سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ / Tuesday, 19 February, 2019

ریشه‌ها، علل و هدف‌های جنگ در خاورمیانه


ریشه‌ها، علل و هدف‌های جنگ در خاورمیانه
ما امکان بالقوه جنگ را بطور کلی، امری جدی و قابل تامل میدانیم و وقتی هم از خطر جنگ و لزوم آگاهی مردم از شرایط خطرناک فعلی، و آماده کردن و سازماندهی آنها برای مقابله با این خطر گفتگو میکنیم، از چنین دیدگاهی است. بدیهی است هر جنبش ضد جنگ، مواضع و روش های خود را بر اساس تحلیلی که از ماهیت و علل جنگ و نیروها و منافع پنهان در پس آن جنگ و اهداف آن جنگ دارد، تدوین میکند.
این روزها وقتی در ایران از جنگ گفتگو میشود، بر حسب مورد، دو چشم انداز متفاوت را در نظر دارند: گروهی بطور مشخص از جنگ آن تهدیدی مورد نظرشان است که برخی روزنامه نگاران و تحلیل گران سیاسی از قبیل سیمور هرش، در ادامهُ تحریم ها و زمینه سازی های دوسه سال اخیر امریکا، و به بهانه جلوگیری از دسترسی ایران به سلاحهای هسته ای، متوجه ایران میدانند و زمان احتمالی آنرا هم در ماههای آخر دوره ریاست جمهوری بوش بر آورد کرده اند. آمٌا گروهی دیگر، احتمال کلٌی جنگ و تجاوز نظامی را با توجه به شرایط بحرانی مسلط بر جهان و تشدید روحیه تهاجمی و تجاوزگرانه آن طی دو دهه اخیر، و نیز با توجه به مجموع شرایط و اوضاع و احوال جاری خاورمیانه و ایران در نظر دارند که لزوما" محدود به زمان یاد شده نیست و زمینه توجیهی آن هم ممکن است محدود به بحث هائی نباشد که در حال حاضر در پرونده هسته ای مطرح است.
ما تهدید مشخصی را که هرش و دیگران در ارتباط با پرونده هسته ای و در ماههای آخر ریاست جمهوری بوش از آن گفتگو میکنند، چندان جدی نمی بینیم، اما امکان بالقوهُ جنگ را بطور کلٌی، امری جدی و قابل تاُمل میدانیم و وقتی هم از خطر جنگ و لزوم آگاهی مردم از شرایط خطرناک فعلی، و آماده کردن و سازماندهی آنها برای مقابله با این خطر گفتگو میکنیم، از چنین دیدگاهی است. بدیهی است هر جنبش ضد جنگ، مواضع و روشهای خود را بر اساس تحلیلی که از ماهیت و علل جنگ و نیروها و منافع پنهان در پس آن جنگ و اهداف آن جنگ دارد، تدوین میکند.
پیش از مطرح شدن پرونده هسته ای، پرونده حقوق بشر در ایران وسیله ایراد فشار و مداخله بود، اما بتدریج آن بحث کم رنگ تر شد و پرونده هسته ای جای آن را گرفت. ما معتقدیم دفاع از دمکراسی و حقوق بشر، یا پروندهُ هسته ای، پوشش هائی است که امریکا و هم پیمانان آن برای مشروعیت بخشیدن به اقدامات تجاوزکارانه خود و فریب عوام، از آنها استفاده میکنند.
ماهیت و علل واقعی مداخلات نظامی امریکا در خاورمیانه و احتمالا" ایران، چیزی غیر از اینها است. امریکا در برابر دهشتناک ترین قتل عام سیاسی در ایران در سال ۶۷ (قتل عام زندانیان سیاسی) در ظاهر سکوت و بی اعتنائی کرد و در باطن شاید از این کشتار هولناک خشتود هم بود، زیرا این کشتار هم از جنس همان کشتار ها و شبیه همان قتل عام هائی بود که امریکائی ها خود و رژیم های دست نشاندهُ محلی آنها در مناطق مختلف جهان در نیمهُ دوم قرن بیستم بارها از نیروهای دمکراتیک و مردمی بعمل آورده بودند. چگونه امروز کسی باور میکند که مداخلهُ امریکا در امور سایر کشورها برای دفاع از دمکراسی و حقوق بشر در سراسر جهان است؟
گمان میکنم روشن شدن این موضوع نیاز به توضیح بیشتری دارد:
توماس فریدمن، که یک ستون نویس دست راستی در روزنامه نیویورک تایمز و از هواداران جهانی سازی است، زمانی نوشت:
« دست نامرئی بازار، هرگز بدون یک مشت نامرئی، قادر به عمل کردن نیست. بازارها فقط زمانی عمل میکنند و به رونق و شکوفائی میرسند که حقوق مالکیت تضمین شده باشد و بتوان آنرا تقویت و تحکیم کرد و این امر هم به نوبه خود نیازمند یک چهارچوب سیاسی است که با قدرت نظامی پشتیبانی شود و به آن تکیه داشته باشد. به راستی شبکه مک دونالد نمی توانست بدون مک دانل داگلاس – که طرٌاح اف ۱۵ های نیروی هوائی امریکا بود – شکوفا شود؛ و آن مشت نامرئی که دنیا را برای تکنولوژی های درٌه سیلیکون امن و امان نگاه میدارد تا آنها به
رونق و شکوفائی برسند، نامش ارتش امریکا، نیروی هوائی، نیروی دریائی و تفنگداران دریائی امریکا است.»
واقعیت این است که سرمایه های بزرگ، از دیر زمانی پیش از این، نا گزیر بوده اند در ادامهُ انباشت رقابتی و در تعقیب سودهای هنگفت حویش، به فراتر از مرزهای ملٌی اولیهُ خود دست اندازی کنند؛ و در این دست اندازی همواره حمایت سیاسی دولت های خود، فعالیت های جنایتکارانه و پنهان سرویس های امنیتی و جاسوسان خود، و هر گاه لازم شده است نیروهای نظامی ارتش هایشان را هم پشت سر خود داشته اند. و اکنون که این سرمایه ها جهانی شده اند، آن ساختار سیاسی و نیروی نظامی که در دست اندازیهای آنها به نقاط مختلف جهان پشت سر آنها قرار دارد نیز ساختاری فراملی و جهانی شده، یعنی «جی ۸» و نهادهای اقتصادی و سیاسی بین المللی تحت کنترل آن است. از اینرو انگیزه ها و دلائل مورد بحث در حال حاضر تشدید هم شده و امروز اساسی ترین علٌت جنگهای جاری در جهان را تشکیل میدهد. امٌا همین واقعیت آشکار جهان کنونی را که یک روزنامه نگار دست راستی عامی امٌا واقع بین به این روشنی می بیند و توصیف میکند، برخی از هموطنان « چپ» خواب زده و توهم آلودهُ ما نمی بینند و درکُ نمی کنند و در موضع گیری های خود، زیر تاثیر شعارهای نولیبرالی هستند که امپریالیسم برای توجیه جنگ افروزی های خود و سرپوش گذاردن بر انگیزه های واقعی جنگ، آنها را تبلیغ میکند.
در همین زمینه مایلم بعنوان نمونه ای دیگر اظهارات «ریچاردهاس» عضو شورای امنیت ملٌی و دستیار ویژهُ رئیس جمهور امریکا در دورهُ بوش پدر و مدیر برنامه ریزی سیاست های وزارت خارجهُ بوش پسر را، به نقل از «جان بلامی فوستر»، نقل کنم. او در مقاله ای که در تاریخ ۱۱ نوامبر ۲۰۰۲ در آتلانتا تحت عنوان « امریکای امپراتوریائی» منتشر کرد، میگوید: « برای این که ایالات متحده به هدف خود در زمینهُ کسب برتری جهانی برسد، برای امریکائی ها این امر ضروری است که تغییر نقش خود را از کشور سنتی به یک قدرت امپراتوریائی، از نو تجسٌم و درک کنند.» او می نویسد:
« جانبداری از یک سیاست خارجی امپراتوریائی مستلزم این است که خواهان یک سیاست خارجی باشیم که بکوشد جهان را بر طبق برخی اصول معینی سازماندهی کند که بر روابط بین کشورها و بر شرایط درونی آن کشورها اثر گذارد. نقش ایالات متحده باید شبیه نقش بریتانیای کبیر قرن نوزدهم باشد ... اجبار و استفاده از زور باید معمولا" آخرین راه چاره باشد. آنچه جان گالاگر و رونالد رابینسون یکُ قرن و نیم پیش در باره بریتانیا نوشته‌اند که « سیاست بریتانیا از اصل گسترش کنترل و نفوذ خود – اگر امکان داشت بطور غیر رسمی و اگر هم لازم شد بطور رسمی – پیروی میکند» را میتوان در مورد نقشه امریکا در آغاز قرن جدید هم بکار برد.»
با توجه به آنچه گفته شد، ریشه ها، علل و هدف های بیشتر جنگ هائی که اکنون در مناطق حساس جهان و بویژه در خاورمیانه جریان دارد، بسی عمیق تر از بهانه ها و توجیه های مقطعی است و امریکا و متحدان آن از رفتار رژیم های خودکامه و مرتجع حاکم در کشورهای این منطقه، غالبا" بعنوان بهانه ای برای سرپوش گذاردن بر اهداف و نیت های خود، و مشروعیت بخشیدن به سیاست تجاوزگرانه خویش، استفاده میکنند.
رژیم های سیاسی حاکم در این منطقه، عموما" ضد دمکراتیک و سرکوبگر، ارتجاعی و دچار فساد مالی عمیق هستند: اما نه امروز امپریالیسم برای مبارزه با این پدیده ها به منطقه آمده و نه در هیچ دوره ای از تاریخ بشر سابقه دارد که ملتٌی برای احقاق حقوق لگد مال شدهُ ملت دیگری به سرزمین آن هجوم برده و از جان مردم خود و منافع مالی خود، در راه این هدف هزینه کرده باشد. از اینرو، مبارزه مردم ما در راه صلح و جلوگیری از خطر جنگُ، مبارزه ای مستقل از سیاست های جمهوری اسلامی و امپریالیسم است که ذاتا" و بطور طبیعی از مبارزهُ عمومی آنان در راه استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی جدائی پذیر نیست.

دکترناصر زرافشان
آذین داد
صدای مردم
به نقل از نشریه انگلیسی cfhk «ایران امروز» Iran Today، بولتن «کمیته دفاع از حقوق مردم ایران» CODIR

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگ توسعه

مطالب مرتبط

از خلیج تانکن در ۱۹۶۴ تا خلیج فارس در ۲۰۰۸، همان استراتژی دروغ و چالش جنگ طلبانه؟

از خلیج تانکن در ۱۹۶۴ تا خلیج فارس در ۲۰۰۸، همان استراتژی دروغ و چالش جنگ طلبانه؟
درک واقعیت ماجرای «حادثه» ی مرموز و پر از تناقض گویی های هر دو طرف قضیه، که درست در آستانه ی سفر بوش به خاورمیانه، در تنگه ی هرمز اتفاق افتاد نیاز به زمان دارد.
چند تن از تحلیلگران سیاسی معروف جهان، از جمله Stephen Lendman در شیکاگو، که از همکاران و همراهان پروفسور میشل شاسوداوسکی مدیر مرکز معرف Global Research است، و Alain Dreneau روزنامه نگار فرانسوی، شباهت های خطرناکی را میان این حادثه و آنچه به عنوان «حوادث خلیج تانکن» معروف شده است و در سال ۱۹۶۴ عامل تصعید کیفی جنگ آمریکا در ویتنام شد می بییند و نسبت به آن هشدار می دهند.
قدر مسلم این است که:
▪ گزارش «ان آی ئی» با هر انگیزه یی که منتشر شده باشد، تا حدود زیادی میز بازی مشترک جنگ افروزی بوش ـ چینی ـ اولمرت را به هم ریخته است.
▪ در الیگارشی درب و داغان و بی در و پیکر حاکم بر ایران، بخش هایی هستند که بنا به محاسبات خودشان، از درگیری نظامی با آمریکا استقبال می کنند. در میان این بخش ها که الزاماً ماهیت و نیز هدف واحدی ندارند، شاید بتوان جاسوسان رسمی یا غیر رسمی آمریکا و اسراییل را نیز پیدا کرد که طبعاً برنامه هایشان مستقیماً با اهداف آمریکا و اسراییل و در جهت منافع خالص آن ها تنظیم می شود.
▪ در «اپوزیسیون ایرانی» نیز همه می دانیم که جریان و جریان هایی هست و هستند که تمام امیدخود را به بمباران هوایی و موشکباران دریایی، و بعد از آن نیز ورود به مرحله ی جنگ زمینی در ایران ویران شده بسته اند؛ و کوچکترین فرصتی را برای افروختن این جنگ، از دست نداده اند و نمی دهند. چه در توافق از پیش انجام گرفته با جریان های جنگ طلب در آمریکا و اسراییل؛ و چه به طور سرخود و به منظور قرار دادن همه ی طرف های قضیه در برابر عمل انجام شده.
▪ «نه اسراییل که هدفش انهدام تاسیسات اتمی ایران حتی به قیمت انهدام ایران است، دست روی دست گذاشته است؛ و نه چینی و بوش؛ و نه مستخدمین بومی اینان... هنوز راه های زیادی پیش روی دشمنان خارجی ایران و به خدمت گرفته شدگانشان قرار دارد...» (۱)
در آنچه به مورد مشخص «حادثه» ی اخیر در تنگه ی هرمز بر می گردد، مقاله ی Alain Dreneau کامل تر از مقاله ی Stephen Lendman است. از همین رو این مقاله را برای فارسی کردن انتخاب کرده ام.
مقاله در شماره ی دهم ژانویه ی روزنامه ی Temoignages ارگان حزب کمونیست «رئونیون» از سرزمین های ماوراء بحار فرانسه چاپ شده است. این روزنامه، بسیار قدیمی است و از سال ۱۹۴۴ تا کنون به فعالیت خود ادامه می دهد.
در آستانه ی سفر بوش به خاورمیانه، هم سخنگویان پنتاگون به جنب و جوش افتادند؛ و هم گزارش های آژانس های خبری باریدن گرفتند و همه حامل یک سخن: «حوادث خطیر در آب های تنگه ی هرمز!»
تیتر ها با یکدیگر چندان تفاوتی ندارند:
ـ تنش جنگی، میان آمریکا و ایران!
ـ ایران، نیروی دریایی آمریکا را به چالش می طلبد!
ـ ...
برای مثال، شماره ی هشتم ژانویه ی روزنامه ی لیبراسیون [روزنامه ی صبح فرانسه، با تاندانس چپ در معنای وسیع کلمه] را بخوانیم:
ـ پنتاگون اعلام کرد که پنج کشتی ایرانی، متعلق به سپاه پاسداران، در روز یکشنبه، سه کشتی جنگی آمریکا را در تنگه ی هرمز «تحریک» کرده اند.
ـ کاخ سفید که این حادثه را بسیار جدی تلقی می کند، در مورد تکرار هر نوع عملی از این نوع، به ایران اخطار داده است.
ـ «ما، ایرانی ها را دعوت می کنیم که از چنین حرکات تحریک آمیزی که ممکن است به حادثه یی وخیم بیانجامد اجتناب کنند»
این را یک سخنگوی پنتاگون در حالی که از «رفتار های نیاندیشیده، گستاخانه، و بالقوه خصمانه ی ایران» یاد می کرد اظهار داشت؛ و گفت که پنج کشتی اکتشافی ایران در آب های بین المللی، «گرداگرد ناو های جنگی آمریکا یی چرخیده اند»؛ و ایرانی ها تهدید کرده اند که یکی از کشتی های آمریکایی را منفجر خواهند کرد.
● دروغ و تحریف
این «حادثه»، به صورتی ناگزیر و غیر قابل اجتناب، آدم را به یاد حادثه هایی دیگر می اندازد. نه هر حادثه هایی. حادثه هایی که تاریخ از آن ها با نام «حوادث خلیج تانکن» [خلیجی در جنوب آسیا، در شمال ویتنام ـ م] یاد می کند:
در ماه اوت ۱۹۶۴ توطئه یی و دسیسه یی توانست زمینه ی دخالت وسیع آمریکا در جنگ ویتنام را فراهم آورد.
اینییاسیو رامونه [مدیر] و نویسنده ی لوموند دیپلماتیک، در ژوئیه ی سال ۲۰۰۳ از آن ماجرا چنین یاد می کند:
دو ناوشکن آمریکایی اعلام می کنند که در خلیج «تانکن» مورد حمله ی اژدرافکن های ویتنام شمالی قرار گرفته اند.
بلافاصله، تلویزیون ها و مطبوعات آمریکایی از این حرف، یک «موضوع ملی» ساختند. آن ها فریاد برآوردند که آمریکا مورد تحقیر قرار گرفته است و خواستار آن شدند که آمریکا این تحقیر شدگی را پاسخ دهد.
جانسون، رییس جمهوری وقت آمریکا، از این موضوع دستاویزی فراهم آورد برای بمباران ویتنام شمالی.
او از کنگره خواست که قطعنامه یی را تصویب کند که به او اجازه دهد تا ارتش آمریکا را در جنگ ویتنام کاملاً درگیر و متعهد کند.
و جنگ آمریکا در ویتنام، اینچنین بود که آغاز شد؛ و سرانجام بعد از مدتی دراز با شکست آمریکا در سال ۱۹۷۵ به پایان رسید.
بعد ها خود اعضای اکیپ های همان دو ناوشکن که آمریکا مدعی بود که ویتنام شمالی به آن ها حمله کرده است، صریحاً به زبان خود اقرار کردند که آن ماجرا کاملاً بی پایه و من درآوردی بوده است.
از طرف دیگر، نوام چامسکی، پدر اندیشه ی معترض در آمریکا که سابقه ی تعلق بیش از نیم قرن به این اندیشه را دارد، در کتاب خود با عنوان «ساختن افکار عمومی» در باره ی این مانیپولاسیون تاریخی چنین می نویسد:
در ۳۰ و ۳۱ ژوئیه [۱۹۶۴] نیروی دریایی سایگون [نیروی دریایی دولت دست نشانده ی آمریکا در ویتنام جنوبی] به جزایر کرانه ی ویتنام شمالی حمله کردند. و این تجاوز، اعتراض فوری و رسمی ویتنام شمالی در نزد «کمیسیون بین المللی کنترل» را همراه داشت.
ناوشکن آمریکایی «ماداکس» در حال جاسوسی الکترونیک، در روز دوم ماه اوت وارد محوطه ی دوازده مایلی یی شد که ویتنام شمالی آن را جزء آب های سرزمین خود می دانست.
و وقتی که با برخورد ویتنام شمالی با این تجاوز رو برو شد آتشباری را آغاز کرد.
در این نبرد، «ماداکس» آمریکایی فقط یک گلوله خورد؛ در حالی که ناوچه های گشتی ویتنام شمالی آنچنان به وسیله ی هواپیما های آمریکایی مورد حمله قرار گرفتند که یا آسیب دیدند و یا منهدم شدند...
در پنجم اوت، جانسون در برابر عموم، از «حمله ی آشکار در آب های آزاد علیه آمریکا» سخن به میان راند و آن را تقبیح کرد. در حالی که ویتنام شمالی و چین، هردو، تاکید کردند که اصلاً آنچه با نام «حادثه ی خلیج تانکن» بر روی آن مانور داده می شود واقعی نبوده است.
در همان پنجم اوت، هواپیما های آمریکایی، تاسیسات ویتنام شمالی را بمباران کردند؛ و کشتی های این کشور را هم متلاشی ساختند.
رابرت مک نامارا، وزیر دفاع وقت آمریکا، اعلام کرد:
ـ «ماداکس» یک گشت معمولی و مطابق روال همیشگی انجام می داد. کاری که در سراسر جهان انجام می دهد.
و در پی این سخن او، در هفتم اوت، در واشنگتن، کنگره، قطعنامه یی به تصویب رسانید که مطابق آن به رییس جمهوری اجازه داده می شد که هرگونه اقدام لازم رابرای مقابله با هر حمله یی به نیرو های آمریکایی انجام دهد؛ و بر هرگونه تهاجمی نقطه ی پایان نهد.
این قطعنامه در مجلس نمایندگان با ۴۱۶ رای موافق، بدون هیچ رای مخالف، و در سنا با اکثریت مطلق، منهای دو رای، به تصویب رسید.
و همین قطعنامه بود که مبنایی شد برای تصعید جنگ آمریکا در ویتنام.
● در حافظه ی خودمان نگاه داریم
نوام چامسکی ادامه می دهد:
این قصه ی حادثه ی خلیج تانکن، یک نمونه ی کلاسیک مدیریت اطلاعات رسانی در ایام جنگ سرد است... در کل، و یا در اجزاء، همه ی گزارش های مربوط به این قصه، شیادانه و یا تقلبی بوده اند.
او می افزاید:
«چنین است که آمریکا، جنگی طولانی و مهیب را به منظور رسیدن به اهداف خودش در پیش گرفت. به بهای ویران کردن بخش بزرگی از هندو چین؛ و با برجا نهادن میراثی که شاید هرگز پاک کردنی نباشد.»
میراثی از مرگ؛ از تکه پاره کردن و مسموم کردن طبیعت؛ و آنچنان که یکی از نویسندگان لوموند دیپلماتیک، در سال ۲۰۰۲ ، نوشته است: «بزرگ ترین جنگ اکولوژی در تاریخ بشریت.»
بنابراین، در حافظه ی خودمان نگاه داریم رفتار های جنگی یی را که به عنوان اجزایی از لیست شوم «جوایز» امپریالیسم آمریکا به ثبت رسیده اند، وقتی که این سطور حاوی تهدید های سنگین آمریکا را می خوانیم:
«کاخ سفید، در روز دوشنبه [۷ ژانویه] فریاد خود را بلندکرد و به سختی به ایران در مورد هر طرح تحریک آمیزی که که می تواند در آینده، به یک حادثه ی خطرناک تبدیل شود، اخطار کرد.»
بوش، و جنگ افروزان (۲) حول و حوش او، در نظر دارند که جهان را تا کدامین تجاوز تراژیک دیگر برانند؟
افکار عمومی پیشرو سراسر عالم، در اینجا نقشی دارند که باید ایفایش کنند!

وبگردی
پژو 206 دولت روحانی 72 میلیون تومان
پژو 206 دولت روحانی 72 میلیون تومان - در حالی که طی روزهای اخیر افزایش عجیب قیمت خودرو، بازار خرید و فروش را زمین گیر کرده و شرایطی ویژه بر این بازار حاکم کرده است، خودروسازان از امروز، ساعت ۱۰ صبح طرح ویژه پیش فروش فوری خودرو را با قول تحویل خودروها طی سی روز آغاز کرده‌اند.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر - مراسم اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر شامگاه دوشنبه در برج میلاد برگزار شد.
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر - الهام حمیدی بازیگر پرکار این روز‌های سینما و تلویزیون با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرامش خبر ازدواجش را به صورت رسمی اعلام کرد اما هویت همسرش را فاش نکرد.
عکس/ کشف حجاب در تهران!
عکس/ کشف حجاب در تهران! - حجت الاسلام حمید رسایی عکسی در کنار یک زن بی حجاب از حضور در برنامه‌ای با عنوان «اعلام همبستگی با ملت ونزوئلا» در تهران منتشر کرده است.