین (۱) از احادیث معتبر و متواتری است که مورد اتفاق راویان و محدّثان جهان اسلام بوده و در منابع شیعه و اهل سنّت، از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ به گونه ای که بزرگان درباره آن، کتاب های جداگانه تألیف کرده اند. این حدیث که در موارد گوناگون با تعابیر مختلف، از پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است، رقم آن متجاوز از صد روایت می باشد.(۲) رسول گرامی اسلام در این حدیث می فرماید:
«انّی تارک فیکم الثّقلین: کتاب الله عزّوجلّ و عترتی اهل بیتی، ألا و هما الخلیفتان من بعدی، و لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض (۳)؛ من در میان شما دو وزنه وزین به یادگار می گذارم: کتاب خدای عزّوجلّ و عترتم.(۴) آگاه باشید که این دو، جانشینان پس از من هستند، و هیچ گاه از هم جدا نشوند تا در کنار حوض «کوثر» بر من وارد شوند.»
قرآن و عترت، عصاره نبوّت و تداوم بخش رسالت هستند که هدایت بشر را تا قیامت تضمین می کنند و عدم حضور این دو گوهر متّحد در جامعه انسانی، مایه گسستن رشته نبوّت و مستلزم دائمی نبودن رسالت است؛ زیرا در این صورت، ثمره رسالت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم مرتفع شده و این، در حالی است که پیامبر دیگری هم نخواهد آمد.
اعلام جدایی ناپذیری ثقلین، خبری غیبی است که لازمه صدق و صحّت آن، بقای امام معصوم تا قیامت، عصمت امام، علم امام به معارف و حقایق قرآنی و همچنین اشتمال قرآن بر احکام و معارف ضروری و سودمند برای بشر و مصونیت قرآن از گزند تحریف است.(۵)
در مورد فلسفه ضمیمه کردن عترت به شریعت و کتاب آسمانی از سوی آورنده شریعت، باید گفت که: این مسأله ناشی از عمیق بودن قرآن و نیازمندی شریعت به مفسّر است. در مقام تمثّل می توان گفت: گاه ما یک کالای مصرفی را از کشوری وارد می کنیم که استفاده از آن نیازی به آموزش ندارد؛ بنابراین همراه کالا، نیروی آموزش دهنده وارد نمی کنیم. اما چنانچه بخواهیم یک کارخانه برای تولید کالاهای مصرفی خود وارد نماییم، بدون شک باید از سوی کشور صادر کننده، افراد متخصّص برای نصب، راه اندازی و آموزش همراه کارخانه به کشور وارد کننده، فرستاده شوند و برای مدّت طولانی آموزش دهند.
مسأله امامت و جانشینی به معنای «مرجعیت دینی اسلام» که پیغمبر اکرم در حدیث متواتر «ثقلین» آن را مورد توجّه قرار داده است، بیانگر این است که فهم ساده عرفی که هر عرب زبان آن را می داند، برای تفسیر و فهم قرآن و توضیح و تشریح اهداف، معارف و مقررات آن کافی نیست. بی توجّهی به این مسأله و اعتقاد به «حسبنا کتاب الله» انحراف های زیانباری به وجود آورد که پیدایش اختلافات گوناگون مذهبی و نزاع های سیاسی و جنگ های خونین بسیار، از آن جمله است.
بنابر آنچه گفته شد، عمیق بودن قرآن و نیازمندی آن به تفسیر، معرّفی اهل بیت علیهم السلام به عنوان متخصّصان و کارشناسان شریعت، برای توضیح و تشریح کتاب آسمانی را ضروری می سازد و ضمیمه شدن اهل بیت به عنوان «ثقل اصغر» به «ثقل اکبر» در حدیث شریف ثقلین، در همین راستا صورت گرفته است.(۶)
حضرت علی علیه السلام می فرماید:
«عترت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم جایگاه اسرار خداوندی، و پناه گاه فرمان الهی، و مخزن علم خدا، و مرجع احکام اسلامی، و نگهبان کتاب های آسمانی، و کوه های همیشه استوار دین خدایند. خدا به وسیله اهل بیت علیهم السلام پشت خمیده دین را راست نمود و لرزش و اضطراب آن را از میان برداشت.
کسی را با خاندان رسالت نمی شود مقایسه کرد و آنان که پرورده نعمت هدایت اهل بیتِ پیامبرند، با آنان برابر نخواهند بود. عترت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم اساس دین، و ستون های استوار یقین می باشند. شتاب کننده، باید به آنان باز گردد و عقب مانده، باید به آنان بپیوندد؛ زیرا ویژگی های حقّ ولایت، به آنها اختصاص دارد و وصیت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نسبت به خلافت مسلمین و میراث رسالت، به آنها تعلّق دارد. هم اکنون (که خلافت را به من سپردید)، حق به اهل آن بازگشت، و دوباره به جایگاهی که از آن دور مانده بود، بازگردانده شد.»(۷)
امام سجّادعلیه السلام پیوند قرآن و ائمّه را این گونه تبیین فرموده است:
«فالإمام یهدی الی القرآن والقرآن یهدی الی الإمام (۸)؛ امامت، روشنگر علوم و رموز قرآن و قرآن، بیانگر امامت است.»
● تفکیک ناپذیری قرآن و عترت
جدایی ناپذیری ثقلین، بدین معنا نیست که امام علیه السلام همواره مصحفی را به همراه خود داشته باشد؛ بلکه مقصود، عدم انفکاک امامت و وحی قرآنی از یکدیگر است؛ امامان علیهم السلام مبیّن و مفسّر قرآن کریم و شارح جزئیات و تفاصیل و نحوه اجرای کلّیات آن هستند و قرآن نیز انسان ها را به معصومان علیهم السلام ارجاع و به سنّت آنها ارج می نهد.
اگر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در حدیث ثقلین از جدایی ناپذیری ثقلین سخن نمی گفت، جای توهّم بود که تمسّک به هریک، به تنهایی برای هدایت بشر کافی است؛ اما بخش پایانی حدیث (لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض)، بر خلاف این پندار باطل، قرآن و عترت را به عنوان حجّت مستقل مطرح می کند که در مدار تبیین دین کامل؛ یعنی دین قابل اعتقاد و عمل، به هم بستگی دارند و هیچ کدام از دیگری مستغنی نیستند.
قرآن و عترت برای ارایه دین کامل و صالح برای اعتقاد و عمل، دو ثقل متّحدند و بر اساس حدیث ثقلین، عترت منهای قرآن «عترت منهای عترت» خواهد بود و همچنین قرآن منهای عترت به منزله «قرآن منهای قرآن» خواهد بود. پس، قرآن و عترت در ارایه دین جامع، به منزله یک «حجّت الهی» هستند.(۹)
به عبارت دیگر: مقصود پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم از جدایی ناپذیری قرآن و عترت، این نیست که این دو خودشان راهشان را از هم جدا نمی کنند، بلکه مقصود، این است که تمسّک به این دو از یکدیگر تفکیک نمی پذیرد. هرکه بخواهد بگوید: «حَسبُنا کِتابُ اللهِ» چنانکه برخی در صدر اسلام می گفتند، و یا بگوید: «حَسْبُنا ما رُوِیَ لَنا مِنْ أَهْلِ الْبَیتِ»، آنچنان که اخباریین گفتند، و بخواهند به این وسیله میان آنها تفکیک نمایند، بدانند که میسّر نیست.(۱۰)
قرآن، کتابی است که باطل در آن راه ندارد(۱۱)؛ با توجّه به بهره مندی اهل بیت از مقام عصمت، در گفتار و رفتار آنان نیز باطل راه نمی یابد. زیرا خدای متعال آنها را از هر نوع پلیدی پاک و پاکیزه گردانیده است.(۱۲)
بنابراین، قرآن و عترت در «حق» بودن یکی هستند و میان آنها جدایی معنا ندارد. بدین جهت، تلاش شیطان و شیطان صفتان در جدایی میان قرآن و عترت، به دوری خود آنها از حق خواهد انجامید. زیرا آن که از حق جدا شود، بدون شک در دام باطل خواهد افتاد.
● مهجوریت قرآن و اهل بیت علیهم السلام
در آیه ۳۰ سوره فرقان، شکایت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم از امّت اسلام در مورد مهجوریت قرآن، این گونه بیان شده است:
«وَقَالَ الرَّسُولُ یَرَبِ ّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُواْ هَذَا الْقُرْءَانَ مَهْجُورًا»؛ با استفاده از کلمه «اتّخذوا»، می توان گفت: مقصود از مهجوریت، ترک گفتن و وانهادن نیست؛ زیرا قوم رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم قرآن را ترک نگفته اند، بلکه آن را در اختیار گرفته و به آن دست یافته اند؛ ولی مسأله این است که این در اختیار گرفتن به گونه ای است که در اثر عدم درک صحیح و شناخت اصولی و عدم استفاده شایسته و بایسته، قرآن عملاً مهجور و متروک مانده است؛ بنابراین، معنای « اتَّخَذُواْ هَذَا الْقُرْءَانَ مَهْجُورًا»؛ یعنی قرآن را به مهجوریت گرفتند.
