یکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۴ / Sunday, 14 February, 2016

دردی‌ست غیرِ مُردن، آن‌را دوا نباشد...


دردی‌ست غیرِ مُردن، آن‌را دوا نباشد...«آنچه او را از دیگران متمایز می‌ساخت، قدِ بلندش نبود؛ بلکه حالتِ بی‌اعتنا و قدرتمندش بود که با وجود نقصِ عضوی که چون کشیده‌شدنِ زنجیری هر گامِ او را مختل می‌کرد، خود را آشکار می‌ساخت. چیزی سرد و دست‌نیافتنی در چهره‌اش بود و چنان خشکیده و خاکستری‌مو بود که من او را پیرمردی تصور می‌کردم و چون شنیدم که بیش از پنجاه ‌و دو سال ندارد، شگفت‌زده شدم.» [صفحه‌های ۹ و ۱۰] این نخستین تصویرِ «ایتان فروم» است و مردی که داستان را به‌نامِ او کرده‌اند، «چیزی سرد و دست‌نیافتنی در چهره‌اش» دارد که نمی‌دانیم نتیجه چه‌چیزی ا‌ست و حدس نمی‌زنیم این «سرما»ای که صورتش را پیرتر از آنچه هست نشان می‌دهد، نتیجه کدام سالِ سختِ زندگی‌‌اش است. «ایتان فروم»، آدمِ بخت‌برگشته‌ای‌ست؛ یک شکست‌خورده واقعی. آدمی ا‌ست که راه می‌رود، نفس می‌کشد و، ظاهرا، مثل همه آدم‌های دیگر است؛ اما «زنده» نیست و داغِ بزرگی که به پیشانی دارد، خبر از گذشته‌ای نه‌چندان شیرین می‌دهد. «هارمان با مکث‌های مکرر گفته بود: «پیش از تصادف، همیشه همین‌طوری بود. فوریه آینده که بیاید، می‌شود بیست‌وچهار سال.» از همین منبعِ خبری دریافتم که همان «تصادف» افزون بر زخمِ سرخ‌رنگ سراسر پیشانی ایتان فروم، طرف راست بدنش را چنان در هم پیچیده که او ناچار است چند گام فاصله میان سورتمه تا دفترِ پُست را با آن رنج و مشقتِ محسوس بپیماید.» [صفحه ۱۱] پس قرار نیست که با یک آدمِ عادی یا یک آدمِ معمولی طرف شویم؛ این «ایتان فروم»ی که نامش را به داستان بخشیده، در شمار مردمانِ بخت‌برگشته‌ای‌ است که دنیا هیچ‌وقت رویِ خوشی به او نشان نداده است. وقتی به پدر و مادر نیاز داشته است، آنها را از دست داده و زمانی‌که به فکر تشکیلِ خانواده افتاده، دختری [زینا/ زنوبیا] را به همسری انتخاب می‌کند که مدتی را به پرستاری از مادرش مشغول بوده است و این چرخه ناخوشی به زندگیِ خودش هم کشیده می‌شود. «زینا»، همسرش، بیمارتر و کم‌جان‌تر از آن است که خیال می‌کنیم و «ایتان فروم» به‌جای ماندن در خانه، وقتش را بیرون از خانه می‌گذراند و سرش به اسب و کالسکه‌ای گرم است که درست مثلِ خودش دست‌دوم هستند و این‌همه سختیِ زندگی را تاب نمی‌آورند. «ایتان فروم»، درعین‌حال، مثلِ هر بخت‌برگشته دیگری، «ناامید» و «بداقبال» است و هرچند در برابر این مصائبِ زندگی، هیچ‌وقت زبان به اعتراض باز نمی‌کند و چیزی نمی‌گوید، اما می‌شود حدس زد که در لحظه‌هایِ تنهایی، دست‌کم، به «ناامیدی» و «بداقبالی» می‌اندیشد؛ به اینکه «سیه‌روزی‌‌»اش نتیجه‌ بداقبالی ا‌ست، نتیجه‌ طلوع‌نکردنِ ستاره‌ بختی که اگر طلوع کند، دنیا به‌کامِ آدم‌ها می‌شود. «بداقبالی» خیال است یا توهم؟ دسته‌ای از آدم‌ها، البته، «بخت» و «اقبال» را باور ندارند و باورشان این است که آینده‌ هر آدمی، نتیجه‌ دیروز و امروزِ اوست؛ اما آدم‌هایی هم پیدا می‌شوند که همیشه از بختِ‌ نامُراد و اقبالِ بد می‌نالند و پیِ فُرصت و موقعیتی می‌گردند که «قمر در عقرب» نباشد و باورشان است که کارشان چُنین خواهد ماند اگر قمر از عقرب جدا نشود. «ناامیدی» هم ریشه در هزار چیز دارد؛ ریشه در هزار فکر و خیال و یکی از این هزار خیال، همین «بخت» و «اقبال»ی ا‌ست که، ظاهرا، همه‌ آدم‌ها، به یک‌اندازه از آن بهره نبرده‌اند. و ظاهرا که «ایتان فروم»، در گرفتنِ «بخت» و «اقبال»، سهمی کمتر از دیگران داشته است. مسئله «ایتان فروم»، به‌یک‌معنا، «تنها»ای ا‌ست؛ اینکه یک آدمِ هم‌دل و هم‌زبان کنارش نیست تا آن رازِ نگفته و آن کلماتی را که به‌نظرش از هر چیزِ دیگری در این دنیا قشنگ‌ترند، با او در میان بگذارد. نکته این است که حتی عروسیِ «ایتان فروم» هم، چاره تنهایی‌اش نیست و همنشینی با «زینا»ی زیاده‌خواه و بی‌احساس، «ایتان فروم» را تنهاتر از قبل می‌کند. اما تنهایی چیست؟ مگر غیر از این است که آدم دیواری بلند دور تا دورِ خودش می‌کشد و به کسی اجازه نمی‌دهد در محدوده‌اش وارد شود؟ و مگر غیر از این است که در هر دیواری، پنجره‌ای، حالا هرقدر هم کوچک، تعبیه کرده‌اند، تا نورِ آفتاب را به داخل بیاورد و تاریکی را به روشنی بدل کند؟ تا پیش از آمدنِ «متیِ» ظاهرا سرزنده و شاد و سرخوش، «ایتان فروم» در محدوده همین دیوارِ بلندی که برای خودش ساخته زندگی می‌کند و البته تنهایی فقط به یک آدم تعلق ندارد و تعدادِ آدم‌هایِ تنها اصلا کم نیست. همین است که «متی» را هم باید یکی از همین آدم‌های تنها دانست؛ آدمی که می‌داند باید از محدوده آن دیوارهای بلند بیرون بیاید و زیرِ آفتابِ درخشان بایستد. همین است که با «دنیس» گرم می‌گیرد و طوری وانمود می‌کند که «ایتان فروم» خیال می‌کند «متی» را باید برای همیشه از زندگی‌اش کنار بگذارد. خُب، مسئله این است که «متی» دیگر علاقه‌ای به دیوارهای بلندِ تنهایی ندارد و ماندن زیرِ آفتاب را ترجیح می‌دهد، بدونِ اینکه بداند «ایتان فروم» سال‌هاست دنبال کسی می‌گردد که وقتی نورِ آفتاب در چشم‌هایش می‌افتد، چشم‌ها را نبندد و لبخندی گوشه لبش بنشیند. خواننده احتمالیِ این یادداشت حق دارد که با خواندن این چند خط، حس کند که داریم واردِ وادیِ احساسات‌گرایی می‌شویم، چرا که در مواجهه با داستانِ «ایتان فروم»، چاره‌ای جز رویارویی با احساسات نیست. این، داستانِ آدمی ا‌ست که سال‌های سال به احساساتش محل نمی‌گذارد و طوری رفتار می‌کند که انگار مهر و محبت و علاقه در شمار آدابِ فراموش‌شده زندگی هستند، اما به‌محض آنکه «متی» از راه می‌رسد و به‌محض اینکه شور و شوقِ ظاهری‌اش، فضای خانه آنها را پُر می‌کند، به این نتیجه می‌رسد که باید به آدابِ فراموش‌شده رجوع کرد و رجوع به مهر و محبت و علاقه، قاعدتا، چیزی جُز میلِ به زیستن نیست. اما یک‌چیزِ دیگر هم هست که نباید آن‌را دست‌کم گرفت؛ «ایتان فروم» می‌ترسد از اینکه رجوع به مهر و محبت و علاقه و میلِ به زیستن، دردش را دوا نکند و می‌ترسد از اینکه «متی»، ناگهان، او را دست‌کم بگیرد و به حرف‌هایش گوش نکند. «همین تغییر رفتارهای ناگهانیِ متی، نومیدی و شادمانی ایتان فروم بود. جنبش‌های ذهنی متی، همچون جهیدن پرنده‌ای بر شاخه‌های درخت، پیش‌بینی‌ناپذیر بود. این واقعیت که ایتان حق نداشت احساس‌های خود را بروز دهد و بروزِ احساس‌های متی را سبب شود، او را بدان وامی‌داشت که برای هر دگرگونی در ظاهر و آهنگ و صدای متی معنایی خیالی قائل شود. گاه فکر می‌کرد متی او را درک می‌کند، پس می‌ترسید؛ و گاه اطمینان می‌یافت که درکش نمی‌کند، پس نومید می‌شد.» [صفحه ۴۴] و اگر این ترس‌های مکرر، همان عشقی نیست که ظاهرا آدم‌ها را به زندگی امیدوار می‌کند، به چه نامِ دیگری می‌شود آن‌را شناخت؟ همه‌چیز، قاعدتا، مشمولِ مرورِ زمان می‌شود و کسی تضمین نداده است که دل‌سپردن در طولِ زمان کم‌رنگ نشود، اما نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد، این است که «ایتان فروم»، بیش از آنکه «مشتاقِ» دل‌سپردگی باشد، «محتاجِ» آن است تا زندگی‌اش را از نو تعریف کند و زمانی‌که «احتیاج»، جایِ «اشتیاق» را بگیرد، قاعدتا، همه‌چیز دست‌خوش تغییری عظیم می‌شود. و باز، در انتهایِ داستان است که می‌شود به نکته دیگری رسید؛ اینکه «ماندن» به‌هرقیمتی، چه‌قدر می‌ارزد و چه‌قدر طول می‌کشد تا دل‌سپردگی به کارِ روزمره بدل شود و چه‌قدر طول می‌کشد تا «ایتان فرومِ» خسته، همه‌چیز را از ذهنش پاک کند و به این فکر کند که هیچ‌وقت در زندگی‌اش لحظه‌ای خوشی نداشته است و فکرِ به این، یعنی «متی» را می‌‌شود نادیده گرفت؛ هرچند او کم‌جان‌تر از پیش، زیرِ همان سقف و کنارِ همان دیوارهایِ بلند زندگی را ادامه می‌دهد. ادامه‌دادنِ زندگی؟ چه کارِ عبثی...

محسن آزرم
ایتان فروم [رمان]
ادیت وارتون
ترجمه: مهبد ایرانی‌طلب
ناشر: نشر قطره
چاپ یکم: ۱۳۸۶
تعداد: ۱۱۰۰ نسخه

منبع : روزنامه کارگزاران

مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
مادر ویسلر , عمل شنیع , جواهیر سوکای , فرزانه , مراکز غیردولتی , محمد میر کیانی , بلو ویل , دانشگاه علوم پزشکی مشهد , چالشتر , معلم دانش آموز , عضو کمیسیون عمران مجلس , بلول , موافقان نگران , لوکزانبورگ , پیروزی توانیر بندرعباس , خلق و خو , هلی‌کوپترهای امداد , برنامه ویندوز , بافت های تاریخی و فرهنگی , توافق بنزینی , کمانگیر , 40سال , محور ارتباطی , نفت سلیمان , عمر شریف , هم نشینی , منطقه الکرامه , دبیر اجرایی , اختلاف طبقاتی , افطاری رئیس جمهور , مدیر مرکز , گاوآبی , فناوری‌های روز , مُهر , شهدای افغانستانی , غذای وارداتی , النصری , بختیار , میجر , ارتقامی یابد , روشنفکری , عکس ماهواره ای , احمد رسول‌زاده , روستای ابیانه , دادگاه مونگومری , انعقاد حق بیمه , جنگل های گرمسیر , الیزابت باتوری , عزاداری هنرمندان , رای فیفا ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
نکته‌ی موزون , آنچنان کز رفتن گل خار می‌ماند به جا , جزایر و بنادر مهم , توسعه روابط خارجی , که ته که وته زاریک ده که ویته شاریک , تکامل عصبی عضلانی , سلامتی روح و جسم , چو دل نمی‌دهد از کوی دوست برگشتن , گیاهچه , وله علیه الرحمه , چسب زخم , واکسیناسیون و ایندومتاسین , اجزاء سیستم‌های آبیاری , ای دل سرمست، کجا می‌پری؟ , جغرافیای طبیعی و اقلیم استان , درمان , حداقل الزامات , تا در تو خیال خاص و عام است , تخفیفات مقداری , بره درسته ,

برخی منابع مهم خبری
ayaronline.ir عیار آنلاین , car.ir کار(خودرو) , bahardaily.ir روزنامه بهار , ilamefarda.ir ایلام فردا , khabarsport.com خبر ورزشی , beytoote.com بیتوته , shahrvand-newspaper.ir روزنامه شهروند , boursenews.ir بورس نیوز , darshahr.ir در شهر , andishehha.com اندیشه‌ها , edunews.ir آموزش , kheybaronline.ir خیبرآنلاین , isunews.ir خبرنامه صادق , citna.ir سیتنا , donya-e-eqtesad.com روزنامه دنیای اقتصاد , fa.irannuc.ir ایران هسته ای , nay.ir نی , techshot.ir تک‌شات , naghola.com ناقلا , mizanonline.ir خبرگزاری میزان , parlemannews.com پارلمان نیوز , honarnews.com هنرنیوز , harfeno.com حرف نو , negaheemrooz.com نگاه امروز , vetnews.ir وت نیوز , aftabnews.ir آفتاب نیوز , farhangemrooz.com فرهنگ امروز , farjamnews.com فرجام نیوز , 9day.ir 9 دی , bultannews.com بولتن نیوز ,

وبگردی
دو آیت الله به هم رسیدند - هرچند‌ رد‌ صلاحيت افراد‌ي مانند‌ آيات سيد‌ حسن خميني، محمود‌ امجد‌، محسن غرويان د‌ست آيت ا... هاشمي را د‌ر ارائه يك ليست بست اما باز هم او ليست «خبرگان مرد‌م» را منتشركرد‌. رقابت انتخاباتي مجلس خبرگان د‌ر تهران ميان رفقاي قد‌يم و البته زير سايه اختلاف سليقه هاست. از يك سو سرليست جامعه مد‌رسين آيت ا... جنتي و مصباح يزد‌ي هستند‌ و د‌ر سوي د‌يگر آيت ا... هاشمي و حسن روحاني.
عقد محسن تنابنده و همسرش / تصاویر - خواندن خطبه عقد محسن تنابنده و همسرش در دفتر سید محمد خاتمی. محسن تنابنده با انتشار عکس زیر در صفحه اینستاگرامش، این گونه نوشت: طعنه ی خلق و جفای فلک و جور رقیب همه هیچند اگر یار موافق باشد
احسان علیخانی بر بالین سارا عبدالملکی / فیلم - احسان علیخانی بزرگ ترین آرزوی مشهورترین دختر این روزهای ایران را برآورده کرد
تحقیر اسیر / نه رسم ایرانی و نه مروت اسلامی - تحقیر اسیر با مروت اسلامی سازگار است؟اشک سرباز آمریکایی و رسم عیاری صادق ملکی، کارشناس و تحلیلگر ارشد سیاسی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی، نمایش تحقیرآمیز ملوانان آمریکایی دستگیرشده توسط ایران در راهپیمایی ۲۲ بهمن را خلاف رسم عیاری ایرانیان و مروت اسلامی خوانده است.
خلاصه اختتامیه جشنواره فیلم فجر - مراسم اختتامیه سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر، عصر امروز پنجشنبه با حضور علي جنتی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در برج ميلاد تهران برگزار شد.
پشت صحنه اختتامیه / اشک های بازیگر زن برنده سیمرغ - هیچ کس اشک های بازیگر زن برنده سیمرغ در پشت صحنه را ندید/انفجار در برج میلاد به افتخار عالیجناب پرویز پرستویی/بوسه های ناتمام نوید محمدزاده به تماشاگران/ویدیویی از اتفاقات هیجان انگیز پشت صحنه اختتامیه جشنواره فیلم فجر
اینجا قم است / راهپیمایی 22 بهمن - بخشی از راهپیمایان قم در خیابان صفائیه،‌‌ همان خیابانی که دفتر اکثریت علما و مراجع تقلید در آن خیابان قرار دارد، به یکباره با یک کارناوال روبرو شدند که گفته می‌شد کارناوال نمادین تفنگداران آمریکایی است که اخیرا در خلیج فارس دستگیر و سپس آزاد شدند.
شب مهمانی خصوصی ستاره های سینما - در شب مهمانی خصوصی ستاره های سینمای ایران در هتل مشهور پایتخت، بغض بازیگر زن روی فرش قرمز ترکید/تصاویری داغ از پشت صحنه مراسم پر اتفاق تجلیل از کاندیدهای سیمرغ جشنواره فیلم فجر
کیمیا : تاوان اعتقادم را دادم ! - کافه آپارات پاتوق هنرمندان در راهروی کاخ جشنواره فیلم فجر (برج میلاد)
بهترین و بدترین لباس جشنواره فیلم فجر - برنامه از شما چه پنهون ویژه حواشی جشنواره فیلم فجر را در صفحه جشنواره فیلم فجر آپارات دنبال کنید
ادعای «شینا شیرانی» علیه یکی از مدیران پرس‌تی‌وی! - در روزهای اخیر فایل صوتی تحت عنوان مکالمه "شینا شیرانی" یکی از مجریان شبکه پرس تی وی با یکی از مدیران این شبکه و طرح مسائل غیراخلاقی در حین این مکالمه، به سرعت در فضای مجازی و مخصوصا کانال های تلگرامی منتشر شده است.
گلوریا هاردی: عاشق شدم و به ایران آمدم - گفتگوی جالب با بازیگر نقش آزاده یا رها در سریال کیمیا در کاخ جشنواره
کشف حجاب مشاور سرافراز / عکس - تصویر زیر در فضای مجازی منتشر شده است. شهرزاد میرقلی خان مشاور سرافراز چندروز پیش از کشور خارج شد و همزمان با آن اخوان بهابادی معاون فنی صداوسیما برکنار شد.
فیلم جدیدی از لحظات کشته شدن قذافی - فیلم جدیدی از لحظات حمله انقلابیون لیبی به معمر قذافی که در نهایت منجر به مرگ او در شد در شبکه های اجتماعی منتشر شده است.
ابرو گوندش در تبریز ! - گفتنی است این خواننده ترکیه ای همسر رضا ضراب، تاجر تبریزی الاصل ساکن ترکیه است که به اتهام همکاری با بابک زنجانی برای دور زدن تحریم های ایران و رشوه دادن به مقامات دولت اردوغان مدتی بازداشت شده بود.
کتایون ریاحی و دهکده رویایی اش در جزیره کیش - کتایون ریاحی برای اولین بار از دهکده رویایی اش در جزیره کیش رونمایی کرد/من و آنجلینا جولی فقط در یک مورد با هم فرق داریم/چهره معروف سینما 2سیمرغش را به حراج گذاشت
فیلم/ تعرض در بفرمایید شام به یک کودک و دو زن - به دنبال افشاگری‌های ۲ تن از شرکت‌کنندگان مسابقات موسیقی شبکه «من و تو» درباره پشت پرده‌های این شبکه، معین سعیدی از کارمندان اخراجی آن با انتشار ویدئویی به افشای تجاوز تهیه‌کننده برنامه «بفرمایید شام» این شبکه به یک کودک و ۲ زن شرکت‌کننده در این برنامه از زبان آنان پرداخت.
بهاره افشاری: احمدی نژاد ۳بار دعوتم کرد و نرفتم - بهاره افشاری بیستمین مهمان دید در شب از زندگی شخصی، شبکه جم و کار حرفه ای بازیگری در سینما می گوید - پخش اختصاصی از آپارات
کلیپ پلیس پس از کلیپ ارازل ! - ویدیوی دیدنی از اعتراف مقامات امنیتی آمریکا در کنگره به نقش محوری عربستان در تروریسم / تلاش برای تبرئه برباددهندگان سرمایه ملت ایران با نفت 65 دلاری! / ویدیوی نجات معجزه آسای یک دختر در مترو / فیلم پوشاندن مجسمه‌های برهنه ایتالیا برای استقبال از روحانی از دیگر ویدیوهای این بسته خبری است.
لاشه نهنگ های عنبر در ساحل انگلیس - گزارش تصویری / امواج آب لاشه دو نهنگ غول پیکر را به ساحل شهر اسکگنس در انگلیس و مردم شهر را برای گرفتن عکس یادگاری به سمت ساحل کشانده است.
پربازدیدها