یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ / Sunday, 21 January, 2018

معناشناسی داستان و اسطوره در قرآن


معناشناسی داستان و اسطوره در قرآن
در قرآن واژگان قصص، حدیث، نبا و مثل به معنای داستان به کار رفته وآن عبارت از بخش‏هایی از ماجراهای واقعی تاریخ است که عبرت آموزی وهدایت‏بخشی در پی داشته باشد؛ اما اسطوره در قرآن عبارت از داستان‏های‏خرافی زاییده ذهن گذشتگان است. در مقاله حاضر این دو واژه از نظر لغت وقرآن معناشناسی شده است.
● مقدمه
قرآن اصیل‏ترین کتاب هدایت است. در قرآن هیچیک از مسائل اساسی سعادت وشقاوت انسانی مسکوت نمانده است؛ چنانکه خدای تعالی فرماید: ما فرطنا فی‏الکتاب من شی‏ء [انعام ۳۸]: (ما هیچ چیز را در این کتاب فروگزار نکردیم).
قرآن کتاب تاریخ یا داستان نیست؛ ولی در نقل تاریخ یا داستان سودمندترین تاریخ وداستان را با بهترین اسلوب بیان داشته که نحن نقص علیک احسن القصص بما اوحیناالیک هذاالقرآن و ان کنت من قبله لمن الغافلین‏ [یوسف‏۳]: (ما بهترین سرگذشت‏ها را ازطریق این قرآن - که به تو وحی کردیم- بر تو بازگو می‏کنیم و مسلما پیش از این از آن‏خبر نداشتی).
در این مقاله نگاهی اجمالی به داستان و اسطوره در قرآن شده و از این رهگذر مقایسه‏ای میان داستان و اسطوره به میان آمده است.
● واژه‏شناسی داستان
در واژه‏شناسی داستان در قرآن علاوه بر واژه قصص باید از واژگان حدیث، نبا و مثل‏مدد جست و حال به اختصار به شرح هر یک می‏پردازیم:
الف) واژه قصص، از ریشه ق.ص.ص مصدر ثلاثی مجرد قص یقص قصا و قصصا واصل معنای آن قطع و بریدن و اتباع می‏باشد[۱] و در تراجم پارسی به برگفتن قصه یا ازپی کسی فرا شدن‏ و قصه برداشتن و برپی رفتن معنا شده است و قصص به این خاطر به‏داستان گفته می‏شود که سخنی در پی سخن دیگر می‏آید و قاص (داستانسرا) کسی‏است که خبری را بعد از خبر دیگر و کلامی را بعد از کلام دیگر بیان می‏کند[۲] و در آیه‏شریفه آمده: قالت لاخته قصیه (۱) [قصص ۱۱] اتبعی اثره (۲) [۳].
برخی مفسران قصص را جمع قصه گرفته‏اند؛ مانند نسفی ذیل آیه شریفه نحن نقص‏علیک احسن القصص‏ [یوسف ۳]: (خبر دهیمت از نیکوترین قصه‏های گذشتگان).مشهور است که در قوله تعالی نحن نقص علیک احسن القصص واژه القصص ممکن‏است‏به معنای مصدری باشد. که در تقدیر چنین می‏شود: نحن نقص علیک احسن‏الاقصاص‏ یعنی ما به بدیعترین اسلوب و بهترین طریق و عجیبترین نظم بر تو قصه‏می‏خوانیم. در این صورت معنای مقصوص را القا می‏کند؛ یعنی نحن نقص الیک احسن‏ما یقص من الاحادیث‏[۴].
علامه طباطبائی در جمع دو وجه - البته با ترجیح معنای مفعولی- چنین می‏فرماید:پس قصص به معنای قصه و احسن القصص به معنای بهترین قصه و حدیث است. چه‏گفته باشند که کلمه نامبرده مصدر به معنای اقتصاص و قصه‏سرایی است و چه به معنای‏اسم مصدر یعنی داستان باشد. هر دو وجه صحیح است. بنابراین معنا داستان یوسف‏بهترین داستان است و بنا بر معنای قبلی باز هم قصه یوسف به آن طریق که قرآن سروده‏بهترین سراییده است‏[۵].
در قرآن از ریشه ق. ص. ص ۳۰ واژه پدید آمده است که ۶ مورد مصدر قصص و ۲۰مورد مشتقات فعلی و چهار مورد واژه قصاص می‏باشد که در اصل لغت‏به معنای اتباع وپیروی قدم به قدم و در قرآن واژه قصص به معنای بیان داستان (داستان سرایی) است.
