یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷ / Sunday, 24 June, 2018

بازیگری مدرن و بازیگری پست مدرن


بازیگری مدرن و بازیگری پست مدرن
امروزه بازیگر باید دارای ویژگی‌های ممتازی باشد که شاید فیلمنامه‌نویس فاقد آنهاست .یکی از این ویژگی‌ها غریزه‌ایست که بازیگر را برای بازی کردن بر می‌انگیزد. این غریزه قویتر از آن است که ما می‌شناسیم یا می‌توانیم تشریح کنیم. تمامی وجود بازیگر فکر او، روان او، روح او و آن جوهر تعیین کننده‌ای که نامش استعداد است بایستی وقف حرفه‌اش شود.
امروزه بیشتر مردم ناچار شده‌اند که فقط بخشی از وجود خویش را به کار گیرند آن بخش‌های دیگر وجود که به کار گرفته نمی‌شوند ناآرامی ویژه‌ای در درون بازیگر پدید می‌آورند و این همان چیزی است که استعداد بازیگر را تحریک می‌کند تا خود را ابراز کند. (استلا آدلر- تکنیک بازیگری)
همانطور که ما در زندگی روزمره مجبور به رعایت قراردادهای حرکتی هستیم ، بازیگر سنتی دلسارته (مولف کتابی در مورد ژست بازیگران) هم براساس فرمولهای او قراردادی عمل می‌کند: برای ترسیدن دستش را پشت دهانش میبرد، برای قبول نداشتن شانه‌ها را بالا می‌اندازد و برای نشان دادن تفکر چشمانش را تنگ می‌کند... مشکل اینگونه بازیگری سنتی و قراردادی این بود که همه‌ی بازیگران می‌خواهند فقط یک نوع حرکت کنند و اعمال واحدی را انجام دهند.
این شیوه سنتی بازیگری در اواخر قرن نوزدهم میلادی و اوایل قرن بیستم با خیزش انقلابی ویلیام آرچر، آندره آنتوان و استانیسلاوسکی باعث شد تا بازیگری ناتورالیستی متولد شود و شیوه‌ای از بازیگری که «مدرن» نامیده می‌شود. دلیل استانیسلاوسکی برای پدید آوردن سیستم مدرن بازیگری این بود که او شیوه های اجرایی قدیمی را برای اجرای نمایشنامه‌های جدید چون نمایشنامه‌های چخوف، ایبسن، استریندبرگ و دیگران بی مصرف و ناهمگون می‌دانست. در ایالات متحده آمریکا سیستم بازیگری او به نام سیستم متد شهرت یافت و بسیاری از بازیگران متوسط را به شهرت رساند. سیستم استانیسلاوسکی سیستمی تکنیکی بود که بازیگر بوسیله آن بتواند نقش خود را به صورت ناتورالیستی (طبیعی) اجرا کند. عمر بازی ناتورالیستی تقریبا به اندازه سینماست و آموزش این شیوه بوسیله استلا آدلر و لی استراسبرگ صاحب تعریفی جدید شد.
هر بازیگر با فراگیری سیستم بازیگری متد در «اکتورز استودیو» در نهایت شیوه خود را پیدا می‌کرد: شیوه درونگرا و برونگرا. ممکن است از این تجزیه (برونگرا و درونگرا) به یاد نظریات یونگ درباره روانشناسی شخصیت بیفتید اما در واقع همانگونه که توضیح داده خواهد شد این دوشیوه چنان که با نظریات یونگ ارتباط دارند به همان مقدار هم از این نظریات دور هستند.
شیوه درونگرا شیوه‌ایست که بازیگر نقش را درون خود می‌سازد و سپس همه اطلاعات را به ناخودآگاهش می‌سپارد و از آن پس این ناخود آگاه است که در شرایط گوناگون و درموقعیت‌های متفاوت واکنش نشان می‌دهد و بدن بازیگر را به حرکت در می‌آورد. در واقع نقش از مسیر عواطف و فردیت بازیگر می‌گذرد و رنگ و بوی درونیات بازیگر را می‌گیرد. به عنوان مثال بازی دانیل دی لوئیس را در فیلم‌هایش به خاطر بیاورید. از پای «چپ من» تا «خون به پا می شود» او همواره از این سبک برای بازی خود استفاده کرده و شخصیت را در درون خود حل کرده و به ناخود آگاهش سپرده است.
برتولت برشت سالها بعد از استانیسلاوسکی شیوه‌ای را تئوریزه می کند که با شیوه ناتورالیستی مدرن تفاوتهای زیادی دارد. سیستم فاصله گذاری برشت شیوه‌ایست که امروزه آن را با نام بازیگری برونگرایانه و پست مدرن می‌شناسیم.
شیوه برونگرا شیوه بازی است که بازیگر نقش را بر روی بدنش می‌سازد؛ حرکات و رفتار مشخصی را تعیین می‌کند و عقل بازیگر است که به او فرمان می‌دهد نه احساس وی. در سیستم تئاتر برشت منطق در برابر احساس، روایت در برابر طرح و توطئه و اندیشه در برابر داستان قرار می‌گیرند و شیوه فاصله گذاری برشت هم برای اینگونه تئاترهایی تئوریزه شده است که هم اکنون در بازیگری سینما هم به کار بسته می‌شود. بخش اصلی این اندیشه را برشت از نمایش‌های چینی و ژاپنی اقتباس کرده است و هدفش دو جنبه دارد: از یک سو با فاصله گذاردن بین تماشاگر و رویداد توجه او را به اندیشیدن جلب می‌کند نه همذات پنداری و دوم اینکه می‌پرسد اگر تماشاگر تا به جایی در موقعیت کاراکترها غرق شود که هویت خویش را از یاد ببرد آنگاه هدف تئاتر چه می‌شود؟
برشت معتقد است فاصله انتقادی و برداشت عقلی - علمی نوین به تماشاگر امکان می‌دهد تا پدیده‌های به ظاهر طبیعی و بدیهی را به همان دیدی بنگرد که نیوتن به سیبی که از درخت افتاد نگریست. بازیگر پیرو مکتب استانیسلاوسکی برای نمایش دادن هیجان در درون خود نیز هیجان واقعی بر می‌انگیزد (بازی درونگرا) ولی بازیگر مکتب برشت همین هیجان را از طریق یک حرکت یا رفتار تعیین شده نشان می‌دهد (بازی برون گرا). به عنوان مثال اگر بازی دی لوئیس و پاچینو را مقایسه کنیم متوجه آن می‌شویم که دی لوئیس درونگرا قبل از فیلمبرداری کاراکتر را شناخته اما پاچینو برونگرا در جلوی دوربین هم مشغول کشف شخصیتی است که بازی می‌کند و هنوز او را کامل نشناخته زیرا قرار است آن را نمایش دهد نه اینکه او را زندگی کند.
البته نباید اینگونه پنداشت که هر کدام از بازیگران صاحب سبک تنها از یکی از این دو شیوه تبعیت می‌کنند، بلکه فراوانند بازیگرانی که از هر دوشیوه (هم درونگرا و هم برونگرا) استفاده کرده‌اند و در بازی‌هایی پیچیده‌تر، همزمان از هر دو شیوه بهره برده‌اند.

سید سعید هاشم زاده
منابع:
درباره تئاتر - برتولت برشت
تکنیک بازیگری - استلا آدلر
بازیگری و تحلیل بازیگری - رضا کیانیان
بازیگری حرفه‌ای - اساتید بازیگری دانشگاه نیویورک
تکنیک برشت - شیرین تعاونی

منبع : لوح

مطالب مرتبط

«ما یک نفریم»

«ما یک نفریم»
آشنایی علیرضا باذل و بهرام رادان به نخستین روزهای فعالیت رادان در سینما بازمی‌گردد. آن روزها باذل به عنوان دستیار پروژه‌های هدایت فیلم فعال بود و رادان تنها «شور عشق» را بازی کرده بود و برای «ساقی» و «آبی» قرارداد بسته بود و باذل دستیار محمدرضا اعلامی برای فیلم ساقی بود.
شاید هیچ کدام فکر نمی‌کردند دوستی ساده‌ای که آن روزها پا گرفت در سال‌های آتی به یک همکاری جدی و موفق بینجامد. دانش و آشنایی باذل با روابط و افراد و بی‌اطلاعی خود رادان از مناسبات جاری بر سینمای ایران، اولین جرقه‌های شکل‌گیری این همکاری شد. گرچه تا پیش از این رادان از مشاوره باذل در قالب یک رابطه دوستانه و غیرحرفه‌ای بهره می‌برد اما تمایل رادان به سیستماتیک کردن این رابطه با نیم نگاهی به استانداردهای حرفه‌ای آن سوی آب‌ها مفهوم جدید مدیر برنامه را وارد سینمای ایران کرد.
حضور مشاور، مدیر برنامه، سخنگو یا آژانس در کنار افراد صاحب نام از پیش پا افتاده‌ترین مسائلی است که در خارج از مرزهای ایران شاهدیم و اما اینکه آیا این همکاری در سینمای ما هم به توفیق خواهد رسید سوالی بود كه هیچ‌كس پاسخ‌اش را نمی‌دانست.او پیش از این شاهد یک تجربه ناموفق در همین راستا بود. سر «ساقی» مدیر برنامه یکی از هنرپیشه‌های زن به دفتر هدایت فیلم آمده بود و رفتارهای نابهنجار او نه‌تنها موقعیت مدیر برنامه را تا حد یک دلال تنزل داده بلکه حضور آن خانم در پروژه مذکور را نیز منتفی کرده بود.
در هر حال با آگاهی از تمام بازخورد‌های منفی احتمالی با استراتژی حرکتی سلانه و در خفا، باذل به عنوان مدیر برنامه‌های رادان فعالیت خود را آغاز کرد. این حرکت با چراغ خاموش تا «گیلانه» ادامه داشت. تا پیش از «گیلانه» باذل بیشتر به عنوان مشاور رادان در کنار او حضور داشت.
«گیلانه» شاید بهترین موقعیت برای علنی کردن این رابطه حرفه‌ای و گذر از مفهوم مشاور به مدیر برنامه بود. حضور بنی‌اعتماد و جهانگیر کوثری به عنوان افرادی که نه‌تنها اعتبار ویژه‌ای در سینمای ایران داشتند، بلکه با مفهوم و مناسبات حرفه‌ای و روز دنیا هم غریبه نبودند بستر مناسبی فراهم کرد که «بهرام رادان» بتواند به بهترین حالت از این همکاری پرده‌برداری کند.
رادان از همان روزهای اول یک وکالتنامه تام‌الاختیار به باذل داده بود که تازه پس از «گیلانه» ماهیت حقیقی‌اش را یافت. پس از آن بود که زیر قرارداد‌های فیلم یا تبلیغات رادان امضای باذل نشست و او به عنوان وکیل رادان مفاد یک قرارداد را تضمین کرد: «من و بهرام دو نفر نیستیم و نکته کلیدی ماجرا این است، ما یک نفریم و به همین دلیل عبور از بین ما و دور زدن هر کدام از ما مفهومی ندارد.»
خیلی وقت‌ها ناآگاهی دیگران از اصرار طرفین بر این روند حرفه‌ای باعث می‌شود که به برقراری ارتباط با خود رادان تمایل نشان دهند، غافل از آن که این سیستم، انتخاب خود او برای زندگی حرفه‌ای‌اش بوده و در نهایت، ماجرا به مدیر برنامه‌هایش ارجاع داده می‌شود. اکثر آنهایی که با این دو نفر سر میز مذاکره نشسته‌اند متفق‌القولند که باذل نه‌تنها دیوار بین آقای سوپراستار و دیگران نیست بلکه در نقش کاتالیزور هم بوده است.
بحث اعتماد در یک رابطه دو نفره که برای تمام منافع حقوقی و در بسیاری موارد، حقیقی یک فرد، تعیین‌کننده است، شاید اساسی‌ترین عنصری است که در همان نگاه اول باید در نظر داشت و در راستای رسیدن به آن تلاش کرد. امروز هر دو نفر این احساس اعتماد را بارزترین مولفه در تداوم و موفقیت این همکاری می‌دانند: «روزهای اول هیچ تصوری از امکان تداوم و حد و مرزهای این رابطه در اشل سینمای ایران نداشتیم و تنها شناختی که از بهرام داشتم امکان حساب باز کردن روی این آدم را به من می‌داد.
من تمام اعتبار مطبوعاتی‌ام را وسط می‌گذاشتم و به قول خیلی‌ها زیر چتر یک بازیگر قرار می‌گرفتم، اما اعتمادم به شخصیت بهرام و نزدیکی دنیا‌های ما تمام نگرانی‌های روزهای اول را بی‌رنگ كرد، ایده‌آل‌هایی که بهرام برای خودش تعریف کرده بود برای خود من هم جالب بودند و این انرژی رسیدن به آن افق‌ها در وجود هر دوی ما بود، هرچند که قبول دارم فکر نمی‌کردم روزی شغل اصلی‌ام باشد.»
امروز با اوج گرفتن بهرام رادان در زندگی حرفه‌ای‌اش، دامنه مسوولیت‌های باذل به عنوان مدیر برنامه‌اش نیز وسیع‌ترشده و کم‌کم افراد و حتی شرکت‌های دیگری در راستای اهداف تعیین‌شده آقای بازیگر به این مجموعه افزوده شده‌اند و زیر چتر نظارت و حمایت علیرضا باذل با آنها همکاری می‌کنند: «در خارج از ایران ما با دو مفهوم آژانس و مدیر روبه‌رو هستیم، معمولا اکثر پروژه‌ها از طرف آژانس‌ها مدیریت می‌شوند و این آژانس‌ها با بازیگرانی قرارداد و آنها را تحت پوشش خود دارند.
انتخاب آژانس‌ها مسلما بستگی مستقیم با میزان محبوبیت، شهرت و موفقیت بازیگر دارد تا در نتیجه با پیشرفت آنها به سود مالی موردنظرشان برسند و از سوی دیگر هم بازیگران برای بستن قراردادهای بهتر به همکاری با آژانس‌های معتبر علاقه‌مند هستند. در صورتی که برای یک پروژه بازیگر موردنظر مطرح باشد آژانس پیشنهاد خود را در قالب یک مجموعه متشکل از بازیگر منتخب و افرادی در حوزه‌های دیگر ارائه می‌دهد به فرض یک تدوینگر، یک بازیگر مکمل و یک فیلمبردار و در این حالت منافع تمام این مجموعه در نظر گرفته و تامین می‌شود.
در سینمای ما امکان تعریف آژانس‌هایی با فعالیت مشابه سازمان‌های خارج از کشور غیرممکن است و اگر شاهد بروز یک چنین اتفاقاتی باشیم به سرعت به دلالی و کارچاق‌کنی تعبیر می‌شود و اما مدیر برنامه یک بازیگر، فردی است چسبیده به او که تمام کارهایش را مدیریت می‌کند، به عنوان سخنگو و حتی در بسیاری از شرایط به عنوان وکیل این فرد هم مطرح است و کلیه مسائل مربوط به وی را بررسی و هماهنگ می‌کند، نه‌تنها در انتخاب برنامه‌ها و به فرض خواندن فیلمنامه‌های پیشنهادی و مشاوره در عرصه هنری حضوری جدی دارد بلکه در رابطه با ساده‌ترین رفتارهای اجتماعی او از جمله حضورها، نوع پوشش و رفتار فرد هم اظهارنظر می‌کند.
یک سری حواشی را از هنرمند می‌گیرد و این امکان را ایجاد می‌کند که او در فضای فکری به دور از تنش و جنجال و در نهایت آرامش، تمام و کمال به وظیفه اصلی خود بپردازد و تمام توجهش را به سیر حرفه‌اش و عوامل تاثیرگذار بر توفیقش در این راه معطوف کند.
حوزه وظایف کاملا مشخص و مجزا است و هر دو نفر در حیطه مسوولیت‌های خود البته با تکیه بر همفکری و تبادل‌نظر دیگری به سمت یک نقطه واحد در حرکت‌اند.» باذل معتقد است: «اگر قرار باشد درصدی از موفقیت‌های رادان را به پای من بنویسیم در بهترین حالت از۲۰ درصد فراتر نخواهد رفت چراکه تمام بار سنگین این حضور و استمرار و تاکید ورزیدن بر این حرکت روبه جلو بر دوش خود رادان است و البته این ۲۰ درصد ماجرا باید در کاملترین حالت ممکن اجرا و مدیریت شود.»یکی دیگر از مسائلی که نقش تعیین‌کننده‌ای در این رابطه دارد شفافیت در مباحث مالی است، درصدی از تمام قرارداد‌های رادان سهم مدیر برنامه اوست که این درصد از همان روز اول تعریف شده و تاکنون تغییری نکرده است.
وقتی از او می‌پرسم هیچ یک از شما تا به حال به هر دلیلی احساس پشیمانی از این همکاری و انتخاب این روند حرفه‌ای نکرده‌اید، تنها برق چشم‌هایش کافی است که احساس کنم این تازه آغاز راه است و برنامه‌های بزرگتر و جدی‌تری در راه است: «وقتی این‌قدر موفق بوده‌ایم، چرا احساس پشیمانی؟»

وبگردی
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!