پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Thursday, 26 April, 2018

خنده و شادمانی بخشی از حیات آدمی است


خنده و شادمانی بخشی از حیات آدمی است
در ایران سینمای فکاهی و کمدی وجود داشته و دارد. سینمای کمدی هم بر اساس طبیعتش از رهیافت کمدی در ادبیات و تئاتر عامیانه جدا می‌شود و هم از نظر مضمون و مفهوم با آن پیوند دارد. آن‌ چه سینمای کمدی را از تئاتر عامیانه منفک می‌کند قابلیت ابزار جدید در نمایش واقعیت و ایجاد خنده است.
اشکال سینمای کمدی بسیار متنوع است؛ مثل کمدی انتقادی، کمدی اجتماعی، کمدی رئالیستی، کمدی رومانتیک، کمدی سیاه، کمدی موزیکال و ... ایجاد خنده در تماشاگران به شیوه‌های مختلف ساختاری صورت می‌‌گیرد؛ مانند وضعیت‌های غیرمنتظره، اشتباهات، رفتارها، موقعیت انسان، لهجه‌ها و کلام و البته بهره‌گیری از تدوین و بزرگ‌نمایی حالت‌های کمیک.
شادی‌آفرینی از طریق عوامل خنده‌آفرین در یک فیلم واقع‌گرا و یا تخیلی و سینمای فکاهی به مفهوم استفاده‌ی خلاقه از عنصر فکاهی و بیان سینمایی در جهت فرح‌بخشی و احتمالاً نقد اجتماعی و به‌ویژه مضحکه‌های فیلمی از هم جدا می‌شوند و جایگاه بخش عمده‌یی از فیلم‌های سینمای ایران که به‌اشتباه کمدی به نظر می‌رسند روشن خواهد شد، چرا که در هر فیلمی نمی‌توان گرایش کمیک به وجود آورد. شاد کردن تماشاگران به معنای ایجاد وضعیتی است که آن‌ها را از حالت عادی درآورده و در شرایط جدیدی که خنده‌ است قرار ‌دهد. خندیدن انواع گوناگون دارد: خنده‌ی فیزیولوژیک، خنده‌ی پاتولوژیک و خنده‌ی سایکولوژیک؛ خنده‌ی ناشی از قلقلک و تحریک اعصاب را خنده‌ی فیزیولوژیک می‌گویند و خنده‌یی که مرگ دشمن و یا مشکلات بزرگی را برای او موجب می‌شود خنده‌ی پاتولوژیک ‌گویند اما بهترین خنده، خنده‌ی روانشناختی است.
سینما توانسته در طول تاریخ با ساخت آثار کمیک به نقاط حساسی از این واکنش پیچیده‌ی روانشناسی پرتوافکنی کند و تماشاگران را عمیقاً بخنداند.
سینمای جهان از همان آغاز پیدایش با فیلم باغبان آبپاشی‌شده اثر برادران لومیر و فیلم‌های ژرژ مه‌لیس به‌ویژه سکانس کنفرانس فیلم سفر به کره‌ی ماه که صلح‌طلبان مانند حیوانات وحشی به جان هم افتاده بودند، نوعی کمدی اسلپ‌استیک را رقم زد.
تماشاگران سینمای کمدی بیش‌تر مردم کوچه و بازار بوده‌اند تا خواص جامعه؛ تصور می‌رود که این جریان ریشه‌ی تاریخی داشته باشد و به تقسیم‌بندی نمایش از دید ارسطو به سه دسته‌ی تراژدی، حماسی و کمدی برمی‌گردد که احتمالاً کمدی این انگ را داشته که از دل تاریخ و از همین تقسیم‌بندی و با قرار گرفتن در مقابل دو نوع به ظاهر مهم‌تر نمایش را با خود آورده است.
سینمای کمدی کشور ما نتیجه‌ی شناخت دستاوردهای جهانی، رشد علم‌گرایی و بررسی عالمانه‌ی جامعه و مناسبات انسانی در شهرهای ایران، در دوران تغییرات و در مناسبات اجتماعی و رشد طبقه‌ی متوسط جدید شهری است که در عین حال نگاهی هم به فرهنگ نمایشی ایران دارد. سینمای کمدی ایران از سرعت و هیجان سینمای شلوغ و پرهیاهو به دور نمانده است و به مفهوم شوک کمیک در هر لحظه و سرعت تبادل اطلاعات کمیک علاقه‌مند می‌شود؛ شاید بهترین نمونه‌ی این گونه فیلم‌ها، اجاره‌نشین‌ها باشد. گذر سینمای کمدی و فکاهی ایران از مرحله‌ی ساده و ابتدایی به کمدی جدید، گذر جامعه از مراحل رشد سیاسی و اجتماعی است.
