شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷ / Saturday, 19 January, 2019

راهکارهای تحقق عدالت از منظر آیات قرآن


راهکارهای تحقق عدالت از منظر آیات قرآن
عدالت از دیرباز جزو مهم ترین مباحث و دغدغه های بشر و ادیان الهی و دانشوران سیاسی بوده است و می توان «اجرای عدالت» را بزرگ ترین هدف تشکیل حکومت اسلامی دانست. بعثت پیامبران و تشریع ادیان نیز برای به سعادت رساندن انسان ها و اجرای قسط و عدل در زندگی آنان بوده است. آیات الهی اشاره دارند که پیامبران را با مشعل های هدایت فرستادیم و به آنان کتاب و میزان دادیم تا عدالت را برپا دارند. بنابراین، قرآن فلسفه بعثت انبیا را استقرار عدالت و گسترش آن دانسته و عدالت را از صفات الهی و بارزترین ویژگی آفرینش و نیکوترین خصلت انسان معرفی کرده است. (شوری/ ۱۵)، ( مائده/۸)، (نساء/۵۸)، (نحل/۹۰)
اساس حکمیت، حکم و حکومت در قرآن، ایجاد قسط و عدل در جامعه است. از سوی دیگر، فراوانی آیات درباره عدل و کلمات مترادف و متضاد آن، بیانگر اهمیت جایگاه این مفهوم در قرآن است. اصلی ترین مترادف های قرآنی کلمه عدل عبارتند از: قسط، قصد، استقامت، وسط، نصیب، حصه، میزان و همچنین «جور» که متضاد عدل و مترادف ظلم است که کمتر در قرآن آمده است. واژه های یاد شده بارها در قرآن به کار رفته اند. مثلا کلمه عدل و مشتقات آن ۲۹ بار و کلمه ظلم و مشتقاتش بیش از ۲۹۰ بار ذکر شده اند. همچنین صدنص قرآنی درباره توصیه به عدالت و مفاهیم مترادف آن نازل شده است. تفسیر صافی درباره آیه «والسماء رفعها و وضع المیزان» ( رحمن/۷) چنین می گوید: مقصود این است که در ساختمان جهان رعایت تعادل شده است، در هر چیز از هر ماده ای به قدر لازم استفاده شده است و فاصله ها اندازه گیری شده است. در حدیث نبوی آمده است: «بالعدل قامت السموات و الارض؛ آسمان و زمین به موجب عدل برپاست.»
پس نظام هستی بر عدل استوار گردیده و میزان که همان عدل است و در عالم کیهان و کل نظام هستی حاکم است، در زندگی انسان نیز باید حاکم باشد تا از محور عدل تجاوز نشود.(رحمن/۸)
حال بعد از بیان مقدمه ای در مفهوم عدالت به موضوع عدالت، در زندگی اجتماعی می پردازیم.
● رفع فقر و تعدیل ثروت
فقر و ثروت زیاد، هر دو خطرناک هستند. فقر را باید از بین برد و ثروت را تعدیل کرد. قبل از هر چیز باید در رفع کوشید: باید صدقات برای فقیران، عاجزان، متصدیان اداره صدقات، تالیف قلوب (یعنی برای متمایل کردن بیگانگان به دین اسلام، آزادی بندگان، قرض داران، در راه خدا (یعنی راه تبلیغ و رواج دین خدا) و در راه ماندگان صرف شود. این مصارف هشتگانه، فرض و حکم خداست بر صدقه که خدا بر تمام حکم و مصالح امور خلق آگاه است.(توبه /۶۰)
در جای دیگر، حضرت علی (ع) در این زمینه به فرزند خویش محمد حنیفه می فرماید: «یا بنی اخاف علیک الفقر فاستعذ بالله منه، فانه منقصه للدین، و مدهشة للعقل، داعیة للمقت ـ شهید مطهری در ترجمه و تفسیر این حدیث می گوید: فرزند عزیزم، من از دیو مهیب فقر بر تو می ترسم، از او به خدا پناه ببر. فقر موجب نقصان دین است. یعنی چه؟ یعنی فقر گناه است؟ نه، فقر گناه نیست، اما فقر آدمی را که ایمان قوی نداشته باشد، زود وادار به گناه می کند. بسیاری از گناهان هست که از فقر و احتیاج ناشی می شود، به همین علت رسول اکرم (ص) فرمود: کادالفقر ان یکون کفرا - فقر نزدیک به سر حد کفر است.
