پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

قرآن و انسان معاصر


قرآن و انسان معاصر
سنت لایتغیر الهی بر تعلیم انسانها است. این سنت با سرشتن فطرت آدمیان بر میل دانایی و امکان آگاهی محقق شده است. همه آدمیان به شدت و ضعف از این علم متعارف که اکتسابی و تدریجی است برخوردارند.
در ضمن, امکان علم شهودی نیز برای هر انسانی که باطنش را از آلودگی ها پاکیزه کرده و مطهر و مزکی و مخلص شده باشد فراهم است. هیچ دلیل قرآنی بر انحصار علم شهودی در افرادی خاص در دست نیست.
قرآن کریم علم غیب استقلالی را منحصر در ذات ربوبی دانسته و علم غیرمتعارف پیامبران از طریق وحی را به رسمیت شناخته است. پیامبران علم غیب تبعی دارند، این علم لدنی، موهبتی و دفعی است، همه غیب را در بر نمی گیرد، پیامبران و بالاخص پیامبر اسلام حضرت محمدبن عبدالله (ص) جز آنچه خداوند از طریق وحی در اختیار آنها قرار داده از غیب مطلع نیستند. دیگر علوم پیامبر(ص) اکتسابی و از سنخ علوم متعارف بشری است.
آیا قرآن کریم علم غیب یا علم لدنی یا علوم فوق بشری را برای غیرپیامبران به رسمیت شناخته است یا نه؟ اگر بله، این افراد که در اطلاع از عالم غیب و در شیوه تعلیم همانند پیامبرانند چه کسانی هستند؟ به شکل مشخص تر آیا علم لدنی و فوق بشری منسوب به ائمه اهل بیت (ع) مستند قرآنی دارد یا نه؟
● آیات مرتبط با علوم غیرمتعارف انسانهای غیر پیامبر به قرار ذیل است:
۱) علم طالوت؛ طالوت پیامبر نیست اما با اخبار پیامبر عصر خود- که قرآن نامش را ذکر نکرده است- توسط خداوند به عنوان ملک و سلطان یا فرمانده سپاهیان برگزیده شده است. عبارت "زاده بسطه فی العلم و الجسم" (بقره/ ۲۴۷) به معنای "خداوند او را در دانش و بدن افزونی داده است" مورد بحث است. اما آیه دلالتی بر کیفیت علم طالوت ندارد، اینکه این دانش افزایی از طریق اکتسابی و متعارف بوده یا از طریق لدنی و غیرمتعارف, آیه ساکت است. خبر طالوت از آزمایش الهی سپاهیان به نوشیدن آب نهر (بقره/۲۴۹) نیز اگرچه خبری غیبی است اما مشخص نیست طالوت این خبر را از طریق پیامبر عصر خود دریافت کرده یا مستقیماً مطلع شده است.
۲) علم ذی القرنین؛ ذوالقرنین که در سوره کهف آیات ۸۳ تا ۹۸ مورد بحث قرار گرفته، سلطانی مومن و قوی بوده است، اما به عنوان پیامبر معرفی نشده است. آیه ذیل اشاره به علم ویژه ذی القرنین دارد. «به ذی القرنین گفتیم یا آنها را عذاب می کنی یا با آنها به نیکی رفتار می کنی» (کهف/ ۸۶) که دلالت بر یکی از دو امر ذیل دارد: یکی تأیید او با وحی (غیررسالی) یا الهام، دیگری یکی از پیامبران الهی نزد او بوده و او را با تبلیغ وحی الهی پشتیبانی می کرده است.