اولین فیلم تاریخ سینمای ایران که کمدی بوده و اکنون اثری از آن باقی نمانده پایه و اساس تولید سینمایی را رقم زده است. سینمای ایران با کمدی آغاز می‌شود و طنز معمولاً چاشنی فیلم‌های گونه‌های مختلف در این سینما بوده است. استقبال از سینمای کمدی و برنامه‌های خنده‌آور تلویزیون در کنار فال قهوه و کتاب‌های شبه‌روانشناسانه، از روانشناسی جمعی می‌آید که مردم از سختی‌های روزمره به ستوه آمده‌اند و به دنبال مفری برای رهایی هستند و چون در واقعیت مفری نیست به غیرواقعی‌اش متوسل می‌شوند؛ پس آیا هنر و سینمای کمدی با این نیت به وجود آمده که باعث بیگانگی و گریز مردم شود؟ پاسخ منفی است، خنده و شادمانی بخشی از حیات آدمی است.
در سینمای دهه‌ی ۶۰ کشور فضای تلخ فیلم‌های خشن و ملودرام‌های عبوس هم‌چنان ادامه داشت تا این‌که از نیمه‌های این دهه فیلم‌های کمدی اتوبوس و مردی که زیاد می‌دانست از یدالله صمدی، مردی که موش شد کار احمد بخشی و کفش‌های میرزانوروز ساخته‌ی محمد متوسلانی، از گیشه و تماشاگران عام جواز خنده و شادی گرفتند. اما ساخت و اکران اجاره‌نشین‌ها که صرفاً یک فیلم مفرح عامیانه نبود با اقبال پرشور تماشاگران روبه‌رو شد. این فیلم که از شیوه‌ی کمدی آکسیون و کمدی موقعیت بهره گرفته است، از نظر ساختاری و مضمون، در سینمای ایرانِ آن زمان اتفاقی تازه و تجربه‌یی درخور توجه بود. استقبال عمومی از اجاره‌نشین‌ها باعث رونق سینمای کمدی در کشور شد. در فیلم‌های کمدی از گویش‌های محلی و عیوب جسمی به عنوان عامل خنده بهره گرفته نمی‌شد؛ خواستگاری بر اساس دلدادگی دو آدم مسن ساخته می‌شود و دو نفر و نصفی که از فیلم دو مجرد و یک کودک برگرفته شده بود، به روال کمدی سمت و سو می‌یابد. در دهه‌ی ۷۰ با گردش عروسک‌ها توسط ایرج طهماسب و حمید جبلی، کلاه‌قرمزی و پسرخاله پرفروش‌ترین فیلم سال شد.
سینمای کمدی در این دهه رونق بیش‌تری یافت؛ روز باشکوه که در آن علی‌رضا خمسه یکی از بهترین نقش‌های خود را ارایه داد ایادی رژیم گذشته را به تمسخر می‌گرفت، آدم‌برفی که در هنگام اکران از استقبال خوبی برخوردار شد، مرد عوضی که با سنت‌شکنی و انتخاب مضمونی که در شرایط قبلی امکان طرح نداشت نقطه‌ی عطفی از جهت فروش در گیشه بر جای گذاشت و عینک دودی که تا حدی اعتنای تماشاگران را به همراه داشت.
این‌گونه بود که کمدی‌سازی رونق گرفت و فیلم‌هایی چون توکیو بدون توقف، دختر ایرونی، دنیا، عروس خوش‌قدم، چپ‌دست، توفیق اجباری و کلاغ‌پر که کمدی‌های سبکی بودند به روی پرده‌ رفتند. داریوش مهرجویی که فیلم درخشان اجاره‌نشین‌ها را داشت با درک شرایط جدید مهمان مامان را ساخت که اجرایی جذاب در زیرلایه‌های وقایع مفرح و خنده‌آفرین، بخشی از روانشناسی مردم را به صورت واقع‌بینانه‌یی بازتاباند. کمدی‌های لیلی با من است و اخراجی‌ها با قرار دادن مضامین جنگی در روایت و ایجاد موقعیت‌های کمدی با کنش کاراکترها فصل جدیدی از سینمای کمدی را در عرصه‌ی سینمای جنگ و دفاع مقدس گشودند. مارمولک هم با یک موضوع ویژه که سینما کم‌تر از آن بهره گرفته بود به یکی از پرفروش‌ترین‌های سینمای کمدی تبدیل شد

حسین گیتی

منبع : سورۀ مهر

مطالب مرتبط

لورل‌ و هاردی‌ مسئول‌ تمام‌ بلایا!

لورل‌ و هاردی‌ مسئول‌ تمام‌ بلایا!
لورل‌ و هاردی‌ نخستین‌ زوج‌ موفق‌ كمدی‌ بودند كه‌ رابطه‌شان‌ بارها مورد تقلید قرار گرفت‌، اما هیچ‌ گاه‌ با آن‌ كیفیت‌ تكرار نشد. دامنه‌ تنوع‌ آثار آنها حیرت‌آور است‌. مخاطبان‌ آنها از كودك‌ تا بزرگ‌ را در بر می‌گیرد و فیلم‌هایشان‌ بر فرهیخته‌ و عامی‌ تاثیرگذار است‌. آن‌ دو از هر نظر یكدیگر را كامل‌ می‌كردند: چاق‌ و لاغر، خودنما و ابله‌، بالغ‌ و كودك‌، برتری‌طلب‌ و دون‌پایه‌. برخلاف‌ بیشتر گروه‌ های‌ كمدی‌، لورل‌ و هاردی‌ هر دو به‌ یك‌ اندازه‌ خنده‌دار بودند بطوری‌ كه‌ به‌ قول‌ هال‌ روچ‌، تهیه‌ كننده‌ موفق‌ترین‌ آؤار آنها، این‌ مساله‌ دستاوردی‌ بسیار مهم‌ بود زیرا ظرفیت‌ هر شوخی‌ را تشدید می‌كرد. روچ‌ مثال‌ می‌زند: «اگر كمدینی‌ در گودال‌ بیفتد، احتمال‌ یك‌ خنده‌ وجود دارد. اما اگر لورل‌ و هاردی‌ (معمولا هاردی‌) بیفتد، احتمال‌ سه‌ خنده‌ وجود دارد، به‌ خود موقعیت‌، به‌ چهره‌ درد كشیده‌ هاردی‌ و به‌ چهره‌ بی‌ گناه‌ لورل‌.»
به‌ نظر می‌رسد لورل‌ و هاردی‌ مدام‌ در حال‌ تسویه‌ حساب‌ با یكدیگرند. آنها بدون‌ هم‌ از عهده‌ كاری‌ بر نمی‌آیند و با هم‌ نیز آن‌ را خراب‌ می‌كنند. در حالی‌ كه‌ بیشتر زوج‌های‌ كمدی‌ كاملا مستقل‌ از هم‌ به‌ نظر می‌رسند، لورل‌ و هاردی‌ از هم‌ تفكیك‌ناپذیرند و بطور فردی‌ معنا ندارند.
نام‌ واقعی‌ استن‌ لورل‌، آرتور استنلی‌ جفرسن‌ بود و در شانزدهم‌ ژوئن‌ ۱۸۹۰ متولد شد. پدرش‌، بازیگر، نمایشنامه‌نویس‌ و مدیر تئاتری‌ مشهور بود كه‌ طبعا استن‌ نیز به‌ این‌ راه‌ كشیده‌ شد. او نخستین‌ نقشش‌ را در شانزده‌ سالگی‌ در گلاسكو با نام‌ استن‌ جفرسن‌ بازی‌ كرد، شاید به‌ این‌ منظور كه‌ از پدرش‌ كه‌ نام‌ او هم‌ آرتور بود، بازشناخته‌ شود. اما در همان‌ اوایل‌ به‌ دلیل‌ طولانی‌ بودن‌ این‌ نام‌، لورل‌ را برگزید و بعدها گفت‌: «نمی‌دانم‌ چرا لورل‌. به‌ نظرم‌ خنده‌دار آمد، آهنگ‌ خوبی‌ داشت‌ و تصورم‌ درست‌ بود. شهرتم‌ با این‌ نام‌ بیشتر شد و بعدها نام‌ رسمی‌ من‌ در سینما نیز همین‌ شد.»
نحوه‌ پیوستنش‌ به‌ سینما نیز جالب‌ است‌. او در انگلستان‌ به‌ گروه‌ فرد كارنو پیوست‌ و در ۱۹۱۰ با آنها و در معیت‌ چاپلین‌ به‌ امریكا سفر كرد. (او بعدها درباره‌ نخستین‌ دیدگاهش‌ از چاپلین‌ گفت‌: «در نگاه‌ اول‌، شخصیت‌ غریبی‌ داشت‌. بداخلاق‌ و ژنده‌پوش‌ بود اما ناگهان‌ تمام‌ لباس‌هایش‌ را عوض‌ می‌كرد. پیوسته‌ كتاب‌ می‌خواند و از ویولونش‌ جدا نمی‌شد. می‌توانست‌ از هر دو دستش‌ بهره‌ ببرد و بنابراین‌ ساعت‌ها با دست‌ چپ‌ ویولن‌ می‌زد».) چاپلین‌ و لورل‌ هیچ‌گاه‌ با هم‌ دوست‌ نشدند، اما لورل‌ بعدها ستایش‌ خود را نسبت‌ به‌ چاپلین‌ ابراز كرد: «او بزرگترین‌ است‌.» لورل‌ در سفر دوم‌ گروه‌ كارنو به‌ امریكا در ۱۹۱۲ كماكان‌ با همراهی‌ چاپلین‌ تصمیم‌ گرفت‌ در آنجا بماند. آغاز بازی‌ او در سینما از ۱۹۱۷ و با فیلم‌ دو حلقه‌یی‌ مفقود «سگ‌ خوشبخت‌» بود كه‌ در آن‌ نقش‌ كوتاهی‌ داشت‌ و نقش‌ مقابلش‌ را هم‌ هاردی‌ بازی‌ نمی‌كرد.
در واقع‌ پیوستن‌ آنها به‌ یكدیگر مدتی‌ بعد اتفاق‌ افتاد و امروز كمتر كسی‌ می‌داند كه‌ لورل‌ پیش‌ از تشكیل‌ زوج‌ با هاردی‌ در ۷۶ فیلم‌ بازی‌ كرده‌ بود و برای‌ خود، كمدینی‌ موفق‌ با تخصص هجو به‌ شمار می‌رفت‌.الیور نورول‌ هاردی‌ در هجدهم‌ ژانویه‌ ۱۸۹۲ در جورجیا به‌ دنیا آمد. در خانواده‌ او هیچ‌ پس‌ زمینه‌ نمایشی‌ مانند لورل‌ وجود نداشت‌، اما نمایش‌ در خون‌ او بود.
الیور مدتی‌ حقوق‌ خواند و مدتی‌ نیز بطور جدی‌ آواز را دنبال‌ كرد (او صدای‌ خوبی‌ داشت‌ كه‌ بعدها در برخی‌ فیلم‌ها مورد استفاده‌ قرار گرفت‌) تا در سال‌ ۱۹۱۰ با افتتاح‌ یك‌ سالن‌ سینما تئاتر در جورجیا به‌ سینما علاقه‌مند شد. او در نقش‌های‌ چاق‌ بسیار بازی‌ كرد و در سال‌ ۱۹۲۶ به‌ استخدام‌ هال‌ روچ‌ در آمد. در فیلم‌های‌ اولیه‌اش‌ با نام‌های‌ نورول‌ هاردی‌، بیب‌ هاردی‌ (لقبش‌ در كودكی)، الیور بیب‌ هاردی‌ و الیور ن‌.هاردی‌ بازی‌ می‌ كرد و پس‌ از پیوستن‌ به‌ روچ‌ نام‌ الیور هاردی‌ برای‌ او تثبیت‌ شد.
شخصیت‌ها و روابط‌ سینمایی‌ آن‌ دو در خلال‌ ۲۷ فیلم‌ كوتاه‌ بین‌ ۱۹۲۶ تا ۱۹۲۹ شكل‌ گرفت‌. آنها در آغاز، شخصیت‌های‌ ساده‌ و تقریبا دیكنزی‌ داشتند. مثلا كراوات‌ كوتاه‌ هاردی‌ كه‌ هنگام‌ خجالت‌ كشیدن‌ آن‌ را تكان‌ می‌داد یا حركت‌ خودنمایانه‌ دستانش‌ وقتی‌ می‌خواست‌ رانندگی‌ یا امضا كند، برای‌ مردم‌ بسیار دلپذیر بود؛ همچنین‌ با نگاهی‌ كه‌ گاه‌ از سر استیصال‌ به‌ دوربین‌ می‌انداخت‌، گویی‌ از تماشاگران‌ طلب‌ همدردی‌ می‌كرد تا در نگون‌ بختی‌های‌ ناشی‌ از رفاقت‌ او با لورل‌ سهیم‌ باشند كه‌ كماكان‌ تمهیدی‌ استثنایی‌ در تاریخ‌ سینما است‌.
در مورد لورل‌ به‌ جز ویژگی‌های‌ شخصیتی‌، كوششی‌ آشكار به‌ منظور تبیین‌ كل‌ شوخی‌ هر صحنه‌ نیز یافتنی‌ است‌. احتمالا مشهورترین‌ حركت‌ او، خاراندن‌ سر و به‌ هم‌ ریختن‌ موهایش‌ با حالتی‌ بلاهت‌ وار است‌ كه‌ پس‌ از آنكه‌ در فیلمی‌ نقش‌ زندانی‌ را بازی‌ كرد و دریافت‌ موهایش‌ پس‌ از بلند شدن‌ دیگر حالت‌ سابق‌ را ندارند، به‌ ذهنش‌ رسید. دیگر نشان‌ انحصاری‌ لورل‌، گریه‌ كودكانه‌اش‌ در لحظات‌ ناراحتی‌ بود كه‌ شخصا از آن‌ خیلی‌ خوشش‌ نمی‌آمد، ولی‌ بسیار مورد توجه‌ تماشاگران‌ قرار گرفت‌. این‌ كار یكی‌ از دیگر ویژگی‌های‌ شخصیت‌ او را برجسته‌ می‌كرد؛ كودكی‌ بی‌گناه‌ كه‌ مورد عتاب‌ برادر بزرگش‌ است‌، در حالی‌ كه‌ واقعا بی‌عرضگی‌های‌ كمتری‌ نسبت‌ به‌ او ندارد. لورل‌ در توضیح‌ شخصیت‌هایشان‌ می‌گوید: «ما برای‌ خود عزت‌ زیای‌ قایل‌ می‌شدیم‌، اما در واقع‌ از انجام‌ هر كاری‌ ناتوان‌ بودیم‌. من‌ كه‌ به‌ كل‌ فاقد ادراك‌ بودم‌ و الیور هم‌ دست‌ كمی‌ از من‌ نداشت‌، اما خود را باهوش‌تر می‌پنداشت‌.»
انتقال‌ از دوران‌ صامت‌ به‌ دوران‌ ناطق‌ برای‌ بسیاری‌ از كمدین‌های‌ بزرگ‌ دهه‌ بیست‌ همچون‌ چاپلین‌ (كه‌ از پذیرش‌ فیلم‌های‌ ناطق‌ اكراه‌ داشت)، كیتون‌ (كه‌ فلسفه‌ چهره‌ سنگی‌اش‌ با دوران‌ جدید سازگار نبود) و لوید (كه‌ صدای‌ چندان‌ خوبی‌ نداشت‌) مشكلاتی‌ به‌ همراه‌ آورد. اما لورل‌ و هاردی‌ از این‌ نظر هیچ‌ مشكلی‌ نیافتند و مصائب‌ پایان‌ كارنامه‌شان‌ ناشی‌ از مسائلی‌ دیگر بود. حتی‌ می‌توان‌ گفت‌ صدا در مواردی‌ كمدی‌ آنها را برجسته‌تر نیز كرد. آنها هر دو صدای‌ خوبی‌ داشتند كه‌ با شخصیت‌هایشان‌ متناسب‌ بود و علاوه‌ بر آن‌، هاردی‌ تجربه‌ آواز نیز داشت‌ كه‌ آن‌ را بارها به‌ كار گرفت‌. فیلم‌های‌ لورل‌ و هاردی‌ در آغاز دهه‌ سی‌ از صدا به‌ نحوی‌ خلاقانه‌ و طنزآلود بهره‌ جستند و حتی‌ گاه‌ از صدای‌ خارج‌ از تصویر به‌ نحوی‌ موثر استفاده‌ كردند.
لورل‌ می‌گوید: «ما باید در محدوده‌ فیلم‌های‌ كوتاه‌ می‌ماندیم‌. شوخی‌های‌ ما در طول‌ روایت‌های‌ طولانی‌ تاؤیرشان‌ را از دست‌ می‌دادند. در سبك‌ ما یك‌ خط‌ داستانی‌ ساده‌ و كوتاه‌ كافی‌ بود تا انواع‌ شوخی‌ها را از دل‌ آنها بیرون‌ بیاوریم‌.» از دید لورل‌، بزرگترین‌ اشتباه‌ آنها شركت‌ در فیلم‌های‌ بلند بود، در حالیكه‌ هاردی‌ مخالف‌ این‌ نظر بود و به‌ قول‌ همسرش‌ از تولیدهای‌ عظیم‌ بدش‌ نمی‌آمد: «او معتقد بود در فیلم‌های‌ بلند، كمدی‌ باید تابع‌ داستان‌ باشد، طوری‌ كه‌ كمدین‌ مجبور نباشد تمام‌ بار فیلم‌ را به‌ دوش‌ بكشد.» هال‌ روچ‌ این‌ مشكل‌ را ضعف‌ لورل‌ می‌دانست‌ و معتقد بود در حالی‌ كه‌ او در جزییات‌ شوخی‌ پردازی‌ بی‌نظیر است‌، در روایت‌ داستانی‌ موفق‌ نیست‌. امروز نیز در نگاهی‌ دوباره‌ به‌ فیلم‌های‌ بلند آنها، بسیاری‌ از وقایع‌ و شخصیت‌های‌ مكمل‌ را زاید می‌یابیم‌ و این‌ مشكلی‌ است‌ كه‌ برخی‌ فیلم‌های‌ برادران‌ ماركس‌ نیز دارند.
خلاقیت‌ سینمای‌ لورل‌ و هاردی‌ با ورود به‌ دهه‌ چهل‌ پشت‌ سر نهاده‌ شد. آنها بین‌ سال‌های‌ ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ در برخی‌ فیلم‌های‌ بلند كمپانی‌ فاكس‌ قرن‌ بیستم‌ بازی‌ كردند، اما دخالت‌ اندكی‌ بر فیلمنامه‌ و كارگردانی‌ داشتند و لورل‌ همواره‌ از این‌ دوران‌ به‌ تلخی‌ یاد می‌كرد. همچنین‌ هاردی‌ به‌ همراه‌ هری‌ لنگدون‌ در «فیل‌ها هرگز فراموش‌ نمی‌كنند» بازی‌ كرد كه‌ نخستین‌ اشاره‌های‌ جدایی‌ زوج‌ لورل‌ و هاردی‌ را در بر داشت‌ و دلیلش‌ نیز این‌ بود كه‌ از قرارداد هاردی‌ با هال‌ روچ‌ هنوز چند ماهی‌ مانده‌ بود و روچ‌ می‌خواست‌ در این‌ فاصله‌ زوجی‌ جدید بیافریند.
گراهام‌ گرین‌ درباره‌ این‌ فیلم‌ نوشت‌: وقتی‌ كلاه‌ هاردی‌ زیر پای‌ فیل‌ له‌ می‌شود و او با غضب‌ آن‌ را بر می‌دارد، با حسرت‌ در پی‌ نگاه‌ حق‌ به‌ جانب‌ لورل‌ می‌گردیم‌ و آن‌ را نمی‌یابیم‌.» یكی‌ از رازهای‌ موفقیت‌ لورل‌ و هاردی‌ كه‌ آنها را نزد گرین‌، مقبول‌تر از چاپلین‌ می‌سازد، سادگی‌ و خلوص‌ آنها است‌. از نظر هال‌ روچ‌ راز آنها این‌ بود كه‌ هر دو به‌ یك‌ اندازه‌ خنده‌دار بودند و بنابراین‌ هر شوخی‌ در فیلم‌های‌ آنها خنده‌ بیشتری‌ بر می‌انگیخت‌. اما جایگاه‌ واقعی‌ آنان‌ بی‌تردید عمیق‌تر از اینها است‌.
با این‌ همه‌، راز جاودانگی‌ آنها همچنان‌ در نوع‌ رابطه‌شان‌ نهفته‌ است‌. هاردی‌ خودش‌ با بلاهت‌ و بدبینی‌ از عهده‌ كارها بر نمی‌آید، اما لورل‌ را مسول‌ تمام‌ بلایا می‌داند. هاردی‌ حسی‌ از وقار و آقا منشی‌ دارد كه‌ لورل‌ پیوسته‌ اما بی‌اختیار آن‌ را بر باد می‌دهد.

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!