چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷ / Wednesday, 12 December, 2018

جوانان در ارتباط با قرآن


جوانان در ارتباط با قرآن
اگر شاعر عرب، کتاب «الغدیر» علاّمه امینی را، «معجزه شبها» و حروف آن را «ستاره‏های درخشان» معرفی می‏کند و تحقیق ایشان را همسان نورافکنی می‏داند که «بسیاری از روایات پیامبر مبشّر را از تاریکی ابهام، بیرون آورد»۱ در مورد «کتاب کریم»، چه کسی باید بگوید و چه باید گفت؟!
از باب «بل الانسانُ عَلی نفسِهِ بَصیرةٌ»۲
هیچ کس خودش را بهتر از خودش نمی‏شناسد و نمی‏تواند معرفی کند.
قرآن مجید هم، «بیّنٌ بِنَفسه و مبیّنٌ لغیره» است.
شایسته است در معرفی قرآن، بیش از همه، از خود کتاب کریم کمک بگیریم.
قرآن مجید، بهتر از هر چیز و هر کس، خودش را می‏شناسد و معرّفی هم می‏کند.
قرآن، در معرفی خود می‏گوید، شعاع من، شعاع هدایت و انسانیت است.
رسالت قرآن، همیشگی و همگانی است. منتها در عمل، عدّه‏ای خاص، بدان تمسّک می‏جویند.
بزرگترین رسالت قرآن مجید آن است که بیماران را شفا ببخشد و انسان را از نظر روحی «بیمه» سازد.
در عصر تکنولوژی و ماشین، بیماری صنعتی و استرس، انسانها را فلج کرده است... و زندگی را به جهنّم روحی، مبدّل ساخته است. از این رو باید دید، قرآن مجید دارای چه منزلتی می‏باشد و از چه جایگاهی برخوردار است؟
قرآن مجید، صد درصد، از پایگاه مستحکمی برخوردار می‏باشد و آمادگی دارد دنیایی از بهشت درون و بیرون را، جلو روی انسان ترسیم کند و از او بهشت محض و بهشت سیّار، تربیت کند.
در این نوشتار، درصدد ماندیم، تا چگونگی و چرایی ارتباط جوانان با قرآن را تبیین کنیم.
نوجوانان و جوانان بیش از همه زمانها، به پایگاه معنوی و قرآن مجید، نیاز دارند. چرا؟ چون بیش از همه زمانها، جوانان در معرض خطر و مرض‏ها و غرض‏های آلوده قرار دارند.
بیماریهای روحی که امروزه جوانان را تهدید می‏کند، بسیار بسیار متعدد و متنوع است، بیماریهای روحی، داروی معنوی و تکیه معنوی می‏خواهد. از این جهت، هر جوانی با مراجعه به قرآن، می‏تواند بیماریهای روحی خود را، پیشگیری و یا درمان بخشد. اگر چنین اتفاقی در زندگی یک نوجوان و جوان بیفتد، شیرین‏ترین و زیباترین اتفاقی است که در زندگی آنها بوجود آمده. «اتفاقات قرآنی» همه‏اش مهم و بزرگ است و اُنس یک نوجوان و جوان با قرآن، یک اتفاق آسمانی است.
به هر حال قرآن، در عمل، میزان رفتار و کردار مسلمانان است عموما، و جوانان است خصوصا، و همه باید خودشان را بر قرآن عرضه کنند، تا ببینند یک انسان و جوان قرآنی هستند یا خیر؟
اگر چنین نیستند باید هر چه سریعتر برای درمان جان خود اقدام کنند و لحظه‏ای توقّف روا نباشد و هیچ مانع و یا «مینی» از طرف قرآن مجید وجود ندارد. اگر مانع و یا میدان مینی احساس می‏شود در خود ما است...
● یتیم نوازی در قرآن:
اَلم یجدکَ یتیما فآوی * و وجدکَ ضالاً فَهدی * و وجدکَ عائلاً فاغنی * فامّا الیتیمَ فَلا تقْهَر * و امّا السائل فلاتنهر * و امّا بنعمةِ ربّکَ فحدِّث
مگر یتیم نیافت و در پناه خویش جای داد. سرگشته‏ات یافت و به راهت آورد. محتاجت یافت و بی‏نیازت کرد. پس یتیم را میازار. و با سائل خشونت نکن و از نعمت پروردگارت سخن بگو.۳
دوران کودکی، سرآغاز نیاز و نیاز به پناهگاه است. حضرت محمد(ص) تنها «یتیم قرآنی» است که در قرآن مجید نوازش شده و دست محبّت الهی بر سر او کشیده شد.
حضرت محمّد(ص) در دوران کودکی و یتیمی، شنا کردن در اقیانوس بیکران انسانیت را در شنزارهای مکه آغاز کرد. چون وی می‏خواهد ثقل اکبر تربیت گردد و به درجه «خُلق عظیم» برسد و از این جهت باید آبدیده گردد.
به تجربه و در تاریخ، ثابت شد که کسی در «سَمور» به رشد ربانی و شدن و شکوفایی نمی‏رسد. از این جهت رسول اللّه از صفر، که اوج نیاز و دوران یتیمی است، شدن و شکوفایی را آغاز می‏کند.
خداوند به رسول بزرگوارش می‏فرمایند:
«لولاک لما خلقت الافلاک» اگر تو نبودی افلاک را نمی‏آفریدم.۴
در همین راستا مولوی می‏گوید:
قالت فاطمة (س) قال رسول اللّه(ص): «مَثَلُ الامامِ مَثَلُ الکعبةَ اِذْ تُوتی و لا تَأتی».
زهرا(س) از رسول خدا(ص) نقل می‏کند: مثل امام مانند کعبه است، مردم باید در اطراف آن طواف کنند، نه آن که کعبه دور مردم طواف کند.(بحار، ج۳۶، ص۳۵۳)
با محمّد بود عشق پاک، جفت بهر عشق او خدا «لولاک» گفت
گر نبودی بهر عشق پاک را کی وجودی دادمی افلاک را
من بدان افراشتم چرخ سنی تا علوّ عشق را فهمی کنی
چقدر زیبا است! آن کسی که «افلاک» به وجود او بند و پیوند دارد، خداوند او را در یتیمی می‏آزماید و در دوران بسیار حساس و در اوج نیاز، او را با سختی بزرگ و سنگینی مواجه می‏سازد.
اینگونه زندگی «عشق است و دیگر هیچ».
این حیات، ارزیابی شده است. خداوند، خود این حیات را ارزیابی کرده است اگر حیات، ارزیابی نباشد، به گفته سقراط، ارزش زیستن ندارد.
خداوند در سوره غافر یک چرخه‏ای از حیات را بیان می‏کند که جالب توجه است. کودکی ـــــ جوانی ـــــ پیری.
«هُوَ الّذی خَلَقَکُم مِنْ تُرابٍ ثمَّ مِنْ نطفةٍ ثمّ من علقةٍ...»
