پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Thursday, 26 April, 2018

وسوسه‌های ذهنی که می‌نویسد


وسوسه‌های ذهنی که می‌نویسد
بازی رینکوکیکوچی در فیلم بابل بعنوان نوجوان ناشنوا که با مشکلاتی در برقراری ارتباط مواجه است، آنقدر تاثیر گذار بوده که کیت بلانشت دیگر بازیگر این فیلم تا زمانی که برخورد مستقیم با او نداشته، گمان می‌برده رینکو به واقع ناشنوا است. رینکو کیکوچی بخاطر بازی در این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین نقش مکمل زن شده است. این عنوان پس از ۴۹ سال نصیب یک بازیگر ژاپنی می‌شود.
▪ تایمز: چه چیزی باعث شد شما از بین ۱۰۰۰ متقاضی، بعنوان بازیگر این فیلم انتخاب شوید؟
ـ کیکوچی: من برای قبول شدن در این آزمون حدود یک سال زمان صرف کردم. این یک سال شامل یادگیری زبان نشانه و برقراری ارتباط و دوستی با دختران ناشنوا بود. از همه مهمتر زمانی که فیلمنامه بصورت صحنه به صحنه برای آزمون در اختیار من گذاشته شد، من شخصیت چیکو را با درک احساس‌های او برای خودم ساختم.
▪ تایمز: غیر از یادگیری زبان نشانه شما چه اقدام دیگری برای خلق این نقش انجام دادید؟
ـ کیکوچی: چیکو معمولا دامن کوتاه می‌پوشد. اگر من اینطور لباس بپوشم، احساس می‌کنم که مدام در معرض دید دیگران قرار دارم. اما چیکوی ۱۶ ساله اینطور نیست و به این شکل فکر نمی‌کند. او راحت و جسور است. تندخویی او، احساسات، فاصله‌اش با پدر، از دست دادن مادرش، اینها همه مشکلاتی است که او با آنها روبرواست و همیشه دنبال کسی است تا او را به آغوش بکشد، اما این لزومن به معنی برقراری ارتباط جنسی نیست، بلکه برای درک مقداری محبت و متعادل کردن احساساتش می‌باشد. این آن چیزی است که من در طول یکسال خلق کردم. آلخاندرو (ایناریتو) تنها یک هفته قبل از آغاز فیلم برداری به من گفت که تصمیم گرفته نقش را به من بسپارد. وقتی به این اتفاق فکر می‌کنم، این فوق‌العاده هیجان انگیز است (می‌خندد). اگرچه من به شدت استرس عدم قبولی در آزمون و از دست دادن این نقش را داشتم، اما در نهایت من خوش‌ شانس بودم و این موقعیت برایم ایجاد شد.
▪ تایمز: آیا مشکلی در زبان یا برقراری ارتباط با ایناریتو داشتی؟
ـ کیکوچی: اتفاقن مشکل برقراری ارتباط، زمینه اصلی فیلم است. مردم باید قادر به برقراری ارتباط با ابزاری غیر از کلمات باشند. این غیر همزبان بودن نه تنها به تمرکز من در اجرای نقش لطمه‌ای نزد، بلکه ایناریتو هم از من می‌خواست تا با زبان اشاره و به انگلیسی با او صحبت کنم.
▪ تایمز: آیا شخصیت چیکو مورد قابل توجه‌ای دارد که تو بتوانی به آن اشاره کنی؟
ـ کیکوچی: چیکو نیاز داشت تا به کسی تکیه کند. البته نه فقط برای برقراری رابطه جنسی، اگرچه ممکن است چنین نیازی هم تا حدی باشد. این یک نوع احساس زنانه است: جلب حمایت دیگری.
▪ تایمز: کار با ایناریتو چطور بود؟ تفاوت او با دیگر کارگردانان چیست؟
ـ کیکوچی: من به او اطمینان کامل داشتم. می‌دانستم وقتی او می‌گوید خوب است منظورش این است که واقعن خوب است. من هیچ وقت تحت تاثیر کارهای او نبودم و از چیزی تعجب نمی‌کردم. در چنین شرایطی تواتنستم آرامش داشته باشم و بر روی نقش تمرکز کنم.
▪ تایمز: چطور با بازی بدون لباس کنار آمدی؟
ـ کیکوچی: اگرچه بازی بدون لباس می‌تواند برداشتی سطحی داشته باشد، اما چیکو بدنبال چیزی فراتر از نیازهای سطحی بوده است. او بیشتر می‌خواست مرد مورد نظر خود را حفظ کند و در این کار ناموفق بود. من از ابتدا می‌دانستم که چنین صحنه‌ای در فیلم وجود دارد. بازیگران در مقابل تماشاگران می‌خندد، گریه می‌کنند و عشق می‌ورزند و همه اینها از جنبه یک بازیگر اجرا می‌شود. من احساس کردم این عریانی بی‌نهایت زیباست و در فیلم این صحنه به زیبایی خلق شده است. چیکو هیچ راه دیگری برای برقراری ارتباط نداشته و من بخوبی این را درک کردم.
▪ تایمز: آیا بار نامزدی دریافت جایزه اسکار را احساس می‌کنی؟
ـ کیکوچی: کار من با فیلم شروع شد و با خاتمه آن پایان یافت. بنابراین هر اتفاق دیگری که بیافتد من از آن لذت می‌برم. این مثل امتحان پذیرفته شدن برای نقش است. فرارتر از نتیجه، کل ماجرا باعث توقف شگفت زدگی من نخواهد شد. این شگفت انگیز است که من نامزد دریافت اسکار شده‌ام و بخاطر این موضوع بسیار خوشحال هستم. من در نهایت یک هنرپیشه ناشناخته ژاپنی هستم که به هالییود رسیده و به گرمی پذیرفته شده.

امیر مهرانی
منبع:‌ مجله تایمز

منبع : کافه نمایش

مطالب مرتبط

ماجراجو ی دو آتیشه

ماجراجو ی دو آتیشه
ستاره ۶۹ ساله هالیوود به تازگی از بازی در نخستین فیلمش که در اسکاتلند فیلمبرداری می‌شد فارغ شده بود.
در مهمانی‌ای که به مناسبت پایان فیلمبرداری برگزار شده بود، عوامل فیلم تصمیم گرفتند یک دست لباس کامل اسکاتلندی به عنوان یادبود به لنکستر هدیه دهند.
فیلم مذکور «قهرمان محلی» (۱۹۸۳) ساخته بیل فورسایت بود که لنکستر نقش اصلی آن را بازی می‌کرد. اسمیت هنگامی که هنوز کودک بود و در گلاسکو زندگی می‌کرد لنکستر را در یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های زندگی‌اش «دزد دریایی سرخ‌پوش» دیده بود، که شخصیت لنکستر در آن فیلم تا حدودی شبیه به جک اسپارو (دزدان دریایی کارائیب) بود. او می‌گوید: «این فیلم را یکشنبه صبح در گلاسکو دیدم. بعدها همیشه دوست داشتم ادای برت لنکستر در آن فیلم را دربیاورم. وقتی بر حسب اتفاق این امکان را پیدا کردم تا با او کار کنم، به سختی می‌توانستم تمایزی میان آن فیلم و مردی که با او کار می‌کردم قائل شوم.»
برت استفن لنکستر (۱۹۹۴-۱۹۱۳) یکی از متناقض‌ترین شخصیت‌های تاریخ هالیوود بود. او بسته به موقعیت‌های مختلف، می‌توانست یک ستاره از خودراضی و تن‌پرور یا بازیگری بااحساس و زیرک باشد یا اینکه قادر بود به‌طور همزمان یک طرفدار دوآتشه ورزش یا فردی آنقدر اهل هنر باشد که می‌خواست خواننده اپرا شود. برخی از معاصران لنکستر از سختی کار با او گفته‌اند و گروهی دیگر هنگام صحبت از همکاری‌هایشان تنها از او تعریف و تمجید می‌کنند.
داستان زندگی لنکستر از این هم عجیب‌تر است. لنکستر یکی از کودکان بی‌خانمان محله «هارلم» بود که به قول سیدنی پولاک، که زمانی از مریدان او بود «به خاطر پیوستن به سیرک از خانه فرار کرده بود.» از آنجا که لنکستر ورزشکار بود و اندام ورزیده‌ داشت، توانست بورس ورزشی دانشگاه نیویورک را به‌دست آورد اما خیلی زود دانشگاه را ترک کرد و در سیرک «برادران کی» به عنوان آکروبات‌باز مشغول به کار شد. لنکستر از همان اوایل ورود دیرهنگامش به هالیوود در اواسط سال ۱۹۴۰ به‌عنوان بازیگر اکشن شناخته شد. با وجود این، استعدادهای هنری او فراتر از اینها بود.
لنکستر زمانی گفته بود: «اگر به کارنامه بازیگری‌ام نگاه کنید، خواهید دید که هیچ‌گاه درجا نزده‌ام. حتی وقتی تازه کارم را شروع کرده بودم، همیشه به دنبال راهی برای نمایش استعدادهایم و انجام کار متفاوت بودم. وقتی مردم در خصوص تیپ یک بازیگر تصمیم می‌گیرند، او نیز معمولا از تلاش برای متفاوت بودن دست برمی‌دارد.»
گرچه لنکستر علاقه زیادی به نقش‌های متفاوت داشت اما نسبت به حضور در نقش‌های کلاسیک نیز بی‌تمایل نبود. او در یک فیلم مقابل دبورا کار قرار می‌گرفت (از اینجا تا ابدیت) و در فیلم بعدی‌اش که یک وسترن تجدیدنظرطلبانه نبود، نقش یک مبارز آپاچی را بازی می‌کرد. لنکستر علاوه بر کارگردانان قدیمی، با فیلمسازان موج نو مانند لویی مال و برناردو برتولوچی نیز همکاری کرد.
