دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

نگرش قرآن به شادی و سرور


نگرش قرآن به شادی و سرور
انسان موجودی است که نسبت به تحولات و حوادث محیطی خویش واکنش نشان می دهد.
واکنشهای انسان درهنگام برخورد با عواملی که برایش مثبت تلقی شود به صورت شادی و خوشحالی و هنگامی که در برابر مشکلی یا حادثه ای ناگوار قرارگیرد به شکل گریه و اندوه نمایان می شود.
نویسنده مقاله کوشیده است که به بررسی اجمالی سرور و شادی و لزوم اعتدال درآن بپردازد.
اینک مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:
سرور به معنای شادی، آثار و فرح به معنای خوشحالی دو واکنش عاطفی و هیجانی بشر نسبت به اموری است که در او تاثری را برانگیخته است. به این معنا که انسان نسبت به امور و مسایل درونی و بیرونی پس ازشناختی حتی اجمالی از راه حواس و یا تفکر و یا شهود، واکنش هایی را بروز می دهد که از آن میان می توان به واکنش های درونی و عاطفی غم واندوه و در مقابل شادی و سرور و یا واکنش های هیجانی بیرونی چون گریه و یا خنده و تبسم اشاره کرد.
بنابر این واکنش هایی چون تبسم و خنده که بیانگر بروز و ظهور هیجانی تاثر عاطفی انسان است همان خوشحالی و فرح است گاه در حالتی باطنی از آن به سرور و شادی یاد می کنند.
به سخن دیگر به نظر می رسد که انسان هنگامی که تحت تاثیر عاطفی امری مثبت قرار می گیرد در درون و باطن خویش نوعی واکنش مثبت نشان می دهد و عواطف و احساسات وی متاثر از آن می شود که از آن به سرور و شادی درونی یاد می شود که بروز و ظهور آن به شکل هیجانی خنده و تبسم همان خوشحالی و فرح است. درمقابل واکنش عاطفی و احساسی آدمی به امری منفی نیز به دو شکل غم واندوه و حزن درونی و گریه و مویه بیرونی خود را نشان می دهد.
● سرور، شادی پنهان
به نظر می رسد که بیش تر مردم وحتی بسیاری از محققان و پژوهشگران تفاوت های معناداری درواکنش های آدمی به شادی و خوشحالی (درمقابل سرور وفرح) قایل نیستند. (به نظر می رسد که انتخاب واژه خوشحالی در مقابل واژه عربی فرح و شادی در مقابل سرور انتخابی ازسر ناچاری است و شاید اگر عکس عمل می شد بهتر بود؛ زیرا در خوشحالی سخن از حال خوش است که بیانگر واکنش امری درونی است که درمقابل آن شادی قراردارد که امری بیرونی است به هرحال منظور تفاوت هایی است که میان دو مفهوم سرور و فرح در فرهنگ و ادبیات قرآنی است.) با آن که این تفاوت ها وجود دارد و از این برای هر یک حکم خاصی می توان بیان کرد و آثار خاصی نیز بر آن مترتب نمود.
واکنش های عواطف انسان
عواطف آدمی متاثر از امری بیرونی که از راه حواس درک می شود و یا درهنگام تفکر به چیزی و یا شهود امری درونی پدید می آید واکنش های دوگانه دارد که با توجه به واکنش های ظهوری و بروزی آن می توان به چهار دسته بخش کرد.
۱) غم و اندوه:
واکنش آدمی نسبت به امری که آن را تلقی به منفی می کند و از نظر احساسات و عواطف روحی و روانی درراستای خواسته ها و نیازهای کمالی خویش نمی یابد، غم واندوه و حزن است. غم و اندوه بیشتر بلکه در همه مواردم برخاسته از نگرش منفی نسبت به امری است که اتفاق افتاده و فقدان آن را به معنای نقصان و کمبود برای خود می یابد. حالت دیگری که دراین جا می توان تصور کرد مساله خوف و ترس است که نسبت به فقدان چیزی در آینده است که خود عامل تاثیرگذار بر روح و روان آدمی است. از این رو در آیات قرآنی درباره مومنان به عدم حضور حزن و اندوه و یا ترس و خوف اشاره شده و بیان گردیده است که مومنان واقعی در دنیا و آخرت مردمانی هستند که متاثر از جنبه های منفی نیستند و احساسات و عواطف خود را مدیریت و مهار و کنترل می کنند؛ زیرا بینش و نگرشی دارند که آنان را از متأثر شدن واقعی و غیرمهار شده باز می دارد؛ هر چند که به طور طبیعی واکنش های احساسی و عاطفی به عنوان انسان از خود بروز می دهند ولی به شکل پایداری نیست که از آن به حزن و اندوه و یا خوف یاد شود. خوف و حزن به حالتی از حالتی های احساسی و عاطفی گفته می شود که در آن عنصر پایداری وجود داشته باشد. اما اگر شخصی در برابر امری منفی واکنش طبیعی و احساسی به دو شکل درونی شده و یا بیرونی شده ابراز کند ولی از عنصر و مولفه های پایدار و دوام حالت و واکنش برخوردار نباشد نمی توان آن را به عنوان حزن و اندوه و یا خوف و ترس یاد کرد. بنابراین تنها زمانی سخن از اندوه و ترس به میان می آید که از عنصر پایداری و دوام حالت برخوردار باشد و این گونه است که خداوند درباره مومنان می فرماید: آنان اندوهی نسبت به گذشته و فقدان امری و یا حالت ترس نسبت به آینده و از دست دادن چیزی رنج نمی برند و این دو مسئله آرامش و آسایش آنان را به هم نمی زند.
۲) گریه و مویه:
واکنش احساسی و عاطفی شخص نسبت به هر امر منفی که به سبب فقدان آن یا ترس از فقدان آن در آینده به شکل بروز و ظهور احساسات در صورت و بدن و حرکات باشد، حالت دیگری است که می توان تصور کرد. اگر تأثر آدمی از امری احساسی و عاطفی به شکل هیجانی باشد بستگی به درجات تأثرپذیری فرد و عامل تأثیرگذار به دو شکل غم در چهره و صورت همانند تبسم و یا حرکات بدنی چون گریه و مویه بروز و ظهور می کند. من اصطلاح و نامی برای حالت ظاهری که تنها در چهره بدون حرکات بدنی باشد در زبان فارسی نیافتم و به همین اکتفا می شود که این حالت را غم ظاهری در چهره و اندوه شماریم. شاید واژه اندوه بهترین واژه برای این حالت و بیان آن باشد. اما در زبان فارسی به حرکاتی که برخاسته از تأثر شدید آدمی به غم و اندوه باشد واژگانی چون گریه و مویه و یا حالتی که برخی از آن به چمباتمه زدن یاد می کنند بهترین شکل توضیح مطلبی باشد که در این جا مراد و مقصود نویسنده است.
۳) سرور و خوشحالی (به نظر می رسد که واژه خوشحالی بتواند در برابر سرور قرار گیرد و شادی را در مقابل واژه عربی فرح قرار دهیم. بالاخره انتخاب واژگانی با خواننده است که بهترین را برگزیند و ما در این جا تنها به بیان حالت و توضیح و تشریح آن بسنده می کنیم):
گاه شخص متأثر از امری مثبت چون به دست آوردن چیزی و یا کشف و یافتن امری و یا قرار گرفتن در وضعیتی در حال و یا آینده واکنش هایی از خود بروز می دهد. این امر نیز همانند حالتی است که نسبت به امر منفی دارد. از این رو واکنش هایی طبیعی است که می تواند لحظه ای و زودگذر باشد که امری غیرکنترلی و به دور از دسترس بشر و مدیریت آن است. هر چند برخی با تلاش و کوشش کاری می کنند تا هر گونه احساسات خود را کنترل و مدیریت کنند و به شکلی بی احساس نشان می دهند و مردم ایشان را افرادی بی عاطفه و بی احساس می شمارند ولی این مسئله واقعیت ندارد؛ زیرا اینان تنها واکنش های خود را نسبت به امور جزیی مدیریت و مهار می کنند و درحقیقت احساسات شدیدی ندارند و کم تر حتی تحت تأثیر طبیعی و معمولی هستند با این همه این دسته از انسان ها نیز در هر حال در شداید و مشکلات و یا اموری که عواطف و احساسات را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد به طور طبیعی واکنش نشان می دهند. آن چه ما در کاربردهای واژگانی داریم نسبت به واکنش های پایدار و تا اندازه دایمی است. به این معنا که واژه سرور و خوشحالی برای واکنش مثبتی است که به نسبت پایدار می باشد. این شکلی از تأثر آدمی است که در درون خود احساس شعف و سرور می کند. قرآن در آیات بسیاری در ترسیم مومنان واقعی در دنیا و آخرت از سرور و خوشحالی آنان یاد می کند. درحقیقت خوشحالی و سرور از ویژگی های مومنان شمرده شده است.
۴) فرح و شادی:
فرح شکل بروزی و ظهوری شادی است که می تواند در چهره و یا حرکات بدنی باشد. شخص اگر تحت تأثیر امر مثبتی قرار گیرد نسبت به شدت و ضعف موثر واکنش هایی نشان می دهد که اگر تأثیر آن کم باشد به شکل تبسم و در حالت شدیدتر خنده و در صورتی که بسیار شدید باشد به شکل افراطی حرکات بدنی خود را نشان می دهد که در آیات قرآنی از آن به مرح یاد شده است. (مجمع البیان ج ۷ و ۸ ص ۸۷۲ و نیز روح المعانی ج ۱۳ جزء ۲۴ ص ۱۳۲) در برخی از آیات شادی افرادی که به دنبال دست یابی به سرمایه های مادی و آسایش و معیشت بسیار پدید می آید به عنوان بطر یاد شده است. راغب اصفهانی در مفردات ص ۱۲۹ بطر را به معنای نشاط و شادمانی بیش از اندازه دانسته است.
ناگفته نماند که واکنش های آدمی نسبت به امور تأثیرگذار در روان و احساسات و عواطف با توجه به اختلاف روحیات و احساسات هر یک مختلف و متفاوت است و شدت و ضعف دارد. برخی از امری به شدت متأثر می شوند درحالی که در دیگری تأثری را برنمی انگیزد و یا تأثر اندکی را به جا می گذارد. بنابراین در یکی موجب سرور و در دیگری فرح و در برخی حتی موجب رقص و حرکات بدنی به عنوان واکنش های غیرمدیریت شده می شود.
به نظر می رسد که در حوزه شادی و خوشحالی یعنی فرح و سرور می بایست به تفاوت های آن توجه کرد؛ زیرا برای هر یک حکم خاصی است. در این جا تنها به شادی و خوشحالی یعنی فرح و سرور پرداخته می شود تا دیدگاه قرآن از مسئله دانسته شود.
● اعتدال در ابراز احساسات و عواطف
نگرش قرآن به خوشحالی و سرور نگرشی مثبت است و احکامی که برای آن بیان می شود برخاسته از این واقعیت است که از نظر قرآن سرور امری مطلوب برای آدمی است و حتی به عنوان یکی از ویژگی های بهشتیان می کوشد تا این معنا را منتقل کند که سرور و خوشحالی امری مطلوب می باشد که مومنان می بایست از آن در دنیا نیز برخوردار باشند؛ زیرا خوشحالی بیان گر این معناست که شخص در حالت آرامش است و آرامش در سایه ایمان امری مطلوب است و خداوند ایمان را برای ایجاد خوشحالی و فرح اصلی اساسی می شمارد. به این معنا که خوشحالی یکی از بازتاب های ایمان به خداوند است و کسی که از ایمان واقعی برخوردار می باشد در حالتی از سرور و خوشحالی قرار دارد.
با این همه قرآن از مردم می خواهد که در بروز احساسات و عواطف خویش نسبت به امور مثبت کنترل و مدیریت احساسات را در اختیار گیرند. این بدان معناست که بیرون از حوزه واکنش های طبیعی و ناخواسته می توان کاری کرد که تسلط بیش تری بر احساسات و عواطف داشت و نگذاشت که واکنش های احساسی و عاطفی مدیریت عقل و هوش را از آدمی سلب کند. تأثرپذیری در حد و اندازه هایی مفید و سازنده است اما می بایست در حد اعتدال باشد.
خداوند در آیه ۷۵ سوره غافر خروج از اعتدال در بروز احساسات مثبت را نکوهش می کند و حتی آن را عاملی برای دوری از حق می شمارد. در این آیه فرح که به معنای ابراز احساسات به شکل خنده و حرکات بدنی است را امری نمی داند که بتوان به عنوان حالت دایمی مثبت ارزیابی کرد. اگر سرور به معنای خوشحالی امری خوب باشد که حتی در حالت چهره به شکل تبسم بروز کند مفید و در جلب اعتماد و گرایش مردمان سازنده و در افزایش کنش های ارتباطی مثبت موثر است چنان که پیامبر همواره با تبسم با مردمان رو به رو می شده است اما خنده و فرح امری مثبت تلقی نمی شود به ویژه اگر که بر پایه ناحق واموری باشد که در شکل تمسخر و استهزای دیگری باشد. برخی از مردم برای دست انداختن دیگری می خندند و خنده ها و فرح ایشان ریشه در امری باطل دارد. این گونه فرح و ابراز احساسات به دو جهت نادرست است؛ زیرا هم موجب می شود که شخص خود را از حالت طبیعی و هوشیاری بیرون برد و هم دیگری را دست اندازد. در حقیقت فرحی که ریشه در امر باطلی دارد از نظر اسلام و قرآن مذموم است از این امر بدتر و ناپسندتر مرح است که شکل افراطی فرح است و شخص مدیریت رفتار و حرکات خویش را در اختیار احساسات و عواطف می گذارد و به شکل افراطی شادی و سرور خویش را ابراز و اظهار می دارد.
افراط در شادی از نظر قرآن امری مذموم است به ویژه که این امر برخاسته از تصویری نادرست از جهان و مسایل شناختی باشد. بسیاری از مردم واکنش های نادرست در برابر نعمت ها از خود بروز می دهند و هنگامی که خداوند به ایشان نعمتی را ارزانی می دارد به سرعت تحت تاثیر آن قرار می گیرند و واکنش های عاطفی ایشان بیرون از مدیریت عقلی و هوشی است. این گونه است که شادی و خوشحالی ایشان همانند و غم واندوه آنان حالت طبیعی ندارد. وقتی به چیزی می رسند در پوست نمی گنجند و هنگامی که چیزی را از دست می دهند به زمین و زمان ناسزا می گویند و کفر و ناسپاسی می ورزند. (هود آیه ۹ و ۱۰ و نیز شوری آیه ۴۸)
● آثار افراط در شادی
چنان که گفته شد شادی بروز و ظهور خوشحالی و سرور درونی است که به شکل هایی چون تبسم و خنده و نیز قهقهه و حرکات بدنی که از این دو حالت اخیر به فرح و مرح یاد می شود خود را نشان می دهد. قرآن برای فرح و مرح آثاری چند را بیان می کند که می توان به شرک به خدا (غافر آیه ۷۳ و ۷۵) غفلت از خدا و تاثیرگذاری آن در امور و مسایل هستی و ربوبیت و مدیریت وی (همان) گمراهی و ضلالت (همان) و در نتیجه هلاکت و نابودی (قصص آیه ۵۸) اشاره کرد.
ریشه این گونه افراط در شادی را می بایست در روحیه فخرفروشی (لقمان آیه ۱۸) و تکبر و غرور (همان) جست و جو کرد.
● حکم مرح و بطر و فرح
آیات قرآنی شادی که به شکل های افراطی فرح البته به غیر حق یا بطر و مرح باشد امری مذموم و ناپسند می شمارد و از خروج مستانه مومنان حتی به سوی جهاد و جنگ نهی و باز می دارد. به این معنا که حتی اعمالی که خداپسندانه است نمی بایست آدمی را از حالت اعتدال بیرون برد و هر امری می بایست در دایره عقل و هوش مدیریت شود. به این معنا که اگر آدمی حتی در امور دینی و عمل به اعمال عبادی چون جهاد که مرگ را با خود همراه دارد از حالت اعتدال و تعادل بیرون رود امری مذموم است و خداوند به حکم فقهی از آن نهی نموده است؛ زیرا انسان نمی بایست مدیریت زندگی و رفتار خویش را به احساسات و عواطف بسپارد و می بایست همواره با عقل و هوش خویش احساسات را مهار و مدیریت نماید. (انفال آیه ۴۵ و۴۷ و از این روست که هرگونه افراط و زیاده روی در شادی که به شکل فرح و مرح و بطر است امری مذموم و ناپسند اخلاقی شمرده شده است و در آیات ۳۷ و ۳۸ سوره اسراء و نیز ۱۸ لقمان از آن بازداشته است.
● عوامل سرور و خوشحالی مومنان
مومنان واقعی همواره در خوشحالی و سرور هستند و آن را به شکل تبسم و نشاط نشان می دهند. علت این امر را می بایست در اموری چون اخلاص ایشان در امور و کارها و توحید محض دانست (انسان آیات ۵ تا ۱۱) خداترسی (همان) ایمان به حسابرسی آسان در قیامت و روز رستاخیز (انشقاق آیه ۷ و۹) عقیده به روز قیامت و پاداش بهشت و به روزی (حاقه آیه ۱۹ تا ۲۴ و نیز انسان آیه ۱۰ و ۱۱) که برخاسته از روحیه ایثارگری (انسان آیات ۵ تا ۱۱) و انفاق و اطعام به نیازمندان (همان) و شهادت طلبی (توبه آیه ۱۱۱) و اعمال نیک و صالح (غاشیه آیه ۸ و ۹) است موجب می شود تا سرور و خوشحالی همه وجود ایشان را در برگیرد و هرگز حزن و اندوهی برگذشته و خوف و ترسی از آینده نداشته باشند.
آنان به سبب این که به تقدیر الهی در همه امور (حدید آیات ۲۲ و ۲۳) و حتی رزق و روزی (روم آیه ۳۶ و ۳۷) ایمان واقعی دارند و بر این باورند که خداوند مالک مطلق زمین و آسمان است (شورا آیه ۴۸ و ۴۹) بر هر تنگدستی و مصیبتی صبر می کنند (هود آیه ۱۰ و ۱۱) و همواره بر عمل صالح و نیک تاکید می کنند (همان) و این گونه است که برخوردار از آرامش روحی و روانی هستند.

عبدالله صدری

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

انواع قرائت قرآن

انواع قرائت قرآن
در این مقال به یکی از زیر مجموعه‏های ادب مواجهه با قرآن پرداخته شده است، ابتدا در یک بررسی تاریخی به شیوه قرائت در هنگام نزول و (قرائت ترتیل)، قرائت ترتیلی پیامبر، قرائت زیبا و حزن‏آمیز ائمه اطهار و قرائت با الحان صحابه پرداخته و سپس قرائت‏های مطلوب، نامطلوب و مورد اختلاف را ارائه نموده‏ایم قرائت ترتیل، تحدیر، تحقیق، تدویر، قرائت همراه با حزن و قرائت نیکو از دسته اوّل، قرائت هذرمه از دسته دوّم و قرائت همراه با ترجیع و تغنی از دسته سوّم می‏باشد.
● انواع قرائت قرآن
قرآن کریم در مقایسه با دیگر کتب دینی و غیر دینی، از جایگاه ویژه و ممتازی برخوردار است. این ویژگی نه تنها از زبان معصومین علیهم السلام نقل شده، که تک تک سوره‏ها و آیات قرآن نیز بر آن دلالت دارد. نه تنها مفاهیم قرآن از عمق و ژرفای خاصی برخوردار است، که الفاظ آن نیز جلوه‏ای از اعجاز کلام «خداوند» را می‏نمایاند. از اینرو این کتاب در همه عرصه‏های حضور و تحققش از تقدس ویژه‏ای برخوردار است. و انسان نیز در مواجهه با این حقیقت بی بدیل، موظف به رعایت آداب ویژه‏ای می‏باشد؛ چنان که برای حضور بر کرانه دریای معانی قرآن، باید جان را از پلیدی‏ها پاک گرداند. و برای لمس وجود «کتبی» آن، باید از «طهور» استمداد جست، برای حمل، قرائت و استماع آیات نورانی آن نیز نیازمند رعایت شرایط و آدابی دیگر است.
به نظر می‏رسد بررسی و تدوین مجموعه‏ای در «آداب مواجهه با قرآن» موضوعی جالب و در خور تحقیق است و می‏تواند یکی از سرفصل‏های علوم قرآنی را رقم بزند. اما در این مختصر تنها به بررسی یکی از مجموعه‏های عنوان فوق می‏پردازیم.
یکی از جلوه‏های قرآن «قرآن صوتی» است. قرآنی که فرشته وحی بر پیامبر اکرم(ص) قرائت کرده است و پیامبر (ص) بر مردم خواند. و پس از آن نیز آن الفاظ و کلمات بر زبان قاریان و حافظان، بلکه بر زبان تک تک امت مسلمان در طی قرون و اعصار جاری گردیده و هر صبح و شام طنین دلنشین تلاوت آیات آن، فضای جوامع اسلامی را نوری دوباره بخشیده است. مسلم مواجهه با این جلوه قرآن نیز دارای آداب و شرایطی است که یکی از آن‏ها آداب چگونگی قرائت قرآن از جهت «صوت» است.
قرآن کریم چگونه باید تلاوت شود؟ پیامبر اکرم(ص) چگونه صوتی را می‏شنیده است و چگونه بر مردم تلاوت نموده است؟ دیگر معصومین (ع) چگونه قرآن می‏خوانده‏اند؟ آیا روش خاصی در قرائت قرآن توصیه شده است یا روش‏های مطلوب متعددی در این زمینه وجود دارد؟ آیا روش مطرود و ممنوعی در نحوه قرائت وجود دارد یا نه؟ ارتباط مطلوبیت خوشخوانی و حرمت غنا چیست؟ آیا هر نوع غنائی و در ضمن هر مضمونی مطلقا حرام است (حتی قرائت قرآن غنائی) یا قرائت قرآن تخصصا یا تخصیصا از حرمت غنا خارج است؟ از جهت تاریخی صحابه، تابعین و دیگر قاریان چگونه و با چه لحنی قرآن را تلاوت نموده‏اند؟
پاسخ سئوالاتی از این دست، زمینه نگارش این مقاله را فراهم آورده است. تذکر این نکته ضروری است که گرچه اشارات مختصری در بعضی از کتب علوم قرآنی و یا مباحث علم قرائات در این باره آمده است، اما نگارنده به بحث جامع و گسترده‏ای در این موضوع دست نیافته است. بعضی از مفسرین نیز در اوایل کتب تفسیری خویش و یا در ذیل آیاتی که به نحوه قرائت اشاره دارد، بحث‏های مختصری نموده‏اند؛ جوامع روایی ـ خصوصا جوامع روائی شیعی ـ و کتب فقهی نیز بمناسبت، به زوایایی از مسأله اشاره نموده‏اند. طبیعی است منابع یاد شده از قرآن، روایات، کتب علوم قرآنی و تفسیر و مباحث فقهی، منابع اساسی نگارنده در فراهم آوردن این مقاله خواهد بود.
● بررسی تاریخی کیفیت قرائت
الف) کیفیت قرائت جبرائیل هنگام نزول قرآن
اولین باری که قرآن در جلوه «قرآن صوتی» عینیت یافته است، هنگام قرائت فرشته امین وحی بر پیامبر اکرم(ص) بوده است. گرچه نزول دفعی قرآن، با معیارهای قابل شناخت ما بعید است از نوع گفتار معمولی و تدریجی باشد، اما نزول تدریجی قرآن در طول دوران رسالت اینگونه بوده است. قرآن کریم صریحا به گفتار بودن وحی الهی و هنگام نزول اشاره می‏نماید. در سوره تکویر آمده است:
(انه لقول رسول کریم) (۱) «هر آینه آن [قرآن] گفته فرستاده‏ای بزرگوار [جبرائیل] است.»
قرآن کریم، بر خلاف کتاب‏های آسمانی دیگر که بصورت «الواح» یا «کتاب» بر پیامبران عرضه می‏گردید، بصورت کلام و «قول» بر پیامبر اسلام فرو فرستاده شد؛ به همین جهت اهل کتاب، کیفیت وحی را ناآشنا می‏انگاشته از پیامبر (ص) در خواست آوردن کتاب مدون می‏نمودند.(۲) اما قرآن کریم بطور جداگانه و مرتّل نازل گردید. قرآن کریم در سوره فرقان ضمن اشاره به گفته کافران و درخواست آنان، مبنی بر نزول دفعی قرآن و رد درخواست آنان، کیفیت نزول قرآن را بصورت ترتیل معرفی می‏نماید.(۳) ولی با این حال قرائت ترتیل از جهت صفت به روش واحدی نبوده است؛ شخص پیامبر اکرم(ص) که مخاطب سروش وحی بوده است، بر اثر تفاوت نوع ترتیل جبرئیل، به گونه‏های مختلفی منفعل و متأثر می‏گشته است؛ هنگامی که «حارث بن هشام» از حضرتش سئوال نمود که: وحی چگونه بر شما نازل می‏شود، پیامبر (ص) فرمودند:
گاهی صدایی همانند صدای جرس به گوش من می‏رسید؛ وحیی که اینگونه بر من نازل می‏شد، سخت گران و سنگین بود. سپس این صدا قطع می‏شد و آنچه را جبرئیل می‏گفت فرا می‏گرفتم. و گاهی جبرئیل به صورت مردی بر من فرود می‏آمد و با من سخن می‏گفت و من گفته‏های او را حفظ می‏کردم.(۴)
در این گفتار پیامبر(ص) به دو نوع وحی اشاره نموده‏اند که یکی بسیار ثقیل و دیگری کمی لطیف‏تر بوده است. متحمل است به اقتضای تنوع مفاهیمی که در هر مرحله از نزول تدریجی قرآن وجود داشته است، شیوه انزال و قرائت جبرائیل متفاوت بوده است. ره‏آوری که از این احتمال بدست می‏آید، مطلوبیت تفاوت قرائت قرآن با توجه به کیفیت و نوع معانی آیات است.
روایات دیگری درباره کیفیت نزول قرآن وارد شده است که می‏تواند شاهدی بر صدق احتمال فوق باشد؛ در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است که «قرآن با شکوه و جلال و بزرگی (تفخیم) نازل شده است (۵)». ناقل روایت فوق از قول حلیمیّ نقل می‏کند که:
مقصود روایت فوق آن است که قرائت مردانه خوانده شود و با نرمی قرائت زنانه خوانده نشود.(۶) روایت دیگری محمد بن ابی عمیر از قول امام صادق علیه السلام نقل کرده که حضرتش فرمودند:
«هر آینه قرآن همراه با حزن (و بصورت حزین) نازل شده است.»(۷)
گرچه جمع بین دو قرائت «مفخم» و «حزین» ناممکن نیست، اما ظاهر این دو روایت بر لزوم توجه به اختلاف در قرائت قرآن نزدیکتر است؛ به تعبیر دیگر بنظر می‏رسد گاهی وصف غالب قرائت هنگام نزول، کوبندگی و جلال بوده و گاهی صدای حزین جبرائیل. و وصف حزن آن بیش از هر چیز، شنونده کلام وحی را بخود جلب می‏کرده است.
ب) کیفیت قرائت پیامبر اکرم(ص)
۱) قرائت ترتیل
قرآن کریم چنان که از قرائت جبرئیل به نحو ترتیل یاد نموده است، پیامبر اکرم(ص) را نیز به اینگونه قرائت امر کرده است؛ در سوره مزمل می‏فرماید: «و قرآن را بصورت «ترتیل» و قرائت کن.»(۸)
روشن است که پیامبری که قبل از هر چیز افتخار بندگی پروردگار خویش را دارد، به امر الهی گردن نهاده و به گونه ترتیل قرائت می‏نموده است.
در آیه شریفه دیگر قرائت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم قرائت همراه با تأنی و مَکث ذکر شده است، در سوره مبارکه اسراء می‏فرماید:
«و قرآنی را جزء جزء بر تو نازل کردیم تا آنرا بتدریج و تأنی بر مردم قرائت نمایی»(۹)
با توجه به تعبیر «لتقرأه علی الناس علی مکث» که در این آیه آمده است و با نظر به تفاسیر این آیه ظاهرا «قرائت علی مُکث» همان قرائت ترتیلی است(۱۰)، گرچه بعضی از این تعبیر، صرف تدریج در قرائت و تنجیم قرآن را فهمیده‏اند.(۱۱)
۲) قرائت ترجیع
قرائت دیگری که از پیامبر حکایت شده است «قرائت همراه با ترجیع» است، این نوع قرائت بر خلاف قرائت ترتیل، تنها در نقل واقعه‏ای خاص وارد شده است. در صحیح مسلم آمده است که:
«شعبه از معاویة بن قرة نقل کرد که وی گفت: از عبداللّه بن مغفل مزنی شنیدم که می‏گفت: پیامبر اکرم(ص) در سال فتح (مکه) در میانه راه سوار بر مرکب خویش سوره فتح را قرائت نمود، پس در قرائت خویش ترجیع نمود.
معاویه (بن قرة) گفت: اگر ترس اجتماع و ازدحام مردم را نداشتم، هر آینه بر شما قرائت پیامبر را حکایت می‏نمودم.»(۱۲)
از قسمت پایانی حکایت فوق، حُسن و جذابیت زاید الوصف پیامبر اکرم (ص) نیز بدست می‏آید؛ چرا که راوی ضمن اظهار اطلاع از نحوه قرائت پیامبر (ص)، عدم حکایت آن را ترس از ازدحام مردم اعلام می‏کند.
البته بعضی که مطلق «صوت مرجَّع» را موضوع حرمت غناء دانسته‏اند، در مقام توجیه روایت فوق و حمل برخلاف ظاهر بر آمده‏اند. محمد بن احمد قرطبی از قول بعضی دیگر، ترجیع در قرائت پیامبر را به جهت حرکت مرکب و در نتیجه امری غیر ارادی دانسته است(۱۳)؛ اما پر واضح است که اگر مقصود از نقل فوق اینگونه بود، بجای تعبیر «فرجَّع فی قرائته» از تعبیر «رُجِّع قرائته» باید استفاده می‏شد.
۳) قرائت حَسَن
در روایات زیادی، پیامبر اکرم (ص) دارای «قرائت حسن» و «صوت حسن» معرفی شده است. حتی قریش که در اوایل بعثت دشمنی و عناد آشکار با پیامبر اکرم (ص) و خدای او داشتند و چون نام خدای برده می‏شد می‏گریختند (به جهت عداوت)، اما هنگامی که پیامبر اکرم (ص) در نیمه‏های شب به قرائت قرآن می‏پرداخت، پنهانی به قرائت وی گوش می‏سپردند. علی بن ابراهیم قمی در ذیل آیه شریفه چهل و ششم سوره اسراء(۱۴) اینگونه روایت کرده است:
«هنگامی که پیامبر خدا (ص) شب را به قرائت قرآن سپری می‏کرد بجهت زیبایی قرائتش، قریش با علاقه فراوان پنهانی به صدایش گوش سپردند. و هنگامی که آیه شریفه بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم را قرائت می‏فرمود (بجهت عداوت با خداوند) از نزد او می‏گریختند.»(۱۵)
در روایت دیگر پیامبر اکرم (ص) نه تنها خوش صدا، که خوش صداترین مردم در قرائت قرآن معرفی شده است(۱۶)؛ در حقیقت حُسن صوت، کرامت و موهبت الهی است. و به همین جهت نیز امام صادق علیه السلام تمام پیامبران خداوند را دارای چنین موهبتی معرفی می‏نماید.(۱۷)
هر مرتبه‏ای از حسن قرائت دارای تأثیر خاصی است و مراتب والای آن، نه تنها شنوندگان را مجذوب که آن‏ها را مدهوش می‏کند. پیامبر(ص) که احسن الناس صوتا بوده است. از حُسن قرائتش بجهت رعایت حال مردم شنونده می‏کاسته است. این نکته از بیان حضرت امام کاظم (ع) به دست می‏آید. هنگامی که حضرتش به توصیف قرائت جدشان علی بن الحسین پرداختند از ایشان سئوال شد که: آیا اینگونه نبود که پیامبر خدا(ص) با مردم نماز می‏خواند و (در حین نماز) صدای خویش را به قرائت قرآن بلند می‏کردند(۱۸)؟ حضرت کاظم در جواب فرمودند:
«پیامبر اکرم (ص) فقط به مقدار طاقت مأمومین با آن‏ها رفتار می‏کرد.»(۱۹)
مفهوم این عبارت آن است که گرچه پیامبر اکرم (ص) قدرت آفریدن قرائت مدهوش کننده را داشته است، اما بجهت رعایت حال مستمعین (خصوصا در حین نماز) از حُسن قرائت خویش می‏کاسته است. نکته دیگر که از این کلام به دست می‏آید آن که قرائت زیبایی که موجبات صعقه و طرب را فراهم آورد، فی نفسه ممنوعیتی ندارد و پیامبر اکرم اگر چنین قرائتی را در نماز نمی‏کردند، صرفا بجهت عنوان ثانوی (رعایت حال مردم) بوده است نه ممنوعیت آن قرائت به عنوان اوّلی.
تذکر این نکته در پایان قرائت‏های منقوله از پیامبر لازم است: قرائت حسن، می‏تواند وصف لازم هر کدام از قرائت‏های ترتیلی و ترجیعی قرار گیرد و قرائت احسن نیز بیانگر مرتبه والایی از قرائت ترتیل و یا ترجیع است. قرائت ترتیل و ترجیع نیز امکان تصادق در فرد واحد را دارند؛ اما اکنون بجهت استیفای عناوینی که در قرائت پیامبر آمده است به جداسازی هر یک مبادرت گردید. رابطه انواع و قرائات فوق و قرائات دیگر در ادامه مقال خواهد آمد.
ج) کیفیت قرائت ائمه اطهار علیهم السلام
۱ـ قرائت حَسَن (خوشخوانی)
قرائت همه ائمه اطهار علیهم السلام متأسفانه نقل نشده است؛ اما در باره قرائت امام سجاد، باقر و کاظم علیهم السلام روایاتی در دست است. یکی از ویژگی‏های قرائت ائمه خوشخوانی آن است: علی بن محمد نوفلی می‏گوید: نزد حضرت ابی الحسن (امام کاظم) (ع) از «صدا» یاد کردم پس حضرت فرمودند:
«حضرت علی بن الحسین (ع) قرائت (قرآن) می‏نمود، پس چه بسا عابری بر او می‏گذشت و از نیکویی صدای قرائتش به حالت صعقه و بیهوشی می‏افتاد. هر آینه اگر «امام» از این موضوع (قرائت خوش) چیزی اظهار کند، به جهت نیکوئی‏اش، مردم را تاب تحمل شنیدن نیست.»(۲۰)
امام صادق علیه السلام نیز در توصیف پدر و جد خویش اینگونه فرمودند:
«علی بن الحسین (علیهما السلام) در قرائت قرآن، از همه مردم خوش صداتر بود و (هنگام قرائت) صدایش را بگونه‏ای بلند می‏نمود که اهل خانه بشنوند. ابا جعفر (امام باقر (علیه السلام) نیز (چون پدر) در قرائت قرآن خوش صداترین بود، هنگامی که شبانگاه برخاسته و به قرائت می‏پرداخت، صدایش را (به قرائت) بلند می‏نمود پس ساقیان و افراد دیگری که در راه بر (منزلش) عبور می‏نمودند، ایستاده و به قرائتش گوش فرا می‏دادند».(۲۱)
از این دو روایت نیز تفاوت درجات خوشخوانی استفاده می‏شود؛ چرا که گاهی قرائت نیکوی امام (ع)، زانوان عابران را از حرکت باز می‏ایستاند. و گاهی بر جان مستمع حالت غشوه و صعقه می‏انداخته است.
● قرائت همراه با حُزْن
قرائت حزین نیز به امام باقر و کاظم علیهماالسلام منسوب است: حفص بن غیاث به نقل معتبری ویژگی قرائت امام کاظم (ع) را اینگونه بیان کرده است:
«کسی را نیافتم که به اندازه موسی بن جعفر (علیهماالسلام) بر خویش بترسد و بر مردم امیدوار باشد، قرائت وی محزون بود و در هنگام قرائت گویا انسانی را مخاطب قرار داده بود.»(۲۲)
مرحوم مجلسی نیز حکایتی از قرائت امام باقر (ع) را بدین صورت نقل کرده است:
«جماعتی از حضرت باقر (ع) اذن گرفته و بر حضرتش وارد شدند، اینان گفتند: هنگامی که داخل دالان شدیم ناگهان قرائتی سریانی را شنیدیم که با صدای نیکو می‏خواند و گریه می‏کرد بطوری که بعضی از ما نیز به گریه افتادیم ولی مضمون گفتارش را نمی‏فهمیدیم، گمان بردیم که در نزد حضرت کسی است. لذا هنگام شرفیابی به محضرش گفتیم: ما قرائت سریانی شنیدیم که با صدای محزون همراه بود؛ حضرت فرمودند: من بیاد مناجات «الیا»ی پیامبر افتادم و مرا به گریه انداخت.»(۲۳)
قرائت حزین امام باقر علیه السلام گرچه در مورد ذکر و مناجات با خدا بوده است، اما بنظر می‏رسد اختصاصی به ذکر نداشته است؛ خصوصا که قرائت قرآن نیز مشتمل بر ذکر و دعا است. تأثیر شنوندگان از صدای امام باقر علیه السلام گرچه مضمون کلام را هم نمی‏دانسته‏اند، قابل توجه است. در موارد دیگری نیز تأثیر قرائت محزون ائمه (ع) بر شنوندگان نقل شده است: مناقب این شهر آشوب آورده است:
«امام کاظم خوش صداترین مردم در قرائت قرآن بود، هنگام قرائت قرآن محزون شده و می‏گریست و شنوندگان نیز به قرائتش می‏گریستند، وی از خشیت الهی آنقدر می‏گریست که محاسنش به اشک‏ها آغشته می‏شد.»(۲۴)
● قرائت صحابه و تابعین
۱) قرائت با الحان و تغنی
آنگونه که از روایات بر می‏آید، قرائت همراه با الحان (آواز) و تغنی در میان صحابه وجود داشته است. این گونه قرائت، بدون تردید مصداقی از قرائت حسن می‏باشد. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم قرائت بعضی از صحابه را ستوده‏اند و در باره آنان فرموده‏اند: مزماری از مزامیر آل داود به آن‏ها عطا شده است. این تعبیر لااقل در حق عبداللّه بن قیس اشعری وارد شده است.(۲۵)؛ در باره ابوموسی اشعری روایت شده که پیامبر به او فرمودند: کاش مرا می‏دیدی هنگامی که صبحگاهان به قرائت تو گوش فرا می‏دادم. وی نیز گفت: اگر می‏دانستم که شما به قرائت من گوش می‏دادید هر آینه بر حسن آن می‏افزودم.(۲۶
علاوه بر آن که ناقل حدیث فوق و خصوصا شارح آن نوری از این حدیث قرائت با تغنی را فهمیده است و لذا به بررسی حکم قرائت به الحان و تغنی پرداخته است. تعبیر «مزمار» تا حدودی دال بر اینگونه قرائت است، چرا که مزمار ابزار لوله‏ای شکلی است که در آن دمیده و با آن تغنی می‏شود.(۲۷) مزمار حضرت داود، در حسن و نیکویی ضرب المثل است بطوری که حضرت امیر(ع)، داود را صاحب مزمار و قاری اهل بهشت معرفی می‏نمایند.(۲۸) ابن ابی الحدید نیز در ذیل این خطبه بیانی مبالغه‏آمیز در ویژگی مزمار و قرائت داود نقل می‏نماید، وی می‏نویسد:
«به حضرت داود علیه السلام آنگونه صدای خوش و ترجیع در قرائت عطا شده بود که پرندگان آسمان هنگام قرائت وی در محراب عبادت بر او وارد می‏شدند، حیوانات بیابان نیز چون صدای وی را می‏شنیدند به میان مردم (مستمعین) آمده و چون به شنیدن صدای خوش وی مستغرق و مجذوب می‏شدند، از مردم فرار نمی‏کردند.»(۲۹)
در این نقل روشن است که قرائت داود با ترجیح و ترنم همراه بوده است.
جدای از این روایات حکایات دیگری وجود دارد که بنحوی بر این نوع قرائت دلالت می‏نماید. ابن الاعرابی می‏گوید:
«عرب با سرود «رکبانی» (۳۰) در هنگام سواری بر شتر، نشستن بر درب منزل و خلاصه در اکثر حالات، روزگار سپری می‏نمود؛ پس هنگامی که قرآن نازل شد پیامبر دوست داشت که زمزمه آن‏ها بجای سرود رکبانی زمزمه قرآن باشد.»(۳۱)
علامه ابن منظور پس از نقل قول اولین افرادی که قرائت به الحان می‏نمودند را معرفی می‏کند؛ وی می‏نویسد؛ «اولین کسی که به «الحان» قرائت کرد عبیداللّه ابن ابی بکر بود، این نوع قرائت را عبید اللّه بن عمر از وی به ارث برد. از این روی می‏گویند: «قرائت العُمَری» و سعید علاف اباضی از وی این نوع قرائت را فرا گرفت.»(۳۲)
کلمه «لحن» گرچه معانی متعددی دارد و در مباحث علوم قرآن عنوان «تلحین قرآن» بمعنای خطای در اعراب آمده است ـ و از این نوع تلحین نهی شده است ـ؛ امّا در این جا مقصود از الحان و لحن، صوت قرآن و اصوات منظوم و نغمه‏های خوش است.(۳۳) و بر همین معنا نیز «صناعة الالحان» به معنای موسیقی استعمال شده است.(۳۴)
عبیداللّه بن ابی بکره (اولین کسی که به نقل ابن منظور قرائت به الحان داشته است) از تابعین موثق و از اهل بصره بوده است و پدرش ابوبکره نقیع بن الحارث از اصحاب پیامبر خدا(ص) بوده است وی دوبار به سجستان امارت یافته و زمانی نیز قاضی بصره بوده است، ثروت زیادی داشته و به وجود و سخا معروف بوده است.(۳۵) اما متأسفانه در نحوه قرائت وی و ویژگی‏های آن اطلاع دقیقی در دست نیست.
بدون این که قضاوت صریحی بر یکسانی قرائات صدر اول با قرائات قرون بعد داشته باشیم؛ اما به نظر می‏رسد قرائت با الحان در طی قرون متمادی معمول بوده است گرچه به جهت‏های مختلف در دیدگاه بعضی این نوع قرائت مطلوب نبوده است.
مجدالدین ابن اثیر که در قرن ششم می‏زیسته است (۶۰۶ـ۵۴۴)(۳۶) در توضیح قرائت به الحان ضمن اشاره به قرائت‏های معمول عصر خود می‏نویسد:
«الحون» و «الحان» همان با طرب خواندن (تطریب) و تردید صدا در حلق (ترجیع الصوت) و خوشخوانی نظم و نثر و غناء است. و گوئیا مراد از قرائت به الحان قرائتی است که قاریان دوران در محافل و مجالس می خوانند، همانا یهود و نصاری نیز کتب خویش را اینگونه می‏خوانند..»(۳۷)
قرطبی که در قرن بعد از وی می‏زیسته است و از جهت فقهی با قرائت به الحان سخت مخالف بوده است درباره نحوه قرائت زمان خویش می‏نویسد:
«این اختلاف (که بعضی تغنی به قرآن را مجاز و بعضی غیر مجاز می‏شمارند) تا جایی است که ترجیع و تردید در صدا موجب خللی در فهم معنای قرآن نشود؛ اما اگر ترجیع بحدی برسد که معنای قرآن فهمیده نشود، پس اینگونه قرائت باتفاق حرام است. قرائتی که قراء شهرهای کشور مصر در پیشگاه شاهان و یا در مجالس عزا و در پیش جنازه مردگان می‏خوانند و بر این قرائت مزد و جایزه می‏گیرند، تلاش اینان در گمراهی و عملشان بیهوده است. اینان دگرگونی کتاب خدا را بدینوسیله بر خود حلال شمرده و جرأت بر خداوند را بر خود آسان گرفته‏اند بدین وسیله که بر قرآن منزّل با نادانی خود و سرپیچی از سنت پیامبر(ص) و سیره صالحین گذشته چیزی را که در آن نیست می‏افزاید.»(۳۸)
دو عبارت فوق نشانگر آن است که قرائت همراه با ترجیع و تلحین در قرن ششم و هفتم وجود داشته است. اما ناپسند نمودن این قرائت در نزد این اثیر و قرطبی مطلب دیگری است که در فصل بعد آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
۲) قرائت حسن
قرائت نیکو از صحابه و تابعین نیز نقل شده است: علقمة بن قیس که از قراء تابعین بشمار می‏آید(۳۹) همچون برادرش عبداللّه دارای صدایی خوش بوده است وی خود می‏گوید:
«عبداللّه بن مسعود(۴۰)، کس بدنبال من می‏فرستاد و از من درخواست قرائت قرآن می‏کرد و چون قرائت من پایان می‏یافت در خواست قرائتی دیگر می‏نمود و می‏گفت: پدر و مادرم به فدایت، از پیامبر خدا(ص) شنیدم که می‏فرمود: زیبایی صدا زینت قرآن است.»(۴۱)
موارد دیگری که پیامبر اکرم در تکریم قرائت صحابه برآمده‏اند، نشانگر حسن صوت قراء بوده است. البته در این مورد نیز قرائت نیکو و قرائت به الحال قابل جمع است، ولی بجهت ورود عناوین متعدد، به ذکر جداگانه آن مبادرت گردید. بررسی رابطه انواع قرائت در فصل آتی صورت می‏پذیرد.
● کیفیت قرائت‏های مطلوب و نامطلوب و موارد مورد اختلاف
الف) قرائت‏های مطلوب
۱) قرائت ترتیل
از قرائت‏های مطلوب که بیش از هر نوع دیگر به آن اشاره شده است، قرائت ترتیل است. این نوع قرائت توسط جبرائیل صورت پذیرفته (۴۲) و پیامبر اکرم مأمور به تبعیت وی و قرائت ترتیل بوده است.(۴۳) و امیر مؤمنان(ع) نیز قرائت اهل تقوی و پرهیزگاری را اینگونه معرفی نموده است.(۴۴)
ریشه کلمه ترتیل (رَتِلَ) در اصل بمعنای تناسق و انتظام نیکو(۴۵) و از این روی به کسی که دارای دندان‏های بافاصله و متناسب است «ذو ثغر مرتَّل» گفته می‏شود. با دقت بیشتر، قوام این کلمه را در دو ویژگی «وضوح و جدایی» و «تناسب و خوش ترکیبی» خواهیم یافت. ابن منظور در بیان معنای رَتَّل الکلام می‏نویسد: «احسن تألیفه و ابانه و تمهَّل فیه»(۴۶) و جوهری در صحاح ترتیل در قرائت را به معنای ترسّل و رها کردن و تبیین حروف بدون زیاده روی معرفی می‏کند.(۴۷) طریحی نیز آن را بمعنای تأنی در قرائت و آشکار نمودن حروف بطوری که شنونده قادر بر شمردن حروف باشد، می‏داند.(۴۸) البته بنظر می‏رسد بعضی از تعاریف لغویین بی تأثیر از نحوه منقول از قرائت پیامبر اکرم (ص) نبوده است و در حقیقت لوازم غالبی قرائت ترتیل را در معنای آن داخل کرده‏اند. در هر صورت جدای از تبیین‏های لغویین، راویان حدیث شیوه قرائت ترتیل را از ائمه اطهار(ع) نیز سئوال نموده‏اند. به دو روایت زیر از امیرمؤمنان علیه السلام در این زمینه اشاره می‏شود، حضرت در معنای ترتیل می‏فرمایند:
«آن را (کلمات و حروف قرآن را) روشن و واضح ادا کن و آن را مانند سرعت قرائت اشعار تند مخوان و مانند ریگ‏های جدای از هم (و بی ارتباط) از هم جدا مکن (رعایت تناسب را بنمای).»(۴۹)
و در کلام دیگری می‏فرمایند:
«ترتیل قرآن، حفظ و رعایت محل وقف‏ها و بیان و واضح ادا کردن حرف‏است.»(۵۰) امام صادق علیه السلام نیز در این زمینه فرموده‏اند:
«ترتیل آن است که در حین قرائت، مکث نموده و صدایت را در حین قرائت نیکو گردانی»(۵۱)
سه روایتی که نقل کردیم ـ خصوصا اول و سوّم ـ به آنچه مقوم ترتیل است (تناسب و وضوح و جدایی) اشاره‏ای صریح و یا ضمنی دارد. روشن است که صدای متناسب، نیکو نیز هست و مکث در قرائت و حفظ وقوف و بیان حروف به وضوح و جدایی حروف می‏انجامد.
کیفیت قرائت ترتیل پیامبر اکرم(ص) نیز می‏تواند در تکمیل مفهوم فوق روشنگر باشد؛ ام سلمه گفته است که: پیامبر اکرم (ص) قرائت خویش را در پایان هر آیه‏ای قطع می‏نمودند(۵۲)؛ انس گفته است که: پیامبر (ص) صدایشان را هنگام قرائت می‏کشیدند(۵۳)؛ عایشه نیز در توضیح قرائت ترتیل پیامبر گفته است: قرائت پیامبر بصورت ترتیل بود، بگونه‏ای که قرائت حضرتش از دیگران طولانی‏تر بود(۵۴)؛ و در نقلی دیگر همو می‏گوید: قرائت وی نه مانند سرعت و پشت هم اندازی شما در قرائت، بلکه به گونه‏ای بود که اگر شنونده می‏خواست حروف قرائتش را شماره کند، قادر بود(۵۵) در نقل دیگری که صحیح بخاری از انس آورده است: پیامبر اکرم (ص) هر سه کلمة اللّه، الرحمن، الرحیم را در آیه شریفه بسم اللّه الرحمن الرحیم بطور ممدود قرائت می‏نمودند.(۵۶)
روشن است که طولانی شدن قرائت، امکان شمارش حروف توسط مستمعین و ممدود بودن کلمات مورد قرائت، از لوازم دو وصف مقوم قرائت ترتیل است که از نظر گذشت.
روشن است که رعایت ملاک‏های ترتیل و توجه به آن، دارای مراتب متعددی است؛ هم وضوح و جدایی، ذات تشکیک است و هم تناسب. از این روی قرائت ترتیل دارای افراد مطلوب و مطلوبتری می‏شود. از سوی دیگر نیز در بعضی از روایات و حکایات و به تبع در دیدگاه بعضی از قرآن پژوهان، ملاک‏های دیگری نیز برای آفریدن احسن الترتیل مؤثر است، زرکشی در کتاب جامع البرهان فی علوم القرآن اینگونه می‏نویسد:
«کمال ترتیل آن است که الفاظ قرآن با شکوه و جلال ادا شود و حروف قرآن جدا جدا بیان گردد و هیچ حرفی در حرف دیگر ادغام نشود. گفته شده است این مقدار، کمترین حد لازم برای قرائت ترتیل است. و کاملترین حد ترتیل آن است که قرآن را در جایگاه خودش (با رعایت مقتضای مدلول آیات) بیاورد، (بدین معنا که) اگر آیه‏ای دارای تهدید است، در تلفظ بگونه تهدید بیاورد و اگر به قرائت جلال و بزرگی (مانند قرائت صفات جلال خداوند) رسید، آن را با تعظیم و بزرگی قرائت کند.»(۵۷)
مفهوم فوق برای تحقق «ترتیل کامل» جدای از ملاک‏های لغویین، توجه به معنا، تدبر در آن و حتی تأثر از آن‏ها در حین قرائت و یا لااقل اظهار تأثرپذیری را معتبر می‏شمارد. پذیرفتن این مفهوم خصوصا که با سیره پیامبر اکرم و پیروان آن حضرت و بیانات معصومین هماهنگ است، بلامانع است.
«از حذیفة نقل شده است که گفت: شبی را با پیامبر (ص) نماز خواندم پس به سوره بقره آغاز کرده آن را قرائت نمود، سپس سوره نساء را آغاز کرده و قرائت نمود، پس از آن آل عمران را قرائت فرمود، قرائت وی بگونه‏ای شمرده و مرسل بود، هنگامی که به آیه تسبیح می‏رسید، تسبیح خدا می‏کرد و هنگامی که به آیه دعا و در خواست می‏رسید، از خداوند طلب می‏کرد و هنگامی که به آیه دارای تعوّذ می‏گذشت، به خدا پناه می‏برد.»(۵۸)
بیان زیر از امام صادق علیه السلام به مرتبه والای ترتیل دلالت دارد:
«ترتیل آن است که در قرائت خویش مکث نموده و با صدای نیکو و متناسب، قرآن بخوانی و هنگامی که به آیه‏ای رسیدی که در آن یاد آتش بود، از آن به خدا پناه بری و چون به آیه‏ای رسیدی که در آن یاد بهشت بود، از خداوند آن را طلب کنی.»(۵۹)
امیر مؤمنان علیه السلام نیز به لزوم توجه به معنی در هنگام قرائت اشاره نموده می‏فرمایند:
«[در قرائت ترتیل] قلب‏های سخت را با آن خرد کن و هرگز همت تو در اتمام نمودن قرائت سوره نباشد [بلکه به معانی و تأثیر آن در قلب توجه کن.]»(۶۰)
توجه به آنچه در تفسیر آیه شریفه (یتلونه حق تلاوته)(۶۱) آمده است، می‏تواند مرحله اکمل قرائت ترتیل یا حق ترتیل را نشان دهد. گرچه تلاوت، اعم از ترتیل است و به انواع دیگر قرائت نیز اطلاق می‏شود؛ اما روشن است که ترتیل اگر فرد غالب تلاوت نباشد، لااقل یکی از مصادیق شایع آن است که در عصر نخستین اسلام انجام می‏پذیرفته است.
پیامبر اکرم (ص) در روایتی حق تلاوت را به تبعیت قرآن آنگونه که تبعیت آن شایسته است، معنی نموده‏اند.(۶۲) و امام صادق علیه السلام در کلامی در ذیل این آیه شریفه، فهم، تأثر، تدبر و عمل را لازمه حق تلاوت دانسته‏اند. ایشان فرموده‏اند:
«آیات قرآن را به ترتیل و شمرده می‏خوانند و معانی آن را در می‏یابند و به احکام قرآن عمل نموده و به وعده‏های قرآن امید داشته و از وعید عذاب آن پروا می‏کنند. قصص قرآن را بر خویش مجسم می‏کنند و از مَثَل‏های قرآن پند می‏آموزند و به اوامر قرآن عمل کرده، و از نواهی آن دوری می‏جویند. به خدا قسم آن (حق تلاوت) به حفظ آیات و پشت سر هم آوردن حروف و خواندن سوره‏ها و یادگرفتن اجزاء آن نیست، [عده‏ای] حروفش را از بر کرده ولی حدود و احکامش را ضایع کردند، [حق تلاوت] فقط تدبر در آیات قرآنی است، خدای بلند مرتبه می‏فرماید: کتابی است که بر تو فرو فرستادیم تا مردم در آیات آن تدبر کنند.»(۶۳)پایان بخش تبیین ترتیل کامل را بیان زیبای امیر مؤمنان علیه السلام در توصیف قرائت شبانگاه متقّین و تأثر آنان از این قرائت قرار می‏دهیم، حضرتش در خطبه همام می‏فرمایند:
«اما شب هنگام راست بر پایند و قرآن را جزء جزء با تأمل و درنگ بر زبان دارند و با خواندن آن اندوهبارند و در اندوه داوری درد خویش را به دست می‏آورند. اگر به آیه‏ای گذشتند که تشویقی در آن است، به طمع بیارمند و جانهایشان چنان از شوق برآید که گویی دیده‏هایشان بدان نگران است. و اگر آیه‏ای را خوانند که در آن بیم دادنی است، گوش دل‏های خویش بدان نهند آنسان که پنداری بانگ برآمدن و فروشدن آتش دوزخ را می‏شنوند.»(۶۴)
۲) قرائت تحدیر
این قرائت، در مقابل قرائت ترتیل مطرح شده است. حَدَر، بمعنای اسرع و حدور، بمعنای هبوط است؛ چون هبوط با سرعت همراه است بخلاف صعود که طبعا نمی‏تواند با سرعت همراه باشد. شیخ طوسی در تفسیر خویش می‏نویسد:
«ترتیل: ترتیب حروف با توجه به ادای حق آن‏ها (بطور کامل) وو تأمل و تثبیت در آن‏ها هنگام تلاوت است. و حدر، اسراع در تلاوت است.»(۶۵)
این جرزی در تفسیر تحدیر می‏گوید:
«تحدیر در نزد عالمان علم قرائت عبارت است از: درهم پیچیدن و سرعت بخشیدن و کوتاه کردن قرائت بواسطه قصر، تسکین، اختلاس، بدل، ادغام کبیر و تخفیف همزه و مانند آن. البته از اموری که بر جواز انجام آن، روایت صحیح آمده باشد و قرائت معتبر در آن وجود داشته باشد، همراه با انتخاب وصل (بجای فصل) و رعایت اعراب و توجه به جایگاه و استحکام لفظ و تمکن حروف».(۶۶)
خلاصه تعریف ابن جرزی آن است که «حدر» عبارت است از صحیح خوانی با حداکثر سرعت ممکن. روشن است که در این نوع قرائت رعایت تلحین و تغنی و ترجیع، کمتر امکان‏پذیر است؛ چرا که هر یک از این امور نیازمند کندی در قرائت است.
از این نوع قرائت در قرآن کریم یادی نشده است. و در روایات نیز قرائت تحدیر ـ به این لفظ ـ معنون نگردیده است. و این عنوان، به عالمان علم قرائت و مفسرین استناد دارد؛ اما با این همه امکان تأیید ضمنی این نوع قرائت از لابلای مضامین روایات ممکن است.
یکی از سنت‏های مطلوب دینی ختم قرآن است. ختم قرآن در مدت محدود، لزوما نیازمند سرعت در قرائت است. ائمه اطهار علیه السلام گرچه از ختم قرآن در کمتر از سه روز در ماه مبارک رمضان، و کمتر از شش روز در ماه‏های دیگر منع کرده‏اند(۶۷)، اما قرائت مردم عادی در این روزها نیازمند تحدیر در قرائت است.
از سوی دیگر روایاتی وجود دارد که استجاب قرائت قرآن در هر شب را بیان نموده و برای کسانی که قرائت بیشتری را در هر شب داشته باشند، درجات والاتری را پیش بینی نموده است. در یکی از روایاتی که کلینی و صدوق آن را در کتب خویش آورده‏اند، ثواب قرائت کسی که هر شب هزار آیه را بخواند، ذکر نموده‏اند(۶۸). روشن است قرائت قرآن به این مقدار حتی بصورت تحدیر هم نیازمند فرصت چند ساعت است، تا چه رسد به صورت ترتیل و... خوانده شود. این روایت نیز دلالت التزامی بر مطلوبیت تحدیر دارد.
شاهد سومی که می‏تواند به نوعی قرائت پیامبر اکرم (ص) را نیز بصورت تحدیر بنمایاند، روایتی است که از حذیفه درباره یکی از موارد نماز شبانگاه پیامبر(ص) نقل شده است. در این روایت، وی حکایت نمازی را می‏نماید که پیامبر (ص) در آن سه سوره بقره، آل عمران و نساء را از آغاز تا پایان قرائت نموده است(۶۹)، خواندن این مقدار قرآن در یک نماز و در یک شب نیازمند تحدیر در قرائت است.
۳) قرائت تحقیق
قرائت تحقیق، قرائت با نهایت تأنی و ارسال و آزاد ساختن و کشیدن صدا است. در این قرائت تمام قواعد قرائت، مانند اشباع مد، ادای کامل حق حروف، رعایت وقف‏ها حتی وقف جایز، ترک اسکان متحرک و ادغام و ترک قصر و اختلاس و... همه در قرائت تحقیق لازم است(۷۰). از این رو، این قرائت به نوآموزان توصیه می‏شود تا کم کم با تمرین آن بر قرائت ترتیل موفق شوند. بسیاری از قاریان در مقام قرائت بر شاگردان، از قرائت تحقیق استفاده می‏کردند؛ چرا که این نحو قرائت، بر ضبط دقیقتر قرآن کمک فراوان می‏نماید.
با توجه به کاربرد این نوع قرائت، روشن است که این نوع قرائت گرچه با تأنی و مد همراه است اما با قرائت به الحان ـ تغنی ـ تطریب و ترجیع تفاوت می‏نماید. این قرائت که خوبست قرائت آموزشی نامبرده شود، به القای دقیق و صحیح حروف، کلمات و خصوصیات قرائت عنایت دارد.
۴) قرائت تدویر
این جزری و بعضی از قراء دیگر به قرائت تدویر اشاره کرده‏اند و آن را بمعنای قرائتی بین تحقیق و تحدیر دانسته‏اند.(۷۱)
بدین ترتیب قرائت تدویر، نه به سرعت تحدیر و نه به کندی تحقیق است، و رعایت حق حروف و قواعد قرائت در آن ضروری است.
● بررسی ارتباط چهار قرائت ترتیل، تحدیر، تحقیق و تدویر
با توجه به تعریفهایی که از هر یک از قرائت‏های فوق ارائه شد، بنظر می‏رسد بین دو قرائت ترتیل و تدویر تفاوتی نباشد. حداکثر تفاوتی که بعضی از قرآن پژوهان ذکر کرده‏اند آن است که در قرائت ترتیل، تدبر در قرآن نیز علاوه بر تناسب و وضوح بیان معتبر است؛ حال آن که در قرائت تدویر، چنین ویژگی معنایی معتبر نیست(۷۲). اما بر اساس آنچه در قرائت ترتیل آوردیم، تدبر در معانی برای آفریدن احسن الترتیل معتبر است و الاّ قرائت ترتیل لزوما نیازمند همراهی با تدبر نیست. شاید در دیدگاه بعضی از قرآن پژوهان که سه قرائت تدویر و تحقیق و تحدیر را در کنار هم آورده و از ذکر قرائت ترتیل در این سطح سرباز زده‏اند، قرائت ترتیل مفهوم جامعی برای این سه قرائت است؛ چرا که همه این قرائات بنحوی شامل دو ویژگی مقوم قرائت ترتیل می‏باشند. اما در دیدگاه شیخ طوسی، که ترتیل را در مقابل تحدیر قرار داده است، نمی‏توان ترتیل را مفهوم جامعی بحساب آورد. در نهایت بنظر می‏رسد مراتب ادنای ترتیل، با تدویر تفاوتی نداشته باشد.
از جهت دیگر رابطه ترتیل و تحقیق نیز می‏تواند عام و خاص مطلق باشد؛ یعنی گرچه هر تحقیقی ترتیل است؛ اما هر ترتیلی تحقیق نیست؛ این نظریه را ابن جرزی بیان کرده است.(۷۳) اما جای این سئوال باقی است که گرچه در قرائت تحقیق، بیان و ادای حروف بطور کامل صورت می‏گیرد، ولی تعریف تحقیق، مقید به رعایت تناسب و خوشخوانی نیست. از این جهت می‏توان به قرائت تحقیقی که ترتیل نباشد، واقف گردید.
ترتیل و تحدیر هم همانند ترتیل و تحقیق تفسیر می‏گردد با این تفاوت که این جرزی ترتیل را شامل تحدیر ندانسته است.
در نهایت بنظر می‏رسد جز قرائت تدویر، قرائت ترتیل و تحقیق و تحدیر دارای ویژگی‏هایی متمایز با یکدیگر و یا لااقل غیر منطبق بر هم می‏باشند که زمینه جداسازی این انواع را فراهم آورده است.
● بررسی مقایسه‏ای درجه مطلوبیت قرائت تحدیر و ترتیل و تحقیق
قرائت تحقیق، اصولاً برای هدف دیگری غیر از نفس تلاوت در نظر گرفته می‏شود. از این روی در موارد آموزش و یا اقراء شیخ بر شاگردان، تنها اینگونه قرائت مطلوب است؛ و در غیر از این موارد مطلوبیت ویژه‏ای ندارد.
اما در میان دو قرائت تحدیر و ترتیل، سؤال بدین گونه مطرح می‏شود: اگر مدت معینی به قرائت تحدیر سپری شود قاری بر قرائت آیات بیشتری موفق می‏شود؛ حال در این مدت معین، تحدیر و بیش خوانی مطلوب‏تر است یا ترتیل و کم خوانی؟ گرچه خواندن تعداد آیات معین بصورت ترتیل ـ و در نتیجه در مدت زمانی بیشتر ـ از قرائت همان آیات بصورت تحدیر ـ و مدت زمانی کمتر ـ بدون تردید مطلوبتر است.
گروهی با توجه به بعضی از روایات، قرائت تحدیر را که ملازم با بیش خوانی است ترجیح داده‏اند؛ چرا که در حقیقت بیش خوانی قرآن دارای ثواب و اجر بیشتر و در نتیجه مطلوب‏تر است.
ابن مسعود از پیامبر اکرم (ص) نقل می‏کند که فرمود: «هر کس حرفی از کتاب خداوند را بخواند، برای او حسنه‏ای است و یک حسنه نیز ده برابر می‏شود.»(۷۴)
در روایت ترمذی و طبرسی این گونه وارد شده است که بر هر حرفی ده حسنه است(۷۵) و در نقل طبرسی مقصود از بکل حرفٍ، صریح بیان شده که مقصود از حرف، مجموعه «الم» (بعنوان مثال) نیست؛ بلکه خداوند به قرائت «الف» لام، میم، هر کدام ده حسنه عطا می‏کند.(۷۶)
گروه دیگر، قرائت ترتیل و کم خوانی را ترجیح داده‏اند. دلایل این گروه و آنچه به تأیید نظرشان اقامه می‏شود، امور مختلفی است: اینگونه قرائت، با هدف و مقصود از قرآن که همان فهم و تدبر و عمل به قرآن است، سازگار است. قرائت ترتیل با اجلال و توقیر قرآن (که از جمله آداب مواجهه با کلام «خداوند» است) تناسب بیشتری دارد؛ و در نتیجه تأثیر بیشتری بر جان شنونده و خواننده می‏گذارد.
اینگونه قرائت با سیره معصومین علیهم السلام، هماهنگ و منطبق است. امام هشتم علی بن موسی علیهما السلام در روایتی که به قرائت خویش اشاره فرموده‏اند، توجه به معانی را در قرائت خود اینگونه بیان کرده‏اند:
«اگر من می‏خواستم که قرآن را در کمتر از سه روز نیز ختم کنم، می‏توانستم؛ ولی من به هیچ آیه‏ای نمی‏گذرم مگر آن که در آن آیه و در شأن نزول و زمان نزول آن اندیشه می‏کنم، پس به این جهت است که در هر سه روز (و نه کمتر) یک ختم قرآن می‏کنم.»(۷۷)
ابن جرزی به نقل از بعضی بزرگان تفاوت لطیفی را بین این دو قرائت ذکر کرده است. وی می‏نویسد:
«ثواب قرائت ترتیل و تدبر در قرآن از جهت ارزش (و کیفیت) بالاتر است و ثواب کثرت قرائت از جهت عدد (و کمیت) بیشتر است. اولی مانند آن است که کسی جواهر گرانبها یا عبد قیمتی را صدقه داده و آزاد کند، و دومی مانند آن است که کسی درهم‏های زیادی را صدقه دهد و یا بندگان کم ارزش زیادی را در راه خدا آزاد نماید.»(۷۸)
این کیفیت گرایی و معناگرایی در حین قرائت، نه تنها بزرگان را به قرائت ترتیل می‏کشاند که گاهی به تکرار فراوان یک آیه وادار می‏کرد بگونه‏ای که محمد بن کعب القرظی می‏گوید:
«خواندن دو سوره زلزال و قارعه» و تکرار و تفکر در آن‏ها از شب تا صبح، در دیدگاه من از خواندن سریع قرآن بسیار مطلوبتر است.»(۷۹)
تکرار قرائت آیه‏ای واحده از شب تا صبح از پیامبر اکرم (ص) و بعضی از بزرگان به تبع آن حضرت نیز نقل شده است.(۸۰)
۵) قرائت با صوت نیکو
بجز روایاتی که سیره معصومین علیهم السلام را در قرائت با صوت نیکو معرفی می‏کرد که خود نشانگر مطلوبیّت اینگونه قرائت است، روایات دیگر در تحریض مؤمنین به تحسین الصوت عند القرائة وارد شده است. امام صادق علیه السلام از قول پیامبر نقل فرمودند که فرمود:
«هر چیزی را زینتی است و زینت قرآن، صدای نیکو است».(۸۱)
روایات دیگری از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که به ترجمه آن‏ها اشاره می‏کنیم:
«همانا شعر نیکو و نغمه صدای خوش از زیباترین زیبایی‏ها است.»(۸۲) «همانا نیکویی صدا، زینت قرآن است»(۸۳) «قرآن را با صدای خوش زینت دهید»(۸۴) «قرآن را با صدای خوش زیبا کنید که صدای خوش به زیبایی قرآن می‏افزاید.» (۸۵)
در دیدگاه بعضی، تحسین قرآن جز با تغنی و ترجیع در آن محقق نمی‏شود. این دیدگاه، محمد بن احمد قرطبی را به تفسیر و تأویل‏های گوناگونی درباره روایات فوق کشانده است؛ چرا که در دیدگاه او، تغنی و ترجیع قرآن که با تحسین قرائت قرآن ملازم است، نامطلوب و نامشروع است. قرطبی با استمداد از دیگر اندیشمندان سه احتمال زیر را درباره روایات فوق پیش می‏نهد:
۱) این روایات از باب قلب است و مقصود از (حسنوا القرآن باصواتکم)، در حقیقت حسنوا اصواتکم بالقرآن می‏باشد؛ یعنی صدای خود را بواسطه قرائت قرآن نیکو سازیم!!؟
۲) مقصود آن است که به قرائت قرآن اشتغال داشته و آن را زینت و شعار خود قرار دهید.
۳) مقصود پافشاری و تشویق و تحریص به قرائت قرآن است.»(۸۶)
وی سعی کرده است که هر احتمال را بنحوی با بعضی از مضامین روایتی دیگر تأیید کند؛ مثلاً در تأیید احتمال اوّل، دو روایت زینوا اصواتکم بالقرآن و حسنوا اصواتکم بالقرآن را از پیامبر نقل کرده است.(۸۷)
بنظر می‏رسد وجود مضامین روایی دیگر، هرگز سبب دست برداشتن از ظهور روایات دیگر نمی‏شود؛ مگر آن که تعبد بر ظاهر حدیث با معرفتی قطعی و یقینی مخالف باشد. در این هنگام نیز جواز ارتکاب هر خلاف ظاهری صادر نمی‏شود.
با نگاهی کوتاه به روایاتی که ترجمه آن‏ها نقل شد، واضح است که تمام توجیهات قرطبی بی وجه و مردود است در حالی که روایت منقول از پیامبر (ص) به افزوده شدن زیبایی قرآن بجهت قرائت با صوت زیبا دلالت صریح دارد، چگونه روایات مشابه را از باب «قلب» بدانیم؟
حتی اگر مطلق غناء را حرام بدانیم، لااقل خوب بود که ادله حرمت غناء را مقید اطلاق مطلوبیت تحسین القرائة در نظر گرفته می‏شد که در جمع روایات طریق معروف پیشه شده بود؛ همچنان که بعضی از فقهاء و محدثین شیعه چنین طریقه‏ای را پیموده‏اند.
در مفهوم تحسین صوت، ابهامی نیست؛ گرچه در بعضی از روایات، معیارهایی برای رسیدن به مقام احسن القرائة بالقرآن داخل شده است. در روایتی از پیامبر اکرم خضوع و خشوع و تأثر پذیری قاری قرآن از آیات الهی، ملاک احسن بودن صدای قاری دانسته شده است.(۸۸) درباره این مرحله از تحسین القرائة، مطالبی که در باره مرحله والای ترتیل بیان کردیم، جاری است و تکرار نمی‏کنیم.
اما در مصداق تحسین و انطباق آن با ترجیع و تغنی اختلاف است: در دیدگاه بعضی اصولاً بدون ترجیع، تحسین قرائت محقق نمی‏شود؛ ولی عموم فقیهان تحسین قرائت را اعم از غناء دانسته‏اند. و لذا بین روایات تحسین القرائة و تحریم الغناء تعارضی ندیده‏اند و ادله گروه دوم را مقید گروه اول دانسته‏اند.
۶) قرائت همراه با جان
بعضی از قرائت‏های منقوله در بررسی تاریخی، حاوی قرائت حزین بود. امام صادق علیه السلام قرائت هنگام نزول را، حزین اعلام داشته و درخواست آفریدن چنین قرائتی را نیز از مسلمین دارند. ایشان می‏فرمایند:
«همانا قرآن با حزن نازل شد پس شما نیز آن را با حزن قرائت کنید.»(۸۹)
از کلام دیگری که از امام صادق (ع) نقل شده به دست می‏آید که ادب قرائت کتب آسمانی دیگر نیز قرائت با صوت حزین بوده است. در این روایت آمده است:
«خداوند عزوجل به موسی بن عمران وحی کرد که هنگامی که در مقابل من می‏ایستی چون افراد بینوا و ذلیل بایست و هنگامی که تورات می‏خوانی با صدای حزین آن را بمن بشنوان.»(۹۰)
۷) قرائت با صدای متوسط
در مورد جهر و اخفات قرائت نیز حد خاصی توصیه شده است. جز در بعضی از موارد که بطور خاص قرائت اخفاتی توصیه و یا لازم شمرده شده است، بعنوان نمونه در نمازهای ظهر و عصر، بطور کلی قرائت قرآن با صوت میانه و معتدل توصیه شده است.
ابن ادریس از کتاب محمد بن علی بن محبوب به سند معتبری از امام صادق علیه‏السلام نقل نموده است که فرمود:
«همانا امام علی بن الحسین علیهما السلام خوش صداترین مردم در قرائت قرآن بود و صدایش را بلند می‏کرد تا آن جا که اهل خانه بشنوند.»(۹۱)
البته مقصود از صدای بلند در مقابل صدای آهسته و اخفاتی است ولی حدّ صوت بلند باید رعایت شود و صدا معتدل باشد. پیامبر اکرم (ص) در این باره به اباذر فرمودند:
«ای اباذر صدایت را در هنگام (تشییع) جنازه، در کارزار و [قرائت] قرآن پایین بیاور.»(۹۲)
هنگامی که ابابصیر برای درمان درد روحی خویش خدمت اما باقر علیه السلام عرض حال می‏نمود گفت که:
«وقتی قرآن را با صدای بلند می‏خوانم شیطان بر من در می‏آید.] وسوسه‏ام می‏کند].»
حضرت باقر علیه السلام درد وی را قرائت بسیار بلند دانسته فرمودند:
«ای ابابصیر [ابا محمد]، قرائتی [متوسط]، ما بین دو قرائت [کوتاه کوتاه و بلند بلند [بنما [بطوری که فقط] به اهل خانه‏ات صدایت را برسانی [و نه بر دیگران که در خانه نیستند.]»(۹۳)
روایت مرسلی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که مویدی بر مطلوبیت قرائت متوسط است:
«پیامبر اکرم (ص) بر ابابکر گذشتند حال آن که او آهسته می‏خواند؛ بر عمر گذشتند حال آن که بلند می‏خواند؛ و بر بلال گذشتند، حال آن که او مقداری از سوره‏ای و مقداری از سوره دیگر قرائت می‏کرد.
پس به ابابکر فرمود: بر تو گذشتم و تو آهسته قرائت می‏کردی. پس گفت: من به آن کس که با او نجوا می‏کنم، می‏شنوانم. پس پیامبر (ص) به او فرمودند: [صدایت را] مقداری بلند کن.
و به عمر فرمودند: بر تو گذشتم و تو بلند می‏خواندی. پس عمر گفت: [بدینوسیله] شیطان را طرد کرده و ختفه را بیدار می‏کنم. پس پیامبر فرمودند: [صدایت را] مقداری کوتاه نما و پائین بیاور. و به بلال گفتند: بر تو گذشتم و مقداری از این سوره و مقداری از سوره دیگر می‏خواندی. پس گفت: من بوی خوشی را با بوی خوش دیگر مخلوط کردم. پس پیامبر (ص) فرمودند سوره را آنگونه که هست قرائت کن.»(۹۴)
البته در بعضی از روایات قرائت آهسته نیز توصیه شده است که با توجه به روایات فوق، یا حمل بر مرتبه دیگری از مطلوبیت می‏شود و یا به مواردی چون قرائت در موضع تقیه یا در نماز ظهر و عصر حمل می‏شود. صاحب رسایل الشیعه اخفات قرائت را مستحب دانسته است؛ و بعضی دیگر مطلوبیت قرائت آهسته و بلند را به مطلوبیت صدقه سرّی و آشکارا تشبیه کرده‏اند.
ب) قرائت‏های نامطلوب
۱) قرائت هذرمی
هذرمه، بمعنای سرعت زیاد در گفتار و راه رفتن است و به خلط و قاطی کردن کلمات نیز هذرمه اطلاق می‏شود. امام صادق علیه السلام در روایتی فرموده‏اند:
«قرآن، بصورت هذرمة قرائت نمی‏شود و لکن بصورت ترتیل خوانده می‏شود»(۹۵)
ابن عباس نیز گفته است:
«دوست می‏دارم که قرآن را در سه روز ختم کنم تا آن که در یک شب و همراه با تخلیط و سرعت بسیار بخوانم.»(۹۶)
نامطلوب بودن این نوع قرائت که با تضییع ادای مناسب حروف همراه است، روشن است.
۲) قرائت همراه با تأثر ساختگی مفرط
گرچه تأثر واقعی از آیات قرآن و هماهنگ سازی نوع قرائت با مضمون آیات، مطلوب است؛ اما تأثر ساختگی و اظهار از خود بیخود شدن کاذب منهی و نامطلوب است.
جابربن عبداللّه می‏گوید: به امام باقر (ع) گفتم: گروهی اینگونه‏اند که هنگامی که چیزی از قرآن را بخوانند یا بر آن‏ها خوانده شود، بیهوش و از خود بی خود می‏شوند بطوری که اگر دو دست و دو پای آن‏ها قطع شود متوجه نمی‏شوند.
آنگاه امام باقر (ع) فرمودند:
«خداوند پاک و منزه است، این حالت آنان از شیطان است [نه از رحمن]، اینگونه توصیف نشده‏اند [نباید اینگونه در مقابل قرآن باشند]. آن [حالت مناسب در حال قرائت و سماع قرآن] نرمی، رقت، اشک و ترس از خداست.»(۹۷) مرحوم علامه مجلسی در ذیل حدیث می‏نویسد: «مراد آن است که اینان در ادعایشان دروغ می‏گویند.»(۹۸)
ج) قرائت مورد اختلاف
در میان روایاتی که به توصیه یا طرد چگونگی قرائت وارد شده است، بطور خلاصه چهار عنوان ترجیع، تغنی، قرائت به الحان و تطریب در این زمینه وارد شده است. درباره رابطه این گونه قرائات، بنظر می‏رسد که تفاوت زیادی بین آن‏ها نباشد و همه به نوعی به قرائتی که همراه با آواز و نغمه و خوشخوانی است، اشاره دارد. ولی روایات، در توصیه یا نهی از اینگونه قرائت مختلف است؛ حتی در عنوان واحد (مثل تغنی) روایات بظاهر متعارضی وجود دارد؛ از سوی دیگر مسأله تحریم غناء بطور مطلق (چه در ضمن قرائت قرآن و چه در ضمن مضامین دیگر) بر دیدگاه اندیشمندان در این زمینه سایه افکنده است. قبل از بررسی این نوع قرائت مجموعه روایاتی که در این زمینه رسیده است از نظر می‏گذرانیم.
▪ روایات قرائت ترجیعی
الف) حکایت قرائت پیامبر اکرم (ص)
عبداللّه بن مغفل مزنی می‏گوید:
«پیامبر اکرم (ص) در سال فتح مکه در یکی از مسیرهایش، سوره فتح را سوار بر مرکب قرائت کرد و در قرائت خویش ترجیع نمود.»(۹۹)
ب) روایت معتبره ابوبصیر
امام باقر (ع) فرمودند:
«ای ابا محمد (کینه ابوبصیر است) بخوان بگونه‏ای که نه آهسته باشد نه خیلی بلند. و صدایت را در قرائت قرآن در گلو بچرخان؛ چرا که خداوند صدای زیبایی که در آن ترجیع باشد دوست دارد».(۱۰۰)
در سند این روایت ابراهیم بن هاشم و علی بن ابی حمزة بطائنی قرار دارد. درباره ابراهیم بن هاشم توثیق خاصی وارد نشده است و به همین جهت بعضی روایات او را به «حسنه» تعبیر می‏کنند، اما با توجه به این که وی از معاریف بوده است و اجلاء از او روایت کرده‏اند و روایات کثیری دارد، صرف عدم ذم دلالت بر توثیق وی از سوی اندیشمندان عصر وی بوده است.
علی بن ابی حمزه بطائنی واقفی است و در بعضی از کلمات وی را اهل الوقف معرفی کرده‏اند، وی مذمت‏های متعددی دارد و در مقابل این مذمت‏ها، توثیقی برای او از جانب شیخ طوسی در کتاب عده(۱۰۱) وارد شده است، با توجه به این که بعضی از این مذمت‏ها مربوط به مذهب او است ـ نه وثاقت او ـ بعضی از آن‏ها محتمل است مذمت فرزند وی باشد چرا که هم پدر و هم پسر به ابن ابی حمزه مشهور هستند؛ بدین جهت توثیق وی از معارض قطعی خالی مانده و روایت موثقه خواهد بود.
مدلول این روایت معتبره لااقل نوعی از ترجیع در قرائت را مطلوب می‏شمارد.
▪ روایات قرائت بالالحان
ج) عبداللّه بن سنان از امام صادق علیه السلام روایت می‏کند که وی از قول پیامبر(ص) فرمود:
«قرآن را به آوازها و نغمه‏های (الحان) عرب قرائت کنید و از آوازهای اهل گناه و کبایر بپرهیزید. هر آینه پس از من مردمانی می‏آیند که قرآن را در گلو بچرخانند (ترجیع کنند)؛ مانند خوانندگی و نوحه‏خوانی و خواندن کشیشان که این قرائت از گلوی آن‏ها نگذرد [مقبول درگاه خداوند واقع نشود] دل‏های ایشان وارونه است و دل هر کس که از اینان خشنود شود، نیز وارونه است.»(۱۰۲)
د) حذیفة بن یمان، روایت مشابه دیگری را نقل کرده است، در نقل حذیفه بجای تعبیر ایاکم و لحون اهل الفسق و اهل الکبائر آمده است: ایاکم و لحون اهل العشق و اهل الکتابین.(۱۰۳) به تعبیر دیگر صدای آواز اهل عشق و هوس و نوع قرائت اهل دو کتاب تورات و انجیل منهی عنه قرار گرفته است.
▪ روایات قرآن با تغنی و غناء
ه) سعد بن ابی وقاص از پیامبر (ص) نقل کرده است که حضرتش فرمودند:
«قرآن بطور حزین نازل شده است، پس هنگامی که آن را قرائت کردید، بگریید. و اگر گریه نکردید، (لااقل) خود را به حال گریه بدارید. و با قرآن «تغنی» کنید که هر کس به قرآن تغنی ننماید از ما نیست».(۱۰۴)
در ذیل روایت تعبیر «من لم یتغن بالقرآن فلیس منّا» وارد شده است که در روایات دیگری نیز این تعبیر تکرار گردیده است. در این روایت بکاء و غناء، مقارن با هم ذکر شده است، گرچه تغنی همراه با حزن و فرح محقّق می‏شود اما به قرینه بکاء، مقصود از روایت تغنی محزون است. البته روایات مطلقی در تغنی نیز وجود دارد که مقارن با بکاء استعمال نشده است.
و) در روایت مرفوعه دیگر آمده است که پیامبر (ص) فرمودند:
«از ما نیست کسی که به قرآن تغنی نکند.»(۱۰۵)
ز) روایت دیگری نیز از پیامبر بدین صورت نقل شده است:
«خداوند به چیزی اجازه نداده است آنگونه که به پیامبر خوش صدایش اذن داده که قرآن را با تغنی و صدای بلند قرائت کند.»(۱۰۶) (با توجه به این که کلمه أذِن به معنای استماع هم آمده است این احتمال که بجای اجازه و اذن استماع خداوند نسبت به پیامبر باشد نیز می‏رود ولی در هر صورت دلالت روایت تمام است).
ح) شافعی از پیامبر روایت کرده است که فرمود:
«خداوند به چیزی اجازه نداده است آنگونه که به پیامبر خوش نغمه‏اش در قرائت قرآن اذن داده است.»(۱۰۷)
روایت اخیر بنظر می‏رسد با روایت قبل از آن در معنا یکسان باشد؛ گرچه در روایت اخیر، تعبیر تغنی وجود ندارد ولی از تعبیر «حسن ترنم» استفاده شده است که این کلمه خود بنوعی معنای تغنی را (در میان احتمالات مختلفی که بعضی ارئه کرده‏اند) روشن می‏کند. این روایت نیز احتمال روایت قبل را از جهت معنا بر می‏تابد.
▪ روایات تطریب قرآن
ط) محمد بن احمد قرطبی ناقل روایاتی است که از تطریب قرائت نهی کرده است. وی از ابن جریح نقل می‏کند که ابن عباس گفته است:
«پیامبر اکرم (ص) را مؤذنی بود که در اذان تطریب می‏نمود، پس حضرت رسول وی را فرمودند اذان آسان و روان است، پس اگر اذان گفتن تو آسان و روان باشد اذان بگو و گرنه اذان مگو.»(۱۰۸)
از این روایت وی نهی از تطریب اذان و حرمت آن را استفاده کرده است و پس از آن به طریق اولویت آن را به نهی از تطریب از قرائت قرآن تسری داده است.
وی همچنین ناخشنودی انس بن مالک از قرائت بلند و تطریب گونه زیاد المنیری را نقل می‏کند و از قول وی می‏گوید: صحابه اینگونه قرائت نمی‏کرده‏اند.(۱۰۹)
وی در نقل حکایات دیگری انکار سعید بن مسیب و قاسم را از قرائت تطریبی بازگو می‏نماید.(۱۱۰)
● کیفیت جمع عرفی بین این روایات
روایاتی که از نظر گذشت دارای مضمون واحدی نبود اما با توجه به نزدیکی یا تساوی معنایی کلمات وارده در هر یک (تغنی ـ تطریب، ترجیع و قرائت به الحان)، پیام همه آن‏ها را می‏توان در موضوع واحد دانست.
ابن منظور در معنای کلمه ترجیع می‏نویسد:
«رجع الرجل و ترجع: صدا را در گلویش چرخاند چه در قرائت، در اذان، در غناء و یا مزمار و یا غیر از اینها از آنچه به آن ترنم می‏شود... . ترجیع صدا بمعنای چرخاندن صدا در حلق است به مانند قرائت اصحاب الحان.»(۱۱۱)
ابن اثیر نیز در مفهوم الحان توضیحی می‏دهد که همه کلمات مشابه را شامل می‏شود وی می‏نویسد:
«الحون و الحان همان تطریب، ترجیع صدا و نیکو ساختن قرائت و شعر و غناء است.»(۱۱۲)
حتی در دیدگاه بعضی، روایاتی که در باب تحسین القرآئة وارد شده است به نحوی متضمن امر به ترجیع در قرائت است؛ چرا که بدون ترجیع اصولاً صدای نیکو محقق نمی‏شود. محمد ماجد بن ابراهیم حسینی که از علمای قرن دوازدهم می‏باشد در فن غناء و موسیقی، ید طولایی داشته است، وی در رساله‏ای که درباره موضوع و حکم غناء در اسلام تألیف کرده می‏نویسد:
«مقصود ما در این رساله آن است که [بیان کنیم] حسن صوت، فقط با مناسبات عددی محقق می‏شود که آن هم بر تحقق ترجیع‏های مختلف در غنا متوقف است. این نکته برای آنان که در انواع صدا تأمل کنند، واضح است؛ چرا که صدای صاف و بدون ترجیع اصولاً نه زیبا است و نه زشت و مدار حسن و قبح صدا به توازن و عدم توازن عددی صداهای مختلف است.»(۱۱۳)
جدای از روایاتی که در مطلق غنا وارد شده است، روایات مذکور در قرائت قرآن به اصوات ترجیعی و... سه دسته می‏شوند که عبارت است از:
۱) روایات دال بر لزوم یا حسن مطلق ترجیع و تغنی به قرآن.
۲) روایات دال بر تفصیل بین انواع ترجیع و تلحین از جهت مطلوبیت و عدم آن.
۳) روایات دال بر عدم جواز تطریب به قرآن مطلقا.
با صرف نظر از سند روایات، از جهت دلالی جمع عرفی و مقبولی بین دسته اول و سوم وجود دارد، شاهد جمع عرفی آن نیز روایات دسته دوّم است.
بدین ترتیب روایاتی که مطلق ترجیع را مجاز یا مطلوب دانسته است، به غنای اهل فسوق و عشق و غنای اهل کتاب (در مجموع غنای لهوی) تقیید می‏خورد و تطریب محرّم نیز در همین دایره قرار می‏گیرد.
البته اگر به سند روایات نظر کنیم، روایات تغنی در حد استفاضه بوده و تنها روایت معتبر در این روایات معتبره ابوبصیر مبنی بر مطلوبیت ترجیع در قرائت است. البته مضمون این روایت با ادله دیگری که وجود دارد ـ حتی اگر روایات دیگر ذکر شده آن را تقیید نزد ـ به ترجیع غیر لهوی تقیید خواهد خورد.
جمع عرفی مذکور در صورتی تمام است که روایاتی که درباره مطلق غناء وارد شده، منافاتی با مدلول این جمع نداشته باشد. اما در صورتی که از آن روایات، حرمت مطلق ترجیع و یا غناء را استفاده کنیم بدون تردید بین مدلول روایات تعارض خواهد افتاد و یا بدنبال جمع عرفی دیگری باید تلاش کرد.
فقهایی که فتوای به حرمت مطلق غناء داده‏اند، ناگزیر روایات مذکور را به معانی غیر ظاهر حمل نموده و یا اصولاً به طرد آن‏ها مبادرت ورزیده‏اند.


کلمات در حال جستجو
صحا , نیکی ه والدین , گربه های خانگی , فترت , انجام میدم دات کام , فروز رجایی فر , ساندویچ مرغ , استعفای سجادانوشیروانی , وزیر دفاع دولت دوازدهم , واوری ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
ای دننده همچو دن کرده رخان از خون دن , بوم‌شناختی سلامتی , آموزش و پرورش دورهٔ متوسطه , می‌گفت چشم شوخش با طره سیاهش , جدول بازارهای عمدهٔ صادراتی سنگاپور در دو سال ۱۹۶۰ و ۱۹۵۵، ۱۰ بازار عمدهٔ صادراتی سنگاپور (تمامی ارقام براساس میلیون دلار سنگاپور هستند) , قوه مجریه , داده‌های آزمایشگاهی , دل در گره زلف تو بستیم دگربار , ملحقات و مفردات , آب‌انبار گرمسار، گرمسار، قاجاریان ,

برخی منابع مهم خبری
banifilm.ir روزنامه بانی فیلم , persiankhodro.com پرشین خودرو , fa.alalam.ir العالم , donya-e-eqtesad.com دنیای اقتصاد , sourehcinema.ir سوره سینما , pana.ir خبرگزاری پانا , icana.ir خانه ملت , tejarat.donya-e-eqtesad.com تجارت فردا , hamshahrilinks.org روزنامه همشهری , musiceiranian.ir موسیقی ایرانیان ,

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!