ویستا مرجع مهمترین عناوین خبری / پنج شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ / Thursday, 24 April, 2014
خدا را شکر، المپیک تمام شد

خدا را شکر، المپیک تمام شدذیلاً نکته هایی پراکنده درباره بهترین المپیک تاریخ و کاروانی که تقریباً دست خالی برگشت درج شده. کاروانی که آهسته رفت و برگشت و به همان آهستگی، آرام جان ما را برگرداند سر جای اولش. عبارت کاروان، فت و فراوان آمده در ابیات حافظ اما هفتصدسال پس از او، غیر از حریفان خارجی، کسی تندی نکرده با این کاروان! آن بیت شاهکارش هم از زبان علاقه مندان زبان بسته ورزش است که وقتی ضربه فنی شدن ها، به خط پایان نرسیدن ها، ناک دان شدن ها، تیر به هدف نخوردن ها و از گردونه حذف شدن های مکرر را دیدند، استعاری تر از آن به ذهن شان نرسید که دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می رود.
۱) سامان طهماسبی می گوید: به سختی می توانم توصیف کنم. وقتی داشتم با نظمی آولوجا(ترکیه) کشتی می گرفتم، انگار صدایی به من می گفت: تمامش کن. زود بباز تا همه چیز به آخر برسد و برگردیم ایران.
۲) صبح زود، ساعت پنج از خواب بیدار شدیم. سماور را آب کردیم وتلویزیون را روشن، تا کشتی ها را تماشا کنیم. هنوز چایی دم نکشیده بود که بچه ها همه حذف شدند! آن همه هیاهو و رجز خوانی برای منتقدین، حتی به اندازه دم کشیدن یک قوری چای احمد هم اعتبار نداشت.
۳) مسابقات پرش با نیزه داشت برگزار می شد. استیو هوکر از استرالیا از مانع پنج متر و ۸۰ نتوانست عبور کند. بار دوم هم نتوانست. فقط یک فرصت دیگر داشت تا حذف نشود. صدایی به من که بیننده بودم گفت: الان اوت می کند. سومی را هم خطا می کند تا زود برگردد استرالیا اما در سومین پرش موفق بود! بعد مانع ۸۵/۵ را گذاشتند. بار اول خطا، بار دوم هم خطا! این بار خودم نیز همصدا با آن صدا گفتم که دیگر کارت تمام است اما استیو هوکر با نیزه اش از روی تمام این صداهای ناساز گذشت.
۹۰/۵ را گذاشتند. دو بار پیاپی با خطای فاحش متوقف شد. تمام صداهای جهان -غیر از ندای درونی استیو- خبر از ناکامی او می دادند اما باز، بار سوم پرید و مدال طلا را هم محرز کرد. رقابت به پایان رسید. دور افتخار را هم زد و مربی اش را به آغوش کشید اما آتش جنگندگی هنوز در وجودش زبانه می کشید. ۹۶/۵ را انتخاب کرد تا رکورد المپیک را هم بشکند. بار اول خطا و بار دوم هم خطا اما بار سوم، با آن نیزه جادویی، از روی تمام باورهای ما که محصول ورزش ایران هستیم عبور کرد.
۴) اسم استیو هوکر را گذاشته ام بابای دراگو ! کارتون دهکده حیوانات را که یادتان هست. بابای دراگو فیزیک جسمانی عجیب و غریبی داشت. یک سانتیمتر قطر کمرش بود و نیم متر پهنای سینه هایش! عکس استیو هوکر را در گوگل جست و جو کنید تا تجدید خاطره ای هم باشد با آن انیمیشن فراموش نشدنی سال های کودکی.
۵) قادر میزبانی گفت بیست نفر اول دوپینگ کرده اند! حالا حتی اگر بیست نفر اول را به خاطر گل روی قادر، از رده بندی کنار بگذاریم، او باز هم ۵۰ نفر را بالای سرش خواهد دید. نمی دانم آیا رکابزنانی که در آسیا به قادر می بازند، حق دارند مثل قادر فکر کنند یا نه
۶) فینال مسابقات شنای ۱۵۰۰ متر المپیک پکن. امریکا، استرالیا، انگلیس و چین و ماچین همه هستند اما مدال طلا نصیب اسامه ال ملولی از تونس می شود. تشعشعات اراده را می شد در سرپنجه های او دید که چگونه طلای دشوارترین رشته شنا را نصیب دور از ذهن ترین شناگر از باور نکردنی ترین کشور کرد!
همزمان با طلایی شدن تونس در شنا، یک نفر که کنار تشک بود گفت: موجودیت کشتی ایران همین است. آن یکی هم که در VIP نشسته بود، فرمود: سطح کشتی ایران در حد آسیاست!
۷) نیازی به کمیته بررسی شکست و این جور کنکاش ها نیست. معما حل شد! معزی پور به عادل فردوسی پور گفت: مشکل ما جگر است! صندوقدار جگرکی سلطان در خیابان شریعتی تماس گرفت و گفت: آقا به خدا ما بی تقصیریم. این وصله ها به صنف ما نمی چسبد.
۸) هر روز یک شایعه جدید کوک می شد درباره حسین رضازاده. هرکس هم می باخت می گفتند چون رضازاده نیامده، بار روانی اش منتقل شده روی او تا نتواند نتیجه بگیرد! راستی مگر زمانی که احسان حدادی در اردوی بلاروس رکورد آسیا را زد، رضازاده هم وسط زمین چمن داشت وزنه می زد عجبا. ماجرا در بلخ رخ داده وتحقیقات در شوشتر انجام می شود.
۹) رییس فدراسیون تیراندازی گفت: سرمربی این تیم به خاطر اهمال مسؤولین کمیته المپیک، در دهکده بازی ها ناپدید شده! کاش اهمال مسؤولان کمیته المپیک دامنه دارتر بود و باعث می شد مربیان برخی دیگر از رشته ها نیز ناپدید شوند.
۱۰) جمع جوایزی که به کشتی گیران طلایی روس تعلق گرفت، برای هر نفر از مرز دو میلیون دلار گذشت.
۱۱) ماتیاس اشنایدر روی سکوی قهرمانی فوق سنگین وزنه برداری، عکس نامزد مرحومش را در دست گرفته بود. او سال گذشته در سانحه تصادف از دنیا رفت. نیروی عشق، وزنه ۲۵۸ کیلوگرمی را مهار کرد و ماتیاس را فرستاد روی سکوی برتر.
۱۲) روح اله نیک پی، کارگر روزمزد شاغل در تهران، مدال برنز تکواندو را نصیب افغانستان کرد. گفت خوشحالم که کاری کوچک انجام دادم برای وطنم.
۱۳) وانگ هائو، پینگ پنگ باز چینی خیلی کرکری خوانده بود برای ما لین (Ma Lin) اما در فینال به او باخت. نفرات اول تا سوم همگی چینی بودند. مثل نفرات اول تا سوم ۱۰۰متر زنان که همگی اهل جاماییکا بودند. آن ها برای اثبات خودشان مبارزه کردند. در شنای ۱۰ کیلومتر، یکی بود که فقط یک پا داشت! شانزدهم شد. به خبرنگاران گفت: کی گفته من فقط یه پا دارم !
۱۴) چهار مورد بالا را دوباره مرور کنید. یکی برای عشقش مبارزه کرد، دیگری برای وطنش، آن یکی برای اثبات خودش و چند نفری هم برای پول. همه این انگیزه ها در کاروان ما هم بود اما قبل از اعزام!
۱۵) قبل از افتتاحیه: بهترین اردوی سال های اخیر را داشتیم. هرچه خواستیم دادند. همه چیز مهیا بود. کمیته المپیک نهایت همکاری را با ما داشت. از سازمان تربیت بدنی ممنونیم. مطمئین باشید که صد در صد مدال می گیریم. در اوج روحیه و انگیزه هستیم. چیزی از دنیا کم نداریم.
۱۶) بعد از اختتامیه: بدترین اردوی سال های اخیر را داشتیم. هرچه خواستیم گفتند نداریم که بدهیم. کمیته المپیک هیچ گونه همکاری با ما نداشت. از سازمان تربیت بدنی گله مندیم. مطمئن باشید که با این وضعیت، در المپیک بعدی هم مدال نمی گیریم. اصلاً روحیه و انگیزه نداشتیم. خیلی از دنیا عقبیم.
۱۷) والبیال برزیل، فینال را به امریکا باخت. کادر فنی امریکا و اغلب بازیکنان این تیم با سرهای تراشیده، یکی دیگر از طلاهای تیمی را نصیب ینگه دنیا کردند اما هواداران برزیل فقط افسوس خوردند. کسی بد و بیراه نگفت. کسی از کم کاری برناردو ریزنده و بازیکنانش حرفی نزد. مگر می شد از بازی آندره هلر، گوستاوو، مارسلینیو، گیبا، موریلیو آندرس و بقیه طلایی های امریکای لاتین ایراد گرفت مردانه بازی کردند و باختند. مثل مرتضی سپهوند در کاروان خودمان. اشک های او مربیان دومنیکن را هم تحت تأثیر قرار داد.
۱۸) یکی از همراهان بی تأثیر و چسبیده به کاروان اعزامی، بادی به غبغب انداخت و گفت: بدشانسی آوردیم. بدشانسی شاید همان اتفاقی باشد که برای تیم چهار در ۱۰۰ متر امدادی امریکا رخ داد. جایی که چوب امداد افتاد و مدال پرید. چوب نمی افتاد هم حریف جامائیکا نمی شدند اما لا اقل نقره را می گرفتند. در بخشی از کاروان ما، بیشتر وقت ها غیر از افتادن چوب، مثل روز روشن بود که اراده و غیرت و شهامت هم مثل برگ خزان می ریزد. این بدشانسی نیست، بدبختی است.
۱۹) کاترین امونیس از جمهوری چک، اولین طلای این دوره از بازی ها را گرفت. این بانوی تیرانداز، می گوید خارج از محیط مسابقه و در عرصه زندگی، هرگز روحیه هدف گیری و نشانه رفتن نداشته. برعکس، در کاروان ما خیلی ها بیرون از محیط مسابقه فاتح المپیک و مریخ و اورانوس هستند اما در محیط مسابقه روحیه هدف گیری و نشانه رفتن را فراموش می کنند.
۲۰) رییس یکی از فدراسیون های به شدت ناکام در پکن گفته: در المپیک لندن به جمع قدرت های برتر خواهیم پیوست و چند مدال رنگارنگ خواهیم گرفت. خداوندگارا! دوباره شروع شد. طرف حتی صبر نکرده چینی ها مشعل را خاموش کنند.
۲۱) هنری سودو که قهرمان ۵۵ کیلوگرم کشتی آزاد شد، پدرش به اتفاق بقیه اعضای خانواده، روی سکوها می گریستند. این جا نفرات خودمان را در اردو محبوس کرده بودیم. قبل از اعزام، یکی از مسؤولان کشتی در برنامه زنده تلویزیونی گفت: نمی توانیم بچه ها را ببریم سینما، چون مردم هم هستند!
۲۲) محمدسعید مدنی مدیر مسؤول کیهان ورزشی، با همان صراحت همیشگی اش به عادل فردوسی پور گفت: نمی دانم آیا مربیان تیم ملی کشتی، اصلاً قوانین روز کشتی دنیا را می دانند یا نه
۲۳) میزبان می گوید این ژیمناست ما ۱۶ ساله است اما امریکایی ها مدارکی دارند که اثبات می کند او ۱۴ سال بیشتر ندارد. آن وقت این جا زیر ۲۵ سال را لایق اعزام به المپیک نمی دانیم. چون بی تجربه است!
۲۴) ساعت ۳۰/۵ صبح روز پنج شنبه که مسابقات کشتی آزاد تمام می شد، رادیو جوان با مدیر تیم های ملی تماس گرفت. آقای صنعتکاران، حریفان امروز ما چه کسانی هستند نمی دانم!
سؤال بعدی: آقای صنعتکاران، چرا ایرانی هایی که به پکن رفته اند در تمام رشته ها به سالن می روند اما فقط تماشاگران علاقمند کشتی پشت درهای سالن می مانند نمی دانم!
با تمام این دانسته ها، می توان یک دیکشنری را به چاپخانه سپرد.
۲۵) از یوسیان بولت، تندر جامائیکایی که سه طلا در این المپیک گرفت، طی مدت اقامت در دهکده سه بار آزمایش خون گرفتند! اما این جا، مسؤول کنترل دوپینگ را در رختکن فوتبال کتک می زنند و بعدش هم مترجم از همه جا بی خبر را چهارسال محروم می کنند! اصلاً تقصیر چلنگر بود که مدال نگرفتیم.
۲۶) می گویند فلانی در هفت ثانیه مدال را از دست داد. آن یکی فقط سه سانتیمتر کم آورد. این یکی در ابتدای مسابقه جلو بود و آن یکی اواخر مسابقه برتر بود!
۲۷) باید ببخشید که نظم این مطلب، فقط مقداری بیشتر از نظم برخی رشته های اعزامی بود.
۲۸) برخی ها به جای انتقاد و بررسی، فقط آدرس خودشان را می دهند.
۲۹) ایتالیا فدراسیون کشتی ندارد. کشتی، کاراته و جودو در دیار آتزوری ها، زیر نظر یک فدراسیون اداره می شود اما هم در جودو طلا گرفتند و هم در کشتی. تازه آن ها ناراحت بودند از این که کاراته هنوز در برنامه بازی های المپیک گنجانده نشده.
۳۰) در خصوص نتایج کاروان اعزامی و نحوه مواجهه با این نتایج، تفالی به دیوان حافظ زدیم تا نسبت خودمان با المپیک را از نگاه حضرت حافظ جست و جو کنیم. فرمود:
کاروان رفت و تو درخواب و بیابان در پیش
کی روی ره زکه پرسی چه کنی چون باشی
مهدی رستم پور
منبع : روزنامه ایران ورزشی

همچنین مشاهده کنید

اجاره بخاری  ◊  09122211093

بیشترین بازدیدها - سرویس خبر
Copyright © 2008 - 2014 vista.ir. All Rights Reserved