مهجور کردن قرآن؛ یعنی روی گردانی و دوری از آن، در حالی که مهجور گرفتن قرآن؛ یعنی پرداختن به قرآن ولی به گونه ای که اگر چه در ظاهر بوی توجّه و استفاده به مشام می رسد، امّا حقیقت مطلب این است که از آن استفاده شایسته و بایسته، به عمل نیامده و قرآن، بیگانه و ترک شده است.(۱۳)
قرآن کتاب زندگی، هدایت و انسان سازی است. بنابراین، قراردادن قرآن در هاله ای از قداست، اکتفا به تلاوت، عدم استفاده صحیح و به جا از آن و بی توجّهی به نقش هدایتگری قرآن که منجر به خارج ساختن آن از صحنه زندگی می شود، «مهجور ساختن قرآن» به شمار می رود. امام خمینی قدس سره در این زمینه می فرماید:
«در قرآن همه چیز است، لکن مع الأسف، استفاده از آن نکرده ایم و مسلمین مهجورش کرده اند؛ یعنی استفاده ای که باید از آن بکنند، نکرده اند.»(۱۴)
با توجّه به آنچه در مورد مهجوریت قرآن گفته شد، مهجوریت اهل بیت علیهم السلام نیز روشن می شود: مراجعه نکردن به اهل بیت علیهم السلام به منظور تبیین و تفسیر آیات قرآن، بی توجّهی به جایگاه امامت و هدایتگری آنان در جامعه، پیروی نکردن از آنها آن گونه که شایسته است و... از مصادیق «مهجور ساختن اهل بیت» به شمار می رود.
پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم اقداماتی صورت گرفت تا اهل بیت علیهم السلام به عنوان شارحان و مفسّران واقعی قرآن، مهجور واقع شوند. اعراض از اهل بیت، موجب بزرگ ترین شکاف در میان مسلمانان شد و دوری از دستورات قرآن و متروک شدن بسیاری از معارف قرآن را به دنبال داشت. ائمّه اطهارعلیهم السلام، به عنوان قرآن ناطق و تبیین کننده احکام و معارف کتاب خدا، رابطه جدایی ناپذیری با قرآن کریم دارند. از این رو مهجوریت قرآن، زمانی بروز آشکاری خواهد داشت که ائمّه در جامعه مهجور باشند. به همین مناسبت در زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه می خوانیم: «... وأَصْبَحَ کتاب الله بفقدک مهجوراً(۱۵)؛ کتاب خدا با فقدان تو مهجور گشت.»
و نیز در زیارت آن حضرت می خوانیم: «السلام علیک یا صاحب المصیبة الرّاتبة لقد اصبح کتاب الله فیک مهجوراً و رسول الله فیک محزوناً(۱۶)؛ درود بر تو ای صاحب مصیبتِ جاودان، که کتاب خدا در مورد تو مهجور و رسول خدا برای تو محزون گشت.»
اینک به مهم ترین اقداماتی که بر اساس سیاست جداسازی قرآن و اهل بیت و نیز مهجوریت اهل بیت علیهم السلام صورت گرفته است، اشاره می کنیم:
۱) جلوگیری از انتقال حکومت به ائمّه علیهم السلام
اسلام، دین کامل، پویا و جاویدی است که از کوچک ترین مسائل فردی تا مهم ترین مسائل سیاسی و اجتماعی را برای جوامع بشری تبیین نموده است، که کلّیات آن در قالب قرآن کریم آمده است. بسیاری از احکام و دستورهای این کتاب آسمانی مربوط به مسائل سیاسی، اجتماعی و حکومتی است که اجرای آنها در جامعه اسلامی، رشد و بالندگی مسلمانان و عدالت، امنیت و سعادت را به دنبال خواهد داشت. نظر به این که پس از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم، مفسّران حقیقی قرآن کریم، ائمّه اطهارعلیهم السلام می باشند، بدون شک آنان مناسبت ترین و شایسته ترین افراد برای تشکیل حکومت و اجرای فرامین آن به شمار می روند.
جلوگیری از انتقال حکومت به اهل بیت علیهم السلام و تبدیل «خلافت اسلامی» به «سلطنت موروثی» موجب شد بسیاری از احکام سیاسی - اجتماعی اسلام معطل بماند و قرآن از صحنه اجتماع و حکومت خارج شده و به مساجد، مدارس و کنج خانه ها اختصاص یابد. ادامه این وضع در طول تاریخ، سبب شد اکثریت مسلمانان در تشخیص حکومت، دچار اشتباه شوند و همان حکومت ها را «حکومت اسلامی» بیندیشند. و در کتاب هایی که نویسندگان اهل سنّت درباره نظام سیاسی اسلامی نوشته اند، تحت تأثیر شرایط زمانی و مکانی خود واقع شده و به جای این که اصل حکومت اسلامی و سیستم سیاسی آن را بر مبنای «قرآن» و «سنّت» تشریح کنند، حکومت زمان خود را توجیه کرده و به آن مشروعیت بخشیده اند.(۱۷)
۲) جلوگیری از نشر احادیث
خداوند متعال، اعتقادات، اخلاقیات و احکام اسلام را در دو مجموعه «قرآن و سنّت» قرار داده و به بشریت ابلاغ فرموده است؛ به گونه ای که قرآن، رؤوس مطالب و کلّیات حقایق و احکام اسلام را در بر دارد و شرح و بیان آن به عهده پیامبراکرم و ائمّه اطهارعلیهم السلام می باشد.
قرآن کریم، پیروی از اوامر و نواهی پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را لازم شمرده و فرموده است: «وَ ما ءَاتَیکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَیکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»(۱۸)؛ «آنچه را رسول خدا برای شما آورده، بگیرید (اجرا نمایید) و از آنچه نهی کرده، خودداری کنید.» در روایات (۱۹) بسیاری پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم مسلمانان را به نوشتن احادیث خود، تشویق فرموده اند؛ چرا که مفاهیم آنها از جانب خداوند نازل گشته و بعد، از طرف ایشان در قالب جملاتی شکل گرفته است که به عنوان «حدیث و روایت» نامیده می شود و بدین سان، سنّت پیامبر همدوش و برابر با قرآن است. آن حضرت در حدیثی می فرماید: «مبادا بشنوم کسی از شما حدیثی از من برای کسی نقل کند و او در حالی که به تکیه گاه خویش تکیه کرد، بگوید: قرآن برایم بخوان. و از قرآن بیاورد.»(۲۰)
از آخرین لحظات عمر آن حضرت تا عصر حکومت اموی، بر اساس این طرح سیاسی عمل می شد که: «حدیث نگویید، روایت نخوانید و ننویسید. قرآن، ما را کافی است.»
یکی از علّت های منع «نشر حدیث» این بود که زورمندان امّت، از نقل حدیث و گفتارهای پیامبر جلوگیری می کردند تا اسلام حقیقی را از مسیر اصلی خود دور کنند و نیز می ترسیدند که از پیامبر مطلبی به جای ماند که سدّ راه منافع و خواسته های آنها شود و آرزوها و آمال سالیان درازشان بر باد رود.(۲۱)
در اجرای سیاست منع حدیث - که حدود صد سال به طول انجامید - غیر از مکتب اهل بیت علیهم السلام کسی جرأت نوشتن و نقل احادیث پیامبر را نداشت. احادیث پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت علیهم السلام همچنان متروک بود تا این که امام باقر و امام صادق علیهما السلام در دورانی که امویان و عباسیان بر سر تصاحب قدرت، گرفتار یکدیگر شده بودند، فرصت یافتند احادیث پدرانشان را احیا و آثارشان را تجدید نمایند.
۳) تحریف معنوی آیات قرآن
تداوم سیاستِ منع نشر حدیث و اکتفا به قرآن و کنار نهادن مفسّران حقیقی قرآن، زمینه را برای سوء استفاده و تحریف معنوی آیات قرآن فراهم ساخت و مکتب خلفا اطاعت از آنان را به عنوان یک فریضه بزرگ اسلامی دانستند و چنین معتقد شدند که: «اولی الأمر» در آیه «أَطِیعُواْ اللهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلِی الْأَمْرِ مِنکُمْ»(۲۲)، همان خلفاء رسمی می باشند که اطاعتشان به فرمان خدا واجب است. و در این رابطه به احادیثی که در آنها اطاعت از حکّام در همه حال لازم و واجب شمرده شده بود، استناد کرده و آنها را به پیامبر نسبت دادند. و تبلیغ نمودند که: خلفاء رسمی، همه خلفاء خدا هستند، و هرچه فرمان می دهند، اطاعت آن فرض و واجب است.
این عامل مؤثّر و قوی، موجب شد تا پیروان مکتب خلفا، نظرات آنان را اگرچه بر خلاف احکام مسلّم اسلام هم باشد، بپذیرند، و بدان جامه عمل بپوشانند. در این جا نمونه هایی از اعتقاد مسلمانان را در فرمان برداری مطلق از خلیفه، در ضمنِ حوادث تاریخی، از نظر می گذرانیم:
الف) حَجّاج پس از پیروزی بر مکّه، که به وسیله سپاه شام و منجنیق که بر فراز کوه های اطراف مکّه نصب کرده بود، سر پیک عبدالله بن زبیر و گروهی از مسلمانان را بریده و به شام نزد خلیفه فرستاد و افتخار می کرد که فرمان خلیفه را به خوبی اجرا کرده است.(۲۳)
ب) یزید به فرمانده لشکر خود دستور داد تا سه روز مدینه را برای لشکریانش در کنار قتل و غارت و هتک نوامیس مباح دارد. او دستور را اجرا کرد و آنان مردم مسلمان شهر را کشتند، اموالشان را به غارت بردند و زنان را مورد تجاوز قرار دادند. تعداد کشته شدگان این جنایت وحشیانه را ده هزار و هفتصد نفر نوشته اند که هفتصد کشته از بزرگان مهاجرین و انصار و موالیان بوده اند و هفتصد نفر نیز حافظان قرآن بوده اند.
ج) در راه اطاعت از خلیفه وقت، در کربلا آب را بر روی اهل بیت بستند و آنها را قتل عام کردند، حتّی به طفل شیرخوار هم رحم ننمودند، و با اسب هایشان بر اجساد محترم تاختند، خیمه هایشان را غارت کرده و به آتش کشیدند، دختران پیامبر، و زنان خانواده او را اسیر کردند، سرهای فرزندان آن حضرت را از تن جدا ساختند و شهر به شهر در سرزمین اسلامی گردانیدند و اسیران ایشان را چون اسیران کفّار در مجلس خلیفه (یزید)، حاضر کردند.
کعب بن جابر، که در کربلا بر ضدّ سیدالشهداءعلیه السلام جنگیده بود، در مناجات خود با خدا می گفت: پروردگارا! ما به عهد خویش (با خلیفه) وفا کردیم، ما را با کسانی که به خلیفه وفا نکردند و اطاعت او را نبردند، یکسان قرار مده!
قاتل حضرت امام حسین علیه السلام - شمر بن ذی الجوشن - پس از نماز صبح تا روشن شدن هوا، دعا می کرد و می گفت: خدایا! مرا بیامرز!
گفتند: چگونه خدا تو را بیامرزد در حالی که تو در کشتن فرزند پیامبر خدا دست داشتی؟ او در جواب می گفت: وای بر شما! امیران ما به ما فرمان دادند و ما با ایشان مخالفت نکردیم، و اگر مخالفت می کردیم، از خران پست تر بودیم!(۲۴)
پیروان مکتب خلفا، پس از خارج ساختن اهل بیت از صحنه سیاست و جلوگیری از نقل حدیث، زمینه را برای سوء استفاده از آیات قرآن و «تفسیر به رأی» فراهم ساختند و در حقیقت، پس از تلاش در جهت تفکیک میان ثقل اکبر و ثقل اصغر، با مهجور ساختن اهل بیت علیهم السلام زمینه مهجوریت قرآن را فراهم ساخته و در نتیجه، قرآن را از صحنه عمل خارج نموده و در نهایت با استفاده ابزاری از ثقل اکبر به ذبح ثقل اصغر پرداختند و بدین وسیله، عذاب الهی و ابدی را برای خویش فراهم ساختند.
حُسن ختام این نوشتار را، یکی از سخنان امام خمینی قدس سره قرار می دهیم که در آن، به زیبایی درباره رابطه مهجوریت قرآن و مهجوریت اهل بیت علیهم السلام فرموده اند:
شاید جمله «لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض» اشاره باشد به این که بعد از وجود مقدّس رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم هرچه بر یکی از این دو گذشته است، بر دیگری گذشته است و مهجوریت هریک، مهجوریت دیگری است، تا آنگاه که این دو مهجور بر رسول خدا در «حوض» وارد شوند...
اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا، این ودیعه الهی و ما ترک پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم؛ مسائل اسف انگیزی که باید برای آن خون گریه کرد، پس از شهادت حضرت علی علیه السلام شروع شد. خودخواهان و طاغوتیان، قرآن کریم را وسیله ای کردند برای حکومت های ضدّ قرآنی، و مفسّران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را که سراسر قرآن را از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم دریافت کرده بودند و ندای «انّی تارک فیکم الثقلین» در گوششان بود، با بهانه های مختلف و توطئه های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و با قرآن در حقیقت قرآن را - که برای بشریت تا ورود به حوض، بزرگ ترین دستور زندگانی مادّی و معنوی بوده است - از صحنه خارج کردند، و بر حکومت عدل الهی - که یکی از آرمان های این کتاب مقدّس بوده و هست - خطّ بطلان کشیده و انحراف از دین خدا و کتاب و سنّت الهی را پایه گذاری کردند، تا کار به جایی رسید که قلم از شرح آن شرمسار است!(۲۵)

نویسنده:علی اکبر مؤمنی
پی نوشت ها:
۱. هر امر سترگ و ارزنده ای را «ثقل» گویند. قرآن و عترت را به دو جهت «ثقلین» نامیده اند: ۱. گرفتن آن دو و عمل به آن دو، گران است؛ ۲. از باب بزرگداشت ارزش آنها و تجلیل شأن آن دو. (نهایه، ابن کثیر، ج ۱، ص ۲۱۶، نقل از اهل بیت در قرآن و حدیث، محمدی ری شهری، ج ۱، ص ۱۷۶).
۲. بیش از صد حدیث در این رابطه از طریق علمای اهل سنّت از پیامبر نقل شده است. (ر.ک: احقاق الحق، ص ۳۱۰ - ۳۷۵)؛ صاحب عبقات الانوار، اسامی نوزده نفر از تابعان و بیش از سیصد نفر از علما، مشاهیر و حافظان حدیث اهل سنّت را به ترتیب طبقات، از قرن دوم تا چهاردهم ذکر کرده که همگی این حدیث را روایت کرده اند. (ر.ک: نفحات الازهار فی خلاصة عبقات الانوار، ج ۱، ص ۱۹۹ و ج ۲، ص ۹۱).
۳. امالی، شیخ صدوق، ص ۱۶۲؛ اکمال الدین، ص ۱۴۰.
۴. راد از عترت(ع)، در حدیث ثقلین، شخصیت حقوقی آنان است. شخصیت حقیقی عترت در دسترس بسیاری از مسلمانان نیست. بنابران، رجوع به امام به معنای رجوع به امامت و احکام و حِکَم صادر از آن مقام است. (آیةالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج ۱، ص ۱۵۰.)
۵. همان.
۶. ر. ک: امامت و رهبری، شهید مطهّری، ص ۳۶.
۷. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۲.
۸.
۹. تفسیر تسنیم، ج ۱، ص ۱۵۲.
۱۰. ر.ک: امامت و رهبری، ص ۳۵.
۱۱. فصّلت / ۴۱ و ۴۲.
۱۲. احزاب / ۳۳.
۱۳. ر.ک: بیّنات، ش ۳، مقاله «مهجوریت قرآن»، مهدی غفاری.
۱۴. صحیفه نور، ج ۱، ص ۸۸.
۱۵. بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۶۰.
۱۶. همان، ص ۳۷۵.
۱۷. ر.ک: مبانی حکومت اسلامی، آیةالله جعفر سبحانی، ص ۳ و ۴.
۱۸. حشر / ۷.
۱۹. بحارالانوار، ج ۲، ص ۱۵۲.
۲۰. المسند، ج ۲، ص ۳۶۷.
۲۱. ر.ک: نگاهی به نقش ائمّه در احیاء دین، علامه سید مرتضی عسکری، ص ۳۳.
۲۲. نساء / ۵۹.
۲۳. تاریخ ابن کثیر، ج ۸، ص ۳۳۲.
۲۴. تاریخ الاسلام، ذهبی، چ اوّل، ج ۳، ص ۱۸ و ۱۹؛ نگاهی به نقش ائمّه در احیاء دین، ص ۶۰ - ۶۲.
۲۵. مقدّمه وصیت نامه سیاسی - الهی امام خمینی(ره).

منبع : خبرگزاری فارس

مطالب مرتبط

صور و نفخ صور در قرآن

صور و نفخ صور در قرآن
● معنای صور
صور بمعنای شاخ است، شاخ گاو یا بُز یا حیوانات دیگر که یک طرف آن باز و طرف دیگرش بسته و جمع است و چه بسا در آن سوراخی می کنند و از آن جا میدمند و از طرف دیگر که باز است صدا بلند و منتشر میگردد، این را میگویند صور که در لسان فارسی به آن بوق میگویند.
و با این بوق اعلام مرگ، و اعلام آماده باش و زندگی می نمایند.
در قرآن کریم در ده جا نفخه صور آمده و در سیزده جا صَیحه استعمال شده است.
و اما آن صوری که با آن می میرانند، فقط در همین دو آیه است: آیة فزع و آیة صعق که در سوره نمل و زمر است؛ و در جاهای دیگر نفخ در صور برای احیاء و زنده کردن است.
● تعبیر طبرسی و شیخ مفید ار نفخ در صور
مرحوم شیخ طبرسی و قبل از او شیخ مفید رضوان الله علیهما احتمال داده اند که صور در این آیات جمع «صورت » باشد، وَ نُفِخَ فِی الصورِ یعنی دمیده میشود در صورت ها و بواسطة آن دمیدن، صورت ها زنده میشوند (زمر/۸۶). همانطور که در رحم مادر جنین را صورت بندی میکنند و بعد از صورت بندی در آن میدمند و آن صورت حیات میگیرد و زنده میشود و حرکت میکند؛ خداوند عز وجل در میان قبر، مردگان را صورت بندی می نماید و در آن صورتها میدمد و آنانرا زنده میکند؛ پس صور جمع صورت است.
یا اینکه میتوان گفت: صورتهائی که در عالم برزخ متعلق به افرادی است که از دنیا رفته اند و آن افراد دارای صُوَر برزخی هستند، در آن صورتها دمیده میشود و آدم ها زنده میگردند.
بنابراین احتمال، صور به معنای بوق و اعلام و اعلان موت و حیات نیست.
ولی این احتمال صحیح نیست. زیرا اولاً مخالف ظواهر آیات قرآن بلکه صریح آیات است، چون در نفخة اُولی صورت هائی نیست که در آن بدمند. و ثانیاً این احتمال منافات دارد با مفرد آوردن ضمیر در قول خدای تعالی (زمر/۶۸): ثُم نُفِخَ فِیهِ أُخْرَی&#۰۳۹;؛ چرا که در صورت صحت این احتمال باید گفت: ثُم نُفِخَ فیها اُخْرَی یعنی در آن «صورت ها» دمیده میشود. و ثالثاً این احتمال ایجاب میکند که نصوص صریحة صحیحة وارده از ائمه معصومین علیهم السلام را که در آن صور به معنای بوق است بدون جهت و بدون حاجت طرح کنیم.
● صوراسرافیل در کلام امام سجاد «ع»
و ما میدانیم که حضرت سید الساجدین صلوات الله علیه در سومین دعای خود از ادعیة «صحیفه کامله سجادیه » فرموده است: وَ إسْرَافِیلُ صَاحِبُ الصورِ الشاخِصُ الذِی یَنْتَظِرُ مِنْکَ الاْ ء ذْنَ وَ حُلُولَ الاْ مْرِ، فَیُنَبهُ بِالنفْخَةِ صَرْعَی رَهَآئِنِ الْقُبُورِ؛ «و ای پروردگار! درود و تحیات خود را بفرست بر إسرافیل که دارای صور است، و چشم گشوده آماده است و در انتظار اذن و فرود آمدن فرمان تست؛ تا بدینوسیله افتادگان گِرو قبرها را آگاه کند و بیدار و زنده گرداند.»
بنابراین، صور در این آیات به معنای بوق است. و آن همان آلتی است که برای بلندی و انتشار صدا از آن استفاده می کنند، و در میان جاده ها و کوهستان ها و بیابان ها و در مواقع نبرد و جنگ که همهمه زیاد است و صدا به همة نقاط نمی رسد از آن استفاده می کنند.
ولی یک مطلب را باید تذکر داد، و آن اینستکه چرا این آلت، معروف به صور و بوق شده است ؟ و آیا صور و بوقی که در دست إسرافیل است و در آن میدمد، همین بوق های معمولی است که یک طرف آن کوچک و طرف دیگر بزرگ است ؟ و آیا از جسمی مادی متشکل شده که آن ملک مقرب مانند سربازان حکام و ملوک در دست میگیرد، و در آن با حنجره و نفس که از شُش بیرون می آید میدمد، و بادی چون نفس انسان که موجب به صدا در آمدن است از إسرافیل بیرون آمده و موجب تصویت آن میگردد و تمام فضای عالم دنیا و برزخ را پُر میکند، و آن موج به هر کسی اصابت کند از موجودات عالم برزخ هلاک میشود و در وهلة دیگر زنده میشود؟ یا نه چنین نیست؛ مطلب، مطلب دیگری است؟
برای توضیح و روشن شدن حقیقت امر ناچار از ذکر مقدمه ای هستیم؛ و آن اینکه تمام موجوداتی که در عالم برزخ اند و یا در عالم قیامت اند، بهیچوجه من الوجوه مشابهتی با موجودات این عالم که سرای طبع و ماده است ندارند، و با اعتباریات و توهمات و محجوبیت های این عالم مشابه نیستند.
