یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷ / Sunday, 24 June, 2018

عدالت مظلوم


عدالت مظلوم
● عدالت در عرصه سیاست ورزی چیست و چگونه است؟
این پرسش قرن ها است که ذهن اندیشمندان عرصه سیاست را به خود مشغول داشته است. پاسخ های فراوانی نیز برای آن ارایه شده است که بسیاری از آن ها، به سهم خود، گامی در شناخت این مفهوم برداشته اند.
با این حال گستردگی مفهوم عدالت و نبودن معنایی واحد برای آن، باعث شده است تا افراد و گروه‌های سیاسی مختلف برداشت‌های متفاوتی نسبت به آن داشته باشند.
این تفاوت‌ها، در بسیاری از مواقع، باعث شده است تا جامعه و نظام عادلانه از زوایای مختلف تعریف گردد و در نتیجه برای رسیدن به چنین جامعه ای راه‌حل‌های متفاوت و بعضاً متضادی ارائه شود.
در نگاهی به جامعه ایران با وضعیتی تشدید شده تر مواجه می شویم. تفاوت هایی از این دست در درون جامعه ما مجموعه یی از دیدگاه‌ها و حرکت‌ها و برنامه‌های دائماً متغیر و مبتنی بر آزمون و خطا را سبب شده است. این وضعیت نیز به نوبه خود مانع از انباشت دانش و تجربه در این زمینه شده و جامعه ما را از رسیدن به جامعه عادلانه مطلوب بازداشته است.
دیدگاه‌های که تاکنون در مورد عدالت در میان گروه‌های سیاسی و دولتمردان حاکم بوده‌اند عمدتاً مبتنی بر نگرشی یکسویه نسبت به عدالت است. نگاه‌های سطحی و عامیانه نسبت به عدالت باعث شده است تا این مفهوم وسیع و همه جانبه، به ابعادی کم اهمیت و مبتذل فرو کاسته شود.
آن چه اکنون به عنوان عدالت در جامعه تبلیغ می‌شود دارای کمترین قرابت و نسبت با عدالت به مفهوم کامل و اسلامی آن است.
دو گفتمان عمده سیاسی کشور یعنی اصلاح طلبی و اصول گرایی که در سالهای اخیر زمام امور جامعه را به دست داشته اند، علی رغم تفاوت ها و اختلاف روش ها و برداشت های مختلف، در بعضی موارد و در برخی از طرز تلقی های کلی با یکدیگر وجوه مشابهت فراوانی نیز می یابند.
به نظر می رسد که اصول گرایان و اصلاح طلبان با آن که سال ها در راس نهاد های اجرایی و تقنینی کشور حضور داشته و از پشتوانه احزاب و گروه های سیاسی متعدد و نشریات و تئوریسین های گوناگون نیز برخوردار بوده اند کمتر توانسته اند طرحی جامع از نظریه عدالت گفتمان خویش ارایه نمایند.
در واقع با آن که این دو جناح سیاسی همواره و در بزنگاه های مختلف، به دفعات، از عدالت و لزوم تاسی به آن و برنامه ریزی و اجرای آن سخن رانده اند اما کمتر خود را ملزم به ارایه بحثی دقیق عالمانه و دلسوزانه راجع به آن دیده اند.
در چنین رویکردی بیم آن می رود که عدالت جای خود را به منافع و مصالح دیگر دهد و اهمیت خود را به عنوان یک اصل مرکزی و هادی که باید در راس تمام برنامه ریزی ها باشد، از دست دهد.
بی گمان قسمت عمده ای از بی عدالتی های موجود در جامعه ریشه در میراث به جای مانده از نظام طاغوت دارد اما بخشی مهمی از آن نیز ناشی از سهل انگاری و بی توجهی به کار کارشناسی پیرامون عدالت است.
ناتوانی در ارایه تعریف صحیحی از عدالت و نیز عدم توانایی در اجرای صحیح اصول عدالت در جامعه از عواملی بوده اند که مانع از ریشه کنی فقر فساد و تبعیض در جامعه اسلامی مان شده و گسترش عدالت را در جامعه با مشکل مواجه ساخته اند. در واقع رویکرد های غیرکارشناسی نسبت به عدالت باعث شده است تا هم چنان جامعه ما از سه جهت دچار آفاتی در این زمینه باشد:
الف) وجود بی عدالتی های ساختاری در ارکان مختلف اجرایی و تقنینی جامعه
ب) وجود بی عدالتی در سطوح مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه
ج) وجود بی عدالتی در سطح کنش های فردی و گروهی که به عدم رعایت اخلاق سیاسی و ادب اجتماعی توسط جناح ها و احزاب سیاسی نیز تعمیم یافته است.
برای موارد فوق به شواهد و مصادیق بسیاری می توان در جامعه اشاره نمود که به دلیل عمومیت و رواج زیاد نه تنها کارشناسان و خبرگان فن، بلکه دیگر اقشار جامعه نیز به خوبی با آن ها آشنایند و بسیاری از تبعات آن را در زندگی فردی و اجتماعی خویش به طور ملموس درک کرده اند.
بی عدالتی در ساختار اقتصادی جامعه از جمله ملموس ترین و آشکارترین و در عین حال مبنایی ترین بی عدالتی های موجود در جامعه امروز ایران را تشکیل می دهد.
بر سطوح فوق موارد بسیار دیگری را نیز می توان اضافه نمود که از آن جمله می توان به عدم استفاده از نظریات کارشناسان و نخبگان، اتخاذ تصمیمات خلق الساعه بدون توجه به عواقب و پیامدهای زیان بار آن، بی توجهی به اهداف و مقاصد کلان نظام و نداشتن آرمان ها و برنامه های بزرگ برای رساندن ایران به قله های رفیع توسعه یافتگی را اشاره نمود.
در ابعاد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز شاهد مواردی از نقض عدالت در جامعه هستیم که نتیجه غلبه گفتمان های فوق در عرصه حکومتی بوده اند. رویکردها و عملکردهای توام با افراط و تفریط از جانب هر دو گروه اصلاح طلبان و اصول گرایان مانع از نهادینه شدن رویکردی متعادل در عرصه های فوق شده است.
البته بدنه کلی دوستاران نظام در هر دو گروه اصول گرا و اصلاح طلب چنین برداشتی از مفهوم عدالت ندارند و رویکردهای از این دست را صرفا می توان در برخی از گرایش های افراطی هر دو جناح دید که عموما در اقلیت عددی و فکری نیز هستند اما نکته آن جا است که اگر نگاه صحیح و منطقی به عدالت در میان همه دوستداران نظام نهادینه نگردد بیم آن می رود که چنین گرایش هایی از حاشیه به متن پای بگذارند.
متاسفانه تاکنون عدالت اجتماعی تنها در حد یک شعار تبلیغاتی در راستای اهداف و منافع گروهها و جناحی برای فریب توده‌های مردم استفاده می‌شود. مسلط بودن چنین نگاهی به عدالت بر جامعه مانع از نهادینه شدن عدالت واقعی و نیل به آرمان‌های والای نظام اسلامی خواهد شد.
برای حفظ اصول و ارزش‌های مقدس نظام جمهوری اسلامی و پاسداری از آرمان‌های امام راحل و شهدای گرانقدرمان و تبعیت از فرامین مقام معظم رهبری نیازمند ارائه تعریف جدیدی از عدالت هستیم تا بیشترین همخوانی را با اهداف نظام و آرمان‌های جامعه اسلامی داشته باشد.
ما بر این باوریم که اگر عدالت را در فلسفه سیاسی و اجتماعی خود به خوبی تعریف کنیم بسیاری از تقابل‌های آن حل خواهد شد زیرا عدالت مفهومی است که توانایی جذب بسیاری از مفاهیم نظیر آزادی، برابری و ... را در خود دارد. عدالت ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دارد و از این رو هر نوع نگاه به عدالت باید این ابعاد مختلف را در نظر بگیرد. بنا بر این دیدگاه عدالت تنها هنگامی در جامعه نهادینه خواهد شد که محور کلیه برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های نهادها و قوای مختلف قرار گیرد.
در اینجا برآنیم تا با رجوع به اندیشه های یکی از نظریه پردازان بزرگ انقلاب اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی، به جلوه هایی بدیع و راهگشا از عدالت دست یابیم تا هدایتگر ما در مسیر ایجاد جامعه عادلانه باشد. رجوع به اندیشه های این سرمایه های بزرگ انقلاب و نظام ما را از انحراف از مسیر اصیل انقلاب اسلامی باز خواهد داشت و از اسیر شدن ما در دام شعارزدگی و سطحی نگری و عوامفریبی مانع خواهد شد.
آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی نامی آشنا برای جامعه ما است. مجاهدت‌های ایشان در طی سالیان متمادی برای به ثمر نشستن انقلاب اسلامی و تحقق و نهادینه ساختن آزادی و تلاش‌های مداوم و بی وقفه در جهت تحکیم پایه‌های نظام جمهوری اسلامی در ایران مشهود و معروف است.
اما آنچه از ابعاد این شخصیت برجسته ناشناخته مانده است، اندیشه‌های ژرف و تابناکی است که ایشان به شکلی نظام مند در زمینه‌های گوناگون ارائه کرده و آن مجاهدت و تلاش را هدف، سامان و قوام بخشیده است. یکی از آن زمینه‌ها و موضوعات گونه‌گونی که به طور مبسوط در آثار و گفتار بهشتی خود را نمایانده است، مفهوم مهم و چند وجهی عدالت است. به جرأت شاید بتوان گفت که بنیاد و محور اساسی اندیشه آیت‌الله بهشتی گفتمان عدالتخواهی ایشان است.
بزرگداشت یاد آن شهید مظلوم در هر سال نه فقط بخاطر پاسداشت یک انسان متفکر، انقلابی، آگاه شجاع مدیر و مدبر است؛ بلکه او نماد جریان شناسی انقلاب بود که در هر عصری، فرزندان بجای مانده، آرمان های مقدس خود را از لابه لای حوادث و تحولات زودگذر دریابد و صحیح را از سقیم، مصلح را ازمفسد، مخلص را از فرصت طلب، بازشناسد.
سوگمندانه باید گفت اندیشه‌های ژرف این اندیشمند برجسته مسلمان در زمینه عدالت بدلایل فراوان سیاسی و جناحی در طول این سال‌ها در محاق و انزوا قرار گرفته است. مسلما تلاش در جهت نشر اندیشه ایشان و تأکید بر مباحث و آثار آن شهید بزرگوار می‌تواند پاسخ بخش‌هایی از مباحث مبتلابه کنونی جامعه ما را فراهم سازد و معیار اصلی ما برای تمایز میان عدالت طلبی حقیقی با شعارزدگی های احساسی، هیجان آلود و بی منطق باشد.
بهشتی به تعبیر امام یک ملت بود برای ملت ما و مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود. این سرمایه گرانقدر با کوله باری از دانش و معرفت و مدیریت و عدالتخواهی به خدا پیوست اما برماست که یاد و نام او را همچنان زنده و پایدار نگه داریم.
تحقق عدالت در جامعه از اهداف بزرگ همه پیامبران و کتب آسمانی است. از این رو در نظام مقدس جمهوری اسلامی نیز که در تداوم رسالت انبیای الهی تشکیل گردید عدالت طلبی و تحقق جامعه عادلانه از جمله اصول و آرمانهای اصلی و اولیه آن بوده است. با نگاهی به تاریخ این نظام مقدس می بینیم که اصول عدالت خواهی در قانون اساسی به همت شهید بهشتی تدوین گردید و ایشان تا آخرین لحظات عمر با اصرار بر آن به خدا پیوست.
شهید بهشتی، جامعه اسلامی را جامعة اسلامی، جامعة قسط و عدل می داند. تأمین عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی را از ویژگیهای ماهوی و جدایی ناپذیر یک جامعة اسلامی معرفی می‌کند. و می گوید: «هر جا که می‌گویند دین و اسلام هست و عدالت اجتماعی نیست بدانید که آن دین و اسلام قلابی است».
انسان موجودی اجتماعی است و در نتیجه تکامل او نیز رابطه مستقیم با مختصات جامعه ای دارد که در آن رشد و نمو می کند.نمی توان بشریت را به سوی نیل به کرامت انسانی فرا خواند اما نسبت به محیط اجتماعی و جامعه او بی تفاوت بود.از این رو اسلام به عنوان کاملترین برنامه زندگی بشری یگانه دین وحیانی است که چون به سعادت همه جانبه و جاودان انسان می اندیشد،به سیاست ورزی و حکومت داری نیز پرداخته است.
در اداره جوامع بشری آنچه که بیش از سایر امور آموزه های اجتماعی و حکومتی اسلام را به خود معطوف نموده است، مقوله مهم و بنیادین«عدالت» است. شهید بهشتی در توصیف اسلام آن را آئین حق، عدل و قسط معرفی کرده وعدل اخلاقی و فرهنگی را در جامعه اسلامی زیر بنای همه عدل ها می داند. (اسلام و مقتضیات زمان ص۱۷۶)
از سوی دیگر عدالت خواهی و عدالت جویی خصلت فطری انسانهاست و تنها راه برای پاسخ به این نیاز فطری بشر برای نیل به کمال و کرامت انسانی ایجاد جامعه عادلانه اسلامی است :« اگر در جامعة اسلامی کوششی برای اقامة عدل نباشد کسی به سراغ ما نمی‌آید و بلکه برعکس جوان ما هم به جایی می‌رود که برای اقامه عدل گام برداشته‌اند چه خدا و اسلام باشد چه نباشد. جوان عاشق عدل است و خدا خواسته که جوان با این بینش به دنبال خدا برود...چرا آدرس خدا را با آدرس عدل جدا کنیم؟ این گناه ماست، آیا گرایش جوان به عدالت قابل تخطئه است؟ غیر خدایی است؟ مگر فطرت و عقل و قران جز این می‌گوید که: ان الله یامر بالعدل» ( همان ،ص ۸۶)
از مهمترین جلوه های مفهوم عدالت در اندیشه شهید بهشتی که نشان از دید عمیق و همه جانبه آن شهید بزرگوار دارد، تاکید بر ابعاد و وجوه مختلف مفهوم عدالت است.ایشان تأمین عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی را از ویژگیهای ماهوی و جدایی ناپذیر یک جامعة اسلامی معرفی می‌کند (کتاب مبانی فکری آیت الله شهید دکتر بهشتی ص۹۴)، و در ادامه می گوید: «هر جا که می‌گویند دین و اسلام هست و عدالت اجتماعی نیست بدانید که آن دین و اسلام قلابی است» (همان ص۹۵ )
در بحث عدالت آن شهید مظلوم بر نکته مهمی تاکید و اصرار دارد و آن مقوله مهم «عدالت اخلاقی» است. از دیدگاه ایشان عدالت اخلاقی زیربنای جامعه عادلانه اسلامی بوده و غایت نهایی سایر ابعاد عدالت است و نیز تنها راه نیل به کرامت انسانی است:«شهید بهشتی تحقق ابعاد گوناگون عدالت را کاملا به هم مرتبط دانسته وزندگی عادلانه،عدالت اجتماعی، عدالت سیاسی و عدالت معنوی را تنها بر اساس حاکمیت ضابطه ها و صداقت ها می داند و هرگونه رو در بایستی و رفاقت را که مانع از برپایی عدالت شود، نفی می کند.حتی عدل سیاسی و عدل اقتصادی را به سبب نقشی که در عدل اخلاقی دارد مورد توجه قرار می دهد».(همان ص۱۰۳) بر مبنای همین عدالت اخلاقی است که ایشان هدف از قبول مسئولیت در نظام اسلامی را نیز تنها در راستای خدمت به مردم تعریف می کنند:«ای مسئولان جمهوری اسلامی! خطاب به خودم که یکی از شما هستم و خطاب به بقیه که شما هستید؛ ما اگر ذره‌ای از این سیره‌ی نبی اکرم منحرف شویم، اگر در مناسبات داخل جامعه‌ی اسلامی و مناسبات بیرون جامعه‌ی اسلامی، تنها الفبایی که با آن حرف می‌زنیم الفبای قدرت باشد، به خدا سوگند این جمهوری دیگر جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند.
ای مردم!‌ مناسبات‌تان با همه‌ی کسانی که در جمهوری اسلامی مسئولیتی بر عهده دارند باید مناسباتی هماهنگ با مناسبات مسلمانان صدر اسلام با پیغمبر اکرم باشد؛ جوری رفتار کنید که ما این پایه‌ی نورانی حکومت برای خدمت ـ نه در راه ارضای هوس قدرت ـ را به عنوان یک اصل جاودانه و شعار مقدس جاودانه در جمهوری اسلامی نگهدار و نگهبان باشیم، ان‌شاءالله .»( سخنرانی آیت‌الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی در مسجد جامع نیشابور، تاریخ هفتم دی ماه ۱۳۵۹)
اما مهمترین رکن عدالت اخلاقی، از دیدگاه ایشان، برخورد از روی انصاف با افراد و عقاید است: «پیش نیاز برخورد عادلانه، رعایت انصاف در تعامل با دیگران است و حق مدار بودن در کلیه ارتباطات اجتماعی و دشمنی نورزیدن با حق، حتی اگر به ضرر انسان باشد،جملگی از مصادیق رعایت انصاف هستند.» (حق و باطل از دیدگاه قرآن،ص۱۲۷)
از دیدگاه آن شهید بزرگوار، عدالت محصول حکمت، شجاعت و عفت است. یعنی تنها با توجه همزمان به خردورزی و تدبیر و خلوص عقیده می توان مدعی رعایت عدالت در جامعه شد.
از دیدگاه ایشان و بر مبنای تعریفی از عدالت که به مولای متقیان نیز منسوب است، «عدالت به معنای قرار دادن هرچیز در جای خود است.»؛ با توجه به ایم معانی عدالت که ذکر شد اکنون جای آن دارد که از خود بپرسیم که این معانی از عدالت در چه بخش هایی از جامعه و مدیریت ها محقق شده است.
متأسفانه در بسیاری از موارد از منویات شهید بهشتی درباره عدالت عقب هستیم و به همین هم از یکسو از آرمانهای انقلاب و نظام در راستای نیل به جامعه و نظام عادلانه دور افتاده ایم و هم با سطحی نگری و بی توجهی به مبانی منطقی عدالت زمینه انتقادات دیگران نسبت به کارآمدی نظام را چه از داخل و چه از خارج فراهم کرده ایم.


منبع : امید

مطالب مرتبط

روزنگار علم درد تاریخی ماست

روزنگار علم درد تاریخی ماست
اسدالله علم یک خان‌زاده بیرجندی است. او تحصیلا‌ت ابتدایی را در زادگاهش گذراند، همزمان نیز به فراگیری زبان‌های انگلیسی و فرانسه پرداخت و هنگامی‌که پدرش - ابراهیم علم - توسط رضاشاه به تهران فراخوانده شد، اسدالله نیز در ۱۵ سالگی به تهران آمد و در مدرسه عالی کشاورزی کرج به تحصیل مشغول شد. امیراسدالله با اعمال نفوذ پدرش، در ۱۳۲۳، پیشکار مخصوص محمدرضاشاه شد و این سمت را تا اواسط ۱۳۲۶ ش. حفظ کرد. در ۱۳۲۷ ش. در کابینه دوم ساعد مراغه‌ای سمت وزارت کشاورزی را عهده‌دار شد. او این سمت را در کابینه رجبعلی منصور نیز حفظ کرد و در کابینه رزم‌آرا وزیر کار شد.
با قتل رزم‌آرا و نخست‌وزیری مصدق، علم از سوی شاه سرپرست اداره املا‌ک و مستغلا‌ت پهلوی شد. او در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که به سقوط دولت مصدق انجامید، با عوامل جاسوسی انگلیس از جمله برادران رشیدیان و شاپور ریپورتر هماهنگ بود و پس از کودتا و قدرت گرفتن شاه نیز در حلقه مشاوران شاه درآمد. پس از کناره‌گیری سپهبد فضل‌الله زاهدی در فروردین ۱۳۳۴، علم در کابینه حسین علا‌ء وزیر کشور شد. او در این سمت که تا فروردین ۱۳۳۶ ادامه داشت، استانداران و فرمانداران سراسر کشور را تعویض کرده و عناصر مورد اعتماد شاه را جایگزین ساخت. لا‌یحه تاسیس ساواک نیز در همین دوره تهیه و تقدیم مجلس شد. پس از تشکیل کابینه دکتر منوچهر اقبال در فروردین ۱۳۳۶، علم در ۲۷ اردیبهشت همان سال <حزب مردم> را در ایران تشکیل داد.
اما ریاست وی بر این حزب تنها تا پایان دوران نخست‌وزیری اقبال ـ شهریور ۱۳۳۹ ـ دوام یافت و به دنبال افتضاح انتخاباتی تابستان ۱۳۳۹ مجبور به استعفا از دبیرکلی حزب مردم شد. امیراسدالله علم پس از عزل علی امینی از مقام نخست‌وزیری، در تیر ۱۳۴۱ مامور تشکیل کابینه شد و تا اسفند سال بعد عهده‌دار این سمت بود. برگزاری رفراندوم ششم بهمن ۱۳۴۱ و تحریم آن توسط مردم، کشتار طلا‌ب حوزه علمیه در مدرسه فیضیه قم در فروردین ۱۳۴۲، بازداشت حضرت امام خمینی در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و سپس سرکوب خونین قیام پانزده خرداد از دیگر رویدادهای عمده دوران نخست‌وزیری علم بود. علم پس از استعفا از نخست‌وزیری، در اسفند ۱۳۴۲، به ریاست دانشگاه پهلوی شیراز منصوب شد و این سمت را تا ۱۳۴۵ حفظ کرد. وی سپس در ۱۹ آبان این سال وزیر دربار شد.
وی همزمان چندین مقام تشریفاتی دیگر از جمله آجودانی مخصوص محمدرضاشاه، نمایندگی ویژه شاه در هیات مدیره بنیاد پهلوی، عضویت در هیات مدیره بنگاه ترجمه و نشر کتاب، مدیریت عامل کمیته پیکار با بی‌سوادی، عضویت در هیات مدیره سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی و دبیرکلی <حزب مردم> را به تدریج برعهده گرفت. اسدالله علم سرانجام پس از بستری شدن در بیمارستان‌های پاریس و نیویورک در ساعت ۱۱ روز جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ در بیمارستانی در نیویورک درگذشت. دکتر بهزاد اشتری محقق و پژوهشگر تاریخ معاصر و کاردار سابق سفارت ایران در ژاپن و اوکراین، در این گفت‌وگو به ابعاد سیاسی و اجتماعی خاطرات اسدالله علم پرداخت و او را یکی از مهره‌های کلیدی دستگاه پهلوی قلمداد کرد.
▪ از خاطرات اسدالله علم استنباط می‌شود که ایران جامعه‌ای مدرن است اما در متن آن پوسیدگی‌هایی نیز دیده می‌شود. اسدالله علم در این کتاب به فقدان ابزارهایی برای قدرتمند شدن یک کشور اشاره می‌کند و از نبود آزادی‌هایی سخن می‌راند که با سوابق ایشان کمی ‌ناسازگار است. این تناقض‌ها شما را سردرگم نکرده ‌است؟
ـ در مقدمه این کتاب، گویا ناشر کتاب، از سیاست شاه و مملکت تحلیل درستی ارائه داده است. با توجه به فقدان احزاب سیاسی و نبود آزادی بیان در جامعه، پیشرفت‌های اقتصادی نسبی‌ای صورت گرفت. اگر سال‌های ۱۲۸۵ تا ۱۳۰۴ را با بعد از ۱۳۵۵ مقایسه کنید، مظاهر مدرنیته در ایران در سال‌های پایانی محمدرضاشاه بسیار ملموس است. ما نمی‌توانیم این حقیقت را نادیده بگیریم. به ‌عنوان مثال ترافیک در سال ۵۴ و ۵۶ هم وجود داشته است. امروزه شهر تهران گستردگی خارج از آن محدوده ۲۵ ساله را دارد و به وسعت شهر ۶۰۰‌کیلومتر مربع اضافه شده است. در آن زمان ۷۰۰ کیلومتر مربع بود اما امروزه ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ کیلومتر مربع است. در هر حال ایران هنوز با این مشکل مواجه است. این علا‌ئم مدرنیته است و گرچه ایدئولوژی حاکم در ایران ضدمدرن است، اما از نظر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مدرنیزاسیون در ایران پیشرفت کرده است.
▪ اما دولتمردان ایرانی این را نمی‌پذیرند. آنها برای جامعه امروز خطوط متفاوتی را ترسیم می‌کنند.
ـ علی‌رغم اینکه دولت کنونی مظاهر مدرنیته را نمی‌پذیرد اما به هرحال دولت به وظیفه خود عمل کرده و می‌کند. به‌ عنوان مثال بیمارستان تاسیس می‌کند، دانشگاه علوم پزشکی تا آنجا که امکان آن وجود دارد، مدرن‌تر می‌شود، بیمارستان‌های تهران روز به روز مدرن‌تر می‌شوند، بودجه خوبی برای آنها جذب می‌شود، حقوق خوبی به پرستارها پرداخت می‌شود، اتاق‌های عمل بسیار گرانقیمت خریداری شده و توسعه‌یافته است. علی‌رغم اینکه شاید برخی از علما با مدرنیته چندان موافق نباشند و این مظاهر را ضد اسلا‌م هم بدانند اما در متن این روابط علا‌ئم مدرنیته کاملا‌ آشکار است. شما می‌بینید که غربی‌ها هم وقتی به ایران می‌آیند غالبا شگفت‌زده می‌شوند. این شگفتی‌ها از کجاست؟ بیشتر به خاطر دریافت غلطی است که از جامعه امروز ما دارند. به هر صورت فرآیند مدرنیته در ایران پیش می‌رود اما چون برنامه‌ریزی و سازماندهی‌شده نیست، نتایج خود را به تمامی‌ آشکار نمی‌کند یا این تحولا‌ت شفافیت ندارد. این درد تاریخی ماست. در چنین شرایطی شایعات اوج می‌گیرند. مثلا‌ در زمان پهلوی شایعه می‌کردند که فلا‌نی دزد است واموال این ملت را غارت می‌کردند. شاید این شایعات صحت داشت و اگر حقیقت نداشت اساسا انقلا‌بی برپا نمی‌شد اما برخی از این شایعات هم تنها به‌ خاطر غرض‌ورزی‌های مرسوم روزگار بود. اینها در جامعه امروز هم وجود دارد. در صورتی که اگر آزادی بیان و آزادی مطبوعات به قدر کافی باشد، مشخص می‌کند که اینطور هم نیست که مردم شایعه می‌سازند.
یکی از نکات حساس و اساسی جامعه آن روز این بود که سیستم به صورت مدنی و قانونمند اداره نمی‌شد. اگر احزاب و مطبوعات آزاد بودند، می‌توانستند برخی از این شایعات را از ابهام دربیاورند. بنابراین برخی از گلا‌یه‌ها و انتقادات علم از سیستم صحیح و منطقی بود. به ‌عنوان مثال آن شایعاتی که برای آقای محمود خیامی ‌طراحی شده بود تنها یک شایعه بود.
اما در هنگامه انقلا‌ب به شدت این شایعات اشاعه پیدا کرد. چون من یک سال در مجموعه ایشان کار کردم یادم هست هنگام عاشورا در خانه‌اش - در خیابان مقدس اردبیلی فعلی - سینه‌زنی و حسینیه داشتند. یک محوطه بزرگی در آنجا تعبیه شده بود که به باغ محمود خیامی ‌معروف بود. احمد خیامی‌ بالا‌تر از آن در ولنجک خانه داشت که الا‌ن آسایشگاه معلولین شده است؛ خانه خیلی ساده‌ای بود و تنها حیاط بزرگی داشت .
در مراسم عاشورا همه روضه‌خوان‌ها را دعوت می‌کردند و خودشان هم با لباس سیاه در مرکز این مراسم سینه می‌زدند. کارکرد مطبوعات و آزادی‌های بیان هم همین است. این عدم آزادی بیان و آزادی مطبوعات موجب می‌شود که شایعات خیلی قوی فراگیر شود و مردم باور کنند که همه از بالا‌ تا پایین دزد هستند.
▪ طی ۲ سده اخیر وزرا یا نزدیکان شاهان ایران، همانند اعتمادالدوله (ناصرالدین‌شاه)، سلیمان بهبودی(رضاشاه) و اسدالله علم (محمدرضاشاه) روزنگارهایی را به یادگار گذاشته‌اند که از حیث مباحثی که در درون دربار یا اطراف شاهان می‌گذشت، مهم بود. روزنگار علم را از حیث کیفیت متون سیاسی و تاریخی برای امروز ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟ ‌
ـ اتفاقا خاطرات اسدالله علم یک روزنگار کیفی نیست، چون مسائل جدی کشور را در آن نمی‌خوانید. ‌
▪ چرا؟
ـ در این روزنگار پاره‌ای از مسائل مهم نیامده است. گزارش‌های سیاسی که شاه از اطرافیان خود دریافت می‌کرد علم از آن اطلا‌عی نداشت. این روزنگار نشان می‌دهد که علم حتی از گزارش‌های ساواک مطلع نبوده است و همچنین از گزارش‌های حسین فردوست. مذاکراتی که شاه با نخست‌وزیر کشور - امیرعباس هویدا - برگزار می‌کرد ایشان هیچ روزنه‌ای برای دریافت خبر نداشت و اساسا در جریان نبوده است. روزنگار علم یک نوع خاطرات روزانه‌ای‌ است که به صورت عمومی ‌و عام نوشته شده است.
▪ تا چه اندازه این نوع خاطرات محل اعتنا است؟
ـ کاملا‌ قابل اعتنا است. به هرحال او یک دوره نخست‌وزیر بود و از ارتباطات وسیعی در سطح کلا‌ن ملی برخوردار بود. اطلا‌عات او گاه دقیق‌تر از حتی خود شاه است. عده‌ای از اطراف می‌آمدند و گزارش‌هایی برای خودشیرینی یا برای آگاهی به ایشان ارائه می‌دادند یا حتی به جهت اینکه مشکلا‌تشان مرتفع شود. بنابراین او جسته و گریخته از وضعیت سیاسی کشور اطلا‌عات داشت. اما به نحوی که هویدا از مسائل ریز و حساس کشور اطلا‌ع داشت، آگاهی نداشت. در هیچ بخشی از خاطرات او از گزارش‌های هویدا به شاه سخنی به میان نیامده است، بنابراین می‌توان گفت که علم موقعیت‌ها و وقایعی را می‌بیند که دیگران ندیده‌اند و سیاستمداران دیگر به روابطی مشغولند که او از آن بی‌اطلا‌ع است اما در مجموع همه اینها یک کل را تشکیل می‌دهد که عنوانش <تاریخ عصر پهلوی دوم> است.
▪ شاید او مطلع بود اما خویشتنداری می‌کرد؟
ـ نه، اینکه در خاطرات خود نوشته است شاه خیلی انسان توداری است و فقط به گزارش‌ها گوش می‌کرده و گاهی وقت‌ها اظهارنظر می‌کرده است، گویای این است که او نمی‌توانست مطلع باشد هویدا چه گزارش‌های سیاسی‌ای به شاه ارائه داده است یا ساواک چه گزارش‌های سیاسی یا اجتماعی به گوش شاه رسانده است، چون اینطور که برمی‌آید گاهی وقت‌ها او درددل مردم را از لحاظ گرانی، بی‌برقی، قطع تلفن و کم‌فروشی به شاه منعکس می‌کرد.
▪ یکی از همین نکاتی که در کتاب هم به خوبی منعکس شده است مساله کم‌فروشی و سیاست تثبیت قیمت‌ها است. برای من جالب بود که علم هم مخالف این نوع سیاست‌ها بود.
ـ در اواخر دوره شاه به دلیل قیمت‌گذاری دولت روی بعضی از محصولا‌ت، نارضایتی‌های زیادی به‌وجود آمده بود، مثل همین سازمان تعزیرات حکومتی یک سازمانی هم در آن موقع تاسیس شده بود که قیمت‌ها را کنترل می‌کرد. منتها همین مساله به کم‌فروشی منجر شد. مثلا‌ سر شیشه‌های پپسی‌کولا‌ خالی بود، وزن قوطی پودرها کم شده بود؛ مثلا‌ روی آن نوشته بود ۵۰۰ گرم، اما عملا‌ ۴۱۰ گرم بود. حتی قطع روزنامه‌های اطلا‌عات و کیهان هم کوچک شده بود.
▪ کاغذ روزنامه کیهان و اطلا‌عات دولتی نبود؟
ـ چرا دولتی بود، اما برای اینکه از کاغذ - حتی به اندازه ۲ سانتیمتر - بزنند به کم‌فروشی متوسل می‌شدند. یادم هست گاهی وقت‌ها بالا‌ی روزنامه اطلا‌عات خیلی کوتاهتر از زمان قبل آن می‌شد. این درست است که کاغذ به وفور در اختیار آقای مسعودی بود، ولی با این همه صرفه‌جویی در چاپ می‌توانست سود هنگفتی به ارمغان آورد. روزنامه آیندگان که منتشر شده بود به اندازه قطع روزنامه‌های فعلی صبح بود، مثل همشهری کوچک منتشر می‌شد. آیندگان به اندازه اطلا‌عات (که هنوز هم به صورت صفحات بزرگ منتشر می‌شود) نبود. این روابط در درون حاکمیت، تبعیض‌هایی را در بین مردم و بازار ایجاد کرده بود. این گزارش‌هایی که به شاه می‌دادند در خاطرات او کاملا‌ منعکس نیست. اما می‌توان فهمید وقتی اعلم به شاه اعتراض‌های محترمانه‌ای می‌کرد، شاه می‌گفت: <نه، اینطور هم نیست.> پس درمی‌یابیم شاه اطلا‌عاتی داشت که اسدالله علم فاقد آن بود، اما او نمی‌گوید که فاقد آن هستم بلکه به زیرکی از کنار این واقعه عبور می‌کند. از سوی دیگر وقتی که شاه می‌گوید: <اینطور نیست> بنابراین یا اطرافیان شاه به او گزارش دروغ می‌دادند یا شاه فرافکنی می‌کرد. چون جز در مورد سیاست خارجی از چیزی ترسی نداشت. پس در عمده اوقات احتمالا‌ به او دروغ می‌گفتند.
▪ ترس شاه از سیاست خارجی چه بود؟
ـ شاه در دوره ریاست‌جمهوری جیمی‌کارتر سعی می‌کرد پنالتی ندهد. در این دوره که دموکرات‌ها بر مسند قدرت بودند بعد از جلسه شیکاگو که بین فورد و کارتر و دیگران برگزار شد، کارتر پنبه کشورهای ضد دموکراتیک را زد. کاملا‌ واضح است که ایشان به قول معروف از تغییرات ‌three p سخن گفته بود؛ واژه‌ای که از ۳ <پ> اقتباس شده است، پهلوی، فیلیپین و پارک چون هی (رئیس‌جمهور کره‌جنوبی< .)پارک چون هی> خیلی هم برای کره زحمت کشید، اما در روز چهارم آبان ۱۳۵۸ یعنی ۲۶ اکتبر ۱۹۷۹ میلا‌دی در کره از سوی رئیس سازمان امنیت ترور شد. ‌
▪ ترور به چه شکل بود؟
ـ یک میهمانی شام ۴ نفره برگزار کرده بودند. رئیس سازمان امنیت، رئیس‌جمهور و ۲ دختر خانم در این جلسه حضور داشتند. ناگهان رئیس سازمان امنیت کلت کمری خود را روی پیشانی رئیس‌جمهور می‌گذارد و شلیک می‌کند. ‌
▪ به چه دلیل کشته می‌شود؟
ـ به دلیل اینکه باید تغییراتی در حیطه نفوذ آمریکا انجام می‌شد. به محض اینکه رئیس‌جمهور کشته شد، رئیس سازمان امنیت صبح فردا خودش را معرفی می‌کند، اما هرگز معلوم نشد اعدام شد یا به حبس ابد محکوم شد. دقیقا مشخص نشد. حکومت کره دوره کوتاهی از دموکراسی را تجربه کرد ولی دوباره ژنرال‌ها کودتا کردند، چون می‌ترسیدند به خاطر وضعیت گروگانگیری آمریکایی‌ها به وضعیت ایران دچار شوند. احساس می‌کردند که اگر در کره سستی کنند ممکن است همانند ایران سیطره خود را از دست بدهند و قافیه را ببازند.
▪ فرضیه‌ای در مورد خاطرات اسدالله علم و همچنین اعتمادالدوله وجود دارد که گاهی وقت‌ها در لا‌به‌لا‌ی سطور به ذهن هر خواننده‌ای خطور می‌کند. فرضیه این است که آدم‌هایی که در دربار بودند برای ماندگاری در تاریخ، نکته‌هایی را در یادداشت‌های خود باقی گذاشته‌اند تا نامشان به نیکی در تاریخ باقی بماند و همچنین به دنبال این بودند تا تصویری از زیرکی، هوشیاری و خیرخواهی از خود برجای بگذارند. شما چنین تصوری نمی‌کنید؟
ـ نه، من چنین تصوری از نگارش این کتاب ندارم. چون ذات علم را می‌شناسم. فراموش نکنیم علم یک خان بود. از لحاظ فرهنگی در خانواده‌ای بزرگ شده بود که به قدرت اهمیت می‌دادند. شما حتما در دوره‌ای بزرگ نشده‌اید که خان‌ها را ببینید. در ایران خان‌های بزرگ بسیاری بودند که ظلم‌های زیادی به رعیت‌ها می‌کردند. پدر علم فرق داشت. مساله کشاورزی بیرجند با کشاورزی گیلا‌ن و مازندران متفاوت بود، چون گیلا‌ن آب داشت و خشکسالی بسیار کم اتفاق می‌افتاد، ولی در جاهای دیگر نقاط ایران که کم‌آب بود ما همیشه کمبود آب داشتیم، قحطی هم می‌شد. کشت دیم بود. خان هم وقتی آب نداشته باشد چه چیزی می‌تواند از رعیت بگیرد؟ بنابراین خان جنوب خشن‌تر بود، ولی خان شمال چون محصول زیادتری داشت مهربان‌تر بود. روستایی هم وقتی فشار زیاد باشد محصول را پنهان می‌کند و مجبور هستند او را به چوب فلک ببندند که محصول‌اش را بگیرند.
پدر آقای علم می‌دانست با رعیت چگونه رفتار کند. کمااینکه در خرداد ۴۲ که قیام شد و مردم از ورامین و... آمدند، علم که نخست‌وزیر بود دستور شدت عمل داد. من کلا‌س نهم بودم. درست ۱۵ خرداد امتحان زبان عربی با دکتر بحرالعلومی‌داشتیم. من شدت عملی را که علم به خرج داد به چشم خودم دیدم. حتی همین شدت عمل موجب شد در سه‌راه ورامین جلوی آن رعیت‌هایی که از شهرری به تهران می‌آمدند گرفته شود. توی میدان بهارستان هم به شدت تیراندازی کردند، به طوری که وقتی بعدازظهر قیام مردم سرکوب شده بود باز هم مردم با اطمینان نمی‌توانستند از خیابان عبور کنند.
‌ نکته خیلی عجیبی که در این کتاب به چشم می‌خورد این است که او به حمایت و جانبداری از روحانیت در کتاب زیاد سخن گفته است، حتی خیلی در این باره منزه و مودب سخن می‌گوید. خواننده ناآشنا به تاریخ احساس می‌کند که او تعلق‌خاطر خاصی به طبقه روحانیت داشته است، اما وقتی با رفتار خشن علم در سال ۴۲ مواجه می‌شویم این خاطرات کاملا‌ متفاوت می‌شود.
به دلیل اینکه پشت مساله ناآرامی‌های ۱۵خرداد ۱۳۴۲ یک نهضت مذهبی بود. علم گمان می‌کرد که پشت این ناآرامی‌ها تحریک خارجی وجود دارد. شاه و علم نیز به تحریک خارجی‌ها خیلی حساس بودند.

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!