یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ / Sunday, 18 February, 2018

بحران سیاسی و اقتصادی در یمن


بحران سیاسی و اقتصادی در یمن
کشور یمن که در افکار عمومی جهان بیشتر تحت عنوان کشوری دورافتاده و کشوری قبیله یی و شرقی شناخته می شود و در عرصه سیاسی دنیا به عنوان مهد و پناهگاه تروریست های بعضاً بازنشسته عنوان می شود، در این اواخر ناخواسته به ردیف اول و گاه تیتر یک رسانه های جهان نقل مکان کرده است. علت این امر تنها به دلیل گزارش های نشریه های زرد در مورد ازدواج های اجباری دختران خردسال یا گزارش حملات به محل اقامت خارجیان نیست و حتی اخبار همیشگی در مورد ربوده شدن گردشگران خارجی در این کشور هم چیز تازه یی به شمار نمی آید.
این فقیر ترین دولت شبه جزیره عرب نه تنها باید با به اصطلاح توفان های شدید اقتصادی و وضعیت بد اجتماعی و رشد سریع جمعیت مبارزه کند بلکه دیگر مشکلات درونی این کشور نیز عرصه جدید و دشواری برای مبارزه را در مقابل دولت یمن قرار داده است. علاوه بر آن تظاهرات و اعتراض های خونین مردم گرسنه این کشور که نشان دهنده سیستم غلط نفت در برابر کالاهای مصرفی است، این روزها شکاف ها را میان دو بخش سابق این کشور یعنی یمن شمالی و جنوبی گسترده تر کرده و به تبع آن ثبات یمن بیش از پیش در معرض خطر قرار گرفته است.
از زمان اتحاد یمن شمالی و یمن جنوبی در سال ۱۹۹۰ و به ویژه از زمان جنگ داخلی سال ۱۹۹۴، یمن از نظر سیاسی تحت حاکمیت سیاستمداران یمن شمالی وابسته به قبیله «حشید» قرار دارد. پرزیدنت «صالح» که از زمان اتحاد مجدد و حتی قبل از آن در بخش شمالی یمن حکومت داشت و خود عضو قبیله حشید است، گام به گام ساختار حکومتی خود را بر پایه وفاداری هم قبیله یی های خود بنا گذاشت و به صورت سیستماتیک قبایل رقیب را از قدرت محروم کرد. قبایل رقیب در جنوب نیز که به هیچ عنوان این سلب حقوق سیاسی و گاه اقتصادی را نمی پذیرند، به عنوان واکنشی به اقدامات رقیب حاکم، ساختارهای قبیله یی خاص خود را بنا نهادند. این وضعیت به جایی رسیده است که حتی سازمان های کمک رسان مانند سازمان GTZ آلمان و رئیس معروف و خوشبین این سازمان مقیم در یمن یعنی دکتر «توماس انگلهارت» نیز از این جدایی و گسستگی میان دو بخش یمن به عنوان خطری بزرگ یاد می کنند.
آن حاکمیت انحصاری قبیله یی که همواره می خواهد خود را به عنوان نماد انحصاری یمن معرفی کند و روش حکومت داری اقتدارگرایانه دولت این کشور، موجب ضعف فزاینده و پیوسته دولت مرکزی شده است. این دولت تنها آن هم به صورت دوفاکتو بر نواحی حول و حوش پایتخت یعنی صنعا و به عبارتی تنها در مناطق مرتفع یمن قدرت دارد. این مناطق هم در واقع محل اسکان قبیله حشید و دیگر قبایل متحد این قبیله به شمار می آید.
در دیگر مناطق یمن قدرت و حضور دولت مرکزی تنها در ایستگاه های ایست بازرسی و پست های نظامی قابل مشاهده است و البته سران قبایل این مناطق نسبت به همین حضور نیز نگاهی به شدت بدبینانه دارند. ارتش یمن برای کنترل معدود منابع نفت در حال فوران این کشور و حفظ امنیت تاسیسات و راه های مراسلاتی، اقدام به برقراری پست ها و موانع زیادی در این راه ها کرده است و این وضعیت چنان است که برای طی مسیر شوسه ۶۰۰ کیلومتری از صنعا تا شهر ساحلی مکلا در جنوب به ۱۸ ساعت زمان نیاز است.
علت این اتلاف وقت هم وجود هفتاد ایستگاه ایست بازرسی و کنترل در این جاده و حضور سربازانی است که در سنگرها و گاه پشت تانک های روسی هستند و همه اتومبیل ها را با دقت و وسواس بازرسی می کنند. بی ثبات ترین و ناآرام ترین منطقه یمن در حال حاضر استان سعدا است که در شمال صنعا قرار دارد و با اتومبیل برای رسیدن به آنجا حداقل دو ساعت وقت لازم است. در این استان از سال ۲۰۰۴ جنگی علنی و گاه غیرعلنی میان شورشیان موسوم به «حوسی» و دولت مرکزی در جریان است. این شورشیان که نامشان برگرفته از رهبرشان «حسین بدرالدین حوسی» (که در جریان جنگ در سال ۲۰۰۴ کشته شد) است، از جمله گروه هایی به شمار می آیند که مذهب شیعه دارند، مذهبی که در حال حاضر پیروان آن اکثریت جمعیت یمن را تشکیل می دهند.
شورشیان شیعه زیدی یمن تا سال ۱۹۶۲ از قدرت مطلق برخوردار بودند اما از آن زمان رفته رفته قدرتشان تحلیل رفت و از گردونه سیاسی خارج شدند و امروزه دیگر تقریباً هیچ نفوذی در یمن ندارند.
اگرچه با تلاش های کشور قطر در سال گذشته و در ژوئن ۲۰۰۷ و فوریه ۲۰۰۸ چندین قرارداد صلح میان شورشیان و دولت مرکزی به امضا رسید اما از قرار معلوم نبردها و ناآرامی های اخیر بار دیگر بر آتش جنگ دمیده است. پس از حمله انتحاری که در شهر سعدا صورت گرفت و منجر به کشته شدن ۱۶ نفر از جمله چند سرباز دولتی شد، هر دو طرف دعوا یکدیگر را به دامن زدن مناقشه تازه متهم می کنند.
جالب اینجاست که هنوز کسی از اهداف دقیق دو طرف این مناقشه اخیر اطلاعی ندارد. اما همه احتمال می دهند چون گذشته حوسی ها به دنبال احیای قدرت از دست رفته خود باشند و طرف دیگر ماجرا هم به دنبال بیرون راندن شیعیان دولت یمن (و شخص رئیس جمهور که خود نیز یک شیعه است) از عرصه قدرت باشد.

فیلیپ شورس
ترجمه؛ محمدعلی فیروزآبادی
منبع؛ Quantara

منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

دارفور؛ از نزاع قبایل تا جدال قدرت ها


دارفور؛ از نزاع قبایل تا جدال قدرت ها
بحران دارفور از جمله مسائلی است که چندی است جنبه بین المللی یافته و در کانون توجهات تحلیلگران امور آفریقا قرار گرفته است. سودان اصولاً کشوری بحران خیز است و بروز بحران در این کشور مسئله جدیدی نیست اما بحران دارفور در میان بحران های پیشین ابعاد بین المللی تری یافته است و از یک منازعه قومی قبیله ای به بحرانی حاد و بین المللی تبدیل شده تا جایی که اخیراً دادگاه بین المللی لاهه دستور دستگیری عمرالبشیر رئیس جمهور کشور سودان را داد و مجامع غربی نیز بحران اخیر را به عنوان نقض حقوق بشرو نسل کشی تلقی می کنند ولی دولت سودان این بحران را جنگ بر سر منابعی چون نفت و گاز می داند و این درحالی است که کارشناسان مسائل استراتژیک نیز معتقدند مجموعه ای از عوامل موجب بروز بحران به شکل عام آن گردیده است.
● آغاز بحران
نقطه آغاز بحران در سال ۲۰۰۳ است.در سال ۲۰۰۳ جنبش آزادیبخش ملی سودان- که شاخه نظامی است و شاخه سیاسی آن حزب عدالت و مساوات نام دارد -با شعار احقاق حقوق نادیده انگاشته شده مردم منطقه دارفور به مؤسسات و نهادهای دولتی حمله کردند و خواستار توجه جدی دولت به رفع مشکلات خود شدند.
در میان معترضانی که برای استیفای حقوق فراموش شده مردم منطقه دارفور علیه حکومت مرکزی به پا خاسته بودند می توان سه طیف را نام برد:
ا) گروه های مسلح (جنبش آزادیبخش سودان )
۲) تکنوکرات ها و نخبگان دانش آموخته غرب
۳) شخصیت ها و جناح های سیاسی(جنبش عدالت و مساوات)
تهاجم طیف متحد فوق الذکر به دستگاه های دولتی هرچند در ابتدا با مذاکرات و ریش سفیدی هایی رو به کاهش نهاد اما ورود ارتش به بحران بر وخامت اوضاع افزود و ناامیدی از حل بحران زمانی شکل جدی تری به خود گرفت که گروهی میلیشایی موسوم به لشکر «جنجاوید»علیه معترضین وارد عرصه شد. هدف اصلی و مطالبات این دو جنبش دفاع از امنیت منطقه و توسعه و پیشرفت بود و دولت را متهم می کردند که در توزیع قدرت توجهی به آفریقایی تبارها و اهالی دارفور ندارد.
ریشه های اصلی بحران دارفور
صرف نظر از آنچه روی داده است سلسله عوامل ذیل را می توان به عنوان ریشه های اصلی بروز بحران دارفور برشمرد:
الف) ریشه های داخلی
۱) تنوع قومیتی:
نزدیک به ۱۰۰قبیله دراستان دارفور وجود داردکه در این میان قبایلی چون زغاوه و مسالیت از همه قویترند و اکنون نیز در بطن بحران وارد شده اند. هرچند وجود اختلاف میان قبایل مسئله جدیدی نیست و پیشتر نیز این اختلافات وجود داشت اما با ریش سفیدی بزرگان قبایل این اختلافات فروکش می کرد لیکن در بحران اخیر این اتفاق نیفتاده است.ریشه اختلاف قبایل به دلیل ماهیت صنفی آنان که بیشتر گله داری است بر سر چراگاه ها می باشد و از آنجایی که اعراب منطقه دارفور بیشتر به دامداری اشتغال دارند در نتیجه زمینه برای بروز اختلاف میان آنان و آفریقایی تبار ها که عموماً کشاورز هستند،همواره وجود داشته است.
۲-) حذف شدگان سیاسی
دومین عامل بروز بحران، کنار نهادن برخی چهره های شاخص سیاسی از قدرت و به حاشیه راندن آنها از سوی دولت عمر البشیر است.عمر البشیر که خود در پی کودتا علیه صادق المهدی بر سرکارآمد با این اقدام خود عملاً دولتی را ساقط کرد که به شکل سنتی ریشه در منطقه دارفور داشت. ساقط کردن دولت المهدی و یا کنار گذاشتن افرادی چون حسن الترابی که جزو مؤتلفین اولیه البشیر بودند به تدریج باعث شکاف هایی در میان آن دسته از احزاب و شخصیت هایی شد که در دارفور از قدرت و نفوذ فراوانی برخوردار بودند .حزب عدالت و مساوات و نیز جبهه ملی قومی اسلامی از جمله این احزاب می باشند.این احزاب و گروه های سیاسی که پایگاه سنتی به رهبری دکترحسن ترابی در منطقه دارند به شکل اپوزیسیون علیه دولت عمل می کنند و در کل می توان گفت نقش اصلی در بین المللی کردن بحران بر عهده ناراضیان و حذف شدگان سیاسی و روشنفکران است.
● عوامل منطقه ای بروز بحران
۱) اختلاف های مرزی با همسایگان
در قاره آفریقا،سودان پس از الجزایر و با دارابودن ۲‎/۵۰۵‎/۸۱۵ کیلومترمربع وسعت ؛بزرگترین کشور قاره آفریقاست و با ده کشورآفریقایی هم مرز است. وسعت زیاد و تعدد همسایگانی که هریک شرایط جغرافیایی و گرایش سیاسی خاص خود را دارند،ازعوامل خارجی مهم و بحران زا قلمداد می شود که نمونه عینی آن در اختلاف مصر و سودان بر سر نیل که به امنیت مصر گره خورده است و نیز مثلث حلایب می توان اشاره کرد.
۲)اختلاف ایدئولوژیک
نظام حاکم بر سودان ،نظامی ایدئولوژیک است. نظامی اسلام گرا از نوع سودان که برای همسایگان سکولار و لاییک به عنوان مروج یک دیدگاه ایدئولوژیک و مذهبی غیر قابل تحمل است .سودان از نظر ایدئولوژی کشوری تأثیرگذار است و دامنه تأثیر آن گاه تا پاکستان، ترکیه و افغانستان نیز گسترش یافته است و دراین میان دارفور اهمیتی دوچندان می یابد زیرا از نظر همسایگان بخصوص لیبی و آفریقای مرکزی و سایر کشورهایی که مسیحیت در آن فعال است نقش سیاسی ایفا می کند، این منطقه پایگاه توسعه تصوف و نیزاسلام سیاسی تلقی می شود و همین موضوع سبب می شود که همسایگان و دول مجاور برای جلوگیری از توسعه ایدئولوژیک سودان با تحریک قبایل و یا اقدامات سیاسی بر پیچیدگی های اوضاع دارفور بیفزایند.
۳) بعد بین المللی
سودان از حامیان جنبش های آزادیبخش، مخالفان سیاست های امپریالیستی و نیز روند به اصطلاح صلح خاورمیانه است و این مسئله خود در تلاش غرب و کشورهای متحد برای بحرانی کردن این کشور مؤثر است.بنابر این اراده حاکم بر عرصه سیاست بین الملل تلاش داردبا تضعیف سودان خطر گسترش اسلام گرایی در منطقه و جهان را از میان برده و با تحریک اختلافات قومی وتهدید تمامیت ارضی و ادعا نسبت به ذخایر این کشور مانع از این امر شود. برای نمونه می توان به ادعای مصر و کنیا و سهم خواهی از منطقه نفت خیز حلایب که در واقع به سودان تعلق دارد اشاره کرد و یا منازعات چاد با سودان که به دلیل تأثیر دارفور بر تحولات سیاسی چاد -رؤسای جمهور چاد همچون«ادریس دبی» و یا «حسن هابره» ریشه دارفوری دارند-صورت می گیرد و همچنین تابعیت مضاعف قبایلی چون زغاوه در حدود مرزی سودان و چاد از جمله عواملی هستند که در راستای تهدید تمامیت ارضی سودان از سوی قدرت ها دستمایه بروز بحران می شوند.از سوی دیگر نباید از نقش اسرائیل در بروز بحران دارفور غفلت کرد زیرا رژیم صهیونیستی از همراهی سودان با مخالفان طرح سازش، ناخشنود است به همین دلیل با همکاری همه جانبه با رقبای منطقه ای سودان همچون اتیوپی،کنیا و زئیر و نیز حمایت مادی و معنوی از مخالفان دولت سودان در پی تضعیف حکومت سودان است.
● نقش سازمان های بین المللی در بروز بحران
سازمان های بین المللی از جمله عوامل تأثیر گذار در بروز بحران در دارفور می باشند.برای مثال سازمان ملل در دوره کوفی عنان و بان کی مون تلاش کرد تا بحران دارفور جنبه داخلی داشته باشد اما در نهایت با تسلیم شدن در برابر فشار ایالات متحده و غرب مجبور شد این بحران را بحرانی بین المللی قلمداد کنند و آن را به عنوان نسل کشی معرفی کند. قراین نشان می دهد که اگرچه بحران دارفور با کشمکش قبایل و جناح های سیاسی داخل شروع شد. اما اکنون میدان حضور و نفوذ عوامل منطقه ای، قدرت های فرامنطقه ای است که یکی از مهمترین هدف آنان نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری و تلاش مخالفان برای نشان دادن تضعیف مدیریت البشیر در سطح داخلی و خارجی است.

معرفی 15 زن موفق و تاثیرگذار ایرانی در جهان+تصاویر
زنان موفق و زنان موفق ایرانی و زنان موفق ایرانی خارج از کشور و زنان موفق و تاثیر گذارایرانی و زنان قدرتمند ایرانی را در نمناک بخوانید
وبگردی
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
سیف بعد از کاهش 30 درصدی ثروت مردم بجای استعفا وعده داد / عقب نشینی از کاهش دستوری نرخ سود
سیف بعد از کاهش 30 درصدی ثروت مردم بجای استعفا وعده داد / عقب نشینی از کاهش دستوری نرخ سود - تدابیر بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز؛ شامل انتشار اوراق گواهی سپرده ریالی، انتشار گواهی سپرده ریالی مبتنی بر ارز و طرح پیش فروش سکه بهارآزادی در نشست...
دولت ثبات و امید 4 سال پیش در مورد ارز چه گفت؟
دولت ثبات و امید 4 سال پیش در مورد ارز چه گفت؟ - یادآوری سخنی از رئیس جمهور،در برنامه تلویزیونی "دیدگاه"، پیش از انتخابات سال 1392 و نگاهی به نرخ ارز امروز ، 25 بهمن 1396
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.