سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷ / Tuesday, 17 July, 2018

زنان فرصت کمتری داشته‌اند


زنان فرصت کمتری داشته‌اند
عطیه عطارزاده نقاش،سینماگر و شاعر جوانی است که دغدغه و درد زن‌هایی را دارد که دردهایشان را حس کرده است.
او زن‌هایی را نقش می‌زند که می‌داند نه به خاطر زن بودنشان اما به نام یک انسان حتی سخت زندگی می‌کنند. عطیه کارشناسی سینما خوانده است، شعر می‌گوید و در جای جای زندگی‌اش به زنانی فکر می‌کند که به مثال یک انسان به آنها نمی‌نگرند.
اندیشه «زن مظلوم» چیزی نیست که عطارزاده از آن دفاع کند اما وقتی با او حرف می‌زنی می‌فهمی که دلش برای همه زن‌هایی که از کودکانشان دورند و یا زن‌هایی که باید همیشه کار کنند، می‌سوزد.
او بر آن شده تا با نقاشی‌هایش این را برساند. او به‌تازگی اولین نمایشگاه نقاشی انفرادی‌اش را با موضوع و محوریت زنان برگزار کرده است.
همه تابلوهای اودر اندازه‌های بزرگ و با رنگ‌های تند و کنتراست‌های عجیب نقاشی شده‌است. روی همه تابلوها زنانی نشسته‌اند، ایستاده‌اند، نگاه می‌کنند و... که انگار درد می‌کشند و یا چقدر تنها هستند.
▪ چرا دغدغه همه تابلو‌های شما «زن» است؟
ـ من روی این تابلوها نزدیک به دو سال است که کار می‌کنم. در ابتدا هدفم برای موضوع نقاشی‌هایم «زن» نبود، اما بعد از مدتی احساس کردم که بسیار تمایل دارم که روی زنان کار کنم. شاید به این علت که من دراین دوره‌ها بیشتر با زنان درگیر بوده‌ام و از نزدیک با مسائل و مشکلات زنان دور و بر خودم برخورد داشتم.
من مدت‌ها روی ادبیات داستانی زنان مطالعه داشتم و یا سینمای زنان همیشه برایم جای تامل داشت. من احساس می‌کنم دوره‌ای از شناخت من در زندگی حول محوریت زنان بوده و هست. به‌طور کلی من معتقد هستم که در حوزه مسائل زنان حرف‌های جدید‌تری برای گفتن وجود دارد. با توجه به اینکه موضوع زنان در کشور ما هنوز قابل بررسی است اتفاق‌هایی هم که حول محور زنان می‌افتد هنوز قابل مطرح شدن است و نو است.
▪ با این وجود هیچ وقت تلاش نکرده اید که باری از دوش این مسائل بر دارید و یا در پی یافتن راه حلی باشید؟
ـ نه شاید هیچ وقت. چون من بدون آنکه بخواهم سوالی برای مخاطبینم طرح کنم و یا حتی راه حلی برای مسائل زنان ارائه دهم تنها به آنچه وجود دارد نگاهی زنانه می‌کنم. با حرف چیزی درست نمی‌شود که مثلا بگوییم: «آی زن‌ها به پا خیزید» و یا «زن و قابلمه هایش» و یا «زن‌ها و برابری با مردها». ما زن‌های هنرمندی درتمام جهان داریم که دردهایی که یک مادر یا یک زن دارد را در اثرش نمایش می‌دهد.
اولین قدم یک هنرمند این است که مشکلاتی که وجود دارد را نشان دهد. بعد از نشان دادن آن این مسوولیت مدیران و مسوولان است که چه راه‌حلی برای آن در نظر بگیرند. در واقع وظیفه یک هنرمند تنها این است که با دیدی آسیب شناسانه واقعیتی را ببیند و سپس آن را با نگاه خاص خودش به دنیای بیرون نمایانش کند.
▪ این یعنی شما با دید آسیب شناسی زنان به مسائل اطراف خود نگاه کرده اید و سپس سعی در نشان دادن آن در تابلو هایتان داشته اید؟
ـ دقیقا. وقتی که با زنان اطراف خودم حرف می‌زدم و می‌دیدم که شاید به خاطر زن بودنشان سختی‌هایی را متحمل می‌شوند، ذهنم بسیار درگیر می‌شد. البته این را بگویم که نگاه من به مسائل زنان شاید بیشتر نگاهی زنانه بوده تا نگاهی بی‌طرف از یک شهروند. اما این به این معنی نیست که من معتقد باشم به زن‌ها ظلم شده و یا از زنان چیزی گرفته شده. من صرفاً درد‌هایی که یک زن می‌کشد را می‌بینم. که البته در مقابلش مردها هم درد‌هایی مشابه دارند. این طور نیست که همه مردها بدون مساله و یا رنجی فقط به خاطر «مرد» بودنشان زندگی می‌کنند. یک مرد به نوع دیگری همه چیز را در زندگی‌اش تجربه می‌کند. یک مرد به جنگ می‌رود. برای امرار معاش باید سخت کار کند و گاهی از خانواده‌اش دور باشد.
▪ پس یعنی اگر زن نبودید نگاه شما هم به مسائل زنان متفاوت با الان بود؟
ـ شاید همین طور است. اگر من تصمیم به کشیدن یک دست یا یک صورت یا یک فیگور گرفتم با حس‌های زنانه خودم آنها را نقاشی کرده‌ام. وقتی که زنی با من درد دل می‌کردبه این فکر می‌کردم که چطور می‌شود دور از نگاهی فارغ از حساسیت‌های زن یا مرد بودن به آدم‌ها نگاه کرد؟اما در واقع من شاهد این هستم که وقتی زنی یا مردی اثری خلق می‌کند چه شعر و چه نقاشی و یا هر چیز دیگر اورا با امضایش و اینکه مرد است یا زن بررسی می‌کنند.
▪ در حالی که همیشه ازاین مساله نگران و ناراحت بوده‌ام که چرا هنوز باید این چیزها مهم باشد؟ آیا می‌شود قبل از آنکه بفهمند من زن یا مرد هستم هنر من و یا کار من را ببینند؟
ـ می دانید؟زن بودن فقط داشتن یک تجربه متفاوت است. همین. به نظر من این مهم است که آیا می‌شود بدون قضاوت جنسیتی به نتیجه رسید و یا باید گفت: «چون این «آدم» زن است یا مرد است چنین برداشت می‌شود که...»؟ متاسفانه اگر یک اثر هنری را یک مرد خلق کرده باشد هیچ برداشت جنسیتی از آن اثر نمی‌شود، اما اگر یک زن اثری بسازد همه نقطه نظرها معطوف به زن بودن هنرمند آن است نه حرفی که خود اثر می‌زند. هیچ وقت از یک مرد نمی‌پرسند چقدر احساسات مردانه شما در خلق این اثر هنری دخالت داشته اما از یک زن «مطمئن» باشید که می‌پرسند.
▪ چرا همه زن‌هایی که شما نقاشی کرده اید درد می‌کشند؟این یعنی شما معتقد هستید که همه زنان درد می‌کشند؟
ـ ببینید، من معتقدم که همه انسان‌ها رنج می‌کشند. اگر آدمی رنج نکشد نمی‌تواند قوی باشد و یا واقعا به زندگی ادامه دهد. آدم‌ها با تعریفی که از رنج‌ها و مقاومت هایش به دنیای اطرافشان می‌دهند باور می‌شوند. من چیزی‌هایی را کشیده‌ام که لمس شان کرده بودم. شاید دردهایی که در همه زنان به‌طور معمول هست من در خودم هم دیده‌ام و آنها را روی تابلو پیاده کردم. اصراری به اینکه حتما درد‌های زنان را نشان بدهم نداشتم.
می‌دانید در واقع در طول تاریخ شاید برای مردان فرصت این بوده است که برای رنج‌ها و درد هایشان شعر بسرایند، اعتراض کنند و... اما زن این فرصت را نداشته. شاید برای همین است که اگر در مورد درد‌ها، سختی‌ها و... یک زن صحبت شود آدم ناخودآگاه احساس می‌کند که در مورد یک مساله غیر معمولی حرف می‌زند. من تلاش کردم زنانی را نقاشی کنم که قوی هستند.
اگر رنگ‌های شاد و تند و متنوع استفاده کردم چون می‌خواستم زنانی را نشان بدهم که با وجود دردی که می‌کشند اما همچنان قوی ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. همیشه دوست داشتم مقاومت در برابر رنج‌ها را نشان بدهم. چیزی که درنهایت می‌ماند پایداری آدم‌هاست در برابر رنج‌ها.
▪ در نقاشی‌های شما اکثر زن‌ها نقاب به چهره دارند. آیا این برای شما مفهوم خاصی دارد یا تنها یک عنصر برای خلق زیبایی بصری است؟
ـ شاید هر دو. نقابی که من به صورت زنان نقاشی‌هایم می‌زنم به این معنی است که معتقدم اکثر زن‌ها درد‌ها و مسائل‌شان را پنهان می‌کنند و نشان نمی‌دهند. همیشه احساس می‌کردم نقاب آدم‌ها با من بیشتر حرف می‌زند.
در همه تاریخ زن‌ها به خاطر داوری‌هایی که در موردشان می‌شده و یا موقعیت‌های اجتماعی‌شان بیشتر چنین نقاب‌هایی به صورت دارند. در مورد مرد‌ها شاید کمتر این اتفاق بیفتد که چیزی را (درد یا اعتراض) پنهان کند.

سیده غزال هاشمی طاری

منبع : روزنامه تهران امروز

مطالب مرتبط

یادداشت‌هایی درباره زندگی، آدم‌ها و تابلوها

یادداشت‌هایی درباره زندگی، آدم‌ها و تابلوها
حسین مجابی (۱۳۴۳ـ ۱۳۲۳) در دفتری كوچك یادداشت‌هایی درباره طرح‌ها و تابلوهایش نوشته كه درپاره‌ای از آن‌ها تعبیر خود را از زندگی و آثارش بازتاب داده است.نقل نوشته‌ها این فایده را دارد كه نوع نگرش هنرمند نسبت به انگیزه‌ها، روند خلق و حاصل كار را نشان می‌دهد.
... همیشه درون آدمی با عالم خارج، رابطه و گرایشی دارد كه غم‌ها و تاثرات درون را می‌خراشند و احساسات را برمی‌انگیزند و به وسیله‌ی هنر است كه از درون به برون، انگیزه‌ها القاء می‌شوند و تجلی هنر یك نمای عمقی، یك زشتی دنیای خارج است.،، ۲۰/۱۱/۴۱
... من عقیده به الهام دارم تا اتود پی‌در‌پی و درآمدن یك تابلو به وسیله‌ی كپی. ...امیدوارم كه مرض مرا به زانو در نیاورد و مرا نكشد چون در عرض چهار سال اخیر كه روزگار نویی در زندگی من بود. همیشه به امید (فردای به آرزو رسیده و سالم) زیسته‌ام و فقط مدت كمی سرپوشی بر این جمله گذاشته‌ام و دیگر به فردا فكر نكرده‌ام. به روانم قسم كه تا روز آخرین كه زانوانم به زمین نرسیده كوشش خواهم كرد تا در دوران زندگی خود این دیو را نشان دهم، امیدوارم كه روزی این دیو زشت و هیولا خود هویدا شود...،،
● تابلوی دست و پا حنایی
... این تابلو یك احساس كودكانه و معصومانه‌ای است كه من خیال می‌كنم نماینده و نمایاننده یك عشق پاك و صمیمانه است. این تابلو الهام نیست. بلكه یك حالت تنهایی به من چنین آموخت، چنین نمایاند. خاطره‌ی یك گل سرخ مرا واداشت (بعداً فهمیدم) وقتی به منه داند و من گل سفیدی دادم. این اولین تابلوی آبرنگی من است. البته من خواسته‌ام دو بچه را نشان دهم ولی بدن آن‌ها سالی بزرگتر را نشان داد ولی شرم و یك عصمت بچگانه در قیافه آن‌ها نمایاندم. مرا در وسط كار، خام كردند ولی نگذاشتم از دستم در برود. ایمان داشتم. برادرم برداشت در همین تابلو همان حالت جنینی با طرز جدید نمایانده شده. حالت دست دختر برایم چیزی تازه و احساساتی است كه من از اول هم در فكر به كار بردنش بودم. شرم معصومانه، عشق كودكانه كه در آن نازی چون پرندگان پیداست.،،
● اولین تابلو در بیمارستان
مدت‌هاست كه می‌خواهم خورشید را مجسم كنم، من زرد در یك تكه، به عنوان خورشید نشان دادن، می‌چسبانم، این فكر من بود. در این تابلو سه رنگ محدود زرد و آبی و سفید به كار می‌رود. زرد خورشید، آبی آسمان، سفید نمك، زرد خالص، آبی خالص و در سفیدی تكه‌های یك رنگ سفید، گاهی كمی آبی نشانه از تبلور و گاهی رگه‌های زرد. اسم تابلو (زمانی كه خورشید بر نمك می‌تابد) این تابلو را برای اولین بار برای «ع.گ.میم» در بیمارستان گفتم. این را سعی می‌كنم بكشم (اولین تابلو در بیمارستان). به جای نمك، چسب مالیدم و شكر پاشیدم.
● آبرنگر روی پارچه با انگشت
مریضی روی تخت ۱۴ خوابیده كه بارها به سوی مرگ رفته، قیافه‌ای بس جالب دارد. تصمیم گرفته‌ام كه تابلویی از غذا خوردنش تهیه كنم. قیافه‌ای اضطراب آلود دارد. پوست صورتش سیاه، ریش كم پشت كه نیمی از صورتش را گاملاً سیاه كرده، ابروانی نازك بالا رفته كه بالای گودی چشمش قرار گرفته، چشمانی چون موش دارد. دارای كره‌ای كم شعاع كه تحدب آن زیاد است و لكه‌ی سرخ وسیعی سیاهی چشمش را میان تاریكی گودال حدقه‌اش می‌نمایاند. قیلفه‌ای ماتم زده و شكرگزار كه آدم فكر می‌كند هیچ چیز از كله‌اش نمی‌گذرد. هنگامی كه غذا می‌خورد یك لقمه می‌خورد و برای لقمه دیگر فكر می‌كرد كه باز می‌تواند بخورد ، آیا اشتها دارد. آبی می‌خورد و دهان با تصمیم و ولع باز می‌كرد و قاشق را با محتویات برنجش تا نیمه در دهان می‌گذاشت. بهش گفتم كه این روزها را هرگز فراموش نكنید زیرا ساعاتی عمیق‌تر از آن‌ها به یاد ندارم...
،،...برای خودم مفهوم این جمله را ثابت كرده‌ام، زیبایی در نقص است...
،،...تمام نقاشی‌های من، از این طرح قرمز روی زمینه سیاه كه می‌بینم و این پسرس با گلی در دست به طرف دختر و دختر در حمام و این تابلو و غیره همه حالت مینیاتوری دارند. مثلاً دختری در حمام همان پیچ و تاب را دارد كه در مینیاتور دیده می‌شود و تنها یك فرق دارد. در مینیاتور این طئر گشاده دستی (لخت كشی) نكرده و گرنه اگر به تابلویم لباس بپوشانم جز مینیاتور نیست.،،
،،وقتی كتالب «دیوار چین» فرانتس كافكا را می‌خواندم وقتی به كلمه، میراث، رسیدم چنان آتشی در دلم شعله كشید كه چنان ندیده‌ام. این جاست كه به الهام توجه دارم. تابلویی خلق شد، خلق شد، آقا خلق شد. ... بله مدت‌هاست كه طراحی می‌كنم به علت عوامل روحی و جسمانی خودم حالت‌هایی بی‌اختیار می‌كشم كه برادرم اسم آن را حالت جنینی گذاشته ولی خودم آن را تشبیه به فنر ساعت می‌كنم....،،
،،پاندول زمان متوقف می‌شود. این تابلو هدیه عید من به «ع.گ.میم» است. این سومین روز است كه ادامه‌اش می‌دهم و اولین شرحی است كه می‌نویسم تا بدهم به او كه پاكنویس كند در دفتر كذایی خودم. در این تابلو یك احساس نیمه مبهم دیده می‌شود كه برای خودم زیاد آشكار نیستو نمی‌دانم چرا در این تابلو این همه گسیختگی می‌خواهد ایجاد شود. ...آن‌چه مرا وادار به (ساختن) این تابلو كرده یكی رقص یك رشته ابریشم آبی است در بالای حرارت والور كه تا سقف اتاق پیچ و تاب می‌خورد و از مسیر خارج می‌گشت و سقوط می‌كرد. ساعتی به آن نگاه كرده‌ام،،
● پریان غم
...تابلوی اخیرم كه اسمش را عجالتاً پریان غم نهاده‌ام. این تابلو را از صحبت یكی از رفقام كه در میان كلاس كلمه «سرود خوانان مذهبی» را به زبان آورد، دریافتم. بعد به مسافرت رفتم. در شمال باغ فردوسی اولین اتود را كردم، در آن‌جا نوشتم كه این تابلو را از كشش آب قند قوام آمده كه قنادی آن را می‌كشید و دولا می‌كرد.، الهام گرفتم. باز جایی گفتم كه چون لرزش ماری در مشت انسانی است.
▪ خصوصیت این تابلو:
شكستگی خط گردن، پیچش سر ردون سینه، بالا رفتن شانه‌ها، خلاصه بالا تنه حالت جنینی و پایین تنه چون به طور معمول كشیده می‌شد رقصان و نا استوار می‌نمایاند، ولی من پاها را نازك كردم و در پایان آن ضخیم و ثقیل شده‌اند، چون خواسته‌ام توازنی بین بالا تنه و پایین تنه باشد.
من سعی كرده‌ام كه خطوط را حساب كنم، مثلاً در یكی از فیگورهای چهار خط پایین آورده‌ام كه از انحنا و تقاطع آن‌ها، شكم و باسن و دو برجستگی آن و پاها خوب درآمده است. لاغری دست‌ها و ظرافت دست‌ها حالت جنینی دارد و تنها پاها و انگشتانشان فرم خاصی است كه به فرم هیكل‌ها می‌آید.
آن‌چه غم را در یك قیافه می‌نمایاند در یك حالت جمع شده است. ولی من در این فیگورها از یك ریزش استفاده كرده‌ام كه با منحنی‌ها قرمز قاطی كرده‌ام، رنگ زرد در این تابلو كه فقط طراحی شده نماینده آن‌چه فكر كرده‌ام است. من این طرح‌ها را قبلاً كشیده‌ام ولی هیچ وقت این‌ظور جمع و جور و یك‌باره تحت یك مضمون نكشیده بودم كه كشیدم. آرزو داشتم كه سایه‌ی این طرح‌ها را برای فون استفاده می‌كردم، ولی چون نخواستم اهمیت طرح‌ها از بین برود درگذشتم.،،

وبگردی
در حالی که همه دنیا فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت !
در حالی که همه دنیا فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت ! - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند