چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

بیست روز جدال برای زندگی


بیست روز جدال برای زندگی
ساکنان یکی از نقاط جنوبی شهر تهران این روزها شاهد حضور بازیگران نام‌آشنایی همچون پرویز پرستویی، مهتاب کرامتی، حبیب رضایی، علیرضا خمسه، فرشته صدرعرفایی، مهران احمدی و ... هستند که برای بازی مقابل دوربین عبدالرضا کاهانی، به این مکان رفت و آمد می‌کنند. کاهانی بعد از ساخت دو فیلم <آدم> و < آن‌جا> این بار محله‌ای حوالی میدان خراسان تهران را به عنوان لوکیشن جدیدترین فیلم خود یعنی <بیست> انتخاب کرده است. در این محله یک تالا‌ر پذیرایی هست که بخش عمده وقایع فیلم در آن می‌گذرد. عوامل و بازیگران این فیلم تا هفته آینده به این محله و این تالا‌ر رفت و آمد می‌کنند تا کار فیلمبرداری سومین تجربه جدی کاهانی به اتمام برسد. به بهانه فیلمبرداری فیلم بیست سری به پشت صحنه آن زدیم و با بازیگران و عوامل این فیلم به گفت‌وگو نشستیم که ماحصل آن را در ادامه می‌خوانید.
● روز، داخلی، تالا‌ر سلیمانی
<تالا‌ر پذیرایی سلیمانی> روی ساختمانی که اتومبیل مقابلش می‌ایستد، این عبارت به چشم می‌خورد. پیاده می‌شوم و به لوکیشن اصلی آخرین فیلم عبدالرضا کاهانی دقیق‌تر می‌شوم؛ تالا‌ری ساده در خیابان منصور حوالی میدان خراسان. بیرون تالا‌ر نشانی از فیلمبرداری یا حضور عوامل فیلم نمی‌بینم. وارد تالا‌ر می‌شوم. قبل از همه نگاهم متوجه خانمی می‌شود که قبلا‌ او را دیده‌ام. او البته من را به یاد نمی‌آورد. راستش من هم نامش را به یاد نمی‌آورم! فقط می‌دانم که همسر عبدالرضا کاهانی است. بعد از سلا‌م و احوالپرسی و گپی کوتاه، یادم می‌آید که نامش شیما منفرد است. او منشی صحنه بیست فیلم جدید کاهانی است و البته قرار است در کار تدوین هم با همسرش همکاری کند. آقای درخشنده را که قبلا‌ برای پیدا کردن این محل با او تلفنی صحبت کرده‌ام، می‌بینم و همچنین چند تن دیگر از عوامل فیلم از جمله عباس رستگارپور، صدابردار را. کمی می‌گذرد و سر و کله کاهانی پیدا می‌شود. ساده‌تر از دو سال قبل است؛ با یک پیراهن سفید و یک شلوار پارچه‌ای. این سومین فیلم اوست، بعد از <آدم> و <آن‌جا.> ‌
صحبت‌هایم را با خانم منفرد ادامه می‌دهم. او از انتخاب این تالا‌ر به عنوان لوکیشن اصلی فیلم می‌گوید و اینکه کاهانی دنبال فضایی بوده است تا متناسب با فضای کلی فیلم باشد. گویا این تالا‌ر تعطیل است و صاحبش آن را برای فروش گذاشته است. هم‌اکنون موافقت شده یک ماه در اختیار عوامل فیلم کاهانی باشد. سومین فیلم بلند این کارگردان، قصه یک تالا‌ر پذیرایی را بازگو می‌کند که تعدادی کارگر در آن مشغول به کار هستند و هر یک به دلیلی، وابستگی کاری و عاطفی به تالا‌ر دارند. در راس آنها شخصیتی به نام سلیمانی (پرویز پرستویی) قرار دارد که به اعتقاد شیما منفرد، شخصیتی فسیل‌شده در فیلم است و همه چیز برای او به روزمرگی تبدیل شده.
او به توصیه پزشک می‌خواهد تالا‌ر را بفروشد و ۲۰ روز تا این اتفاق باقی مانده؛ از این رو کارگران در روزهای باقیمانده در تلا‌ش هستند تا این اتفاق نیفتد. آنها هم به کار در این تالا‌ر نیازمندند، هم به جای خواب آن! در این میان فیروزه (مهتاب کرامتی) یک زن تنها و جوان است که شوهرش را از دست داده و یک بچه دارد. او خانه‌ای را اجاره کرده ولی با مشکلا‌ت زیادی روبه‌رو است... صحبت‌هایم با خانم منفرد به جهت فرا رسیدن زمان افطار، نیمه‌تمام می‌ماند و ما به طبقه پایین تالا‌ر می‌رویم. حبیب رضایی آنجا نشسته و مشغول صرف افطار است. این روزها شاهد بازی او در فیلم همیشه پای یک زن درمیان است هستیم و سال‌ها پیش هم در آژانس شیشه‌ای خوش درخشید. او البته رضایت نمی‌دهد که درباره فیلم و نقش‌خود در آن صحبت کند. معتقد است گزارش‌های پشت صحنه اغلب تکراری هستند! من هم زیاد اصرار نمی‌کنم. او در نقش یکی از کارگران تالا‌ر بازی می‌کند. ‌
● شب، خارجی، خانه فیروزه
لوکیشن دوم فیلم بیست در یکی از کوچه پس‌کوچه‌های اطراف میدان خراسان قرار دارد. اینجا خانه فیروزه (مهتاب کرامتی) است؛ خانه‌ای کوچک و آجری با معماری قدیمی که کاهانی به سختی و با جست‌وجوی فراوان آن را پیدا کرده است. بیرون خانه، مسعود سلا‌می فیلمبردار فیلم‌های کاهانی را می‌بینم که ریل خود را نصب کرده و مشغول تنظیم دوربین، نور، زاویه دوربین و دیگر نکات فنی است. در داخل هم دیگر عوامل فیلم، خانه را برای سکانس بیست‌ونهم آماده می‌کنند. کاهانی هم مشغول انجام مقدمات کار خود است. هنوز فیلمبرداری شروع نشده، جمعیتی از مشتاقان سینما، مردم و کسبه محل در کوچه ایستاده‌اند تا از نزدیک شاهد بازی مهتاب کرامتی، حبیب رضایی، مهران احمدی و بقیه باشند. شیما منفرد که مقابل در خانه فیروزه روی یک صندلی نشسته، درباره این سکانس می‌گوید: <این دومین سکانسی است که ما در این کوچه می‌گیریم. ما در این لوکیشن که شب‌هنگام فیلمبرداری می‌شود، شاهد توقف وانت کارگران تالا‌ر سر کوچه هستیم. معمولا‌ وقتی تالا‌ر تعطیل می‌شود، کارگران توسط وانت تالا‌ر که میثم (مهران احمدی) راننده آن است به در خانه‌هایشان رسانده می‌شوند.
اینجا قرار است مهران احمدی و حبیب رضایی، فیروزه را مقابل کوچه‌اش پیاده کنند.> ساعتی می‌گذرد. فیروزه (مهتاب کرامتی) با گریم متفاوت در حالی که چادری به سر دارد و یک بچه همراه اوست به سمت خانه‌اش می‌آید. هنوز فیلمبرداری آغاز نشده. کرامتی به داخل می‌رود و خود را برای این سکانس آماده می‌کند. بعد از نیم‌ساعت که دوربین کاملا‌ مستقر شد و نور و صدا هم تحت کنترل قرار گرفت، کاهانی دستور شروع فیلمبرداری را می‌دهد. وانت سر کوچه می‌ایستد و فیروزه پیاده می‌شود. حبیب رضایی از پشت وانت بیرون می‌پرد و بعد از خداحافظی با فیروزه جلوی در، کنار میثم می‌نشیند. وانت چند متری جلو می‌رود. در این لحظه فیروزه فاصله سرکوچه تا دم در خانه را پیموده و وارد خانه شده. او به سوت دو مرد جوان که قصد مزاحمت دارند، توجهی نمی‌کند. ناگهان سر و صدایی سر کوچه می‌شنود، با عجله از خانه بیرون می‌آید و می‌بیند که میثم و حبیب رضایی با دو مرد جوان که قصد مزاحمت برای او داشتند درگیر شده‌اند. میثم کمربند خود را درمی‌آورد و به کتک زدن آن دو مرد می‌پردازد. درگیری شدید است. در این لحظه کاهانی کات می‌دهد. او از این صحنه راضی است. مردم و تماشاگران حاضر در محل، کف مرتبی برای بازیگران می‌زنند.
● یک کارگردان: عبدالرضا کاهانی
عبدالرضا کاهانی از فیلم <آن‌جا> به بعد، فضای داستان‌هایش را به شهرها کشانده است. در فیلم اول او <آدم> به روستایی می‌رویم که <عیش‌آباد> نام دارد و در خراسان واقع است. همه اهالی این روستا نوازنده هستند و ۲۰ سالی است که مرگی از این روستا گزارش نشده است. در فیلم <آن‌جا>، کاهانی با محور قرار دادن موضوعی همچون <مهریه> ۱۰ روز سرنوشت‌ساز از زندگی پیمان و لیلا‌ را در فضایی کاملا‌ شهری به تصویر می‌کشد.
اما در <بیست> به نظر می‌رسد در کنار نگاهی تجربی، شاهد نوعی تغییر در نگرش فیلمسازی کاهانی هستیم. او ضمن قبول این تغییر می‌گوید: <من هر روز که خورشید طلوع می‌کند و از خواب بیدار می‌شوم احساس می‌کنم تازه متولد شده‌ام. شب که می‌شود، می‌میرم. دیگر دیروز برایم تمام شده است. من یک طلوع دارم و یک غروب. فکر می‌کنم فردا نیستم.> او در دو فیلم قبلی خود، به نوع خاصی از طنز پرداخته است؛ جنس خاصی از طنز که در سایر فیلم‌ها شاهدش نیستیم.
در پاسخ به این پرسش که آیا این <طنز> در <بیست> هم وجود دارد، می‌افزاید: <در این فیلم هم طنز هست، اما من اسمش را طنز نمی‌گذارم؛ اسمش زندگی است. در زندگی ما گریه می‌کنیم، می‌خندیم، بغض می‌کنیم، دعوا می‌کنیم.> انتخاب بازیگران مطرح و نوع روایت در فیلم <بیست> نشان می‌دهد که کاهانی به مساله جذب مخاطب توجه خاصی داشته است. او عقیده دارد فیلم بر پایه یک قصه ساده خطی پیش می‌رود که قرار است تماشاگر را درگیر کند. وی البته منکر بی‌توجهی به فضاهای تجربی نیست، اما عقیده دارد این تجربه‌گرایی نه در حرکت دوربین‌ها و نوع روایت بلکه در محدود بودن فضا رخ داده است. انتخاب لوکیشن فیلم هم از نکات حائز اهمیت است. به اعتقاد کاهانی، بر فیلم فضایی کارگری حاکم است و آدم‌های آن زیر خط فقر هستند، از این رو فضا باید متناسب با این حال و هوا باشد. او برای پیدا کردن این تالا‌ر، ۸۰، ۹۰ درصد تالا‌رهای تهران را زیر پا گذاشته است! از سوی دیگر حضور پوران درخشنده در مقام تهیه‌کننده این فیلم، از دیگر نکات مهم و قابل‌توجه آن است.
● یک بازیگر زن: مهتاب کرامتی
وقتی فیلمبرداری سکانس بیست‌ونهم تمام می‌شود، به داخل خانه فیروزه (مهتاب کرامتی) می‌روم. او با همان گریم سرصحنه، گوشه‌ای نشسته است. عوامل فیلم خود را برای فیلمبرداری از صحنه دیگر آماده می‌کنند، صحنه‌ای که دو کارگر مجروح تالا‌ر داخل خانه فیروزه هستند و قرار است سر و صورت آنها پانسمان شود. کرامتی در این فیلم با گریم متفاوتی مقابل دوربین ظاهر شده است حتی کاراکتری که نقش آن را برعهده گرفته هم متفاوت است. در پاسخ به سوال من در مورد نقش و گریم متفاوتش می‌گوید: <همیشه دوست دارم که نقش‌های متفاوتی را ایفا کنم و این به نوعی دغدغه‌ام بوده است. خیلی از بازی در این نقش هیجان‌زده‌ام؛ نقش زنی که برای گذران زندگی مجبور است تلا‌ش کند. امیدوارم توانسته باشم این نقش را آنقدر درست ایفا کنم که مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.> این اولین همکاری کرامتی با کاهانی نیست؛ چراکه آن دو در فیلم <آدم> هم همکاری داشته‌اند. او درباره رویکرد فیلمسازانه کاهانی می‌افزاید: <سبک فیلم کاهانی را دوست دارم. سادگی خاصی در روایتش هست که برایم جذاب است. او داستان را ساده بیان می‌کند حتی اگر داستان، یک داستان فراواقعی باشد. به نظر من کاهانی جزو کارگردان‌های نسل سوم است که از همین حالا‌ نشان داده آدم موفقی است و فکر می‌کنم در آینده هم موفق خواهد بود.>
● بیست و دیگر صحبت‌ها
به نظر می‌رسید مهران احمدی بعد از فیلمبرداری صحنه درگیری، فشار زیادی متحمل شده است. می‌گفت انگار دعوای واقعی کرده‌ام. احمدی از اولین فیلم کاهانی با او همکاری داشته و هم‌اینک در <بیست> در نقش میثم یکی از کارگرهای تالا‌ر ظاهر می‌شود. احمدی در کنار بازی در فیلم‌های کاهانی، دستیار و برنامه‌ریز او هم هست. او در توضیح نقش خودش می‌گوید: <میثم یک بچه‌شهرستانی است که به عشق بازیگری به تهران آمده و رویاهایش خیلی زود نقش بر آب شده است. وقتی با واقعیت سینما روبه‌رو می‌شود لا‌جرم شغل کارگری رستوران را انتخاب می‌کند...> علیرضا حسینی دیگر بازیگر <بیست> است که برای اولین‌بار با کاهانی همکاری می‌کند. در مورد نقش خود می‌گوید: <من در نقش بابک بازی می‌کنم. پسری که از زمان تولد تا حالا‌، پدرش را ندیده. پدرش کسی نیست جز سلیمانی (پرستویی.) بابک نوازنده آکاردئون است. به طریقی به تالا‌ر راه می‌یابد و در تالا‌ر نوازندگی می‌کند، درحالی که کسی حتی سلیمانی نمی‌داند او پسرش است...> در حالی که فیلمبرداری سکانس بیست‌ونهم ادامه دارد، با نوید فرح‌مرزی (طراح گریم) هم صحبتی می‌کنم. او معتقد است در فیلم <بیست> به نوعی قاعده‌شکنی در گریم بازیگران رسیده است. در این باره می‌گوید: <در فیلم دو کاراکتر هستند که گریم‌شان نسبت به بقیه سنگین‌تر است، حبیب رضایی و مهتاب کرامتی. خودم معتقدم اهل شوی گریم نیستم. گریم را تصحیح چهره می‌دانم.> با عباس رستگار‌پور صدابردار فیلم هم گپی می‌زنم. او ضمن دشوار خواندن کار صدابرداری داخلی، می‌گوید: <تلا‌شم این است که به بهترین نحو کار صدابرداری سر صحنه را انجام دهم. البته دشواری‌هایی هم هست، ازجمله سروصدای زیاد در تالا‌ر به جهت مجاورت آن با خیابان.>
مسعود سلا‌می فیلمبردار فیلم هم که تا به حال تمام فیلم‌های کاهانی را فیلمبرداری کرده، در مورد رویکرد خود در فیلمبرداری این فیلم می‌گوید: <سعی کردم فیلمبرداری رئال باشد. این سومین همکاری من و کاهانی است. مزیت این همکاری آن است که ما زبان هم را خوب می‌فهمیم، بنابراین نگاه‌ها به هم نزدیک می‌شود. به هرحال سختی کار را پشت سر گذاشته‌ایم. تقریبا ۸۰ درصد کار، تمام شده است...>

پرویز براتی

منبع : روزنامه اعتماد ملی

مطالب مرتبط

تفکیک دشوار خوب از بد


تفکیک دشوار خوب از بد
● مشخصات فیلم
▪ عنوان: «سوفی شول؛ آخرین روزها»
▪ كارگردان: مارك روتموند
▪ سناریست: فرد براینرز دورفر
▪ محصول: زایت گست فیلمز
▪ طول مدت: ۱۱۷ دقیقه
▪ بازیگران اصلی: جولیا ینتچ (در نقش سوفی شول)، الكساندر هلد (رابرت مور)، فابین هاین ریچ (هانس شول)، جوانا گاست دورف (السر گبل)، آندره هانیكه (دكتر رولاند فرایسلر)، فلوریان لستتر (كریستوفر پروبست)، یوهان سوم (الكساندر اسكمورل) و ماكسیمیلیان بروكنر (ویلی گراف)
درقلب و نقطه مركزی «شوفی شول؛ آخرین روزها» نمایی طولانی وجود دارد كه یك بازپرسی مفصل را در یك اداره پلیس در آلمان نازی در زمان جنگ جهانی دوم به تصویر می كشد. سؤال ها را رابرت مور (با بازی الكساندر هلد) مطرح می كند كه هر چند اینك یك افسر ارتش است، اما فیلم به ما می گوید فقط یك روستایی بوده كه به آرامی در سلسله مراتب حزب نازی بالا آمده است و اینك یك مدال ملی را كه نشانه میهن پرستی اوست بر سینه دارد.
كسی هم كه از او بازپرسی می شود، سوفی شول (با بازی جولیا ینتچ) است كه فیلم او را به عنوان دانشجوی رشته های بیولوژی و فلسفه به ما معرفی می كند. با این حال اتهام او این است كه در كمپ تحصیلی خود و همچنین در سطح شهر اقدام به پخش اطلاعیه هایی در ضدیت با آدولف هیتلر كرده و به انتقاد از رئیس دولت آلمان پرداخته است.
این نه یك كار «تریلر» (دلهره آور) بلكه یك روند و فرآیند پلیسی و بازپرسی متداول است و ما بیشتر اطلاعات موردنظرمان را پیش رو و در دسترس می بینیم. به نظر می رسد كه سوفی و برادرش هانس ( با بازی فابین هاین ریچ) محكوم اند و به سازمان «رز سفید» تعلق دارند و كار این نهاد زیرزمینی و پنهانی اقدام برضد هیتلر و افشای جنایات دولت نازی است و وظیفه خود می داند كه از هر كاری كه متوقف كننده جنگ جهانی دوم است استقبال و آن را اجرا كند و مانع تلاش نازی ها برای جهان گستری و تقویت خویش شود.
فیلم به ما می گوید كه سوفی و هانس در اصل می خواسته اند كه نامه ها و اطلاعیه ها را به نشانی افراد مورد نظر پست كنند، اما چون وقتی برای این كار نمانده است، اقدام به پخش آن ها در محل كمپ كرده اند و باز فیلم به ما می گوید كه سوفی شول و برادرش آدم هایی مذهبی (كاتولیك) و معتقد به اصولی هستند و كارهایشان در درجه اول براساس وجدان گروهی و وظایف اجتماعی صورت می گیرد.
آن ها انبوهی از اطلاعیه ها را در نقاط مختلف شهر جای می دهند و این پس از تمام شدن وظایف شان در این ارتباط در كمپ تحصیلی است. با این حال سرایدار خانه محل سكونت شان آنها را لو می دهد. از یك سو این سرایدار بتازگی به حزب نازی پیوسته و از جانب دیگر از دردسری كه انبارشدن این اطلاعیه ها بر روی هم و لزوم جمع آوری آنها برای او به وجود آورده، ناراضی است.
پس از آن است كه بازپرسی های مورد بحث از شول و برادرش شروع می شود، ولی نه در این صحنه ها و نه در صحنه های مربوط به حضور و ظلم نازی ها، خبری از مسائل دراماتیك ظاهری و تعلیق تصنعی نیست و نوعی واقعیت گرایی در كار و در تصاویر ارائه شده مشاهده می شود. كارگردانی با مارك روتموند بوده و نوشتن سناریو با فرد براینرز دورفر و آن چه این ویژگی ها و محسنات رابه فیلم بخشیده، این نكته است كه ماجرا براساس یك رویداد واقعی تدوین و ارائه شده و بیوگرافی و دست نویس های خود سوفی شول كه مرارت های او را شرح می دهد، مبنای كار قرار گرفته است.
متن بازجویی ها از سوفی شول در وزارت اطلاعات آلمان شرقی سابق باقی مانده بود و پس از سقوط دیوار برلین به دست دولت آلمان غربی افتاد كه با شراكت قسمت شرقی، كشور آلمان واحد را ساخت. اگر این فرض و صحت پرونده های جمع آوری شده از سوی گشتاپو و باقی ماندن آن در آلمان شرقی برای ۴۵سال بعدی را بپذیریم، باید یادآوری كنیم كه هر چه در این فیلم می بینیم و می شنویم عین واقعیت است . دراین صورت شول ساعت ها و روزهای هولناكی را گذرانده و روتموند در به تصویركشیدن آن توفیق لازم را داشته است، ولی این كار را بسیار خشك و بدون مبنا قراردادن احساس و جهت گیری آشكار صورت داده است.
شخصیت مور برای ساعت های مدید روبه روی ما و بهتر بگوییم رودرروی شول می نشیند و بارها از او سؤال می كند و سؤالات او متمركز برنحوه و ساعت های حضور او در كمپ تحصیلی است، ولی شول آرامش خود را از دست نمی دهد و مسلط و آرام جواب هایش را ارائه و مطرح می كند. اگر روی این سكانس چندبار تأكید و حتی مطلب را با وصف آن شروع كردیم، به دلیل تأثیرگذاری آن است. این توفیق به حدی است كه تماشاگر حس می كند نه ناظر صرف بلكه عضوی از هیأت ژوری بررسی كننده موضوع است. درعین حال بیننده ناخودآگاه (و شاید هم آگاهانه) مایل به تبرئه شدن شخصیت شول و رهاشدن او از زیر فشار و اتهامات است.
روتموند(لابد براساس همان مستندات موجود در دفتر گشتاپو) به ما می گوید كه یك فرایند طولانی قضایی برای بررسی پرونده به كار گرفته شده و حتی خصایل سنتی و عادی و رایج این امر نیز به اجرا گذاشته شده و تأكید او برروی این نكته كه حتی نازی ها هم مایل بودند براساس قانون خطاكاران را محاكمه كنند، جالب توجه می نماید و این امر تفكیك خوب از بد و ظالم از مظلوم را برای بیننده قدری دشوار می كند.
در نهایت حكم دادگاه كوچك بررسی كننده اتهام سوفی شول صادر می شود كه دال بر محكومیت وی است. و از آن جا كه حتی عنوان فیلم (آخرین روزها) حاكی از محكومیت و تمام شدن كار شول است، ما نباید متعجب شویم و از ابتدا باید برایمان قابل فهم و پیش بینی باشد. در عین حال آن چه جای تعجب دارد، این است كه ما با شنیدن حكم نهایی بازهم تكان می خوریم. اینجا خبری از فرجام خواهی و پژوهش و درخواست تجدید نظر و چیزهایی از این قبیل نیست.
بدتر از همه رواج این باور و جا افتادن این نكته در فیلم است كه این مأموران و افسران آلمان نازی فقط وظایف خود را انجام می داده اند و اگر شول و یا كسی را دادگاهی و در نهایت محكوم كرده اند، به دلیل انجام وظیفه و با چنین نیتی بوده است. واقعیت مشخص نیست، اما اگر اخبار و شایعات ماه های پس از اكران فیلم را مبنا بگذاریم، باید یادآور شویم كه بیوه رابرت مور توانسته بود پس از اتمام جنگ دوم از دولت آلمان و حكومت بعدی آن كشور مستمری و حقوق بازنشستگی شوهرش را دریافت كند و اگر چنین شده باشد، به این نتیجه می رسیم كه سوفی شول برای رسیدن به هدفی می جنگیده كه حتی بیشتر افرادجامعه با وجود نیاز به آن، توجه و اعتنای چندانی به آن نداشته اند، ما می دانیم و می فهمیم كه مور شخصیت شیطانی قصه است ، اما تصویری كه روتموند به ما ارائه می كند، او را فقط یك مأمور وظیفه شناس جلوه می دهد. مردی كه به او گفته اند قانون یعنی حفظ آلمان نازی و نظم یعنی برچیدن هرچیزی كه این امر را به خطر می اندازد.
تأكید كامل و مفرط بر روی سوفی شول چون فیلم در باره اوست، می تواند یك ایراد باشد، اما می توانید در ذهن خود به راحتی تصور كنید كه مشابه این قضایا می توانسته برای هریك از مخالفان دیگر دولت آلمان نازی هم روی بدهد. پرونده ها و شواهد موجود در مورد سوفی شول فراوان اما پیچیده و گنگ و به تبع آن ممكن برای رد و تكذیب كردن است. این كه او با تمام وجود تكذیب نمی كند و یا تكذیب هایش در پشت گوش های بسته مور توقف می كند، از بداقبالی خاندان شول است.
پدر سوفی و هانس در پایان و قبل از این كه آنها را برای اعدام ببرند، فرزندانش را برای مبارزه جویی شان و تلاش برای براندازی نازی ها تحسین می كند، اما این هم دلخوشی و پاداشی كوچك برای كسانی است كه یا در سازمان سیاسی شول در آن زمان فعال بوده اند (و اینك در قید حیات نیستند) و یا اینك به تماشای كار روتموند می نشینند و بارها از خود می پرسند كه چگونه اروپایی ها اجازه دادند آلمان آن ماشین جنگی را به راه بیندازد و دست به هر اقدامی برای تقویت خود بزند و فقط زمانی به فكر مقابله با آن افتادندكه دیر شده و ژرمن ها ماشین جنگی خود را روشن كرده بودند و امثال شول ها را نیز در هم می شكستند.
«سوفی شول» كه در اوایل سال ۲۰۰۶ در سطح جهان اكران و نامزد جایزه اسكار برترین فیلم «خارجی» (غیرآمریكایی ) سال شد، اینك در بیست و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر در تهران نیز به نمایش گذاشته شده است.


وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    معرفی شغل پرستاری برای صبورها
    مشاغل زیادی هستند که ما آن‌ها را به درستی نمی‌شناسیم. آدم‌های زیادی هم هستند که هنوز جویای شغل مناسب هستند. ما شما را با برخی از این مشاغل آشنا می‌کنیم.