چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Wednesday, 25 April, 2018

رمز و اشاره در سروده‌های حضرت امام خمینی(ره)


رمز و اشاره در سروده‌های حضرت امام خمینی(ره)
ساقی به روی من، در میخانه باز کن
از درس و بحث و زهد و ریا، بی‌نیاز کن
تاری ززلف خم خم خود، در رهم بنه
فارغ زعلم و مسجد و درس و نماز کن
داودوار، نغمه‌زنان، ساغری بیار
غافل ز درد جاه و نشیب و فراز کن
برچین حجاب از رخ زیبا و زلف یار
بیگانه‌ام زکعبه و ملک حجاز کن
لبریز کن از آن می صافی، سبوی من
دل از صفا، به سوی بت ترکتاز کن
بیچاره گشته‌ام زغم هجر روی دوست
دعوت مرا به جام می چاره‌ساز کن(۱)
یکی از سوالاتی که همگان دارند، این است که امام(ره) با آن مقام فقاهت و اجتهاد و تقوا، چرا در سروده‌هایشان کلماتی چون “ساقی، میخانه، زلف، ساغر حجاب، رخ، می، سبو، جام، بت و...” آورده است؟ در حالی که با مراجعه به رساله عملیه معظم‌له به نظریاتی برمی‌خوریم که معرف دیدگاه اوست. شراب و هر مسکر را نجس می‌دانند(۲) که البته برگرفته از قرآن است(۳) نماز را مهمترین اعمال دینی می‌دانند، چه قبولی تمامی عبادات در کنف پذیرش آن است نور چشمان پیامبر(ص)‌است و ستون دین و قربانی پرهیزکاران.(۴) در قرآن برپایی نماز، از صفات مومن و متقی شمرده شده(۵) و حج را به شرط واجب به حساب می‌آورند.(۶)
امام درباره حرمت نگاه کردن به نامحرمان نظریاتی ابراز داشته‌اند(۷) که باز برگرفته از قرآن(۸) و فرمایش مولاعلی(ع) می‌باشد و از صفات افراد باتقوا به حساب می‌آید.
امام به حفظ پوشش بدن و موی سر زن از دید نامحرم تاکید دارند(۹) تا سبب فساد نگردد.(۱۰) مسجدها را سنگر می‌دانند و به امت سفارش می‌فرمایند که سنگرها را رها نسازند.
پس سائقه ذکر آن‌گونه کلمات در سروده‌های ایشان چیست؟
با اندکی دقت در سروده‌های شاعران بدین‌نتیجه می‌رسیم که سابقه ایراد این‌گونه واژه‌ها به قرن چهارم برمی‌گردد. اما در آن عصر، معانی منظور مطابقه با خود الفاظ داشت. مثلا عنصری در قصیده ذیل، رخ و زل و شراب را به همان معانی پسند افتاده جامعه آورده است:
گفتم که تاب دارد بس با رخ تو زلف
گفتا که دود دارد با تف خویش تاب
گفتم که از دلم بنشان تو، شرار غم
گفتا که شرار غم که نشاند به جز شراب؟(۱۱)
اما به مرور این نوع کلمات در سروده‌های گروهی از شاعران معنای جدید و ملکوتی یافته. لازم به توضیح می‌باشد که زبان یا به عبارت است که روشن و گویاست و اسم و مسمی با هم مطابقه دارند و یا به اشارت؛ یعنی القای معانی، بدون گفتن آنها میسور می‌گردد.
“گفتن در عین نگفتن و نگفتن در عین گفتن”(۱۲) آنچه در معانی عرفانی آمده، با واژه‌ها بیان نمی‌شود، زیرا الفاظ رایج برای آن دسته از معانی وضع شده که بشر از راه حواس با آنها آشنا گردیده و به خاطر همین است که شیخ محمود شبستری گفته:
معانی هرگز اندر حرف ناید
که بحر بیکران در ظرف ناید(۱۳)
بنابراین زبان برخاسته از نیازهای محدود عقل و اندیشه، در انتقال مفاهیم این حوزه کارایی لازم را داشته، ا ما در شرح و تفسیر تجارب عرفانی ناتوان است؛ زیرا اصلی‌ترین تفاوت این دو زبان، تفاوت ماهویی حقایق آن دو است.
