شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ / Saturday, 24 February, 2018

اکبر گودرزی و تشکیل گروه تروریستی فرقان


اکبر گودرزی و تشکیل گروه تروریستی فرقان
گروه فرقان به رهبری طلبه‌ای به نام اکبر گودرزی‌، یکی از شاخص‌ترین گروه‌های نه تنها منفصل از روحانیت، که ‌مخالف صریح با روحانیت بوده است‌. اکبر گودرزی اهل لرستان ـ روستای دوزان در نزدیکی الیگودرز، جایی میان خمین و الیگودرز ـ بوده و از آنجا که پدرش چوپان بود، فرقانی‌ها از وی با عنوان «چوپان زاده آزاده‌» یاد می‌کردند. وی در حوالی سال ۱۳۳۵ متولد شده (در شناسنامه ۱۳۳۸ قید شده‌)، در سال ۵۱ یا ۵۲ عازم، ‌خوانسار شده و مدتی در مدرسه علمیّه آنجا تحصیل کرده و سپس یک سال در قم مانده و بعد از آن به تهران‌ آمده و مدتی را در مدرسه چهل‌ستون و سپس در مدرسه حاج شیخ عبدالحسین بیتوته که به سال ۵۶ آنجا را نیز ترک کرده و از لباس طلبگی هم خارج شده است‌. او علاوه بر درس طلبگی‌، درس جدید را هم تا کلاس یازده خوانده است‌.
گودرزی در سال ۵۶، کلاس‌های تفسیر در مناطق مختلف تهران (نازی‌آباد، سلسبیل‌، قلهک، جوادیه و خزانه بر پا و نیروهایش را نیز از همین جلسات جذب می‌کرد. البته برخی از این جلسات هم به اقتضای فضای آن سال‌ها در خانه‌های افراد علاقه‌مند تشکیل می‌شد‌.
مساجدی که گودرزی جلسات قرآن را در آنها برگزار می‌کرد، عبارت بود از مسجد «الهادی»، خیابان شوش‌، مسجد «فاطمیه خزانه»‌، مسجد «رضوان» خیابان اتابک، مسجد «شیخ هادی» و مسجد «خمسه قلهک». مسجد «اعظم» هم که ‌کتابخانه قائم در آن بود و جوانان مذهبی به آنجا رفت و آمد داشتند، در اختیار علی حاتمی (که در زندان ‌خودکشی کرد)، یکی از فرقانی‌ها بود و افرادی را در همانجا جذب این گروه کرد.
گودرزی گروه فرقان را در درون همین جلسات قرآن تأسیس و رهبری کرد‌. وی از سال ۵۶ به صدور اعلامیه و بیانیه‌ پرداخت و وارد حوزه سیاست و مبارزه شد، اما به جز این اعلامیه‌ها، فعالیت دیگری نداشت‌. یک‌بار برای‌ مدت کوتاهی به پاکستان رفت تا عازم اروپا شود و نوشته‌های تفسیریش را انتشار دهد، که به دلیل فراهم نشدن ‌شرایط به ایران بازگشت‌. در جریان پیروزی انقلاب اسلامی‌، با اسلحه‌هایی که وی و همراهانش از پادگان‌های ‌فتح شده توسط مردم به دست آوردند ـ از همان نخست ـ وارد فاز نظامی شد. اما . . . این زمان، نظام ‌شاهی سقوط کرده بود و گروه فرقان که عقیده به مبارزه داشت‌ ـ چون همه چیزش به مفهوم مبارزه ختم می‌شد ـ به‌جنگ با نظام اسلامی‌ِ جدید روی آورد.
گودرزی با داشتن شماری از جوانانی که همچنان روحیات انقلابی ‌سال‌های ۵۵ ـ ۵۷ را داشتند، آنان را بر اساس آموزه‌های قرآنی نشئت گرفته از برداشت‌های خود، به شدت بر ضد روحانیت و آنچه آن را «آخوندیسم» می‌نامید، تربیت کرده بود.
او هم‌زمان با انتشار جزوات تفسیری‌، خود نیز در ترورهای سال ۵۸ درگیر شد و مستقیم در ترور شهید قرنی شرکت داشت‌. گودزری در ۱۸ دی ماه ۵۸ دستگیر و در ۳ خرداد ۵۹ تیرباران شد. در این روز، تعداد دیگری‌ از اعضای این گروه با نام‌های سعید مرآت‌، عباس عسکری‌، علیرضا شاه بابابیگ و حسن اقرلو هم تیرباران ‌شدند و علی حاتمی هم در زندان خودکشی کرد.
● نقش اکبر گودرزی در فرقان
سازمان اصلی فرقان روی دوش اکبر گودرزی بود که کسانی مانند سعید واحد، محسن سیاهپوش‌، حمید نیکنام‌، علی اسدی و بهرام تیموری، زیر نظر مستقیم او بودند. محمد متحدی در ارومیه و تبریز و عامل اصلی ترور شهید قاضی طباطبائی بود. عباس عسکری، دیگر عضو فعالی بود که کمال یاسینی و سعید مرآت زیر نظر او بودند. حسن اقرلو، عضو فعال دیگر بود که عبدالرضا رضوانی‌، امیر فعله نوتاش و... زیر نظرش فعالیت‌ می‌کردند.
به این ترتیب، با شگفتی باید گفت‌، تشکیلات فرقان در اختیار یک جوان ۲۵ ساله (گودرزی متولد ۱۳۳۸) بوده است، ‌که در همین فاصله سنی‌، برای بیش از بیست جزء قرآن‌، حدود بیست جلد تفسیر قرآن نوشته بود و علاوه برآن‌، برای صحیفه سجادیه نیز شرحی دو جلدی داشت‌. کتابی نیز در شرح دعای عرفه و جزوه‌ای دیگر در شرح‌ خطبه امر به معروف امام حسین (ع‌) دارد. همین طور کتاب پرحجمی تحت عنوان توحید و ابعاد گوناگون ‌آن ‌نوشته است‌. افزون بر اینها، بیشتر نوشته‌های فرقانی‌ها و نشریات آنها ـ تا پیش از دستگیری‌ ـ از خود اوست‌.
پس ازکشته شدن گودرزی‌، فرقانی‌ها از وی با نام ششمین شهید ایدئولوژیک یاد می‌کنند. (با احتساب شریعتی به عنوان پنجمین شهید). اشاره شد که در کنار وی، علی حاتمی‌ معلم (که در زندان خودکشی کرد)، علی‌رضا شاه بابابیگ تبریزی و سعید مرآت (هر دو دانشجو) نیز بودند که اینان نیز دستگیر و اعدام شدند.
این را باید افزود که گروه فرقان در آغاز با نام گروه «کهفی‌ها» شهرت داشت و بعدها به نام فرقان شناخته شد. رژیم شاه از فعالیت این گروه، کمابیش اطلاعاتی داشت، اما به دلیل درگیر شدن در ماجراهای سال ۵۶ و فزونی‌حرکت‌های سیاسی و نیز ضعیف شدن ساواک، گویا گزارش چندانی از فعالیت آنها که آن زمان بیشتر، همین ‌جلسات قرآن بوده‌، نداشته است‌.
یکی از گزارش‌های بر جای مانده، حکایت از آن دارد که در مجلسی که ‌حسام و نادر، فرزندان شهید عراقی حضور داشتند، یکی از این دو نفر می‌گویند: «رهبر گروه کهفی‌ها، آخوندی ‌به نام گودرزی است که جمعه‌ها در مسجد «خَمْسه»‌، حدود خیابان دولت، صحبت می‌کند و گنجه‌ای و آشوری ‌نیز از کادرهای گروه موصوف هستند که امور مربوط به نشریات گروه تحت نظارت و شرکت آنان‌ اداره می‌شود و قرار است، به زودی مناظره‌ای بین یکی از این دو نفر و صالحی نجف آبادی‌، انجام شود.
مهدی‌ عراقی نیز اظهار داشته که آشوری از جانب گروه کهفی‌ها با او تماس گرفته و در مورد وحدت با کمونیست‌ها و مسائلی از این دست، مذاکره کرده، لیکن بعدها قطع ارتباط نموده است‌».
اشاره کردیم که برخی از مهم‌ترین افراد این گروه عبارت بودند از عباس عسکری‌، کمال یاسینی‌ و علی حاتمی‌. عسکری، یکی از قدیمی‌ترین افراد این گروه بود که از سال ۵۵ با گودرزی همکاری داشت و بعدها خود نیز مطالبی می‌نوشت‌؛ در واقع‌، وی نفر دوم گروه فرقان به شمار می‌آمد و افراد بسیاری توسط وی به این گروه،‌ پیوند خورده بودند.
● شیوه جمع‌آوری امضا
این گروه که هم‌زمان با رشد فزاینده نسل جدید مذهبی و متأثر از جریان‌های روز برآمده بود، توانست عده‌ای را در شماری از مدارس و مساجد تهران‌، جذب کند؛ از آن جمله، مدرسه «جهان‌آرا» بود که شماری از معلمان آن (همچون علی حاتمی و حسن نوری که دومی از ترورکنندگان مرحوم مفتح بود) جذب فرقان شدند. همین طور گودرزی تلاش کرد تا پایگاهی در مسجد «قبابه» به دست آورد که با مخالفت مرحوم مفتح روبه‌رو شد. مسجد «رفعت» هم در نزدیکی خیابان دولت‌، یکی از پایگاه‌های اصلی فرقان بود. گودرزی در زمینه کار ایدئولوژیک، عمدتا در کار نشر جزوات تفسیر قرآن بود که مطالب آن سخت بی‌پایه‌، مغلوط و در عین حال‌، در قالب‌ برداشت‌های سمبولیک و انقلابی بود.
در نشریه‌ای که به سال ۶۰ توسط بقایای فرقانی‌ها منتشر شده‌، آمده است‌ که اکبر گودرزی از سال ۱۳۵۰ «برای راهیابی آزادانه به قرآن و متون اصلی‌»، تلاش خود را آغاز کرده است‌. حاصل این مطالعات در سال ۵۵ به دست آمد و نخستین کارهای تفسیری وی در همان سال عرضه شد. به نوشته ‌همین نشریه‌، از همان زمان آقای مطهری در جلسات هفتگی به نقد کتاب «توحید و ابعاد گوناگون آن‌» (که به نام صادق داودی چاپ شده‌) و تفسیر وی پرداخته است‌.
گفتنی است که فرقانی‌ها کتاب «توحید و ابعاد گوناگون‌» آن را از آن روی نوشتند که معتقد بودند، ضعف عمده تشکل‌ها و سازمان‌های انقلابی‌، از مشروطه تا زمان آنها، نبود نوعی آگاهی مکتبی بوده است‌. در مقدمه‌ این اثر، با اشاره به آن ضعف‌، اشاره شده است که این کتاب برای پر کردن آن خلا نوشته شده است‌.
بحث‌های‌ نخستین این اثر در تعریف اسلام و توحید است و بنا به توضیحی که در آن آمده، «خلاصه‌ترین تعریف توحید، نمود خارجی جنگ سراسری و دایمی موجودات برای حل تضادها و راه یافتن به تکامل برتر و بالاتر است‌». توحید اندیشه‌ای است برای تعریف مسیر حرکت موجودات در دل این تضادها به سوی الله که نقطه نهایی ‌تکامل است‌. این مباحث که در قالب تحمیل برخی از تفکرات ابتدایی با آیات قرآنی طرح می‌شود، تا پایان ‌کتاب ادامه دارد. در این تعریف که بر فرض پذیرش بیان نوعی حرکت تکاملی برای تمامی موجودات است‌، قیامت با تعبیر «روز تحقق استعدادها» تعریف می‌شود. آن گاه پس از ارائه برخی از آیات، نتیجه آن می‌شود که‌ «پس از دید کلی و طبیعی، می‌توانیم قیامت را مرحله تحقق ساعت یا فعلیت سعی عمومی موجودات به حساب‌ آورد و از دید اجتماعی و در رابطه با پیکار خونین انقلابگران توحیدی، آن را نهایی‌ترین، دامنه‌دارترین و فراگیرترین و سازنده‌ترین انقلاب توحیدی و مرجع همه انقلابات تاریخی به شمار آوریم‌».
● موضعگیری درباره شریعتی
اما در سال ۱۳۵۶؛ یعنی سال آغاز فعالیت فرقان‌، با درگذشت دکتر شریعتی‌، نخستین اعلامیه از سوی این جریان نوپا انتشار یافت‌. آنچه در این شرایط‌، سبب برآشفتن فرقانی‌ها شد، اطلاعیه مشترک مطهری ـ بازرگان بود که چند روز پس از انتشار، بازرگان بر اثر اصرار دوستان یا تهدید مخالفان امضایش را پس گرفت‌. به دنبال صدور آن اطلاعیه‌، گودرزی اطلاعیه‌ای صادر کرد و به تهدید مخالفان شریعتی و در واقع آقای مطهری پرداخت‌. در این ‌اطلاعیه، با اشاره به ائتلاف ارتجاع و روشنفکران مدرن؛ یعنی مطهری و بازرگان‌، آمده است که «حاصل زشت‌ این ائتلاف ناجوانمردانه‌، آن هم در شام غریبان شهیدان و در اجرای اهداف شوم نفاق‌پیشگان تاریخ‌» بوده‌، به‌‌گونه‌ای که «اعلامیه‌ای به تاریخ ۵۶.۹.۲۳ و با امضای چهره‌هایی همچون مطهری و بازرگان درآمد که بازتاب ‌مقاصد پوشیده جبهه مؤتلفه بود و از تبادل‌نظر میان آنها که طبعا چیزی جز مسخ هدف شهیدان و فرهنگ‌ انقلابی آنها را در بر نمی‌گیرد، حکایت می‌کرد.
سپس با نقد برخی از عبارات آن نامه آمده است که‌ «عوامفریبی و خیانت‌پیشگی عوامل مزبور از فرازی دیگر از نوشته‌شان روشن می‌شود..». در سالگرد سفر دکتر شریعتی به خارج از کشور و مرگ وی‌، باز فرقان اطلاعیه‌ای داد و ضمن آن سخت به صادر کنندگان آن‌ بیانیه حمله کرد.
موضعگیری بعدی آنان، اطلاعیه‌ای بود که به مناسبت قیام قم و تبریز صادر شد و آنان حادثه مزبور را «ضمن احترام ‌به خون بی‌گناهان‌» چنین تحلیل می‌کنند که این جریان‌، حرکتی است در جهت «زنده کردن دوباره روحانیت ‌حاکم‌» و این که «دخالت بی‌رویه روحانیت را» باید «فاجعه‌ای عظیم‌» دانست‌. در این بیانیه، خطاب به شریعتی‌! آمده است که «روحانیت تجدید حیات یافته و انقلابی که هنوز هم از متهم کردن تو به انواع تهمت‌های‌سفارشی دست باز نداشته و هنوز هم ملایان بزرگ و فقهای عظیم‌الشأن و مفسران عالی‌قدر و وعاظ شهیر و فضلای فضول به کفر و وهابی‌ بودنت فتوا می‌دهند و مطالعه آثارت را تجویز نمی‌فرمایند... بار دیگر سنگر مدافع اسلام شدند».
به هر حال‌، به نوشته مؤلف کتابچه فرقان چیست کار تدوین ایدئولوژی فرقان در پایان سال ۵۶ به اتمام رسید. از آن پس‌، گروه‌، افزون بر تلاش برای پیگیری کارهای ایدئولوژیک، به تحلیل‌های سیاسی و درک شرایط سیاسی‌ جهان و طرح استراتژی جنگ مسلحانه علیه رژیم پرداخت‌. هم‌زمان نشریه‌ای هم به نام فرقان منتشر کرد، که نخستین شماره‌اش در اسفند ۵۶ به چاپ رسید. بعدها پس از پیروزی انقلاب نیز نشریه‌ای با نام ذکر تحت عنوان ‌نشریه «دانش آموزی» از سوی فرقان انتشار می‌یافت‌.
● علت روی آوردن به ترور
این گروه برای پیاده کردن استراتژی مسلحانه در برابر رژیم شاه‌، تازه در بهمن ۵۷ به تجهیزات نظامی مجهز شد! در این زمان‌، انقلاب پیروز شده بود و فرقان که «روحانیت را از بنیان و اساس باطل‌» می‌دانست‌، تلاش خود را معطوف به مبارزه با آنان کرد. نخستین عاملی که فرقان را به رویارویی مسلحانه با جمهوری اسلامی کشاند، قربانی شدن «ارزش‌های راستین تشیع سرخ علوی بود». همچنین تلاش برای «آزاد ساختن اسلام علی از اسارت آخوندیسم‌»، عامل دیگر این رویکرد، مبارزه قهرآمیز بود! برای فرقان‌، اکنون جای پرسش این بود که چه بایدکرد؟ بر اساس آیه «فقاتلوا ائمة الکفر»، گروه فرقان تصمیم گرفت، نخست مرحوم محمد ولی قرنی‌ و سپس مرحوم‌ مطهری را بکشد! انتخاب مطهری برای آن بود که «فکر به قدرت رسیدن دیکتاتوری آخوندیسم و آماده‌سازی تشکیلاتی آن مدت‌ها قبل‌، حتی پیش از خرداد ۴۲ از طرف او طرح شده بود».
● تفسیرهای عجیب و غریب از قرآن
منهای مجاهدین که متأثر از مارکسیسم بودند، از سال ۵۰ به این سو، برخی گروه‌های ‌مذهبی با توجه به قرآن و نهج البلاغه و تفسیر دلبخواهی از آنها بر پایه نگرش مبارزاتی و به اصطلاح‌ انقلابی‌، جریان‌های جدیدی را پدید آوردند.
فرقانی‌ها در سال ۵۶ و ۵۷ مجلدات زیادی از تفسیر قرآن خود را که تحت عنوان پیام قرآن منتشر می‌شد، پخش‌کردند. تفسیر (با عنوان کلی پیام قرآن‌) و آثاری که از آنها ملاحظه شد، عبارت است از: «تفسیر فاطر»، «یس‌»، «صافات‌»، «تفسیر احزاب‌»، «سبأ و نجم‌، «تفسیر عنکبوت و روم‌»، «تفسیر لقمان و سجده‌»، «تفسیر شوری‌، و زخرف‌»، تفسیر «محمد، فتح و حجرات»‌، «تفسیر دخان‌، جاثیه و احقاف‌»، «تفسیر سوره مؤمن و فصلت‌» و تفسیر سوره «فرقان و نور»؛ همه این‌ها که گفته شد، نام مؤلف آ‌نها نجم‌الدین شکیب آمده است که مانند دیگر نام‌های ‌روی تفاسیر مستعار است‌. تفسیر سوره انبیا به نام حسین صادقی‌، تفسیر سوره بقره (جواد صابر) تفسیر سوره‌ مریم‌، تفسیر سوره طه (حسن قائمی‌)، تفیسر توبه‌، تفسیر شعراء، نمل‌، و قصص (احسان کمالی‌) تفسیر سوره یوسف‌، تفسیر جزء سی‌ام (یا تفسیر نبأ تا ناس‌)، (محمد حسین آل یاسین‌ و نیز به اسم احسان کمالی‌)، تفسیر مزمل‌، مدثر، قیامت‌، انسان و مرسلات (نجم الدین منتظر)، تفسیر سوره کهف‌ و تفسیر ذاریات و ق‌، ترجمه‌ کامل از قرآن نیز از آنان منتشر شده است‌. همچنین کتابی با نام فرازی از نهج البلاغه و شرح دعای عرفه (نام ‌دیگرش‌، پیام حسین‌)، فروغ نهج البلاغه دو جلد و کتاب «توحید و ابعاد گوناگون آن‌» (صادق داودی‌، نشر کاظمیه ۳۲۰ ص‌). نشریات یک ساله آنان (۱۳۵۷) تحت عنوان سالنامه فرقان چاپ شده است‌.
کتابی با نام دعا: تجلی خداگونگی انسان از سوی همین گروه (به نام محمد حسین آل‌یس‌) چاپ شده که شرح ‌صحیفه سجادیه است‌. در اینجا هم به مانند تفاسیری که از قرآن ارائه شده‌، همه مضامین در ارتباط با انقلاب ‌و ضد انقلاب تحلیل و تفسیر شده است‌.
کتابی دیگر با عنوان اصول تفکر قرآنی، به عنوان کتاب دوم توحید و ابعاد گوناگون آن‌،به نام داود قاسمی‌، چاپ شد که اصولی کلی مستخرج از قرآن درباره انسان‌شناسی و ایمان ‌و انقلاب و ضد انقلاب است‌. در همین کتاب است که از مرحله غیب انقلاب و مرحله شهود آن سخن به میان ‌آمده و به تفصیل از قرآن برای مرحله پیش از انقلاب و پس از پیروزی بهره‌گیری شده است‌. در این بخش‌، به‌روشنی آیه دوم سوره بقره که ایمان به غیب را مطرح کرده‌، به معنای ایمان به غیب انقلاب تفسیر شده است‌. در باره ارتباط غیب و صلاة هم آمده است که «به طور کلی همه اصول تئوریک حزب توحیدی در مرحله غیب انقلاب در کلمه «صلاة‌» جمع شده‌اند».
همانجا در تفسیر وحی هم گفته شده است‌: وحی در تعریف کلی آن‌، همان شناخت پدیده نسبت به راه تکامل خویش بر حسب ظرفیت وجودی و مدار تکاملیش یا به قول امام، آن ‌انفجار درونی و درد تکامل خواهی است. شاید این کتاب‌، صریح‌ترین اثر در باز کردن آثار بی‌پایه فرقان ‌باشد.
در زمینه نوشته‌های تفسیری آنان‌، آقای مطهری که در این سال‌ها روی تفسیر کار می‌کرد، نسبت به این مسأله احساس خطر فراوان کرده‌، مرتب هشدار می‌داد و از اتفاق‌، همین بحث غیب و شهود انقلاب را مثال می‌زد. تفسیرهای متعدد و گسترده اینان طی سال ۵۵ و ۵۶ موجی از بیم و هراس را در میان متدینان دامن زد. هر چند، گستردگی جریانات مختلف‌، باز شدن فضای سیاسی کشور و ورود گروه‌های مختلف به عرصه مبارزه‌، اجازه ‌بروز بیشتر به این ماجرا را نداد، در غیر این صورت، ممکن بود که جریان فرقان‌، به حرکتی شبیه به آنچه ‌میرز اعلی محمد باب ایجاد کرده بود، منجر شود.
محمد مهدی جعفری از دیداری که همراه دکتر پیمان در سال ۱۳۵۶ با اکبر گودرزی داشته‌، یاد کرده و می‌گوید: من یک جلد تفسیر آنها را مطالعه کردم و به آنان گفتم که این تفاسیر، انقلابی و امروزی است و مضمون آن با روح قرآن مطابق نیست‌. برای نمونه؛ در داستان یوسف‌، گرگ به معنای ضد انقلاب گرفته شده که حضرت ‌یعقوب‌، یوسف را برای به دام انداختن ضد انقلاب به سوی آن‌ها فرستاده است‌. یا برای مثال؛ محراب را به‌ معنای سنگر گرفته و «امام‌» را رهبر انقلابی می‌گرفتند.
در این میان، بیش از همه، استاد مطهری از این‌ تفاسیر برآشفت‌ و در مقدمه کتاب علل گرایش به مادی‌گری تحت عنوان ماتریالیسم در ایران سخت به آرای تفسیری‌ و تعابیری که آنان در ترجمه آیات و مفاهیم قرآنی آورده‌اند، حمله‌ کرد
گروه فرقان‌، پس از انجام این ترورها، با رخنه برخی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، لو رفته و همگی‌ آنان، از جمله گودرزی، رهبر آنان‌، به دام افتاده‌، کشته شدند.
گویا، دو نفر از اعضای این گروه گریختند که بعدها به خارج از کشور رفتند. در حال حاضر (۱۳۸۱) گه‌گاه اطلاعیه‌ای از گروه فرقان در برخی از سایت‌های خبری خارج از کشور دیده می‌شود. در آستانه انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ایران در ۲۷ خرداد ۱۳۸۴، بار دیگر چند انفجار صورت گرفت که از طرف وزیر کشور به گروه خوارج فرقان منسوب شد.
بقایای فرقانی‌ها تا اوایل سال ۶۰ که همچنان به انتشار برخی از جزوات می‌پرداختند و حتی از ترورهای مجاهدین خلق نیز به نوعی سوء‌استفاده کرده‌، آنان را با اندیشه‌های خود پیوند می‌دادند.

پژوهشگر: رسول جعفریان
منبع: «جریان‌های مذهبی سیاسی ایران از سال ۲۰ تا ۵۷» ، نوشته رسول جعفریان ، نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

اختلاف، انحلال، احیا


اختلاف، انحلال، احیا
جنگ تحمیلی پایان یافت. چندی پس از آن بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز رحلت کرد.
شرایط جدید سیاسی فراهم آمده در سال‌های بعد، فرصت را برای یک جناح اکثریت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که بیش از ۵ سال بود که انحلال آن توسط امام راحل اعلام شده بود، مجدداً مهیا کرد تا به عرصه سیاسی بازگردد.
گروه اندکی از میان اعضای سابق سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درخواستی را به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب وزارت کشور ارائه کردند و با موافقت این کمیسیون فعالیت خود را از ۱۰ مهرماه سال ۱۳۷۰ دوباره آغاز کردند. نشریه «عصرما» دو هفته یک‌بار منتشر می‌شد و مواضع سازمان جدید را بیان می‌کرد؛سازمانی که اعضای آن نه به گستردگی سابق و البته برخوردار از آرای منسجم بودند. اما بازخوانی پرونده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دلایل انحلال آن در سال ۱۳۶۵ کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.
با تاکید امام بر وحدت گروه‌های مبارز در مهرماه سال ۱۳۵۷، تنها چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ‌ ۷گروه در هفتم فروردین ۱۳۵۸، با صدور بیانیه‌ای ذیل نام جدید سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اعلام موجودیت کردند.در کنار فعالیت‌های متنوع سیاسی، نظامی و امنیتی اعضای سازمان که بخش گسترده‌ای از آن غیرعلنی و نیمه‌مخفی بود، فقدان انسجام لازم فکری برای ایجاد یک تشکل سیاسی میان اعضای گروه‌های هفت‌گانه تشکیل‌دهنده، موجب شد تا از همان روزهای اولیه، جرقه اختلافات بلافاصله پس از تشکیل سازمان‌ زده شود؛ البته فضای ملتهب و غیرعادی سال‌های اول دهه ۶۰ از بروز این اختلافات در سطح جامعه جلوگیری کرد.
● آغاز اختلافات
اولین جرقه اختلافات در سازمان، یک ماه پس از اعلام موجودیت یعنی یازدهم اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ به هنگام تصمیم‌گیری برای انتشار اطلاعیه‌ای به مناسبت روزکارگر زده شد. عده‌ای از اعضای سازمان هر نوع توجه به کارگر را ملهم از اندیشه‌های مارکسیستی و در نتیجه نوعی التقاط می‌دانستند. اما عمده‌ترین اختلافی که بحث‌های فراوانی را برانگیخت، موضوع بزرگداشت دکتر علی‌شریعتی بود. ماجرا از این قرار بود که گروهی پیشنهاد انتشار اطلاعیه‌ای به مناسبت سالگرد درگذشت شریعتی ارائه کردند. زمستان سال ۱۳۵۸ این موضوع مطرح می‌شود. گروهی ۴ نفره شامل بهزاد نبوی، مرتضی الویری، ساجدی و پروین نزد امام می‌روند تا نظر ایشان را در این‌باره جویا شوند.
شرح این جلسه هیچ‌گاه بازگو نمی‌شود اما یکی از اعضای حاضر در این جلسه (ساجدی) سخنان امام را حول ۲ محور می‌‌داند. نخست اینکه یک‌سری مسائل هست که اختلافی است و موجب اختلاف بین مردم می‌شود و به وحدت مردم ضربه می‌زند، دوم اینکه من (امام خمینی) ورود به مسائل اختلافی را حرام می‌دانم. ظاهرا امام اظهارنظر صریحی درباره اطلاعیه دادن یا ندادن نمی‌کنند هرچند که ساجدی و پروین که از حاضران در این جلسه هستند براین باورند که امام بزرگداشت شریعتی را از مسائل اختلافی دانسته و بالتبع حرام می‌دانسته اما در نهایت بهزاد نبوی و همفکرانش بیانیه‌ای را در سالگرد درگذشت دکتر شریعتی صادر می‌کنند.
● مقدمه یک طرح
این اختلافات موجب شد، شکاف‌ها بیش از پیش در درون سازمان مشاهده شود. گاهی گزارش فعالیت سازمان به امام، ارائه و نظر ایشان جویا می‌شد اما چون ارتباط مستقیم با رهبری آن روز در درازمدت امکان نداشت و ایضا سازمان لازم می‌دانست با امام ارتباط تشکیلاتی برقرار کند، طرح ارتباط غیرمستقیم از طریق نماینده در میان اعضای سازمان مطرح شد.
● انتخاب راستی
به هر سو این طرح در شورای مرکزی سازمان مطرح شد. پس از تصویب این طرح در شورای مرکزی، طرح برای اعلام‌نظر خدمت امام ارسال می‌شود که ایشان هم موافقت می‌فرمایند. پس از موافقت ایشان، بحث و گفت‌وگو پیرامون افراد و شخصیت‌های موردنظر برای تصدی نمایندگی امام در سازمان بالا می‌گیرد. شهیدان بهشتی، مطهری و شاه‌آبادی و حجج ‌اسلام محمد امامی کاشانی، انواری، محمدرضا مهدوی ‌کنی و راستی کاشانی از جمله گزینه‌های مورد بحث هستند. امام که تصمیم‌گیرنده نهایی است، حجت‌الاسلام راستی کاشانی را به عنوان نماینده خود در سازمان منصوب می‌کند. ‌
● بهانه‌جویی
پس از معرفی راستی کاشانی به عنوان نماینده امام، جریانی در سازمان که این انتخاب را همسو با افکار خود نمی‌دید، آن را برنتافت و زمزمه مخالفت را آغاز کرد؛ همچنین برخی در این دوره از شکل‌گیری ۳ جریان در سازمان خبر می‌دهند؛ جریان موسوم به چپ که در رأس آن افرادی چون بهزاد نبوی، محمد سلامتی، سعید حجاریان، هاشم آغاجری، مصطفی تاج‌زاده، علیرضا شجاعی‌زند، پرویز قدیانی، مهدی نیکدل و محسن آرمین قرار داشتند.
جناح موسوم به راست که احمد توکلی، محسن رضایی، حسین فدایی، حسین رضایی، عبدالحسین روح‌الامینی، حسین زیبایی‌نژاد، مجتبی شاکری و محمدباقر ذوالقدر آن را نمایندگی می‌کردند و جناح میانه که از برجسته‌ترین چهره‌های آن می‌توان به مرتضی الویری، رضا بصیرزاده، حسین صادقی و محمدرضوی اشاره کرد که البته این جناح بیشتر متمایل به جریان چپ بود. (یقه سفیدها، جامعه‌شناسی نهادهای مدنی در ایران امروز/ محمد قوچانی ص۱۰۰)اختلافات این ۳ جریان با فرار ابوالحسن بنی‌صدر و حذف جریان ضدانقلاب، شکل جدی‌تری به خود گرفت و زمینه را برای بروز علنی تضادهای درونی اعضای سازمان آماده ساخت. عمده شکاف‌های ایجاد شده ناشی از اختلاف برداشت‌های فکری و قرائت‌های متفاوت در سازمان بود.‌
● لابراتوار اختلاف
مجموع این شکاف‌ها که از سطح کلان (تلقی از حکومت و ولایت فقیه) آغاز و تا سطوح فردی چون تصمیم‌گیری‌های اجرایی ادامه می‌یافت، منجر به شکل‌گیری دو جناح برجسته شد که نه فقط در سازمان که در کل جامعه شیوع یافت. از سوی دیگر، جناح چپ سازمان که ادامه حضور آیت الله راستی در سازمان را متناسب با برنامه‌های خود نمی‌دید، با بهانه‌گیری‌های پی‌درپی دامنه این شکاف‌ها را بیش از پیش گسترش داد. پس از انتصاب
راستی کاشانی، این جناح تمام توان خود را به کار گرفت تا شخص دیگری را جایگزین وی کند. طراحان این سناریو با طرح این مسئله که ایشان وقت کافی نداشته و نمی‌تواند به گونه‌ای در سازمان فعالیت کند، سعی کردند خدمت امام رسیده و ایشان را از این انتخاب بازدارند.
● همان که گفتم
مسئولان سازمان ، سیزدهم مهرماه ۱۳۶۰ خدمت حضرت امام شرفیاب شدند. در این دیدار برخی از اعضای سازمان تلویحا ۲ درخواست را مطرح کردند: ۱ – تقاضای تلویحی تعویض نماینده امام و ۲- تقاضای تعیین ۲ نماینده امام در سازمان که یکی نماینده امام در امور سیاسی و دیگری در مسائل فقهی باشد. اما در این دیدار به محض طرح اولین تقاضا، بنیانگذار هوشیار انقلاب اسلامی می‌فرمایند: «خیر من آقای راستی را عوض نمی‌کنم تا ایشان اعراض نکرده باشند عوض نمی‌کنم. نگفته‌اند که من وقت ندارم، ایشان فرد فاضل و مهذبی هستند، من می‌گویم، شما هم بگویید ایشان فعال‌تر برخورد کنند.» (سخنان امام خمینی در دیدار مسئولان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ۱۳/۷/۶۰)
پس ازآن، اعضای سازمان به دیدار آیت‌الله راستی می‌روند.
وی در این دیدار براین نکته تاکید می‌کند که انتقاداتی نسبت به مسائل سازمان از گذشته وجود دارد که تا زمانی که چنان اشکالاتی رفع نشود، نمی‌توان تشکیلات سازمان را به صورت کلی تایید کرد. این سخن نماینده امام، مسئولین سازمان را برانگیخت و با اصرار فراوان از وی خواستند تا نظرات اصلاحی و انتقادات خود را مطرح کند تا آنها بپذیرند و بدان‌ها عمل کنند. اصرار برخی از اعضای سازمان سبب شد تا راستی کاشانی نظرات اصلاحی خود را با مسئولین سازمان در میان بگذارد. اما برخلاف انتظار جناح مخالف نماینده امام در سازمان که قبلا برای شنیدن هرگونه انتقادی اعلام آمادگی کرده بود، از دادن نوار سخنرانی‌ها و بیانات نماینده امام به اعضا و مرتبطین سازمان خودداری و به اصطلاح این انتقادها را بایکوت کرد.
● ایجاد تردید
جریان چپ در سازمان اقدامات مخالفت‌گونه خود با نماینده امام را به اشکال دیگری دنبال می‌کنند. در یکی از مراحل آنها چنین طرح می‌کنند که بین نظر و حکم نماینده امام فرق است و ما فقط احکام ایشان را لازم الاتباع می‌دانیم نه نظرات ایشان را. چندی بعد فرآیند مخالفت با راستی کاشانی را به سطح دیگری منتقل و اعلام کردندکه نماینده امام هیچ اختیاری برای دخالت در امور سازمان ندارد و کار نماینده اما تنها توشیح است. پس از مدتی هم به صراحت گفته شد که آقای راستی نماینده امام نیست بلکه امام فرموده رابط است و براین اساس هیچ یک از گفته‌هایش لازم‌الاتباع نیست. با این وضعیت، همه نظرات و انتقادات نماینده امام، دخالت در امور سازمان تلقی شد. پس از این نیز برای آنکه نظرات نماینده امام را تحت‌الشعاع قرار دهند، با استناد به نظرات برخی دیگر از علما و روحانیون، آرای راستی کاشانی، شخصی و جناحی قلمداد شد. جناح چپ سازمان از این راه تلاش داشت تا نماینده امام را حتی‌الامکان به انزوا بکشاند.
● ‌چه باید کرد؟
این جریان کار را به جایی می‌رساند که راستی کاشانی در ۱۸ فروردین ۱۳۶۱ به محضر امام شرفیاب شده و گزارشی از تخریب‌های علیه خود ارائه می‌کند. وی در عین کسب تکلیف از امام می‌خواهد تا این مسئولیت را به شخص دیگری واگذار کنند. حضرت امام نیز با رد این درخواست می‌فرمایند: «حتما خود شما باید باشید، صلاح نیست غیر از شما. خود شما باشید چون شما به امور سازمان آشنا هستید به کارتان ادامه دهید. بیش از پیش با هم باشید و بیشتر و بهتر از قبل هم کارتان را انجام دهید. نظارتتان را هم بیشتر کنید تا ببینم با اینها باید چه کرد.»
نماینده امام پیرو این دیدار، در اول اردیبهشت همان سال، حسین فدایی، محسن اخوت، علی عسکری، محمد فیاض، جعفر الله‌وردی، مسعود روح‌الامین و حمیدرضا کاتوزیان را به عنوان شورای مسئولان سازمان معرفی می‌کند؛ البته یک هفته پس از لغو شورای مرکزی قبلی سازمان که تحت عنوان مجلس مشورتی فعالیت می‌کرد.
پس از تعیین این شورا که به «شورای منتخب آیت‌الله راستی» شهرت یافت، جریان معارض در سازمان نه تنها از همکاری با آن شورا امتناع کرد بلکه در مقابل آیت‌الله راستی جبهه‌گیری و صراحتا اعلام موضع کرد و فرمان نماینده امام را لازم الاتباع ندانست. پس از این اعلامیه نیز این جریان با اصرار زیاد خواستار ملاقات با امام شد اما امام موافقت نکرده و آیت الله موسوی اردبیلی را از جانب خود جهت شنیدن نقطه نظرات موافق و مخالف تعیین کرد.‌ ولی چندی بعد جریان موسوم به چپ با هدف حذف آیت‌الله راستی کاشانی، نماینده امام، شایع کرد که ماموریت آیت‌الله موسوی اردبیلی موقتی نیست اما بعدها در ۱۸مرداد۶۱، این خبر از سوی آقای موسوی اردبیلی تکذیب شد.
● راستی را عوض نمی‌کنم
با انتقال نظرات اعضای سازمان توسط آیت الله موسوی اردبیلی به امام، ایشان همچون گذشته بر نمایندگی آیت‌الله راستی تاکید می‌کنند. با اعلام نظر امام هجمه علیه راستی کاشانی کمی فروکش می‌کند اما برخی همچنان سناریوی پیش فرض خود را دنبال می‌کنند تا شاید به اندک نتیجه‌ای دست یابند. در همین راستا بهزاد نبوی موفق می‌شود با امام مسئله سازمان را مطرح کرده و از امام کسب تکلیف کند، امام نیز همچون گذشته بر حضور و نظارت نماینده خود تصریح کرده و می‌فرمایند:«من به هیچ وجه آقای راستی را عوض نمی‌کنم بروید با ایشان مسئله را حل کنید.»تاکید دوباره امام پایانی بر ماجرای اختلافات درون سازمان نیست و جریان مخالف تلاش می‌کند تا با صدور اطلاعیه احیای شورای منحل شده قبلی و برخی اقدامات دیگر، نماینده امام و حامیان وی را تحت فشار قرار دهد. در نهایت نماینده امام تصمیم می‌گیرد تا در دیدار با امام نظر صریح ایشان را در مورد میزان اختیارات و نحوه نظارت خود در سازمان جویا شود.
سیزدهم شهریور۶۱ راستی کاشانی با امام ملاقات می‌کند؛ ملاقاتی مهم و تاثیرگذار که پوشاندن یا به فراموشی سپردن آن برای مخالفین نماینده امام در سازمان چندان ساده نبود. امام در پاسخ به اظهارات راستی کاشانی و نقل قول برخی از مخالفین در‌خصوص محدودیت نماینده امام در تصمیم‌گیری‌های سازمان می‌فرمایند:« اینکه نظارت نمی‌شود نظارت آن است که نظر ناظر دخیل باشد، شما محکم بگیرید هر کس خواست می‌ماند هر کس نخواست دنبال کار دیگری می‌رود.» سپس از آیت‌الله راستی کاشانی می‌خواهند نسبت به سازمان کنترل بیشتری کرده و حراست و نیز دخالت کند. به دنبال آشکار شدن نظر صریح امام در مورد نظارت و کیفیت آن و نیز حدود و اختیارات نماینده امام، ۳۷نفر از اعضای چپ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی‌ در ۲۰ دی ماه۱۳۶۱ در نامه‌ای به آیت‌الله راستی کاشانی از عضویت در این سازمان استعفا دادند.
● دوره پایان
گذار از دوران التهاب و بازگشت آرامش به فضای سیاسی کشور موجب شد تا فعالیت‌های سازمان از حالت نیمه مخفی و نیمه علنی خارج و به صورتی علنی و البته تنها در زمینه سیاسی متمرکز شود. اما رفته رفته و با توجه به شرایط جنگی کشور و اهتمام اعضای فعال و اصلی سازمان به مسئله جنگ و همزمان با تعطیلی نسبی فعالیت‌های حزب جمهوری اسلامی،‌فعالیت‌های سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز رو به افول نهاد. مهرماه ۱۳۶۵ آیت‌الله راستی کاشانی در نامه‌ای به امام، از ایشان خواست تا با استعفای وی و انحلال سازمان موافقت فرمایند که ایشان نیز ۵روز بعد با این ۲ درخواست موافقت می‌فرمایند.
● حیات بی‌صدا
همانگونه که پیشتر گفته شد، پس از استعفای اکثریت جناح موسوم به چپ در سال ۶۱ از درون سازمان، هر کدام جذب نهاد، سازمان یا وزارتخانه‌ای شدند اما خروج از تشکیلات موجب نشد این جریان انسجام خود را از دست بدهد بلکه طی جلسات هفتگی حیات فکری و سازمانی خود را حفظ کردند.
● حرف آخر
بررسی شرح حال سازمان جدید مجالی دیگر را می‌طلبد اما یادآوری این نکته چندان خالی از لطف نیست که اعضای موسس سازمان جدید راه را برای ورود افراد دیگر ناهموار بلکه مسدود کرده‌اند. این مشی بسته به حدی است که هفته نامه راه‌نو در شماره ۲۰ خود در تاریخ ۱۴/۶/۷۷ این سازمان را آهنین، منزوی،‌بسته، یکپارچه و با هم‌شکلی اعضا یاد کرد.
● پدران سازمان
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب و نیز در سال‌های دهه۷۰ نقش موثر و فعالی در عرصه سیاسی کشور داشت.
اگرچه اعضای سازمان تقریبا در اکثر مراکز تصمیم‌گیری و اجرایی جبهه موسوم به دوم خرداد حضور دارند، فعلا مشی سیاسی و فکری را به عنوان شیوه عملی خود اعلام کرده‌اند اما در حقیقت سنگ بنای ایجاد سازمان، ائتلاف ۷ گروه بود که پیش از انقلاب اسلامی مشی مبارزاتی مسلحانه داشتند و چند عملیات موفق آنها علیه رژیم پهلوی، موجب شهرت و شناخته شدن در عرصه مبارزات پیش از انقلاب شده بود‌.
۱) منصورون :خرمشهر، دزفول و اهواز شهرهایی بودند که از سال ۱۳۴۹ شاهد حضور و فعالیت چند هسته مبارزاتی بود. پس از بروز انحراف در سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در سال ۱۳۵۴، این هسته‌ها با هم متحد شده و گروه منصورون را تشکیل دادند. شهیدغلامحسین صفاتی‌دزفولی نقش محوری و کلیدی داشت. در منصورون و نیز گروه امت واحده، برخلاف سایر گروه‌ها که بیشتر فعالیت سیاسی داشتند، مشی مسلحانه و عملیاتی بر دیگر فعالیت‌ها غالب بود. از دیگر افراد موثر در این گروه نیز می‌توان به محسن رضایی، محمدباقر ذوالقدر و علی شمخانی اشاره کرد.
۲) امت واحده:این گروه توسط بهزاد نبوی، بنیان گذاشته شد. نبوی خود روزی از کادرهای ارشد سازمان مجاهدین خلق (منافقین) بود که پس از اعلام تغییر ایدئولوژی سازمان، ارتباط خود را با مجاهدین خلق قطع و یک‌سال بعد یعنی در سال ۱۳۵۵، سازمان مسلح جدیدی را بنا نهاد که بعدها امت واحده نام گرفت. محمد سلامتی، پرویز قدیانی، صادق نوروزی، علی شجاعی‌زند، محسن مخملباف و فریدون وردی‌نژاد از جمله اعضای شناخته شده این گروه هستند.
۳) موحــــدین:ارتباط با روحانیون مبارزی چون آیت‌الله خامنه‌ای(رهبر معظــم انقلاب) و حجت‌الاسلام شهید هاشمی‌نژاد، شهید حسین علم‌الهدی که دانشجوی رشته تاریخ دانشکده ادبیات و علوم اسلامی دانشگاه مشهد بود را ترغیب کرد تا پس از بازگشت به اهواز به کمک برخی دیگر از دوستانش گروه موحدین را شکل دهد. اعدام انقلابی پل‌گریم مستشار آمریکایی از جمله اقدامات برجسته این گروه بود.
۴) فلاح: نام شهیدمحمد منتظرقائم هرچند در سالروز حادثه طبس بیشتر شنیده می‌شود، اما او از جمله بنیانگذاران گروه فلاح است که به همراه حسن منتظرقائم و مرتضی الویری این گروه را تاسیس کرد.
۵) بدر: این گروه هم پیش از انقلاب اسلامی و با نقش‌آفرینی حسین فدایی و همراهی علی عسکری، حسن اسلامی و شهیدان طاهرنژاد، فدایی و اخوت تشکیل شد.
۶) صف:نقش محوری در شکل‌گیری گروه توحیدی صف نیز برعهده شهید محمد بروجردی و همراهی سلمان صفوی، اکبر براتی، حسین صادقی و محمد عطریانفر بود. این گروه که در تهران و اصفهان فعالیت می‌کرد، عمدتا با شهید محمدمنتظری مرتبط بودند.
۷) فلق:گروهی از دانشجویان مبارز مقیم آمریکا با همت مصطفی‌ تاج‌زاده و حسن واعظی گروه توحیدی فلق را پیگیری و اجرا کردند.

وبگردی
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    کرم دورنگ یا باواروا
    نوع مقدار شیر ۲ پیمانه زرده تخم مرغ ۶ عدد پودر ژلاتین ۶ قاشق مرباخوری شکر ۱ لیوان خامه ۳۰۰ گرم وانیل کمی آب جوش ۱ قاشق غذاخوری کاکائو ۱ قاشق غذاخوری شیر را روی حرارت می جوشانیم …