سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Tuesday, 24 April, 2018

همه چیز محفوظ می ماند


همه چیز محفوظ می ماند
آنچه می خوانید نامه صوتی امام موسی صدر خطاب به دکتر صادق طباطبایی است که شب عزیمت به آلمان برای تحصیل روی نوار ضبط و همراه او شده است.
متن کامل نامه امام موسی صدر، بنیانگذار جنبش امل لبنان که در واقع خطاب به همه جوانان است بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
صادق عزیز شب سه شنبه ای است که تصور می رود، فردای آن ما را ترک کرده به سوی آلمان، یعنی کشوری که تا حد زیادی فعالیت در آن در سرنوشت تو موثر است، بشتابی.
حالت فعلی ما را که مشاهده می کنی: شبی است و نیمه شب، همه در خواب برفتند و شب از نیمه گذشت، میزی، چراغی، اجتماعی و سیگار همایی! تصور می کنی که این منظره، این صدا و این حالت، با گذشت امشب محو می شود؟ ابدا! خود این ضبط صوت بهترین سند و گویاترین شاهد برای ابدی بودن موجودات در این جهان است. صدای من را این ضبط صوت در خود ثبت می کند و به همراه تو و در شبهای تو و در روزهای تو، به گوش تو فرو می خواند.
جهان ما ضبط صوت بزرگی است که صدای ما، و هر کلمه ای که از ما صادر می شود، را ثبت می کند. هر حالتی که از ما به وقوع بپیوندد ضبط می کند و هر عملی که از ما صادر شود، در خود نگه می دارد.
در قرآن به این آیه بر می خوریم:« و ما تکون فی شان و ما تتلوا منه من قرآن و لا تعلمون من عمل الا کنا علیکم شهودا[۱]». همه افعال و اقوال و حالات، در کتاب الهی، یعنی این ضبط صوت بزرگی که همه چیز را در خود ضبط می کند، مسجل و یادداشت می شود. همه چیز محفوظ می ماند تا روز حساب.
مقصود من از روز حساب نه تنها حساب قیامت است و جزای الهی! مقصود حساب زندگی نیز هست. تصور کنیم که دو نفر راهی را می پیمایند. اولی قدمی بر می دارد و قدمی می گذارد، گاهی می خوابد و گاهی باز می گردد، گاهی چرت می زند و گاهی آرام می رود. دیگری ساعات خود را هدر نمی دهد و به سوی هدف خود می شتابد.
بدیهی است که دومی زودتر به مقصد می رسد و اولی یا به هدف نمی رسد و یا دیرتر آیا می توان شک کرد ساعاتی که بر این دو گذشته و حالاتی که این دو در این ساعات داشته اند، در سرنوشت آنها بی تاثیر است؟ چگونه می توان فرض کرد گامی را که یکی از این دو تن در آن لحظه برداشته اند، در حساب آخر و در روز برداشت محصول بی اثر بوده است
به طور کلی آنچه از ما صادر می شود، آنچه می گوییم و آنچه می شنویم، مجسم و متبلور شده و به صورت جزای اعمال در این جهان و آن جهان به دست ما داده می شود.
آن روز است که به تعبیر قرآن می گوییم: «ما لهذا الکتاب لا یغادر صغیره و لا کبیره الا احصاها[۲].» امتحانات خود نمونه زنده ای از حساب الهی است و همچنین شاهد صدقی بر نتیجه اعمال ما در سعادت زندگی ماست.
تصور می کنم که دقت در این بحث اگر با اقتناع توام باشد و اگر طغیان و عنفوان جوانی بر این تفکر پرده ای نیندازد، با کمال وضوح می بینیم، سفری را که با این رنج برای تو فراهم شده است، ایامی را که با نهایت تلخی بر خویشان تو می گذرد، بسیار گرانبهاتر است از آنکه به هدر رود و یا در ترسیم آینده تو بی تاثیر باشد.
