شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷ / Saturday, 19 January, 2019

ادعا نامه آیت‌الله کاشف‌الغطاء علیه امریکا، انگلیس و صهیونیسم


ادعا نامه آیت‌الله کاشف‌الغطاء علیه امریکا، انگلیس و صهیونیسم
علما و روحانیون همواره خود را پاسدار اسلام و قرآن می‌دانند. در راه تحقق آرمان‌های اسلامی مجاهدت می‌نمایند. خاصه آن جا که از سوی دشمنان احساس خطر نمایند، یا سلطه‌ی اجنبی را بر جامعه احتمال دهند، یا توطئه‌های پنهان دشمنان اسلام و جوامع اسلامی را مشاهده نمایند، از پای نمی‌نشینند تا آن مانع را برطرف و آن نقشه‌های شیطانی را، نقش بر آب نمایند. این سیره را از رسول خدا (ص) و ائمه هدی (ع) به عنوان وارثان و عاملان قرآن و اسلام در طول تاریخ دانسته، و همواره صفحات تاریخ شاهد این مجاهدت‌ها و از خودگذشتگی‌های افزون از حد توان بیان است. بخصوص در دو قرن واپسین که استعمارگران با شگردها و شیطنت‌های گوناگون علیه اسلام و مسلمین توطئه می‌نمودند. از مبارزه ملاعلی کنی علیه «لاتاری» تا «نهضت تنباکو» به رهبری مرجع تقلید میرزای شیرازی، مبارزات خستگی ناپذیر مصلح شرق سید جمال‌الدین اسد‌آبادی علیه استعمار و استبداد، مجاهدت علمای بزرگ عراق در مبارزه علیه تجاوزات انگلیس در بین‌النهرین، مبارزات شهید آیت‌الله سید حسن مدرس علیه قراداد ۱۹۱۹، مبارزات مراجع و علمای بزرگ نجف و ایران در رهبری انقلاب مشروطیت از جمله شهید شیخ‌فضل‌ الله نوری، شهید آیت‌الله سید عبدالله بهبهانی و ... همه مصادیق این حقیقت هستند.
از میان عالمان صالح و مصلح معاصر باید از مرجع تقلید، فقید نستوه و مبارز، آیت‌الله العظمی شیخ‌محمد‌حسین کاشف‌ الغطاء نیز نام برد. عالمی که با آثار علمی خود، از حریم اسلام و تشیع دفاع نمود. کتاب گرانسنگ «اصل الشیعه و اصولها» در برابر جریان منحرف و ضد‌اسلامی وهابیت، پاسخ به تهمت‌ها و افتراهائی بود که به ظاهر روزنامه‌های مصری علیه شیعیان نگاشتند، اما در پس پرده دست اختلاف‌افکن استعمار از آستین وهابیت بیرون آمده بود و این مرجع بزرگ به تعبیر خود «دیگر تاب نیاوردم و سکوت نکردم» و این کتاب تا زمان حیات نویسنده، پانزده بار تجدید چاپ شد و به زبان‌های مختلف ترجمه گردید. تعجب کاشف‌الغطاء این بود که چرا دانشگاه الازهر که یادگار دوران حکومت فاطمی‌هاست و شیخ محمد عبده و بسیاری از دانشمندان و نویسندگان سنی مصر از این دانشگاه برخاسته‌اند، این گونه به دام اختلاف افکنان می‌افتد.
مرحوم آیت‌الله در همین مقدمه با اشاره به توطئه انگلستان می‌نویسد: «وهابیت مذهبی ساختگی است که محمد‌بن عبدالوهاب، دست پروردة انگلیس سنگ بنای آن را نهاد و اکنون کشور عربستان گرفتار این دین ساختگی است.»
مرجع بزرگوار در برابر توطئه دیگر لندن در تحریف حقایق تشیع و حذف برخی اصول سیاسی اسلام و انتشار کتابی توسط ایادی خود، در «تحریر المجله» این توطئه سیاست‌بازان حرفه‌ای لندن را افشاء نمود.
آن‌چه در این مقاله می‌آید، نامه کاشف‌الغطاء به «رئیس جمعیت امریکائی دوستدار خاورمیانه» است که توطئه شیطانی واشنگتن را افشاء می‌کند. در سال ۱۹۵۴، «گارلند ایوانزهاپکینز» نایب رئیس جمعیت امریکائی دوستدار خاورمیانه» از ایشان خواسته بود در کنگره‌ای که در بحمدون لبنان تشکیل می‌شود شرکت کنند. هدف کنگره، نزدیکی اسلام و مسیحیت در برابر نفوذ کمونیسم بود! و خواهان «تبادل افکار» برای ایستادگی در مقابل ماتریالیسم و دفاع از «عدالت اجتماعی» بود.
مقاله حاضر یک بار توسط مترجمی گمنام ترجمه و در ۶۸ صفحه به تاریخ ۱۱/۷/۱۳۳۳ نشر یافت. بار دیگر در سال ۱۳۳۴ توسط دکتر علی شریعتی ترجمه و چند بار منتشر و تجدید چاپ شد. ترجمه دیگری از جلال‌الدین فارسی در اواسط دهه ۱۳۴۰ منتشر گردید. آن‌چه در این مقاله مورد استفاده قرار گرفته از مترجم گمنام چاپ ۱۳۳۳ به قیمت ۱۵ ریال با کاغذ کاهی است. با توجه به سالروز رحلت آیت‌الله کاشف‌الغطاء لازم دانستیم قسمتهائی از این متن تلخیص و با اندک توضیحاتی در دسترس عموم قرار گیرد. این مقاله ضمناً برگزیده چند پاراگراف برای نشان دادن عمق درک و فهم یک مرجع تقلید نسبت به توطئه و شیطنت امریکا برای انحراف اذهان، در نیم قرن پیش می‌باشد.
در ابتدای نامه آمده است:
«... جناب نایب رئیس محترم جمعیت دوستداران خاورمیانه آقای گارلند ایوانز هاپکینز، با کمال احترام، نامه شما که از من دعوت کرده بودید تا در کنگره‌ای با حضور شخصیت‌های علمی اسلام و مسیحیت شرکت کنم، دریافت شده است. گفته‌اید که مباحثات این کنگره در اطراف جهات روحی و ارزش‌های اخلاقی است که در تعالیم دینی آمده و بی پایگی فلسفه مادی را روشن می‌سازد... سپس راجع به خطر کمونیسم در جامعه عصر ما سخن گفته‌اید. این تمام آن چیزی است که از ۵۰ نفر اعضاء کنگره خواسته‌اید تا درباره آن بحث کنند و نظریه بدهند بنابراین مباحثات کنگره در دو موضوع خلاصه می‌شود:
۱) ارزش‌های روحی و نمونه‌های اخلاقی در اسلام و مسیحیت
۲) خطر کمونیسم در اجتماع و یافتن راه چاره آن در اسلام و مسیحیت
براستی خطر کمونیسم را چگونه باید رفع کرد؟ قبل از هر چیز دریابیم که زبان کردار از زبان گفتار مؤثرتر و اساسی‌تر است و نیز بدانیم که تمام جمعیت‌ها، دسته‌ها و انجمن‌ها تا هنگامی که دولتهای مؤسس آن خود ملزم به رعایت ارزش‌‌های روحی و جهات اخلاقی نباشند دارای ارزشی نخواهند بود. خطر کمونیسم جز به تحقق یافتن آزادی ملل و عدالت اجتماعی و قطع ریشه‌های ظلم و فساد و دشمنی، از بین بردن رذیلت و حرص و آز و تجاوز به حق دیگران رفع نخواهد شد.»
آیت‌ الله خطاب به امریکائی‌ها می‌گوید:
«پس آیا ای مردم امریکا و ای دولت و ایالات متحده و ای دولت انگلیس! آیا شما این صفات را دارا هستید؟ آیا شما اندکی از ارزش‌های روحی و نمونه‌های اخلاقی را در بردارید؟ آیا برای ارزش‌های روحی قیمتی گذارده‌اید؟»
سپس به کارنامة سیاه استعمار غرب اشاره نموده:
«آیا جنایات و ضربات کمرشکن شما به عرب و مسلمین در فلسطین نبود که روی روزگار را سیاه کرد و بر قامت قرون و اعصار لباس ننگ و عار پوشاند! آیا اکنون شما نیستید که با دست آلوده به گناهتان یعنی یهودیت فرومایه [صهیونیسم بین‌المللی] به عرب ضربه می‌زنید و مردان و زنان و کودکان معصومشان را می‌کشید؟ آیا شما نیستد که با پول و اسلحه یهود را یاری می‌کنید و آنان را به شدت به این جنایات وامی‌دارید؟ وگرنه یهود بیچاره‌تر و کم جرئت تر از آن است که این چنین بر عرب گستاخ باشد. آیا شما نیستید که نهصد هزار عرب را از شهر و دیار خود بیرون کردید؟ ایشان را به بیابان‌های خشک و سوزانی راندید که بسترشان زمین و رواندازشان آسمان است؟ اینان در وطن خود دارای عزت و شرف بودند و نزدیک است که بر حال زارشان صخره‌های سخت بنالند و کور و کر بگریند.»
این مطالب پس از پنجاه و دو سال، انگار از قلم امروز این مرجع صادر می‌شود. جنایات اخیر صهیونیسم با حمایت آشکار امریکا و انگلیس در استمرار جنایات شش دهه‌ی گذشته است و همان‌گونه که اندیشمند آزاداندیش، شادروان جلال آل احمد نوشت : «اسرائیل، پادگان نظامی غرب و این جرثومه فساد را برای سلطه‌گری، غارت، ایجاد رعب تأسیس نمودند، و امروز غرب عموماً و امریکا و انگلیس خصوصاً مدافع آن شده‌اند. در حقیقت امروز مثلت شوم امریکاـ انگلیس ـ صهیونیسم، در خاورمیانه با اسلام و مسلمین می‌جنگند.»
آیت‌ الله اضافه می‌کنند:
«شما همیشه یهود را به دشمنی با مسلمانان وامی‌دارید. آیا نرون جنایات شما را انجام داده است؟ شگفتا که در عین حال از عرب و مسلمانان می‌خواهید که به بلوک شما بپیوندند با شما هم پیمان شوند و معاهدات شما را گردن نهند.»
آیت‌الله کاشف‌الغطاء به جنایات و دخالت‌های لندن و واشنگتن در امور کشورهای اسلامی در سال‌های ۱۳۳۲ اشاره می‌نمایند:
«آیا همین اغتشاشات و شورش‌ها نیست که در تهران، سوریه، مصر و لبنان خون‌‌های اهل یک وطن و یک ملت را می‌ریزد؟ آیا تمام این‌ها انگشتان شما نیست که از پرده بازی می‌کند؟ آیا شما کسانی نیستید که بلاها و سختی‌ها را به وجود آورده‌اید و خون‌های بی‌گناهان را در شرق و غرب به زمین می‌ریزید؟ مگر نه این است که تونس، مراکش، الجزایر در آتش شما می‌سوزد و کره و هند و چین و کنیا در شرق به شعله‌های شما گرفتار است؟»
سپس به ماهیت غرب اشاره نموده، اعلام می‌نماید:
«آیا دین در نزد شما غیر از ماده چیز دیگری هست؟ آیا شما جز ماده چیزی را می‌پرستید؟ آیا جز در راه ماده دنیا را پر از فتنه و فساد کرده‌‌اید و آیا جز برای تسلط بر ماده و فداکاری در راه آن و بنده کردن مردم جهان، بمب‌های اتمی و سلاح‌های کشنده دیگر را می‌سازید؟»
تحلیل آیت‌الله کاشف‌الغطاء آن است که شیطان مجسم «انگلیس»، امریکا را به وادی جنایت، تجاوز و تعدی واداشته است:
«اهالی قاره امریکا از قدیم بر کنار از این عالم بودند ولی شیطان شیاطین استعمار (انگلستان) آن‌ها را به این ولایات کشاند و برای مصلحت خویش به این کوره‌های مشتعل راند تا مأموریتش را در استعمار و بنده کردن ملت‌ها کامل‌تر کند.»
ایشان می‌گویند: «انگلیس درس استعماری را جزء به جزء برای امریکا خواند و دندان‌های استعباد را یکایک در دهانش نشاند.» و اکنون امریکا نه تنها بر روسیه بلکه بر سراسر جهان می‌خواهد تسلط یابد ولی امید می‌رود که در هم پیمانی و اتحاد امریکا و انگلیس شکافی ایجاد شود که هر کدام دیگری را نابود سازند.»
متأسفانه این اتحاد را امروز در افغانستان وعراق شاهد هستیم. پیوند دو استعمار قدیم و جدید، و تجاوزات و تعدیات ضد بشری آنها حتی اروپا را به دنبال خود کشانده و می‌رود روسیه را نیز دنباله‌رو نماید.
ایشان خطر امریکا و غرب را بیشتر از کمونیسم می‌داند و در مقایسه می‌گویند: «هزاران درود بر کمونیسم، با این که از آن نفرت داریم چون آن که جهان اسلام را استعمار نموده و ضربات خونینی بر پیکر جهان اسلام وارد آورده امریکا است. امریکا با وعده‌های دروغین کمک‌های اقتصادی جهانیان را فریب ‌می‌دهد، امریکا یک دلار می‌دهد تا در عوض ده، بلکه صد برابر آن را بگیرد. اگر در گذشته تمام شرق از انگلیس و فرانسه به عنوان دو کابوس وحشتناک استعمار رنج می‌برد، در دنیای جدید امریکا به میدان استعمار قدیم گذاشته و استعمار تازه‌ای برای مردم جهان هدیه آورده است.»
این نوشته نه تنها ادعانامه‌ای علیه غرب، جنایات انگلیس و امریکا است، بلکه خطر استعمار جدید را به عنوان فاجعه یادآور می‌شود. وی می‌گوید: «امریکا می‌خواهد همه چیز ما را بگیرد و هیچ چیز در عوض ندهد. نه تنها امریکا در جهان استعمارگر و جنایتکار است بلکه در درون خود نیز قوانین فراوانی بر ضد سیاه‌پوستان وضع کرده است وقتی که دولت امریکا، فرزندان کشور خود را این چنین به خاک و خون می‌کشاند، آیا از بدبخت کردن و نابود ساختن ملل دوردست و بیگانه احتراز می‌کند؟ حل مشکلات جهان اسلام، منطقه، جز با اتحاد صحیح دولتهای عربی و اسلامی امکان پذیر نیست چون امریکا نقداً اسلحه کشنده به اسرائیل می‌بخشد و بدون هیچ قید و شرطی از آن حمایت می‌کند تا او با آن سلاح‌ها مسلمانان را بکشد.»
آیت‌آلله کاشف‌الغطاء با اشاره به نمونه‌های اخلاقی در اسلام، روش پیامبر (ص) در اداره مملکت و هدف‌های دین اسلام و مسیحیت به عنوان «دو دین الهی»که ربطی به امریکا و غرب ندارد راتشریح نموده و سپس می‌نویسد: «خداوند دوستی و حسن نیت با دولی که با ما می‌جنگند و از وطن آواره‌مان می‌کنند و یا در آواره کردن ما دست دارند را تحریم نموده است.» در نگاه مرجع بزرگ، غرب چون افعی است که «قرن‌هاست، مسلمین و عرب را می‌گزد و مسموم می‌کند و امروز سه افعی خطرناک از خارج مشغول گزیدن مسلمانان هستند.»
علیرغم انتشار نامه مذکور، بار دیگر امریکائی‌ها طی تلگرافی از آیت‌الله کاشف‌الغطاء خواستند، در جلسه شرکت کنند. ایشان در جواب در یک جمله نوشتند: «متأسفانه نمی‌توانم حاضر شوم. متشکرم ـ‌کاشف‌الغطاء»
ایشان در همین زمان، نامه‌ای به نخست‌وزیر پاکستان نوشتند و نسبت به نزدیکی آن کشور به امریکا هشدار دادند. ایشان می‌نویسند:
«دولت پاکستان، یک دولت اسلامی است. به نام اسلام ایجاد گشت و به نام اسلام تأسیس یافت شایسته است که شعائر دینی و شئون اسلامی را مراعات کند.»
سپس یادآور می‌شوند: «شکی نیست که دولت امریکا دشمن خدا و رسول خداست و از جادة عدل و داد تجاوز کرده و نسبت به مسلمین عموماً و نسبت به عرب خصوصاً به ظلم و جور دست زده، فلسطین را از ایشان به زور گرفته و به یهودیان بخشیده و با اسلحه و پول آن‌ها را کمک و تقویت نموده است. از مثل شما دولت‌ مسلمانی شایسته نیست که به قراردادها و مخصوصاً به قراردادهای نظامی امریکا تن در دهید. امریکا از سران استعمار است و جز ننگ و نیستی و مرگ و پستی و بیچارگی برای ملت ما هدیه‌ای ندارد.»
امروز بار دیگر باید رسائل سیاسی علمای دو سدة واپسین مورد بررسی قرار گیرد. نمونه‌ی آن همین رساله است که شاید در پنجاه سال قبل ماهیت جنایتکارانه امریکا تا این حد روشن نبود. البته استعمار انگلیس به دلیل جنایات و خیانت‌ها در ایران شناخته شده بود. ولی امروز هر دو استعمارگر مورد نفرت، کین، انزجار جهان عموماً و مسلمین جهان خصوصاً می‌باشند.


منبع : موسسه مطالعات وپژوهش های سیاسی

مطالب مرتبط

نگاهی به زندگی شهید آیت‌ا... مصطفی خمینی

نگاهی به زندگی شهید آیت‌ا... مصطفی خمینی
امام خمینی(ره) از نخستین سال‌ها، نسبت به تربیت حاج‌آقا مصطفی علا‌قه‌مندی ویژه‌ای داشتند. ایشان به مصطفی احترام می‌گذاشتند و حتی پایشان را جلوی مصطفی دراز نمی‌کردند. از ابتدای ورود به سن بلوغ، فعالیت‌ها و دیدارهای وی را با دوستانش زیرنظر داشتند و همیشه کنترل می‌کردند.
به نظر می‌رسد که از همان سنین شکل‌گیری شخصیت، امام سعی می‌کردند که مصطفی
۱) در حوزه علمیه به تحصیلا‌ت خود ادامه دهد و
۲) یک شخصیت سالم و استواری داشته باشد. همین‌طور هم شد و پس از پایان دوره پنجم ابتدایی بنا به خواست پدرشان وارد حوزه علمیه قم شد و مدتی بعد هم به طور رسمی لباس روحانیت پوشید. ‌ ایشان به تدریج، تحت تاثیر روحیه انقلا‌بی حضرت امام(ره) قرار گرفت و زمانی که وارد عرصه مبارزه گردید، یکی از بارزترین ویژگی‌های‌ایشان، روحیه ضدشاهی وی بود. ‌
سیداحمدآقا در این مورد می‌گوید: <من هیچکس را مثل ایشان ندیدم که تا آن حد با شاه بد باشد... او این را خوب درک کرده بود که تمام بدبختی‌های ما از شاه است، دولت و مجلس و اینگونه نهادها را بازیچه او می‌دانست... به خاطر خصوصیات امام او نیز بسیاری از این خصوصیات را کسب کرده بود و یک حالت کینه انقلا‌بی داشت و هرگز در مقابل مسائل و مشکلا‌ت [نهضت اسلا‌می] سازگاری نداشت.> ‌
سیدمصطفی در تمام مراحل نهضت به‌جز واقعه مدرسه فیضیه قم در فروردین ۱۳۴۲ که به زیارت عتبات عالیات رفته بود، در بقیه مراحل، در ایران، ترکیه و عراق تا اول آبان ۱۳۵۶ در کنار امام بود. او ضمن مراقبت از سلا‌متی ایشان، در مبادله پیام‌ها و اطلا‌عات با هوشیاری عمل می‌کرد.
آقای محمود بروجردی، داماد امام در این مورد می‌گوید: به خاطرم هست که در ابتدای مخالفت حضرت امام با قانون انجمن‌های ایالتی و ولا‌یتی، ایشان، با دقت رفت و آمدهای افرادی را که وابسته به دولت وقت بودند- چه روحانی و چه غیرروحانی- زیرنظر داشتند.
توضیح اینکه گروهی از روحانیون حوزه قم تبدیل لباس کرده بودند و در مسندهای مختلف دولتی، چه دادگستری و چه ثبت اسناد و مشاغل دیگر، پست‌های حساس داشتند و چون سابقه آشنایی با امام داشتند، دولت وقت کوشش می‌کرد از این افراد بیشتر در جهت اغراض خود استفاده کند و این افراد را به قم اعزام می‌کرد که با ملا‌قات با مراجع بزرگوار، نیات و کارهای خلا‌ف دولت را موجه جلوه دهند تا اینکه از مخالفت مراجع با دولت جلوگیری به عمل آورند و من خودم شاهد حضور یکی از این افراد بودم. ‌
حاج‌آقا مصطفی با شدت هرچه تمامتر مراقبت می‌کردند، مبادا این فرد، مطلبی را برخلا‌ف اهداف نهضت بیان کند. به من گفتند: تو همراه آن شخص برو خدمت حضرت امام و دقیقا مراقب باش مطلبی را که می‌گوید مبادا خلا‌ف جهت مبارزه باشد. ‌
امام خمینی(ره) از نظر علمی جایگاه ویژه‌ای برای سیدمصطفی قائل بودند. در مورد جلسات درس و بحث مصطفی با امام در نجف، مرحوم حجت‌الا‌سلا‌م اسماعیل فردوسی‌پور که از ناظرین امر بود، چنین می‌گوید: <در جلسات درس، وقتی بحث علمی به میان می‌آمد، یکه‌تاز میدان بود؛ بسیار خوب بحث و مطلب را قاطع ادا می‌کرد؛ در درس حضرت امام یکی از مستشکلا‌ن بود؛ معمولا‌ در جلسات درس خارج نجف، اینطور مرسوم بود که اگر مستشکل نمی‌توانست حرف خود را خوب بیان کند یا حرف درستی برای زدن نداشت یا به هر صورت، خودش یا حرفش برای استاد جاذبه‌ای نداشت، استاد به حرفش گوش نمی‌داد؛ اما حاج آقا مصطفی شخصیتی بود که وقتی شروع به صحبت می‌کرد، امام تا پایان حرف‌های او را گوش می‌دادند، بعد هم با کمال دقت به او جواب می‌دادند.
در مورد نظر کلی امام به آقا مصطفی نیز می‌توان گفت که امام، از ایشان به عنوان <امید آینده اسلا‌م> نام برده‌اند.
در هفده سالگی به لباس روحانیت ملبس شد. به یاد دارم در روزی که ایشان ملبس شد، حضرت امام در یک مجلس مهمانی، عده‌ای از دوستان را برای ناهار دعوت کردند تا ایشان تشویق شود و با تشریفات خاصی عمامه برسرایشان گذاشتند. این برای ما یک خاطره جالب بود که می‌دیدیم، او با شادی و خوشحالی زیادی با لباس جدید از مهمان‌ها پذیرایی می‌کند.
سیدمصطفی دروس دوره سطح را نزد استادانی چون آیات عظام: سلطانی، شیخ محمدجواد اصفهانی، محمد صدوقی و شیخ مرتضی حائری آغاز نمود و در محضر این اساتید به فراگیری و آموزش فقه و اصول پرداخت. همچنین ضمن اشتغال به فراگیری فقه و اصول، فلسفه را نیز نزد آیت‌ا... سیدمحمدرضا صدر آغاز کرد و <منظومه حکمت سبزواری> را نزد وی فرا گرفت و در پایان یادگیری این کتاب، به درجه‌ای از علم رسید که خود در مدرسه حجتیه قم، به تدریس و تعلیم آن به طلا‌ب پرداخت.
پس از آن جهت فراگیری <اسفار> و تکمیل دانش فلسفی خود به حوزه درس سیدابوالحسن رفیعی قزوینی و علا‌مه سیدمحمد حسین طباطبایی روی آورد. در پایان فراگیری این کتاب نیز، خود به تدریس آن پرداخت و حاشیه‌ای نیز برآن نوشت و بدین ترتیب دروس دوره سطح را با موفقیت کم‌نظیری به پایان رساند و آماده ورود به عالی‌ترین مرحله تحصیل حوزه؛ یعنی خارج شد. ‌
تدریس توام با تحصیل در دوره سطح، موجب تبحر وی در علوم مختلف اسلا‌می گردید. نتیجه این تبحر و دیدگاه علمی وی در مباحث و غیره باعث شد که او با کوله‌باری از علم، اندیشه و تجربه، وارد دوره خارج شود و بتواند تا مرحله اجتهاد پیش برود. ‌
سیدمصطفی تحصیل دوره خارج را با حضور در حوزه درس آیت‌ا... بروجردی و امام خمینی آغاز کرد. پس از درگذشت آیت‌ا... بروجردی در سال ۱۳۴۰ ضمن ادامه درس خارج فقه در محضر پدر دانشمندش، از محضر درس آیت‌ا... سیدمحمد داماد نیز بهره گرفت. از هم‌دوره‌های ایشان در این مرحله می‌توان به آیت‌ا... شهاب‌الدین اشراقی و آیت‌ا... شیخ محمد فاضل لنکرانی اشاره کرد. ‌
او به واسطه نبوغ و استعداد علمی و موفقیت در تمامی مراحل تحصیلا‌ت حوزوی، پنج سال پس از ورود به دوره خارج، در ۲۷ سالگی به درجه اجتهاد نائل آمد. اجازه اجتهاد او از طرف امام خمینی بوده است. مرحوم سید احمد خمینی در مورد اجتهاد برادرش گفته است:
مراتب علمی و اجتهادی ایشان (سیدمصطفی) بسیار در سطحی بالا‌ و روشن بود. در علم فقه، اصول، فلسفه، تفسیر، ادبیات و معانی، بیان و کلا‌م متبحر و در اکثر آنها به مرتبه اجتهاد رسیده بود و خصوصا در زمینه فقه و اصول بسیار کار کرده، مباحث فلسفه را به خوبی تجزیه و تحلیل می‌کرد و حتی در زمانی که در قم بودند، معروف به اجتهاد بود. ‌
حجت‌الا‌سلا‌م والمسلمین سیدمحمود دعایی درباره تلا‌ش و همت ایشان در فراگیری علوم می‌گوید: سیدمصطفی علی‌رغم رسیدن به درجه اجتهاد، تدریس و تالیف، در دوران تبعید از ایران به ترکیه و عراق نیز به فراگیری علوم اسلا‌می ادامه داد. یکی از بهترین فرصت‌ها که می‌توان آن را فرصت طلا‌یی در نوع خود دانست، زمانی پیش آمد که ایشان به همراه امام در ترکیه دوره تبعیدشان را سپری می‌کردند. وی موفق شد در این مدت، بهره‌های علمی و معنوی بسیاری از پدرش برگیرد؛ زیرا در ترکیه تنها همدم امام بود و چون در آنجا فارغ از اشتغالا‌تی بودند که در قم داشتند؛ بنابراین بیشتر وقتشان صرف مباحث علمی و فلسفی شد. ‌
سیدمصطفی در مبانی فقهی، در بعضی موارد با امام خمینی اختلا‌ف‌نظر داشت و نظرهای خود را صریحا اعلا‌م می‌کرد و این برخورد حاج‌آقا مصطفی برای پدرش نیز قابل توجه و ارزشمند بود و به همین سبب ایشان به اشکالا‌تی که سید مصطفی وارد می‌کرد، توجه ویژه‌ای نشان می‌داد.
● درگذشت اسرار آمیز
▪ مرگ یا شهادت؟
آیت‌ا... سیدمصطفی خمینی، پس از دورانی پر از رنج، تلا‌ش و مبارزه، در سحرگاه یکشنبه اول آبان‌ماه ۱۳۵۶ (برابر با نهم ذیقعده ۱۳۹۷ هـ .ق) در سن ۴۷ سالگی در نجف به طور ناگهانی و مرموز در خانه خود درگذشت. ‌
اولین کسی که از این واقعه آگاه شد و دیگران را نیز مطلع نمود، خادم منزل حاج‌آقا مصطفی به نام صغری خانم بود. او مشاهدات خود را به شرح ذیل بازگو می‌کند: شب آخر قرار بود برای آقا[مصطفی] مهمان بیاید. چون دیروقت بود، ایشان آمدند و به من گفتند: صغری برو بخواب، من خودم در را باز می‌کنم. من هم اول به حرم رفتم، نماز خواندم، زیارت کردم، بعد به خانه آمدم و خوابیدم.
صبح که طبق معمول، صبحانه آقا را بالا‌ بردم، دیدم آقا روی کتاب دعایشان خم شده‌اند، فکر کردم که خوابشان برده است، صدایشان کردم و گفتم: آقا... آقا خوابتان برده... که دیدم جواب نمی‌دهند و زیر چشمشان هم به رنگ خرما شده است. پایین رفتم و خانم ایشان را که مریض بود، صدا کردم و خودم هم به کوچه رفتم و فریاد زدم که آقا مصطفی(ره) مریض شده است که در این هنگام آقای دعایی مرا دید و با یکی دو نفر دیگر به بالا‌ آمد و آقا را به بیمارستان بردند و دیگر من نمی‌دانم چه شد. ‌
خانم معصومه حائری یزدی، همسر مرحوم آقا مصطفی، دومین نفری بود که از درگذشت شوهرش مطلع شد. ایشان نیز در این زمینه گفته‌اند: او [حاج آقا مصطفی] مردی بسیار قوی و از سلا‌مت کامل برخوردار بود، هیچگونه ناراحتی و بیماری نداشت، به همین دلیل برخلا‌ف آنچه شایع کردند سکته قلبی، خیلی بعید به نظر می‌رسید.
همان شب که حاج آقا مصطفی شهید شدند، زودتر از معمول به خانه آمدند، چون قرار بود که ساعت دوازده، مهمان بیاید و من سخت مریض بودم، آقای دعایی که همسایه ما بود، برای معاینه من دکتر آورد. از طرفی دیگر، آقا‌مصطفی شب‌ها مطالعه داشتند و ما یک ننه داشتیم که اسمش <صغری> بود، آقامصطفی به او گفت: <برو بخواب، اگر مهمان آمد، من در را باز می‌کنم> و ما دیگر نفهمیدیم که مهمان‌ها چه وقت آمده و کی رفتند و چه شد؟ ‌
پس از ملا‌قات، او طبق معمول به مطالعه و عبادت پرداخته بود. <معمولا‌ شب‌ها نمی‌خوابید و فقط بعد از نماز صبح چند ساعتی می‌خوابید.> صبح خیلی زود، وقتی ننه به اتاق بالا‌ می‌رود، می‌بیند آقا مصطفی پشت میزش نشسته، دستش را روی کتاب گذاشته، سرش به پایین خم شده و حرکت نمی‌کند... وقتی من با عجله به اتاق بالا‌ رفته و خود را بالا‌ی سر او رساندم، دیدم دست‌های آقا مصطفی بنفش شده است و لکه‌های بنفش نیز روی سینه و سرشانه‌هایش دیدم. ایشان را بلا‌فاصله با کمک آقای دعایی به بیمارستان انتقال دادیم. در آنجا به ما گفتند که حاج آقا مصطفی(ره) مسموم شده و دو ساعت است که از دنیا رفته است.
سیدمحمود دعایی نیز به‌عنوان سومین نفری که درجریان این واقعه قرار گرفته است، ضمن تایید خاطرات ذکر شده، تاکید بر طبیعی نبودن فوت حاج‌آقا مصطفی باتوجه به علا‌ئمی که ناشی از مسمومیت روی پوست وجود داشت، به مساله دیگری اشاره می‌کند. ‌ در خارج از بیمارستانی که حاج‌آقا مصطفی(ره) را به آنجا انتقال دادیم، یک ماشین نمره تهران بود که پس از شنیدن خبر مرگ ایشان به طرف بغداد حرکت کرد. سیدرضا برقعی که از یاران امام و سیدمصطفی بود و از نزدیک در جریان امر بود، به مطلب مشابهی اشاره می‌کند. ‌
دکتر ملا‌قات با حاج‌آقا مصطفی را ممنوع کرده است که حتی‌المقدور امام دیر از جریان مطلع شوند. قرار شد، اینطور مطلب را بگویند، در حالی که آنها هم از طرح این قضیه وحشت داشتند. در طبقه بالا‌ از پنجره‌ای که در طبقه بالا‌ بود امام مرا دید، صدا زد. گفت: <احمد> من به خدمت ایشان رفتم، گفتند: <مصطفی فوت کرده؟>
من هم بسیار ناراحت شدم و در حال گریه چیزی نگفتم. ایشان همانطور که نشسته بودند و دست‌هایشان روی زانو قرار داشت، چند بار انگشتانشان را تکان دادند و سه بار گفتند: <انالله و اناالیه راجعون> تنها عکس‌العملشان همین بود، هیچ واکنش دیگری نشان ندادند و بلا‌فاصله، آمدن افراد برای تسلیت امام شروع شد.
امام دلا‌یل مختلف، در جریان درگذشت فرزندش که در واقع ستون فقرات و امید آینده نهضتش بود، رفتاری عجیب از خود بروز داد که نظیرش کمتر دیده شده است. شهادت سیدمصطفی ضربه بزرگی بر امام و نهضت اسلا‌می بود؛ اما امام خمینی به لحاظ سیاسی، موجب یاس و ناراحتی دشمنان شدند و هیچ جزع و فزعی در این مصیبت نکردند و از طرف دیگر به لحاظ دینی به تاسی از اولیای خداوند که در مصیبت‌های بزرگ به خدا پناه می‌برند، ایشان نیز چنین کردند.
آقای سیدرضا برقعی از خاطرات آن روزها نقل می‌کند که پس از درگذشت شهادت‌گونه حاج‌آقا مصطفی، در جریان رفت و آمدها هم، یکی از روحانیون طرفدار رژیم پهلوی که دشمن سرسخت حاج‌آقا مصطفی بود و انواع توطئه‌ها را علیه امام و او انجام می‌داد، به محض درگذشت سیدمصطفی آمد و به امام تسلیت گفت و دیگر اینکه در آن زمان که روضه‌خوانی بود و مردم عزاداری می‌کردند، شخصی به امام خمینی(ره) اصرار می‌کرد و التماس می‌نمود که گریه کند، ایشان هم نگاهی می‌کردند و هیچ نمی‌گفتند. یا دوباره از آقای برقعی نقل شد، که عده‌ای پزشکی آوردند که قلب امام را معاینه کند و از ایشان نوار قلبی بگیرد که تا حادثه سوئی برایشان مترتب نباشد؛ اما امام نپذیرفت و گفت: <من حالم خوب است و هیچ ضرورتی ندارد، خود آقایان بروند و نوار قلبی بگیرند.>
واکنش بعدی امام خمینی(ره) در جریان مجالس عزاداری بود که اصلا‌ گریه نکردند و تعجب همگان را برانگیختند. والده حاج آقا مصطفی در این مورد می‌گوید: [<در مرگ مصطفی] من زن بودم و داد می‌زدم و گریه می‌کردم؛ ولی ایشان مرد بودند و مردمی که اطرافشان بودند و نمی‌توانستند گریه کنند. در میان مردم می‌گفتند: من مصطفی را برای آینده اسلا‌م می‌خواستم؛ ولی در شب من می‌دیدم که گریه می‌کردند، مگر می‌شود پدر گریه نکند. آقا روز خودشان را نگه می‌داشتند؛ ولی من شب‌ها بیدار بودم و می‌دیدم که واقعا گریه می‌کردند. برای مصطفی به طور خاصی گریه می‌کردند.> ‌ به هرحال، امام خمینی(ره) با صبر و استقامتی که از خود نشان دادند، دوست و دشمن را به حیرت انداختند و درسی برای اهل بصیرت دادند. ‌

وبگردی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی - همه چیز درباره ساخت و ساز فاطمه حسینی، داماد شمخانی و داماد صفدرحسینی | سر کشیدن دوربین مخفی شهرداد به ساختمان های آقازاده ها در لواسان! | پخش اختصاصی از صفحه آپارات آوانت
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی - رحیم پورازغدی در مراسمی که با موضوع فجای مجازی بود،گفت: دختر خانم چادری یک عکس آنچنانی از خودش گذاشته و نوشته زن نباید قربانی نگاه شهوت مردانه بشه، بعد پسره زیر پستش نوشته"ما رایت الا جمیلا"
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم.
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. - رئیس کل دادگستری خراسان رضوی: ما در نظام جمهوری اسلامی به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمی کرد اما امروز اگر این تحمل کیفر یا قصاص و شلاق و دیگر احکام توسط حکام اسلامی و شرعی انجام می شوند یکی از آثار اخروی آن برای محکومان این است که این مجازات در آخرت از آنها برداشته می شود
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم - بعد از فروکش کردن گازها، به حفاری ادامه دادیم و به یک مخزن بزرگ و استثنایی رسیدیم که بسیار عظیم تر از آنی بود که تصور می کردیم برای جایی مثل پلاسکو ساخته شود. برآورد ما از ابعاد این انبار فاضلاب این است که بین 400 الی 500 متر مکعب وسعت دارد و گازهای محبوس شده در این انبار در چندین دهه برای انتشار بوی بد در محدوده بزرگی از تهران کفایت می کند.
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ - مهدی یراحی، خواننده ای که اخیرا موزیک ویدئوی جدید و اعتراضی خود با نام «پاره سنگ» را منتشر کرده است، از طرف برخی رسانه ها و مجید فروغی، مدیر روابط عمومی هنری مورد انتقاد قرار گرفته و شایعه هایی درباره ممنوع الفعالیت شدن یراحی به دلیل این ویدئو کلیپ و همچنین پوشیدن لباس کارگران گروه ملی در حمایت از مردم اهواز در کنسرت 6 دی ماه خود مطرح شده است. یراحی از جمله خواننده هایی است که همیشه نسبت به اتفاقات…
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان !
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان ! - گویا تلخی پخش فیلم صحنه دار، بیش از مرگ ۱۰ نفر است. درست همانطور که مسئله حجاب برای خیلی‎ها مهم تر از معیشت مردم است.
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی !
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی ! - انقلاب فرهنگی از این بالاتر که فرزند عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در آمریکا تابعیت بگیرد و از آنجا برای ایرانیان سبک زندگی تدریس بکند؟
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان! - ویدئویی عجیب از حرکات موزون گروهی دختران در دانشگاه الزهرا درحالی در فضای مجازی در حال انتشار است که مردان نیز در این مراسم حضور دارند!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.