سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷ / Tuesday, 25 September, 2018

جوانان از دیدگاه امام علی (ع)


جوانان از دیدگاه امام علی (ع)
آیا حضرت امیر(ع) از تیپ جوان هم به عنوان کارگزار نظام در بدنه حکومت اسلامی بکارگیری داشت؟ چرا؟
آنچه مسلم است، حضرت امیر(ع) از تیپ جوان به عنوان کارگزار نظام، در بدنه حکومت اسلامی بکارگیری داشت، و نمونه‏های بسیاری را در این نوشتار برشمردیم که قابل دقّت است.
آنچه جای دقت دارد و «چرایی» بحث را تشکیل می‏دهد، این است که چرا حضرت امیر(ع) از تیپ جوان به عنوان کارگزار نظام، در بدنه حکومت اسلامی که یک امر بسیار مهمّ است بکار می‏گرفت؟!
گرچه تا به حال به این پرسش، پاسخ گفته نشد ولی از روح تاریخ اسلام و روح نهج البلاغه می‏توان نکاتی را استنباط کرد که پاسخ نسبتا مناسبی باشد برای این پرسش.
▪ خلاقیّت و نوآوری در جوانان بیشتر است:
همانطوری که اشاره شد، امام علی(ع) قلب و استعداد جوانان را تشبیه می‏کند به زمین ناکِشته‏ای که هر چه در آن افکنند بپذیرد. زمین ناکشته (ارض خالیه)، بر خلاف زمین کِشته ـ که خاک آن پیر گشته است ـ از خلاقیّت ویژه‏ای برخوردار است. همیشه ثمرش بیشتر از زمین‏های کِشته است. زمین‏های کِشته نیاز به «آیش» دارند و توانایی ندارند هر نوع بذر را بپذیرند.
ولی زمین ناکِشته گاهی چندین برابر، بیشتر از زمینهای کِشته و آیش خورده ثمر می‏دهد. محصولش چشم نواز و چشمگیر است و از ویژگیها و کیفیت خاصی برخوردار است. کشاورز در کاشت و داشت زمین ناکشته‏ای که زیر کشت می‏برد چندان مشکلی ندارد زیرا خود زمین در درون خود دارای آمادگی است که نیاز به کمک و کود از خارج ندارد...
همچنین است سرزمین وجودی یک جوان، آن هم جوانی که می‏خواهد در بدنه حکومت اسلامی، بکارگیری شود. بدنه حکومت نیاز به کادری دارد که سرشار از استعداد و آمادگی باشند و از خودشان خلاقیّت نشان بدهند و خستگی ناپذیر باشند.
وقتی زمین ناکشته برای زیر کشت بردن در اختیار زارع قرار دارد چرا زارع زمین کِشته و آیش خورده خسته را زیر کشت ببرد که نتواند از آن، ثمر عالی و فراوان بدست آورد؟
اینجاست که امام علی(ع) می‏فرمایند:
«انّما قَلْبُ الْحَدَثِ کالأرضِ الخالیَةِ مَا اُلقِیَ فیهَا مِنْ شی‏ءٍ قَبِلَتْهُ. فَبادَرْتُکَ بِالأدَبِ قَبْل اَنْ یَقْسو قَلْبُکَ وَ یَشتَغِلَ لُبُّکَ...؛ دل جوان همچون زمین ناکِشته است؛ هرچه در آن افکنند بپذیرد، پس به ادب آموختنت پرداختم، پیش از آنکه دلت سخت شود و خردت هوایی دیگر گیرد، تا با رأی قاطع روی به کار آری...»۱
والدین، مسؤولین فرهنگی و امورتربیتی، دلسوخته‏گان و در کلّ حکومت اسلامی، باید جوان و توانمندیهای جوانان را جدّی بگیرند. کوتاهی در این زمینه، دو خسارت بزرگ و جبران ناپذیر را بدنبال خواهد داشت:
۱) دشمن دورِ این سرزمین مبارک، «سنگ چین» و سپس تصرف می‏نماید.
۲) و به دنبال آن فرار مغزها را در بر خواهد داشت که «کمر حکومت» را می‏شکند.
حقیقتا این دو نکته از روح کلام حضرت امیر(ع) بدست می‏آید و هشدار بزرگی است برای مسؤولین فرهنگی و حکومت اسلامی. تا در حفظ این سرمایه ملّی ـ معنوی کشور کوشا باشند.
▪ اولویت نسل جوان و آینده حکومت:
مربی نیک اندیش، باید جاده صاف کن خوبی برای جوان ها باشد و بعد از راهنمائیها و راه‏گشائیهای لازم از نیّت پاک و نهاد بی‏آک (بی‏آسیب) جوان‏ها بهره‏برداری نمایدو بهره‏مند گردد.
حضرت امیر(ع) می‏فرمایند:
جوان! من علی(ع) حاضرم تمام گذشته تاریخ و آینده دور را جلو رویت حاضر و ترسیم سازم و هر چیز زبده آن را جدا سازم و نیکویی آن را برایت جستجو کنم، آن را که شناخته نبود از دسترس تو به دور اندازم... تا تو بتوانی از بهار زندگانی و عنفوان جوانی و نیّت پاک و نهاد بی‏آک خود درست بهره ببری و سپس در خدمت خلق خدا باشی.
«ایْ بُنَیَّ اِنّی و اِنْ لَمْ اکُنْ عُمّرتُ عُمُرَ مَنْ کانَ قَلْبی فَقَدْ نَظَرْتُ فی اعمالِهمْ، و فکّرْتُ فی اخبارِهِمْ، و سِرتُ فی آثارِهِمْ حتّی عُدْتُ کاحَدِهم...؛ پسرکم! هرچند من به اندازه همه آنان
امام علی(ع):
«مَنِ‏اتَّخَذَ اَخا مِنْ غَیْرِ اخْتبارٍ اَلجأهُ الاضْطِرارُ الی مُرافَقَةِ الاَشْرار».
(غرر الحکم، ص۲۹۵)
کسی که ناسنجیده با دیگران پیمان دوستی می‏بندد، بناچار به دوستی اشرار تن در می‏دهد.
که پیش از من بوده‏اند نزیسته‏ام، اما در کارهاشان نگریسته‏ام و در سرگذشتهاشان اندیشیده، و در آنچه از آنان مانده، رفته و دیده‏ام گویی چنان است که با نخستین تا پسینشان به سر برده‏ام. پس آنچه ـ دیدم ـ روشن را از تار و سودمند را از زیانبار باز شناختم... و بر ادب آموختنت همّت گماشتم.»۲
پس هشیارانه باید سرزمین وجود جوان را تصرف کرد و دور آن سنگ چین نمود سپس بر آن زمین ناکِشته، بذر نیک و نیک‏اندیشی پاشید و به دنبال آن از عنفوان جوانی، بهار زندگانی (نَفْس صافیه)، نیّت پاک و نهاد بی‏آک وی در بدنه حکومت اسلامی استفاده کرد و به دنبال آن، حکومت را از خطرات و خیانتها بیمه ساخت.
خلاصه روزی باید در بدنه حکومت نوسازی صورت بگیرد و چه بهتر که نیک اندیشان، نیک اندیشانی از میان نسل نو تربیت بکنند و آنها را در بدنه حکومت، بکار گمارند.
از این رو می‏بینیم حضرت امیر(ع) حکومت مصر را طی یک عهدنامه نسبتا طولانی واگذار می‏کند به محمد بن ابی‏بکر در حالی که وی کاملاً در سنین جوانی بسر می‏برد.۳ و یا اینکه در جنگ تبوک، پیامبر(ص) دستور دادند تا همه مهاجر و انصار تحت فرماندهی «اسامة بن زید» که بیش از ۱۷ (هفده) سال نداشت راهی این منطقه (منطقه موته) شوند.۴
▪ براساس معیار شایسته سالاری:
هیچ دلیلی وجود ندارد که یک جوان، به صرف جوان بودن، نتواند در پُست‏های کلیدی یک کشور بکار گرفته شود.
این منطق کور و کهنه دوران جاهلیت بود که از بکارگیری تیپ جوان در بدنه حکومت اسلامی اعراض می‏کردند و یکی از مشکلات آنها با خود حضرت امیر(ع) همین بود که حضرت امیر جوان است و کم تجربه؛ و شایستگی ندارد در مسؤولیتهای کلیدی حکومت اسلامی بکار گرفته شود.
چندین حدیث زیبا، در همین نوشتار بیان گشت که حضرت امیر(ع) در این زمینه قایل به شایسته سالاری هستند. با توجه به این دیدگاه، امام(ع) جوانان توانمند، متخصص و متعهد را در بدنه حکومت اسلامی بکارگیری می‏کردند و از استعدادهای سرشار جوانان به نفع مملکت استفاده می‏نمودند.
حضرت امیر(ع) جایی که کار به کار دان سپرده نشد بسیار می‏نالد؛ می‏فرمایند:
«مردی که پشتواره‏ای از نادانی فراهم ساخته، و خود را میان مردم نادان در انداخته. شتابان در تاریکی فتنه تازان، کور در بستن پیمان سازش ـ میان مردمان ـ . آدمی نمایان او را دانا نامیده‏اند و او نه چنان است، چیزی را بسیار فراهم آورده که اندکش بهتر از بسیار آن است. تا آنگاه که از آب بد مزه سیر شود، و دانش بیهوده اندوزد ـ و دلیر شود ـ پس میان مردم به داوری نشیند و خود را عهده‏دار گشودنِ مشکل دیگری بیند.»۵
در جای دیگر حضرت می‏فرمایند:
«فیا للّهِ و للشُّوری، مَتی اعْتَرضَ الرَّیبُ فیَّ مَعَ الاوّلِ مِنْهُم...؛ خدا را چه شورایی! من از نخستین چه کم داشتم، که مرا در پایه او نپنداشتند؛ و در وصف اینان داشتند؛ ناچار با آنان انباز، و در گفتگوشان دمساز گشتم. امّا یکی از کینه راهی گزید و دیگری داماد خود را بهتر دید، و این دوخت و آن بُرید، تا سوّمین به مقصود رسید و همچون چارپا بتاخت، و خود را در کشتزار مسلمانان انداخت.»۶
به هر تقدیر، امام علی(ع) در جای جای نهج البلاغه در زمینه شایسته سالاری و واگذاری کار به کاردان مطالب بلندی دارند و فرمودند که در این مختصر به همین مقدار اکتفا می‏کنیم.
در یک جمع بندی می‏توان گفت؛ کار باید به کاردان واگذار گردد و در حکومت امام علی(ع) جوانانی بودند که شایسته و کاردان بودند و در بدنه حکومت اسلامی هم بکار گرفته می‏شدند.
▪ تعهد و عشق به اسلام:
از روح تاریخ اسلام بدست می‏آید که درصدر اسلام، جوانان گرایش بیشتری در روی آوردن به اسلام داشتند و به دنبال آن از خود عشق و علاقه خاصی نشان می‏دادند.
حضرت امیر(ع) می‏فرمایند:
«سپاس خدای را، که راه اسلام را گشود و در آمدن به آبشخورهای آن را بر تشنگان آن، آسان فرمود؛ و ارکان آن را استوار ساخت تا کس با آن چیرگی نتواند، و نستیزد... راه روشن آن تصدیق آوردن است و نشانه‏های آن کار نیک کردن.»۷
در جای دیگر می‏فرمایند:
«گله خود را با خدا می‏کنم از مردمی که عمر خود را به نادانی به سر می‏برند، و با گمراهی رخت از این جهان به در می‏برند. کالایی خوارتر نزد آنان از کتاب خدا نیست.»۸
شاید به راحتی بتوان استنباط کرد که غالب جمعیت کلانسال در حکومت امام علی(ع) یا روحیات ابوسفیانی داشتند و یا نفاق پنهان و تعصّب و تقدّس کور جاهلی که بسیار خطرناک و خطرساز بودند. از این رو، حضرت از میان جمعیت کلانسال، مواجه بود با چهار گروه که عبارتند از :
۱) ابوسفیان.
۲) منافقان پنهان.
۳) سالخوردگان متعهد ولی بی‏تخصص.
۴) گروه بسیار اندک هم، متعهد و هم متخصص و کاردان بودند.
از این روی، حضرت باید این خلأ بزرگ را با بکارگیری تیپ جوان، جبران می‏کرد و آنها را با توجه به لیاقتها و توانمندیها، در بدنه حکومت به کار می‏گمارد.
واقعا اگر اکثر آنها مشکل‏دار و مشکل ساز بودند و از طرف دیگر در بدنه حکومت نیاز به متخصص متعهد باشد که بتوان گزینش درست از میان جوانان کارآمد و متخصص و متعهد، این خلأ را پر کرد، چرا چنین نکرد؟!
امام علی(ع):
«قارِنْ أَهْلَ الْخَیْرِ تَکُنْ مِنْهُمْ وَ بایِنْ أَهْلَ الشَّرِ تَبِنْ عَنْهُمْ».
(نهج البلاغه، نامه ۳۱)
همنشین نیکان شو، تا از آنان شوی و از بدکاران دوری کن تا از آنان نباشی.
مگر خود علی(ع) طی ۲۳ سال حکومت پیامبر(ص)، با آن همه ایثار و رشادت جوان نبود؟
مگر بر خود حضرت امیر(ع) خورده نمی‏گرفتند؟!
● جوانان و کارگزاران نظام
در اینجا سؤالی مطرح خواهد گشت و به دنبال آن به پاسخ آن خواهیم پرداخت. سؤال این است:
جوانان در میان کارگزاران نظام حضرت امیر(ع) چه جایگاهی داشتند؟
علی(ع) می‏فرمایند:
«الجاهِلُ صَغیرٌ و اِنْ کانَ شَیْخا، والعالِمُ کبیرٌ و اِنْ کانَ حَدَثا؛ نادان کوچک است هرچند سالخورده و پیر باشد، دانا بزرگ است، هرچند کوچک و خردسال باشد.»۹
از این گفتار گرانسنگ امیرالمؤمنین(ع) می‏توان استنباط کرد که ملاک و محور در تمام امور، بویژه در گزینش نیروهایی که پیکره و هسته مرکزی حکومت اسلامی را تشکیل می‏دهند، «تعهد، تخصص و شایسته سالاری» است. ملاک و محور اصلی در گزینش‏ها، دانش توأم با دینداری و شایستگی است و این معیار کلی، هیچ ارتباطی با سنّ و سال اشخاص ندارد.
با یک دقت عمیق می‏توان چنین استنباط و تصوّر کرد که:
۱) ممکن است فردی متخصص باشد ولی دیندار نباشد.
۲) ممکن است کسی متعهد و دیندار باشد ولی متخصص نباشد.
۳) ممکن است فردی متعهد باشد، متخصص هم باشد امّا شایستگی لازم برای یک امر مهمّ را نداشته باشد. مثلاً فردی که تخصص‏اش ادبیات زبان فارسی است به او نمی‏توان امر قضاوت را واگذار کرد.
۴) ممکن است فردی هم متعهد باشد، هم متخصص و هم شایستگی لازم برای یک امر مهمّ را داشته باشد، مثلاً فردی که متعهد و متخصص است، تخصص‏اش هم در حقوق باشد، در این صورت، هم می‏توان وی را به عنوان قضاوت بکار گرفت و هم او را به عنوان نماینده مردم در مجلس قانونگذاری انتخاب نمود و هم به عنوان وکیل به معنای خاص.
آنچه از «روح اسلام و روح روایات» به دست می‏آید، قسم چهارم از اقسام چهارگانه فوق است که بطور خلاصه از آن به «شایسته سالاری» نام می‏بریم. این ملاک و مبنا، سنّ و سال، رنگ پوست، چپ و راست و خویشاوندی نمی‏شناسد. جوان متعهد است، تخصص‏اش در نیروهای مسلّح بسیار بالا است، در این صورت، وی شایسته است به عنوان فرمانده لشکر، در نیروهای زمینی منصوب گردد.
از این رو علی(ع) فرمودند:
«رُبَّ صَغیرٍ اَحزَمُ مِنْ کَبیرٍ؛ بسا خردسالی از بزرگ دور اندیش‏تر است.»
در جای دیگر فرمودند:
«اُنظُرْ فی حال کُتّابکَ فَوَلِّ علی اُمورِکَ خَیرَهُمْ، واخْصُصْ رَسائلِکَ التی تُدْخِلُ فیها مَکائدَکَ و اَسرارَکَ باَجْمَعِهِمْ لِوُجودِ صالحِ الاَخلاق؛ درباره کاتبان خود بنگر، و بهترینشان را بر سر کار بیاور، و نامه هایی را که در آن تدبیرها و رازهایت نهان است، از میان جمع کاتبان به کسی مخصوص دار که صالحتر از دیگران است... .»۱۰
همچنین در جای دیگر فرمود:
«فانَّ الرّجالَ یَتَعرّضُونَ لِفَراساتِ الوُلاةِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَ حُسنِ خِدْمَتِهِمْ وَ لَیْسَ وَراءَ ذلکَ مِنَ النّصیحةِ والامانَةِ شَی‏ءٌ...؛ مردمان برای جلب نظر والیان به آراستن ظاهر می‏پردازند، و خوش خدمتی را پیشه می‏سازند. امّا در پس آن، نه خیرخواهی است و نه از امانت نشان. لیکن آنان را بیازمای به خدمتی که برای والیان نیکوکار پیش از تو عهده‏دار بوده‏اند، و بر آن کس اعتماد کن که میان همگان اثری نیکو نهاده، و به امانت از همه شناخته‏تر است.»۱۱
با توجه به این اصل اساسی، یعنی «شایسته سالاری» در منابع و مبانی دینی، می‏توان گفت:
از نیروی جوان، در صدر اسلام به نحو شایسته استفاده می‏شد. اولین کسی که به پیامبر اسلام(ص)، اسلام و ایمان آورد، جوانی بود به نام علی بزرگ(ع).
و اوّلین کسی که به عنوان جانشین حضرت محمّد(ص)، منصوب گردید، جوانی بود به نام علی بزرگ(ع). کسی که:
عشق بازی که هم آغوش خطر خُفت در خوابگه پیغمبر(ص)۱۲ جوانی بود به نام علی بزرگ(ع).
پیامبر(ص)، علی(ع) را که چهره‏ای بسیار جوان داشت برای امر قضاوت به یمن فرستاد.۱۳
کسی که قالع باب خیبر است، جوانی بنام علی بزرگ(ع)... .
آیا تا به حال فکر کرده‏اید که تمام عظمتهای بزرگ زندگی فاطمه زهرا(س)، در دوران نوجوانی و جوانی بوقوع پیوست و مدّت عمر حضرت زهرا(س) از هیجده سال تجاوز نکرد؟!
«آئین مقدّس اسلام در چهارده قرن قبل، ضمن برنامه‏های جامع و سعادت‏بخش خود توجّه مخصوصی به نسل جوان معطوف داشته و جوانان را از نظر مادّی و معنوی، تربیتی و روانی، اخلاقی و اجتماعی، دنیوی و اخروی و خلاصه از کلیه جهات، تحت مراقبت کامل قرار داده است.»۱۴
در دعوت پیامبر(ص)، آن کسانی که بیشتر از همه استقبال می‏کردند، جوانان بودند. در مدّت سه سال دعوت پنهانی پیامبر(ص)، در حدود بیست و پنج نفر، به پیامبر ایمان آوردند. آن هم با سختیها و مرارتهایی که تحمل امام علی(ع):
«اَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنا ما عَسی أَنْ یَکونَ بغیْضَکَ یَوْما ما وَ اَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنا ما عَسی أَن یَکوُنَ
حَبیبَکَ یَوْما ما». (تحف العقول، ص۲۱۰)
در دوست داشتن میانه رو باش، چه بسا دوست روزی دشمن گردد و در دشمن نیز میانه رو باش،
شاید روزی دشمن، دوست تو گردد.
می‏کردند. امّا اکثر آنها، آنطور که به تاریخ استناد می‏شود جوانان بودند. بعد از آن هم، در جنگها و کارهای دیگر همین جوانها فعّال بودند.
در زمان پیروزی انقلاب و بعد هم در مسئله جنگ و این هشت سال دفاع مقدّس، همه جوانان بودند. اگر کسی با جبهه سر و کار داشت و می‏رفت آنجا، گاهی پیرمرد آنجا بود، ولی خیلی کم بود.۱۵
در عصر کنونی، مزارع سرسبز و خرّم با سعی و کوشش نسل جوان آباد است، چرخهای عظیم صنایع سنگین با نیروی جوانان در حرکت است، ذخایر طبیعی آن در اعماق معادن نهفته است با همّت نسل جوان استخراج می‏شود، کاخهای مجلّل و آسمان خراشهای بزرگ جهان را اراده خستگی ناپذیر جوانان بپا داشته است، عمران و آبادیها، مدیون کار و کوشش نسل جوان است، پایه‏های اقتصادی کشورها بر نیروی فعّاله جوانان استوار است، دفاع از مرزها و حفظ استقلال و امنیت مملکت‏ها بر عهده نسل جوان است. خلاصه در همه کشورها آثار پُر ارج فعالیت جوانان در تمام مظاهر زندگی مشهود است و نیروی خستگی ناپذیر نسل جوان مایه امیدواری تمام ملتها است.۱۶
از میان معصومین(ع) ، هم داریم، نوجوان و جوانی که به امامت منصوب گشتند. امام جواد(ع) در حدود هشت سالگی به امامت رسید ودر بیست و پنج سالگی به شهادت رسید. این خود یک استراتژی زیبا است و تفکر برانگیز، تا شایسته سالاری زیبا، به نام معصومین(ع) در تاریخ ثبت گردد.
امام هادی(ع)، در حدود ده سالگی به امامت منصوب گشتند و در چهل و سه سالگی به شهادت رسیدند.
امام حسن عسکری(ع)، در حدود بیست و دو سالگی به امامت منصوب گشتند و در بیست و هشت سالگی به شهادت رسیدند.
امام مهدی(عج)، در حدود پنج سالگی به امامت رسیدند و تاکنون ادامه دارد.
به هر تقدیر، «طرح و برنامه شایسته‏سالاری» از ناحیه معصومین بوده و به نام آنها در تاریخ ثبت و ضبط گشته است و از ناحیه آنها به اجرا هم درآمده است.
امّا کارگزاران حضرت امیر(ع):
با تحقیق اجمالی که انجام شد، از میان کارگزاران حضرت امیر(ع):
۱) هم گروه سنّی جوان ایفای نقش می‏کردند.
۲) هم گروه سنّی میانسال.
۳) و هم گروه سنّی بزرگسال.
● نمونه‏های چند
محمّد ابن ابی بکر عظیم المنزله از خواص یاران امام(ع) بوده که در سال حجة الوداع سال دهم هجرت بدنیا آمده و در سال سی و هشت هجری در زمان خلافت حضرت امیر(ع)، در مصر به شهادت رسیده است، حضرت امیر(ع) حکومت مصر را به او واگذار فرموده و در یک عهدنامه نسبتا طولانی او را به عدالت و برابری بین مردم امر کرده است.
همانطوری که پیدا است، محمّد بن ابی بکر در سنین کاملاً «جوانی» حکومت مصر از ناحیه امام علی(ع) به وی واگذار شد.۱۷
امام علی(ع) در نامه سی و پنج می‏فرمایند:
مصر را فتح کردند (لشگر معاویه آن را گرفتند) و محمد بن ابی‏بکر که خدایش بیامرزد شهید شد، از خدا مزد و پاداش او را می‏خواهیم که برای ما فرزندی خیراندیش و مهربان، و کارگردانی رنج کشیده، و شمشیری برنده، و ستونی جلوگیرنده بود.
محمّد ربیب یعنی پسر زن امام (ع) بود، مادرش اسماء دختر عُمَیس خثعمیّه است خلاصه چون محمّد را امام(ع) تربیت نموده بود او را فرزند می‏خواند... .۱۸
زیاد ابْن ابیه، در طائف سال فتح مکّه یا سال هجرت یا روز جنگ بدر بدنیا آمده، و پیغمبر اکرم(ص) را ندیده، و در همه جا با حضرت امیر(ع) و بعد از آن حضرت، با امام حسن(ع) و تا زمان صلح آن بزرگوار با معاویه بوده و پس از آن به معاویه ملحق گردید، و در کوفه در ماه رمضان سال پنجاه و سه هجری بر اثر نفرین امام حسن(ع) به مرض طاعون و وباء هلاک گردید.
زیاد ابن ابیه تقریبا در سنّ جوانی بود که حضرت امیر(ع) وی را طی عهدنامه‏ای حاکم فارس گردانیده بود که آن دیار را نیکو ضبط کرده، نگهداری می‏نمود و از این رو معاویه نامه‏ای به او نوشت تا او را به برادری بفریبد. ـ او برادر معاویه بوده است ـ چون به امام(ع) خبر رسید به زیاد نوشت:
آگاه شدم که معاویه نامه ای به تو نوشته می‏خواهد دلت را (از راه نیکبختی) بلغزاند، و می‏خواهد در تیزی و تندی (زیرکی) تو رخنه کند... .۱۹
از آنجایی که ملاک و معیار امام(ع) شایسته سالاری است، زیاد ابن ابیه را که برادر معاویه می‏باشد، در بدنه حکومت بکار می‏گیرد و او را به عنوان حاکم فارس منصوب گردانید.
زیاد ابن ابیه جوان تیز، تند و باکفایتی بوده اگرچه با گذشت زمان از خود بی‏کفایتی نشان داده است... .
مُنذر بن جارود عَبْدیّ، سال دوّم هجرت تولّد یافت و در سال شصت و یک هجرت، وفات. وی در پنج سال آخر حکومت حضرت امیر(ع)، فرد میانسال بود که حضرت امیر(ع) حکمرانی بعضی از شهرهای فارس را به او واگذار کرد.۲۰
عمر بن ابی سَلَمه مخزومی که تولدش دوم هجرت و وفاتش هشتاد و سه هجری، وی هم در پنج سال آخر حکومت حضرت علی(ع) جوانسال بوده که حضرت، طیّ نامه‏ای او را که از جانب حضرت امیر(ع)، بر بحرین حاکمیت داشت عزل نمود.۲۱
صعصعة بن صوحان عَبدیّ از یاران بزرگوار مولای متقیان و کسی است که گفته‏اند بیش از دیگران و با معرفت کامل به حقّ، علی(ع) خود را می‏شناخت.
او محضر رسول اکرم را درک نکرده و در زمان خلیفه دوّم بسیار جوان بود. روزی در محضر آن خلیفه بود که موضوع مشورت در باب مالی پیش آمد. او به خلیفه متذکر شد که مشورت جایز نیست، زیرا قرآن تکلیف را معیّن نموده است.
خلیفه تصدیق کرد و او را ستود. صعصعه از جمله کسانی است که امام حسن برای او از معاویه امان گرفت ولی معاویه در دیدار او گفت دلم نمی‏خواست به تو امان داده باشم. صعصعه گفت: من اصلاً دلم نمی‏خواست تو عنوان خلیفه داشته باشی. معاویه او را مجبور کرد به منبر برود و علی(ع) را سبّ کند. او هم به منبر رفت و پس از ایراد مطالبی گفت:
کسی که شرّ خود را به خیر خود مقدّم داشته مرا امر کرد که علی را لعن کنم، «خداوند او را لعنت کند.»۲۲
مردم همه آمین گفتند. معاویه گفت مقصودت من بودم و او را دوباره به منبر فرستاد. صعصعه این بار گفت: معاویه مرا دستور داده که علی را لعنت کنم. من لعنت می‏کنم کسی را که علی را لعن کند، مردم همه آمین گفتند و معاویه روی این اصل او را تبعید کرد. صعصعه در مرگ امام خود اشعار سوزناکی سروده است. به امام فرمود یا علی! خلافت را زینت دادی و آن تو را زینت نداد.
صعصعه در صفین در رکاب مولای متقیان بود و همراه ابن عباس برای مناظره با خوارج مأموریت داشت و آنها را پند داد و موفق شدند دو هزار نفر را برحذر داشته و به کوفه بازگردانند. او از طایفه بنی‏کلب و از نیکمردان کوفه بود.
صعصعه فاضل و در سخن بلیغ بود. برادرش زید هم چون او در دین مخلص بود و با برادر دیگرش به نام سیحان هر دو در صفین کشته شدند.۲۳
می‏بینیم که یک جوان چقدر در بدنه حکومت حضرت امیر(ع)، ایفای نقش کرده است و چقدر می‏تواند نقش آفرینی بکند.
به هر حال، نمونه های بسیاری در تاریخ اسلام ثبت گشته است که جوانان جانانه و در مسیر دین اسلام و برای دفاع از اسلام، جانفشانی و جانبازی می‏کردند، و ذکر همه آن نمونه‏ها در این مختصر میسّر نمی‏باشد.
خلاصه در میان کارگزاران حضرت امیر(ع)، هم جوانسالان ایفای نقش می‏کردند و هم میانسالان و هم بزرگسالان. ملاک و معیار عزل و نصب حضرت امیر(ع) تعهد، تخصص توأم با شایسته‏سالاری بوده است.
در پایان به این نکته اشاره خواهیم داشت که مراد از بحث جوانان و جوانی، بدین معنا نیست که سالخوردگان مطرود هستند، نه خیر! مراد بحث شایستگیهاست و بحث بر سر این است که هر کس هر چه توان و تجربه دارد، بر «کف» بگذارد و برای خدمت به خلق خدا به میدان آید.
توان توأم با تجربه، تعهّد توأم با تخصّص و سپس توجّه به «شایسته سالاری» ملاک و مبنای حکومت اسلامی است و این است ضوابط کلی در حکومت دینی و اسلامی.
● نتیجه
آنچه در عصاره بحث باید بدان اشاره شود، عبارت از این است که:
جوانی «هسته مرکزی» و بهار عمر هر انسان محسوب می‏شود و در احادیث از جوانی به دوران طلایی و نعمت الهی یاد شده است.
در واقع، جوان خورشید بزرگی است زمینی، منتها خروشان که در درون خویش «شدن و خودشکوفایی» را به همراه دارد.
جوان در اوّل جوانی، گام اوّل را برای ورود در جامعه بزرگ انسانی و جهانی برمی‏دارد که قبل از ورود در آن باید «فنّ و هنر» شناگری را فرابگیرد تا بتواند خویش و یا انسانیت انسانها را از غرق شدن نجات دهد و گوهر گرانبهای انسانیت را از اعماق اقیانوسها، بیرون بکشد.
حضرت امیر(ع)، در گفتاری کوتاه امّا زیبا، خطاب به همه انسانها به ویژه به جوانان فرمودند: «مَنْ قَلَّ ذَلّ» یعنی خود کوچک بینی و خود باختگی ذلّت محض است و پوچی و پلیدی، پیامد پر خطر آن محسوب می‏گردد.
به هر تقدیر، جوان نباید منتظر نزول فرشته بنشیند، تا او را بر بال خود بنشانند و به عرش الهی ببرند. برای جوان‏ها، تمام فرصت‏ها، فرصت طلایی است، غفلت و از دست دادن آن، خودکشی پنهانی است، بدون آنکه خود بدان مطلع باشد.
حضرت امیر(ع) در مورد شایستگی جوانان می‏فرمایند:
رُبَّ صَغیرٍ احْزَمُ مِنْ کبیرٍ؛ یعنی بسا کوچکی که از بزرگتر دوراندیش‏تر است.
با استفاده از این سخن هنرمندانه، ما به بحث شایسته‏سالاری اشاره نمودیم و بدنبال آن به تخصص توأم با تعهد و در عین حال استفاده از توانائیها توأم با تجربیات که نتیجه آن شایسته سالاری است رسیدیم و در پایان اثبات نمودیم که «شایسته سالاری» در حکومت دینی امام علی(ع) تجربه شده است.

۱۶ . گفتار فلسفی، همان.
۱۸ . همان، نامه۳۵.
۱۵ . جوانان و رسالت حوزه، «مجموعه مقالات همایش جوان و رسالت حوزه».
۱۹ . همان، نامه۴۴.
۱۱ . همان.
۱۲ . شهریار.
۱۳ . رسول جعفریان، همان.
۱۰ . نهج البلاغه، نامه۵۳.
۱ . نهج البلاغه، نامه۳۱.
۱۴ . گفتار فلسفی «جوانان از نظر عقل و احساسات»، ج۱، ۱۳۶۶، ص۶.
۱۷ . نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، نامه۲۷.
۲۳ . همان.
۲۱ . همان، نامه۴۲.
۲۲ . صمیمی «علی و نیمرخهایی از قرن اوّل اسلام»، تابان، ۱۳۷۵، صص ۱۹۳ و ۱۹۴.
۲ . همان.
۲۰ . همان، نامه۷۱.
۳ . همان، نامه۲۷.
۴ . رسول، جعفریان، «تاریخ سیاسی اسلام»، ج۲، تهران: وزارت ارشاد اسلامی، دوم، ۱۳۶۹، ص۲۶۰.
۵ . نهج البلاغه، خ۱۷.
۶ . همان، خ۳.
۷ . همان، خ۱۰۶.
۸ . همان، خ۱۷.
۹ . بحارالانوار، ج۱، ص۱۸۳.

منبع : طوبی

مطالب مرتبط

چرا امام سجاد (ع) به مبارزات سیاسی نپرداخت ؟

چرا امام سجاد (ع) به مبارزات سیاسی نپرداخت ؟
امام سجاد (ع) با شش خلیفه معاصر بود كه هیچ یك بااهل‏بیت (علیهم السلام) مهر نورزیدند . این خلفا عبارتند از :
۱) یزید بن معاویه
۲) عبدالله بن زبیر
۳) معاویه‏بن یزید
۴) مروان بن حكم
۵) عبدالملك بن مروان
۶) ولیدبن عبدالملك
امام سجاد (ع) پس از شهادت پدر ، درایام اسارت و در شرایط‏اختناق ، امامت را به عهده گرفت . این شرایط سخت تا پایان‏امامت وی ادامه یافت . مسعودی نوشته است : «قام ابومحمد علی‏بن الحسین (ع) بالامر مستخفیا علی تقیه شدیده فی زمان صعب . »حضرت سجاد (ع) امامت را به صورت مخفی و با تقیه شدید و درزمانی دشوار عهده دار گردید .
در چنین مقطع زمانی ، آیا امام (ع) می‏توانست دست‏به‏مبارزات سیاسی و فعالیتهای گسترده فرهنگی و اجتماعی بزند ؟ به نظر می‏رسد پاسخ منفی است ; به دو دلیل :
۱) جو اختناق و كنترل شدیدی كه حكومتها پس از شهادت امام حسین(ع) به وجود آورده بودند ; این اختناق سبب شد مبارزات سیاسی‏یا مسلحانه نتیجه‏ای جز هدر رفتن نیروها نداشته باشد . چنان كه‏مبارزات زمان آن حضرت تماما به شكست انجامید . برای درك این‏وضعیت اسفبار ، توجه به دو روایت زیر سودمند است :
الف) «سهل بن شعیب‏» ، یكی از بزرگان مصر ، می‏گوید :روزی به حضور علی بن الحسین (ع) رسیدم و گفتم : حال شماچگونه است ؟
فرمود : فكر نمی‏كردم شخصیت‏بزرگی از مصر مثل شما نداند كه‏حال ما چگونه است ؟ اینك اگر وضع ما را نمی‏دانی ، برایت توضیح‏می‏دهم :
وضع ما ، در میان قوم خود ، مانند وضع بنی‏اسرائیل در میان‏فرعونیان است كه پسرانشان را می‏كشتند و دخترانشان را زنده نگه‏می‏داشتند . امروز وضع ما چنان دشوار است كه مردم با ناسزاگویی‏به بزرگ و سالار ما بر فراز منبرها ، به دشمنان ما تقرب می‏جویند.»
ب) زراره بن اوفی می‏گوید : دخلت علی علی ابن الحسین (ع) فقال : یازراره الناس فی‏زماننا علی ست طبقات : اسد و ذئب و ثعلب و كلب و خنزیر و شاه‏فاما الاسد فملوك الدنیا یحب كل واحد منهم ان یغلب و لا یغلب واما الذئب فتجاركم یذمو (ن) اذا اشتروا و یمدحو (ن) اذاباعوا و اما الثعلب فهولاءالذین یاكلون بادیانهم و لایكون فی‏قلوبهم ما یصفون بالسنتهم و اما الكلب یهر علی الناس بلسانه ویكرمه الناس من شر لسانه و اما الخنزیر فهولاءالمخنثون واءشباههم لایدعون الی فاحشه الا اءجابوا و اما الشاه بین اءسد وذئب و ثعلب و كلب و خنزیر .»
حضرت در این روایت ، حاكمان را به شیران درنده و مسلمانان رابه گوسفندان اسیر در چنگ درندگان ، تشبیه كرده است .
۲) شرایط نا سالم فرهنگی آن روزگار; بر اثر فعالیته‌ای ناسالم‏حكومت‌های وقت و انگیزه‏های مختلفی كه در آن زمان وجود داشت‏مردم به طرف بی‏بندوباری سوق داده شدند و با چنین مردمی هرگزنمی‏شد كارهای بنیادی انجام داد مگر این كه تحولی معنوی در آنان‏به وجود آید . در این موقعیت ، تمام تلاش حضرت سجاد (ع) این‏بود كه شعله معنویت را روشن نگه دارد و این جز از راه دعاها ونیایش‌ها و تذكارهای مقطعی حضرت به خوبی از عهده آن برآمد . ممكن نبود .
در مورد رواج فرهنگ غلط بی‏بندوباری و فحشا در آن عصر ، یكی‏از محققان می‏نویسد : «در مدینه مجالس غنا و رقص برپا می‏شد و چه بسا زنان و مردان با یكدیگر بودند و هیچ پرده‏ای نیز در میان نبود .
(الشعر والغنافی المدینه و مكه ، ص ۲۵۰) . . . عایشه دختر طلحه مجالس مختلط از مردان و زنان برپامی‏كرد و در آن مجالس با فخر و مباهات آواز می‏خواند .
(الاغانی ، ج ۱۰ ، ص ۵۷)
. . . مدینه پر از زنان آوازه‏خوان شده بود و آنها نقش فعالی‏در آموزش غنا به دختران و پسران و گسترش آوازه‏خوانی و اشاعه‏بی‏بندوباری و فساد داشتند . . . .»
در تاریخ الادب العربی ، ج ۲ ، ص ۳۴۷ چنین آمده است : «گویی این دو شهر بزرگ حجاز (مكه و مدینه) را برای‏خنیاگران ساخته بودند ، تا آنجا كه نه تنها مردمان عادی ، بلكه‏فقیهان و زاهدان نیز به مجالس آنان می‏شتافتند .»
در این موقعیت ، امام سجاد (ع) برای تبیین معارف اسلام وبرپاداشتن شجره اسلام و زنده نگه داشتن مشعل معنویت ، از سلاح‏دعا استفاده كرد و بذر معنویت پاشید تا در موقعیت مناسب ثمردهد .
یكی از نویسندگان معاصر در باره صحیفه سجادیه كه در بردارنده‏دعاهای امام (ع) است . می‏نویسد : «. . . صحیفه سجادیه اساس اندیشه انقلابی را تشكیل داده وامت اسلامی نیز نیاز به تكیه گاهی كامل و انقلابی داشته است .
نیاز امت در آن هنگام ، سخن و یا اشعار كینه برانگیز و عواطف‏لحظه‏ای و زودگذر نبود ، بلكه به یك نظریه كامل و انقلابی نیازداشته است . امام زین العابدین (ع) این نظریه را تنها درصحیفه سجادیه كه چكیده اصول تربیتی امام (ع) است . تبیین‏نكرده ، بلكه خود امام زبور ناطق بوده است .»
این نویسنده در مورد تاثیر صحیفه سجادیه در هدایت انقلابیان‏و حركتهای اسلامی می‏نویسد : «من گمان نمی‏كنم كه پس از قرآن كتابی همچون صحیفه سجادیه‏باشد كه این گونه قلب محرومان را تسلی بخشد و خون انقلاب را دررگهای مستضعفان به جوش آورد و دلهای مجاهدان را به درخشش خودروشن كند و هدایتگر انقلابیون در راه مبارزه باشد . . .»
عنوان صحیفه ، دعا و نیایش است ; اما از موضوعات مبارزاتی وسیاسی تهی نیست . موارد زیر بر درستی این سخن گواهی می‏دهد :
۱) دعای چهل و هشتم صحیفه :
حضرت در این دعا به صراحت از مسایل زیر كه جنبه سیاسی دارد یاد می‏كند :
الف) مقام خلافت مخصوص خلفا و اصفیای الهی است .
ب) مقام خلافت مورد یورش و غصب قرار گرفته است .
ج) احكام خدا تبدیل گشته و كتاب خدا مورد غفلت قرار گرفته‏است .
د) واجبات الهی تحریف شده است .
ه) سنت پیامبر (ص) متروك گشته است .
متن دعا چنین است : «. . . اللهم ان هذا المقام لخلفائك و اصفیائك و مواضع‏امنائك فی الدرجه‏الرفیعه التی خصصتهم بها قد ابتزوها و انت‏المقدر لذلك لایغالب امرك و لا یجاوز المحتوم من تدبیرك كیف شئت‏و انی شئت و لما انت اعلم به غیر متهم علی خلقك و لا لارادتك حتی‏عاد صفوتك و خلفاوك مغلوبین مقهورین مبتزین یرون حكمك مبدلا وكتابك منبوذا و فرائضك محرفه عن جهات اشراعك و سنن نبیك متروكه‏اللهم العن اعداءهم من الاولین و الاخرین و من رضی بفعالهم واشیاعهم و اتباعهم اللهم صل علی محمد و آل محمد انك حمید مجیدكصلواتك و بركاتك و تحیاتك علی اصفیائك ابراهیم و آل ابراهیم وعجل الفرج و الروح و النصره و التمكین و التاییدلهم . . .»
۲) دعای چهل و هفتم :
درزمانی كه اهل‏بیت (علیهم السلام) در فشار به سر می‏بردند وامیرمومنان (ع) بر فراز منبرها لعن می‏شد ، حضرت در دعای چهل‏و هفتم (دعای روز عرفه) به مسایل مهم زیر اشاره می‏كند :
الف) مقام امارت و رهبری از آن اهل‏بیت (علیهم السلام) است
ب) ائمه (علیهم السلام) از هر پلیدی پیراسته و شایسته‏وساطت‏بین خالق و خلق‏اند .
ج) دین به وسیله امام منصوب از سوی خداوند تقویت می‏شود .
د) خدا اطاعت از ائمه را واجب ساخته است .
فرازی از دعای عرفه آن حضرت چنین است : «رب صل علی اءطائب اهل بیته الذین اخترتهم لامرك و جعلتهم‏خزنه علمك و حفظه دینك و خلفائك فی‏ارضك و حججك علی عبادك وطهرتهم من الرجس و الدنس تطهیرا بارادتك و جعلتهم الوسیله الیك‏و المسلك الی خبتك . . .»
«. . . اللهم انك ایدت دینك فی كل اوان بامام اقمته علمالعبادك و منارا فی بلادك بعد ان وصلت‏حبله بحبلك و جعلته‏الذریعه الی رضوانك و افترضت طاعته و حذرت معصیته و امرت‏بامتثال اوامره . . . و اته من لدنك سلطانا نصیرا وافتح له‏فتحا یسیرا . . . .»
۳) دعای چهاردهم :
این دعا سراسر شكوه از ستمگران است كه در نظر آن حضرت مصداقی‏جز حكام وقت ندارد .
۴) دعای بیستم : (دعای مكارم الاخلاق)
حضرت در این دعا از خداوند می‏خواهد او را از سلطه ستمگران‏نجات بخشد و پیروزش سازد : «اللهم صل علی محمد و آل محمد و اجعلنی یدا علی من ظلمنی ولسانا علی من خاصمنی و ظفرا بمن عاندنی وهب لی مكرا علی من‏كایدنی و قدره علی من اضطهدنی . . .»
۵) دعای چهل و نهم :
حضرت در این دعا از فراوانی دشمنانش و از برنامه‏های حساب شده‏آنان جهت آزار و حتی قتل امام به خدا شكوه می‏كند : «فكم من عدو انتضی علی سیف عداوته و شحذلی ظبه مدیته وارهف لی شباحده و داف‏لی قواتل سمومه و سدد نحوی صوائب سهامه ولم تنم عنی عین حراسته و اضمر ان یسومنی المكروه و یجر عنی‏زعاق مرارته فنظرت یا الهی . . . .»
بارخدایا ! چه بسا دشمنی كه شمشیر عداوت آخت و بر من تاخت وبرای كشتن من خنجر خویش تیز كرد و با دم برنده آن آهنگ جان من‏نمود و زهر كشنده به آب من بیامیخت و خدنگ جان شكار خویش دركمان نهاد و مرا نشانه گرفت و چون پاسبانان همواره بیدار ،دیده از من برنمی‏گرفت و در دل داشت كه مرا گزندی سخت رساند وشرنگ كینه خویش به كامم ریزد ; آنگاه ای خداوند من ! دیدی كه ... .»

وبگردی
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال - در این فیلم درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقات هندبال بازی‌های آسیایی جاکارتا را می بینید که این بازی در نهایت منجر به پیروزی ایران و کسب مقام پنجمی کشورمان شد.