شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷ / Saturday, 23 June, 2018

آشنایی با سبک هنری اکسپرسیونیسم - Expressionism


آشنایی با سبک هنری اکسپرسیونیسم - Expressionism
در آغاز قرن بیستم ، نهضت بزرگی بر ضد رئالیسم و امپرسیونیسم پا گرفت که آرام‌آرام مکتب "اکسپرسیونیسم" از دل آن بیرون آمد. واژه‌ی اکسپرسیونیسم برای اولین بار در تعریف برخی از نقاشی‌های «اگوست اروه » به کار رفته است.
اکسپرسیونیسم جنبشی در ادبیات بود، که نخست در آلمان شکوفا شد. هدف اصلی این مکتب نمایش درونی بشر، مخصوصاً عواطفی چون ترس، نفرت، عشق و اضطراب بود.
به عبارت دیگراکسپرسیونیسم شیوه‌ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ‌های تند و اشکال کج و معوج و خطوط زمخت بهره می‌گیرد.
اکسپرسیونیسم به نوعی اغراق در رنگها و شکلهاست، شیوه ای عاری از طبیعت گرایی که می خواست حالات عاطفی را هرچه روشنتر و صریح تر بیان نماید. دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۵ میلادی بود ولی در کل این شیوه از گذشته‌های دور با هنرهای تجسمی همراه بوده و در دوره‌های گوناگون به گونه‌هایی نمود یافته‌است.
مثلا مکتب تبریز را در نگار گری ایرانی، اکسپرسیونیسم هنر ایران می نامند.
عنوان «اکسپرسیونیسم» در سال ۱۹۱۱ برای متمایز ساختن گروه بزرگی از نقاشان به کار رفت که در دههٔ اول سدهٔ بیستم بنای کارشان را بر باز نمایی حالات تند عاطفی، و عصیان گری علیه نظامات ستمگرانه ی حکومت‌ها، مقررات غیر انسانی کارخانه‌ها و عفونت زدگی شهرها و اجتماعات نهاده بودند.
این هنرمندان برای رسیدن به اهداف خود رنگ‌های تند و مهیج و ضربات مکرر و هیجان زدهٔ قلم مو و شکل‌های اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با اینجاد ژرفانمایی و بدون هیچگونه سامانی ایجاد می کردند و هر عنصری را که آرامش بخش و چشم نواز بود از کار خود خارج می کردند.
● هنرمندان این سبک:
ونسان ویلِم ون گوگ (۱۸۵۳- ۱۸۹) نقاش معروف این سبک، زاده هلند بود. نام او در زبان هلندی فینسِنت فان خُخ تلفظ می شود. ونسان، تلفظ فرانسوی اسم کوچک اوست و در انگلیسی وینسنت می گویند( Vincent van Gogh)
ون گوگ عاشق گل آفتابگردان بود و مجموعه گل های آفتابگردان او از معروفترین نقاشی هایش است که در کل از یازده اثر تشکیل شده، وی می‌گفت:" زردی آفتابگردان بهترین رنگی است که می توان پیدا کرد. خیلی شاد است. واقعا شاد است."
او از بیماری روانی رنج می برد و در طی یک حادثه قسمتی از گوشش را برید! ونگوگ جوانی خود را به عنوان دلال هنری، معلم و واعظ هنری گذراند. او کار هنری خود را به عنوان یک هنرمند از سال ۱۸۸۰ و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد. در ابتدا از رنگهای تیره و محزون استفاده می کرد تا اینکه در پاریس با امپرسیونیسم و نئوامپرسیونیسم، آشنا شد و این آشنایی پیشرفت هنری او را سرعت بخشید. در ۱۰ سال آخر عمرش حدود ۹۰۰ نقاشی و ۱۱۰۰ طراحی بر جای گذاشت. برخی از مشهور ترین آنها در ۲ سال پایانی عمرش کشیده شده اند و در ۲ ماه پایانی عمرش تنها ۹۰ نقاشی برجای گذاشت. در سال ۱۸۹۰ به دکتر روانشناس (Dr.Gachet) که از او پرتره ای کشیده است، مراجعه کرد. اولین برداشت وان گوگ از دکتر این بود که دکتر خودش از او بیمار تر است. فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق تر شد و در جولای ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی به سمت کشتزار ها قدم زد و گلوله ای در سینه اش خالی کرد. او در روز بعد در مهمان سرای Ravoux مرد. برادرش به بالین او آمد و او آخرین احساسش را اینگونه بیان کرد:غم برای همیشه باقی خواهد ماند.وقتی ونگوگ مرد تابوتش راپر از گل های آفتابگردان کردند.
● دیگر هنرمندان این سبک:
▪ جیمز انسور در ۱۸۶۰در بلژیک به دنیا آمد و در ۱۹۴۹ در همان شهر درگذشت.
ادوارد مونک یا (مونش) نروژی که پردهٔ معروفش "جیغ " به تنهایی مفهوم کامل شیوهٔ اکسپرسیونیسم را نمایان می سازد.
▪ امیل نولده، در ۱۸۶۷در شلزویگ،ناحیه‌ای در شمال غربی آلمان متولد شد و در۱۹۵۶ در سیبول درگذشت. نولده به خاطر انتخاب رنگهای پر معنی و رسایش مشهور است. قرمز پر رنگ و زرد درخشنده اغلب در کارهایش دیده می‌شود که حالتی نورانی به کارهایش می‌دهد، در غیر اینصورت کارهایش تاریک و محزون است وی یکی از بزرگترین نقاشان آبرنگ است.وی با تجسم بخشیدن به پندارهای دینی و صور کابوسی ذهن آشفته‌اش یکی از نقطه‌های اوج این شیوه را در وجود می‌آورد.
▪ ژرژ روئو در۱۸۷۱ در پاریس متولد شد و ۱۹۵۸ در همان شهر از دنیا رفت. وی در بیشتر آثارش الهامات دینی و تلخ کامی‌های خود را با شکلهای زمخت و چهره‌های سرد و عبوس (که از جهاتی یادآور تصویر سازی قرون وسطایی و تنگ افتاده در فضایی فشرده‌اند)مجسم می‌سازد. او همچنین در آثارش رنگهای تند و تیره و خطوط سیاه بسیار کلفت(همانند بند کشی سربی در شیشه‌های منقوش کلیساهای گوتیک) به کار می‌برد.
● پیکره سازی
پیکره تراشی اکسپرسیونیستی به کارگیری حفره و برآمدگی، راست خطی و خمیدگی، اعوجاج بخشی و برهم زنی تناسبات طبیعی به شیوهٔ اکسپرسیونیسم را بر ما عرضه می‌دارد. زادکین پیکره تراش روسی(که در فرانسه به کار مشغول بود) آثاری در این سبک از خود به جا گذارده ‌است. با بهره برداری از اصول و اسلوب آن مکتب تدرجا تمایلات اکسپرسیونیستی را در آثار خود نمایان ساخت و سرانجام تنها آن شیوه را برای ابراز عصیان و بدبینی عمیق خود مناسب یافت.
● اکسپرسیونیسم در سینما و عکاسی
اکسپرسیونیسم ریشه در تاریخ اقوام شمالی اروپا دارد. اقوامی که جنگلهای سیاه و متراکم شمالی را برای به دست آوردن زمین مناسب برای کشاورزی و زندگی مسطح کردند و ترس از ناشناخته های همین جنگلهای متراکم بود که باعث ساختن افسانه های موجودات عجیب و خارق العاده و خون آشامانی شد که این اقوام تصور می کردند در دل تاریک این جنگلها وجود دارند.
سینمای اکسپرسیونیستی در کشور آلمان آغاز شد وبه اوج رسید و پس از مدتی سینمای وحشت به عنوان شاخه مورد پسند اکثریت جامعه از همین سینمای فرهیخته و روشنفکر منشعب شد.
پنج سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۴ که کشور آلمان به دلیل شکست در جنگ جهانی اول، شورش و کودتا، کاهش ارزش پول و گرسنگی، در شرایط اقتصادی وحشتناکی به سر میبرد،غنی ترین دوران سینمای آلمان را ساختند. سینمایی که بازتاب وحشت مردم از جنگ، گرسنگی و ورشکستگی بعد از آن بود.
با به قدرت رسیدن حکومت رایش سوم در سال ۱۹۳۳ عده ای از کارگردانان پیشروی سینمای اکسپرسیونیستی که میدانستند با شرایط جدید امکان کار در کشور را نخواهند داشت ، دست از کار کشیدند.
عده ای با اهداف حکومت جدید همسو شدند و عده ای دیگر نیز که به نوعی در فیلمهای خویش ظهور خون آشام را پیش بینی کرده بودند، به ایالات متحده مهاجرت کردند. سینمای آلمان نیز پس از آن تا پایان جنگ جهانی دوم به نوعی از سینما با عنوان سینمای تبلیغی یا – پروپاگاندا – روی آورد که مطابق اهداف هیتلر بود و در آن هیتلر پیشوای بزرگ نژاد برترمعرفی می شد.
فیلم- دانشجوی پراگ- نسخه اول به سال ۱۹۱۹ که یکی از پیش زمینه های مهم سینمای اکسپرسیونیستی آلمان هست موضوع جدیدی را وارد سینما کرد:شعبده بازی که دانشجویی را به کار میگیرد و او را وادار میکند تا دست به قتلی زند سپس گناه قتل را به گردن دانشجو میاندازد او ناچار به خودکشی میشود. انسانی توسط نیروهای نامرئی کنترل میشود و دست به اعمالی میزند که خود را در قبال آنها مسئول نمی داند.حکایتی از مردم کشور آلمان در خلال جنگ جهانی دوم و نمادی از سایه یا شر درون وجود انسان.
"اکسپرسیونیسم " که اساسا درونگرایی و پرداختن به روحیات درونی بشر از ویژگی های آن به حساب می آید، با نوع سینمای هراس عجین گشت و از آنجا که فیلم های این سبک به ابعاد ناشناخته آفاق و انفس انسان نظر دارد و این ابعاد معمولا برای اغلب افراد ، وجه ی هراسناک و رعب آور ایجاد کرده ( هر عنصر ناشناخته ای بطور طبیعی برای آدمی وحشت آور می باشد) نخستین آثار "اکسپرسیونیستی " سینما در وادی سینمای ترسناک قرار گرفت.
فیلم هایی مانند :"گولم " داستانی متعلق به افسانه های یهودیان که در آن موجودی سفالی با کمک اورادی زنده میشود وگرایشاتی غیر مجاز نسبت به دختر صاحب خود پیدا میکندو سرانجام دچار جنون میگردد، در اینجا نیز موضوع رهایی از موجودات ناشناسی مطرح است که بطور ناشناخته به شکل نیروی ضمیر ناخود آگاه ظهور میکنند، " دانشجوی پراگ " در دهه دوم قرن بیستم و بعد از آن " مرگ خسته " و"اتاق کار دکتر کالیگاری" از معروفترین فیلمهای اکسپرسیونیستی به شمار می آیند.
" اتاق کار دکتر کالیگاری " داستانی شبیه به دانشجوی پراگ- سری فیلم های " دکتر مابوزه " و "نوسفراتو" به همراه فیلمسازانی مانند :"فریتس لانگ " و " مورنائو"و "روبرت وینه " و....اولین پدیده ها و خالقان اکسپرسیونیستی سینما به عنوان پدران سینمای هراس شناخته شدند.
تصویر مخلوقات کریه و قدرتمند که آسایش و امنیت جامعه را برهم می زنند ، پدیده های متافیزیکی که باعث اختلال روحیات بشری می گردند و انسان های با قدرت های مافوق که برای تحت انقیاد درآوردن انسانها به اعمال خشونت بار و مشمئز کننده دست می زنند ، از جمله مهمترین سوژه هایی بود که در آثار فوق به کار گرفته می شد.
با ورود سینمای اکسپرسیونیستی به سینمای هالیوود، این سینما وجه روشنفکرانه خود را تاحدی از دست داد و به سلیقه عامه مردم روی آورد و کم کم ژانر سینمای وحشت با ساخت فیلمهایی چون فرانکشتاین، دراکولا و...شکل گرفت ولی آنچه در طول سالیان دراز این سینما را به پیش راند وحشت انسان از پدیده های مختلفی که در زندگی برای او رخ میداد و ترسهایی چون گرسنگی، مرگ،فقر، ترس از برخورد با ناملایمات و... بود که بن مایه های سینمای وحشت را از ابتدا تا کنون ساخت و در شکل موجودات عجیب، انسانهایی که تحت شرایط مختلف تغییر میکنند و...بر پرده آمد و در واقع ابعاد مختلف ترسهای درونی انسان به شکلهای مختلف بر پرده سینما جان گرفت.
سینمای امروز علاوه بر مضامین جدیدی که سینمای اکسپرسیونیستی وارد سینما کرد، وامدار طراحی دکور خاصی است که با این ژانر وارد عرصه سینما شد ، دکور و نورپردازی که به ایجاد تعلیق و دلهره در این سینما کمک کرد.
در سینمای امروز جهان هنوز در آثار سینما گران بزرگی همچون- تیم برتون- میتوان رگه هایی از سینمای اصیل اکسپرسیونیستی را مشاهده کرد.
تصاویری که هنر عکاسی نیز از آن وام گرفت مواردی که امروزه عکاسان اکسپرسیونیستی از آن بهره می جویند عبارتند از: ایجاد سایه های پر کنتراست، نورپردازی ترسناک، استفاده از گریم عروسکی( سفید کردن بیش از حد صورت و ایجاد سایه های تیره اطراف چشم) استفاده از زوایای خشن و رعب آور مثل شیشه های شکسته و لبه های تیز، نورپردازی دهشتناک، استفاده از نور پایین در پرتره جهت ایجاد سایه های غلیظ در اطراف بینی، حلقه ی تیره زیر چشمها و سایه ابروها، برای نشان دادن تصاویر شیطان و...
و همچنین استفاده از نورهای قرمز یا تک رنگ گرم، منابع نوری اسپات جهت تیز تر کردن سایه ها و همچنین استفاده از دکورهای اکسپرسونیستی، بافت های خشن و پر کنتراست و غیره از عناصر اصلی عکاسی اکسپرسیونیستی است.
● اکسپرسیونیسم در موسیقی
از ویژگیهای این حرکت هنری که در کارهای موسیقی هم بوضوح می توان آنرا حس کرد، تمایل هنرمند به کاووش در درون خود بجای محیط بیرونی است. اغلب این هنرمندان آلمانی واتریشی بودند که به نوعی بر علیه هنرمندان امپرسیونسم فرانسوی که فقط مضمون های دلنشین و زیبا را می آفریدند دست به طغیان زدند. آنها زیبایی و آراستگی ظاهری را به باد انتقاد گرفتند و برای اعلام وجود نارضایتی در اجتماع در جهتی دیگر به پرورش تفکرات وحشی و حتی کریه در هنر پرداختند.
موسیقیدانان اکسپرسیونیسم مانند نقاشان و نویسندگان این سبک هنری برای بیان نازیبایی ها روشهای خاص خود را دنبال کردند.
تاکید آنها بر عناصر غیر موسیقی بود استفاده از اصوات، فاصله های دیسونانس، تاکیدهای غیر موزون روی ضربها که قدرت پیش بینی را از شنونده میگیرد، تعویض سریع تونالیته و مشخص نبودن تونالیته اصلی موسیقی و بسیاری روشهای دیگر همه باعث این می شوند که موسیقی بوجود آمده دقیقا حال و هوای تابلوهای کشیده شده توسط نقاشان یا مطالب نوشته شده توسط نویسنده های این سبک هنری را برای مخاطب القا کنند.
این ویژگی های نازیبا در موسیقی آنقدر پیش می رود که آیوز موسیقیدان این سبک در سنفونی چهارم خود با دو ارکستر بصورت همزمان دو قطعه در دو تنالیته ی مختلف اجرا می کند، باید گفت که این کار جسارت و جرات خاصی راطلب می کند، که حتما او از آن بهره می برده است.

ساناز نافذ
منابع و مآخذ:
تاریخ هنر، ه و. جنسن
مبادی سواد بصری: دونیس ا داندیس / ترجمه سروش
تاریخ هنرمدرن/نوربرت لینتون/ترجمه علی رامین/نشر نی
تاریخ سینمای هنری/ انوپاتالاس/اولریش گرگو
ویکیپدیا فارسی

منبع : سایت عکاسی

مطالب مرتبط

چگونه نقاشی پست‌مدرنیزم به عنوان یک جنبش مستقل تلقی می‌شود؟

چگونه نقاشی پست‌مدرنیزم به عنوان یک جنبش مستقل تلقی می‌شود؟
● جستاری در ماهیت نقاشی پست مدرن
بیش‌تر كسانی كه تصریح می‌كنند پست‌مدرنیزم رد مدرنیسم است؛ به‌نظر می‌رسد كه تنها روی ایده‌هایی كه میان این دو نهضت ناسازگاری ایجاد می‌كند، متمركز می‌شوند. آن‌ها با در نظر گرفتن تفاوت‌های این دو، به این نتیجه رسیده‌اند در حالی كه برخی درباره‌ی شباهت‌های آن‌ها نوشته‌اند.
پیچیدگی بین شباهت‌ها و تفاوت‌های مدرنیزم و پست‌مدرنیزم یا پسامدرنیزم و پیشامدرنیزم، تصوری نه‌چندان واضح از این روابط و خود پست‌مدرنیسم را بیان می‌كند.
وین كراون (Wayne Craven) بسیار درگیر پیچیدگی و پویایی پست‌مدرنیزم شده‌است. او ادعا می‌كند: پست‌مدرنیزم در ادبیات همانند هنرهای تجسمی هنوز تعریف مشخصی از خود ارائه نداده است. اگرچه یكی از مشخصه‌های اساسی آن «جمع‌گرایی» است در قالب پذیرش تنوعات گسترده‌ی سبك‌ها؛ البته فاكتورهای اندكی وجود دارد كه پست‌مدرنیزم را در یك جنبش متحد می‌كند. (آیا او از یك عقیده‌ی قدیمی برای تعریف یك جنبش استفاده‌ می‌كند؟)
گذر كردن از این پیچیدگی بوسیله‌ ابداع و تمركز روی مباحث دوگانه آسان می‌شود:موافق در مقابل مخالف، خوب در مقابل بد، گوشتخواری در مقابل گیاهخوار. تاكنون تعریف مشخصی از تضاد دو‌تایی وجود ندارد، زمانی كه پست مدرنیسم وارد بحث می‌شود (باید به‌عنوان یك مقوله‌ی پیچیده، به این مسئله كه هیچ‌گونه مشخصه‌ی دوگانه‌ای تمایل به نگرش‌های مقابل ندارد، نزدیك شود) پست‌مدرنیزم بعضی از جنبه‌های مدرنیزم را رد می‌كند و تعدادی از جنبه‌های پیشامدرنیزم را كه خود مدرنیزم نیز رد‌ می‌كند، می‌پذیرد همانند استفاده از پیكره به صورت سنتی.
زمانی كه یك جنبش از پس جنبش دیگری ظاهر می‌شود، مانند پست‌مدرنیزم بعد از مدرنیزم و مدرنیزم بعد از دوره‌ی ویكتوریایی (دارای مقررات خشك و مذهبی) چشم‌اندازها نیز متعاقباً تغییر می‌كنند اما آیا این بدین معنی است كه آن جنبش كه به دنبال می‌آید همواره در پی رد قبل از خود است؟
چشم‌انداز كلمنت گرین به نقاشی مدرن این است كه مدرنیزم هرگز درصدد قطع رابطه با گذشته نبوده‌است. این شاید به معنی انتقال محسوب شود، یك شرح سنت روشنگری متقدم باشد اما این به معنی ادامه‌ راه نیز هست. به‌هرحال اگر این مورد تحول یا انتقال محسوب شود به این بستگی دارد كه ما دركجای تاریخ قرار داریم. بعد از گذشت تنها ۳۰ سال از شروع دوره‌ی پست‌مدرنیزم عقیده‌ی منتقدین، مورخان و فلاسفه كه با گذشت هر سال پست‌مدرنیزم را نیز تاكنون مرور می‌كنند، نهایتاً تغییر خواهد كرد.
چالز جنكس در مقاله «پست مدرنیزم، نئوكلاسی‌سیسم در هنر و معماری» از عقیده‌ی گرینبرگ مبتنی بر این‌كه پست‌مدرنیزم به عنوان یك جنبش باقی مانده‌است، حمایت می‌كند. جنكس می‌نویسد: پست مدرنیزم همانند مدرنیزم‌های قبل از خود، گاهی بر روی گزینه‌های اساسی تقسیم می‌شوند كه آیا فعالیت‌ها و برنامه‌های آن‌ها قطع رابطه‌ای بنیادی با گذشته‌ی اخیر و نفی مدرنیسم را بیان می‌كند و یا به‌طور متناوب دوباره درهم آمیختن این سنت با رشته‌های انسان‌گرایی غرب را نشان می‌دهد.
جنكس در حمایت این عقیده‌ی اخیر بر نقاشی، معماری و مجسمه‌سازی دارد.
اچ. دبلیو جانسون، در مقاله‌ایی تحت عنوان «نقاشی پست‌مدرنیسم» می‌نویسد: نقاشی...یك شیوه سنتی است كه خیلی مناسب برای پست‌مدرنیزم نیست. او این‌چنین استدال می‌كند كه حس می‌كند كه هر آن‌چه برای پست‌مدرنیزم رخ می‌دهد حقیقتاً یك مدرنیزم متأخر است. او از این نظریه‌ی خود با بیان این مطلب كه مرز مشخصی بین پست‌مدرنیزم و مدرنیزم متاخر وجود ندارد، دفاع می‌كند. اگر چه جانسون ادامه می‌دهد كه نقاشی یك هنر سنتی (در معنی ساختار گرایی) است. اما او نیز این‌را می‌پذیرد كه عناصر نقاشی خیالی (عناصر تخیل نقاشی) می‌تواند به عنوان یك متن ساختارشكن(ساختارزدایی) به‌كار رود.
با این ادعا او ۲ كار انجام می‌دهد، طبیعت ساختار زدایی (ساختار شكن) پست مدرنیزم را تشخیص می‌دهد و با استفاده از تناقضات ذاتی پست‌مدرنیزم به دفاع از نظریه‌ی خود می‌پردازد.
ساختارشكنی كه جانسون ادعا می‌كند «مرگ مؤلف» و مطالب مورد بحث را به عنوان نشانه‌های غیر ضروری انسان‌گرایی اعلام می‌كند. بدین ترتیب تفسیر، بی‌ارزش و بی‌فایده معنی می‌دهد، او خاطر نشان می‌كند كه بازنمایی در حسی‌ترین معنای آن غیر ضروری و نامطلوب است. به‌این دلیل كه برای دوباره خلق كردن یك واقعیت فریب‌آمیز تلاش می‌كند و بنابراین هرگز نمی‌توان یك تجربه‌ی معتبر فراهم كرد. این نظریه در همه‌ی جنبه‌های پست مدرنیزم در عقیده جانسون گسترده می‌شود.
او به سوال كردن ادامه می‌دهد:«كه چه‌طور نقاشی این‌چنین تهی از محتوا شده؟» پاسخ او این است: یك بازتاب فرهنگی ساختارشكنی منجر به این قضیه شده‌است.
در این دنیایی كه ما به‌طور جهانی از فرهنگمان آگاه هستیم به‌خاطر ارتباطات و تكنولوژی كه تقریباً بدون درنگ قادر به رساندن اطلاعات است. دیگر بر تجربیات كوته‌بینانه‌ی ما متمركز نیست. در یك لحظه بر شرایط اقتصادی آسیا متمركز می‌شویم، سپس كشمكش‌‌های قومی بالكان‌ها به خشونت میان بچه‌‌های دبیرستانی در دنور امریكا، مسئله بعدی است. به عبارت دیگر: ماهیت فرهنگ متداولمان یك‌بار مصرف شده‌است یا تحت شرایط بهتر ناپایدار شده‌است. از عواقب آن این است كه ما را از آن‌چه به فرهنگ گذشته پیوند می‌دهد دور می‌كند. زندگی بسیار سریع عبور می‌كند و ما فرصت كافی برای توجه به یادگیری ریشه‌ای فرهنگمان را نداریم.
در نتیجه حتی افراد تحصیل كرده (هنرمندان را نیز دربرمی‌گیرد) به فرهنگ مشترك پیشینمان متصل نیستند.
این انتقال آموزشی ۲ موقعیت را به‌وجود آورده‌است. هنرمندان دیگر با توجه به فرهنگ رایج گذشته‌مان باسواد نیستند، بنابراین آن‌ها نمی‌توانند از آن برای انتقال ایده‌ها استفاده كنند. و اگرچه آن‌ها بتوانند ایده‌های خود را با اظهار كردن الفبای قدیمی بیان كنند، مخاطبان نیز دیگر با سواد فرهنگی نیستند بنابراین آن‌ها بیان‌های هنری هنرمندان تجسمی را نمی‌توانند بفهمند، حتی موقعی كه در جلوی چشمشان قرار گرفته‌است. دلیل این‌كه اغلب افراد تحصیل‌ كرده دیگر با سواد فرهنگی نیستند به سادگی مشخص است، زیرا آن‌ها به دانشكده می‌روند تا آموزش برای یك شغل ببینند نه برای تعلیم گرفتن، تفاوت‌ها را می‌بینید!...

وبگردی
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!