فکر می کنم که اگر ممکن بود کسی تمام عمر را به تلاش و فعالیت و به قدم برداشتن در راه حق و خیر و صلاح صرف نماید، حتما جز این شیوه عقل و آیین منطق نبود. ولی چه باید کرد که انسان خسته می شود. انسان نشاط هم لازم دارد. ولی به قدری که نمکی در طعام باشد، نه آنقدر که غذا را شور کند! و نه آنقدر که هدف از زندگی انس و تفریح باشد و درس چون آبی و چون صورتی و ماسکی بر زندگی انسان قرار گیرد.
درباره رعایت مسائل دینی، تصور می کنم همین مقدمه ای که گفتم کافی باشد.
مطالعه و رعایت صلاح ابدی همان قدر مهم است که رعایت صلاح و سعادت آینده زندگی. و چه بسا سعادت ابدی بسیار پر اهمیت تر از سعادت ۵۰ سال یا ۴۰ سال زندگی به حساب آید.
هر چند که این دو مصلحت با یکدیگر تفاوتی ندارند. در دین اسلام دنیا و آخرت یک مفهوم و یک واحد را تشکیل می دهند.
در قرآن کریم به این موضوع چنین اشاره شده است: «من عمل صالحا من ذکر و انثی و هو مومن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجرهم احسن ما کانوا یعملون[۳]». آنانکه رفتار نیک و ایمان به خدا دارند، زندگی گوارا و جزای آخرت مطبوع در انتظار آنان است. دنیا و آخرت در نظر اسلام از هم جدا نیست. راه صحیح راهی است که سعادت آینده انسان و سعادت ابدی او را در آن واحد، تحصیل کند.
بسیار آسان است که انسان راهی را که می رود، با قصد صالح به جای آورد. همانطور که روزی می گفتم، انسان نقاط گوناگون و عناصر مختلفی در وجود خود دارد. اگر بتواند راهی را انتخاب کند که تمام عناصر او ارضاء شود، آن راه موفقیت آمیزتر است.
چه با نیروی بیشتر و متمرکزتری به سوی هدف می شتابد.
طبیعی است که اگر از درس خواندن، کار کردن، مدرسه رفتن و حتی از خانه دار شدن و اداری بودن قصد صالح داشته باشیم، همه این کارها را می توانیم در سلک عبادت قرار دهیم.
عبادت به نماز و روزه منحصر نیست.
پیغمبر اسلام به ابی ذر که یکی از نزدیک ترین صحابه اوست می گوید: حتی در خواب و خوراک قصد قربت داشته باش. آری خواب و خوراک از لوازم زندگی انسان است. سبب تامین نیرو برای انسان می شود و موجب می گردد که انسان بتواند با نشاط بیشتری در راه خیر، در راه صلاح مردم، در راه کمک به همنوع قدم بردارد. پس خواب و خوراکی که با قصد قربت و با تصمیم بر کار نیک انجام گیرد، عبادت است.
سفر کردن برای تحصیل، اگر با قصد قربت و قصد خدمت به جامعه و همنوع و خانواده همراه باشد و اگر به قصد حفظ حیثیت انسان و تامین آسایش همنوعان صورت گیرد، جهاد در راه خدا محسوب می شود.
آنگاه این قصد سبب می گردد که انسان در این راه با دقت بیشتری قدم بردارد. چه بسا وجود این قصد انسان را محدود می کند، ولی راه موفقیت آمیز تر و نتیجه بخش تر است.
درآیه دیگر می خوانیم: «یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم[۴].» دعوت پیغمبر را سبب زندگی شمرده است. با کمال تاسف متدینین امروز معتقدند که دین فقط برای مرگ است.
به این سبب، جوانان که تصور می کنند دین با راه زندگی، با کار و کوشش و با تلاش برای تامین آینده هماهنگی ندارد، از دین اعراض می کنند.
در حالی که به طور مسلم می توان گفت، اسلام و یا هر دین خدایی، هیچ یک از غرائز اصلی و احتیاجات ضروری انسان را منع نکرده است! از خوردن و آشامیدن جلوگیری نکرده است، بلکه گفته است، راه صحیح را برای خوردن و آشامیدن انتخاب کنید! تجاوز نکنید! افراط در خوردن نکنید! عینا همان ترتیب را در غریزه جنسی انسان مشاهده می کنیم.
به هیچ وجه از این غریزه منع نشده است. در اسلام جلوگیری از این غریزه و سایر غریزه های زندگی انسانی، رهبانیت نامیده شده و گفته شده است: «لا رهبانیه فی الاسلام». لیکن از تجاوز به ناموس غیر و از افراط در این امر منع شده است.
این غریزه نیز مانند خوردن و آشامیدن است. بهره بردن از زیبایی های زندگی، و بهره بردن از نعمت های الهی، به طور معقول و منطقی نه تنها بی اشکال است، بلکه در بسیاری از آثار وارد از اهل بیت دیده می شود که مرغوب و محبوب خداوند است.
پس می توان راهی را رفت که بدن انسان لذت برد، روح انسان شاد باشد، افکار انسان آرامش یابد و در عین حال خویشان انسان خشنود باشند. چه امتیازی می شود داد به کسانی که یک قسمت بزرگ از وجود خود، یعنی فطرت خداجویی را کنار گذراند، و یا غرق در شهوات شوند، و یا از حریم اجتماع و زندگی اجتماعی کناره گیرند.
درس باید خواند، مرد اجتماع باید بود در عین حال مرد دیندار هم می توان بود ! همه اینها با هم جمع می شوند. بلکه همه اینها یک راه است. آرامشی که در نتیجه نماز، و رضایتی در نتیجه روزه، برای انسان حاصل می آید، نه تنها زحمت مختصری که در راه به پا داشتن این عبادات می کشد را جبران می کند، بلکه آرامش، آسایش و نوری در قلب انسان پدید می آورد، که توفیق وی را در هدفهای تحصیلی او نیز تامین می کند. تصور می کنم که با کمال وضوح می توان دریافت که عبادات با تمرین، بسیار آسان می شود.
انسانی که خاشع بود، با کمال سهولت به عبادات مختصری که از طرف خداوند بزرگ به او تکلیف شده است، گردن می نهد.
آنچه می توانم بر مطالب گذشته خود بیفزایم این است، که هرگاه اشکالی در یکی از بحثهای دینی بر تو و یا برای یکی از دوستانت پیش آمد، با نهایت خوشوقتی آماده جواب دادن به آنها هستم.
اصولا این قسمت از مکاتبات را از بهترین وظایف خود می دانم. تو خود می دانی که در هفته متجاوز از ۷ ساعت در مدارس اینجا و بیروت با جوانان سر و کله می زنم.
به آنها گفته ام که در سالن را می بندیم، و دهانها را می گشاییم. آنچه می توانید سوال کنید.
و من آماده پاسخ دادن به آنها هستم. به نظر من، سعی در اصلاح جوانها بسیار ارزشمندتر از سعی در اصلاح بزرگسالان است.
چه آنها با عبادت خوی گرفته اند و چه از آنها امیدی برای ساختمان مستقبل (آینده) نیست. آینده ما به دست تو و امثال تو از جوانهاست. امیدواریم که از تنگ نظری قدیمیان و از تندروی امروزیان، که نتیجه و عکس العمل آن افراط بوده است، بر حذر باشید.
امیدواریم که دنیایی که نسل شما می سازد، دنیایی آزاد و آباد و آسوده باشد.
دنیایی باشد که در آن عدل و حق و خیر، همراه ایمان و علم دیده شود. دنیایی که ما بتوانیم ایام پیری خود را با کمال راحتی و آسایش در آن بگذرانیم و امیدوار باشیم که فرزندانمان آینده ای سعادتمند دارند.
تو را به خدا می سپارم و با این جمله از تو خداحافظی می کنم: امیدوارم که همیشه خوش و موفق باشی و ما را فراموش نکنی! این آیه را به وسیله این نوار در گوش تو می خوانم: ان الذی فرض علیک القرآن لرادک الی معاد [۵] « الله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین» این آیه خطاب به پیغمبر است و او را بشارت می دهد، خدایی که قرآن را بر تو نازل و واجب کرده است، به طور حتم تو را به سرانجام مقصود می رساند. او بهترین پناهنده و مهربانترین مهربانان است. آری راهی که پیغمبر می رود، راهی که در راه حق و خیر و عدل باشد، قدمهایی که با تدبیر و با علم توام باشند، حتما به سرانجام خواهند رسید.
این آیه برای ما تفالی است از وضع آینده تو ،خداحافظ و نگهدار تو .

پی نوشت ها
[۱] سوره یونس، آیه ۶۱
[۲] سوره کهف، آیه ۴۹
[۳] سوره نحل، آیه ۹۷
[۴] سوره انفال، آیه۲۴
[۵] سوره قصص

منبع : روزنامه جوان

مطالب مرتبط

قافله سالار عدالتخواهی

قافله سالار عدالتخواهی
امروز گر د هم آمده ایم ، تا یاد و خاطره ای داشته باشیم از دوازدهمین سالروز شهادت یکی از بزرگترین رهبران تاریخ افغانستان. ۲۲ حوت ، برای جنبش عدالتخواهی در افغانستان یک روز خونین و فراموش ناشدنی است. روزی که متحجرترین چهره ها از آنسوی مرزها در کسوت طالب سر برآوردند وبرای خدمت به ولی نعمتان شان با قساوت ، بیرحمی و تعصب آشکار هزاره ستیزی ، استاد عبدالعلی مزاری ویاران وفادارش را به شهادت رسانیدند. از لحظه ء انتشار این خبر غم انگیز ، مزاری نه تنها به عنوان قافله سالار جنبش عدالتخواهی ، بلکه منحیث برجسته ترین هدایتگر این جنبش ، هویت یافت. جنبشی که در افغانستان ظاهراً نام ونشان رسمی نداشته است اما به موازات تاریخ این کشور استبداد زده ، سیماهای بزرگی به میدان آمدند ودر برابر خود کامگان ومستبدان قامت فراز کردندو برای رسیدن به آزادی وعدالت اجتماعی ، مرگ را پذیرفتند ، اما درفش عدالتخواهی را به زمین نگذاشتند. هنوز صدای مولوی سرور واصف ، یکی از پیشگامان جنبش مشروطیت ، در هنگام که در دهن توپ قرارش میدادند ، ازکنگره ء تاریخ بلند است که :
ترک جان و ترک مال و ترک سر در ره ء آزاده گی اول منزل است
مزاری وقتی به کابل می آید ، تبلوری از قاطعیت و جسارت است ، زیرا او باید ملتی را احیای هویت نماید که حد اقل در صد سال تمام برای نابودی فزیکی اش کمر بسته بودند. قوام دهی این " هویت بخشی " به آن ساده گی میسر نمیشد تا چهره ء مصممی چون مزاری در صحنه حضور نمی داشت. ملتی که مزاری بدان تعلق داشت از بطن فاجعه برخاسته بود و تمام قتل عام ها ی که بر این جامعه تحمیل شده بود با نیت نابودی کامل اش انجام میگرفت. زمانی که همه کمر برای نابودی تو بسته باشند ، توباید شهامت این را داشته باشی ، با آنهایی که میخواهند تورا نفی کنند واز صحنه ء هستی بردارند ، مقابله نمایی . دفاع از خود آنهم دریک نبرد نابرابر در واقع دفاع از حق و عدالت ودفاع از هویت تاریخی و فرهنگی خود است. از همین منظر است که گاهی از ما پرسیده میشود که چه دلایلی میتوانید داشته باشید که از مزاری با چنین کلمات قدر شناسانه یاد مینمایید. بلی ما نبرد عدالتخواهی مزاری را بمثابه هویت بخشی تاریخی و فرهنگی خود میدانیم واین مزاری بود که آن همه زنگارهای حجیمی که بر سیمای جامعه ء هزاره پاشیده بودند، سترد و در یک کلمه حضور اجتماعی هزاره ها را در افغانستان مسجل ساخت. آیا این کار عظیمی برای یک ملت محروم به شمار نمی رود ؟
دوستان محترم !
مزاری ، نو آورترین سیمای هست که به ویژه در سه سال آخرحیات خویش ، طرح های جدیدی که میتوان به آن عنوان " خط مزاری " را داد وارد ترمنولوژی سیاسی افغانستان نمود. از دید این قلم ، محور اصلی خط رهبر شهید ، مشارکت ملی و سیاسی جامعه ء هزاره مطابق به شعاع وجودی اش ، بود. چیزی که امروز تا حدودی از آن غافل شده ایم. در حالیکه تا اکنون هم این مشارکت عادلانه ء سیاسی تامین نگردیده است اکنون اگر مشارکت ناچیزی در قدرت سیاسی داریم ، از برکت طرح مزاری فقید است . اگر مزاری مطرح نمیکرد که هزاره ها در افغانستان ۲۵ در صد نفوس کشور را تشکیل میدهد و مطابق به تعداد نفوس خویش خواستار مشارکت سیاسی است در حال ، این چند وزیر را هم نمیداشتیم. بلافاصله باید گفت که من هیچگاهی داشتن چند وزیر در کابینه را مشارکت عادلانه ء سیاسی جامعه ء هزاره تلقی نمیکنم. زیرامشارکت در تمام بدنه های قدرت از وزارت تا ریاست از ریاست تا سفارت واز سفارت تا مدیرت در دولت ، آنهم مطابق به نفوس یک جامعه را میتوان مشارکت عادلانه ای سیاسی نامید. چون آخرین احصاییه ای که در این روزها منتشر شده است ، نشان میدهد که هزاره ها پنج در صد مشارکت سیاسی در قدرت دولتی دارند. در حالیکه در کنفرانس بن تعداد نفوس هزاره ها را ۱۹ در صد محاسبه کرده بودند. اما جالب این است که در این اواخر برخی از رسانه ها تعداد نفوس هزاره ها را ۹ در صد تخمین زده اند. آنهای که این احصایییه ای کاذب را به خورد رسانه ها داده اند ، بار دیگر روحیه ای کینه ورزی خود را نسبت به جامعه ء هزاره نشان داده ، چنانچه در فلم کابل اکسپرس این کینه ورزی کاملاً آشکار بود. بحث در این بود که پایه ای ترین طرح رهبر شهید ، مشارکت عادلانه ای سیاسی جامعه هزاره در قدرت بود. چون مزاری فقید به اهمیت این مشارکت پی برده بود و میدانست که با مشارکت در قدرت میتوان بر نارسایی های اجتماعی ، خدماتی و اقتصادی غلبه نمود . اما این بدان معنا نبود که گویا مزاری تنها خواستار مشارکت عادلانه ای ملی و سیاسی جامعه ء هزاره در قدرت باشد ، برخلاف مزاری به عنوان یکی از رهبران تاریخ افغانستان خواهان مشارکت عادلانه ای تمام اقوام و قبایل افغانستان ، مطابق به تعداد نفوس شان بود و این را ، یگانه راه ء حل دشواری های عمده ای چون : جنگ ، تنش های ملی ، ستیزه های قومی و سمتی ، در کشور می دانست. او باور داشت که با تعمیل مشارکت عادلانه ای ملی است که همه همدیگر را مانند یک شهروند در کنار خویش پذیرفته و برخوردهای فرقه ای که همواره با فاجعه توامیت داشته است ، زایل میگردد از سوی دیگر امکانات مادی دولت در تمام محلات افغانستان بدون امتیاز و تمایز در اختیار اتباع کشور قرار گرفته ودر وازه های تحصیل و تعلیم بروی همگان باز می شود. بدین ترتیب صدها سهولت دیگر از فیض مشارکت عادلانه ای ملی و سیاسی دستیاب میگردد.
دوستان گرامی !
رهبر شهید دقیقاً می دانست که ارا ئه ای چنین طرحی با خطر های بزرگی همراه است. اما مزاری جسور است ، مزاری عدالت خواه است ، مزاری از تسلسل تاریخی نبرد عدالت خواهانه آگاه هست. مزاری خوب میداند که استبداد پیوسته طناب دار عدالتخواهان را می بافد. مزاری رسالتمند و متعهد است ، پیام آور روشنایی و آزادی است. آزاده گان وعدالتخواهان همواره سینه به طوفان داده اند و شناوران مسیر های مخالف بوده اند. مزاری وقتی هزاره گفت در همان فردایش اورا نصیحت کردند که " شیعه " بگو. مزاری وقتی از محرومیت تاریخی جامعه ء هزاره سخن میگفت ، فضلای کرام برایش گفتند که چرا از محرومیت تاریخی " شیعه " حرف نمیزنی. اما پاسخ مزاری چنین بود که :
" من هیچ وقت نه شیعه گفته ام ، نه سنی ، ونه هم بعد ازاین میگویم؛ چون به اعتقاد من ، شیعه ، سنی واین مسایل را مطرح کردن یک نوع بازی است . "
مزاری از سرنوشت تاریخی عدالتخواهان که تیر های زهر آلود استبداد سینه های شان را مشبک کرده بودند ، آگاه بود. میر یزدان بخش بهسودی که همه ء هزاره جات را وحدت بخشیده بود ، تو سط توطئه ای دربار فریب داده میشود و سرانجام به وسیله ء عمال این " تو طئه " در روز روشن در برابر دیده گان همگاما نش به طور علنی به قتل می رسد. خالق شهید آن اسوه ء مقاومت که علی الرغم شکنجه های وحشتناک قرون وسطایی تا طناب دار یک کلمه در مورد همرزمانش حرف نزد و یک جوان ۱۷ ساله در برابر دم و دستگاه رعب آور سلطنتی وقت ، به تنهایی به مقاومتی دست زد که شاید نظیر این حماسه ء آفرینی را در تاریخ سراغ نداشته باشیم. براتعلی تاچ یکی از برجسته ترین سیمای مشروطه خواهی سوم ، سالها در زندان میماند وبعد به گونه ء مرموزی با زنده گی وداع مینماید. ابراهم خان گاو سوار در برابر پرداخت جبری " روغن زرد " حتی از مواشی غیر شیرده ازسوی هزاره ها به دولت وقت ، دست به قیام مردمی میزند پس از آن تمام زمین و جایدادش ضبط میشود وبه بغلان تبعید میگردد و تا پایان حیات زیر نظارت دولت قرار میداشته باشد. سید اسماعیل بلخی آن عالم سخنور ویک از پیشگامان رنسانس اسلامی در عصر ما ، سالها زندانی میشود وبعد با خوراندن زهر به شهادت میرسد. به همین ترتیب رهبر شهید از سرنوشت تاریخی عدالتخواهان آگاه هست . اما راهش را آگاهانه برگزیده بود تا برود در راه ء آرمان عدالتخواهی مردمی پیکار نماید که در ابتدایی ترین حالت آن هویت انسانی شان را انکار میکردند ، چه رسد به حقوق اجتماعی ، ملی وسیاسی شان.
مزاری فقید تعهد که با مردمش بسته بود در عمل به آن وفا دار ماند و گفت که : " من تا آخر در کنار شما هستم و افتخار مینمایم تا خونم در جمع شما بریزد " مزاری همان طور که گفت ، همانگونه عمل کرد و تا پای جان با مردمش ماند و جانش را فدا نمود.وقتی به رهیر شهید ، به تعهد و صداقت او ، به خط وحرکت او ، به تفکر و عملکرد او ، به آگاهی و جسارت او ، به دور اندیشی ومقاومت او اندیشه میکنیم ، بلادرنگ در برابر چند پرسش قرار میگیریم :
- آیا ما واقعاً در خط عدالتخواهی مزاری گام های همآهنگ بر میداریم ؟
- آیا آن شور و شعور ، آگاهی ، جسارت وسنجشگری سیاسی را که مزاری برای ما به میراث گذاشته است ، در ما تجلی دارد ویا خیر ؟
- آیا الگوی رفتاری مارا در فرایند کار و فعالیت ما ، چه به عنوان هدایت گران جامعه و چه به عنوان هدایت شونده گان ، تقوا و پرهیز گری مزاری فقید ، تشکیل میدهد ویا خیر ؟
- آیا آن سعه ء صدر وبلند نظری که در مزاری تبلور داشت ، در ما هم اثر گذار بوده است ویا برعکس ما رهروان دید گاهای تنگ محلی هستیم که فقط " زاد گاه " ی مااز همه ء نقاط دیگر دنیا برتر است ؟
- یکی از مهم ترین و برازنده ترین خصوصیت مزاری در این بود که برای انسجام دهی جامعه ای خویش از همه امکانات بهره می گرفت واو به هیچ عنوانی تمایز های آید یالوژیک را در نظر نمیگرفت ، چنانچه وقتی مشمولیت هزاره ها در کابینه ای وقت مطرح گردید ، برای همه روشن است که او چگونه دست به انتخاب هوشیارانه زد. مزاری در شرایطی این فرایند را پیاده کرد که رقابت های آیدیا لوژیکی در اوج خویش قرار داشت. اما مزاری به این باور رسیده بود که عملکرد از مسیر تنگ آیدیالوژیکی ، پی آمد های ناگوار و بدفرجامی را در قبال دارد. پرسش در این جا است که در شکستگی کنونی این رقابت ، آیا ما باز هم نظری به سوی آن بازار کساد شده داریم ومتاع خودرا از "آنجا " گزینه میکنیم ویا برعکس ؟
- در آن فرصت کوتاه ، در اوضاع واحوال که از زمین وزمان آتش می بارید ، شهر کابل ویران میگردید و هزاران انسان در مرگ عزیزان شان مویه میکردند مزاری تمام هم خودرا بکار برد تا از سرمایه های فرهنگی ، فکری ، سیاسی ، نظامی و ملی جامعه خود بدون استثنا و مجزا سازی ، بهره گیری نماید و ازاین طریق توانست در " احیای هویت " جامعه سود اعظمی بگیرد. آیا ما در حال ، این راه ادامه میدهیم ویا اینکه هنوز در چرخه ء باطل " خودی " و " غیر خودی " می چرخیم ؟
پاسخ مثبت ویامنفی به این پرسشها بر میگردد به عملکرد ما که در ترازوی قضاوت مردم وتاریخ محک زده می شود.
دوستان گرانقدر !
اکنون ما ۱۲ سال از رهبر شهید آستاد عبد العلی مزاری ، فاصله داریم. در این دوازده سال حوادث گوناگون به وقوع پیوسته است که از هر لحاظ برای افغانستان به عنوان یک کشور استبداد زده ، فقیر وویران شده از اهمیت تاریخی برخور دار است. جامعه ء بین المللی در افغانستان حضور نیرومند سیاسی و نظامی دارد. سرمایه های هنگفتی وارد کشور میشود افغانستان رخ به سوی دگرگونی دارد که اگر این تعبیر درست باشد کشور از خواب زمستانی برمی خیزد. تغیرات مثبتی رونما گردیده که نباید این دگر دیسی هارا دست کم گرفت. اما با تمام اینها ما در وضعیت خیلی حساس بسر میبریم . کشور روزهای سخت ودشواری را تجربه می کند. نیروهای واپسگرا در هیئت القاعده وطالب هر روز در جنوب ، شرق و جنوب غرب کشور بیداد مینمایند. عملیات انتحاری شدت یافته و صدها قربانی را درپی دارند. متاسفانه بنا بر نبود یک استراتژی سنجشگرانه که نبرد نیروهای خارجی و داخلی را در جهت سرکوب قاطع طالبان و القاعده توامیت می بخشید ، سبب گردید که طالبان با حمایت حلقات معین پاکستانی ، جان تازه بگیرند و امنیت در کشور را به چالش بخواند. اما مناطق هزاره جات که مکان امنی به شمار میروند ، با دریغ که از لحاظ باز سازی نه تنها مورد بی مهری قرار گرفته ، بلکه اعمال تبعیض آشکارا در این مناطق مشهود است. فقط برای ثبوت این واقعیت اگر یکبار به شهر تاربخی و تمدنی بامیان نگاهی انداخته شود ، همه چیز هویدا میگردد واین خود میتواند به عنوان مشت نمونه ء خروار در سراسر هزاره جات تعمیم داده شود.
دوستان والا قدر !
جامعه ء ما بیش از هروقت دیگر نیاز به همآهنگی دارد. این همآهنگی از هر طریق که برای ما میسر باشد ، نبایداز آن جلو گرفت ، زیرا زمان ما نیاز های خود را دارد وباید این سعه ء صدر در وجود هادیان و رهبران این جامعه ریشه گرفته باشد تا نسل فرهنگی وسیاسی این جامعه در کنار سایر جوامع ، بستر کاری نیرومندی را ایجاد نموده و همگام با نهادهای سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی مربوط به این جامعه فرازهای از آرمان های استاد مزاری را در ابعاد وسیع آن تبلور داده و زمینه های عملی آنرا مساعد سازد. ایجاد بستر های جدید نباید به معنای تقابل جدید تعبیر گردد. اگر به ماهیت قضیه نگاه نماییم ما به این بستر ها نیاز داریم. چون در افغانستان همه به گونه ای حرکت های شان را در ابعاد گو ناگون مسیر داده اند تا در عرصه ء سیاست به غیبت تسلسل حضور شان دچار نگردند.
نکته ء دیگر ناگفته نباید بماند که مزاری شهید بمثابه یکی از مدافعان سختکوش وآگاه ء وحدت ملی در افغانستان است و او بار ها در طی صحبت های خویش تاکید داشت که آنهای که به تفرق قومی ، مذهبی وسمتی دامن میزنند ، خاینین ملی اند. مزاری فقید منوط به همه ای ملیت ها واقوام افغانستان است ومحدود نمودن مزاری به ملیت ویا قوم خاص ، جفا ی به راه و اندیشه ی اوست زیرا رهبران تاریخ ، رهگشایان نه یک قوم ، نه یک ملت بلکه هادیان بشریتی است که در نبرد آزادی و عدالت در جهت شکستاندن زنجیرهای استبداد و خودکامگی به چنین رهبران نیاز دارند. برهمین مبنا ، حضور شما دوستان گرامی حاضر در محفل امروزی ، پیشنهادی دارم که توجه تان را به آن جلب مینمایم :
بارها به این واقعیت تاکید داشته ایم که شخصیت چند بعدی مزاری شهید ، آنطوریکه لازم بوده است تعریف نشده است. فعالیت های فرهنگی که در زمینه صورت گرفته ، متشتت و پراگنده بوده ویا صرف جنبه ء تعارفی بخود گرفته است. برای اینکه توانسته باشیم نسبت به ابعاد شخصیت رهبر شهید به آگاهی دقیق دست یابیم. سال آینده یعنی در آستانه ء سیزدهمین سالروز رهبر شهید دوویا یک روز قبل از مراسم عمومی سالروز شهادت آن بزرگوار ، سمینار علمی و پژوهشی را در یکی از کشورهای اروپایی براه بیاندازیم ودر این سمیناراز دانشمندان ، پژو هشگران ، استادان دانشگاهی ، فرهنگیان تمامی قومیت های افغانستان دعوت به عمل آید تا در زمینه شخصیت چند بعدی استاد مزاری مقالات ، نوشته های پژوهشی ویا سخنرانی های علمی شان را در این سمینار ارائه نمایند. بعد مجموع این نوشته ها وسخنرانی ها به عنوان یک "کتاب " به چاپ برسد و به زبانهای زنده ء بین المللی ترجمه شود. از دید من عملی شدن این پیشنهاد به میزان بسیار بلندی حایز اهمیت است و مزاری فقید نه تنها به صورت علمی شناختانده میشود بلکه در ابعاد ملی وبین المللی به عنوان یک سیمای تابناک عدالتخواهی تعریف خواهد شد وهمزمان با آن جامعه ء که مزاری از آن برخاسته بود ، بهتر شناختانده خواهد شد.
این پشنهاد ، بیشتر متوجه ار بابان معرفت اند که به همیاری همه پیروان ومحبان رهبر شهید و به ویژه تاجران مسئول ومتعهد ، بتوانند به این مامول مقدس نایل آیند. این را از روی تعمد در آخر آوردم ، چون از قدیم گفته اند که سخن آخر در اذهان باقی میماند.
درود به روان پاک رهبر شهید استاد مزاری فقید !
درود به همه رهروان راه ء عدالت و آزادی !

وبگردی
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!