ب) واژه حدیث، در لغت‏به معنای از نو ایجاد شدن و چیزهای نو [۶] و در قرآن به‏معنای خبر، کلام، قرآن، عبرت، رؤیا، نوآوری و قصص می‏باشد[۷]. حال به دو مورد که‏به این معنا آمده اشاره می‏کنیم:
▪ مورد اول: هل اتاک حدیث ضیف ابراهیم المکرمین اذدخلوا علیه فقالوا سلما قال سلم قوم منکرون‏[ذاریات ۲۵ و ۲۴]: (آیا خبر میهمانهای‏بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است؟! در آن زمان که بر او وارد شدند و گفتند: سلام بر تو.او گفت: سلام بر شما که جمعیتی ناشناخته‏اید).
▪ مورد دوم: هل اتاک حدیث موسی اذ ناداه ربه بالواد المقدس طوی اذهب الی‏فرعون انه طغی‏ [نازعات ۱۵-۱۷]: (آیا داستان موسی به تو رسیده است، در آن هنگام که‏پروردگارش او را در سرزمین مقدس طوی ندا داد و گفت: به سوی فرعون برو که طغیان‏کرده است).
با توجه به سیاق در این دو مورد کاملا روشن است که منظور از حدیث در آن دوداستان می‏باشد.
ج) واژه نبا: جمع آن انباء و به معنی خبر و آگاهی می‏باشد[۸] و در قرآن در برخی‏موارد به معنی داستان و سرگذشت آمده است؛ مانند: واتل علیهم نبا ابنی آدم بالحق اذقربا قربانا فتقبل من احدهما و لم یتقبل من الاخر[مائده ۲۷]: (و داستان دو فرزند آدم را به‏حق برای آنها بخوان: هنگامی که هر کدام به کاری برای تقرب (به پروردگار) انجام دادند.اما از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد).
در تفسیر نسفی در ترجمه آیه آمده است که: و بخوان بر ایشان بی‏فزون و کاست‏قصه دو پسر آدم را... [۹].
و یا نتلو علیک من نبا موسی و فرعون بالحق لقوم یؤمنون‏[قصص ۳]: (ما از داستان‏موسی و فرعون به حق بر تو می‏خوانیم، برای گروهی که ایمان می‏آورند).
د) واژه مثل، و جمع آن امثال به معنی نظیر و شبیه می‏باشد [۱۰]. برخی این واژه را اززبان سامی[۱۱] و برخی از زبان و حبشی Mesale ،Mesl می‏دانند [۱۲].در کتب وجوه و نظائر معناهایی مانند: عبرت، عذاب، سنن و صفت‏برای آن ذکر شده‏است[۱۳]؛ لذا باید معنای داستان را نیز به آن افزود؛ مانند ان مثل عیسی عندالله کمثل‏آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون‏[آل عمران ۵۹]: (مثل عیسی نزد خدا همچون آدم‏است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود: موجود باش، آنگاه موجود شد).
مفسر بزرگ شیعی ابوالفتح رازی و نیز نسفی واژه مثل را در اینجا به داستان معناکرده‏اند[۱۴].
● مراد از داستان در قرآن
در اصطلاح قرآنی داستان به مفهوم گسترده آن پدیده‏ای است که ساختار هندسی‏ویژه‏ای دارد. داستان نویس یک یا چند حادثه و نیز وضعیتها، شخصیتها و محیطها رابرمی‏گزیند و آنها را به زبانی تعبیر می‏کند[۱۵]. نیز باید افزود که قصص در نگاه قرآن‏عبارت است از بیان ماجراهای گذشته از حیث عبرت گرفتن و آن پی‏گیری و بیان یک‏واقعیت تاریخی از زوایای گوناگون در بعد هدایتی می‏باشد؛ لذا در جهت‏بیان تمام یک‏ماجرا نمی‏باشد؛ بلکه آن بخشهایی از ماجراها را گزین می‏کند که هدایتگر باشد. بنابراین‏قصص شامل وقایع حاضر مانند حدیث و رویدادهای آینده، مانند نبرد ایران و روم‏نمی‏شود. قصه گفتن قرآنی یعنی پی گرفتن اخبار گذشتگان و این در بیان قرآن کریم نیزتصریح شده است که: لقد کان فی قصصهم عبرة لاولی الالباب ما کان حدیثا یفتری لکن‏تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل کل شی‏ء و هدی و رحمة لقوم یؤمنون‏ [یوسف ۱۱۱]: (درسرگذشت آنها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه بود. اینها داستان دروغین نبود؛ بلکه‏هماهنگ است‏با آنچه پیش روی او از کتب آسمانی پیشین قرار دارد و شرح هر چیزی(که پایه سعادت انسان است) و هدایت و رحمتی است‏برای گروهی که ایمان می‏آورند).
● واژه اساطیر
اساطیر بر وزن افاعیل و مشتق از ریشه سطر می‏باشد. سطر یعنی کتب (نوشت) وسطر، ردیف هر چیز را گویند. و فی الکتاب مستورا؛ یعنی در کتاب نوشته شده است،و سطر فلان کذا؛ یعنی فلانی ردیف به ردیف نوشت [۱۶].
برخی معتقدند که اساطیر جمع اسطوره و اسطاره و برخی آن را جمع اسطار واسطاره، اسطیر و اسطیره و اسطور و اسطوره و برخی آن را جمع الجمع، یعنی جمع‏اسطار و اسطار جمع سطر و برخی- چون اخفش- آن را جمع بدون مفرد می‏دانند[۱۷].
دانشمندان واژه‏شناس اساطیر را به سخنان باطل و سخنانی که هیچ ربطی به چیزی‏ندارند تعریف کرده‏اند و افزوده‏اند: اساطیر الاولین، یعنی آن سخنان شگفتی که ازپیشینیان نوشته باشند و آن درباره سخنی به کار می‏رود که از هم گسیخته باشد[۱۸] وهنگامی گفته می‏شود، سطر فلان علینا تسطیرا که شخصی سخنانی شبیه باطل بیاوردو زمانی که گفته شود: فلان سطر علی فلان‏ که سخنان بیهوده بگوید [۱۹]. اساطیرالاولین‏ در ترجمه فارسی به افسانه‏های نبشته پیشینیان‏ ترجمه شده است[۲۰].
درباره منشا این واژه فرانکل بر این نظر است که از آرامی گرفته شده است[۲۱] وبرخی معتقدند که اسطوره از واژه یونانی هیستوریا (Historia) به معنی جستجو وآگاهی‏ و داستان‏ گرفته شده است. بازمانده این لغت در زبان انگلیسی (Story) به‏معنای داستان و حکایت‏ و در زبان فرانسه (Histoire) به معنای تاریخ و حکایت‏می‏باشند[۲۲] و برخی هم آن را از اصل تازی می‏دانند.
حال قبل از بررسی کاربرد این واژه در قرآن به اختصار کلیات اسطوره‏ها را بیان‏می‏کنیم: اسطوره قصه‏گونه‏ای است که طی توالی نسلها بر سر زبان‏ها نقل می‏شود. آن‏پدیده‏های طبیعت و همچنین آیین‏ها و عقاید موروثی را به نحوی غالبا ساده تبیین‏می‏کند. در اسطوره مرز دنیای عینی و ذهنی به هم می‏ریزد. زمان واقعی عینیت‏خود را ازدست میدهد و به زمانی ذهنی تبدیل می‏شود. اسطوره را باید داستانهای نیمه واقعی‏دانست.... آنچه مهم است صحت تاریخی داستان نیست؛ بلکه مفهومی است که برای‏معتقدان آن در بردارد[۲۳].
اسطوره را باید داستان و سرگذشتی معنوی (آسمانی، روحانی، مربوط به فراسوی‏جهان مادی، غیر ملموس و آن جهانی) دانست که معمولا اصل آن معلوم نیست و شرح‏عمل، عقیده، نهاد یا پدیده‏ای طبیعی است‏به صورت فراسوی، که دست کم بخشی ازآن را از سنتها و روایتها گرفته‏اند و با آیین‏ها و عقاید دینی پیوندی ناگسستنی دارد. دراسطوره وقایع از دوران اولیه نقل می‏شود و به عبارت دیگر سخن از این است که چگونه‏هر چیزی پدید می‏آید و به هستی خود ادامه می‏دهد. شخصیتهای اسطوره را موجودات‏فوق طبیعی تشکیل می‏دهند و همواره هاله‏ای از تقدس، قهرمان مثبت آنرا فرا گرفته‏است[۲۴].
حال گونه‏های اسطوره را اختصارا ذکر می‏کنیم.
الف) اسطوره آیینی: متن‏هایی که دانش مربوط به اسطوره‏ها از آن بدست می‏آید،در آرشیو پرستشگاهها جای داشته است. در آیین، اسطوره سرگذشت آنچه را اجرامی‏شد بیان می‏کند... این گونه اسطوره کارآیی آیین را تامین می‏کند. شاید اسطوره آیینی‏کهن‏ترین نوع اسطوره باشد.
ب) اسطوره بنیادی: کاربرد این اسطوره بیان علت‏خیالی بنیاد یک عادت و یک نامه‏و حتی یک شی‏ء است.
ج) اسطوره کیش: این اسطوره مربوط به دین یهود است و کاربرد آن عبارت بود ازتصدیق عهدی که میان یهود و اسرائیل بسته شده بود.
د) اسطوره شخصیت: این اسطوره تولد و کارهای برجسته یک قهرمان مشهور را باهاله‏ای از شگفتی و رمز و راز می‏پوشاند.
ه) اسطوره جهان پس از مرگ: این اسطوره مشخصه تفکر مسیحی - یهودی‏است[۲۵].
در قرآن این واژه به صورت جمع، اساطیر و به صورت ترکیب اساطیر الاولین‏ در ۹مورد بیان شده است و ما مختصرا به بیان مراد واژه اساطیر در این آیات با توجه به سیاق‏می‏پردازیم:
▪ و منهم من یستمع الیک و جعلنا علی قلوبهم اکنة ان یفقهوه و فی اذانهم و قرا و ان‏یروا کل آیة لا یؤمنوا بها حتی اذا جاؤک یجادلونک یقول الذین کفروا ان هذا الا اساطیرالاولین‏ [انعام ۲۵]:(پاره‏ای از آنها به (سخنان تو) گوش فرا می‏دهند و بر دلهای آنهاپرده‏هایی افکنده‏ایم تا آن را نفهمند و در گوش آنها سنگینی قرار دادیم و اگر تمام‏نشانه‏های حق را ببینند، ایمان نیاورند؛ تا آنجا که وقتی به سراغ تو می‏آیند، با توپرخاشگری کنند. کافران می‏گویند: اینها فقط افسانه پیشینیان است).
سیاق نشان می‏دهد که مشرکین آیات خدا را تکذیب می‏کردند و در برخورد با آیات‏خداوند ایمان نمی‏آورند و می‏گفتند: اساطیر پیشینیان است و لذا در اینجا استعمال‏اساطیر الاولین- از سوی مشرکین - و در مقابل آیات خداوند قرار گرفته است.
▪ واذ تتلی علیهم آیاتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا ان هذا الا اساطیرالاولین‏ [انفال ۳۱]: (و هنگامی که آیات ما بر آنها خوانده می‏شود می‏گویند: شنیدیم (چیزمهمی نیست). ما هم اگر بخواهیم مثل آن را می‏گوییم. اینها همان افسانه‏های پیشینیان‏است).
مشرکان آیات خدا را ساده و عامیانه تلقی می‏کردند و آن را اساطیر الاولین‏می‏خواندند. لذا در اینجا نیز اساطیر استعمالی از طرف مشرکان برای آیات خداوندمی‏باشد.
▪ و اذ قیل لهم ماذا انزل ربکم قالوا اساطیر الاولین‏ [نحل ۲۴]: (و هنگامی که به‏آنهاگفته می‏شود پروردگار شما چه نازل کرده است؟ می‏گویند: اینها (وحی الهی نیست)همان افسانه‏های دروغین پیشینیان است).
در اینجا نیز کاملا مشهود است که تنزیل الهی از سوی مشرکان به اساطیر الاولین نام‏برده شده است.
▪ قالوا اذا متنا و کنا ترابا و عظاما ءانا لمبعوثون لقد وعدنا نحن و اباؤنا هذا من قبل ان‏هذا الا اساطیر الاولین‏ [مؤمنون ۸۲ و ۸۳]: (آنها گفتند: آیا هنگامی که مردیم و خاک واستخوانهای پوسیده شدیم، آیا بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟! این وعده به ما وپدرانمان از قبل داده شده است؛ این فقط افسانه‏های پشتیبان است).
در اینجا وعده بعث و برانگیخته شدن از سوی مشرکان به اساطیر الاولین تعبیر شده‏است.
▪ و قالو اساطیر الاولین اکتتبها فهی تملی علیه بکرة و اصیلا. قل انزله الذین یعلم السرفی السماوات و الارض انه کان غفورا رحیما [فرقان ۴ و ۵]: (و گفتند: این همان افسانه‏های‏پیشینیان است که آن را رونویس کرده و هر صبح و شام بر او املا می‏شود. بگو کسی آن رانازل کرده که اسرار آسمانها و زمین را می‏داند. او همیشه آمرزنده و مهربان است).
در اینجا نیز کاملا ملحوظ است که استعمال اساطیر الاولین در مقابل کتاب خداونداست).
▪ وقال الذین کفروا ءاذا کنا ترابا و آباؤنا ائنا لمخرجون. لقد وعدنا هذا نحن آباؤنا من‏قبل ان هذا الا اساطیر الاولین‏ [نحل ۶۷ و ۶۸]: (و کافران گفتند: آیا هنگامی که ما وپدرانمان خاک شدیم، (زنده می‏شویم) و از دل خاک بیرون می‏آئیم؟ ! این وعده‏ای است‏که به ما و پدرانمان از پیش داده شده است: اینها افسانه‏های پشتیبان است).
در اینجا بعث و خروج را در مقابلش اساطیر الاولین قرار داده‏اند.
▪ و الذی قال لوالدیه اف لکما اتعداننی ان اخرج و قد خلت القرون من قبل و همایستغیثان‏الله ویلک آمن ان وعدالله حق فیقول ما هذا الااساطیر الاولین‏ [احقاف ۱۷]: (وکسی که به پدر و مادرش می‏گوید: اف بر شما! آیا به من وعده می‏دهید که من روز قیامت‏مبعوث شوم؟! در حالی که پیش از من اقوام زیادی بودند (اما هرگز مبعوث نشدند) وآندو پیوسته فریاد می‏کشند و خدا را به یاری می‏طلبند که وای بر تو ایمان بیاور که وعده‏خدا حق است! اما او پیوسته می‏گوید: اینها چیزی جز افسانه‏های پیشینیان نیست).
در جواب والدین مؤمن که فرزندشان را به ایمان به قیامت فرا می‏خوانند، فرزندشان‏آن را انکار می‏کند و اساطیر پیشینیان می‏نامد.
▪ و اذ تتلی علیهم آیاتنا قال اساطیر الاولین‏[قلم ۱۵]: (و هنگامی که آیات ما بر اوخوانده می‏شود، می‏گوید: اینها افسانه‏های خرافی پیشینیان است). در اینجا مشرکان آیات خدا را اساطیر الاولین نامیده‏اند.
▪ و اذا تتلی علیه آیاتنا قال اساطیر الاولین‏ [مطفنین ۱۳]: (وقتی آیات ما بر او خوانده‏می‏شود، می‏گوید: این افسانه‏های پیشینیان است). با توجه به سیاق مشخص است که‏مشرکان آیات خداوند را در مورد روز جزا تکذیب و اساطیر الاولین می‏خوانند: چنانکه‏در آیات قبل از آیه مذکور می‏خوانیم: وای در آن روز بر تکذیب کنندگان! آنهایی که روزجزا را انکار می‏کنند. کسی که آن را انکار می‏کند، متجاوز و گنهکار است‏.
● فرق داستان و اسطوره
همان طور که دیدیم اساطیر الاولین در قرآن دارای معنی گسترده‏ای است و همیشه‏از طرف مشرکان و به منظور غیرالهی و ناحق شمردن قرآن و عقاید موجود در آن ابرازمی‏شده است و با توجه به سیاقهای آیات بیان نمودیم که غرض مشرکین انکار دو چیزبوده است: یکی ما انزال الله‏ و دیگری حق بودن بعث و خروج از قبر؛ لذا مشرکان‏هرگاه به تکذیب دست می‏یازیدند، اساطیر الاولین را به کار می‏بردند؛ یعنی آنها اموری‏است که دیگران به ناحق و از سابقه ذهنی مردم استفاده کرده و در اذهان آنان القاکرده‏اند.
در بحث از واژه اسطوره و انواع آن بیان کردیم که واژه اسطوره دارای معنای وسیع‏است و عقاید و آداب و داستانهای گذشته و جز آنها را در سطوح کلان آن در بردارد وریشه‏های آن نیز دینی است. لذا می‏بینیم که در قرآن واژه اساطیر به همین گستردگی‏مطرح می‏شود و صرفا معنای داستان خرافی را نمی‏دهد؛ بلکه شامل مجموعه‏ای ازعقاید و آداب و ماجراهای گذشتگان می‏باشد. اما در لغتنامه‏های امروز معنای آن صرفابه داستانهای خرافی‏ عدول کرده است.
اگر در بحث داستانهای قرآن- از باب تسمیه جزء بر کل- بخواهیم آن را با اساطیرمقایسه کنیم، باید به ذکر این نکته مهم بپردازیم که وجه ممیزه این دو عنصر این حقیقت‏است که قصص قرآن حق و راست است. ولی در اساطیر هر چند ممکن است ریشه‏ای‏دینی و راست داشته باشد؛ ولی در مسیر زمان منحرف شده است.
حال این سؤال مطرح می‏شود که منظور مشرکین از اساطیر کدام گونه آن بوده است؟باید گفت که با توجه به سیاقهای آیات بحث‏شده، واژه اساطیر در قرآن می‏تواند تمام‏گونه‏های اسطوره‏ای را در بربگیرد.

نویسنده: عباس اشرفی
منابع
۱) نزهة‏الاعین النواظر... ص ۴۹۰ لسان العرب، ج ۷، ص ۷۳، مفردات راغب، ص ۲۷۹.
۲) تراجم الاعاجم ص ۲۷۹، درر الترجمان ص ۲۴۹، التبیان فی تفسیرالقران، ج ۶، ص ۹۳، تهذیب اللغة، ج ۸، ص ۲۵۶.
۳) لسان العرب، ج ۷، ص ۷۴.
۴) معجم البحرین، ج ۳، ص ۵۱۱، تفسیر نسفی، ج ۱، ص ۳۲۵، مجمع‏البحرین، ج ۳، ص ۵۱۱.
۵) المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه ج ۲۱، ص ۱۲۴.
۶) لسان العرب، ج ۲، ص ۱۳۱، العین، ص ۱۶۷.
۷) وجوه و نظائر دامغانی ص ۱۲۰، الوجوه النظائر فی القرآن، ص ۲۵۹.
۸) العین، ص ۷۸۴، لسان التنزیل، ص ۳۴، درر الترجمان، ص ۵۲.
۹) تفسیر نسفی، ج ۱، ص ۱۶۰
۱۰) الکشاف، ج ۱، ص ۷۲.
۱۱) واژه‏های دخیل در قرآن مجید، ارتور جفری، ترجمه بدره‏ای، ص ۲۷۳.
۱۲ . Encjclopedie delislam vol.۹ p.۸۰۵
۱۳) وجوه القرآن تفلیسی، الوجوه والنظائر دامغانی، ۵-۲۶۴
۱۴) تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۳، ص ۳۶، تفسیر نسفی، ج ۱، ص ۸۶.
۱۵) پژوهشی در جلوه‏های هنری داستانهای قرآن، ج ۱، ص ۱۳
۱۶) مجمع البحرین، ج ۱، ص ۳۷۱.
۱۷) مختار من الصحاح ص ۳۳۷، لسان العرب، ج ۴، ص ۳۶۳، مجمع البیان، ج ۲، ص ۲۸۴.
۱۸) العین، ص ۳۷۳، دایره المعارف قرن عشرین، وجدی، ج ۵، ص ۱۲۸.
۱۹) العین، ص ۳۷۳، مجمع البحرین، ج ۱، ص ۳۷۱
۲۰) لسان التنزیل، ص ۲۶.
۲۱) واژه‏های دخیل در قرآن مجید، جعفری، ص ۱۱۳.
۲۲) تاریخ اساطیری ایران، آموزگار، ص ۳.
۲۳) اساطیر و فرهنگ ایرانی، ص ۱۳، در قلمرو وجدان، ص ۴۰۵ و ۴۰۴، شناخت اساطیر ایران، ص ۲۲.
۲۴) تاریخ اساطیر ایرانی، ص ۳ و ۴.
۲۵) اساطیر خاورمیانه.
پی نوشتها
۱) به خواهرش گفت: او را پی‏بگیر.
۲) پی او برو .

منبع : خبرگزاری فارس

مطالب مرتبط

قرآن برتر است یا عترت؟


قرآن برتر است یا عترت؟
در پاسخ به این سئوال که آیا قرآن برتر است یا عترت؟ دو گروه وجود دارند:
▪ اول، گروهی که قرآن را برتر دانسته‌اند. از جمله این گروه مرحوم «آخوند ملا اسماعیل مازندرانی» ـ معروف به خواجویی ـ بوده که در اصفهان اقامت داشته، در همان‌جا وفات یافته و قبرش در تخت‌فولاد است. وی رساله‌ای در این باب نوشته و در آن نتیجه گرفته که قرآن برتر از عترت است. دلایل چهارگانه وی بدین ترتیب است:
۱) در حدیث ثقلین قرآن مقدم بر عترت ذکر شده و این حدیث نزد شیعه و سنی متواتر است که پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: «... کتاب الله و عترتی...»:
۲) مطابق بعضی طرق روایت این حدیث، رسول خدا(ص) قرآن را با وصف «بزرگ‌تر بودن» بیان نموده و آن را «ثقل اکبر»، و عترت را «ثقل اصغر» خوانده‌اند.
۳) آن حضرت(ص) کتاب را به خدا و عترت را به نفس خود اضافه نموده‌اند.
۴) حدیثی که از امامان(ع) در فضیلت قرآن روایت شده است که فرموده‌اند: «کتاب خدا ریسمان یا طنابی است کشیده شده به دست خدا»(۱)
آن مرحوم به این چهار دلیل، قرآن را افضل از عترت دانسته است.
▪ دوم، گروهی که معقتدند، عترت پیامبر(ص) از قرآن برتراند؛ به دلایل زیر:
۱) مجرد تصریح به «بزرگ‌تر بودن» دلیل بر برتر بودن نیست و تقدم بیان کتاب در حدیث ثقلین، بنابر هیچ‌یک از دلالات سه گانه [منطقی] (یعنی تطابقی، تضمّنی و التزامی) دلیل برتر بودن آن نمی‌شود، زیرا هرگاه بخواهند دو چیز را با هم بیان کنند، طبیعتاً یکی از آن دو پیش از دیگری ذکر می‌شود و چه بسا که دومی برتر از اولی است: مانند این آیه شریفه: «إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر(۲)؛ همانا نماز از زشتی و ناپسندی باز می‌دارد، و یاد خدا بزرگ‌تر است.»
بر اساس روایات صحیح «صلوة» بر امیرالمؤمنین(ع) تأویل شده، در حالی که آن حضرت(ع) برتر از ذکر است، اما در این آیه به تصریح، ذکر خدا بزرگ‌تر شمرده شده است. به علاوه بزرگ‌تر بودن از یک جهت (خاص)، دلیل بر برتر بودن از همه جهات نمی‌شود. به عنوان مثال،«عقیل» از جهت سِنّی از امیرالمؤمنین(ع) بزرگ‌تر بود ولی آن حضرت(ع) از هر جهتی از عقیل برتر بودند. درباره حضرت مریم نیز در آیه شریفه آمده است:
إنّ الله اصطفیٰک و طهّرک و اصفیٰک علی نساء العالمین(۳)
همانا خداوند تو را برگزید و پاک و پاکیزه گردانید از میان زن‌های جهانیان؛
ولی این صفات و ویژگی‌ها دلالت بر افضل بودن مریم از حضرت فاطمه زهرا(س) ندارد، زیرا نهایت اختصاص مریم به این ویژگی، تولد یافتن حضرت عیسی از او به واسطه روح‌القدس یا جبرائیل است ـ بدون پدر ـ اما در عین حال از فاطمه(س) برتر نیست.(۴)
۲) بزرگ‌تر بودن قرآن، به دلیل شمول آن نسبت به احکامی است که برتری عترت(ع) و وجوب پیروی و اطاعت ایشان را در همه امور، از جانب خداوند متعال، بیان کرده است. اما نام بردن از عترت توسط پیامبر(ص) به دلیل ویژگی‌هایی است که خداوند به ایشان عطا فرموده‌ است. ایشان دارای تمام فضایل قرآن و غیر آن است، در حالی که قرآن چنین نیست.
۳) در بعضی از احادیث معتبر به این مضمون تصریح شده است که امیرالمؤمنین(ع) برتر از قرآن هستند. چنان‌که سید هاشم بحرانی(ره) در تفسیر برهان روایت نموده است: علی‌بن ابی طالب (ع)، أفضل من القرآن
۴) پاسخ به دلیل سوم گروه اول که گفته‌اند، کتاب به خدا اضافه شده و عترت به پیامبر(ص)، آن است که این دلیل تمام نیست، زیرا اضافه به رسول خدا نیز اضافه به خداست، زیرا در احادیث فراوانی از ایشان به عین‌الله، یدالله، جنب‌الله، وجه‌الله، اذن الله،‌ لسان‌الله و ... تعبیر شده است.
۵) در پاسخ به دلیل چهارم که گفته‌اند، قرآن، ریسمان خداست، می‌گوییم که عترت هم ریسمان خدایند که به دست خدا کشیده شده‌است. ایشان بنابر روایات صحیح و معتبر، مبیّن کتاب و عروةالوثقی‌ای هستند که هیچ‌گاه گسیخته نخواهد شد.
● چرا عترت، از قرآن برتر است؟
دلایل برتری عترت از قرآن عبارتند از:
▪ دلیل اول: آنکه حقیقت محمد و عترت طاهرین او(ص) اولین مخلوقاتی هستند که [توسط خداوند متعال] آفریده شده و به دلایل عقلی و نقلی از تمام مخلوقات شریف‌تر و گرامی‌تر‌اند. دلیل عقلی آنکه، بر اساس قاعده عقلی: امکان اشرف، آفریده نخست باید اشرف ممکنات و برترین مخلوقات باشد و این حضرات(ع) عقل اول هستند. دلایل نقلی این مسئله فراوان است، از جمله از معصوم(ع) روایت شده است: «نخستین مخلوقی که خدای متعال آفرید، عقل بود... [آنگاه به آن فرمود:] به عزت و جلال خودم سوگند که مخلوقی را محبوب‌تر از تو خودم نیافریدم، به واسطه تو ثواب می‌دهم و به واسطه تو مجازات می‌کنم».(۵)
این روایت دلیل بر برتری عقل از جمیع مخلوقات است و مراد از آن، حقیقت نورانی محمد و آل محمد(ع) است که از تمام مخلوقات ـ از جمله قرآن ـ برتر است. پس عترت پیامبر(ص) که جملگی از نور پیامبرند، برتر از قرآن‌اند:
▪ دلیل دوم: آنکه ولایت عترت، جمله مخلوقات را ـ از جمله قرآن ـ فرا گرفته؛ قرآنی که در لوح محفوظ موجود است و در دیگر منازل آن تا به قرآن مکتوب که در دسترس مردمان قرار دارد. بر حسب اعتقاد ما، ولایت ایشان، بر اساس ولایت کلیه مطلقه بر تمام خلایق احاطه دارد، چنان‌که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: من همان هستم که ولایتم ولایت خداوند متعال است.
دلیل این امر، روایات متعددی است که از جمله «فیض کاشانی» (ره) بعضی از آنها را در مقدمات تفسیر صافی آورده است، مانند این روایات که امام صادق(ع) فرمودند:
همانا خداوند متعال ولایت ما ـ اهل‌بیت ـ را قطب (محور) قرآن قرار داد.(۶) یعنی قرآن، بر محور ولایت ما دور می‌زند.
▪ دلیل سوم: اینکه عترت(ص) کلام الله ناطق و کتاب مبین؛ و قرآن، کلام صامت و بی‌سخن او است. و دیگر آنکه قرآن عبارت از، الفاظ، خطوط و نقوشی نگاشته شده است که علم آن نزد عترت وجود دارد. پس حقیقت قرآن و علوم آن، به طور اعلی، اشرف، کامل‌تر و تمام‌تر در حقیقت نورانی امام معصوم(ع) موجود است. بنابراین امام، برتر از قرآن بوده، ـ همچون برتری معانی از الفاظ ـ بلکه قرآن، جزء و قسمتی از فضایل و مناقب امام و حاکی از بخشی از شئون و مراتبی است که خداوند متعال در ایشان قرار داده است.
▪ دلیل چهارم: آنکه قرآن، کلام مخلوق ـ یعنی رسول‌اکرم(ص) ـ از جانب خداوند بوده، ولی نور نبی اکرم و حضرات عترت(ع) بلاواسطه توسط خالق متعال آفریده شده و بنابر روایات متعدد اثبات شده که عترت، در تمام فضایل با رسول‌اکرم(ص) یکسان‌اند، مگر در نبوت و علت ایجاد سایر موجودات ـ از جمله قرآن ـ جز حقایق انوار مقدس این حضرات(ع) چیز دیگر نیست.
▪ دلیل پنجم: آنکه قرآن موجود و در دسترس ما، تنها سایه، آینه و نشانی از قرآن موجود در عالم مثال و انوار است و می‌دانیم که آن عوالم، تماماً مخلوق و آفریده از اشباح انوار پیامبر و عترت(ع) است، زیرا ایشان نورالانواری هستند که سایر نورها از نور ایشان روشن شده و لذا علت مادی و صوری برای آنها و همچنین برای قرآن هستند، بنابراین افضل از قرآن‌اند.
▪ دلیل ششم: آنکه علوم عترت پیامبر(ص) به فرموده خودشان، بر کتاب تکوینی و تشریعی و قرآن حقیقی ـ موجود در دیگر عوامل ـ احاطه دارد. چنان‌که فرموده‌اند: از جمله علومی که نزد ماست، تفسیر قرآن و احکام آن است.(۷)
بنابراین علوم قرآن، تنها بخشی از علوم ایشان است، و این ملاک برتری ایشان از قرآن است.
▪ دلیل هفتم: اینکه عترت(ع) در نزدیک‌ترین درجات ممکن نسبت به خداوند متعال قرار دارند، زیرا همراه با رسول خدا(ص) در مقام و مرتبه «قاب قوسین أو ادنی؛ مانند دو لبه کمان نزدیک شد یا مقرب‌تر» هستند و قرآن در همه منازلی که داراست، ذیل این مقام قرار دارد. عترت(ع) بر مقام قرآن احاطه دارند و از آن برتر‌اند.
▪ دلیل هشتم: اینکه امام به منزله قلب عالم امکان است و خداوند متعال امامان(ع) را موجب قوام ممکنات قرار داده، و اگر ایشان نباشند، زمین اهل خود را فرو می‌برد و از مجموع احادیثی که در این باب از معصومین(ع) رسیده استنباط می‌شود که موجب بقای ممکنات ـ از جمله قرآن ـ ایشان هستند و بقای همه چیز، از جمله قرآن، به وجود ایشان است پس بی‌تردید، ایشان برتر از قرآن‌اند.
▪ دلیل نهم: اینکه قرآن از آیات و بیّنات الهی است و تردیدی نیست که عترت(ع) بزرگ‌ترین آیات و بیّنات هستند. چنان‌که امیرمؤمنان(ع) فرمودند: کدام آیه‌ای از آیات خداوند، از من بزرگ‌تر است.
این ویژگی نیز دلالت بر برتری ایشان بر قرآن کریم دارد. ایشان به منزله غیب، روح، باطن و حقیقت قرآن هستند. هر که خدا را شناخته و می‌شناسد، از راه معرفت، شناخت و توجه کردن به سوی ایشان شناخته است.

وبگردی
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد!
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد! - محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون از جدیدترین عکس حاشیه ای خود با مادر زنش رونمایی کرد.
کتابت قرآن روی بدنه یک کاردستی کشتی و نامیدن آن به سفینة النّجاة !
کتابت قرآن روی بدنه یک کاردستی کشتی و نامیدن آن به سفینة النّجاة ! - گزارشی از تصویری که چند روز پیش توسط برخی در فضای مجازی با نام قرآن طلا انتشار یافت
سرگیجه پلاسکو
سرگیجه پلاسکو - وام ٣٠٠‌میلیون تومانی تبدیل به رویای آنها شده؛ داغ پلاسکو برای کسبه هنوز تازه است. وامی که بعد از سوختن پلاسکو در بوق و کرنا کردند، امروز فقط به یکی از ساکنان پلاسکو داده شده و سهم دیگر کسبه انتظار است.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها