یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷ / Sunday, 20 January, 2019

گر نداری درد، از ما وام کن...


گر نداری درد، از ما وام کن...
با آن که هشت قرن از روزگار عطار می گذرد، اما هنوز آثار این شاعر دست به دست در میان علاقه مندان به متون عرفانی می چرخد و هنوز بر آثارش شرح و تحلیل نوشته می شود.
مسأله ای که خواندن آثار عطار را بعد از قرنها برای ایرانیان دلنشین کرده، شیوه داستانگویی این شاعر در اشعارش است. عرفان و عشقی که عطار در آثارش مورد استفاده قرار داده چنان جذاب است که حتی روح حافظ و مولوی را هم درگیر کرده است.
بسیاری از حکایات مولوی قبلاً در آثار عطار یا سنایی آمده است، اگر چه سنایی نخستین کسی است که عرفان را به صورت جدی در شعرهایش آورده، اما عرفان او زاهدانه است، در حالی که عرفان عطار نوعی عرفان ذوقی است.
عطار حتی نسبت به عرفای شاعر پیش از خود ابتکاراتی دارد؛ مثلاً به جای «مقامات» از «وادی ها» استفاده می کند (معنی وادی همان بیابانهای سنگلاخی است). به همین دلیل مراحل هفت گانه سلوکش با طلب و شوق آغاز می شود و با عشق ادامه پیدا می کند. در همین راستاست که وادی های این شاعر، «ذوقی» و عاشقانه اند
منتقدان و شاعران پس از او، این وادی ها را «هفت شهر عشق» نامیده اند.
در اشعار عطار کششی وجود دارد که روح انسان را از نیازهای مادی دور می کند و به مرتبه کمال می رساند. عشق در آثار عطار متبلور شده؛ او از عشق آن چیزی را می خواهد که انسان را به حق می رساند و حقیقت را پیش چشم انسان مجسم می سازد.
دیدگاه عطار درخصوص عشق در حکایات او به خوبی نشان داده شده است.
به نظر عطار، عشق لازمه وجودی هر سالک است. عشق مرحله ای است که سالک باید در آن بسوزد تا تمام ناخالصی هایش پاک شود و «من» وجودی اش را از بین ببرد. در این مرحله باید جان به کف و خونین جگر و سرباخته رفت؛ در مختار نامه اش هم تأکید می کند:
اول قدم از عشق سرانداختن است
جان باختن است و با بلا ساختن است
در نگاه عاشقانه عطار با شاعران قبل و بعدش تفاوتهایی دیده می شود. شاعران قبل و بعد عطار معتقد بودند، تفاوت میان انسان و فرشته، «عشق» است؛ انسان عشق را پذیرفته، اما فرشتگان نپذیرفتند؛ همچنان که حافظ می گوید:
فرشته، عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز
اما عطار خلاف این مسأله را می گوید؛ او معتقد است فرشتگان هم مثل انسانها عاشق خداوند و اگر عشق نداشتند، این گونه حول عرش الهی نمی گشتند. چیزی که انسان دارد و فرشته ندارد از نظر عطار «درد» است.
قدسیان را عشق هست و درد نیست
درد را جز آدمی در خورد نیست
درد تو باید دلم را درد تو
لیک نه در خورد من در خورد تو
ساقیان خون جگر در جام کن
گرنداری درد، از ما وام کن
کفر، کافر را و دین دیندار را
ذره ای دردت دل عطار را
به همین خاطر ماسینیون می گوید: اشعار عطار، عشق است و درد است و خون.
تا نگردی مرد صاحب درد، تو
در صف مردان نباش، مرد تو
هر که درد عشق دارد، سوز هم
شب کجا باید قرار و روز هم
دکتر زرین کوب در کتاب «صدای بال سیمرغ» می گوید: «درد، درد، درد؛ این کلمه ای است که هرگز از زبان عطار نمی افتد. آن را بارها در دیوان، در تذکرة الاولیا و مثنویات خویش بر زبان می آورد، یا بر زبان اشخاص روایات و قصه هایش می گذارد.»
این مورخ و اسلام شناس می افزاید: «این درد فردی نیست. درد جسمانی هم نیست، چیزی روحانی، انسانی و کیهانی است. در همه اجزای عالم هست، اما انسان، انسان انسان ظلوم جهول بیش از تمام کائنات به آن شعور دارد. همه اجزای عالم به انگیزه آن در پویه اند. پویه شان به سوی کمال است. درد شوق طلب است، احساس نقص است، رؤیت غایت است و بنابراین درد نیست؛ درمان است. درمان نقص، درمان دور افتادگی از کمال.»
عطار در دیباچه تذکرة الاولیا خاطر نشان می کند: «نقل احوال و اقوال اهل درد، آنها را که نه مرد راهند، مرد می کند، مردان را شیر مرد می کند، شیر مردان را فرد می کند و فردان را عین درد می گرداند.»
بدین گونه پیداست که عطار درد را نسخه درمان می داند. او می گوید:
گفت ای دردی که درمان منی
جان جانی، کفر و ایمان منی
با این نسخه است که عطار می خواهد «درد» اهل عصر را که «بی دردی» است، درمان کند و هیهات که بتوان همه خلق را با یک چنین نسخه ای درمان کرد.
عطار سعی دارد تا به خواننده حالی کند که با این درد، می توان از بی دردی رست.
آن چه باعث شد عطار، عشق را با درد در آثارش بیاورد و این دو عنصر را همیشه با هم همراه کند، این است که عطار معتقد بود درد بی درمان علاجش آتش است. خودش در جایی می گوید: «زمان بسیار باید بگذرد تا جان انسان بویی از خدا ببرد. اگر از پیشگاه حضرت باری دستور رسد، شرح آن سفر را باز خواهم گفت و اگر از آن سفر کتابی شعر بنویسم، هر دو عالم را از آن منور سازم.»

خدیجه زمانیان

منبع : روزنامه قدس

مطالب مرتبط

رازماندگاری رند فرزانه

رازماندگاری رند فرزانه
از میان شاعران فارسی زبان هیچ کس توفیق آن را نداشته است که به اندازه حافظ مطلوب نظر عام و خاص قرار گیرد و فضای ادب و هنر و فرهنگ فارسی را به خود اختصاص دهد و بی شک دیوان حافظ پر خواننده ترین دیوان شعرفارسی و خود او محبوب ترین شاعر در میان فارسی زبانان جهان و از دیدگاه بسیاری از شعرشناسان بزرگ ترین غزل سرای زبان فارسی و یکی از اعجوبه های شعر در کل تاریخ بشری است.
خواجه شیراز که ما او را حافظ می خوانیم، شعرش را با زبان غیب «لسان الغیب» می داند و در سوگ و بزم، خوشی و ناخوشی، سرا و ضرا به آن پناه می برند. جویندگان راه حق و سالکان طریقت از لسان او معرفت می جویند و رندان و قلندران و... نیز شعر او را چاشنی زندگی خود می کنند و مقتدا و آرمان گاه خود می دانند.
او در حدود سال ۷۲۶ه.ق در شیراز زاده شده و دوران دانش آموزی و دانش اندوزی را در شیراز گذراند و بقیه عمر شصت و چندساله خویش را برخلاف شاعر بلندآوازه و هم شهری اش سعدی شیرازی، جز معدود سفرهای کوتاه در همان شهر گذراند، تا این که که در سنه ۷۹۲ه.ق رخت به سرای باقی کشید.
او از همه علوم قرآنی از قرائت و تفسیر گرفته تا کلام و فلسفه و عرفان و... بهره ها داشت و حتی شگرد شاعری و سبک ویژه بیان خود را از قرآن کریم آموخته بود و در آگاهی از زیر و بم الفاظ و معانی و مفاهیم از آن الهام می گرفت. و حتی در بعضی از غزلیات به حسن صوت خود نیز اشاره نموده است:
بحث بلبل بر حافظ مکن از خوش نفسی
پیش طوطی نتوان صوت هزار آوا کرد
و لذا اگر در خانه هر ایرانی، اینک در کنار قرآن دیوان حافظی هم هست و اگر چنان چه که با قرآن استخاره می کنند، از دیوان حافظ هم فال می گیرند جای چندان شگفتی و حیرت نیست.
