جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ / Friday, 19 January, 2018

رابطه مهجوریت قرآن و مهجوریت اهل بیت(ع)


رابطه مهجوریت قرآن و مهجوریت اهل بیت(ع)
● پیوند قرآن و عترت
حدیث ثقلین (۱) از احادیث معتبر و متواتری است که مورد اتفاق راویان و محدّثان جهان اسلام بوده و در منابع شیعه و اهل سنّت، از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ به گونه ای که بزرگان درباره آن، کتاب های جداگانه تألیف کرده اند. این حدیث که در موارد گوناگون با تعابیر مختلف، از پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است، رقم آن متجاوز از صد روایت می باشد.(۲) رسول گرامی اسلام در این حدیث می فرماید:
«انّی تارک فیکم الثّقلین: کتاب الله عزّوجلّ و عترتی اهل بیتی، ألا و هما الخلیفتان من بعدی، و لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض (۳)؛ من در میان شما دو وزنه وزین به یادگار می گذارم: کتاب خدای عزّوجلّ و عترتم.(۴) آگاه باشید که این دو، جانشینان پس از من هستند، و هیچ گاه از هم جدا نشوند تا در کنار حوض «کوثر» بر من وارد شوند.»
قرآن و عترت، عصاره نبوّت و تداوم بخش رسالت هستند که هدایت بشر را تا قیامت تضمین می کنند و عدم حضور این دو گوهر متّحد در جامعه انسانی، مایه گسستن رشته نبوّت و مستلزم دائمی نبودن رسالت است؛ زیرا در این صورت، ثمره رسالت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم مرتفع شده و این، در حالی است که پیامبر دیگری هم نخواهد آمد.
اعلام جدایی ناپذیری ثقلین، خبری غیبی است که لازمه صدق و صحّت آن، بقای امام معصوم تا قیامت، عصمت امام، علم امام به معارف و حقایق قرآنی و همچنین اشتمال قرآن بر احکام و معارف ضروری و سودمند برای بشر و مصونیت قرآن از گزند تحریف است.(۵)
در مورد فلسفه ضمیمه کردن عترت به شریعت و کتاب آسمانی از سوی آورنده شریعت، باید گفت که: این مسأله ناشی از عمیق بودن قرآن و نیازمندی شریعت به مفسّر است. در مقام تمثّل می توان گفت: گاه ما یک کالای مصرفی را از کشوری وارد می کنیم که استفاده از آن نیازی به آموزش ندارد؛ بنابراین همراه کالا، نیروی آموزش دهنده وارد نمی کنیم. اما چنانچه بخواهیم یک کارخانه برای تولید کالاهای مصرفی خود وارد نماییم، بدون شک باید از سوی کشور صادر کننده، افراد متخصّص برای نصب، راه اندازی و آموزش همراه کارخانه به کشور وارد کننده، فرستاده شوند و برای مدّت طولانی آموزش دهند.
مسأله امامت و جانشینی به معنای «مرجعیت دینی اسلام» که پیغمبر اکرم در حدیث متواتر «ثقلین» آن را مورد توجّه قرار داده است، بیانگر این است که فهم ساده عرفی که هر عرب زبان آن را می داند، برای تفسیر و فهم قرآن و توضیح و تشریح اهداف، معارف و مقررات آن کافی نیست. بی توجّهی به این مسأله و اعتقاد به «حسبنا کتاب الله» انحراف های زیانباری به وجود آورد که پیدایش اختلافات گوناگون مذهبی و نزاع های سیاسی و جنگ های خونین بسیار، از آن جمله است.
بنابر آنچه گفته شد، عمیق بودن قرآن و نیازمندی آن به تفسیر، معرّفی اهل بیت علیهم السلام به عنوان متخصّصان و کارشناسان شریعت، برای توضیح و تشریح کتاب آسمانی را ضروری می سازد و ضمیمه شدن اهل بیت به عنوان «ثقل اصغر» به «ثقل اکبر» در حدیث شریف ثقلین، در همین راستا صورت گرفته است.(۶)
حضرت علی علیه السلام می فرماید:
«عترت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم جایگاه اسرار خداوندی، و پناه گاه فرمان الهی، و مخزن علم خدا، و مرجع احکام اسلامی، و نگهبان کتاب های آسمانی، و کوه های همیشه استوار دین خدایند. خدا به وسیله اهل بیت علیهم السلام پشت خمیده دین را راست نمود و لرزش و اضطراب آن را از میان برداشت.
کسی را با خاندان رسالت نمی شود مقایسه کرد و آنان که پرورده نعمت هدایت اهل بیتِ پیامبرند، با آنان برابر نخواهند بود. عترت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم اساس دین، و ستون های استوار یقین می باشند. شتاب کننده، باید به آنان باز گردد و عقب مانده، باید به آنان بپیوندد؛ زیرا ویژگی های حقّ ولایت، به آنها اختصاص دارد و وصیت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نسبت به خلافت مسلمین و میراث رسالت، به آنها تعلّق دارد. هم اکنون (که خلافت را به من سپردید)، حق به اهل آن بازگشت، و دوباره به جایگاهی که از آن دور مانده بود، بازگردانده شد.»(۷)
امام سجّادعلیه السلام پیوند قرآن و ائمّه را این گونه تبیین فرموده است:
«فالإمام یهدی الی القرآن والقرآن یهدی الی الإمام (۸)؛ امامت، روشنگر علوم و رموز قرآن و قرآن، بیانگر امامت است.»
● تفکیک ناپذیری قرآن و عترت
جدایی ناپذیری ثقلین، بدین معنا نیست که امام علیه السلام همواره مصحفی را به همراه خود داشته باشد؛ بلکه مقصود، عدم انفکاک امامت و وحی قرآنی از یکدیگر است؛ امامان علیهم السلام مبیّن و مفسّر قرآن کریم و شارح جزئیات و تفاصیل و نحوه اجرای کلّیات آن هستند و قرآن نیز انسان ها را به معصومان علیهم السلام ارجاع و به سنّت آنها ارج می نهد.
اگر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در حدیث ثقلین از جدایی ناپذیری ثقلین سخن نمی گفت، جای توهّم بود که تمسّک به هریک، به تنهایی برای هدایت بشر کافی است؛ اما بخش پایانی حدیث (لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض)، بر خلاف این پندار باطل، قرآن و عترت را به عنوان حجّت مستقل مطرح می کند که در مدار تبیین دین کامل؛ یعنی دین قابل اعتقاد و عمل، به هم بستگی دارند و هیچ کدام از دیگری مستغنی نیستند.
قرآن و عترت برای ارایه دین کامل و صالح برای اعتقاد و عمل، دو ثقل متّحدند و بر اساس حدیث ثقلین، عترت منهای قرآن «عترت منهای عترت» خواهد بود و همچنین قرآن منهای عترت به منزله «قرآن منهای قرآن» خواهد بود. پس، قرآن و عترت در ارایه دین جامع، به منزله یک «حجّت الهی» هستند.(۹)
به عبارت دیگر: مقصود پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم از جدایی ناپذیری قرآن و عترت، این نیست که این دو خودشان راهشان را از هم جدا نمی کنند، بلکه مقصود، این است که تمسّک به این دو از یکدیگر تفکیک نمی پذیرد. هرکه بخواهد بگوید: «حَسبُنا کِتابُ اللهِ» چنانکه برخی در صدر اسلام می گفتند، و یا بگوید: «حَسْبُنا ما رُوِیَ لَنا مِنْ أَهْلِ الْبَیتِ»، آنچنان که اخباریین گفتند، و بخواهند به این وسیله میان آنها تفکیک نمایند، بدانند که میسّر نیست.(۱۰)
قرآن، کتابی است که باطل در آن راه ندارد(۱۱)؛ با توجّه به بهره مندی اهل بیت از مقام عصمت، در گفتار و رفتار آنان نیز باطل راه نمی یابد. زیرا خدای متعال آنها را از هر نوع پلیدی پاک و پاکیزه گردانیده است.(۱۲)
بنابراین، قرآن و عترت در «حق» بودن یکی هستند و میان آنها جدایی معنا ندارد. بدین جهت، تلاش شیطان و شیطان صفتان در جدایی میان قرآن و عترت، به دوری خود آنها از حق خواهد انجامید. زیرا آن که از حق جدا شود، بدون شک در دام باطل خواهد افتاد.
● مهجوریت قرآن و اهل بیت علیهم السلام
در آیه ۳۰ سوره فرقان، شکایت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم از امّت اسلام در مورد مهجوریت قرآن، این گونه بیان شده است:
«وَقَالَ الرَّسُولُ یَرَبِ ّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُواْ هَذَا الْقُرْءَانَ مَهْجُورًا»؛ با استفاده از کلمه «اتّخذوا»، می توان گفت: مقصود از مهجوریت، ترک گفتن و وانهادن نیست؛ زیرا قوم رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم قرآن را ترک نگفته اند، بلکه آن را در اختیار گرفته و به آن دست یافته اند؛ ولی مسأله این است که این در اختیار گرفتن به گونه ای است که در اثر عدم درک صحیح و شناخت اصولی و عدم استفاده شایسته و بایسته، قرآن عملاً مهجور و متروک مانده است؛ بنابراین، معنای « اتَّخَذُواْ هَذَا الْقُرْءَانَ مَهْجُورًا»؛ یعنی قرآن را به مهجوریت گرفتند.
مهجور کردن قرآن؛ یعنی روی گردانی و دوری از آن، در حالی که مهجور گرفتن قرآن؛ یعنی پرداختن به قرآن ولی به گونه ای که اگر چه در ظاهر بوی توجّه و استفاده به مشام می رسد، امّا حقیقت مطلب این است که از آن استفاده شایسته و بایسته، به عمل نیامده و قرآن، بیگانه و ترک شده است.(۱۳)
قرآن کتاب زندگی، هدایت و انسان سازی است. بنابراین، قراردادن قرآن در هاله ای از قداست، اکتفا به تلاوت، عدم استفاده صحیح و به جا از آن و بی توجّهی به نقش هدایتگری قرآن که منجر به خارج ساختن آن از صحنه زندگی می شود، «مهجور ساختن قرآن» به شمار می رود. امام خمینی قدس سره در این زمینه می فرماید:
«در قرآن همه چیز است، لکن مع الأسف، استفاده از آن نکرده ایم و مسلمین مهجورش کرده اند؛ یعنی استفاده ای که باید از آن بکنند، نکرده اند.»(۱۴)
با توجّه به آنچه در مورد مهجوریت قرآن گفته شد، مهجوریت اهل بیت علیهم السلام نیز روشن می شود: مراجعه نکردن به اهل بیت علیهم السلام به منظور تبیین و تفسیر آیات قرآن، بی توجّهی به جایگاه امامت و هدایتگری آنان در جامعه، پیروی نکردن از آنها آن گونه که شایسته است و... از مصادیق «مهجور ساختن اهل بیت» به شمار می رود.
پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم اقداماتی صورت گرفت تا اهل بیت علیهم السلام به عنوان شارحان و مفسّران واقعی قرآن، مهجور واقع شوند. اعراض از اهل بیت، موجب بزرگ ترین شکاف در میان مسلمانان شد و دوری از دستورات قرآن و متروک شدن بسیاری از معارف قرآن را به دنبال داشت. ائمّه اطهارعلیهم السلام، به عنوان قرآن ناطق و تبیین کننده احکام و معارف کتاب خدا، رابطه جدایی ناپذیری با قرآن کریم دارند. از این رو مهجوریت قرآن، زمانی بروز آشکاری خواهد داشت که ائمّه در جامعه مهجور باشند. به همین مناسبت در زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه می خوانیم: «... وأَصْبَحَ کتاب الله بفقدک مهجوراً(۱۵)؛ کتاب خدا با فقدان تو مهجور گشت.»
و نیز در زیارت آن حضرت می خوانیم: «السلام علیک یا صاحب المصیبة الرّاتبة لقد اصبح کتاب الله فیک مهجوراً و رسول الله فیک محزوناً(۱۶)؛ درود بر تو ای صاحب مصیبتِ جاودان، که کتاب خدا در مورد تو مهجور و رسول خدا برای تو محزون گشت.»
اینک به مهم ترین اقداماتی که بر اساس سیاست جداسازی قرآن و اهل بیت و نیز مهجوریت اهل بیت علیهم السلام صورت گرفته است، اشاره می کنیم:
۱) جلوگیری از انتقال حکومت به ائمّه علیهم السلام
اسلام، دین کامل، پویا و جاویدی است که از کوچک ترین مسائل فردی تا مهم ترین مسائل سیاسی و اجتماعی را برای جوامع بشری تبیین نموده است، که کلّیات آن در قالب قرآن کریم آمده است. بسیاری از احکام و دستورهای این کتاب آسمانی مربوط به مسائل سیاسی، اجتماعی و حکومتی است که اجرای آنها در جامعه اسلامی، رشد و بالندگی مسلمانان و عدالت، امنیت و سعادت را به دنبال خواهد داشت. نظر به این که پس از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم، مفسّران حقیقی قرآن کریم، ائمّه اطهارعلیهم السلام می باشند، بدون شک آنان مناسبت ترین و شایسته ترین افراد برای تشکیل حکومت و اجرای فرامین آن به شمار می روند.
