سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ / Tuesday, 19 June, 2018

جایش همیشه خالی خواهد ماند


جایش همیشه خالی خواهد ماند
شکیبایی مصداق بارز بازیگری بدون جانشین بود، نه‌تنها به دلیل قدرت بازیگری‌اش، بلکه به لحاظ شمایل منحصر به فرد سینمایی‌اش که دوستداران بسیار داشت.
شمایلی که خوشبختانه در زمان حیات قدر قدوقامتش دانسته شد. بی‌تردید جای خالی خسرو شکیبایی در سینمای ایران به شدت احساس خواهد شد. فیلم‌های بسیاری ساخته خواهد شد که سازندگانشان حسرت عدم امکان استفاده از او را داشته باشند و با خود بگویند ای کاش او بود و این نقش‌ها را بر پرده نقره‌ای سینما ماندگار می‌کرد، همچنان که انبوهی از شخصیت‌ها را روی پرده سینما، در ذهن ما برای همیشه ثبت کرد.
شکیبایی با وجود اینکه کشفی دیرهنگام در سینمای ایران بود اما در طول همین دو دهه‌ای که پس از رسیدن به شهرت فرصت کار داشت، جایگاهی بزرگ را به خود اختصاص داد و به وزنه‌ای در عرصه بازیگری بدل شد.
او الگویی برای تمام کسانی بود که بازیگری را در اوج شکوفایی و تعالی می‌جستند؛ بازیگری نه فقط در مصداق توانایی و تسلط ایفای نقش، بلکه در مصداق کامل آن همراه با اخلاق حرفه‌ای و شرافت انسانی.
خسروشکیبایی در طول سال‌های حیات هنری‌اش تصاویری چنان زنده و ماندگار از خود برجای گذاشت که با پایان حیات جسمی‌اش از ذهن ما زدوده نخواهد شد و برای همیشه ادامه خواهد یافت و شاید تنها می‌ماند حسرت نقش‌های دیگری که می‌توانست بازی کند اما حالا دیگر امکان آن از دست رفته است.
از این جهت جای خالی او بسیار احساس خواهد شد، جای خالی بازیگری که در فیلم‌های خوبش درخششی شگفت‌انگیز و خیره‌کننده داشت و حتی در فیلم‌های کم‌مایه نیز به واسطه حضورش وزنی به آن می‌بخشید که لااقل تماشای یکباره آن آزاردهنده نباشد.
این جایگاهی است که انگشت‌شمار بازیگرانی یافت می‌شوند که در سینمای ایران بدان دست یافته باشند. آن‌چنان که یک تنه توان بردوش کشیدن بار فیلمی را داشته باشند که سازنده‌اش چیزی در چنته ندارد، بازیگری که بی‌شک حضورش می‌توانست اغلب فیلم‌ها را از سقوط نجات دهد و در همه حال نقش‌هایی را که برعهده می‌گرفت چنان ایفا کند که تحت‌الشعاع او باشد، تحت‌الشعاع بازیگری به نام خسرو شکیبایی که یک شمایل بی‌بدیل در سینمای ایران بود.
خسرو شکیبایی در میانسالی چهره شد. زمانی که او به عنوان کشف بزرگ بازیگری سینمای ایران در سال‌های پس از انقلاب مطرح شد بیش از چهار دهه از عمر او می‌گذشت. این اتفاق با حضور در فیلمی فراموش نشدنی (هامون، ۱۳۶۸) افتاد که به حدیث نفس گروهی از مخاطبان خود از نسل‌های مختلف بدل شد. انتخاب شکیبایی برای این نقش چنان بجا و بده بستان او با داریوش مهرجویی به گونه‌ای سرشار از خلاقیت و شکوفایی بود که حاصل کار، خیره‌کننده و نشانگر ظهور پدیده‌ای کم‌نظیر در افق بازیگری سینمای ایران بود.
این چنین بود که شکیبایی با وجود سال‌ها فعالیت در تئاتر و حتی حضور در سینما که حتی دربرگیرنده نقش‌های اصلی چند فیلم بود، با حمید هامون روشنفکر به بن‌بست رسیده اما جذاب و همدلی برانگیز، تولدی حقیقی به عنوان بازیگری توانمند یافت. کشف دیرهنگام شکیبایی اگر چه باعث می‌شد حسرت سال‌هایی را که دیده نشده و یا فرصتی برای بروز توانایی‌های بالقوه‌اش فراهم نیامده بود را به همراه داشته باشد، اما در عین حال ویژگی‌های خاص خود را داشت. او در زمانی به شهرتی فراگیر دست یافت که به حکم سن و سالش مناسب حال ایفای نقش جوان اول فیلم‌ها نبود.
بنابراین عملا سن و سال برای او نمی‌توانست نقش تعیین‌کننده‌ای در حیات هنری یا حرفه‌ای‌اش داشته باشد، او در سنی بدل به بازیگر محبوب بسیاری از مخاطبان سینما شد که بسیاری از ستاره‌های سینما به حاشیه رفته و محبوبیت خود را از دست می‌دادند. با هامون چند ویژگی مهم در شیوه بازیگری او شکل گرفت که تا حد زیادی حاصل تعامل با داریوش مهرجویی بود، فیلمسازی که با اعتماد به بازیگری که او را روی صحنه تئاتر دیده بود، فرصت آن را به وجود آورد تا توانایی‌های خود را شناخته و بارور سازد.
بعدها این مشخصه‌ها با رویکردهای متناقصی روبه‌رو شد، پاره‌ای آن را باعث کلیشه‌ شدن شکیبایی در یک نوع تیپ خاص به حساب آورده و پاره‌ای دیگر روشن بینانه‌تر آن را جزو خصوصیات ذاتی بازی هنرپیشه‌ای محسوب کردند که در هر نقش، بخشی از وجود خود را برای اجرا بدان می‌بخشید.
در حقیقت اگر بپذیریم شکیبایی در برخی نقش‌آفرینی‌های خود چیز تازه‌ای به کارنامه‌اش اضافه نکرد اما باید توجه داشت که این گناه شکیبایی نبود که از این نقش‌ها یا فیلم‌ها بزرگ‌تر جلوه می‌کرد، به گونه‌ای که آنها را زیر سایه حضور خود قرار می‌داد. بی‌انصافی خواهد بود اگر بپذیریم که او در این فیلم‌ها چیز تازه‌ای رو نکرد، چرا که او همچون معدودی از بازیگران توانمند دیگر نقش‌هایی را که ایفا می‌کرد تحت‌الشعاع شیوه کار خود ساخته و با این شیوه جذاب برای مخاطب متحول ساخته و ارتقا می‌بخشید.
اما در عین حال او در همین سال‌ها هر گاه در کنار فیلمسازان مسلطی قرار می‌گرفت که هوشمندی آن را داشتند که چگونه از مشخصه‌های ذاتی بازیگری او سودجسته و آنها را در قالب شخصیت‌هایی متفاوت و دیگرگونه بریزند، حاصل کار اجراهایی توأم با طراوت از نقش‌هایی کم و بیش متمایز از شخصیت‌هایی بود که او پیش از آن در کارنامه خود ثبت کرده بود.
اگر او در« ابلیس» و حتی« جست‌وجو در جزیره» به حمید هامون پهلو می‌زند، در «یک‌بار برای همیشه» به نقش یک کارگر ساده نقاش و یا در «حکم» به نقش یک گنگستر تنها به‌شدت از هامون دور است. به این ترتیب با وجود تلاشی که شکیبایی برای دوری از کلیشه شدن داشت این فیلمسازان بودند که اگر می‌خواستند می‌توانستند از توانایی‌های بسیار او در جهت خلق شخصیت‌هایی کاملا متفاوت بهره گیرند و یا اینکه او را در مسیری بیندازند که بیش از هر چیز خسرو شکیبایی یا حمید هامون باشد.
با نگاهی به کارنامه شکیبایی در طول این دو دهه می‌توان نمونه‌های بسیاری یافت که گواه آن هستند که او همواره توانایی غافلگیر کردن مخاطب را دارد، همان اتفاقی که در سارا، کاغذ بی‌خط، حکم، رئیس و اتوبوس شب و تعداد زیادی از نقش‌آفرینی‌های سال‌های دور و نزدیک او افتاده است.
این مسئله حکایت از وجود بازیگری داشت که پس از اوج‌گیری‌اش با هامون، همواره به لحاظ توانایی بازیگری در اوج باقی ماند، اگرچه در این میان گاه به دلیل برخی انتخاب‌های نه‌چندان سنجیده‌ شده‌اش به لحاظ حرفه‌ای فراز و فرودی را در کارنامه او شاهد هستیم.
مجموعه نقش‌آفرینی‌های خسرو شکیبایی حکایتگر هوشمندی بسیار او از ادراک نقش، انعطاف‌پذیری در اجرا، به‌کارگیری خلاقانه از توانایی‌اش در بداهه‌کاری‌هایی متناسب با موقعیت های مختلف است.
اگر چه ماندگارترین شمایل او در هیات روشنفکر به بن‌بست رسید و مضطرب‌ هامون بود اما در نقش شهروندی فرصت‌طلب که زنی معصوم و شکننده (سارا) را به استیصال می‌کشد نیز همان‌قدر جذاب می‌نماید و این همان جادوی بازیگری هنرمند بود که حتی بدترین فیلمسازان نیز نتوانستند، چهره‌ای تک‌بعدی از او به نمایش بگذارند، چرا که او با توانایی و ادراک واقع‌بینانه‌اش از نقش‌ها خواه ناخواه اگر لازم بود ابعادی خاکستری به این شخصیت‌ها می‌بخشید، از اندوخته خود به آنها می‌افزود تا لااقل حاصل کار در خور و شایسته نام بازیگری به‌نام خسرو شکیبایی باشد.
بی‌تردید نه فقط چهره دوست‌داشتنی او بلکه صدای گرم و آرامش‌دهنده‌اش برای همیشه در ذهن علاقه‌مندانش باقی می‌ماند، آن صدایی که دردمندانه از پس چهره‌ای نگران هنگامی که قصد جان معشوق را کرده می‌گوید: «لاکردار، اگر بدونی هنوز چقدر دوستت دارم.»

حمیدرضا امیدی‌سرور

منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

تانگوی‌ تک‌ نفره‌ بچه‌ خشن‌ مکزیکی‌ که‌ می‌خواست‌ ناپلئون‌ شود

تانگوی‌ تک‌ نفره‌ بچه‌ خشن‌ مکزیکی‌ که‌ می‌خواست‌ ناپلئون‌ شود
پسر تنهای‌ تیره‌پوست‌ مكزیكی‌ با آن‌ لبخند بیمارگونه‌اش‌ كه‌ در كودكی‌ دلش‌ می‌خواست‌ ناپلئون‌ می‌بود و در برهه‌های‌ مختلف‌ نوجوانی‌ آرزوی‌ «میكل‌آنژ»، «شكسپیر»، «پیكاسو»، «مارتین‌ لوتر» و «جك‌ دمپسی‌» بودن‌ را داشت‌، همه‌ اینها را در نهایت‌ به‌ دست‌ آورد. این‌ نوجوان‌ حاشیه‌نشین‌ لس‌آنجلسی‌ در دهه‌های‌ بیست‌ و سی‌ كه‌ مشاغل‌ گوناگونی‌ را تجربه‌ كرد در نهایت‌ با بازیگر بودنش‌ در همه‌ نقشی‌ حضور یافت‌ و رویاهای‌ كودكی‌اش‌ را تعبیری‌ خوش‌ انجام‌ بخشید...
«آنتونی‌ كویین‌» با نام‌ واقعی‌ «آنتونی‌ رادولف‌ اكساكا كویین‌»، این‌ هنرپیشه‌ سرزنده‌، شاد و البته‌ خاكی‌ و زمینی‌ یكی‌ از پیچیده‌ترین‌ و متنوع‌ترین‌ شخصیت‌ها را میان‌ مشاهیر هالیوود دارد. او در آوریل‌ سال‌۱۹۱۵ در مكزیك‌ به‌ دنیا آمد، اما پیش‌ از اینكه‌ بدل‌ به‌ یك‌ هنرپیشه‌ شود، رشد سنی‌ و شخصیتی‌اش‌ را در امریكا بود كه‌ به‌ انجام‌ رساند. خانواده‌ او، وقتی‌ «آنتونی‌» فقط‌ چهارسالش‌ بود به‌ «لس‌آنجلس‌» مهاجرت‌ كردند.
در دهه‌ سی‌، «كویین‌» پیش‌ از اینكه‌ كار بازیگری‌ را آغاز كند مشاغل‌ زیادی‌ را تجربه‌ كرد. او زمانی‌ یك‌ بوكسور حرفه‌یی‌ بود و زمانی‌ هم‌ نقاشی‌ و طراحی‌ می‌كرد. كارنامه‌ حرفه‌یی‌ این‌ هنرمند در سال‌ ۱۹۳۶ با فیلم‌های‌ «آزادی‌ مشروط‌» و «راه‌ شیری‌»، پس‌ از اندك‌ زمانی‌ بعد از حضور صحنه‌های‌ تئاتر آغاز شد. در سال‌ ۱۹۳۷، او با دختر كارگردان‌ مشهور «سیلی‌ ب‌ دمیل‌» به‌ نام‌ «كاترین‌ دمیل‌» ازدواج‌ كرد، اما این‌ ازدواج‌ در پیشرفت‌ كاری‌ این‌ هنرپیشه‌ نقش‌ چندانی‌ نداشت‌ و سرتاسر دهه‌ چهل‌ را «آنتونی‌ كویین‌» با بازی‌ در نقش‌های‌ منفی‌ كمپانی‌ پارامونت‌ گذراند. تا سال‌ ۱۹۴۷، آنتونی‌، بیش‌ از پنجاه‌ فیلم‌ را بازی‌ كرده‌ بود، در نقش‌های‌ متنوعی‌ كه‌ از سرخپوست‌ تا مافیایی‌، از آشپز هاوایی‌ تا آدم‌های‌ چینی‌ را شامل‌ می‌شد، اما او هنوز یك‌ هنرپیشه‌ بزرگ‌ محسوب‌ نمی‌شد. بنابراین‌ او رو به‌ تئاتر آورد، به‌ جایی‌ كه‌ او در برادوی‌ با بازی‌ در نقش‌ «كوالسكی‌ استنلی‌» در نمایش‌ «تراموایی‌ به‌ نام‌ هوس‌» (كه‌ مارلون‌ براندو هم‌ با بازی‌ در این‌ نقش‌ به‌ اشتهار رسید) اعتباری‌ فراوان‌ به‌ دست‌ آورد.
پس‌ از بازگشت‌ به‌ روی‌ پرده‌ سینما در اول‌ دهه‌ پنجاه‌، «كویین‌» در یكسری‌ فیلم‌ ماجرایی‌ رده‌ B همچون‌ «نقاب‌ مرد انتقامجو» (۱۹۵۱) بازی‌ كرد. اما یكی‌ از بزرگترین‌ نقش‌هایش‌ را در سال‌ ۱۹۵۲ در فیلم‌ «زنده‌ باد زاپاتا» ساخته‌ «الیا كازان‌» در نقش‌ مقابل‌ «مارلون‌ براندو» ایفا كرد. نقش‌ مكمل‌ او در نقش‌ برادر زاپاتا، اولین‌ اسكار را برای‌ «آنتونی‌ كویین‌» به‌ ارمغان‌ آورد و پس‌ از آن‌ «آنتونی‌» پیشنهادات‌ فراوانی‌ در فیلم‌های‌ بزرگ‌ و مطرحی‌ در هالیوود دریافت‌ كرد. در سال‌ ۱۹۵۳ او به‌ ایتالیا رفت‌ و در چند فیلم‌ ظاهر شد كه‌ یكی‌ از بهترین‌ نقش‌آفرینی‌هایش‌ در فیلم‌ «جاده‌» ساخته‌ «فدریكو فلینی‌» در نقش‌ یك‌ مرد قدرتمند خشن‌ با لكنت‌ زبان‌ كه‌ ماجراجویی‌ از سرورویش‌ می‌بارد محصول‌ آن‌ دوران‌ است‌. «آنتونی‌ كویین‌» دومین‌ اسكار نقش‌ مكملش‌ را بخاطر ترسیم‌ نقش‌ «گوگن‌» نقاش‌ در فیلم‌ «شور زندگی‌» ساخته‌ «وینسنت‌ مینه‌لی‌» در سال‌ ۱۹۵۶ به‌ دست‌ آورد. سال‌ بعد هم‌ او بخاطر بازی‌ در فیلم‌ «غرب‌ وحشی‌» ساخته‌ «جرج‌ كیوكر» یك‌ بار دیگر نامزد اسكار شد. در طول‌ دهه‌ پنجاه‌، كویین‌ بیشتر در نقش‌ آدم‌های‌ خشن‌ و جاهل‌ ماب‌ ظاهر شد، اما با پایان‌ این‌ دهه‌، او به‌ تبع‌ شرایط‌ سنی‌ نقش‌های‌ دیگری‌ را پذیرفت‌، فیزیك‌ كار شده‌ و قدرتمند او، اندكی‌ از فرم‌ خارج‌ شد، موهایش‌ خاكستری‌ شد و صورتش‌ پر از چین‌ و چروك‌ شد. این‌ تغییرات‌ ظاهری‌ برای‌ او بهترین‌ فرصت‌ بود تا در فیلم‌ «مرثیه‌یی‌ بر یك‌ سنگین‌ وزن‌» در نقش‌ یك‌ بوكسور سابق‌ ظاهر شود و سپس‌ در همان‌ سال‌ در فیلم‌ «لورنس‌ عربستان‌» هم‌ حضور یابد. هر دو این‌ فیلم‌ها در سال‌ ۱۹۶۲ ساخته‌ شدند. موفقیت‌ بی‌نظیر «زوربای‌ یونانی‌» در سال‌ ۱۹۶۴، نقطه‌ اوج‌ كارنامه‌ «آنتونی‌ كویین‌» در دهه‌ شصت‌ را رقم‌ زد.این‌ فیلم‌ یك‌ نامزدی‌ اسكار دیگر برای‌ آنتونی‌ كویین‌ به‌ ارمغان‌ آورد.
در پایان‌ این‌ دهه‌، كویین‌ یك‌ هنرپیشه‌ قابل‌ احترام‌ بود كه‌ هر فیلمش‌ توجهمان‌ را به‌ خود جلب‌ می‌كرد. در سال‌ ۱۹۷۱، آنتونی‌ كویین‌ در یك‌ سریال‌ تلویزیونی‌ ظاهر شد و یك‌ بار دیگر هم‌ در سال‌ ۱۹۹۴ به‌ این‌ كار مبادرت‌ ورزید...
پس‌ از یك‌ دوره‌ كم‌كاری‌ در دهه‌های‌ هفتاد و هشتاد با حضور در فیلم‌های‌ متفاوتی‌ چون‌ «تب‌ جنگل‌» (۱۹۹۱)، «آخرین‌ قهرمان‌ اكشن‌» (۱۹۹۳) و «قدم‌ زدن‌ روی‌ ابرها» (۱۹۹۵) حضورش‌ را در دهه‌ نود هم‌ امتداد بخشید.
در زندگی‌ شخصی‌ هم‌، كویین‌ مثل‌ شخصیت‌ شكل‌ گرفته‌اش‌ روی‌ پرده‌ سینما، شخصیتی‌ دمدمی‌ مزاج‌ و غیرمتعارف‌ بود. او زنش‌ كاترین‌ را در سال‌ ۱۹۵۶، با سه‌ فرزندی‌ كه‌ داشتند طلاق‌ داد و سال‌ بعد با «لولاندا كویین‌» كه‌ یك‌ طراح‌ صحنه‌ بود ازدواج‌ كرد. ازدواج‌ آنها در سال‌ ۱۹۹۳ پس‌ از اینكه‌ منشی‌ كویین‌ در مطبوعات‌ گفت‌ كه‌ از این‌ هنرپیشه‌ بزرگ‌ بچه‌یی‌ دارد، داغان‌ شد. این‌ دو در سال‌ ۱۹۹۶ دومین‌ فرزندشان‌ را هم‌ به‌ دنیا آوردند. در كل‌، آنتونی‌ كویین‌ صاحب‌ سیزده‌ فرزند شد. او و لولاندا كه‌ در سال‌ ۱۹۵۶ به‌ شكل‌ بسیار باشكوهی‌ ازدواج‌ كرده‌ بودند، در سال‌ ۱۹۹۷ به‌ تلخی‌ از هم‌ جدا شدند، جوری‌ كه‌ «لولاندا» و یكی‌ از پسرانش‌ «دنی‌ كویین‌» در دادگاه‌ از این‌ هنرپیشه‌ بزرگ‌ بخاطر بدرفتاری‌ و كتك‌ زدن‌ «لولاندا» شكایت‌ كردند. «آنتونی‌ كویین‌» اما این‌ ادعا را رد كرد و عنوان‌ داشت‌ كه‌ همسر سابقش‌ به‌ دلیل‌ تصاحب‌ ثروتش‌ و بخصوص‌ كلكسیون‌ هنری‌ بی‌نظیرش‌ این‌ ادعاها را تنظیم‌ كرده‌ است‌.
در زمان‌هایی‌ كه‌ «كویین‌» بازی‌ نمی‌كرد، یا اینكه‌ در پی‌ نامزدی‌های‌ جدید نبود، به‌ نقاشی‌ می‌پرداخت‌ و در این‌ راه‌ هم‌ یك‌ هنرمند صاحب‌ سبك‌ شناخته‌ می‌شد. او همچنین‌ دو كتاب‌ خاطرات‌ نوشته‌ است‌: گناه‌ اصلی‌ (۱۹۷۲) و «تانگوی‌ تك‌ نفره‌» (۱۹۹۷). در كتاب‌ دوم‌، كویین‌ بخاطر لحظات‌ سیاه‌ و تاریك‌ گذشته‌اش‌ لحنی‌ عذرخواهانه‌ دارد.در سال‌ ۲۰۰۱، آنتونی‌ كویین‌ كه‌ سینما خیلی‌ از لحظات‌ زیبایش‌ را مدیون‌ اوست‌، به‌ دلیل‌ مشكلات‌ تنفسی‌ در هشتاد و شش‌ سالگی‌ از دنیا رفت‌.
● گزیده‌ فیلم‌شناسی‌ آنتونی‌ كویین‌، ارباب‌ مرده‌ است‌
راه‌ شیری‌، آزادی‌ موقت‌، دشمن‌ قسم‌خورده‌، فروشنده‌ شب‌ (۱۹۳۶)، عروسی‌ وایكی‌ كی‌، زیر پرچم‌های‌ بیگانه‌، آخرین‌ قطار از مادرید، شركای‌ جنایت‌، دختر شانگهای‌ (۱۹۳۷)، دانستن‌ خطرناك‌ است‌، مردان‌ قمارباز، سلطان‌ آلكاتراز (۱۹۳۸)، سلطان‌ محله‌ چینی‌ها، یونیون‌ پاسیفیك‌، جزیره‌ مردان‌ گمشده‌، جاسوس‌ تلویزیونی‌ (۱۹۳۹)، جاده‌یی‌ به‌ سنگاپور، روح‌گیرها، رنجرهای‌ تگزاس‌ باز می‌گردند (۱۹۴۰)، ضربه‌، دزدان‌ سقوط‌ می‌كنند، خون‌ و شن‌، گلوله‌هایی‌ برای‌ اوهارا، آنها چكمه‌ به‌ پا مردند (۱۹۴۱)، غرور كامل‌، راهی‌ به‌ مراكش‌، شاهین‌ سیاه‌، بوفالو بیل‌ (۱۹۴۳)، بانوان‌ واشنگتن‌، گانگستر، چشمان‌ ایرلندی‌ می‌خندند (۱۹۴۴)، آسمان‌ چینی‌، از اینجا كجا می‌رویم؟، بازگشت‌ به‌ باتان‌ (۱۹۴۵)، كالیفرنیا (۱۹۴۶)، سندباد بحری‌، زن‌ ناكامل‌، طلای‌ سیاه‌، غول‌ (۱۹۴۷)، شجاعان‌، خطر، نقاب‌ انتقامجو (۱۹۵۱)، زنده‌باد زاپاتا، دنیا در دستان‌ او، علیه‌ همه‌ پرچم‌ها (۱۹۵۲)، شهر كنار دریا، سمینوله‌، شرق‌ سوماترا، وحشی‌ غران‌ (۱۹۵۳)، انتظار طولانی‌، جاده‌، آتیلا (۱۹۵۴)، اولیس‌، ماتادور دلاور، هفت‌ شهر طلا (۱۹۵۵)، شور زندگی‌، مردی‌ از دل‌ ریو، گوژپشت‌ نتردام‌، ضیافت‌ خشونت‌ (۱۹۵۶)، حاشیه‌ رودخانه‌ (۱۹۵۷)، اركیده‌ سیاه‌، نجات‌ معصومان‌، آخرین‌ قطار گان‌ هیل‌ (۱۹۵۹)، پرتره‌ سیاه‌ (۱۹۶۰)، توپ‌های‌ ناوارون‌ (۱۹۶۱)، باراباس‌، مرثیه‌یی‌ برای‌ یك‌ سنگین‌وزن‌، لورنس‌ عربستان‌ (۱۹۶۲)، اسب‌ كهر را بنگر، دیدار، زوربای‌ یونانی‌ (۱۹۶۴)، بادهای‌ جاماییكا، ماجراهای‌ ماركوپولو (۱۹۶۵)، فرمان‌ گمشده‌ (۱۹۶۶)، ساعت‌ بیست‌ و پنجم‌، اتفاق‌، توپ‌های‌ سن‌ سباستین‌ (۱۹۶۷)، كفش‌های‌ ماهیگیر، ماگوس‌، راز سانتا ویتوریا (۱۹۶۸)، رویای‌ سلاطین‌، قدم‌ زدن‌ در باران‌ بهاری‌ (۱۹۶۹)، پرچم‌ (۱۹۷۰)، شهر، مرد و شهر (۱۹۷۱)، ترور ژولیوس‌ سزار، در خیابان‌ صد و دهم‌ (۱۹۷۲)، ارباب‌ مرده‌ است‌ (زیبا و مرگبار) (۱۹۷۳)، قرارداد مارسی‌ (۱۹۷۴)، پیغام‌، هدف‌ تروریست‌، میراث‌ (۱۹۷۶)، مسیح‌ نازارا، غول‌ یونانی‌ (۱۹۷۸)، كاروان‌ها، فرزندان‌ سانچز، گذر (۱۹۷۹)، شیرهای‌ صحرا، ریسك‌ بزرگ‌ (۱۹۸۱)، والنتینا (۱۹۸۲)، انتقام‌، ارواح‌ نمی‌توانند این‌ كار را انجام‌ دهند، پیرمرد و دریا (۱۹۹۰)، ستاره‌یی‌ برای‌ دو نفر، فقط‌ تنها، تب‌ جنگل‌، مافیایی‌ها (۱۹۹۱)، آخرین‌ قهرمان‌ اكشن‌ (۱۹۹۳)، كسی‌ برای‌ دوست‌ داشتن‌ (۱۹۹۴)، راه‌ رفتن‌ روی‌ ابرها (۱۹۹۵) و...

وبگردی
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان - به گزارش ورزش سه، هواداران تیم ملی ایران در جام جهانی روسیه برای حمایت از تیم کشورمان مقابل اسپانیا به شهر کازان رسیدند.
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!