حافظ وقتی به علم و ادب روی آورد، هرگز دانش خود را دست مایه مال اندوزی قرار نداد. و حتی پس از آن که در پرتو موقعیت خود مورد توجه حاکمان و فرمانروایان فارس شد و به دربار ابواسحق اینجو و شاه شجاع مظفری راه یافت و از عنایت ویژه حاج قوام الدین برخوردار گردید، باز ناداری و فقر و نیاز از دامن او برچیده نشد و درد فقدان فرزند برای حافظ هم به سان فردوسی و خاقانی در فراق رشید دل شکن بود و در ژرفای خویش زخمی سنگین بر جای داشت:
دلا دیدی که آن فرزانه فرزند
چه دید اندر خم این طاق رنگین
به جای لوح سیمین در کنارش
فلک بر سر نهادش لوح سنگین
قره العین من آن میوه دل یادش باد
که خود آسان بشد و کار مرا مشکل کرد
از میان پادشاهان معاصر حافظ، شاه ابواسحق با او در نهایت حرمت و ادب رفتار و دوران حکومت سخت گیرانه امیر مبارزالدین محمد که با تعصب و خشونت همراه بود، اوج تلخی زندگانی خواجه شیراز بود و حافظ بیشترین غزل های ناب خود را در مبارزه با این پادشاه ریاکار و عوام فریب و با لحنی نیش دار توام با طنز و گزنده سروده و با کنایه و تمسخر او را «محتسب» خوانده است. او با سالوسیان و ریاکاران مزور زمان خود سخت درافتاده و ضربه های سخت و کاری به آنها زده است.
حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری
کاتش از خرمن سالوس و کرامت برخاست
صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
وین نقش زرق را خط بطلان بسر کشیم
حافظ غزل فارسی را به اوجی از تعالی و تکامل رسانید که همه قریحه آزمایان و خداوندان سخن در برابر والایی و کمال هنری سخن او اظهار عجز و درماندگی کردند و به همین اعتبار است که او را خاتم الشعرای ایران می نامند و مدعی اند که پس از او سخن فارسی روبه انحطاط و زوال نهاد، زیرا پیش از او غزل را یا عارفانه می گفتند و یا عاشقانه. اما حافظ راهی را از این میانه برگزید و آن تلفیق و ترکیب عشق و عرفان و دست یافتن به شیوه ای بود که تا عصر او سابقه نداشته و اگر داشته، هرگز به این زیبایی و کمال و ارزش مندی نبوده است.
در غزل های اجتماعی حافظ، فرهنگ گذشته ایران با همه کمال ایرانی- اسلامی خود رخ می نماید و گویی حافظ در ترکیب و تلفیق دو فرهنگ ایرانی و اسلامی به مانند استاد فرزانه توس، فردوسی، به توفیق بیشتری دست یافته است و قطعاً حافظ هم به سان فردوسی در عرصه سخن با همان صداقت بی مانند در عرصه شعر خویش را به نمایش گذاشته است.
او شاعر شیرین بیانی است که با فنون سخن، دل خاص و عام را برده و نور معرفت را در قلوب همه روشن کرده است و پایه سخن را از سحر مبین هم بالاتر برده و به پای اعجاز رسانیده است.
اما مقبولیت و محبوبیت تام و بی چون و چرای حافظ از کجا سرچشمه می گیرد؟ آیا ما در روزگاری زندگی می کنیم که شباهت فراوان با روزگار حافظ دارد و یا ما گرفتار مصائبی هستیم که حافظ بوده است؟ و یا حافظ چنان نابغه ای است که ما تازگی به کشف عظمت او نائل می شویم؟ و راز ماندگاری حافظ و اشعارش چیست؟
قطعا باید راز ماندگاری اشعار حافظ را از یک سو در انتخاب واژه ها و ترکیب آن ها و هماهنگی اوزان و اصوات و موسیقی درونی و بیرونی شعر که مجموعا تأثیری همانند تأثیر موسیقی در ذهن شنونده ایجاد می کند و از سوی دیگر تأثیر موسیقی و شعر او از جهت ایجاد معانی و خیالات و عواطف دانست؛ زیرا شعر حافظ به علت بافت خاص کلام و به جهت استفاده از امکانات والای زبان به سان منشوری است که هر ناظری سطوحی از آن را با رنگی خاص می بیند. عارف سالک را در اندیشه های عارفانه فرو می برد و عواطف او را برمی انگیزد. و او را به ابدیت پیوند می دهد و بزرگ ترین هنر حافظ این است که ظرفی ساخته است که گمان می کنی پر است، اما خالی است و گمان می کنی خالی است، اما پر است. و حافظ سخت کوشیده است که خود را پشت واژه پنهان کند، به گونه ای که اگر جدی با اشعارش روبه رو شوی احساس می کنی که او تو را به بازی گرفته است. و اگر برای تفنن و بازی دیوانش را بگشایی احساس می کنی که به طور جدی با تو روبه رو شده است.
راز ماندگاری شعر حافظ و نام حافظ آن است که او نمونه ای از جان های تلاش گر و سخت کوش است که می خواهد انسان را از بندهای کهن رهایی بخشد و ابزار و وسیله ای جز کلام و الفاظ و عبارات ندارد و لهذا می کوشد که آن را در اوج بلاغت به کار گیرد.
راز ماندگاری شعر حافظ آن است که شعر حافظ بازتاب زندگی امروزین است و گویا او می دانسته است تنها بازتاب حقایق زندگانی انسانی است که هنر راستین به وجود تواند آورد و بدون انسان و در خارج از محدوده نیازها و گرایش های او هیچ هنری نمی تواند وجود داشته باشد.
دلیل جاودانگی حافظ و اشعارش آن است که پیوندش با جهان به گونه ای است که گویی با همه هستی و کائنات هم آغوش شده است و همه چیز زبان باز کرده است و با حافظ سخن گفته و او نیز متقابلا در قالب «تشخیص- جان بخشی» (Personnification) آنها را به گفتار و رفتاری انسانی واداشته است و به همین جهت است که شعرش فراتر از زمان است و آن گاه که دوش می گوید نه همین شب است که زمان ما و هزار سال بعد را نیز دربرمی گیرد.
فلسفه دوام نام حافظ و شعرش آن است که قوت و صراحت و حقیقت شعرش را مثل یا شبه مثل نموده است و آن چه از حیث معنا آورده است خلاصه ای از معرفت و روح زندگی تاریخی و اجتماعی مردم ایران خاصه طبقه باسواد و ممتاز عصر خویش است و او به سان اغلب شاعران، زیاد به مدیحه سرایی نپرداخته است و آن مقدار اندک که گفته است تا ممکن بوده است از غلو و اغراق پرهیز نموده است.
لطافت عمده شعر حافظ در این است که شاعر به قدر خردلی از حدود عقلی و حقیقت واقع، تخطی نکرده و لفظ راچنان زیبا و درست و به جا در قالب معنی ریخته است که تاکنون هیچ یک از شعرای ایرانی به پای او نرسیده اند.
زیبایی شعر حافظ آن است که یک دنیا مطلب را در چند هزار بیت شعر قرار داده است و استفاده از اشعار او آن گاه عام و همه کس فهم خواهد شد که فضلای ذی فنون و مجرب و خبرگان و برجسته گان شعر و ادب، به دقت اصطلاحات عرفانی و کلمات و واژگان او را زیر ذره بین تحقیق درآورده و حقایق آن را کشف و در دسترس عام بگذارند.
آرایش و شادابی شعر حافظ در آن است که آکنده از آرایه های بدیعی است. کثرت آرایه های لفظی و معنایی به گونه ای است که حافظ خود را در ورای الفاظ مخفی نموده است و با خواننده صنعت می کند و با مخالف و موافق به طنازی و رعنایی می پردازد. در مجلس عوام و خواص و در خلوت سرای دین و دولت و گدا و عالم و عامی بزم ها می سازد و شورها برمی انگیزد.
او به کلیه امکانات زبان فارسی تسلط داشته و از آنها به بهترین نحو بهره برده و به جنبه های زیبایی شناختی کلمات و هم نشینی مجموعه ها و نقش هم آهنگی معنی و لفظ و تأثیر موسیقی کلام در نشاندن معنی در ذهن خواننده، امعان نظر داشته است.
کلام را با جمله ای از «ادوارد برون» مستشرق معروف به پایان می بریم که گفته است: هنگامی که می خواهم دواوین شعرای ایرانی را در کتابخانه خویش بچینم، دیوان حافظ را فوق همه می گذارم، زیرا می ترسم که اگر در زیر باشد نسخه های بالای خود را بسوزاند و باید گفت حافظ از جسم مجرد و یکپارچه روح است.
بیاید آثار ارزشمند شاعران و مفاخر ایرانی همچون حافظ که آمیخته فرهنگ، مدنیت و معرف چیستی و کیستی ملت متمدن ما در فراخنای تاریخ است را قدر و به حافظ و سعدی و مولانا ببالیم و الا می نالیم و بنازیم وگرنه می بازیم.

وبگردی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی - همه چیز درباره ساخت و ساز فاطمه حسینی، داماد شمخانی و داماد صفدرحسینی | سر کشیدن دوربین مخفی شهرداد به ساختمان های آقازاده ها در لواسان! | پخش اختصاصی از صفحه آپارات آوانت
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی - رحیم پورازغدی در مراسمی که با موضوع فجای مجازی بود،گفت: دختر خانم چادری یک عکس آنچنانی از خودش گذاشته و نوشته زن نباید قربانی نگاه شهوت مردانه بشه، بعد پسره زیر پستش نوشته"ما رایت الا جمیلا"
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم.
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. - رئیس کل دادگستری خراسان رضوی: ما در نظام جمهوری اسلامی به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمی کرد اما امروز اگر این تحمل کیفر یا قصاص و شلاق و دیگر احکام توسط حکام اسلامی و شرعی انجام می شوند یکی از آثار اخروی آن برای محکومان این است که این مجازات در آخرت از آنها برداشته می شود
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم - بعد از فروکش کردن گازها، به حفاری ادامه دادیم و به یک مخزن بزرگ و استثنایی رسیدیم که بسیار عظیم تر از آنی بود که تصور می کردیم برای جایی مثل پلاسکو ساخته شود. برآورد ما از ابعاد این انبار فاضلاب این است که بین 400 الی 500 متر مکعب وسعت دارد و گازهای محبوس شده در این انبار در چندین دهه برای انتشار بوی بد در محدوده بزرگی از تهران کفایت می کند.
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ - مهدی یراحی، خواننده ای که اخیرا موزیک ویدئوی جدید و اعتراضی خود با نام «پاره سنگ» را منتشر کرده است، از طرف برخی رسانه ها و مجید فروغی، مدیر روابط عمومی هنری مورد انتقاد قرار گرفته و شایعه هایی درباره ممنوع الفعالیت شدن یراحی به دلیل این ویدئو کلیپ و همچنین پوشیدن لباس کارگران گروه ملی در حمایت از مردم اهواز در کنسرت 6 دی ماه خود مطرح شده است. یراحی از جمله خواننده هایی است که همیشه نسبت به اتفاقات…
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان !
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان ! - گویا تلخی پخش فیلم صحنه دار، بیش از مرگ ۱۰ نفر است. درست همانطور که مسئله حجاب برای خیلی‎ها مهم تر از معیشت مردم است.
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی !
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی ! - انقلاب فرهنگی از این بالاتر که فرزند عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در آمریکا تابعیت بگیرد و از آنجا برای ایرانیان سبک زندگی تدریس بکند؟
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان! - ویدئویی عجیب از حرکات موزون گروهی دختران در دانشگاه الزهرا درحالی در فضای مجازی در حال انتشار است که مردان نیز در این مراسم حضور دارند!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.