سه شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۷ / Tuesday, 18 September, 2018

زبان مادری چیست و چرا اهمیت دارد؟


زبان مادری چیست و چرا اهمیت دارد؟
زبان مادری زبانیست که از مادر، پدر و نزدیکانمان آموخته ایم. بنا به نطر پژوهشگران کودک در رحم مادرش با زبان مادریش آشنا میشود و هنگام بدنیا آمدن که گریستن آغاز میکند اگر به زبان مادریش با وی سخن گفته شود، گریه اش را قطع کرده گوش میدهد.
کودک با گذشت زمان و شنیدن مکرر، زبان مادریش را آموخته آغاز به ادای آن میکند. کم کم با ساختن جملات کوتاه آغاز به سخن گفتن به زبان مادریش میکند. در طول زمان کوتاهی می آموزد تا به زبان مادریش احساسات و خواسته هایش را به اطرافیان خود تفهیم نماید. با زبان مادریش با دیگران رابطه برقرار کند. با همین زبان بازی میکند، می خندد، می گرید و وارد مشاجره و بگو مگو می شود. تنها و تنها با زبان مادریش است که قادر می شود دنیای پیرامون خود را بشناسد و بیان نماید. با سخن گفتن به زبان مادری از فردیت و تنهایی خویش خارج گشته از تعلق خود به گروه ویژه ای آگاه میشود. او با مهر و محبت، اعتماد و امنیتی که این تعلق به وی ارزانی داشته است زندگی میکند.
اگر بخواهم یک توضیح علمی بدهم، خواهم گفت که سخن گفتن خود تفکری آهنگین (مصوّت) است. ما هنگام تفکر خاموشانه با خود سخن می گوئیم. و آنگاه که لب به سخن می گشائیم، در حقیقت با صدا می اندیشیم.
هنگامیکه ما به زبان مادری سخن می گوئیم، بین ذهن و دهان (زبان) رابطه ای مستقیم برقرار می شود. در اینجا می خواهم مسئله را قدری بیشتر باز کرده بگویم، زمانیکه ما بزبان مادریمان سخن می گوئیم در حقیقت بین قلب و ذهن و دهانمان(زبانمان) رابطه ای تنگاتنگ برقرار میشود. زیرا این سخنان لحظات زندگی و تجارب گذشته مان را تداعی کرده در ذهن و روانمان زنده میکند، با هر واژه ای احساسهای عمیقی را زندگی میکنیم، خرسند میشویم، ناخشنود می گردیم، حسرت می خوریم و انتظار میکشیم. با زنده شدن جملاتی که در ذهنمان شکل گرفته اند، مکنونات دلمان جان گرفته، از طریق دهان و زبان تمامی احساسات و اندیشه های خودرا بیان و بدیگران تفهیم میکنیم. درست بهمین جهت هنگامیکه ما بزبان مادریمان سخن می گوئیم، مکانیزم سه گانه ای بین دهان و قلب و ذهنمان نظم و شکل میگیرد که با طبیعت انسانی سازگاری کامل و تمام دارد. لذا زبان مادری همچون کلیدیست که دنیای درونی مانرا گشوده به نمایش میگذارد. حجب و حیا، عیب و هنر و تمامی مکنونات درونی مان تنها و تنها زمانی آشکار می گردد که ما به زبان مادریمان سخن می گوئیم.
کودک در پنجسال اول زندگیش ۸۰% کل معلوماتی را که در تمام طول زندگیش باید بیآموزد، در خانواده اش کسب میکند و در ۷-۶ سالگی نیز سن مدرسه رفتنش فرا می رسد. در این مرحله دو وضعیت مختلف پیش می آید:
۱) کودک در مدرسه بزبان مادریش تحصیل خواهد کرد.
۲)کودک به زبانی کاملاً بیگانه با زبان مادریش تحصیل خواهد کرد.
مدرسه در شکل گیری شخصیت کودک نقش بسیار بزرگی دارد، زیرا مدرسه همانند پلی است بین خانواده و جامعه بزرگ، که آموخته های کودک در آغوش خانواده اش را کامل تر و علمی تر میکند و با پرورش جسم و روحش، وی را جهت کار و زندگی در جامعه آماده میکند.
احساس هویتی را که کودک در آغوش خانواده اش کرده بود و نیز پیوند اورا به خانواده و خلقس تقویت مینماید و در عین حال وی را از مسئولیتهائی که در قبال جامعه اش دارد آگاه میسازد.
در اینجا نخست تأثیرات روحی و شخصیتی شرائطی را بررسی میکنیم که کودک به زبان مادری خود تحصیل می کند:
گرچه متأسفانه این شرایط برای ما آشنا نیست، اما آن چیزیست که ما پیوسته در آرزو و حسرت آن بسر برده ایم. نخستن باری که کودک پا به مدرسه میگذارد، از آنجائیکه نخستین جدائیش از میان خانواده و نزدیکانش نیز میباشد، احساسات غریب و شگفت انگیزی احاطه اش میکند. نخستین بار در یک محیط رسمی وارد می شود که در آنجا کسی را نمی شناسد. کودک با چنین احساساتی وارد کلاس میشود، سپس معلم نیز وارد شده به سخن گفتن آغاز میکند. معلم جایگاه بسیار ارجمندی دارد. کودک هم از وی می ترسد و هم احترامش می گذارد.
هرچند کودک در گیرودار اینهمه احساس تنهائی و بیگانگی، خانواده و نزدیکانش را در کنار خود ندارد اما او آنچنان نیروی حمایتگری با خود دارد که وی را در ایجاد رابطه با دیگران یاری میرساند و در این محیط شگفت و بیگانه گرما و نیرو می بخشد. این نیروی حمایت گر و نجاتبخش " زبان مادری" اوست که در اختیار دارد. بیاری زبان مادری با دیگران و حتی با انسانهای نا آشنا ایجاد رابطه می کند.
معلم را نمی شناسد اما زبانی را که او صحبت میکند بخوبی می فهمد و در سایه این زبانست که او احساس میکند معلم نیز یکی از افراد ملتش میباشد. دروسی را که معلم می آموزد، چون به زبان مادریش میباشد می تواند بخوبی بفهمد.
ازآنجائیکه زبان گوینده بهمان زبانیست که وی بخوبی درک و احساس می کند، به سرعت قادر می شود به سئوالهای معلم جواب دهد، و این بنوبة خود به کودک حضور ذهن و آرامش روحی می بخشد و راه خلاقیت را برویش می گشاید.
کودک صاحب آنچنان توان و امکانیست که گفته های معلم را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده سئوالات جدیدی را طرح نماید و بهمین جهت نیز نیروی تحقیق و بررسی، پرس و جو و خلاقیتش به مرحله رشد و شکوفائی می رسد.
بعلت اینکه تدریس به زبان مادریش جریان پیدا می کند، در وجود کودک نیر اعتماد بخود، به خانواده و جامعه ای که به آن تعلق دارد هرجه بیشتر و مستحکمتر گشته، هویتش بطور کامل شکل می گیرد.
اکنون ببینیم اگر تحصیل به زبان مادری نباشد چه پیش خواهد آمد؟
▪ اولاً چرا نباید تحصیل بزبان مادری باشد؟
در هر جامعه ایکه انسانها از تعلیم و تربیت به زبان مادری خود محرومند، معنی اش حاکمیت ظلم و استبداد سیاسی و اجتماعی در آنجا میباشد. بی عدالتی وجود دارد زیرا در آنجا زبانی بر دیگر زبانها و یک گروه انسانی بر دیگر گروههای انسانی در موضعی برتر و حاکم قرار دارد. این به معنی آنست که در آن جامعه استثمار انسانهای غیر حاکم و محو شدنشان از صحنه تاریخ از پیش طرح ریزی گشته است.
برای نابودی انسانها سه راه عمده وجود دارد:
۱) نابود کردن فیزیکی نسل دیگران توسط یک بمب اتمی که در مملکت ما غیر ممکن است. زیرا غیر فارسها در تمامی پهنة ایران و در تمامی گوشه و کنار آن پراکنده شده اند.
۲) عنوان کردن فرضیه خون پاک و ژن خالص!
این فرضیه در مملکت ما طرح و تجربه شد، اما اکنون اعتبار خودرا از دست داده است. زیرا در نتیجه مهاجرتهای مداومی که طی قرون و اعصار متمادی صورت گرفته است، چیزی بنام ژن خالص نمانده است و اگر هم مانده باشد آنها ژنهای ناقصی هستند زیرا متخصصین و صاحبنظران ژن شناسی ثابت کرده اند که درجه هوش و استعداد صاحبان ژنهای خالص بسیار پائین بوده ، در مقابل بیماریهای گوناگون نیز مقاومت بسیار ضعیفی دارند.
۳) از طریق نابود کردن ژن های مدنی و فرهنگی.
● ژن های فرهنگی چیست؟
ژن مدنی، فرهنگ و مجموعه تمدّنی است که از نسلهای گذشته به عنوان میراثی گرانبها بما رسیده، و این آن چیزیست که سیاستگران ایران آماج حملات خود قرار داده و نابودی آنرا در دستور کار خود داشته و دارند.
برای نابودی ملتهای غیر فارس در ایران می خواهند از طریق غیر قانونی و قدغن کردن زبانشان در حقیقت فرهنگ، تاریخ و هویت آنانرا نابود کنند و به بردگان و انسانهای درجه ۲ تبدیل نمایند. و در نهایت نامشان را از صفحة تاریخ پاک کنند. زیرا تنها و تنها آن خلقی چنان آسان خواهد مرد و نامش از تاریخ زدوده خواهد شد که زبان مادریش را فراموش کرده باشد.
در حقیقت از اولین روز گشایش مدارس تک زبانی، کوشش برای نیل به این هدف، یعنی نابودی ملتهای غیر فارس در ایران آغاز گردیده و ادامه دارد.
کودک نخستین روز پا به مدرسه می گذارد. معلم وارد شده سر سخن را باز میکند. کودک چیزی از گفتار معلم نمی فهمد زیرا زبان اورا نمی داند. کودک گرفتار شرائط و فضای تلخ و ناگواری می باشد!. زبانی که از مادر و پدرش آموخته و بدان افتخار می کرد، در اینجا بکار نمی آید و ارزشی ندارد. به او گفته بودند برای آدم درست و حسابی شدن به مدرسه برو! اما برای آدم شدن زبان او بدرد نمی خورد و بزبان بیگانه ای باید سخن گفت. برای آدم شدن باید فارس شد، این یعنی چه؟!. فارس نشده ها جزو آدمها بشمار نمی روند!
بدین ترتیب کلیة کسانیکه بزبان مادریش با او صحبت می کنند، در ذهن او از اعتبار و اعتماد می افتند. اینگونه تفکّرات تلخ هر روز و هر ساعت بر روح و روانش ضربه وارد میکند و بدین وسیله نیز هر روز و هر ساعت اعتمادی که به خانواده، زبان و فرهنگش داشت در وجودش می میمرد. کودک هر روز تحقیر می شود و پس از زمانی نه چندان دراز هویتی که از خانواده گرفته بود نابود می شود و بتدریج اعتماد و پیوندی نیز که به جامعه و ملتش داشت گسسته از بین می رود.
کودک چون زبان معلمش را نمی داند، بخش عمده آموزشهای اورا نیز نمی تواند بفهمد. گفته های معلم را نه میتواند بررسی کند، نه میتواند سئوالی طرح کند و نه میتواند درک کند. اگر هم چیزی بفهمد نمیتواند به زبان بیآورد و برای دیگران توضیخ دهد. زیرا زبان فهم و بیانش جدا شده است. در زبان مادریش می فهمد اما نمی تواند فهمیده هایش را بیان کند. یعنی رابطة بین ذهن، قلب و دهان (زبان) تماماً قطع میگردد. و این زیان جبران ناپذیری برای رشد انسان بوده، تأثیر منفی بسیار بزرگی بر روح و روان و شخصیت آدمی میگذارد.
با جمعبندی همة این واقعیت ها می توانیم آنچه راکه بعلّت محرومیت از تحصیل بزبان مادریش بر سر کودک می آید، چنین خلاصه کنیم:
ـ بسیاری از کودکان بعلت محرومیت از تحصیل بزبان مادری، اعتماد بنفس خودرا از دست داده از همان ابتداء از رفتن به مدرسه امتناع می ورزند. بهمین جهت نیز درصد بیسوادی در اینگونه جوامع بسیار بالاتر از جوامعی است که در آن کودکان بزبان مادری خود تحصیل می کنند.
ـ از آنجائیکه کودکان زبان معلم را نمی دانند، قادرند فقط بخش اندکی از دروس را بفهمند. و این باعث میشود که اینگونه کودکان بتدریج اعتماد بنفس خودرا از دست بدهند.
ـ از آنجائیکه اینگونه کودکان اعتماد خودشان را به خود، خانواده و جامعه و ملتی که بدان منسوبند از دست می دهند، ناگزیر در پی کسب هویّت دیگری خواهند بود.
ـ از آنجائیکه زبان فهم کودکان با زبان بیان آنان بیگانه است، قادر نخواهند بود شنیده ها و آموخته های خودرا مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند، زیر سئوال ببرند، تحقیق و بررسی کنند. در نتیجه صرفاً به یک مقلّد و تکرار کنندة طوطی وار محفوظات تبدیل خواهند شد.
ـ اگر خلاصه و روشن بگوئیم: فرزندان چنین خلقی نسبت به فرهنگ، اندیشمندان، زبان، تاریخ و تمامی گذشتة خود بیگانه گشته، بر اساس نقشه ای که برایش ریخته اند، به نسلی آماده به پذیرفتن بردگی تبدیل خواهند شد. زیرا یک نسل تنها زمانی به برده تبدیل خواهد شد که از زبان مادریش و از فرهنگ و تاریخش جدا افتاده باشد.
ـ همانند نسلی که از زبان مادریش محروم گشته است، خود این زبان نیز قربانی بزرگی بود. زیرا این زبان نتوانست رشد و انکشاف پیدا کند و به زبان علمی تبدیل گردد.


منبع : سایت جاودان

مطالب مرتبط

هر تمدنی دو شاخص مهم و بزرگ دارد ؛ اجاق و مطبخ ....

هر تمدنی دو شاخص مهم و بزرگ دارد ؛ اجاق و مطبخ ....
برای درک هویت و شخصیت اجتماعی هر ملتی بررسی و ارزیابی مطبخ آن حکم ضرورت دارد .جوامع اولیه و بدوی در واقع فرهنگ مطبخ نداشتند .آنها مواد غذائی را بشکلی اتفاقی با هم مخلوط ساخته و شاید بعد از پخت درهم بشکلی قابل خوردن درمیآوردند .با پیشرفت تمدن دانش مطبخ نیز شکل گرفته و طرز پخت و پز تمایز یافت .
از اینرو میتوان گفت که مطبخ یکی از شاخصهای موازی و مهم تمدن بحساب میآید.امروزه جوامعی که در مطبخشان از نباتات استفاده ننموده و عموما از گوشت و حیوانات شکاری استفاده مینمایند،جوامع عقب مانده بحساب میروند.جامعه ای که ابزار و آلات خاصی برای امور مطبخ و سفره دارد مطمئنا از مراحل مختلفی برای حصول به تمدن گذشته است .آذربایجان جنوبی را باید یکی از سرزمینهای کهن مشرق زمین بحساب آورد که ریشه های تمدن و فرهنگش به گذشته های دیرین بازمیگردد . تاریخ و گذشته مطبخ و فرهنگ غذائی آذربایجان جنوبی نیز همانند تاریخ موجودیت خلق آن گذشته ای دیرینه دارد . شکل تغذیه یک جامعه با فرهنگ و تمدن آن ارتباط نزدیکی دارد.تغییر اسلوب زندگی یک جامعه بر روی فرهنگ غذائی آن نیز تاثیر میگذارد .از اینرو زندگی مسکون و عشایری نیز از نظر فرهنگ غذائی تفوتهای بسیاری نمایان میسازد .فرهنگ غذائی ،شرایط زندگی،وضعیت اقلیمی،تنوع انسانی،و موقعیت جغرافیائی یک سرزمین میتواند تاثیر مهمی در فرهنگ غذائی آن داشته باشد .
اسامی غذاهای قدیمی آذربایجان جنوبی را میتوان در متون قدیمی مشاهده کرد .سرزمین آذربایجان گرچه در طول تاریخ خاکهای مقدس آذربایجان بارها مورد هجوم دشمنان و استیلا قرار گرفته است ولی با اتکا به قدرت تمدن دیرینه و قدرتمند خود توانسته است تا فرهنگ ،هنر و فرهنگ غذائی خود را حفظ نماید .
بعد از این مقدمه کوتاه باید گفت که غذاهای آذربایجان جنوبی ویژگی خاصی دارند . این غذاها بنوعی خود تاثیر اقوام مختلف ساکن در این منطقه ،تنوع پوشش گیاهی و جانوری ،مراحل مختلف تمدن زراعی ،آداب و سنن سرزمین آذربایجان جنوبی را مطرح میسازد. مردم آذربایجان جنوبی با استفاده از فرهنگهای اقوام همسایه فرهنگ و تمدن سنتی خود که ریشه در آسیای میانه دارد را غنی تر ساخته است.از اینروست که ما امروزه در آذربایجان جنوبی میتوانیم فرهنگ غنی مطبخ و انواع مختلف خوراکیها و آشامیدنیها را مشاهده نمائیم .
در آذربایجان جنوبی علاوه بر تهیه انواع مختلف خوراکیها میتوان فرهنگ خاص تغذیه که گذشته ای بس دیرینه دارد را مطرح ساخت . مردم آذربایجان جنوبی در روزهای بخصوصی گرد هم آمده و با هم سر سفره مینشینند .در گذشته مردم این سرزمین کهن در روزهائی دینی گرد هم آمده و بصرف غذا میپرداختند.این عادت پسندیده در واقع حکم یک مراسم را داشت .د
ر عروسیها، در روزهائی که مردان رهسپار جنگ میشدند،روزیکه نتیجه ای مطلوب ازامری گرفته میشد،در روزیکه جنگی با پیروزی به پایان میرسید و یا روزیکه مرده ای دفن میگردید مردم گرد هم آمده و همه با هم سر سفره مینشستند.امروزه نیز در آذربایجان جنوبی باز میتوان این آداب و رسوم قدیمی را مشاهده نمود .امروزه ضیافتهای دسته جمعی بیشتر در عروسیها،مهاجرتها، قبل و بعد از مسافرتهای طولانی، در آمدن مسافری از راه دور،اعیاد مختلف،در مراسم دینی و تشیع جنازه ها،بازگشت از سفر حج،بعد از زایمانها و دیگر ایام خاص برگزار میشود .یکی از برترین ویژگیهای این مراسم و ضیافتها تهیه غذاهائی است که به بهترین شکلی فرهنگ منطقه را نمایان میسازند . با همه این احوال امروزه بیشتر پلو و کباب در لیست ضیافتهای مورد بحث جای میگیرند.
مطمئنا انواع غذاها بسته به مناطق مختلف تغییر میکنند.علت اصلی این تغییر و تنوع آداب و رسوم قدیمی است .در بعضی از مناطق برای تهیه انواع غذاها چهارپائی قربانی میشود .در آذربایجان جنوبی در روزهای دینی خاصی قربانی نذر شده ذبح گردیده و غذاهای پخته شده با آن مابین مستمندان تقسیم میگردد .این فرهنگ عالی بیشتر در ماههای مجرم و رمضان صورت میپذیرد.
در گذشته مردم آذربایجان غذاهای خود را در دیگهای مسی تهیه نموده و بیشتر ظروف نیز از جنس مس بودند .سفره در بزرگترین اتاق خانه پهن شده و رئیس خانه یعنی مرد در راس سفره مینشست.استفاده از قاشق بزرگ تقسیم غذا توسط خانم خانه نیز سمبل برتری او در محیط منزل بشمار میآمد .این امر مهم بیشتر توسط مسن ترین زن خانه و در صورت نبود وی توسط دستیارش تحقق می یافت . غذاها بیشتر بصورت دسته جمعی و در سفره هائی که بر زمین گسترده میشد تناول گردیده و بر سر سفره ها ترتیب سنی اعضای خانه مد نظر قرار میگرفت .این سفره ها در گذشته اغلب از جنس پارچه بوده و امروزه بیشتر از جنس پلاستیک میباشد . اگر بر سر سفره ای میهمانی بیآید جوانان جای خود را به آنان میبخشند.
غذاهای لذیذ آذربایجان جنوبی در سرتاسر جهان شهرتی بسزا دارند .از بین این غذاهای مختلف میتوان به انواع دلمه ها ،دیزی و یا پیتی ،کوفته ها،آشها،حلواها،کبابها و پلوها اشاره نمود .در فرهنگ مطبخ آذربایجان جنوبی دلمه جایگاه مهمی داشته و از میان آنها میتوان به انواع دلمه برگ مو،دلمه کلم،دلمه سیب،دلمه به،دلمه پیاز،دلمه بادمجان و دلمه کدو اشاره ورزید.
کبابها نیز در سفره ترکهای آذربایجان ارزشی فوق العاده دارند برای تهیه این غذا که میراث پدری ترکهای آذربایجانی است بهترین گوشت از راسته کمر گوسفندان بدست میاید .در این میان میتوان از کبابهاب کوبیده،برگ،جوجه،جگر،سلطانی دنبه گوسفند،کبای بناب که طرز خرد کردن گوشت ویژگی منحصر بفردی دارد و کباب تابه نام برد.در میان غذاهای مختص آذربایجان جنوبی ،آشها نیز موقعیت خاصی دارند.این غذای شفابخش که نوعی سوپ بحساب میاید بیشتر در فصول سرد سال از سبزیجات و بغولات مختلف پخته شده و برای مداوای بیماران نیز کاربرد دارد .
در میان آشها نیز باید به آش ماست، آش دوغ،آش ترش،آش اوماج،آش میوه،کله جوش وآش گوجه اشاره نمود . یکی دیگر از غذاهای ویژه آذربایجان جنوبی کوفته ها میباشند .در تهیه و پخت انواع کوفته برنج،گوشت،سبزیها،سیب زمینی و ادوی جات متنوع بکار میرود .کوفته تبریزی و کوفته ریزه از این اتنواع میباشند .از میان ادویه جات بکار رفته در مطبخ آذربایجان جنوبی باید به زیره،زعفران،زردچوبه،و فلفلهای سیاه و قرمز اشاره نمود .

وبگردی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال - در این فیلم درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقات هندبال بازی‌های آسیایی جاکارتا را می بینید که این بازی در نهایت منجر به پیروزی ایران و کسب مقام پنجمی کشورمان شد.
فیلم | روایت یک روحانی از هایده و ترانه «علی ای همای رحمت»
فیلم | روایت یک روحانی از هایده و ترانه «علی ای همای رحمت» - فیلم - روایت یک روحانی از هایده و ماجرای خواندن ترانه «علی ای همای رحمت» را در ویدئوی زیر ببینید.
منصور ارضی: اون یکی تو استخر مُرد، این یارو هم شاید در توالت بمیرد!
منصور ارضی: اون یکی تو استخر مُرد، این یارو هم شاید در توالت بمیرد! - منصور ارضی در این مراسم که فیلمش در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده می‌گوید: اون یکی تو استخر مُرد، این یارو هم تو استخر و شاید در توالت خواهد مُرد!