دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

اکبر گودرزی و تشکیل گروه تروریستی فرقان


اکبر گودرزی و تشکیل گروه تروریستی فرقان
گروه فرقان به رهبری طلبه‌ای به نام اکبر گودرزی‌، یکی از شاخص‌ترین گروه‌های نه تنها منفصل از روحانیت، که ‌مخالف صریح با روحانیت بوده است‌. اکبر گودرزی اهل لرستان ـ روستای دوزان در نزدیکی الیگودرز، جایی میان خمین و الیگودرز ـ بوده و از آنجا که پدرش چوپان بود، فرقانی‌ها از وی با عنوان «چوپان زاده آزاده‌» یاد می‌کردند. وی در حوالی سال ۱۳۳۵ متولد شده (در شناسنامه ۱۳۳۸ قید شده‌)، در سال ۵۱ یا ۵۲ عازم، ‌خوانسار شده و مدتی در مدرسه علمیّه آنجا تحصیل کرده و سپس یک سال در قم مانده و بعد از آن به تهران‌ آمده و مدتی را در مدرسه چهل‌ستون و سپس در مدرسه حاج شیخ عبدالحسین بیتوته که به سال ۵۶ آنجا را نیز ترک کرده و از لباس طلبگی هم خارج شده است‌. او علاوه بر درس طلبگی‌، درس جدید را هم تا کلاس یازده خوانده است‌.
گودرزی در سال ۵۶، کلاس‌های تفسیر در مناطق مختلف تهران (نازی‌آباد، سلسبیل‌، قلهک، جوادیه و خزانه بر پا و نیروهایش را نیز از همین جلسات جذب می‌کرد. البته برخی از این جلسات هم به اقتضای فضای آن سال‌ها در خانه‌های افراد علاقه‌مند تشکیل می‌شد‌.
مساجدی که گودرزی جلسات قرآن را در آنها برگزار می‌کرد، عبارت بود از مسجد «الهادی»، خیابان شوش‌، مسجد «فاطمیه خزانه»‌، مسجد «رضوان» خیابان اتابک، مسجد «شیخ هادی» و مسجد «خمسه قلهک». مسجد «اعظم» هم که ‌کتابخانه قائم در آن بود و جوانان مذهبی به آنجا رفت و آمد داشتند، در اختیار علی حاتمی (که در زندان ‌خودکشی کرد)، یکی از فرقانی‌ها بود و افرادی را در همانجا جذب این گروه کرد.
گودرزی گروه فرقان را در درون همین جلسات قرآن تأسیس و رهبری کرد‌. وی از سال ۵۶ به صدور اعلامیه و بیانیه‌ پرداخت و وارد حوزه سیاست و مبارزه شد، اما به جز این اعلامیه‌ها، فعالیت دیگری نداشت‌. یک‌بار برای‌ مدت کوتاهی به پاکستان رفت تا عازم اروپا شود و نوشته‌های تفسیریش را انتشار دهد، که به دلیل فراهم نشدن ‌شرایط به ایران بازگشت‌. در جریان پیروزی انقلاب اسلامی‌، با اسلحه‌هایی که وی و همراهانش از پادگان‌های ‌فتح شده توسط مردم به دست آوردند ـ از همان نخست ـ وارد فاز نظامی شد. اما . . . این زمان، نظام ‌شاهی سقوط کرده بود و گروه فرقان که عقیده به مبارزه داشت‌ ـ چون همه چیزش به مفهوم مبارزه ختم می‌شد ـ به‌جنگ با نظام اسلامی‌ِ جدید روی آورد.
گودرزی با داشتن شماری از جوانانی که همچنان روحیات انقلابی ‌سال‌های ۵۵ ـ ۵۷ را داشتند، آنان را بر اساس آموزه‌های قرآنی نشئت گرفته از برداشت‌های خود، به شدت بر ضد روحانیت و آنچه آن را «آخوندیسم» می‌نامید، تربیت کرده بود.
او هم‌زمان با انتشار جزوات تفسیری‌، خود نیز در ترورهای سال ۵۸ درگیر شد و مستقیم در ترور شهید قرنی شرکت داشت‌. گودزری در ۱۸ دی ماه ۵۸ دستگیر و در ۳ خرداد ۵۹ تیرباران شد. در این روز، تعداد دیگری‌ از اعضای این گروه با نام‌های سعید مرآت‌، عباس عسکری‌، علیرضا شاه بابابیگ و حسن اقرلو هم تیرباران ‌شدند و علی حاتمی هم در زندان خودکشی کرد.
● نقش اکبر گودرزی در فرقان
سازمان اصلی فرقان روی دوش اکبر گودرزی بود که کسانی مانند سعید واحد، محسن سیاهپوش‌، حمید نیکنام‌، علی اسدی و بهرام تیموری، زیر نظر مستقیم او بودند. محمد متحدی در ارومیه و تبریز و عامل اصلی ترور شهید قاضی طباطبائی بود. عباس عسکری، دیگر عضو فعالی بود که کمال یاسینی و سعید مرآت زیر نظر او بودند. حسن اقرلو، عضو فعال دیگر بود که عبدالرضا رضوانی‌، امیر فعله نوتاش و... زیر نظرش فعالیت‌ می‌کردند.
به این ترتیب، با شگفتی باید گفت‌، تشکیلات فرقان در اختیار یک جوان ۲۵ ساله (گودرزی متولد ۱۳۳۸) بوده است، ‌که در همین فاصله سنی‌، برای بیش از بیست جزء قرآن‌، حدود بیست جلد تفسیر قرآن نوشته بود و علاوه برآن‌، برای صحیفه سجادیه نیز شرحی دو جلدی داشت‌. کتابی نیز در شرح دعای عرفه و جزوه‌ای دیگر در شرح‌ خطبه امر به معروف امام حسین (ع‌) دارد. همین طور کتاب پرحجمی تحت عنوان توحید و ابعاد گوناگون ‌آن ‌نوشته است‌. افزون بر اینها، بیشتر نوشته‌های فرقانی‌ها و نشریات آنها ـ تا پیش از دستگیری‌ ـ از خود اوست‌.
پس ازکشته شدن گودرزی‌، فرقانی‌ها از وی با نام ششمین شهید ایدئولوژیک یاد می‌کنند. (با احتساب شریعتی به عنوان پنجمین شهید). اشاره شد که در کنار وی، علی حاتمی‌ معلم (که در زندان خودکشی کرد)، علی‌رضا شاه بابابیگ تبریزی و سعید مرآت (هر دو دانشجو) نیز بودند که اینان نیز دستگیر و اعدام شدند.
این را باید افزود که گروه فرقان در آغاز با نام گروه «کهفی‌ها» شهرت داشت و بعدها به نام فرقان شناخته شد. رژیم شاه از فعالیت این گروه، کمابیش اطلاعاتی داشت، اما به دلیل درگیر شدن در ماجراهای سال ۵۶ و فزونی‌حرکت‌های سیاسی و نیز ضعیف شدن ساواک، گویا گزارش چندانی از فعالیت آنها که آن زمان بیشتر، همین ‌جلسات قرآن بوده‌، نداشته است‌.
یکی از گزارش‌های بر جای مانده، حکایت از آن دارد که در مجلسی که ‌حسام و نادر، فرزندان شهید عراقی حضور داشتند، یکی از این دو نفر می‌گویند: «رهبر گروه کهفی‌ها، آخوندی ‌به نام گودرزی است که جمعه‌ها در مسجد «خَمْسه»‌، حدود خیابان دولت، صحبت می‌کند و گنجه‌ای و آشوری ‌نیز از کادرهای گروه موصوف هستند که امور مربوط به نشریات گروه تحت نظارت و شرکت آنان‌ اداره می‌شود و قرار است، به زودی مناظره‌ای بین یکی از این دو نفر و صالحی نجف آبادی‌، انجام شود.
مهدی‌ عراقی نیز اظهار داشته که آشوری از جانب گروه کهفی‌ها با او تماس گرفته و در مورد وحدت با کمونیست‌ها و مسائلی از این دست، مذاکره کرده، لیکن بعدها قطع ارتباط نموده است‌».
اشاره کردیم که برخی از مهم‌ترین افراد این گروه عبارت بودند از عباس عسکری‌، کمال یاسینی‌ و علی حاتمی‌. عسکری، یکی از قدیمی‌ترین افراد این گروه بود که از سال ۵۵ با گودرزی همکاری داشت و بعدها خود نیز مطالبی می‌نوشت‌؛ در واقع‌، وی نفر دوم گروه فرقان به شمار می‌آمد و افراد بسیاری توسط وی به این گروه،‌ پیوند خورده بودند.
● شیوه جمع‌آوری امضا
این گروه که هم‌زمان با رشد فزاینده نسل جدید مذهبی و متأثر از جریان‌های روز برآمده بود، توانست عده‌ای را در شماری از مدارس و مساجد تهران‌، جذب کند؛ از آن جمله، مدرسه «جهان‌آرا» بود که شماری از معلمان آن (همچون علی حاتمی و حسن نوری که دومی از ترورکنندگان مرحوم مفتح بود) جذب فرقان شدند. همین طور گودرزی تلاش کرد تا پایگاهی در مسجد «قبابه» به دست آورد که با مخالفت مرحوم مفتح روبه‌رو شد. مسجد «رفعت» هم در نزدیکی خیابان دولت‌، یکی از پایگاه‌های اصلی فرقان بود. گودرزی در زمینه کار ایدئولوژیک، عمدتا در کار نشر جزوات تفسیر قرآن بود که مطالب آن سخت بی‌پایه‌، مغلوط و در عین حال‌، در قالب‌ برداشت‌های سمبولیک و انقلابی بود.
در نشریه‌ای که به سال ۶۰ توسط بقایای فرقانی‌ها منتشر شده‌، آمده است‌ که اکبر گودرزی از سال ۱۳۵۰ «برای راهیابی آزادانه به قرآن و متون اصلی‌»، تلاش خود را آغاز کرده است‌. حاصل این مطالعات در سال ۵۵ به دست آمد و نخستین کارهای تفسیری وی در همان سال عرضه شد. به نوشته ‌همین نشریه‌، از همان زمان آقای مطهری در جلسات هفتگی به نقد کتاب «توحید و ابعاد گوناگون آن‌» (که به نام صادق داودی چاپ شده‌) و تفسیر وی پرداخته است‌.
گفتنی است که فرقانی‌ها کتاب «توحید و ابعاد گوناگون‌» آن را از آن روی نوشتند که معتقد بودند، ضعف عمده تشکل‌ها و سازمان‌های انقلابی‌، از مشروطه تا زمان آنها، نبود نوعی آگاهی مکتبی بوده است‌. در مقدمه‌ این اثر، با اشاره به آن ضعف‌، اشاره شده است که این کتاب برای پر کردن آن خلا نوشته شده است‌.
بحث‌های‌ نخستین این اثر در تعریف اسلام و توحید است و بنا به توضیحی که در آن آمده، «خلاصه‌ترین تعریف توحید، نمود خارجی جنگ سراسری و دایمی موجودات برای حل تضادها و راه یافتن به تکامل برتر و بالاتر است‌». توحید اندیشه‌ای است برای تعریف مسیر حرکت موجودات در دل این تضادها به سوی الله که نقطه نهایی ‌تکامل است‌. این مباحث که در قالب تحمیل برخی از تفکرات ابتدایی با آیات قرآنی طرح می‌شود، تا پایان ‌کتاب ادامه دارد. در این تعریف که بر فرض پذیرش بیان نوعی حرکت تکاملی برای تمامی موجودات است‌، قیامت با تعبیر «روز تحقق استعدادها» تعریف می‌شود. آن گاه پس از ارائه برخی از آیات، نتیجه آن می‌شود که‌ «پس از دید کلی و طبیعی، می‌توانیم قیامت را مرحله تحقق ساعت یا فعلیت سعی عمومی موجودات به حساب‌ آورد و از دید اجتماعی و در رابطه با پیکار خونین انقلابگران توحیدی، آن را نهایی‌ترین، دامنه‌دارترین و فراگیرترین و سازنده‌ترین انقلاب توحیدی و مرجع همه انقلابات تاریخی به شمار آوریم‌».
● موضعگیری درباره شریعتی
اما در سال ۱۳۵۶؛ یعنی سال آغاز فعالیت فرقان‌، با درگذشت دکتر شریعتی‌، نخستین اعلامیه از سوی این جریان نوپا انتشار یافت‌. آنچه در این شرایط‌، سبب برآشفتن فرقانی‌ها شد، اطلاعیه مشترک مطهری ـ بازرگان بود که چند روز پس از انتشار، بازرگان بر اثر اصرار دوستان یا تهدید مخالفان امضایش را پس گرفت‌. به دنبال صدور آن اطلاعیه‌، گودرزی اطلاعیه‌ای صادر کرد و به تهدید مخالفان شریعتی و در واقع آقای مطهری پرداخت‌. در این ‌اطلاعیه، با اشاره به ائتلاف ارتجاع و روشنفکران مدرن؛ یعنی مطهری و بازرگان‌، آمده است که «حاصل زشت‌ این ائتلاف ناجوانمردانه‌، آن هم در شام غریبان شهیدان و در اجرای اهداف شوم نفاق‌پیشگان تاریخ‌» بوده‌، به‌‌گونه‌ای که «اعلامیه‌ای به تاریخ ۵۶.۹.۲۳ و با امضای چهره‌هایی همچون مطهری و بازرگان درآمد که بازتاب ‌مقاصد پوشیده جبهه مؤتلفه بود و از تبادل‌نظر میان آنها که طبعا چیزی جز مسخ هدف شهیدان و فرهنگ‌ انقلابی آنها را در بر نمی‌گیرد، حکایت می‌کرد.
سپس با نقد برخی از عبارات آن نامه آمده است که‌ «عوامفریبی و خیانت‌پیشگی عوامل مزبور از فرازی دیگر از نوشته‌شان روشن می‌شود..». در سالگرد سفر دکتر شریعتی به خارج از کشور و مرگ وی‌، باز فرقان اطلاعیه‌ای داد و ضمن آن سخت به صادر کنندگان آن‌ بیانیه حمله کرد.
موضعگیری بعدی آنان، اطلاعیه‌ای بود که به مناسبت قیام قم و تبریز صادر شد و آنان حادثه مزبور را «ضمن احترام ‌به خون بی‌گناهان‌» چنین تحلیل می‌کنند که این جریان‌، حرکتی است در جهت «زنده کردن دوباره روحانیت ‌حاکم‌» و این که «دخالت بی‌رویه روحانیت را» باید «فاجعه‌ای عظیم‌» دانست‌. در این بیانیه، خطاب به شریعتی‌! آمده است که «روحانیت تجدید حیات یافته و انقلابی که هنوز هم از متهم کردن تو به انواع تهمت‌های‌سفارشی دست باز نداشته و هنوز هم ملایان بزرگ و فقهای عظیم‌الشأن و مفسران عالی‌قدر و وعاظ شهیر و فضلای فضول به کفر و وهابی‌ بودنت فتوا می‌دهند و مطالعه آثارت را تجویز نمی‌فرمایند... بار دیگر سنگر مدافع اسلام شدند».
به هر حال‌، به نوشته مؤلف کتابچه فرقان چیست کار تدوین ایدئولوژی فرقان در پایان سال ۵۶ به اتمام رسید. از آن پس‌، گروه‌، افزون بر تلاش برای پیگیری کارهای ایدئولوژیک، به تحلیل‌های سیاسی و درک شرایط سیاسی‌ جهان و طرح استراتژی جنگ مسلحانه علیه رژیم پرداخت‌. هم‌زمان نشریه‌ای هم به نام فرقان منتشر کرد، که نخستین شماره‌اش در اسفند ۵۶ به چاپ رسید. بعدها پس از پیروزی انقلاب نیز نشریه‌ای با نام ذکر تحت عنوان ‌نشریه «دانش آموزی» از سوی فرقان انتشار می‌یافت‌.
● علت روی آوردن به ترور
این گروه برای پیاده کردن استراتژی مسلحانه در برابر رژیم شاه‌، تازه در بهمن ۵۷ به تجهیزات نظامی مجهز شد! در این زمان‌، انقلاب پیروز شده بود و فرقان که «روحانیت را از بنیان و اساس باطل‌» می‌دانست‌، تلاش خود را معطوف به مبارزه با آنان کرد. نخستین عاملی که فرقان را به رویارویی مسلحانه با جمهوری اسلامی کشاند، قربانی شدن «ارزش‌های راستین تشیع سرخ علوی بود». همچنین تلاش برای «آزاد ساختن اسلام علی از اسارت آخوندیسم‌»، عامل دیگر این رویکرد، مبارزه قهرآمیز بود! برای فرقان‌، اکنون جای پرسش این بود که چه بایدکرد؟ بر اساس آیه «فقاتلوا ائمة الکفر»، گروه فرقان تصمیم گرفت، نخست مرحوم محمد ولی قرنی‌ و سپس مرحوم‌ مطهری را بکشد! انتخاب مطهری برای آن بود که «فکر به قدرت رسیدن دیکتاتوری آخوندیسم و آماده‌سازی تشکیلاتی آن مدت‌ها قبل‌، حتی پیش از خرداد ۴۲ از طرف او طرح شده بود».
● تفسیرهای عجیب و غریب از قرآن
منهای مجاهدین که متأثر از مارکسیسم بودند، از سال ۵۰ به این سو، برخی گروه‌های ‌مذهبی با توجه به قرآن و نهج البلاغه و تفسیر دلبخواهی از آنها بر پایه نگرش مبارزاتی و به اصطلاح‌ انقلابی‌، جریان‌های جدیدی را پدید آوردند.
فرقانی‌ها در سال ۵۶ و ۵۷ مجلدات زیادی از تفسیر قرآن خود را که تحت عنوان پیام قرآن منتشر می‌شد، پخش‌کردند. تفسیر (با عنوان کلی پیام قرآن‌) و آثاری که از آنها ملاحظه شد، عبارت است از: «تفسیر فاطر»، «یس‌»، «صافات‌»، «تفسیر احزاب‌»، «سبأ و نجم‌، «تفسیر عنکبوت و روم‌»، «تفسیر لقمان و سجده‌»، «تفسیر شوری‌، و زخرف‌»، تفسیر «محمد، فتح و حجرات»‌، «تفسیر دخان‌، جاثیه و احقاف‌»، «تفسیر سوره مؤمن و فصلت‌» و تفسیر سوره «فرقان و نور»؛ همه این‌ها که گفته شد، نام مؤلف آ‌نها نجم‌الدین شکیب آمده است که مانند دیگر نام‌های ‌روی تفاسیر مستعار است‌. تفسیر سوره انبیا به نام حسین صادقی‌، تفسیر سوره بقره (جواد صابر) تفسیر سوره‌ مریم‌، تفسیر سوره طه (حسن قائمی‌)، تفیسر توبه‌، تفسیر شعراء، نمل‌، و قصص (احسان کمالی‌) تفسیر سوره یوسف‌، تفسیر جزء سی‌ام (یا تفسیر نبأ تا ناس‌)، (محمد حسین آل یاسین‌ و نیز به اسم احسان کمالی‌)، تفسیر مزمل‌، مدثر، قیامت‌، انسان و مرسلات (نجم الدین منتظر)، تفسیر سوره کهف‌ و تفسیر ذاریات و ق‌، ترجمه‌ کامل از قرآن نیز از آنان منتشر شده است‌. همچنین کتابی با نام فرازی از نهج البلاغه و شرح دعای عرفه (نام ‌دیگرش‌، پیام حسین‌)، فروغ نهج البلاغه دو جلد و کتاب «توحید و ابعاد گوناگون آن‌» (صادق داودی‌، نشر کاظمیه ۳۲۰ ص‌). نشریات یک ساله آنان (۱۳۵۷) تحت عنوان سالنامه فرقان چاپ شده است‌.
کتابی با نام دعا: تجلی خداگونگی انسان از سوی همین گروه (به نام محمد حسین آل‌یس‌) چاپ شده که شرح ‌صحیفه سجادیه است‌. در اینجا هم به مانند تفاسیری که از قرآن ارائه شده‌، همه مضامین در ارتباط با انقلاب ‌و ضد انقلاب تحلیل و تفسیر شده است‌.
کتابی دیگر با عنوان اصول تفکر قرآنی، به عنوان کتاب دوم توحید و ابعاد گوناگون آن‌،به نام داود قاسمی‌، چاپ شد که اصولی کلی مستخرج از قرآن درباره انسان‌شناسی و ایمان ‌و انقلاب و ضد انقلاب است‌. در همین کتاب است که از مرحله غیب انقلاب و مرحله شهود آن سخن به میان ‌آمده و به تفصیل از قرآن برای مرحله پیش از انقلاب و پس از پیروزی بهره‌گیری شده است‌. در این بخش‌، به‌روشنی آیه دوم سوره بقره که ایمان به غیب را مطرح کرده‌، به معنای ایمان به غیب انقلاب تفسیر شده است‌. در باره ارتباط غیب و صلاة هم آمده است که «به طور کلی همه اصول تئوریک حزب توحیدی در مرحله غیب انقلاب در کلمه «صلاة‌» جمع شده‌اند».
همانجا در تفسیر وحی هم گفته شده است‌: وحی در تعریف کلی آن‌، همان شناخت پدیده نسبت به راه تکامل خویش بر حسب ظرفیت وجودی و مدار تکاملیش یا به قول امام، آن ‌انفجار درونی و درد تکامل خواهی است. شاید این کتاب‌، صریح‌ترین اثر در باز کردن آثار بی‌پایه فرقان ‌باشد.
در زمینه نوشته‌های تفسیری آنان‌، آقای مطهری که در این سال‌ها روی تفسیر کار می‌کرد، نسبت به این مسأله احساس خطر فراوان کرده‌، مرتب هشدار می‌داد و از اتفاق‌، همین بحث غیب و شهود انقلاب را مثال می‌زد. تفسیرهای متعدد و گسترده اینان طی سال ۵۵ و ۵۶ موجی از بیم و هراس را در میان متدینان دامن زد. هر چند، گستردگی جریانات مختلف‌، باز شدن فضای سیاسی کشور و ورود گروه‌های مختلف به عرصه مبارزه‌، اجازه ‌بروز بیشتر به این ماجرا را نداد، در غیر این صورت، ممکن بود که جریان فرقان‌، به حرکتی شبیه به آنچه ‌میرز اعلی محمد باب ایجاد کرده بود، منجر شود.
محمد مهدی جعفری از دیداری که همراه دکتر پیمان در سال ۱۳۵۶ با اکبر گودرزی داشته‌، یاد کرده و می‌گوید: من یک جلد تفسیر آنها را مطالعه کردم و به آنان گفتم که این تفاسیر، انقلابی و امروزی است و مضمون آن با روح قرآن مطابق نیست‌. برای نمونه؛ در داستان یوسف‌، گرگ به معنای ضد انقلاب گرفته شده که حضرت ‌یعقوب‌، یوسف را برای به دام انداختن ضد انقلاب به سوی آن‌ها فرستاده است‌. یا برای مثال؛ محراب را به‌ معنای سنگر گرفته و «امام‌» را رهبر انقلابی می‌گرفتند.
در این میان، بیش از همه، استاد مطهری از این‌ تفاسیر برآشفت‌ و در مقدمه کتاب علل گرایش به مادی‌گری تحت عنوان ماتریالیسم در ایران سخت به آرای تفسیری‌ و تعابیری که آنان در ترجمه آیات و مفاهیم قرآنی آورده‌اند، حمله‌ کرد
گروه فرقان‌، پس از انجام این ترورها، با رخنه برخی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، لو رفته و همگی‌ آنان، از جمله گودرزی، رهبر آنان‌، به دام افتاده‌، کشته شدند.
گویا، دو نفر از اعضای این گروه گریختند که بعدها به خارج از کشور رفتند. در حال حاضر (۱۳۸۱) گه‌گاه اطلاعیه‌ای از گروه فرقان در برخی از سایت‌های خبری خارج از کشور دیده می‌شود. در آستانه انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ایران در ۲۷ خرداد ۱۳۸۴، بار دیگر چند انفجار صورت گرفت که از طرف وزیر کشور به گروه خوارج فرقان منسوب شد.
بقایای فرقانی‌ها تا اوایل سال ۶۰ که همچنان به انتشار برخی از جزوات می‌پرداختند و حتی از ترورهای مجاهدین خلق نیز به نوعی سوء‌استفاده کرده‌، آنان را با اندیشه‌های خود پیوند می‌دادند.

پژوهشگر: رسول جعفریان
منبع: «جریان‌های مذهبی سیاسی ایران از سال ۲۰ تا ۵۷» ، نوشته رسول جعفریان ، نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

کارنامه منافقین

کارنامه منافقین
● مقدمه
در جریان انقلاب اسلامی و دوران پس از پیروزی، برخی از واژه‌ها معنا و مفهومی دوباره یافتند. یكی از این واژه‌ها «منافقین» می‌باشد كه در انقلاب اسلامی علاوه بر معنای عام آن كه در آیات قرآنی به عنوان دشمن دین و یاران شیطان معرفی شده است،‌ در معنای خاصی نیز كاربرد پیدا كرد. در حالی كه در جای جای قرآن به پرهیز از نفاق و نحوه‌ی برخورد با منافقین اشاره شده و حتی یكی از سوره‌های كتاب الهی به این نام و به این موضوع اختصاص یافته است، امام خمینی نیز از واژه‌ی «منافقین» برای مشخص نمودن منحرفان از راه انقلاب و مخالفان مكتب اسلامی استفاده نمود.
بر این اساس، سازمان مجاهدین خلق كه با توسل به ایدئولوژی التقاطی ماركسیسم اسلامی به خشونت، ترور و جلوگیری از بازسازی پرداخته بود و مانعی عمده بر سر راه مشاركت سیاسی ـ اجتماعی تلقی می‌شد، به عنوان مشخص‌ترین چهره‌ی نفاق در ایران شناخته شد. از این رو در بحث حاضر ضمن ریشه‌یابی «نفاق» و «منافق» در آموزه‌های دینی و قرآنی، چگونگی شكل‌گیری سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و اعمال شیطانی آنها را در جریان پیروزی انقلاب اسلامی و دوران استقرار نظام جمهوری اسلامی مرور خواهیم كرد.
● نفاق در آموزه‌های دینی مسلمانان
در طول تاریخ همواره دو اردوگاه توحید و شرك، خداپرستی و هواپرستی و قطب‌های قابیل و هابیل، ابراهیم و نمرود، موسی و فرعون، محمد(ص) و ابولهب در مقابل هم قرار داشته و درگیر بوده‌اند. از این رو مفاهیمی همانند مؤمن، كافر، مشرك، منافق، مجاهد، صدیق، شهید، متقی و صالح كه در قرآن به كار رفته نیز بیانگر جهت‌گیری اعتقادی می‌باشد.
نزد خداوند اهمیت نفاق و چندپارگی‌های ناشی از آن آنچنان زیاد است كه یكی از سو‌ره‌های كتاب الهی به این نام و به این موضوع اختصاص دارد. علاوه بر این در جای جای قرآن به پرهیز از نفاق و نحوه‌ی برخورد با منافقین اشاره شده است. كلام‌الله، منافق را دشمن دین معرفی نموده و از نابخشودگی گناهان آنان به وسیله پروردگار سخن می‌گوید.۱
براساس آموزه‌های قرآنی، كافران و منافقان، هر دو یاران شیطانند: «انا جعلنا الشیاطین اولیاءاللذین لایؤمنون».۲ «فقاتلوا اولیاءالشیطان».۳ در آیات سوره احزاب، منافقانی كه ولایت كافران را می‌پذیرند، «حزب الشیطان» نامیده شده‌اند، اما كافران چنین نامی نیافته‌اند. این نكته بیانگر آن است كه علاقه و ارتباط منافقان با شیطان رابطه ویژه‌ای است كه به درجه «استحواذ» یعنی سیطره‌ كامل بر رهبری آنها می‌رسد: «استحوذ علیهم الشیطان». تعبیر «استحواذ» تنها در این آیه و آیه دیگری كه آن هم مربوط به منافقان است ذكر شده است: «و ان كان للكافرین نصیب قالوا الم نستحوذ علیكم و نمنعكم من المؤمنین».۴ این علاقه و رابطه ممتاز سبب می‌شود كه منافقان نسبت به كافران، به عضویت در حزب شیطان سزاوارتر باشند.
افراد و گروه‌‌هایی نیز كه به دعوت اصلاحی پاسخ مثبت ندهند و با آن از در ستیز و نبرد مسلحانه برخیزند، از مفسدین هستند و با آنان نیز باید برخورد قاطع و عملی كرد تا جامعه انسان‌ها از لوث وجود آنان پاك گردد. دستور جهاد با كفار و منافقان كه درصدد تخریب پایه‌های ایمانی و عقیدتی صحیح در جامعه‌اند و با حكومت دینی پیامبر درگیر می‌شوند نیز در همین راستا ارائه شده است: «یا ایهاالنبی جاهد الكفار و المنافقین و اغلظ علیهم».۵
در میان احادیث نیز می‌‌توان نمونه‌های بسیاری را در باب نفاق و منافق یافت كرد. امام علی (ع) در یكی از بیانات خود درباره وصف مخالفین اسلام و منافقین این چنین اشاره می‌كند: «...وجعلوهم حكاماً علی رقاب الناس فاكلوا بهم الدنیا». «... و حكومتشان را بر مردم تحمیل كردند و به وسیله آن به دنیا‌خوارگی پرداختند.» ۶ در حالی كه در اسلام، حكومت وحكام تحمیلی نیستند و منتخب مردم می‌باشند.
امام صادق (ع) نیز در شرح منافق چنین می‌فرماید: «منافق عملهای ظاهری ریائی را به صورت عمل شرعی می‌كند،‌ و عملهای شرعی كه از خدا و پیغمبر متلقی شده است و در غایت عزت و رفعت است بازیچه انگاشته به طریق استهزاء و سخریه با او سلوك می‌نماید. و در صورت عملی كه از سیرت عاری است، از او صادر می‌شود و ظاهری كه از باطن خالی است از او به ظهور می‌رسد. و از این غافل است كه این نحو سلوك، با شارع و شرع، موجب انهدام دین است و حرمان از رحمت و وصول به سجین.»
به طور كلی در آموزه‌های اسلامی به دو نوع نفاق اشاره شده است. نخستین نفاق اخلاقی است كه تنها فرد و برخی از اطرافیان وی را گرفتار انحراف می‌كند. این نوع نفاق در احادیث با نشانه‌هایی نظیر دروغگویی، خلف وعده و خیانت در امانت مشخص شده است. دومین نوع نفاق سیاسی است كه نتیجه و شكل تكامل یافته نفاق اخلاقی می باشد. این نوع نفاق كه در آیات قرآن مكرر از آن یاد شده بخش زیادی از جامعه را دچار انحراف می‌كند. از این رو امام خمینی همواره بر ضرورت حفظ وحدت در مقابل تلاشهای منافقین و مفسدین خارج و داخل برای ایجاد شكاف بین مردم تأكید می‌نمودند. امام در مورد نفاق سیاسی و لزوم مقابله جدی با منافقین معتقد بودند كه «منافق‌ها هستند كه بدتر از كفارند، آنی‌كه می‌گوید مسلمان هستم و بر ضد اسلام عمل می‌كند و می‌‌خواهد به ضد اسلام عمل بكند، آن است كه در قرآن بیشتر از آنها تكذیب شده تا دیگران. ما سوره منافقین داریم، اما سوره كفار نداریم . سوره منافقین داریم كه برای منافقین از اول شروع می‌كند اوصافشان را می‌گوید.
اسلام همیشه گرفتار یك همچو جمعیت‌هایی بوده است. درصدر اسلام زیاد جمله هست در زمان حكومت امیر‌المؤمنین (ع) اینها زیاد بودند. در زمان خود پیغمبر اكرم (ص) نیز زیاد بودند و همینطور در طول تاریخ، اسلام گرفتار یك همچون مسائل بوده است و گرفتار این كه اشخاص هم از خود مسلمان‌ها، مردم خوب، مردم اسلامی گول می‌خوردند، ازاینها،‌ از این اشخاص كه با صورت اسلامی می‌آمدند وحی می‌كردند، گول می‌خوردند.»۷
براساس همین «عقل سیاسی» است كه امام می‌فرماید: «شما می‌بینید كه تمام سعی منافقین و مفسدین خارج و داخل بر این است كه بین مردم شكاف ایجاد نمایند و این خود، بهترین دلیل است كه ما باید وحدتمان را حفظ كنیم.»
در ایران پس از انقلاب اسلامی كلمه منافق علاوه بر معنای عام آن كه پیش‌تر شرح داده شد، در معنای خاصی نیز كاربرد پیدا كرد، در واقع یكی ازنتایج انقلاب، آشكار شدن ماهیت برخی گروه‌ها و جریان‌های مخالف بویژه منافقان بود كه پیش از انقلاب با بهره‌گیری از ایدئولوژی التقاطی اسلام و ماركسیسم و پس از انقلاب با گرایش به خشونت و ترور به ایجاد اغتشاش و شهادت بسیاری از چهره‌های سیاسی و مذهبی و مردم عادی دست زدند.
● سازمان مجاهدین خلق
سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۵ توسط شش تن از اعضای پیشین نهضت آزادی و فارغ‌التحصیلان دانشگاه تهران (محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن، علی‌اصغر بدیع‌زادگان، احمد رضایی، محمود عسكری‌زاده و رسول مشكین‌فام) تشكیل شد.
در وهله نخست، مفسران و نظریه‌پردازان سازمان به ویژه حنیف‌نژاد و رضایی، اسلام را مطابق با دیدگاه نهضت آزادی تفسیر كردند اما به مرور زمان و با گسترش روز افزون فرهنگ ماركسیستی در میان نیروهای رادیكال مخالف رژیم، مجاهدین نیز به سهم خود تحت تأثیر این نفوذ قرار گرفتند و سعی در تبیین و تلفیق برخی از آرای پرطرفدار ماركسیسم در قالب باورهای اسلامی كردند. به نحوی كه صریحاً بیان داشتند: «... این احساس در همه ما مشترك بود كه ... مذهب بدون آمیختن ماركسیسم ـ لنینیسم در متن آن حتی یك سانتی‌متر نمی‌تواند ما را جلو ببرد.» ۸
بدین ترتیب آن بخش از تعالیم و اعتقادات اسلامی كه یا بالصراحه و یا با تفسیر و برداشت‌های رایج هم جهت با اصول و اندیشه‌های ماركسیستی به نظر می‌رسیدند، از سوی مجاهدین بیشتر مورد تأكید و آموزش قرار گرفتند. در مقابل آن قسمت از اصول و احكام اسلامی كه با ادبیات ماركسیستی و اندیشه‌های رایج انقلابی حاكم بر طیف مبارزین رادیكال همخوانی نداشتند و بعضاً رو در روی این اندیشه‌ها قرار می‌گرفتنند، به حال خود رها شده و جائی در ایدئولوژی مجاهدین نمی‌یافتند.
در واقع دین‌شناسی سازمان مشتمل بر یك هسته و یك پوسته بود. هسته آن ماركسیستی و پوسته آن اسلامی بود و برخی از اعتقادات آنها با مبانی فكری شیعه مغایرت داشت. به عنوان مثال آنها عصمت پیامبر و ائمه را نفی می‌كردند و معتقد بودند كه آنها نیز از اشتباه مصون نیستند. آنها همچنین به مقوله معاد با استفاده از نظریات داروین جنبه مثالی می‌دادند و مسأله تقلید از مجتهدان را نپذیرفتند. در واقع آنها تفسیری ارائه می‌كردند كه سازمان در رهبری آن قرار می‌گرفت. ۹
به تدریج ردپای نظریه‌های ماركسیسم در زمینه‌‌های تكامل اجتماعی، تضاد دیالكتیك، ماتریالیزم تاریخی و برخی دیگراز مقولات در آثار و اندیشه‌های مجاهدین پدیدار و متداول گردید. بالاخص در اقتصاد،‌ مجاهدین نزدیكی زیادی با ماركسیسم پیدا نمودند. ایران را جامعه‌ای نیمه فئودالی‌ـ نیمه استعماری باحكومت بورژوازی كمپرادور و وابسته به امپریالیزم جهانی معرفی می‌كردند. بدین ترتیب سازمان در بخش آموزش‌های سیاسی و اجتماعی تحت تأثیر ماركسیسم ـ لنینیسم قرار گرفت و در نهایت علمی بودن اصول ماركسیسم را تحت عنوان «علم مبارزه» و یا «علم تكامل اجتماعی» به رسمیت شناختند و عملاً مرز بین این جهان‌بینی و اسلام را محو نمودند.
علیرغم تمام این تلاش‌ها كارگزاران سازمان به خوبی دریافته بودند كه برای به دست‌آوردن پایگاه مردمی و رخنه در دل توده‌ها پیش از هر كار باید امام خمینی را به پشتیبانی از سازمان واداشت و از جایگاه امام در میان ملت برای سازمان بهره‌برداری نمود. از این رو نخست در پی ربودن هواپیمای تاكسی ایر از دبی و بردن آن به بغداد، سازمان از راه غیرمستقیم فشارهایی بر امام آورد تا به پشتیبانی از ربایندگان هواپیما و سازمان آنان برخیزد. اما این نقشه به سبب ژرف‌نگری امام به بار ننشست و با شكست روبرو شد. سپس درخواست‌های متعددی برای دیدار با امام مطرح شد، ولی امام در برابر دیدارهای اعضای سازمان، ضمن مخالفت با مبارزه مسلحانه۱۰ و تأكید بر نابودی این تشكیلات، اعلام نمودند: ‌«من از مجموع اظهارات و نوشته‌هایشان به این نتیجه رسیدم كه این جمعیت به اسلام اعتقاد ندارد، ‌لیكن چون می‌داند كه در كشوری مانند ایران كه بیش از هزار سال است اسلام در رگ و پی این ملت ریشه دوانیده است جز با نام اسلام نمی‌توان پیشرفت كرد، لذا اسلام را ملعبه كرده‌اند. بالای نوشته خود نام خدا را می‌گذارند لیكن ذیل آن همان حرف‌ها و بافته‌های ماركسیست‌‌ها و مادیون است. این فكر در من فقط در حد یك گمان بود لیكن هر چه گذشت و نوشته‌‌هایشان بیشتر منتشر شد این گمان در من بیشتر تقویت شد. البته من نمی‌خواهم بگویم همه آنهایی كه با این جمعیت هستند این جوری‌‌اند. ممكن است در میان آنها افرادی باشند كه واقعاً به اسلام اعتقاد داشته باشند و چه بسا افرادی كه فریب آنها را خورده باشند لیكن اساس تشكیلات این جمعیت روی اعتقاد به اسلام نیست.»۱۱
دیری نگذشت كه پیش‌بینی و ژرف‌اندیشی امام همگان را متحیر نمود. ۱۲ به تدریج سازمان مجاهدین پس از سال ۱۳۵۱ به ماركسیسم گرایش بیشتری پیدا كرد. در اواخر سال ۱۳۵۲ اعضای سازمان به مطالعه گسترده‌ای درباره انقلابیون كوبا، ویتنام، چین و روسیه مشغول شدند. در اواسط سال ۱۳۵۳ اعضای فعال خود را به كارخانه‌ها فرستادند و در اواخر همان سال برخی سران آن از ضرورت تركیب ماركسیسم و اسلام سخن گفتند.
اما سرانجام در اردیبهشت ۱۳۵۴ بیشتر رهبران سازمان كه هنوز آزاد بودند در بیانیه‌ای به تغییر ایدئولوژی و پذیرش ماركسیست ‌ـ لنینیست و كنار نهادن اسلام از سازمان رأی دادند. كادر رهبری سازمان در جزوه‌ای با عنوان بیانیه مواضع ایدئولوژیك اعلام كرد كه پس از ده سال زندگی مخفی، چهار سال مبارزه مسلحانه و دوسال باز‌اندیشی ایدئولوژیكی گسترده، به این نتیجه رسیده است كه نه اسلام، بلكه ماركسیسم فلسفه انقلابی راستین است.آنها نوشتند «ما هرچه پوستین هزار و چهارصد ساله اسلام را با توجیهات علمی وصله می‌نمودیم، بخش دیگری از آن دچار پارگی می‌شد.» زیرا۱۳ اسلام ایدئولوژی طبقه متوسط است ولی ماركسیسم ایدئولوژی «رستگاری و رهایی طبقه كارگر.»
با این چرخش ایدئولوژیكی كامل، شكاف عمیقی در سازمان مجاهدین پدید آ‌مد. در حالی كه برخی از اعضای سازمان به ویژه در تهران از این تغییر موضع پشتیبانی می‌كردند، اعضای دیگر بویژه در استانها، اسلامی باقی ماندند. سازمان مجاهدین به دو جناح رقیب تقسیم شد كه هر یك نشریه، تشكیلات و فعالیتهای ویژه خود را داشت و رقبای خود رابه طرح كودتا، كشتن سران و لو دادن یكدیگر متهم می‌نمود. جناح مجاهدین ماركسیست به فعالیت‌های كارگری خود شدت بخشید، خواستار تشكیل یك حزب كارگری جدید شد،‌ نشریه قیام كارگر را منتشر كرد. اما عدم همكاری نیروهای اسلامی با سازمان، اختلافات داخلی و حجم اطلاعات زیادی كه به دست ساواك رسیده بود باعث شد تا ساواك به سرعت سازمان را از هم فروپاشد.
ظرف چند ماه بقایای نیروهای سازمان اعم از ماركسیست و مسلمان به چنگ ساواك گرفتار شدند و از اواسط سال ۱۳۵۵ دیگر عملاً سازمان وجود خارجی نداشت.
در جریان پیروزی انقلاب، چند تن از كادرهای قدیمی آن از زندان آزاد شدند،‌به سرعت شروع به سازماندهی كردند و در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب به جمع‌آ‌وری میزان زیادی اسلحه مبادرت ورزیدند. این گروه از همان روزهای اوج انقلاب به انحاء مختلف در مقابل نظام نوپای جمهوری اسلامی ایستادند و برای جذب جوانان و توده‌های مردم و انجام كارهای سیاسی، «جنبش ملی مجاهدین» را تأسیس كردند.
● منافقین انقلاب اسلامی
همزمان با اوج‌گیری نهضت اسلامی ایران و پیروزی آن در سال ۱۳۵۷، سازمان مجاهدین خلق با این اعتقاد كه نظام جمهوری اسلامی نظامی مرتجع است و با بزرگ جلوه‌دادن خطر ارتجاع، مبارزه علیه انقلاب اسلامی و برنامه‌ریزی جهت به دست گرفتن حكومت را آغاز كرد. سازمان با جمع‌آوری سلاح از پادگان‌ها و جذب و اغفال نیروهای جوان و سازماندهی آنها در پی فراهم آوردن یك زمینه اجتماعی مناسب بود. در ابتدا مزورانه خود را همگام و همراه نهضت اسلامی نشان می‌داد و حتی عكس امام را نیز در كنار آرم سازمان قرار داده و از ایشان به عنوان رهبری قاطع و سازش ناپذیر یاد می‌كرد. پس از روی كار آمدن بنی‌صدر با نزدیك شدن به او آشوب‌ها و تظاهرات زیادی را آشكارا سازمان دادن و دست پنهان آنان در بسیاری از آشوب‌های منطقه‌ای محسوس بود، اما پس از عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری، منافقین كه تنها امید خود را از دست رفته می‌دیدند در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ با انتشار اطلاعیه‌ای علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اعلان جنگ مسلحانه كردند و درصدد نابودی انقلاب اسلامی برآمدند. بدین ترتیب تابستان ۱۳۶۰ با ایجاد آشوب و هرج و مرج در شهرها، به آتش كشیدن وسایل نقلیه عمومی، ضرب و شتم مردم بی‌دفاع و ترورهای كور، علیه نظام اسلامی آغاز گردید. منافقین اولین ضربه هولناك را در ششم تیر ۱۳۶۰ با انفجار بمبی در مسجد ابوذر و سوء قصد به جان آیت‌الله خامنه‌ای و سپس در هفتم تیر همان سال با انفجار دفتر مركزی حزب جمهوری اسلامی و به شهادت رساندن ۷۲ تن از مسئولین طراز اول كشور از جمله دكتر بهشتی رئیس دیوان عالی كشور وارد آوردند. دو ماه بعد نیز با انفجار دفتر نخست‌وزیری موجبات شهادت رئیس‌جمهور رجایی و نخست‌وزیر باهنر را فراهم كردند. ۱۴ از جمله اقدامات دیگر منافقان می‌توان به ترور شهید دكتر آیت، انفجار دفتر دادستانی، به شهادت رساندن آیت‌الله قدوسی، شهدای محراب و تعداد زیادی از مردم عادی اشاره نمود. ۱۵
اقدامات تروریستی این سازمان از مهمترین خساراتی بود كه بر نظام نوپای جمهوری اسلامی وارد آمد. زیرا دولت انقلابی به ناگهان با از دست دادن حدود دویست‌ نفر از دولتمردان و رهبران طراز اول خود مواجه شد. از سوی دیگر تصور طراحان اعمال فوق این بود كه با از دست دادن این عده، رژیم انقلابی سقوط كرده و زمینه برای كسب قدرت ‌آنها فراهم می‌شود. با این حال سازمان مجاهدین خلق با رهبری مقتدرانه امام خمینی و حضور پرشور مردم در صحنه‌های مختلف مواجه شد و از توطئه‌های فوق راه به جایی نبرد.
از این رو رئیس سازمان همراه بنی‌صدر به پاریس گریخت و بقیه كادرهای آن تحت امر موسی خیابانی به ایجاد ترور و انفجار ادامه دادند. تقریباً تا سال ۶۱ كلیه خانه‌های تیمی و پایگاه‌های عملیات شهری آنها از بین رفت و باقی مانده ‌آنها سعی كردند آخرین ضربات خود به انقلاب را با استقرار در عراق و ارائه اطلاعات به بعثی‌ها و بازجوئی از اسرای ایرانی وارد كنند. اوج وابستگی منافقین به رژیم تجاوزگر بعثی را می‌توان در اواخر جنگ تحمیلی مشاهده نمود كه عمده قوای خود را با پشتیبانی عراق وارد مرزهای غربی كشور كردند كه البته به لطف پایمردی رزمندگان ایرانی در عملیات مرصاد به كلی نابود شدند.
همچنین منافقین طی تمام این سال‌ها كه مستقیماً در به شهادت رساندن چند هزار نفر از ملت مسلمان ایران نقش داشتند. روابط گسترده‌ای با رژیم صهیونیستی و سازمان‌های جاسوسی غربی نیز برقرار كرده بودند. اگر چه فعالیت‌ های منافقین در عراق و مناطق مرزی تحت نظر عراقی‌‌ها صورت می‌گرفت، با این حال فعالیت‌های سازمان در بیرون از عراق خارج از كنترل رژیم بعثی بود و شامل رابطه بابسیاری از سرویس‌های اطلاعاتی غربی به ویژه سازمان اطلاعاتی اسراییل (موساد) می‌شد.
نخستین همكاری‌های سازمان با موساد در اوایل دهه ۸۰ شكل گرفت و از آن زمان تاكنون، منافقین از حمایت سرویس‌های صهیونیستی برخوردار می‌باشند. به هر حال با توجه به این مطلب كه میان رژیم صهیونیستی و فرقه‌ای نامتعارف كه ایدئولوژی خود را ملغمه‌ای دروغین از ماركسیسم و مذهب شیعه قرار داده است،‌ هیچگونه وابستگی ایدئولوژیك یا اهداف دراز مدت نمی‌تواند وجود داشته باشد،‌ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت كه صهیونیست‌ها از اعمال وطن فروشانه و خائنانه‌ی این گروهك به نفع خود نهایت استفاده را می‌برند و در عوض منافقین چیزی به جز ننگ به دست نمی‌آورند.
امام خمینی كه آگاهانه وقایع را نظاره می‌كردند، ضمن منافق نامیدن سازمان مجاهدین خلق آنان را چنین معرفی نمودند: «اینان كه از امپریالیسم انتقاد سرسختانه منافق‌گونه می‌كردند، اكنون معلوم شد كه چهره واقعی آنان چه چهره كریهی است و امروز به خوبی روشن است كه اینان به دامان امپریالیست‌ها پناهنده و با كمك آنان به توطئه علیه جمهوری اسلامی برخاسته‌اند و با شایعه‌سازی و دروغ‌پردازی می‌خواهند جوانان معصوم را به دام بكشند و با استفاده از خون مظلومان، امر اربابانشان را اجرا كنند. باید در همه منابر به این جوان‌هایی كه گول خورده‌اند از این منافقین و امثال آنها نصیحت بشود، دعوت به حق بشود، باید آنها را فهماند كه اینهایی كه شما را دعوت می‌كنند به ضد جمهوری اسلامی قیام كنید، اینها با اسلام بد هستند،‌ با اسم اسلام می‌خواهند اسلام را از بین ببرند. اینهایك روز با مقاصد اسلامی همراه نبوده‌اند، اینها نهج‌البلاغه و قرآن را اسباب دست قرار دادند برای این كه نهج‌البلاغه و قرآن را از بین ببرند و این جوان‌های بی‌اطلاع، این پسرهای بی‌اطلاع، دستخوش این تبلیغات سوء اینها شده‌اند و در مقابل ملت ایستاده‌اند.» ۱۶
اهمیت نفاق و منافق در نزد امام آنچنان زیاد بود كه حتی ایشان در وصتیت‌نامه سیاسی ـ الهی خویش نیز توصیه‌هایی را درباره مقابله با منافقین مطرح كردند: «امروز و در آتیه نیز آنچه برای ملت ایران و مسلمانان جهان باید مطرح باشد و اهمیت آن را در نظر گیرند، خنثی كردن تبلیغات تفرقه‌افكن خانه‌برانداز است. توصیه اینجانب به مسلمین و خصوص ایرانیان بویژه در عصر حاضر، آن است كه در مقابل این توطئه‌ها عكس‌العمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود، به هر راه ممكن افزایش دهند و كفار و منافقان را مأیوس نمایند.» ۱۷
● نتیجه‌گیری
انقلاب اسلامی و حوادث پس از آن چهره‌ی واقعی بسیاری از افراد و گروه‌ها را آشكار ساخت. یكی از این گروه‌ها، كه به سبب نادیده گرفته شدن از سوی مردم به اعمال خشونت‌آمیز روی آورد و بسیاری از بزرگان انقلاب و مردم عادی را به شهادت رساند، سازمان مجاهدین خلق است كه از سوی امام خمینی با عنوان «منافقین» یاد شد. بنابر آموزه‌های دینی و قرآنی، نه تنها اعمال خشونت‌آمیز این گروه در داخل، بلكه همكاری منافقین با دشمنان ایران، نیز كاملاً مردود شناخته شده است؛ زیرا مطابق با آیات قرآن، كسانی كه دم از اسلام می‌زنند اما با دشمنان اسلام رابطه برقرار می‌كنند و حرف‌های دشمنان اسلام را ترویج می‌كنند، همان منافقینی هستند كه جایگاهشان همچون كافران در جهنم است.
با توجه به آن‌چه گذشت از یك سو می‌توان به عمق اعمال خائنانه، وطن‌فروشانه و منافقانه‌ی این گروهك تروریستی پی‌برد و از سوی دیگر می‌توان دلایل انزجار ملت ایران نسبت به گروهك منافقین را به خوبی درك نمود.

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!