شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ / Saturday, 20 January, 2018

روح بزرگ چمران


روح بزرگ چمران
چمران ابعاد متفاوتی داشت که اگر بخشی از آن وجوه روشن شود، در انحصار هیچ گروه و جریانی قرار نمی گیرد. چمران گذشته یی دارد که از ملی شدن صنعت نفت شروع می شود و تا زمان شهادتش ادامه دارد. او یکی از فعالان نهضت ملی شدن صنعت نفت بود که به سهم خود توانست در آن جریان هم موثر باشد. عمده فعالیت های ایشان پس از ورود به دانشگاه در قالب انجمن های اسلامی بود که باعث رونق و گرمی این تشکل بود. تقریباً بخش اعظم فعالیت های انجمن اسلامی در زمان شهید چمران وابسته به نوع تفکرات و اقدامات ایشان بود بعد از آن نیز به امریکا رفتند و همان خط فکری خود را پی گرفتند و در اکثر مبارزات ضد رژیم شاهنشاهی فعال بودند. چمران در لبنان هم با فراز و نشیب های متفاوتی همراه است که نقطه اوج آن آشنایی و همراهی با امام موسی صدر است. او بسیار به صدر علاقه مند بود و بسیار هم از او تاثیر پذیرفته بود. مردمی بودن و در میان محرومان و ضعیفان زندگی کردن چمران حاصل همنشینی و همراهی او با امام موسی صدر بود. طبق گفته ها و شواهد امام موسی صدر هم علاقه خاصی به مرحوم چمران داشتند و حساس ترین کارها و ماموریت ها را به ایشان واگذار می کردند. مرحوم چمران وقتی به ایران آمدند هم جزء تاثیرگذارترین نیروهای انقلابی بودند. محبوب های چمران در ایران نیز امام خمینی و مرحوم بازرگان بودند. من همیشه شاهد بودم که با چه ارادتی از امام صحبت می کردند و با چه شوقی از بازرگان. هرچند نمی توان از محبوبان چمران سخن گفت و نامی از شریعتی به میان نیاورد. او عاشق شریعتی بود و تمام تنهایی هایش را با کویر شریعتی تقسیم می کرد. چمران احساس نزدیکی خاصی به مرحوم شریعتی داشت و علاقه بی حد و حصرش را نسبت به او همواره تکرار می کرد و هیچ گاه آن را مخفی نمی کرد؛ با توجه به آنکه در آن مقطع صحبت کردن از شریعتی کار چندان ساده و رایجی نبود. جهان چمران جهان پیچیده یی بود اما هیچ زیگزاگی در زندگی او نبود، به همین دلیل هم اکثر موضع گیری ها و اقدامات او در یک مسیر قرار می گیرد؛ چه در اوج انقلاب چه در اوج جنگ. خاطرم هست در اوایل انقلاب برخی شعار درود بر خمینی سلام بر قذافی را مطرح می کردند و ایشان از جمله افرادی بودند که این خط افراطی را قبول نکردند و تذکر دادند که تفکرات امثال قذافی گرچه در ظاهر شبیه برخی از انقلابیون ایرانی است اما در واقع و در اصل این دو خط از هم جدا هستند و به راحتی نیز به هم نمی رسند. چمران هیچ گاه اسیر موج های احساسی انقلاب نشد و همواره روح بزرگ او بر این امواج غالب بود. برخی از ویژگی های همین روح بزرگ چنین است؛
۱) لطافت روح چمران؛
خاطرم هست به یکی از مناطق عملیاتی در یکی از شهرهای خوزستان رفته بودیم. شهید چمران در خیابان های آن شهر با دیدن ویرانه ها و عروسک های شکسته بچه ها به گریه افتاد و نتوانست اختیار اشک های خود را داشته باشد. لطافت روح چمران همه را در اوج خطر نیز تحت تاثیر قرار می داد. آنهایی که از نزدیک با او در تماس بودند مهربانی و محبت او را به خوبی درک می کردند. او رئیس و فرمانده یی بود که نیروهایش با تمام وجود او را دوست داشتند و به هر شکل سعی می کردند خواسته ها و دستوراتش را اجابت کنند. یکی دیگر از خاطرات من از ایشان مربوط به سوسنگرد و زخمی شدن شهید چمران در این منطقه بود. یکی از نیروهای ایشان که بعدها نیز شهید شد، رفته بود و در قمقمه برای ایشان شیر آورد تا با وجود جراحتی که داشتند دچار ضعف و ناراحتی نشوند. شهید چمران به او گفت این شیر را از کجا آوردی؟ او پاسخ داد از یکی از بزهای همین جا دوشیدم. شهید چمران از او تشکر کرد ولی حاضر نشد آن را بنوشد. او گفت؛ تو می دانی آن بز برای چه کسی بود؟ ما می جنگیم تا صاحب این بز به شیر خود برسد نه آنکه این شیر را بدون اجازه آنها بخوریم.
۲) انصاف چمران؛
شهید چمران بسیار منصف بود و تحت هیچ شرایطی حاضر نبود مخالفان خود را حذف کند یا حتی با آنها تندی کند. یکی از مسوولان زمان جنگ در اهواز به شدت با شهید چمران مشکل داشت و برای او موانع متعددی ایجاد می کرد. همین مسوول یک بار به سوسنگرد آمده بود و از ترس شرایط در یک موقعیت ناخوشایندی پنهان شده بود. یکی از همراهان چمران او را دیده بود و قصد داشت این تصویر را برای دیگران بازگو کند ولی شهید چمران مانع او شد و نگذاشت آبروی آن فرد خدشه دار شود و تاکید کرد ما نباید عامل بی حرمتی و بی آبرویی دیگران شویم. اگر او ترسیده است خب حق دارد چرا که تا به حال به این مناطق نیامده است و با این حوادث و اتفاقات ناآشناست. او حتی از زحمات آن شخص گفت که در دشمنی و خصومت با شهید چمران مشهور بود ولی حرمت انسان ها برای شهید چمران مهم تر از آن بود که بخواهد آن را پای یک سری مسائل شخصی قربانی کند. خاطره یی دیگر نیز در همین زمینه قابل ذکر است که مرور آن بسیاری از ویژگی های ممتاز اخلاقی ایشان را یادآوری می کند. شهید محمد منتظری چندان با شهید چمران سر سازگاری نداشت و در اکثر مواقع تا جایی که می توانست با ایشان مخالفت می کرد. یک بار از شهید چمران پرسیدم با این اوصاف نظر شما راجع به محمد منتظری چیست؟ او گفت مخالفت های او نزد خدا ماجور است چرا که ایشان از روی باور و صدق با من مشکل دارند و واقعاً فکر می کند اندیشه های من با برخی اصول همخوانی ندارد.
۳) پیشتازی چمران؛
اکثر فعالیت های چمران جنبه پیشتازی و یکه تازی داشت چه آن زمان که به لبنان رفتند و پایه گذار مدارس بچه های فقیر آنجا شدند و چه آن هنگام که جنگ تحمیلی ایران آغاز شد و او با تشکیل و گردآوری اولین گروه ها به مناطق جنگی رفت. او انسان پیشتازی بود که در تمام جریان زندگی اش این خصلت قابل رویت است. مجموع صفات و ویژگی های اخلاقی شهید چمران بسیار جالب و شنیدنی است. چمران پیشتاز و قهرمان جبهه های جنگ چنان به یک گیاه عشق می ورزید و به آن نگاه می کرد که گویا عارفی است که در نگاهش عظمت خدا وجود دارد. هرکس چمران را در جبهه ها می دید احساس می کرد دنیای دیگری بعد از آن شروع می شود.
حال واقعاً کسی که خشونت را راهکار خود می داند، از انصاف بی خبر است و هتاکی می کند حق دارد از چمران سخن بگوید و اگر بگوید چه نوع چمرانی را شناخته است؟ چمران اگر درست معرفی شود می تواند الگوی بسیاری از جوانان باشد؛ الگویی که نه اسطوره است نه در رویاها خلق شده است. مردم ایران مانند مردم هرجای دیگر به الگو نیاز دارند. من با شناختی که از چمران دارم مطمئنم چمران قابلیت نمونه شدن و الگوشدن را دارد و اگر تا به حال چنین نشده است کم کاری و کوتاهی بر عهده کسانی است که در این حوزه ها مسوولیت داشتند و دارند. چمران عرفان، لطافت، بزرگی و عظمت را در کنار هم دارد و مهم تر آنکه عرفان چمران از گوشه گیری به دست نیامده بود بلکه در کوران حوادث و اتفاقات حاصل شده بود. غالب خوبی ها در او جمع بود به نحوی که من بعد از دیدن او و آشنایی با او نمی توانم کسی را با او مقایسه کنم و در هر مقایسه احتمالی نیز آنقدر خلوص و صفا در او دیده بودم که برایم سخت است کسی را با او مقایسه کنم. اخلاق عملی چمران به شدت مورد نیاز جامعه امروز است. او به شدت به اصول اخلاقی پایبند بود و همین ویژگی مهم ترین خلاء جامعه فعلی ماست. اخلاق ملات هویت فرهنگی ماست و اخلاق امثال چمران می تواند بهترین ابزار برای اصلاح کاستی های اخلاقی در جامعه باشد. اگر اخلاق چمران به جامعه معرفی و در جامعه نهادینه شود، بسیاری از بداخلاقی ها و مشکلات منشعب از این رفتارها برطرف خواهد شد.

حسین نصیری
یادداشت شفاهی

منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

رازهای آخرین محافظ زنده هیتلر


رازهای آخرین محافظ زنده هیتلر
«عجیب بود، دو نوازنده گیتار در آن گودال مرگ مشغول نواختن گیتار بودند». «روکاس میش» آن روزها را به یاد می آورد و می گوید؛ «از آن گودال مرگ بیرون آمدم. سال ۱۹۴۵ بود. دوم مه ساعت ۶ صبح.»
در نزدیکی پناهگاه هیتلر افسران اس اس و واحدهای ارتش آلمان خود را برای پایان جنگ جهانی دوم آماده می کردند. میش امیدوار نبود زنده از آن جهنم بیرون آید؛ یک ساعت پیش از آن یعنی ساعت ۵ صبح. میش در آن زمان ۲۷ ساله بود، وظیفه اش را در مورد هیتلر به پایان رسانده بود. از جوزف گوبلز که آن زمان وزیر تبلیغات هیتلر بود سوال کرد که آیا کاری برای انجام دادن هست یا خیر؟ به گوبلز گفت؛ «می خواهم اگر بشود با دیگران از مقر صدراعظم بروم. در آن نقطه آنها تنها ۲۰۰ متر با ارتش سرخ فاصله داشتند. میش محافظ آدولف هیتلر و اپراتور تلفن او بود و آخرین کسی بود که پناهگاه هیتلر را ترک کرد. او یکی از آخرین شاهدان ماجرا بود.
امروز روکاس میش در آپارتمانی در برلین زندگی می کند. این بخش از شهر شبیه روستا است. همسایه ها یکدیگر را می شناسند و با هم سلام و احوال پرسی می کنند. آنجا قسمتی ساکت و آرام از جهان است. البته به استثنای آپارتمان روکاس میش. او مدام از زنگ تلفن شکایت می کند. از نامه هایی که مدام برایش می فرستند. او حتی از ژاپن، اسپانیا و امریکا هم نامه دارد. درون برخی از این نامه ها پول نقد می گذارند و از او تقاضای ارسال خاطرات شخصی اش را می کنند. اخیراً مجبور شد عکس های جدیدی بیندازد. آنها را امضا کرده و منتشر کرد. عکس ها میش را در حالی که یونیفورم نظامی پوشیده است نشان می دهد. شصت و پنج سال از جنگ گذشته است اما انگار قرار نیست میش در صلح و آرامش و به دور از جنگ زندگی کند.
روکاس میش در سال ۱۹۱۷ به دنیا آمد. در دوسالگی پدر و مادر خود را از دست داد و پدربزرگ و مادربزرگش او را بزرگ کردند. بعدها شغلی به عنوان طراح و نقاش پوستر برای خود پیدا کرد. در سال ۱۹۳۷ به گروهان های نظامی پیوست که بعدها به گروهان اس اس که وظیفه شان محافظت از هیتلر بود، تبدیل شد. برای مدتی در جریان جنگ با لهستان به شدت مجروح شد. آنگونه که خودش به یاد می آورد از همان روزها بود که احساس کرد یک سرباز است. در دوران نقاهت، افسر ارشد او پیشنهاد انتصاب به عنوان محافظ شخصی هیتلر را مطرح کرد. میش روزی را که سوار ماشین شد و او را به آپارتمان پیشوا در محل صدارت اعظمی بردند، به یاد می آورد. میش می گوید؛« ترسیده بودم.
با خود می گفتم مجبورم نکنید پیشوا را ببینم. درست مانند دیگر آلمانی ها، پیشوا برای من پیشوا بود.» اولین باری که میش به هیتلر معرفی شد، خون سردی در رگ هایش دوید. هیتلر نامه یی به او داد که برای خواهرش که در وین زندگی می کرد، نوشته بود. میش می گوید؛« اولین دیدارم با هیتلر بود. او هیولا نبود. یک ابرانسان هم نبود. خیلی طبیعی درست مثل هر کس دیگری روبه رویم ایستاد و با کلماتی عادی با من صحبت می کرد.»
میش بارها و بارها درباره این موارد حرف زده است و در مصاحبه هایی که با روزنامه ها و شبکه های خبری کرده است آنها را با خبرنگاران در میان گذاشته است. حتی با توریست ژاپنی که به او سر می زند نیز در این باره حرف زده است. صدراعظم سابق، ویلی برانت، با میش ملاقات کرد و میش با او هم همان حرف هایش را تکرار کرد.
اما چیزی که میش هرگز درباره اش سخن نگفته است، اتفاقاتی است که در ساعت های پایانی حیات پیشوا در پناهگاه وی واقع شده است. هر دقیقه از آن روزها ثبت شده است. به استثنای مسائلی نظیر هویت کسی که به «هرمان فگلین»، افسر اس اس که با خواهر او براون ازدواج کرده بود، شلیک کرد. فگلین افسر رابط هاینریش هیملر و هیتلر بود که در تاریخ ۲۷ آوریل ۱۹۴۵، بدون کسب اجازه محل استقرار هیتلر را ترک کرد. فگلین در آپارتمانش در برلین دستگیر شد و در تاریخ ۲۹ آوریل اعدام شد. روکاس میش می گوید می داند چه کسی ماشه را کشیده است اما هویتش را فاش نخواهد کرد. میش می گوید به رغم آنچه مورخان نوشته اند، هیتلر دستور اعدام فگلین را صادر نکرد بلکه تنها به او تنزل مقام داد.
میش بیشتر ترجیح می دهد درباره «هانا رایش» خلبانی که می خواست شش فرزند گوبلز را با پروازی از برلین خارج کند، صحبت کند. میش می گوید گوبلز می خواست بچه ها را از برلین خارج کند اما همسرش «مگرا» به خاطر وفاداری به هیتلر باعث قتل هر شش بچه شد. میش می گوید پس از کشته شدن بچه ها، مگرا خیلی خونسرد مشغول کارت بازی شد.
او «اوا براون» را در حالی که روی مبل مرده بود به یاد می آورد. سرش رو به عکس هیتلر بود و پاهایش را درون سینه اش جمع کرده بود.
در نخستین ساعات روز دوم ماه مه ۱۹۴۵، کار میش به پایان رسیده بود. گوبلز این گونه او را مرخص کرده بود؛ «ما می دانستیم چگونه زندگی کنیم و امروز می دانیم چگونه بمیریم.» میش سیستم تلفن را از کار انداخته و از راه پنجره، پناهگاه هیتلر را ترک کرد. قبل از رفتن با «یوهانس منتشل»، تکنسین، خداحافظی کرد. او مجبور بود بماند چرا که باید از سیستم آب و برق بیمارستان پناهگاه محافظت می کرد.
میش در محلی که امروز ایستگاه قطار نوردبانوف است، دستگیر شد. «هانس بار» خلبان اختصاصی هیتلر هم در میان زندانی ها دیده می شد و اتفاقاً به شدت هم مجروح بود. میش از بار مراقبت کرد اما «بار» در مقابل هویت میش را لو داد. «بار» به روس ها گفت که میش کجا کار می کرد. روس ها میش را به روسیه بردند. در آنجا میش تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت. اوضاع برای میش آنقدر دشوار بود که او نامه یی به «لاورنتی بریا» رئیس سازمان امنیت روسیه نوشت و از او خواست وی را اعدام کنند. پس از آنکه هشت سال در زندان های قزاقستان و اورال گذشت، سرانجام میش توانست در سال ۱۹۵۳ به برلین برگردد. او در برلین غربی سکونت گزید و شغلی در کارگاه نقاشی یکی از دوستانش برای خود دست و پا کرد.
این روزها، میش کتابی درباره تجربیاتش در زمان حکومت نازی ها نوشته است. تا به حال این کتاب در امریکای جنوبی، ژاپن، اسپانیا، لهستان و ترکیه منتشر شده است. قرار است پاییز امسال این کتاب در آلمان هم منتشر شود. این کتاب «من محافظ هیتلر بودم» نام دارد.

وبگردی
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه - خبر «قرآن مطلا» در روزهای اخیر احساسات بسیاری را جریحه­ دار کرده است. اگربه جامعه و واقعیت ­های آن سری بزنیم چه می توانیم بگوییم؟ گیریم که قران مطلا کار درستی است. آیا با توجه به وجود فقط 100 خانوادۀ زیر فقر در جامعه، باز هم باید برخلاف سیره رسول خدا و امیرمومنان(علیهما السلام) آنان را نادیده گرفت و به کاری ازین دست پرداخت؟ در آن صورت، آیا قرآن مطلا با سیره و سنت رسول...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها