سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶ / Tuesday, 20 February, 2018

اگر فریدمن در ایران بود چه می کرد


اگر فریدمن در ایران بود چه می کرد
فریدمن انتقادات زیادی به نظریات کینز درخصوص نظریه مقداری پول داشت، از جمله اینکه؛
۱) کینز کتابش را در دوران رکود اقتصادی و برای حل آن نوشت که در آن زمان تورم تهدید جدی نبود. فریدمن می گوید اشتباهاً، قیمت ها را ثابت تلقی کرد چنان که اگر پول تاثیری هم داشت، بر حسب تولید ظاهر می شد یعنی بر حسب مقدار کالا های معامله شده و نه قیمت متوسط آنها.
۲) اعتقاد به شکست سیاست های پولی در دوران رکود، کینز را به این نتیجه رساند که پول تاثیر اندکی بر درآمد دارد. در واقع همان گونه که فریدمن استدلال می کند، رکود یا بحران دهه ۱۹۳۰ بر خلاف فرض عادی آن زمان که هیچ گونه فقدان پولی وجود نداشت، دقیقاً به علت یک انقباض پولی شدید به وجود آمد. بنابراین رکود گواهی است بر قدرت تاثیر پول بر درآمد ملی و نه ضعف آن.
۳) کینز با رد این عقیده که تغییرات پولی می تواند تاثیر زیادی بر قیمت ها یا درآمد ها داشته باشد، فرض کرد که تغییرات پولی به طور وسیع با تغییر در تقاضا برای پول، جذب می شود. ولی فریدمن با استناد به مطالعات تجربی خود نشان داد تقاضا در واقع بسیار با ثبات است.
۴) درک مغشوش کینز از طبیعت پول چهارمین اشتباه اوست. پول را می توان با انواع بسیار گوناگونی از دارایی ها مبادله کرد، نه فقط با اوراق قرضه که کینز توجه خود را به آن محدود کرده بود.
فریدمن در چندین قسمت از نوشته هایش، مشتاق است تفاوت بین مقادیر واقعی و اسمی را روشن کند یعنی درآمد اسمی و مقدار اسمی پول، در اقتصاد به وسیله واحد های پولی رایج اندازه گیری می شوند ولی درآمد واقعی و مقدار پول واقعی بر حسب کالا های حقیقی بیان می شوند. او می گوید رابطه بین رشد مقدار اسمی پول و رشد درآمد اسمی عموماً رابطه ثابتی است زیرا تقاضای پول به مقدار زیادی ثابت است. ثبات تقاضا برای پول بخش مهمی از رابطه بین مقدار پول و درآمد اسمی است. این خصیصه، فریدمن را به این گفته سوق داده است که نظریه مقداری پول در وهله اول نظریه یی است درباره تقاضا برای پول و این تقاضا خیلی کم تغییر می کند.
فریدمن معتقد است بین نرخ رشد مقدار پول در گردش و نرخ رشد درآمد اسمی، ارتباط استوار اما غیردقیقی وجود دارد. یعنی اگر مقدار پول در گردش به میزان۳ یا ۵ یا حتی ۱۰ درصد در سال افزایش یابد اثری قابل اهمیت بر سرعت رشد درآمد اسمی خواهد داشت. البته تاثیر تغییرات پولی بر درآمد اسمی با تأخیر اتفاق می افتد و این تأخیر زمانی حدود ۶ تا ۹ ماه است. فریدمن می گوید؛ تاثیر رشد درآمد بر سطح قیمت ها نیز به طور متوسط پس از یک تأخیر زمانی ۶ تا ۹ ماهه خود را نشان می دهد بنابراین اثر تغییر در رشد پولی بر تغییر سطح قیمت ها بین ۱۸-۱۲ ماه خواهد بود. البته از نظر فریدمن تاثیر کامل اثرات پولی بر تورم ممکن است تا سال ها به طول انجامد.
درخصوص میزان عرضه پول اظهارنظر های فریدمن خیلی قاطعانه نیست زیرا به شکل های مختلف بیان شده است. اما در یک استنباط کلی تناسب رشد عرضه پول با رشد اقتصادی مدنظر اوست و حد آن را هم نرخ تورم تعیین می کند. یعنی برای اقتصادی که برای مثال، تورم ۲ درصد را هدف گذاری می کند و رشد اقتصادی حدود ۶ درصد دارد، رشد عرضه پول هم باید حدود ۸ درصد باشد. در این خصوص فریدمن معتقد است در کشور های مختلف این میزان با توجه به شرایط می تواند متفاوت باشد اما در هر صورت حد نهایی رشد عرضه پول با توجه به مقاومت جامعه در برابر افزایش نرخ تورم تعیین می شود. بنابراین از نظر فریدمن تورم در همه جا و همواره پدیده یی پولی است به این مفهوم که تنها می تواند با افزایش سریع تر مقدار پول در گردش نسبت به مقدار تولید پدید آید. اما رشد پول چگونه اتفاق می افتد؟ فریدمن می گوید؛ دلایل متفاوتی برای رشد پول وجود دارد از جمله کشف طلا، تامین مالی هزینه های دولت و تامین مالی مخارج بخش خصوصی.
فریدمن برای اولین بار نظریه پولی را با نظریه سرمایه ادغام کرد. او معتقد است دارایی و ثروت به ۵ شکل می تواند وجود داشته باشد؛
۱) پول،
۲) اوراق قرضه،
۳) سهام،
۴) کالا های مادی
۵) سرمایه انسانی.
هر یک از این شکل ها موجد درآمد و در هر حال، موجد مطلوبیت هستند و بنابراین به دست آوردن تابع تقاضا برای پول، به معنای یافتن چنان ترکیبی از پول و دارایی های دیگر است که حداکثر مطلوبیت را نصیب شخص می سازد. به طور مشخص، نگهداری ثروت به صورت پول موجب تسهیل مبادلات روزمره و همچنین امنیت خاطر دارنده آن می شود و این مواهب بی تردید مطلوبیتی به همراه دارند. اما در عین حال نگهداری پول، شخص را از درآمدهایی که شکل های دیگر دارایی نظیر سهام یا اوراق قرضه می توانست نصیب او سازد، محروم می کند. بنابراین تصمیم در مورد نگهداری پول، با بازده انواع دیگر دارایی ارتباط نزدیک دارد. همانطور که گفته شد تقاضا برای پول تابع ۵ نوع از دارایی است. البته در این معادله عوامل دیگری نظیر سطح عمومی قیمت ها، نرخ تورم مورد انتظار و نرخ بهره هم نقش دارد. فریدمن در میان این عوامل از ثبات اقتصادی یاد می کند که غرض از آن چشم انداز اوضاع سیاسی و امنیت اقتصادی است. هرگاه افراد، اوضاع اقتصادی آینده را بی ثبات ارزیابی کنند، برای نقدینگی ارزش بیشتری نسبت به سرمایه گذاری قائل خواهند بود و بنابراین تمایل آنها به نگهداری پول به شکلی که از درجه نقدشوندگی بالاتری برخوردار باشد به مراتب بیش از دوره هایی است که ثبات سیاسی و امنیت اقتصادی را انتظار می کشند. از آنجا که در یک بازار آزاد، نرخ بازده اوراق قرضه و نرخ بازده سهام همواره در یک جهت حرکت می کنند، می توان نرخ واحدی را به نمایندگی هر دو برگزید. این نرخ که نرخ بازده مورد انتظار دارایی های مالی است، در واقع نرخ بهره را نمایندگی می کند و در میزان تقاضا برای پول نقش دارد. این نرخ بهره در حقیقت هزینه نگهداری پول به شمار می رود، زیرا هرگاه ثروت به صورت پول نگهداری شود، این بازدهی است که از دست خواهد رفت. بنابراین هر چه این نرخ بالاتر باشد، تمایل به نگهداری پول کمتر خواهد بود. از آنچه گفته شد این نتیجه حاصل می شود که از نظر فریدمن عرضه پول روی درآمد به صورت سلبی موثر است اما از نظر ایجابی تاثیری بر درآمد ندارد یعنی چنانچه بانک مرکزی در تامین پول برای جامعه در حدود رشد اقتصادی کوتاهی کند بخشی از تولید بالفعل جامعه راکد خواهد شد اما عرضه بیش از حد پول هم تاثیر حقیقی روی افزایش تولید نخواهد داشت.
● منحنی فیلیپس
بعد از آنکه آلبان ویلیام فیلیپس(۱۹۱۴-۱۹۱۵) طی مقاله یی در سال ۱۹۵۸ نظریه معکوس بودن تورم و بیکاری(منفی بودن شیب منحنی تغییرات این دو متغیر یا همان منحنی فیلیپس) را مطرح کرد. در سال های ۱۹۶۷ و ۱۹۶۸ دو اقتصاددان به نام های ادموند فلپس و میلتون فریدمن در دو مقاله مستقل چنین استدلال کردند که منحنی فیلیپس به عنوان جریان مبادله بین بیکاری و تورم، رابطه یی با ثبات و بلند مدت که سیاستگذاران بتوانند بر آن تکیه کنند، نیست و میلتون فریدمن بعد ها نشان داد که شیب این منحنی در بلندمدت مثبت می شود یعنی تورم موجب گسترش بیکاری می شود در صورتی که در اکثر کتب اقتصادکلان از قول فریدمن آمده است که منحنی فیلیپس در بلندمدت عمودی شده و افزایش تورم اثری بر بیکاری نخواهد داشت. نکته جالب این است که نظریات فیلیپس به عنوان یک اقتصاددان درجه سه با شرح مفصل در کتب اقتصادکلان آمده است(تنها به دلیل کینزی بودن او) اما نظرات اقتصاددان درجه یکی نظیر فریدمن به طور ناقص و ابتدایی مطرح شده است. البته فریدمن می گوید من فیلیپس را به دلیل تحقیقاتش سرزنش نمی کنم بلکه کسانی را باید سرزنش کرد که این تحقیقات را چشم بسته پذیرفتند. اما جالب است اگر منحنی فیلیپس برای فیلیپس انگلیسی- استرالیایی جایزه نوبل به ارمغان نیاورد، برای ادموند فلپس امریکایی به دلیل اثبات بی اساس بودن این منحنی در سال ۲۰۰۶ این جایزه را به ارمغان آورد. اما همان طور که می دانیم بعد از آنکه فیلیپس با تعریف منحنی تبادل بیکاری و تورم که به نام خود او معروف شد ادعا کرد با افزایش تورم، بیکاری کاهش می یابد، میلتون فریدمن این تبادل را در کوتاه مدت پذیرفت اما نهایتاً اعلام کرد تورم در بلندمدت موجب افزایش بیکاری می شود. اتفاقاً منحنی فیلیپس بلندمدت امریکا دقیقاً نظر فریدمن و فلپس را تایید می کند.
● حذف طلا به عنوان پشتوانه پول
فریدمن در موضوع حذف رسمی پایه کالا برای پول پیشتاز و موفق بوده است. او می گوید؛ از لحاظ تاریخی طرحی که در مکان های مختلف و در طول قرن ها بیش از هر طرح دیگری تکامل یافته است پایه کالا، یعنی استفاده از برخی کالا های مادی مانند طلا، نقره و برنج یا دیگر کالا های مختلف به جای پول است. اما پایه های کالایی موجود از این الگوی ساده که مستلزم هیچ گونه دخالتی از جانب دولت نیست، بسیار منحرف شده است. عیب اساسی نظام پولی پایه کالا، از نظر جامعه به مثابه کل، این است که نیازمند استفاده از منابع واقعی برای افزایش ذخیره پول است. در صورتی که تجربیات یک سده اخیر نشان می دهد هیچ کشوری به این اصل پایبند نبوده و اصولاً نمی توانسته پایبند باشد. فریدمن در این خصوص می گوید (در امریکا) طلا، خواه در تملک خزانه داری یا بانک ها و خواه به صورت سکه یا گواهینامه های طلا که افراد مستقیماً در تملک داشتند، ۱۰ تا ۲۰ درصد از ذخیره پول را تشکیل می داد و میزان دقیق این درصد سالانه فرق می کرد. او در ادامه می گوید؛ فقط عقب ماندگی فرهنگی سبب می شود تا هنوز تصور کنیم طلا عنصر اصلی در نظام پولی ماست. تعریف دقیق تر نقش طلا در سیاست پولی امریکا این است که طلا اساساً کالایی است که قیمت آن مانند گندم یا هر کالای دیگر تعیین می شود. طبق گفته فریدمن اگر طلا پشتوانه کامل پول بود یعنی اگر اسکناس و سکه ها بتوانند همیشه در قبال وزن معینی از طلا یا هر کالای با ارزش دیگری مبادله شوند آنگاه یک نظام استاندارد واقعی طلا عملی است. اگر این نظام در همه کشور ها برقرار باشد در این صورت اسامی پول های مختلف مانند دلار، پوند، فرانک و غیره فقط اسامی برای مقادیر مختلف طلا خواهند بود. در این شرایط، نقش دولت به تایید درجه خلوص طلای مصرف شده در معاملات، استفاده فلزات مصرف شده در معاملات و استفاده فلزات در ضرب سکه محدود می شود. در هر صورت از نظر فریدمن پشتوانه پول هر کشور تولید آن کشور است و متناسب با افزایش تولید می توان عرضه پول را افزایش داد و ارزش پول هر کشور نسبت به پول کشور های دیگر تنها باید در بازار آزاد تعیین شود و کشور ها باید پیرو نرخ های ارز شناور باشند.
● نقد اقتصاد ایران با توجه به آموزه های فریدمن
فریدمن اغلب از ترکیب«مرغ تخم طلا» برای نامگذاری بخش خصوصی استفاده کرده است و می گوید کسی مرغ تخم طلای خود را برای گوشتش نمی کشد یعنی دولت باید تا آنجا که امکان داشته باشد اخذ مالیات از بخش خصوصی را کاهش دهد. در این خصوص و در کشور ما مهم ترین مانع اقتصادی رشد بخش خصوصی، کمیابی شدید پول است که این کمیابی خود را به صورت نرخ بهره بالا نشان می دهد و دلیل آن هم میل فراوان دولت به استفاده از نقدینگی موجود در جامعه از طریق بودجه عمومی یا تسهیلات تکلیفی بانک ها است و با چاپ بی رویه اسکناس یا با دستور کاهش نرخ بهره، این کمیابی جبران نمی شود زیرا چاپ بی رویه اسکناس در واقع به لحاظ حقیقی، بخشی از نقدینگی یا ثروت بخش خصوصی را از دستش خارج کرده و به دولت منتقل می کند و هیچ اثری در افزایش حقیقی پول ندارد. برای کاهش نرخ بهره تنها باید از راه به حداقل رساندن استفاده از نقدینگی از سوی دولت از طریق برخی سیاست های انقباضی و همین طور عدم تبدیل بیش از حد ارز های نفتی به ریال اقدام کرد. در این صورت می توان پس از کاهش نرخ تورم، نرخ بهره را کاهش داد که در این وضعیت، کارآفرینان واقعی به طور خودکار توسط بازار، شناسایی شده و در کنار آن زمینه اقتصادی برای جذب سرمایه داخلی و خارجی فراهم می شود و تنها در این شرایط است که شکوفایی واقعی اقتصاد حاصل خواهد شد. اما چرا مسوولان تصور می کنند کاهش دستوری نرخ بهره مفید است یا با نصیحت می توان بر خلاف جریان آب، سطح مصرف را در جامعه کاهش داد. در این خصوص باید آنان را در دو دسته قرار داد؛ دسته اول اقتصاددانان دولت و دسته دوم سیاسیون دولت. در مورد دسته اول همان گونه که در بررسی مکتب کینز گفتیم، کینزی ها معتقدند با چاپ اسکناس می توان کمیابی شدید پول را از بین برد و در نتیجه نرخ بهره را کاهش داد. در این خصوص حتی می توانیم بدون استدلال علمی و تنها با توجه به اتفاقات چند سال اخیر بی پایه بودن این نظریه را درک کنیم زیرا چاپ بی رویه اسکناس در واقع کمیابی شدید پول را شدیدتر کرده است و به این موضوع تقریباً همه معترفند. این در حالی است که در کشور های پیشرفته، سرمایه گذاران به راحتی می توانند از تسهیلات بانکی با نرخ سود بسیار نازل بهره مند شوند. اگر بخواهیم علت آن را تحلیل کنیم در واقع ریشه مشکل به واژه یی به نام جایگزینی برمی گردد. منظور از این واژه، حالتی است که بخش دولتی با بزرگ شدن خود عرصه را بر بخش خصوصی تنگ می کند و اجازه رشد را به این بخش نمی دهد و حتی موجب تحلیل آن می شود. اقتصاددانان کاهش در هزینه های بخش خصوصی(به ویژه سرمایه گذاری) به خاطر کمیابی شدید پول در نتیجه سیاست انبساطی مالی (افزایش مخارج دولت نه کاهش مالیات) را علت جایگزینی می دانند. به سخن دیگر با افزایش هزینه ها (جاری یا عمرانی بودن آن فرقی ندارد)، دولت ناچار است برای تامین مالی آن یا استقراض کند یا دست به انتشار پایه پولی بزند یا هر دو را انجام دهد. در این صورت بخشی از پس انداز های بانکی خانوارها به دولت یا شرکت های دولتی اختصاص می یابد، در نتیجه مقدار حقیقی کمتری از منابع بانکی در اختیار موسسات تولیدی خصوصی برای سرمایه گذاری قرار می گیرد که این مقدار کمتر هم به دلیل گران شدن به درد سرمایه گذاری نمی خورد و همان گونه که شرح آن رفت دستور کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی هم اثری در حقیقت ماجرا ندارد و تنها رانتی ایجاد می کند که در اثر آن بخشی از ثروت و دارایی مردم به رانت خواران و بعضاً مفسدان منتقل می شود. این موضوع درست مانند آن است که کالایی در بازار، کمیاب شود و در نتیجه، قیمت آن افزایش یابد و دولت دستور کاهش قیمت آن کالا را صادر کند. معلوم است که با این دستور، کمیابی آن کالا جبران نمی شود. بنابراین راه حل مشکل در متوقف شدن رشد بودجه دولت و شرکت های دولتی است و اگر هم قرار است این بودجه ها رشد کنند نباید میزان آن از رشد اقتصادی کشور بیشتر باشد. یکی از دلایل افزایش هزینه های دولت افزایش کمک به محرومان و سائلان است که اساساً کار پسندیده یی تلقی می شود اما در دین مبین اسلام از افراط و تفریط در انفاق نهی شده است و دولت باید این گونه کمک ها را به سازمان های تخصصی خود واگذار کند تا درست به هدف بخورد در غیر این صورت شائبه سیاسی بودن آن در آستانه انتخابات تقویت می شود و اگر چنین باشد برای رعایت عدالت باید برای هریک از گروه های سیاسی رسمی و مورد تایید نظام هم بودجه یی به همان میزان در نظر گرفت تا این گروه ها هم در این امر خیر بسیار آسان شرکت کنند. اما واقعیت آن است که رقابت سالم سیاسی این گونه نیست، بلکه دولت ها باید از طریق خدمت به مردم در چارچوب قانون سعی در جلب آرای آنان داشته باشند. مثلاً در زمان انتخابات، دولتی می گوید زمانی که من مسوولیت را تحویل گرفتم نرخ تورم بیست درصد بود و توانستم با نرخ تورم ۱۰ درصد آن را به دولت بعدی تحویل دهم. یا می گوید من بودجه سازمان های حمایتی نظیر بهزیستی و کمیته امداد را در چارچوب قانون دو برابر کردم. اینها باید در انتخابات ها ارزش باشند تا بهره وری انتخابات هایمان هم افزایش یابد. اگرچه درخصوص دو مثال فوق باید گفت اصولاً در دنیا مهار تورم از کارهای بسیار مشکل و زمانبر محسوب می شود و از آنجا که حرمت تورم با امر قبیح ربا قابل مقایسه و حتی بیشتر است، بنابراین دولت باید از انجام هر کاری که تورم زا تلقی می شود، اجتناب کند حتی اگر آن کار، مستحب یا واجب باشد. با این دید، سوالی که مطرح می شود این است که آیا افزایش بیش از حد سالانه هزینه های دولت یک منکر بدتر از ربا نیست حتی اگر به بهانه بخشش به سائلان باشد؟ و می دانیم یکی از مضرات بی شمار تورم این است که جوامع را مصرف زده می کند که در اقتصاد به این حالت، پدیده پول داغ گفته می شود، یعنی کسی حاضر نیست در شرایط تورمی پول در دستش نگه دارد و میل به مصرف افزایش می یابد.
اما دسته دومی که درخصوص کاهش دستوری نرخ بهره به اشتباه می روند سیاسیون دولت هستند. به نظر می رسد این گروه بیشتر در جهت دور شدن از وضعیت ربوی که در شرع مقدس اسلام بسیار از آن نهی شده است چنین موضعی اتخاذ می کنند. در این خصوص به دو نکته باید اشاره شود؛ اول آنکه اگر دولتمردان به هر دلیلی خواهان کاهش نرخ سود بانکی هستند راه حل صادقانه و واقعی آن کاهش هزینه های دولت است، دوم اینکه در عصر حاضر نهاد های جدیدی همچون بانک و اسکناس ایجاد شده اند و دولت ها می توانند به هر میزان که دل شان بخواهد پول چاپ کنند. اینها مفاهیم جدیدی بوده که نیاز به بررسی های فقهی بسیاری دارد تا مرز های ربا در آن مشخص شود و اینکه یکی از مراجع در اظهار نظری فرموده اند حرمت تورم از حرمت بهره بانکی بیشتر است در واقع ناظر بر همین موضوع است. بنابراین تا زمانی که مسائل فقهی آن، از همه زوایا مورد کنکاش قرار نگرفته بهتر است دولت ها سعی کنند این امور را با نظر کارشناسان ذی ربط پیش ببرند و نتایج کار را در معرض نقد افکار عمومی اعم از فقها، اقتصاددانان و دیگر کارشناسان بگذارند تا موجب روشن شدن زوایای پنهان این مفاهیم جدید شود.
● مزایای کاهش واقعی نرخ بهره
همه می دانیم اندازه بخش خصوصی نسبت به اقتصاد کشور بسیار کوچک است. از طرف دیگر با خصوصی سازی نمی توان به تشکیل بخش خصوصی کارآمد رسید بلکه این بخش باید در یک محیط سالم شکل گرفته و شروع به رشد کند. برای آنکه بدانیم این کار چقدر مشکل و زمانبر است فرض می کنیم اندازه بخش خصوصی در حال حاضر ۱۰ درصد از اقتصاد کشور باشد
و در نظر باشد این نسبت در سال ۱۴۰۷ (۲۰ سال بعد) به ۸۰ درصد برسد، در این صورت اگر فرض کنیم رشد بخش دولتی صفر باشد بخش خصوصی باید سالانه به طور میانگین ۲۱درصد رشد کند تا ۲۰ سال بعد، نسبت ۸۰ درصد از اقتصاد ملی برای بخش خصوصی حاصل شود. چنین رشدی با هزینه های کنونی که دولت های ایران دارند محال است و یکی از مهم ترین شرایطی که باید برای تامین هدف فوق فراهم شود در دسترس بودن واقعی و آسان پول برای سرمایه گذاری است. در چنین شرایطی بانک ها در رقابت با هم و در یک اقتصاد آزاد غیرتورمی برای جذب سرمایه گذاران، نرخ سود تسهیلات خود را به حداقل می رسانند و اصلاً این بانک ها هستند که به دنبال سرمایه گذار می گردند و در این شرایط، محیط سالم برای رشد و سرمایه گذاری فعالیت های اقتصادی ایجاد می شود و واضح است که به دلیل ارائه فرصت های برابر برای رقابت در بین کارآفرینان واقعی، بهره وری چنین تولیداتی بسیار بالاست. البته همان طور که گفتیم در وضعیت جایگزینی اهداف فوق محقق نمی شود. بر اساس تحقیقات جناب آقای دکتر جلالی نایینی سرمایه گذاری های انجام شده در ایران از بهره وری بسیار پایینی در سطح جهان برخوردار بوده است. به سخن دیگر بخش اعظمی از رشدی که اقتصاد ایران در سال های اخیر داشته در یک رقابت آزاد جهانی به راحتی ذوب شده و از بین می رود، غافل از آنکه چه فشار ها و فسادهایی برای به دست آوردن این رشد بر جامعه تحمیل شده است. درخصوص اعطای تسهیلات بانکی به بنگاه های زودبازده قبل از آنکه به هدف خوردن کامل این تسهیلات مدنظر باشد مساله این است که اصولاً این سرمایه گذاری ها حتی اگر صد درصد هم به وقوع پیوسته باشند از بهره وری پایینی برخوردار خواهند بود و در رقابت آزاد جهانی اکثراً ورشکست می شوند. تصور اشتباه دیگری که می توان آن را به نوعی یک مغلطه فلسفی دانست این است که «برای کاهش بیکاری به سرمایه گذاری نیازمندیم و سرمایه گذاری نیز با تزریق پول و افزایش نرخ تورم حاصل می شود». جمله فوق حامل یک مفهوم اشتباه است زیرا افزایش تولید به افزایش پول می انجامد نه بر عکس. به عبارت دیگر آن نوع پولی به تولید می انجامد که معتبر باشد و اصولاً تساوی نسبی رشد نقدینگی و رشد تولید ناخالص داخلی همیشه باید مورد خواست و پیگیری مسوولان کشور باشد. در هر صورت دولت ها در کاهش نرخ بیکاری مسوولیت مستقیم ندارند بلکه مسوولیت دولت ها تنها این است که شرایط فعالیت اقتصادی مردم یا بخش خصوصی را خراب نکنند یا در صورت امکان این شرایط را فراهم کنند. در اینجا ذکر این نکته ضروری است تا زمانی که درآمد حاصل از نفت به طور صد درصد از بودجه دولت و شرکت های دولتی حذف نشود اجرای سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی غیرممکن است. اولین قدم در این راه، پایبندی به سیاست های قانون برنامه در استفاده از حساب ذخیره ارزی است.

منابع در روزنامه موجود است.

منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

غول رلیانس


غول رلیانس
در بیست‌وچهارم ژوئن سال ۲۰۰۲ دهیروب‌های امبانی معروف به «سلطان پلی استر» برای دومین بار دچار سکته مغزی شد و به مدت ۱۳ روز در حالت کما در بیمارستان مرکزی شهر بمبئی در کشور هندوستان بستری بود.
امبانی آخرین‌بار در ساعت ۱۱:۵۰ دقیقه شبانگاه ششم جولای ۲۰۰۲ نفس کشیده و گوی این رقابت سخت را به رقیب خود واگذار کرد.
اما بعید هم نبود که اگر امبانی در حال هوشیاری و نه در حالت کما در بیمارستان بود می‌توانست برای این رقیب هم تدبیری بچیند.
● مردی که تاریخ سهامداری کشور هند را پایه‌گذاری کرد
داستان زندگی «دهی راج لال هیراچاندامبانی» معروف به دهیروب‌های امبانی تنها داستان رسیدن از فرش به عرش نیست. داستان مردی است که سال‌ها با مردم هند زندگی کرد، برای مردم ثروت و کار آفرید و تا سال‌ها نیز در خاطر آنان باقی خواهد ماند.
مرد ۶۹ ساله‌ای که قوانین بازی تجاری و اقتصادی کشور هند را به طور کامل زیر و رو کرد و با تلاش بسیار قوانین جدید و معتبری را حاکم کرد. او نقطه عطفی در تجارت کشور هند ایجاد کرد و توانست بزرگترین بخش‌خصوصی و سرمایه‌گذاری کشور را با عنوان امپراتوری عظیم رلیانس پایه‌گذاری کند و مقررات و قوانین دست‌وپاگیر دولت را از پیش روی سرمایه‌داران و سهامداران بخش‌خصوصی بردارد.
امبانی صاحب ۵۰۰ شرکت و کارخانه در کشور هند بود که صدر جدول پرفروش‌ترین کایاها را از آن خود کرده بودند. مدیر ژرف‌اندیش و آینده‌نگری که امپراتوری عظیم و صنعتی رلیانس – بزرگترین بخش‌خصوصی هند- را محکم پایه‌گذاری کرد. واحد صنعتی رلیانس سالانه پنج درصد از صادرات کشور هند و بیش از سه‌ درصد تولید خالص آن را تشکیل می‌دهد.
موفقیت‌های امبانی و گروه صنعتی رلیانس همیشه آنها را در معرض شدیدترین انتقادات قرار داد. اماامبانی در تلاش بود تا به دور از تمامی این مناقشات و تنها با تکیه بر مردم و سرمایه‌های کوچک آنها پیش برود و تمام بگو مگوهای منتقدان را تحت‌الشعاع قرار دهد. طی این فرآیند امبانی به یکی از ثروتمندترین مردان دنیا تبدیل شد و با سرمایه‌ای بالغ بر ۶۹ میلیون دلار در رده صدوسی‌وهشتم‌ ثروتمندترین مردان و زنان دنیا در آخرین لیست مجله فورت قرار گرفت.
امبانی روش تجارت ملی کشور هند را که کاملا سنتی بود دستخوش تغییرات عظیمی کرد و توانست مبالغ هنگفتی را از طریق بازار سهام به دست آورده و کارخانجات و پالایشگاه‌های بزرگی را در سطح و کیفیت استانداردهای جهانی پایه‌گذاری کند. در مسیر ترویج و گسترش فرهنگ سهامداری و پیشبرد اهداف اقتصادی، امبانی تاثیری عظیم بر صنعت هندوستان گذاشت.
«گیت پیرامال» نویسنده کتاب «بزرگترین سرمایه‌داران کشور هند» که پیرامون زندگی و شرح حال هفت چهره برجسته و تاثیرگذار هندی است درباره امبانی می‌گوید: « تاثیری که امبانی بر صنعت و تجارت بازرگانی کشور هند گذاشته است بی‌نظیر است و هیچ کدام از سرمایه‌داران و اقتصاددانان کشور هند نتوانسته‌اند چنین عمیق تاثیرگذار باشند.»
● شروع زندگی غول صنعتی هند
در تاریخ اقتصاد کشور هند می‌توان حقایق را زیر و رو کرد و حقیقت مردی را یافت که القاب زیادی را در کشور هند به خود اختصاص داده است. پشت امپراتوری عظیم صنعتی رلیانس، زندگینامه مردی را می‌توان یافت که از بزرگترین کارآفرینان عصر خویش بوده است.
تنها اشاره به این نکته کافی است که بیش از ۵۸ هزار نفر در بخش‌ها و کارخانجات مختلف رلیانس در کشور هند مشغول به کار هستند. کسی که از طرف مردم هند عنوان «قهرمان ملی» را به خود اختصاص داد و توانست پول زیادی را برای سرمایه‌گذاران و فرصت‌های شغلی متنوعی را برای فرزندان هند بیافریند.
دهیروب‌های فرزند سوم یک معلم مدرسه در روستای گوجارت بود که حتی نتوانست امتحانات نهایی مدرسه را به پایان برساند. وی در خانواده‌ای فقیر متولد شد و در اولین تلاش‌ها برای کسب در‌آمد به فروش « bhajias » یکی از غذاهای محلی هندی پرداخت.
در پایان هر هفته مادر دهیروب‌های مقدار زیادی از این غذای محلی خوشمزه را آماده می‌کرد و او برای فروش، آنها را به گینار که محل عبور و تجمع زائران و مسافرین داخلی وخارجی بود می‌برد. امبانی بعدها خود اقرار کرد. اولین تجارب تجاری خود را نه از بین کتاب‌ها بلکه در بازار و فروش بهاجیاس (bhajias ) کسب کرده است.
در همان زمان بود که امبانی متوجه علاقه خود به تجارت و کارآفرینی شد. او فهمید که می‌تواند با در اختیار داشتن سرمایه‌ای اندک، تجارتی بزرگ را راه‌اندازی کند:
«رویاهای کوچک خود را به رویاهایی بزرگ ارتقا دهید، مسوولیت و تعهدات بیشتری را بپذیرید، تلاشتان را نسبت به روزهای پیش دو برابر کنید و مهمتر از همه بلندنظر باشید. رویا، تعهد، تلاش و بلندنظری راهکارهای من در آفرینش بزرگترین مجموعه صنعتی هندوستان یعنی رلیانس بودند.»
دهیروب‌های مردی با اراده آهنین نیز همانند تمام کارآفرینان بزرگ رویاها و طرح‌های عظیمی را در سر پروراند، روی آنها سرمایه‌گذاری کرد و تا زمان دستیابی به تمام رویاهایش از پا ننشست. امبانی به منظور فروش غذای محلی در گینار پنج نفر از بچه‌های روستا را در اختیار گرفت و هرروز مبلغی را به آنها پرداخت می‌کرد تا بتواند با تبلیغات و هیاهوی این گروه تمام غذاها را بفروشد.
جالب‌ترین نکته در مورد کار امبانی این بود که او هیچ وقت با غذا به خانه‌شان بر نمی‌گشت و این همیشه باعث تعجب مادرش می‌شد. امبانی خود در خاطراتش به یکی از خبرنگاران گفت:«به خاطر دارم یک بار سه عدد از غذاهای محلی به فروش نرسیده بودند. برای اینکه مادرم را ناامید نکنم و اورا به ادامه این کار و طبخ غذا تشویق کنم هر سه غذا را مجانی به یکی از کارمندان کوچکم! دادم.
پس از آن برای تامین پول سه غذا، بارهای شش مسافر را جابه‌جا و حمل کردم. یادم می‌آید آن شب آنقدر خسته بودم که حتی شام نخوردم و تنها توانستم به رختخواب بروم اما حداقل نکته مثبتی که داشت این بود که توانستم مادرم را امیدوار نگه دارم.» این ویژگی دهیروب‌های یکی از مهمترین دلایل موفقیت وی در آینده شد.
سهامداران و سرمایه‌گذارانی که با او شریک می‌شدند در حقیقت روی اعتماد خود سرمایه‌گذاری می‌کردند. اعتمادی که هیچ گاه بی جواب گذاشته نمی‌شد. امبانی تلاش و فراست زیادی را در فهم و درک مسائل مالی از خود نشان می‌داد. او فرد قابل‌اعتمادی بود که با سهامداران، کارگران و شرکای خود به بهترین نحو برخورد می‌کرد.
امبانی سرمایه‌داران کوچک با سرمایه‌های اندک را در کنار هم گرد آورد. کسانی که تمام عیار به او اطمینان داشتند. بخش بزرگی از سهامداران کارخانجات رلیانس را بعدها روستاییان تشکیل دادند. روستاییانی که با تلاش و مشقت زیاد سرمایه‌های اندکی را کسب کرده بودند.
آنها تنها به دلیل اعتماد به شخصیت امبانی و اطمینان از حمایت و پشتیبانی وی، ریسک سرمایه‌گذاری را پذیرفتند. بعدها، امبانی با پرداخت شگفت‌انگیز اولین سود سهام به سهامداران خود، آنها را از این سرمایه‌گذاری خرسند کرد. امبانی در سن ۱۶ سالگی به عدن واقع در کشور یمن سفر کرد.
او در یمن همراه با برادر بزرگترش در شرکت A. Besse & co استخدام شد. اولین مسوولیت وی در این شرکت ارسال اخبار و گزارشات بود. پس از دوسال شرکت به توزیع محصولات کارخانجات «شل» تبدیل شد و دهیروب‌های در یکی از ایستگاه‌های نفتی متعلق به این شرکت به عنوان مسوول بخش شروع به کارکرد. امبانی در یمن و قبل از بازگشت به هند ازدواج کرد.
در دهه ۱۹۵۰ دولت یمن بناگاه متوجه کاهش و ناپدید شدن مبالغ زیادی از سکه‌های رایج در کشور شد. واحد پول رایج در کشور یمن ریال بود و سکه‌های رایج به صورت سکه‌های خالص نقره در بازار موجود بود. دولت تحقیقات و پژوهش زیادی را انجام داد و متوجه سرازیری سکه‌ها به یکی از شهر‌های بندری شد.
جایی که امبانی به عنوان مدیر ایستگاه نفتی در حال کار بود. دهیروب‌های، جوان ۲۰ ساله هندی در آنجا به خرید فوق‌العاده سکه‌های موجود در بازار یمن اقدام می‌کرد و سکه‌های ذوب شده را به تاجران و بازرگانان بازار شمش و طلای لندن می‌فروخت و از این طریق می‌توانست سرمایه‌ای را کنار بگذارد.
امبانی بعدها به یکی از خبرنگاران گفت :«سود حاصل از این تجارت بسیار ناچیز بود،اما به هر حال من توانستم در حدود چندین هزار روپیه سرمایه‌کسب کنم. فکر می‌کنم یک کمی کلاه سر دولت یمن گذاشتم. اما این مشکل آنهاست که ارزش پول در کشور خود را از ارزش خود سکه کمتر قرار دادند.
من تنها از یک فرصت که کشور یمن در اختیارم گذاشته بود استفاده کردم. استفاده از فرصت‌ها مهمترین نکته‌ای است که من به هر کسی در طول مسیر زندگی اش پیشنهاد می‌کنم.» امبانی پس از سه ماه، از تجارت شمش و طلا دست کشید و پس از مدتی همراه با همسر و تک‌فرزندش به کشور هند بازگشت.
● پایه‌ریزی اولی
در سال ۱۹۵۸، ۱۰ سال پس از خروج امبانی از هند، وی با در دست داشتن ۱۵ هزار روپیه سرمایه ‌به کشور خود بازگشت. در این زمان پلی استر یکی از محصولاتی بود که به تازگی وارد صنعت نساجی شده بود.مبانی با بصیرت و آینده‌نگری خود که تا پایان عمر همراه او بود، آینده خوبی را برای این محصول پیش‌بینی کرد و اقدام به تجارت و سرمایه‌گذاری در این زمینه كرد.
اولین شریک تجاری دهیروب‌های، چام پاک لال دامانی، پسر دایی وی بود که در یمن در کنار هم مشغول به کار بودند. آنها کار خود را در اتاقکی کوچک آغاز کردند که دارای یک خط تلفن، یک میز و سه صندلی ‌بود. مهمترین بخش کار آنها را در این زمان واردات الیاف و نخ پلی‌استر و صادرات ادویه‌جات تشکیل می‌داد. یکی از مهمترین ویژگی امبانی ریسک‌پذیری و آینده‌نگری او بود.
وی تلاش می‌کرد تا نیازهای بازار را پیش‌بینی و برروی آنها سرمایه‌گذاری کند و دائما در فکر سرمایه‌گذاری بر قسمت‌ها و پتانسیل‌های جدید و نهفته باشد. روحیه ریسک‌پذیری و جسور امبانی در تجارت به او اجازه رکود را نمی‌داد. وی با در نظر گرفتن افزایش احتمالی قیمت و مطالبات جدید بازار در زمینه الیاف، نخ و حتی کالاهای پلی‌استری تمایل به سرمایه‌گذاری‌های بیشتری در این زمینه داشت.● شرکت منسوجات رلیانس
اولین کارخانه نساجی امبانی در سال ۱۹۶۶ تاسیس شد. این کارخانه یک خط تولید کامل کالاهای پلی‌استر از تبدیل الیاف پلی‌استر به نخ تا رنگرزی و تکمیل پارچه را در بر می‌گرفت. امبانی به زودی کارخانجات نساجی رلیانس را گسترش و به تولید پوشاک با بر چسب ویمال «vimal» مبادرت ورزید.
نام ویمال بر گرفته از نام برادرزاده امبانی بود. منسوجات و پوشاک ویمال به زودی تمام بازارهای پوشاک هند را قبضه کرد. کیفیت بالای این پوشاک زبانزد خاص و عام بود. به‌گونه‌ای که کالاهای ویمال به یکی از معروفترین و مهمترین منسوجات داخلی کشور هند تبدیل شد.
امبانی برای جلب سرمایه‌به افراد و مردم عادی و سرمایه‌دارانی با سرمایه‌های اندک اعتماد کرد. وی برای گسترش و فروش پوشاک ویمال، امتیاز فروش کالاهای این کارخانجات را به افراد عادی و خرده فروش‌ها واگذار می‌کرد و برای جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده و هرج و مرج در فروش به‌طور مستقیم بر کار خرده فروشان و صاحبان فروشگاه‌ها نظارت می‌کرد.
● حرکت در خلاف جریان آب
«رویاهای بزرگ حق انحصاری آدم‌های خاص نیستند، پس شما هم تلاش کنید که سریع و خیلی بزرگ بیندیشید.» امبانی کارآفرینی بود که به تمام آنچه می‌گفت اعتقاد داشت. او هیچگاه خود را محدود نمی‌کرد و هیچگاه اجازه نمی‌داد مسائل و بحران‌های پیرامون او را در محدودیت قرار دهند: «اهداف خود را در برخورد با مشکلات با جدیت بیشتر دنبال کنید.
ناملایمات و مشکلات غنیمت شمرید زیرا همه آنها فرصت‌هایی هستند که با کمی فراست توسط شما کشف خواهند شد.» مطالبات و درخواست‌های محصولات کارخانجات نساجی رلیانس با نام تجاری امبانی طی مدت کوتاهی در دهه ۱۹۷۰ دچار افت شد، چنانچه برخی کارشناسان، احتمال ورشکستگی کارخانجات رلیانس را زیاد دانستند.
این کارشناسان اقتصادی، کسانی بودند که بر بازار و نوسانات آن تسلط و در علم اقتصاد مهارت به طور کامل داشتند اما تنها امبانی را نمی‌شناختند؛ امبانی مردی که محدودیت‌ها را نمی‌شناخت.
در این زمان دهیروب‌های راه‌حلی را برگزید که از نظر برخی کارشناسان اقتصادی یک خودکشی در صنعت کلان محسوب می‌شد. امبانی در زمانی كه سرانه مصرف سالانه پلی استر در كشور هند شش هزار تن بود، تولید خود را از ۱۰ هزار تن در سال به بیش از ۱۵ هزار تن رسانید و به جست‌وجوی بازارهای مصرفی در خارج از كشور پرداخت.
امبانی با جدیت تمام كوشید تا بازار و ظرفیت‌های جدید را بیابد. در پی همین تلاش بود كه امبانی توانست سود زیادی را كسب كرده و مسیر را برای پیشرفت‌های بعدی و گسترش همه‌جانبه كارخانجات رلیانسی هموار كند.
در دهه ۱۹۷۰ یك تیم كارشناسی از طرف بانك مركزی در كشور هند پس از بازدید كارخانجات رلیانس اعتراف كردند:«كارخانجات رلیانس در سطح عالی و باكیفیت بی‌نظیر و مطابق با استاندارد‌های جهانی هستند به‌گونه‌ای كه سایر كارخانجات در مقابل كارخانجات رلیانس را می‌توان به بیابان در مقابل گلستان تشبیه کرد.»
● بنیانگذار سهامداری در كشور هند
امبانی درسال ۱۹۷۷ برای اولین‌بار به توزیع و عرضه سهام در بازار هند مبادرت ورزید. او باور داشت كه می‌توان با سرمایه‌های اندك مردمی كارهای بزرگ را رقم زد. شهرت و اعتبار كارخانجات نساجی رلیانس مهمترین عامل جذب مردم به خرید سهام بود.
امبانی طی ۲۴ سال چنان با سهامداران رفتار كرد كه مردم فرهنگ سهامداری و سرمایه‌گذاری را به طور كامل درك كردند. طی ۲۴ سال آینده قیمت سهام كارخانجات رلیانس به ۴۰۰ برابر یعنی بالغ بر شش میلیارد دلار افزایش یافت. سود خالص شركت طی این سال‌ها ۹۰۰ برابر مبلغی حدود ۵۶۷ میلیون دلار رسید.
امبانی به دلیل نقش كلیدی در شكل دادن بازار سهام هند و ایجاد فرهنگ سرمایه‌گذاری در كشور هند ستودنی است. امبانی به مردم عادی جرات سرمایه‌گذاری در بازاری را داد كه بر اثر روش‌های سنتی در قبضه غول‌های صنعتی و بازرگانان برجسته هندی بود. امبانی بازار سهام را همین جا و بدون پشتیبان رها نكرد.
وی جرات و اطمینان مردم را طی مراحلی بالا برد. پرداخت سود بالا همراه با سود اضافی و برگزاری جلسات سالیانه از جمله این موارد بودن د. اولین جلسه سالیانه سهامداران كارخانجات رلیانس در یك استادیوم فوتبال برگزار شد و در همان جلسه امبانی نقشه‌ها و طرح‌های در پیش رو را با سهامداران به طور كامل در میان گذاشت و از بهره ۴۳ درصدی سهام رلیانس در سال گذشته سخن گفت؛ سودی كه به زودی در اختیار سهامداران قرار گرفت و سهامداران جدیدی را به سوی رلیانس جذب كرد.
كسب سرمایه‌ پس از توزیع و عرضه سهام فرصت عرض اندام‌های جدید این غول صنعتی را فراهم كرد. سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف تجاری، تاسیس پالایشگاه‌های نفتی،استخراج و تولید محصولات پتروشیمی، سرمایه‌گذاری در بخش مخابرات و تكنولوژی اطلاعات IT، انرژی، نساجی و تولیدات زیر بنایی فعالیت‌های جدید بزرگترین بخش‌خصوصی كشور هند را تشکیل می‌دادند.
در سال ۱۹۸۶ امبانی دچار اولین سكته مغزی شد كه باعث فلج شدن نیمه راست بدن او شد. پس از آن تمامی امور گروه صنعتی امبانی بر عهده ماكش و انیل دو پسر وی قرار گرفتند. ماكش عهده‌دار كارهای اجرایی و انیل عهده‌دار امور مالی شد. آنها تلاش زیادی را از خود نشان دادند تا بتوانند رضایت پیرمرد اقتصاد هند را تامین كنند. طی همین سال با سرمایه‌ای بالغ بر ۲۵۰ میلیارد روپیه پالایشگاه‌های جامانگار آغاز به كار كردند.
این پالایشگاه‌ها ظرفیت پالایش و تصفیه بیش از ۲۷ میلیون تن نفت خام در سال را داشت. بزرگترین پروژه تولید پلی پروپیلن در دنیا با ظرفیت تولید بیش از ۶۰۰ هزار تن در سال و ساخت بزرگترین بندرگاه زیبای هند از جمله پروژه‌های عظیمی بودند كه گروه صنعتی رلیانس پس از آن بر آنها سرمایه‌گذاری كردند.
● آخرین سرمایه‌گذاری
پیرامال نویسنده كتاب «بزرگترین سرمایه‌داران کشور هند» در كتاب خود آورده است :«امبانی معنی فقر و بی‌پولی را خوب می‌فهمید.»امبانی تلاش بسیار زیادی را در دهه ۱۹۹۰ انجام داد تا بتواند امتیاز انحصاری تاسیس بانك سرمایه‌گذاری در هندوستان را به دست آورد.
امبانی در خاطرات خود گفته بود:«در زمانی كه طرح‌های ناب را می‌یافتم و مطمئن بودم برخی سرمایه‌گذاری‌ها می‌توانند مفید و كارآفرین باشند و فرصت‌های شغلی جدید را به وجود خواهند آورد، در جست‌وجوی تامین سرمایه‌ مورد نیاز به راحتی از سوی بانك‌ها رانده شدم.
من در این زمان تنها به مردم اعتماد كردم و به سراغ آنها رفتم. این بانك اختصاصی متعلق به كارآفرینان و كسانی است كه تمایل به سرمایه‌گذاری برای این مردم دارند.»رشد فوق‌العاده گروه صنعتی رلیانس باعث شد سهامداران این شرکت به بیش از ۵/۳ میلیون نفر برسند. تسلط بر بازار سهامداری مهمترین عامل برای ورود مجموعه صنعتی رلیانس به بازارهای جهانی بود.
● مخالفان
سال‌های پایانی مردی که شروع محقرانه‌ای داشت، در کنار مناقشات و بگومگو‌های متفاوت رسانه‌ها و مخالفان سپری شد. امبانی هیچ‌گاه تلاش برای تاثیر روی نمایندگان و قانونگذاران را انکار نکرد و همین موضوع مناقشات بیشتری را در پی داشت.
«ما نمی‌توانیم قوانین حاکم بر کشورمان را تغییر دهیم، اما حداقل می‌توانیم به نمایندگان و قانونگذاران کشورمان بیاموزیم که چگونه قوانین بهتری را اتخاذ کنند.»امبانی تلاش‌های همه‌جانبه‌ای را برای تغییر برخی از قوانین دست‌وپاگیر اقتصاد سنتی هند انجام داد.برخی از مخالفان سرسخت امبانی یکی از مهمترین دلایل موفقیت‌های چشمگیر وی را انعطاف و عدم‌قاطعیت دولت و سیاستمداران در مقابل امبانی و گروه صنعتی رلیانس می‌دانستند، اما این از جمله موارد استثنایی بود که امبانی را به عکس‌العمل شدید واداشت.

وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
تهدید نیروی انتظامی توسط دراویش ساعتی قبل از درگیری در پاسداران
تهدید نیروی انتظامی توسط دراویش ساعتی قبل از درگیری در پاسداران - تهدید نیروی انتظامی توسط وحوش #دراویش، ساعتی قبل از جنایت تروریستی با اتوبوس:«فقط نیم ساعت وقت دارید تا باید بدون قید و شرط برادرمون رو آزاد کنید...»
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه - برخی از خانواده‌های مسافران هواپیمای تهران - یاسوج که صبح یکشنبه (۲۹ بهمن) در ارتفاعات سقوط کرد، در حوالی مناطق احتمالی وقوع حادثه حضور یافته‌اند تا از نزدیک در جریان عملیات جست‌وجوی لاشه هواپیما قرار بگیرند. نیروهای حاضر در محل نیز برای آنها توضیح می‌دهند که چرا کار این عملیات با دشواری‌هایی مواجه است.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    با خوشمزه ترین پیش غذاهای گرجستان آشنا شوید
    افسانه های گرجی می گویند: «خدا مشغول آفرینش زمین بود که ناگاه گرسنه شد و تصمیم به سرو شامی بی نظیر گرفت. او به قدری سرگرم صرف شام بود که مقداری از غذایش بر روی بلندترین قله های منطقه قفقاز افتاد و پس از آن نیز تکه هایی از غذا بر روی سرزمین های اطراف پخش ش