از آنجا که لنکستر بازیگری باهوش، شجاع و بلندپرواز بود، در سال ۱۹۴۸ کمپانی تولید فیلم خودش را تاسیس کرد. گاهی اوقات نقش‌آفرینی‌های لنکستر واقعا فراتر از حد تصور بود. شخصیت یک سخنران مذهبی که لنکستر به خاطر ایفای آن در «المر گانتی» (۱۹۶۰) برنده اسکار شد، از این دست نقش‌آفرینی‌ها است. لنکستر در این فیلم چه هنگام مراقبت از یک دائم‌الخمر تنومند و چه هنگام صحبت آزادانه با خواهر شارون (جین سیمونز) جدی، در نهایت بی‌پروایی رفتار می‌کرد. این شخصیت می‌توانست به آدمی عامی، پست و خودنما تبدیل شود اما با چنان قدرتی این نقش را بازی کرد که حتی ماهرترین سخنرانان تلویزیونی نیز مقابل او کم می‌آورند.
بلندپروازی‌های لنکستر تنها به فیلم مذکور محدود نمی‌شود. او در وسترن «ورا کروز» ساخته رابرت آلدریچ (که تهیه‌کننده‌اش نیز خود لنکستر بود)، نقش شخصیت روانپریشی را ایفا کرد که کودکان بی‌گناه را تهدید به مرگ می‌کند و گلوی یک افسر را با نیزه می‌درد. لنکستر در «پرنده‌باز آلکاتراز» (۱۹۶۲) با اعتماد به نفسی فوق‌العاده نقش زندانی‌ای را بازی کرد که ۴۰ سال را در زندان انفرادی می‌گذراند و طی این مدت با نگهداری از قناری‌ها خود را عاقل نگه می‌دارد. از سوی دیگر تماشاگر در تمام مدت تماشای فیلم به این نکته واقف است که ستاره‌ای بزرگ نقش این شخصیت درون‌گرا را بازی می‌کند.
لنکستر که مقابل دوربین می‌توانست بی‌رحم و قاطع ظاهر شود، گاهی در پشت صحنه نیز چنین بود. او علاوه بر اینکه ستاره بود، رئیس هم بود و همین مساله گاهی باعث درگیری او با کارگردانان بریتانیایی می‌شد. چارلز کریکتن (سازنده فیلم‌هایی مانند «جنایتکاران لاوندر هیل» و «ماهی‌ای به نام واندا») چند هفته مانده به فیلمبرداری «پرنده‌باز آلکاتراز» از کار اخراج شد. لنکستر با سندی مکندریک یکی دیگر از کارگردانان کمدی «ایلینگ» هم،چنین رفتاری داشت و او را از اقتباس یکی از کارهای جورج برنارد شاو به نام «مرید شیطان» (۱۹۵۹) اخراج کرد.
لنکستر بعدها در این باره گفت: «سندی کارگردان بسیار باهوش و مردی نازنین بود اما خیلی وقت تلف می‌کرد.» مکندریک، پیش از آن لنکستر را در یکی از بهترین‌های بازی‌هایش به نقش روزنامه‌نگاری به نام جی جی هانسیکر در «بوی خوش موفقیت» (۱۹۵۷) هدایت کرده بود. نکته جالب اینجا بود که آن فیلم بیشتر به خاطر نوآوری‌های مکندریک در کار با دوربین مورد توجه قرار گرفت. از سوی دیگر مکندریک در این فیلم وجهی از شخصیت لنکستر را برجسته کرد، که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته بود: شرارت و ظرفیتش برای زورگویی.
برخی خاطراتی که معاصران لنکستر از کار با او نقل می‌کنند، دقیقا یادآور شخصیت هانسیکر است. پولاک از لنکستر به‌عنوان «مردی بسیار تهدیدکننده» یاد می‌کند. لنکستر از پولاک خواست تا هدایت بازیگران جوان در «وحشی‌های جوان» ساخته جان فرانکن هایمر را بر عهده گیرد. همچنین وقتی مشکلاتی در ساخت «شناگر»، بر مبنای کتابی از جان شیور، پیش آمد لنکستر به پولاک گفت تا برخی صحنه‌ها را بدون ذکر نامش در عنوان‌بندی فیلمبرداری کند. به گفته پولاک: «لنکستر گفت: پسر عزیزم، بهت احتیاج دارم تا یه کارایی تو این فیلم برام بکنی.
در حقیقت او از من درخواست نمی‌کرد، بلکه دستور می‌داد.»
به جرات می‌توان گفت لنکستر در «شناگر» تلخ‌ترین نقش خود را بازی کرده است. او در این فیلم ایفاگر نقش ند پریم است، یک آمریکایی میانسال ثروتمند که خانواده‌اش را از دست می‌دهد. پریم تصمیم می‌گیرد که حماسه‌ای بیافریند و برای رفتن به خانه سفری را به دور کشور از طریق استخر همسایگانش آغاز می‌کند اما به مرور مشخص می‌شود او شخصیتی ضعیف و شکننده دارد که «قلم طلایی»اش را از دست داده است و دیگر طاقت این شرایط دشوار را ندارد.
این فیلم گرچه اثری عجیب بود اما می‌توان آن را تمثیلی از یک مرد جوان دانست که زمانی موفق بود اما اکنون به آخر خط رسیده است. لنکستر نقش «ند» را بسیار زیبا بازی کرد و توانست روحیه لجباز و شکننده این شخصیت را به بهترین نحو به نمایش درآورد. در اواخر این سفر عجیب و غریب، «ند» سرگردان و لرزان دیده می‌شود که هنوز لباس شنایش را بر تن دارد و بی‌توجه به ظاهر نامأنوسش سعی دارد از عرض یک بزرگراه شلوغ بگذرد. لنکستر در اواخر دوران بازیگری‌اش نقش شخصیت‌های مردسالار را به زیبایی بازی کرد.
یکی از معروف‌ترین شخصیت‌هایی که لنکستر بازی کرده است، اشراف‌زاده‌ای به نام دون فابریزو در «یوزپلنگ» (۱۹۶۳) ساخته لوکینو ویسکونتی است، که می‌کوشد خود را با شرایط سیاسی و اقتصادی سیسیل در سال‌های ۱۸۶۰ وفق دهد. بازی لنکستر در «قهرمان محلی» نیز به همان اندازه خیره‌کننده بود. او در این فیلم نقش فلیکس هاپر، از افراد قدرتمند صنعت نفت آمریکا را بازی می‌کرد که وقتی شرکتش در تلاش برای خریدن دهکده‌ای در اسکاتلند است، عاشق زیبایی‌های این منطقه می‌شود. نکته عجیب اینجا بود که در این فیلم مردان نفتی آمریکا همگی افرادی رویاپرداز اما روستاییان اسکاتلندی مشتی پول‌پرست بی‌رحم بودند.
لنکستر برای برخی از تماشاگر آنقدر شخصیتی آشنا است که خیلی‌ها فکر می‌کنند می‌توانند او را در قالب شخصیتی خاص مجسم سازند اما اگر فیلم‌های او با دقت بیشتر دیده شوند، مشخص می‌شود که بسیار تنوع‌طلب‌تر از آن خصوصیاتی بود که به آنها شهرت یافته است. لنکستر شاید بزرگ‌ترین بازیگر سینما نباشد اما شکی نیست که از ماجراجوترین آنان است.

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!