یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ / Sunday, 18 February, 2018

جوانان از دیدگاه امام علی (ع)


جوانان از دیدگاه امام علی (ع)
آیا حضرت امیر(ع) از تیپ جوان هم به عنوان کارگزار نظام در بدنه حکومت اسلامی بکارگیری داشت؟ چرا؟
آنچه مسلم است، حضرت امیر(ع) از تیپ جوان به عنوان کارگزار نظام، در بدنه حکومت اسلامی بکارگیری داشت، و نمونه‏های بسیاری را در این نوشتار برشمردیم که قابل دقّت است.
آنچه جای دقت دارد و «چرایی» بحث را تشکیل می‏دهد، این است که چرا حضرت امیر(ع) از تیپ جوان به عنوان کارگزار نظام، در بدنه حکومت اسلامی که یک امر بسیار مهمّ است بکار می‏گرفت؟!
گرچه تا به حال به این پرسش، پاسخ گفته نشد ولی از روح تاریخ اسلام و روح نهج البلاغه می‏توان نکاتی را استنباط کرد که پاسخ نسبتا مناسبی باشد برای این پرسش.
▪ خلاقیّت و نوآوری در جوانان بیشتر است:
همانطوری که اشاره شد، امام علی(ع) قلب و استعداد جوانان را تشبیه می‏کند به زمین ناکِشته‏ای که هر چه در آن افکنند بپذیرد. زمین ناکشته (ارض خالیه)، بر خلاف زمین کِشته ـ که خاک آن پیر گشته است ـ از خلاقیّت ویژه‏ای برخوردار است. همیشه ثمرش بیشتر از زمین‏های کِشته است. زمین‏های کِشته نیاز به «آیش» دارند و توانایی ندارند هر نوع بذر را بپذیرند.
ولی زمین ناکِشته گاهی چندین برابر، بیشتر از زمینهای کِشته و آیش خورده ثمر می‏دهد. محصولش چشم نواز و چشمگیر است و از ویژگیها و کیفیت خاصی برخوردار است. کشاورز در کاشت و داشت زمین ناکشته‏ای که زیر کشت می‏برد چندان مشکلی ندارد زیرا خود زمین در درون خود دارای آمادگی است که نیاز به کمک و کود از خارج ندارد...
همچنین است سرزمین وجودی یک جوان، آن هم جوانی که می‏خواهد در بدنه حکومت اسلامی، بکارگیری شود. بدنه حکومت نیاز به کادری دارد که سرشار از استعداد و آمادگی باشند و از خودشان خلاقیّت نشان بدهند و خستگی ناپذیر باشند.
وقتی زمین ناکشته برای زیر کشت بردن در اختیار زارع قرار دارد چرا زارع زمین کِشته و آیش خورده خسته را زیر کشت ببرد که نتواند از آن، ثمر عالی و فراوان بدست آورد؟
اینجاست که امام علی(ع) می‏فرمایند:
«انّما قَلْبُ الْحَدَثِ کالأرضِ الخالیَةِ مَا اُلقِیَ فیهَا مِنْ شی‏ءٍ قَبِلَتْهُ. فَبادَرْتُکَ بِالأدَبِ قَبْل اَنْ یَقْسو قَلْبُکَ وَ یَشتَغِلَ لُبُّکَ...؛ دل جوان همچون زمین ناکِشته است؛ هرچه در آن افکنند بپذیرد، پس به ادب آموختنت پرداختم، پیش از آنکه دلت سخت شود و خردت هوایی دیگر گیرد، تا با رأی قاطع روی به کار آری...»۱
والدین، مسؤولین فرهنگی و امورتربیتی، دلسوخته‏گان و در کلّ حکومت اسلامی، باید جوان و توانمندیهای جوانان را جدّی بگیرند. کوتاهی در این زمینه، دو خسارت بزرگ و جبران ناپذیر را بدنبال خواهد داشت:
۱) دشمن دورِ این سرزمین مبارک، «سنگ چین» و سپس تصرف می‏نماید.
۲) و به دنبال آن فرار مغزها را در بر خواهد داشت که «کمر حکومت» را می‏شکند.
حقیقتا این دو نکته از روح کلام حضرت امیر(ع) بدست می‏آید و هشدار بزرگی است برای مسؤولین فرهنگی و حکومت اسلامی. تا در حفظ این سرمایه ملّی ـ معنوی کشور کوشا باشند.
▪ اولویت نسل جوان و آینده حکومت:
مربی نیک اندیش، باید جاده صاف کن خوبی برای جوان ها باشد و بعد از راهنمائیها و راه‏گشائیهای لازم از نیّت پاک و نهاد بی‏آک (بی‏آسیب) جوان‏ها بهره‏برداری نمایدو بهره‏مند گردد.
حضرت امیر(ع) می‏فرمایند:
جوان! من علی(ع) حاضرم تمام گذشته تاریخ و آینده دور را جلو رویت حاضر و ترسیم سازم و هر چیز زبده آن را جدا سازم و نیکویی آن را برایت جستجو کنم، آن را که شناخته نبود از دسترس تو به دور اندازم... تا تو بتوانی از بهار زندگانی و عنفوان جوانی و نیّت پاک و نهاد بی‏آک خود درست بهره ببری و سپس در خدمت خلق خدا باشی.
«ایْ بُنَیَّ اِنّی و اِنْ لَمْ اکُنْ عُمّرتُ عُمُرَ مَنْ کانَ قَلْبی فَقَدْ نَظَرْتُ فی اعمالِهمْ، و فکّرْتُ فی اخبارِهِمْ، و سِرتُ فی آثارِهِمْ حتّی عُدْتُ کاحَدِهم...؛ پسرکم! هرچند من به اندازه همه آنان
امام علی(ع):
«مَنِ‏اتَّخَذَ اَخا مِنْ غَیْرِ اخْتبارٍ اَلجأهُ الاضْطِرارُ الی مُرافَقَةِ الاَشْرار».
(غرر الحکم، ص۲۹۵)
کسی که ناسنجیده با دیگران پیمان دوستی می‏بندد، بناچار به دوستی اشرار تن در می‏دهد.
که پیش از من بوده‏اند نزیسته‏ام، اما در کارهاشان نگریسته‏ام و در سرگذشتهاشان اندیشیده، و در آنچه از آنان مانده، رفته و دیده‏ام گویی چنان است که با نخستین تا پسینشان به سر برده‏ام. پس آنچه ـ دیدم ـ روشن را از تار و سودمند را از زیانبار باز شناختم... و بر ادب آموختنت همّت گماشتم.»۲
پس هشیارانه باید سرزمین وجود جوان را تصرف کرد و دور آن سنگ چین نمود سپس بر آن زمین ناکِشته، بذر نیک و نیک‏اندیشی پاشید و به دنبال آن از عنفوان جوانی، بهار زندگانی (نَفْس صافیه)، نیّت پاک و نهاد بی‏آک وی در بدنه حکومت اسلامی استفاده کرد و به دنبال آن، حکومت را از خطرات و خیانتها بیمه ساخت.
