یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷ / Sunday, 17 February, 2019

شهر ایرانی از نگاه دکتر پیران


شهر ایرانی از نگاه دکتر پیران
زمانی که نگاه نگران و اندیشه ی لرزان انسان ایرانی در پی سرکردگی شهر فرنگ ، معطوف پای تا زانو در گل از راه پیشرفت مانده و عامل عقب ماندگی خود شد، دست به گرداندن کلید در قفل معما گونه ای برد و در دروازه ای را گشود و به جبر پای در راهی نهاد، که آن، همانا مداقه در تبار و پیچ در پیچی تاریخ سرزمین و اندیشه خود بود، که در کدامین یک از تنگه های خطیر تاریخ ، به خطا رفته و اینک ، مانده از راه درازی است که فرنگیان پیش تر به سر سلامتی از سر گذرانده اند و او مانده ؟
مطالعه ی تاریخ نه انتخاب که اجباری اساسی است در شناخت و کشف چگونگی پیچ و تاب های تاریخی در انعکاس وضع موجود و واکاوی شعور جمعی در پس نظام باورها و ریشه یابی آن در نیروهای اجتماعی موثر و استنتاج قوانین و تحولات تاریخی این محدوده ی تاریخی معین برای ترسیم اجزای به هم پیوسته ی ساختار تاریخ اجتماعی که به درک ذهن و ناخوآگاه فرهنگی ایرانی می انجامد.
نظریه ی راهبرد و سیاست سرزمینی ایران، که مبانی و مقدمات نظری خود را از دل تاریخ ایران می جوید، ابتدا در واکنشی به دیگر نظریات تبیین کننده ی تاریخ جامعه ی ایران و در نگاهی انتقادی به آنها ساخته و پرداخته شد. و با روش شناسی متاثر از مکتب تاریخ نگاری آنال فرانسه[۱]، در همپوشانی علم و فلسفه و تاریخ و در یک تحلیل سه سطحی، سعی در دست یابی به ابعاد زندگی انسان ایرانی دارد و در ضمن میکوشد از آفت تاریخ نویسی ایرانی که همانا درباری بودن آن است فاصله بگیرد و تصویری مطابق با واقعیت ارائه دهد.، در همپوشانی علم و فلسفه و تاریخ و در یک تحلیل سه سطحی، سعی در دست یابی به ابعاد زندگی انسان ایرانی دارد و در ضمن میکوشد از آفت تاریخ نویسی ایرانی که همانا درباری بودن آن است فاصله بگیرد و تصویری مطابق با واقعیت ارائه دهد.
دکتر پرویز پیران[۲]، بر پایه ی شناخت پیشینه ی شهر در ایران، پژوهشی به نام (شهر شناسی در ایران، تحلیل محتوای ممنابع و متون گذشته ) را آغاز کردند که از دل آنها سه نظریه ی مهم فراهم آمد[۳]:::، بر پایه ی شناخت پیشینه ی شهر در ایران، پژوهشی به نام (شهر شناسی در ایران، تحلیل محتوای ممنابع و متون گذشته ) را آغاز کردند که از دل آنها سه نظریه ی مهم فراهم آمد:
▪ نظریه راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ی ایران
▪ ضرورت تاکید بر نظریه ی آبادی به جای شهر در ایران، خاور میانه و دنیای اسلام
▪ ضرورت تفکیک مقیاس شهری و مقیاس ابنیه ی منفرد و رابطه ی این دو با وجود شهروند، عرصه ی عمومی یا مشاع شهروندی و فقدان آن
چهارچوب نظری تدقیق شده از تحلیل محتوای این سیصد متن تاریخی، در تقابل با دیگر نظریات تحلیل کننده تاریخ ایران- همچون پاتریمونیالیزم، استبداد شرقی، شیوه ی تولید آسیایی، نظریه ی دوره بندی اروپای قاره ای و ... - علاوه بر پذیرفتن بعضی از مقدمات نظری آنها ، با در پیش گرفتن نگاهی انتقادی به ابهامات و علامت سوال هایی جواب میدهد که نظریات پیشین از پاسخ بدان ها وامانده و یا در تقابل با دیدگاه های جدید قدرت نوزایی خود در جواب به آنها را از دست داده اند و یا اینکه اساسا در تحلیل خود به خطا رفته اند. « نظریه ی پاتریمونیالیزم ( پدرشاهی) که به نظر من اصلا در مورد ایران موضوعیت ندارد. دوستان و کسانی که این نظریه را برای ایران به کار بستند، توجه نکردند که اساسا پاتریمونیالیزم بر پایه ی دو جریان حقوقی بین آزادان شهروند شکل گرفته ... .
بحث رابطه ی کفیل و مورد کفالت است. اما در مورد ایران ، درست است که رابطه ی حاکم و محکوم از جهتی شبیه رابطه ی کفالتی است ، اما پایه های حقوقی روم و پروسی در ایران دیده نمیشود.[۴] » وی در مورد شیوه ی تولید آسیایی به مرحوم بهار استناد میکند و استدلال میکند که « در ایران مبنای شکل گیری نظام متمرکز وجود ندارد و جز یکی دو مورد آن هم در حاشیه کشاورزی ایران متکی بر دیم بوده است.
از طرف دیگر ، متاثر از الگوهای غربی، کشاورزی در مقابل تجارت پر اهمیت تر جلوه داده شده است، غافل از آن که تجارت یکی از مهمترین بنیان های زندگی در ایران بوده است.»[۵] » وی در مورد شیوه ی تولید آسیایی به مرحوم بهار استناد میکند و استدلال میکند که « در ایران مبنای شکل گیری نظام متمرکز وجود ندارد و جز یکی دو مورد- آن هم در حاشیه کشاورزی ایران متکی بر دیم بوده است. از طرف دیگر ، متاثر از الگوهای غربی، کشاورزی در مقابل تجارت پر اهمیت تر جلوه داده شده است، غافل از آن که تجارت یکی از مهمترین بنیان های زندگی در ایران بوده است.»
پیران به سه بنیان اساسی در تاریخ ایران اشاره میکند: یک جانشینی، یک جا نانشینی ، موقعیت ژئواستراتژیک فلات ایران.« جامعه ی ایلی که جامعه ای بسیار منسجم و در ستیز با طبیعت در خشک سالی ادواری با نابودی مواجه میشود. چنین جامعه ای با عصبیت ابن خلدونی- یعنی انسجام درونی- و پیروی محض افراد ایل از نظام خانواری با روابط خونی و رهبری ایل، اولین کاری که برای حفظ خود انجام میدهند این است که دائما بر مناطق یک جانشینی حمله میکنند.»[۶]
محدودیت منابع آب در فلات ایران باعث پخشایش جمعیت در فضاهای جغرافیایی شده که باعث پیدایی دهها هزار روستای پراکنده ، کم عده ، ناتوان در نظام معیشتی و ... میشود و به این ترتیب مناطق روستایی که به علت پخشایش، قدرت دفاعی خود را از دست داده اند، در تقابل با ایلات در معرض ناامنی و نابودی قرار می گیرند .
موقعیت ژئواستراتژیک فلات ایران که پیوند دهنده ی شرق به غرب بوده است و سه شاه راه حیاتی روزگار تا قبل از کشف آمریکا از ایران می گذشته نیز عامل عمده ای برای برانگیختن اقوام مهاجم برای بدست گرفتن این منطقه بوده است؛ که در این میان ، حکومت های محلی را وا میداشته تا به زور شمشیر و عواید کمر شکن مالیات، امنیت راه های تجاری را بر قرار سازند... از این رو « عامل ناامنی ، نیروهای تغییر آفرین اجتماعی[۷] را به این موضوع میکشانده است که از تمایل منطقی افراد به گذر از قدرت اقتصادی به کسب قدرت سیاسی ، چشم پوشی کنند. لذا در تحلیل نهایی تجار شهری ترجیح میدهند که استبداد را بپذیرند به شرط آنکه امنیت راه ها برقرار شود و تجارت ادامه داشته باشد.... این سه نیرو [ ایلات، روستا، تجارت] با یک توافق نانوشته ، نظام استبدادی را بازتولید میکنند.»[۸] به این ترتیب این عوامل سه گانه الگوی حاکمیتی را شکل میدهند که در قالب سه مفهوم جذب، تفرقه ی آگاهانه و کاربرد زور به باز تولید نظام استبدادی در طول تاریخ می انجامد.
تفرقه ی آگاهانه جمعیتی در گستره ی جغرافیایی، جزب حاکم زورمدار و در نتیجه انتخاب آگاهانه ی زورمند مداری به جای شهروند مداری و همه ی اینها برای تامین امنیت.
به این خاطر است که ذهنیت تاریخی فرد ایرانی مبتنی بر انتخاب آگاهانه ی استبداد برای تامین امنیت در مقابل اقوام بیگانه ، به او هویتی دوگانه می بخشد.« هستی ایرانی شامل دو رویه یا هستی دوپاره و دو گانه ی ایرانی است. یک روی آن عدم تمرکز، پخشایش قدرت ،هرج و مرج، درگیری شدید، نابودی، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهری، کاهش جمعیت و قطع شدن راه های تجاری و رکود شدید اقتصادی است.
و روی دیگر، تمرکز صوری، قدرت مرکزی بر پایه والی گری منطقه ای ولی اسما و رسما وابسته به قدرت مرکزی ، ‌رونق راه های تجاری، افزایش ثروت ملی، بالا رفتن عواید صنایع کارگاهی ، ثبات اما سرکوب اندیشه است.»[۹] به این ترتیب این عوامل سه گانه الگوی حاکمیتی را شکل میدهند که در قالب سه مفهوم جذب، تفرقه ی آگاهانه و کاربرد زور به باز تولید نظام استبدادی در طول تاریخ می انجامد. تفرقه ی آگاهانه جمعیتی در گستره ی جغرافیایی، جزب حاکم زورمدار و در نتیجه انتخاب آگاهانه ی زورمند مداری به جای شهروند مداری و همه ی اینها برای تامین امنیت.
به این خاطر است که ذهنیت تاریخی فرد ایرانی مبتنی بر انتخاب آگاهانه ی استبداد برای تامین امنیت در مقابل اقوام بیگانه ، به او هویتی دوگانه می بخشد.« هستی ایرانی شامل دو رویه یا هستی دوپاره و دو گانه ی ایرانی است. یک روی آن عدم تمرکز، پخشایش قدرت ،هرج و مرج، درگیری شدید، نابودی، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهری، کاهش جمعیت و قطع شدن راه های تجاری و رکود شدید اقتصادی است. و روی دیگر، تمرکز صوری، قدرت مرکزی بر پایه والی گری منطقه ای ولی اسما و رسما وابسته به قدرت مرکزی ، ‌رونق راه های تجاری، افزایش ثروت ملی، بالا رفتن عواید صنایع کارگاهی ، ثبات اما سرکوب اندیشه است.» به این ترتیب این عوامل سه گانه الگوی حاکمیتی را شکل میدهند که در قالب سه مفهوم جذب، تفرقه ی آگاهانه و کاربرد زور به باز تولید نظام استبدادی در طول تاریخ می انجامد.
تفرقه ی آگاهانه جمعیتی در گستره ی جغرافیایی، جزب حاکم زورمدار و در نتیجه انتخاب آگاهانه ی زورمند مداری به جای شهروند مداری و همه ی اینها برای تامین امنیت. به این خاطر است که ذهنیت تاریخی فرد ایرانی مبتنی بر انتخاب آگاهانه ی استبداد برای تامین امنیت در مقابل اقوام بیگانه ، به او هویتی دوگانه می بخشد.« هستی ایرانی شامل دو رویه یا هستی دوپاره و دو گانه ی ایرانی است. یک روی آن عدم تمرکز، پخشایش قدرت ،هرج و مرج، درگیری شدید، نابودی، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهری، کاهش جمعیت و قطع شدن راه های تجاری و رکود شدید اقتصادی است.
و روی دیگر، تمرکز صوری، قدرت مرکزی بر پایه والی گری منطقه ای ولی اسما و رسما وابسته به قدرت مرکزی ، ‌رونق راه های تجاری، افزایش ثروت ملی، بالا رفتن عواید صنایع کارگاهی ، ثبات اما سرکوب اندیشه است.» را به این موضوع میکشانده است که از تمایل منطقی افراد به گذر از قدرت اقتصادی به کسب قدرت سیاسی ، چشم پوشی کنند.
لذا در تحلیل نهایی تجار شهری ترجیح میدهند که استبداد را بپذیرند به شرط آنکه امنیت راه ها برقرار شود و تجارت ادامه داشته باشد.... این سه نیرو [ ایلات، روستا، تجارت] با یک توافق نانوشته ، نظام استبدادی را بازتولید میکنند.» به این ترتیب این عوامل سه گانه الگوی حاکمیتی را شکل میدهند که در قالب سه مفهوم جذب، تفرقه ی آگاهانه و کاربرد زور به باز تولید نظام استبدادی در طول تاریخ می انجامد. تفرقه ی آگاهانه جمعیتی در گستره ی جغرافیایی، جزب حاکم زورمدار و در نتیجه انتخاب آگاهانه ی زورمند مداری به جای شهروند مداری و همه ی اینها برای تامین امنیت. به این خاطر است که ذهنیت تاریخی فرد ایرانی مبتنی بر انتخاب آگاهانه ی استبداد برای تامین امنیت در مقابل اقوام بیگانه ، به او هویتی دوگانه می بخشد.
« هستی ایرانی شامل دو رویه یا هستی دوپاره و دو گانه ی ایرانی است. یک روی آن عدم تمرکز، پخشایش قدرت ،هرج و مرج، درگیری شدید، نابودی، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهری، کاهش جمعیت و قطع شدن راه های تجاری و رکود شدید اقتصادی است. و روی دیگر، تمرکز صوری، قدرت مرکزی بر پایه والی گری منطقه ای ولی اسما و رسما وابسته به قدرت مرکزی ، ‌رونق راه های تجاری، افزایش ثروت ملی، بالا رفتن عواید صنایع کارگاهی ، ثبات اما سرکوب اندیشه است.»
این دوگانه ی متضاد زندگی ایرانی در کنار فرهنگ های قومی و قبیله ای و آن سه عامل پایه ای در تحلیل ساختار اجتماعی ایران، برآمد فرهنگ ایرانی را شکل میدهد. این چنین فرهنگی مردم ایران را وا می داشته تا در قالب شورش ها ، قیام ها ، انقلاب ها و جنبش های اجتماعی و در بزنگاه پیروزی ،‌برای امنیت خود و راه های حیاتی سرزمین اش به باز تولید همان الگوهای حکومتی پیشین - استبداد- دست بزند. این باز تولید نظام حکومتی استبدادی ، علی رغم این که امنیت را برای آنان به ارمغان می آورده ، اما خود نیز عاملی میشد برای سرکوب دائمی آزادی و قدرت خلاقانه ی اندیشه ی مردم و معلق نگه داشتن آنها در ترس و اضطرابی - نه ویرانگر بلکه- دائمی.
از این رو هنگام مطالعه ی سه عرصه ی زیر بنایی در مفهوم شهر، آشکارا میبینیم که عرصه ی حکومتی در تزاید دائم، عرصه ی عمومی را تحلیل میبرد و عرصه ی خصوصی را به حداقل خود فرو می کاهد. از این رو شاهد تبدیل سه عرصه ی خصوصی ، عمومی و حکومتی به عرصه ی امن و عرصه ی خصم خواهیم بود. نیز ، آن دوگانگی الگوی فرهنگی در این جا به صورت مشارکت جویی و نامشارکت جویی بروز می یابد. «در عرصه ی خانوادگی ، عشیره ای ، قبیله ای و مذهبی بسیار مشارکت جو بوده اما در عرصه های نظامی ، مدنی ، رسمی و عمومی، شدیدا نامشارکت جو و خودخواه هستند.
در این جامعه البته کسی صاحب حقوق به دنیا نمی آید ، هویت از دریچه ی فرد تعریف نمیشود. از دریچه ی روابط قومی-خونی تعریف میشود. شهروند به وجود نمیآید.»[۱۰] تحت چنین شرایطی انسان ایرانی سر از تداوم آشوب و التهاب خصم و حکومت به اندرون و چهار دیواری امن خود فرو میکند و این میشود که فقدان احساس تعلق به عرصه ی عمومی در کنار هویتی که در آن زندگی خارج از خانواده ، عشیره و ایل، معنایی ندارد؛ مشارکت و مشارکت آزادانه، آنچنان که از ملزومات کامیونیتی میباشد ،در زندگی او وجود پیدا نکند و فضای زندگی او به شهر تبدیل نشود. «هویت او در مای خانوادگی ، کلان ، عشیره و قبیله مستحیل میشود و جز به عنوان ایمان آورنده و عضوی از اعضای امت، موجودیتی قائم به خود پیدا نمیکند»[۱۱]... تحت چنین شرایطی انسان ایرانی سر از تداوم آشوب و التهاب خصم و حکومت به اندرون و چهار دیواری امن خود فرو میکند و این میشود که فقدان احساس تعلق به عرصه ی عمومی در کنار هویتی که در آن زندگی خارج از خانواده ، عشیره و ایل، معنایی ندارد؛ مشارکت و مشارکت آزادانه، آنچنان که از ملزومات کامیونیتی میباشد ،در زندگی او وجود پیدا نکند و فضای زندگی او به شهر تبدیل نشود. «هویت او در مای خانوادگی ، کلان ، عشیره و قبیله مستحیل میشود و جز به عنوان ایمان آورنده و عضوی از اعضای امت، موجودیتی قائم به خود پیدا نمیکند».
دوگانگی شاه و رعیت، در کنار مشارکت درون گروهی( و نه بدون گروهی) اقوام، ایلات، و گروه های فرقه ای (که البته فاقد تصور کیفیتی کالبدی، فضایی از مکان میباشد) نیز مانع پیدایی مفهومی حتی نظیر کامیونیتی در پیشینه ی مفهومی ذهن ایرانی میشود. شاهد مثال آنکه حتی « در تحلیل نهایی [ این] قدرت سیاسی نظامی متمرکز، که عمدتا ماهیتی ایلاتی دارد [است که] پادزهر شرایطی بر مراتب استفبار تر محسوب میشده و این، رمز درک دیالکتیک تمرکز و عدم تمرکز و باز تولید زورمداری برای قرن ها در ایران است.»[۱۲]
بدین گونه است که مفهوم کامیونیتی به عنوان مبنای نظریه شهر در تاریخ جامعه ی ایران واقعیت عینی پیدا نمیکند.« از طرف دیگر، مقیاس شهری بنا بر متون و منابع طراحی و برنامه ریزی شده زمانی حاکم میشود که کلیت شهر به عنوان کلی وحدت یافته ، یکجا دیده میشود و در این میان، از نظر کالبدی سه عرصه ی حکومتی، عرصه ی مشاع متعلق به ساکنان و عرصه ی خصوصی یا خانه ی مسکونی در این کل وحدت یافته از قواعد خاص خود تبعیت میکنند.»[۱۳] البته بماند که این مقایسه ای نارواست میان تجربه ی متفاوت شرق در فضاهای زیستی- اجتماعی با ساختار فضایی شهر آنچنان که در غرب تعریف شده است. اما نکته اینجاست ،عواملی که وجود نظریه ی شهر، آنچنان که شهر غربی وابسته به آن میباشد، در فلات ایران موجودیت پیدا نکرد. عواملی که در ذهنیت شهروند غربی ، درکی متفاوت از فضای جغرافیایی می آفریند و برای کامیونیتی هویتی مستقل و متفاوت از محدوده ی خصوصی و حکومتی می آفریند و آن را بر پایه ای از احساس تعلق به آن بنا مینهد. البته بماند که این مقایسه ای نارواست میان تجربه ی متفاوت شرق در فضاهای زیستی- اجتماعی با ساختار فضایی شهر آنچنان که در غرب تعریف شده است. اما نکته اینجاست ،عواملی که وجود نظریه ی شهر، آنچنان که شهر غربی وابسته به آن میباشد، در فلات ایران موجودیت پیدا نکرد. عواملی که در ذهنیت شهروند غربی ، درکی متفاوت از فضای جغرافیایی می آفریند و برای کامیونیتی هویتی مستقل و متفاوت از محدوده ی خصوصی و حکومتی می آفریند و آن را بر پایه ای از احساس تعلق به آن بنا مینهد.
دیالکتیک دائمی بین آزادی و استبداد و به طبع آن بین تمرکز و عدم تمرکز ، فرایندی بود که تجسم فضای کامیونیتی در تاریخ ایران را غیر ممکن میساخته است و چنان هویتی را شکل و انساجم نمی بخشید. چنان که پژوهش ها نشان میدهند، معیاری نظامی- سیاسی یعنی همان عامل موجده شهر ، مبنای تقسیم بندی شهر از ناشهر میباشد. عاملی که همواره نقض کننده ی مشارکت آزاد و تحلیل برنده ی فضای عمومی جامعه است. « و بنابر این مفهوم پولیس در تاریخ ما موضوعیت ندارد....از سوی دیگر هیچ مقوله ی جوهری دیگری لیکن متفاوت از مفهوم کامیونیتی نیز نمی یابیم که جوهری شهر باشد و بنیاد تدوین نظریه ی شهر به حساب آید . بلکه ... آنچه جوهری است و پژوهش شهر شناسی نشان میدهد، وجود طیفی است که بدان طیف آبادی نام مینهیم ، تمام سکونتگاه ها به این طریق در جایی آرمیده اند و آباد را در مقابل ناآباد ، معطل و رها شده مطرح میسازد.»
[۱۴]
از این رو آنچه اهمیت جوهری می یابد ، آباد در مقابل نا آباد است و این عامل که اساس زندگی در گستره ی جغرافیایی ایران می شود، دیگر وجوه متمایز کننده ی شهر از نا شهر را کمرنگ و عرضی می سازد. و تمامی امور را به حکومت وامی گذارد . و اینچنین تناقضی مشهود در درون کالبد شهر ایرانی ، متاثر از و به سیاق همان دوگانگی هستی ایرانی ، هویدا می شود.« ساختمان های حکومتی، دینی ، نظامی که معمولا بر پایه ی معیار های زمان خود و در عالم مقایسه آراسته نگهداری شده و تا حدودی مستحکم اند. و سایر ساختمان ها که بخش اعظم آنها مسکونی اند، نامستحکم، تنگ و باریک بنا شده از خشت و زمخت و نا زیبا و گاه بیغوله مانند اند. »[۱۵] ساختمان ها و بنا های حکومتی منحصر به فرد نظامی یا دینی که اگر از گستره ی فضایی شهر ها حذف شوند، آن شهر ها هیچ تفاوت اساسی از روستاها ی اطرافش نخواهد داشت. این گونه است که شاهد تک بناهایی از لحاظ استحکام و معماری عالی خواهیم بود که بر پیکره ی روستایی بی غواره و نا موزون روییده اند و حذف آنها از بافت شهری تشخیص تمایز شهر از روستا را مشکل می سازد. اینجاست که « می توان از دو مقیاس در کنار هم یاد کرد. مقیاس شهری و مقیاس تک بنا یا ابنیه ی منفرد. مقیاس دوم ، مقیاس حاکم بر سکونتگاه های سرزمین ما بوده است. مقیاسی که وجه تمایز ریخت شناسانه ی شهر در جهان اسلام از یک سو و غرب از سویی دیگر است... چنین مقیاسی محصول شرایط جامعه ای است که بر ناامنی نهادی شده روییده است و در مقاطعی با قدرتی استبدادی به امنیت- در مقابل نیروهای بیگانه- رسیده لیکن به دلیل استبداد ، با اضطرابی دائمی روزگار می گذراند. ... از این رو در مقیاس تک بنا بر خلاف نظریه ی شهر شاهد مجموعه ای از حصار های پیرامونی شهر و پیچ در پیچی بافت شهر هستیم که سر به درون دارند و الگویی درون گرا که محصول فشار رو به تزاید عرصه ی عمومی و تقلیل عرصه ی خصوصی می باشد را به تدریج شکل می دهد.»
[۱۶] ساختمان ها و بنا های حکومتی منحصر به فرد نظامی یا دینی که اگر از گستره ی فضایی شهر ها حذف شوند، آن شهر ها هیچ تفاوت اساسی از روستاها ی اطرافش نخواهد داشت. این گونه است که شاهد تک بناهایی از لحاظ استحکام و معماری عالی خواهیم بود که بر پیکره ی روستایی بی غواره و نا موزون روییده اند و حذف آنها از بافت شهری تشخیص تمایز شهر از روستا را مشکل می سازد. اینجاست که « می توان از دو مقیاس در کنار هم یاد کرد. مقیاس شهری و مقیاس تک بنا یا ابنیه ی منفرد. مقیاس دوم ، مقیاس حاکم بر سکونتگاه های سرزمین ما بوده است. مقیاسی که وجه تمایز ریخت شناسانه ی شهر در جهان اسلام از یک سو و غرب از سویی دیگر است... چنین مقیاسی محصول شرایط جامعه ای است که بر ناامنی نهادی شده روییده است و در مقاطعی با قدرتی استبدادی به امنیت- در مقابل نیروهای بیگانه- رسیده لیکن به دلیل استبداد ، با اضطرابی دائمی روزگار می گذراند. ... از این رو در مقیاس تک بنا بر خلاف نظریه ی شهر شاهد مجموعه ای از حصار های پیرامونی شهر و پیچ در پیچی بافت شهر هستیم که سر به درون دارند و الگویی درون گرا که محصول فشار رو به تزاید عرصه ی عمومی و تقلیل عرصه ی خصوصی می باشد را به تدریج شکل می دهد.»
مقدمات و مواد تاریخی که تا به حال ذکر آنها رفت، نتیجه ی بیست سال تحقیق و پژوهش و تحلیل محتوای بیش از سیصد متن تاریخی است.(حال اینکه نگارنده ی این نوشتار، در توصیف و بیان جنبه ای از چنان پژوهشی چقدر موفق بوده و آیا توانسته حق مطلب را ادا کند، حرف و سخنی دیگر است... .) نظریه ی راهبرد و سیاست سرزمینی ایران ، نظریه ی آبادی جانشین شهر و نظریه ی مقیاس تک بنا یا ابنیه ی منفرد به عنوان وجه تمایز ریخت شناسانه ی شهر در جهان اسلام به ویژه در ایران برآمد مطالعه ی تطبیقی- تاریخی در بستر جغرافیایی انسانی است .
پژوهشی که بر اساس سه سطح تحلیل کلان ، میانه و خرد، به مطالعه ی کلیت ساختار اجتماعی ، نهادها و ساختارهای میانی و روانشناسی مردم ایران در طول تاریخ می پردازد. نظریه ی راهبرد و سیاست سرزمینی ایران علاوه بر همپوشانی با دیگر نظریات در زمینه ی تاریخ ایران و بر جسته ساختن نقاط قوت آنها به طرح مسائلی می پردازد که در سایه ی غفلت دیگر نظریات، مانده یا در مواجه با آنها توانایی پاسخ گویی نداشتند و در تحلیل خود به خطا رفته اند. نظریه ی راهبرد و سیاست سرزمینی ایران که به عنوان برآمدی از دیگر نظریات تاریخ ایران محسوب می شود، در سه سطح تحلیل به واکاوی جنبه ها ی متفاوتی از زندگی فرد ایرانی می پردازد.( در این نوشتار البته مهلت اشاره ای هرچند گذرا به سطح تحلیلی خرد و روانشناسی جمعی ذهن ایرانی نشد. برای مطالعه ی بیشتر در این زمینه مراجعه کنید به فصلنامه ی اندیشه ی ایرانشهر سال دوم شماره ی ششم. زمستان ۱۳۸۴ .) شایان ذکر است اگرچه در چهارچوب مفهومی نظریه ، تحلیل نهادهایی چون آموزش ، هنر و مذهب امکان پذیر می شود، اما جای هنوز خالی مانده ی آنها مشهود است. لکن باید پذیرفت این که این پژوهش هنوز به پایان خود نزدیک نشده است و اگر زمان و مکان و عاجل ِ حاضر، اجازت دهد، دکتر پرویز پیران و شاگردانش به تفضیل بدانها خواهند رسید.

مطهر امیری
[۱].(Annual)آنال نام مجله ای بود که در سال ۱۹۲۹ در فرانسه آغاز به کار کرد . دیدگاه این مجله که بعد ها به نام مکتب آنال معروف شود ، تلاش برای دست یابی به مرحله ای پیشرو یعنی مرحله ی ترکیبی یا سنتز ِ وحدت نظریه و روش در کارعلمی بود. نگاه آنها متوجه نارسایی های مخربی بود که حاصل از جدایی بین تاریخ نگاری و علوم اجتماعی و تفرقه بین مورخین با تخصص های گوناگون ایجاد شده بود. هانری بر ، مارک بلاک(بلاخ) ، فرنان برودل از سردمداران این مکتب محسوب می شوند. برای مطالعه ی بیشتر رجوع کنید به کتاب سرمایه داری و حیات مادی اثر فرنان برودل و مقدمه ی پرویز پیران بر آن کتاب. (این کتاب توسط آقای بهزاد دهباشی ترجمه شده و نشر نی آن را در سال ۱۳۷۲ به چاپ رسانده است.)
[۲] parviz
[۳]. پرویز پیران- اندیشه ی ایرانشهر شماره ی ۶ - "حرف و حدیث شکل گیری پژوهش شهر شناسی ایران " – ص ۱۵
[۴]. مریم یاسری- جستارهای شهر سازی ، شماره ی دوازده " نظریه شهر در ایران، سخنرانی دکتر پرویز پیران در خانه ی هنرمندان " - ص ۱۱۸
[۵]. همان. ص ۱۱۹
[۶]. نشریه ی جامعه ی نو، شماره ی ۱۹ " به کجا میرویم؟ گفت و گو با پرویز پیران "
[۷] پیران از عبارت نیروهای تغییر آفرین اجتماعی به جای مفهوم طبقه در تاریخ ایران صحبت می کند . و استدلال میکند که به دلیل باز تولید نظام استبدادی ، انکشاف طبقاتی در تاریخ ایران اتفاق نیافتادست.
[۸]. همان
[۹]. چشم انداز ایران ،آبان و آذر۸۵ - "هویت ملی جامعه ی ایران گفت و گو با پرویز پیران" ص ۱۵
[۱۰].نشریه ی جامعه ی نو، شماره ی ۱۹ " به کجا میرویم؟ گفت و گو با پرویز پیران "
[۱۱].پرویز پیران- اندیشه ی ایرانشهر شماره ی ۶ - " نظریه آبادی جانشین نظریه شهر" ص ۸۵
[۱۲].همان ،ص ۸۳
[۱۳]. پرویز پیران- اندیشه ی ایرانشهر شماره ی ۶ –" نظریه راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ی ایران
[۱۴]. پرویز پیران- اندیشه ی ایرانشهر شماره ی ۶ - " نظریه آبادی جانشین نظریه شهر" ص ۷۸
[۱۵]. همان ص ۸۶
[۱۶]. همان ص ۹۰

منبع : هفته نامه فصل نو

مطالب مرتبط

استقلال شهرداری از دولت

استقلال شهرداری از دولت
دو ساعت مانده به افتتاح برج میلاد، با محمد باقر قالیباف، در دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران گفت‌وگو کردیم. وارد اتاق که شد از خستگی‌اش گفت و اینکه شب قبل فقط یک ساعت خوابیده، چون مجبور بوده، به عنوان خلبان، کلی هوانوردی کند. از تهران به مشهد، از مشهد به بحرین، از بحرین به مشهد و از مشهد به تهران. می‌گفت در ماه رمضان، پرواز نداشته و حالا می‌خواهد جبران کند. وقتی از او پرسیدیم که چه علاقه‌ای دارد این همه کار کند، به ما جواب دندان‌شکنی داد: «مثل شما هستم که می‌خواهید به زور هم که شده در هفته‌نامه، کار روزنامه را بکنید.»
شرط کرده بود که سوال سیاسی نپرسیم. ولی مگر می‌شود از تاخیر در افتتاح برج میلاد پرسید و سرنوشت مونوریل و مترو را جویا شد و ردپای سیاست را نادیده گرفت. گفت که به مردم قول داده به حاشیه نپردازد و صرفا به امورات شهر رسیدگی کند و انصافا هم موقعی که بحث پروژه‌های شهرداری پیش کشیده می‌شد سرحال‌تر حرف می‌زد طوری که بعید می‌نمود در بهار ۸۸ بخواهد در عرصه‌ای بالاتر وارد آزمون دیگری شود. می‌خواستیم اینها را از او بپرسیم. اما قرار بود این مصاحبه به کار تهرانی‌ها بیاید و در آن از مترو و بی‌آرتی تا تونل توحید و معماری برج میلاد سخن به میان آید. حرف‌های سیاسی هم بماند برای بعد. شاید بهار ۸۸. البته شاید.
● اگر امروز به شما پیشنهاد می‌شد یک چنین برجی مانند برج میلاد با امکانات و قابلیت‌هایی که در نظرگرفته است، در تهران ساخته شود، آیا با احداث آن موافقت می‌کردید؟ اگر موافقت نمی‌کردید، دنبال چه پروژه جنجالی و مهمی‌می‌رفتید؟
معتقدم بین پروژه جنجالی و مهم خیلی فرق است. گیر کشور ما این است که یک پروژه مهم را جنجالی می‌کنیم و یا می‌خواهند یک اتفاق جنجالی را مهم جلوه دهند. بله، حتما من اگر یک پروژه مهمی‌بود، برای آن تصمیم می‌گرفتم نه یک کار جنجالی. نه اینکه بگویم برج میلاد یک پروژه جنجالی است. بررسی‌هایی که من داشتم این بود که همان روز همه می‌خواستند این برج میلاد را بسازند، انصافا مطالعات کاملی داشتند. حتما یک سازه‌ای مثل برج میلاد در ابعاد مختلف برای تهران مورد نیاز بوده. ولی اگر من امروز بودم، حتما پروژه مهمی‌را برای تهران تصمیم گرفتیم که این کار هم شده است.
● چه پروژه‌هایی؟
در حوزه کالبدی شهر پروژه‌های مهمی‌اتفاق می‌افتد؛ طرحی را که داریم برای تونل توحید انجام می‌دهیم، حتما پروژه مهمی‌برای شهر تهران است. به هرحال در این شهر آمدند و تونل رسالت را ساختند با این ابعاد و به نظر من از آن ترسیدند. تونلی که می‌شد با ۲۵ ماه ساخته شود، ۱۰ یا ۱۱ سال ساخت و افتتاح آن طول می‌کشد. آن روز که من روز شمار برای تونل توحید گذاشتم، چند نفر از دوستان که پیش از این وزیر بوده‌اند و حق استادی در مدیریت به گردن من دارند، نامه زدند که از تو بعید است با سابقه مدیریتی که داری، آبروی خودت را با این کار به تاراج می‌دهی. حتی تا ۲۰ روز مانده به افتتاح تونل رسالت، بر این حرف خودشان بودند. همان وزیران سابق باور نداشتند. تا اینکه یکی از آنها نامه زد و گفت که حالا قبول می‌کنم سرزمان‌بندی خودش تمام می‌شود.
● تونل توحید چه موقع به بهره‌برداری می‌رسد؟
طبق برنامه ریزی ما باید آبان ماه سال آینده آماده شود. احتمال می‌رود که با توجه به سرعتی که ما داریم، زودتر هم آماده شود.
● تونل توحید در زمان شما طراحی شد؟ چون در طرح‌ها و برنامه‌های تهران همیشه میدان توحید به عنوان گذرگاهی غیرهمسطح دیده شده است.
غیر از این هم نیست. اما تونل توحید کاملا در زمان ما طراحی شده است. پیش از آن ایده بوده که تونل بزنند، پل بزنند و یا کارهای دیگر. اینها فقط ایده بود. اما اینکه تونل بزنند، چگونه ساخته شود، دوقلو باشد یا روی هم بزنیم، عرض آن چقدر باشد، شیب چقدر و مسائل دیگر، همه در زمان ما طراحی شد. تونل صدر نیایش هم کاملا در زمان ما طراحی شده است. حتی ایده این تونل هم نبود. من زمانی که مجموعه کالبدی شهر و بزرگراه‌های شمال به جنوب را نگاه می‌کردم، می‌دیدم که بزرگراه شهید بابایی که ادامه‌اش می‌شود صدر، ادامه‌اش می‌آید به بزرگراه مدرس قطع می‌شود و نیایش از منتهاالیه غرب شروع می‌شود و در خیابان ولی عصر قطع می‌شود.
دیدیم که باید این دو بزرگراه به صورت شرقی غربی به هم متصل شوند. این فکر نبود. اما دیدیم با تکنولوژی می‌شود این کار را کرد. کلنگ پروژه را هم زدیم، زمان بندی هم زدیم. انشالله در زمان مناسب هم تمام می‌شود.
● پس به جای اینکه پروژه‌هایی در ارتفاع داشته باشید، پروژه‌های کالبدی و در زیر شهر دارید.
معتقدم شهرهایی می‌توانند سالم‌باشند که در حوزه کالبدی که بیش از روی زمین هستند، زیر زمین باشند. تهران از شهرهایی است که در زیر زمین نیست. زیرزمین تنها تونل رفت و آمد خودروها نیست. تونل آب و فاضلاب هم هست. تونل حمل و نقل مترو هم هست. تونل جمع‌آوری آبهای زیرسطحی هم هست. در طول سه سالی که من در تهران هستم، ما بیش از ۲۷۰ کیلومتر تونل جمع‌آوری آب‌های زیر سطحی احداث کرده‌ایم. کسی هیچ وقت ندیده است. پروژه‌های مهم هم در دست ساخت هست.
● غیر از طرح‌های کالبدی هم کارهای مهمی‌انجام شده است؟
شورایاری‌ها یکی از آنها بود. نقش مردم در توسعه سیاسی. ما طبق قانون اساسی وظیفه داریم این کار را انجام دهیم. انصافا وزارت کشور در برگزاری شورایاری‌ها مخالفت می‌کرد. اما محکم پای آن ایستادیم. خیلی هم پرشور بود. بیش از ۵۴۰ هزار نفر در انتخابات شورایاری‌ها شرکت کردند. وقتی برای خود شورای شهر ۷۰۰-۶۰۰ هزار نفر شرکت می‌کنند، این تعداد شرکت کردن برای شورایاری‌ها تعداد زیادی است. یا بحث فضای مجازی شهر، ما افتتاح ۷۰ دفتر الکترونیک شهر را داشتیم. همه کارهای مردم با شهرداری در بخش شهری و شهرسازی است و با این دفاتر انجام می‌شود که خصوصی است. در حوزه مالی هم ما کاملا شفاف عمل کردیم.
● در افتتاح و پایان پروژه برج میلاد تاخیر زیادی بود. با توجه به اینکه سیستم‌های مخابراتی از ۱۴ سال پیش تغییرات زیادی داشته است و عملا هیچ سیستم آنالوگی وجود ندارد، آیا در کاربری برج میلاد تغییراتی انجام شده است؟
امروز برج میلاد با تکنولوژی ۲۰۰۸ افتتاح می‌شود. هم در ساخت و هم در نوع کاربری. حتی در بخش تلویزیونی، کاملا سیستم‌های دیجیتالی پیش‌بینی شده است. بیش از ۱۸ ماه است که تیم فنی ما با یک مشاور خارجی و کارشناسان صداوسیما برای نصب دکل‌ها برای سیستم‌های دیجیتالی بحث می‌کنیم. پیش بینی برای فضای بالای برج، برای دیجیتال است. می‌دانید که فضای بالای برج، بزرگترین سازه راس در میان برج‌های مخابراتی است. ۱۳هزار متر مربع زیربناست. کاری که آنجا پیش بینی شده، دیجیتال است. بحث مربوط به سیستم‌های موبایل، تلویزیونی، فناوری اطلاعات همه آپ دیت شده‌اند. بیشتر از ۱۰۰ دستگاه دولتی می‌خواهند کاربری‌هایشان را از این برج استفاده کنند. به همین دلیل می‌گوییم و اطمینان داریم که همه هزینه برج میلاد در مدت پنج سال از محل درآمدش مستهلک می‌شود.
● زمانی که شما کار را تحویل گرفتید، چند درصد کار پیش رفته بود؟
عادت ندارم که بگویم در عصر چه‌کسی چقدر کار پیش رفته است. من از همه افرادی که در این کار بوده‌اند، از کسانی که ایده اولیه را داده‌اند تا آنهایی که می‌خواهند فاز دو را شروع کنند، تشکر می‌کنم. مخصوصا از مدیریت‌های شهری که در راس این کار بوده‌اند. اما اگر بخواهم عددها را گرد کنم با تغییرات یک درصد یا یک و نیم درصد، زمانی که ما برج را تحویل گرفتیم، ۴۰، ۴۲ درصد کار پیش رفته بود. در دروه مدیریت ما، حدود ۵۸ درصد کار پیش رفته است.
● شما به عنوان یک معضل به برج نگاه می‌کردید؟
نه به عنوان معضل، به عنوان پروژه‌ای که برای تهران فقط هزینه دارد و خسارت می‌بیند. اگر اشتباه نکنم آن موقع اعتبار برج در سال حدود پنج میلیارد تومان بود. این پول فقط هزینه نگهداری برج است. مثل خیلی از پروژه‌های دیگر. گفتیم که بالاخره برای پروژه تصمیم گیری شده، یک بررسی کردیم، پروژه به‌روز شد و الان برج میلاد با آخرین تکنولوژی و کاربری مناسب به بهره برداری رسیده است.
● مدیریت پروژه را که عوض نکردید؟
نه. پروژه پیمانکاران متعدد داشت. ما بلندپایه را که پیمانکار اصلی بود، حفظ کردیم. حتی مدیریت تونل رسالت را هم عوض نکردیم. اما شما از این شرکت‌ها بپرسید فرق مدیریت قبلی با الان چیست. همان کسی که در ۱۱ سال تونل رسالت را ساخت، اکنون در کمتر از سه سال تونل توحید را می‌سازد. ما در برج میلاد، شش هزار و ۱۲۰ آیتم کاری را دنبال می‌کردیم.
● این پیشرفت شما ریالی است یا فیزیکی است؟
هم ریالی است و هم فیزیکی. حجم بتن با حجم کار متفاوت است. بله، ۷۰ درصد بتن‌ریزی انجام شده بود. اما آیا ۷۰ درصد کار انجام شده است؟ نه. حجم ریالی که قطعا بیشتر از این بوده است. می‌دانید همان شیشه‌ای که بالا می‌رود. چقدر کار می‌برد؟ رستوران گردانی که در آن بالا است، تنها یک نمونه در استرالیا وجود دارد؛ انتقال تکنولوژی از آنجا انجام شده است. از نظر فنی شاید ساده‌ترین کار همان بدنه بتنی کار بود. اما از نظر فیزیکی و ریالی، کار بسیار بیشتری انجام شده است.
● در دوره مدیریت شما برای پروژه‌های مختلفی، هزینه‌های زیادی شده است. آیا لزومی‌دارد چنین هزینه‌های هنگفتی انجام شود؟
ما هزینه زیادی نکردیم. هر جای دنیا الان بخواهند برج میلاد را بسازند، حتما بیشتر از ۴۰۰ میلیون دلار هزینه خواهد داشت، اما با ۲۶۰ میلیون دلار برج میلاد را ساختیم. بسیار ارزانتر از بقیه جاها. ما هزینه کردیم، اما این نیست که با ضرب پول اینجا را ساختیم.
● اما این هزینه از اول شروع به کار است.
ما اگر بخواهیم همین الان برجی مثل میلاد را بسازیم، باید بیشتر از ۴۰۰ میلیون دلار هزینه کنیم.
● چرا برج میلاد با این همه سال تاخیر به بهره برداری می‌رسد؟
تا سال ۷۲ مطالعات اولیه را انجام دادند، از ۷۲ تا ۷۶ طراحی پروژه انجام شد. عملا از سال ۷۶ استارت اجرایی کار زده شد که برای آن سه سال زمان اجرا در نظر گرفتند. اما از آن پس به هر دلیل یا نقدینگی نداشتند، مدیریت نبود. به هرحال کار پیش نرفت. شاید در ذهن‌شان این بوده که قدرت مالی ندارند، درآمدها به اندازه نیست. من نمی‌دانم.
اما معتقدم نباید هیچ پروژه نیمه تمامی‌در شهر باشد؛ چه آسفالت، چه لکه‌گیری، چه جدول جوی آب چه کار فرهنگی تا برج میلاد. من هیچ گاه نگفتم که برج میلاد ۲۵۰ میلیارد پول می‌خواهد، از خیر آن بگذرم، چند تا پروژه دیگر درست کنم که شاید از بعضی جهات هم یک اثرات دیگر با یک معانی دیگری داشته باشد. من اعتقاد دارم که اگر برج میلاد تمام نشود، هزینه دارد و از حالا باید به عنوان یک درآمد پایدار برای شهر باشد.
● به نظر می‌رسد بیش از اینکه معماری سازه راس و لابی ایرانی باشد، به معماری‌های کشورهای عربی نزدیک شده است.
از قضا روی نمای برج‌های بلند دنیا مطالعه کردم. بیشترشان همان نمای بتنی را حفظ کرده‌اند. خود بتن همان قابلیت خودش را دارد. اما داخل برج، با بتن، معماری بسیار زیبای سنتی ایرانی کار کردیم. بهترین نقش در آنجا دیده می‌شود. واقعا شاهکار کرده‌اند. در برج میلاد، خیلی پیشرفته‌تر از اتفاقی که در تونل رسالت افتاده است، انجام شده. ما واقعا از بهترین معماران کشور را آنجا گذاشتیم.
● شما عقیده دارید معماری برج میلاد نماد معماری ایرانی هست؟
نمی‌توانم بگویم همه حرف معماری سنتی ایرانی آنجا هست. اما می‌خواهم بگویم هر آنچه که شده، زدیم. یعنی حتما معماران ایرانی نگاه کنند، نمی‌توانند بگویند این کار را می‌توانستند بکنند اما نکردیم. به اضافه اینکه برج میلاد بیشتر یک سازه غربی است تا ایرانی.
● تبلیغات زیادی می‌شود که برج میلاد نماد جدیدی از تهران است. آیا شما این نظر را قبول دارید؟
نه، من معتقدم حتما می‌توانیم برندهای بهتر از برج میلاد برای تهران داشته باشیم. البته به شرط اینکه بیشتر دقت کنیم، زمان را از دست ندهیم. به نظرم برج میلاد یکی از آنهاست.
● مثال می‌زنید؟
به نظر مصلا را اگر کارش را خوب پیش ببریم، سرعت لازم را بهش بدهیم، حتما مصلای تهران به عنوان یک شاهکار ایرانی و اسلامی، برندی برای تهران خواهد بود. مصلا به نظر ما جامع‌تر از برج میلاد برای برند شدن است.
● کل معماری ما اکنون به معماری عربستان بیشتر نزدیک شده است تا معماری اصفهان و معماری سنتی ایران. مثلا رواق‌هایی که جدیدا به زیارتگاه‌های ما اضافه می‌شود، نزدیک به مسجد‌الحرام است. شکوه دارد.
نه واقعا نیست. بعضی جاهای عربستان ممکن است برای مدتی جذاب باشد، اما بعد از یک هفته خسته کننده می‌شود. اما رواق‌های حضرت رضا (ع) را هرچه می‌بینیم، باز هم جذاب است.
● یکی از بحث‌های همیشگی در شهرداری‌های گذشته این بود که ما از این حالت شهر ایرانی اسلامی‌خارج می‌شویم و باید مانعی برای آن ایجاد کنیم. به نظر شما ما الان دراین زمینه پیشرفت کرده‌ایم؟ اصلا شدنی است؟
به نظر من معماری تهران، یک معماری بی‌هویتی است. اما در طرح جامعی که پیش بینی شده، ما در این چیزها پیشرفت کرده‌ایم. نوع قوانین را اصلاح می‌کنیم. ما الان به عنوان شهرداری در معماری داخلی خانه‌های مردم دخالت می‌کنیم که مثلا چرا آشپزخانه را آنجا گذاشته‌ای و فلان اتاق آنجاست. اینگونه نباید باشد. ما معتقدیم که شهرداری باید در کف و بر ساختمان دخالت کند، در تراکم دخالت کند، یکی در سازه دخالت کند که امنیت کار را تضمین کند، یکی هم در نمای ساختمان. نمای ساختمان، مهمتر از دخالت در نمای داخلی خانه است. معماری داخلی، سلیقه فرد است. اما در نمای ساختمان، این ما هستیم که باید تعیین کنیم چه کاری بکند، چه چیزی استفاده کند، چوب باشد، فلز باشد، سنگ باشد.
● این نظر، قانون شده است؟
این را در قانون جدید قرار داده‌ایم. این اختیار شهر است. نمای ساختمان، حق صاحب منزل نیست، حق عمومی‌جامعه است. در دنیا هم ضوابط دارد. اگر کسی بخواهد در پاریس خانه بسازد یا نوسازی کند، باید نمای ساختمان را شهرداری برایش طراحی کند. اینها را در طرح جامع اصلاح می‌کنیم. نمای ساختمان را ما کنترل کنیم، سازه و کف و بر را ما کنترل کنیم، تراکم را ما کنترل کنیم.
● در بازسازی بافت‌های فرسوده این اتفاق می‌افتد؟
اگر اتابک را ببینید، ما محله به محله، طرح منظر را اجرا می‌کنیم. این در کل تهران دیده شده است. مثلا در برخی جاها مثل منطقه ۱۲ ما رفتیم به سمت حیاط مرکزی، یا در دیگر مناطق باغ مسکونی.
● برگردیم به برج میلاد؛ قرار بود ساختمان‌های جنبی هم در کنار برج ساخته شود. این دفاتر جنبی چه موقع ساخته می‌شوند؟
در مجموعه برج میلاد، چند پروژه همزمان با هم افتتاح شده است؛ خود برج میلاد، سالن همایش‌ها، نیروگاه برق ۶۳ کیلووات، راه‌های دسترسی برج میلاد که از شهید حکیم است از کنار پارک پردیسان، رستوران در لابی. اما فاز دوم که کنار اتوبان شهید همت است که تجهیز کارگاه انجام می‌شود، شامل هتل پنج ستاره است، مرکز تجاری و یک مرکز اداری که مراحل نهایی خودش را انجام داده و سرمایه گذاران ایرانی و خارجی با هم مشارکت کرده اند. این سه مرکز ۳۶ ماهه تمام می‌شود.
● افتتاح رسمی‌برج چه زمانی است؟
روز ۲۹ و ۳۰ آبان ماه است که اجلاس شهرداران کلان شهرهای ایران در مرکز همایش‌های برج میلاد برگزار می‌شود. ما برای این مراسم شهرداران سابق تهران و وزرا و جمع زیادی از مسوولان نظام را دعوت خواهیم کرد.
● برجی که با این مشخصات و امکانات افتتاح می‌شود، می‌تواند نشانه‌ای از اقتصاد آزاد باشد، اما عملا برنامه‌های دولتی به سمت اقتصاد دولتی می‌رود. این دو با هم همخوانی ندارد.
من فکر می‌کنم برج میلاد برای توریست‌هاست، برای دفتر شرکت‌های خارجی است. یک مرکز فرهنگی، تجاری، اقتصادی و به طورکل یک برند برای شهر تهران است. سرمایه گذاران خارجی تصور نمی‌کردند به این سرعت برج میلاد به بهره‌برداری برسد. همین الان شش شرکت خارجی برای سرمایه گذاری در این مجموعه در حال رقابت هستند.
● سهم نهادهای دولتی از برج میلاد چقدر است؟
هیچی، اینجا فقط شهرداری است. شهرداری اینجا را با پول مردم ساخته است. هر کسی بیاید برای استفاده از مکان‌های برج میلاد، باید هزینه اش را بدهد. ما می‌خواهیم شهر را اداره کنیم .
● فکر می‌کنید برج میلاد می‌تواند با رقبای خارجی خودش رقابت کند؟ جاذبه‌های گردشگری تهران کمتر از بقیه شهرها مثل سئول و کوالالامپور است.
حتما می‌تواند. هم گردشگر خارجی و هم داخلی می‌آید. در مدت سه روز که ما ثبت نام اینترنتی برای بازدید برج داشتیم، ۱۵ هزار نفر ثبت نام کردند.
● معمولا تاکنون دولت‌ها در ایران، با شهرداری هماهنگ بودند و حمایت‌هایی می‌شدند. اما حالا به لحاظ تشکیلاتی این ارتباط و همسویی را بین شهرداری و دولت نمی‌بینیم. شهرداری الان چقدر در استقلال از دولت موفق بوده است؟ در بحث‌های فرهنگی و مانند آن.
طبیعتا در دولت آقای‌هاشمی‌به دولت توجه زیادی می‌شد. هم خوب بوده هم بد. یکی از اتفاقاتی که در دوره ما افتاده، این بوده که به هر دلیلی دولت توجهی که مانند گذشتگان باید می‌کرده، نداشته. این از نظر مدیریتی برای من سخت بوده است. اما در کل به سود شهر بوده. ما بگونه ای خودمان را برنامه ریزی کرده‌ایم که خودمان می‌توانیم خودمان را اداره کنیم.
بحث دیگری داریم که بحث مدیریت واحد شهری است و باید ۲۳ وظیفه دولت به شهرداری‌ها واگذار می‌شد که این اتفاق نیفتاده است. اینکه شهرداری‌ها را به عنوان یک دولت شهر ببینیم و حکومت‌های محلی را درست کنیم که قانون اساسی ما این را دیده، ما درباره زیر ساخت‌ها بحث خودمان را کرده‌ایم، ولی روز به روز هم دولت هم مجلس شوراها و شهرداری‌ها را محدود کرده‌اند. با این حال من به مردم قول دادم که نگران نباشند، ما از تمام ظرفیت خود برای پیشبرد کارها استفاده می‌کنیم.
● اما اگر دولت فشار بیاورد، کارها به مشکل می‌خورد.
عدم کمک دولت به ما، ما را عقب نمی‌اندازد. اما اگر دولت کمک کند، کارهای ما با سرعت پیش می‌رود. شما می‌گویید چکار کردید در همین تهران با همه کمکی که دولت به شهرداری کرده، سالی دو کیلومتر مترو ساخته می‌شده، در ۲۵ سال گذشته ۵۰ کیلومتر. اما به سالی ۱۵ کیلومتر رسانده‌ایم.
● عقیده این است که آقای قالیباف دستش برای کار کردن باز است.
من به شما می‌گویم که هیچ کس مانند دوره من به قانون پایبند نبوده است. همه کارهایی که ما کردیم با مجوز شورا بوده است. در هیچ دوره ای مانند دوره من، شفافیت مالی وجود نداشته است.
● در دوره آقای کرباسچی، شهردار هم از حمایت دولت برخوردار بود و هم رهبری. شما هم حمایت رهبری را دارید.
مایه افتخار من است که رهبری حمایت می‌کند. اما من می‌گویم دولت که پول و امکانات دستش است کمک کند. من از اول امسال به مردم قول دادم سالی ۱۵ کیلومتر مترو تحویل بدهم. این کار نمی‌تواند همین امسال اتفاق افتاده باشد. من سه سال برنامه‌ریزی کردم که این قول را امسال بدهم. تا الان حدود سه کیلومتر از ما تحویل گرفته‌اند، تا ۱۵ فروردین سال آینده، ۱۲ کیلومتر دیگر هم تحویل می‌دهیم. حالا اینکه من قطار را از کجا می‌آورم، ریل را از کجا می‌آورم، تونل را چه جور می‌سازم دیگر مشکل من است. حالا اگر دولت کمک کند، ما می‌توانیم ۱۵ کیلومتر را بکنیم ۲۵ کیلومتر. اما اگر کمک نکند، کار تعطیل نمی‌شود.
● شهرداری که خودش به لحاظ مالی ضعیف نیست.
شهرداری‌ها حتما ضعیف هستند. در سال ۱۳۶۱ شهرداری‌ها مستقل شدند. همان زمان بنا بود لایحه‌ای برود مجلس، که از نظر اقتصادی هم شهرداری‌ها مستقل شوند. هنوز این لایحه بعد از ۲۶ سال نرفته در مجلس که شهرداری‌ها از نظر مالی مستقل شوند. واقعا شهرداری‌ها مشکل دارند.
● چگونه باید مستقل شوند؟ با عوارض؟ شهروندان باید به شهرداری مالیات بدهند؟
از درآمدهای پایدار. الان دولت مرکزی مگر در تهران مستقر نیست؟ از خانه شما عوارض بگیریم، از وزارتخانه عوارض نگیریم؟ از مسوولان اداری عوارض نگیریم؟ مگر همه اینها آلودگی ایجاد نمی‌کنند؟ مگر ترافیک ایجاد نمی‌کنند؟ به هرحال اینها همه معارضند. غیر از اینها در بحث مالیات‌ها باید مردم بخشی از مالیات را به شهرداری بدهند. درواقع ما به دنبال مدیریت واحد شهری هستیم.
دولت باید همه امورات تصدی‌گری اش را رها کند. در حوزه نظری این بخش کاملا روشن است. اینکه می‌گویید شما کار مهمی‌انجام داده‌اید، می‌گوییم دو کار مهم انجام شده است؛ یک همه کارهای گذشتگان را تکمیل کرده‌ایم و نرفتیم غر بزنیم، نق بزنیم کار را تعطیل کنیم. بگوییم این کار بد است، آن کار بد است، با نظر خودشان تکمیل کردیم. هیچ پروژه نیمه تمامی‌در شهر تهران وجود ندارد؛ همه یا تمام شده‌اند یا روبه اتمام هستند. پروژه برج میلاد هم یکی از آن پروژه‌هاست. نگاه کنید؛ بعضی چیزها مثل مترو، قدیم و جدید نداریم. همیشه هست. حتی اگر نیویورک باشد.
● نظر منفی سازمان بازرسی نسبت به منوریل صادقیه
در بحث منوریل شهرداری هنوز زیر بار نرفته است. اما ممکن است دولت اصرار کند .
نه، به جهت فنی هنوز قانع نیستیم. نه ما قانع، کارشناسان قانع نیستند. منوریل یک وسیله حمل‌ونقل عمومی‌نیست.
● دولت می‌تواند فشار بیاورد.
به هر حال قوانین باید اجازه بدهد. فشاری نیست که. هر چیزی به هر حال منطق خودش را دارد.
● گویا سازمان بازرسی کل کشور گزارشی تهیه کرده بود درباره منوریل که نظر منفی دارد.
بله، سازمان بازرسی نسبت به اتفاقی که در صادقیه افتاده نظر منفی دارد. به هرحال احداث منوریل در صادقیه مجوز نداشته است، نه مجوز شورای شهر داشته، نه وزارت کشور و نه شورای عالی ترافیک.
● شورای عالی ترافیک همکاری چندانی با شهرداری ندارد.
از این مشکلاتی هست که هست. اما من وارد این بحثها نمی‌شوم. اگر بخواهم دنبال این بحثها باشم دیگر نه می‌توانم برج میلاد بسازم، نه می‌توانم درآمد شهرداری را بالا ببرم، نه می‌توانم مترو بسازم، نه می‌توانم تونل بسازم، نه می‌توانم زیر ساختها را دنبال کنم. من به مردم تهران قول دادم به حاشیه نروم، وسط متن بایستیم و دغدغه‌های آنها را حل کنیم، به هیچ چیز دیگری هم فکر نمی‌کنیم. کار ما مایه افتخار است که شورای شهر و شهرداری تهران، هم مسائل کوچک و جزیی شهر را با رویکرد محله محوری حل می‌کنیم و هم پروژه‌های ملی را پیش می‌بریم.
هم در حوزه فرهنگی، هم در حوزه اجتماعی، هم در حوزه روانی. ما امروز به موضوعات روحی و جسمی‌شهر می‌پردازیم. هم با آدم‌های شهر کار داریم و هم با ساختمان‌های شهر.

وبگردی
زیر و روی "اصلاح ساختاری"
زیر و روی "اصلاح ساختاری" - احتمال بعدی این است که شاید هدف این است که نظام ریاست جمهوری کنار برود و مجددا جایگاه نخست وزیری احیا شود. در این حالت نخست وزیر هم به طبع توسط مجلس انتخاب می‌شود و شک نکنید حتی اگر الان با توجه به ترکیب مجلس دهم قرار بود نخست وزیر انتخاب شود، فردی مانند سعید جلیلی انتخاب می‌شد.
بازهم کپی بدون اجازه از یک برنامه آمریکایی / آیا مورد تمسخر دنیا قرار نمیگیریم !
بازهم کپی بدون اجازه از یک برنامه آمریکایی / آیا مورد تمسخر دنیا قرار نمیگیریم ! - همزمان با رونمایی از پوستر و تیزر جدیدترین برنامه احسان علیخانی، روز و ساعت پخش اولین قسمت از «عصرجدید» اعلام شد.
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر - مراسم اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر شامگاه دوشنبه در برج میلاد برگزار شد.
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.
ویدئو / روش خرید قانونی کوه در لواسان !
ویدئو / روش خرید قانونی کوه در لواسان ! - ارتفاعات تهران از جمله لواسانات یکی از این مناطق است که به گفته امام جمعه این شهر به شکل جدی و گسترده‌ای با این مشکل دست به گریبان است و ظاهراً کمیسیون ماده ۱۰۰ قانون شهرداری محلی برای دور زدن قانون از سوی برخی افراد شده است.
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر - الهام حمیدی بازیگر پرکار این روز‌های سینما و تلویزیون با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرامش خبر ازدواجش را به صورت رسمی اعلام کرد اما هویت همسرش را فاش نکرد.
توهین بعیدی‌نژاد به شعور ملت ایران
توهین بعیدی‌نژاد به شعور ملت ایران - حمید بعیدی‌نژاد سفیر ایران در انگلیس توییتی را منتشر ساخت که با واکنش‌های بسیاری روبه‌رو شد. وی مدعی شده که در فهرست کشورهایی که در حفظ ارزش پول ملی در برابر دلار با بیشترین مشکلات مواجه شدند ایران با وجود فشارها و تحریم اقتصادی، عملکرد بهتری از کشورهایی چون ترکیه، برزیل، روسیه، آفریقای جنوبی و سوئد داشته است.
عکس/ کشف حجاب در تهران!
عکس/ کشف حجاب در تهران! - حجت الاسلام حمید رسایی عکسی در کنار یک زن بی حجاب از حضور در برنامه‌ای با عنوان «اعلام همبستگی با ملت ونزوئلا» در تهران منتشر کرده است.
ببینید یک مجری چقدر میتواند مزخرف بگوید !
ببینید یک مجری چقدر میتواند مزخرف بگوید ! - ژاپنی صحبت کردن جواد خیابانی