پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

حقوق اساسی انسان


حقوق اساسی انسان
تعمق در ماهیت حق، این پرسش را در ذهن پدید می‏آورد که چه چیزی موجد حق است؟ آیا حقوق انسان اعتباراتی بوده است که بر اساس قرارداد پدید می‏آیند؟ و یا اینکه حق دارای خاستگاه عینی است؟ امروز پس از فروپاشی باصطلاح نظام های پیشرفته تر در کشورهای کمونیستی ما شاهد رستاخیز ارزش های روشنگری هستیم. آرمان هایی مانند حقوق بشر، دمکراسی، آزادی های مدنی و حکومت مدنی، را امروز در بخش وسیعی از جوامع غربی ارزش های کلیدی تلقی می‌شوند. در عین حال جای این سؤال باقی‏ است که آیا می‏توان نظرگاه حقوق طبیعی را به گونه‏ای با مبانی اسلامی سازگار دانست؟ براستی تا چه اندازه اسلام و مبانی جهانشمول حقوق بشر با یکدیگر سازگارند؟ آیا اسلام خود را دین برتر و فرد مسلمان خود را انسانی برتر از معتقدان به دیگر ادیان می‌داند؟ آیا شواهدی حاکی از همخوانی اسلام و دمکراسی می‌توان مشاهده کرد؟ مقاله زیر در پی آن است تا شواهد عینی را که در قرآن و سنت آمده است به زبانی ساده و روشن بیان کند.
۱) حق زندگی کردن:
حق اساسی که در رأس هرم قرار می‌گیرد، حق زندگی کردن است. قرآن کریم اینگونه بیان می‌کند که: أَنَّهمَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا " هر کس، کسی را جزء به قصاص قتل و یا کیفر فسادی در زمین بکشد چنان است که گویی همه مردم را کشته باشد."(مائده-٣٢) تناسبِ گرفتن حق زندگی و انتقام از فردی به علت قتل و یا گسترش فساد فقط بایستی به وسیله ی یک محکمه عدالت کارآمدی تعیین شود. در زمان جنگ هم فقط به وسیله یک حکومت پایدار و مستقر مشخص می‌شود. در هر صورت، هیچ کس حق تصمیم گیری را در این مورد به تنهایی ندارد. همانطور که قرآن این موضوع را روشن می‌سازد: وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ "نفسی را که خدا حرام گردانیده، جز به حق مکشید."(انعام-١٥١)
بدین طریق قتل نفس در اسلام چیزی متفاوت از نابودی زندگی که در راه برپایی عدالت انجام می‌گیرد، است. پیامبر اکرم(ص) قتل نفس را بعد از شرک، بزرگترین گناه دانسته است. حدیثی از پیامبر روایت شده که: " بزرگترین گناه شریک قرار دادن چیزی برای خداوند و کشتن انسان‌هاست."
در تمامی آیات قرآن و احادیث پیامبر(ص)، واژه "نفس" به صورت کلی به کار رفته است و بدون هیچ نشانی که حاکی از شهروندانی که به یک ملت خاص و یا مردمی از یک نژاد و یا دین خاصی تعلق داشته باشند، به کار رفته است و این حکم برای تمامی انسان‌ها صادق است.
"حق زندگی" برای نوع بشر تحت یک عنوان کلی، فقط در اسلام آمده است. به طور واضح مشاهده می‌کنید که حقوق انسان‌ها در اعلامیه ها و قوانین اساسی در بیشتر کشورها قابل استفاده برای آن کشور و یا نوع خاصی از نژاد در آن کشورها می‌باشد. بر خلاف این مفهوم نسبی از حقوق انسان‌ها، اسلام اینگونه حقوق را متعلق به تمامی انسان‌ها می‌داند.
۲) حق داشتن یک زندگی سالم:
بلافاصله در ادامه آیه ای که در بالا در مورد حق زندگی کردن انسان‌ها اشاره شد، خداوند می‌فرماید: وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا " وهر کس، کسی را زنده بدارد چنان است که گویی تمام مردم را زنده نگه داشته است."
چندین شکل متفاوت برای نجات انسان از مرگ وجود دارد. اگر فردی مریض و یا زخمی شده است این وظیفه ماست که از لحاظ پزشکی به او کمک کنیم، اگر در حال مرگ به علت گرسنگی است این وظیفه ماست که به او غذا دهیم، اگر کسی در حال غرق شدن است این وظیفه ماست که او را نجات دهیم و ..... نجات زندگی هر انسانی را به عنوان وظیفه خود تلقی می‌کنیم زیرا از این طریق خواهد بود که به سفارشات قرآن عمل کرده ایم.
۳) احترام گذاشتن به پاکدامنی وعفت زنان:
سومین عنصر مهم در منشور اسلامی حقوق بشر، احترام گذاشتن به پاکدامنی یک زن و کوشیدن در راه حفظ آن در تمامی زمانهاست حتی اگر او متعلق به ملت خود و یا دیگر ملتهایی باشد که دشمن ما هستند. خواه او را در یک جنگل دورافتاده و یا در یک شهر فتح شده یافتیم. خواه هم مذهب ما و یا متعلق به دیگر مذاهب باشد و یا حتی دینی نداشته باشد. تحت هیچ شرایطی یک فرد مسلمان نباید او را مورد سوء استفاده قرار دهد. تمامی ارتباط‌هایی که به بی عفتی و بی ناموسی یک زن می‌انجامد، بدون توجه به وضعیت و یا جایگاه زنان یا اعم از اینکه آن زن خواهان آن باشد یا نه، برای یک مرد حرام است.
قرآن کریم در این مورد چنین بیان می‌کند: وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَی إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلاً "و به زنا نزدیک مشوید، چرا که آن همواره زشت است."(اسراء-٣٢) و در ادامه مجازات سنگینی برای این جرم تعیین شده است.
این مرتبه از مفهوم تقدّس و حرمت برای عفت زنان منحصرا در اسلام یافت می‌شود. از دیدگاه اسلام نه تنها زن، بلکه مرد هم دارای عفت و پاکدامنی خاص خود است. مردی که مرتکب زنای به عنف یا زنای محصنه(رابطه جنسی نامشروع) می‌شود، نه تنها باعث نابودی عفت زن، بلکه باعث از بین رفتن آبروی خود نیز می‌شود.
۴) حق داشتن یک زندگی استاندارد:
در مورد حقوق اقتصادی انسان، قرآن کریم اینگونه به پیروانش سفارش می‌کند که: وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِِ "و در اموالشان برای سائل و محروم حقی(معین) بود."(الذاریات- ١٩) نحوه بیان این
آیه نشان می‌دهد که چنین چیزی قطعی و بی چون و چرا است. بعلاوه، این دستور در مکه جایی که جامعه اسلامی وجود نداشت و مسلمانان بیشتر با کافران در ارتباط بودند، صادر شد.
ازآیه بالا این نکته استنباط می‌شود که هر کسی تقاضای کمک کرد و یا از محرومیت رنج می‌برد، بدون توجه به اینکه به چه ملتی و یا چه کشوری دارد و یا از چه نژادی است، این حق را دارد که در مال و ثروت یک انسان مسلمان شریک شود. اگر کسی در شرایطی قرار دارد که محتاج است، این وظیفه ماست که به کمک او بشتابیم.
۵) حق آزادی فردی:
اسلام سنت قدیمی به اسارت درآوردن یک بنده آزاد و یا فروختن او به منظور بردگی را بی چون و چرا ممنوع کرده است. در این مورد سخنان صریح پیامبر اکرم(ص) گواه این مطلب است: " سه گروه از مردم هستند که در روز قیامت شاکی آنها خواهم بود یکی از آنها کسی است که بنده آزادی را به اسارت در می‌آورد سپس او را می‌فروشد وپولش را می‌خورد."(بخاری و ابن ماجه). سخنان این روایت پیامبر خاص ومحدود به یک ملت و نژاد خاصی و یا پیروان یک مذهب خاص نمی شود.
جایگاه بردگی در اسلام: اسلام به تشویق مردم برای آزاد کردن برده ها که در میان اعراب شایع بود، پرداخت تا بدین طریق این مشکل را حل کند. به مسلمانان گفته شده که آزاد کردن برده ها به مثابه کفاره گناهان آنهاست. بدین ترتیب که آزاد کردن دست و پای یک برده همانند رهانیدن دست و پای خویش از آتش جهنم است.
با استفاده از این روش، در زمان خلافت خلفای راشدین، تمامی برده های قدیمی مناطق عرب نشین آزاد شدند. خود پیامبر(ص) حدود ٦٣ برده را آزاد کردند. حضرت عایشه(رض) ٦٧ نفر، عباس ٧٠ نفر، عبدلله بن عمر هزار نفر را آزاد کردند و عبدالرحمن بن عوف سی هزار نفر را خریداری کرد و آنها را آزاد نمود.
بدین ترتیب مشکل برده گان در عربستان، که چهل سال دامنگیر آنها شده بود حل شد. بعد از این تنها برده هایی که در اسلام باقی ماندند، زندانیانی بودند که در جنگ اسیر شده بودند. این گروه از اسراء توسط حکومت اسلامی بازداشت شده تا اینکه حکومتشان با مبادله اسرای مسلمان موافقت کنند و یا برای آزادی آنها غرامت پرداخت کنند. اگر این دسته از اسراء با اسرای مسلمان مبادله نشدند و یا دولت آنها حاضر به پرداخت غرامت نمی شد، حکومت اسلامی آنها را در بین سربازان سپاهی که آنها را به اسارت در آورده بودند تقسیم می‌کرد.
این شیوه رفتار باعث شد که بیشتر مردانی که در جنگها اسیر شده بودند و به کشورهای اسلامی آورده بودند به آغوش اسلام پناه بیاورند و از اعقاب آنها محققان بزرگ، امامان، وکلای دعاوی، مفسران، سیاستمداران و فرماندهان بزرگی تحویل جامعه اسلامی شد. تا حدّی که بعضی از آنها حکمرانان جهان اسلام شدند.
۶) حق برپایی عدالت و دادگستری:
این یک حق مهم و باارزشی است که اسلام به انسان‌ها داده است. قرآن کریم می‌فرماید: ...وَلا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَنْ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا... "و البته نباید کینه توزی گروهی که شما را از مسجد الحرام بازداشتند، شما را به تعدی وادارد."(مائده- ٢) یا " و البته نباید دشمنی گروهی از شما را بر آن دارد که عدالت نکنید، عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است."(مائده-٨). با توجه به حساسیت این مطلب قرآن کریم دوباره اشاره می‌کند: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ... "ای کسانی که ایمان آورده اید، پیوسته به عدالت قیام کنید و برای خدا گواهی دهید."(نساء- ١٣٥)
بنابراین مسلمانان نه تنها باید نسبت به دوستان خود بلکه نسبت به دشمنان نیز باید عدالت را رعایت کنند. به عبارت دیگر، عدالتی که اسلام پیروان خود را به سوی آن دعوت می‌کند محدود به شهروندان کشور خود و یا مردم طایفه، ملت، نژاد یا جامعه مسلمانان نیست بلکه شامل تمامی انسان‌ها می‌شود.
۷) برابری انسان‌ها:
اسلام برابری مطلق بین انسان‌ها را بدون در نظر گرفتن رنگ، نژاد یا ملیتشان، یک اصل مهم می‌داند. پروردگار توانا در قرآن می‌فرماید: " ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم. " به عبارت دیگر تمام انسان‌ها با هم برابرند. همه آنها از اعقاب یک پدر و مادر هستند. یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا..."ای مردم! شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید."(حجرات-١٣) این بدین معنی است که تقسیم انسان‌ها به ملل، نژادها، گروهها و قبایل به خاطر تفاوتشان است. تا اینکه مردم از یک نژاد و قبیله با مردمی دیگر از قبیله و نژادی دیگر در ارتباط بوده و همدیگر را بشناسند و با همدیگر همکاری کنند.
این تقسیم نژاد انسان‌ها بدین معنی نیست که ملتی به خاطر نژادش خود را از گروه دیگر برتر ببیند و به آنها احساس غرور دست دهد. ویا ملتی گروهی دیگر را تحقیر کند. ...إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ... "همانا گرامیترین شما باتقواترین شماست."(حجرات-١٣) به عبارت دیگر برتری یک گروه بر گروهی دیگر بر اساس شناخت خداوند، پاکی و اخلاق برتر و نه بر اساس رنگ، نژاد، زبان و یا ملیت آنها است. بنابراین، هیچ جای توجیهی برای انسان‌ها باقی نمی ماند که احساس برتری نسبت به گروهی دیگر داشته باشند. حتی نیکوکاران هیچ امتیاز ویژه ای برای برتری بر دیگران ندارند. این رفتار توسط پیامبر اکرم(ص) در یکی از گفته هایش برای ما سرمشق شده است: " هیچ عربی بر عجمی و هیچ عجمی بر عربی و هیچ سیاهی بر سفیدی و هیچ سفیدی بر سیاهی برتری ندارد؛ همه شما فرزندان آدم هستید و آدم هم از گل آفریده شده است."(بیهقی و بزّاز) بدین طریق اسلام اصل برابری همه انسان‌ها را پایه ریزی کرد و ریشه همه تفاوتها را که بر اساس رنگ، نژاد، زبان یا ملیت بود، از بُن خشکانید.
مطابق با اصول اسلام، خداوند این حق را برابر با داشتن حق تولد می‌داند. بنابراین نباید بین هیچ انسانی بر اساس رنگ پوستش، محل تولدش، نژاد یا ملتی که در آنجا متولد شده است، تبعیض قایل شد.
۸) حق همکاری کردن و همکاری نکردن:
اسلام یک قانون کلی را که دارای اهمیّت زیاد و کاربرد جهانی است تجویز کرده است. قرآن کریم می‌فرماید: ...وَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی وَلا تَعَاوَنُوا عَلَی الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ... "و در نیکوکاری و پرهیزکاری با یکدیگر همکاری کنید و در گناه و تعدی دستیار هم نشوید."(مائده-٢)
این بدین معنی است انسانی که نیکوکار و پرهیزکار است، بدون توجه به اینکه در قطب جنوب و یا قطب شمال زندگی می‌کند، می‌تواند حق انتظار حمایت و همکاری را از مسلمانان دیگر داشته باشد. امّا کسی که مرتکب فحشا می‌شود و به حقوق دیگران تجاوز می‌کند، حتی اگر جزء اقوام نزدیک یا همسایه ما باشد، حق نداریم که به علت هم نژاد بودن، کشور، زبان یا ملیّت به او کمک کنیم ویا با اوهمکاری کنیم. انسان بدجنس و خبیث ممکن است برادر ما باشد، امّا او در واقع از ما نیست، و تا زمانی که از راه خود پشیمان نشود حق نداریم به او کمک کرده و یا او را حمایت کنیم. به عبارت دیگر، انسانی که نیکوکار و پرهیزکار است ممکن است هیچ خویشاوندی با مسلمانان نداشته باشد امّا مسلمانان همکار و حامی او و یا حداقل خواهان موفقیت او هستند.

مترجم: مهدی یعقوبی

منبع : پایگاه اطلاع رسانی اصلاح

مطالب مرتبط

نگاه لرزان تاریخی


نگاه لرزان تاریخی
من به علت دغدغه و تعلق خاطری که به نواندیشی دینی دارم، آثار فکری و تحرکات عملی نواندیشان دینی مان را در حد توان خود پیگیری و رصد می کنم و سعی می کنم تمامی آثار آنان را به دقت مطالعه کنم. براین اساس فکر می کنم جناب آقای کدیور فردی پرکار، با دقت و تیپی عقلانی است که به حفظ پرنسیب های فکری و دینی اش پایبند است و کمتر جوزده می شود و سعی می کند بین دغدغه استناد و خلوص گرایی و دغدغه پویش و تحول گرایی تعادل ایجاد کند. البته آقای کدیور تاکنون سه مرحله فکری را پشت سر گذاشته است؛ مرحله اول را می توان مرحله سنتی- نیمه بنیادگرا دانست که عمدتاً کدیور نوجوان یا جوان را پوشش می دهد با مواضع خاص در انجمن اسلامی دانشگاه و دوران انقلاب فرهنگی. مرحله بعدی کدیور نیمه رفرمیست است که بیشتر در دهه ۷۰ شاهد آن هستیم. مباحثه او با مجتهد شبستری در مجله کیان نماد این مرحله کدیور است. در این مباحثه مجتهد از موضع نواندیشی دینی سخن می گوید و کدیور با متدولوژی تحول فکری با استفاده از منابع و روش شناسی اسلامی کلاسیک حوزوی پیش می رود. مرحله سوم کدیور، کدیور رفرمیست یا اصلاح گراست که بنا به گفته او در کتاب حق الناس (صفحه ۱۳۷) در بین سال های ۱۳۸۰ تا۱۳۸۲ اتفاق افتاده است. جرقه های اولیه در سال ۸۰ زده شد اما در سال ۱۳۸۲ به ثبات و اطمینان در این مرحله رسیده است. اما منظور من از رفرمیسم دینی که آن را با خط فاصله یی از نواندیشی دینی تفکیک می کنم عبارت است از سعی در نوسازی بینش دینی و دفاع از آرمان هایی چون آزادی، عدالت، حقوق بشر و... اما با بهره گیری از منبع شناسی و روش شناسی اسلام کلاسیک نواندیشان دینی نه تنها در حوزه بینش بلکه در حوزه منبع و روش با اسلام کلاسیک سنتی و رفرمیست تفاوت های محسوسی دارند. ویژگی های مهم اسلام کلاسیک عبارت است از فرم گرا و غیرتاریخی بودن و همچنین با اتصالات طبقاتی سیاسی، که مجموعه این خصایص نوعی تفکر سنتی یا بنیاد گرا را به ارمغان می آورد.
کتاب حق الناس آقای کدیور کتاب بسیار مهمی است که گذار ایشان از مرحله دوم به سوم با دقت و صراحت و صداقت نشان می دهد. من توصیه می کنم دوستانی که به مباحث دینی و نو اندیشی دینی علاقه مندند حتماً این کتاب را با دقت بخوانند و مطمئن باشند که بر دانش و معلومات آنها خواهد افزود. اما در یک برآیند کلی از این کتاب می بینیم که سایه سنگین نگاه فقاهتی و اسلام کلاسیک در جای جای این اثر مشاهده می شود. این رویکرد (یعنی رویکرد رفرمیستی) دارای ویژگی های مهمی است. آقای کدیور از گرایش فرمالیستی اسلام کلاسیک به شدت فاصله گرفته است و می خواهد بینش نویی را از منبع شناسی و روش شناسی گذشته استخراج کند. اما به قول عیسی در اناجیل شراب تازه را در مشک کهنه نمی توان ریخت. در این رویکرد و جای جای کتاب شاهد هم عرضی قرآن، حدیث و فقه هستیم در حالی که در اسلام نو اندیش فاصله عظیمی بین قرآن و دو منبع دیگر وجود دارد و به آنها به صورت سلسله مراتبی طولانی نگاه می شود. شعار بازگشت به قرآن نواندیشان، در این چارچوب قابل فهم است اما در رویکرد کلاسیک به نظر می رسد هر آنچه ثابت شود بر حدیث صحیحی استوار است، قطعاً و لزوماً باید مورد پذیرش قرار گیرد.
ویژگی دوم این کتاب این است که «نگاه تاریخی» به دین در حاشیه و لرزان و مردد است. کل کتاب را می توان جدولی از اشتراکات و افتراقات اسلام و حقوق بشر، حقوق زنان و... دانست. آقای کدیور با دقت فراوان و وسواسی که برای کامل و مستند حرف زدن دارند، در تمام کتاب به صورت بسیار جزیی و مشخص به تعارضاتی که بین تفکر سنتی و حقوق بشر- حقوق زنان وجود دارد اشاره می کند مثلاً در بحث از حقوق بشر به شش محور این تعارض به صورت کاملاً دقیق و ریز ارجاع می دهد. این مطالب برای خواننده یی که از دور دستی بر آتش دارد، بسیار مفید است و او را بر جزییات این مباحث انتزاعی و کلان مسلط می کند اما با یک نگاه اجمالی به جدول تناقضاتی که در مقالات متعدد این کتاب شرح داده شده است، به این نتیجه می رسیم که ایشان بین فقه، حدیث و قرآن هیچ فاصله گذاری نمی کند و مهم تر اینکه ویژگی نگاه غیرتاریخی اسلام کلاسیک نیز در این شرح و بسط به طور محسوس به چشم می خورد. ایشان موارد متعددی را از تضاد اسلام ( که از نظر ایشان آمیخته یی از فقه، حدیث و قرآن است) با حقوق بشر و حقوق زن بیان می کند اما مشخص نمی کند آیا آن چیزی که ایشان متعارض و تضاد می بیند بر قضاوت امروزین است یا در بخش تاریخی اسلام نیز همین تضاد را مثلاً با حقوق زنان داشته است. اگر تفاوت ارث زن و مرد امروزه امری به نظر تبعیض آمیز و ناعادلانه محسوب می شود اما آیا کارکرد تاریخی این قانون تاسیسی (نه امضایی قرآن) در زمانه خود امری تبعیض آمیز و مخالف حقوق زنان بوده است؟ همچنین بسیاری از مثال هایی که آقای کدیور زده اند نمی توان با یک ساده سازی غیر تاریخی، موافق یا معارض حقوق بشر و حقوق زنان دانست. در حقیقت در یک رویکرد تاریخی باید با دقت و تعمق بیشتری به بررسی این مساله پرداخت که آیا این موارد در آن زمان نیز به ضرر انسان ها و به ضرر زنان بوده است یا خیر؟
بنابراین بسیاری از قضاوت های کتاب ساده و لرزان جلوه خواهد کرد و نمی توان با ساده سازی نظرات قطعی داد که این یا آن گزاره احکامی معارض یا موافق حقوق بشر یا حقوق زنان است. این جدول سازی های غیرتاریخی برخاسته از همان نگاه کلاسیک برخورد فراتاریخی با دین است. البته آقای کدیور گهگاه به نقد برخورد با شاخص های امروزی و قضاوت در اساس آنها با پدید ه های دیروزی دست زده است (مثلاً در صفحه های ۱۵۴-۱۵۱ و۱۶۰) اما این موضوع در حاشیه می ماند و شاید بتوان این نقد را بر اکثر قضاوت های خود آقای کدیور و ترمیم محورهای تعارض بین اسلام حقوق بشر و حقوق زنان نیز وارد دانست و آن را اشارات صحیح پاورقی هایی که به متن راه نمی یابند تلقی کرد به ویژه آنکه آقای کدیور دوبار به صورت بسیار صریح نگاه تاریخی را نقد می کند؛ یک بار در صفحه ۱۱۷ که به اصل امتناع اجتماع نقیضین اشاره می کند و منظورشان این است که نمی توان دو اصل مخالف و موافق حقوق بشر یا حقوق زنان را با هم جمع کرد ولی بسیار بدیهی است که یک اصل می تواند در یک دوره تاریخی به نفع بشر یا به نفع زنان و در دوره تاریخی متفاوتی کاملاً خلاف حقوق زنان باشد. من در مباحثم در سلسله کلاس های زن در متون مقدس به ده ها نمونه از این مسائل اشاره کردم. بنابراین عدم اجتماع نقیضین در یک نگاه تاریخی کاملاً قابل رد است همچنین ایشان در صفحه ۳۳۵ باز نگاه و رویکرد تاریخی به دین را با شدت و با اتکا به رویکردی متکلمانه نقد و رد می کنند.
بدین ترتیب می بینیم ایشان نوسانی بین نگاه فیکسیستی کلاسیک و رفرمیستی و نگاه پویشی اسلام نوگرا دارند.
در حاشیه هم اشاره کنم که آقای کدیور در به کارگیری کلماتی چون اسلام سنتی و اسلام تاریخی و امثالهم نوسان می کنند ولی بارها نیز اشاره می کنند که بسیاری از محورهای تعارض مستنداتی نیز در قرآن و روایات صحیح دارند بنابراین دیگر نمی توان آنچه را که ایشان نقد می کند صرفاً اسلام سنتی و اسلام تاریخی تلقی کرد و برای ایشان هیچ راه حلی از پاورقی به متن آمدن و تاکید اساسی بر رویکرد تاریخی باقی نمی ماند. بدین ترتیب کل مقالات ایشان می تواند با این نگاه بازنویسی شود. در این چارچوب دیگر نمی توان با شرح و بسط وسیعی که در کتاب وجود دارد به احکام قطعی چون تعارض یا توافق برخی گزاره ها با حقوق زنان و حقوق بشر بدون توضیح تاریخی پرداخت.
ردپای دیگری که از گرایش رفرمیستی در آثار و اندیشه های مرحله آخر جناب کدیور همچنان وجود دارد، این است که ایشان همچنان به دنبال فقهی جدید است (صفحه های ۱۳۹ و ۱۵۹) همچنان که ایشان در نوشته یی در یکی از شماره های مجله شهروند مجدداً بر ظرفیت های فقه اشاره کردند. ما ردپای این رویکرد نوسانی را در کتاب حق الناس می بینیم مثلاً ایشان می خواهند نهاد حسبه را به صورت امروزی، قانونی و مدنی درآورند (صفحه۵۰) یا با خوشبینی نظری غیرتاریخی و مساله حکم حکومتی رساله فقه المصلحه برخورد می کنند. (ص ۱۳۰)
در کل به نظر می رسد جناب آقای کدیور از مرحوم مطهری و دیگر رفرمیست های درون اسلام کلاسیک گامی فرا پیش نهاده اند. در مرحله قبلی این رویکرد متفاوت و تبعیض هایی که در تفکر کلاسیک و غیرتاریخی در رابطه با حقوق بشر و حقوق زنان وجود داشت به عنوان امری دینی پذیرفته و سعی می شد برای آنها دلایلی عقلی و کلامی فراهم شود. اما امثال آقای کدیور و دیگر بزرگانی (همچون محقق داماد، موسوی بجنوردی، مهریزی
و...) به دنبال توجیه تفاوت ها و تبعیض های مندرج در تفکر کلاسیک و توجیه آن نیستند بلکه به دنبال راه حلی برای عادلانه و عاقلانه کردن این موارد هستند ولی به نظر می رسد همان گونه که آقای کدیور به درستی تفکر نیمه رفرمیستی کلاسیک را در این کتاب به خوبی نقد کردند این تفکر رفرمیستی با مشکلاتی مواجه باشد و به رویکردی پرزحمت اما کم بازده تبدیل شود. رویکرد رفرمیستی که همچنان می خواهد متدولوژی و منبع شناسی کلاسیک را حفظ کند نه در حوزه ها موثر خواهد بود (مگر قدرتمند باشد که نیست) و نه در بین روشنفکران راهگشا بلکه برای پراگماتیست های سیاسی مفید خواهد بود که البته چیز بدی هم نیست ولی به نظر می رسد اگر بخواهد در حوزه ها موثر باشد، دیگر نباید سخنان ساختارشکنانه یی همچون اجتهاد در اصول را مطرح کند و باید رویکردی همچون مرحوم صالحی نجف آبادی یا آیت الله منتظری و... در پیش بگیرد و اگر بخواهد رویکردی راهگشا برای نواندیشان دینی داشته باشد دیگر نمی تواند این سایه سنگین نگاه فقهی را با خود حمل کند. مخاطبان این دو رویکرد نیز متفاوتند. هر چند جناب آقای کدیور اطلاعات حوزوی و آشنایی شان را با اسلام کلاسیک نقطه قوت خود می دانند که گاه نیز می تواند چنین باشد اما به نظر می رسد همین امر نقطه ضعف ایشان نیز باشد چون نمی تواند از آموزش ها و تاریخچه گذشته یی که بر حال و آینده اش سنگینی می کند، بگریزد و این دگرگونی نیازمند تغییر رویکرد و پارادایمی است که در حوزه اندیشه و بینش در کدیور همراه با دغدغه مثبت ایجاد تعادل بین خلوص و تحول اتفاق افتاده است اما در حوزه متدولوژی و منبع شناسی حجم انبوهی از آموزه ها و دانسته های حوزوی ذهن ایشان را به شدت به خود مشغول داشته است. در نتیجه استدلالات و سخنانی را برای مخاطبان مطرح می کند که اصلاً چنین دغدغه هایی ندارند. آنها حداکثر می خواهند با استنادات قرآنی مسائلی که با آنها درگیر هستند، برخورد داشته باشند. مخاطب آقای کدیور دانشجویان هستند اما زبان و رویکرد ایشان طلبگی است. محصول این کار نه در بین طلبه ها نفوذ می کند و نه در میان دانشجویان راهگشاست. هرچند برای حل برخی معضلات اجتماعی و سیاسی جامعه ما و در دیالوگ سیاسیون و فعالان مدنی با زبان رسمی قدرت مستقر مفید باشد.


وبگردی
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    رول بوقلمون، غذایی مخصوص کسانی که چربی خون بالایی دارند
    طرز تهیه رول بوقلمون نحوه پخت رول بوقلمون مواد لازم برای پخت رول بوقلمون,پخت غذاهای رژیمی,غذایی مناسب فشار خونی ها,غذاهای مناسب افرادی با چربی بالا,رول بوقلمون برای افرادی با چربی خون بالا,آموزش آشپزی,سایت آشپزی,پخت غذاهای رژیمی,فنونی برای پخت رول بوقلمون