دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷ / Monday, 24 September, 2018

جوانان در ارتباط با قرآن


جوانان در ارتباط با قرآن
اگر شاعر عرب، کتاب «الغدیر» علاّمه امینی را، «معجزه شبها» و حروف آن را «ستاره‏های درخشان» معرفی می‏کند و تحقیق ایشان را همسان نورافکنی می‏داند که «بسیاری از روایات پیامبر مبشّر را از تاریکی ابهام، بیرون آورد»۱ در مورد «کتاب کریم»، چه کسی باید بگوید و چه باید گفت؟!
از باب «بل الانسانُ عَلی نفسِهِ بَصیرةٌ»۲
هیچ کس خودش را بهتر از خودش نمی‏شناسد و نمی‏تواند معرفی کند.
قرآن مجید هم، «بیّنٌ بِنَفسه و مبیّنٌ لغیره» است.
شایسته است در معرفی قرآن، بیش از همه، از خود کتاب کریم کمک بگیریم.
قرآن مجید، بهتر از هر چیز و هر کس، خودش را می‏شناسد و معرّفی هم می‏کند.
قرآن، در معرفی خود می‏گوید، شعاع من، شعاع هدایت و انسانیت است.
رسالت قرآن، همیشگی و همگانی است. منتها در عمل، عدّه‏ای خاص، بدان تمسّک می‏جویند.
بزرگترین رسالت قرآن مجید آن است که بیماران را شفا ببخشد و انسان را از نظر روحی «بیمه» سازد.
در عصر تکنولوژی و ماشین، بیماری صنعتی و استرس، انسانها را فلج کرده است... و زندگی را به جهنّم روحی، مبدّل ساخته است. از این رو باید دید، قرآن مجید دارای چه منزلتی می‏باشد و از چه جایگاهی برخوردار است؟
قرآن مجید، صد درصد، از پایگاه مستحکمی برخوردار می‏باشد و آمادگی دارد دنیایی از بهشت درون و بیرون را، جلو روی انسان ترسیم کند و از او بهشت محض و بهشت سیّار، تربیت کند.
در این نوشتار، درصدد ماندیم، تا چگونگی و چرایی ارتباط جوانان با قرآن را تبیین کنیم.
نوجوانان و جوانان بیش از همه زمانها، به پایگاه معنوی و قرآن مجید، نیاز دارند. چرا؟ چون بیش از همه زمانها، جوانان در معرض خطر و مرض‏ها و غرض‏های آلوده قرار دارند.
بیماریهای روحی که امروزه جوانان را تهدید می‏کند، بسیار بسیار متعدد و متنوع است، بیماریهای روحی، داروی معنوی و تکیه معنوی می‏خواهد. از این جهت، هر جوانی با مراجعه به قرآن، می‏تواند بیماریهای روحی خود را، پیشگیری و یا درمان بخشد. اگر چنین اتفاقی در زندگی یک نوجوان و جوان بیفتد، شیرین‏ترین و زیباترین اتفاقی است که در زندگی آنها بوجود آمده. «اتفاقات قرآنی» همه‏اش مهم و بزرگ است و اُنس یک نوجوان و جوان با قرآن، یک اتفاق آسمانی است.
به هر حال قرآن، در عمل، میزان رفتار و کردار مسلمانان است عموما، و جوانان است خصوصا، و همه باید خودشان را بر قرآن عرضه کنند، تا ببینند یک انسان و جوان قرآنی هستند یا خیر؟
اگر چنین نیستند باید هر چه سریعتر برای درمان جان خود اقدام کنند و لحظه‏ای توقّف روا نباشد و هیچ مانع و یا «مینی» از طرف قرآن مجید وجود ندارد. اگر مانع و یا میدان مینی احساس می‏شود در خود ما است...
● یتیم نوازی در قرآن:
اَلم یجدکَ یتیما فآوی * و وجدکَ ضالاً فَهدی * و وجدکَ عائلاً فاغنی * فامّا الیتیمَ فَلا تقْهَر * و امّا السائل فلاتنهر * و امّا بنعمةِ ربّکَ فحدِّث
مگر یتیم نیافت و در پناه خویش جای داد. سرگشته‏ات یافت و به راهت آورد. محتاجت یافت و بی‏نیازت کرد. پس یتیم را میازار. و با سائل خشونت نکن و از نعمت پروردگارت سخن بگو.۳
دوران کودکی، سرآغاز نیاز و نیاز به پناهگاه است. حضرت محمد(ص) تنها «یتیم قرآنی» است که در قرآن مجید نوازش شده و دست محبّت الهی بر سر او کشیده شد.
حضرت محمّد(ص) در دوران کودکی و یتیمی، شنا کردن در اقیانوس بیکران انسانیت را در شنزارهای مکه آغاز کرد. چون وی می‏خواهد ثقل اکبر تربیت گردد و به درجه «خُلق عظیم» برسد و از این جهت باید آبدیده گردد.
به تجربه و در تاریخ، ثابت شد که کسی در «سَمور» به رشد ربانی و شدن و شکوفایی نمی‏رسد. از این جهت رسول اللّه از صفر، که اوج نیاز و دوران یتیمی است، شدن و شکوفایی را آغاز می‏کند.
خداوند به رسول بزرگوارش می‏فرمایند:
«لولاک لما خلقت الافلاک» اگر تو نبودی افلاک را نمی‏آفریدم.۴
در همین راستا مولوی می‏گوید:
قالت فاطمة (س) قال رسول اللّه(ص): «مَثَلُ الامامِ مَثَلُ الکعبةَ اِذْ تُوتی و لا تَأتی».
زهرا(س) از رسول خدا(ص) نقل می‏کند: مثل امام مانند کعبه است، مردم باید در اطراف آن طواف کنند، نه آن که کعبه دور مردم طواف کند.(بحار، ج۳۶، ص۳۵۳)
با محمّد بود عشق پاک، جفت بهر عشق او خدا «لولاک» گفت
گر نبودی بهر عشق پاک را کی وجودی دادمی افلاک را
من بدان افراشتم چرخ سنی تا علوّ عشق را فهمی کنی
چقدر زیبا است! آن کسی که «افلاک» به وجود او بند و پیوند دارد، خداوند او را در یتیمی می‏آزماید و در دوران بسیار حساس و در اوج نیاز، او را با سختی بزرگ و سنگینی مواجه می‏سازد.
اینگونه زندگی «عشق است و دیگر هیچ».
این حیات، ارزیابی شده است. خداوند، خود این حیات را ارزیابی کرده است اگر حیات، ارزیابی نباشد، به گفته سقراط، ارزش زیستن ندارد.
خداوند در سوره غافر یک چرخه‏ای از حیات را بیان می‏کند که جالب توجه است. کودکی ـــــ جوانی ـــــ پیری.
«هُوَ الّذی خَلَقَکُم مِنْ تُرابٍ ثمَّ مِنْ نطفةٍ ثمّ من علقةٍ...»
اوست که شما را: ۱ـ از خاک آفرید ۲ـ سپس از نطفه ۳ـ آنگاه از خون بسته ۴ـ و بعد از آن به صورت طفلی شما را بیرون می‏فرستد ۵ـ تا به کمال نیرو برسید ۶ـ و پس از آن پیر شوید و برخی از شما پیش از رسیدن به پیری می‏میرید، و بعضی به آن اجل معیّن می‏رسید، و شاید بیندیشید.۵
«شدن» در این آیه موج می‏زند و سیر تکاملی انسان، به صورت آرام در جسم انسان تعبیه شده است. یعنی رشد جسم، حتما باید توأم با رشد جان باشد. به هر تقدیر دوران کودکی، جوانی و پیری، در آیینه قرآن، بسیار آرمانی به «فیلم» کشیده شد و مبدأ معنادار و معاد ماندگاری را به نحو نیکو، تبیین می‏کند.
● قرآن در کلام برادر قرآن
ما ز قرآن مغز را برداشتیم پوست را پیش سگان انداختیم۶
بهترین معرّف قرآن، خود قرآن و امامان(ع) هستند. علی(ع) زبان ناطق و قرآن ناطق است که با زیباترین بیان قرآن را معرفی و توصیف می‏کند. علی بزرگ، خود اوّلین جوان حافظ کلّ قرآن می‏باشد و اوّلین قرآن ناطق در میان اهل بیت(ع).
پیش بینی و پیش‏گوئیهای حضرت امیر(ع) در حقّ قرآن، بسیار مهم و دارای پیام بزرگ و شأن نزول است.
حضرت در آخرین وصیت و نصیحت خود، پیش بینی و پیش‏گوئیهای جالب توجهی را انجام می‏دهد که امروزه هر صاحب خردی را تکان می‏دهد.
می‏فرمایند:
«اللّهَ اللّهَ فی القُرآنِ لا یسْبِقُکُم بالعَمَلِ به غیرُکُم»
خدا را! خدا را! درباره قرآن مبادا دیگری بر شما پیشی گیرد در رفتار به حکم آن. ۷
دقیقا حضرت، مشکل بزرگ جامعه فعلی مسلمانان را نسبت به قرآن نشانه گرفته و آن «غربت قرآن در عمل» است. از نظر تعداد شمارگان، خط و چاپ، قرآن غریب نیست. از نظر قاری، حافظ، تفسیر و... قرآن غریب نیست ولی با چشم پر از اشک و دلی پر خون و آه سرد و کُشنده باید گفت قرآن در میان مسلمانان عموما و در میان شیعیان خصوصا، غریب، تنها و مهجور مانده است. در عمل قرآن، کتاب مردگان معرفی گشته است، نه کتاب زندگی و کتاب زنده و زنده‏ها.
در جای دیگر حضرت امیر(ع) آنچنان لایه‏های نورانی قرآن را معرفی می‏کنند که فردهای معمولی را یارای درک آن نیست. می‏فرمایند:
▪ قرآن نوری است که خاموشی ندارد.
▪ چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد.
▪ دریایی است که ژرفای آن درک نشود.
▪ راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
▪ شعله‏ای است که نور آن تاریک نشود.
▪ جداکننده حق و باطلی است که درخشش برهانش خاموش نگردد.
▪ بنایی است که ستون‏هایش خراب نشود.
▪ شفا دهنده‏ای است که بیماریهای وحشت‏انگیز را بزداید.
▪ قدرتی است که یاورانش شکست ندارند.
▪ حقی است که یاری کنندگانش مغلوب نشوند.
▪ قرآن معدن ایمان و اصل آن است.
▪ چشمه‏های دانش و دریای علوم است.
▪ سرچشمه عدالت و نهر جاری عدل است.
▪ پایه‏های اسلام و ستون‏های محکم آن است.
▪ نهرهای جاری زلال حقیقت و سرزمین‏های آن است.
▪ دریایی است که تشنگان آن، آبش را تمام نتوان کشید.
▪ چشمه‏ای است که آبش کمی ندارد.
▪ محل برداشت آبی است که هرچه از آن برگیرند، کاهش نمی‏یابد.
▪ منزلی است که مسافران راه آن را فراموش نخواهند کرد.
▪ نشانه‏هایی است که روندگان از آن غفلت نمی‏کنند.
▪ کوهساری زیبایی است که از آن نمی‏گذرند.
▪ خداوند قرآن را فرونشاننده عطش علمی دانشمندان، و باران بهاری برای قلب فقیهان، و راه گسترده و وسیع برای صالحان قالت فاطمة (س): «و احمدوا الذی لعظمته و نوره یبتغی من فی السموات والارض إلیه الوسیلة، و نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدمه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثة انبیائه».
حضرت فاطمه(س) می‏فرماید: ستایش کنید خداوندی را که از بزرگی و نورش هر که در آسمان‏ها و زمین است، خواهان وسیله‏ای به سوی اوست، و ما وسیله او در میان مردمیم، و ماییم از خاصّان درگاه و جایگاه قدس او و ماییم حجت و وارث پیامبران او.(شرح ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۲۱۱)
قرار داده است.
▪ قرآن دارویی است که با آن بیماری وجود ندارد.
▪ ریسمانی است که رشته‏های آن محکم است.
▪ پناهگاهی است که قلّه آن بلند و توان و قدرتی است برای آنکه قرآن را برگزیند.
▪ محل امنی است برای هر کسی که وارد آن شود.
▪ برهانی است بر آن کس که با آن سخن بگوید.
▪ عامل پیروزی است برای آن کس که با آن استدلال کند.
▪ راهبر آن که، آن را به کار گیرد.
▪ نشانه هدایت است برای آن کس که در او بنگرد... .۸
این بود بخشی از کلام برادر قرآن، در معرفی قرآن. به راستی هر کس «شمّ امام‏شناسی‏اش قوی و یا سالم باشد، بوی کلام امام علی(ع) را حس می‏کند و باید جانش عطرآگین گردد. به حق هم، قرآن مجید شفابخش و به فرموده آیت الله جوادی آملی رسالت اصلی قرآن مجید این است که بیماران را شفا ببخشد. در عصر تکنولوژی و زندگی ماشینی، همه به قرآن نیاز دارند و آنهایی که بیشتر در معرض خطر هستند، نیازشان به قرآن مجید، صد چندان است. جوانان عزیز که بیش از همه در تاختگاه دشمن قرار دارند، بیش از همه به قرآن عزیز نیازمند هستند تا بتوانند با نور قرآن، سرزمین وجود و جان خودشان را از حوادث غیر مترقّبه شیطانی «بیمه» سازند.
کسی که جانش را بیمه قرآنی نماید، از هیچ طوفانی از پای درنمی‏آید و برای ابد و تا قیام قیامت سربلند و سعادتمند خواهد ماند.
● زبان نوجوانان و جوانان در اُنس با زبان قرآن
قرآن «ره آورد» سفر معنوی پیامبر اسلام(ص) است. و بطون فراوانی را در خود پنهان دارد. در واقع زبان قرآن دو گونه است:
▪ زبان دعوت .
▪ زبان معرفت.
ـ زبان دعوت قرآن، زبان جهانی و زبان بین المللی است و با شعار شفابخش «هُدیً للنّاس» و به دنبال آن، «هدیً للمتّقین»۹ از همگان دعوت به عمل آورد.
ـ زبان معرفت قرآن، زبان طهارت و زبان تزکیه است. یعنی: «انّه لقرآنٌ کریمٌ فی کتابٍ مکنونٍ * لایمَسُّهُ الاّ المطهّرون؛
این قرآنی است کریم، در لوح محفوظ، جز پاکان بر آن دست نمالند.»۱۰
و ثمره بزرگ آن، همان «رضوانٌ من اللّه اکبر» است.
خدای متعال قرآن را به عنوان شفای آنچه در دلها و افکار است، معرفی می‏نماید «و ننزّل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین» اگر قرآن ذاتا شفا شد، هرگز هیچ مرضی در آن راه نمی‏یابد و هرگاه شخصی به قرآن مراجعه نماید بدون شفا و درمان باز نمی‏گردد.
بیمار اگر بخواهد درمان شود، با شفا بهبودی می‏یابد و دارو ذاتا شفای مریض نیست، زیرا بسیار می‏شود که بیمار دارویی مصرف می‏کند و مریضی او شفا نمی‏یابد. خدای سبحان در مورد قرآن نمی‏فرماید که قرآن، داروست بلکه می‏گوید او شفاست و اثر شفابخش آن قطعی است و هر کس به محضر قرآن بیاید و آن را بفهمد و بپذیرد و عمل کند، به طور قطع مرضهای درونیش از بین می‏رود.»۱۱
امروزه، استرس یا بیماریهای صنعتی ـ فشارهای روانی و عصبی ـ خیالبافی‏ها، عشق به خودکشی و... در جوامع انسانی موج می‏زند و بعضی از جوامع انسانی را به جهنّم روحی و انسانی، تبدیل ساخته است.
خلأ انسانی و روحی پیش آمده در جوامع بشری را، با هیچ ماشینی نمی‏توان پُر و یا تخلیه کرد، مگر با معنویت و ارزشها... .
قرآن مجید، به پنج مرحله زندگی بشری اشاره می‏کند و آن را مورد آسیب‏شناسی قرار می‏دهد. می‏فرماید:
«اعلمُوا انّما الحیوةُ الدّنیا:
۱) لعبٌ
۲) و لَهْوٌ
۳) و زینَةٌ
۴) و تفاخُرٌ بَیْنکُمْ
۵) و تکاثُرٌ فی الاموال والاولاد.
کمثل غیثٍ اعجبَ الکفّار نباتُهُ ثمّ یهیجُ فتریهُ مصفرّا ثُمَّ یکونُ حُطاما و فی الآخرة عذابٌ شدیدٌ و مغفرةٌ من اللّه و رضوان و ما الحیوة الدّنیا الاّ متاعُ الغرور؛
بدانید که زندگی دنیا:
۱) بازیچه (دوران کودکی)،
۲) و سرگرمی (دوران نوجوانی)
۳) تجمّل ـ و تجمل پرستی ـ (دوران جوانی)
۴) تفاخر در میان خودتان (دوران میانسالی)
۵) و افزون‏طلبی در اموال و اولاد (دوران شیخوخیت و کهنسالی) است.»۱۲
دوستی و دلبستگی به تمام مراحل پنج گانه خطر محض است و دوستی و دلبستگی به هر یک از این مراحل، خطر نسبی است.
این پنج مرحله دنیا است و دنیا، آن است که انسان را از خدا باز بدارد.
آیت الله جوادی آملی پیرامون تفسیر این آیه می‏فرمایند:
حیوان را اگر بخواهند به دام بکشند، با کمند به دام می‏اندازند ولی یک انسان را اگر بخواهند به دام بکشند، از راه اندیشه وارد می‏شوند...
به هر تقدیر، دشمن، نوجوان و جوان را، خشمگین می‏کند و سپس کارد تیز دودمی را به دست نوجوان و جوان قرار می‏دهد و به دنبال آن، والدین، معلمین و مسؤولین را در مقابل نوجوانان و جوانان قرار می‏دهد!
در این صورت چه باید کرد؟!
چه کار کنیم تا اینکه:
هم کارد تیز دو دم را، از دست نوجوانان و جوانان بگیریم،
هم دست نوجوانان و جوانان زخمی نشود،
هم خسارت جسمی و جانی بر والدین، معلمین، مسؤولین و جامعه وارد نشود؟!
در این صورت اگر ناشیانه وارد میدان شویم، خسارتهایی به طرفین و یا جامعه وارد می‏شود که جبران کردن آن یا مشکل است یا غیر ممکن.
در یک چنین فضایی، کسی باید وارد میدان گردد که به زبان نوجوانان و جوانان و به زبان زمان و مکان آشنایی کامل داشته باشد.
اوّل باید یک چیزی که تعدیل کننده باشد به دست آنها داد و به دنبال آن با آرامش کامل، کارد تیز دو دم را از دست آنها گرفت....
هم چنین است، زبان نوجوانان و جوانان، در ارتباط با قرآن و دین.
زبان نوجوانان و جوانان، زبان زیبایی، تنوّع‏طلبی، زبان خلاّقیّت، زبان سرعت، زبان تکنولوژی، آماده و آنی خواهی، نوپرستی و... است.
در این صورت، چگونه می‏توان نوجوانان و جوانان را با قرآن قرین ساخت و یا آشتی داد؟ همه کسانی که می‏خواهند «فرهنگ قرآنی» را نشر بدهند، به ویژه معلمین قرآن، باید با زبان زمان و مکان، آشنا، مسلح به وسایل آموزشی پیشرفته و به روز باشند.
بطور مثال، اگر امر دایر شود بین دو کلاس قرآن، از جانب یک معلم، منتهی یک کلاسش به تعداد دانش‏آموز به «رایانه» و «دیسکت قرآن» مجهز باشد، کلاس دیگرش به تعداد دانش‏آموز «قرآن بر رحل» داشته باشد، در این صورت نوجوانان، جوانان، حتّی بزرگسالان کدام کلاس قرآن را ترجیح می‏دهند؟
اگر یک چنین کاری، در یک مدرسه و محیط آموزشی از طرف دو معلم صورت پذیرد، دانش‏آموزان کدام کلاس را ترجیح می‏دهند؟! هم چنین است در مساجد.
اگر مسجدی مجهز باشد به کتابخانه عمومی، سالن مطالعه، رایانه با دیسکت‏های متعدد و متنوع، سالن ورزشی متنوع، اعم از ورزش‏های فکری و جسمی، میز و صندلی، حمام و...، و مسجد دیگری که هیچ یک از این امکانات را ندارد، نوجوانان و جوانان به کدام سمت گرایش بیشتری پیدا می‏کنند؟
بنابراین، همه کسانی که با آموزش قرآن و نشر فرهنگ قرآنی، سر و کار دارند، باید مسلّح و مجهّز به امکانات آموزشی پیشرفته باشند و با شناسایی و آشنایی با آن، بتوانند محتوی و معانی عظیم کتاب کریم را، در یک ظرف زیبا، تحویل نوجوانان و جوانان بدهند، تا بتوانند نوجوانان و جوانان را با قرآن پیوند، آشنا و یا آشتی دهند.
البته روحیات اینگونه، اختصاص به جوانان تنها هم ندارد و به حساب ضعف نوجوانان و جوانان هم نمی‏آید. چون جوان‏ها، همیشه تاریخ تلاش می‏کنند تا خودشان را در قبرستان کهنگی و کهنه پرستی گرفتار نکنند. حرفهای کهن را می‏پذیرند و حرفهای کهنه را ردّ می‏کنند.
حافظان نوجوان و جوان هم چنین هستند و این از جمله زیبائیهای نهفته در درون نوجوانان و جوانان است.
این معلّم و مربی است که باید زبان آنها را بشناسد و مطابق میل و خواست مثبت آنها شیوه و متد ارائه دهد. اگر معلّم و تمام کسانی که می‏خواهند فرهنگ قرآنی را نشر بدهند، با زبان نسل جدید و جوانان آشنا نباشند، نمی‏توانند ساربان خوبی برای این کاروان باشند.
اگر ساربان از کاروان عقب بماند، شاید کاروان، سر از ناکجا آباد بدر آورد.
به هر تقدیر، قلب نوجوانان و جوانان باید با «قلب و روح قرآن» پیوند بخورد؛ این کار یعنی پیوند و پیمان با قرآن، یا باید از طرف خود نوجوانان و جوانان صورت پذیرد یا دست اندرکاران در ارتباط با «فرهنگ قرآنی»، این پیوند و پیمان با قرآن را ایجاد بکنند، تا از این طریق نوجوانان و جوانان «بیمه قرآنی» گردند.
مگر حسین فهمیده کی بود؟
او نوجوان قرآنی بود که به تعبیر مولانا:
«هر که نور حق خورد، قرآن شود»
او از قرآن فهمیده بود و زبان قرآن شده بود!
تو همچون غنچه‏های چیده بودی
که در پرپر شدن خندیده بودی
مگر راز حیات جاودان را
تو از «فهمیده»ها فهمیده بودی۱۳
رهبر بزرگ قرن، خمینی کبیر، این نوجوان قرآنی، را به عنوان رهبر بزرگ معرفی می‏کند، می‏فرمایند:
«رهبر ما آن طفل ۱۲ ساله‏ای است که قلب کوچکش که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم کرد.»
خداوندا، من از پیشگاه مقدّس تو عذر می‏خواهم که کودکان و جوانان عزیز ما خود را فدا کنند و ما بهره کشی کنیم.
او حدیث عشق آموزی را از قرآن آموخته بود.
کودکان، نوجوانان، جوانان، بزرگسالان، زنان و مردان، باید از این نوجوان قرآنی، حدیث عشق‏آموزی بیاموزند.
هیچ دلیلی وجود ندارد که نتوانیم حسین فهمیده را به عنوان رهبر بزرگ معرفی کنیم! به حقّ، او رهبر بزرگ بود...
من از او بوی خودسوزی شنیدم
حدیث عشق آموزی شنیدم
از آهنگ شکست استخوانش
صدای پای پیروزی شنیدم۱۴
او پیک و پیغامبر، پیامبر قرآن، حضرت محمد(ص) بود.
