یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷ / Sunday, 24 June, 2018

تقارن شگفت تاریخی


تقارن شگفت تاریخی
حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بزرگ حماسه‌سرای ایران، افزون بر شاعر بودن، دانشمندی است بزرگ که مثل بقیه بزرگان علم و ادب فارسی، بر تمامی دانش‌های زمان خود تسلط داشته‌ و فردی بوده است با دانشی والا از حکمت و فلسفه، تاریخ و اسطوره، پزشکی و از همه مهم‌تر ستاره‌شناسی و گاهشماری.
به همین جهت نیز نامش را از همان ابتدا با عنوان حکیم یاد کرده‌اند. ولی آنچه ‌ در این مختصر مورد نظر ماست، همانا دانش عمیق حکیم فردوسی در مورد ستاره‌شناسی و گاهشماری است. ‌با تاملی در برخی از بیت‌های شاهنامه به مواردی برمی‌خوریم که نشان ازتسلط کافی شاعر بر دانش ستاره‌شناسی و نیز گاهشماری رایج در زمانه وی دارد.
فردوسی در‌ چند بیت از «داستان پادشاهی کیومرث» می‌گوید:
«چو آمد به برج حمل آفتاب
جهان گشت با فر و آیین و آب
بتابید از آن سان زبرج بره
که گیتی جوان گشت از او یکسره
کیومرث شد بر جهان کدخدای
نخستین به کوه اندرون ساخت جای»
که افزون بر دلالت به عمق دانش فردوسی در مورد انسان‌های اولیه و زندگی انسان‌های غارنشین در دوره‌های بسیار دور، دقیقاً از روز نوروز اعتدالی و رسیدن آفتاب به برج حمل در لحظه تحویل سال و آغاز سال نو در اول فروردین‌ماه صحبت می‌کند و نیز آغاز پادشاهی کیومرث در این روز، که به عنوان رسم و آیین کهن، در ایران باستان رعایت می‌شده است و پادشاهان ایرانی – به‌ویژه ساسانیان – در روز نوروز یعنی اولین روز سال نو تاج‌گذاری می‌کرده‌اند و این همان رسمی است که تا موقع تاج‌گذاری و به تخت پادشاهی نشستن یزدگرد سوم – آخرین پادشاه ایرانی پیش از اسلام – رعایت می‌شده است و خود این روز یعنی روز تاج‌گذاری و آغاز سلطنت این آخرین پادشاه پیش از اسلام ایران، بعدها موجب پدید آمدن تاریخ جدیدی در ایران شده است که به نام وی به تاریخ یزدگری معروف است و این همان تاریخ یا تقویم خورشیدی معروفی است که همواره در کنار تقویم مهی (هجری‌قمری) در ایران، رواج داشته است ولی از آنجایی که یک‌سال آن دارای ۳۶۵ روز تمام بود به دلیل کسری از طول طبیعی سال، روزها و فصل‌های آن متغیر بود و در حدود هر ۴ سال یک روز نسبت به تقویم یا گاهشماری خورشیدی اعتدالی جلو می‌افتاد و به‌طوری که منجمان و مورخان اسلامی نوشته انددر زمان تاج‌گذاری یزدگرد سوم در سال یازدهم هجری، مدت ۹۰ روز تمام با نوروز حقیقی (اعتدالی) فاصله داشته است.
یعنی مدت ۳۶۲۳ روز با آغاز تاریخ هجری‌قمری و مدت ۳۷۴۲ روز با تاریخ هجری‌شمسی فاصله داشت که آن را مابین‌التاریخین می‌خوانند البته بعد از اسلام در ایران تاریخ رسمی کشور تاریخ هجری‌قمری بود که از اول محرم سال اول هجرت حضرت رسول‌اکرم(ص) از مکه به مدینه آغاز می‌شد، و سالی بود مهی که هر سال آن ۱۲ ماه ۲۹ و ۳۰ روزه داشت و جمعاً دارای ۳۵۴ روز (و در سال‌های کبیسه ۳۵۵ روز) بود. در کنار این تاریخ رسمی مردم ایران‌زمین تقویم دیگری نیز داشتند که آغاز آن، زمان به تخت نشستن آخرین پادشاه پیش ازاسلام ایران یعنی یزدگرد سوم ساسانی در سال یازدهم هجری‌قمری بود، و همان‌طور که گفتیم آغاز این تاریخ یا تقویم روز سه‌شنبه و روز نوروز (یزدگردی) مطابق با بیست‌ودوم ماه ربیع‌الاول سال یازدهم هجری‌قمری و اول تابستان یا نودویکمین روز سال خورشیدی اعتدالی (هجری‌شمسی) بود. که همین ذکر نودویکمین روز از سال و فاصله ۱۰ سال و نودروز (۳۷۴۲ روز) بین آغاز تاریخ یزدگردی با آغاز تاریخ هجری‌شمسی نشان از دانش نجومی و تقویمی مردم و دانشمندان آن زمان دارد.
حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز بر این دانش گاهشماری و ترتیب تطبیق تقویم هابا هم آگاهی کامل داشته است و بهترین گواه بر این آگاهی افزون بر بیت‌هایی که درباره «نوروز» بدان اشاره شد، بیت‌های تاریخداری است که در متن شاهنامه آمده است؛ بیت‌های تاریخداری که برخی صرفاً برای واقع‌نمایی یا واقعیت‌نمایی داستان به کار رفته‌اند و اشاره دقیقی به زمان خاصی ندارند ولی بقیه بیت‌هایی است که شاعر از ذکر تاریخ در آنها تعمد داشته و روز و ماه ذکر شده در این بیت هاو نیز سال‌هایی که در برخی در بیت‌های تاریخدار آمده آگاهانه و از روی محاسبه دقیق و علمی صورت گرفته و نمی‌توان به سادگی از کنار آنها گذشت.
از این بیت‌های تاریخدار می‌توان به این دو بیت اشاره کرد:
«چو سال اندر آمد به هفتادویک
همی زیر شعر اندر آمد فلک
زهجرت شده پنج هشتاد بار
که گفتم من این نامه شهریار»
که راهگشای پژوهشگران و صاحب‌نظران در تعیین دقیق سال تولد حکیم ابوالقاسم فرودسی شد. به‌طوری که ملاحظه می‌شود اعداد و ارقام در شاهنامه به‌ویژه در بیت های تاریخدار مهمی چون بیت‌های بالا بی‌هدف نیامده‌اند و شاعر بزرگ پارسی دقیقاً در این بیت‌ها قصد کدگذاری و انتقال داده‌ها به آیندگان را داشته است. در همین رابطه باز باید به چند بیت تاریخدار دیگر شاهنامه اشاره کرد، که در آنها شاعر تاریخ را خیلی دقیق و به روز و ماه و سال و حتی علامت روز [ایام هفته] مشخص می‌کند و صحبت از سن و سال خود به میان می‌آورد.
ازاین میان بایدبه این چند بیت زیر در پایان «داستان پادشاهی شاپور ذوالاکتاف» اشاره کرد که می‌گوید:
«چو آدینه هرمزد بهمن بود
برین کار فرخ نشیمن بود
می لعل پیش آورم هاشمی
ز خمی که هرگز نگیرد کمی
چو شصت‌وسه سالم شد و گوش کر
زگیتی چرا جویم آیین و فر»
که افزون بر اشاره به پیری و ۶۳ سالگی خود، به صراحت در مورد روز تولد خود یعنی «جمعه اول بهمن‌ماه» سخن می‌گوید‌ که با توجه به اینکه به همین ترتیب و پشت سر هم آمده است جای هیچ تردیدی باقی نمی‌ماند که شاعر در آنها قصد اشاره به روز تولد خود و پایان ۶۳ سالگی و آغاز ۶۴ سالگی خود را دارد؛ روزی که برای شاعر بسیار عزیز و خاطره‌ برانگیزاست و به خاطر همین نیز با رسیدن چنین لحظه‌ای است که داستان «شاپور ذوالاکتاف» رابه پایان می‌برد و به استراحت می‌پردازد و روز تولد خود را جشن می‌گیرد، آن هم با می لعل هاشمی، که با شناختی که از دین و مذهب حکیم توس در دست است در تعبیر این «می هاشمی» باید بسیار دقت کرد؛ چرا که شاعر در اینجا از می مجازی سخن می‌گوید نه می انگوری، و صفت «هاشمی» نیز اشاره به حقیقتی دیگر دارد .
حکیم توس در ذکر نام روز و ماه از روش تاریخ ایرانی (اعم از خورشیدی اعتدالی و یزدگردی) استفاده کرده است؛ یعنی همیشه تاریخ سال را به هجری‌قمری داده است و تاریخ روز و ماه را به تقویم ایرانی؛ مثل همین مورد بالا که در آن منظور از آدینه روز جمعه است و روز هر مزد، روز اول ماه و بهمن یعنی ماه بهمن یا یازدهمین ماه سال خورشیدی و ماه دوم زمستان.
مین‌طور است وقتی در پایان داستان پادشاهی اورمزد شاپور می‌گوید:
«شب اورمزد آمد از ماه دی
زگفتن بیاسای و بردار می»
دقیقاً اشاره به شب اول دی‌ماه دارد، یعنی شب چله یا شب یلدا که یکی از جشن‌های باستانی ایران است و به همین دلیل نیز شاعر با رسیدن به شب چله یا یلدا، دست از کار می‌کشد و داستان پادشاهی اورمزد شاپور را با همین به پایان می‌برد تا همراه با دیگران به جشن شب یلدا بپردازد؛ شب چله یا شب یلدایی که بلندترین شب سال است و از قدیم آن را به عنوان شب تولد «مهر» ایرانیان جشن گرفته‌اند و کلمه «یلدا» در این شب نیز اشاره به میلاد مهر است. که این شب یلدا یا بلندترین شب سال، نمی‌تواند در تاریخ یزدگردی – که تقویمی ناقص و متغیر است – اتفاق بیفتد، بلکه باید نشان آن را در طبیعت و در تقویمی جست‌وجو کرد که با طبیعت و فصول و زمان دقیقاً هماهنگی داشته و فصل‌های آن ثابت و طبیعی تکرار شود و این تنها در تقویم خورشیدی اعتدالی امکان‌پذیر است.
بدیهی است که در اینجا منظور حکیم توس از شب یلدا در تاریخ خورشیدی اعتدالی است، یعنی جایگاه واقعی شب یلدا در شب اول زمستان یا دی‌ماه پس با فرا رسیدن چنین شبی است که می‌گوید:
«شب اورمزد آمد از ماه دی
زگفتن بیاسای و بردار می»
ولی این تنها فرا رسیدن شب یلدا نیست که شاعر را به چنین اندیشه‌ای وامی‌دارد، چرا که بین این شب یلدا و روز تولد شاعر در اول بهمن‌ماه نیز ارتباط نهفته‌ای وجود دارد که هر دو با ۶۳ سالگی شاعر در ارتباطند، یعنی سالی که برای شاعر بسیار مهم و نیز مقدس است.
پیش از پرداختن به این ارتباط، با توجه به گاهشماری رسمی رایج در زمان حکیم توس که تاریخ هجری‌قمری است، باید دانست که منظور شاعر از پایان ۶۳ سالگی و آغاز ۶۴ سالگی دقیقاً بر اساس تقویم هجری‌قمری است و از آنجایی که می‌دانیم شاعر در سال ۳۲۹ هجری‌قمری به دنیا آمده است، پس این آغاز ۶۴ سالگی مورد نظر شاعر را هم باید با افزودن ۶۴ سال بر سال تولد وی یعنی ۳۲۹ هجری‌قمری به دست آورد یعنی سال ۳۹۳ (۳۹۳=۶۴+۳۲۹) هجری‌قمری.
بنابراین روز اول بهمن‌ماه مورد نظر شاعر که در سال خورشیدی مطابق با سال ۳۹۳ هجری رخ می‌دهد، با توجه به تطبیق تقویم‌‌ها و محاسبات ویژه مطابق است با سال ۳۸۱ هجری‌شمسی و ۳۷۱ یزدگردی و ۱۰۰۳ میلادی و نیز ۱۳۱۴ اسکندری. و نیز در صورت برگشت به گذشته یعنی ۶۴ سال هجری‌قمری قبل خواهیم داشت سال ۳۲۹ هجری‌قمری که مطابق است با ۳۱۹ هجری‌شمسی و ۳۰۹ یزدگردی، و ۹۴۱ میلادی و ۱۲۵۲ اسکندری. یعنی به‌طوری که ملاحظه می‌شود ۶۴ هجری‌قمری در گاهشماری خورشیدی مطابق ۶۲ سال می‌شود و این تفاوت در سال موضوعی است که باید بدان توجه داشت.
فردوسی در متن شاهنامه سترگ خود ۳ بار در طول داستان‌های مختلف به سن ۶۳ سالگی خود اشاره می‌کند که نشانگر اهمیت این سال از نظر فردوسی است، و این ۳ بیت عبارتند از:
۱) می لعل پیش آر ای روز به
که شد سال گوینده بر شصت‌وسه
۲) چو شصت‌وسه سالم شد و گوش کر
زگیتی چرا جویم آیین و فر
۳) ایا شصت‌وسه ساله مرد کهن
تو از باده تا چند رانی سخن
که به ترتیب در پایان داستان «اورمزد شاپور»، «بهرام بهرامیان» و «بهرام شاپور» آمده است و نشان از توجه فردوسی به این ۶۳ سالگی دارد. اگر فردوسی در طول شاهنامه به سن و سال خود اشاره می‌کند از آن قصد خاصی دارد.
به همین خاطر هم موضوع اشاره به ۶۳ سالگی شاعر و فرا رسیدن شصت‌وچهارمین سال زندگی‌اش را باید جدی گرفت، به‌ویژه آنکه شاعر در اینجا ضمن اظهار صریح روز تولد خود در اول بهمن به رابطه آن با شب یلدا و اول دی‌ماه اشاره دارد و همین مسئله می‌رساند که فردوسی روز تولد خود را نه از روی تقویم هجری‌قمری و نه از روی تقویم یزدگردی، بلکه دقیقاً بر اساس گاهشماری خورشیدی اعتدالی گزارش می‌کند .
و همان‌طور که گفتیم وقتی سخن از «شب اورمزد از ماه دی» می‌کند منظور فرا رسیدن شب یلدا – آن هم شب یلدای واقعی و طبیعی است، یعنی بلندترین شب سال، نه شب یلدایی که با حساب گاهشماری یزدگردی پیش می‌آید و شبی است متغیر در طول سال، که گاه حتی می‌تواند به تابستان بیفتد یعنی زمانی که طول شب به کوتاه‌ترین حد خود می‌رسد – درست برعکس شب یلدای اول زمستان – بنابراین صحبت فردوسی از «اول بهمن‌ماه» هم به همین گونه در گاهشمار خورشیدی اعتدالی است که درست یک ماه بعد از اول دی‌ماه است و راز مطلب همین‌جاست. و می‌توان تصور کرد که از همان کودکی فردوسی از روز تولد خود در اول بهمن‌ماه – یعنی یک ماه بعد از اول زمستان و شب یلدا – باخبر بوده است، آن هم از طریق گفتار پدر با مادر که به او گفته بودند تولدش یک ماه بعد از شب یلدا بوده است.
یا از روی رسمی که در گذشته مرسوم بود و تاریخ تولد کودک را بزرگ خانواده بر صفحه سفید آخر قرآن‌کریم یادداشت می‌کرد.(۱) آن هم در تاریخی که از نظر گاهشماری ثابت است و همیشه و در همه حال موقعیت زمانی آن معلوم و مشخص است چه در سال به دنیا آمدن فردوسی در سال ۳۲۹ هجری‌قمری (۳۱۹ هجری‌شمسی) و چه در سال ۳۹۳ هجری‌قمری (۳۸۱ هجری‌شمسی) که هر دو نیز جمعه بوده است، یعنی هم روز اول بهمن‌ماه ۳۸۱ هجری‌شمسی و هم روز اول بهمن‌ماه سال ۳۱۹ هجری‌شمسی.
افزون بر این در صورت محاسبه و تطبیق تقویم‌ها با کمال شگفتی متوجه خواهیم شد که در این سال یعنی سال ۳۸۱ هجری‌شمسی (مطابق ۳۹۳ هجری‌قمری) روز اول بهمن‌ماه در هر دو گاهشمار هجری‌شمسی (خورشیدی اعتدالی) و یزدگردی، دقیقاً با هم تقارن داشته است یعنی در این سال ۱/۱۱/۳۸۱ هجری‌شمسی مطابق بوده است با ۱/۱۱/۳۷۱ یزدگردی و روزش هم جمعه بوده است. به عبارت دیگر درست در سال ۳۸۱ هجری‌شمسی و ۳۷۱ یزدگردی است که با گذشت ۳۷۰ سال از آغاز گاهشماری یزدگردی، از مجموع کسری‌‌های سال [۲۴۲۲/۰ روز در هر سال] در کل ۳۷۴۲ روز پدید آمده و موجب شده است که دو تاریخ دقیقاً با هم مطابقت پیدا بکنند یعنی نوروز اعتدالی سال ۳۸۱ هجری‌شمسی دقیقاً مطابق بقاشد با نوروز یزدگردی سال ۳۷۱ یزدگردی، یعنی در صورت محاسبه داریم:
۳۷۴۲-(۲۴۲۲/۳۶۵×۳۸۰)=۳۶۵×۳۷۰
بنابراین در این سال روز اول بهمن‌ماه خورشیدی اعتدالی (هجری‌شمسی) نیز مطابق خواهد بود و بااول بهمن‌ماه یزدگردی و نیز شب یلدا یا روز سی‌ام آذرماه یزدگردی باز در همان سال مطابق خواهد بود با سی‌ام آذرماه هجری‌شمسی و خواهیم داشت:
روز جمعه ۱/۱۱/۳۸۱ هجری‌شمسی مطابق است با ۱/۱۱/۳۷۱ یزدگردی، مطابق با ۸/۳/۳۹۳ هجری‌قمری و مطابق با ۱۵/۱/۱۰۰۳ میلادی [ژولین] و نیز مطابق با ۱۵/۴/۱۳۱۴ اسکندری که در صورت برگشت به گذشته و از طریق محاسبه و تطبیق قهقرایی تقویم‌ها در سال ۳۲۹ هجری‌قمری (مطابق ۳۱۹ هجری‌شمسی) خواهیم داشت:
روز جمعه ۱/۱۱/۳۱۹ هجری‌شمسی مطابق است با ۱۶/۱۰/۳۰۹ یزدگردی مطابق با ۱۳/۴/۳۲۹ هجری‌قمری و مطابق با ۱۵/۱/۹۴۱ میلادی [ژولین] و نیز مطابق با ۱۶/۴/۱۲۵۲ اسکندری.
به‌طوری که ملاحظه می‌شود اول بهمن‌ماه ۳۸۱ هجری‌شمسی که در این سال مطابق با اول بهمن‌ماه ۳۷۱ یزدگردی است و علامت روز آن هم جمعه است، در صورت بازگشت به سال ۳۲۹ هجری‌قمری (۳۱۹هـ .ش و ۳۰۹ یزدگردی) به خاطر متغیر بودن تقویم یزدگردی این دو تاریخ با هم ۱۵ روز اختلاف پیدا می‌کنند یعنی روز اول بهمن‌ماه ۳۱۹ هجری‌شمسی مطابق می‌شود با شانزدهم دی‌ماه ۳۰۹ یزدگردی – گرچه علامت روز هر دو همان روز جمعه است – و از نظر تطبیق روزهای سال قمری نیز ۸/۳/۳۹۳ هجری‌قمری به ۱۳/۴/۳۲۹ هجری‌قمری مطابقت پیدا می‌کند. ولی پانزدهم ژانویه تقویم ژولین در هر دو مورد یکسان باقی می‌ماند و این به دلیل ثابت بودن زمان در دو تقویم هجری‌شمسی و میلادی است که هر دو سال خورشیدی اعتدالی هستند، که در صورت تطبیق با گاهشمار میلادی امروزی یعنی تقویم گریگوری این پانزدهم ژانویه به بیستم ژانویه تبدیل خواهد شد.
بدین‌ترتیب به‌طوری که ملاحظه می‌شود حکیم ابوالقاسم فردوسی در این دو بیت یعنی:
«شب اورمزد آمد از ماه دی
زگفتن بیاسای و بردار می»
و
«چو آدینه هر مزد بهمن بود
برین کار فرخ‌نشیمن بود»
و تاکید بر پایان ۶۳ سالگی خود یعنی:
«چو شصت‌وسه سالم شد و گوش کر
زگیتی چرا جویم آیین وفر»
پرده از راز بزرگی برداشته و به بهانه یاد روز تولد خود، به یک تقارن شگفت تاریخی اشاره می‌کند. به‌ویژه آنکه ذکر روز جمعه (آدینه) در کنار اول بهمن‌ماه «چو آدینه هزمرد بهمن بود» نشان می‌دهد که شاعر علاوه بر روز دقیق تولد، از جمعه بودن آن نیز آگاه بوده است، یعنی جمعه اول بهمن‌ماه ۳۱۹ هجری‌شمسی مطابق با ۱۳/۴/۳۲۹ هجری‌قمری. و شگفت‌تر آنکه این روز «جمعه» اول بهمن‌ماه در سال ۳۱۹ هجری‌شمسی دوباره در اول بهمن‌ماه سال ۳۸۱ هجری‌شمسی (بعد از ۶۲ سال تمام) دوباره تکرار می‌شود، یعنی روز اول بهمن‌ماه سال ۳۸۱ هجری‌شمسی (مطابق با اول بهمن‌ماه ۳۷۱ یزدگردی) باز مصادف با جمعه بوده است. که در صورت محاسبه و تطبیق تاریخ‌ها به روشنی این موضوع ثابت خواهد شد و حکیم ابوالقاسم فردوسی حتماً در موقع سرودن این بیت بدان توجه داشته است. چرا که حتی با یک سال جابه‌جایی چه در سال تولد شاعر یعنی ۳۱۹ هـ .ش و چه در سال مقارن با پایان ۶۳ سالگی شاعر یعنی ۳۸۱ هـ .ش، علامت روز یعنی این روز «جمعه» به هم می‌‌خورد. یادآور می‌شود، که اول بهمن‌ماهی که مقارن با روز جمعه هم باشد در تقویم هجری‌شمسی درست ۶ سال بعد از ۳۸۱ هـ .ش یعنی در سال ۳۸۷ هجری‌شمسی و نیز ۱۱ سال پیش از آن یعنی در سال ۳۷۰ هجری‌شمسی عملی است و در صورت اصل قرار دادن تاریخ یزدگردی باز این جمعه اول بهمن‌ماه ۳۷۱ یزدگردی درست ۷ سال بعد یعنی در سال ۳۷۸ یزدگردی و یا ۷ سال پیش از آن یعنی در اول بهمن‌ماه ۳۶۴ یزدگردی مطابق با روز جمعه خواهد بود.
بدین‌ترتیب به‌طوری که ملاحظه می‌شود روز تولد دقیق حکیم ابوالقاسم فردوسی روز اول بهمن‌ماه است که در صورت تطبیق با تقویم رسمی جاری کشور تنها یک روز اختلاف خواهد داشت. برای اینکه در گذشته و در زمان حکیم توس و تا سال ۱۳۰۴ هجری‌شمسی در محاسبه همه ماه‌های سال خورشیدی را ۳۰ روزه محاسبه می‌کردند و ۵ روز بقیه را با عنوان پنجه دزدیده به آخر آبان‌ماه (ماه هشتم سال) اضافه می‌کردند، در نتیجه روز اول بهمن سیصدوششمین روز سال بود، که در تقویم هجری‌شمسی امروزی (تقویم رسمی کشور) که از سال ۱۳۰۴ به تصویب مجلس رسیده و به مرحله اجرا درآمده است، سیصدوششمین روز سال خورشیدی روز آخر دی‌ماه یا سی‌ام دی‌ماه است. بنابراین در صورت حفظ سنت پیشینیان روز اول بهمن‌ماه را به جای تبدیل به تقویم امروزی به راحتی می‌توان به عنوان یک روز سنتی به عنوان روز تولد حکیم ابوالقاسم فردوسی، این شاعر بزرگ حماسه‌سرای ایران منظور و همه ساله زادروزش را در اول بهمن ماه گرامی داشت.

ضیاءالدین ترابی

منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

شاعر مجنون در بهشت

شاعر مجنون در بهشت
«می توان هستی را در ریگ بیابانی یافت و جمال بهشت را در گلی وحشی.»
«بی نهایت را می توان در كف دست گرفت و ابدیت را در ساعتی می توان یافت.»
«ویلیام بلیك»
«ویلیام بلیك» (William Blake شاعر، عارف، نقاش و تصویرساز شهیر انگلیسی در ۱۲ اوت ۱۸۲۷ دیده از جهان فرو بست. او از اولین نویسندگانی است كه در آثار خود از تفوق خیال و رویا بر فلسفه عقل گرایی و اصالت ماده سخن گفت. «بلیك» علاقه بسیاری به مطالعه در زمینه مذهب داشت و از این رو مدتی را نیز در مراكز مذهبی مسیحیان و یهودیان به مطالعه پرداخت و آن قدر غرق نظریات ماوراءالطبیعه و عرفانی شد كه علوم نیوتنی را خرافه خواند.
عمق آثار «بلیك» در زمان حیاتش به واسطه سوء تفاهماتی كه در باب نظریات و اعتقاداتش رخ داد، درك نشد اما نسل های بعدی به تدریج به اهمیت آثار این ادیب برجسته بریتانیایی پی بردند.
«ویلیام بلیك» در ۲۸ نوامبر ۱۷۵۷ در لندن دیده به جهان گشود و بیشتر عمر خود را نیز در همان شهر گذراند. پدرش از صنعتگران موفق جامه بافی بود و مادرش زنی فرهیخته بود كه تحصیلات اولیه «ویلیام» را خود برعهده گرفت. «بلیك» از همان دوران كودكی تحت تاثیر روحیه زیبایی شناختی والدینش به نقاشی علاقه مند شد و آثار بسیاری از اساتید ایتالیایی را جمع آوری كرد.
او را در ۱۰ سالگی به مدرسه نقاشی «هانری یار» فرستادند و طی همان دوران بود كه به الهیات علاقه مند شد و در عوالم كودكی خود با مریم مقدس و جبرئیل گفت وگو كرد. با رسیدن چهاردهمین بهار زندگی «بلیك» نزد «جیمز باسیر» استاد نقاشی و قلم زنی رفت و هفت سال نزد او به شاگردی پرداخت و شیفته هنر و معماری گوتیك شد. او پس از آنكه تحصیلات دانشگاهی خود را در آكادمی سلطنتی به اتمام رسانید به نقاشی آبرنگ روی آورد و برای مجلات آن زمان به تصویرسازی پرداخت.
«بلیك» در ۲۶سالگی با دختر باغبانی ازدواج كرد و به او نقاشی و طراحی آموخت و او را تكیه گاه روحی محكمی برای تمام زندگی یافت و به واسطه او بودكه اشعاری را كه از ۱۲سالگی سروده بود جمع آوری كرد و اولین اثر خود با عنوان «انگاره های شاعرانه» را در اولین سالگرد ازدواج خود منتشر كرد و در خلال ۱۰سال پس از آن نیز دو اثر دیگر با عنوان «نغمه های معصومیت» و «ترانه های تجربه» را به چاپ رسانید كه معروف ترین سروده او با عنوان «the tyger» نیز در میان آنها است. «بلیك» در اشعار خود كه غالبا در دسته اشعار بلند قرار می گیرند از جملاتی ساده ولی سرشار از انرژی بهره می برد و از تعابیر لطیف بسیاری استفاده می كرد و به رغم تسلط فوق العاده اش بر قالب های شعر سنتی در سرودن طرحی نو درانداخت. او عشق را آزاد می خواست و از این رو با انقلابیون فرانسوی هم عقیده و از روح تروریسم بیزار بود. او در سال ۱۷۹۰ مهم ترین اثر منثور خود با عنوان «عروسی بهشت و جهنم» را خلق كرد كه سرشار از كلمات قصار و جملات بدیع است. او در این اثر علیه تعصبات مذهبی مسیحیت دوران خود قیام كرد و در جمله ای معروف چنین ادعا كرد. او از عنصر «شیطان» در كتاب «بهشت گمشده» اثر «میلتون» طرفداری كرد و به تعصبات بیمارگونه مذهبی زمان خود تاخت.
اما این سبك زندگی «بلیك» كه در عالم خیال و رویا سپری می شد، همسر او را راضی نمی كرد تا بدانجا كه در جایی نوشت: من بخش بسیار كوچكی از شخصیت آقای بلیك را در زندگی لمس كرده ام چرا كه او اكثر اوقاتش را در بهشت می گذراند.» شاید به همین دلیل نیز بسیاری از ادیبان معاصرش «بلیك» را مجنون می خواندند. او در سال ۱۷۹۰ به جنوب انگلستان سفر كرد و تمام وقت خود را صرف خلق اثری دیگر به نام «كتاب های پیامبری» كرد و در آن دغدغه فكری تمام عمر خود برای رهایی روح از قید و بندهای زمانه را مطرح كرد.
او كه در ابتدا به مبانی مذهبی «سودن بورگ» اعتقادی كامل داشت در این زمان منتقد شماره یك آن باورها بود. «بلیك » از اثرات انقلاب صنعتی در انگلستان بسیار آزرده شد و آرزوی بنا كردن اورشلیمی جدید در سرزمین سرسبز و زیبای انگلستان را در سر می پروراند.
او در سال ۱۸۰۰ تحت حمایت «ویلیام هیلی» از شاعران برجسته و ثروتمند قرار گرفت و سه سال در خانه او سكنی گزید. او سال های آخر عمرش را در انزوا گذراند. «بلیك» در تمام طول زندگی اش از چنگ فقر رها نشد با این حال برخلاف بسیاری از نویسندگان هرگز مقروض كسی نشد و در ۱۲ اوت ۱۸۲۷ سبكبال چشم از جهان فروبست و در گورستان «بان هیل» در قبری بی نام و نشان به خاك سپرده شد. «ویلیام وردزورث» ادیب برجسته انگلیسی پس از مرگ او درباره اش نوشت: «بی تردید این مرد بیچاره دیوانه بود اما در دیوانگی اش چیزی بود كه بیش از عقلانیت والتر اسكات و لرد بایرون مرا به وجد می آورد.»

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!