هر زبانی قطعا براساس نیازهای زندگی روزمره مردم به وجود آمده است. بنابراین کارایی اصلی آن نیز در رفع این‌گونه نیازها خواهد بود. در عالم برای انتقال مفاهیم و تفهیم و تفاهم، چیزی جز زبان معمولی و روزمره وجود ندارد. ما نخست تصوری از یک شی خارجی در اندیشه خود داریم. آنگاه در صورت لزوم، با لفظ خاصی که در مقابل آن معنی وضع کرده‌ایم، به تعبیر از آن می‌پردازیم. اما در حوزه معارف، مشکل ما علاوه بر نداشتن لفظ ایجاد ارتباط مابین لفظ و معنی است زیرا تجارب عرفانی از نوع مسائل روزمره زندگی ما نبوده و اساسا حوزه عقل و اندیشه ما، توان درک آن را ندارد.
تجربه‌های عرفانی در قلمرو و رای عقل و اندیشه معمولی ما تحقق می‌پذیرد. حقایق عرفانی حقایقی هستند که به‌طور صریح و مستقیم قابل بیان نمی‌باشند و جز با الفاظ متشابه قابل تعبیر نیستند. از نظر استاد مطهری رمز گفتن‌ها یا به خاطر بهتر رساندن پیام‌‌ها بوده و یا به خاطر کوتاهی الفاظ بشر از افاده معانی موردنظر.(۱۴) صاحب شرح التصرف هم می‌نویسد: هر گروهی از خلق که در صناعتی حذافت دارند به رموز در آن صناعت سخن گویند که دیگران به بیان بسیارآن را فهم نکنند.(۱۵) در زبان عرفانی، بیان حقایق تنها از طریق رمز و تمثیل صورت می‌پذیرد. عین القضات همدانی می‌گوید:” تو چه دانی ای عزیز که این شاهد کدام است و زلف شاهد چیست و خط و خال کدام است؟‌مرد رونده را مقام‌ها و معانی‌هاست که چون آن را در عالم صورت و جسمانیت عرض کنی و بدان خیال انس گیری و یادگار کنی جز در کسوت حروف و عبارات، شاهد و خط و خال و زلف نتوان گفت:(۱۶) یعنی باید با زبان خاصشان آشنا شد تا پی به مقصودشان برد. زیرا زبان آنها سرشار از کنایات و رموز و استعارات پیچیده و مخصوص است.
مشکل فهمیدن زبان آنان حتی برای سالکان طریقت هم بوده. امیرحسین حسینی هروی از شیخ محمود شبستری می‌پرسد که:
چه خواهد مرد معنی زان عبارت
که دارد سوی چشم و لب اشارت
چه جوید از رخ و زلف و خط و خال
کسی کاندر مقامات است و احوال(۱۷)
و شیخ جواب می‌دهد که:
هر آن چیزی که در عالم عیان است
چو عکسی زآفتاب آن جهان است
ندارد عالم معنی نهایت
کجا بیند مرو را چشم غایت
چو اهل دل کند تفسیر معنی
به مانندی کند تعبیر معنی
که محسوسات از آن عالم چو سایه است
که این چون طفل و آن مانند دایه است
بگفتم وضع الفاظ و معانی
تو را سربسته گر خواهی بدانی
نظرکن در معانی سوی غایت
لوازم را یکایک کن رعایت
به وجه خاص از آن تشبیه می‌کن
زدیگر وجه‌ها تنزیه می‌کن(۱۸)
مولوی هم می‌گوید:
چون صفیری بشنوی از مرغ حق
ظاهرش را یادگیری چون سبق
وآنگی از خود قیاساتی کنی
مر خیال محض را ذاتی کنی
اصطلاحاتی است مر ابدال را
که از آن نبود خبر غفال را(۱۹)
هاتف اصفهانی نیز می‌گوید:
هاتف از ارباب موقت که گهی
مست خوانندشان و گه هشیار
از می و بزم و ساقی و مطرب
وزمغ و دیر و شاهد و زنار
قصد ایشان نهفته اسراری است
که به ایما کنند گاه اظهار(۲۰)
بسیاری از بزرگان متقی ما از این اصطلاحات برای بروز احساسات کنه و ضمیر خود بهره‌ها گرفته‌اند. شیخ بهایی می‌گوید:
... رخ بر رخ دلبران نهادیم
لحن خوش مطربان شنیدیم
درباغ جمال ماهرویان
ریحان و گل و بنفشه چیدیم...(۲۱)
حاج ملاهادی سبزواری:
دهید شیشه صهبای سالخورده به دستم
کنون که شیشه تقوای چندساله شکستم
حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی:
دهن آن است تو داری که چه شیرین دهن است
منبع آب حیات است و به نام دهن است
نرگس دیده روح قدس از شش جهتش
مات آن طره مشکین شکن در شکن است
و اینک با کفایت بحث مقدماتی، تنها تعدادی از واژگان عرفانی دیوان امام را که در غزل آغازین این مقاله آمده توضیح می‌دهیم؛
۱) ساقی: فیض رساننده مطلق است. مولاعلی(ع) مرشد کامل
ساغری از دست ساقی گیر و دل بر کن زهستی
بر شود از قید هستی آن که فکر جان نبودی(۲۲)
۲) میخانه: باطن عارف کامل است که در آن شوق و ذوق و عوارف الهیه بسیار باشد. عالم لاهوت.
اگر دل بسته‌ای بر عشق جانان، جای خالی کن
که این میخانه هرگز نیست جز ماوای بی‌دل‌ها(۲۳)
۳) زلف: صفت قهریه حق. کنایه از مرتبت امکانیه از کلیات و جزئیات و معقولات و محسوسات و ارواح و اجسام و جواهر و اعراض.
در صید عارفان و زهستی رمیدگان
زلف چو دام و خال لبت همچو دانه است(۲۴)
۴) ساغر: دل عارف است که آن را خمخانه و میخانه و میکده هم گویند. چیزی که در آن مشاهده انوار غیبی شود.
در میخانه به رویم بگشوده است حریف
ساغری از کف خود بازده ای لاله عذار(۲۵)
۵) می: غلبات عشق: ذوقی که از دل سالک برآید و او را خوشوقت گرداند. فیض الهی که شامل پوینده راه حق می‌گردد و سکر معرفت است که اهل طریق را دست دهد.
جرعه‌ای می‌خواهم از جام تو تا بیهوش گردم
هوشمند از لذت این جرعه می بی‌نصیب است(۲۶)
۶) بت: مطلوب و مقصود و معشوق را گویند که خدای باشد یا مراد سالک.
جام می ده که در آغوش بتی جا دارم
که از آن، جایزه به یوسف کنعان بدهم(۲۷)

رضا فلاح
مدرس دانشگاه
پی‌نوشتها:
-۱ دیوان حضرت امام(ره)، صفحه ۱۷۱
-۲ رساله امام، مسئله ۱۱۱
-۳ قرآن، سوره مائده آیه :۹۰ یا ایها الذین امنوا انما الخمرو المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان.
-۴ الصلوه نور عین. الصلوه عمود الدین. الصلوه قربان کل تقی. نهج الفصاحه
-۵ تلک آیات القرآن و کتاب مبین. هدی و بشری للمومنین. الذین یقیمون الصلوه...نمل آیه -۳ الم. ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین. الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوه...بقره آیه ۳
-۶ رساله امام، مسئله ۲۰۳۶
-۷ رساله امام، مسئله ۲۴۳۴ و ۲۴۳۳
-۸ قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و... سوره نور آیه ۳۰
فالمتقون فیها هم اهل الفضائل منطقهم الصواب و ملبسهم الاقتصاد و مسیهم التواضع، غضوا ابصارهم عما حرم الله علیهم، نهج‌البلاغه، خطبه ۱۹۳
-۹ رساله امام، مسئله ۲۴۳۵
-۱۰ حضرت امام معتقد بودند که پوشش زن نباید مفسده‌انگیز باشد و نباید برجستگی‌های بدن را نمایان کند. (پا به پای آفتاب)
-۱۱ گزیده اشعار از سری شاهکارهای ادب فارسی، اولین قصیده
-۱۲ عرفان نظری، یحیی یثربی، ص ۵۷۶
-۱۳ گلشن راز، ص ۱۵
-۱۴ تماشاگه راز، چاپ اول، ص ۱۲۸
-۱۵ اسماعیل‌بن محمد مستملی، شرح التصرف، ج۱، ص ۱۰۴
-۱۶ عین القضات همدانی، تمهیدات، ص ۲۹
-۱۷ همان، ص ۷۱
-۱۸ همان، همان ص
-۱۹ مثنوی معنوی، دفتر اول، از بیت ۳۴۷۹ به بعد
-۲۰ هاتف اصفهانی، دیوان اشعار، ص ۷
-۲۱ کلیات اشعار و آثار، شیخ بهایی ص ۱۲۶
-۲۲ دیوان، ص ۱۸۰
-۲۳ همان، ص ۴۶
-۲۴ همان، ص ۶۱
-۲۵ همان، ص ۱۲۳
-۲۶ همان، ص ۵۱
-۲۷ همان، ص ۱۶۲

منبع : روزنامه رسالت

مطالب مرتبط

سپهری شاعری خطرناک

سپهری شاعری خطرناک
زمانی كه نادر نادرپور سرپرستی گروه ادب امروز رادیو تلویزیون را به عهده داشت، مرا هم به همكاری دعوت كرد. یك شب در خانه نادرپور بودم. هشت كتاب سپهری تازه درآمده بود. اولین بار بود كه همه اشعار یك شاعر نوپرداز در كتابی منتشر می شد. نادرپور از این كار سپهری خیلی خوشش آمده بود و می گفت كاش كتاب من هم این طوری دربیاید. از من خواست كتاب را در برنامه «كتاب روز» رادیو معرفی كنم. مسئول این برنامه ابتدا حسین منزوی و بعداً احمد كسیلا بود. من مطلبی درباره هشت كتاب نوشتم.
نادرپور آن را خواند و گفت با خیلی از حرف هایت موافقم، اما اجازه بده این مطلب پخش نشود، چون سهراب دوست من است و آدم حساس و زودرنجی هم هست. نوشته ای را كه می خوانید، همان مطلب است كه تقریباً بعد از سی سال برای اولین بار به جای پخش از رادیو، چاپ می شود. تاریخ نگارش مطلب ۱۸/۵/۱۳۵۶ است. یعنی همان سال انتشار هشت كتاب. آن موقع من جوانی سی ساله بودم. جسارت ها و خامی های مرا می بخشید. البته من حالا این طوری فكر نمی كنم.
● هشت كتاب
▪ كلیات اشعار سهراب سپهری
▪ ناشر: كتابخانه طهوری
سهراب سپهری و فروغ فرخ زاد، از خطرناك ترین شاعران امروزند! سهراب سپهری برای شاعرها خطرناك است و فروغ فرخ زاد برای شاعره ها. شعر شاعران جوان امروز را بیش از هر شاعری شعر این دو شاعر تهدید می كند.
شاعر جوان بخت برگشته ای ممكن است اصلاً اشعار سپهری را نخوانده باشد، اما وقتی منتقد ادبی، شعرش را می شنود، می گوید تحت تاثیر زبان سپهری هستی! و شاعر جوان برای اینكه این وصله به او نچسبد، مجبور است راه طبیعی خود را فراموش كند و دنبال زبانی بگردد كه به هیچ كس شبیه نباشد. به همین دلیل شروع می كند به بندبازی با كلمات.
به طوری كه حرف هایش برای خودش هم نامفهوم می شود! اگر شاعران جوان می كوشند كه از زیر تاثیر سپهری درآیند، سپهری خودش اسیر خودش است و نمی تواند از زیر نفوذ شعر خودش درآید! بهتر است به جای هرگونه مقدمه چینی هشت كتاب سپهری را ورق بزنیم و مسیر شعری او را بررسی كنیم.هشت كتاب نفیس ترین كتاب شعر امروز است و اولین كتابی است كه دربرگیرنده همه اشعار یك شاعر نوپرداز است. انتشارات طهوری كارش قابل تحسین است، اگرچه روی كتاب قیمت نزده است، گویا به هزار ریال آن را می فروشد. ای كاش چنین كلیاتی از شاعران دیگر نیز منتشر شود. با در دست داشتن چنین مجموعه ای خیلی خوب می توان كار یك شاعر را نقد و بررسی كرد. سهراب سپهری در هشت كتاب به ترتیب تاریخ جلو رفته است. اولین كتابش «مرگ رنگ» نام دارد و ۲۶ سال پیش چاپ شده است. در این كتاب، سپهری در آغاز راه است و زبانش شكل پیدا نكرده. و شعرش شبیه شعر بیشتر شاعران آن زمان است و در قالب چارپاره:
نقش هایی كه كشیدم در روز،
شب ز راه آمد و با دود اندود
طرح هایی كه فكندم در شب،
روز پیدا شد و با پنبه زدود
دیرگاهی ست كه چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است
جنبشی نیست در این خاموشی:
دست ها، پاها در قیر شب است
دو بندی كه خوانده شد از اولین شعر كتاب «مرگ رنگ» بود و نشان می دهد كه شاعر از دیرباز با نقاشی و تصویرسازی الفتی داشته است. در شعرهای كتاب «مرگ رنگ»، رنگی هم از اجتماع دیده می شود:
دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به گیسوی سحر
خویش را از ساحل افكندم در آب
لیك از ژرفای دریا بی خبر
سهراب سپهری غزل سرایی نكرده است، اما در اولین كتابش غزلی دارد در قالبی نو. درست مثل «غزل درخت» سیاوش كسرایی كه در آن، هم ردیف هست و هم قافیه و هم مصرع ها كوتاه و بلند شده اند. نام شعر «سپیده» است و گویی یكی از تابلوهای نقاشی سپهری است:
در دور دست
قویی پریده بی گاه از خواب
شوید غبار نیل زبال و پر سپید.
لب های جویبار
لبریز موج زمزمه در بستر سپید.
در هم دویده سایه و روشن
لغزان میان خرمن دوده
شبتاب می فروزد در آذر سپید.
همپای رقص نازك نی زار
مرداب می گشاید چشم تر سپید
خطی ز نور روی سیاهی است:
گویی بر آبنوس درخشد زر سپید.
دیوار سایه ها شده ویران
دست نگاه در افق دور
كاخی بلند ساخته با مرمر سپید.
سپهری كه امروز خیلی از شاعران تحت تاثیر زبان اویند، خودش هم زمانی تحت تاثیر زبان نیما بوده است. شعر «مرغ معما» این تاثیر را نشان می دهد:
دیرزمانی ست روی شاخه این بید
مرغی بنشسته كو به رنگ معماست
نیست هماهنگ او صدایی، رنگی.
چون من در این دیار، تنها، تنهاست.
تاثیر نیما در شعر «روشن شب» بیشتر به چشم می خورد. یك تكه از این شعر را می شنوید:
روشن است آتش درون شب
وز پس دودش
طرحی از ویرانه های دور
گر به گوش آید صدایی خشك
استخوان مرده می لغزد درون گور.
دیرگاهی ماند اجاقم سرد
و چراغم بی نصیب از نور
كه یادآور آن شعر نیما است كه می گوید:
بر مسیر خامش جنگل
مانده از شب های دورادور
سنگچینی از اجاقی خرد
در اولین كتاب شعر سهراب سپهری از عرفان گرایی خبری نیست و شعرها رنگ اجتماعی دارد و شاعر هنوز خود را نیافته است. شعرهای «دنگ»، «نایاب»، «مرگ رنگ»، «دریا و مرد»، «نقش» و «سرگذشت» رنگی تند از نیما دارند. مخصوصاً این تكه از سرگذشت:
صبح آن شب، كه به دریا موجی
تن نمی كوفت به موجی دیگر،
چشم ماهی گیران دید
قایقی را به ره آب كه داشت
بر لب از حادثه تلخ شب پیش خبر
پس كشاندند سوی ساحل خواب آلودش
به همان جای كه هست
در همین لحظه غمناك بجا
و به نزدیكی و
می خروشد دریا
وز ره دور فرا می رسد آن موج كه می گوید باز
از شبی توفانی
داستانی نه دراز.
كتاب «مرگ رنگ» بیست و دو شعر دارد.
بعد می رسیم به كتاب «زندگی خواب ها» كه بیست و چهار سال پیش به چاپ رسیده است و پانزده شعر دارد. سهراب سپهری در این كتاب انگار خواسته است خود را از زیر نفوذ نیما برهاند. او حتی وزن نیمایی را كنار گذاشته است و شعرهایش در «زندگی خواب ها» وزنی خاص دارد. سپهری در این كتاب یك پله بالاتر می رود و كم كم به خودش نزدیك می شود. «فانوس خیس» شعری از این كتاب است كه تكه ای از آن را می شنوید (و حالا می خوانید!):
روی علف ها چكیده ام
من شبنم خواب آلود یك ستاره ام
كه روی علف های تاریكی چكیده ام
جایم اینجا نبود.
نجوای نمناك علف ها را می شنوم
جایم اینجا نبود.
فانوس
در گهواره خروشان دریا شست وشو می كند.
كجا می رود این فانوس.
این فانوس دریاپرست پرعطش مست؟
شعر معروف «لولوی شیشه ها» كه بارها آن را در جنگ های شعر امروز خوانده ایم، در همین كتاب است كه چنین آغازی دارد:
در این اتاق تهی پیكر
انسان مه آلود!
نگاهت به حلقه كدام در آویخته؟
بعد كتاب «آوار آفتاب» است كه شانزده سال پیش چاپ شده است. بیشتر شعرهای كتاب «آوار آفتاب» وزنی خاص دارند و گویی ادامه شعرهای كتاب قبلی هستند.
سپهری از نیما كه دور می شود، خودش را پیدا می كند و خودش را كه پیدا كرد، دوباره به طرف نیما می رود و عروض نیمایی. در كتاب «آوار آفتاب» دوباره شعرهایی به وزن نیمایی گفته اما زبانش دیگر زبان نیما نیست:
شبنم مهتاب می بارد
دشت سرشار از بخار آبی گل های نیلوفر
می درخشد روی خاك آیینه ای بی طرح.
مرز می لغزد ز روی دست.
من كجا لغزیده ام در خواب؟
مانده سرگردان نگاهم در شب آرام آیینه.
برگ تصویری نمی افتد در این مرداب.
سپهری در آوار آفتاب تصویرها و فضاهای تازه ای دارد، مثل این:
دستم را به سراسر شب كشیدم،
زمزمه نیایش در بیداری انگشتانم تراوید.
كه یادآور دست كشیدن فروغ فرخ زاد است بر پوست كشیده شب.
و یا این سخن از سپهری:
و سرانجام
در آهنگ مه آلود نیایش ترا گم كردم.
كه یادآور «مه سنگین اوراد سحرگاهی» فروغ است با توجه به اینكه فروغ این شعرها را پس از سپهری گفته است.
در آوار آفتاب، با چنین تصویرهایی روبه رو هستیم:
از آتش لب هایش، جرقه لبخندی پرید
در هوای دوگانگی تازگی چهره ها پژمرد
بیایید از سایه روشن برویم
بر لب شبنم بایستیم، در برگ فرود آئیم.
صبح از سفال آسمان می تراود
بی اشك، چشمان تو ناتمام است. نمناكی جنگل نارساست.
سپهری در آوار آفتاب كم كم به عرفان می گراید:
من به خاك آمدم و بنده شدم
تو بالا رفتی و خدا شدی.
آوار آفتاب سی و دو شعر دارد. بعد از آوار آفتاب، «شرق اندوه» است كه شانزده سال پیش چاپ شده است یعنی همان سال كه آوار آفتاب چاپ شد.شاعر توضیح می دهد كه شعرهای آوار آفتاب سه سال پیش برای چاپ آماده بوده است، كه اگر این توضیح را هم نمی داد، فضا و بیان شعرها، تقدم زمانی آن را نسبت به شرق اندوه نشان می داد. كتاب «شرق اندوه» بیست و پنج شعر دارد. سپهری همیشه در كتاب هایش یكدستی را حفظ كرده است و این یكدست بودن در كتاب شرق اندوه بیش از همه كتاب هایش است. تمام شعرهای این كتاب در یك وزن است. یك وزن عروضی خاص كه سپهری با آن بازی كرده است.
شاعر كه در شعرهای آزادش به ردیف و قافیه چندان توجهی ندارد، در بیشتر شعرهای این كتاب به ردیف و قافیه رو كرده است:
می رویید در جنگل. خاموشی رویا بود
شبنم ها بر جا بود.
درها باز، چشم تماشا باز، چشم تماشا تر، و خدا در
هر... آیا بود؟
خورشیدی در هر مشت. بام نگه بالا بود
می بویید، گل وا بود؟ بوییدن بی ما بود: زیبا بود.
تنهایی، تنها بود
ناپیدا، پیدا بود
«او» آنجا، آنجا بود.
«شرق اندوه» از بهترین كتاب های شعر سپهری است. حسن او این است كه در هر كتاب گامی به جلو برداشته است و در هر كتاب زبانی تازه داشته است.
«صدای پای آب» بهترین منظومه سهراب سپهری است كه دوازده سال پیش در گاهنامه ادبی آرش چاپ شد و در كلیات سپهری كتاب به حساب آمده است. سپهری در این منظومه از زبان محاوره به طور معجزه آسایی استفاده كرده است. شعرش مثل حرف زدن شده است. به همان راحتی و روانی:
اهل كاشانم
روزگارم بد نیست
تكه نانی دارم
خرده هوشی، سر سوزن ذوقی
مادری دارم
بهتر از برگ درخت
دوستانی، بهتر از آب روان
با همین منظومه، سپهری به عنوان شاعری مستقل شناخته می شود. شاعر، در صدای پای آب به اوج شعر رسیده است و شعر آنقدر معروف است كه نیازی نمی بینیم تا قسمتی از آن در اینجا خوانده شود.«مسافر» نام منظومه دیگری از سپهری است كه یازده سال پیش در گاهنامه آرش چاپ شد. این منظومه، نوعی سفرنامه است و زبانی روان و راحت دارد، اما به پای صدای پای آب نمی رسد.حالا می رسیم به معروف ترین كتاب سپهری. به حجم سبز، كه سال ها نایاب بود و مشتاقان شعر به دنبالش بودند. «حجم سبز» ده سال پیش منتشر شد. هر شاعری معمولاً با یك كتاب بیشتر شناخته می شود. مثلاً احمد شاملو با «هوای تازه»، منوچهر آتشی با «آهنگ دیگر»، فروغ فرخ زاد با «تولدی دیگر» و یدالله رویایی با «شعرهای دریایی». سپهری هم شناخته شده ترین كتابش «حجم سبز» است. اوج كارهای سپهری را در این كتاب می توان یافت. حجم سبز، خیلی از شاعران امروز را تحت تاثیر قرار داد.
حتی خود سپهری را! سپهری كه در هر كتاب گامی به جلو می نهاد و از قالب كتاب قبلی درمی آمد، در آخرین كتابش درجا زده است. تحت تاثیر خود بودن، خطرناك تر از تحت تاثیر دیگران بودن است. تحت تاثیر دیگران بودن، نوعی حركت است، اما تحت تاثیر خود بودن معنایی جز سكون ندارد. «ما هیچ، ما نگاه» آخرین كتاب سهراب سپهری است كه چهارده شعر دارد یعنی سپهری در طول این ده سال چهارده شعر گفته است. «ما هیچ، ما نگاه» هم از نظر كمیت و هم از نظر كیفیت، برای سهراب سپهری توقف است. اگرچه گهگاه روانی و سادگی و طنز «حجم سبز» را داشته باشد. خدا كند كتاب آخر سپهری تتمه حجم سبز باشد و كتاب آینده او طرحی دیگر داشته باشد. با شعری از كتاب «ما هیچ، ما نگاه» به برنامه امروز پایان می دهیم:
تنهای منظره
كاج های زیادی بلند.
زاغ های زیادی سیاه.
آسمان به اندازه آبی.
سنگچین ها، تماشا، تجرد.
كوچه باغ فرارفته تا هیچ.
ناودان مزین به گنجشك.
آفتاب صریح.
خاك خوشنود.
چشم تا كار می كرد
هوش پاییز بود.
ای عجیب قشنگ!
با نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل خوابی پر از لكنت سبز یك باغ،
چشم هایی شبیه حیای مشبك،
پلك هایی مردد
مثل انگشت های پریشان خواب مسافر!
زیر بیداری بیدهای لب رود
انس
مثل یك مشت خاكستر محرمانه
روی گرمای ادراك پاشیده می شد.
فكر
آهسته بود.
آرزو دور بود.
مثل مرغی كه روی درخت حكایت بخواند.
در كجاهای پاییزهایی كه خواهند آمد
یك دهان مشجر
از سفرهای خوب
حرف خواهد زد؟

وبگردی
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!