جلوگیری از انتقال حکومت به اهل بیت علیهم السلام و تبدیل «خلافت اسلامی» به «سلطنت موروثی» موجب شد بسیاری از احکام سیاسی - اجتماعی اسلام معطل بماند و قرآن از صحنه اجتماع و حکومت خارج شده و به مساجد، مدارس و کنج خانه ها اختصاص یابد. ادامه این وضع در طول تاریخ، سبب شد اکثریت مسلمانان در تشخیص حکومت، دچار اشتباه شوند و همان حکومت ها را «حکومت اسلامی» بیندیشند. و در کتاب هایی که نویسندگان اهل سنّت درباره نظام سیاسی اسلامی نوشته اند، تحت تأثیر شرایط زمانی و مکانی خود واقع شده و به جای این که اصل حکومت اسلامی و سیستم سیاسی آن را بر مبنای «قرآن» و «سنّت» تشریح کنند، حکومت زمان خود را توجیه کرده و به آن مشروعیت بخشیده اند.(۱۷)
۲) جلوگیری از نشر احادیث
خداوند متعال، اعتقادات، اخلاقیات و احکام اسلام را در دو مجموعه «قرآن و سنّت» قرار داده و به بشریت ابلاغ فرموده است؛ به گونه ای که قرآن، رؤوس مطالب و کلّیات حقایق و احکام اسلام را در بر دارد و شرح و بیان آن به عهده پیامبراکرم و ائمّه اطهارعلیهم السلام می باشد.
قرآن کریم، پیروی از اوامر و نواهی پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را لازم شمرده و فرموده است: «وَ ما ءَاتَیکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَیکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»(۱۸)؛ «آنچه را رسول خدا برای شما آورده، بگیرید (اجرا نمایید) و از آنچه نهی کرده، خودداری کنید.» در روایات (۱۹) بسیاری پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم مسلمانان را به نوشتن احادیث خود، تشویق فرموده اند؛ چرا که مفاهیم آنها از جانب خداوند نازل گشته و بعد، از طرف ایشان در قالب جملاتی شکل گرفته است که به عنوان «حدیث و روایت» نامیده می شود و بدین سان، سنّت پیامبر همدوش و برابر با قرآن است. آن حضرت در حدیثی می فرماید: «مبادا بشنوم کسی از شما حدیثی از من برای کسی نقل کند و او در حالی که به تکیه گاه خویش تکیه کرد، بگوید: قرآن برایم بخوان. و از قرآن بیاورد.»(۲۰)
از آخرین لحظات عمر آن حضرت تا عصر حکومت اموی، بر اساس این طرح سیاسی عمل می شد که: «حدیث نگویید، روایت نخوانید و ننویسید. قرآن، ما را کافی است.»
یکی از علّت های منع «نشر حدیث» این بود که زورمندان امّت، از نقل حدیث و گفتارهای پیامبر جلوگیری می کردند تا اسلام حقیقی را از مسیر اصلی خود دور کنند و نیز می ترسیدند که از پیامبر مطلبی به جای ماند که سدّ راه منافع و خواسته های آنها شود و آرزوها و آمال سالیان درازشان بر باد رود.(۲۱)
در اجرای سیاست منع حدیث - که حدود صد سال به طول انجامید - غیر از مکتب اهل بیت علیهم السلام کسی جرأت نوشتن و نقل احادیث پیامبر را نداشت. احادیث پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت علیهم السلام همچنان متروک بود تا این که امام باقر و امام صادق علیهما السلام در دورانی که امویان و عباسیان بر سر تصاحب قدرت، گرفتار یکدیگر شده بودند، فرصت یافتند احادیث پدرانشان را احیا و آثارشان را تجدید نمایند.
۳) تحریف معنوی آیات قرآن
تداوم سیاستِ منع نشر حدیث و اکتفا به قرآن و کنار نهادن مفسّران حقیقی قرآن، زمینه را برای سوء استفاده و تحریف معنوی آیات قرآن فراهم ساخت و مکتب خلفا اطاعت از آنان را به عنوان یک فریضه بزرگ اسلامی دانستند و چنین معتقد شدند که: «اولی الأمر» در آیه «أَطِیعُواْ اللهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلِی الْأَمْرِ مِنکُمْ»(۲۲)، همان خلفاء رسمی می باشند که اطاعتشان به فرمان خدا واجب است. و در این رابطه به احادیثی که در آنها اطاعت از حکّام در همه حال لازم و واجب شمرده شده بود، استناد کرده و آنها را به پیامبر نسبت دادند. و تبلیغ نمودند که: خلفاء رسمی، همه خلفاء خدا هستند، و هرچه فرمان می دهند، اطاعت آن فرض و واجب است.
این عامل مؤثّر و قوی، موجب شد تا پیروان مکتب خلفا، نظرات آنان را اگرچه بر خلاف احکام مسلّم اسلام هم باشد، بپذیرند، و بدان جامه عمل بپوشانند. در این جا نمونه هایی از اعتقاد مسلمانان را در فرمان برداری مطلق از خلیفه، در ضمنِ حوادث تاریخی، از نظر می گذرانیم:
الف) حَجّاج پس از پیروزی بر مکّه، که به وسیله سپاه شام و منجنیق که بر فراز کوه های اطراف مکّه نصب کرده بود، سر پیک عبدالله بن زبیر و گروهی از مسلمانان را بریده و به شام نزد خلیفه فرستاد و افتخار می کرد که فرمان خلیفه را به خوبی اجرا کرده است.(۲۳)
ب) یزید به فرمانده لشکر خود دستور داد تا سه روز مدینه را برای لشکریانش در کنار قتل و غارت و هتک نوامیس مباح دارد. او دستور را اجرا کرد و آنان مردم مسلمان شهر را کشتند، اموالشان را به غارت بردند و زنان را مورد تجاوز قرار دادند. تعداد کشته شدگان این جنایت وحشیانه را ده هزار و هفتصد نفر نوشته اند که هفتصد کشته از بزرگان مهاجرین و انصار و موالیان بوده اند و هفتصد نفر نیز حافظان قرآن بوده اند.
ج) در راه اطاعت از خلیفه وقت، در کربلا آب را بر روی اهل بیت بستند و آنها را قتل عام کردند، حتّی به طفل شیرخوار هم رحم ننمودند، و با اسب هایشان بر اجساد محترم تاختند، خیمه هایشان را غارت کرده و به آتش کشیدند، دختران پیامبر، و زنان خانواده او را اسیر کردند، سرهای فرزندان آن حضرت را از تن جدا ساختند و شهر به شهر در سرزمین اسلامی گردانیدند و اسیران ایشان را چون اسیران کفّار در مجلس خلیفه (یزید)، حاضر کردند.
کعب بن جابر، که در کربلا بر ضدّ سیدالشهداءعلیه السلام جنگیده بود، در مناجات خود با خدا می گفت: پروردگارا! ما به عهد خویش (با خلیفه) وفا کردیم، ما را با کسانی که به خلیفه وفا نکردند و اطاعت او را نبردند، یکسان قرار مده!
قاتل حضرت امام حسین علیه السلام - شمر بن ذی الجوشن - پس از نماز صبح تا روشن شدن هوا، دعا می کرد و می گفت: خدایا! مرا بیامرز!
گفتند: چگونه خدا تو را بیامرزد در حالی که تو در کشتن فرزند پیامبر خدا دست داشتی؟ او در جواب می گفت: وای بر شما! امیران ما به ما فرمان دادند و ما با ایشان مخالفت نکردیم، و اگر مخالفت می کردیم، از خران پست تر بودیم!(۲۴)
پیروان مکتب خلفا، پس از خارج ساختن اهل بیت از صحنه سیاست و جلوگیری از نقل حدیث، زمینه را برای سوء استفاده از آیات قرآن و «تفسیر به رأی» فراهم ساختند و در حقیقت، پس از تلاش در جهت تفکیک میان ثقل اکبر و ثقل اصغر، با مهجور ساختن اهل بیت علیهم السلام زمینه مهجوریت قرآن را فراهم ساخته و در نتیجه، قرآن را از صحنه عمل خارج نموده و در نهایت با استفاده ابزاری از ثقل اکبر به ذبح ثقل اصغر پرداختند و بدین وسیله، عذاب الهی و ابدی را برای خویش فراهم ساختند.
حُسن ختام این نوشتار را، یکی از سخنان امام خمینی قدس سره قرار می دهیم که در آن، به زیبایی درباره رابطه مهجوریت قرآن و مهجوریت اهل بیت علیهم السلام فرموده اند:
شاید جمله «لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض» اشاره باشد به این که بعد از وجود مقدّس رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم هرچه بر یکی از این دو گذشته است، بر دیگری گذشته است و مهجوریت هریک، مهجوریت دیگری است، تا آنگاه که این دو مهجور بر رسول خدا در «حوض» وارد شوند...
اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا، این ودیعه الهی و ما ترک پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم؛ مسائل اسف انگیزی که باید برای آن خون گریه کرد، پس از شهادت حضرت علی علیه السلام شروع شد. خودخواهان و طاغوتیان، قرآن کریم را وسیله ای کردند برای حکومت های ضدّ قرآنی، و مفسّران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را که سراسر قرآن را از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم دریافت کرده بودند و ندای «انّی تارک فیکم الثقلین» در گوششان بود، با بهانه های مختلف و توطئه های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و با قرآن در حقیقت قرآن را - که برای بشریت تا ورود به حوض، بزرگ ترین دستور زندگانی مادّی و معنوی بوده است - از صحنه خارج کردند، و بر حکومت عدل الهی - که یکی از آرمان های این کتاب مقدّس بوده و هست - خطّ بطلان کشیده و انحراف از دین خدا و کتاب و سنّت الهی را پایه گذاری کردند، تا کار به جایی رسید که قلم از شرح آن شرمسار است!(۲۵)

نویسنده:علی اکبر مؤمنی
پی نوشت ها:
۱. هر امر سترگ و ارزنده ای را «ثقل» گویند. قرآن و عترت را به دو جهت «ثقلین» نامیده اند: ۱. گرفتن آن دو و عمل به آن دو، گران است؛ ۲. از باب بزرگداشت ارزش آنها و تجلیل شأن آن دو. (نهایه، ابن کثیر، ج ۱، ص ۲۱۶، نقل از اهل بیت در قرآن و حدیث، محمدی ری شهری، ج ۱، ص ۱۷۶).
۲. بیش از صد حدیث در این رابطه از طریق علمای اهل سنّت از پیامبر نقل شده است. (ر.ک: احقاق الحق، ص ۳۱۰ - ۳۷۵)؛ صاحب عبقات الانوار، اسامی نوزده نفر از تابعان و بیش از سیصد نفر از علما، مشاهیر و حافظان حدیث اهل سنّت را به ترتیب طبقات، از قرن دوم تا چهاردهم ذکر کرده که همگی این حدیث را روایت کرده اند. (ر.ک: نفحات الازهار فی خلاصة عبقات الانوار، ج ۱، ص ۱۹۹ و ج ۲، ص ۹۱).
۳. امالی، شیخ صدوق، ص ۱۶۲؛ اکمال الدین، ص ۱۴۰.
۴. راد از عترت(ع)، در حدیث ثقلین، شخصیت حقوقی آنان است. شخصیت حقیقی عترت در دسترس بسیاری از مسلمانان نیست. بنابران، رجوع به امام به معنای رجوع به امامت و احکام و حِکَم صادر از آن مقام است. (آیةالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج ۱، ص ۱۵۰.)
۵. همان.
۶. ر. ک: امامت و رهبری، شهید مطهّری، ص ۳۶.
۷. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۲.
۸.
۹. تفسیر تسنیم، ج ۱، ص ۱۵۲.
۱۰. ر.ک: امامت و رهبری، ص ۳۵.
۱۱. فصّلت / ۴۱ و ۴۲.
۱۲. احزاب / ۳۳.
۱۳. ر.ک: بیّنات، ش ۳، مقاله «مهجوریت قرآن»، مهدی غفاری.
۱۴. صحیفه نور، ج ۱، ص ۸۸.
۱۵. بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۶۰.
۱۶. همان، ص ۳۷۵.
۱۷. ر.ک: مبانی حکومت اسلامی، آیةالله جعفر سبحانی، ص ۳ و ۴.
۱۸. حشر / ۷.
۱۹. بحارالانوار، ج ۲، ص ۱۵۲.
۲۰. المسند، ج ۲، ص ۳۶۷.
۲۱. ر.ک: نگاهی به نقش ائمّه در احیاء دین، علامه سید مرتضی عسکری، ص ۳۳.
۲۲. نساء / ۵۹.
۲۳. تاریخ ابن کثیر، ج ۸، ص ۳۳۲.
۲۴. تاریخ الاسلام، ذهبی، چ اوّل، ج ۳، ص ۱۸ و ۱۹؛ نگاهی به نقش ائمّه در احیاء دین، ص ۶۰ - ۶۲.
۲۵. مقدّمه وصیت نامه سیاسی - الهی امام خمینی(ره).

منبع : خبرگزاری فارس

مطالب مرتبط

قرآن گواه جاوید پیامبر (ص)


قرآن گواه جاوید پیامبر (ص)
هدف اصلی این نوشته كاویدن ویژگیهای قرآن است كه پیامبر و مسلمانان آن را نشانه جاویدان الهی بودن دعوت پیامبر می‏دانند. در این بخش از مقاله، نخست‏به ماندگاری و دست‏نخوردگی قرآن اشاره گردیده و با نگاهی تاریخی گفته شده است كه با توجه به انبوهی توزیع این كتاب، امكان دگرگون‏سازی آن در هیچ برهه‏ای از تاریخ اسلام، پذیرفتنی نیست. سپس به بررسی ادبیات قرآن پرداخته‏ایم و با جداسازی دو جنبه:
۱) استواری دستوری یا سامانمندی قرآن به عنوان مرجع و حجت در زبان تازی حتی نزد غیر مسلمانان؛
۲) زیبایی و آرایه‏های واژگانی و خوش‏آهنگی و دل‏انگیزی متن قرآن، گفته‏ایم كه تصدیق هر كدام از این دو برای دریافت‏شگفتی و ژرفای قرآن، نیاز حتمی به آشنایی با زبان عربی ندارد و برای هركس شدنی است، كه این خود یكی از دریچه‏های نگاه به جنبه اعجاز همگانی و همیشگی قرآن می‏باشد.
شمارگان انبوه قرآن در گذر همه سده‏های پیدایش این كتاب و ماندگاری نسخه‏های فراوان و بی‏شمار همه عصرها، راه بررسی موشكافانه متن دینی مسلمانان را بسی آسان و هموار ساخته است. هركس می‏تواند با پژوهش در نسخه‏های فراوان در موزه‏ها، مسجدها و مدرسه‏های خاور و باختر كره خاك، به ارزیابی ادعای یكنواختی و دست‏نخوردگی قرآن، كه مسلمانان بر آنند، بپردازد.
اكنون این نكته را نیز یادآور شده و بر آن پای می‏فشاریم كه اساسا در گذر سده‏های تاریخ اسلام زمانی را نمی‏توان یافت كه دست‏بردن و دگرگون ساختن قرآن در برهه‏ای، شدنی باشد. از همان نیمه نخست‏سده آغازین پیدایش اسلام، نسخه‏های انبوه این كتاب، به ویژه پس از هماهنگ‏سازی و توزیع آن در روزگار خلیفه سوم، در هر خانه و مسجدی یافت می‏شد و هزاران چشم و دل، واژه‏ها و فرازهای این كتاب را از آغاز تا انجام حفظ می‏كرده و می‏خواندند و می‏نوشتند. چگونه ممكن بود كه كتابی بدین گستردگی در توزیع و تكثیر را ساخت؟ ! حتی در سخت‏ترین فراز و فرودهای تاریخ كه بخشهای بسیاری از سرزمینهای اسلامی، آماج تاخت و تاز جنگهای خانمانسوز گردید، باز هم این كتاب را به فراوانی و در دسترس همگان می‏یافتند. نه یورش مغولان و نه درگیریهای دامنه‏دار صلیبی، هیچ كدام، بر انبوهی نسخه‏های این كتاب تاثیر شكننده بر جای نگذاشت. با این كه در این ستیزها، هزاران كتاب و نوشته دیگر سوخت و هرگز نشانی از آنها بدست نیامد. جالب این كه حتی آن نسخه‏هایی از قرآن، كه به چنگ دیگران افتاده و امروز زینت‏بخش موزه‏های سراسر گیتی است، هم چنان یك نواخت و دست‏نخورده برجای مانده است. تو گویی دستی توانمند بر آن است كه این نوشته را حتی در دست دیگران نیز نگاه دارد. به راستی آیا چنین چیزی را در نوشته‏ای دیگر می‏توان یافت.
بدین سان، امكان وقوع تحریف در این كتاب تنها به سالهای نخستین پس از پیامبر صلی الله علیه و آله محدود می‏شود؛ سالهای حكومت دو خلیفه تا هنگامی كه در روزگار عثمان، قرآنهای یكنواخت و هماهنگ به همه سرزمینهای اسلامی آن روز فرستاده شد. سخن در این است كه حتی آشنایی نه چندان گسترده با تاریخ اسلام گواهی می‏دهد كه در آن برهه كوتاه كه كمتر از بیست‏سال بود نیز امكان دست‏اندازی و دگرگون‏سازی این كتاب را نمی‏توان پذیرفت. در آن روزها هنوز انبوه گواهان و یاران دور و نزدیك پیامبر كه از نخستین روزهای مكه تا مدینه و جنگ و صلح با آن حضرت زیستند، زنده بودند و با حساسیت، به كتاب خداوند می‏نگریستند. با همه اختلافهای جانكاهی كه پس از پیامبر رخ نمود، همه اصحاب نسبت‏به آیات قرآن، جز در نكته‏هایی بسیار خرد و ناچیز، اختلافی نكردند. با این كه كار سوزاندن و یا در آب و سركه جوشاندن تك‏نگاریهای پراكنده قرآن در روزگار عثمان، اعتراضهای بسیاری را برانگیخت، اما گزارش در خور توجهی نمی‏یابیم كه دگرگونی و دست‏اندازی در قرآن را حتی مخالفان عثمان به او نسبت داده باشند. او را «حراق المصاحف» خواندند، ولی «محرف» ننامیدند.
البته این اعتراضها هم دیری نپایید و كار درست هماهنگ‏سازی و توزیع بجای قرآن بر جای ماند. جالب اینجاست كه قدرت سیاسی حكومت‏خلیفه سوم نیز به اندازه‏ای نبود كه بپنداریم ترس از حكومت، مانع اعتراضها می‏شد؛ چرا كه در ریز و درشت عملكردهای عثمان، همواره مخالفتهای جدی ابراز می‏شد و شورشیان ناخرسند، خلیفه را دوبار محاصره كرده و سرانجام او را كشتند. اگر در آن روزگار، كسی حتی در جایگاه عثمان می‏توانست‏به دگرگون‏سازی قرآن دست‏یازد، از مخالفت و اعتراض در امان بود؟ یا این كه هیچ چشم تیزبینی و هیچ دل مشتاقی نبود كه دلباخته كتاب خدا باشد؟ آیا اندك آشنایی با تاریخ اسلام برای نادرستی این انگاره‏های غریب، كافی نیست؟
این نوشته، در پی آن نیست كه جنبه‏های گسترده تاریخی این مساله را بررسی كند، تنها به یادآوری همین نكته بسنده می‏كنیم كه چگونگی حضور قرآن در میان انسانها، چه باورمندان و چه دیگران، به گونه‏ای بوده كه امكان دست‏بردن در آن، جز در برهه‏ای كوتاه از دهه‏های آغازین اسلام، پذیرفتنی نیست و در آن برهه هم، با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و مذهبی و نیز حضور شخصیتهای مهم و آغازگران حركت اسلام، چنین چیزی به یقین، شدنی نبود.
● ادبیات قرآن
از دیرباز در میان مسلمانان معروف بوده است كه قرآن دارای ادبیات ویژه و شگفتی می‏باشد. هنگامی كه سخن از ویژگیهای برجسته این كتاب به میان می‏آید، نخستین ویژگی كه به ذهن و زبان می‏رسد ادبیات آن است. گرچه بررسی ادبیات و زیبایی واژگانی و سبك یك نوشتار یا گفتار نیازمند آشنایی به زبان آن می‏باشد، ولی می‏توان در باره قرآن نكته‏هایی را یادآور شد، كه حتی ناآشنایان به زبان و ادب تازی را هم سودمند افتد. آری ارزیابی و پی‏بردن به شگفتی كتاب دینی مسلمانان در سطحی پخته و شایسته، نیازمند آشنایی و مهارت در دستور زبان و قواعد بدیع و بیان عربی است.
در این فراز به نكته‏هایی در باره قرآن می‏پردازیم كه جدای از ریزه‏كاریهای درونی و قواعد دستوری، نشان‏دهنده برخی ویژگیهای ادبی این كتاب باشد. در این زمینه از یك سوی می‏توان استواری دستوری و مرجع‏بودن متن قرآن را به عنوان یك متن برجسته و پذیرفته شده در زبان و ادبیات عرب بررسی كرد و از سویی دیگر زیباییها و آرایه‏های واژگانی آن را كاوید.
الف) استواری دستوری و مرجع بودن قرآن
در باره استواری دستوری و مرجع‏بودن این متن در قواعد زبان عربی باید گفت كه این كتاب از آغاز پیدایش تا كنون مورد توجه و استناد در این زمینه بوده است. نگاهی هرچند گذرا به كتابهای بی‏شمار نگاشته شده در قواعد صرف و نحو عربی به خوبی نشان می‏دهد كه تا چه اندازه به متن آیات قرآن به عنوان مرجع و مستند بی‏چون وبی‏همتای این گستره، توجه شده است. به راستی آیا می‏توان در گذر سده‏های طولانی كه زبان و ادبیات عرب به شیوه‏ای علمی به همت والای دانشمندان نام‏آوری كاویده و نگاشته شده، كتابی را یافت كه در این زمینه از قرآن بهره نگرفته باشد؟ جالب آن كه اصل توجه به دستور و قواعد زبان عرب با آمدن قرآن و اهمیت مسلمانان به درست‏خواندن این كتاب، آغاز شده است. همه پژوهشگران این زبان بر آنند كه گستره پردامنه و بالنده و استوار این زبان قانونمند و بسامان، با آمدن اسلام و پیدایش قرآن، هماهنگی و سامان علمی یافته و پژوهش و نگارش در این زمینه با انگیزه پاسداری از قرآن به عنوان متنی مقدس و فرابشری در اندیشه مسلمانان، آغاز شده است.
آیا می‏توان در تاریخ ادبیات عرب كتابی درخور توجه یافت كه پیش از اسلام و پیدایش قرآن، به قواعد و دستور آن پرداخته باشد؟
باری به گمان ما این كه ساماندهی و پژوهش علمی قواعد زبان عربی، كه استواری و قانونمندی چشم‏گیری دارد، وامدار پیدایش اسلام و قرآن می‏باشد، مطلبی روشن است و نیاز به پافشاری بیشتر ندارد. حتی غیر مسلمانانی كه در این زمینه به كاوش پرداخته‏اند نیز آشكارا و فروتنانه حجیت و مرجعیت دستوری قرآن را پذیرفته‏اند. در روزگار ما كه زبان و ادبیات عرب مرزهای بومی خود را درنوردیده و در پژوهشهای دانشگاههای جهان جایگاهی یافته و یا در میان عرب زبانان غیر مسلمان، مانند مسیحیان لبنان، در این باره كاوشهای ارزشمندی انجام گرفته است، به خوبی می‏توان دید كه تا چه اندازه به قرآن توجه شده و جنبه دستوری آن، جدای از باور دینی و درستی یا نادرستی محتوایی پیامهایش، پذیرفته شده است. اساسا باید گفت كه استواری دستوری یك متن می‏تواند از محتوای پیام آن جدا باشد و پذیرش هركدام در گرو دیگری نباشد. بدین سان پذیرش مرجعیت قرآن نیز از سوی دیگران، نه كاری شگفت كه شیوه‏ای پسندیده و هماهنگ با خلق و خوی پژوهش علمی است.در همین زمینه نكته شایسته درنگ و مهم این كه در میان مسلمانان متون دینی دیگری هم بوده و هست كه حجم آن به دهها برابر قرآن می‏رسد. این همه گفته‏ها و نوشته‏ها كه از پیامبر و امامان به ما رسیده و با دقت و موشكافی بسیاری نگاشته و به آیندگان سپرده شده، میراث سترگی از متون دینی اسلام به شمار می‏آید. با این همه، اندیشمندان و ادیبان مسلمان، این متون را مرجع و حجت‏برای استناد در زمینه قواعد زبان عربی نمی‏دانند؛ چرا كه بنای معصومان علیهم السلام این نبوده است كه در گفتار و نوشتار خود بر مراعات قواعد ریز و درشت صرفی و نحوی پای‏بفشارند و سخنی بگویند یا بنویسند كه حتما قابل استناد دستوری باشد.
آیا دیده شده كه همانند آیات قرآن، در یك مساله دستوری به جمله‏ای از نهج البلاغه، استناد كنند؟ البته روشن است كه گفته‏ها و نوشته‏های معصومان علیهم السلام بسیار زیبا و ادیبانه و دل‏نشین عرضه گردیده، ولی مرجع‏بودن در قواعد یك زبان، ویژگی دیگری است كه آن را در قرآن پذیرفته‏اند.
بدین‏سان می‏بینیم كه از یك سوی، مسلمانان متون دینی دیگر خود را به عنوان مرجع دستوری زبان عربی مطرح نمی‏كنند، ولی اشعار خرافی و مبتذل روزگار جاهلیت را به عنوان مرجع ادبیات عرب می‏پذیرند، و از دیگر سوی، زبان‏شناسان و تازی‏دانان غیر مسلمان نیز قرآن را به حجیت و مرجعیت در این زبان می‏شناسند. این همه نشان می‏دهد كه شیفتگی اعتقادی و جانبداری دینی انگیزه این نیست كه این ویژگی را برای قرآن برشمرده‏اند. به راستی آیا این ویژگی را در متون دینی ادیان الهی یا بشری دیگر به آسانی می‏توان یافت؟ سوگمندانه باید گفت كه در ادیان گوناگون كمتر می‏توان متون دینی را به زبان اصلی آن در گذر سده‏ها بدست آورد. نه تورات و نه انجیل را می‏توان به زبان اصلی آنها یافت و نه اصل كتابها و نوشته‏های پیامبران بزرگ و نام‏آور دیگر را می‏توان به دست آورد، تا چه رسد به این كه ویژگی ادبی یا مانند آن را در این متون بررسی كرد. این امتیاز در میان متون دینی، تنها از آن قرآن است كه همواره به زبان اصلی در دسترس بوده و به اعتراف همگان، مرجع مهم زبان خویش به شمار می‏آید. البته در این باره سخن و نكته‏های ادبی و تاریخی بسیاری هست كه در این نوشته كوتاه نمی‏گنجد.
ب) زیباییها و آرایه‏های واژگانی قرآن
زیباییها و آرایه‏های واژگانی قرآن نیز گستره دل‏نشین دیگری است كه در باره این كتاب می‏توان از آن یاد كرد. سخن آهنگین و گزینش واژه‏های گوش‏نواز و دل‏انگیز و چینش بسامان، به این نوشته چنان جانی بخشید كه ناباوران بدان نیز نمی‏توانستند از پذیرش جانفزایی و دلربایی آن سر باز زنند. البته ارزیابی و پذیرش این ویژگی نیاز بیشتری به آشنایی با زبان و سبكهای ادبی عربی دارد. گرچه نباید انكار كرد كه زیباشماری قرآن از سوی مسلمانان، تا اندازه‏ای برخاسته از باور و شیفتگی دینی آنان به این متن است، كه سخن مستقیم پروردگارش می‏دانند، ولی مگر تنها مسلمانان بر این ویژگی پای می‏فشارند؟ نگاهی گذرا و آگاهی نه‏چندان گسترده به روزگار آغاز پیدایش قرآن كافی است تا گیرایی و دلربایی این متن را نزد آنان كه به زبان مادری خویش، آن هم در دوران شكوفایی سخنوری عرب، شیفته زیباییهای قران می‏شدند، دریابیم. گزارشهایی كه از چگونگی اسلام‏آوردن برخی از صحابه نامدار رسول خدا صلی الله علیه و آله كه گیرایی آیات آنان را به سوی پیامبر كشاند، نشان‏دهنده همین است.
گذشته از این، مخالفان و دشمنان پیامبر نیز خود بدین ویژگی اعتراف می‏كردند. اگر شیفتگی دوستان را از سر دلباختگی و ایمان به سخن خداوند و پیامبرش بدانیم، گفته‏های كافران و دشمنان پیامبر را چه كنیم؟ مگر نه این كه سخن او را «افسونگر» می‏دانستند و خود او را «ساحر» و «شاعر» می‏خواندند؟ آیا كسی سرودن شعری را به پیامبر اسلام نسبت داده است؟ یا مقصود آنان زیبایی آیاتی بود كه او پس از چهل سالگی آنها را برای مردم بازگو می‏كرد؟ یادآوری این نكته از سوی خود پیامبر به مردم روزگار خویش نیز بسیار مهم است كه: من پیشتر از این عمری را در میان شما بسر برده‏ام، آیا نمی‏اندیشید؟
به راستی اگر زیبایی سخن او بدان پایه كه در قرآن آمده از سوی خود پیامبر بود، چرا در چهل سال نخست زندگی او نشانی از این دست نمی‏توان یافت؟ به هر روی همه اینها گواه آن است كه غیر مسلمانان و حتی دشمنان پیامبر نیز از پذیرش زیبایی سخن قرآن سر برنمی‏تافتند. بدین‏سان تصدیق زیبایی، گوش‏نوازی و دل‏انگیزی آیات قرآن تا این اندازه نیاز به آگاهی گسترده و نزدیك به زبان و ادبیات عرب ندارد. آیا پذیرش زیبایی سروده‏های حافظ در زبان پارسی یا گوته در آلمانی، حتما در گرو آشنایی و توان ارزیابی شعر در این دو زبان است، یا می‏توان از این همه اشتهار و داوری موافقان و مخالفان اندیشه‏های این شاعران نیز توانایی ایشان و استواری سروده‏هایشان را دریافت؟ البته روشن است كه آشنایی مستقیم با زبان یك متن و توان ارزیابی ادبی آن، راه بهتر و بالاتری می‏باشد، ولی مقصود ما آن است كه همگان می‏توانند جنبه زیبایی ادبیات قرآن را تصدیق كنند، هرچند با زبان اصلی آن آشنایی گسترده‏ای نداشته باشند.
