سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ / Tuesday, 21 August, 2018

از روز کوثر تا نیمه خرداد


از روز کوثر تا نیمه خرداد
امام خمینی (س) در روز بیستم جمادی الثانی روز کوثر ولادت فاطمه زهرا (س) ۱۳۲۱ق/ ۱۲۸۱ش، در خانواده ای از اهل علم و مبارزه و تقوا و هجرت دیده به جهان گشود و در پنج ماهگی، پدرش آقا مصطفی به جرم حمایت از مظلومین به دست اشرار محلی به شهادت رسید. روح الله در آغوش مادری مهربان (بانو هاجر) و سرپرستی عمه ای دلسوز (صاحبه خانم) و دایه ای پرهیزگار (ننه خاور) پرورش یافت و همزمان آموزشهای اولیه سوارکاری و تفنگداری و تیراندازی را طی کرد.
● دوره اول (از ۱۳۰۰-۱۲۸۱ش)
دوران کودکی و نوجوانی روح الله همزمان با بحرانهای سیاسی و اجتماعی ایران سپری شد. وی از همان ابتدای زندگی، با درد و رنج مردم و مشکلات جامعه آشنا بود و تاثر خود را با ترسیم خطوطی به صورت نقاشی بروز می داد، و همراه خانواده و اطرافیان در سنگر دفاع ساخته و پرداخته و در کوران حوادث و مسائل به مجاهدی تمام عیار تبدیل می شد.
برخی از حوادث متاثرکننده این دوران مثل بمب باران مجلس در نقاشی ها و مشق های خوشنویسی دوران کودکی و نوجوانی او منعکس شده و در دسترس است. از جمله قطعه شعری است در دفترچه یادداشت دوران نوجوانی (۱۰-۹ سالگی) با عنوان: «غیرت اسلام کو جنبش ملی کجاست» خطاب به ملت ایران: هان ای ایرانیان، ایران اندر بلاست/ مملکت داریوش دستخوش نیکولاست. می توان از آن نوشته به عنوان اولین بیانیه سیاسی دوران نوجوانی روح الله یاد کرد، و دغدغه ذهنی او را راجع به مسائل مملکتی فهمید. تمایلات روح الله نسبت به قهرمانان و مبارزان تا حدی است که در نهضت جنگل، وی با سخنرانی و سرودن شعر در وصف میرزا، اقدام به جمع آوری کمکهای مردمی برای حمایت از نهضت جنگل نموده و بالاخره مصمم می شود که خود شخصا به نهضت جنگل بپیوندد. و در فرصتی به جنگل سفر می کند و پایگاه میرزا را از نزدیک می بیند.
تحصیلات واولین خطابه رسمی:روح الله با بهره وری از استعداد فوق العاده، رشته های مختلف علوم را به سرعت طی کرد. علاوه بر فقه و اصول و فلسفه، عرفان را نیز در عالیترین سطح نزد اساتید برجسته آن زمان در خمین، اراک و قم طی کرد و در مدت ۶ سال جهش فوق العاده ای داشت حتی اسفار را پشت سر گذاشت و از فضلا و شخصیتهای برجسته حوزه علمیه قم به شمار می آمد. روح الله ضمن تحصیل در اراک در ایام ۱۹ سالگی در مراسم بزرگداشت « رکن اعظم مشروطه» مجتهد طباطبائی اولین خطابه خود را قرائت کرد و تحسین حاضرین را برانگیخت. از قول روح الله نقل شده ...« پیشنهاد شد منبر بروم، استقبال کردم آن شب کم خوابیدم، نه از ترس مواجه شدن با مردم، بلکه به خود فکر می کردم فردا باید روی منبری بنشینم که متعلق به رسول الله است، اولین منبرم طولانی شد، اما کسی را خسته نکرد... و عده ای احسنت گفتند، وقتی به دل مراجعه کردم از احسنت گویی ها خوشم آمده بود، به همین خاطر دعوت دوم و سوم را رد کردم و چهار سال هرگز به هیچ منبری پا نگذاردم.»
● دوره دوم زندگی روح الله (از ۱۳۰۰ش۱۳۲۰-)
این دوره از زندگی روح الله با هجرت به قم آغاز شده است، با سیاستهای دین زدایی رضاخان و تا ۱۳۲۰ ادامه دارد، در این دوره روح الله مشغول تحصیل و تدریس و تالیف کتاب و آشنایی با علمای برجسته مبارزی همچون حاج آقا نورالله اصفهانی و مدرس و برخی دیگر می باشد. در این دوره اختناق رضاخانی; هدف علما حفظ حوزه قم بود. اهمیت آن در آن زمان کمتر از تاسیس حکومت اسلامی در سال ۵۷ نبود.
● دوره سوم (از ۱۳۴۰-۱۳۲۰)
این دوره از زندگی امام با چهل سالگی آغاز می شود و مصادف است با دو حادثه مهم; یعنی بروز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، خروج رضاخان از ایران و آغاز سلطنت محمدرضا. بنا بر اعتقاد امام این زمان فرصت مناسبی برای قیام اصلاحی بود. با همه کوششها و اقدامات روح الله قیام مورد نظر صورت نگرفت. امام در این دوره عالمی است کامل و جامع الشرایط، رهبری است هوشیار با پشتوانه دانش و بینش سیاسی با کوله باری از تجربه دوران ۲۰ ساله رضاخانی، که شناخت کاملی از اوضاع ایران و جهان دارد، لذا با صدور بیانیه ای در ۱۱ جمادی الثانی ۱۳۶۳ق۱۳۲۳/ش زمان مناسب قیام را یادآوری می کند.
● دوره چهارم زندگی امام (از ۱۳۶۸-۱۳۴۰)
این دوره همزمان با دو حادثه ناگوار آغاز می شود یکی رحلت آیت الله بروجردی (۱۰ فروردین ۱۳۴۰) دیگری رحلت آیت الله کاشانی قهرمان مبازره با استعمار انگلیس. همزمان با تسلط امریکا بر امور مملکت، فشار بر رژیم برای اجرای اصلاحات آمریکایی افزایش یافت و در قالب اصلاحات ارضی و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی با چشم اندازی ظاهرا مردم فریب رخ نمود. در این زمان امام در برابر اصلاحات آمریکایی به شدت ایستاد و رژیم شاه به تلافی، در دوم فروردین ۱۳۴۲ که مصادف بود با شهادت امام جعفر صادق (ع) به مدرسه فیضیه یورش برد. در این حادثه تعدادی شهید و مجروح شدند. امام در پیامی به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه دست به افشاگری زد:« من مصمم هستم که از پای ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم.» امام نطق تاریخی خود را در ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ در مدرسه فیضیه ایراد کرد و شاه فرمان خاموش کردن فریاد امام را صادر کرد.
در شامگاه ۱۴ خرداد امام دستگیر و به زندان قصر منتقل شد. صبح ۱۵ خرداد خبر دستگیری امام به تهران و سایر شهرها رسید و مردم به خیابانها ریخته با شعار « یا مرگ یا خمینی» به سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند و قیام با شدت سرکوب شد و به خون نشست. قیام (۱۵ خرداد ۱۳۴۲) علی الظاهر با تبعید رهبر انقلاب به ترکیه و سپس عراق از جوشش و جنبش افتاد. واقعه مرموز شهادت آقا مصطفی فرزند امام در سال۵۶ روح تازه ای به جنبش دمید.
چاپ مقاله ای توهین آمیز به امام و روحانیت در ۱۷ دی ماه ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات اعتراض شدید جامعه مذهبی را برانگیخت و قیام ۱۹ دی ماه ۱۳۵۶ را به دنبال داشت. مراسم چهلم شهدای ۱۹ دی قم به صورت پیامی در تبریز و اصفهان و یزد و شیراز و شهرهای دیگر ادامه یافت و به کشتار فاجعه ۱۷ شهریور ۵۷ منجر شد همچنین فرار شاه و ورود امام را به وطن نوید داد. مردم در پی استقبال بی سابقه خود در بهشت زهرا سخنرانی تاریخی امام خود را شنیدند و حکم سرنوشت ساز ایشان را در لغو حکومت نظامی در ۲۱ بهمن ۵۷ با جان دل گردن نهادند و در پیشگیری از حملات نیروهای رژیم با، مناطق حساس را سنگربندی و در مدت ۲۴ ساعت مبارزه بی امان، طرحهای کودتاچیان را نقش بر آب و هرگونه فرصت را از آنها سلب کردند. و بالاخره پیروزی قیام ۱۵ خرداد در شب ۲۲ بهمن ۵۷ به گوش رسید. از صبحدم ۲۲ بهمن تا ۱۳ خرداد ۱۳۶۸(رحلت امام) حوادث سنگین بیشماری با محدودیت و نقش خصمانه آمریکا و حمایت همه جانبه دول غربی با کمک گروهها و احزاب متعدد چپ و راست در ایران در مقابله با انقلاب اسلامی بروز کرد. می توان گفت هر کدام از آن حوادث به تنهایی می توانست مسیر انقلاب را منحرف کند و به شکست بکشاند، اما الطاف الهی و هوشمندی امام و وفاداری و آگاهی ملت ایران، تمام توطئه ها را خنثی کرد به گونه ای که ملت ایران، در سال ۱۳۶۸ در حالی که با پیکر مطهر امام خویش پس از ۱۱ سال تحمل سختی ها و مشکلات وداع می کرد، جمعیت چندین برابر بیشتر از لحظه ورود بود. عشق و پایداری مردم عمیق تر و قصدشان بر ادامه راه امام و انقلاب جدی تر و نظام شان علی رغم همه توطئه ها و حوادث پر ثبات تر از هر زمان دیگر بود.


منبع : روزنامه ابتکار

مطالب مرتبط

پدران به روایت پسر

پدران به روایت پسر
از میان نوادگان امام خمینی نام سیدحسین خمینی در آغازین سالیان استقرار جمهوری اسلامی بیش از دیگر زادگان امام به گوش می‌رسید. شاید از آن رو که در میان این نوادگان و زادگان او اولین نوه به بلوغ رسیده رهبر انقلاب اسلامی در اوج پیروزی این انقلاب بود که یادگار و یادآور مرحوم آیت‌الله سیدمصطفی خمینی شهید خانواده خمینی‌ها بود که در سال ۱۳۵۶ وفات کرد و اربعین شهادتش زنجیره‌ای از اربعین‌های متوالی را رقم زد که پایان آنها پایان عمر رژیم سلطنتی بود. آیت‌الله شهید سیدمصطفی خمینی که امید امام برای تداوم راهش بود از خود دو فرزند بر جای نهاد. دو فرزندی که همزمان نوادگان دو خانواده بزرگ حائری‌ها و خمینی‌ها در قم بودند. مادرشان فرزند آیت‌الله شیخ مرتضی حائری فرزند آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری موسس حوزه علمیه قم بود و پدرشان فرزند آیت‌الله سیدروح‌الله خمینی. فرزند دختر سیده مریم نام داشت که پزشک شد و چندی در امارات متحده عرب (دوبی) و اکنون در سوئیس زندگی می‌کند و فرزند پسر سیدحسین خمینی است که طلبه و روحانی شد و در سال‌های اول انقلاب اسلامی اهل سیاست بود. ازدواج حاج سیدمصطفی خمینی و دختر حاج شیخ مرتضی حائری ظاهرا این گونه بوده که روزی خانم ثقفی در حرم حضرت معصومه از زنان زائر می‌شنود که شایعه شده قرار است آقا روح‌الله خمینی با دختر حاج مرتضی حائری ازدواج کند اما مادر آقا مصطفی این شایعه را تکذیب می‌کند و چون به خانه می‌رود آن را با امام خمینی در میان می‌گذارد و برخلاف انتظارش امام تاملی می‌کند و می‌گوید بد شایعه‌ای هم نیست. همین تامل سبب می‌شود مادر موضوع را با حاج مصطفی در میان بگذارد و این ازدواج شکل می‌گیرد. ازدواجی میان دو خانواده‌ای که در سده اخیر نقش مهمی در تاسیس و تداوم حوزه علمیه قم داشته‌اند. سیدحسین خمینی از نقش جدش مرحوم شیخ عبدالکریم حائزی‌یزدی خاطره‌های خواندنی دارد.
● مصائب شیخ‌‌عبدالکریم حائری
مشهور است که حاج‌شیخ عبدالکریم حائری حوزه اراک را به دلیل استقبال اندک طلاب رها کرد و به قم آمد و حوزه علمیه این شهر را احیا بلکه تاسیس کرد. اما خاطره‌های حسین آقای خمینی چیز دیگری است. خاطره‌هایی از روزهایی که جارچی اراک که به خطا متهم به بهایی بودن می‌شود در معرض اعدام قرار می‌گیرد. جارچی فلک‌زده‌ای که قصد داشت از قرآن‌سوزی در آتش‌سوزی مسجد جلوگیری کند اما به قرآن‌سوزی متهم می‌شود و توسط مردم شهر تحویل حکومت می‌شود تا اعدام شود. اما حکومت وثوق‌‌الدوله از اعدام او تا زمان دریافت حکم از سوی علمای شهر خودداری می‌کند و متهم در زندان می‌ماند تا علما اعدام او را تایید کنند. مجلس بزرگی از علمای شهر جمع می‌شوند و اولین روحانی حکم مجازات را امضا می‌کند و سپس روحانیان دیگر تا زمانی که نوبت به حاج شیخ عبدالکریم برسد. او اما از امضا خودداری می‌کند چرا که معتقد است برای صدور این حکم حجت شرعی ندارد. اما این احتیاط پرهیزکارانه شیخ با طعنه مواجه می‌شود که «حاج شیخ هم بعله...» حاج شیخ دلش می‌گیرد. از اراک قصد مشهد می‌کند و سر راه از قم می‌گذرد. در قم به او اصرار می‌کنند که در شهر بماند و حوزه قم را احیا کند. حاج شیخ دل خسته پیشنهاد را رد می‌کند اما در بازگشت از مشهد علمای قم بار دیگر این پیشنهاد را تکرار می‌کنند و به یاد حاج شیخ می‌آورند روایات منصوب به امام زمان را که در آخرالزمان علم از قم طلوع می‌کند و به شیخ وعده یاری می‌دهند. شیخ هم که دلش از زادگاهش گرفته در قم می‌ماند و حوزه شهر را احیا می‌کند. حجره‌هایی ساخته می‌شود و مدرسه‌هایی. اما در این حجره‌ها به جای طلبه‌ها برخی خادمین حرم حضرت معصومه(س) مقیم می‌شوند و برخی حتی حجره‌ها را اجاره می‌دهند. همین مساله موجب اختلاف‌هایی در قم می‌شود و سرانجام طلبه‌ها از حق خود در استفاده از حجره‌ها در برابر خادمین دفاع می‌‌کنند که یکی از فعالان اصلی این دفاع امام خمینی بوده است.
● امام خمینی و آیت‌الله بروجردی
پس از مرحوم شیخ عبدالکریم حائری البته مرجعیت شیعه میان قم و نجف در نوسان بود. در آن زمان چندی آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی عهده‌دار مقام مرجعیت شد و مدتی مراجع ثلاث آقایان حجت، صدر و خوانساری مرجعیت را عهده‌دار شدند اما امام خمینی در فکر تقویت مرجعیت قم بود به همین جهت علمای قم را تشویق کرد که از آیت‌الله بروجردی دعوت کنند از لرستان به قم بیایند تا مرجعیت شیعه را در ایران تقویت کنند. روابط امام و آقای بروجردی تا مدت‌ها در اوج بود. امام البته نسبت به بیت آیت‌الله بروجردی حساسیت داشت. گفته می‌شود مرحوم آیت‌الله حائری پیشکار نداشت. چون خود مرجعی سرپا بود اما سرانجام در سال‌های پایانی عمرش پیشکاری یافت. امام در نظر داشت همان پیشکار آیت‌الله حائری پیشکار آیت‌الله بروجردی باشد اما آیت‌الله بروجردی نظر امام را نپذیرفت و حاج‌احمد نامی را پیشکار خود کرد. امام مدرس عالی‌رتبه قم بود اما به جهت حرمت نهادن به آیت‌الله بروجردی و تثبیت مرجعیت ایشان در درس آقای بروجردی هم شرکت می‌کرد. گفته می‌شود اختلاف‌نظر امام خمینی و آیت‌الله بروجردی بر سر برخورد با فداییان اسلام اوج گرفت اما خاطره‌هایی وجود دارد که روایتی دیگر را ضمیمه این تاریخچه می‌کند. اینکه محمدرضا شاه می‌خواست از قم عبور کند و می‌خواست آیت‌الله بروجردی را هم ببیند و آیت‌الله بروجردی می‌خواست برای آنکه مجبور به دیدار با شاه نشود به سفر برود اما امام توصیه کرد ایشان در قم بمانند و با شاه دیدار نکنند. آقای بروجردی ابتدا پذیرفت اما در نهایت به سفر رفت تا شاه را نبیند و هدف امام که در واقع پیامی انقلابی‌تر از اقدام آقای بروجردی داشت محقق نشد. این گونه شد که روابط تیره گشت و امام البته همه را از چشم حاج احمد پیشکار می‌دید و چنان در خشم شد که گفته‌اند استکانی را هم شکسته‌‌اند. البته امام باز هم به مقام مرجع وقت احترام می‌گذاشت و روابط محدودی را با آقای بروجردی برقرار می‌کرد تا نگویند که میان این دو بزرگ اختلاف هست.
● نقش شیخ علی حائری
سیدحسین خمینی نسبت میان مرحوم شیخ علی حائری و مرحوم امام خمینی دو پدربزرگ مادری و پدری‌اش در مبارزه با سلطنت پهلوی را بسیار عمیق و وسیع می‌بیند. اینکه هر جلسه علمای بزرگ قم آقایان خمینی، گلپایگانی، مرعشی‌نجفی و شریعتمداری در خانه مرحوم شیخ علی حائری برگزار می‌شد. اینکه این جلسات به صورت نمادین در خانه فرزند موسس حوزه علمیه قم برگزار می‌شد.
● حاج مصطفی و امام موسی
سیدحسین خمینی علاقه امام به سیدمصطفی خمینی را بی‌نظیر می‌داند و تلاش سیدمصطفی خمینی برای تثبیت مرجعیت پدر بی‌دریغ. اینکه بر سر همین مساله تفاوت دیدگاه‌‌هایی میان حاج مصطفی خمینی و امام موسی صدر وجود داشت. البته موقعیت امام موسی صدر قابل درک بود چرا که او رهبر شیعیان لبنان بود و شیعیان لبنان بنا به سنت تابع حوزه نجف بودند و امام موسی صدر هم مایل بود بعد از آیت‌الله بروجردی مرجعیت به سوی آیت‌الله خویی و سپس سیدمحمدباقر صدر هدایت شود و گرچه خود از شاگردان امام بود و به امام خمینی علاقه بسیار داشت اما بر سر مساله مرجعیت با مرحوم مصطفی خمینی اختلا‌ف‌نظر داشت.
● امام و شریعتی و حاج مصطفی
روزی که سیدحسین خمینی خواست طلبه شود پدرش که به آداب طلبگی سخت پایبند بود جلو روی امام خمینی به او گفت دیگر نوبت خواندن جامع المقدمات و مکاتب و رسائل است دیگر زمان خواندن شریعتی و شریعتی‌ها گذشته است. آقا مصطفی می‌خواست به فرزند پرشر و شور سیاسی خود پیغام دهد که دیگر نوبت ملا شدن است. اما امام خمینی به زیرکی افزود البته متن اصلی درس شما همان است که مصطفی می‌گوید اما شریعتی را هم بخوانید. باز هم در خاطره است که وقتی کتاب حسین وارث آدم پیش سیدحسین خمینی گشوده بود. آقا مصطفی به نصیحت گفت نخوان که منحرف می‌شوی اما امام گفت دقت کن اما بخوان چون در این دوره و زمانه‌ این شریعتی است که می‌تواند به پرسش‌های نسل جوان جواب بدهد. البته جایی هم بود که امام در جمعی از علما در باب برخی تفاسیر شریعتی از فرشتگان و عالم غیب گفتند این تفاسیر اشتباه بلکه انحراف است.
● شهادت حاج سیدمصطفی
سیدحسین خمینی روزهای تلخ درگذشت مرحوم پدرش را به یاد می‌آورد و وقتی که شب شد و چراغ اتاق پدر را در نجف روشن دید و به خیال اینکه چون هر شب به تهجد مشغول است از کنار آن گذشت و راهی حرم شد تا به درس و بحث برسد و به مسجد و مدرسه رفت که در مدرسه به او خبر دادند حال پدرش مساعد نیست. شتابان به خانه رفت اما به خانه نرسیده سرکوچه مادربزرگش خانم ثقفی را دید که بر سر و صورت می‌زد و می‌گفت: پدرت سکته کرده. حاج سیدحسین به همراه مادربزرگ راهی بیمارستان شد اما خبری نبود از آن بیمارستان به بیمارستان دیگری که احتمال می‌داد که پدرش در آن بستری باشد رفت که جمعیت فراون را در آنجا دید و از دور عمویش احمدآقا را دید. هنوز به بیمارستان نرسیده یکی از جمعیت رو به سوی حاج‌خانم و حسین آورد و گفت: متاسفانه... هنوز کلمه متاسفانه تمام نشده بود که مادر بر خاک افتاد و حاج احمدآقا سوی مادر دوان‌دوان روانه شد و سیدحسین پایش سست شد و از گوشه در تنها پیکر پدر را دید و این گونه بود که حاج سیدمصطفی شهید شد و شهادتش شهرهای ایران را تکان داد.
● حاج مصطفی و ولایت فقیه
حاج سیدمصطفی در اوج بلوغ فکری و نبوغ فقهی‌‌اش بود که به شهادت رسید. درس‌هایش درباره ولایت فقیه را به برکت کنگره‌ای که چند سال پیش برای بزرگداشت او در قم برگزار شده چاپ کردند و اکنون دغدغه سیدحسین بررسی و کاوش درباره این نوشته‌هاست و اینکه در عصر غیبت استقرار حکومت اسلامی چگونه ممکن است و تکلیف حدود و قضا چه می‌شود و میان خلافت و امامت چه تفاوتی وجود دارد. چندی حلقه‌ درسی در این باره‌ تشکیل داد و چندی پای درس آیت‌الله وحید خراسانی حاضر شد و این روزها در فکر درس و بحث است و بس. از مصاحبه پرهیز دارد و گفت‌وگو با رسانه‌ای را نمی‌پذیرد چرا که به قول خودش از این مصاحبه‌ها حاشیه‌های بسیار برایش درست شده است. درد پایش که اخیرا شکسته شده است در خانه‌ای که محل نزول مرحوم داماد بود و می‌گوید اولین درس آیت‌الله بروجردی هم در آنجا داده شده مزید بر علت شده تا سیدحسین خمینی از مصاحبه ابا کند اما خاطره‌هایش شنیدنی و منحصر به فرد است.

وبگردی
جنجال ساشا پسر سفیر !
جنجال ساشا پسر سفیر ! - ساشا سبحانی که فرزند سفیر پیشین ایران در ونزوئلاست در این ویدئو می‌گوید: تا کی می‌خواهید حسادت کنید، به جای بد و بیراه نوشتن برای من بروید پول در بیاورید، اگر نمی‌توانید پول دربیاورید، نمی‌توانید زندگی کنید، بروید بمیرید. تمام!
منابع ملی را به چینی‌ها اجاره داده و سالها به مردم دروغ گفته‌اند
منابع ملی را به چینی‌ها اجاره داده و سالها به مردم دروغ گفته‌اند - به فاصله چندسال از انتشار اخباری که حکایت از واگذاری مجوز صید ترال به چینی‌ها در آب‌های جنوبی کشورمان داشت و همواره تکذیب می‌شد، بالاخره مشخص شد که تکذیب‌های مسئولان غیرواقعی بوده است؛ واقعیتی عجیب که موجب بروز ابهامات فراوانی می‌شود.
پشت پرده سفر مجرّدی عراقی‌ها به مشهد
پشت پرده سفر مجرّدی عراقی‌ها به مشهد - اردیبهشت ۹۴ بود که روزنامۀ انگلیسی «گاردین»، در فقدان رسانه‌های کارآمد محلّی، گزارشی منتشر کرد با عنوان «عبادت، غذا، سکس و پارکِ آبی در شهر مقدس مشهدِ ایران»
ویدئو / تشییع پیکر «آقای بازیگر» سینمای ایران
ویدئو / تشییع پیکر «آقای بازیگر» سینمای ایران - پیکر مرحوم عزت‌الله انتظامی بازیگر باسابقۀ سینما و تئاتر ایران صبح یکشنبه (۲۸ مرداد) با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر، وزیر ارشاد و علاقه‌مندان سینما و تئاتر، از تالار وحدت تشییع شد. عزت سینمای ایران بامداد جمعه (۲۶ مرداد) در سن ۹۴ سالگی درگذشت.
مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی
مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی - پیکر عزت‌الله انتظامی، بازیگر فقید سینما، تئاتر و تلویزیون، صبح یکشنبه - ۲۸ مرداد - با حضور جمع زیادی از هنرمندان و علاقه‌مندان، از تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تهران به خاک سپرده شد.
عکسی عجیب از  تجمع حوزویان قم
عکسی عجیب از تجمع حوزویان قم - براستی داستان درگذشت آقای هاشمی و استخر چه بوده است؟ چرا از تهدید سیاسی و امنیتی در این تصویر استفاده شده است؟ چه افراد و جریانی پشت این پلاکارد هستند؟
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند - میشائل کلور برشتولد، سفیر آلمان در ایران برای گذراندن تعطیلات تابستانی خود با عشایر بختیاری در دره کوهرنگ زاگرس همراه شده است. منبع
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.