جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ / Friday, 19 January, 2018

رمز و اشاره در سروده‌های حضرت امام خمینی(ره)


رمز و اشاره در سروده‌های حضرت امام خمینی(ره)
ساقی به روی من، در میخانه باز کن
از درس و بحث و زهد و ریا، بی‌نیاز کن
تاری ززلف خم خم خود، در رهم بنه
فارغ زعلم و مسجد و درس و نماز کن
داودوار، نغمه‌زنان، ساغری بیار
غافل ز درد جاه و نشیب و فراز کن
برچین حجاب از رخ زیبا و زلف یار
بیگانه‌ام زکعبه و ملک حجاز کن
لبریز کن از آن می صافی، سبوی من
دل از صفا، به سوی بت ترکتاز کن
بیچاره گشته‌ام زغم هجر روی دوست
دعوت مرا به جام می چاره‌ساز کن(۱)
یکی از سوالاتی که همگان دارند، این است که امام(ره) با آن مقام فقاهت و اجتهاد و تقوا، چرا در سروده‌هایشان کلماتی چون “ساقی، میخانه، زلف، ساغر حجاب، رخ، می، سبو، جام، بت و...” آورده است؟ در حالی که با مراجعه به رساله عملیه معظم‌له به نظریاتی برمی‌خوریم که معرف دیدگاه اوست. شراب و هر مسکر را نجس می‌دانند(۲) که البته برگرفته از قرآن است(۳) نماز را مهمترین اعمال دینی می‌دانند، چه قبولی تمامی عبادات در کنف پذیرش آن است نور چشمان پیامبر(ص)‌است و ستون دین و قربانی پرهیزکاران.(۴) در قرآن برپایی نماز، از صفات مومن و متقی شمرده شده(۵) و حج را به شرط واجب به حساب می‌آورند.(۶)
امام درباره حرمت نگاه کردن به نامحرمان نظریاتی ابراز داشته‌اند(۷) که باز برگرفته از قرآن(۸) و فرمایش مولاعلی(ع) می‌باشد و از صفات افراد باتقوا به حساب می‌آید.
امام به حفظ پوشش بدن و موی سر زن از دید نامحرم تاکید دارند(۹) تا سبب فساد نگردد.(۱۰) مسجدها را سنگر می‌دانند و به امت سفارش می‌فرمایند که سنگرها را رها نسازند.
پس سائقه ذکر آن‌گونه کلمات در سروده‌های ایشان چیست؟
با اندکی دقت در سروده‌های شاعران بدین‌نتیجه می‌رسیم که سابقه ایراد این‌گونه واژه‌ها به قرن چهارم برمی‌گردد. اما در آن عصر، معانی منظور مطابقه با خود الفاظ داشت. مثلا عنصری در قصیده ذیل، رخ و زل و شراب را به همان معانی پسند افتاده جامعه آورده است:
گفتم که تاب دارد بس با رخ تو زلف
گفتا که دود دارد با تف خویش تاب
گفتم که از دلم بنشان تو، شرار غم
گفتا که شرار غم که نشاند به جز شراب؟(۱۱)
اما به مرور این نوع کلمات در سروده‌های گروهی از شاعران معنای جدید و ملکوتی یافته. لازم به توضیح می‌باشد که زبان یا به عبارت است که روشن و گویاست و اسم و مسمی با هم مطابقه دارند و یا به اشارت؛ یعنی القای معانی، بدون گفتن آنها میسور می‌گردد.
“گفتن در عین نگفتن و نگفتن در عین گفتن”(۱۲) آنچه در معانی عرفانی آمده، با واژه‌ها بیان نمی‌شود، زیرا الفاظ رایج برای آن دسته از معانی وضع شده که بشر از راه حواس با آنها آشنا گردیده و به خاطر همین است که شیخ محمود شبستری گفته:
معانی هرگز اندر حرف ناید
که بحر بیکران در ظرف ناید(۱۳)
بنابراین زبان برخاسته از نیازهای محدود عقل و اندیشه، در انتقال مفاهیم این حوزه کارایی لازم را داشته، ا ما در شرح و تفسیر تجارب عرفانی ناتوان است؛ زیرا اصلی‌ترین تفاوت این دو زبان، تفاوت ماهویی حقایق آن دو است.
هر زبانی قطعا براساس نیازهای زندگی روزمره مردم به وجود آمده است. بنابراین کارایی اصلی آن نیز در رفع این‌گونه نیازها خواهد بود. در عالم برای انتقال مفاهیم و تفهیم و تفاهم، چیزی جز زبان معمولی و روزمره وجود ندارد. ما نخست تصوری از یک شی خارجی در اندیشه خود داریم. آنگاه در صورت لزوم، با لفظ خاصی که در مقابل آن معنی وضع کرده‌ایم، به تعبیر از آن می‌پردازیم. اما در حوزه معارف، مشکل ما علاوه بر نداشتن لفظ ایجاد ارتباط مابین لفظ و معنی است زیرا تجارب عرفانی از نوع مسائل روزمره زندگی ما نبوده و اساسا حوزه عقل و اندیشه ما، توان درک آن را ندارد.
تجربه‌های عرفانی در قلمرو و رای عقل و اندیشه معمولی ما تحقق می‌پذیرد. حقایق عرفانی حقایقی هستند که به‌طور صریح و مستقیم قابل بیان نمی‌باشند و جز با الفاظ متشابه قابل تعبیر نیستند. از نظر استاد مطهری رمز گفتن‌ها یا به خاطر بهتر رساندن پیام‌‌ها بوده و یا به خاطر کوتاهی الفاظ بشر از افاده معانی موردنظر.(۱۴) صاحب شرح التصرف هم می‌نویسد: هر گروهی از خلق که در صناعتی حذافت دارند به رموز در آن صناعت سخن گویند که دیگران به بیان بسیارآن را فهم نکنند.(۱۵) در زبان عرفانی، بیان حقایق تنها از طریق رمز و تمثیل صورت می‌پذیرد. عین القضات همدانی می‌گوید:” تو چه دانی ای عزیز که این شاهد کدام است و زلف شاهد چیست و خط و خال کدام است؟‌مرد رونده را مقام‌ها و معانی‌هاست که چون آن را در عالم صورت و جسمانیت عرض کنی و بدان خیال انس گیری و یادگار کنی جز در کسوت حروف و عبارات، شاهد و خط و خال و زلف نتوان گفت:(۱۶) یعنی باید با زبان خاصشان آشنا شد تا پی به مقصودشان برد. زیرا زبان آنها سرشار از کنایات و رموز و استعارات پیچیده و مخصوص است.
مشکل فهمیدن زبان آنان حتی برای سالکان طریقت هم بوده. امیرحسین حسینی هروی از شیخ محمود شبستری می‌پرسد که:
چه خواهد مرد معنی زان عبارت
که دارد سوی چشم و لب اشارت
چه جوید از رخ و زلف و خط و خال
کسی کاندر مقامات است و احوال(۱۷)
و شیخ جواب می‌دهد که:
هر آن چیزی که در عالم عیان است
چو عکسی زآفتاب آن جهان است
ندارد عالم معنی نهایت
کجا بیند مرو را چشم غایت
چو اهل دل کند تفسیر معنی
به مانندی کند تعبیر معنی
که محسوسات از آن عالم چو سایه است
که این چون طفل و آن مانند دایه است
بگفتم وضع الفاظ و معانی
تو را سربسته گر خواهی بدانی
نظرکن در معانی سوی غایت
لوازم را یکایک کن رعایت
به وجه خاص از آن تشبیه می‌کن
زدیگر وجه‌ها تنزیه می‌کن(۱۸)
مولوی هم می‌گوید:
چون صفیری بشنوی از مرغ حق
ظاهرش را یادگیری چون سبق
وآنگی از خود قیاساتی کنی
مر خیال محض را ذاتی کنی
اصطلاحاتی است مر ابدال را
که از آن نبود خبر غفال را(۱۹)
هاتف اصفهانی نیز می‌گوید:
هاتف از ارباب موقت که گهی
مست خوانندشان و گه هشیار
از می و بزم و ساقی و مطرب
وزمغ و دیر و شاهد و زنار
قصد ایشان نهفته اسراری است
که به ایما کنند گاه اظهار(۲۰)
بسیاری از بزرگان متقی ما از این اصطلاحات برای بروز احساسات کنه و ضمیر خود بهره‌ها گرفته‌اند. شیخ بهایی می‌گوید:
... رخ بر رخ دلبران نهادیم
لحن خوش مطربان شنیدیم
درباغ جمال ماهرویان
ریحان و گل و بنفشه چیدیم...(۲۱)
حاج ملاهادی سبزواری:
دهید شیشه صهبای سالخورده به دستم
کنون که شیشه تقوای چندساله شکستم
حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی:
دهن آن است تو داری که چه شیرین دهن است
منبع آب حیات است و به نام دهن است
نرگس دیده روح قدس از شش جهتش
مات آن طره مشکین شکن در شکن است
و اینک با کفایت بحث مقدماتی، تنها تعدادی از واژگان عرفانی دیوان امام را که در غزل آغازین این مقاله آمده توضیح می‌دهیم؛
۱) ساقی: فیض رساننده مطلق است. مولاعلی(ع) مرشد کامل
ساغری از دست ساقی گیر و دل بر کن زهستی
بر شود از قید هستی آن که فکر جان نبودی(۲۲)
۲) میخانه: باطن عارف کامل است که در آن شوق و ذوق و عوارف الهیه بسیار باشد. عالم لاهوت.
اگر دل بسته‌ای بر عشق جانان، جای خالی کن
که این میخانه هرگز نیست جز ماوای بی‌دل‌ها(۲۳)
۳) زلف: صفت قهریه حق. کنایه از مرتبت امکانیه از کلیات و جزئیات و معقولات و محسوسات و ارواح و اجسام و جواهر و اعراض.
در صید عارفان و زهستی رمیدگان
زلف چو دام و خال لبت همچو دانه است(۲۴)
۴) ساغر: دل عارف است که آن را خمخانه و میخانه و میکده هم گویند. چیزی که در آن مشاهده انوار غیبی شود.
در میخانه به رویم بگشوده است حریف
ساغری از کف خود بازده ای لاله عذار(۲۵)
۵) می: غلبات عشق: ذوقی که از دل سالک برآید و او را خوشوقت گرداند. فیض الهی که شامل پوینده راه حق می‌گردد و سکر معرفت است که اهل طریق را دست دهد.
جرعه‌ای می‌خواهم از جام تو تا بیهوش گردم
هوشمند از لذت این جرعه می بی‌نصیب است(۲۶)
۶) بت: مطلوب و مقصود و معشوق را گویند که خدای باشد یا مراد سالک.
جام می ده که در آغوش بتی جا دارم
که از آن، جایزه به یوسف کنعان بدهم(۲۷)

رضا فلاح
مدرس دانشگاه
پی‌نوشتها:
-۱ دیوان حضرت امام(ره)، صفحه ۱۷۱
-۲ رساله امام، مسئله ۱۱۱
-۳ قرآن، سوره مائده آیه :۹۰ یا ایها الذین امنوا انما الخمرو المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان.
-۴ الصلوه نور عین. الصلوه عمود الدین. الصلوه قربان کل تقی. نهج الفصاحه
-۵ تلک آیات القرآن و کتاب مبین. هدی و بشری للمومنین. الذین یقیمون الصلوه...نمل آیه -۳ الم. ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین. الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوه...بقره آیه ۳
-۶ رساله امام، مسئله ۲۰۳۶
-۷ رساله امام، مسئله ۲۴۳۴ و ۲۴۳۳
-۸ قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و... سوره نور آیه ۳۰
فالمتقون فیها هم اهل الفضائل منطقهم الصواب و ملبسهم الاقتصاد و مسیهم التواضع، غضوا ابصارهم عما حرم الله علیهم، نهج‌البلاغه، خطبه ۱۹۳
-۹ رساله امام، مسئله ۲۴۳۵
-۱۰ حضرت امام معتقد بودند که پوشش زن نباید مفسده‌انگیز باشد و نباید برجستگی‌های بدن را نمایان کند. (پا به پای آفتاب)
-۱۱ گزیده اشعار از سری شاهکارهای ادب فارسی، اولین قصیده
-۱۲ عرفان نظری، یحیی یثربی، ص ۵۷۶
-۱۳ گلشن راز، ص ۱۵
-۱۴ تماشاگه راز، چاپ اول، ص ۱۲۸
-۱۵ اسماعیل‌بن محمد مستملی، شرح التصرف، ج۱، ص ۱۰۴
-۱۶ عین القضات همدانی، تمهیدات، ص ۲۹
-۱۷ همان، ص ۷۱
-۱۸ همان، همان ص
-۱۹ مثنوی معنوی، دفتر اول، از بیت ۳۴۷۹ به بعد
-۲۰ هاتف اصفهانی، دیوان اشعار، ص ۷
-۲۱ کلیات اشعار و آثار، شیخ بهایی ص ۱۲۶
-۲۲ دیوان، ص ۱۸۰
-۲۳ همان، ص ۴۶
-۲۴ همان، ص ۶۱
-۲۵ همان، ص ۱۲۳
-۲۶ همان، ص ۵۱
-۲۷ همان، ص ۱۶۲

منبع : روزنامه رسالت

مطالب مرتبط

غفلت دنیای جدید و شعر مولوی


غفلت دنیای جدید و شعر مولوی
گرایش شدید مردم این كشور و نیز دیگر جوامع به شعر مولوی باعث شده است كه شعرهای او مدام تجدید چاپ شود. در همین حال آنچه مایه شگفتی است ظهور علاقه وافر به شعر مولوی در دنیایی است كه اصول مدرنیسم بر آن حاكم است. در واقع باید پرسید در دنیایی كه همه چیز آن از جمله اندیشه و رفتار انسان تابع مبانی دنیای مدرن است، چه عناصری وجود دارد كه باعث می شود شعر مولوی چنین مخاطبان گسترده ای بیابد. شعر مولوی شعری است متعلق به قرن ها قبل و برخاسته از جامعه ای ناهمگون با جامعه امروز، پس چه دلایلی منجر به آن می شود كه این شعر با خوانندگان فراوان، آن هم با زبانی غیر از زبان مولوی، روبه رو شود. آنچه می خوانید به تحلیل این موضوع می پردازد.از میان ویژگی های تجدد و مدرنیسم، علم گرایی است. این وجه از وجوه متعدد دنیای مدرن، چنان پررنگ است كه جای بسیاری از وجوه را تنگ كرده است. به گفته هابرماس، مدرنیسم با آن كه سعی در مبارزه با ایدئولوژی دارد، اما علم را تبدیل به ایدئولوژی خود كرده است. بر این اساس این ملاك های علمی اند كه تعیین كننده امور هستند و علم است كه شاخص سنجش ارزش ها می شود. حاكمیت سهمگین علم بر كلیه شئون فردی و جمعی انسان به عكس العمل او در برابر علم انجامیده است. این عكس العمل شكل های مختلفی به خود می گیرد؛ از جمله آنها گرایش شدید انسان عصر حاضر به حوزه هایی از زندگی است كه مدرنیسم به دلیل علم گرایی حاد از آن چشم پوشیده است.در این چارچوب است كه افزایش مخاطبان شعرهای مولوی در جوامع صنعتی و كاملاً علمی، معنی و مفهوم می یابد. شعر مولوی از مفاهیم و ویژگی هایی برخوردار است كه می تواند به نیاز انسان چنین جوامعی پاسخ گوید. آنچه شعر این شاعر را به درون زندگی انسان های امروز می كشاند به شكل های مختلفی قابل بررسی است:
۱- در جوامع جدید، روابط میان افراد به گونه ای كه علم می خواهد یا تحمیل می كند شكل و ماهیت می گیرد. زمانی كه تمامی تعاملات در سطوح مختلف اجتماعی مبتنی بر انگاره های علمی باشد، انسانها و روابط میان آنها نیز قادر به گریز از چنین وضعی نیست. اما این روابط ماهیتی خاص دارند. علم در تأسیس رابطه میان انسان ها به همان گونه رفتار می كند كه در ایجاد رابطه میان اشیاء. آنچه اهمیت دارد واسطه هایی است كه انسان ها را به یكدیگر پیوند می دهد. این واسطه ها روابط را به ارتباطی مكانیكی تنزل می دهند. این واسطه ها كه برآمده از دنیای جدید است انسان را به سمت و سویی سوق می دهند كه رفتار و ارتباط مكانیكی داشته باشد. خارج از این چارچوب، دنیای جدید رابطه ای را به رسمیت نمی شناسد و یا نگاه حداقلی به آن دارد. روابط پیچ و مهره ای انسانی به همین ویژگی نیز نیاز دارد. اما انسان نمی تواند با این شرایط، زندگی خود را سر و سامان دهد. نوع انسان به دلیل ماهیتی كه در ادراك و بیشتر احساس او نهفته است روابط مكانیكی را پذیرا نیست. بر این اساس چنین انسانی به دنبال بسترهایی است كه بتواند او را از موقعیتی كه برای او ساخته شده است، خلاصی دهد. او روش هایی را می جوید كه بتواند بی توجهی دنیای جدید به ماهیت روابط انسانی را جبران كند. بر این اساس است كه نگاه به ادبیات شرق و به ویژه مولانا معنی و مفهوم می یابد.زمانی كه بحث رابطه میان انسان ها در جامعه جدید پیش كشیده می شود، شعر مولانا در دو وجه قابل بررسی است؛ اول رابطه میان متن و خواننده است و دوم رابطه میان انسان با انسان در شعر مولانا. شعر مولانا به عنوان یك متن ارتباطی عاطفی با مخاطب خود دارد. این شعر، مخاطب خود را انسانی در نظر می گیرد كه رابطه با او فارغ از الگوهای مكانیكی است. رابطه شعر مولانا با مخاطب، رابطه ای بر مبنای آنچه در عالم پیچ و مهره می گذرد نیست. دست شعر مولانا گرم تر از آن است كه وقتی دست خواننده را می گیرد، خواننده احساس بیگانگی كند. از طرف دیگر شخصیت های شعری مولانا نیز روابطی دارند كه آنها را با یكدیگر پیوندی عاطفی می بخشد. این سخن بدان معنا نیست كه رابطه انسان ها در شعر مولوی از الگوهای صرفاً عاشقانه تبعیت می كند. رابطه میان شخصیت های مولانا همان گونه كه می تواند از عشق برخوردار باشد؛ از قهر، كینه و جنگ هم برخوردار است، اما همه این روابط؛ بنیادی غیرمكانیكی دارند. آنچه در این روابط تعیین كننده است، مؤلفه هایی است كه برخاسته از ذات انسان است نه عواملی صرفاً متكی بر قواعد علمی. مولوی رابطه میان انسان های شعر خود را به گونه ای می سازد و شكل می دهد كه نگاه مبتنی بر «دانش» و «علم» در آنها جایی دارد كه باید داشته باشد، نه بیشتر. در عین حال این ویژگی های اساسی انسان است كه این روابط را ماهیت می دهد و این همان نكته ای است كه دنیای مدرن به آن نپرداخته، اما انسان چنین دنیایی به دنبال آن است. همین امر به گرایش انسان دنیای مدرن به شعر مولانا می انجامد.
۲- دنیای مدرن دنیای خرده روایت هاست. در این دنیا روایت های كلان شكسته شده و انسان ها با خرده روایت به زندگی خود معنا می دهند. یكی از كاركردهای اصلی كلان روایت ها، ایجاد همبستگی میان افرادی است كه به آن روایت معتقد و پایبندند. این همبستگی به انسان، هویت جمعی می بخشد و همین هویت جمعی به آرامش آدمی می انجامد. زمانی كه روایت های كلان، محو شده و خرده روایت ها شكل بگیرد، همبستگی انسان ها نیز فرومی پاشد. هر فرد، خرده روایت مخصوص به خود را داشته و در محدوده همان خرده روایت، اعتقادات و باورهای خود را شكل می دهد. طبیعی است در چنین وضعی، انسان ها «ذره» ای می شوند و پیامد این ذره ای شدن، تك ماندن انسان است.
چنین وضعی نمی تواند انسان دنیای مدرن را راضی نگاه دارد. او در پی آن است تا روایتی كلان را بیابد كه با توسل به آن، به حسی جمعی برسد. به عبارت دیگر، انسان امروز در عین داشتن خرده روایتی كه بر مبنای آن اندیشه و باور خود را پی می ریزد به كلان روایتی نیز نیازمند است كه قادر باشد او را در منظومه ای كم و بیش همگانی قرار دهد. درست به همین دلیل است كه در دنیای امروز گاه چند انسان با توسل به یك انگاره مشترك، جمعی را تشكیل داده و حس جمعی را در خود زنده نگاه می دارند. امروزه جهان جدید شاهد تشكل ها و جمع هایی است كه بر اساس دیدگاه های مشترك (كه گاه بسیار معمولی و پیش پا افتاده به نظر می رسند) شكل می گیرند و سخت مستحكم اند. این پدیده ها را می توان چنین تفسیر كرد كه نیاز به یك روایت كلان- هرچند در میان عده ای انگشت شمار باشد- نیازی اساسی است. رجوع به شعر مولوی نیز از همین زاویه قابل طرح است. در شعر مولوی كلان روایتی به چشم می خورد كه گرچه با ویژگی های زمینی ارائه می شود، اما فرازمینی است. این كلان روایت كه بیشتر چهره عاطفی به خود می گیرد، بسیار جذاب و در همان حال عمیق است. علاوه بر این، شیوه ای كه مولوی برای بیان این كلان روایت به كار می گیرد، آن چنان دلپذیر و شیواست كه انسان را به سوی خود می كشاند. مخاطب شعر مولوی آگاهانه یا ناآگاهانه به این نتیجه می رسد كه كلان روایت شعر مولوی همانی است كه می تواند انسان ها را حول محور خود جمع كند. انسان امروز شعر مولوی را حامل روایتی كلان می بیند كه قطعاً قادر است بسیاری از اعضای جامعه انسانی را به خود جلب كند. آنچه اهمیت دارد آن است كه این امكان بالقوه در مواردی به واقعیتی بالفعل تبدیل شده است. گروه های فراوانی پدید آمده اند كه موجودیت خود را متكی به شعر مولوی كرده اند، چه خوانش شعر مولوی و چه بحث و بررسی راجع به شعرش.
۳- زندگی در سایه علم و دانش جز با نظم فراگیر و در همان حال دقیق و محكم امكان پذیر نیست. حاكمیت علم در جنبه های مختلف زندگی اعم از اقتصادی، سیاسی و فرهنگی منجر به پیدایش نظمی آهنین در زندگی بشر شده است.بوروكراسی كه در دنیای مدرن شاهد آن هستیم، در چارچوب همین نظم شكل گرفته و قوام یافته است. علم مدیریت و به دنبال آن بوروكراسی موجود در جوامع، نظمی را بر زندگی انسان حاكم ساخته كه باعث قرار گرفتن انسان در چرخه ای از قبل تعیین شده است. چنین چرخه ای چنان متصلب است كه برای انسان بسیار دشوار است در این چارچوب زندگی كند. دنیای غیرقابل انعطاف امروز، كه تحت سیطره علم پدید آمده است، انسان را در حصار آهنین نظم گرفتار كرده و در اختیار خود گرفته است. بر این اساس اخلاق، رفتار و تمامی شئون زندگی فرد محدود به نظمی می شود كه جهان مدرن برای او تعریف می كند. اما این نظم با آنچه نوع انسان آن را می خواهد، سازگاری ندارد. طبیعی است كه انسان نمی خواهد از نظم بگریزد و به نابسامانی گرفتار بیاید، اما از سوی دیگر نیز نمی پذیرد كه نظمی خشك زندگی او را ماهیت ببخشد. انسان در همان حال كه برای زندگی جمعی خود نیازمند نظم است، اما همین انسان در درون خود عصیان نیز دارد. او نیازمند است كه عصیان كند. این عصیان مترادف بی نظمی نیست، عصیانی است به آنچه انسان را از آزادی بازمی دارد. اگر روزگاری این عصیان علیه طبیعت انجام گرفت كه زندگی آدمی را محدود كرد و آزادی انسان را به شكل های مختلف سلب می كرد، امروزه این عصیان قرار است علیه نظمی باشد كه بسیار بیشتر از طبیعت، قوانین متعین و متصلب را بر انسان تحمیل می كند. شعر مولوی از این جهت نیز انسان امروز را به سوی خود می كشد.
شعر مولوی، شعر شوریدگی است، شعر عصیان علیه هر آن چیزی است كه قصد دارد انسان را محدود كند و از انسان بودن بازبدارد. عصیان مولوی عصیانی انسانی است كه نمی خواهد در چارچوب هایی كه برایش تعریف كرده اند زندگی كند. شعر مولوی بر آنچه انسان را صرفاً به زمین وصل كند و در همان قالب و نظم زندگی بگذراند شورش و عصیان می كند. عصیانی كه در شعر مولوی موج می زند به رهایی انسان می اندیشد و این همان نیازی است كه انسان امروز در جهان مدرن به آن نیاز دارد. انسانی كه در بند نظم آهنین دنیای جدید است در پی عصیانی است كه شعر مولوی سرشار از آن است.

حسین كاظم خواه

وبگردی
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه - خبر «قرآن مطلا» در روزهای اخیر احساسات بسیاری را جریحه­ دار کرده است. اگربه جامعه و واقعیت ­های آن سری بزنیم چه می توانیم بگوییم؟ گیریم که قران مطلا کار درستی است. آیا با توجه به وجود فقط 100 خانوادۀ زیر فقر در جامعه، باز هم باید برخلاف سیره رسول خدا و امیرمومنان(علیهما السلام) آنان را نادیده گرفت و به کاری ازین دست پرداخت؟ در آن صورت، آیا قرآن مطلا با سیره و سنت رسول...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها