سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷ / Tuesday, 25 September, 2018

بازیگری مدرن و بازیگری پست مدرن


بازیگری مدرن و بازیگری پست مدرن
امروزه بازیگر باید دارای ویژگی‌های ممتازی باشد که شاید فیلمنامه‌نویس فاقد آنهاست .یکی از این ویژگی‌ها غریزه‌ایست که بازیگر را برای بازی کردن بر می‌انگیزد. این غریزه قویتر از آن است که ما می‌شناسیم یا می‌توانیم تشریح کنیم. تمامی وجود بازیگر فکر او، روان او، روح او و آن جوهر تعیین کننده‌ای که نامش استعداد است بایستی وقف حرفه‌اش شود.
امروزه بیشتر مردم ناچار شده‌اند که فقط بخشی از وجود خویش را به کار گیرند آن بخش‌های دیگر وجود که به کار گرفته نمی‌شوند ناآرامی ویژه‌ای در درون بازیگر پدید می‌آورند و این همان چیزی است که استعداد بازیگر را تحریک می‌کند تا خود را ابراز کند. (استلا آدلر- تکنیک بازیگری)
همانطور که ما در زندگی روزمره مجبور به رعایت قراردادهای حرکتی هستیم ، بازیگر سنتی دلسارته (مولف کتابی در مورد ژست بازیگران) هم براساس فرمولهای او قراردادی عمل می‌کند: برای ترسیدن دستش را پشت دهانش میبرد، برای قبول نداشتن شانه‌ها را بالا می‌اندازد و برای نشان دادن تفکر چشمانش را تنگ می‌کند... مشکل اینگونه بازیگری سنتی و قراردادی این بود که همه‌ی بازیگران می‌خواهند فقط یک نوع حرکت کنند و اعمال واحدی را انجام دهند.
این شیوه سنتی بازیگری در اواخر قرن نوزدهم میلادی و اوایل قرن بیستم با خیزش انقلابی ویلیام آرچر، آندره آنتوان و استانیسلاوسکی باعث شد تا بازیگری ناتورالیستی متولد شود و شیوه‌ای از بازیگری که «مدرن» نامیده می‌شود. دلیل استانیسلاوسکی برای پدید آوردن سیستم مدرن بازیگری این بود که او شیوه های اجرایی قدیمی را برای اجرای نمایشنامه‌های جدید چون نمایشنامه‌های چخوف، ایبسن، استریندبرگ و دیگران بی مصرف و ناهمگون می‌دانست. در ایالات متحده آمریکا سیستم بازیگری او به نام سیستم متد شهرت یافت و بسیاری از بازیگران متوسط را به شهرت رساند. سیستم استانیسلاوسکی سیستمی تکنیکی بود که بازیگر بوسیله آن بتواند نقش خود را به صورت ناتورالیستی (طبیعی) اجرا کند. عمر بازی ناتورالیستی تقریبا به اندازه سینماست و آموزش این شیوه بوسیله استلا آدلر و لی استراسبرگ صاحب تعریفی جدید شد.
هر بازیگر با فراگیری سیستم بازیگری متد در «اکتورز استودیو» در نهایت شیوه خود را پیدا می‌کرد: شیوه درونگرا و برونگرا. ممکن است از این تجزیه (برونگرا و درونگرا) به یاد نظریات یونگ درباره روانشناسی شخصیت بیفتید اما در واقع همانگونه که توضیح داده خواهد شد این دوشیوه چنان که با نظریات یونگ ارتباط دارند به همان مقدار هم از این نظریات دور هستند.
شیوه درونگرا شیوه‌ایست که بازیگر نقش را درون خود می‌سازد و سپس همه اطلاعات را به ناخودآگاهش می‌سپارد و از آن پس این ناخود آگاه است که در شرایط گوناگون و درموقعیت‌های متفاوت واکنش نشان می‌دهد و بدن بازیگر را به حرکت در می‌آورد. در واقع نقش از مسیر عواطف و فردیت بازیگر می‌گذرد و رنگ و بوی درونیات بازیگر را می‌گیرد. به عنوان مثال بازی دانیل دی لوئیس را در فیلم‌هایش به خاطر بیاورید. از پای «چپ من» تا «خون به پا می شود» او همواره از این سبک برای بازی خود استفاده کرده و شخصیت را در درون خود حل کرده و به ناخود آگاهش سپرده است.
برتولت برشت سالها بعد از استانیسلاوسکی شیوه‌ای را تئوریزه می کند که با شیوه ناتورالیستی مدرن تفاوتهای زیادی دارد. سیستم فاصله گذاری برشت شیوه‌ایست که امروزه آن را با نام بازیگری برونگرایانه و پست مدرن می‌شناسیم.
شیوه برونگرا شیوه بازی است که بازیگر نقش را بر روی بدنش می‌سازد؛ حرکات و رفتار مشخصی را تعیین می‌کند و عقل بازیگر است که به او فرمان می‌دهد نه احساس وی. در سیستم تئاتر برشت منطق در برابر احساس، روایت در برابر طرح و توطئه و اندیشه در برابر داستان قرار می‌گیرند و شیوه فاصله گذاری برشت هم برای اینگونه تئاترهایی تئوریزه شده است که هم اکنون در بازیگری سینما هم به کار بسته می‌شود. بخش اصلی این اندیشه را برشت از نمایش‌های چینی و ژاپنی اقتباس کرده است و هدفش دو جنبه دارد: از یک سو با فاصله گذاردن بین تماشاگر و رویداد توجه او را به اندیشیدن جلب می‌کند نه همذات پنداری و دوم اینکه می‌پرسد اگر تماشاگر تا به جایی در موقعیت کاراکترها غرق شود که هویت خویش را از یاد ببرد آنگاه هدف تئاتر چه می‌شود؟
برشت معتقد است فاصله انتقادی و برداشت عقلی - علمی نوین به تماشاگر امکان می‌دهد تا پدیده‌های به ظاهر طبیعی و بدیهی را به همان دیدی بنگرد که نیوتن به سیبی که از درخت افتاد نگریست. بازیگر پیرو مکتب استانیسلاوسکی برای نمایش دادن هیجان در درون خود نیز هیجان واقعی بر می‌انگیزد (بازی درونگرا) ولی بازیگر مکتب برشت همین هیجان را از طریق یک حرکت یا رفتار تعیین شده نشان می‌دهد (بازی برون گرا). به عنوان مثال اگر بازی دی لوئیس و پاچینو را مقایسه کنیم متوجه آن می‌شویم که دی لوئیس درونگرا قبل از فیلمبرداری کاراکتر را شناخته اما پاچینو برونگرا در جلوی دوربین هم مشغول کشف شخصیتی است که بازی می‌کند و هنوز او را کامل نشناخته زیرا قرار است آن را نمایش دهد نه اینکه او را زندگی کند.
البته نباید اینگونه پنداشت که هر کدام از بازیگران صاحب سبک تنها از یکی از این دو شیوه تبعیت می‌کنند، بلکه فراوانند بازیگرانی که از هر دوشیوه (هم درونگرا و هم برونگرا) استفاده کرده‌اند و در بازی‌هایی پیچیده‌تر، همزمان از هر دو شیوه بهره برده‌اند.

سید سعید هاشم زاده
منابع:
درباره تئاتر - برتولت برشت
تکنیک بازیگری - استلا آدلر
بازیگری و تحلیل بازیگری - رضا کیانیان
بازیگری حرفه‌ای - اساتید بازیگری دانشگاه نیویورک
تکنیک برشت - شیرین تعاونی

منبع : لوح

مطالب مرتبط

گفت و گو با جرارد باتلر بازیگر فیلم ۳۰۰ و پی نوشت: دوستت دارم

گفت و گو با جرارد باتلر بازیگر فیلم ۳۰۰ و پی نوشت: دوستت دارم
تا قبل از نمایش فیلم ۳۰۰ نام او برای ایرانی ها شناخته شده نبود. اروپایی ها و امریکایی نیز آشنایی زیادی با جرارد جیمز باتلر نداشتند. بازیگر اسکاتلندی با ۱۸۸ سانتیمتر قد و ملقب به گری که در دانشگاه گلاسکو حقوق خوانده بود تا وکیل شود. اما علاقه اش به هنر باعث شد تا از دوران دانشجویی در یک گروه موسیقی راک به عنوان نوازنده حضور یابد.
آشنایی اش با استیون برکوف بازیگر در یک کافی شاپ لندنی راه او را برای بازیگری هموار کرد. برکوف نقشی کوچک در نمایش کوریولانوس به او داد و باتلر تصمیم گرفت تا دانشکده حقوق را با وجود نمرات بالا رها کرده و بازیگری پیشه کند. در سال ۱۹۹۶ نقش اصلی اقتباس صحنه ای قطاربازی را به چنگ آورد. سال بعد با ایفای نقشی در فیلم خانم براون وارد سینما شد.
هنگام فیلمبرداری در اسکاتلند، زمانی که جرارد و مادرش به پیک نیک در کنار روخانه ای رفته بودند، با شنیدن صدای جوانی که در حال غرق شدن بود، خود را به روخانه افکنده و جان وی را نجات داد. او برای این کار نشان ویژه شجاعت از انجمن سطلنتی انسانیت دریافت کرد، اما هنگام اخذ این نشان گفت کاری را انجام داده که هر انسانی در چنین موقعیتی می کرد.
کارنامه سینمایی او با ایفی نقشی کوچک در فیلمی از مجموعه جیمز باند به نام همیشه فردایی هست[۱۹۹۷] ادامه یافت و در سال ۱۹۹۸ از طرف راسل مالکاهی برای بازی در فیلم داستان مومیایی برگزیده شد. در سال ۲۰۰۰ اولین نقش بزرگ خود را در فیلم آتیلا به چنگ آورد. او در این فیلم نقش اصلی را بر عهده داشت و با اولین مشوق و راهنمای خود-استیون برکوف-همبازی بود. البته تهیه کننده ها در ابتدای کار با حضور وی در پروژه چندان موافق نبودند و دلیل آن لهجه غلیظ اسکاتلندی جرارد بود. اما وی پذیرفت تا لهجه اش را از میان ببرد و به خوبی نیز از پس این کار برآمد.
همزمان با فیلمبرداری آتیلا، از سوی وس کریون برای برداشت تازه وی از داستان دراکولا انتخاب شد. وقتی دراکولا ۲۰۰۰ به نمایش در آمد، جرارد از سوی طرفدارانش صاحب سایتی اینترنتی و کم کم صاحب جایگاهی در سینمای هالیوود شد.
بازی در نقش کریدی در فیلم Reign of Fire در سال ۲۰۰۲ و سپس بازی در نقش تری شریدان در لارا کرافت: گهواره زندگی در سال بعد و در کنار آنجلینا جولی راه او برای رسیدن به شهرتی بین المللی هموار ساخت. بسیاری از سینما دوستان غیر اروپایی و غیر آمریکایی با این فیلم او را کشف کردند. نقشی بزرگ در فیلم Timeline بر اساس داستانی از مایکل کرایتون و سپس بازی در برگردان سینمایی یک از آثار اندرو لوید وبر به نام شبح اپرا قدرت وی در ایفای نقش های متفاوت را به معرض نمایش گذاشت. نمایش موزیکال شبح اپرا با موفقیت و استقبال عظیمی مواجه شد، اما سه فیلم بعدی وی فرانکی عزیز، بازی زندگی آنها و بئوولف و گرندیل نتوانست چیزی بر کارنامه وی بیفزاید.
شاه نقش اصلی کارنامه او در سال گذشته نصیبش شد: شاه لئونیداس اسپارتی در فیلم ۳۰۰ که جدا از سود تجاری و شهرت قابل ملاحضه ای که برای عواملش در آن سوی آب ها رقم زد، نام و سیمای باتلر را به ایرانیان اغلب مخالف و اندک موافق آن فیلم شناساند. بازی در کنار پیرس برازنان در فیلم خرد شده و سپس پی نوشت: دوستت دارم در ژانرهای متفاوت دیگر عرصه تازه ای برای نشان دادن قدرت بازیگری باتلر فراهم کرد. باتلر که در پی نوشت: دوستت دارم با هیلاری سانک همبازی شده، جز سکانس افتتاحیه کمیک آن غیر از فلاش بک ها یا نماهای ذهنی سوانک در فیلم حضور ندارد. چیزی که کمتر بازیگری با شهرت باتلر تن به قبول چنین مخاطره ای می دهد. پای حرف های او درباره ۳۰۰ و پی نوشت: دوستت دارم می نشینیم.
▪ در تمام طول فیلم پی نوشت: دوستت دارم فقط از طریق فلاش بک ها یا نماهای ذهنی هیلاری سوانک حضور دارید که مرگ شما را نپذیرفته و حضورتان را در کنار خود حس می کند.
ـ با این وجود شانس این را دارم که در سکانس اول فیلم زنده باشم...
▪ آیا در آنجا چیزهای ناگفتنی هم دیدی؟
ـ در ذهن او؟ البته، بیشتر از هر چیزی استعدادی وافر را مشاهد کردم!
▪ با دوتا جایزه اسکارش سر صحنه آمده بود؟
ـ بله، خیلی عصبی کننده است(می خندد). ولی راستش نه، او هرگز چنین کاری نمی کند. بسیار با وقار است. در عوض همیشه سگ هایش را با خودش می آورد، و بعضی وقت ها هم پرنده اش میچ را... هیلاری فردی عادی مثل من و شما، و در عین حال بازیگری فوق العاده است.
▪ بازی در نقش کسی که گری نام دارد باید کمی عجیب باشد، نه؟ چون به هر حال در زندگی واقعی لقب شما هم همین است...
ـ راستش سر صحنه خیلی کمک کرد که بقیه بازیگرها اسمم را در طول فیلمبرداری اشتباه نکنند! نکات مشترک زیادی با این شخصیت دارم. یک آدم معمولی با اصلیت ایرلندی. اکثر لباس ها و لوازمی که سر صحنه استفاده کردم، مال خودم بودند.
▪ شما هم مثل او، یک ستاره موسیقی راک بودید...
ـ من هیچ وقت به شکل حرفه ای کار موسیقی را دنبال نکرده ام. ولی چند سال قبل در یک گروه نوازندگی می کردم. موقعی که مشغول گذراندن دوره ای برای وکیل شدن بودم.
▪ روزها وکیل و شب ها ستاره موسیقی راک.... تقریباً می شود گفت مثل شخصیت یک فیلم...
ـ باور کنید چندتا فیلم می شود از زندگی من ساخت! اما عین واقعیت است، روزها به عنوان دستیار در یک دفتر حقوقی کار می کردم که یکی از وکیل هایش نوازنده گیتار بود و آوازهایی که می خواندم را می نوشت. یک رفیق دیگر هم که وکیل بود به ما ملحق شد و گروهی تشکیل دادیم. گروهی متشکل از حقوق دان هایی که آرزو داشتند ستاره موسیقی راک بشوند!
▪ اسم گروه چی بود؟
ـ Speed(می خندد).
▪ به خاطر بهره وری بیشتر از ماه ها تمرین های بدنی که برای فیلم ۳۰۰ متحمل شدید، در قراردادهای تان قید می کنید که در یک صحنه حتماً با بالا تنه برهنه ظاهر بشوید؟
ـ نه، فکر می کنم باید بر عکس آن را تقاضا بکنم. این موضوع مشکلات زیادی برایم درست کرده، من توی سالن ورزش متولد نشده ام. متوجه حرف هایم هستید که... اما اگر لازم باشد برای یک فیلمی مثل ۳۰۰ این تمرین ها را انجام بدهم، این کار تا حدی که استخوان هایم درد بگیرد، انجام می دهم. پیش از شروع فیلمبرداری، نیروی فوق انسانی را برای این کار صرف کردم که هنوز نمی دانم چه چیزی باعث شد تا مثل یک آدم شیفته تا این حد در این کار پیش بروم. حرکات با شمشیر را تا حد از حال افتادن تکرار می کردم. قبل از هر برداشت ۵۰ تا ۶۰ شنا می رفتم... مثل یک آدم دیوانه...
▪ قبل از هر برداشت؟
ـ بله، می خواستم واقعاً مثل یک اسپارتی باشم، نه بازیگری که نقش یک اسپارتی را بازی می کند. الان وقتی یک سالن ورزشی می بینم، حالم به هم می خورد.
▪ بعد از موفقیت فیلم ۳۰۰ چند تماس دریافت کردید؟
ـ حدود ۴۰۰ پیامک و ۸۵۰ تماس تلفنی. به جای لذت بردن از موفقیت فیلم در تمام طول آخر هفته اضطراب داشتم. چون نمی رسیدم به همه آنها جواب بدهم! فکر می کنم تمام آدم هایی که در طول زندگی ام با آنها برخورد داشتم، آن روز گوشی را برداشته بودند تا زنگ بزنند. من قبلاً هیچ وقت و شاید بعدها هم هرگز، چنین تجربه ای نداشتم.
▪ از آن زمان کارتان در هالیوود رونق گرفت. طرح هایی چون بازسازی نیویورک ۱۹۹۷ روی اسم شما می چرخد. در چنین شرایطی حفظ خونسردی دشوار است؟
ـ باید نگاه تان را به آنچه که در جلوی شماست متمرکز و از گوش سپردن به آنچه در اطراف تان می گذرد، اجتناب کنید. از همه حرف ها گذشته، فیلمی که بر اساس نام شما شکل می گیرد، چیزی کمتر یا بیشتر از یک نقش جدید برای بازی کردن نیست.
تنها شما بیشتر بر عوامل تسلط دارید و می توانید کارنامه تان را آن طور که دوست دارید شکل دهید. برای مین بود که فیلمبرداری نیویورک ۱۹۹۷ را ترک کردم. فیلم آن طور که دوست داشتم پیش نمی رفت و ترجیح دادم از آن صرف نظر کنم. این شانس این را دارم تا طرح هایی را که صد در صد به آنها اطمینان دارم، رد کنم.
▪ بعد از ۳۰۰ بهترین فیلمنامه ها را دریافت می کنید؟
ـ بله! البته قبل از ۳۰۰ نیز همه چیز خو بود، اما مثل فوتبل است. من الان در یک دسته بالاتر بازی می کن.. به جای دریافت یک فیلمنامه خوب روزی چهار تا شش فیلمنامه به دستم می رسد. و نه گفتنم به بعضی پیشنهادها اهمیت خاصی پیدا کرده است. چون نمی رسم در همه آن فیلم ها بازی کنم.
▪ اغلب نقش جنجگویان حماسی را بازی کرده اید. ایفای نقش یک آدم عادی چه احساسی دارد؟
ـ فوق العاده است! چون من هم یک آدم عادی هستم. شباهت های زیادی بین من و گری وجود دارد. او بامزه است و دوست دارد مسخره بازی دربیاورد و هیچ چیز را جدی نگیرد. و خوش قلب است. من بیشتر شبیه گری هستم تا شخصیت های نمادین یا تاریخی که نقش شان را بازی کرده ام، مثل شبح اپرا. با آنها تشابهات روحی و روانی دارم، اما این ها زمینه اصلی من نیستند. خوشبختانه کارنامه ام این اجازه را به من داده تا از از ژانری به ژانر مخالف بروم.
از بازی در یک کمدی موزیکال تا یک درام تاریخی یا فیلمی حادثه ای حماسی که کمتر کسی توانست مرا ببیند، خودم، بامزه بودن و یا سعی در بامزه بودنم را بیشتر دوست دارم(می خندد). خیلی دوست دارم کمدی های عاشقانه یا سیاه بازی کنم. عاشق انجام دادمن کارهای متفاوت هستم که خودم و دیگران را غافلگیر کند. همیشه این احساس را دارم که هنوز کارهایی را که قادر به انجام شان هستم، انجام نداده ام. ولی امیدوارم با کارهایی که این اواخر کرده ام و مشغول انجام شان هستم، توانسته باشم به چیزی که می خواستم برسم. امکانات موجود در کارهای جدید بسیار زیاد است. دوره خوبی برای من است، یک دوره بسیار پر بار...
▪ نقش هایتان را چطور انتخاب می کنید؟
ـ همیشه اول به فیلمنامه و نقش نگاه می کنم. بعد این که با چه کسانی همبازی خواهم شد و چه کسی آن را کارگردانی خواهد کرد. اگر شبیه چیزی است که قبلاً انجام داده ام، بهتر است استراحتی به خودم بدهم و... سپس چیزهای دیگری مثل ژانر را در نظر می گیرم: "تو برهنه هستی، سیبری است، زمستان است" فیلمنامه ای که این طور شروع بشود، مورد علاقه من نخواهد بود، چون علاقه ای ندارم وسط زمستان لخت توی سیبری باشم(می خندد). ولی بعضی وقت ها به این چیزها موقعی فکر می کنم که دیگر خیلی دیر شده است. سر صحنه فیلمبرداری جزیره نیمز در استرالیا، بیش از نصف فیلم را توی آب بودیم. زمستان بود و من باید در اب های پر از کوسه شنا می کردم و با بادهای سرد روبرو می شدم. فکر می کردم که خواهم مرد(می خندد).
▪ امشب کجا شام می خوردی؟
ـ سر نمایش ویژه پی نوشت: دوستت دارم و احتمالاً کمی بعد در جهنم(می خندد).

وبگردی
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال - در این فیلم درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقات هندبال بازی‌های آسیایی جاکارتا را می بینید که این بازی در نهایت منجر به پیروزی ایران و کسب مقام پنجمی کشورمان شد.