چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷ / Wednesday, 14 November, 2018

کنکور، زیر سلطه دختران


کنکور، زیر سلطه دختران
نگاهی بر عوامل تقاضای بالای دختران ایرانی به تحصیلات عالیه در مقابل کاهش انگیزه‌های پسران ایرانی برای شرکت در آزمون سراسری فشارهای اقتصادی و اجتماعی، و گسترش بازار نشر و تبادل اطلاعات، باعث شد که در اندک زمانی، بسیاری از تعابیر سنتی پیشین در نظام خانواده ایرانی، جای خود را به تعابیر مدرن بسپارند.
مثلا اشتغال دختران که تا آن زمان رواج آن‌چنانی نداشت، به شدت رایج شد و فرزندان دختر نیز که توانایی‌های لازم را کسب نموده بودند، هم‌چون دیگر اعضاء خانواده ناچار به تولید ثروت شدند.روزهای پر از التهاب و استرس برای پاره‌ای از جوانان به پایان رسید. کنکور سراسری ۸۴ هم برگزار شد و این پایانی بود به بی‌خوابی‌ها و تلاش‌ها و مشقت‌های خیل عظیمی از جوانان، که یگانه راه خود را قبولی در دانشگاه می‌بینند. کابوس‌های شبانه به پایان رسید اما کابوسی نو جایگزین آن گردید. کابوس رد شدن در کنکور، و یا عدم کسب نتیجه دل‌خواه که به مراتب از خود امتحان وحشت‌ناک‌تر و عذاب‌آورتر است و تا نیمه مرداد ماه ادامه خواهد داشت.
امسال نیز تعداد کثیری پسر و دختر، در این آزمون حاضر شدند و اقبال و توانایی خود را به سنگ آزمایش کنکور سپردند. اما نکته جالبی که قابل تامل و بحث است، آمار ارائه شده به تفکیک داوطلبان دختر و پسر است. بنابر آمار رسمی سازمان سنجش، بیش از ۶۳% از داوطلبان کنکور سراسری امسال، دختر بوده‌ و تنها ۳۷٪ داوطلبان را پسران تشکیل داده‌اند. میزان دختران داوطلب نسبت به سال گذشته، رشدی چند درصدی داشته است. با دیدن این آمار سوالی در ذهن نقش می‌بندد که آیا پسران جامعه ما با تحصیلات عالیه قهر کرده‌اند و یا هجوم دختران به این عرصه رقابتی، دلیل اجتماعی خاصی دارد ؟
پس از پایان جنگ تحمیلی، و با توجه به افزایش قابل توجه نرخ رشد جمعیت در آن سال‌ها، طولی نکشید که بحران بیکاری و مشکل مسکن، به مهم‌ترین بحران کشور تبدیل شد. همین عوامل، افزایش چشم‌گیر سن ازدواج را نیز با خود به همراه آورد. افزایش سن ازدواج باعث شد که بیکاری که تا آن زمان به دلیل بافت جامعه سنتی ایران، مشکلی مردانه تلقی می‌شد، کم‌کم به حوزه مسائل زنان نیز راه بیابد.
در سال‌های پیشین، فاصله زمانی بین پایان تحصیلات متوسطه تا ازدواج برای دختران ایرانی، به قدری کوتاه بود که اکثر دختران از راه‌یابی به دانشگاه و طی تحصیلات عالیه صرف‌نظر می‌کردند. اما به این ترتیب، با افزایش سن ازدواج، دختران بسیاری به فکر ورود به دانشگاه و گذراندن تحصیلات عالیه افتادند. البته با وجود افزایش تقاضا، نوع انگیزه دختران و پسران برای ورود به دانشگاه، تفاوت بنیادین داشت.
به دلیل بافت جامعه سنتی ایران، دختران بار هزینه‌های خانواده را بر دوش نداشتند، در حالی که این وظیفه کاملا به عهده مردان بود.
اما با گذشت زمان، و با افزایش قابل توجه آمار طلاق، جامعه از زنانی مملو گردید که با دیدگاه سنتی «اقتصاد متکی بر مرد» وارد نظام خانواده شده‌اند و حالا از همسر خود جدا شده و از کوچک‌ترین منبع اتکای اقتصادی نیز محرومند.
از سوی دیگر، فشارهای اقتصادی و اجتماعی، و گسترش بازار نشر و تبادل اطلاعات، باعث شد که در اندک زمانی، بسیاری از تعابیر سنتی پیشین در نظام خانواده ایرانی، جای خود را به تعابیر مدرن بسپارند. مثلا اشتغال دختران که تا آن زمان رواج آن‌چنانی نداشت، به شدت رایج شد و فرزندان دختر نیز که توانایی‌های لازم را کسب نموده بودند، هم‌چون دیگر اعضاء خانواده ناچار به تولید ثروت شدند.
گسترش مسائل حقوقی زنان و گسترش دانش حقوقی در عرصه عمومی سبب شد که دختران جوان به فکر بیفتند تا به سمت استقلال نسبی اقتصادی حرکت کنند. مجموع عوامل فوق سبب گردید که انگیزه‌های جامعه زنان برای ورود به عرصه تحصیلات عالیه به مرور افزایش یابد.
اما بر خلاف دختران ایرانی، پسران با مشکلات عدیده دیگری روبه‌رو بودند. با وجود تمام مسائل بیان شده، هنوز هم نقش مردان و زنان در تولید ثروت در نظام خانواده، به هیچ وجه قابل قیاس نبود. شاید دختران نیز با ورود به عرصه فعالیت اقتصادی، بخشی از هزینه‌های خانواده را به دوش می‌کشیدند اما نقش عمده حقوقی و عرفی، باز هم بر دوش مردان بود. از طرفی، خیل عظیم فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و عدم وجود شایسته‌سالاری در نظام اقتصادی کشور سبب شد که نقش تحصیلات در تولید ثروت، روز به روز کمتر و کمتر شود.
با این وجود انگیزه‌های جامعه پسران ایرانی که قصد داشت از تحصیلات عالیه به سمت افزایش توان‌مندی در تولید ثروت و متعاقب آن دست‌یابی به رفاه اقتصادی بیشتر کمک بگیرد، کاهش جدی پیدا کرد.
از طرفی سیل عظیم داوطلبان ورود به دانشگاه، پذیرش اندک در مقابل تقاضای بسیار و مخارج بالای تحصیل در دانشگاه غیردولتی سبب شد که اکثر داوطلبان کنکور را پشت کنکوری‌ها تشکیل بدهند. پشت کنکوری‌های کسانی بودند که می‌بایست یک یا دو یا چند سال متوالی برای قبولی در امتحان ورودی دانشگاه تلاش می‌کردند. اما سن ازدواج به قدری بالا رفت که صبر کردن پشت درب‌های کنکور، و تازه در حالت خوش‌بینانه، دست‌یابی به نتیجه‌ای نه چندان مطلوب، به نوعی فرصت سوزی تبدیل شد.
پس جامعه همگام با افزایش تقاضای دختران جهت تحصیلات عالیه، انگیزه و تقاضای پسران ایرانی برای دست‌یابی به این موهبت، کم و کمتر گردید. تا آن‌جا که امروزه شاهدیم، حضور داوطلبان دختر، تقریبا به دو برابر داوطلبان پسر رسیده‌ است.
شاید به سختی بتوان برای آن‌چه که اتفاق افتاده است، نسخه درمانی مناسبی پیچید. چه که این اتفاق محصول یک واقعه نسبتا ریشه‌دار فرهنگی‌ست، که روز به روز مسائل بیشتری را به دنبال خود خواهد داشت. در صورت ادامه این روند، در سال‌های آینده شاهد جامعه تحصیل‌کرده زنان در برابر جامعه غیردانشگاهی مردان خواهیم بود که این دوگانگی، عواقب بدتری را برای نظام خانواده و نسل آینده همراه خواهد آورد.

حسین منصور
امیرحسین ده‌باشی

منبع : دو هفته نامه الکترونیک شرقیان

مطالب مرتبط

حذف کنکور دانشگاه و مصلحت داوطلبان

حذف کنکور دانشگاه و مصلحت داوطلبان
موضوع حذف كنكور ازمدتها قبل مورد بحث مجامع علمی كشور بویژه نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و بالاخره هم مورد تصویب قرار گرفت. امابه نظرم روی این مسئله كارشناسی دقیق صورت نگرفته و نظر كارشناسان باتجربه كشور مدنظر قرار نگرفته است. اصولا حذف كنكور دانشگاه برای كشورما و كشورهای درحال توسعه به نفع اكثریت جامعه نیست. در صورت حذف كنكور و احتساب معدل سالهای آخر دبیرستان احتمال سوءاستفاده و حق كشی در مورد داوطلبین خیلی زیادتر می شود.
اگر قرار باشد هر دانش آموزی با كسب معدل بالا از دبیرستانی در اقصی نقاط ایران دیپلم بگیرد خوب تعداد این افراد با شرایطی كه در مملكت ما هست زیاد هم خواهدبود. در آن صورت چه كسی باید وارد دانشگاه شود؟ آیا دانشگاههای ما قابلیت پذیرش این خیل عظیم دانش آموزان با معدل بالا را دارند؟ باز هم باید وجه تمایز بین این دانش آموز و دانش آموز دیگر باشد ناچاراً یك امتحان دیگری هم باید باشد كه ما آن را كنكور می نامیم و در صورت حذف آن حقوق دانش آموزان بیشماری ضایع می شود. خوشبختانه شورای محترم نگهبان به این مهم پی برده است. فرض كنیم حدود دو میلیون نفر محصل داوطلب ورود به دانشگاه هستند كه معدل نمرات دوران دبیرستان آنان بالای ۱۹ یا
۵/۱۹ است. از بین این افراد باید ۵۰۰ هزار نفر وارد رشته های تحصیلی عالی شوند. خب، چه كسی حق تقدم دارد؟ بالاخره باید یك آزمون دیگری هم باشد.
در هنگام آزمون كنكور رقابت در داوطلبین به منتها درجه خود می رسد. در كشوری كه مشتاقان تحصیل زیاد و ظرفیت دانشگاهها كم است خب، این یك مسابقه است. فرق است بین كسی كه دچار یك ضایعه ناگوار می شود و خودش را كنترل می كند با كسی كه با كوچكترین استرس دچار طوفان عصبی می شود. برای سازندگی مملكت ما به افرادی احتیاج داریم كه از بحران های مختلف موفق بگذرند.
فكر نكنیم كه این دغدغه است. نه این یك آزمون در زندگی است كه باید هم باشد... فرزندان ما در بحران های زندگی است كه خودساخته می شوند.
درگذر از بحران های زندگی است كه معلوم می شود چه كسی ازطوفان زندگی هم خواهد گذشت... فردا همین داوطلب، مدیر می شود... اگر از این بحران ها گذر نكرده باشد چگونه می تواندزیر مجموعه خود را اداره كند؟
در رژیم قبلی دانشگاه ملی ابتدا بدون كنكور دانشجو می پذیرفت. هر دیپلمی با پرداخت ۴۸۰۰ تومان می توانست وارد دانشگاه پزشكی دانشگاه ملی و یا پرداخت ۳۷۰۰ تومان وارد رشته های مهندسی و غیره شود.
هركس كه در دانشگاه دولتی پذیرفته نمی شد و یا نمی خواست به شهرستان ها برود به دانشگاه ملی روی می آورد كه خب، حتما آمادگی كمتری هم برای تحصیل در دانشگاه دولتی داشت. صرف نظر از اینكه مسئله عرضه و تقاضا بود داوطلب ورود به دانشگاه ملی خیلی زیاد نبود و آنهایی هم كه متقاضی تحصیل در آن بودند از قشر نسبتاً مرفه جامعه بودند. ولی با فزونی یافتن داوطلبین، دانشگاه ملی برای غربال كردن داوطلبین و اینكه حق كسی ضایع نشود، و برای ورود به دانشگاه ملی هم كنكور ورودی گذاشته شد.
در كشورهای اروپایی بویژه كشور فرانسه داوطلبین ورود به دانشكده پزشكی به راحتی وارد دانشگاه می شوند. اما در سال اول ورود هر ۶ماه یك امتحان می دهند اگر در هردو این امتحان یا كنكور قبول شوند وارد دانشكده مثلا پزشكی می شوند وگرنه یك سال دیگر فرصت دارند كه یك امتحان دیگری بدهند كه اینها همه نوعی كنكور و جداكردن داوطلب مستعد برای تحصیلات عالی از دیگری است. مثلا از بین ۵۰۰ داوطلب كه در دانشگاه ثبت نام كردند در آخر ۷۰ نفر داوطلب را برای تحصیل انتخاب می نمایند كه اینها هم توسط همین امتحانات كه نوعی كنكور است انتخاب می شوند.
حتی در كشورهای پیشرفته دیگر هم هنوز اگر متقاضی و داوطلب زیاد باشد نوعی كنكور برای ورود و ادامه تحصیلات وجود دارد مگر اینكه داوطلب برای رشته ای كم باشد و آن وقت او بدون كنكور وارد دانشگاه شود.
در كشور ما دانش آموز بیشترین سعی و كوشش را می كند و آرزو دارد وارد دانشگاه شود. از طبقه فقیر هم هست و نمی تواند به دانشگاه آزاد برود- معدل سه سال آخر دبیرستانش هم خوب است... آیا همه آنهایی كه معدلشان بالای مثلا ۱۹ است وارد دانشگاه خواهندشد؟ واضح است كه ظرفیت پذیرش دانشگاههای ما محدود است.
خوب باید یك آزمون دیگری هم باشد كه دانش آموزان مشتاق را محك بزند. این آزمون همان كنكور است و حذف آن برای مملكت ما بسیار زودهنگام و برای عده كثیری از طبقه ضعیف جامعه ما فاجعه خواهدبود دراین رابطه ضمن انتقاد به موضوع فوق ۲ راه حل پیشنهادی را هم می خواهم عرض كنم:
۱) ضربتی و مكانی برای معدل نمرات دوران دبیرستان دانش آموز درنظر گرفته شود و ورود به دانشگاه و قبولی دركنكور او موثر باشد ولی به هیچ وجه كنكور حذف نشود.
۲) اگر حتما دولتمردان ما تصمیم گرفته اند كه كنكور حذف شود ابتدا از دانشگاه آزاد شروع گردد، به طور آزمایشی چندسال كنكور از دانشگاه آزاد حذف شود سپس با دیدن نتایج آن مورد دانشگاه های دولتی واقع گردد.
در خاتمه حتی اگر عرایض حقیر مورد مداقه قرار نمی گیرد انتظار دارم لااقل موضوع فوق توسط هیئت هایی از كارشناسان خبره و وارد به مسائل آموزشی مورد بررسی بیشتر قرارگیرد و نیز نظرسنجی از فرهیختگان و استادان مملكت هم بشود. سپس تصمیم قطعی گرفته شود.

وبگردی
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
ظریف: در کشور پولشویی وجود دارد؛ همه مخالفان FATF صادق نیستند
ظریف: در کشور پولشویی وجود دارد؛ همه مخالفان FATF صادق نیستند - صحبت های دکتر ظریف در گفتگو با خبر آنلاین.
رونمایی از کوچ عجیب برخی مدیران به شستا
رونمایی از کوچ عجیب برخی مدیران به شستا - بررسی کوچ برخی مدیران شرکت سایپا به شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی.
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
خود دانید و مملکت‌تان!
خود دانید و مملکت‌تان! - همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم/ این جهان را پر از خوف و خطر می بینم/ دختران را همه جنگ است با مادر/ پسران را همه بدخواه پدر می بینم. او پس از خواندن شعر دستی به شانه وزیر می‌زند و می‌گوید: «خود دانید و مملکت‌تان!»
زاکانی: خطاهای برادر رئیس جمهور فاجعه است!
زاکانی: خطاهای برادر رئیس جمهور فاجعه است! - علیرضا زاکانی فعالی سیاسی مهمان برنامه«رو در رو» بود و در این برنامه واکنش تندی نسبت به حسین فریدون(برادر رئیس جمهور) نشان داد.
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.