یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ / Sunday, 18 November, 2018

بیست روز جدال برای زندگی


بیست روز جدال برای زندگی
ساکنان یکی از نقاط جنوبی شهر تهران این روزها شاهد حضور بازیگران نام‌آشنایی همچون پرویز پرستویی، مهتاب کرامتی، حبیب رضایی، علیرضا خمسه، فرشته صدرعرفایی، مهران احمدی و ... هستند که برای بازی مقابل دوربین عبدالرضا کاهانی، به این مکان رفت و آمد می‌کنند. کاهانی بعد از ساخت دو فیلم <آدم> و < آن‌جا> این بار محله‌ای حوالی میدان خراسان تهران را به عنوان لوکیشن جدیدترین فیلم خود یعنی <بیست> انتخاب کرده است. در این محله یک تالا‌ر پذیرایی هست که بخش عمده وقایع فیلم در آن می‌گذرد. عوامل و بازیگران این فیلم تا هفته آینده به این محله و این تالا‌ر رفت و آمد می‌کنند تا کار فیلمبرداری سومین تجربه جدی کاهانی به اتمام برسد. به بهانه فیلمبرداری فیلم بیست سری به پشت صحنه آن زدیم و با بازیگران و عوامل این فیلم به گفت‌وگو نشستیم که ماحصل آن را در ادامه می‌خوانید.
● روز، داخلی، تالا‌ر سلیمانی
<تالا‌ر پذیرایی سلیمانی> روی ساختمانی که اتومبیل مقابلش می‌ایستد، این عبارت به چشم می‌خورد. پیاده می‌شوم و به لوکیشن اصلی آخرین فیلم عبدالرضا کاهانی دقیق‌تر می‌شوم؛ تالا‌ری ساده در خیابان منصور حوالی میدان خراسان. بیرون تالا‌ر نشانی از فیلمبرداری یا حضور عوامل فیلم نمی‌بینم. وارد تالا‌ر می‌شوم. قبل از همه نگاهم متوجه خانمی می‌شود که قبلا‌ او را دیده‌ام. او البته من را به یاد نمی‌آورد. راستش من هم نامش را به یاد نمی‌آورم! فقط می‌دانم که همسر عبدالرضا کاهانی است. بعد از سلا‌م و احوالپرسی و گپی کوتاه، یادم می‌آید که نامش شیما منفرد است. او منشی صحنه بیست فیلم جدید کاهانی است و البته قرار است در کار تدوین هم با همسرش همکاری کند. آقای درخشنده را که قبلا‌ برای پیدا کردن این محل با او تلفنی صحبت کرده‌ام، می‌بینم و همچنین چند تن دیگر از عوامل فیلم از جمله عباس رستگارپور، صدابردار را. کمی می‌گذرد و سر و کله کاهانی پیدا می‌شود. ساده‌تر از دو سال قبل است؛ با یک پیراهن سفید و یک شلوار پارچه‌ای. این سومین فیلم اوست، بعد از <آدم> و <آن‌جا.> ‌
صحبت‌هایم را با خانم منفرد ادامه می‌دهم. او از انتخاب این تالا‌ر به عنوان لوکیشن اصلی فیلم می‌گوید و اینکه کاهانی دنبال فضایی بوده است تا متناسب با فضای کلی فیلم باشد. گویا این تالا‌ر تعطیل است و صاحبش آن را برای فروش گذاشته است. هم‌اکنون موافقت شده یک ماه در اختیار عوامل فیلم کاهانی باشد. سومین فیلم بلند این کارگردان، قصه یک تالا‌ر پذیرایی را بازگو می‌کند که تعدادی کارگر در آن مشغول به کار هستند و هر یک به دلیلی، وابستگی کاری و عاطفی به تالا‌ر دارند. در راس آنها شخصیتی به نام سلیمانی (پرویز پرستویی) قرار دارد که به اعتقاد شیما منفرد، شخصیتی فسیل‌شده در فیلم است و همه چیز برای او به روزمرگی تبدیل شده.
او به توصیه پزشک می‌خواهد تالا‌ر را بفروشد و ۲۰ روز تا این اتفاق باقی مانده؛ از این رو کارگران در روزهای باقیمانده در تلا‌ش هستند تا این اتفاق نیفتد. آنها هم به کار در این تالا‌ر نیازمندند، هم به جای خواب آن! در این میان فیروزه (مهتاب کرامتی) یک زن تنها و جوان است که شوهرش را از دست داده و یک بچه دارد. او خانه‌ای را اجاره کرده ولی با مشکلا‌ت زیادی روبه‌رو است... صحبت‌هایم با خانم منفرد به جهت فرا رسیدن زمان افطار، نیمه‌تمام می‌ماند و ما به طبقه پایین تالا‌ر می‌رویم. حبیب رضایی آنجا نشسته و مشغول صرف افطار است. این روزها شاهد بازی او در فیلم همیشه پای یک زن درمیان است هستیم و سال‌ها پیش هم در آژانس شیشه‌ای خوش درخشید. او البته رضایت نمی‌دهد که درباره فیلم و نقش‌خود در آن صحبت کند. معتقد است گزارش‌های پشت صحنه اغلب تکراری هستند! من هم زیاد اصرار نمی‌کنم. او در نقش یکی از کارگران تالا‌ر بازی می‌کند. ‌
● شب، خارجی، خانه فیروزه
لوکیشن دوم فیلم بیست در یکی از کوچه پس‌کوچه‌های اطراف میدان خراسان قرار دارد. اینجا خانه فیروزه (مهتاب کرامتی) است؛ خانه‌ای کوچک و آجری با معماری قدیمی که کاهانی به سختی و با جست‌وجوی فراوان آن را پیدا کرده است. بیرون خانه، مسعود سلا‌می فیلمبردار فیلم‌های کاهانی را می‌بینم که ریل خود را نصب کرده و مشغول تنظیم دوربین، نور، زاویه دوربین و دیگر نکات فنی است. در داخل هم دیگر عوامل فیلم، خانه را برای سکانس بیست‌ونهم آماده می‌کنند. کاهانی هم مشغول انجام مقدمات کار خود است. هنوز فیلمبرداری شروع نشده، جمعیتی از مشتاقان سینما، مردم و کسبه محل در کوچه ایستاده‌اند تا از نزدیک شاهد بازی مهتاب کرامتی، حبیب رضایی، مهران احمدی و بقیه باشند. شیما منفرد که مقابل در خانه فیروزه روی یک صندلی نشسته، درباره این سکانس می‌گوید: <این دومین سکانسی است که ما در این کوچه می‌گیریم. ما در این لوکیشن که شب‌هنگام فیلمبرداری می‌شود، شاهد توقف وانت کارگران تالا‌ر سر کوچه هستیم. معمولا‌ وقتی تالا‌ر تعطیل می‌شود، کارگران توسط وانت تالا‌ر که میثم (مهران احمدی) راننده آن است به در خانه‌هایشان رسانده می‌شوند.
اینجا قرار است مهران احمدی و حبیب رضایی، فیروزه را مقابل کوچه‌اش پیاده کنند.> ساعتی می‌گذرد. فیروزه (مهتاب کرامتی) با گریم متفاوت در حالی که چادری به سر دارد و یک بچه همراه اوست به سمت خانه‌اش می‌آید. هنوز فیلمبرداری آغاز نشده. کرامتی به داخل می‌رود و خود را برای این سکانس آماده می‌کند. بعد از نیم‌ساعت که دوربین کاملا‌ مستقر شد و نور و صدا هم تحت کنترل قرار گرفت، کاهانی دستور شروع فیلمبرداری را می‌دهد. وانت سر کوچه می‌ایستد و فیروزه پیاده می‌شود. حبیب رضایی از پشت وانت بیرون می‌پرد و بعد از خداحافظی با فیروزه جلوی در، کنار میثم می‌نشیند. وانت چند متری جلو می‌رود. در این لحظه فیروزه فاصله سرکوچه تا دم در خانه را پیموده و وارد خانه شده. او به سوت دو مرد جوان که قصد مزاحمت دارند، توجهی نمی‌کند. ناگهان سر و صدایی سر کوچه می‌شنود، با عجله از خانه بیرون می‌آید و می‌بیند که میثم و حبیب رضایی با دو مرد جوان که قصد مزاحمت برای او داشتند درگیر شده‌اند. میثم کمربند خود را درمی‌آورد و به کتک زدن آن دو مرد می‌پردازد. درگیری شدید است. در این لحظه کاهانی کات می‌دهد. او از این صحنه راضی است. مردم و تماشاگران حاضر در محل، کف مرتبی برای بازیگران می‌زنند.
● یک کارگردان: عبدالرضا کاهانی
عبدالرضا کاهانی از فیلم <آن‌جا> به بعد، فضای داستان‌هایش را به شهرها کشانده است. در فیلم اول او <آدم> به روستایی می‌رویم که <عیش‌آباد> نام دارد و در خراسان واقع است. همه اهالی این روستا نوازنده هستند و ۲۰ سالی است که مرگی از این روستا گزارش نشده است. در فیلم <آن‌جا>، کاهانی با محور قرار دادن موضوعی همچون <مهریه> ۱۰ روز سرنوشت‌ساز از زندگی پیمان و لیلا‌ را در فضایی کاملا‌ شهری به تصویر می‌کشد.
اما در <بیست> به نظر می‌رسد در کنار نگاهی تجربی، شاهد نوعی تغییر در نگرش فیلمسازی کاهانی هستیم. او ضمن قبول این تغییر می‌گوید: <من هر روز که خورشید طلوع می‌کند و از خواب بیدار می‌شوم احساس می‌کنم تازه متولد شده‌ام. شب که می‌شود، می‌میرم. دیگر دیروز برایم تمام شده است. من یک طلوع دارم و یک غروب. فکر می‌کنم فردا نیستم.> او در دو فیلم قبلی خود، به نوع خاصی از طنز پرداخته است؛ جنس خاصی از طنز که در سایر فیلم‌ها شاهدش نیستیم.
در پاسخ به این پرسش که آیا این <طنز> در <بیست> هم وجود دارد، می‌افزاید: <در این فیلم هم طنز هست، اما من اسمش را طنز نمی‌گذارم؛ اسمش زندگی است. در زندگی ما گریه می‌کنیم، می‌خندیم، بغض می‌کنیم، دعوا می‌کنیم.> انتخاب بازیگران مطرح و نوع روایت در فیلم <بیست> نشان می‌دهد که کاهانی به مساله جذب مخاطب توجه خاصی داشته است. او عقیده دارد فیلم بر پایه یک قصه ساده خطی پیش می‌رود که قرار است تماشاگر را درگیر کند. وی البته منکر بی‌توجهی به فضاهای تجربی نیست، اما عقیده دارد این تجربه‌گرایی نه در حرکت دوربین‌ها و نوع روایت بلکه در محدود بودن فضا رخ داده است. انتخاب لوکیشن فیلم هم از نکات حائز اهمیت است. به اعتقاد کاهانی، بر فیلم فضایی کارگری حاکم است و آدم‌های آن زیر خط فقر هستند، از این رو فضا باید متناسب با این حال و هوا باشد. او برای پیدا کردن این تالا‌ر، ۸۰، ۹۰ درصد تالا‌رهای تهران را زیر پا گذاشته است! از سوی دیگر حضور پوران درخشنده در مقام تهیه‌کننده این فیلم، از دیگر نکات مهم و قابل‌توجه آن است.
● یک بازیگر زن: مهتاب کرامتی
وقتی فیلمبرداری سکانس بیست‌ونهم تمام می‌شود، به داخل خانه فیروزه (مهتاب کرامتی) می‌روم. او با همان گریم سرصحنه، گوشه‌ای نشسته است. عوامل فیلم خود را برای فیلمبرداری از صحنه دیگر آماده می‌کنند، صحنه‌ای که دو کارگر مجروح تالا‌ر داخل خانه فیروزه هستند و قرار است سر و صورت آنها پانسمان شود. کرامتی در این فیلم با گریم متفاوتی مقابل دوربین ظاهر شده است حتی کاراکتری که نقش آن را برعهده گرفته هم متفاوت است. در پاسخ به سوال من در مورد نقش و گریم متفاوتش می‌گوید: <همیشه دوست دارم که نقش‌های متفاوتی را ایفا کنم و این به نوعی دغدغه‌ام بوده است. خیلی از بازی در این نقش هیجان‌زده‌ام؛ نقش زنی که برای گذران زندگی مجبور است تلا‌ش کند. امیدوارم توانسته باشم این نقش را آنقدر درست ایفا کنم که مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.> این اولین همکاری کرامتی با کاهانی نیست؛ چراکه آن دو در فیلم <آدم> هم همکاری داشته‌اند. او درباره رویکرد فیلمسازانه کاهانی می‌افزاید: <سبک فیلم کاهانی را دوست دارم. سادگی خاصی در روایتش هست که برایم جذاب است. او داستان را ساده بیان می‌کند حتی اگر داستان، یک داستان فراواقعی باشد. به نظر من کاهانی جزو کارگردان‌های نسل سوم است که از همین حالا‌ نشان داده آدم موفقی است و فکر می‌کنم در آینده هم موفق خواهد بود.>
● بیست و دیگر صحبت‌ها
به نظر می‌رسید مهران احمدی بعد از فیلمبرداری صحنه درگیری، فشار زیادی متحمل شده است. می‌گفت انگار دعوای واقعی کرده‌ام. احمدی از اولین فیلم کاهانی با او همکاری داشته و هم‌اینک در <بیست> در نقش میثم یکی از کارگرهای تالا‌ر ظاهر می‌شود. احمدی در کنار بازی در فیلم‌های کاهانی، دستیار و برنامه‌ریز او هم هست. او در توضیح نقش خودش می‌گوید: <میثم یک بچه‌شهرستانی است که به عشق بازیگری به تهران آمده و رویاهایش خیلی زود نقش بر آب شده است. وقتی با واقعیت سینما روبه‌رو می‌شود لا‌جرم شغل کارگری رستوران را انتخاب می‌کند...> علیرضا حسینی دیگر بازیگر <بیست> است که برای اولین‌بار با کاهانی همکاری می‌کند. در مورد نقش خود می‌گوید: <من در نقش بابک بازی می‌کنم. پسری که از زمان تولد تا حالا‌، پدرش را ندیده. پدرش کسی نیست جز سلیمانی (پرستویی.) بابک نوازنده آکاردئون است. به طریقی به تالا‌ر راه می‌یابد و در تالا‌ر نوازندگی می‌کند، درحالی که کسی حتی سلیمانی نمی‌داند او پسرش است...> در حالی که فیلمبرداری سکانس بیست‌ونهم ادامه دارد، با نوید فرح‌مرزی (طراح گریم) هم صحبتی می‌کنم. او معتقد است در فیلم <بیست> به نوعی قاعده‌شکنی در گریم بازیگران رسیده است. در این باره می‌گوید: <در فیلم دو کاراکتر هستند که گریم‌شان نسبت به بقیه سنگین‌تر است، حبیب رضایی و مهتاب کرامتی. خودم معتقدم اهل شوی گریم نیستم. گریم را تصحیح چهره می‌دانم.> با عباس رستگار‌پور صدابردار فیلم هم گپی می‌زنم. او ضمن دشوار خواندن کار صدابرداری داخلی، می‌گوید: <تلا‌شم این است که به بهترین نحو کار صدابرداری سر صحنه را انجام دهم. البته دشواری‌هایی هم هست، ازجمله سروصدای زیاد در تالا‌ر به جهت مجاورت آن با خیابان.>
مسعود سلا‌می فیلمبردار فیلم هم که تا به حال تمام فیلم‌های کاهانی را فیلمبرداری کرده، در مورد رویکرد خود در فیلمبرداری این فیلم می‌گوید: <سعی کردم فیلمبرداری رئال باشد. این سومین همکاری من و کاهانی است. مزیت این همکاری آن است که ما زبان هم را خوب می‌فهمیم، بنابراین نگاه‌ها به هم نزدیک می‌شود. به هرحال سختی کار را پشت سر گذاشته‌ایم. تقریبا ۸۰ درصد کار، تمام شده است...>

پرویز براتی

منبع : روزنامه اعتماد ملی

مطالب مرتبط

اسلیپ استریم Slipstream

اسلیپ استریم Slipstream
▪ نویسنده و کارگردان: آنتونی هاپکینز.
▪ موسیقی: آنتونی هاپکینز.
▪ مدیر فیلمبرداری: دانته اسپینوتی.
▪ تدوین: مایکل آر. میلر.ی
▪ طراح صحنه: اسماعیل کارده ناس.
▪ بازیگران: آنتونی هاپکینز[فلیکس بونهافر]، استلا آرویو[جینا]، لانا آنتونووا[لیلی]، جین بورکن[مل]، مایکل کلارک دانکن[مارت]، فیونلا فلانگان[بت لاستیگ]، جنیفر آن فراتنکلین[شلی]، مونیکا گارسیا[مونیکا]، گاوین گریزر[گاوین]، کریستوفر لافورد[لارس]، ویلیام لاکین[کارآگاه باز لارابی]، جنیفر مان[جوآنی]، کریستین اسلیتر[ری]، جان تورتورو[تهیه کننده]، جین تامپسون[مارشا]، جفری تامبور[گیک/جفری/دکتر گیکمن]، لیزا پپر[تریسی]، اپیتا مرکرسون[بانی]، کن میلن[دکتر استو کوهن] و کوین مک کارتی به نقش خودش.
▪ ٩٦ دقیقه.
▪ محصول ٢٠٠٧ آمریکا.
▪ نام دیگر: Slipstream Dream.
▪ برنده جایزه داوران جوان و نامزد یوزپلنگ طلایی جشنواره لوکارنو.
▪ ژانر: کمدی، درام، فانتزی، علمی تخیلی.
فلیکس بونهافر، فیلمنامه نویس دچار حادثه شده و شخصیت های آخرین فیلمنامه اش به نام اسلیپ استریم و گروه سازنده فیلمی بر اساس آن وارد زندگی او می شوند.
● چرا باید دید؟
یک نوآر کمدی از بازیگر بزرگ زمانه ما سر فیلیپ آنتونی هاپکینز که بسیار دیر و با حضور در فیلمی آمریکای شناخته شد.
یک هشت و نیم انگلیسی آمریکایی که در آن فیلمنامه نویسی نه چندان مشهور با سرنوشت، رویاها و واقعیت های پیرامونش برخورد می کند. اما آن چه مهم است نحوه کشف تمامی اینهاست.
هاپکینز با استفاده از ایده های ادبیات اسلیپ استریم و آموزه های هندویسم[کارما] و ایده تناسخ به نوع تازه ای از روایت تو در تو و سیال ذهنی دست پیدا می کند که نمونه های مشابهی در گذشته داشته است. شاید به همین خاطر تاکید او روی این نوع روایت تا نیمه فیلم چندان خوش آیند نباشد.
اما با باز شدن گره های داستان و مشخص شدن جایگاه شخصیت ها در رویا و واقعیت فیلم شکل منسجم تری به خود می گیرد و دنبال کردن آن نیز برای تماشاگری که از ادبیات اسلیپ استریم زاده دوران New Age و کارما شناخت چندانی ندارد، راحت تر می شود.
این سومین تجربه کارگردانی هاپکینز است و بر خلاف دو فیلم پیشین که کسی آنها را به یاد ندارد و شاید ندیده باشد، نشان از توانایی قصه گویی او در مقام کارگردان دارد.
می توانید فیلم را با مگنولیای پل تامس اندرسون نیز مقایسه کنید که زندگی را زنجیره ای از تصادف های صرف می داند، اما در یک کلمه باید گفت: توضیح فیلم چندان ساده نیست! هر کس می تواند تعابیر متفاوتی از فیلم داشته باشد.
می شود آن را به عنوان هجویه ای از دنیای فیلمسازی دید. یا یک فیلم در فیلم با نگاهی فلسفی و ... اما آنچه مسلم است لحن شوخ و گاه تلخ هاپکینز در کنار موسیقی بسیار زیبایی که برای فیلم تصنیف کرده، نشان از تولد یک فیلمساز دارد، هر چند این اتفاق اندکی دیر رخ داده است.

وبگردی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی - با اینکه عوامل اطلاعاتی عربستان، پیش از آغاز عملیات بازداشت و قتل خاشقجی، دوربین‌های امنیتی را از کار انداختند، اما روز گذشته تصاویر زیر در شبکه‌های اجتماعی و همچنین برخی سایت‌های عربی مخالف رژیم سعودی منتشر شده است. هنوز مشخص نیست که این تصاویر، واقعاً مربوط به این جنایت است، یا اینکه آن را شبیه‌سازی و صحنه‌سازی کرده‌اند. و همینطور هیچ مرجع رسمی این تصاویر را تایید نکرده است.
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا!
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا! - پس از دیدار پرسپولیس و کاشیما، در اولین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی تغییرات محسوس و عجیبی نسبت به دیدار فینال آسیا دیده می‌شود.
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.