جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷ / Friday, 22 June, 2018

قرآن و انسان معاصر


قرآن و انسان معاصر
سنت لایتغیر الهی بر تعلیم انسانها است. این سنت با سرشتن فطرت آدمیان بر میل دانایی و امکان آگاهی محقق شده است. همه آدمیان به شدت و ضعف از این علم متعارف که اکتسابی و تدریجی است برخوردارند.
در ضمن, امکان علم شهودی نیز برای هر انسانی که باطنش را از آلودگی ها پاکیزه کرده و مطهر و مزکی و مخلص شده باشد فراهم است. هیچ دلیل قرآنی بر انحصار علم شهودی در افرادی خاص در دست نیست.
قرآن کریم علم غیب استقلالی را منحصر در ذات ربوبی دانسته و علم غیرمتعارف پیامبران از طریق وحی را به رسمیت شناخته است. پیامبران علم غیب تبعی دارند، این علم لدنی، موهبتی و دفعی است، همه غیب را در بر نمی گیرد، پیامبران و بالاخص پیامبر اسلام حضرت محمدبن عبدالله (ص) جز آنچه خداوند از طریق وحی در اختیار آنها قرار داده از غیب مطلع نیستند. دیگر علوم پیامبر(ص) اکتسابی و از سنخ علوم متعارف بشری است.
آیا قرآن کریم علم غیب یا علم لدنی یا علوم فوق بشری را برای غیرپیامبران به رسمیت شناخته است یا نه؟ اگر بله، این افراد که در اطلاع از عالم غیب و در شیوه تعلیم همانند پیامبرانند چه کسانی هستند؟ به شکل مشخص تر آیا علم لدنی و فوق بشری منسوب به ائمه اهل بیت (ع) مستند قرآنی دارد یا نه؟
● آیات مرتبط با علوم غیرمتعارف انسانهای غیر پیامبر به قرار ذیل است:
۱) علم طالوت؛ طالوت پیامبر نیست اما با اخبار پیامبر عصر خود- که قرآن نامش را ذکر نکرده است- توسط خداوند به عنوان ملک و سلطان یا فرمانده سپاهیان برگزیده شده است. عبارت "زاده بسطه فی العلم و الجسم" (بقره/ ۲۴۷) به معنای "خداوند او را در دانش و بدن افزونی داده است" مورد بحث است. اما آیه دلالتی بر کیفیت علم طالوت ندارد، اینکه این دانش افزایی از طریق اکتسابی و متعارف بوده یا از طریق لدنی و غیرمتعارف, آیه ساکت است. خبر طالوت از آزمایش الهی سپاهیان به نوشیدن آب نهر (بقره/۲۴۹) نیز اگرچه خبری غیبی است اما مشخص نیست طالوت این خبر را از طریق پیامبر عصر خود دریافت کرده یا مستقیماً مطلع شده است.
۲) علم ذی القرنین؛ ذوالقرنین که در سوره کهف آیات ۸۳ تا ۹۸ مورد بحث قرار گرفته، سلطانی مومن و قوی بوده است، اما به عنوان پیامبر معرفی نشده است. آیه ذیل اشاره به علم ویژه ذی القرنین دارد. «به ذی القرنین گفتیم یا آنها را عذاب می کنی یا با آنها به نیکی رفتار می کنی» (کهف/ ۸۶) که دلالت بر یکی از دو امر ذیل دارد: یکی تأیید او با وحی (غیررسالی) یا الهام، دیگری یکی از پیامبران الهی نزد او بوده و او را با تبلیغ وحی الهی پشتیبانی می کرده است.
در قران کریم غیر از این دو نفر که با اسم یا لقب از آنها یاد شده، از فرد دیگری با اسم به عنوان دارنده علم غیرمتعارف ذکری به میان نیامده است. سخن گفتن خدا با حضرت مریم و مادر موسی را به عنوان جزئی از معجزات دو پیامبر الهی یعنی موسی (ع) و عیسی (ع) به آن دو پیامبر ملحق کردیم. علم فرابشری خضر (ع) را که در قرآن تنها با عنوان «بنده ای از بندگان ما که رحمت خویش بر او ارزانی داشته بودیم و خود به او دانش آموخته بودیم» (کهف/ ۶۵) از او یاد شده است براساس معرفی رسول الله (ص) را در بحث قبل در زمره پیامبران الهی محسوب داشتیم، فردی که علمی مافوق پیامبر زمانه (موسی) دارد.
اما در قرآن کریم سه تعبیر دیگر یافت می شود که نیاز بحث است: اول: راسخون فی العلم، دوم: من عنده علم الکتاب، سوم: الذین اوتوا العلم.
● عبارت اول: الراسخون فی العلم
رسوخ در علم یعنی ثبات شدید در دانش. قرآن کریم در دو جا از این تعبیر استفاده کرده است یکی در آیه هفتم سوره آل عمران: "اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد، بعضی از آیاتش محکماتند، این آیه ها ام الکتاب هستند، و بعضی آیات متشابهاتند، اما آنها که در دلشان میل به باطل است، به سبب فتنه جویی و میل به تأویل، از متشابهات پیروی می کنند، در حالی که تأویل آنرا جز خداوند نمی داند، و آنان که در علم راسخند می گویند ما به آن ایمان آوردیم، همه از جانب خداوند ماست، و جز خردمندان پند نمی گیرند."
راسخون در علم در مقابل بیماردلان است. واو قبل از راسخون واو استیناف است، نه واو عطف، بنابراین در این آیه تأویل منحصر به خداوند است. قول دوم واو قبل از راسخون را واو عطف دانسته و راسخون در علم را شریک خداوند در علم به تأویل می داند. بنابر هر دو قول رسوخ در علم ظهوری در علم لدنی ندارد، راسخون همانند مطهران و مخلصانند. هر مسلمانی به میزان برخورداری از اخلاص و طهارت باطنی و کوشش در کسب معارف الهی امکان دست یابی به مرتبه رسوخ در علم را داراست. هیچ دلیل قرآنی بر انحصار «راسخون فی العلم» در افراد خاص در دست نیست. بنابر اعتقاد شیعه, ائمه اهل بیت(ع) در صدر راسخون در علم هستند.
آیه دوم درباره یهودیان است، پس از مذمت یهودیان منحرف متذکر می شود: اما راسخون در علم از ایشان و مومنان ]از ایشان[ به آنچه بر تو نازل شده و آنچه قبل از تو نازل شده ایمان می آورند» (نساء/ ۱۶۳) خداوند دو دسته از یهودیان را اهل هدایت معرفی می کند، یکی عالمان فرهیخته و بصیر یهودی که از آنها با تعبیر راسخون در علم یاد می کند، دیگری مومنان غیرعالم. بدیهی است که این عالمان یهودی با علم کسبی متعارف عالمند، حال عالمان مسلمان که آنها نیز با تعبیر واحدی راسخون در علمند چگونه با علم لدنی به این رسوخ دست یافته اند؟ رسوخ در علم ظهوری در علم لدنی ندارد.
● عبارت دوم: من عنده علم الکتاب
قرآن کریم در دو جا از دارنده علم الکتاب یاد کرده است، یکی در قصه سلیمان (ع): سلیمان از اطرافیانش درخواست کرد که تخت ملکه سبا را قبل از تسلیم شدنشان نزد وی بیاورند، عفریتی از میان موجودات ناپیدا گفت من قبل از آنکه از جایت برخیزی آنرا نزد تو حاضر می کنم، «و آن کس که از علم کتاب بهره ای داشت گفت: من پیش از آنکه از جایت برخیزی، آنرا نزد تو بیاورم» (نمل/ ۴۰) صاحب علم الکتاب به قرینه مقابله اش با عفریت من الجن می باید انسان باشد. قرآن به نام این صاحب علم الکتاب اشاره ای نکرده است. مراد از کتاب یا کتب آسمانی است یا لوح محفوظ. علم به کتاب هرچه هست علم به خداوند و ارتباط با اوست و ظاهر در علمی خارق عادت و غیر اکتسابی است. روایات صاحب این علم را آصف بن برخیا(وزیر و وصی سلیمانی) یا خضر ، جبرئیل یا صاحب اسم اعظم معرفی کرده اند. صاحب تفسیر کبیر اصرار دارد که او کسی جز خود سلیمان نیست.
آیه دوم: سوره رعد آیه ۴۳ :" آنان که کافر شده اند می گویند تو فرستاده خدا نیستی, بگو خدا و هرکس که از کتاب آگاهی داشته باشد به شهادت میان من و شما کافی است."
درباره اینکه مراد از کتاب در عبارت من عنده علم الکتاب چیست احتمالات ذیل در میان مفسران یافت می شود:
ـ احتمال اول: لوح محفوظ. بنابراین قول مطلع از لوح محفوظ جز خداوند نیست و شاهد بررسالت نیز منحصر در خداوند خواهد بود. این احتمال خلاف ظاهر است.
ـ احتمال دوم: تورات و انجیل. بنابراین احتمال شاهد دوم رسالت, عالمان یهودی یا مسیحی هستند. اما در دوران مکه هنوز ایشان مسلمان نشده بودند و سوره رعد مکی است.
ـ احتمال سوم : قرآن کریم. معنای آیه بنابراین احتمال چنین میشود : عالمان به قرآن نیز همانند خداوند به رسالت پیامبر(ص) شهادت می دهند؛ هرکس که با محتوای قرآن آشنا باشد محمد (ص) را رسول خدا خواهد دانست.
براساس بسیاری روایات این آیه درشأن امام علی بن ابیطالب (ع) نازل شده است و این از فضایل ایشان است که ادای شهادت به رسالت محمد(ص) کرده است.
اما برخورداری از علم الکتاب ظهوری در علم لدنی یا غیر متعارف ندارد و با اکتساب از محضر رسول الله(ص) نیز چنین علمی میسر بوده است.
● عبارت سوم: الذین اوتو العلم
کسانی که به آنها دانش داده شده است. در چندین آیه قرآن کریم استعمال شده است( از جمله روم/۵۶، سبا/ ۳۴ ، محمد /۴۷، نحل/ ۲۷ ، اسراء / ۱۰۷ ، حج/۵۴ ، عنکبوت /۴۹). این عبارت هیچ دلالتی بر علم لدنی و غیر متعارف ندارد و علم کسبی و متعارف را نیز بسادگی در بر می گیرد. به عنوان نمونه آیه ۶۸ سوره مجادله:"خداوند آنها را از شما ایمان آورده اند بالا می برد و آنها که علم به ایشان داده شده است درجاتی بالا می برد." بدون تردید از "الذین اوتوا العلم" علمای مومن اراده شده است و هیچ دلیل قرآنی بر انحصار آن در افراد خاصی در دست نیست.
تعبیر اولوالعلم در آیه ۱۸ سوره آل عمران نیز دانشمندان اراده کرده است و از آن انحصار استشمام نمی شود. همین استدلال در مورد تعابیر شهادت، شهید و شاهد نیز جاری است. تعبیر"اذن واعیه"(حاقه/ ۱۲) (گوش نگاهدارنده اندرز) که در برخی روایات بر امام علی (ع) تطبیق شده است، از باب جری و تطبیق است و انحصار در معنای آیه را باعث نمی شود.
● نتیجه بحث:
۱) در قرآن علم لدنی (دانش غیرمتعارف و فرابشری) غیر پیامبران در موارد ذیل به رسمیت شناخته شده است: یکی عبدصالح معاصر موسی (بدون ذکر نام)؛هر چند در روایات نبوی وی خضر پیامبر معرفی شده است. دیگری "صاحب علم من الکتاب" از ملازمان سلیمان. اما گسترش علم طالوت دلالتی بر چنین علمی ندارد.
۲) قرآن خبر از سخن گفتن خداوند( وحی غیر رسالی یا الهام) با حداقل سه تن از غیر پیامبران داده است: مریم، مادر موسی و ذوالقرنین.
۳) علم لدنی و سخن گفتن ویژه خداوند با غیر پیامبران اگرچه ممتنع نیست، اما آیات قرآن جز موارد فوق را ارائه نکرده است.
۴) عبارتهای «راسخون فی العلم» در سوره آل عمران و «من عنده علم الکتاب» در آخر سوره رعد، دلالتی بر علم لدنی و غیرمتعارف ندارد و با علم اکتسابی از رسول الله (ص) نیز کاملاً سازگار است. هکذا عبارات"اولوا العلم" و "الذین اوتوالعلم".
۵) مستند علم لدنی غیر اکتسابی و فرابشری منسوب به ائمه اهل بیت(ع)- بنابر نظر رسمی و مشهور شیعه - روایات منقول از ایشان است. بحث در سند و دلالت این روایات مجالی دیگر می طلبد. والحمد لله
قرآن و انسان معاصر ۲ یکی از بارزترین صفات خداوند در اسلام ، علم و آگاهی ست. خداوند از همه چیزآگاه است ، هیچ چیز از او مخفی نیست ، به غیب و شهادت دانا است ، از آینده همان گونه آگاه است که از گذشته و حال. به ضمیر آدمیان از خودشان آگاه تر است. او عالم بلکه علیم است.
یکی از بزرگترین نعمت های الهی استعداد و دانایی آدمیان است. خداوند سرشت انسانی را متمایل به دانایی و کسب معرفت خلق کرده است. خداوند اولین معلم است و به انسان آنچه نمی دانسته آموخته است. انسان از طریق ازدیاد معرفت رشد می یابد. علم آدمی ، بلکه علم همه آدمیان در مجموع ، در مقابل علم خداوند بسیار اندک است. علم متعارف انسانی اکتسابی و تدریجی است. قلمرو و علم متعارف انسانی عالم شهادت است.
در کتار عالم شهادت عالمی است به مراتب گسترده تر و فراختر به نام عالم غیب. مفاتیح غیب در دست خداوند است ، او "علام الغیوب" است ، است ، از غیب جز با اجازه و اذن او نمی توان مطلع شد. خداوند تعداد اندکی از آدمیان را از پاره ای از اخبار غیب آگاه کرده است. آن بخش از اخبار غیب که توسط خداوند به تعداد اندکی از آدمیان تعلیم داده شده است ، درصد بسیار اندکی از غیب است.اینکه چه کسانی ، در چه زمانی و به چه اموری از غیب آگاه شوند هر سه به دست خداوند است ، هیچ انسانی را توان آن نیست که به هر چه بخواهند (ماشاء) در هر زمان که بخواهند (متی شاء) به غیب راه یابد. علم غیب استقلالی منحصر به ذات ربوبی است و هیج انسانی مطلقا از چنین علمی یرخوردار نیست. این سنت لایزال الهی (انحصار علم غیب استقلالی به خداوند) در آیات ذیل تصریح شده است: انعام/۵۹ ، یونس/۲۰ ، هود/۱۲۳ ، نمل/۶۵ ، نحل/۷۷ . بنابراین قاعده اولیه در انسانها عدم اطلاع از غیب و نداشتن علم غیب است.
قرآن کریم خبر از اجازه الهی به برخی از رسولان برای اطلاع از پاره ای اخبار غیبی می دهد. این آگاهی عمدتا از طریق "وحی" محقق می شود. وحی پیامبرانه اخبار از غیب است. (آل عمران/۴۴ ، هود/۴۹ و یوسف/۱۰۲) آگاهی رسولان از وحی از طریق علم اکتسابی نیست ، بلکه موهبتی ، لدنی و دفعی است. پیامبران یک باره به این شیوه آگاه می شوند. به این شیوه از تعلیم الهی ، علم لدنی یا علم موهبتی می گویند. پیامبران الهی از طریق وحی تنها به آن چه که خداوند اراده کرده ، آگاه می شوند و هرگز از تمام"عالم غیب" مطلع نمی شوند.
قرآن کریم به صراحت علم غیب پیامبران به استثنای آن چه به آنها وحی شده است را نفی کرده است. "(پیامبر به مردم) بگو: من به شما نمی گویم که خزائن الهی نزد من است ، و من غیب نمی دانم و به شما نمی گویم که من فرشته ام ، من تنها از آن چه به من وحی می شود تبعیت می کنم" (انعام/۵۰). قرآن کریم با صراحتی کم سابقه علم غیب استقلالی پیامبر (ص) (علم به ماشاء متی شاء) را نفی کرده است: "(پیامبر به مردم) بگو من مالک نفع و ضرر خود هم نیستم مگرآن چه خدا بخواهد ، اگر علم غیب داشتم خیرهایم را افزایش می دادم و هیچ سوئی به من اصابت نمی کرد ، من تنها نذیر و بشیر مؤمنان هستم." (اعراف/۱۸۸) در سوره احقاف آیه ۹ نیز به این واقعیت به نحوی دیگر تصریح شده است: "من از میان دیگر پیامبران بدعتی تازه نیستم، و نمی دانم که بر من یا بر شما چه خواهدرفت ، من از چیزی جز آنچه به من وحی می شود پیروی نمی کنم."
کلیدی ترین آیات بحث علم غیب تبعی آیات ۲۶ تا ۲۸ سوره جن است:"او (خداوند) عالم غیب است و غیب خود را بر هیچ کس آشکار نمی سازد ، مگر آن پیامبری که از او خشنود باشد که برای نگهبانی از او پیش روی و پشت سرش نگهبانی می گمارد تا بداند که آنها پیامهای پروردگارشان را رسانیده اند و خدا به آن چه در نزد آنهاست احاطه داردو همه چیز را به عدد شماره کرده است." بنابراین در قرآن کریم: اولا، علم غیب استقلالی منحصر به ذات ربوبی است. ثانیا ، علم غیب تبعی به پیامبران اعطا شده است.
ضمنا علم غیب تبعی پیامبران دو گونه است: یکی متن رسالت از طریق وحی و دیگری از طریق معجزات و ملاحم و وعده های عذاب الهی (هود/۶۵ و آل عمران/۴۹) .
قرآن کریم به برخی از علوم غیر متعارف و فرابشری برخی از انبیاء اشاره کرده است که جزء علم غیب تبعی فوق الذکر محسوب می شود ، از جمله علم الاسماء آدم ( بقره/۳۱) ، ملکوت آسمانها و زمین به ابراهیم (انعام/۷۵) ، علم تأویل رؤیا به یوسف (یوسف/۶ و ۱۰۱) ، علم داود (بقره/۲۵۱) ، سخن گفتن با پرندگان و حیوانات به سلیمان (نحل/۱۶ ، ۱۹ و ۲۰) ، علم بنده ای از بندگان ما [خضر] (کهف/۶۵) .
باتوجه به مجموع آیات فوق الذکر پیامبران و بالاخص پیامبر اسلام (ص) جز آنچه خداوند از طریق وحی در اختیار آنها قرار داده است از غیب مطلع نیستند. بنابراین علوم پیامبر (ص) بر دو قسم است وحی که علمی لدنی است و غیر آن که علمی اکتسابی و از سنخ علوم متعارف بشری است. بر اساس قاعده قرآنی "انما انا بشر مثلکم یوحی الی" علم رسول اکرم(ص) خارج از وحی علم متعارف بشری است.
"آیا علم غیب یا علم لدنی یا علم فوق بشری منسوب به ائمه اهل بیت مستند قرآنی دارد یا نه؟" در جلسه بعد به آن پرداخته خواهد شد.

اکبر همتی
http://poroge.parsiblog.com

مطالب مرتبط

سوره مبارکه تکاثر

سوره مبارکه تکاثر
این سوره در مكه نازل شده و دارای هشت آیه است.
بسم الله الرحمن الرحیم
الهكم التكاثر. حتی زرتم المقابر. كلا سوف تعلمون. ثم كلا سوف تعلمون. كلا لو تعلمون علم الیقین. لترون الجحیم. ثم لترونها عین الیقین. ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم.
●محتوای سوره تكاثر
محتوای این سوره در مجموع نخست سرزنش و ملامت افرادی است كه بر اساس یك مطالب موهوم بر یكدیگر تفاخر می كردند سپس هشداری نسبت به مساله معاد و قیامت و آتش دوزخ و سرانجام هشداری در زمینه مساله سوال و بازپرسی از نعمت ها می دهد.
نام این سوره از آیه اول آن گرفته شده است.
●شان نزول
همانگونه كه اشاره كردیم مفسران معتقدند كه این سوره درباره قبائلی نازل شد كه بر یكدیگر تفاخر می كردند و با كثرت نفرات و جمعیت یا اموال و ثروت خود بر آنها مباهات می نمودند تا آنجا كه برای بالا بردن آمار نفرات قبیله به گورستان می رفتند و قبرهای مردگان هر قبیله را می شمردند.
سرچشمه تفاخر و فخر فروشی
در این آیات نخست با لحنی ملامت بار می فرماید:
الهكم التكاثر؛ تفاخر و مباهات بر یكدیگر شما را از خدا و قیامت به خود مشغول داشت.
حتی زرتم المقابر؛ تا آنجا كه به زیارت و دیدار قبرها رفتید و قبور مردگان خود را بر شمردید.
" الهكم " از ماده "لهو" به معنی سرگرم شدن به كارهای كوچك و غافل ماندن از اهداف و كارهای مهم است.
"تكاثر" از ماده "كثرت" به معنی تفاخر و مباهات و فخر فروشی بر یكدیگر است.
از آیات فوق استفاده می شود كه یكی از عوامل اصلی تفاخر و تكاثر و فخر فروشی همان جهل و نادانی نسبت به پاداش و كیفر الهی و عدم ایمان به معاد است.
از این گذشته جهل انسان به ضعف ها و آسیب پذیری هایش، به آغاز پیدایش و سرانجامش، از عوامل دیگر این كبر و غرور و تفاخر است، به همین دلیل قرآن مجید برای درهم شكستن این تفاخر و تكاثر سرگذشت اقوام پیشین را در آیات مختلف بازگو می كند كه چگونه اقوامی با داشتن امكانات و قدرت فراوان با وسایل ساده ای نابوده شده اند.
با وزش بادها، با یك جرقه آسمانی (صاعقه)، با یك زمین لرزه، با نزول باران بیش از حد، خلاصه با "آب" و "باد" و "خاك" و گاه با "سجیل" و "پرندگان كوچك"، نابود شدند و از میان رفتند.
با این حال این همه تفاخر و غرور برای چیست؟!
عامل دیگری برای این امر همان احساس ضعف و حقارت ناشی از شكست ها است كه افراد برای پوشاندن شكست های خود پناه به تفاخر و فخر فروشی می برند، و لذا در حدیثی از امام صادق علیه السلام ما من رجل تكبّر او تجبّر الا لذلهٔ وجدها فی نفسه؛ "هیچ كس تكبر و فخر فروشی نمی كند مگر به خاطر ذلتی كه در نفس خود می یابد."(۱) و لذا هنگامی كه احساس كند به حد كمال رسیده است نیازی در این تفاخر نمی بیند.
در حدیث دیگری از امام باقرعلیه السلام می خوانیم: "ثلاثهٔ من عمل الجاهلیهٔ: الفخر بالانساب، والطعن فی الاحساب، و الاستسقاءُ بالانواء " ؛ سه چیز است كه از عمل جاهلیت است: تفاخر به نسب، و طعن در شخصیت و شرف خانوادگی افراد، و طلبیدن باران به وسیله ستارگان."(۲)
در حدیث دیگری از امیرمؤمنان علی علیه السلام می خوانیم:" اهلك الناس اثنان: خوف الفقر، و طلب الفخر؛ " دو چیز مردم را هلاك كرده: ترس از فقر( كه انسان را وادار به جمع مال از هر طریق و با هر وسیله می كند) و تفاخر."(۳)
و به راستی از مهمترین عوامل حرص و بخل و دنیا پرستی و رقابت های مخرب و بسیاری از مفاسد اجتماعی همین ترس بی دلیل از فقر و تفاخر و برتری جوئی در میان افراد و قبائل و امت ها است.
و لذا در حدیثی از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله می خوانیم كه فرمود:" ما اخشی علیكم الفقر ولكن اخشی علیكم التكاثر " ؛ من از فقر بر شما نمی ترسم ولی از تكاثر بیم دارم."(۴)
"تكاثر" همانگونه كه قبلاً اشاره كردیم در اصل به معنی تفاخر است، ولی گاه به معنی فزون طلبی و جمع مال آمده چنانكه در حدیثی از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله می خوانیم:
"التكاثر، (فی) الاموال جمعها من غیر حقها، و منعها من حقها، و شدّها فی الاوعیهٔ"؛ تكاثر جمع آوری اموال از طرق نامشروع، و خودداری از ادای حق آن و بستن آنها در خزینه ها و صندوق ها است."(۵)
این بحث دامنه دار را با حدیث پر معنایی از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله پایان می دهیم، رسول اكرم(ص) در تفسیر "الهاكم التكاثر" فرمود:
" یقول ابن آدم مالی مالی، و مالك من مالك الا ما اكلت فافنیت او لبست فابلیت او تصدقت فامضیت "؛ انسان می گوید مال من، مال من! در حالی كه مال تو تنها همان غذایی است كه می خوری، و لباسی كه می پوشی، و صدقاتی كه در راه خدا انفاق می كنی."(۶)
و این نكته ای است بسیار جالب كه بهره هر كس از اموال فراوانی كه جمع آوری می كند و گاه كمترین دقتی در حلال و حرام بودن آن ندارد چیزی جز همان مختصری كه می خورد و می نوشد و می پوشد، و یا در راه خدا انفاق می كند نیست، و می دانیم: آنچه را شخصاً مصرف می كند، ناچیز است و چه بهتر كه از طریق انفاق بهره خود را بیشتر كند.
در آیه بعد آنها را با این سخن مورد تهدید شدید قرار داده می فرماید:
كلا سوف تعلمون؛ چنین نیست كه شما می پندارید و با آن تفاخر می كنید شما به زودی نتیجه این تفاخر موهوم خود را خواهید دانست.
باز برای تاكید می افزاید:
ثم كلا سوف تعلمون؛ سپس چنین نیست كه شما می پندارید به زودی خواهید دانست.
در حدیثی از امیرمومنان علی(ع) آمده است كه فرمود: گروهی از ما پیوسته درباره عذاب قبر در شك بودند تا این كه سوره"الهكم التكاثر" نازل شد تا آنجا كه فرمود: كلا سوف تعلمون منظور از آن عذاب قبر است سپس می فرماید: ثم كلا سوف تعلمون، منظور عذاب قیامت است.
سپس می افزاید:
كلا لو تعلمون علم الیقین؛ این چنین نیست كه شما تفاخر كنندگان می پندارید اگر شما به آخرت ایمان داشتید و به آن علم الیقین داشتید و با علم الیقین آن را می دانستید هرگز به سراغ این امور نمی رفتید و تفاخر و مباهات به این مسائل باطل نمی كردید.
باز تاكید و انذار بیشتر می افزاید.
لترون الجحیم ؛ شما قطعاً جهنم را خواهید دید.
ثم لترونها عین الیقین؛ سپس با ورود به آنجا، آن را به عین الیقین مشاهده خواهید كرد.
●یقین و مراحل آن
"یقین" نقطه مقابل "شك" است، همانگونه كه علم نقطه مقابل جهل است، و به معنی وضوح و ثبوت چیزی آمده است و طبق آنچه از اخبار و روایات استفاده می شود به مرحله عالی ایمان "یقین" گفته می شود، امام باقرعلیه السلام فرمود: "ایمان یك درجه از اسلام بالاتر است، و تقوا یك درجه از ایمان بالاتر، و یقین یك درجه برتر از تقوا است." سپس افزود: " و لم یقسم بین الناس شیء اقل من الیقین"؛ در میان مردم چیزی كمتر از یقین تقسیم نشده است.
راوی سؤال می كند یقین چیست؟ می فرماید:" اتوكل علی الله، والتسلیم لله، و الرضا بقضاء الله، و التفویض الی الله؛ حقیقت یقین توكل بر خدا، و تسلیم در برابر ذات پاك او، و رضا به قضای الهی، و واگذای تمام كارهای خویش به خداوند است.(۷)
برتری مقام یقین از مقام تقوا و ایمان و اسلام چیزی است كه در روایات دیگر نیز روی آن تأكید شده است.(۸)
در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام می خوانیم: " من صحهٔ یقین المرأ المسلم ان لا یرضی الناس بسخط الله، ولا یلو مهم علی مالم یؤته الله ... ان الله بعدله و قسطه جعل الروح و الراحهٔ فی الیقین و الرضا و جعل الهم و الحزن فی الشك و السخط "؛ از نشانه های صحت یقین مردم مسلمان این است كه مردم را با خشم الهی از خود خشنود نكند، و آنها را بر چیزی كه خداوند به او نداده است ملامت ننماید ( آنها را مسؤول محرومیت خود نشمارد)... خداوند به خاطر عدل و دادش آرامش و راحت را در یقین و رضا قرار داده، و اندوه و حزن را در شك ناخشنودی"!
از این تعبیرات و تعبیرات دیگر به خوبی استفاده می شود كه وقتی انسان به مقام یقین می رسد آرامش خاصی سراسر قلب و جان او را فرا می گیرد.
ولی با این حال برای یقین مراتبی است كه در آیات فوق و آیه ۹۵ سوره واقعه (ان هذا الهو حق الیقین) به آن اشاره شده است و آن سه مرحله است.(۹)
۱- علم الیقین و آن این است كه انسان از دلائل مختلف به چیزی ایمان آورد مانند كسی كه با مشاهده دود، ایمان به وجود آتش پیدا می كند.
۲- عین الیقین، و آن در جایی است كه انسان به مرحله مشاهده می رسد و با "چشم" خود مثلاً آتش را مشاهده می كند.
۳- حق الیقین و آن همانند كسی است كه وارد در آتش شود و سوزش آن را لمس كند، و به صفات آتش متصف گردد، و این بالاترین مرحله یقین است.
محقق طوسی(ره) در یكی از سخنان خود می گوید: " یقین" همان اعتقاد جازم مطابق و ثابت است كه زوال آن ممكن نیست، و در حقیقت از دو علم تركیب یافته، علم به معلوم، و علم به این كه خلاف آن علم محال است، و دارای چند مرتبه است: "علم الیقین" و "عین الیقین" و "حق الیقین."(۱۰)
در حقیقت مرحله اول جنبه عمومی دارد و مرحله دوم، برای پرهیزگاران است و مرحله سوم مخصوص خاصان و مقربان.
و لذا در حدیثی آمده است كه خدمت پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله عرض كردند: " شنیده ایم بعضی از یاران عیسی روی آب راه می رفتند؟! فرمود: لو كان یقینه اشد من ذلك لمشی علی الهواء" ؛ اگر یقینش از آن محكم تر بود بر هوا راه می رفت"!
مرحوم علامه طباطبایی بعد از ذكر این حدیث می افزاید: همه چیز بر محور یقین به خداوند سبحان، و محو كردن اسباب جهان تكوین از استقلال در تأثیر دور می زند، بنابراین هر قدر اعتقاد و ایمان انسان به قدرت مطلقه الهیه بیشتر گردد اشیاء جهان به همان نسبت در برابر او مطیع و منقاد خواهد شد.(۱۱)
و این است رمز رابطه یقین و تصرف خارق العاده در عالم آفرینش.
ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم؛ سپس در آن روز همه شما قطعاً از نعمت هایی كه داشته اید سوال خواهید شد.
باید در آن روز روشن سازید كه این نعمت های خدا داد را در چه راهی مصرف كرده اید؟ و از آنها برای اطاعت الهی یا معصیتش كمك گرفته اید یا نعمت ها را ضایع ساخته هرگز حق آن را ادا ننموده اید؟در آخرین آیه این سوره آمده كه مسلماً همه شما روز قیامت از نعمت ها بازپرسی خواهید شد بعضی گفته اند منظور از این نعمت "سلامت" و "فراغت خاطر" است و بعضی آن را "تندرستی" و "امنیت" می دانند و بعضی همه نعمت ها را مشمول آیه شمرده اند.
در حدیثی می خوانیم كه "ابوحنیفه" از امام صادق(ع) درباره تفسیر این آیه سوال كرد امام (ع) سوال را به او برگرداند و فرمود:"نعیم به عقیده تو چیست؟ عرض كرد: غذا است و طعام و آب خنك فرمود: اگر خدا بخواهد تو را روز قیامت در پیشگاهش نگه دارد تا از هر لقمه ای كه خورده ای و هر جرعه ای كه نوشیده ای از تو سوال كند باید بسیار در آنجا بایستی" عرض كرد:" پس نعیم چیست؟"
فرمود:" ما اهل بیت هستیم كه خداوند به وجود ما به بندگانش نعمت داده و میان آنها بعد از اختلاف الفت بخشیده، دل های آنان را به وسیله ما به هم پیوند داده و برادرخود ساخته بعد از آن كه دشمن یكدیگر بودند و به وسیله ما آنها را به اسلام هدایت كرده"... آری نعیم همان پیامبر(ص) و خاندان او است."

وبگردی
فیلم |  بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم
فیلم | بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم - فیلم - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهور در کافه خبر با انتقاد از اینکه در 40 سال گذشته بسیاری از مسایل مهم را تعیین تکلیف نکرده ایم می گوید: این گونه جامعه دچار سردرگمی و به سمت گناه یا بزهکاری و یا توافق بر سر گناه سوق پیدا می کند. صحبت های او را در ویدئوی زیر ببینید و بشنوید.
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!