البته شهید حسین فهمیده، که حضرت امام خمینی(ره) او را به عنوان رهبر معرفی کرد، از باب «مشت نمونه خروار» است. شهید سید ابوالفضل فلاح مازندرانی گلنشینی، که در سنّ هفده سالگی، مفسّر قرآن مجید بود، نماز شبش ترک نمی‏شد و... او هم رهبر بود... .
مگر پیامبر اسلام(ص) در دوران نوجوانی، در مبارزه با متجاوزان و مشرکان، انجمن «پیمان جوان مردان» را تشکیل نداد؟!
پیامبر قرآن، وقتی جوان ۲۵ ساله شد، رفتار او در شهر مکه زبانزد همه گشت و مردم به وقار و پاکدامنی، نجابت، امانت، و درستکاری او پی بردند و از این رو او را «محمّد امین» نامیدند.۱۵
به هر تقدیر، حقوق همیشه دو طرفه است.
اگر قرآن، شفابخش جانها است.
جوانان عزیز هم باید از قرآن پاسداری بکنند و آن نیست مگر عمل به قرآن و قدرشناسی از خویشتن و لازمه آن این است که ما جان و اندیشه خود را بر قرآن عرضه بکنیم، ببینیم جان و اندیشه ما قرآنی است یا خیر؟
شهید باهنر در کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی، صفحه ۴۰ می‏نویسد:
«حقیقت این است که دین، در دست مسلمین به کلی قیافه واقعی خود را از دست داده است. به زحمت می‏توان به دنیا فهماند که اسلام قادر است برنامه سعادت همه جانبه برای مردم فراهم سازد.»
امید است مسلمانان عموما و جوانان خصوصا به این درجه از رشد فکری رسیده باشند، تا اینکه به فرموده شهید بهشتی:
«عملکرد هیچ کس را به حساب اسلام نیاورند.»
تا اسلام برای شیفته گان خود، زیبا و شیوا جلوه‏گری کند.

۱۲- سوره حدید / ۵۷، آیه۲۰.
۱- عبدالحسین، احمد امینی، «راه ما راه و روش پیامبر ماست».
۱۱- عبدالله، جوادی آملی، «قرآن در قرآن ـ تفسیر موضوعی» قم: اسری، دوم ـ ۷۸، ج۱، ص۲۳۴.

منبع : طوبی

مطالب مرتبط

اهداف قصص قرآن

اهداف قصص قرآن
هدف داستانهای قرآن سرگرم کردن و لذت بردن نیست. بلکه داستانهای قرآن کاربردی و دارای اهداف بسیار متعالی است. حتی داستانهای فردی و خانوادگی که هدفش رشد اندیشه ها و جهت دادن به زندگی ها می باشد. بیان چند هدف از داستانهای قرآن که قابل الگو برداری است:
۱) تاریخ و عبرت گیری لقد کان فی قصصهم عبرة لاولی الا لباب (یوسف۱۱۱)
عبر به معنای گذشتن از حالی به حال دیگر و رسیدن غیر محسوس به وسیله معرفت به محسوس می باشد که با نگاه دقیق در گذشته ها بدست می آید.
قرآن در داستانهایش به گذشته می رود و الگوهای مورد نظر خود را انتخاب کرده، آنگاه از حصار تاریخ بیرون می آید و آنرا با حال و آینده ارتباط می دهد. بیشتر داستان های تاریخی قرآن زندگی پیامبران است نه دربار شاهان و جنگهای بی حاصل آنان. قرآن در نقل تاریخ هم به زندگی اجتماعی پرداخته مانند سیرتاریخی بنی اسرائیل از آمدن به مصر، زمان فرعون (رسالت حضرت موسی علیه السلام و نجات آن قوم) زندگی و لجبازی آنان در فلسطین. مانند داستان طالوت و هم به زندگی فردی پرداخته مانند زندگانی سخت حضرت ایوب علیه السلام و دوری فرزند از پدر در داستان یوسف علیه السلام و قارون علیه السلام و صاحب دوباغ و... داستانهای پیامبران نیز، هم پایان خوش دارد
( برای مؤمنین) و هم پایان سخت و دردناک دارد (برای کافران)
۲) هشدار و انذار
دومین هدف قرآن از تاریخ هشدار دادن می باشد که این هدف را به سه گونه بیان کرده است.
الف) بیان کفار و مشرکین و بعد بیان شرح عذابهای امتهای گذشته:
آنگاه داستان تکذیب و عذاب قوم نوح علیه السلام و عاد علیه السلام و ثمود علیه السلام و لوط علیه السلام و فرعون را بیان می کند.
ب) بیان انذار در وسط داستان: در وسط داستان شعیب علیه السلام در سوره هود هم این گونه از زنان آن حضرت می گوید.( هود۸۹)
ج) اشاره به سرانجام مشرکان در پایان داستان قوم نوح علیه السلام (اعراف۶۴)
۳) بیان سنتهای الهی در طول تاریخ «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»(رعد۱۱) قوم سبا برخوردار از نعمتها بودند: اما ناسپاسی کردند و خداوند نعمتها و آبادی را از آنها گرفت.
قوم یونس علیه السلام هنگام آمدن عذاب خداوند توبه کردند و خداوند عذاب را از آنها برگرداند.
۴) داستان درمانی
از آنجا که پیامبر اسلام و مسلمانان بویژه در مکه زیر فشارهای گوناگون بودند. قرآن بابیان داستان پیامبران و امتهای گذشته و سرانجام و پیروزی آنها پیامبر را اطمینان قلب می داد و مسلمانان را امیدوار می کرد.(هود۱۲۰) (شعرا ‎/۶۶،۶۵)
البته در مواردی هم به تقویت روحیه فردی و زندگی خانوادگی می پردازد مانند بیان فرزند نداشتن حضرت ذکریا علیه السلام تا دوران پیری و بیماری وفقر حضرت ایوب علیه السلام آوارگی و تنهایی حضرت موسی علیه السلام و سپس صاحب همسر و شغل شدن در مدین و فراق فرزند در زندگی حضرت یعقوب علیه السلام
۵) دین و دشمن واحد
داستان های قرآن بیانگر این نکته هستند که همگی پیامبران یک دین را تبلیغ می کردند و به همین جهت به عنوان نمونه در سوره اعراف از زبان پیامبرانی چون حضرت نوح و هود و صالح و شعیب علیه السلام یک پیام را نقل می کند.(اعراف۵۹) و دشمن پیامبران را به یک توصیف می آورد مثلاآیات۱۲۷،۱۰۹،۸۸،۷۵،۶۶،۶۰سوره اعراف که در طول تاریخ جبهه حق و باطل همیشه مقابل یکدیگر بوده اند و تنها شیوه ها تفاوت داشته است و پیروزی نهایی با حق است. (مجادله۲۱)
۶) بیان روشهای تبلیغی
روشهای تبلیغی پیامبران بر اساس فطرت انسانها بوده و قابل استفاده در طول تاریخ است.
صبر حضرت نوح علیه السلام و دعوت آشکار و عمومی (۳۵نحل) و دعوت بر اساس برهان آشکار(۲۵حدید) وروش نفی و اثبات در سوره نوح علیه السلام و یادآوری نعمت و عذاب خداوند از جمله آنها می باشد.
۷) خبرهای غیبی
بیان داستانهایی که دیگران خبر نداشتند و خداوند به عنوان معجزه و ارتباط پیامبر اسلام صلی الله علیه واله وسلم با غیب نقل کرده مانند داستان اصحاب کهف و حضرت مریم علیها السلام (۴۴آل عمران)، (یوسف۱۰۲)
۸) بیان قدرت و اراده برتر خداوند
در تولد و رشد و نجات و رسالت حضرت موسی علیه السلام و نجات بنی اسرائیل از فرعونیان (قصص۵) و آنگاه بیان داستان حضرت موسی علیه السلام و نجات نبی اسرائیل (یوسف۲۱)
۹) بیان نعمتهای خداوند بربندگانش
نجات بنی اسرائیل از قوم فرعون و نجات قوم یونس علیه السلام از عذاب الهی: عطای فرزند به حضرت ابراهیم و زکریا علیه السلام درسن پیری.
۱۰) ترساندن از وسوسه شیطان (اعراف۲۷)
تلک من انباء الغیب نوحیها الیک ما کنت تعلمها انت و لا قومک من قبل هذا فا صبر ان العاقبه للمتقین (آیه۴۹ سوره هود)
خداوند در لابه لای آیات مربوط به طرح قصه، اهداف قصه را ذکر نموده است و یا به آنها اشاره دارد.
مبارزه با اساطیر و تحریفهای تاریخی
▪ بخشی از اهداف قصص قرآنی را باید پیرامون این محور جست وجو کرد. این اهداف عبارتند از :
۱) بیان حقایق نهفته تاریخ و احیای سرگذشت امتهای فراموش شده
قبل از پیدایش اسلام امتهای بسیاری در تاریخ پدید شده و برخی از آنها از صفحه روزگار محو گشته بودند، چنانکه حتی اثری هم از آنها بر جای نمانده بود. این امتها معمولا همان اقوامی هستند که در داستانهای قرآنی به نابودی آنها در عذاب الهی اشاره شده است. بهترین مثال در این مورد اعراب بائده هستند که هنگام پیدایش اسلام اثری از آنها وجود نداشته است. و در قرآن اقوامی از این گروه چون عاد و ثمود ذکر شده و سرنوشت آنها بیان گردیده است. با توجه به این ویژگی در امتهای فراموش شده ( نابودی و هلاکت آنها در اثر فساد و تباهی) سرگذشت آنها برای بشر بسیار سازنده و آموزنده است. روشن است که از بین رفتن آثار این اقوام دشواریهای بسیاری در نمایاندن سرگذشت آنان می افکند و راهی جز وحی که متکی بر آگاهی از غیب و علم خداوندی استوار است نمی تواند واقعیت و حقیقت سرنوشت اقدام محو شده را بیان کند. خداوند از راه قصه ها این حقایق را در اختیار بشر نهاده تا او از منابع سرشار سود ببرد. چنانکه می فرماید اینها اخبار قریه هایی است که برای تو حکایت می کنیم، قریه هایی که بعضی هنوز برپایند و بعضی ویران( هود۱۰۰)
-و یا در آیه دیگر آمده است با این قرآن که به تو وحی کرده ایم بهترین داستان را برایت حکایت می کنیم که تو پیش از این از بی خبران بوده ای (یوسف۳)
و در موردی دیگر می فرماید: اینها از خبرهای غیب است که بر تو وحی می کنیم، پیش از این نه تو آنها را می دانستی و نه قوم تو... (هود۴۹)
به هر تقدیر خداوند در قصه های قرآنی منبع ارزشمند و مهمی را برای تفکر و عبرت گیری انسان از طرق بیان حقایق نهفته تاریخ پدید آورده است.
۲) مبارزه با تحریف
در گذشته افسانه پردازان تاریخ را آشفته ساخته و در جهت اغراض خود حقایق را با دروغها و اباطیل آمیخته نموده بودند این تحریفها به آن حدی رسیده بود که به درون متون مذهبی کتابهای آسمانی موجود در دست بشر نیز راه یافته بود. با توجه به نقش ویرانگر این تحریفها قرآن برای اصلاح وزدودن آثار سوء آنها به بیان تاریخ واقعی و سرگذشت راستین افراد و اقوام گذشته در قالب قصه پرداخت. از این رو در همان هنگام این حرکت قرآنی واکنشهایی هم به دنبال داشت.
برخی از کفار و یهودیان (از عوامل اصلی تحریف تاریخ بشر) قرآن را به افسانه بافی و نقل اساطیر متهم کردند. در پیدایش قصه... در تمدنهای اولیه داستان آفرینش خلقت آدم علیه السلام توفان نوح علیه السلام و برخی حوادث دیگر به افسانه های شرک آلوده مبدل گشته بودند.
پس از پیدایش دین یهود و گذشت زمان تا هنگامی که تلاشهایی برای گردآوری تورات و تدوین آن صورت پذیرد این افسانه ها و اساطیر به درون تمدن عبرانی نیز کشیده شد تا آنجا که اثر مستقیم آنها در داستانها و سرگذشتهای مندرج در تورات باز تاب یافت. بطوریکه قرآن در آیه۷۶ سوره نمل می فرماید این قرآن بسیاری از چیزهایی را که بنی اسرائیل در آنها اختلاف دارند برایشان حکایت می کند.
همین تحریفها در دوران بعد انجیل و آیین مسیح را نیز متأثر ساخت. البته تحریف از راههای دیگر نیز به درون عهدین راه یافت و کار به آنجا کشید که داستان هایی غیر واقع و پیرابه هایی ناحق برای پیامبران بسته شد.
قرآن در برابر این تحریفها می ایستد و با نقل درست وقایع حق و قصه های واقعی و صادق به تهذیب و اصلاح آنها می پردازد. قصه حقیقی آفرینش، خلقت آدم علیه السلام توفان نوح علیه السلام سرگذشت ابراهیم، موسی، یعقوب، یوسف، زکریا، یحیی، و عیسی علیه السلام در آن نقل می شود تا آنچه به ناحق و غیر واقع در کتابهای آسمانی پیشین راه یافته بود تصحیح نماید. این جاست که قرآن در پی نقل قصص هدف بزرگ زدودن تحریفهای کتب آسمانی پیشین و تاریخ را تحقق می بخشد.
۳) مبارزه با اساطیر
اساطیر از هنگام نخستین تمدنها در میان بشر متداول بوده اند. آنها در عصر نزول وحی نیز در ابعاد وسیع و گسترده ای مشاهده می شوند. در تمدنهای سومر، مصر، بابل، هند، ایران و عبرانی واژه ای دیدیم که اساطیر با فرهنگ و ادبیات این جامعه ها درآمیخته بود و عقاید خرافات، آداب و رسوم آنها در افسانه ها و اساطیر نقش بسیار ویرانگری در افکار اعتقادات و باورهای مردم جامعه ها و بویژه عرب بدوی در عصر نزول وحی داشت قرآن به مبارزه با این ریشه های شرک آلود پرداخت و آن ها را با قاطعیت نفی کرد. قرآن در این رویارویی ضمن نکوهش راویان اساطیر به نقل حقایق تاریخی و واقعیات در قالب قصه پرداخت و ریشه بسیاری از این افسانه سازی ها و اساطیر را سوزاند.

وبگردی
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال - در این فیلم درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقات هندبال بازی‌های آسیایی جاکارتا را می بینید که این بازی در نهایت منجر به پیروزی ایران و کسب مقام پنجمی کشورمان شد.