پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ / Thursday, 18 January, 2018

مفهوم شناسی کنز در قرآن


مفهوم شناسی کنز در قرآن
نگرش انسان سازی که در آثار معنوی عالمان ربانی و کاملاً روحانی به چشم می خورد، منطبق نمودن آیات فقهی و اجتماعی قرآن کریم با مفاهیم معنوی و حقایق ژرف عرفانی است؛ به بیان دیگر، عرفان اصیل اسلامی در تمامی آیات قرآن جلوه ای دلگشا دارد و احکام شرع مقدس و لطایف عرفان ناب به زیبایی تمام درهم تنیده اند و لازم و ملزوم یکدیگرند؛ آن یک، سرای دنیا را براساس قوانین الهی بنا می کند و این یک، سرای آخرت را بر مبنای عقاید حقه می سازد. آری، شریعت، مزرعه حاصل خیزی است که بذر معارف را به نیکویی در خود می پرورد و سعادت دنیا و آخرت را به انسان ارزانی می دارد.
اساسا یکی از ابعاد اعجازگونه قرآن کریم، هماهنگی و همسویی ظاهر و باطن آیات آن است؛ چنان که در اندیشه متعالی اهل معرفت، نشانه حقانیت تاویل و برداشت های معنوی از آیات، هماهنگی آن با تفسیر و احکام ظاهری آیات می باشد۱. در این نوشتار، کوشیده ایم تا آیه ۳۴ و ۳۵ سوره مبارکه توبه (آیه کنز) را از این منظر(۲) بکاویم و لطایف ظاهری و باطنی مفهوم «کنز» را با توجه به آرای معرفتی مرحوم آیت الله شاه آبادی(ره) به تصویر کشیم.
اینک مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:
● مفهوم لغوی و فقهی کنز
«کنز» در لغت به معنای گنجینه است. ۳ در قاموس قرآن آمده است که مراد از «کنز»، گنج و مال اندوخته است۴. از نظر فقهی نیز به هر مالی که حقوق الهی آن، همچون زکات، پرداخت نشده باشد، «کنز» می گویند۵. صاحب بیان المعانی در این باره نوشته است: «همانا خداوند چنین مالی را کنز (گنج) نامید؛ زیرا صاحبان آن، حق الهی را در مورد آن ادا نکردند. هر مالی که چنین باشد، کنز (گنج) نامیده می شود.»۶
تفسیر رهنما نیز در این باره آورده است: «و برای آن، اموال ایشان را کنز خواند که زکات آن ها را نداده بودند و در راه خیر نفقه نمی کردند.»۷ و یا در حدیث نبوی می خوانیم: «کل مال یؤدی زکاته فلیس بکنز؛۸ هر مالی که زکاتش پرداخت شود، گنج نیست.»
از امام صادق(ع) نیز روایت شده است: «زمانی که قائم ما قیام کند، بر هر صاحب مالی، استفاده از اموال پنهانش (کنز» را حرام می کند، مگر این که آن را آشکار سازد (در معرض استفاده دیگران قرار دهد و واجبات آن را بپردازد). پس آن حضرت از این اموال در راه مبارزه با دشمنانش بهره می برد. و این، همان کلام حق تعالی است که در کتاب خویش فرموده: و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (ذخیره و پنهان) می سازند و در راه خدا انفاق نمی کنند، پس آنان را به مجازاتی دردناک بشارت ده.»۹
بنابراین، قرآن کریم و روایات شریف اسلامی بر حرمت گنجینه ساختن یا پنهان نمودن طلا و نقره و یا هر مالی که حقوق الهی در آن وجود دارد و باید آن را ادا کرد، دلالت دارند و به انفاق آن ها در راه خدا دستور داده اند۱۰. پس آن که دل به محبت اموال دنیا بسپارد و قلب خویشتن را از تعلق زر و سیم پر سازد و از پرداخت حقوق واجب الهی همچون خمس و زکات سر باز زند و از انفاق و کمک به محرومان و مستمندان جامعه روی گرداند، در سرای آخرت به جای همنشینی با نیکان و صالحان در جنت نعیم مقربین، همنشین همان چیزی خواهد شد که در دنیا دل به محبت آن بسته بود و این گونه، رنگ سعادت را نخواهد دید و اموال و ثروت دنیا که وسیله آزمایش بندگان و ابزار نیل به سعادت دنیوی و اخروی است، موجبات هلاکت و شقاوت او را فراهم خواهد ساخت. رسول خدا(ص) فرمود: «طلا و نقره، پیشینیان شما را به هلاکت افکند و این دو، هلاک کننده شما نیز هست»۱۱.
از این رو، آیت قرآنی «قد أفلح من تزکی؛ پس رستگار آن بود که از مال خود ببخشد»۱۲، برای کسی مصداق خواهد یافت که اموال خویشتن را به برکت انفاق در راه خدا و ادای دیون الهی، پاک و تطهیر نموده است. بدیهی است وقتی مال انسان طهارت یافت، اساسی ترین امر زندگی او اصلاح شده و در واقع، زیربنای یک زندگی سالم و معنوی پی ریزی گردیده است. قرآن کریم تصریح می کند که پرداخت حقوق مالی و انفاق در راه حق تعالی، سعادت انسان را تضمین می کند و منظور آیه فوق (قد أفلح من تزکی) سعادت در دنیا و آخرت است.
● مفهوم شناسی عرفانی کنز از منظر آیت الله شاه آبادی
آیت الله شاه آبادی، استاد عرفان حضرت امام خمینی(س)، در کتاب گرانقدر خویش، شذرات المعارف، با استفاده از آیات و روایات به توضیح یک حدیث قدسی پرداخته اند. در این روایت نبوی، حق تعالی فرموده است: «کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکی أعرف؛۱۳ من گنج پنهان بودم. دوست داشتم که آشکار شوم. پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم.» مرحوم شاه آبادی(س) از حدیث قدسی مذکور ده اشاره لطیف عرفانی برداشت نموده اند۱۴ که به تناسب بحث، برخی از اشارات ایشان را بررسی می کنیم.
در اندیشه معنوی این فقیه عارف پیشه، ذات حق تعالی عین دارایی است (والله الغنی و أنتم الفقراء)۱۵ و دارایی او به نحو بساطت است. از این دارایی بسیط، به گنج (کنز) تعبیر شده است. از این رو، مراد از «کنز» در حدیث قدسی، دارایی و غنای حق تعالی به شکل بساطت و مطلق است؛ یعنی خداوند در غنا و دارایی خویش به کسی یا چیزی متکی نیست و بالذات، غنی و بی نیاز است.
ایشان در تبیین ویژگی «مخفی» بودن این کنز می نگارد: «حق متعال از جهت وحدت و دوری از کثرت، مخفی است و آنچه باعث شد این گنج نهفته تجلی نماید، حب ذات به شناخته شدن در آینه وجود بود و مقصود اصلی حق نیز، استظهار یا اظهار کمال و جمال خود بوده است.»
در پایان، ایشان اشارات مذکور را بر بحث (شکر حق ذات خود را» تطبیق می دهد؛ چه این که شکر به بیان قرآنی «والله شکور حلیم»،۱۶ از صفات الهی است و حق تعالی آن صفت را به بندگان خویش نیز موهبت نموده تا متخلق به صفت شکر گردند۱۷.
مرحوم شاه آبادی(س) در ادامه تبیین این روایت شریف می فرماید: «کنت کنزاً مخفیاً، بیانگر علم حق است به دارایی ذاتی و اسمایی خود، و فأحببت أن أعرف، نشانگر حب ذات است به ظاهر ساختن کمالات خویش، و فخلقت الخلق لکی أعرف، دلالت بر ثنای حق می کند بر دارایی خود که این ثنا، همان عطا و فیض و ظهور و اظهار کمالات خویش است و این، معنای شکرگذاری حق است.»
ایشان بعد از بیان این حقایق نغز می فرماید: «و ا ز این جا معلوم می شود که ثنای دارایی، دهندگی است. پس چون غنی قیام به دهندگی کند، ثنای دارایی نموده و متخلق به خلق حق باشد و مظهر او گردد و هرگاه قیام به عطا نکند، کفران دارایی نموده است، و الزم عطایا، قیام به واجبات مالی و دادن حقوق الهی است.»۱۸
در فراز پایانی این سخن ایشان روایت قدسی مزبور را که آکنده از لطایف عرفانی است، به یک موضوع فقهی همچون پرداخت واجبات مالی و ادای حقوق الهی در اموال مرتبط می سازد و بخشندگی و پرداخت دیون مالی را نشانه تخلق انسان به خلق و خوی خداوند می داند؛ به بیان دیگر، اگر آدمی می خواهد آینه دار گنج الهی و مظهر اسما و صفات حق تعالی باشد، باید شکر دارایی خویش را با عطا و بخشش به جای آورد.
قرآن کریم در وصف کسانی که دیگران را از مواهب الهی و دارایی خود محروم می سازند و در واقع، کفران نعمت حق می کنند، می فرماید: «ولا یحسبن الذین یبخلون بما اتاهم الله من فضله هو خیرا لهم بل هو شر لهم سیطوقون ما بخلوا به یوم القیامه و لله میراث السماوات و الارض والله بما تعملون خبیر؛۱۹ و کسانی را که زر و سیم می اندوزند و در راه خدا انفاق نمی کنند، به عذابی دردناک نوید ده. روزی که آن را در آتش دوزخ سرخ کنند و پیشانی و پهلو و پشتشان را با آن داغ نهند ]و گویند:[ این است آنچه برای خود می اندوختید، پس بچشید آنچه را که می اندوختید.»
اما همین مال، اگر در مسیر انفاق به نیازمندان مصروف گردد و واجبات الهی اش پرداخت شود، وسیله سعادت آدمی می شود؛ «قد افلح من تزکی؛ پس رستگار آن بود که از مال خود بخشد.» به همین جهت است که آیت الله شاه آبادی(س) مقصود از حقیقت کنز را با توجه به روایات این باب، حب قلبی به دنیا و تعلق به زخارف آن می دانند که مراتب مختلف یا شدت و ضعف دارد. همین حب قلبی است که منشأ معاصی و یا ترک واجبات مالی می گردد۲۰ و در این اکتناز قلبی (محبت و تعلق قلبی به مال و منال دنیا)، تفاوتی میان ثروتمند و فقیر نیست. از این رو، دارای غیر محب (ثروتمند وارسته از مال دنیا)، مکتنز نیست، همچون بانوی بزرگ اسلام، حضرت خدیجه(س)؛ اما فقیر محب (مستمند وابسته به مال دنیا)، مکتنز است.
در اعتقاد آیت الله شاه آبادی بر انسان که شایستگی مقام خلیفه اللهی را دارد، بایسته است که به جای اکتناز مال، به اکتناز (محبت قلبی) حضرت رحمان و اولیای بزرگوارش همت گمارد۲۱ و بداند که چنانچه در این سرای فانی، اموال خویش را صرفاً وسیله وجاهت و آسایش خود قرار دهد، در آن سرای باقی که «یوم تبلی السرائر»۲۲ است، با داغ شدن پیشانی اش مفتضح می شود و با داغ شدن پهلو و پشت، از او سلب آسایش و راحتی می گردد؛ ۲۳ چنان که در آیه ۳۵ توبه آمده است: «... روزی که آن (زر و سیم) را در آتش دوزخ سرخ کنند و پیشانی و پهلو و پشتشان را با آن داغ کرده ]و گویند:[ این است آنچه برای خود می اندوختید. پس بچشید آنچه را که می اندوختید.»
به اشارت لطیف روایت نبوی «حفت الجنه بالمکاره و حفت النار بالشهوات»،۲۴ کسی که در این سراچه ظاهری و عالم شهود، به آسایش دنیوی و لذایذ فناپذیر آن دل خوش دارد و از پرداخت حقوق مالی خود عصیان ورزد، در سرای باطن و عالم غیب، گرفتار آتش دوزخ است و این عمل او به شکل اژدهایی جلوه می کند که اعضا و جوارحش را - که در دنیا سال ها از لذایذ اموال کنزی آمیخته با حقوق فقرا استفاده کرده بود- قطعه قطعه می سازد و در واقع، حقیقت این اکتناز مالی، آتشی است سوزنده که بر قلب اسیر و زنگار گرفته اش زبانه می کشد؛ «ویل لکل همزه لمزه ¤ الذی جمع مالا وعدده¤ یحسب ان ماله اخلده¤ کلا لینبذن فی الحطمه ¤ و ما ادراک ماالحطمه ¤ نارالله الموقده¤ التی تطلع علی الافئده ؛۲۵ وای بر هر بدگوی عیبجوی، آن که مالی فراهم کرد و بر شمرد، می پندارد که مالش او را جاوید کند، چنین نیست ] که می پندارد[؛ حتماً در آتشی شکننده افکنده شود. و تو چه می دانی آتش شکننده چیست؟ آتش برافروخته الهی است؛ آتشی که بر دل ها افتد و زبانه کشد.»
در روایت آمده است که وقتی محمدبن مسلم از امام صادق(ع) درباره معنای آیه «سیطوقون ما بخلو به یوم القیامه »۲۶ پرسید، حضرت در پاسخ فرمود: «هر کس از پرداخت زکات خودداری کند، خداوند این عمل او را به صورت اژدهایی از آتش، ظاهر سازد که بر گردن او قلاده گردد و گوشت او را پاره کند تا زمانی که از محاسبه فارغ شود. و این، همان معنای کلام خدای متعال است که فرمود، زود باشد که آنچه بخل ورزیده اند، در روز قیامت طوق گردنشان شود.»۲۷
در سطور فوق به وضوح مشاهده نمودید که عالم ربانی، حضرت آیت الله شاه آبادی(س) از یک حدیث قدسی که صبغه عرفانی و معنوی دارد، استفاده اجتماعی می کند و آن را با یک موضوع فقهی که پرداخت واجبات مالی مانند خمس و زکات است، مرتبط می سازد و این چنین، روح عرفان را در کالبد فقه و زندگی انسان می دمد و مسائل شرع مقدس را با حقایق عالم اعلا مرتبط می سازد.
آری، حق تعالی ذات غنی مطلق است و در کمال دارایی و غنا است و زیبایی ثروت، به دهندگی و بخشش آن است. از این رو، خداوند متعال علاوه بر این که غنی مطلق است، غنی ستوده و زیبا نیز هست؛ «و اعلموا ان الله غنی حمید»؛۲۸ یعنی ثروتمندی است که اهل بخشش و کرامت است؛ چرا که بخشندگی، زینت ثروت است۲۹. پس ثروتی از آلایش دنیا تطهیر می یابد که صاحب آن مال، زکات و خمس آن را داده باشد و یا به برکت صدقه در راه حق و حقیقت و صرف مشروع و معقول اموال خویش در راه خداوند، آن را تزکیه نموده باشد. همچنان که خداوند از کنز مخفی ظهور یافت تا در مرآت وجود، خود را بنمایاند و بشناساند، انسان نیز باید به منظور نیل به مرتبت خلیفه اللهی، اموال خویش را پنهان نسازد و آن را در معرض استفاده نیازمندان قرار دهد و پرده بخل و خودخواهی را از ثروت خود برگیرد و با اقتدا به ذات الهی آن را جلوه بخشد تا روح و روانش تزکیه یابد و در دنیا از لطف و عنایت ربوبی بهره مند شود و در آخرت از سعادت و رستگاری حظی وافر ببرد؛ چنان که بانوی بزرگ اسلام، حضرت خدیجه(س)، با مصرف ثروت خویش در راه اعتلای دین و معنویت و پاسداشت رسول مکرم اسلام(ص)، شرافت مادری برترین و بهترین زنان عالم، حضرت فاطمه اطهر(س) را نصیب خود نمود و والاترین گوهر هستی را در صدف وجود خویشتن پرورش داد.
همان گونه که حق تعالی به سبب اعطای کنز پنهان خویش و نمایان ساختن آن، شناخته گردید، از رهگذر انفاق اموال و بخشش و مجاهدت مالی در راه خدا و آشکار ساختن ثروت خویش برای محرومان و مستضعفان جامعه، می توان به نعمت معرفت نفس که همانا معرفت خدا است نایل شد و اساسا نشانه عارف واقعی آن است که نفس خود را شناخته و آن را از اسارت مادیات رها ساخته و از آلایش دنیا پاک نموده است؛ «العارف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها.»۳۰
به بیان دیگر، نتیجه بخشش، عرفان و معرفت است؛ حق تعالی در پرتو تجلیات و جلوه گری های کنز مخفی خویش، جمال و کمال خویش را در آینه وجود، خاصه در مرآت تمام نمای انسان کامل، به ظهور رساند تا شناخته شود و انسان نیز در سایه ایثار و بخشش اموال خویش، از زنگار هوا و هوس می رهد و آیینه قلبش از تیرگی حب الشهوات طهارت می یابد و حقیقت خلیفه اللهی را در وجود صیقل یافته خود به نظاره می نشیند و به زیور معرفت نفس مزین می گردد.
قرآن کریم، از یک سو، به انفاق اموال ظاهری و تطهیر آن دستور می دهد و این گونه، در اندیشه حل معضلات اجتماعی و بهبود وضع محرومان و نیازمندان جامعه در هر زمان و مکانی است و به مسلمانان نیز تعلیم می دهد که نسبت به وضع فقرا بی تفاوت نباشند و اموال خود را از طریق قانونی و شرعی در معرض استفاده نیازمندان و منافع عمومی قرار دهند و حقوق الهی موجود در دارایی خویش را بپردازند، و از سوی دیگر، در معنایی عمیق تر و آرمانی والاتر، از انسان به عنوان خلیفه الله می خواهد که اوصاف الهی خویش را ظهور دهد تا در پرتو مجاهدت به وسیله مال و نفس خویش، آینه دار گنج بی پایان ربوبی و مظهر اسما و صفات الهی شود.
آن که کنز دنیوی را پنهان نمی سازد و دل از تعلق به مال و منال دنیا می گسلد و آن را در معرض بهره مندی مستضعفان و فقیران جامعه قرار می دهد و دارایی خویش را در راه اعتلای دین و احیای کلمه الله به کار می گیرد، درواقع، اولین قدم سلوک الی الله را برداشته و از این فتنه یا ابتلای بزرگ پیروزمندانه بیرون آمده۳۱ و آن گاه توفیق آن را می یابد تا گنجینه ضمیرش که همان گوهر نفیس فطرت الله است، آشکار گردد و بر سریر خلیفه اللهی تکیه زند و به زیور کمال و جمال آراسته شود و آینه دار گنج الهی شود. چنین انسانی است که مصداقی روشن از روایت نبوی «فتخلقوا بأخلاق الله»۳۲ می گردد و خدیجه وار ثمرات روح فزای فاطمی را عاید اجتماع انسانی و اسلامی می سازد.
با توجه به آنچه گذشت می توان راز تقدم مجاهدت مالی را در قرآن بر مجاهدت نفسی دانست و اهمیت آن را به عنوان رمز گشایش ابواب باطنی انسان یادآور شد؛ زیرا محبت به دنیا، سرآمد تمام خطاها و گناهان است و آتشی است که همه نیکی ها را می سوزاند۳۳ و آن که دل به زخارف دنیا بسته، هیچ گاه نمی تواند دل به خدا و اولیای او بسپارد و جان خویش را در راه حق و حقیقت ایثار نماید؛ به دیگر سخن، بدون «سعی» در مسیر دشوار انفاق و ایثار اموال در راه خداوند، شایستگی نیل به مقام دلارای «صفا» و «مروت»، و نوشیدن از سرچشمه زلال «خیر» و «سعادت» حاصل نمی گردد و نشانه شیعیان و مومنان راستین، مجاهدت خالصانه مالی و جانی آنان در راه مستقیم پروردگارشان می باشد؛ «لکن الرسول والذین امنوا معه جاهدوا باموالهم و انفسهم و اولئک لهم الخیرات و اولئک هم المفلحون؛۳۴ ولی پیامبر و کسانی که به او ایمان آوردند، با اموال و جان هایشان جهاد کردند و همه نیکیها برای آن ها است و ایشان، همان رستگاران اند.»

علی نعیم الدین خانی
۱- تفسیر المحیط الاعظم و البحر الخضم، سیدحیدر آملی، ج ۱، ص ۲۳۲، ۲۳۸، ۲۳۹ و ۳۰۲؛ همان، ج ۲، ص .۵۱۴
۲- توبه ۳۴-.۳۵«ای کسانی که ایمان آوردید! بسیاری از دانشمندان یهود و راهیان، اموال مردم را به ناروا می خورند و ]آنان را[ از راه خدا باز می دارند و کسانی که زر و سیم را گنجینه می کنند و آن را در راه خدا هزینه نمی کنند، ایشان را به عذابی دردناک خبر ده! روزی که آن ]گنجینه[ ها در آتش دوزخ بگذارند و پیشانی و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ کنند ]و گویند:[ این است آنچه برای خود اندوختید. پس ]کیفر[ آنچه را می اندوختید، بچشید!
۳- فرهنگ ابجدی، ص .۸۵۶
۴- قاموس قرآن، ج ۶، ص .۱۵۰
۵- آیات الاحکام، استرآبادی، ج ۱، ص .۳۲۴
۶- بیان المعانی، ج ۲، ص .۲۶۷
۷- ترجمه و تفسیر رهنما، ج ۳، ص .۱۵۹
۸- بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۶۱، ح .۴
۹- الکافی، ج ۴، ص ۱۳۹، ج .۸
۱۰- ر.ک: تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص .۲۱۴
۱۱- کتاب الخصال، ج ۱، ص .۴۳ ح .۳۷
۱۲- اعلی۱۴.، ترجمه عاملی؛ ترجمه مشکینی؛ ترجمه خسروی.
۱۳- بحارالانوار، ج ۸۴، ص .۱۹۸
۱۴- ر.ک: شذرات المعارف، عارف حکیم آیت الله العظمی محمدعلی شاه آبادی، توضیح و تقریر: آیت الله نورالله شاه آبادی، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، ۱۳۸۶ش، چاپ اول، شذره چهارم، ص ۱۳۶-.۱۵۸
۱۵- محمد۳۸.: «خداوند، بی نیاز است و شما همه نیازمندید.»
۱۶- تغابن۱۷.: «خداوند، شکرکننده و بردبار است.»
۱۷- ر.ک: ابراهیم۵.؛ لقمان۳۱.؛سبأ۱۹.؛شوری.۳۳.
۱۸- شذرات المعارف، شذره چهارم، ص .۱۵۳
۱۹- آل عمران. ۱۸۰
۲۰- امام علی(ع): «حب المال یوهن الدین و یفسد الیقین؛ دوستی مال، دین را سست می کند و یقین را فاسد می نماید.» (تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص ۳۹۶، ح ۸۳۱۶)
۲۱- ر.ک: توبه.۲۴.
۲۲- طارق۹.: «در آن روز که اسرار نهان ]انسان[ آشکار می شود.»
۲۳- در آیه ۳۵ توبه از وجاهت به «جبهه» و از راحتی به «جنب» و «ظهر» تعبیر شده است. (شذرات المعارف، شذره چهارم، ص ۱۵۷)
۲۴- بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۷۸، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج ۲، ص ۵۴۱: «اطراف و جوانب بهشت را ناراحتی ها فرا گرفته، و شهوات و هواهای نفسانی اطراف و جوانب دوزخ را فراگرفته است.»
۲۵-همزه۱.-.۷
۲۶- آل عمران.۱۸۰.
۲۷- نواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص ۲۳۴، الکافی، ج ۳، ص ۵۰۴
۲۸- بقره. ۲۶۷: «بدانید خداوند، بی نیاز و شایسته ستایش است.»
۲۹- امام علی(ع): الشکر زینه الغنی، سپاس زیور توانگری است.» (تحف العقول، ص ۹۰)
۳۰- تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص .۲۳۹ ح .۴۸۴۱
۳۱- انفال. ۲۸: «واعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنه و ان الله عنده اجر عظیم.»
۳۲- بحارالانوار، ج ۵۸، ص .۱۲۹
۳۳- رسول خدا(ص) فرمود: «حب الدنیا راس کل خطیئه و مفتاح کل سیئه و سبب احباط کل حسنه .» (ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۲۱)
۳۴- توبه. .۸۸

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

بررسی‌حقوق والدین در قرآن


بررسی‌حقوق والدین در قرآن
خداوندمتعال در نهاد فرزندان یک نمونه عاطفه و علاقه خاص نسبت به پدران ومادران نهاده است که به هیچ وسیله‌ای ممکن نیست انسان آنها را نسبت به دیگری به وجود بیاورد وخداوندمتعال علاوه به این عاطفه خاص که درفرزندان به وجودآمده است درچندین آیه در قرآن مجید، صراحتا فرزندان را امر به احسان ونیکی نسبت به پدرومادر فرموده است .
پس هر مومنی سزاوار آن است که نهایت اهتمام در اکرام والدین و تعظیم ایشان نماید واحترام ایشان به جا آورد و کوتاهی وتقصیر در خدمت ایشان نکند. به ایشان به نیکویی رفتار نماید و اگر چیزی خواستن صبر نکندتاآنها طلب کنند. بلکه پیش از اظهار ایشان ، به آنها بدهند. همچنان که دراخبار وارد شده است که اگر با او درشتی کنند “اف” بر روی ایشان نگوید. واگر شما را بزنند، عبوس نشوید. بلکه به ایشان بگویید خدا شما را بیامرزد.
“فتبسم ضاحکا من قولها وقال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی وعلی ولدی ...”(۱)
سلیمان از گفتار او دهان به خنده گشود وگفت: “ پروردگارا، در دلم افکن تا نعمتی را که به من و پدرومادرم ارزانی داشته‌ای سپاس بگذارم.”...
برفرزند لازم است که دراکرام پدر و مادر و نیکویی با آنها مبالغه کرده وسعی کند. زیرا اکرام آنها از بزرگترین چیزهایی است که درقرآن مجید واحادیث ائمه علیهم‌السلام دراین خصوص تاکید شده است ونباید در این موضوع سهل‌انگاری کرد.
در این آ‌یه سلیمان نه تنها تقاضای توانایی به شکر نعمت‌هایی که به خود او داده شده است می‌کند،بلکه درعین حال تقاضا دارد که ادای شکر مواهبی که برپدرومادرش ارزانی شده بودانجام دهد چرا که بسیاری از مواهب وجود انسان از پدرومادر به او به ارث می‌رسد و بدون شکل امکاناتی که خداوند به پدرومادر می‌دهد کمک موثری برای فرزندان در راه نیل به هدفشان است.
جالب اینکه سلیمان با داشتن آن قدرت وحکومت بی‌نظیر و تقاضایش از خدا این است که عمل صالح خدا باشد.
از این تعبیر روشن می‌شود که اولاد ، هدف نهایی به دست آوردن قدرت انجام عمل صالح است عملی شایسته وارزشمند و بقیه هر چه هست مقدمه‌ای برای آنان محسوب می‌شود.
گاهی انسان عمل صالحی را انجام می‌دهد،‌ اما این معنی جز ذات وروح او و بافت وجودش نشده است.سلیمان از خدا می‌خواهد،آنقدرمشمول عنایت پروردگار قرار گیرد که صالح بودن از عملش فراتر رود و در درون جان و اعماق وجودش نفوذ کندواین جز به رحمت الهی امکان‌پذیر نیست.
“واذا بلغ الاطفال منکم الحلم فلیستئذنوا کما استئذن ...”(۲)
(و چون کودکان شما به سن بلوغ رسیدند باید از شما کسب اجازه کنند...)
“ ایها الذین امنوا لیستئذنکم الذین ملکت ایمانکم والذین یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرت...”(۳)
(ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بایدغلام وکنیزهای شما وکسانی از شما که به سن بلوغ نرسیده‌اند سه بار در شبانه روز از شما کسب اجازه کنند...)
این دو آیه حفظ وشخصیت احترام به والدین را مورد بحث وبررسی قرار می‌دهد.
که در این آیه بحث “یا ایها الذین” مورد بحث است که به منزله استثنا از آن حکم عموم است چون درخصوص غلامان وکنیزان اجازه درسه هنگام را کافی می‌داند و پیش از آن واجب نمی‌داند.(۴)
البته دراینجا می‌فهمیم که آیه از کودکانی سخن می‌گوید که به حد تمیز رسیده‌اندو مسائل جنسی وغیرآن راخوب تشخیص می‌دهند زیرا دستور اذن گرفتن خود دلیل براین است که این اندازه می‌‌فهمند که اذن گرفتن یعنی چه؟ اما اینکه این حکم درمورد بردگان مخصوص به بردگان مرد است یا کنیزان رانیز شامل می‌شوند شامل هر دو گروه می‌شود. و در پایان آیه می‌فرماید: “ برشما و برآنها گناهی نیست که بعد از این سه وقت بدون اذن وارد شوند ودربعضی به دیگری خدمت کنند وگرد هم بگردند .”(۵)
نکته مهم در این بحث این است که ممکن است برای افرادی این توهم حاصل شود که چون پدرومادر آنها فاسق ویا فاجر وکافر هستند می‌توانند نسبت به آنها رفتار ناشایست ونادرستی داشته باشند.برای رفع این توهم آیه‌ای از قرآن را مورد بحث وبررسی قرار می‌دهیم.
“ وان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلاتطعهما. “(۶)
(واگر تو را وا دارند تا درباره چیزی که تو را بدان دانشی نیست به من شرک‌ورزی از آنان فرمان مگیر.)
خداوند بلافاصله بعد از اینکه امر به نپذیرفتن دعوت والدین به شرک می‌کند به خاطر اینکه این نپذیرفتن دعوت شرک دلیلی بر بی‌حرمتی وبی‌احترامی والدین شود دستور می‌دهد و درعین حالی که دعوت آنها را به شرک نباید پذیرفت باید در دنیا و امورات دنیا نهایت احترام وادب را نسبت به آنها داشته باشی و درمعاشرت با آنها به نیکی رفتار کنی، به عبارت دیگر از نظر دنیا و زندگی مادی با آنها مهر ومحبت وملاطفت کنی، واز نظر اعتقاد وبرنامه‌های مذهبی تسلیم افکار وپیشنهادهای آنان نباشی . این درست نقطه مقابل استدلال که حقوق خدا وپدرومادر در آن جمع شده .(۷)
پس امر ونهی والدین درواجبات عینیه ومحرومات الهیه هیچ تاثیری ندارند ولغو است مثل اینکه اولاد را امر به شرب خمر کنند یا او را از نماز یا روزه واجب نهی کنند، فایده ندارد. چنانچه در آیه تصریح می‌فرماید.یا در حدیث شریفی که می‌‌فرماید:” لاطاعه المخلوق فی معصیه الخالق.”
پس هرگز نباید رابطه انسان و پدرومادرش ، مقدم بر رابطه او با خدا باشد وهرگزنباید عواطف خویشاوندی حاکم بر اعتقاد مکتبی او گردد.
ودر ذیل همین مطلب حدیثی از حضرت علی (ع) است که ایشان می‌فرمایند:
“فحق الوالد علی الوالد ان یطیعه فی کل شیء الا فی معصیته الله سبحانه”(۸)
(حق پدر بر فرزند این است که فرزند در همه چیز جز نافرمانی خدا ازپدر اطاعت کند.)
در این دستور ارشادی قرآن دو نکته مهم وجود دارد.
۱) این است که اگر اطاعت والدین در راستای اطاعت خدا نیست بلکه با آن منافات دارد ومستلزم شرک وعصیان است باید از آ‌ن به طور جدی خودداری کرد و نباید انسان به خاطر اطاعت والدین گرفتار معصیت ونافرمانی خداوند شود.
۲) این که عدم اطاعت والدین، مستلزم بد خلقی وتندخویی وچیزهایی از این قبیل نیست درحقیقت ما ازآیه فوق چنین می‌فهمیم که وجوب اطاعت والدین، مطلق نیست ولی حسن خلق دربرابر آنها مطلق است.(۹)
پس از این مطالب یاد شده درمی‌یابیم که احترام ونیکی به والدین اگر شرک ، کافر و فاسق باشند نباید ترک شوند . ولکن در این آیه نکته دیگری که به ذهن ما می‌رسد این است که مرز اطاعت والدین تا آ‌نجاست که با حق خدای تعالی تعارض نداشته باشد . حق خدا اطاعت کردن از وی است و حق پدرومادر هم اطاعت کردن ازآنها ولی این اطاعت کردن مشروط بر این است که مستلزم زیرپا گذاشتن فرمان خداوند نباشد اما حسن خلق ونیکی مصاحبت آ‌نها مشروط به هیچ شرطی نیست . به هر حال فرزند وظیفه دارد که به آنها نیکی کند ودر برابر آ‌نها متواضع ومهربان باشد ودرچهره ورفتارو گرفتار چیزی که موجب آزردگی خاطرآنها وافسردگی روح آنان شود ظاهر نسازند.
به همین خاطر خداوند کسانی را که بر سردو راهی‌ها، پیوند با پدرومادر و خویشاوندان را برای اجرای احکام قوانین واحکام الهی مقدم داشته‌اند مورد نکوهش قرار داده است و می‌فرماید:
“یا ایها الذین ءامنوا لا تتخذوا اباءکم اخونکم اولیاء ان استحبوا الکفر علی الایمان ومن یتولهم منکم فاولائک هم الظالمون.”(۱۰)
(ای کسانی که ایمان آ‌ورده‌‌اید اگر پدرانتان وبرادرانتان کفر را بر ایمان ترجیج دهند آنان را به دوستی مگیرید و هرکس ازمیان شما آنان را به دوستی گیرد آنان همان ستمکارانند.)
“و وصینا الانسان بولدیه حسنا وان جهداک لتشرک بی مالیس لک به‌ علم فلاتطعهما...”(۱۱)
(وبه انسان سفارش کردیم که به پدرومادر خودنیکی کندولی اگر آنها با تو درکوشندتا چیزی را که بدان علم نداری با من شریک گردانی از ایشان اطاعت مکن)
در تفسیر مجمع البیان ذیل همین آیه آ‌مده است که سعدبن‌‌‌‌‌‌‌ابی‌قاض می‌گفت: من پس از اسلام وشنیدن آ‌یات قرآن از پیامبرگرامی در موردنیکی به پدرومادر راه و روش خداپسندانه درخانه پیش گرفتم و با مادرم رفتاری پسندیده وبسیار پر مهر برگزیدم. مادرم پس از دیدن تغییر اخلاق خانوادگی‌ام به من گفت: اگر دست از دین اسلام بر نداری اعتصاب غذا خواهم کرد تا بمیرم ومردم تو را سرزنش ومورد شماتت قرار دهند. گفت: اگر صد جان داشته باشی ویکی یکی ازحلقومت بیرون بیاید من دست ازآئین اسلام برنمی‌دارم ومادرم با دیدن قاطعیت عجیب من در راه دین وایمان سخت بهت زده شده وبه ناگزیر اعتصاب غذای خود راشکست وآیه مزبور راجبرئیل نازل کرد واین حکم جاری است در حق هر پدر ومادری که فرزندان را وادار به معصیت محرمات تکلیف بنمایند.
این همان داستان ترجیح حق خدا برحقوق همه افراد حتی والدین را نشان می‌دهد.گرچه این حکم تشریعی است ولی مسئله پیش از آ‌نکه یک لازم تشریعی باشد به صورت یک قانون تکوینی درنهاد همه انسان‌ها وجود دارد و مخصوصا تعبیر به “انسان” دراینجا این را می‌فهمیم که این قانون مخصوص به مومنان نیست،بلکه هرکس شایسته نام است باید در برابر پدرومادر حق‌شناس باشد واحترام وتکریم ونیکی و رعایت حقوق آنها را در تمام عمر فراموش نکنند، هرکس چند با این اعمال هرگز نمی‌تواند دین خود را به آنها ادا کند.
نکته بعد این است که برای اینکه تصور نکند که پیوند عاطفی با پدرومادر می‌تواند برپیوند انسان با خدا مسئله ایمان حاکم گردد. با یک استثنا صریح مطلب را دراین زمینه روشن کرده ومی‌فرماید :اگر آن دو پدرومادر تلاش و کوشش کردندو به تو اصرار کردند که برای‌من شریکی قائل شوی که با آن علم نداری از آنها اطاعت مکن. خداوند نافرمانی پدرومادر وعدم رعایت حقوق آنها را ازاین جهت حرام فرموده است که موجب از دست دادن توفیق طاعت خداوند عزوجل و بی‌احترامی به پدرومادر وناسپاسی نعمت واز بین رفتن شکر ، سپاسگزاری ،کم شدن نسل و قطع شدن آن می‌شود زیرا نافرمانی والدین سبب می‌ گردد که به پدرومادر احترام گذاشته نشود، حق وحقوق آنها شناخته نشود و پیوندهای خویشاوندی قطع گردد. دراین صورت است که پدرو مادر به داشتن فرزندی بی‌رغبت شوند.
وبه علت نیکی نکردن وفرمان نبردن فرزند از پدرومادر آنها نیز کاروتربیت او را رها سازنداگر دراینجا کوتاهی کنید درآنجا تمام این حقوق و زحمات وخدمات مورد بررسی قرار می‌گیرد و موبه‌مو حساب می‌شود. بایداز عهد حساب الهی در مورد شکر نعمتهایش وهمچنین درمورد شکر نعمت وجود پدرومادر وعواطف پاک وبی‌آلایش آنها برآیید.
“قل تعالوا اتل ماحرم ربکم علیکم الاتشرکوا به‌ شیئا وبالوالدین احسانا...”(۱۲)
بگو :بیایید تا آنچه را پروردگارتان برشما حرام کرده برای شما بخوانم.چیزی را با او شریک قرار مدهید‌؛وبه پدر ومادر احسان کنید...
ذکرنیکی به پدرو مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرک، وقبل از دستورهای مهمی همانند تحریم نفس واجرای اصول عدالت دلیل براهمیت فوق‌العاده حق پدرومادر در دستورهای اسلامی است “تحریم آزارپدرومادر “که هماهنگ با سایر تحریم‌های این آ‌یه است موضوع احسان ونیکی کردن، ذکر شده است یعنی نه تنها ایجاد ناراحتی برای آنها حرام است بلکه علاوه بر آن ،احسان ونیکی در مورد آنان نیز ضروری است.
همان‌طور که در این آیه کلمه احسان به وسیله”ب” متعدی ساخته و فرموده است:” با الوالدین احسانا”. همان‌طور که می‌دانیم احسان گاهی با “الی” وگاهی با “ب” ذکر می‌شود در صورتی که با “الی” ذکر شود ، مفهوم آ‌ن نیکی کردن است هرچند به طور غیرمستقیم وبا واسطه باشد ،‌اما هنگامی که با “ب” ذکر شود معنی آن نیکی کردن به طور مستقیم وبدون واسطه است . بنابراین نیکی به پدرومادر را باید آنقدر اهمیت داد که شخصا بدون واسطه به آن اقدام نمود.
وهمچنین چون مادروپدر سبب وجود فرزندان هستند از راه تربیت و رحمت الله در دل ایشان نهاد، شکر آن نعمت تربیت بر ایشان واجب کرد به احسان ایشان از اینجا مناسبتی ظاهر گشت میان رحم ورحمت ،‌مناسبتی معنوی و بعد از مناسبت لفظی به این است که شکر والدین واحسان به ایشان درنظر شرع عظیم است.
پس قاعده کلی اسلام در برابر پدرومادر ، احسان است نه عدالت ونباید پیش خودچنین گفت: که پدرم ومادرم به من چیزی نداده من نیز به آنها چیزی نمی‌دهم یا من هم به آنها احترام نمی‌ کنم چون به من احترام نگذاشته‌اند.درصورتی که سبب وجودی ما آنها هستند. قال علی‌(ع) “من بر والدیه بره ولده”
کسی که به پدرومادر خود نیکی کند،فرزندش به اونیکی نماید.
قال الرسول الله(ص)“سرسنتین بروالدیک” به اندازه دوسال راه را طی کنید وبه زیارت پدرومادر بروید.
“قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما هی قال انه ویقول انها بقره لافارض ولابکر عوانم بین ذلک فافعلو ما تامرون .”(۱۳)
گفتند: پروردگارت را برای ما بخوان تا برای ما روشن سازد که آن چگونه گاوی است؟ گفت: وی می‌فرماید: آن ماده گاوی است نه پیرو نه خردسال، بلکه میانسالی است بین این دو . پس آنچه را بدان مامورید به جای آرید.
در تفسیر”عیاشی” از “بزنطی” نقل شده که از حضرت رضا(ع) شنیدم می‌فرمود: مردی از بنی اسرائیل یکی از بستگان خود را کشت سپس او را برداشته ودر راه بهترین قبایل انداخت و بعدا به طلب خون او برخواست وآمدند به موسی گفتند: فلان قبیله فلان کس را کشته‌اند بگو قاتل او کیست؟ گفت: بروید گاوی بیاورید. گفتند: مسخره‌‌مان می‌کنی؟! گفت :پناه به‌خدا می‌برم از اینکه نادان باشم ، اگر گاوی را انتخاب می‌کردند کفایت می‌کرد. ولی سخت گرفتند خدا هم برآنها سخت گرفت، گفتند: از پروردگارت بخواه چه طور گاوی باشد،گفت: گاوی باشد ، نه “فارص” ونه “بکر” یعنی نه کوچک ونه بزرگ میان این دو باز اگر با این سن انتخاب کرده بودند کفایت می‌کرد. ولی باز سخت گرفتند خدا هم برآنها سخت گرفت.گفتند از پروردگارت بخواه بیان بکند رنگش چه باشد؟ گفت:خدا می‌گوید گاوی باشد به رنگ زرد به طوری که بینندگان از آن مسرور گردند ، دوباره خداوند برآنها سخت گرفت، گفتند: از پروردگارت بخواه بیان کند. چه جور گاوی باشد؟زیرا گاو بر ما مشبه شده و ما به خواست خدا هدایت می‌شویم. گفت: خدا می‌گوید گاوی باشد که بر اثر کار و زحمت ناتوان نشده باشد وبه جستجوی چنین گاوی برخاستند. وبالاخره نزد جوانی از بنی اسرائیل یافتند، وی گفت: من آن را نمی‌فروشم مگر اینکه پوستش را مملو از طلا کنید! نزد موسی آمدند و جریان را باز گفتند.فرمود:آن را بخرید و دستور داد ذبحش کردند. بعدا دستور داد دم آن را به مرده بزنند. چنین کردند و آن کشته زنده شد . وگفت : ای پیغمبر خدا! پسرعموی من مرا کشته نه آن کس که به او نسبت داده‌‌اند به این وسیله قاتل او را شناختند ویکی از یاران پیغمبر به موسی گفت: این گاو داستانی دارد. گفت:چه داستانی؟ عرض کرد. جوانی از بنی‌اسرائیل نسبت به پدرش نیکوکار بود. وقتی که چیزی خریده بود نزد پدرش آمد دید خوابیده وکلیدها زیرسر اوست نخواست او رابیدار کند لذا از معامله صرف‌نظر کرد . هنگامی که پدرش بیدار شد جریان را به اوخبرداد، گفت:آفرین برتو . این گاو عوض آنچه از دست تو رفت. پیغمبر خدا به موسی گفت:” انظروا الی البر مابلغ باهله” ببین نیکی با اهلش چه می‌رساند.”
و اذ اخذنا میثق بنی اسرائیل لا تعبدون الا الله وبالولدین احسانا وذی القربی والیتامی والمسکین...(۱۴)
وچون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز او را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان ویتیمان ومستمندان احسان کنید...
با توجه به این آیه کسانی را که باید مورد احسان قرار داد. به ترتیب اهمیت ونزدیکی به انسان بیان کرده لذا خویشاوندان را اول ذکر نموده است.چون از همه کس به انسان نزدیکترند و در میان خویشاوندان نخست پدر و مادر که ریشه نهال وجود انسانند و ازتمام نزدیکان نزدیکترند ذکر فرموده است وهمچنین از میان غیر خویشاوندان ، یتیمان را مقدم شمرده است و در ضمن باید دانست که “یتیم” به کسی می‌گویند که پدرش مرده باشد وکسی که مادرش مرده است یتیم گفته نمی‌شود. بعضی گفته‌‌اند که در میان افراد انسان یتیم به کسی می‌گویندکه پدر را از دست داده واما در میان حیوانات یتیم آن است که مادر از دست داده باشد.
البته این آیات اگر چه درباره بنی اسرائیل نازل شده ولی یک سلسله قوانین کلی برای همه ملل دنیا در بردارد، عوامل زنده ماندن و بقا و سرافرازی ملت‌‌ها و رمز شکست آنان را یادآور می‌شود. ازدیدگاه قرآن برقراری وسربلندی ملت‌ها در صورتی است که خود را به بزرگترین نیروها وقدرت‌ها متکی سازند وبه قدرتی تکیه کنند که فنا و زوال در او راه ندارد و از طرف دیگر برای بقا وجاویدان ماندن ملت‌ها همبستگی خاص بین افراد آنها لازم است که این عمل درصورتی امکان دارد که هرکس نسبت به پدر و مادر خود که شعاع بستگی آنها نسبت به وی نزدیکتر است و در مرحله بعد نسبت به خویشاوندان وبعد از آنها نسبت به تمام افراد اجتماع نیکی به خرج دهد تا بال و پر یکدیگر باشند.

وبگردی
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها