دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Monday, 23 April, 2018

مـــــــردودی هــــا... !؟


مـــــــردودی هــــا... !؟
تقریبا یک سال از ائتلاف مثلث قدرت در اسرائیل متشکل از ایهود اولمرت،شیمون پرز(حزب کادیما) و ایهود باراک (حزب کار) در قامت کابینه جدید در این رژیم می گذرد.
ایهود باراک جایگزین عمیر پرتز وزیرجنگ سابق اسرائیل در کابینه اولمرت شد و شیمون پرز نیز با حمایت اولمرت و فراکسیون کادیما در پارلمان("کنیست") جایگزین موشه کتساف رئیس سابق رژیم صهیونیستی شد که به جرم فساد اخلاقی از سمتش کناره گرفت. این ائتلاف با همه رویاهایش اینک با زمزمه انحلال کنیست و برگزاری انتخابات سراسری در آستانه فروپاشی مطلق قرار گرفته است.
صرف نظر از دلایل شکست این ائتلاف، نفس سقوط کابینه اولمرت بیانگر آن است که از سال ۱۹۹۶ پس از ترور اسحاق رابین هیچ یک از نخست وزیران اسرائیل قادر نشدند دوره نخست وزیری خود را به پایان برسانند. پرز، باراک، نتانیاهو،شارون در سالهای گذشته و اینک اولمرت ناچار به استعفا از مقامشان شده اند.
ائتلاف سه گانه و البته شکننده اولمرت، پرز و باراک قرار بود با قدرت خاطرات تلخ شکست اسرائیل به دست حزب الله لبنان در تابستان ۲۰۰۶ را با بازگشتی قدرتمند در صحنه داخلی، ‌منطقه ای و بین المللی از اذهان پاک نماید.
براین اساس از فردای شکل گیری این ائتلاف باراک به عنوان وزیر جنگ در صدد ترمیم چهره دستگاه نظامی اسرائیل براساس توصیه های هفتمین کنفرانس امنیتی هرتزیلیا موسوم به میزان مصونیت ملی اسرائیل و بالا بردن روحیه جبهه داخلی (مردم) برآمد و با انعقاد قراردادهای میلیاردی تسلیحاتی با آمریکا سعی در جبران آبروی از دست رفته کرد.
همه تلاشهای باراک قرار بود در تمرین سراسری این رژیم در آوریل(فروردین) سال ۲۰۰۸ به منصه ظهور برسد که آنگونه که منابع اسرائیلی اذعان داشتند جبهه داخلی اسرائیل هیچ گونه همراهی با برنامه های دفاع شهری ارتش برای رویارویی با شرایط اضطراری نکرد.
امری که بیش از پیش میزان آسیب پذیری جبهه داخلی اسرائیل در برابر موشکها و حملات نیروهای مهاجم خارجی را آشکار کرد. ضمن آنکه جنگ افزارهایی که اسرائیل در این مانور به کار گرفت عمدتا تجهیزاتی بود که در جنگ تابستان ۲۰۰۶ از آنها علیه حزب الله لبنان آزموده شده بود.
این پایان ناکامی های باراک در ترمیم چهره ارتش نبود. دستگاه نظامی اسرائیل برای جبران مافات همچنین اقدام به حمله گسترده زمینی ،‌دریایی و هوایی به نوارغزه با هدف اشغال مجدد آن کرد،اما استفاده مبارزان فلسطینی از الگوهای به کاررفته توسط حزب الله (نبردهای چریکی) در جنگ جولای ۲۰۰۶(معروف به جنگ ۳۳ روزه) در مناطقی همچون اردوگاه جبالیا و... سبب زمینگیر شدن ارتش اسرائیل شد و چندین دستگاه از تانکهای اسرائیل توسط خمپاره اندازهای فلسطینی شکار شد.
زمینگیر شدن ارتش اسرائیل در جنگ شهری غزه فرماندهان ارتش را برآن داشت تا با تغییری آشکار در مواضع خود دستور عقب نشینی از غزه را صادر نمایند و اعلام نمایند که مجددا به نوار غزه حمله خواهند کرد.بسیاری از ناظران نظامی عقب نشینی اسرائیل از غزه را که با هدف اشغال مجدد آن یورش برده بودند؛ دومین شکست نظامی ارتش اسرائیل پس از جنگ ۳۳ روزه قلمداد کردند.
چند روز پس از پایان این حملات و در شرایطی که زمزمه های مجدد حمله به غزه به گوش می رسید شهادت طلب فلسطینی علا هاشم در بیت المقدس شرقی با عملیاتی بی نظیر در درون آموزشکده دینی متعلق به ارتش اسرائیل پیامهای چندگانه ای را برای سران سیاسی و نظامی اسرائیل ارسال کرد و به آنها گوشزد کرد که فلسطینی ها دردرون اسرائیل (جبهه داخلی) از چنان ظرفیتی برای ضربه زدن برخوردارند که چنانچه اسرائیل در اندیشه اشغال غزه برآید این ظرفیتها به فعل درخواهند آمد.
همین امر سبب شد که اسرائیل از اندیشه اشغال غزه خارج و درصدد تحریم اقتصادی ملت فلسطین در نوارغزه برآید.هرچند که در این مدت با اقدامات ایذایی حملاتی را علیه شهروندان غزه آغاز و شماری را به قتل رسانده است،اما این تغییر شیوه هدفی نبود که باراک پیش از تحویل وزارت جنگ از دست عمیر پرتز به آن وعده داده بود. حتی حملات ایذایی تاسیسات ادعایی اتمی سوریه نیز نتوانست خاطره شکست از حزب الله لبنان را از اذهان افکار عمومی اسرائیل پاک نماید.
در مقطعی از این ائتلاف باراک چنان بر موفقیت خود باور داشت که زمزمه نخست وزیری او نیز به گوش می رسید حال آنکه کارنامه ناکارآمد سیاسی او برهیچ کسی پوشیده نبود. باراک این استاد پیانو و با سابقه نظامی، اما در آخرین آزمون خود از حکومت داری در دسامبر سال ۲۰۰۰ پس از تنها یک سال و نیم از احراز پست نخست وزیری به دلیل بی کفایتی در پیشبرد امور از سمت خود کناره گیری کرد و جای خود را به آخرین تیر در کمان جنبش صهیونیسم یعنی ژنرال آریل شارون (که اینک او نیز در کمای دائمی فرو رفته است) داد.
باراک که در اواخر دهه نود تصدی پست نخست وزیری اسرائیل را تجربه تلخ کرده بود اواخر می ۲۰۰۷ با کسب بیش از ۳۵ درصد از آراء توانست از نزدیکترین رقیب خود عامی ایالون در انتخابات سراسری حزب کار پیشی گیرد، ولی به علت عدم کسب حداقل آرا انتخابات به دوردوم کشیده شد.
دلگرمی دیگر اولمرت برای خروج اسرائیل از سقوط و زوال (ناشی از شکست در جنگ علیه حزب الله) معرفی شیمون پرز دیپلمات کهنسال (۸۴ ساله) اسرائیلی به عنوان نامزد حزب کادیما برای تصدی پست ریاست این رژیم بود. پرزی که بیش از اولمرت ردای نخست وزیری را بر تن کرده، اما کارنامه جالبی برای تامین نخستین دغدغه اسرائیلی ها یعنی "امنیت" نداشت.
شیمون پرز اروپایی‌الاصل از رهبران کهنه‌کار اسرائیل که دراین رژیم به عنوان "مرد همیشه بازنده" معروف است در آخرین انتخابات داخلی حزب کار برای گزینش رهبر این حزب، در مقابل عمیرپرتز رئیس سندیکای کارگری رژیم صهیونیستی (هیستادروت)شکست خورد و از مقام رهبری حزب کار اسرائیل کنار رفت.
تکرار مکرر ناکامی شیمون پرز در انتخابات اخیرحزب کار، در عین حال به شایعات وسیعی در محافل مذهبی اسرائیل در مورد "نفرین"شدن او توسط تعدادی از خاخام‌ای بنیادگرای یهودی دامن زده است به طوری که برخی بنیادگرایان یهود شکست او را نه ناشی از علل و عوامل طبیعی، بلکه موضوعی مربوط به مابعدالطبیعه می‌دانند و در این باره داستانهایی را به نقل از خاخامهای ارتدوکس نقل می ‌کنند. با این وجود او در این مثلث ماموریت داشت تا چهره بیرونی اسرائیل را در نزد افکار عمومی ترمیم و حمایت غرب را جلب نماید. اعتراضهای حقوقی در بلژیک،‌فرانسه، و تحریمهای دانشگاهی انگلیس همه و همه نشان از شکست ماموریت پرز دارد. او از نسل قدیمیی ترهای جنبش صهیونیسم و شاید بازمانده آنان باشد.
اما ضلع سوم ائتلاف سه گانه اسرائیل را خود نخست وزیر اولمرت برعهده داشت. اولمرت هم که سابقه سیاسی مهم او به تصدی شهرداری بیت المقدس و احداث شهرکهای صهیونیستی در این منطقه برای یهودی کردن ماهیت آن برمی گردد در نخستین آزمون حکومت داری اش شکست اسرائیل در جنگ علیه حزب الله لبنان (جولای ۲۰۰۶) را تجربه کرد. پس از این ائتلاف او شاهد شکستهای دیگری در عرصه سیاسی بود.
اعتماد به نفس بالای سوریه در مقابله با تهدیدهای اسرائیل ،‌افزایش نقش منطقه ای جریان مقاومت در منطقه و فلسطین، ناتوانی در مهار موشکهای فلسطینی، شکست جریان همسو با آمریکا و رژیم صهیونیستی در تحولات لبنان، بازگشایی پرونده فساد مالی وی و دست آخر ظهور جریانهایی که اینک آینده سیاسی هم پیمانان سنتی آمریکا را تهدید می کند. به نظر می رسد که پرونده اولمرت نیز با انحلال کنیست(پارلمان) این رژیم در روزهای آینده و برگزاری انتخابات عمومی تا پیش از پایان سال جاری بسته خواهد شد؛همانگونه که بیانیه هفتمین کنفرانس امنیتی هرتزیلیا در سال ۲۰۰۷ پیش بینی کرده بود و قویا سران صهیونیسم را از انتخاب گزینه های ناکار آمد پرهیز داده و از نبود چهره های قدرتمند در اسرائیل انتقاد کرده بود.
اما پرسش اینجاست با پایان عصر اولمرت و درسایه نبود رهبران قدرتمند که البته نشان ازآن دارد که جنبش صهیونیسم هرگز در اندیشه پرورش نیروها نبوده چون فکر نمی کرد فلسطینی ها و اصولا جهان اسلام تا این اندازه در مقابل پروژه استعماری اش ایستادگی کنند، آینده اسرائیل چگونه خواهد بود. بنیامین نتانیاهو آیا به اندازه شیمون پرز و آریل شارون سابقه سیاسی و نظامی دارد که بتواند آنچه را که آنان قادر به تحقق آن نشدند محقق نماید؟
اصولا شرایط منطقه با شرایط ۱۰ سال گذشته آیا تفاوت نکرده است؟ اسرائیل با کدام جامعه همگون می خواهد به روزهای طلایی دهه ۴۰ و ۶۰ قرن گذشته بازگردد؟ آیا با حمله مجدد و مقطعی به نوار غزه و کشتار فلسطینی ها(که زمزمه آن به گوش می رسد) او قادر خواهد بود مساحت بیشتری از جمعیت مهاجر یهودی را از تیررس موشکهای فلسطینی خارج کند؟ تل آویو چگونه با ظرفیت بالقوه تهدید یک میلیون و دویست هزار فلسطینی ساکن در اراضی اشغالی سال ۱۹۴۸ مقابله خواهد کرد؟ مکتب صهیونیسم به نظر می رسد تیری در کمان ندارد. سرگردانی او در برزخ صلح و جنگ نیز موید همین نکته است؟


منبع : خبرگزاری قدس ـ قدسنا

مطالب مرتبط

ماشین تبلیغاتی اسرائیل چگونه عمل می کند

ماشین تبلیغاتی اسرائیل چگونه عمل می کند
داستانسرایی رسانه ها و نیز تفاسیر سیاسی در آمریکا پیرامون منازعات خاورمیانه، پیوسته ادعاهای اسرائیل را از نزدیک پی گرفته و بدان بها بخشیده است. همین امر امروز کماکان عنصر اصلی و اساسی موفقیت اسرائیل و توانایی این رژیم برای ادامه نبردهایش را تشکیل می دهد، و آمریکا نیز هیچ گامی در جهت متوقف ساختن آن برنمی دارد. اسرائیل با توجه به شناختی که از اهمیت جنگ تبلیغاتی دارد، می کوشد افکار عمومی جهان را از توجه به جنایاتش منحرف سازد .
اکنون ببینیم که اوضاع به چه منوال است و اسرائیلی ها چگونه عمل می کنند:
۱) تعیین شروط مذاکرات
اسرائیلی ها از بدو کار می کوشند تا بستر، مفاد و مبحث، نقطه آغاز و خط مشی روایتی را که به چگونگی درک جنگ شکل خواهد بخشید، تعریف کرده و مشخص سازند. در این مورد، به عنوان مثال آنها موفق گردیده اند از طریق «تکرار مداوم»، این مفهوم را نهادینه سازند که نقطه آغازین این منازعه ۱۹ دسامبر یعنی پایان آتش بس ۶ ماهه بوده (که اسرائیل آن را «به طور یک جانبه نقض شده از سوی حماس» توصیف کرده است). و با این کار، البته آنها اقدامات خود در جهت نقض آتش بس در اوایل نوامبر، و عدم موفقیتشان در احترام به تعهدات خود مبنی بر گشایش مرزهای غزه به هنگام آتش بس را نادیده شمرده اند. اسرائیلی ها چشمان خود را نیز بر این مهم بسته اند که غزه را به حد و مرز وابستگی رسانده اند، روندی که بسیار پیش از عقب نشینی آنها در سال ۲۰۰۵ آغاز گردیده و ادامه یافته است. زیرا که می دانند غالب آمریکایی ها منازعه را از نزدیک دنبال نمی کنند و گرایش آنها به باور ادعاهای اسرائیلی هاست- که «مدام می شنوند». و این تاکتیک «تعریف پیشگیرانه» و «تکرار»، بسیار موثر و موفق است.
۲) کارآیی کلیشه ها
منازعه اسرائیلی- فلسطینی برای نسل های متوالی پیوسته با این تصاویر فرهنگی تعریف و توصیف گردیده که اسرائیل مثبت است و فلسطینی ها بسیار منفی! و این، برای «تبلیغا تچی» های اسرائیلی امتیازی به حساب می آید که به سهولت قابل بهره برداری است. از دیگر سو، چون تاریخ تا مدت های مدید به دید «انسانیت اسرائیلی ها در برابر مسئله فلسطین» نگریسته شده، هرگونه پوشش رسانه ای بدین شکل آغاز می گردد که چطور و چگونه این «مسئله» مردم اسرائیلی را عذاب می دهد! این موضوع به وضوح در اظهارات «گلدامایر»، نخست وزیر اسبق اسرائیل، مشاهده می گردد که مدعی بود: «ما می توانیم کشتن فرزندانمان را بر اعراب ببخشیم، اما هرگز نمی توانیم ببخشیم که ما را وادار به کشتن فرزندان خود می سازند.» به این ترتیب، به هیچوجه تعجب برانگیز نیست که به رغم زجرها و آلام غیرقابل توصیف و نابرابر فلسطینی ها، پوشش رسانه ای پیوسته سعی بر «متعادل ساختن» روایات داشته، مجموعه ای از تصاویر تبلیغاتی انتخابی را ارائه می دهد که در آنها اسرائیلی های وحشت زده و خشمگین و اثرات جنگ بر آنان به نمایش گذارده شده است. پیش از آن، در اوج تبلیغات رسانه ای، فلسطینی ها مانند همیشه به حد ارقامی ساده تقلیل یافته، و جزو «خسارات جانبی» به حساب آمده اند.
۳) پیشدستی و بهره برداری از خطاهای رقیبان
خطاهای(؟!) احتمالی حماس پیوسته به سود استراتژی اسرائیل تمام می شود. از بدو کار، اسرائیل می توانست بر روی این موضوع حساب کند که حماس راکت هایی به سمت سرزمین های اشغالی پرتاب کرده، به نوعی این رژیم را تهدید خواهد کرد. بنابراین، اسرائیلی ها پیوسته توانسته اند برای جلب محبت و دلسوزی غرب از این موضوع بهره برداری لازم را به عمل آورند. و دانستن این که چنین چیزی به طور قطع روی خواهد داد و قابل بهره برداری خواهد بود، خود امتیازی در جنگ تبلیغاتی اسرائیلی ها به حساب آمده است.
۴) حضور همه جانبه، تکرار ادعایی واحد و حصول اطمینان از «ناپیدا» ماندن مخالفان
اسرائیل هر جنگ خود را با جمعیتی از اشخاص انگلیسی زبان (که غالبا در غرب متولد شده اند) آغاز می کند که پیوسته و در هر لحظه در دسترس تک به تک رسانه ها قراردارند. به عنوان مثال، این به هیچوجه تصادفی نیست که اسرائیل یک کنسول کل «عرب» در آتلانتا دارد، چرا که مکانی است که شبکه تلویزیونی «سی ان ان» در آن مستقر است. کادر عملیات تبلیغات آنها- که تعداد بیشماری سخنگو را به تمامی نقاط دور و نزدیک ایالات متحده و هر کجا که مباحثه و مذاکره ای به راه است- روانه می سازد، خود تضمینی برای موفقیت است. همزمان، آنها می توانند از دسترسی رسانه ها به غزه جلوگیری بعمل آورده، صرفا به گزارشگران غربی اجازه فعالیت در نزدیکی منطقه جنگی- که تحت کنترل نیروهای دفاعی اسرائیل قرار دارد- بدهند و بدین سان وجود این امکان را برای اسرائیل تضمین کنند که هر جنبه این روایت و گزارش را به دلخواه شکل بخشد، و در عین حال امکان یک بررسی مستقل از فاجعه ای که در غزه در حال وقوع است را نیز منتفی سازند.
۵) هیچگونه غفلتی جایز نیست
اکنون که نیمی از روایت را آنچه رهبران سیاسی می گویند و انجام می دهند، مشخص می سازد، دستگاه سیاسی در واشنگتن نیز به شراکت گرفته می شود، البته با حصول این اطمینان که کاخ سفید و ریاست کنگره «دست از پا خطا» نخواهند کرد. در نتیجه، اعلام های کنگره بازتاب مباحثات می گردد و آنچه توسط سخنگویان اسرائیلی و مفسران سیاسی بیان می شود و اعلام های کنگره، در مجموع به پژواک یکدیگر تبدیل می گردند.
۶) تکذیب، تکذیب و تکذیب...
هنگامی که رویدادها خود سخن می گویند و واقعیت فاش گردیده، خلاف روایت جاافتاده را به نمایش می گذارد و روایاتی بر ضد آنچه از سوی اسرائیل تحمیل شده است را ارائه می دهد، ماشین تبلیغات بی وقفه به تکاپو می افتد تا تکذیب کند. تکذیب پشت تکذیب! یا به عبارت دیگر، با وقاحت تمام به ما می گویند: «چه کسی را باور دارید، ما یا چشمانتان را که به شما دروغ می گویند؟» و یا این که، ضدروایتی را پخته و آماده می سازند که در جهت بیگناهی آنهاعمل کند. جملاتی نظیر: «ما این کار را نکردیم، آنها کردند!» در این صورت، این بدان معناست که مرگ فلسطینیان پیوسته تقصیر دیگری است، و یا این که گزارشگران یا رقیبان تصاویری دروغین را از درد و زجر مردم فلسطینی ارائه داده اند (انگار ادعا این باشد که «عرب ها» واقعا همانند ما درد نمی کشند!).
۷) آخرین دستاویز
و هنگامی که تمامی این ترفندها با شکست روبرو می شود، راهی جز این نمی ماند که بی شرمانه نمونه هایی از خصومت با یهودیان ارائه گردد تا نشان دهد که انتقادات بر این پایه انجام می پذیرد. اگر چه این ترفند بارها و بارها به کارگرفته شده، اما نتایج خود را دارد و می تواند منتقدان را خاموش سازد و یا این که آنان را در موضع دفاعی قراردهد.

وبگردی
دادستانی که به قانون تمکین نکرد
دادستانی که به قانون تمکین نکرد - نکته دیگری که برای شخص من در ماجرای مرتضوی بسیار مهم‌تر از شرایط او در زندان است، عدم تمکین ایشان به قانون است. مرتضوی به عنوان یک دادستان و شخصیت‌های برجسته و بانفوذ قوه قضائیه حاضر نشد به قانون تمکین کند. حالا دیگر اهمیتی ندارد که مرتضوی در بند 241 باشد یا 309 یا چقدر به مرخصی بیاید، مهم این است که اتفاقات اخیر نشان داد که او هیچ پایبندی به قانون نداشته و ندارد
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!