در قران کریم غیر از این دو نفر که با اسم یا لقب از آنها یاد شده، از فرد دیگری با اسم به عنوان دارنده علم غیرمتعارف ذکری به میان نیامده است. سخن گفتن خدا با حضرت مریم و مادر موسی را به عنوان جزئی از معجزات دو پیامبر الهی یعنی موسی (ع) و عیسی (ع) به آن دو پیامبر ملحق کردیم. علم فرابشری خضر (ع) را که در قرآن تنها با عنوان «بنده ای از بندگان ما که رحمت خویش بر او ارزانی داشته بودیم و خود به او دانش آموخته بودیم» (کهف/ ۶۵) از او یاد شده است براساس معرفی رسول الله (ص) را در بحث قبل در زمره پیامبران الهی محسوب داشتیم، فردی که علمی مافوق پیامبر زمانه (موسی) دارد.
اما در قرآن کریم سه تعبیر دیگر یافت می شود که نیاز بحث است: اول: راسخون فی العلم، دوم: من عنده علم الکتاب، سوم: الذین اوتوا العلم.
● عبارت اول: الراسخون فی العلم
رسوخ در علم یعنی ثبات شدید در دانش. قرآن کریم در دو جا از این تعبیر استفاده کرده است یکی در آیه هفتم سوره آل عمران: "اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد، بعضی از آیاتش محکماتند، این آیه ها ام الکتاب هستند، و بعضی آیات متشابهاتند، اما آنها که در دلشان میل به باطل است، به سبب فتنه جویی و میل به تأویل، از متشابهات پیروی می کنند، در حالی که تأویل آنرا جز خداوند نمی داند، و آنان که در علم راسخند می گویند ما به آن ایمان آوردیم، همه از جانب خداوند ماست، و جز خردمندان پند نمی گیرند."
راسخون در علم در مقابل بیماردلان است. واو قبل از راسخون واو استیناف است، نه واو عطف، بنابراین در این آیه تأویل منحصر به خداوند است. قول دوم واو قبل از راسخون را واو عطف دانسته و راسخون در علم را شریک خداوند در علم به تأویل می داند. بنابر هر دو قول رسوخ در علم ظهوری در علم لدنی ندارد، راسخون همانند مطهران و مخلصانند. هر مسلمانی به میزان برخورداری از اخلاص و طهارت باطنی و کوشش در کسب معارف الهی امکان دست یابی به مرتبه رسوخ در علم را داراست. هیچ دلیل قرآنی بر انحصار «راسخون فی العلم» در افراد خاص در دست نیست. بنابر اعتقاد شیعه, ائمه اهل بیت(ع) در صدر راسخون در علم هستند.
آیه دوم درباره یهودیان است، پس از مذمت یهودیان منحرف متذکر می شود: اما راسخون در علم از ایشان و مومنان ]از ایشان[ به آنچه بر تو نازل شده و آنچه قبل از تو نازل شده ایمان می آورند» (نساء/ ۱۶۳) خداوند دو دسته از یهودیان را اهل هدایت معرفی می کند، یکی عالمان فرهیخته و بصیر یهودی که از آنها با تعبیر راسخون در علم یاد می کند، دیگری مومنان غیرعالم. بدیهی است که این عالمان یهودی با علم کسبی متعارف عالمند، حال عالمان مسلمان که آنها نیز با تعبیر واحدی راسخون در علمند چگونه با علم لدنی به این رسوخ دست یافته اند؟ رسوخ در علم ظهوری در علم لدنی ندارد.
● عبارت دوم: من عنده علم الکتاب
قرآن کریم در دو جا از دارنده علم الکتاب یاد کرده است، یکی در قصه سلیمان (ع): سلیمان از اطرافیانش درخواست کرد که تخت ملکه سبا را قبل از تسلیم شدنشان نزد وی بیاورند، عفریتی از میان موجودات ناپیدا گفت من قبل از آنکه از جایت برخیزی آنرا نزد تو حاضر می کنم، «و آن کس که از علم کتاب بهره ای داشت گفت: من پیش از آنکه از جایت برخیزی، آنرا نزد تو بیاورم» (نمل/ ۴۰) صاحب علم الکتاب به قرینه مقابله اش با عفریت من الجن می باید انسان باشد. قرآن به نام این صاحب علم الکتاب اشاره ای نکرده است. مراد از کتاب یا کتب آسمانی است یا لوح محفوظ. علم به کتاب هرچه هست علم به خداوند و ارتباط با اوست و ظاهر در علمی خارق عادت و غیر اکتسابی است. روایات صاحب این علم را آصف بن برخیا(وزیر و وصی سلیمانی) یا خضر ، جبرئیل یا صاحب اسم اعظم معرفی کرده اند. صاحب تفسیر کبیر اصرار دارد که او کسی جز خود سلیمان نیست.
آیه دوم: سوره رعد آیه ۴۳ :" آنان که کافر شده اند می گویند تو فرستاده خدا نیستی, بگو خدا و هرکس که از کتاب آگاهی داشته باشد به شهادت میان من و شما کافی است."
درباره اینکه مراد از کتاب در عبارت من عنده علم الکتاب چیست احتمالات ذیل در میان مفسران یافت می شود:
ـ احتمال اول: لوح محفوظ. بنابراین قول مطلع از لوح محفوظ جز خداوند نیست و شاهد بررسالت نیز منحصر در خداوند خواهد بود. این احتمال خلاف ظاهر است.
ـ احتمال دوم: تورات و انجیل. بنابراین احتمال شاهد دوم رسالت, عالمان یهودی یا مسیحی هستند. اما در دوران مکه هنوز ایشان مسلمان نشده بودند و سوره رعد مکی است.
ـ احتمال سوم : قرآن کریم. معنای آیه بنابراین احتمال چنین میشود : عالمان به قرآن نیز همانند خداوند به رسالت پیامبر(ص) شهادت می دهند؛ هرکس که با محتوای قرآن آشنا باشد محمد (ص) را رسول خدا خواهد دانست.
براساس بسیاری روایات این آیه درشأن امام علی بن ابیطالب (ع) نازل شده است و این از فضایل ایشان است که ادای شهادت به رسالت محمد(ص) کرده است.
اما برخورداری از علم الکتاب ظهوری در علم لدنی یا غیر متعارف ندارد و با اکتساب از محضر رسول الله(ص) نیز چنین علمی میسر بوده است.
● عبارت سوم: الذین اوتو العلم
کسانی که به آنها دانش داده شده است. در چندین آیه قرآن کریم استعمال شده است( از جمله روم/۵۶، سبا/ ۳۴ ، محمد /۴۷، نحل/ ۲۷ ، اسراء / ۱۰۷ ، حج/۵۴ ، عنکبوت /۴۹). این عبارت هیچ دلالتی بر علم لدنی و غیر متعارف ندارد و علم کسبی و متعارف را نیز بسادگی در بر می گیرد. به عنوان نمونه آیه ۶۸ سوره مجادله:"خداوند آنها را از شما ایمان آورده اند بالا می برد و آنها که علم به ایشان داده شده است درجاتی بالا می برد." بدون تردید از "الذین اوتوا العلم" علمای مومن اراده شده است و هیچ دلیل قرآنی بر انحصار آن در افراد خاصی در دست نیست.
تعبیر اولوالعلم در آیه ۱۸ سوره آل عمران نیز دانشمندان اراده کرده است و از آن انحصار استشمام نمی شود. همین استدلال در مورد تعابیر شهادت، شهید و شاهد نیز جاری است. تعبیر"اذن واعیه"(حاقه/ ۱۲) (گوش نگاهدارنده اندرز) که در برخی روایات بر امام علی (ع) تطبیق شده است، از باب جری و تطبیق است و انحصار در معنای آیه را باعث نمی شود.
● نتیجه بحث:
۱) در قرآن علم لدنی (دانش غیرمتعارف و فرابشری) غیر پیامبران در موارد ذیل به رسمیت شناخته شده است: یکی عبدصالح معاصر موسی (بدون ذکر نام)؛هر چند در روایات نبوی وی خضر پیامبر معرفی شده است. دیگری "صاحب علم من الکتاب" از ملازمان سلیمان. اما گسترش علم طالوت دلالتی بر چنین علمی ندارد.
۲) قرآن خبر از سخن گفتن خداوند( وحی غیر رسالی یا الهام) با حداقل سه تن از غیر پیامبران داده است: مریم، مادر موسی و ذوالقرنین.
۳) علم لدنی و سخن گفتن ویژه خداوند با غیر پیامبران اگرچه ممتنع نیست، اما آیات قرآن جز موارد فوق را ارائه نکرده است.
۴) عبارتهای «راسخون فی العلم» در سوره آل عمران و «من عنده علم الکتاب» در آخر سوره رعد، دلالتی بر علم لدنی و غیرمتعارف ندارد و با علم اکتسابی از رسول الله (ص) نیز کاملاً سازگار است. هکذا عبارات"اولوا العلم" و "الذین اوتوالعلم".
۵) مستند علم لدنی غیر اکتسابی و فرابشری منسوب به ائمه اهل بیت(ع)- بنابر نظر رسمی و مشهور شیعه - روایات منقول از ایشان است. بحث در سند و دلالت این روایات مجالی دیگر می طلبد. والحمد لله
قرآن و انسان معاصر ۲ یکی از بارزترین صفات خداوند در اسلام ، علم و آگاهی ست. خداوند از همه چیزآگاه است ، هیچ چیز از او مخفی نیست ، به غیب و شهادت دانا است ، از آینده همان گونه آگاه است که از گذشته و حال. به ضمیر آدمیان از خودشان آگاه تر است. او عالم بلکه علیم است.
یکی از بزرگترین نعمت های الهی استعداد و دانایی آدمیان است. خداوند سرشت انسانی را متمایل به دانایی و کسب معرفت خلق کرده است. خداوند اولین معلم است و به انسان آنچه نمی دانسته آموخته است. انسان از طریق ازدیاد معرفت رشد می یابد. علم آدمی ، بلکه علم همه آدمیان در مجموع ، در مقابل علم خداوند بسیار اندک است. علم متعارف انسانی اکتسابی و تدریجی است. قلمرو و علم متعارف انسانی عالم شهادت است.
در کتار عالم شهادت عالمی است به مراتب گسترده تر و فراختر به نام عالم غیب. مفاتیح غیب در دست خداوند است ، او "علام الغیوب" است ، است ، از غیب جز با اجازه و اذن او نمی توان مطلع شد. خداوند تعداد اندکی از آدمیان را از پاره ای از اخبار غیب آگاه کرده است. آن بخش از اخبار غیب که توسط خداوند به تعداد اندکی از آدمیان تعلیم داده شده است ، درصد بسیار اندکی از غیب است.اینکه چه کسانی ، در چه زمانی و به چه اموری از غیب آگاه شوند هر سه به دست خداوند است ، هیچ انسانی را توان آن نیست که به هر چه بخواهند (ماشاء) در هر زمان که بخواهند (متی شاء) به غیب راه یابد. علم غیب استقلالی منحصر به ذات ربوبی است و هیج انسانی مطلقا از چنین علمی یرخوردار نیست. این سنت لایزال الهی (انحصار علم غیب استقلالی به خداوند) در آیات ذیل تصریح شده است: انعام/۵۹ ، یونس/۲۰ ، هود/۱۲۳ ، نمل/۶۵ ، نحل/۷۷ . بنابراین قاعده اولیه در انسانها عدم اطلاع از غیب و نداشتن علم غیب است.
قرآن کریم خبر از اجازه الهی به برخی از رسولان برای اطلاع از پاره ای اخبار غیبی می دهد. این آگاهی عمدتا از طریق "وحی" محقق می شود. وحی پیامبرانه اخبار از غیب است. (آل عمران/۴۴ ، هود/۴۹ و یوسف/۱۰۲) آگاهی رسولان از وحی از طریق علم اکتسابی نیست ، بلکه موهبتی ، لدنی و دفعی است. پیامبران یک باره به این شیوه آگاه می شوند. به این شیوه از تعلیم الهی ، علم لدنی یا علم موهبتی می گویند. پیامبران الهی از طریق وحی تنها به آن چه که خداوند اراده کرده ، آگاه می شوند و هرگز از تمام"عالم غیب" مطلع نمی شوند.
قرآن کریم به صراحت علم غیب پیامبران به استثنای آن چه به آنها وحی شده است را نفی کرده است. "(پیامبر به مردم) بگو: من به شما نمی گویم که خزائن الهی نزد من است ، و من غیب نمی دانم و به شما نمی گویم که من فرشته ام ، من تنها از آن چه به من وحی می شود تبعیت می کنم" (انعام/۵۰). قرآن کریم با صراحتی کم سابقه علم غیب استقلالی پیامبر (ص) (علم به ماشاء متی شاء) را نفی کرده است: "(پیامبر به مردم) بگو من مالک نفع و ضرر خود هم نیستم مگرآن چه خدا بخواهد ، اگر علم غیب داشتم خیرهایم را افزایش می دادم و هیچ سوئی به من اصابت نمی کرد ، من تنها نذیر و بشیر مؤمنان هستم." (اعراف/۱۸۸) در سوره احقاف آیه ۹ نیز به این واقعیت به نحوی دیگر تصریح شده است: "من از میان دیگر پیامبران بدعتی تازه نیستم، و نمی دانم که بر من یا بر شما چه خواهدرفت ، من از چیزی جز آنچه به من وحی می شود پیروی نمی کنم."
کلیدی ترین آیات بحث علم غیب تبعی آیات ۲۶ تا ۲۸ سوره جن است:"او (خداوند) عالم غیب است و غیب خود را بر هیچ کس آشکار نمی سازد ، مگر آن پیامبری که از او خشنود باشد که برای نگهبانی از او پیش روی و پشت سرش نگهبانی می گمارد تا بداند که آنها پیامهای پروردگارشان را رسانیده اند و خدا به آن چه در نزد آنهاست احاطه داردو همه چیز را به عدد شماره کرده است." بنابراین در قرآن کریم: اولا، علم غیب استقلالی منحصر به ذات ربوبی است. ثانیا ، علم غیب تبعی به پیامبران اعطا شده است.
ضمنا علم غیب تبعی پیامبران دو گونه است: یکی متن رسالت از طریق وحی و دیگری از طریق معجزات و ملاحم و وعده های عذاب الهی (هود/۶۵ و آل عمران/۴۹) .
قرآن کریم به برخی از علوم غیر متعارف و فرابشری برخی از انبیاء اشاره کرده است که جزء علم غیب تبعی فوق الذکر محسوب می شود ، از جمله علم الاسماء آدم ( بقره/۳۱) ، ملکوت آسمانها و زمین به ابراهیم (انعام/۷۵) ، علم تأویل رؤیا به یوسف (یوسف/۶ و ۱۰۱) ، علم داود (بقره/۲۵۱) ، سخن گفتن با پرندگان و حیوانات به سلیمان (نحل/۱۶ ، ۱۹ و ۲۰) ، علم بنده ای از بندگان ما [خضر] (کهف/۶۵) .
باتوجه به مجموع آیات فوق الذکر پیامبران و بالاخص پیامبر اسلام (ص) جز آنچه خداوند از طریق وحی در اختیار آنها قرار داده است از غیب مطلع نیستند. بنابراین علوم پیامبر (ص) بر دو قسم است وحی که علمی لدنی است و غیر آن که علمی اکتسابی و از سنخ علوم متعارف بشری است. بر اساس قاعده قرآنی "انما انا بشر مثلکم یوحی الی" علم رسول اکرم(ص) خارج از وحی علم متعارف بشری است.
"آیا علم غیب یا علم لدنی یا علم فوق بشری منسوب به ائمه اهل بیت مستند قرآنی دارد یا نه؟" در جلسه بعد به آن پرداخته خواهد شد.

اکبر همتی
http://poroge.parsiblog.com

مطالب مرتبط

زیبایی شناسی قرآن


زیبایی شناسی قرآن
زیباشناسی دینی آن ابتهاج و احساس لطیفی است که در مواجهه با هستی به اهل ایمان دست می دهد و به لحاظ فیزیولوژیک کل ارگانیزم آن ها را متاثر می سازد. نیروها و عواطف آن ها را برمی انگیزد و غوغاها و هیجان های بزرگی در اندرونشان برپا می کند. مومن نیز به نوبه خود و از یک نظر، نگاهی هنرمندانه به جهان دارد و در آن سیمایی هنری و معنوی می یابد و احساس خرمی و حق شناسی پیدا می کند: حس زیباشناسی دینی در او نوعی خاطرخواهی و هم دلی پدید می آورد و آتش بر خرمن خودخواهی های پست محدودش می زند.
«به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشق ام بر همه عالم که همه عالم از اوست»
در عرصه عشق و مستی هرچه از دوست می رسد نیکوست و هر که از او پیغامی می آورد گرامی است. پیام وحی و الهامات رسولان جاذبه جذبات رحمانی و نسیم نفحات انس الهی است. چنان صبا که شمیم مشک ختن به همراه دارد. به همین روی قرآن عزیز است (و انه لکتاب عزیز) (فصلت ‎/۴۱) صدای پرهیبت حق است (حشر‎/۲۱) و آوای مهر ایزدی است (الرحمن، علم القرآن) (الرحمن‎/۱ و ۲) از مبدا کرامت و کریم است (انه القرآن کریم )(واقعه ‎/۷۷) کلام پروردگار جمیل است. جلوه خدای ذوالجلال است. (لقد تجلی ا... خلقه فی کلامه ...) و چون از تلألو احسن الاسماء برتابیده پس احسن الحدیث است (زمر‎/۲۳) و مظهر زیبایی و شکوه و شورانگیز و دل آویز است.
ظاهرش زیبا و باطنش ژرف و عمیق است «ظاهره انیق و باطنه عمیق» (اصول کافی، ج،۴ ص ۳۹۹۹)
زیبایی های زبان قرآن تنها سطحی از سطوح زیبایی آن را منعکس می سازد. هر زبان افزون بر القای معانی، می تواند زیبایی نیز بیافریند و زبان قرآن چنین است و علاوه بر معانی بلند در چشم و دل مومنان یک ماهیت زیباشناختی هم دارد. نه تنها اهل قرآن گاهی دیگران نیزکه ناظران بیرونی قرآن و قرآنیان بوده اند جلوه هایی دیده اند و باز گفته اند: عبارات شیوا و رسا، آهنگ پرجاذبه و دل پذیر، اسلوب زیبا و بدیع و بلاغت خارق العاده قرآن با مایه های سرشار از معانی و معارف بلند و دل انگیز نه تنها گرویدگان نخستین را مجذوب و شیفته خود کرد بلکه دشمنان سخن شناس مثل ولیدبن مغیره، احتس بن شریق و بن هشام نیز از آوای دل ربای آن استراق سمع می کردند. در خود قرآن از این گونه گوش دادن های دزدکی سخن رفته است. (اسراء‎/۴۷)
تا اندازه ای که دشمنان تاکید می نمودند به این قرآن گوش فرا ندهید (فصلت‎/۲۶). به پیامبر (ص) نسبت سحر می دادند و می گفتند از افسون جادویی سخن او بگریزید و آن گاه که از کنارش به هنگام تلاوت آیات عبور می کردند جامه بر سر کشیده، خم شده و می گذشتند. (هود‎/۵) و لید گفت: «سخن او شیرینی خاصی دارد. ریشه آن پرمایه و شاخه اش پرمیوه است.)
از اهل کتاب هم کسانی بودند که با شنیدن آیات قرآنی اشک از چشمانشان سرازیر می شد. (مائده‎/۸۳)
از خاورشناسان رژی بلا شر و پتروشفسکی هر دو از شور و شیفتگی مسلمانان نسبت به زبان قرآن سخن گفته اند. گلدزیهر می نویسد: هیچ اثر ادبی در جهان (در اعجاب عظیم بی نظیری که قرآن برانگیخت) به پای آن نمی رسد. ترجمه قرآنی که آربری با عنوان تعبیر قرآن به دست داده به گفته محمد جواد سهلانی (مترجم آن) جزو آثار کلاسیک انتشارات دانشگاه انگلستان شده است. اما منظور ما از زیبایی شناسی زبان قرآن در این جا آن جلوه ها و زیبایی ها و هنرهایی است که خود مسلمانان از آغاز در زبان خارق العاده کتاب آسمانی دیده اند.
چشم اندازی در ولایت ایمان
دین داری با نوعی زیباشناسی آمیخته است. در احساس و تجربه دینی هاله قدسی این عالم را فرا گرفته است و همه چیز جلوه ای از خداست که جمال محض است و دلداری اسمای حسناست. (اعراف‎/۱۸۰)، (رحمن ‎/۲۶ و۲۷) خدا که حقیقت یگانه و زیبایی مطلق بود دکتر محقی بود و دوست داشت تا شناخته شود پس آفرینش آغاز کرد.
«در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد»
مومنان چون کم و بیش به مقام هرسندی و رضا و تسلیم می رسند جهان را از بنیاد بر حق و به جا و زیبا می بینند و چشم به مبدا زیبایی آن می دوزند و در کتاب طبیعت و شریعت (در هر دو) جلوه حسن و اشارت ها و اکرشمه هایی می بینند. اگر بخواهیم به زبان هنر سخن بگوییم از زیباشناسی فرق است بین زیبای متعارف و آنچه او مرا والا می خوانند. قرآن آشکارا از وجهی و رویی در این عالم خبر می دهد که والا و زیبا و دارای جلال و مبدا کرامت است و مومنان را چنین توصیف می کند که همه آن روی والا و اعلا را با سعی و اهتمام طلب می کنند و جز به آن رضا نمی دهند. (لیل‎/۲۰ تا ۲۱)
«مرا به کار لبان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست»
و در طلب آن روی، صبر و پایداری می کنند (رعد‎/۲۲) همه ادارات آن ها به همین روی است و خاطر خواهانه مایه می گذارند و هر سرمایه ای که دارند در این راه خرج می کنند و رستگاری و سعادت را در این راستا می دانند (روم‎/۳۸)
«طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری»
«رهر و منزل عشق ایم و ز سر حد عدم
تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم.»
و سرانجام آن رومی حسن را می بیند (وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظرة) (قیامة‎/۲۲ و۲۳)، «ینظرون الی وجه ا...» (المیزان، ج ،۲۰ ص ۱۱۶» اگر هنر از نگاه افلاطون دوختن دیده به جمال ابدی و در نتیجه آفریدن زیبایی است، دینداری، الحق که از زیباترین هنرهاست و در منظر آن خدا کمال مطلق و دارای اسمای حسناست. زیباست و زیبایی را دوست دارد و به تعبیر قرآن ما را آفریده تا بیازماید که چه اندازه زیباترین و نیکوترین ارزش رفتاری را می آفرینیم. (ملک‎/۲)


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    رایج ترین شغل بانوان در سال 2013 همچون دهه 50!
    این روزها متداول ترین شغل برای بانوان کدام است؟ بله، هنوز هم منشی گری متداول ترین گزینه است – با این حال بانوان بیشتر از آقایان مدارک علمی و دانشگاهی کسب می کنند، و در مدارج مدیریتی ارتقا می یابند و تعداد بانوانی که کسب و کار خودشان را شروع کرده اند در حا