خلاصه روزی باید در بدنه حکومت نوسازی صورت بگیرد و چه بهتر که نیک اندیشان، نیک اندیشانی از میان نسل نو تربیت بکنند و آنها را در بدنه حکومت، بکار گمارند.
از این رو می‏بینیم حضرت امیر(ع) حکومت مصر را طی یک عهدنامه نسبتا طولانی واگذار می‏کند به محمد بن ابی‏بکر در حالی که وی کاملاً در سنین جوانی بسر می‏برد.۳ و یا اینکه در جنگ تبوک، پیامبر(ص) دستور دادند تا همه مهاجر و انصار تحت فرماندهی «اسامة بن زید» که بیش از ۱۷ (هفده) سال نداشت راهی این منطقه (منطقه موته) شوند.۴
▪ براساس معیار شایسته سالاری:
هیچ دلیلی وجود ندارد که یک جوان، به صرف جوان بودن، نتواند در پُست‏های کلیدی یک کشور بکار گرفته شود.
این منطق کور و کهنه دوران جاهلیت بود که از بکارگیری تیپ جوان در بدنه حکومت اسلامی اعراض می‏کردند و یکی از مشکلات آنها با خود حضرت امیر(ع) همین بود که حضرت امیر جوان است و کم تجربه؛ و شایستگی ندارد در مسؤولیتهای کلیدی حکومت اسلامی بکار گرفته شود.
چندین حدیث زیبا، در همین نوشتار بیان گشت که حضرت امیر(ع) در این زمینه قایل به شایسته سالاری هستند. با توجه به این دیدگاه، امام(ع) جوانان توانمند، متخصص و متعهد را در بدنه حکومت اسلامی بکارگیری می‏کردند و از استعدادهای سرشار جوانان به نفع مملکت استفاده می‏نمودند.
حضرت امیر(ع) جایی که کار به کار دان سپرده نشد بسیار می‏نالد؛ می‏فرمایند:
«مردی که پشتواره‏ای از نادانی فراهم ساخته، و خود را میان مردم نادان در انداخته. شتابان در تاریکی فتنه تازان، کور در بستن پیمان سازش ـ میان مردمان ـ . آدمی نمایان او را دانا نامیده‏اند و او نه چنان است، چیزی را بسیار فراهم آورده که اندکش بهتر از بسیار آن است. تا آنگاه که از آب بد مزه سیر شود، و دانش بیهوده اندوزد ـ و دلیر شود ـ پس میان مردم به داوری نشیند و خود را عهده‏دار گشودنِ مشکل دیگری بیند.»۵
در جای دیگر حضرت می‏فرمایند:
«فیا للّهِ و للشُّوری، مَتی اعْتَرضَ الرَّیبُ فیَّ مَعَ الاوّلِ مِنْهُم...؛ خدا را چه شورایی! من از نخستین چه کم داشتم، که مرا در پایه او نپنداشتند؛ و در وصف اینان داشتند؛ ناچار با آنان انباز، و در گفتگوشان دمساز گشتم. امّا یکی از کینه راهی گزید و دیگری داماد خود را بهتر دید، و این دوخت و آن بُرید، تا سوّمین به مقصود رسید و همچون چارپا بتاخت، و خود را در کشتزار مسلمانان انداخت.»۶
به هر تقدیر، امام علی(ع) در جای جای نهج البلاغه در زمینه شایسته سالاری و واگذاری کار به کاردان مطالب بلندی دارند و فرمودند که در این مختصر به همین مقدار اکتفا می‏کنیم.
در یک جمع بندی می‏توان گفت؛ کار باید به کاردان واگذار گردد و در حکومت امام علی(ع) جوانانی بودند که شایسته و کاردان بودند و در بدنه حکومت اسلامی هم بکار گرفته می‏شدند.
▪ تعهد و عشق به اسلام:
از روح تاریخ اسلام بدست می‏آید که درصدر اسلام، جوانان گرایش بیشتری در روی آوردن به اسلام داشتند و به دنبال آن از خود عشق و علاقه خاصی نشان می‏دادند.
حضرت امیر(ع) می‏فرمایند:
«سپاس خدای را، که راه اسلام را گشود و در آمدن به آبشخورهای آن را بر تشنگان آن، آسان فرمود؛ و ارکان آن را استوار ساخت تا کس با آن چیرگی نتواند، و نستیزد... راه روشن آن تصدیق آوردن است و نشانه‏های آن کار نیک کردن.»۷
در جای دیگر می‏فرمایند:
«گله خود را با خدا می‏کنم از مردمی که عمر خود را به نادانی به سر می‏برند، و با گمراهی رخت از این جهان به در می‏برند. کالایی خوارتر نزد آنان از کتاب خدا نیست.»۸
شاید به راحتی بتوان استنباط کرد که غالب جمعیت کلانسال در حکومت امام علی(ع) یا روحیات ابوسفیانی داشتند و یا نفاق پنهان و تعصّب و تقدّس کور جاهلی که بسیار خطرناک و خطرساز بودند. از این رو، حضرت از میان جمعیت کلانسال، مواجه بود با چهار گروه که عبارتند از :
۱) ابوسفیان.
۲) منافقان پنهان.
۳) سالخوردگان متعهد ولی بی‏تخصص.
۴) گروه بسیار اندک هم، متعهد و هم متخصص و کاردان بودند.
از این روی، حضرت باید این خلأ بزرگ را با بکارگیری تیپ جوان، جبران می‏کرد و آنها را با توجه به لیاقتها و توانمندیها، در بدنه حکومت به کار می‏گمارد.
واقعا اگر اکثر آنها مشکل‏دار و مشکل ساز بودند و از طرف دیگر در بدنه حکومت نیاز به متخصص متعهد باشد که بتوان گزینش درست از میان جوانان کارآمد و متخصص و متعهد، این خلأ را پر کرد، چرا چنین نکرد؟!
امام علی(ع):
«قارِنْ أَهْلَ الْخَیْرِ تَکُنْ مِنْهُمْ وَ بایِنْ أَهْلَ الشَّرِ تَبِنْ عَنْهُمْ».
(نهج البلاغه، نامه ۳۱)
همنشین نیکان شو، تا از آنان شوی و از بدکاران دوری کن تا از آنان نباشی.
مگر خود علی(ع) طی ۲۳ سال حکومت پیامبر(ص)، با آن همه ایثار و رشادت جوان نبود؟
مگر بر خود حضرت امیر(ع) خورده نمی‏گرفتند؟!
● جوانان و کارگزاران نظام
در اینجا سؤالی مطرح خواهد گشت و به دنبال آن به پاسخ آن خواهیم پرداخت. سؤال این است:
جوانان در میان کارگزاران نظام حضرت امیر(ع) چه جایگاهی داشتند؟
علی(ع) می‏فرمایند:
«الجاهِلُ صَغیرٌ و اِنْ کانَ شَیْخا، والعالِمُ کبیرٌ و اِنْ کانَ حَدَثا؛ نادان کوچک است هرچند سالخورده و پیر باشد، دانا بزرگ است، هرچند کوچک و خردسال باشد.»۹
از این گفتار گرانسنگ امیرالمؤمنین(ع) می‏توان استنباط کرد که ملاک و محور در تمام امور، بویژه در گزینش نیروهایی که پیکره و هسته مرکزی حکومت اسلامی را تشکیل می‏دهند، «تعهد، تخصص و شایسته سالاری» است. ملاک و محور اصلی در گزینش‏ها، دانش توأم با دینداری و شایستگی است و این معیار کلی، هیچ ارتباطی با سنّ و سال اشخاص ندارد.
با یک دقت عمیق می‏توان چنین استنباط و تصوّر کرد که:
۱) ممکن است فردی متخصص باشد ولی دیندار نباشد.
۲) ممکن است کسی متعهد و دیندار باشد ولی متخصص نباشد.
۳) ممکن است فردی متعهد باشد، متخصص هم باشد امّا شایستگی لازم برای یک امر مهمّ را نداشته باشد. مثلاً فردی که تخصص‏اش ادبیات زبان فارسی است به او نمی‏توان امر قضاوت را واگذار کرد.
۴) ممکن است فردی هم متعهد باشد، هم متخصص و هم شایستگی لازم برای یک امر مهمّ را داشته باشد، مثلاً فردی که متعهد و متخصص است، تخصص‏اش هم در حقوق باشد، در این صورت، هم می‏توان وی را به عنوان قضاوت بکار گرفت و هم او را به عنوان نماینده مردم در مجلس قانونگذاری انتخاب نمود و هم به عنوان وکیل به معنای خاص.
آنچه از «روح اسلام و روح روایات» به دست می‏آید، قسم چهارم از اقسام چهارگانه فوق است که بطور خلاصه از آن به «شایسته سالاری» نام می‏بریم. این ملاک و مبنا، سنّ و سال، رنگ پوست، چپ و راست و خویشاوندی نمی‏شناسد. جوان متعهد است، تخصص‏اش در نیروهای مسلّح بسیار بالا است، در این صورت، وی شایسته است به عنوان فرمانده لشکر، در نیروهای زمینی منصوب گردد.
از این رو علی(ع) فرمودند:
«رُبَّ صَغیرٍ اَحزَمُ مِنْ کَبیرٍ؛ بسا خردسالی از بزرگ دور اندیش‏تر است.»
در جای دیگر فرمودند:
«اُنظُرْ فی حال کُتّابکَ فَوَلِّ علی اُمورِکَ خَیرَهُمْ، واخْصُصْ رَسائلِکَ التی تُدْخِلُ فیها مَکائدَکَ و اَسرارَکَ باَجْمَعِهِمْ لِوُجودِ صالحِ الاَخلاق؛ درباره کاتبان خود بنگر، و بهترینشان را بر سر کار بیاور، و نامه هایی را که در آن تدبیرها و رازهایت نهان است، از میان جمع کاتبان به کسی مخصوص دار که صالحتر از دیگران است... .»۱۰
همچنین در جای دیگر فرمود:
«فانَّ الرّجالَ یَتَعرّضُونَ لِفَراساتِ الوُلاةِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَ حُسنِ خِدْمَتِهِمْ وَ لَیْسَ وَراءَ ذلکَ مِنَ النّصیحةِ والامانَةِ شَی‏ءٌ...؛ مردمان برای جلب نظر والیان به آراستن ظاهر می‏پردازند، و خوش خدمتی را پیشه می‏سازند. امّا در پس آن، نه خیرخواهی است و نه از امانت نشان. لیکن آنان را بیازمای به خدمتی که برای والیان نیکوکار پیش از تو عهده‏دار بوده‏اند، و بر آن کس اعتماد کن که میان همگان اثری نیکو نهاده، و به امانت از همه شناخته‏تر است.»۱۱
با توجه به این اصل اساسی، یعنی «شایسته سالاری» در منابع و مبانی دینی، می‏توان گفت:
از نیروی جوان، در صدر اسلام به نحو شایسته استفاده می‏شد. اولین کسی که به پیامبر اسلام(ص)، اسلام و ایمان آورد، جوانی بود به نام علی بزرگ(ع).
و اوّلین کسی که به عنوان جانشین حضرت محمّد(ص)، منصوب گردید، جوانی بود به نام علی بزرگ(ع). کسی که:
عشق بازی که هم آغوش خطر خُفت در خوابگه پیغمبر(ص)۱۲ جوانی بود به نام علی بزرگ(ع).
پیامبر(ص)، علی(ع) را که چهره‏ای بسیار جوان داشت برای امر قضاوت به یمن فرستاد.۱۳
کسی که قالع باب خیبر است، جوانی بنام علی بزرگ(ع)... .
آیا تا به حال فکر کرده‏اید که تمام عظمتهای بزرگ زندگی فاطمه زهرا(س)، در دوران نوجوانی و جوانی بوقوع پیوست و مدّت عمر حضرت زهرا(س) از هیجده سال تجاوز نکرد؟!
«آئین مقدّس اسلام در چهارده قرن قبل، ضمن برنامه‏های جامع و سعادت‏بخش خود توجّه مخصوصی به نسل جوان معطوف داشته و جوانان را از نظر مادّی و معنوی، تربیتی و روانی، اخلاقی و اجتماعی، دنیوی و اخروی و خلاصه از کلیه جهات، تحت مراقبت کامل قرار داده است.»۱۴
در دعوت پیامبر(ص)، آن کسانی که بیشتر از همه استقبال می‏کردند، جوانان بودند. در مدّت سه سال دعوت پنهانی پیامبر(ص)، در حدود بیست و پنج نفر، به پیامبر ایمان آوردند. آن هم با سختیها و مرارتهایی که تحمل امام علی(ع):
«اَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنا ما عَسی أَنْ یَکونَ بغیْضَکَ یَوْما ما وَ اَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنا ما عَسی أَن یَکوُنَ
حَبیبَکَ یَوْما ما». (تحف العقول، ص۲۱۰)
در دوست داشتن میانه رو باش، چه بسا دوست روزی دشمن گردد و در دشمن نیز میانه رو باش،
شاید روزی دشمن، دوست تو گردد.
می‏کردند. امّا اکثر آنها، آنطور که به تاریخ استناد می‏شود جوانان بودند. بعد از آن هم، در جنگها و کارهای دیگر همین جوانها فعّال بودند.
در زمان پیروزی انقلاب و بعد هم در مسئله جنگ و این هشت سال دفاع مقدّس، همه جوانان بودند. اگر کسی با جبهه سر و کار داشت و می‏رفت آنجا، گاهی پیرمرد آنجا بود، ولی خیلی کم بود.۱۵
در عصر کنونی، مزارع سرسبز و خرّم با سعی و کوشش نسل جوان آباد است، چرخهای عظیم صنایع سنگین با نیروی جوانان در حرکت است، ذخایر طبیعی آن در اعماق معادن نهفته است با همّت نسل جوان استخراج می‏شود، کاخهای مجلّل و آسمان خراشهای بزرگ جهان را اراده خستگی ناپذیر جوانان بپا داشته است، عمران و آبادیها، مدیون کار و کوشش نسل جوان است، پایه‏های اقتصادی کشورها بر نیروی فعّاله جوانان استوار است، دفاع از مرزها و حفظ استقلال و امنیت مملکت‏ها بر عهده نسل جوان است. خلاصه در همه کشورها آثار پُر ارج فعالیت جوانان در تمام مظاهر زندگی مشهود است و نیروی خستگی ناپذیر نسل جوان مایه امیدواری تمام ملتها است.۱۶
از میان معصومین(ع) ، هم داریم، نوجوان و جوانی که به امامت منصوب گشتند. امام جواد(ع) در حدود هشت سالگی به امامت رسید ودر بیست و پنج سالگی به شهادت رسید. این خود یک استراتژی زیبا است و تفکر برانگیز، تا شایسته سالاری زیبا، به نام معصومین(ع) در تاریخ ثبت گردد.
امام هادی(ع)، در حدود ده سالگی به امامت منصوب گشتند و در چهل و سه سالگی به شهادت رسیدند.
امام حسن عسکری(ع)، در حدود بیست و دو سالگی به امامت منصوب گشتند و در بیست و هشت سالگی به شهادت رسیدند.
امام مهدی(عج)، در حدود پنج سالگی به امامت رسیدند و تاکنون ادامه دارد.
به هر تقدیر، «طرح و برنامه شایسته‏سالاری» از ناحیه معصومین بوده و به نام آنها در تاریخ ثبت و ضبط گشته است و از ناحیه آنها به اجرا هم درآمده است.
امّا کارگزاران حضرت امیر(ع):
با تحقیق اجمالی که انجام شد، از میان کارگزاران حضرت امیر(ع):
۱) هم گروه سنّی جوان ایفای نقش می‏کردند.
۲) هم گروه سنّی میانسال.
۳) و هم گروه سنّی بزرگسال.
● نمونه‏های چند
محمّد ابن ابی بکر عظیم المنزله از خواص یاران امام(ع) بوده که در سال حجة الوداع سال دهم هجرت بدنیا آمده و در سال سی و هشت هجری در زمان خلافت حضرت امیر(ع)، در مصر به شهادت رسیده است، حضرت امیر(ع) حکومت مصر را به او واگذار فرموده و در یک عهدنامه نسبتا طولانی او را به عدالت و برابری بین مردم امر کرده است.
همانطوری که پیدا است، محمّد بن ابی بکر در سنین کاملاً «جوانی» حکومت مصر از ناحیه امام علی(ع) به وی واگذار شد.۱۷
امام علی(ع) در نامه سی و پنج می‏فرمایند:
مصر را فتح کردند (لشگر معاویه آن را گرفتند) و محمد بن ابی‏بکر که خدایش بیامرزد شهید شد، از خدا مزد و پاداش او را می‏خواهیم که برای ما فرزندی خیراندیش و مهربان، و کارگردانی رنج کشیده، و شمشیری برنده، و ستونی جلوگیرنده بود.
محمّد ربیب یعنی پسر زن امام (ع) بود، مادرش اسماء دختر عُمَیس خثعمیّه است خلاصه چون محمّد را امام(ع) تربیت نموده بود او را فرزند می‏خواند... .۱۸
زیاد ابْن ابیه، در طائف سال فتح مکّه یا سال هجرت یا روز جنگ بدر بدنیا آمده، و پیغمبر اکرم(ص) را ندیده، و در همه جا با حضرت امیر(ع) و بعد از آن حضرت، با امام حسن(ع) و تا زمان صلح آن بزرگوار با معاویه بوده و پس از آن به معاویه ملحق گردید، و در کوفه در ماه رمضان سال پنجاه و سه هجری بر اثر نفرین امام حسن(ع) به مرض طاعون و وباء هلاک گردید.
زیاد ابن ابیه تقریبا در سنّ جوانی بود که حضرت امیر(ع) وی را طی عهدنامه‏ای حاکم فارس گردانیده بود که آن دیار را نیکو ضبط کرده، نگهداری می‏نمود و از این رو معاویه نامه‏ای به او نوشت تا او را به برادری بفریبد. ـ او برادر معاویه بوده است ـ چون به امام(ع) خبر رسید به زیاد نوشت:
آگاه شدم که معاویه نامه ای به تو نوشته می‏خواهد دلت را (از راه نیکبختی) بلغزاند، و می‏خواهد در تیزی و تندی (زیرکی) تو رخنه کند... .۱۹
از آنجایی که ملاک و معیار امام(ع) شایسته سالاری است، زیاد ابن ابیه را که برادر معاویه می‏باشد، در بدنه حکومت بکار می‏گیرد و او را به عنوان حاکم فارس منصوب گردانید.
زیاد ابن ابیه جوان تیز، تند و باکفایتی بوده اگرچه با گذشت زمان از خود بی‏کفایتی نشان داده است... .
مُنذر بن جارود عَبْدیّ، سال دوّم هجرت تولّد یافت و در سال شصت و یک هجرت، وفات. وی در پنج سال آخر حکومت حضرت امیر(ع)، فرد میانسال بود که حضرت امیر(ع) حکمرانی بعضی از شهرهای فارس را به او واگذار کرد.۲۰
عمر بن ابی سَلَمه مخزومی که تولدش دوم هجرت و وفاتش هشتاد و سه هجری، وی هم در پنج سال آخر حکومت حضرت علی(ع) جوانسال بوده که حضرت، طیّ نامه‏ای او را که از جانب حضرت امیر(ع)، بر بحرین حاکمیت داشت عزل نمود.۲۱
صعصعة بن صوحان عَبدیّ از یاران بزرگوار مولای متقیان و کسی است که گفته‏اند بیش از دیگران و با معرفت کامل به حقّ، علی(ع) خود را می‏شناخت.
او محضر رسول اکرم را درک نکرده و در زمان خلیفه دوّم بسیار جوان بود. روزی در محضر آن خلیفه بود که موضوع مشورت در باب مالی پیش آمد. او به خلیفه متذکر شد که مشورت جایز نیست، زیرا قرآن تکلیف را معیّن نموده است.
خلیفه تصدیق کرد و او را ستود. صعصعه از جمله کسانی است که امام حسن برای او از معاویه امان گرفت ولی معاویه در دیدار او گفت دلم نمی‏خواست به تو امان داده باشم. صعصعه گفت: من اصلاً دلم نمی‏خواست تو عنوان خلیفه داشته باشی. معاویه او را مجبور کرد به منبر برود و علی(ع) را سبّ کند. او هم به منبر رفت و پس از ایراد مطالبی گفت:
کسی که شرّ خود را به خیر خود مقدّم داشته مرا امر کرد که علی را لعن کنم، «خداوند او را لعنت کند.»۲۲
مردم همه آمین گفتند. معاویه گفت مقصودت من بودم و او را دوباره به منبر فرستاد. صعصعه این بار گفت: معاویه مرا دستور داده که علی را لعنت کنم. من لعنت می‏کنم کسی را که علی را لعن کند، مردم همه آمین گفتند و معاویه روی این اصل او را تبعید کرد. صعصعه در مرگ امام خود اشعار سوزناکی سروده است. به امام فرمود یا علی! خلافت را زینت دادی و آن تو را زینت نداد.
صعصعه در صفین در رکاب مولای متقیان بود و همراه ابن عباس برای مناظره با خوارج مأموریت داشت و آنها را پند داد و موفق شدند دو هزار نفر را برحذر داشته و به کوفه بازگردانند. او از طایفه بنی‏کلب و از نیکمردان کوفه بود.
صعصعه فاضل و در سخن بلیغ بود. برادرش زید هم چون او در دین مخلص بود و با برادر دیگرش به نام سیحان هر دو در صفین کشته شدند.۲۳
می‏بینیم که یک جوان چقدر در بدنه حکومت حضرت امیر(ع)، ایفای نقش کرده است و چقدر می‏تواند نقش آفرینی بکند.
به هر حال، نمونه های بسیاری در تاریخ اسلام ثبت گشته است که جوانان جانانه و در مسیر دین اسلام و برای دفاع از اسلام، جانفشانی و جانبازی می‏کردند، و ذکر همه آن نمونه‏ها در این مختصر میسّر نمی‏باشد.
خلاصه در میان کارگزاران حضرت امیر(ع)، هم جوانسالان ایفای نقش می‏کردند و هم میانسالان و هم بزرگسالان. ملاک و معیار عزل و نصب حضرت امیر(ع) تعهد، تخصص توأم با شایسته‏سالاری بوده است.
در پایان به این نکته اشاره خواهیم داشت که مراد از بحث جوانان و جوانی، بدین معنا نیست که سالخوردگان مطرود هستند، نه خیر! مراد بحث شایستگیهاست و بحث بر سر این است که هر کس هر چه توان و تجربه دارد، بر «کف» بگذارد و برای خدمت به خلق خدا به میدان آید.
توان توأم با تجربه، تعهّد توأم با تخصّص و سپس توجّه به «شایسته سالاری» ملاک و مبنای حکومت اسلامی است و این است ضوابط کلی در حکومت دینی و اسلامی.
● نتیجه
آنچه در عصاره بحث باید بدان اشاره شود، عبارت از این است که:
جوانی «هسته مرکزی» و بهار عمر هر انسان محسوب می‏شود و در احادیث از جوانی به دوران طلایی و نعمت الهی یاد شده است.
در واقع، جوان خورشید بزرگی است زمینی، منتها خروشان که در درون خویش «شدن و خودشکوفایی» را به همراه دارد.
جوان در اوّل جوانی، گام اوّل را برای ورود در جامعه بزرگ انسانی و جهانی برمی‏دارد که قبل از ورود در آن باید «فنّ و هنر» شناگری را فرابگیرد تا بتواند خویش و یا انسانیت انسانها را از غرق شدن نجات دهد و گوهر گرانبهای انسانیت را از اعماق اقیانوسها، بیرون بکشد.
حضرت امیر(ع)، در گفتاری کوتاه امّا زیبا، خطاب به همه انسانها به ویژه به جوانان فرمودند: «مَنْ قَلَّ ذَلّ» یعنی خود کوچک بینی و خود باختگی ذلّت محض است و پوچی و پلیدی، پیامد پر خطر آن محسوب می‏گردد.
به هر تقدیر، جوان نباید منتظر نزول فرشته بنشیند، تا او را بر بال خود بنشانند و به عرش الهی ببرند. برای جوان‏ها، تمام فرصت‏ها، فرصت طلایی است، غفلت و از دست دادن آن، خودکشی پنهانی است، بدون آنکه خود بدان مطلع باشد.
حضرت امیر(ع) در مورد شایستگی جوانان می‏فرمایند:
رُبَّ صَغیرٍ احْزَمُ مِنْ کبیرٍ؛ یعنی بسا کوچکی که از بزرگتر دوراندیش‏تر است.
با استفاده از این سخن هنرمندانه، ما به بحث شایسته‏سالاری اشاره نمودیم و بدنبال آن به تخصص توأم با تعهد و در عین حال استفاده از توانائیها توأم با تجربیات که نتیجه آن شایسته سالاری است رسیدیم و در پایان اثبات نمودیم که «شایسته سالاری» در حکومت دینی امام علی(ع) تجربه شده است.

۱۶ . گفتار فلسفی، همان.
۱۸ . همان، نامه۳۵.
۱۵ . جوانان و رسالت حوزه، «مجموعه مقالات همایش جوان و رسالت حوزه».
۱۹ . همان، نامه۴۴.
۱۱ . همان.
۱۲ . شهریار.
۱۳ . رسول جعفریان، همان.
۱۰ . نهج البلاغه، نامه۵۳.
۱ . نهج البلاغه، نامه۳۱.
۱۴ . گفتار فلسفی «جوانان از نظر عقل و احساسات»، ج۱، ۱۳۶۶، ص۶.
۱۷ . نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، نامه۲۷.
۲۳ . همان.
۲۱ . همان، نامه۴۲.
۲۲ . صمیمی «علی و نیمرخهایی از قرن اوّل اسلام»، تابان، ۱۳۷۵، صص ۱۹۳ و ۱۹۴.
۲ . همان.
۲۰ . همان، نامه۷۱.
۳ . همان، نامه۲۷.
۴ . رسول، جعفریان، «تاریخ سیاسی اسلام»، ج۲، تهران: وزارت ارشاد اسلامی، دوم، ۱۳۶۹، ص۲۶۰.
۵ . نهج البلاغه، خ۱۷.
۶ . همان، خ۳.
۷ . همان، خ۱۰۶.
۸ . همان، خ۱۷.
۹ . بحارالانوار، ج۱، ص۱۸۳.

منبع : طوبی

مطالب مرتبط

میلاد امام جواد(ع) اثبات الهی بودن منصب امامت


میلاد امام جواد(ع) اثبات الهی بودن منصب امامت
میلاد امام جواد (ع) را باید از جمله وقایعی دانست که برکات بسیاری را نصیب جامعه اسلامی کرد. این برکات که عامل بقای منصب امامت و اثبات کننده الهی بودن آن است، تلاش مخالفان و معاندان را در تشکیک بر این مقام از میان برد. گفتگوی ما با دکتر مجید معارف؛ مدیرگروه قرآن و حدیث دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران به بررسی این برکات اشاره دارد. گفتگوی ما با ایشان را ملاحظه فرمایید:
▪ مایلیم برای آغاز این گفتگو از برکاتی که تولد امام جواد(ع) برای جامعه آن زمان به همراه داشت، بشنویم؟
ـ نهمین پیشوای شیعیان امام جواد(ع ) طبق بسیاری از روایات تنها فرزند امام هشتم(ع) می باشند. با تولد ایشان برخی از مسایل برای شیعه و امام هشتم (ع ) حل می شود. اجازه می خواهم حدیثی از امام هشتم (ع) در خصوص فرزندشان نقل کنم.
شیخ مفید در کتاب ارشاد و مرحوم کلینی در کتاب کافی این گونه نقل می کند که امام رضا(ع) پس از تولد فرزندشان فرموده اند که خداوند مولودی به برکت او در اسلام نیافریده است.
اگر به تاریخ زندگی امام هشتم (ع) دقت کنیم، درمی یابیم که امام رضا(ع ) پس از ازدواج تا سالها صاحب فرزندی نشدند؛ همین موضوع باعث شد که تعدادی از شیعیان در اصل امامت امام هشتم (ع) به تردید بیفتند در واقع اساس این تردید آن بود که اگر قرار بر اثنی عشری بودن پدیده امامت باشد، با توجه به اینکه امامان ما در چنگال قدرت سیاسی بنی عباس گرفتار بودند و آنها هر زمان اراده می کردند می توانستند امامی را دستگیر و یا به شهادت برسانند، چه کسی عهده دار امامت پس از آنها خواهد بود.
آیا با این اتفاق سلسله اثنی عشری قطع نخواهد شد؟ ریشه این تردید را می توان در برخی از روایات ملاحظه کرد، چنانچه شخصی به نام «ابن قیام واسطی» به امام هشتم(ع) نامه ای می نویسد که: چگونه امام هستی در حالی که فرزندی برای جانشینی شما نیست. امام در پاسخ وی می نویسد: از کجا می دانی که مرا فرزندی نخواهد بود.
سوگند به خدا زندگی من پایان نخواهد یافت مگر آنکه خداوند فرزندی به من عطا کند که جداکننده حق و باطل باشد. امام (ع) به شیعیان خود می گفت آنگاه که خدا اراده کند فرزند من به دنیا می آید، اما این گفته ها برای همه حجت نبود. افرادی که ایمانشان سست بود حاضر نبودند این موضوع را به راحتی بپذیرند و می گفتند، این یک ادعاست.
به تدریج عده زیادی از اطراف امام پراکنده شدند و گروهی را تشکیل دادند که در فرق انحرافی شیعه به «واقفه» یا واقفیه شهرت یافتند. واقفه و یا واقفیه به گروهی اطلاق می شود که در امامت امام هفتم توقف کرده و امامت امام رضا(ع) را انکار کردند تا اینکه خداوند هفت سال قبل از شهادت امام رضا(ع) یعنی در سال ۱۹۵هجری امام جواد(ع ) را به امام هشتم(ع ) اعطا کرد.
با تولد ایشان بود که خیل عظیمی از واقفه از این گروه جدا شدند و از اعتقادات انحرافی خویش جدا شدند. این نخستین برکتی بود که از تولد امام جواد (ع ) نصیب اسلام و شیعیان شده است.
دومین برکتی که از وجود امام جواد(ع ) ساطع شده است و به شخصیت علمی و فرهنگی ایشان مربوط می شود مسأله به امامت رسیدن ایشان پس از شهادت امام رضا(ع ) است. چنانچه می دانیم امام هشتم (ع ) در سال ۲۰۲ و یا ۲۰۳ با دسیسه چینی مأمون به شهادت می رسد و این در شرایطی است که از عمر مبارک امام جواد هفت یا هشت سال بیشتر نمی گذشت.
این مسأله مسأله بزرگی برای شیعیان محسوب می شد که چگونه ممکن است کودکی که هنوز به سن بلوغ نرسیده به امامت برسد.تا آن زمان یعنی از زمان امامت امام علی (ع) تا زمان شهادت امام رضا(ع ) چنین تجربه ای برای شیعه رخ نداده بود.
تولد امام جواد و امامت ایشان در سن هفت سالگی اثبات کننده همه ادعاهای شیعه در الهی بودن منصب امامت است برای آنکه یکی دو قرن شیعیان بر این نکته تصریح می ورزیدند که امامت منصبی الهی است و پیامبر اسلام(ص) به دستور خدا علی بن ابی طالب(ع) را به عنوان جانشین خود معرفی کرده است. اما مخالفان این نظر مدعی بودند که خلافت مقامی بشری است که ضمن آن مردم در گرد کسی جمع می شوند و با وی بیعت می کنند و این مسأله ارتباطی با نصب الهی ندارد.
شیعه در این زمان از نظر عملی به دلیل اینکه تمامی امامان در بزرگسالی به امامت می رسیدند، غیر از استدلال به یک سری نصوص حربه دیگری برای اثبات خود نداشت، چون مخالفان می توانستند بگویند علم امامان شما اکتسابی است و هر امامی در مکتب پدر خود به قدر کافی علم و دانش می آموزد و به مقام امامت می رسد.
ولی امروز وقتی امام هشتم (ع) به شهادت می رسد و کودک هفت ساله ای ادعای امامت می کند و می تواند به پرسشهای مردم پاسخ دهد آیا می توان گفت که این کودک نابغه ای است که در مکتب پدرش تمامی علوم را در چند سالگی آموخته است؟ البته وجود نوابغ با سن کم امری محال نیست؛ اما چقدر احتمال دارد که مثلاً از میان میلیونها کودک که در سنین کودکی نبوغی از آنها ظهورمی کند، ادعا کنیم که این فرد تصادفاً همان امام جواد(ع) است. معمولاً عقل زیر بار تصادف و احتمال فوق العاده ضعیف نمی رود.
بنابر این در مسأله امامت امام جواد (ع) بر روی الهی بودن منصب تأکید شده است و وقتی به روایات مربوط به این مسأله مراجعه می کنیم می بینیم که شخصیت ایشان به دو پیغمبر تشبیه شده است. این تشبیه قبل از همه در سخنان امام هشتم (ع) دیده می شود.
ایشان، امام جواد(ع) را به حضرت عیسی (ع ) تشبیه می کند که در کودکی و پس از تولد به سمت نبوت برگزیده می شود و می تواند در گهواره مردم را خطاب قرار دهد که: «انی عبدا... آتانی الکتاب و جعلنی نبیا» تشبیه دیگر امام به حضرت یحیی است چنان که خداوند در خصوص ایشان نیز در سوره مریم می فرماید: «و آتیناه الحکم سبیا.» در شرایطی که او کودک بود ما به او حکم نبوت را اعطا کردیم.
محمدابن خلاد می گوید، روزی در محضر امام رضا (ع) بودیم که ایشان درخصوص امامت صحبت می کردند، در حین صحبت به ابو جعفر اشاره کردند و فرمودند این ابوجعفر است که او را به جای خود نشانده و قائم مقام خود ساخته ام. ما خاندانی هستیم که خردسالان ما علوم و دانشها را از بزرگسالان ما به ارث می برند. این حدیث شریف در کتاب الکافی جلد دوم آمده است.
▪ آیا با این اشارات پس از شهادت امام هشتم (ع) شیعیان توانستند بر سر مسأله جانشینی ایشان با هم به تفاهم برسند؟
ـ پس از شهادت امام رضا(ع) بزرگان شیعه گردهم آمدند تا فردی را به امامت برگزینند و حتی برخی از آنها تصور می کردند که باید صبر کنند تا اینکه امام جواد (ع) به بلوغ شرعی برسد. در این میان برخی از بزرگان شیعه که معرفت عمیقتری به موضوع امامت شیعه داشتند، مثل «یونس ابن عبدالرحمن» که از اصحاب با وفای امام هشتم نیز محسوب می شد، می گفتند که اگر واقعاً امام جواد(ع) با نصب الهی به امامت رسیده باشد، او باید بتواند به پرسشهای ما پاسخ دهد، بنابراین خدمت ایشان می رویم و سؤالهایی را مطرح می کنیم. آنها می دانستند از چه موضوعی سؤال کنند و چگونه یک مدعی را به دام بیندازند.
آن گونه که ابراهیم ابن هاشم پدر علی بن ابراهیم امی نقل می کند، پس از وفات امام رضا(ع) فقهایی از اصحاب امام جواد(ع) نزد ایشان آمدند و ۳۰ هزار پرسش را از ایشان سؤال کردند. این روایت برای برخی از محققان شگفت آور است که چگونه ممکن است در یک مجلس از ۳۰ هزار مسأله شرعی سؤال پرسیده شود و از یک کودک جواب بشنوند.
در حالی که تحلیل صحیح این روایت این گونه است که از زمان امام کاظم(ع) به بعد؛ یعنی پس از شهادت امام صادق(ع) گاهی شیعیان در امامت امامی دچار شبهه می شدند و برای حصول اطمینان خود سؤالهایی را طراحی می کردند که پاسخ آنها را می دانستند.
آنها این پرسشها را نزد مدعیان امامت مطرح می کردند و چنانچه وی امام واقعی بود قطعا در پاسخ عاجز نمی ماند و اگر مدعی دروغین بود بعد از چند پرسش از پاسخ به سؤالهایی عاجز می ماند. تعداد این سؤالها که در اصطلاح علم حدیث به آنها « مسایل آزمونی» می گوییم تا زمان امام رضا (ع) به ۱۵ هزار مسأله شرعی می رسید.
تصور کنید بانک سؤالهایی از سؤالها و پرسشهای آزمونی در اختیار فقهای اصحاب ائمه(ع) باشد و با آنها بتوانند مدعیان را محک بزنند. تعداد این سؤالها تا زمان امام جواد(ع) به ۳۰ هزار رسیده بود. بنابراین روایتی را که به آن اشاره کردم و اتفاقاً علامه مجلسی نیز آن را نقل می کند باید به این صورت نقل شود که فقهایی از اصحاب امام رضا(ع) خدمت امام جواد(ع) رسیدند و از ۳۰ هزار مسأله شرعی که تا آن زمان طراحی شده بود سؤالهایی را مطرح کردند که پاسخهای صحیح دریافت کردند و به حقیقت امامت ایشان پی بردند.
▪ تکریم امام جواد(ع) پس از شهادت امام هشتم از سوی مأمون هم به دلیل همین وجهه علمی ایشان است؟
ـ در مسأله شهادت امام هشتم(ع) مأمون متهم اصلی و مورد سوء ظن شیعه بود. بنابراین برای آنکه تا حدودی از خود رفع اتهام کند دستور داد مقام امام جواد (ع) گرامی داشته شود حتی بعدها دخترش ام فضل را به عقد ایشان در آورد. او وقتی امام (ع) را تکریم می کرد طبعاً مورد انتقاد قرار می گرفت که چرا به کودکی این همه التفات می کند.
البته مأمون برای آنکه قدری خود را از زیر بار این اتهام خارج کند، به برخی همچون قاضی یحیی ابن اکثم می گفت، ایشان با وجود اینکه سن کمی دارد صاحب فضل و دانش و کرامت است و اگر تو می خواهی از این موضوع مطمئن شوی می توانی مناظره ای را با او داشته باشی. چون خود او یکی دو مورد آن را از امام دیده بود. مثلاً روزی امام جواد (ع) در کوچه با چند کودک دیگر مشغول بازی بود، وقتی مأمون با جمعی از سپاهیان خود از آن جا عبور می کرد همه کودکان غیر از امام جواد فرار کردند.
مأمون از ایشان سؤال می کند آیا تو از من نمی ترسی که مثل دیگران فرار نکردی. حضرت با خونسردی پاسخ می دهد نه من خطایی نکرده ام که بخواهم از تو بترسم و از طرف دیگر راه را نیز بر تو نبسته ام که مشکلی برایت ایجاد شده باشد. این پاسخ خردمندانه به مأمون می فهماند که هر کودکی نمی تواند چنین پاسخ قاطعی را ابراز کند.
در مناظره معروفی که برای آگاهی از دانش امام اتفاق می افتد قاضی یحیی ابن اکثم از امام سؤال می کند که ای ابوجعفر، نظر شما در مورد محرمی که با حال احرام صیدی مرتکب شود، چیست و کفاره چنین کسی چه خواهد بود؟ او گمان می کرد امام از پاسخ به این پرسش عاجز خواهد ماند و اگر هم پاسخ دهد صرفاً به دادن حکمی شرعی اکتفا می کند.
اما امام (ع) پاسخ می دهد: به این بستگی دارد که وضعیت محرم چه باشد؛ آیا در داخل حرم صید کند یا در خارج از حرم، آیا به حکم مسأله عالم بوده است یا جاهل، این عمل را عمدا انجام داده یا سهواً، او حر و آزاد است و یا مملوک و عبد، محرم فقیر و غیربالغ است و یا کبیر است، او برای بار اول است که مرتکب صید می شود و یا مکرراً آن را انجام داده است، صید او کوچک است و یا بزرگ، بعد از ارتکاب به این عمل پشیمان است و یا به انجام آن اصرار دارد، محرم احرام به عمره مفرده بسته و یا احرام به عمره حج، او این کار را در شب انجام داده است و یا در روز، صید او پرنده بوده است و یا غیر پرنده و... چنانکه می بینید امام (ع) یک سؤال را تبدیل به ۲۲ تا ۲۴ سؤال دیگر می کند به گونه ای که یحیی ابن اکثم می گوید: ا... اکبر از این همه علم و دانش که می تواند شقوق مختلف یک مطلب را این گونه باز کند. به این ترتیب بود که در مناظرات مختلف شخصیت ایشان حتی برای مخالفان روشن می شد.
▪ طبعاً با وجود سن اندک امام (ع) انتظار نمی رود گفته ها و اندیشه هایی از ایشان مثل سایر امامان در دسترس باشد. اما مایلیم نگاهی هم به خدمات علمی و فرهنگی ایشان در همین اندک زمان داشته باشید.
ـ همان گونه که شما هم اشاره کردید امام جواد (ع) جزو جوانترین امامان شیعه اند و بهتر است ایشان را امام جوان بخوانیم، چرا که در سن ۲۵ سالگی با دسیسه متوکل عباسی به شهادت رسیده اند. به دلیل سن اندک امام و تحت نظر بودن احادیث کمی از ایشان صادر شده است.
در عین حال روایات پراکنده ای از ایشان در منابع حدیث وجود دارد. این روایات در عصر ما با تلاش علمی آقای شیخ عزیزا... عطاردی گردآوری شده است. ایشان مجموعه روایات امام را در قالب جلد کوچکی به نام «مسند الامام الجواد» جمع آوری و عرضه کرده است. کتاب دیگری با نام «موسوعه کلمات الامام الجواد» یعنی دایرة المعارفی از سخنان امام جواد جمع آوری شده است.این موسوعه که به همت پژوهشکده باقرالعلوم فراهم شده و سازمان تبلیغات اسلامی آن را به چاپ رسانده است مشتمل بر ۴۳۴ حدیث کوتاه و بلند از امام جواد (ع) است که در ۴ محور «عقاید» (مشتمل بر ۱۹۰ حدیث )، «احکام» (مشتمل بر ۱۴۲ حدیث )، «اخلاق» (مشتمل بر ۵۰ حدیث ) و «ادعیه و زیارات» (مشتمل بر ۵۲ حدیث) طبقه بندی شده است. اگر همین موسوعه را تبلوری از فعالیتهای علمی ایشان فرض کنیم، متوجه می شویم که در کارهای فرهنگی امام موضوعات اعتقادی مثل توحید و امامت از اهمیت زیادی برخوردار است.
در زمان ایشان با توجه به اینکه فرق اسلامی و جریانات کلامی همچون اشاعره، معتزله، مرجئه، و حتی خوارج به عنوان جریان فرهنگی و نه سیاسی بحثهای فراوان و داغ مذهبی را در خصوص خداوند مطرح می کردند، دیدگاههای متفاوتی در جامعه آن روز به وجود آمده بود.
در چنین شرایطی است که امام جواد(ع) با هدف شفاف سازی مسأله توحید و حقیقت آن مسایلی را بیان می کنند.
برای مثال وقتی یک بار از ایشان سؤال می شود که آیا می توانیم درخصوص خدای باری تعالی لفظ شیء را به کار ببریم و بگوییم خدا هم شیء است، امام پاسخ می فرمایند: بله استفاده از لفظ شیء برای خدا جایز است؛ چون استفاده از این لفظ، خدا را از دو نسبت ناروای حد تعطیل و حد تشبیه خارج می کند؛ اگر خدا را نوع خاصی از شیء که نظیر آن وجود ندارد، بدانیم او را از این نسبت تعطیل و تشبیه خارج کرده ایم. امام با این بیان، دو جریان را در زمان خود نفی می کند؛ نخست کسانی که تاریخ علم کلام آنها را مشبهه و یا مجسمه می خواند که اعتقاد داشتند خدا همچون سایر مخلوقات جسم دارد، مکان پذیر است، جلوس و قیام و قعود دارد و از خداوند در این حالات تصاویری را ترسیم می کردند. امام این تفکر را نفی می کند.
البته اگر از شی ء می گوییم، منظور پدیده مادی نیست، بلکه مقصودمان موجودیت است؛ خداوند شیء است به این معنا که در نظام آفرینش موجودیت دارد. از سویی دیگر ایشان جریان دیگری را به نام معطله نفی می کند. این عده گروهی از اخباریون بودند که اعتقاد داشتند درخصوص خداوند و نه درخصوص ذاتش، بلکه در خصوص وجود و صفات و قدرتش هم نمی توانیم اظهار نظر کنیم. آنها اساساً نقش عقل را نیز بحث در خصوص خدا، صفات و قدرت الهی تعطیل می کردند و می گفتند، عقل انسان صلاحیت گفتگو درباره خدا را ندارد.
در این شرایط امام (ع) می فرماید نه اندیشه تجسیم و تشبیه، اندیشه درستی است و نه اندیشه تعطیل. امام (ع) بعد از توحید در مسأله عقاید موضوع امامت را مد نظر دارند. ایشان بر صفات، وجود، معیارهای انتخاب امام، علم و دانش غیبی امام درسهای بسیاری را در خطاب به شیعیان داده اند.
محور دیگری که در تعلیمات امام قابل تأمل است احکام اسلامی و اخلاق است. ایشان درسهای اخلاقی بزرگی به ویژه در مسأله اخلاص داده اند و اینکه انسان برای رضای خدا باید کارکند، چنانکه در ضمن حدیثی می فرماید، گاه می شود که انسان مالی را پنهانی صدقه می دهد و خدای تبارک و تعالی آن را به عنوان صدقه پنهانی برای او ثبت می کند. گاهی اتفاق می افتد همین فرد گزارشی از انفاق خود می دهد.خداوند عمل او را به عنوان صدقه آشکار ثبت می کند. طبعاً ثواب صدقه آشکار کمتر از ثواب صدقه پنهانی است.
گاهی نیز اتفاق می افتد که همین فرد مجدداً کار خود را برای عده ای بازگو می کند و متأسفانه کار او به عنوان عمل ریایی ثبت می شود. در حقیقت پیام امام این است که اولاً صدقه را پنهانی بدهید و دیگر آنکه آن را برای کسی بیان نکنید.
ایشان همچنین فرموده اند سه چیز بنده را به مقام رضوان الهی می رساند؛ استغفار از گناهان و دیگری فروتنی در برابر مردم و همچنین صدقه زیاد دادن. ایشان تأکید می کنند که ثروتمندان در این خصوص وظیفه بیشتری بر عهده دارند و می فرمایند نعمت خدا بر کسی زیاد نمی شود مگر آنکه نیاز مردم هم به او بیشتر می شود. پس کسی که این زحمت را تحمل نکند نعمت را در معرض زوال قرار می دهد.
*از حضورتان در این گفتگو سپاسگزاریم.

خمیر مارسیپان
▪ بادام خام ۲۰۰ گرم ▪ پودر قند ۶۰۰ تا ۷۰۰ گرم ▪ سفیده تخم مرغ ۱ عدد ▪ اسانس بادام تلخ دو سوم قاشق چایخوری ▪ رنگ مجاز خوراکی به میزان دلخواه ● طرز تهیه خمیر مارسیپان بادامهای خام …
وبگردی
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
سیف بعد از کاهش 30 درصدی ثروت مردم بجای استعفا وعده داد / عقب نشینی از کاهش دستوری نرخ سود
سیف بعد از کاهش 30 درصدی ثروت مردم بجای استعفا وعده داد / عقب نشینی از کاهش دستوری نرخ سود - تدابیر بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز؛ شامل انتشار اوراق گواهی سپرده ریالی، انتشار گواهی سپرده ریالی مبتنی بر ارز و طرح پیش فروش سکه بهارآزادی در نشست...
دولت ثبات و امید 4 سال پیش در مورد ارز چه گفت؟
دولت ثبات و امید 4 سال پیش در مورد ارز چه گفت؟ - یادآوری سخنی از رئیس جمهور،در برنامه تلویزیونی "دیدگاه"، پیش از انتخابات سال 1392 و نگاهی به نرخ ارز امروز ، 25 بهمن 1396
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.