دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 25 June, 2018

اسدالله علم و نشانه های جهل


اسدالله علم و نشانه های جهل
از نشانه های جهل یا غفلت، همان تلقی شاه نسبت به کلیه مخالفان خود است که از سرتاسر این شش جلد خاطرات هویداست. شاه و وزیر دربار او بین مخالفان به هیچ تفاوت و تمایزی قائل نبوده اند. آنها یا خائن اند، یا دماگوگ، یا هر دو.
از دماگوژی و عوامفریبی منظورشان همیشه اشاره به جریان مصدق است. « قدری راجع به دماگوژی و دماگوگ که خطر آن برای کشور ( اگر دامنگیر مقامات بالا شود ) کمتر از طاعون و وبا نیست صحبت شد » ( ص۱۷۳).
شاه همواره از این گونه سخنان مشعوف می شد. البته از سخنانی به نوعی دیگر نیز: « واقعاً این مرد بزرگ است و خداوند به او دل شیر و حوصلة پیامبری داده است و زندگی با او لذّت و کیفّیت خاص دارد. به این جهت من مکرر درمکرر از خدا خواسته ام که پیش از او بمیرم زیرا زندگی بعد از او برای من مرگ رنج آوری خواهد بود » ( همان جا ).
عَلَم بحمدالله حیاتی سرشار از ناز و نعمت و تَنَعم داشت ( که خودش هم می نویسد)، و باز بحمدالله به این آرزوی آخر خود نیز رسید. اما آن « مرد بزرگ » او را در اوج بیماری مهلکش، که به خاطر آن در بیمارستان های سویس بستری شده بود، از خود راند.
نه فقط تلفنی به او فرمان داد که از وزارت دربار استعفا دهد - عَلَم البته این مکالمه تلفنی را نشانه « بزرگواری و مرحمت و آقایی و بنده نوازی و بزرگ سالاری » ( ص ۵۴۳ ) شاه قلمداد می کند - بلکه رقیب سرسخت و دیرین او، یعنی امیرعباس هویدا، را بر جایش نشاند؛ به تعبیری، دوستی و خدمات چندین ساله او را پاس نداشت.
اما طرفه آن است که همین هویدا را هم، که سیزده سال نیز در مقام نخست وزیری به او خدمت چاکرانه کرده بود، چند ماه بعد سپر بلای خود کرد و به زندان افکند که از عاقبت او آگاهیم.
چون، برخلاف خاطرات عَلَم، در بسیاری از مقالات و کتاب های دیگر به این « بی وفایی » یا « بی صفتی » شاه اشاره شده است، در باب آن فعلاً سخنی نمی گوییم. اما واقعیت این است که این خصوصیت بارز از دید هیچ یک از نزدیکان شاه پنهان نبود.
شاید به همین دلیل هم بود که در مواقع بروز خطر اولین کاری که می کردند تنها گذاشتن شاه بود و قبل از هر چیز به فکر فرار یا نجات خود می افتادند. این وضعیت را به عیان در رویدادهای مرداد ۳۲ و بعد در ماه های قبل از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ شاهد بودیم.
تقریباً قطعی است که شاه به هیچ کس اعتماد نداشت و تفصیل قضایا را با هیچ کس درمیان نمی نهاد:« ...... ایشان آن قدر تو دارند که میل دارند همه ما در اشتباه بمانیم » ( ص ۱۲۶؛ ایضاً ص ۲۱۳ ).
● کینه بی انتها
در ضرب المثل های رایج، به غیض و نغرتی که با تمایل به تحقیر وانتقام جویی همراه باشد، « کینه شتری » می گویند. برخورد شاه با بعضی افراد دقیقاً مصداق این اصطلاح است، و به آنچه درباره دکتر مصدق می اندیشید و بر زبان می آورد محدود نبود - البته مصدق و هواداران او در این کینه ورزی جایگاهی بس خاص داشتند، که نمونه های آن را در جلد ۶ خاطرات عَلَم می توان ملاحظه کرد:« جبهه ملی، جزب توده، روزنامه های ملی، تمام و تمام، پدرسوخته، نوکر خارجی و عوام فریب » ( جلد ۶، ص ۶۸ ).
به سادگی می توان دید که شاه، مثلاً، بین جبهه ملی که خواهان اصلاحات در چارچوب قانون اساسی بود و حزب توده که قصد براندازی داشت، به تفاوتی قائل نبود. در حالی که سیاست، از جهتی،فن یا هنر تشخیص این تفاوت های اساسی و ظریف است. همه مخالفان را نباید به یک چوب راند که اجباراً جبهه ای واحد تشکیل دهند.
این حالت غیض و کینه جویی به رجال قدیم و جدید منحصر نیست. نسبت به جوانان مخالف حکومت استبدادی نیز محسوس است: « عرض کردم .... خبر خوشی که دیشب یازده نفر تروریست را قوای انتظامی قلع و قمع کرده اند..... [شاه:] البته انتظار این زد و خورد را داشتیم و به زودی در ولایات، به خصوص ولایات شمالی، هم عده ای را می گیریم یا می کشیم » ( ص ۹۹؛ که ظاهراً ماجرای چندی بعد سیاهکل اشاره است ). یا « اگر تمام این خرابکاران را [ منظور دانشجویان دانشگاه تهران است ] پیدا نکنید .... پدر شما را در خواهم آورد » ( ص ۱۱۱ ). یا:« عرض کردم، محکومین به حبس ابد .... وقتی حبس آنها به سر می رسد آزاد نمی شوند. جای تعجب است و صحیح نیست. فرمودند، آخر امتحان کرده ایم صدی نود خرابکاران از میان همین ها برخاسته اند » ( ص ۴۳ )؛ در واقع، یعنی همان دستگاه قضایی خود ساخته نیز کشک!
خود ایشان اعتقاد دارد که « اصولاً احساسات در کار سیاسی ما مداخله ندارد » ( ص ۱۵۱ )، ولی دست کم در مورد مخالفان و منتقدان داخلی گذشته و حال فقط واکنش های احساسی بروز می دهد.
ازجمله عادت داشته اند که روشنفکران را، با غیض و تحقیر، « عن تلک توئل » بنامند. این عبارت ظاهراً به دهان وزیر دربار نیز مزه کرده زیرا عیناً آن را به کار می برد ( ص ۱۹۷ ). به علاوه، در همین صفحه، برای خوشامد اعلیحضرت می گوید « آخوندهای سابق»، یعنی که دیگر وجود ندارند؛ نمونه ای از ارزیابی عینی و مداخله ندادن احساسات در کار سیاسی !
فقط هم به مصدق بد نمی گوید. قوام السلطنه را هم بی نصیب نمی گذارد. در عین حال، در مورد هر دو به خود قبولانده است که خدمات شخصی او از مصدق در قضیه نفت و نهضت ملی و قوام السلطنه در ماجرای نجات آذربایجان فراتر است.
آنها در حقیقت عوام فریب وعامل خارجی بوده اند؛ و این اوست - و فقط شخص او - که خدمات تاریخی و ذی قیمتی به مردم و مملکت ایران انجام داده است. نسبت به افراد دیگری نیز که در گذشته منشاء خدمات مهم به او بودند همین بدبینی و تحقیر نخوت آمیز را دارد:« در این جا هم شپش های لحاف کهنه مثل امینی و صالح و بقایی به راه افتاده » ( ص ۴۵۷ ).
حال، به فرض که این فرمایشات درباره خدمات خودشان صحیح باشد، آیا باید با انکارخدمات دیگران همراه می شد؟ یا، برعکس، زیبنده تر این بود که « پیشوای » آقای عَلَم جایی هم برای خدمات وزیران و نخست وزیران خود منظور می کرد.
یک انسان، یک رهبر، با نفی خدمات دیگران بزرگ و جاودان نمی شود. برعکس، نباید همه چیزها را به خود نسبت دهد. قدرشناسی از خدمات دیگران، نه فقط به رهبری او مفهومی جامع تر می دهد بلکه نقش او را برجسته تر نیز می کند.
در مورد رژیم شاه روشن است که دامن آن هرگز از لکه ۲۸ مرداد پاک نشد. در واقع، آن کودتا مشروعیت رژیم را از بین برد. به غلط یا درست بودن آن کودتا کاری نداریم. واقعیت محسوس آن بود که به مشروعیت رژیم لطمه زده است. بنابراین، طعن و لعن مصدق و یاران او از بابت زدودن آن لکه کاری نمی کرد.
برعکس اگر عاقلانه رفتار می شد و رژیم به راه آشتی گام می نهاد، بسا که هم به پاک شدن آن لکه کمک می کرد و هم مبانی و پایه های خود را محکم می ساخت. بالاخره باید کینه ورزی و تجاهل به کنار می رفت، و تشخیص داده می شد که افرادی چون امیرکبیر و مصدق، غلط یا درست، به نماد ترقیخواهی و استقلال طلبی و آزادیخواهی این ملت تبدیل شده اند. بالاخره هر ملتی به این نمادها نیاز دارد. و درست یا غلط آنها را می سازد.
از منظر تاریخی، بحث درباره بحق یا نابحق بودن افرادی که به هر حال به نماد تبدیل شده­اند شاید کاری درست و عاقلانه نباشد. برعکس، یک رژیم یا رهبر عاقل و دور اندیش، بخصوص وقتی که آن نهادها از بین رفته اند و خطر زنده و بالفعلی ایجاد نمی کنند، قاعدتاً باید بکوشد تا خود را ادامه دهنده کارهای آن چهره های نمادین جلوه دهد و در افتخارات آنها شریک شود تا از این طریق بر وجهه و اعتبار خود بیفزاید.
سراسر خاطرات مرحوم عَلَم حاکی از آن است که اعلیحضرت به این مهم کوچک تری عنایتی نداشته است.
بلکه با لکه دار کردن آن رجال خدمتگزار، به نوعی، صرفاً دل خود را خنک می کرده است. این واکنش را به هر عنوانی می توان خواند - بی خبری، تجاهل، خودبینی، نخوت، غرور، عدم دور اندیشی و .... - اما به هر حال نتیجه یکی است: دوری از واقعیات بالفعل و دوری از مردم!
این معنا نتیجه مطلوبی به بار نیاورد. شاه مدعی بود که خدمات بزرگی به ملت و مملکت کرده است اما، به فرض درستی این ادعا، ناگهان غافلگیر شد و دید که میلیون ها نفر علیه او به خیابان ها ریخته اند، قاعدتاً باید گفت که « غافلگیر شدن » نباید در رژیم های عاقل و آگاه جایی داشته باشد.
رژیم هایی که کینه ورزی نکنند، احساسات را در سیاست ها و کارهای خود دخالت ندهند، و اقدامات خود را تا جای ممکن بر پایه اطلاعات و اطلاعات گیری درست و واقعیات بالفعل داخلی و خارجی به مرحله اجرا گذارند، دلیلی ندارد که غافلگیر شوند.
حال می رسیم به وجه دیپلماسی و سیاست خارجی خاطرات عَلَم که گفتیم بعضی شبهات را برطرف می کند و برخی را تشدید.

نویسنده : هرمز همایون پور

منبع : دیپلماسی ایرانی

مطالب مرتبط

میرزا آقاخان کرمانی

تاریخ مشروطه ایران با تمام فراز و نشیب هایش قصه ای است طولانی از آغاز راهی كه یك ملت برای دستیابی به حقوق اساسی و طبیعی خود در آن گام نهاد. در این سناریوی تاریخی بازیگران مهمی نقش ایفا كردند، چهره های تاثیرگذاری آمدند و رفتند تا این قافله را به سرمنزل مقصود راهنمایی كنند. بسیاری از این اشخاص تاثیرگذار بیشتر فعالیت خود را به حوزه عمل و سیاست معطوف كردند. در این میان كسانی هم بودند كه علاوه بر فعالیت های سیاسی، در حوزه نظری هم به روشنگری و آگاه سازی اذهان مردم پرداختند. از میان این افراد كه می توان آنها را از پایه گذاران جریان روشنفكری معاصر دانست كه پس از قرن ها سكوت و خاموشی در عرصه فكر و اندیشه ظهور كردند می توان كسانی مانند طالبوف، میرزا ملكم خان، آخوندزاده، سیدجمال الدین اسدآبادی و ده ها اندیشمند دیگر را نام برد كه در آگاه كردن توده مردم و پیدایش و شكل گیری نهضت مشروطه سهم عمده ای داشتند.
در مورد افكار و نحوه عملكرد آنها هم نقد و انتقاد فراوان بوده و هم تعریف و تمجید كه بسیاری از این گفته ها خالی از حب و بغض و غرض ورزی نبوده و كمتر مورد نقادی و ارزیابی علمی و واقع بینانه قرار گرفته اند.شاید تنها در سال های اخیر مورد نقد دقیق علمی از جانب بعضی از نویسندگان و مورخان قرار گرفته اند كه این جای بسی امیدواری است كه نقد دقیق علمی با توجه به شرایط زمانی و مكانی جایگزین تهمت ها و تعریف های بی اندازه شود. قضاوت در مورد این اشخاص موضوعی نیست كه در این مقاله به آن پرداخته شود و نیاز به فرصت و مجال دیگری دارد. در این مقاله سعی شده است كه در راستای تحول اندیشه در تاریخ روشنفكری این مرز و بوم سه تن از پیشگامان این نهضت فكری معرفی شوند. سرنوشت غم انگیز این سه تن كه به طرز فجیعی به قتل رسیدند حكایت از سرنوشت تلخ روشنفكری در این سرزمین دارد و نشان دهنده این امر است كه در بحبوحه نبرد میان استبداد و آزادی چه هزینه های سختی می تواند دامنگیر روشنفكران شود و تا زمانی كه جریان روشنفكری از حمایت و عقبه مردمی كه به سلاح آگاهی و دانش مجهز شده اند برخوردار نباشد حركتی عقیم و شكست پذیر خواهد بود و یا حداقل تاثیر آن در كوتاه مدت قابل انتظار نیست.
میرزا آقاخان كرمانی كه نام اصلی وی عبدالحسین بود در سال ۱۲۷۰ هجری قمری مطابق با ۱۸۵۳ میلادی متولد شد. نام پدرش میرزا عبدالرحیم بردسیری (بردسیر ناحیه ای نزدیك كرمان است) بود و مادرش دختر میرزا كاظم بن میرزا محمدتقی مظفر علیشاه است. وی ریاضیات، علوم طبیعی و فلسفه را در كرمان آموخت و زبان های تركی، فرانسوی و مقداری هم انگلیسی یاد گرفت. در سال ۱۳۰۲ هجری قمری به علت ظلم و تعدی حاكم كرمان سلطان عبدالحمید میرزا ناصرالدوله به اصفهان مهاجرت كرد. در اصفهان مورد حمایت شاهزاده ظل السلطان قرار گرفت ولی به علت تنفر از زندگی درباری در آنجا هم نماند و به تهران رفت و در آنجا به همراه شیخ احمد روحی كرمانی به استانبول رفته و در روزنامه فارسی زبان اختر استخدام شد و در همان جا با سیدجمال الدین اسدآبادی نیز آشنا شد و با همراهی وی جهت بیدار ساختن ایرانیان و پیشبرد آرمان اتحاد اسلام فعالیت می كرد. از وی تالیفات و خطابه های چندی به جای مانده از جمله تاریخ نثری به نام آینه سكندری و دیگری تاریخ منظوم تحت عنوان نامه باستان كه آن را در سال ۱۳۱۳ هنگامی كه در زندان طرابوزان بود تالیف كرد.
تاریخ منظوم وی را پس از مرگش فرمانفرما سالار لشكر در سال ۱۳۱۵ با حذف بعضی از قسمت ها با عنوان سالاریه به چاپ رساند.
بنا به برخی از شواهد عامل گرفتاری وی و دیگر همراهانش در استانبول علاء الملك سفیر ایران در عثمانی بود. وی در نامه ای كه به سلطان عثمانی عبدالحمیدخان نوشت شورش ارامنه كه در سال ۱۳۱۲ در استانبول روی داد را به تحریك سیدجمال الدین، میرزاحسین خبیرالملك كنسول دولت علیه ایران و میرزا آقاخان كرمانی و شیخ احمد روحی نسبت داد به علاوه آنها را متهم كرد با نوشته های خود باعث برخی فتنه ها در ایران هم شده اند. هر چند هیچ سند آشكاری مبنی بر این اتهام ها از این سه تن به دست نیامد ولی این ترفندها موثر واقع شد و این سه تن را به طرابوزان فرستاده و در آنجا حبس كردند، تا اینكه در سال ۱۳۱۳ كه ناصرالدین شاه توسط میرزا رضای كرمانی به قتل رسید، سفیر ایران ترور ناصرالدین شاه را نیز به تحریك این سه تن عنوان كرد و هنگام جلوس مظفرالدین شاه به تخت سلطنت این سه نفر را از طرابوزان به تبریز آوردند و به امر ولیعهد محمدعلی میرزا در سال ۱۳۱۴ به قتل رسانیدند.

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!