یکشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷ / Sunday, 23 September, 2018

موسیقی بدون ساز


موسیقی بدون ساز
برخلاف تصور عموم که آغاز موسیقی الکترونیک را به دهه‌های ۳۰ و ۴۰ میلادی به ویژه دوران پس از جنگ جهانی دوم نسبت می‌دهند، این موسیقی مربوط به اواخر قرن نوزدهم است.
عده‌ای نیز اشخاصی چون ژان میشل‌ژار و یا کارل‌هاینس اشتوکهاوزن را بنیانگذاران این نوع موسیقی می‌دانند در صورتی که اولین کنسرت موسیقی الکترونیک جهان سالها قبل از تولد این افراد و در سال ۱۸۷۷ میلادی توسط الیشاگری (Elisha gray) مخترع معروف اجرا شده است.
اولین ساز الکترونیک جهان نیز برخلاف تصور عموم توسط خود الیشاگری ساخته شده و نام آن را مخترع دستگاه «تلگراف‌ هارمونیک» گذاشته است. (شهرت اشخاصی چون ژان میشل ژار و اشتوکهاوزن نه به خاطر کشف این موسیقی که به خاطر نوآوری‌هایی است که در این موسیقی ایجاد کردند)
الیشاگری ۲ سال قبل از ساخت این دستگاه کشف کرده بود اگر یک لوله باریک فولادی مرتعش را در مداری متشکل از آهن‌ربای الکتریکی و کلید تلگراف قرار دهد، با بستن مدار توسط کلید آوایی موسیقی مانند از آهن‌ربا شنیده خواهد شد.
به‌طور تصادفی این دستگاه به مثابه یک اسباب‌بازی توسط خواهرزاده ‌گری برای متعجب ساختن دوستان خود به کار گرفته شد. این کودک دریافته بود اگر یکی از دو سر سیم پیچ ثانویه لای درز وان حمام قرار دهد و انتهای آن را در دست بگیرد، هنگامی که دست دیگر را به بدنه وان حمام بکشد، صدایی شبیه صدای شیهه اسب از وان حمام شنیده خواهد شد.
این پدیده کودکان را کاملاً هیجان‌زده کرده و آنها را وادار به فریاد کشیدن می‌کرد. گری با شنیدن صدای کودکان جریان را متوجه شد. شخصاً دستگاه را امتحان کرد و دریافت که اگر محکم‌تر و یا با فشار بیشتری به وان حمام دست بکشد صدا بلندتر می‌شود. گری با تغییر فرکانس انتشار لوله و یا کم و زیاد کردن آن، صداهای متغیر دیگری را شنید.
اختراع خود را ارتقاء داد و به جای وان حمام از یک ویلن استفاده کرد. این کشف جالب توجه نهایتاً به ساخت اولین تلگراف موزیکال انجامید. گری توانست با بهره‌گیری از تعدادی نوسان ساز گستره صوتی ۲ اکتاوی را از محل اولیه انتقال دهد.
اما به همین مقدار راضی نشده به فکر انتقال یک رکورد و یا تعداد زیادی نت افتاد.اولین ساز الکترونیک جهان با تکمیل این دستگاه یعنی ۸نوسان ساز که با یک ردیف کلید پیانو کنترل می‌شد، به سرانجام رسید.
گری این اختراع را تکمیل کرد و همین دستگاه را به صورت ردیف‌های کلید پیانو با ۲ اکتاو مجزا و با نام تلگراف‌ هارمونیک روانه بازار کرد و نهایتاً در سال ۱۸۷۷ اولین کنسرت موسیقی الکترونیک را با همین دستگاه (که به شدت مورد توجه عموم قرار گرفته بود) اجرا کرد.
در اوایل قرن بیستم موسیقی نو با پشتوانه تجربیات گسترده در زمینه موسیقی پا به عرصه حیات گذاشت. از خصوصیات این موسیقی دور شدن از ریتم و فرم و شکستن قواعد رنگ‌بندی موسیقی بود.
بعد از جنگ جهانی دوم و پیدایش مدل‌های تکمیل شده و بالغ شده اختراع‌گری دستگاه‌های مولد صدای عصر مدرن ساخته شدند و موسیقی الکترونیک هویتی جدی‌تر و علمی‌تر یافت. گرایش خاص عموم به موسیقی تک‌رنگ (آتونال) معطوف شد و با تلاش افرادی چون کارل هاینس اشتوکهاوزن، موسیقی الکترونیک در قالب یک مکتب بنیانگذاری شد.
موسیقی الکترونیک از لحاظ فرم تک موومانی است و برخلاف عادت معمول اجرا کننده یا نوازنده‌ای ندارد. بلکه آهنگساز موسیقی الکترونیک با ادوات صداسازی (Voice)، (noise) و (Soand) و تغییرات الکترونیکی موزیک خود را به ثمر می‌رساند. تولید نوارهای مغناطیسی، ساخت دستگاه سیتی سایزر از تحولات عظیم این دوران بود.
جان کیج از هنرمندان پیشتاز این موسیقی است. در سال‌های اخیر کامپیوتر نیز به این جمع اضافه شده و کمک به نرم‌افزارهای استودیویی کار را به جایی رساند که حتی در یک اتاق می‌توان یک استودیوی کامل را ایجاد و بهره‌برداری کرد.نیاز به شنیدن اصوات جدید در اکثر زمینه‌های هنر موسیقی به خصوص در سینما روز به روز دستگاه‌‌ها و امکانات تکمیل شده‌تری را روانه بازار می‌کند.
از دهه ۸۰ با توجه به پیشرفت تکنولوژی و ساخت دستگاه‌های الکترونیک هوشمند و ایجاد امکان برقراری گفت‌وگو بین آلات و ادوات موسیقی و دستگاه‌های الکترونیک دوران شکوفایی، بالندگی و اوج موسیقی الکترونیک آغاز شد.
دی‌جی‌ها و دستگاه‌های مربوط به آنها نیز از تأثیرات این آلات و ادوات و نیاز به تجربیات جدید در موسیقی است. موسیقی الکترونیک نیز مثل تمام پدیده‌ها و مکاتب جدید همواره با مخالفت‌ها و انتقادهای فراوانی در دنیا و حتی ایران دست به گریبان بوده است.اما آهنگسازان و هنرمندان بسیاری نیز با تلفیق آلات موسیقی الکترونیک با سایر ادوات و تلفیق سبک‌های مختلف، سبک‌های نوین و جدیدی را معرفی کرده‌اند.
▪ از معروف‌ترین این افراد می‌توان به:
ژان میشل ژار (که در ایران با آلبوم اکسیژن بین عموم معروفیت یافت)، کتیارو (که اکثر ایرانیان او را با ساخت آهنگ مجموعه راه ابریشم می‌شناسند)، ونجلیز (آهنگساز فیلم کریستف کلمب)، یانی (همکاری او با شهرداد روحانی در کنسرت اکروپولیس او را به محبوبیت بالایی در ایران رساند) تنها مثال‌هایی از افراد بی‌شماری هستند که در این وادی شهرت و محبوبیتی خاص یافته‌اند.
سال‌ها قبل در دهه ۶۰ شمسی در ایران شرکت بانگ آلبومی به نام موسیقی به روایت کامپیوتر را منتشر ساخت که می‌توان گفت اولین آلبوم موسیقی الکترونیک بود که به شکل رسمی در ایران مجوز نشر گرفته و روانه بازار شد.به‌رغم مخالفت‌ها و انتقادات این موسیقی در حال حاضر در ایران نیز پیروان خاص و پرشماری پیدا کرده است.
مشهورترین آهنگساز ایرانی که آثار بسیار زیبا و ماندگاری با بهره‌گیری از امکانات الکترونیک در سبک‌هایی چون کلاسیک و حتی پاپ به ساخت موسیقی فیلم پرداخته، مجید انتظامی است که موسیقی فیلم‌هایی چون ترن، از کرخه تا راین، بوی پیراهن یوسف و موسیقی سریال‌هایی مانند سریال گرگ‌ها را ساخته است

علیرضا ایرانی‌نژاد

منبع : ایران ملودی

مطالب مرتبط

27 سال بعد از واروژان هاخباندیان (1356 – 1315)

این سئوال ها، محصول طبیعی دورانی است كه امكانات فنی و تكنولوژی حیرت آور ضبط، اجرا و پخش را در اختیار همه گذاشته است. امكاناتی كه موسیقیدانان بیست و سی سال پیش، در عالم رویا هم رویت نكرده بودند. تصوری نوستالژیك،‌ می گوید كه همان امكانات كمتر و محدودتر باعث آن همه خلاقیت های عالی می شده است. تصوری واقع گراتر و تلخ تر، می گوید كه این ماندگاری مربوط به زمان است و از نوستالژی همیشگی ما، و حسرت خواری مدام ما برای روزگار گذشته آب می خورد. پنداری دیگر كه تا اندازه ای پرت و بی ربط هم هست، رمز ماندگاری را وابسته به یكی دو نفر از خوش آوازها می داند و همه تلاش و عرق ریزان گروهی از انسان ها را دربست تقدیم كف بی كفایت «خواننده» می كند و به رسم كریه «خواننده سالاری» دامن می زند. هر كدام از این تصورها حاصل یك نوع زندگی و یك قسم از نگاه به هستی، هستند. عصر ما عصر تكثر و بروز آرای گوناگون است. رد یا اثبات هیچكدام از آنها هم نه ممكن است و نه مهم، اگر اساسا رد یا اثباتی وجود داشته باشد، بله، هیچكدام از آنها هم نیست، مهم این است كه هنرمند، كار خود را كرده و رفته است. پرنده، آوازش را خوانده، پرواز را از یاد نبرده و ... صد البته. خلاف آنچه كه فروغ می گوید، «نمردنی» است.

* واژه واروژان در زبان ارمنی به معنای «پرنده(نر)» است، مسمای اسم او را وقتی در می یابیم، معمای عمر كوتاه او،‌ كمی از آن ابهام سنگین و پیچیده در می آید. عمدا این دو صفت (سنگین و پیچیده) را به كار گرفتم زیرا هیچ هنرمندی مثل واروژان هاخباندیان، زیر سایه های تیره این ابهام نیست. آنچه كه از ردپای او در این سو و آن سو جست و جو كرده ام. اطلاعات بسیار ناچیزی را نصیبم كرده است. مدارك و اسناد در حد صفر، حتی در حد یك عكس از دوره كودكی، نوجوانی و حتی جوانی او،‌ حتی در حد یك كپی از حكم استخدامی یا قرارداد از رادیو اهواز و یا فیلم هایی كه برایشان موسیقی می ساخته است. حتی در حد یك مدرك تحصیلی از تهران، ایتالیا و آمریكا، كه زندگی بی نشان او در آن مكان ها گذشته است. از پارتیتور آثارش كه مهم ترین منبع برای مطالعه كارهای یك آهنگساز هستند، حتی یك ورق هم به دست نیامده است. طوفان های پیاپی در این ملك،‌ هیچ وقت محل و مامنی برای ثبت حافظه تاریخی ما باقی نمی گذارد، از مصاحبه هایی كه به عشق نگارش زندگی و احوالات او انجام دادم، جز یك مورد، هیچ مطلب دندانگیری به دست نیامده است.

_ گویی واروژان اصلا در این مردم نزیسته است! اما این آثارش، خلاف این فرض را اثبات می كند. شاید هیچ هنرمندی از تبار موسیقایی او، تا این حد به ژرفای قلب ها و خاطره های مردم نفوذ نكرده باشد. ملودی های او از زیباترین ها و تنظیم هایش از دقیق ترین و لطیف ترین ها. محمدرضا درویشی كه به انواع مشخصی از موسیقی دلبستگی دارد (و طبیعتا موسیقی واروژان، دلخواه او نیست)، از او به عنوان «كلاسیك، در متن پاپ» نام برده است.
كامبیز روشن روان كه به این نوع موسیقی تعلق خاطری دارد، می گوید: «تنها كسی كه از تنظیم هایش لذت می بردم واروژان بود.» هر چه جلوتر می رویم و از افراد بیشتری می پرسیم. یك نكته آشكار می شود و آشكار تر می شود؛ آواز آن پرنده، ماندگار شده، و ماندگار هم خواهد ماند. با این كه او تا حدی كه توانسته در سكوت و انزوا كار كرده و با هیچكس و هیچ جریانی دل نسپرده است. غربت واروژان در همین جاست و راز همدلی امروز ما با موسیقی او نیز از همین جاست،‌ همدلی با هنرمندی كه در عمق تنهاییش به گفت و گوی لطیف ملودی ها و هارمونی ها بر رنگ آمیزی سازها پی برد و تلاشی جان فرسا كرد تا ما هم بتوانیم آنها را بشنویم.

* واروژان در خانواده ای از ارامنه مهاجر به دنیا آمد. گویا اولین درس ها را در مدرسه ایتالیایی ها در تهران فرا گرفته باشد، این طور شنیده ام كه سندی از آن مدرسه در دست نیست. می گویند شاگرد ممتاز هنرستان عالی موسیقی بوده است. در اسناد موجود، نام او را ندیده ام، گفته اند تحصیلاتش را در آمریكا ادامه داد و به ایران برگشت. این گفته نیز مستند نیست. اما می توان به دیده ها و شنیده های بعضی انسان ها اعتماد كرد. به گفته های دكتر محمد سریر، كامران شیردل، ویگن داوودیان (نزدیك ترین دوست او)، بابك بیات و ایرج جنتی عطایی، قصه غربت دایم، در بررسی های عاطفی، بی سامانی، فقر مالی و آرزوهای رفیع او برای موسیقی، نشان دهنده رفتار ما با هنرمندی اصیل است كه هیچ چیزی از این دنیا نمی خواسته، جز این كه آزارش ندهند و بگذارند موسیقی بنویسد. امكان تحقق این آروزها، در چارچوبی بسیار محدود، در مدت زمانی كمتر از شش سال برای او پیش آمد. تا سال 1349، واروژان به كار واقعا طاقت فرسای تنظیم ملودی های ریز و درشت و آهنگسازانی مشغول بود كه بعضی هایشان حتی نت نویسی ابتدایی را هم نمی دانستند و به بركت وقاحت در رفتار یا ارتباط با فلان خوش آواز خوش اراده قراردادهای كلان می بستند و شب و روز را در عیش و عشرت می گذراندند. زحمت و رنج عمل آوردن و اجرا كردن آثار این آقایان كه جز دو سه نفر حتی اسمی هم از آنها باقی نمانده، بر دوش واروژان هاخباندیان بود. آهنگساز تحصیل كرده ای كه بیش از همه آنها دانش و بینش و ذوق و سیلقه داشت و برای این بیگاری سنگین، یعنی نت نویسی، تنظیم برای اركستر و نوشتن پارت های تك تك نوازندگان، نه با نرم افزار و پرینتر بلكه با دست و قلم فرانسه و مركب، مبلغی بسیار ناچیز می گرفت. واروژ در همان چند سال بیگاری پر از ناامیدی، در آن محیط های فاسد و پر از نیرنگ و حسد، و در جامعه ای كه موسیقیدانی مثل او راهی به جایی مطمئن نداشت، نیرو و جوانیش را از دست داد و در سال 1351، در 32 سالگی كه به لطف و جوانمردی دوستش، كامران شیردل، موسیقی فیلم «صبح روز چهارم» را ساخت و جایزه سپاس را گرفت، شبیه مردی پنجاه ساله بود. مافیای آهنگسازان بی مایه و آنها كه همه وجودشان محتاج تخصص و تفكر واروژان بود، شایع كرده بودند كه او آهنگساز نیست، فقط «تنظیم كننده» است. و این یكی از ده ها ترفندی بود كه برای فلج كردن ذوق و خلاقیت او و برای فشار مالی بیشتر به او، طراحی كرده بودند. اگر كامران شیردل و علی حاتمی نبودند، و اگر موسیقی پاپ سنگین (دور از ترانه های شش و هشت و خوانندگان سفارش شده در شعرهای قریب افشار و ساسان كمالی) در اوایل دهه 1350 با حضور داریوش اقبالی و ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز و ابراهیم حامدی و آندرانیك و محمد اوشال و ... و ... پدید نمی آمد، آن فرصت پنج ساله نیز برای واروژان فراهم نمی شد. تنظیم های استادانه او از ملودی هایی كه حسن شماعی زاده در دوره خلاقیت های اصیل خود ساخته بود، فضایی از محبوبیت و علاقه را برایش ارمغان كرد؛ و بلافاصله، چهره واروژان آهنگساز درخشیدن گرفت. «آهنگساز»، نه ملودی ساز؛ چرا كه ملودی ساز در دنیای موسیقی امروز جز تعبیری نارسا و برداشتی روستایی از موسیقی نیست. چرا كه ملودی ساز واقعا وجود ندارد تنها آهنگساز و مجریان (خواننده، نوازنده، ناظر ضبط) وجود دارند. واروژان آهنگساز بود؛ قدرت و نقش آفرینی سازها را به خوبی می شناخت، هیچ كس مثل او از سازهای بادی این طور استفاده نكرده است. كلام فارسی را با همه پیچ و خم ها و شگردهای بیانی در وجوه استفهامی، خبری، پرسشی، امری، التجایی و ... درك می كرد و حتی گاه به خواننده ایراد می گرفت و بیان او را در ادای كلام با موسیقی تصحیح می كرد، این كار را كسی انجام می داد كه فارسی، زبان مادری او نبود. غنای ملودی هایی كه او در آثارش استفاده می كرد، شگفت است: محلی ایرانی، سنتی ایرانی، فولكلور ارمنی، تركی، ترانه های روسی و فرانسوی و ایتالیایی، كانتری آمریكا، موتیف های موسیقی كلیسایی، باروك ها، رومانتیك ها و ... هر چه از موسیقی های گوناگون (خالص و برون ارجاع فرهنگی _ قدمی)، از ذهن آن پرنده خوش خوان جمع شده بود، با همدیگر تركیبی جادویی می یافتند و هنگام اجرا، حتی هنگام تمرین در استودیو، درون شنوندگانش را دگرگون می كردند؛ حاصل خلاقیت او روحیه ای كاملا ایرانی دارد. اشتباه نشود، سنتی نه! محلی نه! «تلفیقی» نه! ایرانی، كاملا ایرانی و آنها كه موجودیت فرهنگی ایران را محدود بر یك نوع موسیقی و یا جغرافیای خاص نمی كنند و از تكثر شگفت انگیز آن آگاهند، گواهی می كنند كه واروژان از ایرانی ترین موسیقی دان های معاصر است. ولو این كه نشانه شناسی و گمانه زنی آثارش، از فرهنگ هفتاد و دو ملت نشان داشته باشد. نمونه این ایرانیت اصیل و خالص كه تنها از هنرمندی با استعداد و به وسعت روح واروژان بر می آید، موسیقی متن سریال تلویزیونی سلطان صاحبقران _1355؛ علی حاتمی) است. موسیقی او، نوستالژیك ترین روایت از دوره قاجار است؛ در حالی كه یك جمله از ملودی های او در آثار بازمانده از آن عصر شنیده نمی شود، و فواصل (پرده ها) و صدای سازها، عمیقا ایرانی هستند، در حالی كه حتی یك فاصله ربع پرده هم در آنها نوشته نشده، گام مینور است و سازها نه به شیوه قاجار بلكه با تكنیك های موسیقی چهل سال گذشته نواخته می شوند.
پس واروژان، نه مقلد بوده، نه اهل مد. نه سطحی و نه اهل «بازیافت» موسیقی های فراموش شده؛ این ها عارضه موسیقی و موسیقی دان ها در 20 سال گذشته است، و واروژان اصیل و خلاق؛ از این عوارض دور بود. همین به موسیقی او «ارزش ذاتی» می دهد. فرقی نمی كند كه «آهنگ _ ترانه» های او را چه كسی بخواند، تفاوتی ندارد كه كلام چه روی آن باشد. اگر آنچه كه او روی پارتیتورهای به ظاهر گمشده اش نوشته، همان ها اگر همان طور كه او نوشت اجرا شود، آن پرنده، آواز متن را می خواند. آوازی رها از زمان و مكان، و تا وقتی كه قلبی می شكند یا مرد تنهایی از درد و اندوه به خود می پیچد و یا گلی به ستم پرپر می شود و زندگی جز یك تنی بی انتها، جز ملالی بی پایان و رنج توانفرسای هستی، چیزی ارمغان نمی آورد، موسیقی واروژان، لحظه ای پنجره را رو به آسمان باز می كند و هوای لطیف را ارمغان می آورد.

در پرواز 37 ساله آن پرنده غریب، فرصتی برای برخورداری از مواهب حیات نبود. زندگی زناشویی یك روزه او با شكست رو به رو شد و عشق نافرجام او به آن كه صدا و عاطفه اش از هم جدا بودند، شكستی تلخ تر را در تن و روان خسته اش نشاند. بی سامانی و فقر و لطمه های فراوان از همكاران حسود، یك روز هم او را آرام نگذاشت. در ماه های آخر، انجمن آهنگسازان بین المللی مقیم فرانسه، آثار او را شنیده بودند، تقاضا كرده بودند كه هر چه زودتر؛ با ورودش به پاریس، آنها را «خوشحال و مفتخر كند». اما دیگر دیر شده بود. قلب ناتوان، او را از توان انداخته و نیرویش را مصرف كرده بود. آخرین اثرش را نوشته و ضبط كرده بود، اما خواننده اش به استودیو نیامده بود، و بیمارستان هم نیامده، و به گورستان نیز نیامد تا به خاك رفتن آن پرنده را ببیند.

وبگردی
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
پاییز بازار ثانویه
پاییز بازار ثانویه - اگر ما نتوانیم تفاوت فاحش قیمت ارز در بازار آزاد و ثانویه را جبران کنیم و نتوانیم به بازار ثانویه عمق کافی ببخشیم عملا بازار ثانویه از دور خارج خواهد شد. قرار بود بازار ثانویه و آزاد یک تفاوت حداقلی داشته باشند. قرار بود نهایتا اختلاف قیمت در این دو بازار ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومان باشد نه هفت هزار تومان!
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.