از سویی دیگر در گذر سده‏های تاریخ اسلام تا امروز، صدها و شاید هزاران كتاب در زمینه تفسیر و جنبه‏های ادبی و زیباییهای واژگانی قرآن به نگارش درآمده و امروز میراث سترگی در گستره علوم اسلامی برجای مانده است. انبوهی از نوشته‏ها نیز در فراز و فرود رخدادهای تاریخی گذشته از میان رفته‏اند كه ما تنها از آنها نامی را می‏شناسیم و گاهی حتی نامی هم نمانده است. در این حجم بزرگ كه در زبانهایی چون تازی و پارسی كه به زبان قرآن نزدیك‏ترند و نیز به زبانهای دیگر، سامان یافته، همگی از ویژگیهای ادبی و آرایه‏های واژه‏های آن سخن گفته‏اند. آیا می‏توان پذیرفت كه هزاران اندیشمند و صدها نویسنده، ادیب و پژوهشگر، همگی تنها به دنبال شیفتگی اعتقادی خویش، سرخوش از جانبداری دینی به چنین كاری دست زده‏اند و قرآن دارای ویژگی برجسته‏ای در این زمینه نیست؟ به راستی كه اگر كسی چنین احتمالی را هم به ذهن بیاورد، سخن بیهوده و خنده‏آوری خواهد بود.
آیا می‏توان این همه ریزه‏كاریهای ادبی و نكته‏پردازیهایی را كه در طول تاریخ نگارشهای تفسیری، هزاران ورق بر دفتر معرفت‏بشری افزوده است‏به یكباره شست و به كناری نهاد و آن را بی‏پایه دانست؟ به راستی چنین ستمی در هر شاخه و رشته‏ای از فرهنگ و دانش بشری و در هر كجای جهان و تاریخ، نابخشودنی است. چرا این همه دانشمند و ادیب و نویسنده مسلمان، یك‏دهم این تلاش را برای متون دینی دیگر به كار نبسته‏اند تا شیفتگی و جانبداری اعتقادی خود را در گستره‏ای دیگر نیز بنمایانند؟ آیا زرگداشت‏سخنان دیگر پیامبر اسلام یا دیگر رهبران اصلی دین، مانند امامان معصوم در اعتقاد شیعه، تا این اندازه كم و ناچیز است؟ حقیقت آن است كه آنان به دنبال سفارش و پافشاری خود پیامبر، دریافته‏اند كه سخن خداوند در قرآن، رنگ و بوی دیگری دارد و این متن آمده تا نمونه‏ای برای همه روزگاران باشد تا بهترین داستانها، ذكر، روشنایی، بیان، راهنما، استوار، رسا و... باشد و اگر همه انسانها توان خویش را برهم انباشته سازند و از توش و توانهای دیگر نیز بهره جویند، حتی یك سوره مانند آن نخواهند آورد. [۱]
بدین سان می‏بینیم كه تصدیق این مطلب نیز حتما نیازمند آشنایی نزدیك با زبان قرآن نیست. چگونه می‏توان پذیرفت كه هزاران تن اهل دانش، از نویسنده و مدرس و پژوهشگر و دانش‏پژوه، با هزاران صفحه و جلد و مطلب در باره قرآن، به مبالغه و اغراق پرداخته و متنی عادی را محور این همه تلاش قرار داده باشند؟
نكته درخور توجه دیگر این كه بسیاری از این تلاشگران در گستره قرآن‏پژوهی از اقوام عرب‏زبان هم نبودند. به ویژه ایرانیان در گذر سده‏ها بیشترین كوشش را برای سامان‏بخشیدن به شاخه‏های گوناگون ادبیات عرب به انجام رسانده‏اند تا این همه را در خدمت پژوهش و موشكافی قرآنی درآورند و از این رهگذر جنب و جوش فرهنگی ارزشمندی برای فرهنگ بشری به ارمغان آورده و بر جای گذاشته‏اند. براستی این همه اندیشمندان غیر عرب كه از نخستین سده پیدایش اسلام تا كنون به كاوش در تفسیر و علوم قرآن، هزار نكته باریك‏تر از مو را كاویده‏اند، راهی بیهوده و بی‏اساس پوییده و به گفته حافظ ژاژ خاییده‏اند؟ در این نوشته كوتاه نمی‏توان حتی به نامها و كتابهای اندیشمندان این گستره اشاره كرد، ولی تنها یادآور می‏شویم كه در كتاب ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ایران، مرحوم شهید مطهری، مطالب بسیار سودمندی در این باره آورده‏اند. بد نیست‏به چند نمونه از آنها اشاره كنیم:
«كتاب معروف سیبویه در نحو كه به نام «الكتاب» معروف است از بهترین كتب جهان در فن خود یعنی از قبیل مجسطی بطلمیوس در هیئت و منطق ارسطو در منطق صوری تلقی شده است، بارها در پاریس و برلین و كلكته و مصر چاپ شده است. سید بحر العلوم و دیگران گفته‏اند: همه علما در نحو عیال سیبویه می‏باشند. در این كتاب به سیصد و چند آیه از قرآن مجید استشهاد شده است..». [۲]
بنا بر نقل مرحوم شهید مطهری در كتاب تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام، از مرحوم سید حسن صدر آمده است كه سلامهٔ بن عیاض شامی نقل كرده كه: «فتح النحو بفارس و ختم بفارس» یعنی نحو از فارس به وسیله سیبویه آغاز گشت و در فارس با رفتن ابوعلی فارسی پایان یافت. گرچه خود مرحوم مطهری این سخن را مبالغه می‏داند، ولی اصل تاثیر دانشمندان غیر عرب در گستره ادبیات و تفسیر را به روشنی می‏توان دریافت. حتی كتابهای لغت عرب و نام‏آورترین آثار را در این باره ایرانیان نگاشته‏اند؛ كتابهایی چون صحاح اللغهٔ تالیف جوهری نیشابوری، مفردات القرآن تالیف راغب اصفهانی، قاموس اللغهٔ تالیف فیروزآبادی، اساس اللغهٔ تالیف زمخشری.
بدین سان می‏توان تصدیق كرد كه گسترش و بالندگی ادبیات عرب در میان مسلمانان به بار نشسته و هدف اصلی آنان، پژوهش در قرآن كه در نگاه آنان سخن دل‏افروز و آهنگین خداوند می‏باشد، بوده است. آنچه از همه این نكته‏ها پی می‏گیریم این كه دریافت جنبه‏های دوگانه ادبیات قرآن تا این پایه كه گفته‏ایم، نیازمند آشنایی نزدیك و گسترده با زبان عربی نیست و همه انسانها از هر جای زمین و در هر روزگاری می‏توانند این ویژگی شگفت قرآن را تصدیق كنند، گرچه بررسی مستقیم این كتاب به زبان اصلی آن، لایه‏های ژرف‏تری را برای دانش‏پژوهان می‏شكافد.

وبگردی
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها