جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷ / Friday, 20 April, 2018

خاستگاه فردیت


خاستگاه فردیت
ما انسان‌ها از جهات بی‌شماری با یکدیگر تفاوت داریم؛ خجالتی هستیم یا جسور، کک‌مکی یا رنگ‌پریده، راننده کامیون یا آرایشگر، بودایی یا پرسبیتری. گاهی در کلاس سوم سرطان می‌گیریم و گاهی یک قرن عمر می‌کنیم. اثر انگشت داریم. دانشمندان از چگونگی پیدایش این تنوع تنها درکی اجمالی دارند. بخشی از آن ریشه در تجربه‌های مختلفی دارند که پشت‌سر می‌گذاریم، از زمانی که در رحم مادر هستیم تا سال‌های کودکی و دوران بزرگسالی‌مان. این تاثیرات شکل‌دهنده شامل چیزهای مختلفی می‌شوند مانند کتاب‌هایی که می‌خوانیم و هوایی که در آن نفس می‌کشیم. علاوه بر این تنوع ما ریشه در ژن‌هایمان نیز دارد ــ میلیون‌ها تفاوت حروف‌چینی میان یک ژنوم و ژنوم دیگر. وقتی بحث ویژگی‌های فردی ما مطرح می‌شود، معمولا به طبیعت (nature) به مراتب بیشتر بها می‌دهیم تا به تربیت (nurture). یکی از دلایل آنکه چرا کلونینگ تولیدمثلی این همه وحشت برمی‌انگیزد، همین است. اگر ژن‌ها معادل هویت باشند، پس شخصی که حامل DNA کسی دیگر است، هیچ نفس متمایزی ندارد.
اما در این طرز تفکر نقصی عمیق هست؛ نقصی که چشم ما را روی طرز کار واقعی زیست‌شناسی ــ چه در مورد انسان و چه در مورد غیر آن ــ می‌بندد. یک مثال نقض مناسب E.coli است؛ گونه‌ای باکتری که میلیارد‌ها از آن در روده هر انسان بدون ضرر زندگی می‌کند. یک E.coli معمولی حدود ۴هزار ژن دارد (ما تقریبا ۲۰ هزارتا داریم). این میکروب با تغذیه از قند رشد می‌کند تا برای دوتا شدن آماده شود. دو نسخه از ژنوم خویش می‌سازد و تقریبا همیشه کاری می‌کند که نسخه‌های کاملی از ژنوم اولیه تولید شوند. یک میکروب دو نیم می‌شود و هر E.coli جدید یکی از دو ژنوم یکسان را دریافت می‌کند. به عبارت دیگر این دو باکتری کلون‌های یکدیگرند.
پس بدون تردید E.coli باید فقط طبیعت و فاقد تربیت باشد. کلنی زاده یک E.coli نیاکانی، صرفا یک میلیارد عموزاده یکسان هستند که همه با یک مجموعه خاص از ژن‌ها به دنیای اطراف خویش پاسخ می‌دهند. با این حال اگرچه باورکردنی به نظر می‌رسد، اما از حقیقت دور است. یک کلنی از E.coli‌های یکسان به لحاظ ژنتیکی، در واقع انبوهی از افراد مختلف است. در شرایط یکسان، رفتارهای متفاوتی از خود نشان خواهند داد. آنها اثر انگشت‌های خودشان را دارند.
برای مثال اگر دو E.coli به لحاظ ژنتیکی یکسان در کنار هم مشغول شنا باشند، یکی ممکن است متوقف شود در حالی که دیگری به چرخاندن دم‌های مارپیچ خود ادامه دهد. زیست‌شناس فقید، دانیل کوشلند (D.Koshland)، برای سنجش پایداری E.coli، یک‌بار باکتری‌های به لحاظ ژنتیکی یکسان را به یک لامل شیشه‌ای چسباند. آنها در آب شناور شدند در حالی که دم‌هایشان افسارشان بود. دکتر کوشلند مزه آسپارتات را به باکتری‌ها چشاند؛ اسید آمینه‌ای که آنها را جذب و وادار به شنا می‌کند. باکتری‌ها که به شیشه چسبیده‌ بودند، تنها کاری که می‌توانستند انجام دهند آن بود که دور خودشان بچرخند. دکتر کوشلند دریافت که بعضی E.coliهای کلون دو برابر دیگران به چرخیدن ادامه می‌دهند. E.coli به بسیاری از شیوه‌های دیگر نیز فردیت خود را بیان می‌کند. در شرایط یکسان، بعضی کلون‌ها خودشان را از موهای چسبنده‌ای می‌پوشانند که به آنها اجازه می‌دهد به سلول‌های میزبان بچسبند، در حالی که باکتری‌های دیگر بی‌مو باقی می‌مانند. اگر به یک کلنی E.coli لاکتوز (قند شیر) بدهید، بعضی آن را از طریق کانال‌های ویژه هورت می‌کشند و با آنزیم‌های ویژه هضم می‌کنند، در حالی که باکتری‌های دیگر دماغ میکروبی‌شان را بالا خواهند کشید و دور خواهند شد.
این تغییرات ناگهانی شخصیت E.coli برای باکتری‌ها ممکن است به معنای تفاوت میان مرگ و زندگی باشد. در هنگام تنش، بعضی اعضای یک کلنی با ساخت هزاران مولکول سمی و سپس ترکیدن، E.coliهای غیرخویشاوند اطراف‌شان را می‌کشند. اما هم‌کلون‌هایشان زنده می‌مانند و بدون رقیب پیش می‌روند. بعضی ویروس‌ها از طریق یکی از انواع بسیار کانال‌های موجود در غشای E.coli وارد این باکتری می‌شوند. در یک کلنی از باکتری‌های به لحاظ ژنتیکی یکسان، بعضی ممکن است مانند بالشتک سوزن پوشیده از این کانال‌ها باشند. دیگران ممکن است به‌کلی فاقد این کانال‌ها باشند. ویروس‌ها کلون‌های آسیب‌پذیر را خواهند کشت، در حالی که کلون‌های دیگر به زندگی ادامه خواهند داد.
دمدمی‌مزاجی E.coli می‌تواند برای ما نیز مسئله مرگ و زندگی باشد. بعضی سویه‌های این باکتری می‌توانند در روده، مثانه، خون و حتی مغز عفونت ایجاد کنند. در بسیاری از موارد، پزشکان تلاش می‌کنند این باکتری‌ها را با آنتی‌بیوتیک بکشند که مانع عملکرد عادی ژن‌ها و پروتئین‌هایشان می‌شود. یک آنتی‌بیوتیک قوی در یک کلنی حساس E.coli، بیشتر باکتری‌ها را خواهد کشت، اما نه همه آنها را. بعضی از آنها زنده خواهند ماند. بازماندگان از آن رو از مرگ می‌گریزند که در حیات برزخی عجیبی به نام پایندگی (persistence) به دام افتاده‌اند. هیچ پروتئین جدیدی نمی‌سازند و تقریبا رشد نمی‌کنند. آنتی‌بیوتیک‌ها قادر به کشتن پاینده‌ها نیستند زیرا در آنها چیزی برای حمله کردن وجود ندارد. تفاوت میان سلول‌های معمولی و پاینده‌ها را در DNAیشان نمی‌توان یافت. پس از آنکه سلول‌های پاینده از حمله آنتی‌بیوتیک‌ها جان به‌دربردند، بعضی از زادگانشان به رشد عادی بازمی‌گردند و کلنی را از نو می‌سازند. بیشتر فرزندان‌شان E.coli عادی خواهند بود اما برخی نیز «پاینده» خواهند شد. کلنی مرکب از همان کلون‌های جورواجور(!) باقی می‌ماند.
کلید درک اثر انگشت در E.coli تشخیص این نکته است که باکتری‌ها صرفا ماشین‌هایی ساده نیستند. مولکول‌های E.coli برخلاف سیم و ترانزیستور، شُل و تیک‌دار و پیش‌بینی‌ناپذیرند. در یک وسیله الکترونیکی نظیر کامپیوتر یا رادیو، الکترون‌ها با جریانی یکنواخت در مدارهای ماشین جاری می‌شوند، اما در E.coli مولکول‌ها همدیگر را هل می‌دهند و سرگردانند. وقتی E.coli برای ساخت یک پروتئین از ژنی استفاده می‌کند، ذخیره رو به افزایشی از آن با ریتم یکنواخت تولید نمی‌کند. بلکه پروتئین‌ها را هر از گاهی به طور نامنظم بیرون می‌دهد. یکی از کلون‌ها ممکن است ظرف یک ساعت ۵ یا ۶ نسخه از یک ژن تولید کند، در حالی که کلون دیگری در کنار آن هیچ پروتئینی تولید نکند.
مایکل الوویتز (M.Elowitz)، فیزیکدان کلتک (انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا)، در آزمایشی بی‌نظیر این فوران‌ها را به نمایش درآورده است. او و همکارانش E.coli را وادار کردند پروتئین‌های لازم برای تغذیه از لاکتوز را تولید کند. دکتر الوویتز و همکارانش ژن‌های دیگری نیز به این باکتری‌ها افزودند، طوری که وقتی پروتئین‌های هضم‌کننده می‌ساختند، نور نیز ساطع می‌کردند. دکتر الوویتز دریافت که این باکتری‌ها تابش یکنواختی تولید نمی‌کنند. آنها سوسو می‌زدند؛ گاهی به‌روشنی، گاهی به‌تاریکی. و هنگامی که دکتر الوویتز از کلنی عکس فوری گرفت، آنچه دیده می‌شد دریای یکنواختی از نور نبود. بعضی میکروب‌ها در آن لحظه تاریک بودند در حالی که دیگران با تمام توان می‌درخشیدند.
این فوران‌های گاه و بی‌گاه می‌توانند روی چگونگی رفتار E.coli تاثیر بلند‌مدتی داشته باشند. میان حالت‌های بسیار متفاوت تعادل ظریفی برقرار است و گاهی اشاره کوچکی می‌تواند آن را به یکی از دو طرف هدایت کند. برای مثال تحت بعضی شرایط تبدیل E.coli به لاکتوز‌خواری حریص یا بی‌میل بسیار آسان است. به‌طور مطلقا تصادفی میکروبی ممکن است تعداد زیادی کانال مکنده لاکتوز بسازد که سبب شود مقدار زیادی قند جذب کند. لاکتوز می‌تواند پروتئین‌های بازدارنده را از ژن‌های E.coli دور نگه دارد و به این ترتیب موجب شود که میکروب همراه با آنزیم کانال‌های بیشتری بسازد. این باعث می‌شود که لاکتوز بیشتری به درون سلول سرازیر شود. درنتیجه میکروب در چرخه بازخورد قندخواری به دام می‌افتد.
از سوی دیگر همان میکروب در اثر تصادف محض ممکن است آن همه کانال تولید نکند. نمی‌تواند پروتئین اضافی به درون بکشد. آن چند مولکول لاکتوزی که می‌توانند از طریق غشای آن نفوذ کنند کمتر از آنند که مانع پروتئین‌های بازدارنده شوند. ژن‌های هضم‌کننده لاکتوز آن خاموش می‌مانند و نمی‌تواند از خوردن خوراک قند شیر لذت ببرد. به عبارت دیگر در چرخه بازخورد منفی خود به دام می‌افتد. پژوهش‌های دیگر نشان می‌دهند که مسوول پایندگی، پوشش مو، خودکشی فداکارانه و آسیب‌پذیری در برابر ویروس‌ها نیز همین پارازیتی بودن پیش‌بینی‌ناپذیر دستگاه سلولی E.coli است. مهم‌ترین پرسش از نظر بسیاری از دانشمندان آن است که چرا E.coli طوری تکامل یافته است که پارازیت بتواند چنین تغییرات شدیدی در زیست‌شناسی آن ایجاد کند.
مدل‌های ریاضی نشان می‌دهند که E.coli از پارازیت به عنوان راهی برای محکم‌کاری استفاده می‌کند. یک کلنی E.coli نمی‌تواند آسوده منتظر بماند تا در آنتی‌بیوتیک خیس بخورد و وارد مرحله پایندگی شود. پیش از آنکه موفق شوند کشته خواهند شد. در عوض پارازیت سبب می‌شود کسری از آنها پاینده شوند. چنانچه با آنتی‌بیوتیک‌ها برخورد کنند، دست‌کم تعدادی زنده خواهند ماند. در صورتی هم که سروکله آنتی‌بیوتیک‌ها پیدا نشود، اکثریت باکتری‌ها می‌توانند به رشد و تقسیم ادامه دهند. به نظر می‌رسد E.coli از قاعده‌ای عام پیروی می‌کند. میکروب‌های دیگر نیز از پارازیت بهره می‌گیرند و همچنین حشرات، کرم‌ها و انسان. بعضی سلول‌های حساس به نور در چشم ما با نور سبز تنظیم شده‌اند و بقیه با نور قرمز. تبدیل شدن به یکی از این دو کاملا تصادفی است. یک پروتئین ممکن است به تصادف ژن سبز را روشن کند یا ژن قرمز را، اما نه هر دو را.
در دماغ ما سلول‌های عصبی می‌توانند از میان صدها نوع مختلف گیرنده‌های بویایی یکی را انتخاب کنند. هر سلول فقط یکی را انتخاب می‌کند و شواهد نشان می‌دهند که این انتخاب تحت کنترل فوران پیش‌بینی‌ناپذیر ساخت پروتئین‌ها در هر سلول عصبی است. دادن اجازه تصمیم‌گیری به پارازیت به‌مراتب به‌صرفه‌تر از ساخت پروتئین‌هایی است که بتوانند صدها ژن گیرنده بویایی را یک‌به‌یک کنترل کنند. ژن‌های یکسان نیز می‌توانند در سلول‌های ما رفتار متفاوتی داشته باشند، زیرا اتم‌های کربن و هیدروژن که گروه‌های متیل نامیده می‌شوند، بخشی از DNA ما را می‌پوشانند. گروه‌های متیل می‌توانند تعیین کنند که ژن‌ها پروتئین بسازند یا خاموش بمانند. در انسان (و نیز در جانداران دیگری نظیر E.coli)، گروه‌های متیل گاهی از DNA کنده یا به مکان‌های جدیدی متصل می‌شوند. در تغییر بعضی گروه‌های متیل ممکن است تصادف محض مسوول باشد و گروه‌های دیگر را ممکن است مواد غذایی و سموم تغییر دهند.
دوقلوهای یکسان ممکن است ژن‌های تقریبا یکسانی داشته باشند، اما گروه‌های متیل‌شان در زمانی که به دنیا می‌آیند از هم متمایز است و با گذشت سال‌ها پیوسته متفاوت‌تر می‌شود. با تغییر الگوها، افراد کم‌وبیش در برابر سرطان و بیماری‌های دیگر آسیب‌پذیر می‌شوند.
شاید به دلیل این تجربه باشد که دوقلوهای یکسان اغلب با چند سال فاصله از یکدیگر می‌میرند. آنها اصلا یکسان نیستند. این الگوهای متفاوت نیز یکی از دلایل آنند که کلون‌های انسان و جانوران هرگز نمی‌توانند نسخه‌های کامل یکدیگر باشند. با استفاده از DNA یک گربه چیتی به نام رنگین‌کمان نخستین بچه‌گربه کلون‌شده به نام سی‌سی (Cc به معنای کربن کپی یا رونوشت است ـ م) ایجاد شد. اما سی‌سی کپی رنگین‌کمان نیست. رنگین‌کمان سفید با لکه‌های قهوه‌ای، خرمایی و طلایی است. سی‌سی راه‌راه خاکستری دارد. رنگین‌کمان خجالتی است. سی‌سی زودجوش و معاشرتی است. رنگین‌کمان چاق و سنگین اما سی‌سی باریک و خوش‌هیکل است. علت بعضی از این تفاوت‌ها احتمالا تغییراتی است که در گروه‌های متیل رخ داده است. الگوی منحصر به فرد فوران‌های پروتئینی در سلول‌های افراد کلون‌شده نیز ممکن است موجب تغییر آنها شود. همان مولکول‌هایی که آنها را می‌سازند، به آنها فردیت نیز می‌بخشند.
دست‌کم، فردیت E.coli برای کسانی که طبیعت انسان را به حساب نوعی جبر ژنتیکی ساده می‌گذارند، باید به منزله هشداری باشد. موجودات زنده صرفا برنامه‌هایی نیستند که نرم‌افزار ژنتیکی آنها را اجرا کند. حتی در میکروب‌های ریز هم ژن‌های یکسان و شبکه ژنتیکی یکسان ممکن است به سرنوشت‌های متفاوت منجر شود.

کارل زیمر
ترجمه کاوه فیض‌اللهی
Zimmer, C. ۲۰۰۸. Microcosm: E. coli and the New Science of Life. Pantheon

منبع : روزنامه کارگزاران

مطالب مرتبط

فیزیولوژی غده آدرنال

فیزیولوژی غده آدرنال
● غدد فوق کلیوی (Adrenal )
این غدد روی کلیه ها قرار دارند و وزن هر غده حدود ۵ گرم است. هر غده از دو بخش قشر(Adrena Cortex ) و مغز ( Adrenal Medulla) تشکیل شده است که هر بخش هورمون های جداگانه ای ترشح می کنند.
● بخش قشری غده آدرنال
اهمیت قشر غده آدرنال از مغز یا مدولای آن بیشتر است. بطوریکه برداشتن این بخش موجب مرگ می شود در حالیکه تخریب و یا برداشتن بخش مدولا فقط اختلالاتی را ایجاد می نماید.قشر غده آدرنال هورمون هایی با عنوان کورتیکوستروئید را تولید می کند که از جنس استروئید هستند. قشر آدرنال به ترتیب از خارج به داخل از سه لایه تشکیل شده است که عبارتند از :
▪ بخش گلومرولا که نسبتا نازک بوده و ترشح مینرالوکورتیکوئیدها مانند آلدوسترون را بر عهده دارند که در متابولیسم ترکیبات معدنی بویژه سدیم و پتاسیم نقش دارند.
▪ بخش فاسیکولا که ضخامت بیشتری دارد و ترشح گلوکوکورتیکوئیدها مانند کورتیزول و کورتیکوسترون را بر عهده دارد که بر متابولیسم مواد قندی اثر گذاشته و قند خون را زیاد می کنند. ▪ همچنین بر متابولیسم پروتئین ها و چربی ها نیز نقش دارند.
▪ بخش رتیکولا که در مجاورت قسمت مرکزی غده آدرنال قرار دارد ترشح آندروژن ها را بر عهده دارد که فعالیت آنها شبیه هورمون های جنسی نر و ماده می باشد.
● اثرات فیزیولوژیک هورمون های قشر آدرنال
هورمون های قشر آدرنال دارای دو اثر مهم مینرالوکورتیکوئیدی و گلوکوکورتیکوئیدی و اثرات ضعیف آندروژنی هستند. تقریبا تمام اثرات گلوکوکورتیکوئیدی مربوط به کورتیزول و اثرات مینرالوکورتیکوئیدی مربوط به آلدوسترون است.کورتیزول دارای اثر مینرالوکورتیکوئیدی مختصری نیز است ولی اثر آلدوسترون در احتباس سدیم ۵۰۰ برابر قوی تر از کورتیزول است. با توجه به میزان ترشح آلدوسترون ( ۱۵۰ میکروگرم) و کورتیزول (۲۰ تا ۲۵ میلی گرم) در شبانه روز مسلم است که اثرات گلوکوکورتیکوئیدی منحصر به کورتیزول است و این هورمون بعلت ترشح بسیار زیادتر از آلدوسترون، قسمتی از اثرات مینرالوکورتیکوئیدی در بدن را نیز انجام می دهد.
● اثرات گلوکوکورتیکوئیدها :
به علت پخش گیرنده های کورتیزول در نقاط مختلف بدن این هورمون آثار فیزیولوژیک وسیعی را در همه جای بدن موجب می شود. مهمترین اثر کورتیزول افزایش مقاومت بدن در مواقع استرس و تداوم حیات است.اثرات عمده کورتیزول عبارتند از :
۱) اثر در سوخت و ساز مواد قندی :
اثر اصلی کورتیزول هنگامیکه گلوکز مورد احتیاج نباشد، افزایش ذخیره گلیکوژن در کبد و به مقدار کمتر در عضلات و قلب است. ولی در شرایط بی غذایی موجب می شود که بافتهای مهم بدن گلوکز کافی دریافت کنند، اگر فردی از خوردن غذا خودداری کند پس از مدتی ذخیره گلوکز تمام می شود، در صورتیکه وجود گلوکز برای فعالیت مغز ضروری است. در چنین شرایطی کورتیزول از طرق مختلفی قند خون را افزایش می دهد.
۲) اثر بر سیستم عصبی :
تغییرات میزان کورتیزول سبب تغییراتی در آستانه حس ها ، حافظه ، هوش و تمرکز مغزی می شود. این اثرات در کمبود کورتیزول بصورت افسردگی ، خمودگی و ندرتا روان پریشی و نیز تغییراتی در حس های شنوایی، چشایی و بویایی می گردد. این تغییرات احتمالا از طریق کاهش جریان خون مغزی و اثر بر هدایت جریان های عصبی و تحریک پذیری سلول های عصبی ایجاد می شوند.
۳) اثرات ضد التهابی :
کورتیزول از طریق کاهش نفوذپذیری مویرگ ها از نشت پلاسما بداخل بافتها جلوگیری کرده و سبب کاهش التهاب و التیام سریعتر زخم ها می گردد
همچنین کورتیزول در متابولیسم مواد پروتئینی و چربیها، در حفظ فشار خون طبیعی ، مقاومت عضلات، افزایش اسید معده ، در تکامل رشد ریه در جنین، جذب آب و سدیم در کلیه ها ، کاهش لنفوسیت های خون و در بعضی از حیوانات در شروع و ادامه زایمان نقش موثری ایفا می نماید.
● اثرات مینرالوکورتیکوئیدی:
اگر چه بعضی از استروئید های قشر آدرنال مانند کورتیکوسترون و کورتیزول دارای اثرات مینرالوکورتیکوئیدی هستند ولی مهمترین مینرالوکورتیکوئید در انسان آلدوسترون است که دارای اثرات زی ر می باشد:
۱) کاهش دفع سدیم از ادرار
۲) افزایش دفع پتاسیم و یون هیدروزن در ادرار
۳) افزایش جذب آب در کلیه و جلوگیری از هدر رفتن آب بدن
● اثرات آندروژنی:
در قشر غده آدرنال چند هورمون جنسی نر ( آندروژن ) و به مقدار کمتری هورمونهای جنسی ماده ( استروژن و پروژسترون ) ساخته می شوند. آندروژن های قشر آدرنال در جنس نر به رشد اندام های جنسی در دوران کودکی کمک می نمایند.آندروژن های قشر آدرنال اثرات خفیفی در زنان نه تنها قبل از بلوغ بلکه در سراسر زندگی دارند.قسمت زیادی از رشد مو های زیر بغل و زهار در زنان ناشی از عمل این هورمون هاست. در زنان اگر ترشح آندروژن های قشر آدرنال از حد طبیعی بیشتر شود ، نشانه هایی از صفات ثانویه جنسی مردانه مانند بم شدن صدا ، پرمویی (Hirsutism ) کاهش رشد پستان ها و بزرگ شدن کلیتوریس(Clitoris ) ظاهر می گردد.که به این اختلال سندرم آدرنوژنیتال گویند.
● هیپوکورتیکوئیدی و هیپرکورتیکوئیدی:
کمبود هورمون های قشر غده آدرنال(هیپوکورتیکوئیدی ) باعث بیماری آدیسون(Addison ) و افزایش غیر طبیعی آنها موجب بیماری کوشینگ می شود. در بیماری آدیسون که در اثر تحلیل و کوچک شدن قشر آدرنال ایجاد می شود، حجم خون و فشار آن و بازده قلبی کاهش می یابد و ضعف و رخوت عمومی همراه با پیگمنتاسیون ( ایجاد لکه های قهوه ای و سیاه ) در نواحی نازک پوست بویژه در مخاط لب ها و نوک پستان ها می گردد. اگر بیمار درمان نشود در ظرف چند روز تا چند هفته بعلت ضعف شدید و شوک گردش خونی می میرد.
در بیماری کوشینگ که از رشد بیش از حد قشر آدرنال(هیپرکورتیکوئیدی ) به وجود می آید، بافت چربی در نواحی گردن و پشت افزایش می یابد ولی دست و پا ها لاغر می شوند، ضعف عضلانی عارض می شود و پوست نازک و استخوان ها شکننده شده و افسردگی و اضطراب و اختلال در حافظه نیز ایجاد می شود.بعلاوه در این بیماران صورت خیزدار و پف کرده و حاوی جوش های فراوان همراه با رشد زیاد مو در صورت مشاهده می گردد.
● تنظیم ترشح کورتیکوستروئیدها
ترشح کورتیزول و کورتیکوسترون و آندروژن های غده آدرنال به وسیله هورمون آدرنوکورتیکوتروپین(ACTH ) که محرک قشر آدرنال است و از هیپوفیز قدامی ترشح می شود، تنظیم می گردد. ترشح ACTH نیز به نوبه خود توسط فاکتور آزادکننده کورتیکوتروپین(CRF ) تنظیم می شود.
درد و ناراحتی های عصبی و روانی با تاثیر بر هیپوتالاموس ، ترشح CRF را افزایش می دهند که در نتیجه آن به افزایش ترشح کورتیکوستروئید ها منجر می شود.بالا رفتن میزان کورتیزول در خون با اثر مستقیم بر هیپوتالاموس و هیپوفیز باعث کاهش ترشح CRF و ACTH می گردد.بر عکس هنگام کاهش کورتیزول در خون ترشح هورمون های مذکور افزایش می یابد. ترشح هورمون های کورتیزول و CRF و ACTH در شبانه روز حالت نوسانی دارد ، بطوریکه در ساعات اولیه صبح زیاد و در هنگام غروب کم است.

وبگردی
مراسم افتتاحیه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر
مراسم افتتاحیه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر شامگاه چهارشنبه با نمایش «آن سوی ابرها» ساخته مجید مجیدی در سینما فلسطین آغاز بکار کرد.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
اقدام عجیب سیف/ پرداخت پاداش 1 میلیارد و 200 میلیون تومانی به معاون
اقدام عجیب سیف/ پرداخت پاداش 1 میلیارد و 200 میلیون تومانی به معاون - عضو کمیسیون برنامه‌، بودجه و محاسبات مجلس از پرداخت پاداش میلیاردی در بانک مرکزی خبر داد و گفت: آقای سیف، رئیس کل بانک مرکزی؛ معاون خود را بازنشسته کرد و به او یک میلیارد و 200 میلیون تومان پاداش داد و دوباره این معاون بازنشسته را یک هفته بعد در همان شغل منصوب کرد.
حکومت نمی‌تواند ارتباط درستی با مردم برقرار کند
حکومت نمی‌تواند ارتباط درستی با مردم برقرار کند - خود اين سیاست‌گذاران توليد داخلي را بي اعتبار كردند، امنيت شبكه‌هاي داخل را از بين بردند و... حالا اعتراض مي‌كنند كه چرا رفتيد سراغ شبكه‌هاي خارجي؟ و مدعی‌اند که همه اطلاعات دست موساد و سيا و ام‌آي‌سيكس است؛ گویی که مثلا در ایمیل یاهو و جی‌میل چنین نیست؟! درحالي‌كه مسئوليت این وضع بر عهده سيستم است. وقتي رسانه‌هاي داخل تحت فشار هستند و رسانه رسمی یکسویه هر چه می‌خواهد می‌گوید و با اخبار نا‌صحیح مواجه…
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!
رقص های قبل از تو سوء تفاهم بود
رقص های قبل از تو سوء تفاهم بود - پایتخت ۵ با داستان های نقی و تقی ، رحمت و رحمان و رحیم سارا و نیکا و ارسطو و پرستوش
گفتگو با فرد کشمیری به نام سرباز روح الله که در ایران به سفارتخانه‌ها حمله می‌کرد
گفتگو با فرد کشمیری به نام سرباز روح الله که در ایران به سفارتخانه‌ها حمله می‌کرد - خشت خام / نوبت سی و پنجم / گفتگوی حسین دهباشی با سرباز روح الله رضوی