اوست که شما را: ۱ـ از خاک آفرید ۲ـ سپس از نطفه ۳ـ آنگاه از خون بسته ۴ـ و بعد از آن به صورت طفلی شما را بیرون می‏فرستد ۵ـ تا به کمال نیرو برسید ۶ـ و پس از آن پیر شوید و برخی از شما پیش از رسیدن به پیری می‏میرید، و بعضی به آن اجل معیّن می‏رسید، و شاید بیندیشید.۵
«شدن» در این آیه موج می‏زند و سیر تکاملی انسان، به صورت آرام در جسم انسان تعبیه شده است. یعنی رشد جسم، حتما باید توأم با رشد جان باشد. به هر تقدیر دوران کودکی، جوانی و پیری، در آیینه قرآن، بسیار آرمانی به «فیلم» کشیده شد و مبدأ معنادار و معاد ماندگاری را به نحو نیکو، تبیین می‏کند.
● قرآن در کلام برادر قرآن
ما ز قرآن مغز را برداشتیم پوست را پیش سگان انداختیم۶
بهترین معرّف قرآن، خود قرآن و امامان(ع) هستند. علی(ع) زبان ناطق و قرآن ناطق است که با زیباترین بیان قرآن را معرفی و توصیف می‏کند. علی بزرگ، خود اوّلین جوان حافظ کلّ قرآن می‏باشد و اوّلین قرآن ناطق در میان اهل بیت(ع).
پیش بینی و پیش‏گوئیهای حضرت امیر(ع) در حقّ قرآن، بسیار مهم و دارای پیام بزرگ و شأن نزول است.
حضرت در آخرین وصیت و نصیحت خود، پیش بینی و پیش‏گوئیهای جالب توجهی را انجام می‏دهد که امروزه هر صاحب خردی را تکان می‏دهد.
می‏فرمایند:
«اللّهَ اللّهَ فی القُرآنِ لا یسْبِقُکُم بالعَمَلِ به غیرُکُم»
خدا را! خدا را! درباره قرآن مبادا دیگری بر شما پیشی گیرد در رفتار به حکم آن. ۷
دقیقا حضرت، مشکل بزرگ جامعه فعلی مسلمانان را نسبت به قرآن نشانه گرفته و آن «غربت قرآن در عمل» است. از نظر تعداد شمارگان، خط و چاپ، قرآن غریب نیست. از نظر قاری، حافظ، تفسیر و... قرآن غریب نیست ولی با چشم پر از اشک و دلی پر خون و آه سرد و کُشنده باید گفت قرآن در میان مسلمانان عموما و در میان شیعیان خصوصا، غریب، تنها و مهجور مانده است. در عمل قرآن، کتاب مردگان معرفی گشته است، نه کتاب زندگی و کتاب زنده و زنده‏ها.
در جای دیگر حضرت امیر(ع) آنچنان لایه‏های نورانی قرآن را معرفی می‏کنند که فردهای معمولی را یارای درک آن نیست. می‏فرمایند:
▪ قرآن نوری است که خاموشی ندارد.
▪ چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد.
▪ دریایی است که ژرفای آن درک نشود.
▪ راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
▪ شعله‏ای است که نور آن تاریک نشود.
▪ جداکننده حق و باطلی است که درخشش برهانش خاموش نگردد.
▪ بنایی است که ستون‏هایش خراب نشود.
▪ شفا دهنده‏ای است که بیماریهای وحشت‏انگیز را بزداید.
▪ قدرتی است که یاورانش شکست ندارند.
▪ حقی است که یاری کنندگانش مغلوب نشوند.
▪ قرآن معدن ایمان و اصل آن است.
▪ چشمه‏های دانش و دریای علوم است.
▪ سرچشمه عدالت و نهر جاری عدل است.
▪ پایه‏های اسلام و ستون‏های محکم آن است.
▪ نهرهای جاری زلال حقیقت و سرزمین‏های آن است.
▪ دریایی است که تشنگان آن، آبش را تمام نتوان کشید.
▪ چشمه‏ای است که آبش کمی ندارد.
▪ محل برداشت آبی است که هرچه از آن برگیرند، کاهش نمی‏یابد.
▪ منزلی است که مسافران راه آن را فراموش نخواهند کرد.
▪ نشانه‏هایی است که روندگان از آن غفلت نمی‏کنند.
▪ کوهساری زیبایی است که از آن نمی‏گذرند.
▪ خداوند قرآن را فرونشاننده عطش علمی دانشمندان، و باران بهاری برای قلب فقیهان، و راه گسترده و وسیع برای صالحان قالت فاطمة (س): «و احمدوا الذی لعظمته و نوره یبتغی من فی السموات والارض إلیه الوسیلة، و نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدمه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثة انبیائه».
حضرت فاطمه(س) می‏فرماید: ستایش کنید خداوندی را که از بزرگی و نورش هر که در آسمان‏ها و زمین است، خواهان وسیله‏ای به سوی اوست، و ما وسیله او در میان مردمیم، و ماییم از خاصّان درگاه و جایگاه قدس او و ماییم حجت و وارث پیامبران او.(شرح ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۲۱۱)
قرار داده است.
▪ قرآن دارویی است که با آن بیماری وجود ندارد.
▪ ریسمانی است که رشته‏های آن محکم است.
▪ پناهگاهی است که قلّه آن بلند و توان و قدرتی است برای آنکه قرآن را برگزیند.
▪ محل امنی است برای هر کسی که وارد آن شود.
▪ برهانی است بر آن کس که با آن سخن بگوید.
▪ عامل پیروزی است برای آن کس که با آن استدلال کند.
▪ راهبر آن که، آن را به کار گیرد.
▪ نشانه هدایت است برای آن کس که در او بنگرد... .۸
این بود بخشی از کلام برادر قرآن، در معرفی قرآن. به راستی هر کس «شمّ امام‏شناسی‏اش قوی و یا سالم باشد، بوی کلام امام علی(ع) را حس می‏کند و باید جانش عطرآگین گردد. به حق هم، قرآن مجید شفابخش و به فرموده آیت الله جوادی آملی رسالت اصلی قرآن مجید این است که بیماران را شفا ببخشد. در عصر تکنولوژی و زندگی ماشینی، همه به قرآن نیاز دارند و آنهایی که بیشتر در معرض خطر هستند، نیازشان به قرآن مجید، صد چندان است. جوانان عزیز که بیش از همه در تاختگاه دشمن قرار دارند، بیش از همه به قرآن عزیز نیازمند هستند تا بتوانند با نور قرآن، سرزمین وجود و جان خودشان را از حوادث غیر مترقّبه شیطانی «بیمه» سازند.
کسی که جانش را بیمه قرآنی نماید، از هیچ طوفانی از پای درنمی‏آید و برای ابد و تا قیام قیامت سربلند و سعادتمند خواهد ماند.
● زبان نوجوانان و جوانان در اُنس با زبان قرآن
قرآن «ره آورد» سفر معنوی پیامبر اسلام(ص) است. و بطون فراوانی را در خود پنهان دارد. در واقع زبان قرآن دو گونه است:
▪ زبان دعوت .
▪ زبان معرفت.
ـ زبان دعوت قرآن، زبان جهانی و زبان بین المللی است و با شعار شفابخش «هُدیً للنّاس» و به دنبال آن، «هدیً للمتّقین»۹ از همگان دعوت به عمل آورد.
ـ زبان معرفت قرآن، زبان طهارت و زبان تزکیه است. یعنی: «انّه لقرآنٌ کریمٌ فی کتابٍ مکنونٍ * لایمَسُّهُ الاّ المطهّرون؛
این قرآنی است کریم، در لوح محفوظ، جز پاکان بر آن دست نمالند.»۱۰
و ثمره بزرگ آن، همان «رضوانٌ من اللّه اکبر» است.
خدای متعال قرآن را به عنوان شفای آنچه در دلها و افکار است، معرفی می‏نماید «و ننزّل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین» اگر قرآن ذاتا شفا شد، هرگز هیچ مرضی در آن راه نمی‏یابد و هرگاه شخصی به قرآن مراجعه نماید بدون شفا و درمان باز نمی‏گردد.
بیمار اگر بخواهد درمان شود، با شفا بهبودی می‏یابد و دارو ذاتا شفای مریض نیست، زیرا بسیار می‏شود که بیمار دارویی مصرف می‏کند و مریضی او شفا نمی‏یابد. خدای سبحان در مورد قرآن نمی‏فرماید که قرآن، داروست بلکه می‏گوید او شفاست و اثر شفابخش آن قطعی است و هر کس به محضر قرآن بیاید و آن را بفهمد و بپذیرد و عمل کند، به طور قطع مرضهای درونیش از بین می‏رود.»۱۱
امروزه، استرس یا بیماریهای صنعتی ـ فشارهای روانی و عصبی ـ خیالبافی‏ها، عشق به خودکشی و... در جوامع انسانی موج می‏زند و بعضی از جوامع انسانی را به جهنّم روحی و انسانی، تبدیل ساخته است.
خلأ انسانی و روحی پیش آمده در جوامع بشری را، با هیچ ماشینی نمی‏توان پُر و یا تخلیه کرد، مگر با معنویت و ارزشها... .
قرآن مجید، به پنج مرحله زندگی بشری اشاره می‏کند و آن را مورد آسیب‏شناسی قرار می‏دهد. می‏فرماید:
«اعلمُوا انّما الحیوةُ الدّنیا:
۱) لعبٌ
۲) و لَهْوٌ
۳) و زینَةٌ
۴) و تفاخُرٌ بَیْنکُمْ
۵) و تکاثُرٌ فی الاموال والاولاد.
کمثل غیثٍ اعجبَ الکفّار نباتُهُ ثمّ یهیجُ فتریهُ مصفرّا ثُمَّ یکونُ حُطاما و فی الآخرة عذابٌ شدیدٌ و مغفرةٌ من اللّه و رضوان و ما الحیوة الدّنیا الاّ متاعُ الغرور؛
بدانید که زندگی دنیا:
۱) بازیچه (دوران کودکی)،
۲) و سرگرمی (دوران نوجوانی)
۳) تجمّل ـ و تجمل پرستی ـ (دوران جوانی)
۴) تفاخر در میان خودتان (دوران میانسالی)
۵) و افزون‏طلبی در اموال و اولاد (دوران شیخوخیت و کهنسالی) است.»۱۲
دوستی و دلبستگی به تمام مراحل پنج گانه خطر محض است و دوستی و دلبستگی به هر یک از این مراحل، خطر نسبی است.
این پنج مرحله دنیا است و دنیا، آن است که انسان را از خدا باز بدارد.
آیت الله جوادی آملی پیرامون تفسیر این آیه می‏فرمایند:
حیوان را اگر بخواهند به دام بکشند، با کمند به دام می‏اندازند ولی یک انسان را اگر بخواهند به دام بکشند، از راه اندیشه وارد می‏شوند...
به هر تقدیر، دشمن، نوجوان و جوان را، خشمگین می‏کند و سپس کارد تیز دودمی را به دست نوجوان و جوان قرار می‏دهد و به دنبال آن، والدین، معلمین و مسؤولین را در مقابل نوجوانان و جوانان قرار می‏دهد!
در این صورت چه باید کرد؟!
چه کار کنیم تا اینکه:
هم کارد تیز دو دم را، از دست نوجوانان و جوانان بگیریم،
هم دست نوجوانان و جوانان زخمی نشود،
هم خسارت جسمی و جانی بر والدین، معلمین، مسؤولین و جامعه وارد نشود؟!
در این صورت اگر ناشیانه وارد میدان شویم، خسارتهایی به طرفین و یا جامعه وارد می‏شود که جبران کردن آن یا مشکل است یا غیر ممکن.
در یک چنین فضایی، کسی باید وارد میدان گردد که به زبان نوجوانان و جوانان و به زبان زمان و مکان آشنایی کامل داشته باشد.
اوّل باید یک چیزی که تعدیل کننده باشد به دست آنها داد و به دنبال آن با آرامش کامل، کارد تیز دو دم را از دست آنها گرفت....
هم چنین است، زبان نوجوانان و جوانان، در ارتباط با قرآن و دین.
زبان نوجوانان و جوانان، زبان زیبایی، تنوّع‏طلبی، زبان خلاّقیّت، زبان سرعت، زبان تکنولوژی، آماده و آنی خواهی، نوپرستی و... است.
در این صورت، چگونه می‏توان نوجوانان و جوانان را با قرآن قرین ساخت و یا آشتی داد؟ همه کسانی که می‏خواهند «فرهنگ قرآنی» را نشر بدهند، به ویژه معلمین قرآن، باید با زبان زمان و مکان، آشنا، مسلح به وسایل آموزشی پیشرفته و به روز باشند.
بطور مثال، اگر امر دایر شود بین دو کلاس قرآن، از جانب یک معلم، منتهی یک کلاسش به تعداد دانش‏آموز به «رایانه» و «دیسکت قرآن» مجهز باشد، کلاس دیگرش به تعداد دانش‏آموز «قرآن بر رحل» داشته باشد، در این صورت نوجوانان، جوانان، حتّی بزرگسالان کدام کلاس قرآن را ترجیح می‏دهند؟
اگر یک چنین کاری، در یک مدرسه و محیط آموزشی از طرف دو معلم صورت پذیرد، دانش‏آموزان کدام کلاس را ترجیح می‏دهند؟! هم چنین است در مساجد.
اگر مسجدی مجهز باشد به کتابخانه عمومی، سالن مطالعه، رایانه با دیسکت‏های متعدد و متنوع، سالن ورزشی متنوع، اعم از ورزش‏های فکری و جسمی، میز و صندلی، حمام و...، و مسجد دیگری که هیچ یک از این امکانات را ندارد، نوجوانان و جوانان به کدام سمت گرایش بیشتری پیدا می‏کنند؟
بنابراین، همه کسانی که با آموزش قرآن و نشر فرهنگ قرآنی، سر و کار دارند، باید مسلّح و مجهّز به امکانات آموزشی پیشرفته باشند و با شناسایی و آشنایی با آن، بتوانند محتوی و معانی عظیم کتاب کریم را، در یک ظرف زیبا، تحویل نوجوانان و جوانان بدهند، تا بتوانند نوجوانان و جوانان را با قرآن پیوند، آشنا و یا آشتی دهند.
البته روحیات اینگونه، اختصاص به جوانان تنها هم ندارد و به حساب ضعف نوجوانان و جوانان هم نمی‏آید. چون جوان‏ها، همیشه تاریخ تلاش می‏کنند تا خودشان را در قبرستان کهنگی و کهنه پرستی گرفتار نکنند. حرفهای کهن را می‏پذیرند و حرفهای کهنه را ردّ می‏کنند.
حافظان نوجوان و جوان هم چنین هستند و این از جمله زیبائیهای نهفته در درون نوجوانان و جوانان است.
این معلّم و مربی است که باید زبان آنها را بشناسد و مطابق میل و خواست مثبت آنها شیوه و متد ارائه دهد. اگر معلّم و تمام کسانی که می‏خواهند فرهنگ قرآنی را نشر بدهند، با زبان نسل جدید و جوانان آشنا نباشند، نمی‏توانند ساربان خوبی برای این کاروان باشند.
اگر ساربان از کاروان عقب بماند، شاید کاروان، سر از ناکجا آباد بدر آورد.
به هر تقدیر، قلب نوجوانان و جوانان باید با «قلب و روح قرآن» پیوند بخورد؛ این کار یعنی پیوند و پیمان با قرآن، یا باید از طرف خود نوجوانان و جوانان صورت پذیرد یا دست اندرکاران در ارتباط با «فرهنگ قرآنی»، این پیوند و پیمان با قرآن را ایجاد بکنند، تا از این طریق نوجوانان و جوانان «بیمه قرآنی» گردند.
مگر حسین فهمیده کی بود؟
او نوجوان قرآنی بود که به تعبیر مولانا:
«هر که نور حق خورد، قرآن شود»
او از قرآن فهمیده بود و زبان قرآن شده بود!
تو همچون غنچه‏های چیده بودی
که در پرپر شدن خندیده بودی
مگر راز حیات جاودان را
تو از «فهمیده»ها فهمیده بودی۱۳
رهبر بزرگ قرن، خمینی کبیر، این نوجوان قرآنی، را به عنوان رهبر بزرگ معرفی می‏کند، می‏فرمایند:
«رهبر ما آن طفل ۱۲ ساله‏ای است که قلب کوچکش که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم کرد.»
خداوندا، من از پیشگاه مقدّس تو عذر می‏خواهم که کودکان و جوانان عزیز ما خود را فدا کنند و ما بهره کشی کنیم.
او حدیث عشق آموزی را از قرآن آموخته بود.
کودکان، نوجوانان، جوانان، بزرگسالان، زنان و مردان، باید از این نوجوان قرآنی، حدیث عشق‏آموزی بیاموزند.
هیچ دلیلی وجود ندارد که نتوانیم حسین فهمیده را به عنوان رهبر بزرگ معرفی کنیم! به حقّ، او رهبر بزرگ بود...
من از او بوی خودسوزی شنیدم
حدیث عشق آموزی شنیدم
از آهنگ شکست استخوانش
صدای پای پیروزی شنیدم۱۴
او پیک و پیغامبر، پیامبر قرآن، حضرت محمد(ص) بود.
البته شهید حسین فهمیده، که حضرت امام خمینی(ره) او را به عنوان رهبر معرفی کرد، از باب «مشت نمونه خروار» است. شهید سید ابوالفضل فلاح مازندرانی گلنشینی، که در سنّ هفده سالگی، مفسّر قرآن مجید بود، نماز شبش ترک نمی‏شد و... او هم رهبر بود... .
مگر پیامبر اسلام(ص) در دوران نوجوانی، در مبارزه با متجاوزان و مشرکان، انجمن «پیمان جوان مردان» را تشکیل نداد؟!
پیامبر قرآن، وقتی جوان ۲۵ ساله شد، رفتار او در شهر مکه زبانزد همه گشت و مردم به وقار و پاکدامنی، نجابت، امانت، و درستکاری او پی بردند و از این رو او را «محمّد امین» نامیدند.۱۵
به هر تقدیر، حقوق همیشه دو طرفه است.
اگر قرآن، شفابخش جانها است.
جوانان عزیز هم باید از قرآن پاسداری بکنند و آن نیست مگر عمل به قرآن و قدرشناسی از خویشتن و لازمه آن این است که ما جان و اندیشه خود را بر قرآن عرضه بکنیم، ببینیم جان و اندیشه ما قرآنی است یا خیر؟
شهید باهنر در کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی، صفحه ۴۰ می‏نویسد:
«حقیقت این است که دین، در دست مسلمین به کلی قیافه واقعی خود را از دست داده است. به زحمت می‏توان به دنیا فهماند که اسلام قادر است برنامه سعادت همه جانبه برای مردم فراهم سازد.»
امید است مسلمانان عموما و جوانان خصوصا به این درجه از رشد فکری رسیده باشند، تا اینکه به فرموده شهید بهشتی:
«عملکرد هیچ کس را به حساب اسلام نیاورند.»
تا اسلام برای شیفته گان خود، زیبا و شیوا جلوه‏گری کند.

۱۲- سوره حدید / ۵۷، آیه۲۰.
۱- عبدالحسین، احمد امینی، «راه ما راه و روش پیامبر ماست».
۱۱- عبدالله، جوادی آملی، «قرآن در قرآن ـ تفسیر موضوعی» قم: اسری، دوم ـ ۷۸، ج۱، ص۲۳۴.

منبع : طوبی

مطالب مرتبط

گفتگوی روشمند از منظر قرآن ـ بخش اول

گفتگوی روشمند از منظر قرآن ـ بخش اول
یکی از بارزترین مسائل محافل علمی و فرهنگی دنیای معاصر مسئله‌ی «گفتگوی ادیان و فرهنگها» و موضع‌گیری مسلمانان در برابر آن است، که در این نوشتار از زاویه‌ی «روش تفسیر موضوعی قرآن» بدان نگریسته و مورد کنکاش و مداقه قرار خواهد گرفت.
بدون شک مسئله‌ی گفتگوی پیروان ادیان و فرهنگها یکی از مهمترین و پیچیده‌ترین مسائل و چالشهای فکری اندیشمندان جهانی و اسلامی به شمار می‌رود که آراء و دیدگاه‌های متفاوتی پیرامون جزئیات و تفاصیل آن عرضه شده و اندیشمندان جهان اسلام پیرامون این مسئله‌ در یک تقسیم‌بندی کلی به چهار گروه تقسیم می‌شوند:
گروهی بدون مرزبندی و تعیین چارچوبی برای ثوابت و متغیرات دین گفتگوی مزبور را کاملاً تأیید و می‌خواهند همه چیز را از طریق میز مذاکره و سفره صلح و چانه‌زنی حل کنند، گروهی هم گفتگوی ادیان را به طور کلی مردود شمرده و معتقدند باید در لاک خویش خزید و همه روزنه‌ها را بر روی خود مسدود نگه داشت، گروهی دیگر قدرت تشخیص حق و باطل را نداشته و پریشان و سردرگم هستند، و بالاخره بهترین گروه کسانی‌اند که دیدگاهی میانه‌روانه را اتخاذ و در عین دنبال کردن موضوع با جدیت و وسواس هر چه تمامتر ابعاد مثبت و منفی آن را وارسی کرده و می‌کوشند عقل صحیح و نقل صریح را با هم آشتی داده و ضوابط دین و مستلزمات عقل را مد نظر قرار دهند.
بنابر این، نوشته‌ها و پژوهشهای فراوانی پیرامون این موضوع به رشته تحریر در آمده که همچون سایر فعالیتهای بشری خالی از عیب و نقص نبوده و پاره‌ای از آنها مقبول و منطقی و پاره‌ای نیز مردود و از درجه اعتبار ساقط اند، ولی زمینه بحث و تحقیق همواره برای همه پژوهش‌گران و اندیشه‌وران فراهم است و می‌توانند این موضوع خطیر و مهم را پربارتر نمایند.
و لذا راقم این سطور نیز در حد توان می‌کوشد پرده از روی این مسئله‌ی اساسی برداشته و پایه‌های گفتگو با دیگران را از دل آیات سرنوشت ساز قرآن کریم بیرون کشد و اصول و ضوابط حاکم بر آن را پیش روی خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید این نوشتار نخستین پژوهش در راستای تبیین گفتگوی ادیان از زاویه تفسیر موضوعی قرآن باشد، که قرآن کریم اساسنامه زندگی مسلمانان به شمار رفته و باید برای آغاز و انجام همه امور دینیشان به آن منبع جوشان و با طراوت مراجعه نمایند.
از خداوند حنان منان می‌خواهیم این تلاش اندک را مورد قبول درگاه خویش قرار داده و اجر جزیلی به نویسنده و خوانندگانش ارزانی فرماید – آمین.
● مفهوم حوار (گفتگو) از نظر لغت:
واژه «حوار» از ریشه «حور» به معنی بازگشت از چیزی به چیز دیگری است، و مفهوم حوار در لغت به معنی: جر و بحث است [۳] در کتاب «لسان العرب» آمده است: محاوره به معنی رد و بدل سخن در جریان گفتگو با دیگری است. [۴] راغب اصفهانی نیز در این زمینه می‌گوید: محاوره و حوار به معنی گفتگو است [۵]
واژه «حوار» در شماری از آیات قرآن کریم برای معانی مزبور بکار گرفته شده است، از جمله:
۱) (إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن یحُورَ ‏)[۶] [‏ و او گمان می‌برده است که وی هرگز (به سوی خدا برای حساب و کتاب) باز نخواهد گشت].
۲) قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجَادِلُکَ فِی زَوْجِهَا وَتَشْتَکِی إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ یسْمَعُ تَحَاوُرَکُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ [۷] [‏ خداوند گفتار آن زنی را می‌پذیرد که درباره شوهرش با تو بحث و مجادله می‌کند و به خدا شکایت می‌برد. خدا قطعاً گفتگوی شما دو نفر را می‌شنود ، چرا که خدا شنوا و بینا است].
۳) فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ یحَاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنکَ مَالاً وَأَعَزُّ نَفَراً [۸] [پس در گفتگوئی به دوست (مؤمن) خود (مغرورانه و پرخاشگرانه) گفت : من ثروت بیشتری از تو دارم و از لحاظ نفرات (خانواده و خویش و رفیق) مقتدرتر از تو و فزونترم].
واژه مزبور در احادیث پیامبر r نیز به معنی رجوع و بازگشت آمده است، برای مثال ایشان در یکی از احادیث گهربارشان می‌فرمایند:
(من دعا رجلا بالکفر أو قال: عدو الله ولیس کذلک، إلا حار علیه)[۹] [هر که کسی را کافر یا دشمن خدا بخواند و چنین هم نباشد، ادعای وی به خودش بر می‌گردد].
در حدیثی دیگر وارد شده که پیامبر خدا: (کان یستعیذ من الحور بعد الکور)[۱۰] یعنی از بازگشت به سوی کاستی پس از فزونی یافتن (نقص پس از کمال) به خدا پناه می‌برد.
بدین ترتیب روشن می‌شود که واژه حوار در لغت به معنی رد و بدل کردن سخن میان دو نفر است.
● مفهوم حوار در اصطلاح:
واژه حوار در اصطلاح نیز شبیه تعریف لغویش بوده و تعاریف متعددی برایش ذکر شده است، از جمله:
الف) رد و بدل سخنان میان دو یا چند نفر بدون وجود دشمنی میان ایشان. [۱۱]
ب) بحث و مناظره میان دو یا چند نفر به منظور تصحیح سخن، ابراز دلیل، اثبات حق، رد شبهات و پرده برداشتن از آراء باطل و بی اساس.
ج) جر و بحث میان دو نفر یا دو گروه متقابل پیرامون مسئله‌ی ای به هدف دست یابی به حقیقت و یا ایجاد تطابق و هماهنگی میان دیدگاه‌ها در جوی کاملاً دوستانه و حق طلبانه و به دور از تعصب و با روشی کاملاً معقول و منطقی.[۱۲]
تعاریف فوق بیانگر این هستند که محاوره در اصل به معنی بحث و مناظره میان طرفین متقابل است و شرایط مزبور تنها ضوابطی اخلاقی و برای مفید واقع شدن مناظره در نظر گرفته شده اند. [۱۳]
● توضیح چند اصطلاح دیگر:
علاوه بر واژه حوار چند تا اصطلاح دیگری همچون: «مجادله»، «مناظره»، «محاجه»، «مناقشه» و «مباحثه» وجود دارند که از نظر معنی با اصطلاح حوار هم خانواده و شبیه یکدیگرند و گاهی نیز به جای حوار بکار گرفته می‌شوند، ولی برخی از صاحب نظران میان آنها تفاوت قائل شده و چارچوب دیگری را برایشان در نظر گرفته اند، بنا بر این توضیح مختصری را در باره یکی دو تا از آنها ارائه خواهیم داد:
۱) مجادله:
ابن منظور اصطلاح مجادله را به مخاصمه و مناظره معنی کرده است. [۱۴] یکی دیگر از لغت شناسان در تعریف آن می‌گوید: مجادله عبارت از پرده برداشتن از نادرستی دیدگاه طرف به وسیله ارائه دلیل یا ایراد شبهه است. [۱۵]
واژه مجادله هم در قرآن و هم در احادیث پیامبر اکرم وارد شده که گاهی پسندیده و گاهی نیز مذموم و نکوهش شده است، مجادله مطلوب و مورد تایید، مرادف واژه حوار و یا نزدیک بدان می‌باشد، برای مثال خداوند متعال در این زمینه می‌فرماید:
وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ [۱۶] [و زیبا به راه پروردگارت فراخوان].
در جایی دیگر می‌فرماید:
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجَادِلُکَ فِی زَوْجِهَا وَتَشْتَکِی إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ یسْمَعُ تَحَاوُرَکُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ. که واژه محاوره در اینجا به معنی بحث و رد و بدل سخنان است، و بدین ترتیب جدال یکی از صورتهای حوار بوده که خداوند بدان فرمان داده است.
۲) مناظره:
مناظره نیز یکی از مصادیق حوار بوده که به معنی اندیشیدن و دنبال نمودن حق از طریق بحث و تبادل نظر با دیگران است، و لذا علامه جرجانی آن را به: دقت و اندیشیدن آگاهانه در ارتباط دو چیز با هم به منظور آشکار نمودن حق و واقعیت، تعریف می‌کند. [۱۷]
علامه محمد امین شنقیطی در تعریف این اصطلاح چنین می‌گوید: مناظره به معنی محاوره و گفتگو میان دو شخص حق طلب است که هر کدام از آنها در پی به کرسی نشاندن رای خود و از اعتبار انداختن دیدگاه طرف می‌باشد. [۱۸]
قرآن کریم و گفت وگو با دیگران:قرآن کریم در آیات متعددی پیروان خویش را بر گفت وگو با دیگران به ویژه اهل کتاب به منظور آشکار شدن حق و کنار زدن پرده ابهام از روی موضوعات مختلف، بر می‌انگیزد. خداوند سبحان در این راستا می‌فرماید:
قُلْ یا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَی کَلَمَةٍ سَوَاء بَینَنَا وَبَینَکُمْ [۱۹] [بگو : ای اهل کتاب ! بیائید به سوی سخن دادگرانه‌ای که میان ما و شما مشترک است].
این آیه و امثال آن زمینه سفت و استوار گفتگوی هدفمند و طالب حق را مشخص می‌سازد، هر که در دریای آیات حیات بخش قرآن کریم به غواصی بپردازد محورهای بنیادین گفتگو از جمله: اسباب، انگیزه‌ها، اهداف و انواع حوار، اقسام گفتگو کنند‌گان، شرایط، چارچوب و اصول و ضوابط گفتگو و سایر مباحث مربوط بدان، برایش روشن و شفاف شده و با اطمینان خاطر گام برداشته و وارد این وادی سرنوشت ساز خواهد شد.
● چرا باید به ضوابط گفتگو پایبند بود؟
شناخت اصول و مبانی گفتگو با دیگران از این لحاظ که سمت و سوی گفتگو را تعیین و گفتگو کنند‌گان را جهت دست یابی به اهداف مورد نظر سوق می‌دهد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است، از این رو بایستی مسلمانان در حین حضور پای میز مذاکره و گفتگو با دیگران بدانها اهتمام ورزیده و نصب العین خویش قرار دهند.
از آنجایی که موضوع گفتگو با دیگران بسیار گسترده و بررسی ابعاد مختلف آن در یک مقاله دشوار و زمان بر است، لذا پژوهش حاضر را به تحقیق و تفحص پیرامون پاره‌ای از اصول گفتگو با غیر مسلمانان در پرتو آیات حیات بخش قرآن کریم، اختصاص می‌دهیم:
▪ ایمان به وحدت ادیان آسمانی
یکی از اصول ثابت در آئین اسلام، ایمان و اعتقاد به یگانگی منشأ ادیان آسمانی فرستاده شده از بدو تاریخ تا آخرین پیام الهی - که پیامبران را به ابلاغ آن فرمان داده است -، می‌باشد، خداوند متعال در این راستا می‌فرماید:
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیکَ الْمَصِیرُ [۲۰] ‏[‏ فرستاده (خدا ، محمّد) معتقد است بدانچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده است (و شکّی در رسالت آسمانی خود ندارد) و مؤمنان (نیز) بدان باور دارند. همگی به خدا و فرشتگان او و کتابهای وی و پیغمبرانش ایمان داشته (و می‌گویند :) میان هیچ یک از پیغمبران او فرق نمی‌گذاریم (و سرچشمه رسالت ایشان را یکی می‌دانیم). و می‌گویند : (اوامر و نواهی ربّانی را توسّط محمّد) شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا ! آمرزش تو را خواهانیم ، و بازگشت به سوی تو است].
بنا بر این ایمان به همه پیام آوران – علی نبینا و علیهم الصلوة و السلام – یکی از ضروریات و آثار اجتناب ناپذیر عقاید اسلامی به شمار می‌رود، و انسان مسلمان جز در صورت ایمان به این اصل که اساس تعامل با اهل کتاب را تشکیل می‌دهد، مؤمن و پیرو قرآن محسوب نمی‌گردد، قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید:
قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَینَا وَمَا أُنزِلَ إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِی مُوسَی وَعِیسَی وَمَا أُوتِی النَّبِیونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ [۲۱] [بگوئید : ایمان داریم به خدا و آنچه (به نام قرآن) بر ما نازل گشته ، و آنچه بر ابراهیم ، اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب ، و اسباط (یعنی نوادگان یعقوب) نازل شده است ، و به آنچه برای موسی و عیسی آمده است ، و به آنچه برای (همه) پیغمبران از طرف پروردگارشان آمده است. میان هیچ یک از آنان جدائی نمی‌اندازیم (نه این که مثل یهودیان یا عیسویان ، بعضیها را بپذیریم و بعضیها را نپذیریم. بلکه همه پیغمبران را راهنمای بشریت در عصر خود می‌دانیم و کتابهایشان را به طور اجمال می‌پذیریم) و ما تسلیم (فرمان) خدا هستیم].
هر کس یا گروهی که با پیروان دیگر ادیان به بحث و تبادل نظر می‌نشیند باید این رکن رکین را نصب العین و نقطه حرکت خویش قرار دهد، زیرا ادیان آسمانی در اصول صحیح و دعوت به سوی ایمان به مبانی حق و خیر و عدالت از یک نقطه نشأت گرفته و هیچ تفاوتی با هم ندارند، و اختلاف آنها تنها در جزئیات و تفاصیل حرکت – که بر اساس تغییر و تحولات شرایط رشد و پیشرفت عقلی و فرهنگی بشری پایه ریزی شده است – تبلور می‌یابد، خداوند سبحان در این باره چنین می‌فرماید:
شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّی بِهِ نُوحاً وَالَّذِی أَوْحَینَا إِلَیکَ وَمَا وَصَّینَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَی وَعِیسَی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیهِ اللَّهُ یجْتَبِی إِلَیهِ مَن یشَاءُ وَیهْدِی إِلَیهِ مَن ینِیبُ [۲۲] [خداوند آئینی را برای شما (مؤمنان) بیان داشته و روشن نموده است که آن را به نوح توصیه کرده است و ما آن را به تو وحی و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش نموده‌ایم (به همه آنان سفارش کرده‌ایم که اصول) دین را پابرجا دارید و در آن تفرّقه نکنید و اختلاف نورزید. این چیزی که شما مشرکان را بدان می‌خوانید (که پابرجا داشتن اصول و ارکان دین است) بر مشرکان سخت گران می‌آید. خداوند هر که را بخواهد برای این دین برمی‌گزیند و هر که (از دشمنانگی با دین دست بکشد و) به سوی آن برگردد ، بدان رهنمودش می‌گرداند].
بنا بر اصل مزبور دایره ارتباط عموم مسلمانان و به ویژه گفتگو کنند‌گان با دیگران در دو نقطه خلاصه می‌گردد:
الف) اقرار به آنچه بر پیامبران فرود آمده است، خداوند متعال در این خصوص می‌فرماید:
نَزَّلَ عَلَیکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَینَ یدَیهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ. مِن قَبْلُ هُدًی لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ [۲۳] [‏ (همان کسی که) کتاب (قرآن) را بر تو نازل کرده است که مشتمل بر حق است (و متضمّن اصول رسالتهای آسمانی پیشین ، و) تصدیق‌کننده کتابهائی است که قبل از آن (برای پیغمبران فرستاده شده‌اند و) بوده‌اند. و خداوند پیش از آن ، تورات را (برای موسی) و انجیل را (برای عیسی) نازل کرده است. پیش از (قرآن ، تورات و انجیل را نازل کرده است) جهت رهنمود مردمان ، و (چون منحرف گشتند ، قرآن یعنی) جدا سازنده (حق از باطل) را فرو فرستاده است].
این دو آیه اصل وحدت ادیان و محتوای پیامهای فرود آمده از سوی خداوند را پیش از آنکه بازیچه دست تحریف کنند‌گان قرار گیرند، به رسمیت شناخته و مهر تایید بر آن می‌گذارد، چون هدف از فرستادن آنها عرضه جهان بینی درست و هدایت مردم به سوی حق و خیر است.
آخرین پیام الهی یعنی قرآن کریم جدا سازنده حقایق کتابهای پیشین از انحرافات و انتقادات پیروان آنها به شمار می‌رود که بر اثر «شبهات» و «شهوات» و تحریف افرادی مخرب و منحرف صورت پذیرفته است.
ب) ضرورت برپایی آئین حق و فرونهادن چند دستگی و تصحیح انحرافات بر اساس عرضه محتویات کتابهای پیشین بر اصول و مبانی مشترک و مورد اتفاق همچون توحید، خیر، عدالت و ارزشهای اخلاقی که قرآن کریم در روشن ترین و دقیق ترین صورت بدانها پرداخته است.
بدون شک فهم و دریافت این اصل اساسی از جانب گفتگو کنند‌گان و آگاهی از اعتماد و اتکای ادیان بر اصول مشترک چون زمینه ی تفاهم و سازش شرکت کنند‌گان را فراهم می‌سازد، عاملی تاثیر گذار بر روند گفتگو محسوب می‌گردد.
▪ تکیه بر نقاط مشترک
ایمان به وحدت ادیان آسمانی موجبات گرد آمدن پیروان آنها زیر یک سقف، عملی شدن گفتگویی مفید و هدفمند و تحقق شرایط حرکت دسته جمعی را فراهم می‌سازد، از این رو قرآن کریم پیروان خویش را چنین آموزش می‌دهد که گفتگو با غیر مسلمانان به ویژه اهل کتاب را از نقاط مشترک آغاز نمایند:
قُلْ یا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَی کَلَمَةٍ سَوَاء بَینَنَا وَبَینَکُمْ [۲۴] [بگو : ای اهل کتاب ! بیائید به سوی سخن دادگرانه‌ای که میان ما و شما مشترک است].
بی تردید تعیین نقاط مشترک از وهله اول، زمینه تشخیص موارد اختلافی و تحریر محل نزاع و چاره جویی برایشان را فراهم می‌سازد، چنانچه اهتمام جدی بدانها در کاهش شکاف میان گفتگو کنند‌گان، فراهم نمودن زمینه تعاون و همبستگی، ایجاد فضای آرام روحی و فکری و ریشه کن کردن سوء تفاهم میان ایشان بر سر برخی نقاط ابهام زا که شفافیت دیدگاهها را تحت الشعاع خود قرار داده است، تاثیر بسزائی خواهد داشت.
مفسرین، تعبیر «کلمة سواء» را به امور و مفاهیم مورد اتفاق قرآن، تورات و انجیل تفسیر کرده اند، و خود قرآن نیز آن را به عبادت نکردن غیر خدا، انباز قائل نشدن برای وی و پیروی نکردن از تراوش فکر بشری در زمینه قانون گذاری و تحلیل و تحریم امور، تفسیر کرده است. یعنی باید همه افراد بشر هم سطح یک بوده و هیچ کس بر دیگری برتری نجوید و یا در برابر هم نوعان خویش سر تعظیم فرود نیاورد.
آیه فوق یکی از اصول ثابت گفتگو میان مسلمانان و اهل کتاب به شمار می‌رود که باید همه پایبند تعالیم انبیا بوده و هیچ کدام از طرفین گفتگو از این اصل اساسی که در اوج عدالت و انصاف قرار دارد، تخطی ننمایند.
▪ برتری و نظارت قرآن بر سایر کتب
اعتقاد به برتری و نظارت قرآن کریم بر سایر کتب آسمانی جزو اصول ثابت در منظومه عقاید اسلامی به شمار می‌رود، زیرا قرآن آخرین پیام خداوند برای هدایت انسان و پایان دهنده قافله عظیم و مبارک پیامبران است. شناخت این اصل مهم تاثیر شگرف و روشنی در زمینه تعامل و گفتگو با دیگران بر جای خواهد گذاشت، و لذا باید مسلمانان همواره آن را مد نظر قرار داشته و به بوته فراموشی نسپارند. خداوند حکیم در این باره می‌فرماید:
وَأَنزَلْنَا إِلَیکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَینَ یدَیهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیمِناً عَلَیهِ فَاحْکُم بَینَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجاً وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً [۲۵] [و بر تو (ای پیغمبر) کتاب (کامل و شامل قرآن) را نازل کردیم که (در همه احکام و اخبار خود) ملازم حق ، و موافق و مصدّق کتابهای پیشین (آسمانی) ، و شاهد (بر صحّت و سقم) و حافظ (اصول مسائل) آنها است. پس (اگر اهل کتاب از تو داوری خواستند) میان آنان بر طبق چیزی داوری کن که خدا بر تو نازل کرده است ، و به خاطر پیروی از امیال و آرزوهای ایشان ، از حق و حقیقتی که برای تو آمده است روی مگردان. (ای مردم !) برای هر ملّتی از شما راهی (برای رسیدن به حقائق) و برنامه‌ای (جهت بیان احکام) قرار داده‌ایم. اگر خدا می‌خواست همه شما (مردمان) را ملّت واحدی می‌کرد].
بنا بر این قرآن کریم از سوی خداوند متعال فرود آمده و مصدق، شاهد، امین، ناظر و نگهدارنده کتابهای پیشن محسوب می‌گردد، و چون قرآن هیچ گاه نسخ نگشته و در معرض تند باد تغییر و تحریف مخالفان قرار نخواهد گرفت پس نظارت و کنترل وی بر سایر پیامهای آسمانی حق و بجا بوده و این کالای ارزشمند و زیبنده همچنان بر تن وی خواهد ماند و حقیقت آنها نیز – پیش از تحریف گشتن – تنها از راه قرآن کریم محرز می‌گردد.
از این رو باید انسان مسلمان در حین حضور پای میز مذاکره و گفتگو با دیگران این اصل اساسی را نصب‌العین خویش قرار داده و معیار رد و تاییدهایش تنها قرآن کریم باشد، چون قرآن بر اساس آیه مزبور مؤید پاره‌ای از احکام و قوانین است که دارای مصلحتی ذاتی و همیشگی بوده و تحت تاثیر شرایط زمانی و مکانی مختلف قرار نمی‌گیرند، و در مقابل نیز بسیاری از قوانین متغیر گذشته را که از مصالحی جزئی برخوردار بوده و در راستای تامین منافع ملی معدود در یک مقطع زمانی فرود آمده، نسخ و از میان برداشته است.
بدون شک درک و شناخت این رکن رکین، مسلمانان را در حین گفتگو با دیگران از انحطاط و فرورفتن در ورطه سازش و مجامله نامعقول و دست کشیدن از اصول و ثوابت در امان نگه می‌دارد، چون قرآن کریم آخرین چارچوب دین و پیام خدا برای انسانها بوده و باید در ریز و درشت زندگی بدان مراجعه کرده و حل و فصل اختلافات گوناگون در زمینه عقاید و احکام بر اساس آن صورت پذیرد، و لذا دیدگاه هیچ کس بدون مراجعه بدان پذیرفتنی نبوده و فاقد ارزش واقعی است.
▪ شناخت چارچوب گفتگو
یکی دیگر از اصول و ضوابط قرآنی گفتگو این که نباید ثوابت دین محور گفتگو قرار گیرند، زیرا پای میز مذاکره نشستن جزو بازیهای فکری نیست که شرکت کنند‌گان درِ هر موضوعی را بر روی خود بگشایند، بلکه مسائلی هستند که یا به علت محدودیت اندیشه بشری در برابر آنها، یا بدنبال نداشتن نتایجی علمی ‌یا عملی و یا قطعی بودنشان بر اساس نصوص شرعی یا اجماع علما از محدوده گفتگو خارج و نباید بر سر آنها به چانه زنی پرداخت، خداوند مهربان در این رابطه چنین می‌فرماید:
وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَی اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن یکُونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ [۲۶] [هیچ مرد و زن مؤمنی ، در کاری که خدا و پیغمبرش داوری کرده باشند (و آن را مقرّر نموده باشند) اختیاری از خود در آن ندارند].
یکی از مسائلی که نباید محور بحث و مناظره قرار گیرد بحث کردن از کنه و واقعیت خداوند است، چون یکی از شرایط گفتگو علم و اطلاع از محور بحث است که هیچ انسانی در این رابطه کم ترین شناخت و آگاهی ندارد، خداوند نیز می‌فرماید:
وَلاَ تَقْفُ مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً [۲۷] [‏ از چیزی دنباله‌روی مکن که از آن ناآگاهی. بی‌گمان (انسان در برابر کارهائی که) چشم و گوش و دل همه (و سایر اعضاء دیگر انجام می‌دهند) مورد پرس و جوی از آن قرار می‌گیرد].
بنا بر این نباید احکام منصوص و مورد اتفاق دانشمندان اسلامی محور بحث قرار گیرند، به بیانی دیگر نباید بر سر ثوابت دین به مجادله و چانه زنی پرداخت و در فکر تجدید نظر و یا تعدیل آنها بود، از این رو نباید مسلمانان به هیچ وجه پیرامون مسائلی همچون: ایمان به توحید اعتقادی (ربوبیت)، پرستش و بندگی برای خداوند سبحان (توحید عملی)، اتصاف وی به همه صفات کمال و دوری از صفات نقص، نبوت محمد (ص)، فرود آمدن قرآن از سوی خدا، تحریم ربا، شراب و زنا، حجاب بانوان و اقامه حدود اسلامی وارد دایره گفتگو شوند، زیرا همه این امور جزو ثوابت دین به شمار رفته و سازش بر سر آنها نامعقول و غیر منطقی است، برای مثال حکم به قوانین فرود آمده از سوی خداوند حکیم قطعی و غیر قابل تعدیل می‌باشد:
فَلاَ وَرَبِّکَ لاَ یؤْمِنُونَ حَتَّیَ یحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَینَهُم [۲۸] [امّا ، نه ! به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن بشمار نمی‌آیند تا تو را در اختلافات و درگیریهای خود به داوری نطلبند].
نکته ای که باید مورد توجه و اهتمام گفتگو کنندگان مسلمان قرار گیرد اینکه قضایایی همچون حجاب، چند همسری، جهاد، تحریم زنا، شراب خواری و ربا و مسائلی از این قبیل زیر مجموعه و نشأت گرفته از اصولی کلی هستند که باید پیش از پرداختن بدانها بر سر آنها اتفاق نظر حاصل شود و گرنه بحث در باره این گونه موضوعات در بسیاری شرایط ناکام خواهد ماند، برای مثال اگر طرف غیر مسلمان به روز آخرت ایمان نداشته و یا در وجود خداوند تردید داشته باشد جر و بحث بر سر مسائل مزبور – که امروزه جزو تهاجمات فکری اند -، بی نتیجه و فاقد ارزش خواهد بود، بر این اساس باید مسلمانان از این اصل اساسی آگاهی کامل داشته و از بحث و مناظره بر سر ثوابت و قطعیات دین پرهیز نموده و نگذارند بازیچه دست دیگران قرار گیرند.

وبگردی
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
شبهای داغ مدیترانه !
شبهای داغ مدیترانه ! - «حسن کردمیهن» متهم آمریت حمله به سفارت عربستان به تازگی در کرج، مرکز استان البرز، رستوران راه انداخته است.
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی!
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی! - دو نفر از کسانی که همراه رئیس جمهور در سمنان حضور داشتند در هنگام سخنرانی روحانی رفتار غیر معمولی از خود نشان میدادند.
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما - ظهارات جنجالی لیلا بوشهری و شقایق دلشاد درباره فساد در سینما: چرا دایرکت میدم فالو نمیکنید؟ ساعت یک شب چرا باید زوایای صورت منو ببینن؟
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی!
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی! - بخشی دیگر از برنامه «من و شما» با حضور مسعود فراستی و برخورد توهین آمیز مجری رسانه ملی را می بینید که در رسانه ها باز نشر نشد.
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر - مریم مومن متولد دهه 70 می باشد و حضورش در بانوی عمارت اولین تجربه بازیگری است و به واسطه این سریال وارد دنیای بازیگری شده است . او در کلاس های تئاتر فعالیت داشته است .
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه - گروه تروریستی جیش العدل نخستین تصاویر از حمله به پاسگاه مرزی در میرجاوه ۱۴ مهر امسال را منتشر کرد؛
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».