یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Sunday, 22 April, 2018

برادران مارکس،کمدین‌های خانوادگی


برادران مارکس،کمدین‌های خانوادگی
«آن‌ها قهرمان‌های همه‌ی آدم‌هایی هستند که از دورویی، فخرفروشی و تکبر دیگران رنج برده­اند»: آلن آیلد
برادران مارکس پنج نفر بودند: «چیکو» با نام اصلی «لئونارد» (۱۹۶۱ - ۱۸۸۶)، «هارپو» با نام اصلی «آدولف» (۱۹۶۴ - ۱۸۸۸)، «گروچو» با نام اصلی «جولیوس هنری» (۱۹۷۷ - ۱۸۹۰)، «گومو» با نام اصلی «میلتون» (۱۹۷۷ - ۱۸۹۳) و «زپو» با نام اصلی «هربرت» (۱۹۷۹ - ۱۹۰۱). پدرشان یک خیاط معمولی اهل نیویورک بود و به زحمت خرج این پسران بازیگوش را که با شیطنت­هایشان یک محله را جان به لب کرده بودند، درمی‌آورد. با این حال مادرشان خیلی دوست داشت پسرانش بازیگر از آب دربیایند و مرتب تشویقشان می­کرد. برادران مارکس - این دالتون‌های عالم سینما! - از همان دوران کودکی به هنر علاقه‌ی فراوانی داشتند؛ چیکو پیانیست خوبی بود، هارپو هارپ را خوب می­نواخت و گروچو هم از یازده‌سالگی آوازه­خوان خوبی از آب درآمده بود و در موقعیت‌های مناسب هنرش را در مدرسه نمایش می­داد.
● بی­خیال بازیگری!
در ابتدا همه‌ی برادران به جز زپو در نمایش‌های مختلف ظاهر شدند، اما قبل از ورودشان به برادوی، گومو بازیگری را کنار گذاشت تا حرفه‌ی آبرومندانه­تری برای خودش دست‌و‌پا کند و زپو جای او را پر کرد. شهرت آن‌ها با نمایش «من خواهم گفت او حضور دارد» (۱۹۲۴) آغاز شد و سال بعد با نمایش بسیار موفق «نارگیلما» ادامه یافت و بالاخره اوج کارشان نمایش «بیسکوییت حیوانی» (۱۹۲۸) بود. برادرها در این زمان شهرت خوبی به عنوان کمدین‌های خانوادگی به دست آورده بودند و صدای قهقهه‌ی تماشاگران را تا چند خیابان آن­طرف­تر بلند می­کردند. موفقیتشان باعث شد مورد توجه کمپانی فیلمسازی پارامونت قرار بگیرند. دو فیلم اول آن‌ها بازسازی همان دو نمایش آخرشان، نارگیلما (۱۹۲۹) و بیسکوییت حیوانی (۱۹۳۰) بود. ترکیب گروچو، هارپو، چیکو، زپو و «مارگارت دومونت» (۱۹۶۲ - ۱۸۸۹)، بلافاصله مورد توجه قرار گرفت.
برادران مارکس با تمام کمدین‌های قبل و بعدشان تفاوت داشتند. آن‌ها نه مانند کمدین‌های سینمای اسلپ‌استیک حرکات ماشینی داشتند، نه مانند چاپلین احساساتی بودند و نه مانند کیتون حرکات خارق­العاده انجام می­دادند. آن‌ها با ویژگی‌های خاص خودشان - حرافی­های بی­پایان گروچو که همه را خلع سلاح می‌کند با آن سبیل و ابروان پرپشت و سیگار برگ بر لب، لهجه‌ی ایتالیایی چیکو که کلمات را به شیوه‌ی خاص خودش ادا می­کرد و حرکات فیزیکی هارپو که هیچ شباهتی به حرکات یک انسان لال عادی نداشت و بیش‌تر شبیه شخصیت‌های کارتونی بود - تماشاگران را می­خنداندند. در این بین زپو جایی نداشت، چرا که خیلی زود از برادران جدا شد و به عنوان بچه‌مثبت سینما، نقش مرد خوب خانواده را ایفا کرد، مردی که عاشق می­شود، آواز می­خواند و مثل هر آدم معقولی ازدواج می‌کند، اما به نظر می­رسید سایر برادران اصلاً اهل این دنیا نبودند، به هیچ آرمان و ارزشی وابستگی نداشتند و هیچ چیزی و هیچ کسی هم از دستشان در امان نبود؛ مثلاً در فیلم «فروشگاه» (۱۹۴۰)، مردی به گروچو مراجعه و ادعا می­کند که شش بچه از دوازده‌بچه­اش در فروشگاه گم شده­اند، گروچو بلافاصله با حرافی­های خودش به مرد می‌فهماند که با حقوق او اصولاً نمی­توان دوازده بچه داشت چه برسد که گمشان کرد! حرف زدن سریع، بدون مکث و گیج­کننده‌ی گروچو، به عنوان ویژگی شاخصش، در حقیقت سلاح مؤثر اوست. تماشاگران و شخصیت‌های مقابل او در فیلم همواره نیاز دارند که نفسی تازه کنند تا بفهمند چه بر آن‌ها گذشته است! برای درک آن‌چه گروچو می­گوید، باید تمرکز فراوان، انرژی بی­پایان و اعصابی فولادین داشت به‌خصوص زمانی که با سخنان بی­پایانش، شنونده­اش را در یک دور باطل گرفتار می­کند. تنها کسانی که گرفتار گروچو نمی­شوند، به‌طبع چیکو و هارپو هستند که مغزشان با همان قوانین گروچو کار می­کند.
● شگردهای بازیگری برادران مارکس
یکی از شیوه­های گروچو، بازی­های کلامی و دوپهلو حرف زدن بود. حرف­های او گاهی اوقات به نوعی ضد و نقیض - رد کردن همه‌ی چیزهایی که تا کنون گفته - منتهی می‌شوند. گفت‌وگوهای دو نفره‌ی چیکو و گروچو که بیش‌تر اوقات سرانجام به پوچی، بطالت و بیهوده­گویی صرف می­رسند، از فصل­های به‌یادماندنی تاریخ سینماست. نحوه‌ی ارتباط برقرار کردن هارپو با دیگران هم جالب بود. او برای این کار از روش­های مختلفی مانند نواختن بوق و شیپور، سوت زدن و ... استفاده می‌کرد. حضور چیکو نیز به عنوان مترجم، با لهجه‌ی ایتالیایی مسخره و اشتباهات پایان­ناپذیرش در ادای کلمات و تلفظ لغات، از دیگر ویژگی‌های منحصر به فرد فیلم­های برادران مارکس بود.
اوج سینمایی آن‌ها، در حضور کوتاه‌مدتشان در کمپانی پارامونت اتفاق افتاد که فیلم «سوپ اردک» (۱۹۳۳)، محصول آن دوره است، اما بعد از ترک پارامونت و پیوستن به مترو گلدن مایر، هرگز نتوانستند به کمدی اصلی خودشان بازگردند و مجبور شدند به قواعد و قوانین این کمپانی که در آن زمان بزرگ­ترین استودیوی هالیوود بود، گردن نهند و این چنین بود که روال فیلم­هایشان منطقی­تر شد. آن‌ها دیگر برای انجام هر عملی دلیلی داشتند و از دیوانه­بازی­های مشهورشان خبری نبود؛ مثل صحنه‌یی از فیلم «پرهای اسب» که چیکو تکنوازی پیانویش را شروع می­کند، اما گروچو رو به دوربین از تماشاگران می­خواهد که بیرون بروند و با او سیگاری بکشند؛ یا فیلم «سوپ اردک» که گروچو در نقش رییس‌جمهور تنها به این دلیل مخالف صلح است که پول اجاره‌ی میدان جنگ را از پیش برای یک ماه پرداخت کرده است! در مترو گلدن مایر، فیلم­های برادران مارکس تبدیل به اسلپ‌استیک­هایی با تعقیب و گریزهای فراوان و آغاز و پایان مشخص شد.
● عشق شاد و جدایی
برادران مارکس سرانجام در سال ۱۹۵۰ با فیلم «عشق شاد» از یکدیگر جدا شدند. گروچو از اواسط دهه‌ی ۱۹۴۰ همراه با «باب هوپ»، کمدین معروف، اجرای یک شوی رادیویی موفق را به عهده گرفت. او از سال ۱۹۵۱ یک مسابقه‌ی بسیار محبوب و موفق را هم برای تلویزیون اجرا کرد که چند سالی طول کشید. در سال ۱۹۵۷، برادران مارکس در اپیزودهای جداگانه‌ی فیلمی به نام «داستان بشریت» شرکت کردند. چیکو که در اواخر ساخت فیلم مشکل قلبی پیدا کرده بود، چند سال بعد درگذشت. بعد از مرگ چیکو و هارپو در سال ۱۹۷۲، گروچوی ۸۷ ساله نمایش یک نفره را با نام «یک بعدازظهر» در نیویورک روی صحنه برد. و در همین سال در فستیوال کن از او تقدیر شد.
گروچو مارکس نیز سرانجام در سپتامبر سال ۱۹۷۷ درگذشت و به این ترتیب یکی از طلایی‌ترین دوره‌های سینمای کمدی ناطق به پایان رسید.


منبع : سورۀ مهر

مطالب مرتبط

چارلز دیکنز سینما؛ به یاد چارلی چاپلین

چارلز دیکنز سینما؛ به یاد چارلی چاپلین
كلاه، عصا، كفش های گشاد، سبیل نازك و كوچك و... این ها همه مشخصات ظاهری معروف ترین و محبوب ترین كاراكتر سینمایی تمام تاریخ سینماست. سر چارلز اسپنسر چاپلین در ۱۶ آوریل ۱۸۸۹ در خانواده ای فقیر به دنیا آمد. پدرش كه خواننده ای موفق در لندن بود به دلیل افراط در مصرف الكل جان خود را از دست داد و مسئولیت چارلی و برادر بزرگترش سیدنی، به دوش مادر افتاد.
مادر نیز پس از مدتی دچار مشكلات روحی و جسمی شد و چارلی و سیدنی به نوانخانه ای در لندن فرستاده شدند. به این ترتیب چارلی تا سن ده سالگی، چنان مشقاتی را متحمل شد كه شاید بسیاری از ما تا پایان عمرمان نیز با یك دهم آن هم روبرو نشویم. چارلی كار نمایش را از نمایشخانه های لندن با اجرای نمایش های كمیك كوتاه آغاز كرد و سپس به گروه نمایشی فرد كارنو پیوست.
چاپلین سپس به آمریكا رفت و در تعدادی فیلم كوتاه كمدی نیز ظاهر شد تا اینكه بالاخره موفق شد تعدادی فیلم كمدی در كمپانی كیستون (به ریاست مك سنت) بسازد.
قابل ذكر است، نوع منحصر بفردی از كمدی كه چاپلین با آن معروف شده، در حقیقت نشات گرفته از آثار مك سنت می باشد و مك سنت را می توان به نوعی پدر معنوی چاپلین و این نوع كمدی دانست. چاپلین آرام آرام توانست فیلم های بلند تری بسازد و با خلق كاراكتر معروف (ولگرد) به محبوبیت بسیاری دست یافت.
در سال ۱۹۱۸ چاپلین فیلم دوش فنگ را در هجو جنگ جهانی اول ساخت و سپس فیلم زایر را در نقد تعصبات تند مذهبی كارگردانی كرد. چارلی چاپلین در سال ۱۹۲۱ موفق به ساخت یكی از معروف ترین آثارش شد. (پسربچه) كه یكی از شاهكارهای فراموش نشدنی اوست، در واقع حاصل تمام تجربیات تلخ او در دوران كودكی و در نوانخانه های لندن است. فیلمی گزنده و بسیار پراحساس كه خود چاپلین نقش معروف ولگرد را در آن ایفا كرد و هری گوگان كوچك نیز نقش پسربچه را به زیبایی تمام به اجرا درآورد.
رابطه شكل گرفته بین دو كاراكتر (ولگرد) و (پسربچه) در حقیقت فراتر از رابطه پدر و فرزندی می رود و این دو با هم به نوعی تكامل می رسند. گفتنی است كه گوگان آن چنان با نقش درگیر شده بود كه گاهی چاپلین را یاد دوران كودكی خودش می انداخت و حتی گاهی اشك را به چشمان استاد می آورد.
فیلم بعدی چاپلین، زن پاریسی (۱۹۲۳)، به دلیل عدم حضور چاپلین در آن به موفقیت قابل توجهی دست نیافت اما فیلم بعدی او، جویندگان طلا (۱۹۲۵) یكی از بهترین آثارش لقب گرفت. جویندگان طلا درباره مردانی است كه به وسوسه طلا گرفتار شده اند و با سختی فراوان و به امید پیدا كردن طلا، راه كوهستان كلوندایك را در پیش می گیرند. جویندگان طلا، فیلمی درباره طمع و وسوسه پول و ثروت، یكی از معروفترین صحنه های تاریخ سینما را نیز در خود دارد: آنجا كه هم اتاقی چارلی كه همراه او در برف گیر افتاده، از شدت گرسنگی چارلی را به مانند مرغی آماده طبخ می بیند و قصد جان چارلی را می كند!
فیلم بعدی چاپلین، سیرك (۱۹۲۸) تفاوت كوچكی با سایر آثار او دارد و آن پایان تلخ آنست. در سیرك چارلی برخلاف بسیاری دیگر از آثارش كه همه با خوبی و خوشی به اتمام می رسند، بدون اینكه به معشوقه اش برسد به سوی سرنوشتش می رود. فیلم بعدی چاپلین نیز به نوبه خود یكی از شاهكارهای چاپلین و یكی از بهترین آثار دهه ۱۹۳۰ به شمار می رود: روشنایی های شهر (۱۹۳۱) ملودرام احساساتی چاپلین در نقد و تقبیح كسانی است كه هنگامی كه مست می كنند تازه خوی مهربانی شان گل می كند (!)
و شروع به بذل و بخشش و محبت می كنند اما زمانی كه به حالت عادی بازمی گردند باز همان ثروتمند همیشگی اند. فیلم بعدی چاپلین كه به عقیده نگارنده بهترین اثر او به شمار می رود در سال ۱۹۳۶ ساخته شد. عصر جدید، كه اثری است در نقد جامعه مدرن و صنعتی و نقد ماشینی شدن، جانمایه و عصاره تمام تفكرات چاپلین را در خود دارد.
چاپلین در عصر جدید خطر ماشینی شدن و میكانیكی شدن را در صحنه ای به یاد ماندنی گوشزد می كند: آنجا كه چارلی كه كارش در كارخانه بستن پیچ و مهره است، بدنش ناخودآگاه این حركت را انجام می دهد و دستانش می خواهند هر چیزی را مانند پیچ و مهره سفت كنند! انسانی كه زندگی ماشینی او را نیز ماشینی كرده و كنترلی بر اعضای بدنش ندارد. در سال ۱۹۴۰ كه نازی ها و فاشیست ها دنیا را عرصه تاخت و تاز خود می دیدند، چاپلین فیلم دیكتاتور بزرگ را در تقبیح آنان ساخت و البته منفور آنان نیز شد. چاپلین در فیلم نقش سربازی را بازی كرد كه به اشتباه و تنها به دلیل شباهت ظاهری با دیكتاتور معروف (آدولف لینكل) به جای او قرار می گیرد و اینگونه اعمال هیتلر و موسولینی را به سخره می گیرد.
چاپلین در پایان دیكتاتور بزرگ بیانیه ای را می خواند كه به نوعی بیانیه خودش در ارتباط با نگاهش به دنیا و انسان هاست. چارلی چاپلین در حقیقت نماد وجدان بیدار انسانی قرن بیستمی است كه همچون چارلز دیكنز بزرگ، فقر، بدبختی، بی عدالتی و ظلم را به چشم دیده و از آن می نالد. چاپلین درد كشیده، كه دیگر تاب تحمل بی عدالتی را ندارد، زبانی بهتر و گزنده تر از طنز پیدا نمی كند و با تیغ تیز آن به تمام ثروتمندان، دیكتاتوران و سایر كسانی كه دنیای صنعتی آن ها را به خواب خرگوشی برده، زخم می زند
. تا شاید برخیزند و به دنبال نسیمی از انسانیت بروند. برای پایان این نوشته، نه كلمه، بلكه تصویری مناسب است. تصویری كه اگر عصر جدید را دیده باشید، كافیست آن را در ذهن مجسم كنید: نمای پایانی عصر جدید كه ولگرد كوچك ما را نشان می دهد كه با معشوقه اش به سوی غروب می روند و شاید به سوی فردایی بهتر كه انتظارشان را می كشد. سر چارلز اسپنسر چاپلین در ۲۵ دسامبر سال ۱۹۷۷ برای همیشه نام خود را در ردیف تمام آنان كه به نوعی برای انسانیت مبارزه می كنند قرار داد.

وبگردی
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!