چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ / Wednesday, 20 June, 2018

ماجرای ترور سادات


ماجرای ترور سادات
سال ۱۳۸۵ آصفی سخنگوی سابق وزارت خارجه در یکی از جلسات خصوصی با خبرنگاران داخلی، می گفت: "وقتی ما بحث رابطه با مصر و تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی تهران برای تسهیل ایجاد این رابطه را مطرح کردیم؛ ماجراهای زیادی پیش آمد؛ وقتی ما به میان مردم، از جمله به مساجد می رفتیم با اعتراض مردم و متدینین مواجه می شدیم و در همانجا بود که فهمیدم رابطه با مصر از رابطه با آمریکا هم برای ما سخت تر است."
آصفی حتی به جزئیات جریان تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی هم اشاره می کرد و می گفت: "زمان این تغییر نام را هم در روزهای اول عید نوروز قرار داده بودیم تا با استفاده از فرصت تعطیلی رسانه ها، راحت تر بتوانیم این کار را انجام دهیم اما نشد ... این کار خیلی سخت بود و هست ... "
● قطع رابطه ایران و مصر
رابطه ایران و مصر پس از خیانت انورسادات رئیس جمهور پیشین مصر در ماجرای صلح با اسرائیل قطع شد.
دستور امام برای قطع رابطه با مصر، کوتاه و رسا بود:
" جناب آقای دکتر ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه
با در نظر گرفتن پیمان خائنانه مصر و اسرائیل و اطاعت بی چون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیسم، دولت موقت جمهوری اسلامی ایران قطع روابط دیپلماتیک خود را با دولت مصر بنماید. ۱۰/۲/۱۳۵۸ "
● انورسادات که بود و چه کرد؟
بعد از جمال عبد الناصر رییس جمهور محبوب مصر، محمد انور سادات به جای او نشست. او که می خواست محبوبیت ناصر را در بین اعراب کسب کند، در سال ۱۹۷۳ به اسراییل اعلام جنگ داد ولی در این جنگ شکست خورد و تنها دستاورد آن جنگ، گذشتن ارتش مصر از کانال سوئز بود که این حرکت افتخار بزرگی برای مصر و شخص انور سادات محسوب می شد.
بعد از جنگ رمضان (جنگ اکتبر) سادات سیاست خود را در قبال اسراییل تغییر داد و پس از مدت کوتاهی، مصر را از خط مقدم جنگ با اسراییل خارج نمود و با رژیم صهیونیستی قرار داد صلح امضا کرد.
سادات در اولین اقدام، با امضای قرار داد کمپ دیوید که به موجب آن موجودیت اسراییل را به رسمیت شناخت، جهان اسلام را در بهتی عظیم فرو برد.
در همان زمان (۱۷ اردیبهشت ۵۸) امام علاوه بر صدور پیامی در محکومیت این پیمان ننگین، در پاسخ به نامه ای، فرمودند: دولتهای اسلامی باید دولت مصر را در این خیانت بزرگ که به اسلام و مسلمین نموده است، به جای خود بنشانند... ملت مصر باید دست این خیانتکار را از کشور خود قطع کند
دیگر خیال اسراییل از طرف مصر راحت شده بود. مدتی بعد سادات که به این هم راضی نبود، برای ایراد سخنرانی در کنیست اسراییل به بیت المقدس رفت و این بار با این حرکت، خون جهان اسلام را ریخت و اینچنین مصر به عنوان اولین کشور اسلامی، موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت.
● اعدام انقلابی انورسادات خائن
سه شنبه، ۶ اکتبر ۱۹۸۱( ۱۴مهر ۱۳۶۰) ، قاهره، میدان رژه
در سالگرد جنگ رمضان ۱۹۷۳، فرعون در جایگاه ویژه خود و میان دولتمردان مصری نشسته و به نمایش قدرت ارتش مصر می نگریست و تسلیحات روسی، توپ های ۱۳۰ میلیمتری، هواپیماهای میراژ، هلی کوپترهای شنوک و ... از مقابلش می گذشتند و فرعون، بیش از گذشته راحتی و شیکی لباس فرم خود را که دوخت خیاط مخصوصش «پی یر گاردن» در لندن بود حس می کرد چرا که آن روز برخلاف پیشنهاد همسرش، جلیقه ضدگلوله خود را نپوشیده بود.
همزمان با رسیدن عقربه های ساعت به ۱۲:۴۰، گوینده مراسم اعلام می کند که نوبت به حرکت یگان های حامل توپ ۱۳۰ میلیمتری رسیده است.
اولین جرثقیل حامل توپ با رسیدن به مقابل جایگاه از مسیر تعیین شده خارج شده و از سمت راست به نزدیک ترین فاصله به جایگاه رسیده و ناگهان متوقف می شود. حاضران ابتدا گمان کردند که به علت نقص فنی، جرثقیل از مسیر خارج شده است، اما لحظاتی بعد «خالد» با سرعت از جرثقیل پایین پرید و دو بمب دستی را یکی بعد از دیگری به سوی جایگاه پرتاب کرد که هیچ کدام از دو بمب عمل نکردند. در این بین «حسین عبّاس محمّد» با مسلسل خویش از روی صندلی جرثقیل برخاست و با شدت تمام کلّ جایگاه را به رگبار بست و نخستین گلوله هایش گلوی سادات را هدف قرار داد و با این گلوله ها بود که تقریباً کار تمام شد.
خالد نیز با سرعت به طرف سلاح خودکار خود که در جرثقیل قرار داشت رفت و با هدف گیری جایگاه سعی در به هلاکت رساندن تعداد بیشتری از سران رژیم مصر نمود. «عبدالحمید» و «عطا طائل» هم در این حال به عباس محمد و خالد پیوسته بودند.
خالد با حمایت همراهانش تا فاصله یک و نیم متری سادات رسید، در حالی که هیچ وظیفه ای را جز به هلاکت رساندن وی احساس نمی کرد. او به گمان این که ممکن است سادات لباس ضد گلوله داشته باشد در حد توان به سوی وی تیراندازی کرد تا از نتیجه کار اطمینان یافت. در این اثنا گارد محافظ سادات که تجهیزات و هزینه ای معادل بیست میلیون دلار صرف آن شده بود، بی هیچ حرکتی شاهد وقوع حادثه بود و هر کدام از نیروهای آن به دنبال محلی برای پنهان شدن و نجات خود می گشتند.
پس از آن که کار به خوبی انجام شد، نیروهای محافظ به سوی خالد و یارانش تیراندازی کردند که گلوله هایی به شکم خالد و عبدالحمید و عطا اصابت کرد و آنان دستگیر شدند.
در این حمله مسلحانه، سادات به همراه هفت تن دیگر به قتل رسیدند و ۲۸ تن دیگر مجروح شدند و این اولین بار بود که ملت مصر، فرعون را به قتل می رسانید.
به دنبال ترور سادات، مقامهای امنیتی مصر به دستور حسنی مبارک ۶۵۰ نفر از مسلمانان را که گفته می شد در قتل انورسادات دست داشتند دستگیر کردند.
پس از بازجویی های اولیه، ۲۴ نفر از عوامل اعدام انقلابی سادات در دادگاه نظامی مصر به محاکمه کشیده شدند. متهمان حاضر در جلسه در قفس های فولادی نگهداری می شدند. با ورود متهمان به دادگاه، خالد فریاد کشید:
«انا خالد الاسلامبولی، انا قاتل السادات، انا قاتل الفرعون، انا قاتل الطاغوت، فی سبیل الله قمنا، لتبغی رفع اللوا، لا حزب عملنا، نحن للدّین فداء، الله اکبر، لااله الا الله، علیها نحیا و نموت، فی سبیلها نجاهد، علیها نلقی الله.»
در جلسه روز ۲۸ سپتامبر سال ۱۹۸۱ وکلای مدافع متهمان با طرح این ادعا که سادات مهدورالدم و ریختن خونش مباح بوده است، دلایل خود را برای این اقدام انقلابی اعلام کردند. عبدالحلیم رمضان، وکیل مدافع خالد اسلامبولی نیز در یکی از جلسات دادگاه نظامی ضمن دفاع محکم و جانانه از متهمان اظهار داشت:
«من جز برای رضای خداوند به این دادگاه نیامده ام و به دفاع از این جوانان افتخار می کنم، چون توانستند شرف ملت مصر را باز گردانند و کودتای خیانت بار سادات را که تار و پود ملت مصر را از هم گسست، در هم بشکنند. این جوانان همچون حسین و یاران وی هستند که نه برای دنیا، بلکه برای رضای خداوند در کربلا قیام کردند. اکنون قیام خالد و یارانش قیام حسینی محسوب می شود که برای دفاع از شرف اسلام، اعراب و شرافت انسانی و رضای خداوند صورت گرفته است. کار بزرگ آنها، دل تاریک شده ملت مصر را روشنی بخشید. سادات خودش را فرعون مصر می دانست و به همین سبب جوانانی که وی را به جرم فرعون بودن کشته اند، گناهی ندارند و جرمی مرتکب نشده اند، زیرا مقتول خود به جرم خویش اعتراف کرده است.»
زمانی که عبدالحلیم رمضان، خالد و یارانش را به امام حسین(ع) و شهدای کربلا تشبیه کرد، تمامی آنها می گریستند و فریاد الله اکبر سردادند.
جلسات محاکمه چندین بار تشکیل شد و سرانجام پس از گذشت ۵ ماه، خالد اسلامبولی و چهار نفر دیگر از یارانش محکوم به اعدام و تیرباران شدند.
حکم این پنج تن مسلمان مبارز در سحرگاه روز پنجشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۶۱ به اجرا درآمد و بدین ترتیب مردانی به شهادت رسیدند که با ایمان به خدای متعال و در راه اعتلای کلمه توحید و برپایی دولت اسلامی، فرعون مصر را به سزای اعمالش رسانیدند و مردانه در راه هدف مقدس خویش جان باختند.
رژیم مصر از دادن اجساد این ۵ نفر به خانواده هایشان خودداری کرد و آنها را به طور پنهانی در گورستان ناشناسی به خاک سپرد و خانواده های آنها در حالی که به یکدیگر تبریک می گفتند، اعلام داشتند که تسلیت کسی را نمی پذیرند، چون فرزندانشان را جزو شهدا می دانند.
خالد اسلامبولی در قسمتی از وصیت نامه خود نوشته بود : "ما با هم تصمیم گرفتیم که فرعون مصر را به قتل برسانیم تا شاید خداوند به خاطر این کار، ما را از ننگ دوستی با صهیونیست ها که دامن ما را گرفته و فساد روحی و اخلاقی سادات و همسرش را در جامعه علنی ساخته است نجات بخشد. اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمّدا رسول الله".
واقعه ترور انورسادات خائن نزدیک ایام عیدقربان سال ۶۰ بود. امام خمینی (ره) در قسمتی از پیام خود به مناسبت عید قربان که در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۶۰ صادر شد، فرمودند: "در این سال، این عید برای مسلمانان از آن جهت مبارک تر است که در آستانه آن فرعون مصر رهسپار کوی فرعونیان گردید"
ایشان در خرداد ماه ۶۳ هم خطاب به مسلمانان خصوصا ملت مصر تاکید کردند: " امثال حسنی مبارک هم برای شما نفعی ندارند و دین و دنیای شما را تباه می کنند"
حضرت روح الله در ۱۶ مرداد ماه سال ۶۵ باز هم تاکید کردند که : " مسلمانان، حسنی مبارک نسخه دوم انورسادات را از خود برانند که اینانند که شما را بازیچه خود قرار داده اند تا متعمدا یا بدون عمد سد راه شرف و عزت اسلام شوند."
امام خمینی(ره) گویا روزهایی را که حکومتهای اسلامی به دنبال رابطه با "حسنی مبارک" هستند را می دید که ۱۷ مهرماه سال ۱۳۶۰ از ملت مصر میخواست که با این "حسنی" هم مهلت ندهند تا ننگ پیمان با او بر دامن حکومتهای اسلامی نماند و فرمودند:
" این رئیس جمهور تحمیلی ثانی(حسنی مبارک) که خیال دارد در مصر مثل آن (انورسادات) حکومت کند، و دربست خودش را در اختیار آمریکا گذاشته است، قبل از اینکه به ریاست برسد، اعلام همبستگی خودش را با اسرائیل و آمریکا کرده است و ندیده است که همانطور که سلف صالحش(انورسادات) به واسطه خشم ملت به جهنم واصل شد، با او هم همین عمل را خواهند کرد... ملت مصر ننشیند تا این قدرت از ابین رفته دوباره دست و پای خودش را جمع کند ... "
اما گویا پس از خالد اسلامبولی شهادت طلب دیگری یافت نشد تا فرمان امام را اجرا کرده و کار حسنی مبارک را عهم یکسره کند و از میان ملت مصر، فقط نام خالد اسلامبولی و یارانش برای مجاهدان مسلمان ماندگار شد.
● خیابان خالد اسلامبولی تهران و رابطه با مصر
نام خالد اسلامبولی فردی که انور سادات رئیس جمهور خائن مصر را به هلاکت رساند، پس از انقلاب بر یکی از خیابان های تهران نقش بست و پس از رحلت حضرت امام تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی در تهران، همواره از شروط مصر برای برقراری رابطه با ایران بوده است.
در زمان دولت محمد خاتمی، ایران با پیشنهاد مصر مبنی بر تغییر نام این خیابان برای از سرگیری روابط دو کشور موافقت کرد و حتی شورای شهر تهران نیز انجام این کار را تصویب کرد اما با ایستادگی شاگردان مکتب خمینی این کار میسر نشد. تا اینکه دولت نهم هم قصد چنین کاری را داشت، اما تا کنون موفق به انجام آن نشده است
نکته اینجاست که برخی دوستان می‌گویند نباید برای همیشه رابطه ما با کشوری همچون مصر قطع باشد. بله، ما هم همین رو می گوئیم اما اگر فرض بر این باشد که برقراری رابطه با مصر به نفع جهان اسلام و به مصلحت ایران است، تکلیف پاسداشت خون شهید خالد چه می شود و هزینه معنوی ای که ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام با تغییر نام این خیابان خواهد پرداخت، چقدر خواهد بود؟ ضمن اینکه انجام این کار در شرایطی میسر خواهد بود که دولت مصر از خوی زیاده خواهانه و قلدرمآبانه خود دست بردارد. نه اینکه آنها با کمال گستاخی به ما دستوراتی بدهند و ما هم بگوئیم به خاطر اینکه رابطه برقرار سود، اشکال ندارد!
انورسادات خائن که از دوستان صمیمی شاه ایران بود، تنها کسی است که حاضر شد او را پس از فرار از ایران پناه دهد. کاری که حتی آمریکا هم جرات انجامش را نداشت.
بعد از مرگ محمد رضا شاه، خیابانی در قاهره به نام "پهلوی" نام گذاری شد که حتی اکنون هم که در آستانه برقراری رابطه با این کشور قرار گرفته، علی رغم احتمال پذیرش تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی در تهران، ایران از مصر نخواسته که نام این خیابان را تغییر دهد.

حامد طالبی
* راستی؛ مستند "اعدام فرعون" که توسط ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام درباره اعدام انقلابی انورسادات خائن منتشر شده و این روزها سر و صدای زیادی هم بلند کرده را حتما ببینید.

منبع : سایت تحلیلی خبری عصر ایران

مطالب مرتبط

افشین قطبی ویاد بازرگان

افشین قطبی ویاد بازرگان
در سرزمین سلطان‌ها و ژنرال‌ها، انسان ماندن بسیار سخت است. در قلمرو سلطان و ژنرال فرهنگ خاصی موج می‌زند، تملق، مبالغه، اغراق، دروغ، چاپلوسی و نفاق که در قلمرو انسانی این ویژگی‌ها مذموم است. افشین قطبی در قلمرو ورزش ایران که نمونه‌ای مبالغه شده از جامعه ماست، بیش از یک فصل دوام نیاورد؛ انگار آمده بود که یک الگوی دیگری را عرضه کند و برود، چون کسی را پذیرای این الگو و مدل نیافت. نگارنده هیچ‌وقت به پرسپولیس و بعد پیروزی و باز پرسپولیس علاقه‌ای نداشته‌‌است. از نوجوانی طرفدار تاج بودم. از وقتی تاج، استقلال شد، نیم علاقه‌ای به این تیم دارم، اما از زمانی که قطبی مربی پرسپولیس شد فقط طرفدار پرسپولیس بودم. مربی‌ای که شکست را به گردن داور نمی‌انداخت، به تیم حریف تبریک می‌گفت، ضعف تیم خود را می‌پذیرفت به تماشاگر احترام انتقادآمیز داشت. وعده قهرمانی داد و آن را به‌رغم عبور از مشکلات و سختی‌ها، محقق کرد. به بازیکن باج نمی‌داد و در عین حال به شخصیت بازیکن ارج می‌نهاد. اما آنچه برایم جالب‌تر بود رفتار وی در هنگام ترک باشگاه بود. او پرسپولیس را متعلق به کسانی می‌دانست که به تعبیر او با یک «یاعلی» می‌خواهند همه‌چیز را درست کنند. وی فهمیده بود که توان تصفیه کردن آنها را ندارد پس خود را کنار کشید منتها با یک پرونده کامیاب پیروزی که قهرمانی در لیگ برتر بود. قطبی از حاشیه وحشتناک ورزش فوتبال ایران نالید. وی به صراحت خود را بهتر از دایی برای رهبری تیم‌ملی می‌دانست. اما بعد از منتفی شدن مربیگری تیم‌ملی برای وی، همه‌چیز را فراموش کرد.
قطبی رفت، اما نشان داد که جامعه ورزشی فوتبال ما چقدر به دور از ورزش حرفه‌ای و غرق در حاشیه‌های فرعی است. فوتبالی که ۲۰ سال است درجا می‌زند، کیفیت فردی افراد را نمی‌تواند به کیفیت تیمی تبدیل کند، به عبارتی از فرهنگ سلطانیسم و ژنرال بازی کیفیت تیم ساخته نیست. سلطانیسم و ژنرال‌بازی همراه با هیاهو حرف اول را در ورزش ما می‌زند. آش آنقدر شور است که کسی را یارای انکار این وضعیت نیست، اما کسی را نیز توان اصلاح این وضعیت نیست. قطبی باید از ایران می‌رفت، اما اگر می‌خواست در چنین فضایی فعالیت کند، سرنوشت بدی در انتظارش بود؛ خراب می‌شد یا اینکه او را مثل خودشان می‌کردند؛ اینکه هر وقت نتیجه را واگذار کرد، داور مقصر است، اینکه اگر نتیجه نگرفت، دست دیگران در کار است.
در چنین شرایطی قطبی تبدیل به یک نماد می‌شود؛ نمادی به این معنا که جامعه ورزشی ایران برای رسیدن به وضعیت حرفه‌ای، اخلاقی و انسانی، راه درازی دارد، با سلطان‌بازی و ژنرال‌بازی که از قضای روزگار در جامعه ورزش ما حرف اول را می‌زند و نتیجه می‌گیرد، نمی‌توان ورزش حرفه‌ای و اخلاقی داشت. خصیصه این ورزش حاشیه، جنجال و نوسان پرفرازونشیب است. قطبی را به عنوان یک نماد ارج می‌نهیم. اما چرا قطبی ما را به یاد مهندس بازرگان می‌اندازد. بازرگان در سقوط سلطانیسم، نخست‌وزیر شد، او می‌پنداشت که جامعه مملکت‌داری حرفه‌ای بدون جنجال و مقام دولتی با اخلاق می‌طلبد، بی‌تردید بازرگان دارای نقاط ضعف بود، اما آیین ملک‌داری را می‌دانست و می‌پنداشت که اخلاق دینی، یعنی رعایت اصل دولت ـ ملت مدرن که جوهر آن بر مردم‌سالاری بود. بازرگان در طول نخست‌وزیری خود به صراحت سخن گفت؛ صراحتی که گاه به تلخی می‌زد. جوانان را این صراحت خوش نمی‌آمد، اما او به دنبال جمع کردن هوادار نبود و در مقام نخست‌وزیر اجرایی سخن می‌گفت. استعفای بازرگان مهم بود، وی به بهانه دیداری استعفا کرد که قبل از آنکه دلیل استعفا باشد، علت آن شد، وی به صراحت گفت که دیدار با مقام آمریکایی حق وی بوده. اما در متن استعفای بازرگان سخنی تلخ اما درست وجود داشت، وی همه مردم ایران را علیه دولت موقت متحد دید در نتیجه استعفا داد. جامعه ایران به دلیل جوی هیجان‌زده، نه صراحت، نه شفافیت، نه دوراندیشی را باور داشت.
شور انقلابی توان متوهم شدن دارد، شعور می‌تواند شور انقلابی را کنترل کند. استعفای بازرگان در آن روز تاسف زیادی در جامعه ایجاد نکرد، حتی برخی از یاران قدیم وی به دلیل برخی رفتارهای دولت موقت با وی مخالف بودند. اما این استعفا نشان داد که جامعه ایران برای مردی که نمی‌خواست سلطان باشد جایگاهی قائل نیست. او همچون قطبی، کنار کشید، می‌پنداشت که باید به آنچه قبول دارد درست عمل کند و عمل کرد. حاشیه بازی، فردیت، رفتار جناحی و جنجال‌گری، دشمن رفتار حرفه‌ای در هر رسته است و همچنین نابود کننده اخلاق انسانی می‌باشد. قطبی و بازرگان و دیگران از این دست، نمادهایی هستند که هم درد آورند هم امیدوارکننده؛ دردآورند چون نشان می‌دهند که جامعه ما از اهداف مطلوب خود دور است و امیدوارکننده‌اند، چون معیارند و مصداق هستند، اگرچه اندک‌اند، اما امید است که افزون شوند. اینان مشعل راه هستند، اما جامعه ما هنوز نقشه راه عمومی برای تکثیر فراوان قطبی‌ها و بازرگان‌ها را ندارد که امید است به دست آورد.

وبگردی
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان - به گزارش ورزش سه، هواداران تیم ملی ایران در جام جهانی روسیه برای حمایت از تیم کشورمان مقابل اسپانیا به شهر کازان رسیدند.
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!