شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ / Saturday, 24 February, 2018

نگرش قرآن به شادی و سرور


نگرش قرآن به شادی و سرور
انسان موجودی است که نسبت به تحولات و حوادث محیطی خویش واکنش نشان می دهد.
واکنشهای انسان درهنگام برخورد با عواملی که برایش مثبت تلقی شود به صورت شادی و خوشحالی و هنگامی که در برابر مشکلی یا حادثه ای ناگوار قرارگیرد به شکل گریه و اندوه نمایان می شود.
نویسنده مقاله کوشیده است که به بررسی اجمالی سرور و شادی و لزوم اعتدال درآن بپردازد.
اینک مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:
سرور به معنای شادی، آثار و فرح به معنای خوشحالی دو واکنش عاطفی و هیجانی بشر نسبت به اموری است که در او تاثری را برانگیخته است. به این معنا که انسان نسبت به امور و مسایل درونی و بیرونی پس ازشناختی حتی اجمالی از راه حواس و یا تفکر و یا شهود، واکنش هایی را بروز می دهد که از آن میان می توان به واکنش های درونی و عاطفی غم واندوه و در مقابل شادی و سرور و یا واکنش های هیجانی بیرونی چون گریه و یا خنده و تبسم اشاره کرد.
بنابر این واکنش هایی چون تبسم و خنده که بیانگر بروز و ظهور هیجانی تاثر عاطفی انسان است همان خوشحالی و فرح است گاه در حالتی باطنی از آن به سرور و شادی یاد می کنند.
به سخن دیگر به نظر می رسد که انسان هنگامی که تحت تاثیر عاطفی امری مثبت قرار می گیرد در درون و باطن خویش نوعی واکنش مثبت نشان می دهد و عواطف و احساسات وی متاثر از آن می شود که از آن به سرور و شادی درونی یاد می شود که بروز و ظهور آن به شکل هیجانی خنده و تبسم همان خوشحالی و فرح است. درمقابل واکنش عاطفی و احساسی آدمی به امری منفی نیز به دو شکل غم واندوه و حزن درونی و گریه و مویه بیرونی خود را نشان می دهد.
● سرور، شادی پنهان
به نظر می رسد که بیش تر مردم وحتی بسیاری از محققان و پژوهشگران تفاوت های معناداری درواکنش های آدمی به شادی و خوشحالی (درمقابل سرور وفرح) قایل نیستند. (به نظر می رسد که انتخاب واژه خوشحالی در مقابل واژه عربی فرح و شادی در مقابل سرور انتخابی ازسر ناچاری است و شاید اگر عکس عمل می شد بهتر بود؛ زیرا در خوشحالی سخن از حال خوش است که بیانگر واکنش امری درونی است که درمقابل آن شادی قراردارد که امری بیرونی است به هرحال منظور تفاوت هایی است که میان دو مفهوم سرور و فرح در فرهنگ و ادبیات قرآنی است.) با آن که این تفاوت ها وجود دارد و از این برای هر یک حکم خاصی می توان بیان کرد و آثار خاصی نیز بر آن مترتب نمود.
واکنش های عواطف انسان
عواطف آدمی متاثر از امری بیرونی که از راه حواس درک می شود و یا درهنگام تفکر به چیزی و یا شهود امری درونی پدید می آید واکنش های دوگانه دارد که با توجه به واکنش های ظهوری و بروزی آن می توان به چهار دسته بخش کرد.
۱) غم و اندوه:
واکنش آدمی نسبت به امری که آن را تلقی به منفی می کند و از نظر احساسات و عواطف روحی و روانی درراستای خواسته ها و نیازهای کمالی خویش نمی یابد، غم واندوه و حزن است. غم و اندوه بیشتر بلکه در همه مواردم برخاسته از نگرش منفی نسبت به امری است که اتفاق افتاده و فقدان آن را به معنای نقصان و کمبود برای خود می یابد. حالت دیگری که دراین جا می توان تصور کرد مساله خوف و ترس است که نسبت به فقدان چیزی در آینده است که خود عامل تاثیرگذار بر روح و روان آدمی است. از این رو در آیات قرآنی درباره مومنان به عدم حضور حزن و اندوه و یا ترس و خوف اشاره شده و بیان گردیده است که مومنان واقعی در دنیا و آخرت مردمانی هستند که متاثر از جنبه های منفی نیستند و احساسات و عواطف خود را مدیریت و مهار و کنترل می کنند؛ زیرا بینش و نگرشی دارند که آنان را از متأثر شدن واقعی و غیرمهار شده باز می دارد؛ هر چند که به طور طبیعی واکنش های احساسی و عاطفی به عنوان انسان از خود بروز می دهند ولی به شکل پایداری نیست که از آن به حزن و اندوه و یا خوف یاد شود. خوف و حزن به حالتی از حالتی های احساسی و عاطفی گفته می شود که در آن عنصر پایداری وجود داشته باشد. اما اگر شخصی در برابر امری منفی واکنش طبیعی و احساسی به دو شکل درونی شده و یا بیرونی شده ابراز کند ولی از عنصر و مولفه های پایدار و دوام حالت و واکنش برخوردار نباشد نمی توان آن را به عنوان حزن و اندوه و یا خوف و ترس یاد کرد. بنابراین تنها زمانی سخن از اندوه و ترس به میان می آید که از عنصر پایداری و دوام حالت برخوردار باشد و این گونه است که خداوند درباره مومنان می فرماید: آنان اندوهی نسبت به گذشته و فقدان امری و یا حالت ترس نسبت به آینده و از دست دادن چیزی رنج نمی برند و این دو مسئله آرامش و آسایش آنان را به هم نمی زند.
۲) گریه و مویه:
واکنش احساسی و عاطفی شخص نسبت به هر امر منفی که به سبب فقدان آن یا ترس از فقدان آن در آینده به شکل بروز و ظهور احساسات در صورت و بدن و حرکات باشد، حالت دیگری است که می توان تصور کرد. اگر تأثر آدمی از امری احساسی و عاطفی به شکل هیجانی باشد بستگی به درجات تأثرپذیری فرد و عامل تأثیرگذار به دو شکل غم در چهره و صورت همانند تبسم و یا حرکات بدنی چون گریه و مویه بروز و ظهور می کند. من اصطلاح و نامی برای حالت ظاهری که تنها در چهره بدون حرکات بدنی باشد در زبان فارسی نیافتم و به همین اکتفا می شود که این حالت را غم ظاهری در چهره و اندوه شماریم. شاید واژه اندوه بهترین واژه برای این حالت و بیان آن باشد. اما در زبان فارسی به حرکاتی که برخاسته از تأثر شدید آدمی به غم و اندوه باشد واژگانی چون گریه و مویه و یا حالتی که برخی از آن به چمباتمه زدن یاد می کنند بهترین شکل توضیح مطلبی باشد که در این جا مراد و مقصود نویسنده است.
۳) سرور و خوشحالی (به نظر می رسد که واژه خوشحالی بتواند در برابر سرور قرار گیرد و شادی را در مقابل واژه عربی فرح قرار دهیم. بالاخره انتخاب واژگانی با خواننده است که بهترین را برگزیند و ما در این جا تنها به بیان حالت و توضیح و تشریح آن بسنده می کنیم):
گاه شخص متأثر از امری مثبت چون به دست آوردن چیزی و یا کشف و یافتن امری و یا قرار گرفتن در وضعیتی در حال و یا آینده واکنش هایی از خود بروز می دهد. این امر نیز همانند حالتی است که نسبت به امر منفی دارد. از این رو واکنش هایی طبیعی است که می تواند لحظه ای و زودگذر باشد که امری غیرکنترلی و به دور از دسترس بشر و مدیریت آن است. هر چند برخی با تلاش و کوشش کاری می کنند تا هر گونه احساسات خود را کنترل و مدیریت کنند و به شکلی بی احساس نشان می دهند و مردم ایشان را افرادی بی عاطفه و بی احساس می شمارند ولی این مسئله واقعیت ندارد؛ زیرا اینان تنها واکنش های خود را نسبت به امور جزیی مدیریت و مهار می کنند و درحقیقت احساسات شدیدی ندارند و کم تر حتی تحت تأثیر طبیعی و معمولی هستند با این همه این دسته از انسان ها نیز در هر حال در شداید و مشکلات و یا اموری که عواطف و احساسات را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد به طور طبیعی واکنش نشان می دهند. آن چه ما در کاربردهای واژگانی داریم نسبت به واکنش های پایدار و تا اندازه دایمی است. به این معنا که واژه سرور و خوشحالی برای واکنش مثبتی است که به نسبت پایدار می باشد. این شکلی از تأثر آدمی است که در درون خود احساس شعف و سرور می کند. قرآن در آیات بسیاری در ترسیم مومنان واقعی در دنیا و آخرت از سرور و خوشحالی آنان یاد می کند. درحقیقت خوشحالی و سرور از ویژگی های مومنان شمرده شده است.
۴) فرح و شادی:
فرح شکل بروزی و ظهوری شادی است که می تواند در چهره و یا حرکات بدنی باشد. شخص اگر تحت تأثیر امر مثبتی قرار گیرد نسبت به شدت و ضعف موثر واکنش هایی نشان می دهد که اگر تأثیر آن کم باشد به شکل تبسم و در حالت شدیدتر خنده و در صورتی که بسیار شدید باشد به شکل افراطی حرکات بدنی خود را نشان می دهد که در آیات قرآنی از آن به مرح یاد شده است. (مجمع البیان ج ۷ و ۸ ص ۸۷۲ و نیز روح المعانی ج ۱۳ جزء ۲۴ ص ۱۳۲) در برخی از آیات شادی افرادی که به دنبال دست یابی به سرمایه های مادی و آسایش و معیشت بسیار پدید می آید به عنوان بطر یاد شده است. راغب اصفهانی در مفردات ص ۱۲۹ بطر را به معنای نشاط و شادمانی بیش از اندازه دانسته است.
ناگفته نماند که واکنش های آدمی نسبت به امور تأثیرگذار در روان و احساسات و عواطف با توجه به اختلاف روحیات و احساسات هر یک مختلف و متفاوت است و شدت و ضعف دارد. برخی از امری به شدت متأثر می شوند درحالی که در دیگری تأثری را برنمی انگیزد و یا تأثر اندکی را به جا می گذارد. بنابراین در یکی موجب سرور و در دیگری فرح و در برخی حتی موجب رقص و حرکات بدنی به عنوان واکنش های غیرمدیریت شده می شود.
به نظر می رسد که در حوزه شادی و خوشحالی یعنی فرح و سرور می بایست به تفاوت های آن توجه کرد؛ زیرا برای هر یک حکم خاصی است. در این جا تنها به شادی و خوشحالی یعنی فرح و سرور پرداخته می شود تا دیدگاه قرآن از مسئله دانسته شود.
● اعتدال در ابراز احساسات و عواطف
نگرش قرآن به خوشحالی و سرور نگرشی مثبت است و احکامی که برای آن بیان می شود برخاسته از این واقعیت است که از نظر قرآن سرور امری مطلوب برای آدمی است و حتی به عنوان یکی از ویژگی های بهشتیان می کوشد تا این معنا را منتقل کند که سرور و خوشحالی امری مطلوب می باشد که مومنان می بایست از آن در دنیا نیز برخوردار باشند؛ زیرا خوشحالی بیان گر این معناست که شخص در حالت آرامش است و آرامش در سایه ایمان امری مطلوب است و خداوند ایمان را برای ایجاد خوشحالی و فرح اصلی اساسی می شمارد. به این معنا که خوشحالی یکی از بازتاب های ایمان به خداوند است و کسی که از ایمان واقعی برخوردار می باشد در حالتی از سرور و خوشحالی قرار دارد.
با این همه قرآن از مردم می خواهد که در بروز احساسات و عواطف خویش نسبت به امور مثبت کنترل و مدیریت احساسات را در اختیار گیرند. این بدان معناست که بیرون از حوزه واکنش های طبیعی و ناخواسته می توان کاری کرد که تسلط بیش تری بر احساسات و عواطف داشت و نگذاشت که واکنش های احساسی و عاطفی مدیریت عقل و هوش را از آدمی سلب کند. تأثرپذیری در حد و اندازه هایی مفید و سازنده است اما می بایست در حد اعتدال باشد.
خداوند در آیه ۷۵ سوره غافر خروج از اعتدال در بروز احساسات مثبت را نکوهش می کند و حتی آن را عاملی برای دوری از حق می شمارد. در این آیه فرح که به معنای ابراز احساسات به شکل خنده و حرکات بدنی است را امری نمی داند که بتوان به عنوان حالت دایمی مثبت ارزیابی کرد. اگر سرور به معنای خوشحالی امری خوب باشد که حتی در حالت چهره به شکل تبسم بروز کند مفید و در جلب اعتماد و گرایش مردمان سازنده و در افزایش کنش های ارتباطی مثبت موثر است چنان که پیامبر همواره با تبسم با مردمان رو به رو می شده است اما خنده و فرح امری مثبت تلقی نمی شود به ویژه اگر که بر پایه ناحق واموری باشد که در شکل تمسخر و استهزای دیگری باشد. برخی از مردم برای دست انداختن دیگری می خندند و خنده ها و فرح ایشان ریشه در امری باطل دارد. این گونه فرح و ابراز احساسات به دو جهت نادرست است؛ زیرا هم موجب می شود که شخص خود را از حالت طبیعی و هوشیاری بیرون برد و هم دیگری را دست اندازد. در حقیقت فرحی که ریشه در امر باطلی دارد از نظر اسلام و قرآن مذموم است از این امر بدتر و ناپسندتر مرح است که شکل افراطی فرح است و شخص مدیریت رفتار و حرکات خویش را در اختیار احساسات و عواطف می گذارد و به شکل افراطی شادی و سرور خویش را ابراز و اظهار می دارد.
افراط در شادی از نظر قرآن امری مذموم است به ویژه که این امر برخاسته از تصویری نادرست از جهان و مسایل شناختی باشد. بسیاری از مردم واکنش های نادرست در برابر نعمت ها از خود بروز می دهند و هنگامی که خداوند به ایشان نعمتی را ارزانی می دارد به سرعت تحت تاثیر آن قرار می گیرند و واکنش های عاطفی ایشان بیرون از مدیریت عقلی و هوشی است. این گونه است که شادی و خوشحالی ایشان همانند و غم واندوه آنان حالت طبیعی ندارد. وقتی به چیزی می رسند در پوست نمی گنجند و هنگامی که چیزی را از دست می دهند به زمین و زمان ناسزا می گویند و کفر و ناسپاسی می ورزند. (هود آیه ۹ و ۱۰ و نیز شوری آیه ۴۸)
● آثار افراط در شادی
چنان که گفته شد شادی بروز و ظهور خوشحالی و سرور درونی است که به شکل هایی چون تبسم و خنده و نیز قهقهه و حرکات بدنی که از این دو حالت اخیر به فرح و مرح یاد می شود خود را نشان می دهد. قرآن برای فرح و مرح آثاری چند را بیان می کند که می توان به شرک به خدا (غافر آیه ۷۳ و ۷۵) غفلت از خدا و تاثیرگذاری آن در امور و مسایل هستی و ربوبیت و مدیریت وی (همان) گمراهی و ضلالت (همان) و در نتیجه هلاکت و نابودی (قصص آیه ۵۸) اشاره کرد.
ریشه این گونه افراط در شادی را می بایست در روحیه فخرفروشی (لقمان آیه ۱۸) و تکبر و غرور (همان) جست و جو کرد.
● حکم مرح و بطر و فرح
آیات قرآنی شادی که به شکل های افراطی فرح البته به غیر حق یا بطر و مرح باشد امری مذموم و ناپسند می شمارد و از خروج مستانه مومنان حتی به سوی جهاد و جنگ نهی و باز می دارد. به این معنا که حتی اعمالی که خداپسندانه است نمی بایست آدمی را از حالت اعتدال بیرون برد و هر امری می بایست در دایره عقل و هوش مدیریت شود. به این معنا که اگر آدمی حتی در امور دینی و عمل به اعمال عبادی چون جهاد که مرگ را با خود همراه دارد از حالت اعتدال و تعادل بیرون رود امری مذموم است و خداوند به حکم فقهی از آن نهی نموده است؛ زیرا انسان نمی بایست مدیریت زندگی و رفتار خویش را به احساسات و عواطف بسپارد و می بایست همواره با عقل و هوش خویش احساسات را مهار و مدیریت نماید. (انفال آیه ۴۵ و۴۷ و از این روست که هرگونه افراط و زیاده روی در شادی که به شکل فرح و مرح و بطر است امری مذموم و ناپسند اخلاقی شمرده شده است و در آیات ۳۷ و ۳۸ سوره اسراء و نیز ۱۸ لقمان از آن بازداشته است.
● عوامل سرور و خوشحالی مومنان
مومنان واقعی همواره در خوشحالی و سرور هستند و آن را به شکل تبسم و نشاط نشان می دهند. علت این امر را می بایست در اموری چون اخلاص ایشان در امور و کارها و توحید محض دانست (انسان آیات ۵ تا ۱۱) خداترسی (همان) ایمان به حسابرسی آسان در قیامت و روز رستاخیز (انشقاق آیه ۷ و۹) عقیده به روز قیامت و پاداش بهشت و به روزی (حاقه آیه ۱۹ تا ۲۴ و نیز انسان آیه ۱۰ و ۱۱) که برخاسته از روحیه ایثارگری (انسان آیات ۵ تا ۱۱) و انفاق و اطعام به نیازمندان (همان) و شهادت طلبی (توبه آیه ۱۱۱) و اعمال نیک و صالح (غاشیه آیه ۸ و ۹) است موجب می شود تا سرور و خوشحالی همه وجود ایشان را در برگیرد و هرگز حزن و اندوهی برگذشته و خوف و ترسی از آینده نداشته باشند.
آنان به سبب این که به تقدیر الهی در همه امور (حدید آیات ۲۲ و ۲۳) و حتی رزق و روزی (روم آیه ۳۶ و ۳۷) ایمان واقعی دارند و بر این باورند که خداوند مالک مطلق زمین و آسمان است (شورا آیه ۴۸ و ۴۹) بر هر تنگدستی و مصیبتی صبر می کنند (هود آیه ۱۰ و ۱۱) و همواره بر عمل صالح و نیک تاکید می کنند (همان) و این گونه است که برخوردار از آرامش روحی و روانی هستند.

عبدالله صدری

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

نگرشی قرآنی به عوامل انتقال از جهان


نگرشی قرآنی به عوامل انتقال از جهان
انسان ها در برخورد با اموری كه برایشان ناشناخته است، تفسیر و برداشت های متفاوتی ارائه می دهند. گاه این تفاوت ها، ریشه در محیط اجتماعی و حتّی طبقاتی فرد دارد; گاهی یك چیز در جوامع متفاوتی، چیزی هایی متفاوت انگاشته می شود. در ضمن، واكنش های متفاوت نیز در هنگام بروز این چیزها از سوی افراد جوامع مختلف رخ می دهد. این واكنش های عاطفی چون عشق، هراس و خشم، گستره وسیع و متضاد و حتی متناقضی را باز می نماید.
البتّه چنین عواطفی به دلایل مشخص و قابل فهمی بروز می كند به گونه ای اگر كسی موقعیت و یا زمینه های معیّن بروز آن را بداند، در می یابد كه چرا این عواطف احساس می شوند و رخ می دهند; ولی مشكل فهم عاطفه این است كه به هیچ وجه پیدا نیست كه چرا برای افراد مختلف عاطفه های متفاوت رخ می دهد، چنانچه موقعیت و چیزهایی كه این عاطفه ها را بر می انگیزد نیز روشن نیست.
به نظر می رسد كه نوع اعتقاد و پیش زمینه های فرهنگی در تفاوت واكنش ها مؤثر هستند; چنانچه یك نام، یك زمان و یك مكان برای مردمی كه در یك زمینه فرهنگی خاص زندگی می كنند دارای قدرت و اقتدار است و برای مردمی دیگر، هیچ گونه تأثیر مثبت یا منفی در بر ندارد; به این معنا كه واكنش های عاطفی و یا تفاوت در واكنش ها برخاسته از یك رشته باور داشت ها و تأثیرهای محیطی، اجتماعی، فرهنگی و حتی طبقاتی است. بنابر این نمی توان عامل آن را یك «عامل شناختی» دانست. در حقیقت این عواطف واكنش ها و ریشه در امور و عواملی دارد كه به معنایی، شناخته شده و به معنای دیگر، ناشناخته اند. از آن رو ناشناخته است كه یك عامل، شناخته و مشخصی نیست و از آن و شناخته شده است كه ریشه در عوامل چندی كه مشخص هستند، دارند. این ابهام را نمی توان بدون توجّه به مورد از سر وا كرد و به حكم كلی در آن بسنده نمود; از این جا می توان به این مطلب رسید كه چرا برخورد انسان با امور ناشناخته دارای واكنش ها، تفسیرها و برداشت های متفاوت است; و حتی یك چیز در جوامع فرهنگی مختلف، تفاوت های عاطفی، كنشی و واكنشی بر می انگیزد; بنابر این نمی توان زمینه های فرهنگی، شخصی، اجتماعی و مانند آن را در تفسیرها و واكنش ها نادیده گرفت.
بسیاری از افراد كه با چیزهای ناشناخته برخورد می كنند، تفسیرهای متفاوتی به دست می دهند. شاید قضیه به این صورت باشد كه افرادی تجربه ها، عواطف و احساسات معینی را به حضور خدا یا جن یا فرشتگان تفسیر می كنند، چون چنین آمادگی فرهنگی و روانی در آنان وجود دارد، چنان چه كسانی كه مفهوم الهی یا جن و فرشتگان را رد می كنند، ممكن است آن را به شیوه متفاوتی تفسیر كنند.
به سخنی دیگر، آدم ها در توضیح تجربه های غیر عادی شان به اندیشه ها و باور داشت هایی توسل می جویند كه برای آن ها آشنا و تا اندازه ای معتبر باشد; آن ها حتی ممكن است كه به خاطر فقدان هر گونه تفسیر معتبر دیگر، ناچار به توسل به یك چنین اندیشه ها و نتیجه گیری هایی شوند، قضیه ای كه شاید مایه شگفتی خود آنها نیز باشد.
واكنش های عاطفی چون عشق، هراس و خشم، واكنشی طبیعی است، حتی اگر این واكنش نسبت به یك چیز معین باشد; چون تفاوت واكنش ها، ریشه در تفاوت هایی دارد كه بیان شد. مرگ، یك واقعیت انكارناپذیر و ناگریز است. تفاوت واكنشی افراد با این واقعیت، برخاسته از تفاوت هایی شخصی، اجتماعی، فرهنگی و مانند آن است. واكنش طبیعی بسیاری از افراد در قبال آن، چیزی جز هراس نیست. وقتی مرگی پیش می آید، هراس ها و عواطف نیرومندی در نزدیكان شخص مرده پدید می آورد; چون هر مرگی روابط را از هم می گسلد و الگوی معمولی زندگی آدم ها را درهم می شكند و بنیادهای اخلاقی جامعه را به لرزه در می آورد. بسیاری از سوگواران گرایش دارند كه خود را تسلیم نومیدی كنند، وظایف شان را نادیده گیرند و به شیوه ای رفتار كنند كه برای خودشان و دیگران زیانبار است.
واكنش برخی دیگر به گونه ای بسیار متفاوت است. آنان نه تنها از مرگ نمی هراسند، بلكه به جای هراس بدان عشق میورزند و آن را شیرین تر از عسل و هر چیز گوارای دیگری می بینند. بسیاری از اهل یقین از متدینان به خدا و جهان واپسین چنین واكنشی از خود نشان و بروز می دهند. از نظر قرآن مرگ دروازه انتقال از جهان ناپایدار به جهانی پایدار، از سعادتی شكننده به سعادت جاودانه است.
● مرگ در نگرش قرآنی
مرگ در منطق قرآنی به معنای فنا و نابودی نیست بلكه دریچه ای به سوی جهان جاودانگی و بقاست. حقیقت مرگ چون حقیقت حیات و زندگی از اسرار هستی است به گونه ای كه حقیقت آن تا كنون بر كسی روشن شده نشده است. بلكه آن چه ما از حقیقت آن می شناسیم تنها آثار آن است.
آن چه از قرآن بر می آید آن است كه مرگ یك امر عدمی و به معنای فنا و نیستی نیست بلكه یك امر وجودی است. یك انتقال و عبور از جهان به جهان دیگر است، از این رو بسیاری از آیات قرآن از مرگ به توفّی تعبیر كرده اند كه به معنای باز گرفتن و دریافت روح از تن است.
خداوند در بیان این امر وجودی می فرماید: الَّذی خَلَقَ المَوتَ والحَیوهٔ خداوندی كه مرگ و زندگی را آفرید. در این جا خداوند، مرگ را همانند زندگی یك آفریده از آفریده های خویش بیان می دارد. چون اگر مرگ امری عدمی بود مخلوق و آفریده به شمار نمی آمد و خلقت هیچ گاه جز به «امور وجودی» تعلق نمی گیرد.
به هر حال مرگ از مخلوقات و امر وجودی و دریچه ای است به سوی زندگی دیگر، در سطحی بسیار وسیع تر و آمیخته با ابدیت; خداوند می فرماید: ولئن مُتُّم اَو قُتِلتُم لاَِلَی اللّهِ تُحشَرون اگر بمیرید و یا كشته (شهید) شوید به سوی خدا باز می گردید.
در حقیقت مرگ پایان راه نیست بلكه آغاز راهی است كه بدان به جهان های دیگر منتقل می شوید; و این جهان با همه عظمتش تنها مقدمه ای برای جهان های گسترده تر و فراخ تر، جاودانی و ابدی است. و به سخنی دیگر مرگ نه تنها موجب نمی شود تا زندگی، پوچ و بیهوده جلوه كند بلكه به زندگی این جهانی معنا و مفهوم می بخشد و از كار كردهای مرگ می توان معنا بخشی به زندگی دنیایی دانست; چون مرگ است كه آفرینش هستی را از بیهودگی خارج می سازد و بدان جهت، معنا و مفهوم می بخشد.
● سبب ترس از مرگ
بی گمان واكنش طبیعی انسان در برابر ناشناخته ای چون مرگ، ترس و هراس است. ریشه ترس را می توان در این جست كه مرگ را پایان، فنا و نیستی تصور می كنند و انسان به طور طبیعی و ذاتی گرایش به بقا و جاودانگی دارد و از نیستی و نابودی می گریزد. در قرآن آمده است كه ابلیس با بهره گیری از همین عامل، آدم را وسوسه كرد تا نافرمانی خداوند كرده و از میوه درخت ممنوعه بخورد; ابلیس به آدم می گوید: قالَ یــادَمُ هَل اَدُلُّكَ عَلی شَجَرَهِٔ الخُلدِ ومُلك لا یَبلی گفت ای آدم! آیا تو را به درخت جاودانگی و حكومت و ملك نافرسودنی راهنمایی نكنم؟
بنابر این وحشت و هراس انسان از فنا و نیستی، امری طبیعی و واكنشی عادی است. بنابر این از «مرگ» به جهت آن كه در باورش پایان كار و عامل نیستی و نابودی اوست، می هراسد و از آن می گریزد. بسیاری از مردم مرگ را به معنای فنا و نیستی تفسیر می كنند، و بدیهی است كه انسان از فنا و نیستی وحشت و هراس دارد. اگر انسان مرگ را به این معنا تفسیر كند، به طور یقین از آن گریزان خواهد بود و همین امر عاملی برای اضطراب و عدم آرامش او در طول زندگی خواهد بود و حتی در بهترین حالات زندگی و در اوج پیروزی و سعادت دنیوی و خوشبختی، اندیشه و تصور این مطلب كه روزی این زندگی به پایان خواهد رسید، شهد زندگی را در كام او زهر می كند و همواره در نگرانی و اضطراب به سر می برد.
البتّه چنین نیست كه همه كسانی كه به مرگ به عنوان پل و دروازه و عامل انتقال به هستی و سرای دیگر می نگرند، در آرامش بوده و از مرگ استقبال نمایند، چون افرادی كه آن را مقدمه ای برای ورود به جهان وسیع تر، عالی تر و حیاتی جاودان می نگرند به خاطر اعمال و خلاف كاری های خویش از مرگ وحشت دارند، زیرا بر این باورند كه پس از مرگ وارد جهانی می شوند كه وضعیت زندگی ایشان در آن چیزی جز تجسّم اعمال دنیایی ایشان نخواهد بود، اعمالی كه آنان را از سعادت ابدی دور می كند. بنابر این برای فرار از محاسبه و كیفر الهی گرایش به گریز از مرگ دارند.
اعتقاد به عالم پس از مرگ و بقای آثار اعمال و جاودانگی كارها تأثیر مهمی در رفتار و كنش و واكنش انسانی برجای می گذارد; و به عنوان یك عامل مؤثر در ترغیب و تشویق انسان به نیكی ها و مبارزه با زشتی ها به شمار می آید.
اثراتی كه ایمان به زندگی پس از مرگ می تواند در اصلاح افراد فاسد و تشویق افراد فداكار و مجاهد بگذارد به مراتب از هر عامل دیگری بیش تر است; چنان چه عدم ایمان به آن و یا فراموشی مرگ و جهان دیگر، سرچشمه بسیاری از گناهان و رفتارهای زشت و ناپسند است. خداوند می فرماید: فَذوقوا بِما نَسیتُم لِقاءَ یَومِكُم هـذا آتش دوزخ را بچشید به خاطر آن كه دیدار امروز را فراموش كردید.
امّا اگر انسان بپذیرد كه مرگ عامل انتقال به جهان دیگر است و یا آن را فراموش نكند بلكه همواره مرگ را حاضر داشته باشد و «حضور» مرگ، حضوری شهودی باشد; آن گاه حماسه های جاویدانی را رقم خواهد زد. حماسه هایی كه یك انسان باورمند پدید می آورد، حماسه های جاویدانی چون حماسه حسینی است. سربازی كه منطقش این است كه: قُل هَل تَرَبَّصونَ بِنا اِلآَّ اِحدَی الحُسنَیَینِ بگو شما دشمنان درباره ما چه می اندیشید؟ جز رسیدن به یكی از دو خیر، سعادت و افتخار، یا پیروزی بر شما یا رسیدن به لقاء اللّه و افتخار شهادت، قطعاً چنین سربازی شكست ناپذیر در عرصه زندگی، جهاد، تلاش و سایر عرصه ها است.
مرگ در عقیده باورمندان و شاهدان نه تنها زیبا نیست بلكه دریچه ای به جهانی بزرگ، شكستن قفس و آزاد شدن روح انسان، گشودن بندها و قیدها و رسیدن به آزادی مطلق است، طبیعی است كه باورمندان و شاهدان نه تنها از مرگ و شهادت در راه هدف ترس و وحشتی ندارند بلكه از مرگ به عنوان عامل جاودانگی، ابدیت و «عَلی شَجَرَهِٔ الخُلدِ ومُلك لا یَبلی» استقبال می كنند و می گویند: واللّه لابن ابی طالب آنس بالموت من الطفل بثدی امّه به خدا سوگند فرزند ابی طالب علاقه اش به مرگ بیشتر از كودك شیرخوار به پستان مادرش است. و ضربه ای را كه باعث انتقال و لقاء اللّه می شود، ضربه رستگاری می بیند: فزت و ربّ الكعبه; به خدای كعبه رستگار شدم.
چون «مرگ برای مؤمن همانند كندن جامه چركین و پر از حشرات و جانوران موذی، گشودن بند و زنجیرهای سنگین و تبدیل آن به جامه های فاخر، لباس های خوشبو و مركب های راهوار و خانه های مناسب است ]امام سجاد(ع) [و یا همانند خوابی است كه هر شب به سراغ آدمی می آید جز آن كه زمان طولانی تری در خواب مرگ است».
امام حسین(ع) می فرماید: صبراً بنی الكرام فما الموت إلاّ قنطرهٔ تعبر بكم من البؤس و الضراء الی الجنان الواسعهٔ و النعیم الدائمهٔ فأیّكم یكره أن ینتقل من سجن الی قصر و ما هو لأعدائكم إلاّ كمن ینتقل من قصر الی سجن و عذاب; ان أبی حدّثنی عن رسول اللّه(ص) ان الدنیا سجن المؤمن و جنهٔ الكافر و الموت جسر هؤلاء الی جنانهم و جسر هؤلاء الی جحیمهم ; شكیبایی كنید ای فرزندان مردان بزرگوار! مرگ تنها پلی است كه شما را از ناراحتی ها و رنج ها به باغ های وسیع بهشت و نعمت های جاودان منتقل می كند، كدام یك از شما از انتقال یافتن از زندان به كاخ ناراحت هستید؟ و امّا نسبت به دشمنان شما همانند این است كه شخصی را از كاخی به زندان و عذاب منتقل كنند. پدرم از رسول خدا(ص) نقل فرمود كه دنیا زندان مؤمن و بهشت كافر است; مرگ پل آن ها به باغ های بهشت و پل این ها به دوزخ و جهنم است.
و در حدیث است كه در عاشورا، هر قدر حلقه محاصره دشمن تنگ تر و فشار بیشتر می شد، چهره های عاشورائیان حسینی بر افروخته تر و شكوفاتر می شد و حتی پیر مردان اصحاب و یارانش صبح عاشورا خندان بودند و وقتی از آن ها پرسش می شد چرا؟ می گفتند: برای این كه ساعاتی دیگر شربت شهادت و حورالعین را در آغوش می گیریم .

وبگردی
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    کرم دورنگ یا باواروا
    نوع مقدار شیر ۲ پیمانه زرده تخم مرغ ۶ عدد پودر ژلاتین ۶ قاشق مرباخوری شکر ۱ لیوان خامه ۳۰۰ گرم وانیل کمی آب جوش ۱ قاشق غذاخوری کاکائو ۱ قاشق غذاخوری شیر را روی حرارت می جوشانیم …