دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

از روز کوثر تا نیمه خرداد


از روز کوثر تا نیمه خرداد
امام خمینی (س) در روز بیستم جمادی الثانی روز کوثر ولادت فاطمه زهرا (س) ۱۳۲۱ق/ ۱۲۸۱ش، در خانواده ای از اهل علم و مبارزه و تقوا و هجرت دیده به جهان گشود و در پنج ماهگی، پدرش آقا مصطفی به جرم حمایت از مظلومین به دست اشرار محلی به شهادت رسید. روح الله در آغوش مادری مهربان (بانو هاجر) و سرپرستی عمه ای دلسوز (صاحبه خانم) و دایه ای پرهیزگار (ننه خاور) پرورش یافت و همزمان آموزشهای اولیه سوارکاری و تفنگداری و تیراندازی را طی کرد.
● دوره اول (از ۱۳۰۰-۱۲۸۱ش)
دوران کودکی و نوجوانی روح الله همزمان با بحرانهای سیاسی و اجتماعی ایران سپری شد. وی از همان ابتدای زندگی، با درد و رنج مردم و مشکلات جامعه آشنا بود و تاثر خود را با ترسیم خطوطی به صورت نقاشی بروز می داد، و همراه خانواده و اطرافیان در سنگر دفاع ساخته و پرداخته و در کوران حوادث و مسائل به مجاهدی تمام عیار تبدیل می شد.
برخی از حوادث متاثرکننده این دوران مثل بمب باران مجلس در نقاشی ها و مشق های خوشنویسی دوران کودکی و نوجوانی او منعکس شده و در دسترس است. از جمله قطعه شعری است در دفترچه یادداشت دوران نوجوانی (۱۰-۹ سالگی) با عنوان: «غیرت اسلام کو جنبش ملی کجاست» خطاب به ملت ایران: هان ای ایرانیان، ایران اندر بلاست/ مملکت داریوش دستخوش نیکولاست. می توان از آن نوشته به عنوان اولین بیانیه سیاسی دوران نوجوانی روح الله یاد کرد، و دغدغه ذهنی او را راجع به مسائل مملکتی فهمید. تمایلات روح الله نسبت به قهرمانان و مبارزان تا حدی است که در نهضت جنگل، وی با سخنرانی و سرودن شعر در وصف میرزا، اقدام به جمع آوری کمکهای مردمی برای حمایت از نهضت جنگل نموده و بالاخره مصمم می شود که خود شخصا به نهضت جنگل بپیوندد. و در فرصتی به جنگل سفر می کند و پایگاه میرزا را از نزدیک می بیند.
تحصیلات واولین خطابه رسمی:روح الله با بهره وری از استعداد فوق العاده، رشته های مختلف علوم را به سرعت طی کرد. علاوه بر فقه و اصول و فلسفه، عرفان را نیز در عالیترین سطح نزد اساتید برجسته آن زمان در خمین، اراک و قم طی کرد و در مدت ۶ سال جهش فوق العاده ای داشت حتی اسفار را پشت سر گذاشت و از فضلا و شخصیتهای برجسته حوزه علمیه قم به شمار می آمد. روح الله ضمن تحصیل در اراک در ایام ۱۹ سالگی در مراسم بزرگداشت « رکن اعظم مشروطه» مجتهد طباطبائی اولین خطابه خود را قرائت کرد و تحسین حاضرین را برانگیخت. از قول روح الله نقل شده ...« پیشنهاد شد منبر بروم، استقبال کردم آن شب کم خوابیدم، نه از ترس مواجه شدن با مردم، بلکه به خود فکر می کردم فردا باید روی منبری بنشینم که متعلق به رسول الله است، اولین منبرم طولانی شد، اما کسی را خسته نکرد... و عده ای احسنت گفتند، وقتی به دل مراجعه کردم از احسنت گویی ها خوشم آمده بود، به همین خاطر دعوت دوم و سوم را رد کردم و چهار سال هرگز به هیچ منبری پا نگذاردم.»
● دوره دوم زندگی روح الله (از ۱۳۰۰ش۱۳۲۰-)
این دوره از زندگی روح الله با هجرت به قم آغاز شده است، با سیاستهای دین زدایی رضاخان و تا ۱۳۲۰ ادامه دارد، در این دوره روح الله مشغول تحصیل و تدریس و تالیف کتاب و آشنایی با علمای برجسته مبارزی همچون حاج آقا نورالله اصفهانی و مدرس و برخی دیگر می باشد. در این دوره اختناق رضاخانی; هدف علما حفظ حوزه قم بود. اهمیت آن در آن زمان کمتر از تاسیس حکومت اسلامی در سال ۵۷ نبود.
● دوره سوم (از ۱۳۴۰-۱۳۲۰)
این دوره از زندگی امام با چهل سالگی آغاز می شود و مصادف است با دو حادثه مهم; یعنی بروز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، خروج رضاخان از ایران و آغاز سلطنت محمدرضا. بنا بر اعتقاد امام این زمان فرصت مناسبی برای قیام اصلاحی بود. با همه کوششها و اقدامات روح الله قیام مورد نظر صورت نگرفت. امام در این دوره عالمی است کامل و جامع الشرایط، رهبری است هوشیار با پشتوانه دانش و بینش سیاسی با کوله باری از تجربه دوران ۲۰ ساله رضاخانی، که شناخت کاملی از اوضاع ایران و جهان دارد، لذا با صدور بیانیه ای در ۱۱ جمادی الثانی ۱۳۶۳ق۱۳۲۳/ش زمان مناسب قیام را یادآوری می کند.
● دوره چهارم زندگی امام (از ۱۳۶۸-۱۳۴۰)
این دوره همزمان با دو حادثه ناگوار آغاز می شود یکی رحلت آیت الله بروجردی (۱۰ فروردین ۱۳۴۰) دیگری رحلت آیت الله کاشانی قهرمان مبازره با استعمار انگلیس. همزمان با تسلط امریکا بر امور مملکت، فشار بر رژیم برای اجرای اصلاحات آمریکایی افزایش یافت و در قالب اصلاحات ارضی و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی با چشم اندازی ظاهرا مردم فریب رخ نمود. در این زمان امام در برابر اصلاحات آمریکایی به شدت ایستاد و رژیم شاه به تلافی، در دوم فروردین ۱۳۴۲ که مصادف بود با شهادت امام جعفر صادق (ع) به مدرسه فیضیه یورش برد. در این حادثه تعدادی شهید و مجروح شدند. امام در پیامی به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه دست به افشاگری زد:« من مصمم هستم که از پای ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم.» امام نطق تاریخی خود را در ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ در مدرسه فیضیه ایراد کرد و شاه فرمان خاموش کردن فریاد امام را صادر کرد.
در شامگاه ۱۴ خرداد امام دستگیر و به زندان قصر منتقل شد. صبح ۱۵ خرداد خبر دستگیری امام به تهران و سایر شهرها رسید و مردم به خیابانها ریخته با شعار « یا مرگ یا خمینی» به سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند و قیام با شدت سرکوب شد و به خون نشست. قیام (۱۵ خرداد ۱۳۴۲) علی الظاهر با تبعید رهبر انقلاب به ترکیه و سپس عراق از جوشش و جنبش افتاد. واقعه مرموز شهادت آقا مصطفی فرزند امام در سال۵۶ روح تازه ای به جنبش دمید.
چاپ مقاله ای توهین آمیز به امام و روحانیت در ۱۷ دی ماه ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات اعتراض شدید جامعه مذهبی را برانگیخت و قیام ۱۹ دی ماه ۱۳۵۶ را به دنبال داشت. مراسم چهلم شهدای ۱۹ دی قم به صورت پیامی در تبریز و اصفهان و یزد و شیراز و شهرهای دیگر ادامه یافت و به کشتار فاجعه ۱۷ شهریور ۵۷ منجر شد همچنین فرار شاه و ورود امام را به وطن نوید داد. مردم در پی استقبال بی سابقه خود در بهشت زهرا سخنرانی تاریخی امام خود را شنیدند و حکم سرنوشت ساز ایشان را در لغو حکومت نظامی در ۲۱ بهمن ۵۷ با جان دل گردن نهادند و در پیشگیری از حملات نیروهای رژیم با، مناطق حساس را سنگربندی و در مدت ۲۴ ساعت مبارزه بی امان، طرحهای کودتاچیان را نقش بر آب و هرگونه فرصت را از آنها سلب کردند. و بالاخره پیروزی قیام ۱۵ خرداد در شب ۲۲ بهمن ۵۷ به گوش رسید. از صبحدم ۲۲ بهمن تا ۱۳ خرداد ۱۳۶۸(رحلت امام) حوادث سنگین بیشماری با محدودیت و نقش خصمانه آمریکا و حمایت همه جانبه دول غربی با کمک گروهها و احزاب متعدد چپ و راست در ایران در مقابله با انقلاب اسلامی بروز کرد. می توان گفت هر کدام از آن حوادث به تنهایی می توانست مسیر انقلاب را منحرف کند و به شکست بکشاند، اما الطاف الهی و هوشمندی امام و وفاداری و آگاهی ملت ایران، تمام توطئه ها را خنثی کرد به گونه ای که ملت ایران، در سال ۱۳۶۸ در حالی که با پیکر مطهر امام خویش پس از ۱۱ سال تحمل سختی ها و مشکلات وداع می کرد، جمعیت چندین برابر بیشتر از لحظه ورود بود. عشق و پایداری مردم عمیق تر و قصدشان بر ادامه راه امام و انقلاب جدی تر و نظام شان علی رغم همه توطئه ها و حوادث پر ثبات تر از هر زمان دیگر بود.


منبع : روزنامه ابتکار

مطالب مرتبط

گاندی؛ پیام‌آور عهد مدرن

گاندی؛ پیام‌آور عهد مدرن
اینک که متاسفانه مخاصمات و مبارزات دولت ها، جوامع، برخی از ملل و ابعادی از فرهنگهای مختلف به راه هایی خشونت آمیز و بعضاٌ جنون آمیز کشیده شده است و هر روزه نیز بر سبعیت و ددمنشی آن افزوده می شود، بی ارتباط ندیدیم که راه های دیگری را که در تاریخ بشری برای ابراز مخالفت ها گزیده شده و بسیار انسانی تر و کم تاوان ترند، معرفی کنیم. جایی که کشتار کودکان و غیرنظامیان حتی بدون گذاشتن چشمها بر روی هم (در کمال وقاحت) ادامه می یابد و جانیان، انسانهایی را که اصلاٌ نمی شناسند، یا امدادرسانهایی را که تنها برای کمک به مردم داوطلب شده اند، مورد حمله قرار داده و تحت عنوان عملیات انتحاری یا هر برچسب دیگری، کشته یا سر می برند (!؟)، ضروری است تا ساکت ننشینیم و راهی انسانی را برای این جنایات غیر انسانی جستجو کنیم. راه حلی که به نام مبارزه منفی مدنی شناخته شده و به مناسبت صدمین سالروز بیانیه ضد خشونت و مبارزه منفی مدنی گاندی در ۱۱ سپتامبر در این مقاله معرفی می شود.
انسان‌های‌ خیرخواه‌ در بدو زندگی‌، میل‌ به‌ خواسته‌هایی‌ دارند که‌ تا حد ممکن‌ به‌ قیمت‌ آزار، تحقیر و قربانی‌ کردن‌ دیگران‌ تمام‌ نشود .ولی‌ چنین‌ اشخاصی‌ معمولا وضعیت‌ تدافعی‌شان‌ به‌ انفعالی‌ شدن‌ می‌کشد و کمتر قادر به‌ تأثیرگذاری‌ بر محیط خویش‌ و احقاق‌ حق ‌خود و دیگران‌اند . اما همه‌ این‌ گونه‌ نیستند; هستند کسانی‌ که‌ تنها با اذیت‌، تمسخر و خراب‌ کردن‌ و سوار شدن‌ بر سایرین‌ متلذذ می‌شوند. این‌ هم‌ راه‌ آسان‌تری‌ است‌ و هم‌ پیشگیرانه‌ است‌. دیگران‌ را آن‌ چنان‌ سر جای‌شان‌ نشانده‌ و در صورت‌ لزوم‌ منکوب‌ می‌کند، که‌ کمتر سختی‌ هماوردی‌ با یورش‌های‌ ما را به‌ جان‌ می‌خرند. عده‌ای‌ نیز ترجیح‌ می‌دهند تا خود را با هر تغییری‌ همرنگ‌ سازند. اگر به‌اصولی‌ پایبند نباشیم‌، آن‌ چرخشی‌ با ریکسی‌ کمترست‌. بسیاری‌ نیز ترجیح‌ می‌دهند تا نقش‌ آسانتری‌ را برگزینند که‌ آن‌ تماشاچی‌ بودن‌است‌. راه‌ دیگری‌ هست‌ که‌ بتوان‌ این‌ کنش‌های‌ اجتماعی‌ تکرار شونده‌ را به‌ روی‌ شیوه‌ی‌ جدیدی‌ از زندگی‌ باز کرد؟ گاندی‌ پاسخ‌ این‌پرسش‌ و زندگی‌اش‌، راه‌ حل‌ خروج‌ از کرانه‌های‌ آن‌ چند انتهاست‌.
گاندی‌ را کتک‌ می‌زنند تا از سر جایش‌ بلند کنند، ولی‌ او نه‌ بی‌اعتناست‌ و نه‌ متقابلا طرف‌ مقابلش‌ را می‌زند. او تنها دو دستی‌ به‌ جایی‌ که ‌نشسته‌ می‌چسبد تا هم‌ خواست‌ تجاوزگرانه‌ی‌ کسی‌ که‌ حقوقش‌ را ضایع‌ می‌کند، ناکام‌ گذارد، هم‌ خود آبستن‌ آن‌ آلودگی‌ نشود که‌، طرف‌ مهاجم‌ به‌ سوی‌ او می‌پراکند. زیرا، پیروزی‌ بر دشمن‌ تنها به‌ معنای‌ آن‌ نیست‌ که‌ بر او چیره‌ شویم‌، که‌ مهمتر از همه‌، به‌ مفهوم‌ آن‌ست‌ که‌گزینش‌ها و کنش‌های‌ او را خود "ندانسته"‌ عمل‌ نکرده‌ و نخواسته‌ "بازآفرینی" نکنیم‌. پس‌ مبارزه‌ی‌ منفی‌، پاسخ‌ گاندی‌ به‌ تجاوزات ‌نسبت‌ به‌ حقوق‌ انسانی‌ و مدنی‌ست‌، بدون‌ این‌ که‌ مبارزان‌، "خود"، دستان‌شان‌ به‌ "جنایت‌ها"و "تبعیض‌ها" آلوده‌ شود. اگر پیامبران‌ عهدجدید (دوره‌ی‌ پس‌ از عهد باستان‌) منادیان‌ "اخلاق‌ فردی‌" انسان‌ها در جوامع‌ سنتی‌ بودند، گاندی‌ پیام‌آور "اخلاق‌ اجتماعی" درجوامع‌ مدرن‌ و امروزی‌ست‌. او عملا می‌آموزد که‌ چگونه‌، نه‌ بی‌تفاوت‌ بمانیم‌، نه‌ در حین‌ دفاع‌ از حقوق‌ خویشتن‌ و دیگران‌، به‌ حقوق‌سایرین‌ تجاوز کرده‌ و دستان‌ خویش‌ را آلوده‌ی‌ آن‌ چیزی‌ سازیم‌ که‌ در حال‌ مبارزه‌ و به‌ دور انداختن‌ آنیم‌.
او که‌ یک‌ حقوقدان‌ و وکیل‌ است‌، با حقوق‌ انسانی‌ و مدنی‌ به‌ خوبی‌ آشناست‌. ولی‌ همچو هر فرد فارغ‌ از تحصیل‌ شده‌ای‌ به‌ زودی‌ درمی‌یابد، که‌ آن‌ چه‌ را در کتب‌ دانشگاهی‌ خوانده‌ نمی‌توان‌ در دنیای‌ واقعی‌ یافت‌. او باید خوانده‌های‌ خویش‌ را با واقعیات‌ اجتماعی‌ درهم‌ آمیزد تا راه‌ حل‌هایی‌ عملی‌ را برای‌ احقاق‌ حقوق‌ انسان‌ها در روابط اجتماعی‌ و طی‌ زندگی‌ با مردم‌ یاد گرفته‌ و پرورش‌ دهد. "او نخست‌ خود یاد می‌گیرد که‌ باید چگونه‌ عمل‌ کند، آن‌ گاه‌ می‌کوشد تا یاد دهد، چه‌ بکنند". در حالی‌ که‌ بسیاری‌ از مردم‌ پیش‌ از این‌ که ‌خود بیاموزند، درصدد نصیحت‌ و راهنمایی‌ دیگران‌ بر می‌آیند و کمتر به‌ آن‌ چه‌ می‌گویند، عمل‌ می‌کنند. او خود و خانواده‌اش‌ را برتر از دیگران‌ نمی‌داند، اما باید این‌ ارزش‌ را برای‌ خویش‌ به‌ ثبوت‌ برساند که‌ با گذران‌ اصل‌ مساوات‌ حقوق‌ انسان‌ها در سر، و عمل‌ به‌ طریق ‌عکس‌ آن‌، خود را فریب‌ نمی‌دهد (کاری‌ که‌ بسیاری‌ از معترضان‌ به‌ بی‌عدالتی‌ها می‌کنند)، بلکه‌ با کنش‌ در دنیای‌ اجتماعی‌ تبعیض‌آمیز با آن‌ مسأله‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ می‌کند. از همسرش‌ می‌خواهد تا همچون‌ بسیاری‌ از زنان‌ هندی‌، مستراح‌شان‌ را خود تمیز کند. اما همسرش‌ زیر بار نمی‌رود. پس‌ گاندی‌ عصبانی‌ شده‌ و با او جر و بحث‌ و دعوا می‌کند. ولی‌ خیلی‌ زود در می‌یابد که‌ بی‌صبری‌ وخشونت‌، راه‌ حل‌ آن‌ نیست‌ و باید با طمأنینه‌ و متانت‌، ولی‌ بی‌وقفه‌ و بدون‌ دل‌سردی‌، اصولی‌ را که‌ محترم‌ می‌شمارد، دنبال‌ کند. او با عطوفت‌ و متانت‌ با مردم‌ رفتار می‌کند، از این‌ روی‌ به‌ سرعت‌ دل‌ها را تصاحب‌ می‌کند.
اما همواره‌ کسانی‌ هستند که‌ نه‌ تنها با کمال‌ وقاحت‌ برکرده‌های‌ گستاخانه‌ و غیرانسانی‌ خویش‌ استمرار می‌ورزند، که‌ آن‌ را به‌ دیگران‌صادر نیز می‌کنند. پس‌ گاندی‌ با این‌ نمونه‌ از انسان‌ها، نه‌ راه‌ گذشت‌، که‌ راه‌ مبارزه‌ را بر می‌گزیند. اما مبارزه‌ای‌ عاری‌ از خشونت‌ وسبعیت‌. نبردی‌ آرام‌ و انسانی‌، ولی‌ مستمر و گسترده‌.
مسیح‌ به‌ روایت‌ پولس‌، راه‌ گذشت‌ را آفرید. اگر یک‌ سوی‌ صورت‌تان‌ را سیلی‌ زدند، سوی‌ دیگر آن‌ را نیز نگه‌ دارید. چنین‌ گذشتی ‌بسیاری‌ از بدبینی‌ها و کدورت‌ها را پاک‌ می‌کند و مانع‌ از پدید آمدن‌ شرایطی‌ می‌شود که‌ مخاطبان‌ به‌ درگیری‌ و تنش‌ تصاعدی‌ و نزولی‌ بایکدیگر دامن‌ می‌زنند و دستاوردی‌ بیش‌ از آن‌ دارد که‌ کسی‌ پیش‌ از تجربه‌ی‌ گذشت‌، برآورد می‌کند. اما برای‌ بی‌شرمان‌ و گستاخان ‌کارساز نیست‌ و اینان‌ به‌ کنش‌های‌ پیشین‌شان‌ با تاون‌هایی‌ افزون‌تر برای‌ بخشندگان‌ در این‌ جهان‌ و بهره‌مندی‌ بیشتر در آن‌ جهان‌، تداوم‌ خواهند بخشید. کنفوسیوس‌ راهی‌ زمینی‌تر در اخلاقیات‌ نقب‌ زد. او بخشایش‌ را در تعامل‌ با نیک‌ سیرتان‌ و عدالت‌ را در تقابل‌با بدجویان‌ و گستاخان‌ توصیه‌ نمود. چنین‌ گزینشی‌، علاوه‌ بر این‌ که‌ موجب‌ می‌شود، خوش‌ سیرتی‌ در این‌ جهان‌ تداوم‌ یابد، بی‌شرمان‌و گستاخان‌ را نیز با تاوان‌ اعمال‌شان‌ در این‌ دنیا تنبیه‌ می‌سازد. اما باید مواظب‌ بود که‌ آن‌ تنبیهات‌ به‌ حقوق‌ انسانی‌ و طبیعی‌ هیچ‌ انسانی‌تجاوز نکند و مجازات‌ها به‌ عدم‌ مساوات‌ها در حقوق‌ انسان‌ها منتهی‌ نشود و تنها در حد عدالت‌، تنبیه‌ تجویز شود. با وجود این‌، برای ‌واکنش‌ مناسب‌ نسبت‌ به‌ وقیحان‌ هنوز راه‌گشا نیست‌ و آن‌ها از تمامی‌ ابزارهای‌ زشت‌ و غیراخلاقی‌ برای‌ ویران‌ کردن‌ نظام‌ پاداش‌ وتنبیه‌ کنفوسیوسی‌ سود می‌برند و در مواردی‌ نیز موفق‌ می‌شوند. گاندی‌ از آن‌ هم‌، گامی‌ پیشتر می‌رود و برای‌ وقاحت‌ نیز پاسخی‌ درخور دارد و آن‌ را با مبارزه‌ی‌ منفی‌، ولی‌ عاری‌ از خشونت‌، شکست‌ می‌دهد. چنین‌ کنشی‌، یکی‌ از زمینی‌ترین‌، موثرترین‌ و در عین‌ حال‌، انسانی‌ترین‌ گزینشی‌هایی‌ است‌ که‌ تاکنون‌ برای‌ کسب‌ حقوق‌ انسانی‌ و اجرای‌ عدالت‌ آفریده‌ شده‌ است‌.
در چنین‌ شرایطی‌ حقوق ‌بازندگان‌، متخلفان‌ و حتی‌ وقیحان‌ مراعات‌ شده‌ و همین‌ طور حقوق‌ نیک‌سیرتان‌ نیز حفظ می‌گردد، در عین‌ حالی‌ که‌ نظامی‌ عدالت‌پرور بر پا می‌ماند و ضامن‌ حفظ حقوق‌ انسانی‌ همگان‌ باقی‌ می‌ماند. البته‌ پیش‌ از گاندی‌، انسان‌ها در تعاملات‌ اجتماعی‌شان‌، قوانینی‌را وضع‌ کرده‌ بودند که‌ برای‌ حفظ حقوق‌ انسانی‌ و شهروندی‌ به‌ کار می‌رفت‌، اما گاندی‌ آن‌ها را از صورت‌ قانون‌ به‌ روح‌ اخلاق‌ و به‌ ویژه‌ "اخلاقی‌ مدنی"‌ تغییر داد. قوانین‌ در جوامع‌ عقب‌ افتاده‌ یا فاسد عمدتاٌ در دفاتر بایگانی‌ها و بخشنامه‌ها پیدا می‌شوند و نه‌ تنها مردم‌ که‌حتی‌ قانونگذاران‌ آن‌ را رعایت‌ نمی‌کنند و نهادهای‌ حکومتی‌ و مجریان‌ قانون‌ برای‌ تسلط بر محیط اجتماعی‌ سر تا پا مجرم‌ وفاسدشان‌، خود در کارهای‌ خلاف‌ و غیرقانونی‌ نه‌ تنها دست‌ دارند که‌ نظارت‌ می‌کنند و از آن‌ طریق‌ ریش‌ متخلفان‌ بدون‌ کمک‌ قانون ‌همواره‌ در دست‌ آن‌هاست‌. در چنین‌ جوامعی‌ که‌ قانون‌ جایگاهی‌ ندارد، اخلاقیات‌ گاندی‌، از بن‌ در روابط اجتماعی‌ ریشه‌ گرفته‌ و به‌تدریج‌ مفاسد و بی‌قانونی‌ها و تبعیض‌ها را می‌زداید. به‌ همین‌ سبب‌، در این‌ راه‌ با مشکلات‌ و تاوان‌های‌ بسیاری‌ دست‌ به‌ گریبان‌خواهد بود. ترور امثال‌ گاندی‌ صورتی‌ مشهود و بیرونی‌ از آن‌ تاوان‌های‌ مبارزه‌ی‌ منفی‌ است‌. علاوه‌ بر جوامع‌ عقب‌ مانده‌ یا فاسد، اخلاقیات‌ گاندی‌ در روابط اجتماعی‌ جوامع‌ مدرن‌ و مدنی‌ قادر به‌ راه‌ حلی‌ انسانی‌، عاری‌ از خشونت‌، ولی‌ توأم‌ با مبارزه‌ بود. چرا که‌ درمدنیت‌ نیز نیاز به‌ مبارزه‌ است‌، ولی‌ با قواعد و اخلاقی‌ مدنی‌.
در جامعه‌ای‌ که‌ تمامی‌ ساختارهای‌ اجتماعی‌ و آمیزه‌های‌ قدرت‌ آن‌، تبعیض‌آمیز رشد یافته‌ و شکل‌ گرفته‌ است‌، هنگامی‌ که‌ شخصی‌ سعی ‌می‌کند، با زیردستان‌ به‌ شیوه‌ای‌ مساوی‌ رفتار کند، با مسأله‌ی‌ دیگری‌ نیز مواجه‌ می‌شود. اکثر افراد پرورش‌ یافته‌ در چنین‌ جوامعی‌، عدم‌ اعمال‌ قدرت‌ و زور را نوعی‌ نقطه‌ ضعف‌ می‌بینند و آن‌ را به‌ جای‌ این‌ که‌ به‌حساب‌ عدالت‌ شخص‌ مراعات‌ کننده‌ بنویسند، به‌ قیمت‌ عدم‌ توان‌ وی ‌تمام‌ می‌کنند. و در بسیاری‌ از موارد، عقده‌های‌ ارضاء نشده‌ و نیازهای ‌سرکوب‌ شده‌ی‌ بالادستی‌ها را روی‌ سر شخصی‌ که‌ با مساوات‌ و عدالت‌ باایشان‌ رفتار می‌کند، خالی‌ می‌کنند; به‌ خصوص‌ در جوامعی‌ که‌ تبعیض‌ واختلافات‌ طبقاتی‌ در آن‌ها (مثل‌ هندوستان‌) ریشه‌ و تاریخی‌ دیرینه‌ دارد .در این‌ هنگام‌ است‌ که‌ شخص‌ باید طمأنینه‌، متانت‌ و گذشت‌ بسیاری‌ ازخود نشان‌ دهد تا از کرده‌ی‌ خویش‌ پشیمان‌ نشود تا عملا به‌ گاندی‌ بدل‌شود.
اما گاندی‌ پس‌ از تجاربی‌، درک‌ می‌کند که‌ او همزمان‌ باید یک‌ مبارزه‌ی ‌درون‌ گروهی‌ را نیز طی‌ مبارزه‌ی‌ منفی‌ برون‌ گروهی‌ در پیش‌ گیرد. مبارزه‌با افراطی‌گری‌هایی‌ که‌ انسان‌های‌ قرار گرفته‌ زیر پرچم‌ او به‌ خرج‌ می‌دهند .بسیاری‌ از آن‌ها نمی‌دانند که‌ راه‌ چاره‌ی‌ خشونت‌، خشونت‌ متقابل‌ نیست ‌و آن‌ بدین‌ طریق‌ تنها از بین‌ نمی‌رود، که‌ بازآفرینی‌ می‌گردد و روش‌ نهادینه‌کردن‌ حقوق‌شان‌، دشوارتر از اعمال‌ متقابل‌ تهاجم‌ است‌.
گاندی‌ در تمام‌طول‌ مدت‌ مبارزه‌اش‌، این‌ نبرد دوگانه‌ و به‌ دور از سنگدلی‌ و اجحاف‌ را در چند جبهه‌ تداوم‌ می‌بخشد. با این‌ همه‌ بد نیست‌ که‌ بدانیم‌ خشونت‌های ‌درون‌ گروهی‌ نیز که‌ به‌ خشونت‌های‌ برون‌ گروهی‌ پاسخ‌ می‌دهد (نه‌ آن‌ که‌در خشونت‌ پیش‌دستی‌ شود، بلکه‌ تنها آن‌ هنگام‌ که‌ پاسخ‌ به‌ تجاوز باشدو واکنشی‌ اجتماعی‌ باشد، نه‌ کنشی‌ اجتماعی‌) بدون‌ کارکرد و همواره‌ غلط نیستند، و ضروری‌ست‌ تا بعضی‌ اوقات‌ تندروی‌های‌ وقیحانه‌، در مقام‌قصاص‌، متقابلاٌ ضرباتی‌ را به‌ ایشان‌ وارد سازد، تا هم‌ آنان‌ کمی‌ حساب‌کار خود را بدانند و بر وقاحت‌ خویش‌ نیافزایند و مهمتر از آن‌ها، کسانی‌که‌ متضرر شده‌اند و قادر نیستند تا ضایع‌ کنندگان‌ حقوق‌شان‌ را ببخشایند، از آن‌ طریق‌ آرام‌ گردند و به‌ حقوق‌شان‌ برسند. چرا که‌ در عفو وبخشش‌ اجبار نیست‌ و حقی‌ را که‌ از انسانی‌ قربانی‌ شده‌، هیچ‌ کسی‌ حتی ‌خداوند نیز نمی‌تواند بدون‌ رضایت‌ وی‌، بیامرزد، چه‌ رسد به‌ گاندی‌ یا هرشخص‌ دیگری‌. گاندی‌ تنها می‌تواند مدافع‌ حقوق‌ اجتماعی‌شان‌ به‌نمایندگی‌ از آنان‌ باشد; همان‌ چیزی‌ که‌ برایش‌ از آن‌ها دفاع‌ و مبارزه‌ کرده‌است‌.
از سویی‌ دیگر، گاندی‌ از مبارزاتش‌ با تبعیض‌ و بی‌عدالتی‌، بهانه‌ای ‌نمی‌سازد تا نقش‌ افرادی‌ را بازی‌ کند که‌ از هم‌ کس‌ و همه‌ چیز شاکی‌ ومدام‌ طلبکارند یا از زیر بار مسؤولیت‌ شانه‌ خالی‌ می‌کنند (بیماری‌ مزمنی‌که‌ دامنگیر بسیاری‌ از کسانی‌ می‌شود که‌ راه‌ مبارزه‌ را در پیش‌ می‌گیرند). بدین‌ روی‌، گاندی‌ هنگام‌ جنگ‌ سعی‌ می‌کند در کمک‌ رسانی‌ به‌ مصدومان ‌مشارکت‌ کند (دقت‌ کنید او با چه‌ ظرافت‌ و درایتی‌، بهترین‌ و انسانی‌ترین‌راه‌ ممکن‌ برای‌ مشارکت‌ در جنگ‌ را بر می‌گزیند) و نیت‌ خویش‌ را نیز درعلل‌ چنین‌ گزینشی‌ اعلام‌ می‌کند; تا میزبانان‌ و صاحبان‌ قدرت‌، تصور نکنند که‌ آنان‌ فرصت‌ طلبانی‌ هستند که‌ از هر چیز به‌ نفع‌ خود بهره‌ می‌برند و هنگامی‌ که‌ به‌ ایشان‌ نیاز هست‌، کنار کشیده‌، شانه‌ خالی‌ کرده‌ یاغیب‌شان‌ می‌زند و وقتی‌ که‌ بحران‌ها گذشتند، طلبکاران‌ مبارزه‌ با تبعیض ‌دوباره‌ وارد میدان‌ می‌شوند! او با چنین‌ گزینشی‌، فرصت‌ طلبی‌ (در اینجا منظور نوع‌ غیراخلاقی‌ آن‌ است‌) را کنار می‌گذارد و حس‌ مسؤولیت‌پذیری‌ و تعهدات‌ اخلاقی‌اش‌ را به‌ ثبوت‌ می‌رساند.
چنین‌ تجاربی‌ ارزش‌ دیگری‌ نیز دارد. آنان‌ را از آرمانگرایی‌ وافراطی‌گری‌ها به‌ دور می‌سازد، زیرا هنگام‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ کردن‌ با مشکلات‌ و برخورد مسؤولانه‌ با آن‌هاست‌ که‌ راه‌ حل‌های‌ واقعی‌ یافت ‌می‌شوند و علل‌ بسیاری‌ از معضلات‌ کشف‌ شده‌ و راه‌ حل‌های‌ شدنی‌، "باانعطاف‌ پذیری‌" جانشین‌ پیش‌ داوری‌های‌ اولی‌ می‌گردد. اما تفاوت‌ آنان‌ با عملگرایان‌ صرف‌ آن‌ است‌، که‌ ایشان‌ به‌ اصول‌ و ارزش‌هایی‌ انسانی‌ و معنوی‌ پایبند هستند که‌ هر راه‌ چاره‌ای‌ را با در نظر گرفتن‌ آن‌ها پیشنهاد واعمال‌ می‌کنند، و تمایزشان‌ با اصولگرایان‌ صرف‌ نیز آن‌ است‌ که‌ از انعطاف‌ پذیری‌ بالایی‌ برخوردارند و مدام‌ قواعد، اهداف‌، دستاوردها و راه‌های‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ را مورد تجدیدنظر و بازتعریف‌ قرار می‌دهند و با آموخته‌های‌ جدید تغییرات‌ لازمه‌ را پدید می‌آورند. این‌ چنین‌ مبارزه‌ی ‌منفی‌ شکل‌ گرفته‌ و راه‌ مبارزه‌ی‌ مدنی‌ را می‌آفریند که‌ منجی‌ انسان‌ها درمبارزات‌ اجتماعی‌ در اقصاء نقاط دنیا در عهد مدرن‌ می‌شود; استقلال ‌شبه‌ قاره‌ی‌ هندوستان‌، مبارزات‌ آفریقای‌ جنوبی‌ و جنبش‌ سیاهپوستان ‌آمریکا (رهبر سیاهپوستان‌ آمریکا، مارتین‌ لوتر کینگ‌ بارها به‌ صراحت‌گفته‌ بود که‌ از مبارزه‌ی‌ منفی‌ گاندی‌ برای‌ مبارزات‌ آزادیبخش ‌سیاهپوستان‌ درس‌ گرفته‌ است‌) تنها سرآغاز این‌ جنبش‌ اجتماعی‌ قرن‌ رانشان‌ می‌دادند.
پس‌ از آن‌، مشکلات‌ پیچیده‌تر بعدی‌ سر می‌رسند. هنگامی‌ که‌ حقوق ‌اجحاف‌ شوندگان‌ گرفته‌ شد، تازه‌ مشکل‌ از سمت‌ پخودی‌پ ظهور می‌کند.بسیاری‌ از خودی‌ها به‌ احقاق‌ حق‌شان‌ اکتفا نکرده‌ و می‌خواهند از فرصت‌ پیش‌ آمده‌ برای‌ ضربه‌ زدن‌ و ضایع‌ کردن‌ حقوق‌ اجحاف‌ کنندگان ‌پیشین‌ بهره‌ برده‌ و تسویه‌ حساب‌شان‌ را به‌ قیمت‌ ضایع‌ کردن‌ حقوق‌ آنان ‌عملی‌ سازند. اینجاست‌ که‌ شخصی‌ چون‌ گاندی‌ در می‌یابد که‌ تنها ظالمان ‌یک‌ جامعه‌ مقصر نبوده‌اند، بلکه‌ بسیاری‌ از مظلومان‌ نیز چنین‌ بوده‌اند وتنها واقعیات‌ و شرایط زندگی‌، این‌ امکان‌ و فرصت‌ را به‌ ایشان‌ نداده‌ بودکه‌ حقوق‌ دیگران‌ را پایمال‌ کنند و اینک‌ که‌ فرصت‌ یافته‌اند، همچون‌بالادستی‌ها در مقام‌ ستمگران‌، کنش‌های‌ تبعیض‌آمیز انجام‌ می‌دهند. اگررهبری‌ موج‌سوار باشد، بر این‌ اریکه‌ی‌ خشونت‌ جهت‌ یافته‌ و بیرونی‌شده‌ی‌ زیردستان‌ جامعه‌ی‌ خویش‌ سوار می‌شود، اما گاندی‌ از آن‌ دسته ‌پیشوایان‌ نیست‌. تمایز و ارزش‌ وی‌ نیز در آن‌ است‌ که‌ آن‌ هنگام‌ نیز درمقابل‌ چنان‌ مردمی‌ که‌ خودی‌ تعریف‌ شده‌اند، می‌ایستد و برابری‌ ومساوات‌ را برای‌ همه‌ی‌ نژادها، ادیان‌، گروه‌ها و اقشار اجتماعی‌ با سلایق‌و تفاوت‌های‌شان‌ دنبال‌ می‌کند. و مهمتر از همه‌ این‌ که‌، نه‌ تنها زمانی‌ که‌فاقد قدرت‌ است‌، بر اصول‌ خود پا برجاست‌ و به‌ مساوات‌ و عدالت‌ ایمان‌دارد، بل‌ حتی‌ زمانی‌ که‌ قدرت‌ را بدست‌ می‌گیرد، به‌ ارزش‌های‌ انسانی‌ وآنچه‌ پیش‌ از به‌ قدرت‌ رسیدن‌ باور داشت‌، پایبند است‌ و نه‌ تنها از قدرت‌سوء استفاده‌ نمی‌برد، که‌ تا جای‌ ممکن‌ "می‌بخشد".*
از این‌ روی‌، وقتی‌ که ‌مسلمانان‌ هندوستان‌ با جدایی‌ از هندوها، کشور جدید پاکستان‌ را تأسیس ‌می‌کنند، درگیری‌های‌ بین‌ آنان‌ شکل‌ گرفته‌ و تشدید می‌گردد. ملی‌گراها وتندروها به‌ دنبال‌ مجوزی‌ از گاندی‌ هستند تا مبارزه‌ با استقلال‌ یافتگان‌ راابعادی‌ جدید بخشند. گاندی‌ در پاسخ‌ می‌گوید: من‌ یک‌ نفر مسلمان‌، یک‌هندو، یک‌ مسیحی‌، یک‌ بودایی‌ و... هستم‌.** هنگامی‌ که‌ مطلع‌ می‌شود، مسلمانان‌ از اوضاع‌ تبعیض‌ آمیز رنج‌ می‌برند)که‌ آن‌ در بسیاری‌ ازکشورها، واکنشی‌ طبیعی‌ نسبت‌ به‌ جدایی‌ طلبی‌ شمرده‌ می‌شود و بسیاری‌از تجزیه‌ طلبان‌ پس‌ از سال‌ها مبارزه‌ و دادن‌ هزاران‌ کشته‌ و زخمی‌، نه ‌استقلال‌ خویش‌ را بدست‌ می‌آورند و نه‌ از میزان‌ تبعیض‌ نسبت‌ به‌ ایشان‌ کاسته‌ می‌شود(، دست‌ به‌ اعتصاب‌ غذا می‌زند . در حالی‌ که‌ او رهبر بزرگ ‌شبه‌ قاره‌ی‌ هندوستان‌ است‌، هندوهای‌ تندرو به‌ نشانه‌ی‌ اعتراض‌، با سنگ‌ به‌ در منزل‌ محقرانه‌ی‌ او می‌کوبند، اما گاندی‌ بدون‌ این‌ که‌ از قدرتش ‌سوء استفاده‌ برد، حتی‌ اجازه‌ی‌ آن‌ را به‌ اطرافیان‌ و سایر طرفدارانش ‌نمی‌دهد، که‌ جلوی‌ مخالفانش‌ را بگیرند و آن‌ قدر به‌ اعتصاب‌ غذایش ‌ادامه‌ می‌دهد تا عاقبت‌ در واکنش‌ها نسبت‌ به‌ اقلیت‌ مسلمان‌ تغییر رویه ‌داده‌ شده‌ و او را متقاعد می‌سازند که‌ تغییر واکنش‌ داده‌اند و به‌ روال‌ گذشته ‌باز نخواهند گشت‌. او این‌ چنین‌ از دروازه‌هایی‌ می‌گذرد و شهرهایی‌ را تسخیر می‌کند که‌ هیچ‌ یک‌ از فاتحان‌ بزرگ‌ که‌ راه‌های‌ خشونت‌ آمیز وتعصب‌ آمیز را طی‌ کردند، بدان‌ دست‌ نیافتند. گاندی‌ به‌ ثبوت‌ می‌رساند تنها این‌ پیروزی‌ست‌ که‌ اعجاب‌ انگیز است‌ و مهمتر از تاریخ‌، در دنیای ‌معنوی‌ "جاودانه" می‌ماند.

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!