فقر روح را عاصی و عزیمت را ضعیف می کند. ایشان اثر دیگر فقر را فرمود: مدهشه للعقل - فقر فکر را پریشان و دهشت زده می کند. عقل و فکر در اثر احتیاج و نبودن وسایل زندگی تعادل خود را از دست می دهد و انسان دیگر نمی تواند خوب در قضایا فکر بکند. همان طوری که مصیبت ها تولید پریشانی فکر و خیال می کند، فقر نیز همین طور است.
البته، باز افراد استثنایی هستند که این طور نیستند، حوادث و مصیبت در آنها تاثیر ندارد، اما همه این طور نیستند. ایشان اثر سوم فقر را فرمود: داعیه للمقت ـ یعنی فقر سبب طاقت سرکوبی و تحقیر انسان را فراهم می آورد.
ـ زمینه ساز گناه است
ـ باعث می شود انسان خود حقیقی اش را فراموش کند و به ناچار فرصت طلب شود
ـ فکر آزاد اعتماد به نفس و امید به آینده را از بین می برد
ـ انسان را سست و بی اراده می سازد
ـ شور، عشق و هیجان را از بین می برد و افسردگی ایجاد می کند
ـ بنیان اخلاق انسان را به فساد و تباهی می کشاند
ـ در انسان حالت نوکری ایجاد می کند
ـ میزان حرص انسان را افزایش می دهد
ـ باعث افزایش شمار مفاسد اجتماعی یعنی دروغ، دزدی، کم کاری، حیله گری، کلاهبرداری … می شود
ـ انسان را از یاد خدا بازمی دارد و به جای توکل بر خدا، به دنبال مخلوق می کشاند.
ثروت و رفاه بیش از حد نیز مخرب است، زیرا موجب غرور، رفاه زدگی، ظلم و سقوط انسان، می شود. اگر انسان در هنگام ثروتمندی هدایت نشود، دچار طغیان و سرکشی می گردد.
(همانا، انسان) از کفر و طغیان باز نمی ایستد. سرکش و مغرور می شود، چون به غنا و دارایی [ناچیز دنیا] می رسد. (علق/۶ و ۷)
▪ علاوه بر موارد بالا، ثروت بیش از حد آثار مخرب دیگری نیز دارد، از جمله:
ـ موجب فقیر شدن دیگران می شود
ـ ثروتمندان در صدد استثمار بیشتر فقرا می شوند و در نتیجه فقرا نسبت به ثروتمندان بدبین می شوند
ـ افراد فقیر هم علاقه مند می شوند که شبیه به ثروتمندان گردند
ـ باعث افزایش میزان اسراف می شود
سالم ترین زندگی، زندگی متوسط و متعادل است. اگر عده ای از یک ملت، ثروتمند و دارای زندگی بهتر و عده ای فقیر و بی نوا شوند، هر دو گروه به فساد می گرایند، زیرا ثروتمندان برای فزون تر کردن ثروت خود احتمالا به هر اقدامی دست می زنند و فقرا نیز برای رهایی از فقر و تامین زندگی بهتر و رسیدن به موقعیت ثروتمندان، ممکن است هر اقدامی بکنند.
● مفهوم ظلم
در بازشناسی معنای عدل، توجه به مفهوم ظلم که در تعارض و تضاد با آن است، اهمیت می یابد به همین دلیل، همانگونه که قرآن مجید به عدالت اهمیت می دهد، مسلمین را از بی عدالتی و کوچک ترین ظلمی نهی می کند و می فرماید: نه ظلم کنید و نه ظلم بپذیرید.(بقره /۲۷۹) زیرا ظالم و مظلوم هر دو در آخرت کیفر می بینند و مسوول اعمال خویشند. بنا به فرموده قرآن، ستمکاران هرگز استثمار نخواهند شد ( انعام/۱۳۵) اگر کسی به شما تعدی کرد، شما نیز مقابله به مثل کنید. (بقره/۱۹۴)
ظلم به دو معنی گفته می شود: نخست به مفهوم مخالف نور و روشنایی و دوم به معنی قرار دادن چیزی در جایگاهی که شایسته آن نیست.

امیر میرابی
منابع:
۱- عدالت در نظام سیاسی اسلام
۲- مدیران جامعه اسلامی

منبع : روزنامه جوان

مطالب مرتبط

ویژگی‌های قصص قرآن

ویژگی‌های قصص قرآن
مفهوم قصه از واژه‌ی قَصَّ یَقُصَُ به معنی پی‌جویی کرد، می‌باشد. مفهوم قصاص هم به معنی پی‌جویی؛ رد پای جرم؛ مجری و پی‌جویی میزان جرم برای مجازات مجرم بوده که ریشه‌ی قصه در آن به کار رفته است: فارتـدّا علی آثارهم قصصاً (کهف/ ۶۴)
قصه‌ی قرآنی، نوع خاصی از پی‌جویی را در بردارد که مبتنی بر اطلاعات و تحلیل الهی بوده و عبرت‌آموزی را به دنبال داشته باشد؛ ضمن آن‌که اطلاعات در این‌جا یقینی است و تحلیل آن نیز الهی است. بنابراین هدف قرآن بیان مسایلی است که قوانین زندگی از آن استخراج شود، آیه‌ی شریفه‌ی: لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب (یوسف/ ۱۱۱) نیز به این موضوع اشاره دارد.
با غور و بررسی در قرآن می‌بینیم که حجم قصص در قرآن بیش از ۱۵۰۰ آیه یعنی تقریباً یک‌چهارم کل آیات قرآن است و این حجم بیانگر اهمیت موضوع می‌باشد؛ که با مباحث اعتقادی قرآن به خصوص بحث آخرت (که حدوداً ۱۵۰۰ آیه‌ی مربوط به معاد وجود دارد) برابری می‌کند. این دو موضوع به تنهایی نصف قرآن را تشکیل می‌دهند یعنی این دو موضوع سرنوشت‌سازند. اتفاقاً تحقیق و بررسی دقیق درخصوص این دو موضوع مخصوصاً قصص قرآن به اندازه کافی انجام نشده است.
خداوند در آیه‌ی ۱۲۰ سوره‌ی هود می‌فرماید:
«و کلاً نقصّ علیک من انباء الرّسل ما نثبّت به فُؤادَک و جاءک فی هذه الحقّ و موعظه و ذکری للمؤمنین»:
در این آیه تذکر می‌دهد که اولاً محتویات قصص قرآن، انباء هستند، انباء یعنی خبر مهم و هر چیزی در قرآن مطرح نیست، در قرآن اخبار مهم و سرنوشت‌سازی در زندگی انسان مطرح است.
و ثانیاً سه ویژگی بارز قصص قرآن: حقیقی بودن، جنبه‌ی موعظه و هم‌چنین یادآوری داشتن که مایه‌ی بیداری و تنبیه دلهای مؤمنین می‌شود و آنان را متوجه حقایق زندگی و مسؤولیت‌ها می‌نماید.
بنابراین محتویات قصص قرآن، اخبار مهمی است که موضوع آن هدایت، تربیت، اخلاق و اعتقادات صحیح بشری بوده و از طریق انبیاء بر بشر عرضه می‌شود، پس قصص قرآن سیره‌ی انبیاء است نه سیره‌ی پادشاهان؛ چراکه تاریخ بشر نوعاً تاریخ سلاطین و حکام است و حال آن‌که قصه‌ی قرانی چنین نیست و این هم از خصایص منحصر به فرد قرآن است که مشابه ندارد و قرن‌ها بعد از قرآن هم مشابه پیدا نکرد زیرا به قصد تربیت بشر بیان شده و گزینشی از سیره‌ی انبیاء است، یعنی بخشی از آن‌که در زندگی انسان نقش اساسی داشته و زمان و مکان هم در آن اثر ندارد. تا این‌جا به محتویات قصص قرآن اشاره شد، حال این قصص با چه غرضی مطرح شده است؟
خداوند در ابتدای آیه‌ی شریفه می‌فرماید: «ما نثبت به فؤادک»، برای تثبیت دل پیامبر(ص)، مجموعه‌ای از واقعیت‌ها که انسان را متوجه و متنبه می‌سازد، بیان شده است.
ضمن این‌که قصص قرآن به انسان توان تجزیه و تحلیل حوادث را می‌بخشد و به وی قدرت نقادی می‌دهد. مؤمن را صاحب بینش اجتماعی و سیاسی می‌کند به این شکل که مؤمن از گذشته تجربه بیاموزد و هرگز فریب شیطنت‌های مشابه را نخورد و این مسأله‌ی مهم و سرنوشت‌سازی است.
خداوند در آیه‌ی ۱۳۰ سوره‌ی انعام می‌فرماید: «یا معشر الجن و الانس الم یأتکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتی و ینذرونکم لقاء یومکم هذا قالوا شهدنا علی انفسنا ...»
در آیه‌ی شریفه در روز قیامت خطاب می‌شود به جن و انس که ای جماعت جن و انس آیا رسولانی از جانب من به سوی شما نیامد، رسولانی که از جنس خودتان بود تا آیات مرا برایتان قصه کند و دیدار چنین روزی را به شما بگوید؟ می‌گویند: ما علیه خودمان شهادت می‌دهیم و مشکل از خودمان بوده است.
در این سیاق، قصه کردن آیات مطرح شده است یعنی دین را قصه‌وار بیان کردن.
روش قصه‌ای روشی است که بیان شیرین، جذاب و ساده باشد در عین عمق داشتن، یعنی غامض‌ترین مسایل را در ساده‌ترین بیان ارایه نمودن که در آیات دیگر خداوند از این روش به عنوان «به لسان قوم صحبت کردن» یاد می‌کند. (و ما ارسلنا برسول الا بلسان قومه لیبین لهم) بدین معنا که همه‌ی مطالب دینی را در قالب شیرین و جذاب و بسیار عمیق می‌توان به مردم آموزش داد و این هنر انبیاء بوده که بیانات الهی را به شکل شیرین، جذاب و ساده در سطح ادراک مردم تنزل داده و برای بشر عرضه می‌کردند تا هیچ‌کس عذر تخلف نداشته باشد. البته همان‌طور که ذکر شد در مفهوم قصه نکته‌ی دیگر تجزیه و تحلیل و پی‌جویی حوادث و از طریق آثار پی به مؤثر بردن است یعنی قرآن روش کشف واقعیات و حقایق را به روش قصه‌ای یاد می‌دهد.
● فرق میان قصص قرآن با قصه‌های بشری:
قصص قرآن با موارد مشابه بشری آن مانند داستان کوتاه یا بلند، افسانه، فیلم و تئاتر از چند جهت متفاوت است:
۱) روش
۲) محتوا
۳) هدف
به لحاظ روشی می‌بینیم که قصص قرآن فاقد ویژگی‌های زمانی، مکانی، عدد، اسامی و ... است. زمان و مکان در قصص قرآن اثر ندارد و وجود چنین ویژگی قصص قرآن را به یک محتوای ابدی تبدیل کرده است. مثلاً این‌که حضرت آدم(ع) در چه زمان و مکانی هبوط کرده و یا اسم فرزندانش ذکر نمی‌شود، فقط نام دو فرزند پسر اجمالاً ذکر می‌شود و از سن و خصوصیات دیگر خبری نیست. در جاهایی که اسم شهرها می‌آید این‌ها می‌تواند دالّ بر جنبه‌ی باستان‌شناسی قرآن باشد اما اسامی اجمالی است و اشاراتی از دور و خلاصه‌وار هستند تا بحث احاله‌ی به مجهول نشود. گاهی به طور کلی اشاره‌ای می‌کند مثل بحث مصر برای حضرت یوسف و حضرت موسی که بحث کلی است و دأب قرآن تأکید و توجه به این مباحث نیست.
برای ما انسان‌ها است که اسم و رسم و مکان و زمان جذابیت دارد و این اشکالی ندارد اما قصص قرآن این‌گونه نیست زیرا اعمال تعقل می‌تواند ما را به بعضی از این نتایج که جالب و جاذب است برساند و بنای قرآن بنای برخورد حقوقی و قانون‌گذارانه با مبحث تاریخ است و این هم سبک شگفت و عجیبی است. به عنوان مثال وقتی در قرآن داستان طوفان نوح مطرح می‌شود بحث طبقات زمین که بحث مهمی است پیش می‌آید. یعنی اگر طوفان، عام و جهانی باشد باید طبقاتی از زمین وجود داشته باشد که چنین جریانی در آن قابل مطالعه و تحقیق باشد.
در گزینش قصص، خداوند جاهایی را که عقل انسان از شنیدن مسایلی بتواند واقعیت‌هایی را با توجه به قصص تشخیص دهد، ذکر نمی‌کند. بدین معنا که قصص قرآن به شکل پرده پرده است و بعضی را حذف می‌کند تا پرده‌های حذف شده را خودمان بفهمیم. مانند قصه‌ی حضرت یوسف که در یک پرده، یوسف را بردند و به چاه انداختند، در پرده‌ی دوم گریه‌کنان پیش پدر می‌آیند و بین این دو پرده چیست؟ صحنه‌ی کشتن گوسفند و لباس یوسف را به خون آغشته کردن و ... قرآن می‌خواهد فکر و عقل در پردازش منطقی حوادث فعال شود.
بنابراین به طور کلی می‌توان گفت قصص قرآن از عواملی که نشانه‌ی مقطعی بودن، اقتضایی بودن، زمانی و مکانی بودن است، تهی است و وجود این ویژگی قصص قرآن را به یک محتوای ابدی تبدیل نموده و این خود یکی از راه‌های درک اعجاز قرآن است. از آن‌جا که قصص قرآنی، اخبار و خبردهی خداوند از حوادث است، خبرهای الهی نیز خبرهای جامع و کافی به مقصود است و عیب و نقص در آن راه ندارد و هدف آن هدایت و تربیت جامعه‌ی بشری است. از طرفی چون گوینده‌ی قصص عالِم به ظاهر و باطن حوادث است و برای او ظاهر و باطن حوادث فرقی ندارد، می‌بینیم که قصص قرآن ظاهر و باطن حوادث را به طور یکسان در بردارد. به این معنا که آن زمان که قرآن از ظاهر حوادث سخن می‌گوید، چنان از باطن حوادث به روشنی سخن می‌گوید که انسان از این سبک خبردهی دچار حیرت می‌شود، مثلاً در داستان حضرت ابراهیم وقتی صحنه‌ی به آتش کشیدن ابراهیم مطرح می‌شود، چنان حرف دل ناظرین را که به نفس خود رجوع کردند، و سر به زیر افکندند، بیان می‌کند که ما اشتباه می‌کنیم و فکر می‌کنیم که این حرفی بود که آنان به زبان جاری کرده‌اند و حال آن‌که این حرف دلشان بود.
اما از حیث محتوا همان‌طور که گفته شد، محتوای قصص قرآن، قصه‌ی انبیاء و اولیاء و عکس‌العمل مردم در مقابل آنان است و در حالی‌که کتب تاریخ و داستان لزوماً این‌گونه نیست و گاهی موضوعات پوچ، سرگرم‌کننده و اغواءکننده است.
محتوای قصص قرآن مملو از نور معنویت، هدایت، ذکر، رحمت و شفاست و نسخه‌ی درمان درد روح و فکر بشر است و تنها شامل بیان امور مفید است، علاوه بر این‌که تماماً صدق و حق است و از کذب و باطل پیروی ‌نمی‌کند و کذب و افسانه را وسیله‌ی تربیت و اخلاق قرار نمی‌دهد. اما بسیاری از حوادث داستان‌ها، فیلم‌ها و تئاترها ساختگی است و لزومی هم ندارد که اتفاق افتاده باشد. حتی کتب تاریخی نیز که بنا دارند واقعیت‌ها را بگویند گاهی در کشف واقعیت‌ها دچار مشکل می‌شوند. بنابراین اصلاً امکان تحقق کذب در قصص قرآن وجود ندارد، چون گوینده‌ی عالِم و عارف به همه چیز و همه کس است و افسانه و تخیل هم در آن راه ندارد. و بالاخره از جهت هدف باید گفت که یکی از اهداف قصص قرآن برانگیختن امر تعقل و فعال نمودن قوه‌ی تفکر انسان‌هاست: فاقصص القصص لعلهم یتفکرون.
موضوعات قرآنی به طور اعم و مثل‌ها و قصص به طور اخص از عوامل بیداری و فعال شدن فکر و ذهن و تعقلند در حالی‌که در موارد مشابه چنین هدفی لزوماً مطرح نیست و هدف در برخی موارد تنها سرگرم کردن مخاطب است.
با توجه به هدف و غرض اصلی قصص قرآن که هدایت بشر است، ویژگی دیگری نیز در آن دیده می‌شود و آن گزینش در چهارچوب هدایت و تربیتی خاص است و لذا برش‌های خاصی به قصص قرآن داده می‌شود، گاه یک حادثه تنوع در گزارش دارد، وقتی در تکرار قصص قرآن دقت می‌شود، فی‌الواقع می‌بینیم که تکرار نیست بلکه موضوع قصه از زاویه‌ی خاصی که با روند بحث سوره ارتباط دارد، مطرح می‌شود.
مثلاً قرآن نحوه‌ی به نبوت رسیدن حضرت موسی را در سوره‌ی طه و نمل و قصص مطرح می‌کند اما صحنه‌ای که حضرت از همسر و همراهانش جدا می‌شود و به طرف آتش می‌رود یک تنوع در گزارش دارد.
این تنوع گاه به این‌گونه است که در آیه‌ی ۱۰ سوره‌ی طه می‌فرماید: «اذ ترا ناراً فقال لاهله امکثوا انّی آنست ناراً لعلّی آتیکم منها بقبس او اجد علی النار هدیً» شاید بروم و برای شما شعله‌ای ازآتش بیاورم که گرم شوید یا آتش وسیله‌‌ای شود که راهمان را پیدا کنیم.
طبعاً وقتی آتش روشن است عده‌ای دور آتش هستند که راه صحیح را در بیابان نشان می‌دهند. این قسمت اول صحنه است. در آیه‌ی ۷ سوره‌ی نمل این‌گونه می‌فرماید: «اذ قال موسی لاهله انی آنست ناراً سآتیکم منها بخبر او آتیکم بشهاب قبس لعلکم تصطلون» از این آتش برای شما خبری آورم که در سوره‌ی طه موضوع «گرم شدن» را اول بیان کرده و در سوره‌ی نمل موضوع «خبر آوردن» را ابتدا مطرح می‌کند. این برعکس گزارش دادن تنوع دارد. گاه ابتدا آن را می‌گوید و گاه این را.
در آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی قصص می‌فرماید: «فلمّا قضی موسی الاجل و سار باهله آنس من جانب الطور ناراً قال لاهله امکثوا انّی آنست ناراً لعلّی آتیکم منها بخبر او جذوه من النار لعلکم تصطلون» این شبیه سوره‌ی نمل است با این تفاوت که به جای «بشهاب قبس»، «جذوه من النار» را آورده است.
به هر جهت حضرت موسی(ع) یک‌بار به طرف آتش رفته است؛ آیا اول موضوع «خبر آوردن» را گفته یا اول «گرم شدن» را، این خود از رموزی است که پیام فراوانی دارد. یک موضوع را برش‌های مختلف می‌زند که این سبک بیان از ویژگی‌های خاص قرآن است که مشابه آن را نداریم.
گاه بعضی فکر می‌کنند این‌ها تناقض است در حالی‌که این روش خصوصیت خاص حادثه‌ای را با این نحوه‌ی بیان به ما خبر می‌دهد. گو این‌که وضعیت خانواده‌ی حضرت موسی و خودش از دو جهت حاد بوده است هم از جهت سرما و هم از جهت گم کردن راه، هر دو موضوع دغدغه‌ی موسی و همراهانش بوده است. وقتی هر دو موضوع اهمیت خاصی دارد هنگام صحبت گاه تقدم را به یکی می‌دهد و گاه به دیگری می‌دهد.
تا این‌که به این قسمت می‌رسد که خداوند می‌فرماید: «انّی انا ربّک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی»، نعلین‌هایت را در بیاور، که به آن اتکا کردی و دغدغه‌اش را داری. در روایات آمده که این رمزی است. زیرا وقتی موسی به سمت آتش می‌رفت دو مسأله فکرش را مشغول کرده بود یکی وضعیت همسرش که ظاهراً زمان وضع حمل او بوده و نگران این مسأله بود که تا وقتی‌که می‌رود و برمی‌گردد وضعیت او با آن سرما چه می‌شود؟ «لعلکم تصطلون» به این مطلب اشاره دارد، از طرف دیگر دغدغه‌ی فرعون را دارد و باید مسیر را طوری می‌رفت که با مأموران فرعون برخورد نکند. موسی هم چهره‌ی شناخته شده‌ای بود و در دربار بزرگ شده و برای او خطر جانی وجود داشت. هر دو مسأله‌‌ی جدی بوده که با این تردیدی که در این آیه مطرح است نشان می‌دهد با همین تردید به طرف آتش می‌رفت و دائماً این دو مطلب در ذهنش نوسان داشته که به وسیله‌ی آن افراد راه را پیدا کند و یا گرما تهیه کند که خطاب می‌آید: «فاخلع نعلیک»، ‌این فکرها را رها کن، «انک بالواد المقدس طوی»، ‌تو در وادی مقدس هستی و نباید به این چیزها فکر کنی و دغدغه‌ی آن را داشته باشی.
از این نوع شیوه‌ی بیان که دارای تنوع است، فراوان در قصص قرآن وجود دارد و هرکدام اسراری دارد.
یکی دیگر از ویژگی‌های قصص قرآن این است که همه‌ی مخلوقات خداوند در حوادث دخالت داشته و در شکل‌گیری حادثه نقش ایفا می‌کنند. بنابراین به طور کلی می‌توان مبانی قصص قرآن را به دو دسته تقسیم نمود:
۱) عناصر دست‌اندرکار حوادث که عبارتند از: ملک، جن، انسان، حیوان، نبات و جماد و
۲) سنن حاکم بر حوادث.
سنت از ریشه‌ی «سنَّ» است یعنی ریشه‌دارد کرد و سِنْ به معنی دندان است زیرا دندان ریشه دارد و از ثبات برخوردار است، بنابراین سنت‌ها یا سنن عبارتند از مجموعه‌ی قوانین الهی و پایداری است که بر جهان طبیعت حکام است.
خداوند در قرآن کریم در خصوصیت برای سنت الهی ذکر کرده است: «و لن تجد لسنه الله تبدیلاً و لن تجد لسنه الله تحویلاً»، عدم تبدیل و عدم تحویل برای سنت‌های الهی.
سنن الهی بر فرد و جامعه و مسیر جامعه و طبیعت حکومت می‌کند، و عالم قانون‌مند است، سنت در عالم مستقر است و یکی از ذخایر عظیمی که از قصص قرآن می‌توان استخراج نمود، سنن و قانون‌های زندگی است که لایتغیر می‌باشد. در تمام حوزه‌ها، قانون خدا حکومت می‌کند و مبنای زندگی صحیح را پایه‌ریزی می‌نماید. در قصص قرآن با بیان حادثه یا واقعه‌ای تذکر لازم به انسان داده می‌شود، درواقع در کنار نقل تاریخ، روش‌های کشف واقعیت‌ها یا سنن حاکم بر حوادث توضیح داده می‌شود و این به دلیل حساسیت تربیتی است که قرآن نسبت به مخاطبش دارد. کسی‌که این‌گونه با حوادث روبه‌رو می‌شود، معیارهای تشخیص پدیده‌ها را درک می‌کند و قابلیت آن را دارد تا در حوادث پیشتاز شود و از آثار و نمودهای مختصر این حوادث بتواند خط سیر و جرایانات و حوادث آینده را پیش‌بینی نماید و نسبت به آن‌ها موضع مناسب بگیرد.

وبگردی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی - همه چیز درباره ساخت و ساز فاطمه حسینی، داماد شمخانی و داماد صفدرحسینی | سر کشیدن دوربین مخفی شهرداد به ساختمان های آقازاده ها در لواسان! | پخش اختصاصی از صفحه آپارات آوانت
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی - رحیم پورازغدی در مراسمی که با موضوع فجای مجازی بود،گفت: دختر خانم چادری یک عکس آنچنانی از خودش گذاشته و نوشته زن نباید قربانی نگاه شهوت مردانه بشه، بعد پسره زیر پستش نوشته"ما رایت الا جمیلا"
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم.
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. - رئیس کل دادگستری خراسان رضوی: ما در نظام جمهوری اسلامی به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمی کرد اما امروز اگر این تحمل کیفر یا قصاص و شلاق و دیگر احکام توسط حکام اسلامی و شرعی انجام می شوند یکی از آثار اخروی آن برای محکومان این است که این مجازات در آخرت از آنها برداشته می شود
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم - بعد از فروکش کردن گازها، به حفاری ادامه دادیم و به یک مخزن بزرگ و استثنایی رسیدیم که بسیار عظیم تر از آنی بود که تصور می کردیم برای جایی مثل پلاسکو ساخته شود. برآورد ما از ابعاد این انبار فاضلاب این است که بین 400 الی 500 متر مکعب وسعت دارد و گازهای محبوس شده در این انبار در چندین دهه برای انتشار بوی بد در محدوده بزرگی از تهران کفایت می کند.
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ - مهدی یراحی، خواننده ای که اخیرا موزیک ویدئوی جدید و اعتراضی خود با نام «پاره سنگ» را منتشر کرده است، از طرف برخی رسانه ها و مجید فروغی، مدیر روابط عمومی هنری مورد انتقاد قرار گرفته و شایعه هایی درباره ممنوع الفعالیت شدن یراحی به دلیل این ویدئو کلیپ و همچنین پوشیدن لباس کارگران گروه ملی در حمایت از مردم اهواز در کنسرت 6 دی ماه خود مطرح شده است. یراحی از جمله خواننده هایی است که همیشه نسبت به اتفاقات…
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان !
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان ! - گویا تلخی پخش فیلم صحنه دار، بیش از مرگ ۱۰ نفر است. درست همانطور که مسئله حجاب برای خیلی‎ها مهم تر از معیشت مردم است.
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی !
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی ! - انقلاب فرهنگی از این بالاتر که فرزند عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در آمریکا تابعیت بگیرد و از آنجا برای ایرانیان سبک زندگی تدریس بکند؟
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان! - ویدئویی عجیب از حرکات موزون گروهی دختران در دانشگاه الزهرا درحالی در فضای مجازی در حال انتشار است که مردان نیز در این مراسم حضور دارند!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.