شخصی که از این عالم میرود، تمام مصلحت اندیشی ها و اعتبارات این عالم را زمین گذارده و در پشت سر به خاک نسیان می سپارد، و در یک عالم دیگر که هیچ شباهتی با این عالم ندارد وارد میشود. و نیز موجودات برزخیه چون میخواهند وارد قیامت گردند، خصوصیات عالم برزخ را رها نموده عاریاً عَنها و عن لَوازِمها وارد عالم قیامت میگردند.
ولی چون از عالم برزخ و یا قیامت برای ما که هیچ آشنائی و انسی با آن عوالم نداریم بیان شود، و آیات قرآن کریم و روایات وارده از معصومین سلام الله علیهم أجمعین چون بخواهند آن معانی برای ما قابل تفهم و ادراک شود، ناچار از باب تشبیه معقول به محسوس وارد شده و آن معانی عالیه و دقائق سنیه را در لباس محسوسات درآورده و در قالب آنها ریخته و قالب گیری می کنند.
و آنچه این إشکال را حل میکند، و این معما را می گشاید، روایتی است که از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم وارد شده است مبنی بر اینکه پیغمبران پیوسته با مردم به میزان عقل ها و ادراکاتشان گفتگو دارند.
در «اصول کافی » از حضرت صادق علیه السلام روایت میکند که: قَالَ عَلَیْهِ السلاَ مُ: مَا کَلمَ رَسُولُ اللَهِ صَلی اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلمَ الْعِبَادَ بِکُنْهِ عَقْلِهِ قَط. وَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَهِ صَلی اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلمَ: إنا مَعَاشِرَ الاْ نْبِیَآءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکَلمَ الناسَ عَلَی قَدْرِ عُقُولِهِمْ؛ «حضرت صادق علیه السلام فرمودند که: رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم هیچگاه با مردم با کُنه عقل خود و با حقیقت و واقعیت ادراکات خود تکلم ننموده اند. و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: بدرستیکه ما جماعت پیغمبران مأموریم که با مردم به میزان عقل ها و ادراکات خودشان سخن گوئیم.»
● معنای حقیقی صور اسرافیل
إسرافیل از ملائکة مقرب پروردگار است و فرشتة مأمور حیات و زنده کردن. وجود او تمام عوالم امکان را که نیاز به حیات دارند فراگرفته، و بوق او قدرت اوست، و صور او بال های ملکوتی و معنوی اوست. بوق او قابلیت و استعدادی است که حضرت رب جل و علا به او عنایت فرموده است، و او را بدین تجهیزات خاص مجهز نموده و امکان احیاء و زنده کردن را به او داده است.
بوق او سرمایة علمی و قدرت است که در تحت اختیار او بوده، و اختیار او در تحت اختیار خداست.
إسرافیل در بوق خاص خود میدمد، و تمام موجودات هلاک میشوند، چون فرشتة مقرب است.
و نیز پس از آن در بوق خاص خود میدمد و تمام مردگان را و هلاک شدگان را زنده میکند.
بوق او جسم نیست، و صورت ندارد؛ شرقی و غربی نیست؛ تمام آسمانها و زمین و مابینهما را فرا گرفته؛ و صاحب چنین قدرتی که از طرف پروردگار به او افاضه شده است بر تمام عوالم عِلوی و سِفلی استیلا و احاطه دارد، و هر لحظه به امر پروردگار خود به مأموریت خود عمل میکند.
در «تفسیر علی بن ابراهیم» در ذیل آیة «وَ نُفِخَ فِی الصورِ فَصَعِقَ مَن فِی السمَـ&#۰۳۹;وَ&#۰۳۹;تِ وَ مَن فِی الاْرْضِ؛ و در صور دمیده می شود پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است بی جان افتد. (زمر/۶۸)»، از حضرت سجاد علیه السلام روایت شده و در ضمن روایت حضرت میفرمایند: وَ لِلصورِ رَأْسٌ وَاحِدٌ وَ طَرَفَانِ، وَ بَیْنَ طَرَفِ کُل رَأْسٍ مِنْهُمَا مَا بَیْنَ السمَآءِ وَ الاْرْضِ؛ «و از برای صور یک سر و دو طرف است، و میان طرف هر سری از آن دو طرف به اندازه بزرگی آسمانها و زمین است.»

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!