دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷ / Monday, 22 October, 2018

همه چیز محفوظ می ماند


همه چیز محفوظ می ماند
آنچه می خوانید نامه صوتی امام موسی صدر خطاب به دکتر صادق طباطبایی است که شب عزیمت به آلمان برای تحصیل روی نوار ضبط و همراه او شده است.
متن کامل نامه امام موسی صدر، بنیانگذار جنبش امل لبنان که در واقع خطاب به همه جوانان است بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
صادق عزیز شب سه شنبه ای است که تصور می رود، فردای آن ما را ترک کرده به سوی آلمان، یعنی کشوری که تا حد زیادی فعالیت در آن در سرنوشت تو موثر است، بشتابی.
حالت فعلی ما را که مشاهده می کنی: شبی است و نیمه شب، همه در خواب برفتند و شب از نیمه گذشت، میزی، چراغی، اجتماعی و سیگار همایی! تصور می کنی که این منظره، این صدا و این حالت، با گذشت امشب محو می شود؟ ابدا! خود این ضبط صوت بهترین سند و گویاترین شاهد برای ابدی بودن موجودات در این جهان است. صدای من را این ضبط صوت در خود ثبت می کند و به همراه تو و در شبهای تو و در روزهای تو، به گوش تو فرو می خواند.
جهان ما ضبط صوت بزرگی است که صدای ما، و هر کلمه ای که از ما صادر می شود، را ثبت می کند. هر حالتی که از ما به وقوع بپیوندد ضبط می کند و هر عملی که از ما صادر شود، در خود نگه می دارد.
در قرآن به این آیه بر می خوریم:« و ما تکون فی شان و ما تتلوا منه من قرآن و لا تعلمون من عمل الا کنا علیکم شهودا[۱]». همه افعال و اقوال و حالات، در کتاب الهی، یعنی این ضبط صوت بزرگی که همه چیز را در خود ضبط می کند، مسجل و یادداشت می شود. همه چیز محفوظ می ماند تا روز حساب.
مقصود من از روز حساب نه تنها حساب قیامت است و جزای الهی! مقصود حساب زندگی نیز هست. تصور کنیم که دو نفر راهی را می پیمایند. اولی قدمی بر می دارد و قدمی می گذارد، گاهی می خوابد و گاهی باز می گردد، گاهی چرت می زند و گاهی آرام می رود. دیگری ساعات خود را هدر نمی دهد و به سوی هدف خود می شتابد.
بدیهی است که دومی زودتر به مقصد می رسد و اولی یا به هدف نمی رسد و یا دیرتر آیا می توان شک کرد ساعاتی که بر این دو گذشته و حالاتی که این دو در این ساعات داشته اند، در سرنوشت آنها بی تاثیر است؟ چگونه می توان فرض کرد گامی را که یکی از این دو تن در آن لحظه برداشته اند، در حساب آخر و در روز برداشت محصول بی اثر بوده است
به طور کلی آنچه از ما صادر می شود، آنچه می گوییم و آنچه می شنویم، مجسم و متبلور شده و به صورت جزای اعمال در این جهان و آن جهان به دست ما داده می شود.
آن روز است که به تعبیر قرآن می گوییم: «ما لهذا الکتاب لا یغادر صغیره و لا کبیره الا احصاها[۲].» امتحانات خود نمونه زنده ای از حساب الهی است و همچنین شاهد صدقی بر نتیجه اعمال ما در سعادت زندگی ماست.
تصور می کنم که دقت در این بحث اگر با اقتناع توام باشد و اگر طغیان و عنفوان جوانی بر این تفکر پرده ای نیندازد، با کمال وضوح می بینیم، سفری را که با این رنج برای تو فراهم شده است، ایامی را که با نهایت تلخی بر خویشان تو می گذرد، بسیار گرانبهاتر است از آنکه به هدر رود و یا در ترسیم آینده تو بی تاثیر باشد.
فکر می کنم که اگر ممکن بود کسی تمام عمر را به تلاش و فعالیت و به قدم برداشتن در راه حق و خیر و صلاح صرف نماید، حتما جز این شیوه عقل و آیین منطق نبود. ولی چه باید کرد که انسان خسته می شود. انسان نشاط هم لازم دارد. ولی به قدری که نمکی در طعام باشد، نه آنقدر که غذا را شور کند! و نه آنقدر که هدف از زندگی انس و تفریح باشد و درس چون آبی و چون صورتی و ماسکی بر زندگی انسان قرار گیرد.
درباره رعایت مسائل دینی، تصور می کنم همین مقدمه ای که گفتم کافی باشد.
مطالعه و رعایت صلاح ابدی همان قدر مهم است که رعایت صلاح و سعادت آینده زندگی. و چه بسا سعادت ابدی بسیار پر اهمیت تر از سعادت ۵۰ سال یا ۴۰ سال زندگی به حساب آید.
هر چند که این دو مصلحت با یکدیگر تفاوتی ندارند. در دین اسلام دنیا و آخرت یک مفهوم و یک واحد را تشکیل می دهند.
در قرآن کریم به این موضوع چنین اشاره شده است: «من عمل صالحا من ذکر و انثی و هو مومن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجرهم احسن ما کانوا یعملون[۳]». آنانکه رفتار نیک و ایمان به خدا دارند، زندگی گوارا و جزای آخرت مطبوع در انتظار آنان است. دنیا و آخرت در نظر اسلام از هم جدا نیست. راه صحیح راهی است که سعادت آینده انسان و سعادت ابدی او را در آن واحد، تحصیل کند.
بسیار آسان است که انسان راهی را که می رود، با قصد صالح به جای آورد. همانطور که روزی می گفتم، انسان نقاط گوناگون و عناصر مختلفی در وجود خود دارد. اگر بتواند راهی را انتخاب کند که تمام عناصر او ارضاء شود، آن راه موفقیت آمیزتر است.
چه با نیروی بیشتر و متمرکزتری به سوی هدف می شتابد.
طبیعی است که اگر از درس خواندن، کار کردن، مدرسه رفتن و حتی از خانه دار شدن و اداری بودن قصد صالح داشته باشیم، همه این کارها را می توانیم در سلک عبادت قرار دهیم.
عبادت به نماز و روزه منحصر نیست.
پیغمبر اسلام به ابی ذر که یکی از نزدیک ترین صحابه اوست می گوید: حتی در خواب و خوراک قصد قربت داشته باش. آری خواب و خوراک از لوازم زندگی انسان است. سبب تامین نیرو برای انسان می شود و موجب می گردد که انسان بتواند با نشاط بیشتری در راه خیر، در راه صلاح مردم، در راه کمک به همنوع قدم بردارد. پس خواب و خوراکی که با قصد قربت و با تصمیم بر کار نیک انجام گیرد، عبادت است.
سفر کردن برای تحصیل، اگر با قصد قربت و قصد خدمت به جامعه و همنوع و خانواده همراه باشد و اگر به قصد حفظ حیثیت انسان و تامین آسایش همنوعان صورت گیرد، جهاد در راه خدا محسوب می شود.
آنگاه این قصد سبب می گردد که انسان در این راه با دقت بیشتری قدم بردارد. چه بسا وجود این قصد انسان را محدود می کند، ولی راه موفقیت آمیز تر و نتیجه بخش تر است.
درآیه دیگر می خوانیم: «یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم[۴].» دعوت پیغمبر را سبب زندگی شمرده است. با کمال تاسف متدینین امروز معتقدند که دین فقط برای مرگ است.
به این سبب، جوانان که تصور می کنند دین با راه زندگی، با کار و کوشش و با تلاش برای تامین آینده هماهنگی ندارد، از دین اعراض می کنند.
در حالی که به طور مسلم می توان گفت، اسلام و یا هر دین خدایی، هیچ یک از غرائز اصلی و احتیاجات ضروری انسان را منع نکرده است! از خوردن و آشامیدن جلوگیری نکرده است، بلکه گفته است، راه صحیح را برای خوردن و آشامیدن انتخاب کنید! تجاوز نکنید! افراط در خوردن نکنید! عینا همان ترتیب را در غریزه جنسی انسان مشاهده می کنیم.
به هیچ وجه از این غریزه منع نشده است. در اسلام جلوگیری از این غریزه و سایر غریزه های زندگی انسانی، رهبانیت نامیده شده و گفته شده است: «لا رهبانیه فی الاسلام». لیکن از تجاوز به ناموس غیر و از افراط در این امر منع شده است.
این غریزه نیز مانند خوردن و آشامیدن است. بهره بردن از زیبایی های زندگی، و بهره بردن از نعمت های الهی، به طور معقول و منطقی نه تنها بی اشکال است، بلکه در بسیاری از آثار وارد از اهل بیت دیده می شود که مرغوب و محبوب خداوند است.
پس می توان راهی را رفت که بدن انسان لذت برد، روح انسان شاد باشد، افکار انسان آرامش یابد و در عین حال خویشان انسان خشنود باشند. چه امتیازی می شود داد به کسانی که یک قسمت بزرگ از وجود خود، یعنی فطرت خداجویی را کنار گذراند، و یا غرق در شهوات شوند، و یا از حریم اجتماع و زندگی اجتماعی کناره گیرند.
درس باید خواند، مرد اجتماع باید بود در عین حال مرد دیندار هم می توان بود ! همه اینها با هم جمع می شوند. بلکه همه اینها یک راه است. آرامشی که در نتیجه نماز، و رضایتی در نتیجه روزه، برای انسان حاصل می آید، نه تنها زحمت مختصری که در راه به پا داشتن این عبادات می کشد را جبران می کند، بلکه آرامش، آسایش و نوری در قلب انسان پدید می آورد، که توفیق وی را در هدفهای تحصیلی او نیز تامین می کند. تصور می کنم که با کمال وضوح می توان دریافت که عبادات با تمرین، بسیار آسان می شود.
انسانی که خاشع بود، با کمال سهولت به عبادات مختصری که از طرف خداوند بزرگ به او تکلیف شده است، گردن می نهد.
آنچه می توانم بر مطالب گذشته خود بیفزایم این است، که هرگاه اشکالی در یکی از بحثهای دینی بر تو و یا برای یکی از دوستانت پیش آمد، با نهایت خوشوقتی آماده جواب دادن به آنها هستم.
اصولا این قسمت از مکاتبات را از بهترین وظایف خود می دانم. تو خود می دانی که در هفته متجاوز از ۷ ساعت در مدارس اینجا و بیروت با جوانان سر و کله می زنم.
به آنها گفته ام که در سالن را می بندیم، و دهانها را می گشاییم. آنچه می توانید سوال کنید.
و من آماده پاسخ دادن به آنها هستم. به نظر من، سعی در اصلاح جوانها بسیار ارزشمندتر از سعی در اصلاح بزرگسالان است.
چه آنها با عبادت خوی گرفته اند و چه از آنها امیدی برای ساختمان مستقبل (آینده) نیست. آینده ما به دست تو و امثال تو از جوانهاست. امیدواریم که از تنگ نظری قدیمیان و از تندروی امروزیان، که نتیجه و عکس العمل آن افراط بوده است، بر حذر باشید.
امیدواریم که دنیایی که نسل شما می سازد، دنیایی آزاد و آباد و آسوده باشد.
دنیایی باشد که در آن عدل و حق و خیر، همراه ایمان و علم دیده شود. دنیایی که ما بتوانیم ایام پیری خود را با کمال راحتی و آسایش در آن بگذرانیم و امیدوار باشیم که فرزندانمان آینده ای سعادتمند دارند.
تو را به خدا می سپارم و با این جمله از تو خداحافظی می کنم: امیدوارم که همیشه خوش و موفق باشی و ما را فراموش نکنی! این آیه را به وسیله این نوار در گوش تو می خوانم: ان الذی فرض علیک القرآن لرادک الی معاد [۵] « الله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین» این آیه خطاب به پیغمبر است و او را بشارت می دهد، خدایی که قرآن را بر تو نازل و واجب کرده است، به طور حتم تو را به سرانجام مقصود می رساند. او بهترین پناهنده و مهربانترین مهربانان است. آری راهی که پیغمبر می رود، راهی که در راه حق و خیر و عدل باشد، قدمهایی که با تدبیر و با علم توام باشند، حتما به سرانجام خواهند رسید.
این آیه برای ما تفالی است از وضع آینده تو ،خداحافظ و نگهدار تو .

پی نوشت ها
[۱] سوره یونس، آیه ۶۱
[۲] سوره کهف، آیه ۴۹
[۳] سوره نحل، آیه ۹۷
[۴] سوره انفال، آیه۲۴
[۵] سوره قصص

منبع : روزنامه جوان

مطالب مرتبط

معماران عصر سلطه

معماران عصر سلطه
● جان پركینز كیست؟
جان پركینز متولد سال ۱۹۴۵ نیوانگلند در ایالات متحده و دانش آموخته دانشگاه بوستون در رشته تجارت است. او در آژانس امنیت ملی ایالات متحده استخدام شد و به تشویق آن آژانس فعالیت های خود را در نقاط مختلف دنیا از جمله: آفریقا، آسیا، اروپا، آمریكای لاتین و خاورمیانه آغاز كرد و در خلال فعالیت خود شاهد برخی از رویدادهای مهم تاریخ معاصر؛ نظیر پولشویی در عربستان سعودی، سقوط شاه ایران، قتل عمر توریخوس ـ رئیس جمهور پاناما ـ و تهاجم ایالات متحده به پاناما در سال ۱۹۸۹ بود و حتی در بعضی از آن رویدادها شخصاًً حضور داشت و نقش مهمی ایفا كرد. شهرت پركینز به دلیل موقعیتش به عنوان یك جنایتكار اقتصادی است.
درواقع شغل وی متقاعد ساختن كشورهای جهان سوم به پذیرش وام های كلان به منظور توسعه تأسیسات زیربنایی آن كشورها بود، این وام ها زمینه وابستگی كشورهای جهان سوم را فراهم می كرد و به این ترتیب حكومت ایالات متحده قادر به تسلط بر اقتصادهای نابسامان این كشورها می شد.
پركینز در دهه ۸۰ به عنوان عالی ترین مسئول اجرایی، در شركت انرژی های جایگزین شونده مشغول به كار شد و پس از فروش شركت در سال ۱۹۹۰ در نقش حامی حقوق بومیان و جنبش های محیط زیست ظاهر شد و با قبایل ساكن آمازون ارتباط نزدیك برقرار كرد.
او درباره فرهنگ های بومی، شمنیسم و اكولوژی، كتاب های بسیاری نوشت كه به زبان های مختلف دنیا ترجمه شد. پركینز پس از حملات یازده سپتامبر، كتاب اعتراف های یك جنایتكار اقتصادی را به چاپ رساند و در آن كتاب به بازگو كردن زد و بندهای شگفت انگیز خود در قالب داستان واقعی پرداخت و دنیایی از فساد، ارتشا و دسیسه های بین المللی را افشا كرد؛ همان دسیسه هایی كه امروز جمهوری آمریكا را به امپراتوری نامقبول جهانی، نزد مردم جهان تبدیل كرده است.
متن زیر گزیده ای از كتاب تاریخ سری امپراتوری آمریكا است كه پركینز در فصلی از آن، دخالت های ایالات متحده در آمریكای لاتین را شرح داده است:
... در آسانسور باز شد. سه مرد داخل آن ایستاده بودند. آن ها برخلاف من و پیپ، كت و شلوارهای رسمی امور بازرگانی به تن نداشتند و ساده و غیررسمی بلوز و شلوار پوشیده بودند. یكی از آن ها كت چرمی به تن داشت، با این همه آن چه بیشتر توجه من را به خود جلب كرد اسلحه های آن ها بود. هر سه نفر كلاشینكف به همراه داشتند!
پیپ توضیح داد: «این روزها حمل سلاح در گواتمالا یك نیاز و ضرورت ناخوشایند اما اجتناب ناپذیر است.» او من را به درون آسانسور راهنمایی كرد و ادامه داد: «حداقل برای آن دسته از ما كه دوستان ایالات متحده و دموكراسی هستیم، حمل سلاح اجتناب ناپذیر است ما به این اسلحه ها كه دشمنان مایای ما را به قتل می رساند احتیاج داریم.
من یك روز پیش از آن از میامی رهسپار گواتمالا شدم ودر مجلل ترین هتل شهر اتاقی گرفتم، وقتی كه مدیران شركت مهندسی استون و وبستر (SWEC) از من خواستند تا ضمن خودداری از نوشتن درباره نقش خودم در مقام یك «جنایتكار اقتصادی» برای شركت در گواتمالا كار كنم، درواقع یكی از آن فرصت های نادر و استثنایی برای من فراهم شد.
پیپ جرمیلو ـ نام مستعار است ـ قراردادی را با شركت مهندسی استون و وبستر به امضا رسانده بود و طبق آن قرارداد با كمك به شركت به منظور توسعه نیروگاه های خصوصی در كشورش موافقت كرد. وی یكی از اعضای قدرتمند در بین گروه كوچكی از نخبگان ثروتمند بود كه از زمان غلبه اسپانیا بر گواتمالا، كشور را اداره می كنند. خانواده پیپ، مالك شهرك های صنعتی، ساختمان های اداری، مجتمع های مسكونی و اراضی وسیع و پهناور كشاورزی هستندكه محصولات این اراضی به ایالات متحده صادر می شود. از نظر شركت استون و وبستر نكته حائز اهمیت در خصوص پیپ، نفوذ و قدرت سیاسی وی بود كه عموماً برای پرداختن به این گونه كارها در گواتمالا ضروری است.
من نخستین بار به عنوان یك جنایتكار اقتصادی در اواسط دهه ۷۰ از گواتمالا دیدن كردم. شغل من متقاعد ساختن حكومت گواتمالا به پذیرش و درخواست وام به منظور تكمیل و اصلاح شبكه برق كشور بود. پس از آن در اواخر دهه ۸۰ به جمع هیأت مدیره یك سازمان غیرانتفاعی دعوت شدم كه این سازمان در راه اندازی بانك های با اعتبار اندك، به اقلیت های مایا و سایر مردمی كه سعی داشتند خود را از فقر و تنگدستی نجات دهند، یاری رساند. در خلال آن سال ها، با خشونت غم انگیزی كه در نیمه دوم قرن بیستم، موجب بروز تفرقه و دودستگی در كشور شد، كاملاً آشنا شدم.
گواتمالا مركز تمدن مایا بوده است. تمدنی كه تقریباً هزار سال در اوج رونق و شكوفایی بود و درخلال این مدت به عصر فروپاشی خود قدم نهاده بود. بسیاری از مردم شناسان فروپاشی آن را به ناكامی مایاها در مواجهه با خسارات زیست محیطی ناشی از رشد مراكز شهری عمده در پی حمله فاتحان اسپانیایی به گواتمالا در سال ۱۵۲۴ نسبت می دهند. بزودی، گواتمالا به كانون نفوذ و سلطه نظامی اسپانیا در آمریكای لاتین تبدیل شد كه این سلطه تا قرن نوزدهم ادامه یافت و موجب بروز درگیری های متعددی میان مایاها و ساكنان اسپانیایی منطقه شد.
در اواخر دهه ۱۸۰۰ میلادی، یك شركت مستقر در بوستون به نام یونایتد فروت ،گوی سبقت را از اسپانیا ربود و جایگاه و موقعیت خود را به مثابه وزنه ای سنگین در آمریكای مركزی تثبیت كرد و تا اوایل دهه ۵۰كه جاكوبوآربنز، نامزد انتخابات ریاست جمهوری در پلاتفرم و برنامه سیاسی خود آرمان ها و ایده آل های انقلاب آمریكا را تكرار كرد، یونایتد فروت همچنان مقتدرانه و اصولاً بلامنازع و بی رقیب بر اوضاع مسلط بود.
آربنز اعلام كرد: مردم گواتمالا باید از منابع و ثروت های سرزمین خود بهره مند شوند. به شركت های خارجی اجازه داده نخواهد شد كه بیش از این كشور و مردم را استثمار كنند. انتخاب وی در یك فرآیند دموكراتیك، در سراسر نیمكره به عنوان الگو و نمونه مورد استقبال قرار گرفت. در آن زمان كمتر از ۳ درصد مردم گواتمالا مالك ۷۰ درصد از اراضی بودند. از آن جا كه اجرای برنامه اصلاحات ارضی همه جانبه و گسترده پرزیدنت آربنز تهدید مستقیمی علیه فعالیت های یونایتد فروت به شمار می رفت، شركت از آن بیمناك شد كه پیروزی احتمالی آربنز وی را به نمونه ای برای دیگران مبدل سازد، نمونه ای كه ممكن است در سراسر نیمكره و شاید در جهان از آن الگوبرداری كنند. یونایتد فروت دست به اقدامات تبلیغاتی گسترده ای زد و دولت و كنگره آمریكا را متقاعد ساخت كه پرزیدنت آربنز گواتمالا را به كشوری وابسته به شوروی تبدیل كرده است و این كه برنامه اصلاحات ارضی وی دسیسه ای روسی برای از میان بردن سرمایه داری در آمریكای لاتین است. در سال ،۱۹۵۴ CIA كودتایی را ترتیب داد، هواپیماهای آمریكایی، پایتخت گواتمالا را بمباران كردند، در نتیجه پرزیدنت آربنز كه طی فرایند دموكراتیك بر سر كار آمده بود سرنگون شد و سرهنگ كارلوس كاستیلو آرماس، دیكتاتور نظامی مستبد دست راستی جانشین وی شد.
حكومت جدید فوراً روند اجرای اصلاحات ارضی را دگرگون كرد. شركت پرداخت مالیات را متوقف كرد، رأی گیری مخفی حذف شد و هزاران نفر از منتقدان كاستیلو زندانی شدند. در سال ۱۹۶۰ جنگ داخلی به راه افتاد كه طی آن گروه چریكی مخالف حكومت كه با عنوان اتحاد انقلابی ملی گواتمالا شناخته می شود با ارتش و جوخه های مرگ وابسته به جناح راست كه از حمایت ایالات متحده برخوردار بودند به مبارزه برخاستند. تشدید خشونت در خلال دهه ۸۰ مرگ صدها هزار تن از غیرنظامیان ـ كه بیشتر آن ها مایاها بودند ـ را موجب شد شمار بیشتری هم زندانی شدند و مورد شكنجه قرار گرفتند.
در سال ۱۹۹۰ ارتش، غیرنظامیان را در شهر سانتیاگو آتیتلان قتل عام كرد. این شهر در نزدیكی دریاچه آتیتلان واقع است و یكی از زیبا ترین نقاط آمریكای مركزی شناخته می شود. اگرچه تنها یكی از این كشتارها، سرخط اخبار بین المللی قرار گرفت؛ زیرا در جایی به وقوع پیوست كه در بین گردشگران خارجی محبوب و پرطرفدار بود. برطبق گزارش های شاهدان عینی، درگیری زمانی آغاز شد كه گروهی از مایاها در كنار دروازه های پایگاه نظامی تظاهرات كردند. ارتش یكی از افراد مایا را ربوده بود و مایاها از بیم آن كه وی نیز در شمار هزاران نفری قرار گیرد كه از سوی دولت به عنوان «ناپدید شده» قلمداد شده اند، خواستار آزادی وی شدند. ارتش به روی مردم آتش گشود. اگرچه در مورد شمار دقیق قربانیان اختلاف نظر وجود دارد اما شمار زیادی از مردان، زنان و كودكان بشدت زخمی و یاكشته شدند.
سفر من برای دیدار با پیپ جرمیلو كمی پس از این حادثه در سال ۱۹۹۲ ادامه یافت. وی از شركت مهندسی استون و وبستر خواست تا با وی شریك شوند و امكان سرمایه گذاری بانك جهانی را فراهم كنند. من می دانستم مایاها اعتقاد دارند كه زمین موجودی ذیروح است و این كه مكان هایی كه بخار آب از زمین بیرون می زند نزد مایاها مقدس محسوب می شوند. تصور من این بود كه هرگونه تلاشی به منظور ساخت نیروگاه در سرچشمه های آب گرم سبب بروز خشونت خواهد شد.
براساس تجربه یونایتد فروت ـ به علاوه موارد جدیدتری كه من در ایران، شیلی، اندونزی، اكوادور، پاناما، نیجریه و عراق با آنها آشنا بودم ـ یقین داشتم كه اگر یك شركت آمریكایی در جایی مثل گواتمالا دعوت به همكاری شود، سر و كله CIA هم پیدا می شود، خشونت شدت خواهد گرفت و پنتاگون ممكن است تفنگداران دریایی را به منطقه اعزام كند. من به خاطر خون هایی كه پیش از آن ریخته شده بود نزد وجدان خودم احساس گناه و شرمندگی می كردم. بنابراین مصمم بودم به منظور جلوگیری از آشوب و خونریزی بیشتر هر كاری كه می توانم بكنم.
آن روز صبح، اتومبیلی در هتل محل اقامت من، به دنبالم آمد و من را به یكی از ساختمان های بسیار مدرن و با ابهت گواتمالا رساند. دو دربان مسلح، من را به درون ساختمان راهنمایی كردند. یكی از آن ها من را با آسانسور تا طبقه بالا همراهی كرد. وی برای من توضیح داد كه این ساختمان به خانواده پیپ تعلق دارد و آن ها هر ۱۱ طبقه را به خود اختصاص داده اند: بانك تجارت آن ها در طبقه پائین، دفاتر مربوط به امور مختلف بازرگانی در طبقات دوم تا هشتم و محل سكونت افراد خانواده در طبقات نهم، دهم و یازدهم قرار داشت. پیپ، دم در آسانسور به استقبال من آمد. پس از صرف قهوه و گفت وگوی مقدماتی مختصر، به پیشنهاد وی از ساختمان بازدید كردیم. البته به جز طبقه نهم كه وی گفت: این طبقه برای امور شخصی مادر بیوه اش در نظر گرفته شده است .
اگر مقصود پیپ از ساختمان، تحت تأثیر قراردادن نماینده شركت مهندسی استون و وبستر بود، باید بگویم كه وی موفق شد. در پی دیدار با وی و چندتن از مهندسانش در طبقه پنجم با پروژه ساخت نیروگاه در سرچشمه های آب گرم آشنا شدم. ما به همراه مادر، برادر و خواهر وی در طبقه یازدهم ناهار صرف كردیم. سپس برای بازدید از مكان مورد نظر به سمت آسانسور رفتیم و همراه با محافظانی كه كلاشینكف داشتند سوار آسانسور شدیم.
در آسانسور بسته شد، مردی كه كت چرمی به تن داشت دكمه طبقه پائین را فشار داد. در مدتی كه آسانسور پائین می رفت، هیچ كدام از ما حرفی نزد. در این مدت من همچنان به كلاشینكف ها فكر می كردم. دریافتم كه محافظان آن جا حضور داشتند تا از من و پیپ در برابر مایاها محافظت كنند؛ یعنی، در برابر همان مردمی كه روزگاری من از طریق مؤسسه غیرانتفاعی به آن ها كمك كرده بودم، من از احساس امروز دوستان مایا و عقیده آن ها راجع به خودم متعجب شدم. آسانسور از حركت باز ایستاد. وقتی در آسانسور باز شد، انتظار داشتم آفتاب بعدازظهر را از سمت ایوان ورودی كه پیشتر از آن وارد شده بودم ببینم. در عوض، یك گاراژ سیمانی بزرگ را دیدم كه بی اندازه روشن و نورانی بود و رایحه سیمان مرطوب از آن به مشام می رسید.
پیپ دست خود را روی شانه ام گذاشت و با صدایی آهسته به من دستور داد: «این جا بمان».

وبگردی
جهانگیری بعد از دلار ۴۲۰۰
جهانگیری بعد از دلار ۴۲۰۰ - در هر صورت هنگامی که شواهد روشن حکایت از آن داشت که نه‌تن‌ها مجموعه اقتصادی همسو با معاون اول نیستند بلکه دایره تنگ‌تر شده است، تنها فرصت را برای کناره‌گیری از دولت از دست داد و هنگامی که حوادث دی‌ماه ۱۳۹۶ رخ داد، این فرصت بیشتر از پیش از دست رفت و پس از اعلام دلار ۴۲۰۰ تومانی دیگر نه‌تن‌ها نمی‌تواند چنین کند، بلکه معلوم نیست که نتایج مثبتی از کناره‌گیری احتمالی‌اش به دست آورد.
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین!
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین! - ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده روی اربعین دستگیر شدند. دادستان شهرستان حمیدیه استان خوزستان گفت: افرادی که شامگاه گذشته در مسیر راهپیمایی اربعین حسینی دستگیر شده اند، هیچگونه انگیزه امنیتی نداشته اند. علی بیرانوند به ایرنا گفته بعد ازظهر جمعه ماموران انتظامی حمیدیه به یک خودروی پراید مشکوک شدند که پس از متوقف کردن آن متوجه شدند 6سرنشین مرد داشته که سه نفرشان پوشش زنانه دارند. این افراد برای تحقیقات…
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان