جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ / Friday, 19 October, 2018

اول اردیبهشت؛ سالمرگ «سپهری»، «بهار» و «اقبال»


اول اردیبهشت؛ سالمرگ «سپهری»، «بهار» و «اقبال»
نخستین روز اردیبهشت که با بزرگداشت سعدی در تقویم ثبت است، با سالمرگ سه شاعر معاصر «سهراب سپهری»، «محمدتقی بهار» و «اقبال لاهوری» نیز همراه است.
سهراب سپهری پانزدهم مهرماه ۱۳۰۷ در کاشان متولد شد و چند ماهی پیش از کودتای ۲۸ مرداد، در خردادماه ۱۳۳۲ دوره نقاشی دانشکده هنرهای زیبا را به پایان رسانید؛ علاقه به شعر و نقاشی در سهراب به موازات هم رشد کرد، چنان که پا به ‏پای مجموعه شعرهایی که از او به چاپ می‌رسید، نمایشگاه‌‏های نقاشی او هم در گوشه و کنار تهران برپا می‏شد و او گاهی در کنار این نمایشگاه‏‌ها شب شعری هم ترتیب می‏داد؛ تلفیق شعر و نقاشی در پرتو روح انزوایی و متمایل به گونه‏ای عرفان قرن بیستمی، هم به شعر او رقت احساس و نازک‌بینی هنرمندانه‌‏ای می‌‏‏بخشید و هم نقاشی او را به نوعی صمیمیت شاعرانه نزدیک می‏کرد.
تخیل آزاد، سوررئالیسم خفیف، جست‌وجوی روابط متعارف اشیاء و مفاهیم آمیخته با خیال‌پردازی، از مشخصه‌‏های آشکار شعر سپهری است. همین ویژگی‌هاست که در نظر برخی وی را به تمایلات سبک هندی و قابلیت مقایسه با بیدل دهلوی، شاعر عارف و خیال‌پرداز سده دوازدهم هند نزدیک کرده است.
سفرهای سهراب به غرب و شرق عالم و دیدار از رم، آتن، پاریس و قاهره، تاج محل و توکیو برای او بیشتر سلوک روحی و معنوی و سیر در انفس به حساب می‏آمد تا گشت و گذار و جهان دیدگی و سیر در آفاق.
پیشتر از آن که به هند و ژاپن سفر کند با فکر و اندیشه بودایی و سلامت عارفانه پیشینیان آشنایی داشت، این سفر آشنایی و علاقه او را ژرف‌تر کرد و در مجموع به هنر او سیرتی عارفانه و پارسایانه بخشید.
سفر به ژاپن را که به قصد آموختن حکاکی روی چوب آغاز کرده بود، به او چیزهایی دیگر نیز آموخت؛ این که شعرهای سهراب سپهری را گاهی در حال و هوای هایکو یافته‌‏اند، این که سپهری به داشته‌‏های خود خرسند و به شهر و دیار و طبیعت رهای اطراف شهر خود کاشان پای بند است، هر چند اندک می‏تواند نتیجه تاثیر این گونه سفرها باشد، چنان که توجه او به طبیعت هم در نقاشی و هم در شعر نیز از این تاثیر بلکی دور نمانده است.
او چشم به طبیعت داشت و از پیرامونیان خود، که شاید تنها اندکی از آنان از صداقت و صمیمیت انسانی بالایی برخوردار بودند، پرهیز می‏کرد: به سراغ من اگر می‏آیید/ نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد/ چینی نازک تنهایی من.
علاقه سهراب به هنر و مکتب‏های فلسفی شرق دور، معروف است. این علاقه را وی با آگاهی توام کرده بود. او به مطالعه در فلسفه و ادیان بسیار علاقمند بود.
سهراب ابتدا در دهه ۱۳۳۰ به عنوان نقاشی نوپرداز به شهرت رسید، کار شعر را هم از همان ایام آغاز کرده بود. نخستین مجموعه شعر او «مرگ رنگ» در سال ۱۳۳۰ به چاپ رسید. «زندگی خواب‏ها» را در سال ۱۳۳۲ و «آوار آفتاب» و «شرق اندوه» هر دو را به سال ۱۳۴۰ عرضه کرد. در این مجموعه‌های نخستین او، گه‌‏گاه طنین صدای نیما یوشیج به گوش می‏رسید؛ اما مجموعه‌های بعدی؛ یعنی «صدای پای آب»، «مسافر» و به ویژه «حجم سبز» که در سال ۱۳۴۶ انتشار یافت، هیچ صدایی جز صدای آشنای خود او نیست؛ هر چند برخی در واپسین شعرهای سپهری رنگی از زبان اندیشه فروغ را دیده و در نتیجه از پاره‏ای جهات شهرت آن دو را قابل مقایسه دانسته‌اند.
شعر سهراب در ابتدا با انکار و انتقاد مواجه شد. شاعران و منتقدان ملتزم پیش از انقلاب، شعر و شیوه شاعری او را نکوهیدند و او را منفی‌‏نگر، بی‌مسئولیت و رویگردان از جامعه و مردم معرفی کردند. اما سهراب بی‌‏توجه به این نکوهش‏ها و جار و جنجال‏ها به کار خود ادامه داد و سر به شعر و نقاشی خود فرود آورد.
او به قضاوت دیگران کاری نداشت. گویی می‏دانست روزی فرا خواهد رسید که شعرش قبول عام پیدا می‏کند. از این رو آرام و بی‌‏سر و صدا سر به کار خویش داشت و آنچه را که به اشراق و ادراک هنری دریافته بود. به پرده رنگ و به واژه‏ای به نرمی آب و لطافت آبی آسمان‏ها تسلیم می‏کرد، برترین ویژگی شعر سهراب غنای آن از نظر جوهر شعری است، چیزی که در آثار کمتر شاعری به این زلالی می‏توان یافت.
سپهری روز اول اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ در اثر ابتلای به بیماری سرطان خون درگذشت. با آن که شعر وی حاوی فضیلت‏های گمشده انسانی بود در زمان حیاتش مقبولیت عام پیدا نکرد، اما بعد از انقلاب و به ویژه از دهه ۱۳۶۰ به بعد گروهی از شاعران و منتقدان به شعر وی روی آوردند و بر شعرش نقد و تفسیر نوشتند.
□□□
میرزا محمدتقی بهار (۱۲۶۶-۱۳۳۰ ش) اندیشمند، نویسنده، محقق، روزنامه‌نگار، استاد دانشگاه و شاعر در مشهد متولد شد. پدر وی ملک الشعرای آستان قدس رضوی بود .بهار تحصیلات مقدماتی را نزد پدر آموخت و علوم ادبی و عربی متداول زمان خود را از استادان مشهور خراسان چون ادیب نیشابوری فراگرفت.
وی در نوجوانی پدر خود را از دست داد و از همان موقع شعر می‌سرود. بعد از مرگ پدر و به فرمان مظفرالدین شاه، لقب ملک الشعرایی آستان قدس رضوی را یافت.
وی در نهضت مشروطه‌طلبان مجاهدت‌ها کرد. در سال ۱۳۲۸ قمری هفته‌نامه نوبهار را نشر داد. در سال ۱۳۳۳ قمری از طرف مردم مشهد به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و رهسپار تهران گردید و در سال ۱۳۳۶ قمری انجمن ادبی دانشکده را با مجله دانشکده که منتسب به همان انجمن بود، تاسیس کرد و در همان سال به تجدید انتشار روزنامه نوبهار همت گماشت.
بهار در سال ۱۳۳۸ قمری مدیریت روزنامه ایران را که غیر رسمی بود، عهده‌دار شد و از طرف مردم تهران دو بار به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب گردید و در سال ۱۳۲۴ شمسی به وزارت برگزیده شد.
وی در دانشکده ادبیات تهران تا پایان عمر تدریس می‌کرد و در تهران وفات یافت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. از او آثار زیادی به جا مانده است که از آن جمله «سبک شناسی»، «تاریخ احزاب سیاسی»، «مجموعه مقالات» و «دیوان اشعار» وی را در دو جلد می‌توان نام برد.
□□□
علامه محمد اقبال لاهوری متولد ۲۲ فوریه ۱۸۷۳ میلادی در شهر سیالکوت از ایالت پنجاب هند و متوفی به سال ۱۳۱۷ هـ . ش (۲۰ صفر ۱۳۵۷، ۲۱ آوریل ۱۹۳۸ میلادی)، تحصیلات خود را ابتدا، به رسم معمول زمان، با آموختن قرآن کریم در مکتب‌خانه شروع کرد و پس از اتمام دوره مکتب‌خانه وارد کالج آسیایی اسکاچ شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در آنجا گذرانید.
در همین ایام سرودن شعر را آغاز کرد. بعد از پایان این دوره، در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور ثبت ‏نام کرد و از محضر سر تامس آرنولد بهره برد. دوره فوق‏ لیسانس این رشته را با احراز رتبه اول در دانشگاه پنجاب به پایان رساند، موفق به دریافت یک قطعه مدال علمی گردید، و در رشته‌‏های تاریخ، فلسفه، و علوم به استادی برگزیده شد.
در همین حال، فراگیری زبان فارسی و عربی را نیز وجهه همت خویش قرار داد. اقبال، که در عرصه شعر و ادب در شبه قاره از نوادر به شمار می‏رود، سروده‏های خود را در خدمت بیداری و آگاهی توده‏ها و دمیدن روح آزادی در ملل اسلامی و بیدار ساختن آنان از خواب گران قرار داد. ناله یتیم اولین اثر وی بود که آن را در سال ۱۸۹۹ میلادی در جلسه سالیانه انجمن حمایت ‏الاسلام در لاهور خواند. سال بعد در همین انجمن منظومع دیگری را با عنوان خطاب یتیم به هلال عید فطر قرائت کرد که باعث شهرت وی شد.
علاوه بر این در ۱۹۰۱ میلادی نخستین کتاب خود را در زمینه اقتصاد به زبان اردو تالیف کرد. سپس به توصیه سر تامس آرنولد برای ادامه تحصیلات عازم اروپا شد، و سه سال در آنجا به مطالعه و تحصیل پرداخت. در دانشگاه کمبریج در رشته فلسفه پذیرفته شد و در آنجا با پروفسور مک تیگارت، از طرفداران سرشناس هگل‏، پروفسور ادوارد براون و پروفسور رینولد نیکلسون، از مستشرقان بنام، آشنا شد.
پس از اخذ مدرک فلسفه اخلاق از کمبریج وارد دانشگاه مونیخ در آلمان شد و رساله دکترای خود را با عنوان «سیر فلسفه در ایران» تدوین کرد، و مدتی نیز به جای پروفسور آرنولد در دانشگاه لندن به تدریس زبان و ادبیات عرب پرداخت.
اقبال از میان متفکران غرب به آثار لاک، کانت، هگل، گوته، تولستوی، و از شرقیان به اشعار مولوی دلبستگی خاصی داشت. در ایام تحصیل در اروپا تحولات عمده‌ای در وی پدیدار شد؛ قبل از هر چیز، علاقه‌مندی بیش از حدش به زبان و ادبیات فارسی بود به گونه‌ای که بعدها زبان فارسی را برای بیان آراء و افکار خود برگزید.
دیوان شعر وی به طور عمده به این زبان تدوین گشته است.
پس از آن، اقبال به تدریج از یک شاعر وطنی به شاعری اسلامی ـ جهانی تحول یافت، تا جایی که به اعتقاد بسیاری از متفکران وی یکی از نخستین منادیان اتحاد بین کشورهای اسلامی به شمار می‏رود.
وی در ماه اوت سال ۱۹۰۸ میلادی به وطن بازگشت و ریاست بخش فلسفة دانشکده دولتی لاهور را عهده‏دار شد و در عین حال به امر وکالت نیز می‏پرداخت.
اقبال در ۱۹۲۶ میلادی به عضویت مجلس قانونگذاری پنجاب انتخاب شد. منازعات و کشمکش‌های متعدد میان مسلمانان و هندوها و عشق به آزادی وی را به شرکت در فعالیت‌های سیاسی علاقمند کرد تا اینکه در ۱۹۳۰ میلادی، در جلسه سالیانه حزب مسلم لیگ در احمدآباد، پیشنهاد تشکیل دولت پاکستان را مطرح کرد.
عشق و علاقة وافر اقبال به سرزمین، تمدن و فرهنگ اسلامی ایران در تمامی آثار و سروده‏های وی هویداست، عشقی نشات گرفته از مایه ‏های ایمان دینی؛ تا بدانجا که تهران را ام‏القرای دوم جهان اسلام می‏دانست.
علی‏محمد نقوی نویسنده و متفکر معاصر شبه قاره، در کتاب ایدئولوژی انقلابی اقبال، اقبال را معمار تجدید بنای تفکر اسلامی و طراح نهضت ضد غربزدگی و منادی شعار بازگشت به قرآن و بازگشت به خویش در جهان اسلام می‏داند.
وی می‏گوید: هدف اقبال با تکیه بر مذهب و به طور اخص اسلام، تبدیل آن از صورت یک عقیده شخصی، انگیزة روحی، و نظام اخلاقی که تنها در قالب رابطه درونی فرد با خدا مطرح می‏گردد، به یک “ایدئولوژی“ است که تمامی ابعاد وجودی انسان، اجتماع، و حیات مادی و معنوی را در بر دارد.
اقبال در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی بدورد حیات گفت.


منبع : خبرگزاری آفتاب

مطالب مرتبط

سکوت ملکوت

سکوت ملکوت
با انتشار كتاب «در ملكوت سكوت» ، حیات شعری سیدحسن حسینی به مرحله تازه ای وارد شده است. ویژگی مهم این مرحله، حذف دخالت و اراده گزینشی شخصی شاعر در ارائه شعرهایش و تفویض مسئولیت به یكی از محبوب ترین شاعران ادبیات انقلاب اسلامی یعنی دكتر قیصر امین پور است.
قیصر امین پور، سال ها همنشین و مصاحب سیدحسن حسینی بود و با ذهن و زبان او كاملاً آشناست. از سوی دیگر، ایشان از امكانات آكادمیك در مواجهه با متون بهره می برد و كافی است تا محبت قلبی زنده یاد حسینی را به ایشان در خاطر داشته باشیم تا هر تردیدی را نادیده بگیریم و اذعان كنیم كه آقای امین پور، گزینه ای بسیار مناسب برای نظارت بر انتخاب و انتشار آثار سیدحسن حسینی است.
«در ملكوت سكوت» نخستین مجموعه ای است كه قیصر امین پور از شعرهای سید حسن حسینی تدارك دیده است. او در پیش درآمدی كه در ابتدای كتاب نوشته، به شیوه كارش اشاره كرده است. عباراتی از این پیش درآمد را با هم می خوانیم:
«این كه بگوییم «سید» كه بود و چه می خواست و چرا نتوانست بیشتر... بماند برای بعد.../ و اما بعد... اینك سه چهار پرونده پر برگ و بار از آثار، اشعار و یادگاری های آن عزیز بزرگوار با دستخط خودش پیش روی ماست كه.../ به هر روی گزینش دفتر یا دفترهایی از میان این همه، كاری است دشوار.../ و در غیاب آن نگاه تیزبین و نكته یاب هرگونه دست بردن در كار او را نوعی درازدستی می دانیم، اگرچه خود اجازه چنین كاری را به ما داده بود. پس تنها به اصلاح لغزش هایی كه سهواً در نوشتن پیش می آید و اندك ویرایشی برای یك دست شدن شیوه نگارش، بسنده كردیم. از سوی دیگر، معیار گزینش اشعار را از این قرار در نظر گرفتیم كه اولاً چون خود شاعر گزینه ای از كارهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۶۳ خود را در كتاب «همصدا با حلق اسماعیل» آورده است و این بدان معناست كه بقیه شعرها را تا آن تاریخ و به هر دلیل برای انتشار برنگزیده است؛ پس می توان.../ كتاب «همصدا... » را معیار گرفت برای این كه دیگر اشعار منتخب نیز باید كاری در همان حد و حدود باشند.../ بنابراین پس از كنار گذاشتن اشعاری كه در كتاب های پیشین آمده است باید از میان دیگر آثار باقی مانده فعلاً یكی دو دفتر فراهم آوریم تا بعد.../ و اما این آثار باقی مانده چنان كه گفتیم همه با دقت از روی دستخط خود آن مرحوم در دفترها و سررسید های پراكنده فراهم آمده اند. چنان كه در كار بیشتر شاعران می بینیم، طبعاً از بعضی شعرها چند روایت با تفاوت هایی، موجود بود كه ما كوشیدیم تا آخرین و كامل ترین روایت آن را برگزینیم. در مجموع، از میان شعرهای آزاد، نیمایی و سپیدی كه تاكنون از آن عزیز در دست داریم، این گلچین را كه به پیشنهاد خودش «در ملكوت سكوت»نام نهاده ایم، تقدیم می كنیم.»
●●●
اگر بخواهیم بر الگوی هنرمندانی چون آرتور رمبو و پابلو پیكاسو كه دوره های مختلف خلاقیت هنری خود را با رنگ آمیزی استقلال می بخشند، برای هر یك از دوره های شعری سیدحسن حسینی، با توجه به دغدغه های محتوایی و با درنظر گرفتن هر كتاب منتشرشده او، رنگی را نشانه بگیریم؛ اولین كتاب شعری او یعنی «همصدا با حلق اسماعیل» كه دغدغه شاعر، انعكاس موضعگیری اجتماعی اوست در متن واقعه انقلاب اسلامی، كتابی «سرخ» است.
دومین كتاب، كتاب مهم «گنجشك و جبرئیل» منتشر شده در سال ۱۳۷۱ است كه در آن سیدحسن حسینی هویت شیعی خود را شهادت می دهد و قداست رنگ «سبز» در جمال شناسی مذهب شیعه، این رنگ را برای كتاب «گنجشك و جبرئیل» پیشنهاد می دهد. كتاب بعدی، كتابی است كه اگرچه پس از درگذشت شاعر، منتشر شد، اما خود او در چاپش نظارت داشت. این كتاب، یعنی «نوشداروی طرح ژنریك» شعرهایی كاراكتریك و با لحنی سرشار از طنز است كه آن را به رنگ «زرد» می بینیم. به همین منوال، كتاب «در ملكوت سكوت»، كتابی «خاكستری»رنگ است یعنی آمیزه ای از سپیدی «امید و عشق» و سیاهی «ناامیدی و حرمان» .
برای نمونه
«دیرم شده است
شوق رفتن
پرنده مبهمی است
با صدایی دودگرفته
یا میزبانی معطر
كه تا كفش هایم
مرا بدرقه می كند»
(ص ۷۰)
«فرود می آیی
و از ذهن فرشتگان مردد
شادمانه می گذرد:
انبان آفرینش هنوز
از ترانه های تازه تهی نیست»
(ص ۷۸)
«نذر لبخند تو می میرم
و تو از من می گذری
به سمت شادمانی های عاریه
و نامم
كنار لب های تو
مچاله می شود و می پوسد»
(ص۱۱۹)
«اما اگر خواستی مرا بنویسی
یك خواهش صمیمی و كوچك
تنهایی مرا بكش
تا بامداد قیامت!»
(ص ۹۳)
«در ویرانه خفته بودیم
در بستری كه پیشتر آتش بود و
اینك خاكسترش با چشم، شوخی شومی داشت»
(ص۱۱)
«در نخستین شب خلقت
سپید پوشیده بودی یا سیاه؟
نمی دانم!
تنها به خاطرم هست
خاكسترم بوی محشر داشت...
(ص۷)
اگر در سه كتاب اول، «من شاعر» به نفع اجتماع، مذهب و كاراكتر كنار رفته است(و به ندرت در این كتاب ها می بینیم كه سید حسن حسینی، سید حسن حسینی را روایت كرده باشد) در ملكوت سكوت، بارها و بارها سید حسن حسینی را در موقعیت هایی خواسته یا ناخواسته می بینیم:
«مرا چشم های تو بیچاره كردند»(ص۵)/ «اما من می خواهم- اگر رخصتی فرمایید-بخوابم» (ص۱۶)/«و من سلطان سرگیجه و تردید»(ص۲۸)/«گاهی غیاب یك نخ سیگار از من هیولا می سازد»(ص۴۱)/«به شوق تو سرازیر می شوم»(ص۶۳)/«ای كاش چون سوسن، ملكوت من، در سكوت من بود» (ص۷۲)/«من تقلا می كنم تا خودم نباشم»(ص۸۸)/«به من گوش كن!» (ص۱۰۸)/ و... عاشقانه ها و مرگ اندیشی های شاعری خسته و تنها، شعرهای كتاب در ملكوت سكوت هستند. شاعری كه با فضای ذهنی ای كه واژه های «ازل»، «ابد»، «سرمد» و«ملكوت» می سازند می كوشد عینیت زندگی روزمره را معنی كند.
زبان شعرهای كتاب «در ملكوت سكوت» برای خوانندگان كتاب «گنجشك و جبرئیل» زبانی است آشنا و علاقه و توجه شاعر به ادبیات كهن پارسی به وضوح در جای جای این شعرها پیداست. (شعر«میان حافظ و بیدل» ص۱۹) كه فرم تركیبی« آزاد- غزل» را دارد می تواند خوانشی تشریحی از چنین علاقه و توجهی شمرده شود) و به همین سبب می توان گفت كه انتخاب شیوه های شعر آزاد و شعر سپید برای سیدحسن حسینی در حقیقت، تداوم سنت دیر سال شعر پارسی است و او با شیوه های امروز، دیروز را اثبات می كند. از زبان شعرها كه بگذریم، پذیرش نقش منتقد اجتماعی از سوی شاعر، در این كتاب نیز هویداست.
●●●
اما نكته ای در انتخاب شعرها (و درواقع، انتخاب نشدن بعضی از شعرها) برای نویسنده این سطرها پرسش برانگیز است:
شعرهای سید حسن حسینی، تا دومین دهه فروردین ،۸۱ فقط در سه كتاب او ارائه نشده است. روزنامه ها و مجلات و همچنین وبلاگ «براده های روح» با نشانی masiha۸۳@persianblog.تcom مجال بروز شعرهایی از او شدند (كه البته چند شعر ازجمله «بیمارستان» و تعدادی از «هایكوواره های نوروزی»در همین كتاب در ملكوت سكوت آمده اند) این شعرها در زمان حیات«سید» و با اراده خود او ارائه شده اند. نبودن تعدادی از این شعرها به هر دلیل، نقصی برای كتاب «در ملكوت سكوت» محسوب می شود. برای مثال، از ۳۱ قطعه «هایكوواره های نوروزی»، فقط ۱۸ قطعه در كتاب آمده است. در حالی كه بعضی از همین شعرهای «نیامده»، از هایكواواره های چاپ شده اهمیت بیشتری دارند.
برای نمونه هایكوواره هایی كه با این سطرها آغاز می شوند: «ماهی ها در تنگ»/ «در راه پله ها»/«۲۹ اسفند»/«پیرمردی روی ویلچر»/ و«می خواهم هسته سر هستی را بشكافم»...
و متأسفانه در همین «هایكوواره های» چاپ شده در كتاب اشتباهی رخ داده است:
یازدهمین هایكوواره در كتاب به این صورت چاپ شده است:
ملافه ای سفید از برف
روی نعش دراز كشیده دشت
پلی ست از رؤیا به كابوس
سطر آخر این هایكوواره، درحقیقت، سطر هایكوواره دیگر است.
با مراجعه به وبلاگ «براده های روح» این اشتباه را تصحیح می كنم و دو هایكوواره را كه درهم ادغام شده اند، مستقلاً می آورم:
۱
ملافه ای سفید از برف
روی نعش دراز كشیده دشت
زمستان به رحمت خدا پیوست!
۲
آهسته قدم برمی دارم
دیوارهای نازك- برای همسایه-
پلی ست از رؤیا به كابوس

وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی